WEBVTT

00:00.001 --> 00:11.112
بامابین تقدیم می‌کند
.:: Bamabin.com ::.

00:24.512 --> 00:28.512
تلگرام و اینستاگرام
.:: @Bamabincom ::. @Bamabin_Com

00:38.792 --> 00:40.625
نمی‌دونم از کجا شروع کنم

00:41.833 --> 00:45.250
به‌گمونم برای تعریف کردن قتلِ آدینه نیک
از دید خودم

00:45.333 --> 00:46.958
باید از اینجا شروع کنم

00:47.625 --> 00:51.750
نُه ماه پیش، وقتی این شماسِ آشغال
گنده‌تر از دهنش حرف زد

00:51.833 --> 00:53.042
و منم همچین کاری کردم

00:58.333 --> 00:59.958
لعنتی

01:00.750 --> 01:03.083
پس مبارزی؟

01:03.583 --> 01:05.708
نه پدر، اصلا

01:05.792 --> 01:09.042
خب، ما یه شماس داریم که اگه
فکش نشکسته بود خلافش رو می‌گفت

01:09.125 --> 01:11.750
اون قدیم‌ها، بله، بوکسور بودم

01:12.250 --> 01:14.833
و توی خیابون‌ها زندگی می‌کردم
و کارهای دیگه‌ای هم کردم

01:14.917 --> 01:18.708
،امروزه به مبارز نیاز داریم
ولی برای مبارزه با دنیا

01:19.458 --> 01:21.083
نه با خودمون

01:21.167 --> 01:24.625
.کشیش، یک شبانه
دنیا هم گرگه

01:24.708 --> 01:25.833
نه

01:29.250 --> 01:33.625
پدر، با کمال احترام، من چنین باوری ندارم

01:33.708 --> 01:36.500
،اگه شروع به مبارزه با گرگ‌ها کنی
تا چشم به‌هم بزنی

01:36.583 --> 01:38.292
هرکسی که درکش نکنی برات حکم گرگ رو
پیدا می‌کنه

01:39.333 --> 01:42.333
هنوزم اون غریزه مبارز رو دارم
و امروز تسلیمش شدم

01:42.417 --> 01:44.833
ولی مسیح اومد تا دنیا رو شفا بده
نه که باهاش مبارزه کنه

01:44.917 --> 01:46.208
من چنین عقیده‌ای دارم

01:46.292 --> 01:49.583
دستاش اینجوری بود، نه اینجوری

01:50.833 --> 01:52.667
صرفا می‌خوام کشیش خوبی باشم

01:53.625 --> 01:56.917
می‌خوام به آدم‌های درهم‌شکسته مثل خودم
بخشش و عشق مسیح رو نشون بدم

01:57.000 --> 01:59.000
دنیا به شدت به این نیاز داره

02:01.708 --> 02:04.583
،یه شانس دیگه بهم بدین
قول می‌دم این کار رو بکنم

02:04.715 --> 02:15.826
«مترجمان: علیرضا نورزاده و داوود آجرلو»
::. MrLightborn11 Highbury .::

02:16.958 --> 02:18.125
عالی‌جناب

02:18.833 --> 02:21.042
بارها و بارها به خاطر من
از خودت مایه گذاشتی

02:21.125 --> 02:23.625
...من نا امیدت کردم و هرچی
خیلی‌خب -

02:23.708 --> 02:24.792
...گوش کن

02:25.292 --> 02:28.250
عوضی بودن شبان کلارک
بر همه آشکاره

02:28.333 --> 02:30.792
هیچ‌کس بابت اینکه خوابوندی تو گوشش
اونقدرها هم ناراحت نیست

02:30.875 --> 02:32.375
راستش برعکس

02:32.458 --> 02:35.042
ولی باید در راستاش هم یه کاری بکنیم

02:36.042 --> 02:39.250
داریم می‌فرستیمت به یه کلیسای محلیِ کوچیک
توی چیمنی راک

02:39.333 --> 02:42.375
اونجا یه کشیش داره فقط

02:43.667 --> 02:45.000
قراره دستیار کشیش بشم؟

02:45.083 --> 02:47.250
آره، خب خیلی ذوق نکن

02:47.333 --> 02:48.333
چیه؟

02:48.667 --> 02:53.417
قراره بری کلیسای بانوی استقامت جاودان‌مان

02:53.500 --> 02:56.583
.که مسئولش مونسینیور جفرسون ویکسه
جفرسون ویکس رو می‌شناسی؟

02:57.458 --> 03:00.958
.خیلی‌خب ببین، ویکس اینجا حامی‌های خودش رو داره
ولی من حامیش نیستم

03:01.042 --> 03:02.125
بین خودمون بمونه

03:02.208 --> 03:05.167
به نظر من یه خرده مخش تاب داره
و آدم حرومزاده‌ایه

03:06.167 --> 03:10.833
اما چیزی که غیرقابل انکاره اینه که جماعت کلیساش
روز به روز کم‌تر و حتی بی‌روح می‌شه

03:11.792 --> 03:15.333
به حرف‌هایی که اون داخل زیادی
نیاز دارن. می‌گیری چی می‌گم؟

03:15.958 --> 03:18.292
اصلا، ولی آره

03:18.375 --> 03:20.458
آره، آره

03:20.542 --> 03:23.417
روح القدس رفت تو جلدم. بفرستم پیشش -
هی، هی -

03:23.500 --> 03:27.042
.دست‌ها اینجوری باشن، نه اینجوری
درسته؟

03:31.167 --> 03:32.375
موفق باشی، بچه جون

03:38.167 --> 03:40.792
پس، اینجوری شد که اومدم چیمنی راک

03:43.333 --> 03:45.167
مثل دانیال توی لونه‌ی شیر

03:45.250 --> 03:47.000
مثل داوود ایستاده جلوی غول جالوت

03:47.500 --> 03:49.917
جوون، احمق و سرشار از انرژی مسیح

03:50.000 --> 03:51.750
واسه هرچیزی آماده بودم

03:51.835 --> 03:56.835
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور با زیرنویس چسبیده
Bamabin.com

04:14.721 --> 04:17.433
«بیدار شو، مَرد مُرده»

04:23.792 --> 04:24.875
پدر جفرسون؟

04:25.792 --> 04:28.083
سلام. جاد دوپلنتیسی هستم از آلبانی
[ یک ایالت در آمریکا ]

04:28.167 --> 04:30.875
خدا پشت و پناهت، جاد دوپلنتیسی
از آلبانی

04:34.000 --> 04:36.125
اومدی کلیسام رو ازم بگیری؟

04:37.458 --> 04:39.250
اوه، نه

04:39.833 --> 04:40.833
خوبه

04:41.583 --> 04:44.000
خیلی‌خب، مونسینیور ویکس صدام کن

04:44.917 --> 04:46.208
می‌بینم که با مارتا آشنا شدی

04:47.083 --> 04:48.333
مارتا؟ نه

04:48.417 --> 04:49.917
مونسینیور ویکس -
یا عیسی -

04:50.000 --> 04:52.500
صبح زود بیدار شدم که
نقره‌جات رو برق بندازم

04:52.583 --> 04:53.875
لک گرفته بودن

04:53.958 --> 04:55.500
خوبه مارتا

04:55.583 --> 04:57.792
پدر... جاد

04:59.083 --> 05:00.375
اینجا قدمت روی چشم ماست

05:00.875 --> 05:02.500
ممنون، مارتا

05:02.583 --> 05:05.208
...راستش داشتم به پدر ویکس می‌گفتم

05:05.292 --> 05:06.875
مونسینیور ویکس

05:07.708 --> 05:09.583
.مونسینیور، درسته
ببخشید

05:10.083 --> 05:11.708
و ببخشید که اسم عیسی رو آوردم

05:13.500 --> 05:15.667
داره عالی پیش می‌ره، فکر کنم

05:15.750 --> 05:18.292
اسقف لنگستروم فرستادتت، هان؟

05:19.167 --> 05:20.250
لنگستروم

05:20.750 --> 05:22.417
خوب می‌شناسمش

05:22.500 --> 05:24.708
خودش شخصاً تو رو انتخاب کرد
و فرستادت اینجا

05:25.500 --> 05:27.000
این حرف توشه

05:29.583 --> 05:30.792
خیلی هم حرف توشه

05:31.917 --> 05:34.708
خب، می‌دونم عادت کردی که
تنها کار کنی

05:35.292 --> 05:36.917
در... در خدمتم خلاصه

05:38.417 --> 05:39.625
اعترافم رو بشنو

05:41.292 --> 05:43.083
خیلی‌خب

05:43.792 --> 05:45.083
هوم

05:47.167 --> 05:49.708
شفاعتم کن پدر، چرا که گناه کردم

05:49.792 --> 05:51.000
...از آخرین

05:51.875 --> 05:54.292
از آخرین اعترافم، شیش هفته می‌گذره

05:58.708 --> 06:01.250
حسرت ثروت مادیِ بقیه رو خوردم

06:02.125 --> 06:06.750
.تبلیغ یه ماشین لوکس رو دیدم
از تلویزیونِ سم. لکسوس بود

06:07.417 --> 06:08.625
و با خودم گفتم

06:09.125 --> 06:11.875
«آه، چه ماشین شیکی»

06:11.958 --> 06:13.458
کوپه دو در بود

06:14.583 --> 06:17.958
حسرتِ قدرتِ مردان بزرگ رو خوردم

06:19.375 --> 06:22.750
حسرت قدرت پدربزرگم به عنوانِ یه کشیش رو خوردم
و می‌خواستم کسبش کنم

06:22.833 --> 06:24.042
همیشه همین رو می‌خواستم

06:25.792 --> 06:26.792
...آه

06:27.542 --> 06:28.958
خود ارضایی کردم

06:30.167 --> 06:33.708
این هفته، چهار دست زدم

06:33.792 --> 06:36.625
..معمولا چهار پنج بار در
در عرض چقدر؟ شیش هفته؟

06:36.708 --> 06:39.792
خب، بذار اینجوری بگم
که 30 دست زدم

06:40.833 --> 06:44.458
این هفته، توی تختم، صبح یه‌بار زدم

06:44.958 --> 06:49.042
،یه بار ایستاده زیر دوش زدم
که خب راحت بود

06:49.125 --> 06:51.250
با ژل دوش زدم

06:52.333 --> 06:55.542
،یه بار هم نصف شب زدم
...بعد از اینکه خوابِ یکی از اون

06:55.625 --> 06:58.208
کافیه -
دختر ژاپنی‌ها توی کافه گربه رو دیدم -

06:58.292 --> 07:00.625
باشه -
می‌دونی، یه مقاله خوندم -

07:00.708 --> 07:05.917
...ولی گربه‌ها دختر بودن و می‌دونی

07:06.583 --> 07:08.000
آمادگیش رو نداشتم

07:08.083 --> 07:12.125
واسه همین مجبور شدم آبم رو بریزم
توی مجله‌ی کاتولیک کرانیکل

07:12.833 --> 07:16.917
تنها چیزی بود که روی میز داشتم
که خب احتمالا خودش یه‌جور گناهه

07:17.417 --> 07:20.417
.نمی‌دونم، شایدم نباشه
ولی کار خوبی نبود

07:21.542 --> 07:23.833
اون لحظه فکر می‌کردم عجیبه

07:24.833 --> 07:26.917
ولی الان دیگه مطمئنم

07:27.000 --> 07:29.333
این اولین مشتِ ویکس بود

07:29.417 --> 07:31.458
«پنج‌تا «درود بر مریم» و یه دونه «جلال بر خدا

07:33.167 --> 07:34.458
ممنون، پدر

07:40.042 --> 07:41.542
آخرین مشتش هم نبود

07:41.625 --> 07:42.875
...اوه، و به کلیسام

07:43.667 --> 07:45.083
خوش اومدی

07:48.750 --> 07:51.208
تا چند هفته داشتم با محیطِ
بانوی استقامت جاودان‌مان

07:51.292 --> 07:53.500
اخت می‌گرفتم

07:59.167 --> 08:03.792
،تنها کارمند تمام وقت دیگه‌ی اونجا
حیاط‌بان بود؛ سمسون

08:04.500 --> 08:05.583
سم

08:11.125 --> 08:12.833
مونسینیور ویکسه

08:12.917 --> 08:17.000
که هر روز بهم این انگیزه رو می‌ده
که لغزش نکنم

08:17.917 --> 08:19.042
خودش هم قبلا مشروب‌خور بوده

08:20.125 --> 08:24.083
ولی یه‌بار بهم گفت، وقتی من تونستم
این شیطان رو نگه دارم، پس تو هم می‌تونی

08:25.375 --> 08:27.292
و این یک امر سخت روزانه‌ست

08:28.167 --> 08:29.250
ولی تونستم

08:30.542 --> 08:34.042
به لطف اون و مارتای عزیزم

08:34.125 --> 08:36.625
مارتای عزیزت؟

08:36.708 --> 08:38.333
براش هر کاری می‌کنم

08:39.708 --> 08:42.083
فرشته‌ی روی زمینمه

08:42.167 --> 08:45.458
توی امور کلیسا، مارتا آچار فرانسه‌ست

08:45.542 --> 08:48.750
حساب کتاب‌ها با خودشه، کمک‌های مالی رو
مدیریت و همه‌چیز رو بایگانی می‌کنه

08:48.833 --> 08:49.958
این رو بایگانی کن

08:50.542 --> 08:52.958
لباس‌های مذهبی رو می‌شوره
و انبار رو پر نگه می‌داره

08:53.042 --> 08:55.167
به ویکس غذا می‌ده و ارگ هم می‌زنه

08:58.875 --> 09:00.792
می‌دونست اجساد کجا دفن شدن

09:01.583 --> 09:03.667
پس سردابه اینجاست؟ -
آره -

09:03.750 --> 09:06.708
واقعا زشته. باید دوربین مداربسته بذارم

09:07.208 --> 09:09.333
ورودی هم داره؟ -
آره -

09:10.500 --> 09:11.708
ایناهاش

09:12.208 --> 09:13.333
یه درب ایلعازره

09:14.042 --> 09:16.917
از بیرون فقط با تجهیزات عمرانی
باز می‌شه

09:17.000 --> 09:19.875
ولی جوری ساخته شده
که اگه از داخل

09:20.458 --> 09:22.875
یه هل آروم بدیش می‌افته پایین

09:24.125 --> 09:25.458
کی داخله پس؟

09:25.542 --> 09:26.542
پرنتیس

09:27.167 --> 09:30.625
پدر بزرگ ویک، بنیان‌گذار این کلیسا

09:31.500 --> 09:33.000
برام حکم پدر رو داشت

09:33.667 --> 09:35.667
برام انزجار آوره

09:35.750 --> 09:40.000
که این بچه‌ها روی آرامگاه مقدسش
فضاپیما کشیدن

09:46.708 --> 09:49.417
چی کار می‌کنی؟ -
...اوه، آه -

09:50.208 --> 09:52.125
خب، یه ذره کار نجاری بلدم

09:52.208 --> 09:55.708
با خودم گفتم یه‌کم از ابزار سم رو
...قرض بگیرم و یه

09:55.792 --> 09:57.000
نه، کاری به این نداریم

09:57.083 --> 09:59.958
یادآور گناه اون زن فاحشه‌ی هرزه‌ست

10:01.500 --> 10:02.917
بیا اعترافم رو بشنو

10:04.875 --> 10:06.625
آره، فاحشه‌ی هرزه

10:08.125 --> 10:09.625
مادر ویک بوده

10:09.708 --> 10:12.333
خیلی‌خب، جریانش چیه؟

10:12.417 --> 10:14.625
فاحشه و هرزه بود

10:15.458 --> 10:16.292
خیلی‌خب

10:16.375 --> 10:19.583
وقتی پرنتیس کشیش شد
و این کلیسا رو راه انداخت

10:19.667 --> 10:21.833
دخترش بی‌مادر شده بود

10:22.958 --> 10:24.542
اسمش گریس بود

10:25.125 --> 10:26.750
از اولش ذات بدی داشت

10:26.833 --> 10:32.167
عاشق لباس‌های بدن‌نما
و برندهای شیکش بود

10:32.250 --> 10:33.875
برندهای شیک

10:33.958 --> 10:35.042
آره

10:35.125 --> 10:37.958
نوجوون که بود، توی بارها هرز می‌پرید

10:38.042 --> 10:40.250
خیلی زود، یه ولگرد آواره
حامله‌ش کرد

10:41.250 --> 10:45.292
پرنتیس توی بانک، ثروت خانوادگیِ هنگفتی داشت

10:45.375 --> 10:48.417
برای محافظت از نوه‌ش، ویکس

10:48.500 --> 10:53.083
قول داد که اگه گریس زیر سقفش بمونه

10:53.792 --> 10:56.917
ثروتش رو به نامش می‌زنه

10:57.917 --> 11:01.750
اون فاحشه هم منتظر موند تا پدرش بمیره

11:02.667 --> 11:05.083
خیلی روی دلش سنگینی می‌کرد

11:05.167 --> 11:06.667
مارتا، این رو یادت بمونه

11:07.833 --> 11:10.667
...ثروت و قدرتی که به دنبال داره

11:11.417 --> 11:12.667
سیبِ حواست

11:13.917 --> 11:16.042
وسوسه‌ای که منجر به زوال می‌شه

11:17.292 --> 11:21.125
باید از عزیزان‌مون در برابر تاثیر تباه‌کننده‌ش
محافظت کنم

11:22.208 --> 11:23.625
به هر قیمتی که شده

11:24.375 --> 11:26.208
بالاخره روز مرگش فرا رسید

11:26.292 --> 11:27.542
من اونجا بودم

11:28.625 --> 11:31.833
دیدم که پرنتیس، آخرین عشای ربانی‌ش رو گرفت

11:31.917 --> 11:34.667
و روی محراب مقدس مُرد

11:34.750 --> 11:36.167
در آرامش

11:36.958 --> 11:40.458
فاحشه‌ی هرزه، یه راست رفت
سراغ وکیل پرنتیس

11:41.042 --> 11:44.125
بهش گفت پولم رو بده

11:45.375 --> 11:46.833
و می‌دونی وکیلش چی گفت؟

11:47.958 --> 11:52.458
«آره، تو وارث تمام دارایی پرنتیس هستی»

11:53.250 --> 11:54.875
...و توی حساب‌هاش

11:56.167 --> 11:59.167
یه سنت هم نیست

11:59.875 --> 12:02.042
با ثروتش چی کار کرده بود؟

12:02.125 --> 12:04.042
بعضی‌ها می‌گن دادش به فقرا

12:04.667 --> 12:07.542
.بعضی‌ها هم می‌گن انداختش توی دریا
کسی نمی‌دونه

12:08.417 --> 12:09.417
ثروتی نمونده بود

12:10.375 --> 12:14.208
آخرین عمل خداپسندانه‌ی اون مرد مقدس

12:15.333 --> 12:19.625
این بود که نذاشت اون شرارتِ تباه‌کننده
به دست آدم نا اهل بیفته

12:20.667 --> 12:22.500
...تنها چیزی که براش به جا گذاشته بود

12:25.542 --> 12:26.542
این بود

12:27.167 --> 12:29.208
«گفت «این چیه؟

12:30.292 --> 12:31.708
ولی من می‌دونستم

12:32.417 --> 12:34.250
دنبال سیب حوا نگرد

12:34.917 --> 12:38.333
سهم الارث تو دیگه مسیحه

12:44.208 --> 12:46.833
اون شب، انتقامش رو گرفت

12:50.000 --> 12:52.000
طی یک خشم شیطانی

12:52.083 --> 12:56.167
این مکان مقدس رو بی‌حرمت کرد

13:11.417 --> 13:13.833
کفرگویی، حرمت شکنی

13:15.417 --> 13:18.417
شیطان مجسم بود

13:54.083 --> 13:56.458
...گفتم «خواهر گریس

13:56.542 --> 14:01.458
خداوند، پدر مهربونت، تو رو
از روی عشق و محبتش می‌بخشه

14:18.042 --> 14:19.542
مُرد

14:20.083 --> 14:22.375
خودش رو انداخت جلوی مقبره‌ی پرنتیس

14:25.542 --> 14:27.542
می‌گن مشکلش آنوریسم مغزی بوده

14:28.750 --> 14:30.667
...من که می‌گم خدا

14:31.542 --> 14:34.875
از روی رحم، هلاکش کرد

14:35.958 --> 14:37.500
پشم‌هام

14:39.667 --> 14:40.667
شرمنده، شرمنده

14:43.000 --> 14:46.333
تاریکیِ اون داستان، شالوده‌ی اینجا بود

14:46.417 --> 14:48.667
می‌شد حسش کرد

14:48.750 --> 14:50.083
«...و پرسید «کی بهتون گفت

14:50.167 --> 14:54.500
پس چی باعث می‌شه که یه نفر
اینجا رو خونه‌ی معنویش بکنه؟

14:55.083 --> 14:58.083
،اون تعدادی که همیشه می‌اومدن
همگی دلایل خودشون رو داشتن

14:58.167 --> 15:00.125
و اینا مظنون‌هامون خواهند بود

15:00.208 --> 15:01.833
پس باید معرفی‌شون کنم

15:02.500 --> 15:06.208
.ورا دریون، وکیل محلی
وفادار و فداکار بود

15:08.625 --> 15:11.958
پدرم، وکیل و هم‌پیاله‌ی ویکس بود

15:12.042 --> 15:14.167
پسرها

15:14.250 --> 15:18.625
پس وکیل شدی که دفتر حقوقی خانوادگیش رو
به ارث ببری؟

15:18.708 --> 15:21.792
وکیل شدم، چون می‌خواستم
کارهای بزرگی توی دنیا بکنم

15:23.125 --> 15:25.958
ولی اینجا، میراث پدرمه

15:26.708 --> 15:27.750
...و ازم می‌خواست که

15:27.833 --> 15:30.208
ممنون -
بعد از فوتش، سرپا نگه‌ش دارم... -

15:30.292 --> 15:32.708
الانم که اینجام

15:32.792 --> 15:34.625
هی، هی، سلام، ورا

15:34.708 --> 15:37.042
سلام. اوه، ممنون -
می‌شه این رو پر کنی؟ -

15:37.125 --> 15:39.625
پسر خونده‌ش سای، بعد از اینکه
نتونسته بود توی سیاست

15:39.708 --> 15:42.417
جا باز کنه، برگشت خونه

15:42.500 --> 15:43.417
سلام

15:43.500 --> 15:44.500
سلام

15:44.542 --> 15:45.625
خیلی‌خب

15:46.667 --> 15:48.208
خوشحالی که برگشته؟

15:51.417 --> 15:54.417
وقتی ورا جوون بود و تازه
از دانشکده حقوق فارغ شده بود

15:54.500 --> 15:58.250
باباش یهویی با سایِ ده ساله
اومد خونه

15:58.333 --> 16:00.667
و به ورا گفت قراره بزرگش کنه

16:00.750 --> 16:02.167
بدون اینکه هیچ سوالی بپرسه

16:03.750 --> 16:07.417
کل اهالی شهر می‌دونستن که
طرف مشخصاً برادر نامشروعشه

16:08.083 --> 16:09.500
ولی ورا پذیرفتش

16:10.458 --> 16:11.750
بزرگش کرد

16:11.833 --> 16:14.417
...واسه وفادار بودن

16:14.500 --> 16:19.042
به پدرم، سای و ویکس
خیلی چیزها رو فدا کردم

16:20.375 --> 16:21.708
پس به‌نظرم وقتی پدرم

16:21.792 --> 16:25.208
از بهشت، من رو نگاه کنه

16:25.292 --> 16:28.708
...خیلی خیلی از دستم

16:28.792 --> 16:30.500
راضی خواهد بود

16:32.875 --> 16:34.292
پس به‌گمونم این خوش‌حال کننده‌ست

16:34.958 --> 16:36.042
چیزی تا موفقیتم نمونده بود

16:36.125 --> 16:38.667
آقازاده‌ی سیاسی و امید بزرگِ
حزب جمهوری‌خواه بودم

16:38.750 --> 16:41.292
کلی روابط ساختم و فوت و فن کار
اومد داستم

16:41.375 --> 16:43.500
در مرز موفقیت بودم، ولی نمی‌تونستم
رای‌دهندگان رو جذب کنم

16:43.583 --> 16:47.500
به‌گمونم اون کاریزمای لازم رو نداشتم

16:47.583 --> 16:50.417
سخته بخوای با آدم‌ها
صادقانه ارتباط بگیری

16:50.500 --> 16:52.208
می‌دونم

16:52.292 --> 16:54.708
.باور کن، همه کار کردم
توی قضیه نژادی

16:54.792 --> 16:57.000
جنسیتی، ترنس‌ها

16:57.083 --> 16:59.208
قضیه مرز و بی‌خانمان‌ها

16:59.292 --> 17:03.125
قضیه جنگ، انتخابات، سقط جنین
و تغییرات اقلمی ترکوندم

17:03.917 --> 17:07.917
،حتی درباره اجاق القایی، اسرائیل
کتاب‌های کتابخونه، واکسن‌ها

17:08.000 --> 17:11.083
ضمایر، کلاشینکف، سوسیالیسم، بی‌ال‌ام
[ جنبش بلک لایوز متر ]

17:11.167 --> 17:15.000
نظریه انتقادی نژاد، سازمان کنترل
و پیشگیری از بیماری‌ها، تنوع، برابری و شمول

17:15.708 --> 17:19.708
.و فایو جی، موضع درستی داشتم
ولی کسی اهمیتی نمی‌داد

17:20.458 --> 17:22.667
.مردم این روزها بی‌تفاوت شدن
نمی‌دونم چرا

17:22.750 --> 17:25.625
شاید بهتر باشه بریم سراغ
اصول ابتدایی، می‌دونی

17:25.708 --> 17:29.167
اصول اینکه چطوری درست و حسابی
آدم‌ها رو تحت تاثیر قرار بدیم

