WEBVTT

00:11.230 --> 00:15.230
‫[این فیلم مجموعه‌ای از فیلم‌های ضبط شده
‫توسط دوربین‌های پلیس در طی 2 سال است]

00:29.904 --> 00:31.656
‫ واحد 39-68. کد 2

00:34.200 --> 00:36.911
‫تکرار کنید

00:37.871 --> 00:39.748
‫اورژانس. آدرس موقعیت اضطراری
‫پیش اومده کجاست؟

00:39.831 --> 00:41.958
‫یکی تیر خورد!

00:44.044 --> 00:46.337
‫پسرها بیاید اینجا.
‫پسرها بیاید اینجا! بیاید اینجا!

00:48.423 --> 00:50.925
‫بیاید اینجا.
‫همینجا بمونید

00:51.760 --> 00:53.887
‫- مطمئنی تیر خورده؟
‫- آره

00:56.347 --> 00:58.183
‫خدای من!
‫چرا همچین کاری کرد؟

00:59.434 --> 01:01.144
‫پاشو

01:01.227 --> 01:03.938
‫خیلی خب، با تمام سرعت‌شون دارن می‌رن.
‫کجاست؟

01:04.022 --> 01:05.857
‫اینجا!
‫اینجا!

01:08.902 --> 01:10.320
‫به کمک پزشکی فوری نیاز داریم

01:10.987 --> 01:12.072
‫روی زمین افتاده!

01:23.583 --> 01:24.667
‫وایسا

01:25.293 --> 01:26.920
‫خدای من!

01:27.003 --> 01:29.714
‫من جلوام.
‫جلوام

01:29.798 --> 01:32.592
‫کلانتری.
‫بیا بیرون و دستات رو بذار روی سرت!

01:34.302 --> 01:37.972
‫کلانتری شهرستان ماریون!
‫بیا بیرون و دستات رو بذار بالای سرت!

01:42.060 --> 01:44.060
‫::.همسایه‌ی بی‌نقصی.::

01:44.084 --> 01:48.084
بامابین تقدیم می‌کند
.:: Bamabin.com ::.

01:48.108 --> 01:50.108
‫::.مترجم: حسین سرخیل.::

01:58.743 --> 02:00.787
‫دوشنبه، پنجم ژوئن 2023، ساعت 9:38 صبح

02:00.870 --> 02:03.665
‫ما توی محل حادثه‌ایم

02:04.374 --> 02:06.042
‫داریم پرس و جو می‌کنیم

02:09.045 --> 02:10.088
‫خیلی خب

02:11.756 --> 02:13.174
‫کلانتری

02:16.761 --> 02:18.012
‫کلانتری!

02:18.096 --> 02:19.597
‫سلام.
‫صبح بخیر

02:19.681 --> 02:22.183
‫خوبم. از کلانتری میام.
‫کارآگاه هستم

02:22.267 --> 02:25.603
‫داریم در مورد اتفاقی که جمعه شب افتاد
‫تحقیق می‌کنیم

02:26.187 --> 02:28.022
‫مشکلی نداره بشینم؟
‫صندلی شکسته

02:28.106 --> 02:29.524
‫بذارید برم یه صندلی بیارم

02:30.066 --> 02:31.734
‫چند وقته اینجا زندگی می‌کنی؟

02:31.818 --> 02:33.236
‫حدود 3 سال

02:34.154 --> 02:36.197
‫اونم تمام مدت اینجا زندگی می‌کرده
‫یا چی؟

02:36.281 --> 02:38.116
‫نه، اون بعد از ما اثاث‌کشی کرد و اومد

02:38.199 --> 02:39.450
‫شاید 2 ساله که اینجاست

02:39.534 --> 02:41.995
‫- اگه اشتباه نکنم. مطمئن نیستم...
‫- عیبی نداره

02:42.078 --> 02:43.705
‫پس تقریبا 2 سال

02:43.788 --> 02:48.001
‫ولی از چیزی که من فهمیدم،
‫همه، همه‌ی بچه‌ها

02:48.585 --> 02:50.253
‫با این خانم مشکل دارن

02:51.087 --> 02:52.839
‫- کلاس چندمی؟
‫- پنجم

02:52.922 --> 02:56.009
‫خیلی خب، یعنی پنجم رو تموم کردی
‫و می‌خوای به ششم بری

02:56.092 --> 02:59.137
‫می‌خوام باهات در مورد تفاوت
‫حرف راست و دروغ صحبت کنم، باشه؟

02:59.220 --> 03:02.015
‫یه چند تا مثال واست می‌زنم، باشه؟

03:02.098 --> 03:05.018
‫اگه بهت می‌گفتم که یه دختر بچه بود

03:05.101 --> 03:06.227
‫که وارد یه اتاقی شد

03:06.311 --> 03:08.229
‫و همه‌ی دیوارها رو با مداد شمعی قرمز
‫خط خطی کرد

03:08.313 --> 03:10.398
‫و بعد اومد بیرون و گفتش که
‫کار اون نیست...

03:10.481 --> 03:12.442
‫- این می‌شه حرف راست یا دروغ؟
‫- دروغ

03:12.525 --> 03:14.569
‫خیلی خب.
‫و اگه همه رو قرمز رنگ کنه

03:14.652 --> 03:17.197
‫و بعد بیرون بیاد و بگه که
‫کار منه کارآگاه پیندر...

03:17.280