17:29.250 --> 17:31.292
اصول ابتدایی یعنی چیزی که
ازش متنفرن رو نشون‌شون بدی

17:31.375 --> 17:34.042
و بترسونی‌شون که قراره چیزی که
براشون عزیزه رو ازشون بگیره؟

17:35.833 --> 17:37.125
خب، نه

17:37.208 --> 17:38.542
ورا

17:38.625 --> 17:41.333
نات شارپ، دکتر محلیِ شهر

17:41.417 --> 17:43.625
زندگیش حول محور زنش دارلا می‌چرخید

17:44.292 --> 17:45.958
خیلی براش عزیز بود

17:46.042 --> 17:47.875
دارلا هفته پیش ولم کرد

17:47.958 --> 17:49.625
اوه، متاسفم

17:50.125 --> 17:53.000
بچه‌ها رو برد و رفت توسان

17:54.167 --> 17:56.792
تا با مردی که توی انجمن هواداری فیش
آشنا شده بود، زندگی کنه

18:00.417 --> 18:01.625
گروه موسیقی فیش؟

18:01.708 --> 18:03.125
نمی‌دونستم

18:03.958 --> 18:06.875
دکتر نات داشت دچار فروپاشی می‌شد

18:06.958 --> 18:10.792
،به اندازه کافی براش موفق
پولدار و خوب نبود

18:10.875 --> 18:13.000
برای برگردوندنش هرکاری می‌کرد

18:17.208 --> 18:19.833
نزدیک‌ترین چیزی که به یک سلبریتیِ محلی داریم

18:19.917 --> 18:22.042
لی راس؛ نویسنده آثار عملی تخیلیه

18:23.125 --> 18:25.042
احتمالا دستکم چندتا از کتاب‌هاش رو می‌شناسید

18:25.667 --> 18:28.083
مجموعه کرسنت لیمبو، آیس پیک آف تایم

18:28.167 --> 18:29.500
کریستالین جانکچر

18:30.292 --> 18:32.792
ده سال پیش، لی از نیویورک
به اینجا نقل مکان کرد

18:32.875 --> 18:35.875
با ویکس و کلیسا ارتباط گرفت
...و به قول خودش

18:35.958 --> 18:37.458
...مغزم از

18:37.542 --> 18:41.958
...ذهن جمعی لیبرال آزاد شد
...و اومدم اینجا و

18:42.875 --> 18:46.833
فروش کتاب‌هاش و محبوبیتش
از اون موقع به بعد رو به کاهش بوده

18:47.958 --> 18:51.375
ولی این یک سال اخیر رو مشغول نوشتنِ
یه کتاب بزرگ درباره ویکس بوده

18:51.458 --> 18:52.958
تعلیمات اون، تاملات من

18:53.042 --> 18:56.458
مقاله‌ها و خاطرات یه شاگرد که سال‌ها
پای منبر یه نبی نشسته

18:56.542 --> 18:58.708
مرد مقدس و شاعر دوره‌گرد

18:58.792 --> 19:02.417
،خوندنش که برای من سخت بود
ولی همه امیدش به این کتاب بود

19:02.500 --> 19:05.875
این آخرین بلیتم برای خروج
از جهنم ساب‌استکه

19:05.958 --> 19:08.625
.دیگه تحملش رو ندارم
...این روزها، مخاطب‌هام

19:09.125 --> 19:11.542
یه مشت بقاگرای وسواسی‌ان

19:11.625 --> 19:14.250
شبیه جان گودمن توی فیلمِ
بیگ لبوسکی‌ان

19:18.208 --> 19:21.292
این سایِ توله‌سگ

19:22.042 --> 19:25.250
این اواخر، مونسینیور رو گرفته
زیر چنگال اینفلوئنسریش

19:25.333 --> 19:28.000
ازش خوشمون میاد. همه‌ش می‌گیم
ویکس، مواظب باش»

19:28.083 --> 19:32.167
.باید از سرت بازش کنی. یارو خودش مصیبته
شعربافِ فرصت طلبیه

19:33.167 --> 19:36.792
باید در برابر ویکس از این نسل هزاره‌ی زالو صفت
محافظت کنیم

19:36.875 --> 19:39.667
سیمون تازه اومده بود شهر
و عضو جدید کلیسا بود

19:39.750 --> 19:43.292
یه زمانی ویولنسل‌نوازِ درجه‌یکِ جهانی بود

19:46.500 --> 19:49.583
پنج سال پیش به خاطر بیماریش
مجبور شد بازنشسته بشه

19:49.667 --> 19:52.500
درد مزمن. یه بیماری مرموزِ عصبی داره

19:52.583 --> 19:54.833
که دکترها نمی‌تونن تشخیصش بدن -
شرمنده -

19:54.917 --> 19:57.083
باور کردم که می‌تونن خوبم کنن

19:57.167 --> 19:58.792
ضایع شدم

19:59.292 --> 20:00.708
چه کسخلم من

20:02.250 --> 20:04.500
...اینکه ایمان یکی رو بگیری

20:04.583 --> 20:06.208
...و ازش پول دربیاری

20:08.083 --> 20:09.500
ته شرارته

20:11.750 --> 20:13.167
موافق نیستی؟

20:13.250 --> 20:15.375
چرا، چرا، بده

20:16.792 --> 20:18.917
ولی میل به باور رو درک می‌کنم

20:20.958 --> 20:22.583
ولی این یکی فرق داره

20:24.417 --> 20:26.833
ایمان به خدا برای شفا گرفتنم

20:29.042 --> 20:30.250
این متفاوته

20:33.625 --> 20:36.250
الان احساس امیدواری می‌کنم

20:38.125 --> 20:40.417
انگار که یه معجزه می‌تونه رخ بده

20:43.500 --> 20:45.917
مونسینیور همچین حسی بهم می‌ده

20:56.792 --> 20:59.708
امروز روح القدس توی وجودش
موج می‌زد، نه؟

21:00.958 --> 21:02.167
مونسینیور

21:03.083 --> 21:04.333
آه، جنگجوی من

21:04.917 --> 21:08.000
ویکس هسته جماعتش رو
نزدیک خودش نگه می‌داشت

21:08.083 --> 21:11.583
و قدرت اغواکننده‌ی کاریزماش
غیرقابل انکار بود

21:13.667 --> 21:14.875
...ولی روش‌ش

21:15.875 --> 21:17.917
هر هفته، یکی رو انتخاب می‌کرد

21:18.000 --> 21:20.958
...معمولا یه تازه وارد رو
و حمله می‌کرد

21:21.042 --> 21:24.125
دنیا می‌خواد همه‌مون خوب باشیم

21:25.958 --> 21:29.792
.هر انتخابی می‌خواید بکنید
انتخابات‌تون رو بکنید چون مال خودتونن

21:30.292 --> 21:31.500
احساس گناه نکنید

21:32.208 --> 21:33.500
رابطه مخفیانه‌تون رو داشته باشید

21:34.000 --> 21:35.208
دروغ‌تون رو بگید

21:35.292 --> 21:37.625
بچه‌ی نامشروعت رو به دنیا بیار

21:37.708 --> 21:40.500
قلب خودخواهت رو ارضا کن

21:41.125 --> 21:42.542
خودخواه

21:42.625 --> 21:43.667
آره

21:44.208 --> 21:47.333
...این بچه رو از داشتن خانواده و پدر

21:48.250 --> 21:49.583
محروم کردن

21:50.083 --> 21:52.292
به قلعه‌مون حمله شد

21:52.375 --> 21:54.375
به نهاد انسانیت

21:54.458 --> 21:56.917
مادرم این تصمیم خودخواهانه رو
سر من گرفت

21:57.000 --> 21:59.125
منم بابتش، قلب خودخواهش رو

21:59.208 --> 22:01.625
هر روز نفرین می‌کنم

22:01.708 --> 22:05.875
نیازها و خواسته‌های خودش رو به خانواده‌ای
که خدا در نظر داشت، ترجیح داد

22:05.958 --> 22:07.167
من کافی‌ام

22:07.750 --> 22:10.417
من

22:10.500 --> 22:14.417
قلب خودخواه و هرزه، تو نیستی

22:15.208 --> 22:16.708
اون بچه رو کتک بزن

22:16.792 --> 22:19.458
آره، گرسنه نگه‌ش دار

22:19.542 --> 22:22.375
از خانواده‌ی موردنظر خدا
سرپیچی کن

22:22.458 --> 22:26.292
و سوختنِ بچه‌ت زیر این بار رو
تماشا کن

22:29.208 --> 22:31.333
این کلیسای حقیقی نیست

22:32.292 --> 22:35.375
حتی اگه از متعصب‌ترین اعضای کلیسا هم بپرسی

22:35.458 --> 22:38.125
بهت می‌گن نه، البته که
به همچین چیزی عقیده ندارن

22:38.208 --> 22:40.958
ویک داره ویک‌بازی درمیاره
و زیاده‌روی می‌کنه

22:41.042 --> 22:44.958
و هر سری هدفش اینه که یه نفر پا شه بره

22:46.458 --> 22:47.875
چرا همچین کاری می‌کنه؟

22:48.458 --> 22:51.458
،چون وقتی اون شخص پا می‌شه می‌ره
همه نگاه می‌کنن

22:52.042 --> 22:54.792
و حتی اگه آشکاراً غیرقابل دفاع باشه

22:54.875 --> 22:58.042
ته وجودشون، یه حس سرکوب شده رو
قلقلک می‌ده

23:02.250 --> 23:05.667
و با موندن توی کلیسا، یک طرف رو می‌گیرن

23:06.917 --> 23:08.625
طرف ویکس رو

23:08.708 --> 23:11.708
آستانه‌ی تحمل‌شون رو محک می‌زنه
و دست می‌ذاره روی چاه‌های عمیق سمی‌شون

23:11.792 --> 23:13.792
دل‌ها رو سخت می‌کنه
و آدم‌ها رو با حس هم‌دستی به هم زنجیر می‌کنه

23:17.417 --> 23:18.917
اوم

23:20.000 --> 23:22.583
واسه همین سعی می‌کنم
اثرش رو خنثی کنم

23:22.667 --> 23:26.042
خیلی‌خب، به اولین جلسه‌ی
گروه عبادت پدر جاد خوش اومدید

23:26.125 --> 23:28.583
ازتون ممنونم که اومدین

23:29.250 --> 23:32.042
هدف اصلی اینه که دیوارها رو

23:32.125 --> 23:34.542
بین خودمون، مسیح

23:35.250 --> 23:38.083
همدیگه و دنیا تخریب کنیم

23:39.333 --> 23:40.958
وقتی هفده سالم بود

23:41.458 --> 23:43.000
بوکسور بودم

23:43.083 --> 23:45.583
و یه مرد رو توی رینگ کشتم

23:47.458 --> 23:49.375
...دیوارهای خشم

23:50.042 --> 23:52.833
اعتیاد و خشونت رو ساختم

23:54.333 --> 23:56.542
...و لحظه‌ای که احساس امنیت کردم تا

23:57.125 --> 24:00.958
،گاردم رو بیارم پایین
...آغوشم رو باز کنم

24:01.042 --> 24:03.125
...و به عمیق‌ترین گناهم اعتراف کنم

24:03.792 --> 24:06.208
اون روز بود که مسیح
زندگیم رو نجات داد

24:06.958 --> 24:09.583
دگرگونم نکرد

24:09.667 --> 24:12.375
هر روز نگه‌م می‌داره

24:13.958 --> 24:15.458
این همون رزق روزانه‌ست، درسته؟

24:16.958 --> 24:19.083
به‌نظرم کلیسا باید همین باشه

24:20.000 --> 24:22.417
...می‌خوام این کلیسا برای من و همه‌تون

24:23.083 --> 24:24.500
همین باشه

24:29.167 --> 24:30.458
...پس

24:33.625 --> 24:36.042
مونسینیور ویکس قرار نیست بیاد؟

24:38.042 --> 24:39.667
...نه، ولی

24:40.458 --> 24:41.458
نه

24:41.542 --> 24:44.625
پس به نظرم اومد که بتونیم صحبت
...و سفره دل‌مون رو باز کنیم و

24:44.708 --> 24:46.333
ولی از این جلسه خبر داره دیگه؟

24:46.417 --> 24:48.583
حتما. البته، بهش می‌گم

24:48.667 --> 24:50.833
...صرفا می‌خواستم ارتباط بگیریم و

24:50.917 --> 24:53.125
بهش می‌گی؟
بهش می‌گی؟

24:53.208 --> 24:56.625
این که فعل آینده ساده
...به کار بردی یعنی هنوز

24:57.250 --> 24:58.458
بهش نگفتی؟

24:59.417 --> 25:00.833
چرا بهش نگفتی؟

25:00.917 --> 25:02.875
یه خرده عجیبه -
خیلی‌خب، بچه‌ها -

25:03.458 --> 25:06.542
.این یه جلسه‌ی عبادته
چیز مخفیانه‌ای که نیست

25:06.625 --> 25:08.792
خب، یه جلسه‌ی عبادتِ مخفیانه‌ست -
نه -

25:08.875 --> 25:10.583
به معنای واقعی همینه

25:10.667 --> 25:11.833
به مونسینیور پیام دادم

25:11.917 --> 25:14.333
عالیه. پس دیگه مخفیانه نیست

25:14.417 --> 25:17.625
حالا اگه امکانش هست، برگردیم سراغ
...خراب کردن دیوارها و رسیدن به عشق مسیح

25:18.750 --> 25:21.167
«نوشته «چه غلط کاری‌ها؟ -
اوه -

25:21.250 --> 25:23.458
یا خدا -
ببخشید، پدر -

25:23.542 --> 25:27.542
من اومدم اینجا، چون فکر می‌کردم
جزو برنامه رسمی کلیساست

25:27.625 --> 25:29.833
ولی از کلمه "غلط" استفاده نکرده

25:29.917 --> 25:31.458
خیلی‌خب، ممنون مارتا

25:31.542 --> 25:32.875
جزو برنامه کلیساست، ورا

25:32.958 --> 25:34.792
.توی کلیساست و گرداننده‌ش منم
پس رسمیه

25:34.875 --> 25:36.167
«و همین‌طور از «کاری‌ها

25:36.250 --> 25:38.458
می‌شه ببینمش؟ -
به‌نظرم بهتره برم -

25:38.542 --> 25:39.542
خیلی‌خب -
خداحافظ -

25:39.625 --> 25:41.500
ممنون. سایرس؟ -
بریم -

25:41.583 --> 25:42.458
وای

25:42.542 --> 25:44.875
.آره. شرمنده، پدر
نمی‌خوام عصبانیش کنم

25:45.583 --> 25:47.083
تلاش خوبی بود، مرد

25:47.167 --> 25:48.167
ممنون، دکتر

25:48.208 --> 25:50.625
.احتمالا فردا این رو پست می‌کنم
می‌شه تگت کنم؟

25:50.708 --> 25:51.875
ترجیح می‌دم نکنی

25:51.958 --> 25:53.042
احتمالا می‌کنم

25:53.125 --> 25:54.167
می‌دونم

25:56.625 --> 26:00.375
واقعا متاسفم که کودتای کوچولوت
شکست خورد، پدر

26:00.458 --> 26:02.042
کودتا؟ مارتا، واقعا؟

26:02.125 --> 26:05.542
...اگه بخوایم دعا یا اعتراف بکنیم

26:05.625 --> 26:08.000
می‌ریم پیش مونسینیور ویکس

26:08.083 --> 26:10.917
جدی؟ چون به‌نظر میاد
خیلی ازش می‌ترسید

26:11.000 --> 26:14.000
مارتا، می‌دونی بدون ترس
و با اراده خودت

26:14.083 --> 26:17.292
بری توی اون کلیسا و به عمیق‌ترین گناهت
پیش ویکس اعتراف کنی؟

26:17.375 --> 26:20.750
در غیر این‌صورت، اینجا یه مقبره‌ی
سفید کاری شده‌ست

26:20.833 --> 26:23.250
آره، می‌تونم

26:23.333 --> 26:24.417
...خب

26:25.625 --> 26:27.042
خوبه

26:59.583 --> 27:03.417
هفته‌ی مقدس؛ هفته‌ی قبل از عید پاک
که مراسم ویژه برگزار می‌شه

27:04.375 --> 27:07.208
یکشنبه‌ی نخل بود که بالاخره
صبرم لبریز شد

27:07.292 --> 27:10.500
این هفته دو بار زیر دوش زدم

27:11.333 --> 27:14.792
اون شکلی که گفتم
دستم رو می‌گیرم سمت پایین زدم

27:16.042 --> 27:18.458
پنج پدرمان و پنج درود بر مریم

27:19.792 --> 27:22.250
خب 9 ماه شد، جاد

27:23.792 --> 27:28.583
از اینجا لذت می‌بری؟
دیوار شکنی می‌کنی؟

27:32.250 --> 27:36.125
.شفاعتم کن پدر، چرا که گناه کردم
از آخرین اعترافم، یک هفته می‌گذره

27:40.208 --> 27:42.833
به حریم خصوصی یکی از
کشیش‌های همکارم خیانت کردم

27:44.042 --> 27:47.458
می‌دونم مارتا پرونده پزشکیش رو
...توی دفتر نگه می‌داره، پس

27:48.417 --> 27:49.625
بین‌شون گشتم

27:50.667 --> 27:53.375
و فهمیدم که پنج سال پیش
عمل پروستات برداری ریشه‌ای انجام دادی

27:53.458 --> 27:56.708
و این باعث می‌شه نغوظ برات غیرممکن بشه

27:59.167 --> 28:01.583
از پس هرچی که این هست برمیام

28:02.125 --> 28:05.708
طی 9 ماه اخیر روش برگزاری مراسم‌هات رو دیدم

28:05.792 --> 28:07.125
و ازش خوشم نمیاد

28:07.208 --> 28:08.292
خوشت نمیاد؟

28:08.375 --> 28:10.208
نه، مونسینیور، خوشم نمیاد

28:10.292 --> 28:11.500
نات شارپ

28:11.583 --> 28:14.792
باید زنش رو ببخشه و به زندگیش برسه

28:14.875 --> 28:17.792
و عشق مسیح، باید این امر رو
براش ساده بکنه و در عوض

28:17.875 --> 28:19.583
هر روز

28:19.667 --> 28:22.875
داره از دست زن سابقش و همه‌ی زن‌ها
عصبانی و عصبانی‌تر می‌شه

28:22.958 --> 28:23.958
و ازشون کینه به دل می‌گیره

28:24.917 --> 28:28.250
این بده. و لی، یه داستان‌سراست

28:28.333 --> 28:31.833
به نظر میاد ابرقدرتش
علیه خودش شده

28:31.917 --> 28:34.792
تنها داستانی که داره تعریف می‌کنه
«اینه که «دنیا دنبالمه

28:34.875 --> 28:38.125
قبلا باهوش، بامزه، باهوش
و محترم بود

28:38.208 --> 28:43.792
ولی حالا دچار فروپاشی شده
و همیشه‌ی خدا عصبانی و شکاکه

28:43.875 --> 28:46.917
می‌دونستی دور خونه‌ش
خندق کنده؟

28:47.500 --> 28:48.347
واقعا؟

28:48.387 --> 28:49.400
[ دژ ]

28:49.500 --> 28:52.333
بیش‌تر جنبه نمادین داره، ولی آره

28:53.125 --> 28:55.125
...و سیمون
ببخشید، مونسینیور

28:55.208 --> 28:57.417
ولی متاسفانه داری ازش سوء استفاده می‌کنی

28:57.500 --> 28:59.333
ارقام کمک‌های مالی رو دیدم

29:00.000 --> 29:02.125
،می‌دونم چقدر داره پول می‌ده
و طی چند ماه اخیر

29:02.208 --> 29:03.917
عملا داشته هزینه‌های اینجا رو
تامین می‌کرده

29:04.000 --> 29:07.708
و بله، من به احتمالِ معجزه از طریق مسیح
ایمان دارم

29:07.792 --> 29:09.792
،ولی چیزی که تو داری بهش می‌دی
این نیست

29:11.000 --> 29:13.208
حالت بده بستونی داره
و تو شدی رابط

29:13.292 --> 29:15.625
و خدا به دادت برسه، چون دوباره
حس می‌کنه بهش خیانت شده

29:16.208 --> 29:17.875
.خدا به دادم برسه
مسئله‌ی دیگه‌ای هم هست؟

29:17.958 --> 29:20.208
آره، چرا که نه؟
سای دریون

29:20.292 --> 29:23.667
این تولید محتوای یوتیوبی که جدیداً
داره انجام می‌ده، برات نگران‌کننده نیست؟

29:23.750 --> 29:26.167
هر هفته، از حرف‌هات توی مراسمِ
عشای ربانی فیلم می‌گیره

29:26.250 --> 29:30.750
.و با چرندیات سیاسی خودش ادغامش می‌کنه
داره مصادره‌شون می‌کنه و حقیقتش

29:30.833 --> 29:33.417
به‌نظرم داره به طرز خطرناکی
کلیسا رو بد جلوه می‌ده

29:34.667 --> 29:38.333
آخرین‌باری که یک فرد جدید دو هفته
اومد کلیسا کی بود؟

29:38.958 --> 29:40.333
خبرش پیچیده

29:40.917 --> 29:42.917
...هر هفته یه تعداد

29:43.000 --> 29:45.000
اعضای همیشگیِ سخت‌شده میان

29:45.083 --> 29:49.375
و به‌نظر میاد عمداً داری خشمگین
و هراسان نگه‌شون می‌داری

29:50.333 --> 29:52.042
مگه مسیح جماعتش رو اینجوری
هدایت می‌کرد؟

29:52.125 --> 29:54.250
ما باید همچین کاری بکنیم؟

30:02.792 --> 30:06.458
.درحال حاضر عصبانی‌ای
باید هم باشی

30:06.542 --> 30:08.875
.اگه نبودی، خطرناک می‌بود
می‌دیدم که درمانده‌ای

30:08.958 --> 30:11.000
و باز هم تکرارش می‌کردم

30:11.792 --> 30:14.167
من دنیام و تو کلیسایی

30:14.250 --> 30:17.125
.همون‌جا بمون، همون‌جا بمون
بمون

30:18.500 --> 30:21.958
.خوبه، درسته
همینه

30:22.542 --> 30:26.625
خشم. خشم می‌ذاره مقابله کنیم
و اراضی‌ای که از دست دادیم رو پس بگیریم

30:27.208 --> 30:29.375
و اراضی زیادی رو از دست دادیم

30:29.958 --> 30:31.083
و حالا می‌ترسیم

30:31.167 --> 30:34.042
.ببین غریزه‌ی مشت‌زنت چطور برگشته
خوبه

30:34.875 --> 30:37.333
می‌ترسی که دوباره بیام سراغت

30:37.417 --> 30:40.750
ولی داری از خودت محافظت می‌کنی

30:43.125 --> 30:46.542
چون دنیا می‌خواد نابودمون کنه

30:47.500 --> 30:51.333
تعریف از تو عشق و بخشش
یه دلخوشکنکه

30:51.417 --> 30:54.417
هدفش کنار اومدن با مدرنیته

30:54.500 --> 30:56.708
و توهین نکردن به این دنیای زباله‌ست

30:56.792 --> 31:00.042
در همین حین، اونا نابودمون می‌کنن

31:00.708 --> 31:05.125
.فاحشه‌های فمینیستِ مارکسیست
ذره ذره نابودمون می‌کنن

31:07.208 --> 31:10.417
.ولی من بارم رو به دوش می‌کشم
خط مقدم رو نگه می‌دارم

31:12.458 --> 31:13.542
تو چی؟

31:14.750 --> 31:17.167
بچه لوسِ آلبانی؟

31:19.667 --> 31:21.292
...قراره عصبانی بشی

31:22.375 --> 31:23.750
و بجنگی؟

31:32.083 --> 31:34.083
داری این کلیسا رو مسموم می‌کنی

31:35.250 --> 31:37.667
و هرکاری لازم باشه برای نجاتش می‌کنم

31:39.458 --> 31:41.292
برای اینکه مثل یه غده سرطانی
از شرت خلاص بشم

31:44.500 --> 31:46.917
پنج پدرمان و پنج درود بر مریم

32:07.583 --> 32:09.583
یا مسیح، تو از من نا امید نشدی

32:10.167 --> 32:12.417
منم از این کلیسا نا امید نمی‌شم

32:14.917 --> 32:16.833
ولی یه قدم از من جلوتر بود

32:17.667 --> 32:20.083
جلسه عبادتِ پدر جاد؟

32:20.792 --> 32:22.292
من این کلیسا رو نگه داشتم

32:22.375 --> 32:24.083
من با حقیقتِ پروردگار
مستحکمش کردم

32:24.167 --> 32:27.458
و حالا بهم خیانت شده و اقتدارم

32:27.542 --> 32:30.667
ایمانم و زندگیم زیر سوال رفته

32:30.750 --> 32:32.833
اونم توی کلیسای خودم

32:35.333 --> 32:36.417
برو بیرون

32:40.167 --> 32:41.792
حرکت نهایی ویکس؛

32:41.875 --> 32:43.708
جنگ علنی با من

32:46.500 --> 32:48.167
یه خرده مست شدم

32:48.750 --> 32:51.583
دنیا یه گرگه، اهریمن

32:51.667 --> 32:53.292
گرگ اهریمنی

32:53.792 --> 32:55.208
تو یه گرگ اهریمنی هستی

32:56.000 --> 32:57.208
لعنتی

32:57.708 --> 33:01.250
...نیکولای، شرمنده. شکوندمش -
نه، نگرانش نباش -

33:01.333 --> 33:03.750
با دستم شکوندمش -
این چراغ‌ها به درد نخورن -

33:03.833 --> 33:05.583
بیا، می‌تونی رانندگی کنی؟ -
آره -

33:05.667 --> 33:06.667
مطمئنی؟

33:22.708 --> 33:23.833
هی

33:26.625 --> 33:27.833
کی اونجاست؟

33:27.917 --> 33:28.917
اوه، لعنتی

33:30.333 --> 33:32.458
و می‌رسیم به آدینه نیک

33:34.625 --> 33:36.000
برو که رفتیم

33:36.083 --> 33:38.208
مراسم ساعت 3 ظهر بود

33:39.125 --> 33:40.375
فقط همیشگی‌ها اومده بودن

33:41.208 --> 33:43.000
تنش عجیبی حکمفرما بود

33:43.708 --> 33:46.000
موعظه رو یادم نمیاد
ولی متفاوت بود

33:47.500 --> 33:49.875
خشمش کم‌تر از قبل حساب شده بود

33:50.875 --> 33:51.875
بیش‌تر افسار گسیخته بود

33:57.708 --> 34:01.375
،مثل همیشه، بعد از موعظه
ویکس خسته شده بود

34:01.458 --> 34:04.667
.هم به لحاظ احساسی، هم جسمانی
واسه برگشتن انرژیش وقت لازم داشت

34:06.708 --> 34:09.042
می‌رفت توی پستو

34:09.125 --> 34:12.000
که کنار محراب بود، تا کسی نبینتش

34:13.208 --> 34:16.292
،خودش رو جمع و جور می‌کرد
و منم تا زمانی که قوتش رو

34:16.375 --> 34:19.542
پس می‌گرفت و برمی‌گشت
مراسم رو ادامه می‌دادم

34:19.625 --> 34:22.458
ببینید چوبِ صلیب را

34:22.542 --> 34:25.625
همان‌جا که نجاتِ جهان بر آن آویزان شد

34:34.458 --> 34:35.708
مونسینیور؟

34:50.167 --> 34:51.250
چی شده؟

34:53.083 --> 34:54.125
جفرسون؟

35:16.583 --> 35:17.583
جاد؟

35:20.625 --> 35:21.833
یه چیزی توی کمرشه

35:22.417 --> 35:23.583
وایسا، بهش دست نزن

35:24.500 --> 35:25.917
به هیچی دست نزن

35:44.458 --> 35:46.583
شیطان! شیطان هلاکش کرد

35:46.667 --> 35:48.167
...اهریمن... شیطان -
مارتا -

35:48.250 --> 35:49.833
هلاکش کرد... -
وای، نه -

35:49.917 --> 35:52.708
مارتا، لطفا

36:29.500 --> 36:32.083
پنج دقیقه طول کشید
تا آمبولانس برسه

36:34.458 --> 36:36.583
سر صحنه، مرگِ ویکس رو اعلام کردن

36:37.292 --> 36:40.917
،وقتی اومدم بیرون پیش بقیه
پلیس تازه داشت می‌رسید

36:41.000 --> 36:43.833
اهریمن اون مرد رو نمی‌بره

36:43.917 --> 36:46.750
دوباره در جلال خداوند
ظهور می‌کنه

36:47.750 --> 36:50.583
،برای یک شهر کوچیک
اتفاق جنون‌آمیزی بود

36:50.667 --> 36:54.667
،و جرالدین بی‌چاره، رئیس پلیس محلی
با کله افتاد توی ماجرا

36:54.750 --> 36:56.167
یا مسیح

36:57.375 --> 37:00.583
روز شنبه، چندین ساعت بازجویی شدیم

37:01.250 --> 37:03.958
...تا اینکه بالاخره -
موقع قتل مونسینیور -

37:04.042 --> 37:06.292
تو تنها کسی بودی که
روی استیج بود

37:07.042 --> 37:09.167
و تندیس سر گرگی که قبلا
در اختیار داشتی

37:09.250 --> 37:10.667
به آلت قتاله وصل بوده

37:12.500 --> 37:14.958
و توی کلیسا فقط تو ازش نفرت داشتی

37:15.042 --> 37:16.875
من از هیچکسی نفرت ندارم

37:16.958 --> 37:22.167
ولی غیرممکنه که کسی
...این کار رو کرده باشه، پس

37:23.750 --> 37:26.833
نمی‌دونم این چیه

37:31.250 --> 37:34.250
خیلی‌خب، پدر، نظرت چیه بری استراحت کنی؟

37:34.333 --> 37:37.208
ولی باید قبل از رفتنت بهت هشدار بدم
که بین مردم شهر، حرف و حدیث راه افتاده

37:37.833 --> 37:40.333
سای دریون، امروز صبح
این رو گذاشت توی کانال یوتیوبش

37:40.417 --> 37:42.542
داری این کلیسا رو مسموم می‌کنی

37:42.625 --> 37:44.750
و هرکاری لازم باشه برای نجاتش می‌کنم

37:45.292 --> 37:49.125
برای اینکه مثل یه غده سرطانی
از شرت خلاص بشم

37:50.958 --> 37:53.333
بازنشر شده

37:54.833 --> 37:56.042
اونم زیاد

38:31.208 --> 38:35.625
موبایلم رو دو دقیقه روشن کردم
و اشتباه بود

38:36.167 --> 38:39.667
سیلی از پیام برای کشیشِ قاتل
فرستاده بودن

38:41.875 --> 38:45.542
ولی اصلا به دستگیر یا خلع لباس شدن
فکر نمی‌کردم

38:46.083 --> 38:49.917
به این فکر می‌کردم که ویکس
پیروز شده بود

38:51.125 --> 38:54.042
چون در اون بخش از روحم که
...نمی‌تونه به مسیح

38:54.125 --> 38:56.958
...خودم یا تو دروغ بگه

39:00.333 --> 39:03.417
خوش‌حال بودم که اون پیرمرد مُرده....

39:11.792 --> 39:12.875
یا عیسی

39:13.708 --> 39:16.292
کمکم کن

39:17.333 --> 39:19.750
لطفا راه درست رو نشونم بده

39:24.167 --> 39:25.667
آهای؟

39:29.417 --> 39:31.042
اوه، شرمنده

39:32.500 --> 39:33.917
بازید؟

39:35.042 --> 39:36.125
همیشه

39:36.708 --> 39:37.917
حالت خوبه؟

39:39.000 --> 39:41.500
آره. شرمنده

39:42.875 --> 39:47.792
مراسم عید پاک ندایم. شرمنده -
...اوه، من -

39:47.875 --> 39:51.542
البته می‌تونی بیای. بیا تو -
ممنون -

39:51.625 --> 39:56.042
نمی‌خوام از وظایف کشیشیت دورت کنم

39:58.417 --> 40:01.167
خب، خفن نیست؟

40:01.250 --> 40:02.083
دقیقا

40:02.167 --> 40:06.375
سخته که اینجا باشی و حضورش رو
احساس نکنی

40:07.000 --> 40:08.083
حضور کی؟

40:09.042 --> 40:12.083
.اوه، خدا رو می‌گی
آره

40:12.167 --> 40:13.750
آره -
کاتولیک نیستی -

40:13.833 --> 40:16.000
نه، نیستم

40:16.875 --> 40:18.292
با افتخار کافرم

40:19.250 --> 40:21.458
جلوی محراب عقلانیت زانو می‌زنم

40:21.542 --> 40:24.500
توی خانواده‌ی مذهبی‌ای بزرگ نشدی؟

40:25.250 --> 40:27.958
...مادرم مذهبیه... بود

40:28.042 --> 40:30.875
خیلی خیلی مذهبی بود

40:32.583 --> 40:34.417
باهاش صمیمی بودی؟ -
نه -

40:35.250 --> 40:39.125
...وقتی بچه بودم، ما
...ولی

40:39.208 --> 40:41.208
پیچیده‌ست -
پیچیده‌ست. مسائل خانوادگیه دیگه -

40:41.292 --> 40:42.708
آره. درسته

40:47.792 --> 40:49.500
چه حسی بهت می‌ده؟

40:52.792 --> 40:54.625
چه حسی بهم می‌ده؟

40:59.208 --> 41:00.042
راستش رو بگم؟

41:00.125 --> 41:01.208
حتما

41:03.542 --> 41:05.375
خب، معماریشه که برام جذابه

41:06.375 --> 41:09.583
عظمت و راز آلودگیش رو حس می‌کنم

41:09.667 --> 41:13.375
.احساسی که قرار بوده القاکنه رو
...و انگار

41:15.750 --> 41:20.958
انگار یکی داستانی رو به خوردم داده
که نمی‌خوام باور کنم

41:21.833 --> 41:25.500
روی وعده‌ی پوچِ یه خیال بچگانه بنا شده

41:25.583 --> 41:30.250
که سرشار از کینه، زن‌ستیزی
و همجنس‌گراستیزیه

41:30.333 --> 41:34.500
و باهاش اعمال خشونت‌آمیز و ظالمانه‌ی
بی‌شماری رو توجیه کردن

41:34.583 --> 41:36.583
در حالی که اون همه مدت و هنوز هم

41:36.667 --> 41:39.500
داره کارهای شرم‌آور خودش رو قایم می‌کنه

41:39.583 --> 41:41.708
مثل یه قاطر لجباز که جفتک می‌ندازه

41:41.792 --> 41:45.000
می‌خوام تیکه پاره‌ش کنم
و این حباب دروغین ایمانش رو بترکونم

41:45.083 --> 41:50.292
و به حقیقتی برسم که می‌تونم
بدون خفه شدن، قورتش بدم

41:57.708 --> 42:02.833
البته جزئیات تیر سقفش
...خیلی خوبن. من

42:04.500 --> 42:07.333
،گوش کن، اگه می‌خوای پرتم کنی بیرون
راحت باش

42:07.417 --> 42:08.500
نه، نه

42:09.958 --> 42:11.625
صادقی. این خوبه

42:11.708 --> 42:15.167
راست‌گویی می‌تونه لذت‌بخش باشه

42:15.250 --> 42:19.000
گمون کنم نمی‌تونی همیشه
با جماعت کلیسات صادق باشی

42:19.083 --> 42:22.250
همیشه می‌تونی صادق باشی
بدون اینکه بخش ناصادق رو به زبون بیاری

42:23.000 --> 42:24.875
آره

42:26.125 --> 42:28.125
حق با توئه. قصه‌گوییه

42:29.417 --> 42:32.958
.و این کلیسا، مال قرون وسطی نیست
ما توی نیویورکیم

42:33.708 --> 42:35.833
معماری معماری نو گوتیک قرن 19ست

42:35.917 --> 42:38.458
با دیزنی‌لند وجه مشترک بیش‌تری داره
...تا با نوتردام

42:38.542 --> 42:40.750
...و این آیین و مراسم

42:42.000 --> 42:43.625
...و لباس‌ها، همه‌ش

42:44.458 --> 42:45.875
قصه‌گوییه

42:47.333 --> 42:48.417
حق با توئه

42:51.292 --> 42:52.917
به‌گمونم مسئله اینه که

42:54.625 --> 42:56.750
آیا این داستان‌ها دروغی رو
برامون باورپذیر می‌کنن؟

42:58.625 --> 43:02.708
یا اینکه دست می‌ذارن روی چیزی
در اعماق وجودمون که واقعیِ واقعیه؟

43:05.458 --> 43:08.125
...که هیچ‌جور دیگه جز با قصه‌گویی

43:10.417 --> 43:11.833
نمی‌تونیم ابرازش کنیم

43:15.125 --> 43:17.333
نکته خوبی بود، پدر

43:25.833 --> 43:27.250
پسرم -
شرمنده -

43:28.417 --> 43:29.625
...صرفا

43:30.875 --> 43:33.292
دوباره حس کشیش بودن
بهم دست داد

43:33.917 --> 43:36.042
...و قراره از دستش بدم

43:37.000 --> 43:39.542
.قراره هدفم رو از دست بدم و می‌ترسم
...من

43:39.625 --> 43:42.125
نمی‌دونم بعدش چطور زندگی کنم

43:42.208 --> 43:43.292
بلانک

43:44.042 --> 43:46.667
.هی، پیداش کردم
...این

43:55.208 --> 43:56.208
تو کی هستی؟

43:56.292 --> 43:57.917
احتمالا باید همون اول می‌گفتم

43:58.000 --> 44:00.083
.اسم من بنوا بلانکه
من یه کارآگاهم

44:00.167 --> 44:03.583
به قتل جفرسون ویکس
علاقه‌مند شدم

44:04.958 --> 44:06.792
کارآگاهی، پس یعنی با پلیس‌هایی؟

44:06.875 --> 44:09.083
نه، من به ارگان دولتی وصل نیستم

44:09.167 --> 44:12.250
.همه فکر می‌کنن کار من بوده
کار من نبود

44:12.833 --> 44:14.875
...ولی شاید قلباً کشتمش

44:14.958 --> 44:17.458
و جوری که مُرده، یه جور معجزه بوده

44:17.542 --> 44:18.542
...و

44:19.042 --> 44:21.542
.نمی‌دونم. سردرگمم
نمی‌دونم

44:22.708 --> 44:24.708
اجازه می‌دی کمکت کنم؟

44:27.042 --> 44:28.125
چی؟

44:28.208 --> 44:30.958
پوست لبت به خاطر کم آبی
ترک خورده

44:31.042 --> 44:32.458
کل شب رو نخوابیدی

44:33.042 --> 44:34.417
تا صبح بیرون بودی

44:34.500 --> 44:37.333
از وضعیت پاچه‌ی شلوارت، موقعی که
زانو زده بودی و دعا می‌کردی مشخص بود

44:38.083 --> 44:41.500
من یک گناهکارِ در عذاب نمی‌بینم

44:42.250 --> 44:45.458
بلکه مرد بی‌گناهی رو می‌بینم
که احساس گناه عذابش می‌ده

44:47.083 --> 44:48.292
بذار کمکت کنم

44:48.833 --> 44:49.708
چطور؟

44:49.792 --> 44:51.708
بهش جلوه‌ی معجزه داده شده

44:52.208 --> 44:55.625
صرفا یه قتله و منم کارم حل پرونده‌های قتله

44:57.500 --> 44:59.667
...وایسا... تو

45:00.500 --> 45:03.667
اون ماجرای کنتاکی دِربی، با اون قتل
و اون یارو که گرفتنش

45:03.750 --> 45:05.250
با دوربین فوتو فینیش...؟... -
آره -

45:05.333 --> 45:06.417
...پس تو

45:07.250 --> 45:08.458
توی برنامه «ویو» بودی
[ یک برنامه‌ی تلویزیونی ]

45:08.542 --> 45:10.167
آره -
اینجا چی کار می‌کنی -

45:10.250 --> 45:14.000
باید سریع در جریانِ اتفاقات
مراسم آیینه‌ی نیک

45:14.083 --> 45:17.042
و اوضاع این کلیسا قرار بگیرم

45:17.708 --> 45:20.583
جرالدین لطف کرده و بهم دسترسی داده

45:20.667 --> 45:24.750
اگه امروز رو بتونی خالی کنی
و تو تحقیقات همراهم بیای

45:25.275 --> 45:28.442
بریم جسد رو ببینیم، آلت قتاله رو پیدا
و صحنه جرم رو بازرسی کنیم

45:28.625 --> 45:32.125
کمک ویژه‌ای بهم می‌کنی

45:33.792 --> 45:35.000
جسد؟

45:40.917 --> 45:43.625
.آره، نظرم عوض شد
نباید اینجا باشم

45:44.708 --> 45:47.333
،بلانک، به فرآیندت اعتماد دارم
ولی باهاش موافقم

45:47.417 --> 45:51.500
نه، نه، می‌خوام یه تصویر واقعی
و دقیق از اتفاقی که افتاده توی ذهنت درست بشه

45:51.583 --> 45:55.667
تا ویکس رو همونجوری که هست ببینی؛
یه جسد، یه بدن بی جون

45:55.750 --> 45:59.208
.نه یه هیولای افسانه‌ای توی ذهنت
می‌خوام ببینی از گوشت و خونه

45:59.292 --> 46:01.708
و بر اساس ضربه چاقویی مُرده
که می‌تونیم زخمش رو تحلیل کنیم

46:01.792 --> 46:04.542
صرفا از گوشت و خونه

46:05.208 --> 46:06.500
گوشت و خون، آره

46:06.583 --> 46:09.250
آره، چه وولی هم می‌خوره

46:09.833 --> 46:12.042
آره، نگاه کن -
لطفا نکن -

46:13.125 --> 46:15.792
تمی، می‌شه برش گردونی؟

46:15.875 --> 46:17.417
مثل پنکیک برش گردونید

46:21.958 --> 46:23.583
یک، دو، سه

46:29.500 --> 46:32.625
هی، هی -
نه، نه، جای من اینجا نیست -

46:32.708 --> 46:35.083
.نمی‌تونم اون داخل باشم
نمی‌دونم چرا آوردیم

46:35.167 --> 46:36.208
...نمی‌تونم -
هی -

46:37.417 --> 46:38.833
...اگه دنبال آمرزشی

46:38.917 --> 46:42.375
،اگه می‌خوای دوباره کشیش بشی
پس باید همراهیم کنی

46:42.458 --> 46:46.125
.قاتل واقعی اون بیرونه
...باید پیداش کنیم و به صلابه

46:46.208 --> 46:47.042
شرمنده

46:47.125 --> 46:50.042
یعنی بگیریمش و زندگیت رو
بهت برگردونیم

46:50.125 --> 46:51.333
پدر

46:52.083 --> 46:54.417
می‌خوام مطمئن بشم که
وضعیت رو درک می‌کنی

46:54.500 --> 46:57.833
شما با ما پسر خاله نشدی
که بیای باهامون پرونده حل کنی

46:57.917 --> 46:59.542
همچنان یه مظنونی

46:59.625 --> 47:03.708
حرفم اینه که لازم نیست
بدون وکیل اینجا باشی، می‌فهمی؟

47:05.583 --> 47:08.333
کار من نبوده

47:09.583 --> 47:11.250
اگه بتونم کمک کنم
قاتلش رو پیدا کنید

47:11.917 --> 47:14.458
پس پایه‌م. بریم تو کارش

47:14.542 --> 47:15.750
خیلی‌خب

47:16.625 --> 47:17.833
جسد

47:17.917 --> 47:19.500
بعدش آلت قتاله

47:19.583 --> 47:20.667
بعدش صحنه جرم

47:21.958 --> 47:23.375
همراهم باش

47:30.125 --> 47:32.750
گوش کنید، من اصلا از اهریمن
خوشم نمیاد

47:32.833 --> 47:36.917
می‌دونین، «ایل دیاولو» یه کلمه
ایتالیاییِ با کلاس و خفنه

47:37.000 --> 47:39.125
بعدش زنم یه نماد اهریمنی خرید

47:39.208 --> 47:41.125
بعدش یه چراغ اهریمنی خرید

47:41.208 --> 47:44.792
،بعدش مردم گفتن «اوه، براش یه چیز اهریمنی بخر
عاشقش می‌شه

47:44.875 --> 47:48.500
.و بعدش همه‌چیز اهریمنی دش دیگه
نمی‌دونم

47:48.583 --> 47:50.958
ولی همینه، درسته؟ -
آره -

47:51.042 --> 47:52.167
اوه، آره

47:52.250 --> 47:55.125
...ولی

47:55.208 --> 47:58.708
.ولی قرمز نبودها، الان قرمزه
رنگه

47:58.792 --> 48:01.167
امیدوارم رنگ باشه -
آره، تازه رنگ شده -

48:01.750 --> 48:05.375
با یه‌جور گچ پرش کردن و چاقو رو
فرو کردن توش

48:05.458 --> 48:07.833
هرکاری لازم باشه برای نجاتش می‌کنم

48:07.917 --> 48:11.125
برای اینکه مثل یه غده سرطانی
از شرت خلاص بشم

48:11.208 --> 48:14.458
.هی، بی‌خیال. قطعش کن
کارت زشته

48:14.542 --> 48:16.833
کله‌ی اهریمنی قرمز
سر از کجا درآورد؟

48:16.917 --> 48:21.500
از کلیسا. پرتش کردم سمت کلیس
و پنجره رو شکستم. نمی‌دونم چرا

48:23.083 --> 48:25.292
و بعدش بعد از مراسم کریزم، روز دوشنبه

48:25.375 --> 48:27.708
مارتا گفت یه پنجره‌ی کوچیک شکسته

48:27.792 --> 48:28.792
از دست این بچه‌ها

48:28.875 --> 48:30.292
ولی همین

48:48.667 --> 48:49.958
می‌بینید؟

48:53.583 --> 48:54.583
هوم

48:56.083 --> 48:57.083
آره

48:58.625 --> 48:59.708
آره

49:03.375 --> 49:05.375
...اوه، این

49:07.708 --> 49:08.917
دکتر نات

49:10.292 --> 49:11.500
...اوه، لعـ

49:13.792 --> 49:15.875
سلام

49:17.792 --> 49:19.208
اومدم ناهار بخورم

49:25.750 --> 49:29.375
نات، اگه بخوای صحبت کنی
بعداً می‌تونم بیام پیشت

49:29.458 --> 49:31.583
...فکر نکنم... آره، من

49:31.667 --> 49:33.583
بعید می‌دونم بخوام

49:33.667 --> 49:35.083
نمی‌خوام

49:35.833 --> 49:39.083
آه، ایناهاش. با همین کشتیش، هان؟

49:39.625 --> 49:41.792
بی‌خیال، نات -
مثل غده سرطانی از شرش خلاص شدی -

49:41.875 --> 49:43.667
حرومزاده

49:43.750 --> 49:45.375
نفست حقه، نات -
آره -

49:46.583 --> 49:49.708
حرومزاده! کشیش قاتل

50:22.167 --> 50:23.083
...اولاً

50:23.167 --> 50:26.125
واسه گرفتن شماره‌ت، رفتم زیر دِینِ
کارآگاه الیوت

50:26.208 --> 50:28.042
خوش‌حال می‌شم خدمتی کرده باشم

50:28.125 --> 50:29.958
جرالدین، تو بصیرت این رو داشتی که ببینی

50:30.042 --> 50:32.625
این مسئله فراتر از وظایف پلیسیه

50:32.708 --> 50:36.958
این چیزیه که حتی خودم هم
تجربه نکردم

50:37.042 --> 50:41.125
مثال بارز یک جرم غیرممکنه

50:41.958 --> 50:43.583
فقط توی رمان‌های کارآگاهی
نمونه‌ش هست

50:43.667 --> 50:47.000
این اتفاق نباید توی دنیای واقعی‌مون بیفته

50:48.042 --> 50:49.458
با این‌حال افتاده

50:50.000 --> 50:51.417
جام مقدس

50:52.500 --> 50:53.750
عاشق شور و شوقتم

50:53.833 --> 50:56.333
ولی باید مطمئن بشم که
این پرونده قابل حله

50:56.417 --> 50:58.708
پرونده حل نکردن توی ذاتِ من نیست

50:59.458 --> 51:01.083
اون لحظه‌ی کیش و مات

51:01.958 --> 51:05.375
وقتی میام روی صحنه
...و تار نقشه‌ی رقیبم رو باز می‌کنم

51:07.125 --> 51:08.417
.خواهید دید
خوش می‌گذره

51:09.000 --> 51:11.167
عالیه. چطور به این مرحله برسیم؟ -
منبع -

51:12.000 --> 51:14.583
مرد تو خالیِ جان دیکسون کار

51:15.375 --> 51:17.625
یه رمان جنایی از
دوران طلایی ادبیات کارآگاهی

51:17.708 --> 51:19.833
و در عمل یه جور درس‌نامه
برای معمای «اتاق دربسته» حساب می‌شه

51:19.917 --> 51:21.208
همون جرم غیرممکن

51:22.958 --> 51:24.042
وایسا

51:29.410 --> 51:31.672
[ انجمن کتاب‌خوانی - لیست کتاب‌خوانی بهار ]
[ مرد تو خالی از جان دیکسون کار ]

51:32.375 --> 51:35.875
پدر جاد، باز هم ثابت کردی
بی‌خود اینجا نیستی

51:37.542 --> 51:40.167
جسد کی؟ قتل‌های خیابان مورگ؟

51:40.250 --> 51:42.667
راجر اکروید، قتل در خانه کشیش

51:42.750 --> 51:47.958
پناه بر خدا، این عملاً جزوه‌ی آموزشی
برای نحوه انجام این قتله

51:48.458 --> 51:50.375
و کل جماعت کلیسا، عضو این انجمنن؟

51:54.000 --> 51:55.625
کی این کتاب‌ها رو انتخاب کرده؟

51:56.292 --> 51:57.292
اپرا

51:58.333 --> 51:59.333
اپرا

51:59.833 --> 52:01.917
مارتا از سایت اپرا، لیست تم‌ها رو درمیاره

52:02.000 --> 52:03.833
خب، این نظریه‌م رو تایید می‌کنه

52:04.417 --> 52:06.333
قاتل قطعاً روش‌های سنتیِ

52:06.417 --> 52:09.167
داستان‌های راز آلودِ در بسته رو
تقلید کرده

52:09.708 --> 52:11.917
که خب اوضاع رو ساده می‌کنه

52:12.000 --> 52:13.208
وقت انجمن کتاب‌خوانیه

52:13.750 --> 52:15.167
یالا، بچه‌ها

52:21.833 --> 52:24.167
توی رمان مرد تو خالی، کارآگاه گیدیون فل

52:24.250 --> 52:29.167
تمام روش‌های ممکن برای قتلِ دربسته رو
ردیف می‌کنه و توضیح می‌ده

52:29.250 --> 52:31.375
پس بیاید باهمدیگه بهشون بپردازیم

52:31.458 --> 52:33.583
احتمال شماره یک

52:33.667 --> 52:37.083
ویکس، قبل از اینکه وارد پستو بشه

52:37.708 --> 52:40.042
چاقو خورده

52:40.625 --> 52:44.042
پدر جاد، می‌شه بری اون جایی که بودی؟

52:47.208 --> 52:49.333
ویکس، موعظه رو انجام می‌ده

52:51.083 --> 52:52.750
هر دستگاهی پشت سرش

52:52.833 --> 52:57.833
که قادر به پرتاب یک چاقوی سنگین
...و نامتعادل به کمرش بوده باشه

53:00.792 --> 53:04.875
از دوربین و شاهدان، مخفی بوده

53:05.500 --> 53:09.000
ولی قطعاً توسط پدر جاد دیده شده

53:10.625 --> 53:13.667
نه، رباتی که چاقو پرت کنه رو
پشت سرش ندیدم

53:13.750 --> 53:16.292
نه. احتمال اول منتفی شد

53:16.375 --> 53:18.208
...احتمال دوم

53:20.083 --> 53:21.500
...وقتی توی پستو بوده

53:22.000 --> 53:23.833
کشته شده

53:23.917 --> 53:27.542
اونم توسط شخص یا چیزی

53:28.292 --> 53:30.125
که بیرون پستو بوده

53:30.833 --> 53:34.417
یعنی یکی چاقو رو از اینجا
پرت کرده به سمت پستو؟

53:34.500 --> 53:35.917
نه، دیوونگیه

53:36.000 --> 53:38.000
هم دیوونگیه، هم از چند جهت غیرممکنه

53:38.083 --> 53:41.083
.احتمال دوم هم منتفی شد
این یعنی پیشرفت

53:41.167 --> 53:43.250
چندتا احتمال وجود داره؟

53:43.333 --> 53:45.333
.زیاد نیستن
...سه

53:46.167 --> 53:49.042
داخل پستو کشته شده

53:49.125 --> 53:51.750
...اونم توسط دستگاهی که

53:53.042 --> 53:54.542
داخل پستو بوده

53:54.625 --> 53:56.833
...پس یه چیزی از قبل کار گذاشته شده بوده و

53:56.917 --> 53:58.542
از دور کنترل شده؟

53:58.625 --> 54:00.625
خب، این دیوارها ضخیمن

54:00.708 --> 54:04.125
ولی یه سیگنال رادیویی خیلی قوی
می‌تونه ازشون رد بشه

54:04.875 --> 54:07.083
...خب، یه نفر یه دستگاهِ

54:07.625 --> 54:12.042
پرتاب چاقو که از دور با ریموت کنترل می‌شه

54:12.583 --> 54:14.333
توی یه جعبه خالی رو
کجا قایم می‌کنه؟

54:15.125 --> 54:16.875
ویکس افتاد روی شکمش

54:16.958 --> 54:19.667
اون صدای تق رو یادمه

54:21.583 --> 54:24.083
و صورتش رو به در بود

54:24.167 --> 54:26.125
پس اون عقب، رو به بیرون
ایستاده بود

54:27.167 --> 54:30.583
پس چاقو بایستی به نحوی
از دیوار پشتی رد شده باشه

54:31.083 --> 54:33.500
صدای تق. خیلی خوبه

54:34.042 --> 54:35.250
...هرچند دیوارش

54:36.250 --> 54:38.125
مثل صخره جبل‌الطارقه

54:38.958 --> 54:40.042
...ولی خب

54:40.542 --> 54:43.125
نظرت درباره دیوار کاذبی که
بعداً جابجا شده باشه چیه؟

54:43.208 --> 54:45.167
زدی تو خال، پدر براون

54:45.250 --> 54:46.708
چی؟ نه، نه

54:46.792 --> 54:48.875
افراد من متوجه دیوار کاذب می‌شدن

54:52.750 --> 54:56.583
آره و جابجاییش هم آسون نیست

54:58.417 --> 55:01.167
هیچ چیز دیگه‌ای روی زمینِ
این پستو پیدا نشده، درسته؟

55:01.833 --> 55:04.458
نه، فقط نخ قرمز

55:06.500 --> 55:07.917
...وایسا، چی؟ نـ

55:08.000 --> 55:09.708
نخ قرمز؟

55:11.667 --> 55:15.292
دو تا نخ ضخیم قرمزِ
هفت هشت سانتی

55:15.375 --> 55:17.375
کنار لگنش پیدا شد

55:19.333 --> 55:20.917
خب، احتمال چهارم چیه؟

55:26.125 --> 55:27.208
مارتا؟

55:28.167 --> 55:30.375
بندازشون بیرون -
مارتا؟ -

55:30.458 --> 55:31.750
بندازشون بیرون

55:31.833 --> 55:35.083
توی این مکان مقدس راه می‌رن

55:35.167 --> 55:38.500
.و کردنش صحنه جرم
...انگار

55:38.583 --> 55:42.208
یه سریال پلیسی آبکیه
و توش حرف از ربات می‌زنن

55:42.792 --> 55:46.292
.درست نیست، پدر
درست نیست

55:48.917 --> 55:51.542
مارتا، بهتره بری خونه و استراحت کنی

55:52.083 --> 55:53.208
کاری از دستم برمیاد؟

55:54.042 --> 55:55.083
برو

55:55.792 --> 55:57.625
دیگه هیچ‌کس اینجا نمی‌خوادت

55:58.125 --> 56:03.000
همیشه از مونسینیور متنفر بودی
و نسبت به ما دید از بالا به پایین داری

56:03.083 --> 56:05.500
این‌طور نیست -
...قتل در قلبت -

56:05.583 --> 56:07.208
نه -
...دست‌هات آلوده به خون -

56:07.292 --> 56:09.292
درست مثل فاحشه‌ی هرزه

56:09.375 --> 56:12.583
گناه ازلیت، اینجا رو لکه‌دار کرده

56:13.333 --> 56:15.083
کشیش دروغین

56:17.958 --> 56:19.542
ببخشید

56:20.375 --> 56:22.542
ولی آره، اگه رسیدن به حقایق با اون کارآگاه

56:22.625 --> 56:24.792
من رو در برابر تو و جماعت این کلیسا
قرار می‌ده، عیبی نداره

56:27.583 --> 56:28.667
شرمنده

56:39.542 --> 56:41.292
می‌شه از کیسه بوکست استفاده کنم؟

56:42.792 --> 56:44.417
حتما. راحت باش

56:47.958 --> 56:49.375
حالت خوبه؟

56:50.000 --> 56:53.375
.مه داشت کنار می‌رفت
این یک معمای قابل حل بود

56:53.458 --> 56:56.083
،جسد، آلت قتاله، صحنه جرم
ربات چاقو پرت کن

56:56.167 --> 56:59.208
زوایای دید، دیوارهای سنگی و ریموت کنترل

57:01.667 --> 57:02.958
و ریموت کنترل

57:11.792 --> 57:14.208
توی مراسم روز جمعه
به بازی گوش ندادی

57:14.875 --> 57:16.417
با رادیوت

57:16.500 --> 57:20.083
نه. مارتا بدش میاد

57:21.875 --> 57:23.292
واسه همین ضبطش کردی

57:23.958 --> 57:25.042
آره

57:26.708 --> 57:30.792
خب، یه تایم‌استمپ انداختم
روی ویدئو که تأخیر پخش زنده هم توش حساب شده

57:30.875 --> 57:35.125
تماس دکتر شارپ با بیمارستان
ساعت سه و چهل‌و‌هفت بعدازظهر بوده

57:35.208 --> 57:37.625
...و نود ثانیه قبلش

57:43.625 --> 57:46.167
خب، چندتا چیز تونستن
باعث این گلیچ بشن

57:46.250 --> 57:47.625
ولی در جواب سوال‌تون، بله

57:47.708 --> 57:51.208
یه موج رادیویی قویِ ناشی
از یک ریموت کنترل تقویت شده

57:51.292 --> 57:53.833
می‌تونه چنین تاثیری داشته باشه

57:53.917 --> 57:55.500
پشم‌هام

57:55.583 --> 57:56.500
خودشه، درسته؟

57:56.583 --> 57:58.458
این ربات چاقو پرت‌کن رو
فعال کرده

57:58.542 --> 58:01.333
.بایستی خودش باشه
الان دیگه می‌تونی حلش کنی، درسته؟

58:01.417 --> 58:03.833
این رو با فیلم سای، همسان کردی؟

58:03.917 --> 58:07.667
.آره. فیلمِ آیفون، تایم‌استمپ داره
خیلی دقیقه

58:07.750 --> 58:09.750
می‌شه لطفا نشون‌مون بدی؟ -
آره -

58:09.833 --> 58:10.875
چی رو؟

58:10.958 --> 58:13.833
همان‌جا که نجاتِ جهان بر آن آویزان شد

58:16.875 --> 58:17.958
مونسینیور؟

58:29.333 --> 58:30.792
اوه

58:30.875 --> 58:33.000
پس وقتی موج رادیویی ساطع شده

58:33.083 --> 58:35.917
با چاقوی فرو رفته توی کمرش
نقش بر زمین بوده

58:36.542 --> 58:38.875
و پدر جاد هم داشته نگاه‌ش می‌کرده

58:39.375 --> 58:41.167
چطور ممکنه؟

58:41.250 --> 58:43.958
خب، واسه ربات چاقو پرت‌کن
ممکن نیست

58:44.042 --> 58:46.625
پس این بیهوده بوده

58:46.708 --> 58:47.625
نه، نه

58:47.708 --> 58:51.042
اصلا هم بیهوده نبوده

58:51.125 --> 58:53.958
تمام تکه‌های پازل جلومونه

58:54.042 --> 58:55.167
جدی؟ -
آره -

58:55.250 --> 58:58.458
با توجه به جایی که کله‌ی اهریمن
ازش اومده، نخ قرمز

58:58.542 --> 59:01.958
صدای تق و زمان ریموت موج رادیویی

59:02.958 --> 59:04.375
همه‌ش جور درمیاد

59:05.500 --> 59:07.708
خب جواب رو بهمون بگو

59:08.917 --> 59:10.208
نمی‌تونم

59:11.667 --> 59:15.208
خودت گفتی اگه تمام قطعات رو
داشته باشی به جواب می‌رسی

59:15.292 --> 59:16.542
می‌دونم و با این‌حال

59:16.625 --> 59:18.708
با وجود تمام قطعاتِ روی میز

59:18.792 --> 59:21.958
...این جرم همچنان غیرممکن

59:22.750 --> 59:23.958
به‌نظر می‌رسه

59:24.792 --> 59:26.500
بهم گفتی می‌تونی حلش کنی

59:28.542 --> 59:30.042
گفتی کارت همینه

59:31.083 --> 59:33.667
بهت ایمان بستم

59:33.750 --> 59:37.250
وای خدا، وای خدا

59:37.333 --> 59:41.375
.تو 36 ساعته که نخوابیدی
فکر کنم وقت خوابه

59:41.458 --> 59:42.542
آره

59:43.167 --> 59:45.875
.روز سختی بود
شب به‌خیر، پدر جاد

59:45.958 --> 59:47.500
پاشو، من می‌رسونمت

59:56.833 --> 59:59.375
می‌دونی، حق با توئه

59:59.458 --> 01:00:02.083
این نمی‌تونه غیرممکن باشه

01:00:03.333 --> 01:00:05.167
بایستی یه قطعه
گم شده باشه

01:00:06.458 --> 01:00:08.458
و فکر کنم بدونم کجاست

01:00:09.042 --> 01:00:11.792
می‌دونی، به‌نظرم یه چیزی توی ذهنته
که برای حل پرونده

01:00:11.875 --> 01:00:14.292
بهش نیاز دارم

01:00:14.958 --> 01:00:17.792
...و اگه با حرف زدن نفهممش، شرمنده

01:00:18.333 --> 01:00:20.750
ولی باید برم داخلش تا بفهممش

01:00:23.250 --> 01:00:25.167
خیلی‌خب، داری می‌ترسونیم

01:00:27.250 --> 01:00:29.500
نمی‌فهمم

01:00:29.583 --> 01:00:32.542
.نمی‌فهمم چه کمکی می‌کنه
می‌خوای داستان رو بنویسم؟

01:00:32.625 --> 01:00:34.833
آره. داستان

01:00:34.917 --> 01:00:37.625
داستان قتل کشیش ویکس

01:00:37.708 --> 01:00:38.792
مونسینیور ویکس

01:00:38.875 --> 01:00:40.708
اصلا هرچی، مهم نیست

01:00:40.792 --> 01:00:44.208
باید قتل و اتفاقات قبلش رو
از دید تو ببینم

01:00:44.292 --> 01:00:45.167
از کجا شروع کنم؟

01:00:45.250 --> 01:00:46.333
از هرجا دوست داری

01:00:46.417 --> 01:00:49.625
فقط جالب باشه، کسل کننده نباشه
و تمام جزئیات رو بنویس

01:00:49.708 --> 01:00:51.000
بلانک، من نویسنده نیستم

01:00:51.083 --> 01:00:53.083
عجله نکن

01:00:53.625 --> 01:00:56.375
من از خودم پذیرایی می‌کنم

01:01:04.042 --> 01:01:07.042
پس چند ساعت اخیر رو مشغولِ
همین کار بودم

01:01:07.542 --> 01:01:10.750
و حالا خودکار رو می‌ذارم کنار
و می‌دمش بهت

01:01:11.250 --> 01:01:12.458
و به‌گمونم صبر می‌کنم

01:01:12.542 --> 01:01:14.458
تا تو داستانم رو بخونی

01:01:14.542 --> 01:01:17.500
داستانِ قتل مونسینیور جفرسون ویکس

01:01:44.083 --> 01:01:45.292
چرا این کار رو کردی؟

01:01:48.625 --> 01:01:50.125
...سوال بهتر اینه که

01:01:50.708 --> 01:01:53.417
چرا فکر کردم می‌تونم به تو
دروغ بگم و قسر در برم؟

01:01:53.500 --> 01:01:56.125
.نه، دروغ نگفتی
می‌دونم نمی‌گی

01:01:57.000 --> 01:01:59.375
صرفا بخش ناصادقش رو
با صدای بلند نگفتی

01:02:03.125 --> 01:02:07.625
،وقتی اومدم بیرون پیش بقیه
پلیس تازه داشت می‌رسید

01:02:10.000 --> 01:02:11.625
«اومدم بیرون پیش بقیه»

01:02:12.125 --> 01:02:14.125
پس داخل موندی

01:02:14.208 --> 01:02:17.042
پس تو تنها کسی بودی که
بعد از قتل، دور از دید بقیه

01:02:17.125 --> 01:02:21.500
،به پستوی ابزار آلات دسترسی داشتی
اونم قبل از اینکه پلیس بگردتش

01:02:23.542 --> 01:02:25.042
...چرا؟ یعنی

01:02:28.000 --> 01:02:29.292
چرا ازش محافظت کردی؟

01:02:29.375 --> 01:02:31.375
واسه محافظت از ویکس نبود

01:02:33.042 --> 01:02:35.375
این کار رو کردم تا توهمِ آدم‌هایی
که بهش ایمان داشتن

01:02:35.458 --> 01:02:36.875
نابود نشه

01:02:36.958 --> 01:02:39.792
خب، مطمئناً همه می‌دونستن

01:02:39.875 --> 01:02:43.375
بعد از هر مراسمی، دهنش بوی الکل می‌داده

01:02:43.458 --> 01:02:46.417
«قوتش رو پس بگیره»
کلمه هوشمندانه‌ای به کار بردی

01:02:46.500 --> 01:02:48.667
ولی همه بایستی می‌دونستن

01:02:48.750 --> 01:02:50.875
امروز روح القدس توی وجودش
موج می‌زد، نه؟

01:02:51.542 --> 01:02:52.958
نه، همه نه

01:02:53.458 --> 01:02:54.542
سم

01:02:55.333 --> 01:02:57.542
تنها آدم خوبِ اینجا

01:02:57.625 --> 01:02:59.625
ترک کردنِ الکل، زندگیش رو نجات داد

01:03:01.042 --> 01:03:04.875
.می‌دونستم پلیس و خبرنگارها میان
چرا باید می‌ذاشتم بخشی از داستان باشه؟

01:03:07.375 --> 01:03:09.792
ویکس چاقو خورده بود

01:03:09.875 --> 01:03:13.625
،نمی‌دونم چطور و توسط کی
ولی می‌دونستم چاقو خورده

01:03:13.708 --> 01:03:15.708
پس این هیچ ربطی بهش نداشت

01:03:15.792 --> 01:03:17.917
یه تصمیم نسنجیده بود

01:03:18.000 --> 01:03:20.542
یه قصه‌گویی کوچیک برای محافظت
از جماعت کلیسام

01:03:20.625 --> 01:03:22.250
چرند نگو

01:03:22.333 --> 01:03:26.417
،و برای محافظت از حباب ایمان‌شون
از یک قاتل محافظت کردی

01:03:29.000 --> 01:03:30.625
فلاسکش کجاست؟

01:03:31.917 --> 01:03:34.833
لعنتی

01:03:37.458 --> 01:03:39.667
لعنتی. اینجا نیست

01:03:40.833 --> 01:03:41.917
بلانک

01:03:42.875 --> 01:03:44.083
شرمنده

01:03:44.708 --> 01:03:46.708
...چاقو خورده بود، واسه همین فکر نکردم

01:03:46.792 --> 01:03:48.917
نه، فکر نکردی

01:03:49.000 --> 01:03:51.292
،رولی الان توی دل دردسریم
پس بهتره شروع کنی

01:03:53.292 --> 01:03:55.125
یکی دزدکی اومده توی اتاقم

01:03:56.125 --> 01:03:57.417
تازه داره برام روشن می‌شه

01:03:57.958 --> 01:04:00.792
یه نقشه مکارانه و حساب‌شده‌ست
که برام کشیدن

01:04:00.875 --> 01:04:03.208
و حالا دشمنی که باهاش مواجه‌ایم رو می‌بینی

01:04:05.125 --> 01:04:08.000
تا الان به داستان‌های این جماعت رو
با همدلی و مهربونی گوش دادی

01:04:08.083 --> 01:04:09.833
ولی دیگه کافیه

01:04:09.917 --> 01:04:11.542
به اندازه کافی، وقت هدر دادیم

01:04:11.625 --> 01:04:14.042
فردا، از مراسم خاکسپاری

01:04:14.125 --> 01:04:15.750
برای بازجویی همه‌شون
استفاده می‌کنیم

01:04:15.833 --> 01:04:18.667
باید بفهمیم اون شب
چه اتفاقی افتاد

01:04:19.750 --> 01:04:23.833
و بفهمیم این گله گرگ شرور
چی رو پنهون می‌کنه

01:04:29.042 --> 01:04:30.042
هوم

01:04:34.975 --> 01:04:37.189
[ آخرین موعظه‌ی مونسینیور ویکس: روز قتلش ]

01:04:40.917 --> 01:04:42.333
...مورد خیانت

01:04:43.333 --> 01:04:44.542
ضرب و شتم

01:04:46.667 --> 01:04:47.875
تمسخر

01:04:48.917 --> 01:04:50.125
جراحت

01:04:52.292 --> 01:04:53.375
و قتل قرار گرفت

01:04:57.375 --> 01:05:00.000
و انداختنش توی یه چاله تا بپوسه

01:05:00.917 --> 01:05:02.000
تا فراموش بشه

01:05:03.208 --> 01:05:06.042
،همون بلایی که سر ناجی‌مون آوردن
سر کلیسامون هم اومده

01:05:06.708 --> 01:05:10.208
کلیسای ما زیر حمله‌ی
مدرنیته‌ی خبیثه

01:05:10.292 --> 01:05:12.500
زیر حمله‌ی دشمنان خدا

01:05:12.583 --> 01:05:14.583
فاحشگان هرزه

01:05:14.667 --> 01:05:18.000
انگل‌هایی که می‌خوان سرکوب
و ساکت‌مون کنن

01:05:18.083 --> 01:05:20.500
و نذارن به جایگاهی که حق‌مونه برسیم

01:05:20.583 --> 01:05:23.208
اونم به عنوان حاکمان یک کشور مسیحی

01:05:23.708 --> 01:05:26.792
و حتی الان که به عنوان جنگجوی مسیح
جلوتون ایستادم

01:05:26.875 --> 01:05:30.708
و زره خدا رو بر تن کردم و آماده‌م
تا آخرین نفسم بجنگم

01:05:30.792 --> 01:05:33.333
از اینجا رد نمی‌شید

01:05:36.042 --> 01:05:39.125
مثل پروردگارمون، یهودا
به من هم خیانت کرده

01:05:39.667 --> 01:05:41.500
آقایون، می‌شه یه لحظه
باهاش تنهام بذارید؟

01:05:42.250 --> 01:05:44.250
یهودا با ظواهر بسیار زیاد

01:05:46.000 --> 01:05:48.833
همیشه خطر حقیقی از درون
نشئت می‌گیره

01:05:50.292 --> 01:05:52.125
کلامم رو یادتون باشه

01:05:53.583 --> 01:05:56.958
در این آدینه‌ی نیک، اتفاقی که
قراره بیفته رو یادتون بمونه

01:05:57.042 --> 01:05:59.042
همگی به یاد بسپارید

01:06:00.667 --> 01:06:02.958
دوباره ظهور می‌کنی

01:06:04.125 --> 01:06:05.542
درست می‌شه

01:06:06.042 --> 01:06:07.667
دوباره ظهور می‌کنی

01:06:08.292 --> 01:06:09.500
ظهور می‌کنی

01:06:09.583 --> 01:06:12.958
زمانش می‌رسه. زمانی که
هشدارش رو داده بودم

01:06:14.542 --> 01:06:17.542
روز عید پاک، قولی که بهتون دادم رو
یادتون نره

01:06:17.625 --> 01:06:21.458
.چرا که سر قولم می‌مونم
بله، می‌مونم

01:06:23.500 --> 01:06:25.708
زیرا ببینید، هر چند که اون رو
به خاک افکندن

01:06:25.792 --> 01:06:29.125
پسر راستین خدا دوباره ظهور می‌کنه

01:06:29.667 --> 01:06:32.083
سیب حوا به درخت باز خواهد گشت

01:06:32.167 --> 01:06:35.833
و به ثروت پادشاهیش و سلطنت
رو به اوجش

01:06:36.458 --> 01:06:39.292
و مادامی که شما اهریمنان بی‌ایمان
توی تاریکی

01:06:39.375 --> 01:06:41.000
دندون‌هاتون رو به هم فشار می‌دید

01:06:41.083 --> 01:06:45.500
مادامی که سرد، تنها و فراموش‌شده
دراز می‌کشید

01:06:45.583 --> 01:06:50.000
دوباره ظهور می‌کنه تا چیزی
که مال خودشه رو پس بگیره

01:06:50.667 --> 01:06:52.292
و شروران رو هلاک می‌کنه

01:06:53.042 --> 01:06:56.083
و پسر راستینش رو بر روی
تخت این کشور می‌نشونه

01:06:56.167 --> 01:06:59.375
‫بله، او ظهور خواهد کرد!
‫بله، او ظهور خواهد کرد!

01:06:59.458 --> 01:07:02.083
‫بله، از ترس بلرزید...

01:07:02.167 --> 01:07:07.667
‫چون او دوباره ظهور خواهد کرد
‫باشکوه و قدرتمند و برای انتقام گرفتن!

01:07:17.542 --> 01:07:20.792
‫بهتون تسلیت میگم، پدر
‫این پایین رو امضا کنین

01:07:21.667 --> 01:07:23.042
‫گوش کن، بین خودت و خودم بمونه...

01:07:23.125 --> 01:07:26.458
‫برام مهم نیست توی اینترنت چی نوشته.
‫فکر کنم احتمالش هست کار تو نبوده باشه

01:07:29.667 --> 01:07:31.875
‫بسیار خب، بچه‌ها. گوش کنین

01:07:31.958 --> 01:07:34.208
‫اوه، ببین کی اومده.
‫جاد خائن

01:07:34.292 --> 01:07:37.167
‫پدر، اینجا روی خوش بهت نشون نمیدیم

01:07:37.250 --> 01:07:38.458
‫بس کنین دیگه!

01:07:38.542 --> 01:07:39.750
‫اتفاقی که می‌افته اینه

01:07:39.833 --> 01:07:42.417
‫بنوا بلانک وامونده و من می‌خوایم
‫از همه‌تون چند تا سوال بپرسیم...

01:07:42.500 --> 01:07:45.667
‫شما هم جواب میدین و ته و توی
‫اینو که کی مونسینیور ویکس رو کشته درمیاریم...

01:07:45.750 --> 01:07:48.000
‫و اینکه چرا و بعدش...

01:07:48.792 --> 01:07:50.208
‫تموم میشه!

01:07:50.292 --> 01:07:53.125
‫باشه؟ باشه، پس...

01:07:54.917 --> 01:07:57.042
‫ممنونم، پدر جاد، خیلی...

01:07:57.125 --> 01:07:58.292
‫خوب بود...

01:07:58.375 --> 01:08:00.000
‫و شروع می‌کنیم...

01:08:00.083 --> 01:08:04.167
‫با اتفاقی که اون شب توی
‫همین اتاق افتاده

01:08:04.250 --> 01:08:07.292
‫منظورت همون زمانیه که جاد بهمون
‫اعتراف کرده یه مرد رو کشته

01:08:07.375 --> 01:08:10.417
‫باشه. نه، اون چیز، اون چیز
‫به بوکس ربط داشت...

01:08:10.500 --> 01:08:13.458
‫و حالا داره با حمله به ما از خود
‫تن‌لشش محافظت می‌کنه. به این میگن پینو

01:08:13.542 --> 01:08:14.542
‫پینو چیه؟

01:08:14.583 --> 01:08:16.167
‫کشیش قلابی

01:08:16.250 --> 01:08:20.375
‫به بنوا بلانک کمک کنی تا
‫معمای کلیسای خیلی شرور رو حل کنه...

01:08:20.458 --> 01:08:23.708
‫تا بعدش یه چپگرای عوضی بیاد
‫یه پادکست از همه‌ش درست کنه...

01:08:23.792 --> 01:08:27.708
‫و تا به خودمون بیایم نتفلیکس یه
‫نسخه احمقانه از همه‌مون ساخته

01:08:27.792 --> 01:08:30.500
‫وای نسخه احمقانه، خدا نکنه

01:08:31.917 --> 01:08:33.292
‫یا مسیح!

01:08:33.375 --> 01:08:34.792
‫معجزه شد!

01:08:36.042 --> 01:08:38.917
‫می‌تونم راه برم، مارتا. فقط درد دارم

01:08:39.958 --> 01:08:41.875
‫و به نظر من که مشکلی نیست

01:08:42.542 --> 01:08:43.750
‫همه چیزو رو کن

01:08:44.292 --> 01:08:46.042
‫ویکس یه آدم کلاش بود

01:08:46.792 --> 01:08:50.208
‫از معجزات و قدرت فراطبیعی
‫و مزخرفات مربوط به خدا می‌گفت

01:08:50.792 --> 01:08:53.000
‫منم واقعا باورم شده بود

01:08:54.875 --> 01:08:56.500
‫هنوزم دلم می‌خواد باور کنم

01:08:56.583 --> 01:08:58.292
‫چقدر حال بهم زنه؟

01:08:58.792 --> 01:09:03.042
‫خب، راستش منظورم گروه
‫عبادت پدر جاد نبود...

01:09:03.125 --> 01:09:05.542
‫بلکه منظورم قرار ملاقات‌
‫مشکوک با ویکس بود...

01:09:05.625 --> 01:09:08.625
‫که توی همین اتاق در یکشنبه نخل اتفاق افتاده

01:09:12.958 --> 01:09:16.417
‫اون قرار ملاقات واقعا برای چی بود؟

01:09:18.458 --> 01:09:20.292
‫کی اول می‌خواد حرف بزنه؟

01:09:21.625 --> 01:09:22.833
‫من بهت میگم

01:09:26.042 --> 01:09:29.083
‫- سای. هی، صبر کن، وایستا، رفیق. هی!
‫- نه، نه، نه

01:09:29.167 --> 01:09:30.917
‫دهنتو باید ببندی، راسوی کثافت رذل

01:09:31.000 --> 01:09:32.708
‫- تصمیمش با تو نیست!
‫- هیچی بهش نمیگی!

01:09:32.792 --> 01:09:34.542
‫هی، ببین. آروم باش، پدر جاد

01:09:34.625 --> 01:09:36.625
‫بهت قول میدم حرفهایی که اون شب زدیم...

01:09:36.708 --> 01:09:39.208
‫هیچ ربطی به قتل ویکس نداره، باشه؟

01:09:39.292 --> 01:09:42.083
‫ولی اگه علنی بشه ممکنه خیلی راحت...

01:09:42.167 --> 01:09:43.625
‫آدمهایی که اینجا هستن رو نابود کنه

01:09:43.708 --> 01:09:46.333
‫همه چیزو ضبط کردم. بیا دکمه پخش رو بزن

01:09:48.875 --> 01:09:50.875
‫- نه! نباید...
‫- ای پست‌فطرت!

01:09:50.958 --> 01:09:54.417
‫- در رو باز کن، حرومزاده!
‫- بی‌اجازه به پرونده‌هام دست میزنی!

01:09:54.500 --> 01:09:56.250
‫- پخشش کن!
‫- باز کن...

01:10:07.000 --> 01:10:09.417
‫بسیار خب. چقدر شلوغش کردی، ورا

01:10:10.417 --> 01:10:12.500
‫همه رو جمع کردی. جریان چیه؟

01:10:16.208 --> 01:10:18.417
‫به مامانت خوب فکر کردم

01:10:19.875 --> 01:10:24.792
‫اصلا نمی‌شناختمش،
‫ولی چون توی این کلیسا بزرگ شدم...

01:10:24.875 --> 01:10:28.083
‫داستان فاحشه هرزه رو می‌دونستم...

01:10:28.167 --> 01:10:31.583
‫و پیش خودم فکر می‌کردم زندگیش
‫چطوری بوده...

01:10:31.667 --> 01:10:35.625
‫که با پدر و پسرش توی
‫یه خونه گیر افتاده بوده

01:10:36.458 --> 01:10:39.625
‫اسیرش کرده بودن، آبروشو بردن...

01:10:39.708 --> 01:10:42.125
‫و به همه ما یاد دادن آبروشو ببریم

01:10:44.000 --> 01:10:45.417
‫دختر بیچاره

01:10:51.792 --> 01:10:56.625
‫دیروز، یه همکار از یه خونواده
‫پر از وکیل در بروکلین بهم زنگ زد

01:10:57.375 --> 01:11:00.583
‫می‌خواست از اطلاعات تماس...

01:11:00.667 --> 01:11:04.375
‫مونسینیور جفرسون ویکس
‫که موکل منه، مطمئن بشه...

01:11:04.458 --> 01:11:08.542
‫چون موکلم پیش اون
‫درخواست اقرار پر کرده بود

01:11:09.500 --> 01:11:10.708
‫اونم در بروکلین

01:11:11.458 --> 01:11:13.667
‫تا من خبردار نشم

01:11:14.708 --> 01:11:16.250
‫چه جور اقراری؟

01:11:19.625 --> 01:11:22.042
‫فرم اقرار به پدری؟

01:11:25.375 --> 01:11:28.167
‫تایید می‌کنم که من، جفرسون ویکس...

01:11:28.250 --> 01:11:31.625
‫پدر ژنتیکی سایروس دریون هستم

01:11:36.667 --> 01:11:39.083
‫تو که خجالت سرت نمی‌شه

01:11:40.125 --> 01:11:42.042
‫درسته؟

01:11:42.125 --> 01:11:43.667
‫مادر بچه کی بوده؟

01:11:45.208 --> 01:11:46.833
‫اصلا اهمیتی داره؟

01:11:47.458 --> 01:11:53.292
‫نه. نه! نه، مادرش برگشته و
‫این بچه بیچاره رو انداخته تو دامن تو

01:11:53.917 --> 01:11:56.250
‫و بعدش رفته دنبال زندگی خودش

01:11:56.333 --> 01:11:59.833
‫و پدر وفادار و با ایمان من
‫برای نجات از راه رسیده

01:11:59.917 --> 01:12:04.250
‫یه بار دیگه جمع پسرها دست به دست هم دادن
‫و من این وسط شدم یه احمق وفادار

01:12:04.333 --> 01:12:05.542
‫گیر افتادم

01:12:05.625 --> 01:12:10.875
‫و اطاعت کردم و بهت احترام گذاشتم
‫و پسرتو بزرگ کردم...

01:12:10.958 --> 01:12:14.042
‫در حالی که تو با بی‌شرمی
‫تمام روی منبرت رفتی

01:12:14.125 --> 01:12:17.917
‫ای مرتیکه حرومزاده ریاکار!

01:12:23.000 --> 01:12:24.083
‫سای؟

01:12:24.708 --> 01:12:25.708
‫می‌دونستی؟

01:12:25.792 --> 01:12:27.792
‫نه تا همین امروز صبح که ورا بهم گفت

01:12:28.458 --> 01:12:29.458
‫بله

01:12:30.292 --> 01:12:31.917
‫سای پسر منه

01:12:34.625 --> 01:12:36.458
‫از یه زن ولگرد که هیچ اهمیتی نداشت...

01:12:36.542 --> 01:12:39.333
‫کسی که فقط یه شب کنارم بود
‫و سی ساله ندیدمش

01:12:39.417 --> 01:12:42.417
‫پدر ورا و من مخفیش کردیم
‫ولی دیگه لازم نیست

01:12:42.958 --> 01:12:44.625
‫وارث منه

01:12:46.042 --> 01:12:47.125
‫پسرمه

01:12:49.625 --> 01:12:51.750
‫حالا تمام دنیا هم ازش باخبر میشه

01:12:53.208 --> 01:12:55.417
‫پس، موش‌ها...

01:12:56.500 --> 01:12:57.792
‫از کشتی در حال غرق شدن فرار کنین

01:13:01.167 --> 01:13:02.625
‫اینقدر مزخرف نگو

01:13:02.708 --> 01:13:04.500
‫همه از رفیق‌تون حمایت می‌کنین

01:13:04.583 --> 01:13:07.875
‫فقط می‌خواستم ببینم.
‫با چشم‌های خودم ببینم

01:13:07.958 --> 01:13:10.875
‫که قاشق به قاشق گوه‌شو می‌خورین
‫و در عرض چند ثانیه پشتش درمیاین

01:13:10.958 --> 01:13:12.750
‫خیلی تحقیر‌آمیز حرف می‌زنی، ورا

01:13:12.833 --> 01:13:14.792
‫تو که نمی‌دونی ما چه حسی داریم

01:13:14.875 --> 01:13:18.917
‫به نظرم همه‌مون از حرفی که زدی
‫شوکه شدیم، چون مسیحی هستیم

01:13:20.917 --> 01:13:23.625
‫ولی داریم برای جون‌مون می‌جنگیم...

01:13:23.708 --> 01:13:25.750
‫حالتی که هدف وسیله رو توجیه می‌کنه

01:13:25.833 --> 01:13:27.667
‫کلیسا به یه زن بدبخت فاحشه نیازی نداره...

01:13:27.750 --> 01:13:29.792
‫که بیاد همه چیزو بدست بگیره،
‫ما جنگجو لازم داریم

01:13:29.875 --> 01:13:31.500
‫مبارز لازم داریم...

01:13:31.583 --> 01:13:35.667
‫و به باور من خدا مونسینیور ویکس
‫رو انتخاب کرده تا مبارزش باشه

01:13:36.417 --> 01:13:39.250
‫پس شمشیر من در اختیار تو و پسرته

01:13:39.958 --> 01:13:41.000
‫و...

01:13:42.083 --> 01:13:43.708
‫ما که این زن رو نمی‌شناسیم

01:13:44.708 --> 01:13:46.333
‫واقعا نمی‌شناسیمش

01:13:46.917 --> 01:13:49.542
‫نمی‍دونیم که چطوری...

01:13:51.542 --> 01:13:54.167
‫حقیقت چیه؟ مگه نه؟
‫چندین منبع مختلف هست

01:13:54.250 --> 01:13:56.708
‫ما که نمی‌دونیم... چی وجود داره؟

01:13:56.792 --> 01:13:58.417
‫هیچکدوم اینا وجود خارجی داره؟

01:13:58.500 --> 01:14:01.125
‫خب...

01:14:01.208 --> 01:14:02.500
‫خوب گفتی، دکتر

01:14:02.583 --> 01:14:03.750
‫ممنونم

01:14:04.458 --> 01:14:07.083
‫بهم قول دادی اگه پیشت بمونم،
‫می‌تونی شفام بدی

01:14:08.292 --> 01:14:09.500
‫اگه حقیقت داشته باشه...

01:14:10.042 --> 01:14:11.667
‫الزامی نمی‌بینم که حتما یه قدیس باشی

01:14:12.167 --> 01:14:13.708
‫ما باهاتیم، مونسینیور ویکس

01:14:14.375 --> 01:14:18.833
‫و واقعا هر چی که بگی یا هر
‫کاری که بکنی این واقعیت رو عوض نمی‌کنه

01:14:25.917 --> 01:14:28.667
‫آخرین مراسمم رو...

01:14:30.083 --> 01:14:32.500
‫یه هفته دیگه در یکشنبه،
‫عید پاک برگزار می‌کنم

01:14:33.792 --> 01:14:35.208
‫و بعدش...

01:14:35.958 --> 01:14:39.875
‫درهای این کلیسای کوچیک
‫و غم‌انگیز رو برای همیشه می‌بندم

01:14:43.250 --> 01:14:47.500
‫ولی نه قبل از اینکه تک تک
‫شماها رو به ورطه نابودی بکشونم

01:14:50.750 --> 01:14:51.958
‫ببخشید. چی، چی شد؟

01:14:52.042 --> 01:14:53.458
‫مشروب می‌خوری، نت؟

01:14:53.542 --> 01:14:54.750
‫چی. بله؟

01:14:54.833 --> 01:14:56.583
‫مرد خطرناکی هستی

01:14:57.333 --> 01:14:58.750
‫مست میری سر کار

01:14:58.833 --> 01:15:01.917
‫در مستی بیمارها، بچه‌ها رو درمان می‌کنی

01:15:02.708 --> 01:15:04.542
‫مردم باید بدونن

01:15:04.625 --> 01:15:06.708
‫انجمن پزشکی هم باید بدونه

01:15:06.792 --> 01:15:11.167
‫هیچکس دیگه نباید بهت
‫اعتماد یا استخدامت کنه

01:15:11.792 --> 01:15:12.875
‫و، لی

01:15:13.500 --> 01:15:16.500
‫این کتابی که در مورد
‫خنیاگری من داری می‌نویسی

01:15:16.583 --> 01:15:21.292
‫این حد از پاچه‌خواری احمقانه
‫یه جور توهین به عقاید و کلیسای من حساب میشه

01:15:21.375 --> 01:15:25.208
‫وظیفه دارم نه تنها به مردم بلکه...

01:15:25.292 --> 01:15:27.292
‫به دوستانم در صنعت چاپ هم هشدار بدم

01:15:27.375 --> 01:15:30.250
‫باید دفن بشه. تو باید دفن بشی

01:15:30.833 --> 01:15:34.458
‫دستت مثل یه دلقک بی‌شعور رو بشه،
‫چیزی که واقعا هستی

01:15:34.542 --> 01:15:36.958
‫چه مرگته؟ معلوم هست چه خبره؟

01:15:37.042 --> 01:15:38.125
‫و، ورا

01:15:38.667 --> 01:15:41.000
‫تو کابوس پدرتی

01:15:41.792 --> 01:15:43.417
‫اگه بود خیلی شرمنده می‌شد

01:15:45.333 --> 01:15:48.417
‫سیمون. نمی‌تونم یه زن بی‌ایمان رو شفا بدم

01:15:49.125 --> 01:15:50.542
‫نمی‌تونم کمکت کنم

01:15:50.625 --> 01:15:53.125
‫گفتی می‌تونی بیماری رو ازم دور کنی

01:15:53.208 --> 01:15:55.000
‫هیچ قولی بهت ندادم

01:15:56.167 --> 01:15:58.792
‫همه پس‌اندازم رو بهت دادم

01:15:58.875 --> 01:16:00.958
‫نمی‌تونی که شفای خداوند رو بخری

01:16:01.750 --> 01:16:03.583
‫هرگز شفا نمی‌گیری

01:16:03.667 --> 01:16:06.500
‫با درد و اسارت اون صندلی می‌میری

01:16:07.125 --> 01:16:10.167
‫چرا این کار رو می‌کنی؟
‫متوجه نمیشم

01:16:10.250 --> 01:16:13.417
‫- مسخره‌بازیه. نه؟ مسخره‌س
‫- خیلی گیج شدم

01:16:13.500 --> 01:16:16.750
‫به خاطر جلسه عبادت با پدر جاد این
‫کار رو می‌کنی چون بهمون یکدستی زد

01:16:16.833 --> 01:16:18.417
‫جلسه عبادت پدر جاد؟

01:16:19.875 --> 01:16:21.792
‫من این کلیسا رو سرپا نگه داشتم

01:16:21.875 --> 01:16:24.000
‫من با حقیقت خداوند تقویتش کردم

01:16:24.083 --> 01:16:27.917
‫و حالا بهم خیانت شده و فهمیدم...

01:16:28.000 --> 01:16:31.292
‫قدرتم، ایمان و زندگیم به چالش کشیده شده...

01:16:31.375 --> 01:16:33.792
‫اونم از داخل خونه‌ی مقدس خودم!

01:16:36.333 --> 01:16:37.542
‫برو بیرون!

01:16:39.500 --> 01:16:41.750
‫ضعیف هستین

01:16:42.583 --> 01:16:44.000
‫همه‌تون

01:16:44.083 --> 01:16:46.292
‫نمی‌تونین پیروی من باشین

01:16:46.375 --> 01:16:48.583
‫بله، در جنگیم...

01:16:48.667 --> 01:16:51.125
‫و من شما رو از قلعه‌م بیرون میندازم

01:16:51.708 --> 01:16:52.917
‫ای حرومزاده

01:16:53.000 --> 01:16:55.875
‫در یکشنبه عید پاک،
‫وقتی مردم شهر کلیسا رو پر می‌کنن...

01:16:55.958 --> 01:16:58.375
‫از گناهان این جماعت پرده برمی‌دارم

01:16:58.458 --> 01:17:02.875
‫شما رو میندازم بیرون و کفش‌هامو
‫از کثافت اینجا پاک می‌کنم

01:17:04.083 --> 01:17:05.292
‫و همه‌تون...

01:17:06.625 --> 01:17:07.708
‫برید به جهنم

01:17:21.417 --> 01:17:25.583
‫خب، چقدر باشکوه. حالا همه چی روشن شد

01:17:25.667 --> 01:17:26.750
‫سای

01:17:28.042 --> 01:17:30.125
‫چرا اون کار رو کرد؟

01:17:30.208 --> 01:17:32.458
‫سای. بهم بگو. جریان چی بود؟

01:17:32.542 --> 01:17:34.917
‫چرا همه‌شونو به آتیش کشید؟
‫چرا این کار رو کرد؟

01:17:35.000 --> 01:17:36.333
‫چون من بهش گفتم این کار رو بکنه

01:17:37.292 --> 01:17:39.917
‫وقتی ورا حقیقت رو بهم گفت،
‫رفتم و به ویکس گفتم

01:17:40.792 --> 01:17:44.000
‫و برای اولین بار در عمرم
‫مثل پسرش منو در آغوش کشید

01:17:44.750 --> 01:17:46.667
‫هر چی حرف تو دلش داشت زد

01:17:47.375 --> 01:17:49.375
‫از اینجا متنفرم

01:17:50.542 --> 01:17:52.958
‫از این جماعت بازنده بدبخت متنفرم

01:17:53.792 --> 01:17:55.417
‫می‌خوام بزنم بیرون

01:17:56.208 --> 01:17:57.833
‫و حالا بالاخره...

01:17:58.958 --> 01:18:00.167
‫می‌تونم

01:18:01.958 --> 01:18:03.167
‫بهم گفت...

01:18:03.958 --> 01:18:06.792
‫ثروت خونوادگی پدربزرگش
‫که تمام این سالها گم شده بود...

01:18:06.875 --> 01:18:09.083
‫بهم گفتش که همین
‫هفته پیداش کرده

01:18:09.167 --> 01:18:11.000
‫نه. نه، اون پول از بین رفته

01:18:11.083 --> 01:18:14.792
‫هیچکس نمی‌دونه پرنتیس کجا گذاشتش،
‫ولی بدون هیچ ردی ناپدید شده

01:18:14.875 --> 01:18:17.500
‫بهم گفت پیداش کرده

01:18:17.583 --> 01:18:20.625
‫می‌خواست این آشغالدونی رو ببنده و
‫با ثروت زیاد بازنشسته بشه

01:18:21.292 --> 01:18:24.417
‫و بهش گفتم، زده به سرت؟

01:18:24.500 --> 01:18:27.292
‫بازنشسته بشی؟ می‌دونی روی اون
‫منبر چه قدرتی داری؟

01:18:27.375 --> 01:18:28.625
‫تعدادشون رو کم کردم

01:18:28.708 --> 01:18:30.375
‫نه. افراطی‌شون کردی

01:18:31.042 --> 01:18:32.083
‫این یعنی قدرت

01:18:32.875 --> 01:18:36.875
‫توی یه شهر کوچیک، تعداد جادوگرهایی که بشه
‫سوزوند و متعصبهایی که بشه شوروند محدوده

01:18:36.958 --> 01:18:39.375
‫آتیشت سوخت نداره

01:18:39.458 --> 01:18:40.875
‫ولی توی اینترنت...

01:18:41.375 --> 01:18:42.583
‫آتیش همه جا رو می‌گیره

01:18:43.875 --> 01:18:45.083
‫این پول

01:18:45.875 --> 01:18:48.708
‫این فرقه شخصی که برای خودت داری.
‫شوخی می‌کنی؟

01:18:48.792 --> 01:18:50.333
‫چهار سال بهم زمان بده

01:18:50.417 --> 01:18:51.833
‫می‌تونی رییس‌جمهور بشی

01:18:52.917 --> 01:18:55.042
‫با هم می‌تونیم یه امپراتوری
‫واقعی بسازیم

01:18:56.250 --> 01:18:59.250
‫مثل یه پدر و پسر

01:19:01.667 --> 01:19:03.083
‫مثل فیلم جنگ ستارگان؟

01:19:03.167 --> 01:19:05.958
‫آره. دقیقا، مثل شورشی‌ها

01:19:06.042 --> 01:19:09.458
‫کلیسای اون و غرایز سیاسی من
‫با پول کافی شعله‌ور می‌شد

01:19:09.542 --> 01:19:11.833
‫می‌تونی فکرشو بکنی به نام
‫مسیح چه کارها می‌تونستیم بکنیم؟

01:19:12.500 --> 01:19:14.125
‫آره. آره، فکر کنم بتونم

01:19:14.208 --> 01:19:17.542
‫اول بهش گفتم و قبول دارم
‫یه ذره مسئله شخصیه...

01:19:17.625 --> 01:19:20.375
‫اول بهش گفتم باید این
‫جماعت رو بسوزونیم

01:19:20.458 --> 01:19:21.833
‫مایه دردسرن

01:19:21.917 --> 01:19:24.042
‫اگه خودشونو به ما ربط بدن...

01:19:24.125 --> 01:19:27.000
‫خبری ازشون توی تلویزیون پخش بشه،
‫حتی یه جایی در این آینده بخوان...

01:19:27.083 --> 01:19:29.333
‫باید طوری اونا رو بسوزونیم انگار زالون

01:19:30.250 --> 01:19:31.875
‫برای همین همه‌شونو به آتیش کشید

01:19:32.542 --> 01:19:34.375
‫به خاطر انتقام‌جویی مسخره تو

01:19:34.958 --> 01:19:37.500
‫ممکنه یکی از اونا کشته باشدش.
‫اینو که می‌دونی، نه؟

01:19:38.083 --> 01:19:40.917
‫برگردیم به این ثروت هنگفت

01:19:41.500 --> 01:19:42.792
‫پس الان به تو می‌رسه؟

01:19:42.875 --> 01:19:44.625
‫- از لحاظ فنی، بله
‫- از لحاظ فنی؟

01:19:45.208 --> 01:19:47.417
‫- بهت نگفت پول کجاست
‫- نه

01:19:48.000 --> 01:19:50.208
‫حسابهاش خالیه. هیچی نیست

01:19:51.083 --> 01:19:52.083
‫پس کجاست؟

01:19:52.708 --> 01:19:55.292
‫و بعدش، فهمیدم 50 سال پیش...

01:19:55.375 --> 01:19:59.125
‫امن‌ترین راه برای پرنتیس چی بوده
‫که 80 میلیون دلار رو مخفی کنه؟

01:19:59.708 --> 01:20:02.500
‫حساب بانکی سوییس

01:20:03.000 --> 01:20:06.417
‫و تنها کاری که باید بکنی
‫پیدا کردن اون شماره حسابه

01:20:07.333 --> 01:20:08.750
‫بازم فایده نداشت؟

01:20:08.833 --> 01:20:11.583
‫باید یه جایی نوشته شده باشه

01:20:11.667 --> 01:20:13.917
‫مارتا همه چیزو بایگانی می‌کنه و اینجا نیست

01:20:14.000 --> 01:20:15.208
‫نمی‌دونم

01:20:15.792 --> 01:20:18.667
‫بیا. گفتم شاید یه رمز باشه
‫چون همه‌ش می‌گفت...

01:20:18.750 --> 01:20:20.542
‫سیب حوا به درخت برگردونده میشه

01:20:20.625 --> 01:20:24.208
‫انگار یه حقیقت بود.
‫انگار سیب حوا همون پوله

01:20:24.292 --> 01:20:26.750
‫ولی حساب بانک سوییسی
‫که دنبالشیم 19 رقمیه...

01:20:26.833 --> 01:20:28.042
‫پس فایده نداره

01:20:28.583 --> 01:20:30.708
‫ورا، بهت چیزی گفت؟

01:20:31.583 --> 01:20:34.708
‫حتی اگه بهم گفته بود ترجیح می‌دادم
‫ببرمش تو قبر تا به تو بگم

01:20:35.500 --> 01:20:36.583
‫آره

01:20:37.667 --> 01:20:40.917
‫هر کاری لازم باشه انجام میدی
‫تا نذاری این پسر ناخلف دستش به پول برسه

01:20:41.000 --> 01:20:42.208
‫آتیشت می‌زنه

01:20:42.917 --> 01:20:44.333
‫عجوزه کینه‌ای

01:20:45.375 --> 01:20:46.792
‫اون پول...

01:20:47.375 --> 01:20:52.792
‫فقط یه ذره از کینه منو نشون میده، بچه کثافت

01:20:53.458 --> 01:20:57.542
‫بهتره بیای آشغالاتو جمع کنی
‫وگرنه سر از خیابون درمیاره

01:21:03.208 --> 01:21:06.625
‫تو. کارآگاهی. بهت پول میدم.
‫برام مهم نیست، خیلی مهمه...

01:21:06.708 --> 01:21:09.542
‫ارثیه و آینده سیاسیم بهش وابسته‌س

01:21:09.625 --> 01:21:11.750
‫چیزی به فکرت می‌رسه...

01:21:11.833 --> 01:21:15.250
‫که بگه سیب حوا ممکنه
‫چنین شماره‌ای داشته باشه؟

01:21:17.208 --> 01:21:20.292
‫اوهوم

01:21:20.917 --> 01:21:22.750
‫ولی اگه چیزی به ذهنت رسید
‫بهم زنگ می‌زنی؟

01:21:22.833 --> 01:21:24.833
‫- آره، مطمئن باش
‫- خوبه

01:21:32.208 --> 01:21:33.542
‫باید همه جا رو بگردیم

01:21:38.458 --> 01:21:41.542
‫ممکنه توی آستر باشه

01:21:42.167 --> 01:21:44.458
‫توی بدنه فلزی حک شده باشه

01:22:04.875 --> 01:22:06.167
‫توخالیه

01:22:06.750 --> 01:22:08.167
‫آره. بشکنش

01:22:29.625 --> 01:22:31.250
‫یادم بنداز بایگانیش کنم

01:22:31.333 --> 01:22:32.542
‫بایگانیش کن

01:22:33.792 --> 01:22:35.750
‫- با عقل جور درنمیاد
‫- می‌دونم

01:22:35.833 --> 01:22:37.875
‫ثروت 80 میلیون دلاری

01:22:37.958 --> 01:22:39.708
‫ولی اگه سیب حوا همون ثروت باشه...

01:22:39.792 --> 01:22:42.875
‫و کلی پول توی یه
‫بانک سوییسی نباشه، پس چیه؟

01:22:47.000 --> 01:22:47.833
‫چیه؟

01:22:47.917 --> 01:22:50.000
‫حتما تاریخ اینو اشتباه نوشتن

01:22:51.083 --> 01:22:54.583
‫نوشته چهارشنبه پیش
‫دستور باز کردن سردابه رو دادن

01:22:55.250 --> 01:22:56.667
‫امکان نداره درست باشه

01:22:58.542 --> 01:23:01.750
‫کی برای مردی که هنوز نمرده
‫تجهیزات کفن و دفن سفارش داده؟

01:23:03.125 --> 01:23:06.250
‫یکی که با قطعیت تمام می‌دونسته
‫چه روز و ساعتی می‌رسن

01:23:06.333 --> 01:23:07.542
‫بدش به من

01:23:08.583 --> 01:23:11.375
‫با کامپیوتر چاپ شده.
‫اشتباه نشده. خودشه

01:23:11.458 --> 01:23:13.917
‫هر کسی که اون سفارش رو ثبت کرده قاتله

01:23:14.000 --> 01:23:15.583
‫باشه. آره، آره

01:23:19.333 --> 01:23:21.458
‫شرکت ساخت‌وساز استیل ویلز. لوییز هستم

01:23:21.542 --> 01:23:24.083
‫سلام، لوییز. پدر جاد از
‫استقامت جاودان هستم

01:23:25.250 --> 01:23:27.417
‫- اوه، سلام
‫- سلام، لوییز

01:23:27.500 --> 01:23:29.917
‫یه سری از وسایل ساخت‌وساز
‫شما امروز به دستمون رسید

01:23:30.000 --> 01:23:32.583
‫- یه لیفتراک برای باز کردن یه سردابه
‫- آره، می‌دونم

01:23:32.667 --> 01:23:35.042
‫زیاد پیش نمیاد که بخوایم
‫یه سردابه رو باز کنیم

01:23:35.125 --> 01:23:36.458
‫عالیه. می‌خوام بدونم...

01:23:36.542 --> 01:23:38.875
‫راستش من خودم سفارش رو ثبت کردم.
‫همه کارهای ثبت رو انجام میدم

01:23:38.958 --> 01:23:40.625
‫آره. می‌خوام اینو بدونم، لوییز...

01:23:40.708 --> 01:23:42.708
‫- با برادرم جیمز اینجا رو می‌چرخونم
‫- درسته

01:23:42.792 --> 01:23:44.917
‫- اون سفارش رو می‌گیره ولی من ثبتش می‌کنم
‫- آره، درسته

01:23:45.000 --> 01:23:47.000
‫به این دلیل زنگ زدم، لوییز تا...

01:23:47.083 --> 01:23:49.833
‫به کلیسای شما اومدم
‫ولی فکر کنم شما نبودین

01:23:49.917 --> 01:23:52.917
‫- نه، من تقریبا تازه اومدم
‫- تبریک میگم

01:23:53.000 --> 01:23:55.750
‫- لوییز، باید بپرسم...
‫- نه، یه پیرمرد بود

01:23:55.833 --> 01:23:58.208
‫- پدر... اون...
‫- مونسینیور، مونسینیور

01:23:58.292 --> 01:24:00.042
‫- پدر مونسینیور، درسته، خب...
‫- لوییز...

01:24:00.125 --> 01:24:03.625
‫وقتی اومدم داشت موعظه می‌کرد
‫و بهت بگم اصلا مرد مهربونی نیست

01:24:03.708 --> 01:24:06.500
‫- ولی متاسفم که...
‫- باشه

01:24:06.583 --> 01:24:09.000
‫ای وای، مُرد و می‌دونی
‫بهتون تسلیت میگم...

01:24:09.083 --> 01:24:11.500
‫آره، برای همه تراژدی بزرگیه، لوییز

01:24:11.583 --> 01:24:14.000
‫میشه من، باید حرفتو قطع کنم

01:24:14.083 --> 01:24:16.083
‫- یه سوال دارم
‫- بله

01:24:16.167 --> 01:24:19.542
‫باید بدونم سفارش لیفتراک رو کی ثبت کرده

01:24:19.625 --> 01:24:22.042
‫- جیمز سفارش رو می‌گیره و...
‫- جیمز سفارش می‌گیره

01:24:22.125 --> 01:24:24.708
‫- اونم امروز نیست
‫- میشه شماره جیمز رو بدی؟

01:24:24.792 --> 01:24:27.417
‫خیلی مهمه. باید بفهمیم کی
‫سفارش رو داده

01:24:27.500 --> 01:24:30.875
‫- نه، نه، فکر نکنم بتونم...
‫- نه، خیلی مهمه

01:24:30.958 --> 01:24:33.083
‫- ببخشید، پدر...
‫- خیلی...

01:24:33.167 --> 01:24:35.167
‫داشتم می‌گفتم که من می‌تونم...

01:24:35.250 --> 01:24:38.125
‫اطلاعات رو براتون بگیرم و بعدش...

01:24:38.208 --> 01:24:39.833
‫- دوباره بهتون زنگ بزنم.
‫- عالیه. خیلی خوبه

01:24:39.917 --> 01:24:42.542
‫و اگه الان به جیمز زنگ بزنی
‫خیلی ممنونت میشم

01:24:42.625 --> 01:24:44.542
‫- ممنونم، لوییز
‫- و بهت زنگ می‌زنه

01:24:44.625 --> 01:24:46.708
‫حتما. هی، پدر، میشه
‫یه چیزی ازتون بپرسم؟

01:24:46.792 --> 01:24:49.000
‫بله. ولی خب...

01:24:49.583 --> 01:24:51.083
‫خب، اگه می‌تونی کوتاهش کنی بپرس

01:24:51.167 --> 01:24:54.125
‫- الان اولویت ما اینه
‫- شاید بتونه بهت زنگ بزنه و...

01:24:54.208 --> 01:24:56.208
‫پدر جاد میشه....

01:24:57.708 --> 01:24:58.792
‫لوییز؟

01:24:58.875 --> 01:25:00.583
‫خدایا

01:25:02.250 --> 01:25:03.333
‫لوییز؟

01:25:03.958 --> 01:25:05.958
‫میشه برام دعا کنی؟

01:25:09.500 --> 01:25:10.500
‫آه...

01:25:11.375 --> 01:25:13.000
‫آره، البته

01:25:14.417 --> 01:25:17.250
‫میشه بپرسم برای چی؟

01:25:18.708 --> 01:25:20.333
‫به خاطر مادرم

01:25:22.667 --> 01:25:23.875
‫مریضه؟

01:25:24.625 --> 01:25:25.708
‫آره

01:25:25.792 --> 01:25:28.333
‫توی آسایشگاه‌س

01:25:29.708 --> 01:25:31.333
‫خیلی متاسفم، لوییز

01:25:31.417 --> 01:25:33.417
‫باهام حرف نمی‌زنه

01:25:33.500 --> 01:25:35.583
‫آخرین باری که حرف زدیم دعوامون شد

01:25:35.667 --> 01:25:41.458
‫یه تومور توی مغزش داره که
‫روی رفتارش تاثیر می‌ذاره...

01:25:41.542 --> 01:25:45.083
‫و باعث میشه حرفهای
‫خیلی زشتی بزنه...

01:25:45.167 --> 01:25:47.292
‫و خب منم حرفهای زشتی زدم...

01:25:47.375 --> 01:25:50.083
‫و حالا می‌ترسم این حرفها
‫آخرین چیزهایی باشه...

01:25:50.167 --> 01:25:52.167
‫که بهم گفته باشیم

01:25:54.833 --> 01:25:56.917
‫پدر، من...

01:25:58.833 --> 01:26:02.250
‫الان خیلی احساس تنهایی می‌کنم

01:26:05.542 --> 01:26:08.750
‫خیلی متاسفم، لوییز

01:26:10.083 --> 01:26:11.292
‫تنها نیستی

01:26:12.750 --> 01:26:14.167
‫من همینجام

01:26:14.958 --> 01:26:16.167
‫همینجام

01:26:17.042 --> 01:26:18.542
‫میشه اسم مادرتو بگی؟

01:26:47.458 --> 01:26:50.083
‫دعا می‌کنم که باربارا عشق
‫دخترشو حس کنه

01:26:51.167 --> 01:26:55.000
‫و در این دوران سخت بهش آرامش بده
‫و برای لوییز دعا می‌کنم خدایا

01:26:56.417 --> 01:26:58.625
‫کنارش باش و بهش
‫خرد و راهنمایی بده

01:26:58.708 --> 01:27:02.125
‫اونو در آغوش شفابخش خودت بگیر
‫و بهش نشون بده دوست‌داشته میشه

01:27:02.667 --> 01:27:04.292
‫که تنها نیست

01:27:04.917 --> 01:27:08.333
‫به درگاه سرورمان مسیح دعا می‌کنیم. آمین

01:27:09.167 --> 01:27:10.167
‫باشه، لوییز

01:27:10.750 --> 01:27:13.417
‫شماره‌مو داری. هر وقت از
‫شبانه‌روز که بود زنگ بزن

01:27:13.500 --> 01:27:14.792
‫کنارتم

01:27:15.292 --> 01:27:17.250
‫این کلیسا کنار توست

01:27:17.333 --> 01:27:18.500
‫خدا پشت و پناهت. باشه

01:27:19.042 --> 01:27:22.042
‫طوفان شده. اومدم در و پنجره‌ها رو ببندم

01:27:23.792 --> 01:27:26.417
‫من میرم کلیسا تو
‫حواست به کشیش‌خونه باشه

01:27:30.375 --> 01:27:32.625
‫دنبالم نیا، بلانک. کارم تمومه

01:27:32.708 --> 01:27:34.542
‫و دقیقا چرا؟

01:27:34.625 --> 01:27:37.083
‫نظرم 180 درجه عوض شد

01:27:37.167 --> 01:27:39.750
‫مثل پاول که تو راه دمشق
‫بهش الهام شد

01:27:39.833 --> 01:27:42.708
‫بله، می‌دونم. کور شد و
‫از این مزخرفات

01:27:42.792 --> 01:27:44.792
‫احتمالا فقط چشمش قرمز شده

01:27:44.875 --> 01:27:48.375
‫ولی اونکه مشغول حل کردن
‫یه قتل نبوده

01:27:48.458 --> 01:27:50.875
‫به نظرت داریم چی کار می‌کنیم؟

01:27:51.542 --> 01:27:54.958
‫فکر می‌کنی چرا کشیش شدم؟
‫مزخرفات به کنار. جدی چرا؟

01:27:58.208 --> 01:27:59.417
‫احساس گناه می‌کردی

01:28:00.000 --> 01:28:02.000
‫برای اینکه زندگی یکی
‫رو گرفتی. و کلیسا...

01:28:02.083 --> 01:28:04.917
‫یه جایی برای قایم شدن بهت داد
‫و یه راه تمیز...

01:28:05.000 --> 01:28:07.000
‫که حس آمرزش داشته باشی

01:28:07.625 --> 01:28:10.500
‫از اونی که توی رینگ بوکس کشتم متنفر بودم

01:28:11.000 --> 01:28:12.833
‫یادمه، می‌دونستم توی دردسر افتاده...

01:28:12.917 --> 01:28:15.125
‫و همین‌طوری زدمش و زدمش
‫تا اینکه حس کردم از پا دراومد

01:28:15.208 --> 01:28:17.833
‫تصادفی نبود. با تنفری که
‫توی قلبم داشتم کشتمش

01:28:17.917 --> 01:28:20.250
‫دلیلی نداره ازش قایم بشم.
‫هیچ راه‌حلی هم نداره

01:28:20.333 --> 01:28:24.167
‫خدا منو قایم نکرد یا درمانم نکرد.
‫وقتی گناهکارم عاشق منه

01:28:24.250 --> 01:28:26.375
‫منم باید همین کار رو
‫برای این آدمها انجام بدم

01:28:26.458 --> 01:28:27.750
‫نه اینکه بیفتم دنبال بازی پیدا کردن طرف

01:28:27.833 --> 01:28:29.083
‫نه، صبر کن ببینم

01:28:35.375 --> 01:28:37.583
‫ببخشید. ببخشید، من...

01:28:38.333 --> 01:28:40.167
‫میشه وقتی باهات حرف می‌زنم
‫به من نگاه کنی؟

01:28:40.250 --> 01:28:42.250
‫دنبال قاتلیم. بازی نیست

01:28:42.333 --> 01:28:43.708
‫بازیه!

01:28:43.792 --> 01:28:45.417
‫حل کردنش، بردنش

01:28:45.500 --> 01:28:47.542
‫یه کاری کنی به لحظه بزرگ کیش و ماتت برسی

01:28:47.625 --> 01:28:51.458
‫و با استفاده کردن از من داری منو
‫در برابر تنها هدف واقعیم در زندگی قرار میدی

01:28:51.542 --> 01:28:54.167
‫که جنگیدن با آدمهای شرور و
‫اجرای عدالت در موردشون نیست...

01:28:54.250 --> 01:28:57.458
‫بلکه خدمت به اونا و
‫جذب‌شون به طرف مسیح ـه

01:28:57.542 --> 01:28:59.375
‫وگرنه، منم به بدی ویکس میشم

01:28:59.458 --> 01:29:01.458
‫خودمو مهمتر از عیسی مسیح جلوه میدم

01:29:02.500 --> 01:29:04.917
‫گوش کن، مجبور نیستی درک کنی، بلانک

01:29:05.000 --> 01:29:06.542
‫ولی لطفا...

01:29:06.625 --> 01:29:08.917
‫لطفا، لطفا، دست از سرم بردار

01:29:15.625 --> 01:29:17.458
‫- میشه دوباره بگی؟
‫- نه

01:29:17.542 --> 01:29:20.417
‫گفتی خودتو مهمتر از عیسی مسیح
‫جلوه بدی. گفتی مثل ویکس

01:29:20.500 --> 01:29:22.708
‫پدر، مسئله مهمیه

01:29:22.792 --> 01:29:24.292
‫کمکم کن بفهمم!

01:29:24.375 --> 01:29:27.375
‫برای خدمت به دنیا اینجاییم، نه شکست دادنش

01:29:28.125 --> 01:29:30.333
‫- مسیح همین کار رو کرد
‫- خب که چی؟

01:29:30.417 --> 01:29:33.250
‫پس وقتی ویکس می‌گفت به خاطر
‫مسیح باید با دنیا بجنگه...

01:29:33.333 --> 01:29:36.792
‫منظورش که مسیح نبود،
‫داشت از نفس خودش حرف می‌زد

01:29:36.875 --> 01:29:39.708
‫و قدرت. هیچوقت از مسیح حرف نمی‌زد

01:29:41.833 --> 01:29:45.042
‫بله، بارها و بارها از رستاخیز
‫قدرتمند مسیح حرف زد

01:29:45.125 --> 01:29:47.042
‫که میاد و انتقامش رو از بی‌ایمان‌ها می‌گیره

01:29:47.125 --> 01:29:48.958
‫سیب حوا همون گنجینه‌س

01:29:49.042 --> 01:29:51.458
‫سیب حوا به درخت برگردونده شده

01:29:51.542 --> 01:29:52.875
‫حالا معنای این حرف چیه؟

01:29:52.958 --> 01:29:55.375
‫بلانک، نمی‌دونم

01:29:56.292 --> 01:29:57.917
‫و برام مهم نیست

01:30:03.875 --> 01:30:06.625
‫حتما جرالدین اومده تا
‫از پرونده یه خبری بگیره

01:30:06.708 --> 01:30:09.333
‫خب، پدر حق با توئه

01:30:09.417 --> 01:30:11.417
‫این بازی منه، نه تو

01:30:11.500 --> 01:30:14.708
‫چرا برنمی‌گردی کشیش‌خونه؟
‫حواسم به جرالدین هست

01:30:16.292 --> 01:30:17.500
‫ممنونم

01:30:18.208 --> 01:30:20.333
‫حواست باشه وقتی میری در
‫خوب بسته باشه

01:30:23.750 --> 01:30:25.583
‫امیدوارم قاتلت رو بگیری، بلانک

01:30:26.458 --> 01:30:27.833
‫ممنونم. می‌گیرمش

01:30:45.250 --> 01:30:46.667
‫پدر جاد؟

01:30:47.333 --> 01:30:49.083
‫- پدر جاد
‫- اینجا نیست

01:30:49.167 --> 01:30:50.167
‫بیا

01:30:50.667 --> 01:30:53.875
‫ازت می‌خوام اتاق‌های پشتی
‫و پستو رو بگردی

01:30:57.250 --> 01:30:58.250
‫اوه

01:30:59.167 --> 01:31:00.583
‫خوبه، نه؟

01:31:00.667 --> 01:31:01.958
‫راستش عالیه

01:31:02.042 --> 01:31:04.375
‫به خصوص اون قسمتش که
‫گیدیون فل راهنماییت می‌کنه...

01:31:04.458 --> 01:31:06.375
‫که به راه‌حل‌های احتمالی قتل در بسته برسی

01:31:06.458 --> 01:31:07.458
‫آره

01:31:07.500 --> 01:31:09.667
‫سه تاشونو بررسی کردی
‫بعد یهو متوقف شدی

01:31:10.292 --> 01:31:12.500
‫حالا که چهارمی رو خوندم فهمیدم چرا

01:31:13.125 --> 01:31:15.208
‫ببین، فیلم رو دوباره تماشا کردم
‫و یه چیزی فهمیدم

01:31:16.417 --> 01:31:18.625
‫از همون لحظه‌ای که جاد وارد پستو میشه...

01:31:19.125 --> 01:31:23.292
‫تا وقتی که اولین نفرات از جماعت کلیسا
‫چشم‌شون به اونجا می‌افته...

01:31:24.000 --> 01:31:25.417
‫نُه ثانیه طول می‌کشه

01:31:25.917 --> 01:31:28.750
‫نُه ثانیه که تنها بوده و دیده نمی‌شده

01:31:29.667 --> 01:31:33.500
‫کلی وقت داشته تا کارشو
‫با یه چاقوی پنهان شده انجام بده

01:31:37.167 --> 01:31:39.000
‫همین‌طوری انجام شده، نه؟

01:31:39.083 --> 01:31:40.292
‫بدون هیچ مسخره‌بازی

01:31:40.792 --> 01:31:43.417
‫ساده و راحت. همین‌طوری بوده

01:31:45.375 --> 01:31:47.042
‫بله

01:31:48.250 --> 01:31:50.875
‫و می‌دونستی. تمام این مدت می‌دونستی
‫و با اون بچه بیچاره بازی کردی...

01:31:50.958 --> 01:31:52.583
‫- مثل یه گربه که با موش بازی می‌کنه
‫- نه

01:31:52.667 --> 01:31:55.167
‫هنوز متوجه تمام ماجرا نشدم

01:31:55.250 --> 01:31:57.500
‫- اگه بتونی یه ذره وقت بیشتری بهم بدی...
‫- نه

01:31:57.583 --> 01:31:59.875
‫- می‌تونم...
‫- نه

01:31:59.958 --> 01:32:02.375
‫قاتلم رو پیدا کردم و بازداشتش می‌کنم

01:32:03.208 --> 01:32:04.417
‫کجاست؟

01:33:40.583 --> 01:33:41.583
‫سم!

01:34:58.292 --> 01:34:59.500
‫کی اونجاست؟

01:35:04.833 --> 01:35:06.042
‫صبر کن!

01:35:13.625 --> 01:35:14.708
‫بلانک؟

01:35:14.792 --> 01:35:15.875
‫اینجام

01:35:16.542 --> 01:35:19.458
‫لعنتی. اون کیه؟

01:35:19.542 --> 01:35:21.375
‫سرایدار، سمسون

01:35:22.875 --> 01:35:24.708
‫معلوم هست چه خبر شده؟

01:35:39.125 --> 01:35:40.250
‫اوه...

01:35:41.208 --> 01:35:43.708
‫آره

01:35:44.958 --> 01:35:45.958
‫اه....

01:35:49.625 --> 01:35:51.583
‫آره

01:35:51.667 --> 01:35:52.667
‫درسته

01:35:53.208 --> 01:35:56.625
‫خب، ویکس صد درصد از
‫لحاظ پزشکی مرده بود

01:35:56.708 --> 01:35:59.125
‫خب، اینو می‌دونیم...

01:35:59.625 --> 01:36:01.042
‫محض اطمینان میگم، نه؟

01:36:02.333 --> 01:36:03.417
‫درسته

01:36:05.667 --> 01:36:08.875
‫باشه، پس می‌تونم با صدای بلند بگم...

01:36:09.458 --> 01:36:11.875
‫یه آدم نمی‌تونه از مرگ برگرده

01:36:11.958 --> 01:36:14.792
‫خب پس مشخصه حتما
‫یه حقه‌ای در کاره

01:36:15.292 --> 01:36:16.708
‫یه حقه‌ی خیلی کثیف

01:36:16.792 --> 01:36:20.625
‫خدا شایسته ستایش است!
‫شکوه و قدرت از آن خداست!

01:36:20.708 --> 01:36:22.125
‫بزرگی خدا رو ببینید!

01:36:22.208 --> 01:36:26.125
‫خدا شایسته ستایش است!
‫شکوه و قدرت از آن خداست!

01:36:26.208 --> 01:36:29.000
‫- پسرش را از مرگ برگردانده
‫- هی، ریتز

01:36:29.083 --> 01:36:30.500
‫جاده رو ببند

01:36:30.583 --> 01:36:33.000
‫خبر سریع پخش میشه
‫و نمی‌خوام هیچ فضولی بیاد اینجا

01:36:33.083 --> 01:36:34.500
‫- خیالت جمع
‫- رییس!

01:36:34.583 --> 01:36:35.417
‫چیه؟

01:36:35.500 --> 01:36:37.625
‫اون حسگر حرکتی که اونجاست
‫دوربین هم داره

01:36:37.708 --> 01:36:39.958
‫ولی به هیچی وصل نیست

01:36:40.042 --> 01:36:41.167
‫دوربین؟

01:36:41.250 --> 01:36:43.750
‫نمی‌دونم. شاید روی حافظه‌ش
‫یه چیزی ضبط کرده باشه

01:36:43.833 --> 01:36:45.958
‫چرا نمی‌بریش آزمایشگاه فناوری؟

01:36:46.625 --> 01:36:48.208
‫درود بر مسیح، خداوند رو شکر

01:36:48.292 --> 01:36:50.708
‫خدمتکارش رو از مرگ برگردونده

01:36:50.792 --> 01:36:53.417
‫هی، یه لطفی بهم بکن؟ تمام
‫این منطقه تا قبرستون رو ببند

01:36:53.500 --> 01:36:54.917
‫- فهمیدم.
‫- صحنه جنایته

01:36:55.000 --> 01:36:56.792
‫سرایدار مرده

01:37:08.958 --> 01:37:10.750
‫نه! لطفا!

01:37:11.792 --> 01:37:14.208
‫- لعنتی
‫- نه! نه، نه!

01:37:14.292 --> 01:37:15.708
‫میشه بیاین کمک؟

01:37:15.792 --> 01:37:17.792
‫- کمکش کنین! مارتا
‫- نه! نه، نه!

01:37:17.875 --> 01:37:20.083
‫- مارتا، باید بیای عقب
‫- وای نه!

01:37:20.167 --> 01:37:22.542
‫مارتا...

01:37:22.625 --> 01:37:25.667
‫فرار کن توی تاریکی، ای قاتل!

01:37:27.708 --> 01:37:29.333
‫ولی اون برگشته!

01:37:29.833 --> 01:37:33.542
‫و انتقام رو میاره! مرگ رو میاره!

01:37:50.750 --> 01:37:52.167
‫پدر جاد هستم

01:37:52.250 --> 01:37:54.667
‫پدر جاد، لوییز هستم. چطورین؟

01:37:56.000 --> 01:37:57.292
‫آه...

01:37:58.667 --> 01:38:00.292
‫آره. سلام لوییز

01:38:00.792 --> 01:38:03.208
‫امیدوارم زیاد دیر نباشه،
‫ولی گفتین فوریه...

01:38:03.292 --> 01:38:04.917
‫پس خواستم به شما بگم...

01:38:05.000 --> 01:38:07.625
‫با جیمز حرف زدم و
‫سفارش لیفتراک...

01:38:07.708 --> 01:38:10.333
‫توسط مونسینیور ویکس داده شده

01:38:11.208 --> 01:38:15.292
‫خودش با جیمز حرف زده
‫و امیدوارم همه چی روشن شده باشه

01:38:15.917 --> 01:38:19.333
‫هی، خدا پشت و پناهت، پدر
‫و شب خوبی داشته باشی، خب؟

01:38:19.417 --> 01:38:22.000
‫آره

01:38:22.667 --> 01:38:25.417
‫آره، تو هم. لوییز

01:38:50.917 --> 01:38:52.125
‫خدایا

01:38:53.917 --> 01:38:55.000
‫بله؟

01:38:56.125 --> 01:38:57.958
‫آرومتر، مارتا. چی؟

01:39:00.750 --> 01:39:02.667
‫چی؟

01:39:02.750 --> 01:39:04.583
‫- معجزه شده
‫- مزخرفه

01:39:04.667 --> 01:39:07.083
‫نه، واقعیت داره.
‫مارتا گفت آرامگاه خالیه

01:39:07.167 --> 01:39:09.375
‫دارم به همه زنگ می‌زنم.
‫خودم دارم میرم اونجا

01:39:15.292 --> 01:39:16.500
‫تو...

01:39:17.042 --> 01:39:19.042
‫چی کار می‌کنی؟ سیگاری نیستی

01:39:19.125 --> 01:39:20.333
‫سیگاری بودم

01:39:21.167 --> 01:39:23.000
‫15 سال سیگار کشیدم

01:39:23.083 --> 01:39:25.000
‫لی بهت زنگ زد؟ بهت گفت؟

01:39:25.500 --> 01:39:26.708
‫آره

01:39:27.958 --> 01:39:30.250
‫باشه. خب، میرم شاهد یه معجزه باشم

01:39:30.333 --> 01:39:33.417
‫تو از سیگارت لذت ببر

01:40:05.083 --> 01:40:06.292
‫خدا رو شکر

01:40:07.417 --> 01:40:08.833
‫به نتیجه رسید

01:40:10.833 --> 01:40:13.875
‫زود باش

01:40:15.792 --> 01:40:17.500
‫زود باش...

01:40:18.333 --> 01:40:19.542
‫گیرش اورد

01:40:23.042 --> 01:40:26.125
‫خب، زیاد کیفیتش خوب نیست...

01:40:26.208 --> 01:40:27.625
‫- اشکالی نداره
‫- ولی...

01:40:38.458 --> 01:40:39.875
‫دارم به چی نگاه می‌کنم؟

01:40:46.833 --> 01:40:47.833
‫باشه

01:40:47.917 --> 01:40:51.375
‫آره، خب هر زمانی که
‫حرکتی باشه رو ضبط می‌کنه...

01:40:51.458 --> 01:40:54.875
‫و این یکی چهار ثانیه بعده

01:41:07.042 --> 01:41:09.000
‫باشه؟

01:41:09.083 --> 01:41:11.000
‫اثرانگشت از روی ابزار باغبونی

01:41:12.292 --> 01:41:15.958
‫تمام پایگاه اطلاعاتی رو نگشتیم،
‫فقط مظنونهایی که خواستی رو بررسی کردیم

01:41:16.667 --> 01:41:17.875
‫مال پدر جاد ـه

01:41:22.750 --> 01:41:23.958
‫کجاست؟

01:41:24.583 --> 01:41:26.417
‫واقعا ای کاش می‌دونستم

01:41:46.042 --> 01:41:47.875
‫بلانک. بلانک

01:41:48.500 --> 01:41:51.125
‫می‌خوام انجامش بدم. خودمو تحویل...

01:41:51.208 --> 01:41:53.208
‫در مسیرم

01:41:53.792 --> 01:41:54.792
‫433

01:41:55.625 --> 01:41:57.625
‫- خودمو تحویل میدم
‫- نه نمیدی

01:41:57.708 --> 01:42:02.000
‫اسکیمبلشنکس، گربه راه‌آهن!

01:42:03.167 --> 01:42:05.917
‫کار من بود. سمسون رو کشتم.
‫گناهکارم. باید اعتراف کنم

01:42:06.000 --> 01:42:07.083
‫- بذار برم بیرون.
‫- گوش کن

01:42:07.167 --> 01:42:09.583
‫باید دقیقا بهم بگی چی شد، ولی الان...

01:42:09.667 --> 01:42:11.292
‫چطوری برم خونه دکتر نت؟

01:42:11.375 --> 01:42:12.875
‫- دکتر نت؟
‫- بله، سریع بگو

01:42:13.375 --> 01:42:14.583
‫از اینکه معطل کردم پشیمونم

01:42:14.667 --> 01:42:17.000
‫فقط امیدوارم زیادی دیر نکرده باشیم.
‫حالا بگیر بشین!

01:42:21.417 --> 01:42:23.542
‫مریم مقدس تو سرشار از رحمت خداوندی

01:42:23.625 --> 01:42:25.042
‫تو رو در میان زنان برکت داده...

01:42:25.125 --> 01:42:27.292
‫قربان، به شما احترام میذارم.
‫برای نشان شما احترام قائلم

01:42:27.375 --> 01:42:30.583
‫ولی این کلیسای ماست و نمیگم
‫که می‌خوام به خشونت متوسل بشم...

01:42:30.667 --> 01:42:34.417
‫ولی اگه لازم باشه تمام شب اینجا
‫می‌مونیم. اون سردابه رو می‌بینیم

01:42:34.500 --> 01:42:36.500
‫- واقعیه؟
‫- نمیذارن بریم تو

01:42:36.583 --> 01:42:39.167
‫باید ببینمش

01:42:39.875 --> 01:42:41.792
‫لطفا، باید ببینمش

01:42:59.542 --> 01:43:00.750
‫دکتر نت؟

01:43:35.625 --> 01:43:37.833
‫خدایا

01:43:38.583 --> 01:43:40.000
‫این بوی چیه؟

01:43:45.375 --> 01:43:47.000
‫همینجا منتظر بمون

01:43:49.042 --> 01:43:50.125
‫بلانک

01:43:50.667 --> 01:43:51.750
‫بله

01:43:56.708 --> 01:43:58.125
‫وای خدایا

01:44:11.333 --> 01:44:12.417
‫درسته

01:44:14.083 --> 01:44:18.750
‫وای، خدایا اون...

01:44:30.167 --> 01:44:31.250
‫ویکس

01:44:31.333 --> 01:44:33.500
‫آره، خودشه

01:44:34.375 --> 01:44:35.792
‫- اون...
‫- آره

01:44:36.500 --> 01:44:39.958
‫خب، البته این روزها نمی‌شه زیاد مطمئن بود

01:44:42.583 --> 01:44:44.708
‫بذار ببینم. بذار...

01:44:48.000 --> 01:44:49.250
‫خب

01:44:50.750 --> 01:44:53.083
‫شاید ناخوشایند بشه

01:44:53.167 --> 01:44:54.792
‫یعنی ناخوشایندتر

01:45:30.333 --> 01:45:31.417
‫دکتر نت

01:45:32.667 --> 01:45:35.500
‫جسدش. یا هر چی که ازش مونده

01:46:08.500 --> 01:46:10.500
‫جرالدین، بلانکم

01:46:11.625 --> 01:46:13.792
‫آره، همینجا وایستاده

01:46:13.875 --> 01:46:15.375
‫بهم گوش کن

01:46:15.458 --> 01:46:17.625
‫باید بیای خونه دکتر نت

01:46:17.708 --> 01:46:21.125
‫یه جسد اینجاست. یا دو تا

01:46:22.250 --> 01:46:23.667
‫همه‌ش اینجاست

01:46:24.167 --> 01:46:27.042
‫آره، بله. تموم شده، بله

01:46:28.167 --> 01:46:29.667
‫بهت زنگ می‌زنم

01:46:30.958 --> 01:46:32.792
‫پدر جاد. صبر کن، وایستا

01:46:32.875 --> 01:46:35.000
‫سمسون رو کشتم. باید این کار رو بکنم

01:46:35.625 --> 01:46:38.250
‫باید با خواست خودم این کار
‫رو انجام بدم ولی هیچ معنایی نداره

01:46:53.792 --> 01:46:57.917
‫شماره پلاک. دریافت شد.
‫هر یگانی در دسترسه جواب بده...

01:46:58.000 --> 01:47:00.125
‫میشه از طرف من به جرالدین زنگ بزنی لطفا؟

01:47:00.625 --> 01:47:03.458
‫بگو پدر جاد به کلیساش برگشته
‫و آماده‌س اعتراف کنه

01:47:20.042 --> 01:47:22.750
‫پدر جاد. اومدم اینجا به اتهام قتل...

01:47:22.833 --> 01:47:25.083
‫مونسینیور جفرسون ویکس
‫و سمسون هولت بازداشتت کنم

01:47:25.167 --> 01:47:29.333
‫و تو فرد مظنون در مرگ
‫دکتر ناتاناییل شارپ هستی

01:47:29.417 --> 01:47:30.833
‫نت مُرده؟

01:47:32.042 --> 01:47:33.333
‫توی خونه‌ش به قتل رسیده

01:47:34.333 --> 01:47:36.833
‫جسد ویکس رو هم پیدا کردیم. تمومه

01:47:37.333 --> 01:47:40.458
‫هر چیزی بگی ممکنه در
‫دادگاه علیه‌ت استفاده بشه

01:47:40.542 --> 01:47:43.167
‫ولی اگه دوست داری به چیزی اعتراف کنی...

01:47:43.250 --> 01:47:46.083
‫به نظرم اینجا جای خیلی مناسبیه

01:47:48.250 --> 01:47:49.333
‫آره

01:47:52.375 --> 01:47:54.125
‫سالها پیش...

01:47:54.208 --> 01:47:56.625
‫مردی در رینگ بوکس رو کشتم

01:47:58.333 --> 01:48:00.375
‫با تنفری که در قلبم داشتم کشتمش

01:48:02.500 --> 01:48:05.917
‫دیشب، همون گناه در لحظه ترس و خشم...

01:48:06.875 --> 01:48:09.042
‫گریبانم رو گرفت...

01:48:13.500 --> 01:48:17.542
‫متاسفم، خیلی شلوغش کردم،
‫ولی ازت می‌خوام دیگه حرف نزنی

01:48:17.625 --> 01:48:19.875
‫- نه. پدر جاد...
‫- می‌خواستم به همه توضیح بدم...

01:48:19.958 --> 01:48:21.708
‫- بگیر بشین و گوش بده
‫- حرف نزن

01:48:21.792 --> 01:48:24.750
‫لطفا، ولش کن. داشتی می‌گفتی...
‫ادامه بده، گفتی دیشب...

01:48:24.833 --> 01:48:27.167
‫- در لحظه ترس و خشم...
‫- می‌خواستم بگم...

01:48:27.250 --> 01:48:30.333
‫حق نداری صدای خداوند رو ساکت کنی

01:48:30.417 --> 01:48:35.333
‫بلکه بشین و نظاره‌گر
‫شرارت و شرم گناهکاران باش...

01:48:35.417 --> 01:48:38.250
‫که در مقابل همه شما عریان می‌شود!

01:48:51.000 --> 01:48:54.125
‫چی کار می‌کنی؟

01:48:57.208 --> 01:49:00.417
‫بیاین با قتل ویکس شروع کنیم

01:49:00.500 --> 01:49:03.333
‫همینجا در آدینه نیک

01:49:04.042 --> 01:49:05.875
‫جنایت غیرممکن

01:49:07.250 --> 01:49:09.875
‫و جرالدین، نتیجه درستی گرفتی

01:49:09.958 --> 01:49:14.125
‫وقتی مونسینیور ویکس در
‫اون پستو از حال رفت، نمرده بود

01:49:14.208 --> 01:49:16.333
‫حتی چاقو هم نخورده بود، هنوز نه

01:49:17.333 --> 01:49:20.750
‫فلاسکی که توی جعبه فیوز
‫قایم کرده بود...

01:49:20.833 --> 01:49:24.542
‫با یه آرام‌بخش خیلی
‫قوی مسموم شده بود

01:49:24.625 --> 01:49:26.417
‫ازش نوشید

01:49:26.500 --> 01:49:28.375
‫تا خودشو تقویت کنه

01:49:28.458 --> 01:49:31.667
‫و در عرض چند دقیقه، بیهوش روی زمین افتاد

01:49:31.750 --> 01:49:34.708
‫صدای ترق و تروق اومد

01:49:34.792 --> 01:49:36.625
‫باعث شد بی‌دفاع بشه...

01:49:36.708 --> 01:49:40.125
‫و به قاتل فرصت داد تا
‫وارد پستو بشه...

01:49:40.708 --> 01:49:42.375
‫و ضربه مرگبار رو وارد کنه

01:49:43.000 --> 01:49:44.208
‫من که گفتم

01:49:44.792 --> 01:49:45.625
‫پدر جاد

01:49:45.708 --> 01:49:48.542
‫نه. وقتی پیداش کردم چاقو تو پشتش بود

01:49:48.625 --> 01:49:50.208
‫یه چیزی تو پشتشه

01:49:50.292 --> 01:49:53.333
‫پس چطوری؟ کی؟ غیرممکنه. دیدمش

01:49:53.417 --> 01:49:54.875
‫چی دیدی؟

01:49:56.083 --> 01:49:57.500
‫سر اهریمن قرمز

01:49:57.583 --> 01:50:00.792
‫خونی که فکر کردی خون ویکسه

01:50:00.875 --> 01:50:03.125
‫خب، من جواب این سوال
‫رو بهت نشون دادم، دیدی؟

01:50:04.375 --> 01:50:05.667
‫ایل دیاولو

01:50:05.750 --> 01:50:07.333
‫همون پیتزافروشی. عکسش رو نشونت دادم

01:50:08.667 --> 01:50:10.667
‫فکر کردی دیدی...

01:50:11.208 --> 01:50:13.125
‫ولی اینطور نبود، نه

01:50:13.208 --> 01:50:15.417
‫یه لامپ دوم یکسان هم بود

01:50:15.500 --> 01:50:18.375
‫یه سر اهریمن کاملا مشابه

01:50:19.708 --> 01:50:20.792
‫آره

01:50:23.792 --> 01:50:25.417
‫و اونم گمشده بود

01:50:26.042 --> 01:50:27.458
‫دو اهریمن

01:50:27.542 --> 01:50:28.875
‫بله

01:50:28.958 --> 01:50:30.167
‫چرا دو تا؟

01:50:31.042 --> 01:50:32.667
‫و چرا قرمز شده بود؟

01:50:32.750 --> 01:50:34.167
‫ولی قرمز نبود. الان قرمزه

01:50:34.250 --> 01:50:37.000
‫همون قرمزی که رنگ لباس آدینه نیک بود

01:50:37.083 --> 01:50:38.917
‫دقیقا همون قرمزی که...

01:50:39.000 --> 01:50:42.083
‫در نخ مرموز پیدا شده
‫در پستو وجود داشت

01:50:42.792 --> 01:50:46.583
‫چون دومین سر اهریمن از
‫همون اول اونجا بود

01:50:46.667 --> 01:50:49.000
‫به پشت لباسش دوخته شده بود

01:50:49.083 --> 01:50:50.375
‫توخالی و سبک...

01:50:50.458 --> 01:50:52.542
‫و پر شده بود از یه
‫کیسه خون کوچیک...

01:50:53.125 --> 01:50:56.042
‫که با یه کنترل از راه دور
‫فروسرخ فعال شد

01:50:57.000 --> 01:51:00.208
‫دقیقا در لحظه مناسب فعال شد

01:51:00.292 --> 01:51:01.292
‫مونسینیور؟

01:51:02.500 --> 01:51:03.500
‫دکتر

01:51:05.125 --> 01:51:06.417
‫یه آدم معتبر...

01:51:06.500 --> 01:51:10.042
‫که می‌تونه صبر کنه تا جسد
‫کشف بشه و بعد حمله کنه

01:51:10.125 --> 01:51:11.333
‫یه چیزی تو پشتشه

01:51:11.417 --> 01:51:13.042
‫صبر کن. بهش دست نزن

01:51:15.333 --> 01:51:17.750
‫لحظه‌ای که حواس همه پرت
‫بشه از راه می‌رسه

01:51:20.333 --> 01:51:22.333
‫و کار به سرعت انجام میشه

01:51:23.833 --> 01:51:25.083
‫آخرین کارش...

01:51:25.167 --> 01:51:29.500
‫برداشتن فلاسک پر از دارو بوده که
‫اونو مظنون می‌کرده

01:51:29.583 --> 01:51:32.417
‫ولی کجا بود؟ اثری ازش نبود

01:51:33.542 --> 01:51:35.750
‫یه مشکل کوچیک توی نقشه‌ش

01:51:35.833 --> 01:51:39.708
‫نتیجه یه لحظه لطف
‫احمقانه پدر جاد...

01:51:40.292 --> 01:51:44.833
‫که فلاسک رو قایم کرد تا
‫مشروب خوردن ویکس رو پنهان کنه...

01:51:44.917 --> 01:51:47.750
‫و بعدا برگشت تا برش داره

01:51:50.083 --> 01:51:51.292
‫خدای من

01:51:51.792 --> 01:51:52.958
‫نت

01:51:53.042 --> 01:51:54.250
‫چرا؟

01:51:54.750 --> 01:51:57.000
‫ویکس می‌خواست زمین
‫رو به آتیش بکشه

01:51:57.083 --> 01:51:58.708
‫می‌خواست نابودش کنه

01:51:58.792 --> 01:52:01.625
‫نه. یه چرای بزرگتر.
‫چرا شما رو اورد اینجا

01:52:01.708 --> 01:52:04.125
‫چرا این همه خودش زحمت داد؟

01:52:04.208 --> 01:52:07.083
‫اینقدر نمایشیش کرد؟
‫چرا این جنایت غیرممکن

01:52:07.167 --> 01:52:08.375
‫چرا؟

01:52:09.042 --> 01:52:10.250
‫دقیقا

01:52:10.333 --> 01:52:12.833
‫باشه، پس اگه دکتر نت، ویکس رو کشت...

01:52:13.375 --> 01:52:14.375
‫کی نت رو کشت؟

01:52:14.458 --> 01:52:16.292
‫خب، حالا بهش می‌رسیم

01:52:17.000 --> 01:52:19.750
‫یه جور معمای پشت در بسته...

01:52:19.833 --> 01:52:23.208
‫با کلی تجهیزات و سرنخ نیست...

01:52:23.292 --> 01:52:26.708
‫بلکه یه نقشه خیلی خیلی بزرگتره

01:52:26.792 --> 01:52:31.875
‫نقشه‌ای که ریشه‌هاش تا
‫خود بستر این کلیسا نفوذ کرده

01:52:31.958 --> 01:52:33.708
‫و نقشه‌ای که پای منو به جایی می‌کشونه...

01:52:33.792 --> 01:52:37.042
‫آدمی که به هر لحاظ مومن نیست...

01:52:37.125 --> 01:52:40.042
‫به سرزمین ایمان و باور

01:52:41.667 --> 01:52:43.500
‫برای فهمیدن این پرونده...

01:52:44.542 --> 01:52:48.625
‫مجبور بودم به اسطوره‌ای که
‫داشت ساخته می‌شد نگاه کنم

01:52:48.708 --> 01:52:51.542
‫نه برای اینکه بفهمم واقعی هست یا نه...

01:52:51.625 --> 01:52:54.042
‫بلکه در اعماق روحم وجودش رو...

01:52:54.125 --> 01:52:57.250
‫حس کنم که سعی داشت
‫خودشو نشون بده

01:53:00.542 --> 01:53:01.958
‫یه کشیش مقدس

01:53:02.708 --> 01:53:08.125
‫که کسی اونو نکشته به
‫جز دست خود شیطان

01:53:08.208 --> 01:53:11.625
‫در مقبره مهر و موم شده پدرش آرمیده...

01:53:12.208 --> 01:53:13.625
‫ولی بعد زنده میشه...

01:53:14.333 --> 01:53:15.958
‫به خواست خداوند

01:53:16.042 --> 01:53:18.042
‫به عنوان یه چیز جدید ظهور می‌کنه

01:53:18.125 --> 01:53:20.125
‫دیگه یه مرد خاطی نیست...

01:53:20.208 --> 01:53:24.042
‫بلکه نمادی از قدرت پروردگار بر مرگه

01:53:26.000 --> 01:53:27.625
‫مدرکش برای مقدس بودن

01:53:28.125 --> 01:53:30.375
‫انتقامش برای شروران

01:53:33.167 --> 01:53:37.000
‫باشه. حالا بگو واقعا چی شد؟

01:53:37.083 --> 01:53:39.083
‫بله. بله

01:53:39.167 --> 01:53:43.000
‫وقتشه که این نمای پرزرق و برق...

01:53:43.083 --> 01:53:47.083
‫از معجزات و رستاخیز رو بشکنیم
‫و نشون بدیم واقعا چی شده

01:53:47.167 --> 01:53:49.583
‫وقتشه بنوا بلانک...

01:53:49.667 --> 01:53:52.750
‫آخرین حرکت برای کیش
‫و مات کردن معماهای ایمان رو بکنه!

01:54:21.292 --> 01:54:23.292
‫بلانک، حالت خوبه؟

01:54:25.417 --> 01:54:26.625
‫دمشق

01:54:27.667 --> 01:54:28.875
‫دمشق؟

01:54:30.250 --> 01:54:33.292
‫مثل همون الهام دمشق؟

01:54:33.375 --> 01:54:35.250
‫بله. بله. دمشق

01:54:38.792 --> 01:54:40.417
‫لعنتی

01:54:41.292 --> 01:54:42.375
‫بلانک؟

01:54:58.917 --> 01:55:00.542
‫نمی‌تونم این پرونده رو حل کنم

01:55:04.500 --> 01:55:05.500
‫چی؟

01:55:06.583 --> 01:55:09.375
‫داری میگی که، بنوا بلانک، نتیجه گرفتی...

01:55:09.458 --> 01:55:12.417
‫مونسینیور ویکس از مرگ برگشته؟

01:55:12.500 --> 01:55:13.917
‫که یه معجزه بوده؟

01:55:14.000 --> 01:55:18.125
‫میگم نمی‌تونم این پرونده رو حل کنم

01:55:19.667 --> 01:55:20.750
‫همین کافیه

01:55:21.250 --> 01:55:22.250
‫ممنونم

01:55:24.458 --> 01:55:25.542
‫بلانک؟

01:55:26.250 --> 01:55:28.667
‫اگه واقعا می‌دونی چی شده،
‫باید به همه بگی

01:55:28.750 --> 01:55:32.458
‫نکنه ملاحظه ایمان ما رو می‌کنی
‫یا مثلا داری احترام میذاری؟

01:55:32.542 --> 01:55:34.750
‫چون حق داریم حقیقت رو بدونیم

01:55:34.833 --> 01:55:36.250
‫اینطور نیست

01:55:37.625 --> 01:55:39.250
‫حقیقت رو لازم دارم

01:55:40.542 --> 01:55:42.833
‫نمی‌شه...

01:55:42.917 --> 01:55:45.792
‫جواب رو بهمون بدی؟
‫مگه برای همین نیومدیم اینجا؟

01:55:48.583 --> 01:55:51.542
‫و میشه برای کتابم تبلیغ کنی؟

01:55:51.625 --> 01:55:53.333
‫نه

01:55:53.958 --> 01:55:56.500
‫باشه. بسه. نمایش تمومه. همگی بیرون

01:55:57.333 --> 01:55:59.750
‫بیرون. بیرون

01:56:00.458 --> 01:56:02.167
‫آره، میشه عقب وایستی، قربان؟

01:56:03.458 --> 01:56:05.083
‫باشه، میشه عقب نگهشون داری...

01:56:06.750 --> 01:56:09.583
‫یه فصل دیگه اضافه می‌کنم
‫و بعد دیگه آماده‌س

01:56:09.667 --> 01:56:12.000
‫برای چاپ آماده‌ایم. باور کن، آلن

01:56:12.083 --> 01:56:14.708
‫به رندوم هاوس زنگ بزن. به همه.
‫حسابی می‌ترکونه!

01:56:17.833 --> 01:56:21.708
‫چیزی که به عنوان یه معجزه شاهدش بودیم
‫توسط خود بنوا بلانک تایید شده

01:56:21.792 --> 01:56:25.125
‫دنیا می‌فهمه امروز در
‫چیمنی راک چه اتفاقی افتاد

01:56:25.208 --> 01:56:29.208
‫خودتون می‌تونین پیگیر بشین.
‫کانال یوتیوب منو دنبال کنین

01:56:29.292 --> 01:56:30.500
‫چه آشفته بازاری

01:56:32.000 --> 01:56:34.417
‫فکر کنم حالا پدر جاد رو بازداشت کنن

01:56:35.000 --> 01:56:36.083
‫بله

01:56:37.042 --> 01:56:38.667
‫فکر کنم بکنن

01:56:44.833 --> 01:56:46.333
‫اون چه کاری بود؟

01:56:46.875 --> 01:56:48.875
‫جاده دمشق

01:56:49.583 --> 01:56:52.000
‫انگار پرده از جلوی چشم‌هام کنار رفت

01:56:52.083 --> 01:56:53.917
‫خب که چی؟ حقیقت رو بگو، عوضی؟

01:56:54.000 --> 01:56:56.542
‫به خدا ایمان اوردی و
‫تمام این مزخرفات واقعیه؟

01:56:56.625 --> 01:56:58.458
‫نه، نه. خدا ساخته تخیلاته

01:56:58.542 --> 01:57:00.542
‫الهام من از...

01:57:01.625 --> 01:57:03.042
‫پدر جاد اومد

01:57:04.500 --> 01:57:06.917
‫مثالش برای رحم داشتن

01:57:09.583 --> 01:57:11.417
‫رحم برای دشمنم

01:57:15.167 --> 01:57:16.542
‫رحم برای درهم شکسته

01:57:19.000 --> 01:57:20.625
‫رحم برای کسانی که...

01:57:21.417 --> 01:57:22.542
‫اصلا لیاقتش رو ندارن

01:57:24.625 --> 01:57:26.042
‫ولی بیشتر از همه بهش نیاز دارن

01:57:31.292 --> 01:57:32.500
‫برای گناهکاران

01:57:33.083 --> 01:57:34.167
‫آقای بلانک

01:57:34.833 --> 01:57:36.458
‫حقیقت رو می‌دونی

01:57:37.042 --> 01:57:39.042
‫بله، می‌دونم

01:57:40.583 --> 01:57:43.917
‫و همین الان از خودت یه احمق ساختی

01:57:44.000 --> 01:57:46.625
‫تا بتونی به خواست خودت انجامش بدی

01:57:47.917 --> 01:57:50.417
‫و حالا بهتره سریع انجامش بدی

01:57:50.500 --> 01:57:51.708
‫ممنونم

01:57:55.583 --> 01:57:57.000
‫پدر جاد

01:58:04.000 --> 01:58:05.125
‫چی کار کنم؟

01:58:05.208 --> 01:58:07.042
‫کاری که براش زاده شدی

01:58:07.125 --> 01:58:08.542
‫کشیش اون باش

01:58:09.042 --> 01:58:10.458
‫اعترافش رو بگیر

01:58:19.125 --> 01:58:21.125
‫برام دعا کن، پدر، چون گناه کردم

01:58:21.208 --> 01:58:23.417
‫از آخرین اعترافم یه هفته می‌گذره

01:58:27.917 --> 01:58:32.750
‫به خودم گفتم با قصد و نیت پاک شروع شد

01:58:34.125 --> 01:58:35.542
‫ولی حقیقتش اینه...

01:58:36.375 --> 01:58:39.458
‫با یه دروغ شروع شد

01:58:40.417 --> 01:58:41.500
‫پرنتیس

01:58:43.042 --> 01:58:44.042
‫پرنتیس

01:58:45.625 --> 01:58:48.625
‫دیدمش که آخرین مراسمش رو انجام داد

01:58:52.500 --> 01:58:54.625
‫این سیب حواست، مارتا

01:58:55.208 --> 01:58:57.417
‫تمام ثروت نفرین شده من

01:58:57.917 --> 01:59:00.333
‫تمام گناهان دنیا

01:59:00.417 --> 01:59:02.333
‫تنها چیزی که حوا مشتاقشه

01:59:03.000 --> 01:59:04.625
‫گیرش انداختم

01:59:05.208 --> 01:59:08.625
‫تا دیگه هرگز دست آدم شرور نیافته

01:59:09.417 --> 01:59:11.333
‫بدن مسیح

01:59:24.458 --> 01:59:27.875
‫جواهر رو به گور خودش برد

01:59:30.625 --> 01:59:35.292
‫قسم خوردم که از این
‫راز بزرگ محافظت کنم

01:59:36.708 --> 01:59:40.625
‫ولی گریس فهمید که
‫الماس رو خریده

01:59:40.708 --> 01:59:42.000
‫نمی‌دونم چطوری

01:59:42.083 --> 01:59:43.917
‫برندهای شیک رو می‌شناخت

01:59:45.167 --> 01:59:48.500
‫چیزی که با یه جعبه جواهرات سفارشی...

01:59:48.583 --> 01:59:50.750
‫به ارزش 20 هزار دلار اومده چیه؟

01:59:50.833 --> 01:59:54.917
‫یه چیز بی‌ارزش یا
‫مسیح پلاستیکی نیست، نه

01:59:55.000 --> 01:59:57.167
‫یه سنگ قیمتی که کلی می‌ارزه

01:59:58.250 --> 01:59:59.333
‫یه جواهر

01:59:59.417 --> 02:00:02.125
‫ولی نمی‌دونست کجا قایمش کرده

02:00:02.208 --> 02:00:03.708
‫پس اون شب...

02:00:06.167 --> 02:00:08.292
‫از روی عصبانیت به کلیسا بی‌حرمتی نکرد

02:00:08.875 --> 02:00:11.917
‫نه، داشت دنبال جواهر پنهان می‌گشت

02:00:12.000 --> 02:00:15.500
‫یه زندگی تاریک پر از نومیدی

02:00:16.042 --> 02:00:19.125
‫زندانی شرم و قضاوت

02:00:19.625 --> 02:00:21.625
‫تنها راه خروجش بود

02:00:22.625 --> 02:00:24.042
‫دختر بیچاره

02:00:25.583 --> 02:00:27.417
‫مارتا، چی بهش گفتی؟

02:00:29.542 --> 02:00:31.375
‫می‌دونم کجا قایمش کرده

02:00:31.458 --> 02:00:33.500
‫و هیچوقت پیداش نمی‌کنی

02:00:33.583 --> 02:00:35.000
‫ای فاحشه هرزه

02:00:40.208 --> 02:00:42.125
‫کجاست؟

02:00:44.833 --> 02:00:47.208
‫کجاست، کثافت؟

02:00:48.208 --> 02:00:51.292
‫راز سیب حوا رو نگه داشتم...

02:00:51.375 --> 02:00:55.958
‫و تا 60 سال توی قلبم حفظش کردم

02:00:57.125 --> 02:00:59.750
‫بار سنگین و وحشتناکم

02:01:00.958 --> 02:01:01.833
‫تا وقتی...

02:01:01.917 --> 02:01:03.167
‫تا وقتی...

02:01:05.167 --> 02:01:07.250
‫به چالش کشیدمت تا اعترافش کنی

02:01:07.333 --> 02:01:10.708
‫با غروری سرکش...

02:01:11.750 --> 02:01:13.167
‫اعتراف کردم

02:01:16.750 --> 02:01:18.375
‫به کشیش اشتباه

02:01:22.583 --> 02:01:24.625
‫الان وقت خیلی حیاتیه

02:01:24.708 --> 02:01:26.708
‫یکشنبه پیش، توی کشیش‌خونه...

02:01:26.792 --> 02:01:29.958
‫ورا جلوی ویکس دراومد و
‫تو از سای خبردار شدی

02:01:30.042 --> 02:01:33.000
‫تونستم قبول کنم که خطا کرده

02:01:33.083 --> 02:01:36.792
‫ولی هر چی بیشتر صحبت کرد
‫یه چیزی روشن‌تر شد

02:01:37.708 --> 02:01:39.917
‫قضیه یه چیز بزرگتر بود

02:01:40.417 --> 02:01:44.833
‫داشت اون پسر وحشتناک رو به آغوش می‌کشید

02:01:46.542 --> 02:01:48.667
‫همون موقع بود که شک کردم

02:01:48.750 --> 02:01:51.125
‫پس به شرکت ساخت‌وساز زنگ زدی

02:01:51.208 --> 02:01:52.625
‫ممنونم، جیمز

02:01:54.875 --> 02:01:56.083
‫و مطمئن شدم

02:01:57.000 --> 02:02:00.417
‫تجهیزات رو سفارش داده بود
‫تا سردابه رو باز کنه...

02:02:00.500 --> 02:02:06.333
‫تا الماس رو برای حرص
‫و شهوت قدرتش بدزده

02:02:06.417 --> 02:02:10.875
‫گناه فسادبرانگیز سیب حوا
‫دوباره بیرون می‌اومد...

02:02:11.542 --> 02:02:13.958
‫و این کلیسا سقوط می‌کرد...

02:02:14.042 --> 02:02:18.667
‫به خاطر هر چیزی که پرنتیس
‫بهم هشدارش رو داده بود

02:02:18.750 --> 02:02:20.167
‫ناامیدش کرده بودم

02:02:22.750 --> 02:02:23.958
‫تمام زندگیم...

02:02:24.583 --> 02:02:27.917
‫من آدم بدی نبودم. آدم خوبی بودم

02:02:28.500 --> 02:02:30.083
‫آدم با ایمان

02:02:30.167 --> 02:02:32.792
‫به کلیسا خدمت و ازش محافظت کردم

02:02:33.417 --> 02:02:36.500
‫اگه در اینم شکست بخورم پس
‫برای چی زندگی کردم؟

02:02:36.583 --> 02:02:37.667
‫درک می‌کنم

02:02:37.750 --> 02:02:40.375
‫تنها هدفم این بود...

02:02:40.458 --> 02:02:41.875
‫و شکست خوردم

02:02:42.958 --> 02:02:44.167
‫مگه اینکه...

02:02:48.167 --> 02:02:49.167
‫مگه اینکه...

02:02:51.833 --> 02:02:55.583
‫مگه اینکه بتونم زودتر جواهر رو بدزدم...

02:02:55.667 --> 02:02:57.417
‫و برای همیشه از شرش خلاص بشم

02:02:58.417 --> 02:02:59.833
‫و با همزمان...

02:02:59.917 --> 02:03:04.167
‫ویکس رو یه قدیس معجزه‌گر
‫که از مرگ برگشته جا بزنم

02:03:04.250 --> 02:03:07.667
‫نه یه مرد خطاکار، بلکه یه نماد...

02:03:08.500 --> 02:03:10.500
‫که کلیسامو نجات میده

02:03:11.667 --> 02:03:14.208
‫تنها چیزی که لازم بود یه معجزه‌س

02:03:15.583 --> 02:03:17.417
‫پس نقشه‌مو کشیدم

02:03:18.417 --> 02:03:22.500
‫مرگ ویکس باید یه معمای مقدس باشه

02:03:23.292 --> 02:03:26.375
‫غیرقابل حل و آسمانی

02:03:27.375 --> 02:03:29.125
‫ولی نتونستی تنهایی انجامش بدی

02:03:29.833 --> 02:03:30.917
‫نه

02:03:32.458 --> 02:03:34.083
‫با خودم گفتم یه مرد ضعیف لازمه

02:03:34.667 --> 02:03:35.875
‫یه مرد ناچار

02:03:35.958 --> 02:03:38.708
‫یکی که برای نجات کلیسا حاضر
‫میشه هر کاری بکنه...

02:03:38.792 --> 02:03:41.375
‫و برای پوشوندن شرمش قبول می‌کنه

02:03:41.958 --> 02:03:45.917
‫و کسی که
‫به دارو‌های آرام‌بخش قوی دسترسی داشت

02:03:46.000 --> 02:03:48.042
‫بله. و اونم بود

02:03:51.458 --> 02:03:54.417
‫همه چی طبق نقشه پیش رفت

02:03:56.000 --> 02:03:58.083
‫وای خدایا

02:03:58.167 --> 02:03:59.250
‫چقدر خودبینم من

02:03:59.333 --> 02:04:00.750
‫چقدر شرور

02:04:01.292 --> 02:04:02.417
‫مارتا

02:04:03.042 --> 02:04:05.500
‫درک می‌کنم، قول میدم که درکت می‌کنم

02:04:06.083 --> 02:04:07.917
‫ادامه بده. من اینجام

02:04:08.000 --> 02:04:10.375
‫به بهاش فکر نکردم

02:04:11.458 --> 02:04:13.292
‫منو ببخش، سمسون

02:04:13.833 --> 02:04:16.250
‫سمسون قوی و با ایمان

02:04:16.333 --> 02:04:18.875
‫سمون. کسی که تابوتها رو ساخت

02:04:21.542 --> 02:04:23.833
‫لعنتی

02:04:24.625 --> 02:04:26.042
‫دوباره زنده میشی

02:04:27.000 --> 02:04:28.833
‫همه چی درست میشه

02:04:28.917 --> 02:04:30.542
‫دوباره زنده میشی

02:04:31.125 --> 02:04:33.375
‫همه چی درست میشه

02:04:35.417 --> 02:04:36.625
‫قول میدم

02:04:37.333 --> 02:04:40.542
‫متوجه نبود که چرا داریم این کار رو می‌کنیم

02:04:40.625 --> 02:04:43.458
‫هر کاری برای تو می‌کنم، فرشته من

02:04:44.208 --> 02:04:45.375
‫ولی بهم اعتماد داشت

02:04:45.875 --> 02:04:47.708
‫چون عاشقم بود

02:04:48.375 --> 02:04:50.500
‫وای خدا

02:04:55.250 --> 02:04:57.083
‫چطور اینقدر اشتباه شد؟

02:04:59.750 --> 02:05:01.750
‫قرار بود خیلی ساده باشه

02:05:01.833 --> 02:05:03.792
‫دکتر علامت رو میده

02:05:16.208 --> 02:05:18.625
‫سمسون جواهر رو برمی‌داره

02:05:19.875 --> 02:05:22.708
‫در لازاروس کارش رو انجام میده

02:05:26.875 --> 02:05:30.167
‫همه همونطوری که برنامه داشتیم
‫توی دوربین ضبط میشه

02:05:30.792 --> 02:05:33.583
‫دکتر نت با جسد ویکس
‫توی ماشینش از اونجا میره...

02:05:34.500 --> 02:05:37.833
‫و توی اون چیز بوگندو توی
‫زیرزمینش میندازتش

02:05:37.917 --> 02:05:42.000
‫و روز بعد، سمسون داستان
‫قدیسی که از مرگ برگشته رو میگه...

02:05:42.083 --> 02:05:46.083
‫و حرفهایی که به سرایدار
‫وفادارش زده رو بازگو می‌کنه...

02:05:46.167 --> 02:05:49.000
‫و بعد به آسمونها برمی‌گرده

02:05:49.667 --> 02:05:51.083
‫یه معجزه

02:05:51.667 --> 02:05:53.500
‫بی‌نقص می‌شد

02:05:55.417 --> 02:05:57.542
‫قرار نبود اونجا باشم

02:05:57.625 --> 02:05:59.667
‫قطعا قرار نبود

02:06:00.458 --> 02:06:01.542
‫می‌دونستی...

02:06:01.625 --> 02:06:04.708
‫چه اتفاقی افتاده وقتی
‫جسد سمسون رو پیدا کردی؟

02:06:04.792 --> 02:06:06.500
‫یه چیزایی فهمیدم

02:06:06.583 --> 02:06:08.583
‫نه، نه!

02:06:09.250 --> 02:06:11.083
‫ولی باید مطمئن می‌شدم

02:06:14.542 --> 02:06:15.750
‫خدا رو شکر

02:06:16.250 --> 02:06:17.458
‫به نتیجه رسید

02:06:35.958 --> 02:06:39.292
‫اوه، اوه

02:06:42.208 --> 02:06:44.208
‫بعدش داستان خیالی رو برام تعریف کرد...

02:06:44.292 --> 02:06:47.292
‫که چطور همه چی طبق
‫برنامه پیش رفته

02:06:48.750 --> 02:06:52.208
‫اون موقع بود که بهش
‫گفتم وارد سردابه شدم

02:06:54.000 --> 02:06:56.667
‫و می‌دونم داره دروغ میگه

02:06:58.417 --> 02:07:00.542
‫و بعدش حقیقت رو بهم گفت

02:07:05.333 --> 02:07:07.750
‫لعنتی. نباید بذاریم ما رو ببینن

02:07:16.333 --> 02:07:17.542
‫یا خدا

02:07:20.542 --> 02:07:22.167
‫اشتباه دومم

02:07:22.667 --> 02:07:27.292
‫وسوسه سیب حوا رو دست کم گرفتم

02:07:28.542 --> 02:07:33.000
‫توافق کرده بودیم یا نابودش کنیم
‫یا بندازیمش توی دریا

02:07:33.083 --> 02:07:37.500
‫ولی این همه قدرت رو من به تو میدم

02:07:38.417 --> 02:07:41.542
‫مسیح خودش تونست در
‫مقابل وسوسه مقاومت کنه...

02:07:41.625 --> 02:07:44.833
‫ولی این مرد بیچاره بدبخت...

02:07:45.333 --> 02:07:48.542
‫تنها چیزی که سر راهش بود
‫من بودم و سمسون

02:07:49.375 --> 02:07:51.375
‫حالا فرصتش رو داشت

02:07:52.250 --> 02:07:55.500
‫تا موانعش رو برداره

02:07:56.583 --> 02:08:00.583
‫برای یه کشیش جوان با
‫گذشته خشن پاپوش بدوزه...

02:08:00.667 --> 02:08:02.500
‫و جواهر رو نگه داره

02:08:04.458 --> 02:08:05.458
‫برش داشت

02:08:09.833 --> 02:08:13.792
‫بعدش تنها چیزی که سر
‫راهش بود من بودم

02:08:14.792 --> 02:08:19.292
‫قهوه‌مو با دز کشنده‌ای از
‫داروی آرام‌بخش مسموم کرده بود

02:08:20.208 --> 02:08:22.833
‫وقتی هضم می‌شد درمانی نداشت

02:08:23.583 --> 02:08:24.917
‫بی‌درد

02:08:25.000 --> 02:08:27.833
‫یه ذره لبهام کرخت می‌شد

02:08:28.500 --> 02:08:31.583
‫بعدش در عرض ده دقیقه وقت
‫آخرین دعام می‌رسید

02:08:32.417 --> 02:08:35.667
‫بعدش بهم التماس کرد درک کنم
‫که چرا این کارها رو کرده

02:08:35.750 --> 02:08:39.208
‫که این پول زن هرزه‌شو برمی‌گردوند...

02:08:39.292 --> 02:08:41.125
‫و کلی از این مزخرفات

02:08:41.833 --> 02:08:44.083
‫بهش گفتم درک می‌کنم

02:08:45.417 --> 02:08:47.417
‫درک کردم چرا این کار رو کرده

02:08:48.708 --> 02:08:49.792
‫اوه

02:08:51.875 --> 02:08:54.500
‫همه‌شو فهمیده بودم

02:09:14.708 --> 02:09:16.708
‫این کارها رو با تنفری...

02:09:17.458 --> 02:09:20.083
‫در قلبم انجام دادم

02:09:25.167 --> 02:09:27.583
‫خداوند میگه انتقام مال منه

02:09:33.125 --> 02:09:36.625
‫و این داستانیه که صحنه
‫جرم به دنیا میگه، ولی...

02:09:39.583 --> 02:09:41.417
‫درون قلبم...

02:09:42.167 --> 02:09:43.375
‫می‌دونم

02:09:47.458 --> 02:09:49.083
‫انتقام مال منه

02:09:52.917 --> 02:09:56.500
‫این گناهان رو به تو اعتراف می‌کنم، پدر

02:09:56.583 --> 02:09:59.792
‫دروغ گفتم، آدم کشتم...

02:10:00.500 --> 02:10:01.708
‫و حالا...

02:10:02.708 --> 02:10:05.333
‫آخرش رو هم با یه شاهکار تموم کردم

02:10:13.000 --> 02:10:14.625
‫پدر، زود باش، بیا کنار

02:10:14.708 --> 02:10:16.000
‫چی شده؟

02:10:16.083 --> 02:10:18.125
‫وقتی لبهاش رو دیدم فهمیدم...

02:10:20.167 --> 02:10:21.875
‫خیلی دیر شده بود

02:10:23.708 --> 02:10:25.708
‫داروی آرام‌بخش خورده

02:10:25.792 --> 02:10:28.708
‫- وای خدایا، همین الان آمبولانس خبر کن!
‫- چشم!

02:10:28.792 --> 02:10:31.208
‫شاید یه پادزهر توی جعبه کمکهای اولیه باشه

02:10:42.708 --> 02:10:44.333
‫منو ببخش، پدر...

02:10:45.542 --> 02:10:46.958
‫به خاطر رنج‌هایی که کشیدی

02:10:48.625 --> 02:10:53.458
‫منو ببخش، خدا، برای
‫ویکس و نت...

02:10:55.667 --> 02:10:56.875
‫و سمسون

02:10:57.500 --> 02:10:59.125
‫سمسون عزیزم

02:11:00.208 --> 02:11:01.417
‫و گریس

02:11:06.000 --> 02:11:08.083
‫مارتا

02:11:08.833 --> 02:11:10.042
‫گریس

02:11:12.625 --> 02:11:13.833
‫الان در امانی

02:11:16.667 --> 02:11:17.875
‫رها کن

02:11:19.458 --> 02:11:21.083
‫بذار تنفر بره

02:11:26.458 --> 02:11:27.542
‫گریس

02:11:31.208 --> 02:11:32.333
‫بله

02:11:33.208 --> 02:11:34.625
‫الان می‌بینمش

02:11:36.542 --> 02:11:38.167
‫اون دختر بیچاره

02:11:41.333 --> 02:11:43.167
‫منو ببخش، گریس

02:11:47.375 --> 02:11:48.583
‫پدر...

02:11:51.583 --> 02:11:53.208
‫واقعا کارت خوبه

02:11:58.708 --> 02:12:00.875
‫خداوند، بزرگترین رحم‌کننده...

02:12:01.625 --> 02:12:04.125
‫با مرگ و رستاخیز پسرش...

02:12:04.208 --> 02:12:06.833
‫دنیا رو با خودش آشتی داد...

02:12:07.583 --> 02:12:11.750
‫و روح القدس رو
‫برای بخشش گناهان وارد جهان کرد...

02:12:12.583 --> 02:12:14.500
‫و با صدارت کلیسا...

02:12:14.583 --> 02:12:17.000
‫امیدوارم خداوند بخشش و
‫آرامش رو بهت بده...

02:12:18.000 --> 02:12:20.208
‫و برای گناهانت طلب آمرزش می‌کنم

02:12:28.000 --> 02:12:31.208
‫به نام پدر و پسر...

02:12:32.292 --> 02:12:33.708
‫و روح القدس

02:12:49.417 --> 02:12:50.500
‫لعنتی

02:13:20.042 --> 02:13:21.875
‫جواهر هرگز پیدا نشد

02:13:26.125 --> 02:13:27.625
‫- کلیسا یه مدت بسته بود
‫- [یکسال بعد]

02:13:28.542 --> 02:13:31.708
‫هر چی از جماعت کلیسا مونده بود پراکنده شدن

02:13:32.292 --> 02:13:37.833
‫برخی به چیزی که می‌خواستن رسیدن تا بالاخره
‫چیزی رو فهمیدن که هر مرد مقدسی می‌فهمه...

02:13:42.208 --> 02:13:43.833
‫خدا شوخ طبعه

02:13:49.375 --> 02:13:51.792
‫و برخی شروع تازه‌ای داشتن

02:13:52.458 --> 02:13:55.292
‫و امیدوارم راه مناسب‌شون
‫رو پیدا کرده باشن

02:13:59.042 --> 02:14:00.667
‫و برخی به معجزه‌شون رسیدن

02:14:01.958 --> 02:14:04.375
‫نه اینکه درمان یا خوب بشن...

02:14:05.042 --> 02:14:08.125
‫بلکه قدرت لازم رو پیدا کنن
‫تا هر روز بیدار بشن...

02:14:08.208 --> 02:14:10.333
‫و کاری رو بکنن که براش اینجا اومدیم...

02:14:11.208 --> 02:14:12.833
‫با وجود تمام دردی که داریم

02:14:14.000 --> 02:14:15.208
‫روزی بدست بیاریم

02:14:22.542 --> 02:14:24.542
‫و برای همین باهات دعا می‌کنم

02:14:25.417 --> 02:14:27.417
‫تا چیزی که دنبالشی رو پیدا کنی

02:14:30.708 --> 02:14:33.333
‫- کجاست؟ می‌دونی
‫- نه! سای، سای!

02:14:33.417 --> 02:14:35.167
‫لعنت خدا بهت، می‌دونم
‫هر دو خبر دارین

02:14:35.250 --> 02:14:37.667
‫این آخرین فرصت شماست وگرنه
‫شما رو به دادگاه می‌کشونیم

02:14:37.750 --> 02:14:39.500
‫آقای ویکس خودتو کنترل کن

02:14:39.583 --> 02:14:42.208
‫امیدوار بودیم این میانجی‌گری
‫همه چی رو حل کنه

02:14:42.292 --> 02:14:44.292
‫مارتا الماس رو بهشون داده
‫و قایمش می‌کنن. مطمئنم

02:14:44.375 --> 02:14:47.542
‫اجازه دادیم نماینده‌هاتون کلیسا
‫و کشیش‌خونه رو کاملا بگردن

02:14:47.625 --> 02:14:49.250
‫هیچی پیدا نکردن

02:14:49.333 --> 02:14:51.750
‫تازه وقتی مارتا فوت کرد
‫آقای بلانک اونجا بود...

02:14:51.833 --> 02:14:53.833
‫و هرگونه بزهکاری رو انکار می‌کنه

02:14:55.417 --> 02:14:58.250
‫هی

02:14:58.750 --> 02:14:59.833
‫هی!

02:15:00.417 --> 02:15:03.292
‫هر گونه نشونه‌ای ببینم که فروختیش، پول زیادی
‫به خیریه دادی، سقف رو درست کردی...

02:15:03.375 --> 02:15:06.375
‫شراب جماعت مسخره‌تو بهتر کردی،
‫زیر نظرت می‌گیرم...

02:15:06.458 --> 02:15:08.708
‫بررسیت می‌کنم، ازش سردرمیارم

02:15:09.542 --> 02:15:11.958
‫امیدوارم یه روزی به کلیسا برگردی، سای

02:15:12.500 --> 02:15:14.625
‫ارثیه واقعی تو پیش مسیح ـه

02:15:25.583 --> 02:15:28.208
‫مردک عوضی ولگرد

02:15:32.375 --> 02:15:34.500
‫هنوز فیلمی که با تو گرفته روی دوره

02:15:34.583 --> 02:15:35.667
‫بله

02:15:35.750 --> 02:15:37.958
‫بنوا بلانک فتح شد

02:15:38.042 --> 02:15:40.875
‫حالا منظورش هر چی که بوده

02:15:41.500 --> 02:15:43.417
‫مدام حقایق رو داریم میگیم

02:15:43.500 --> 02:15:46.875
‫از مارتا و اتفاقی که واقعا افتاده.
‫ولی انگار اهمیتی نداره

02:15:47.458 --> 02:15:51.292
‫طرفداران ویکس به فیسبوک‌مون حمله می‌کنن.
‫مثل یه آتیش از کنترل خارج شده‌س

02:15:52.625 --> 02:15:54.458
‫عجب زمونه‌ای داریم

02:15:55.417 --> 02:15:58.042
‫وقتی کلیسا رو باز کنی خیلی محبوب میشی

02:15:58.750 --> 02:16:00.333
‫شاید مثبت نباشه

02:16:00.417 --> 02:16:01.917
‫آماده‌ای بپذیریش؟

02:16:03.708 --> 02:16:04.792
‫بذار بیان

02:16:07.375 --> 02:16:08.458
‫موفق باشی، بچه‌جون

02:16:11.792 --> 02:16:13.958
‫گوش کن...

02:16:14.458 --> 02:16:16.833
‫من دیگه میرم

02:16:22.250 --> 02:16:23.875
‫اوهوم

02:16:26.750 --> 02:16:31.000
‫اگه بخوای بمونی اولین مراسم
‫عشای ربانیم نزدیکه

02:16:31.083 --> 02:16:33.000
‫خیلی لطف داری

02:16:33.083 --> 02:16:37.250
‫ترجیح میدم این کار رو نکنم

02:16:37.333 --> 02:16:38.542
‫تا بعد

02:16:45.108 --> 02:16:56.219
«مترجمان: علیرضا نورزاده و داوود آجرلو»
::. MrLightborn11 Highbury .::

02:16:59.280 --> 02:17:04.280
تلگرام و اینستاگرام
.:: @Bamabincom ::. @Bamabin_Com

02:17:05.500 --> 02:17:06.708
‫خوش اومدین!

02:17:07.142 --> 02:17:18.253
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور با زیرنویس چسبیده
Bamabin.com
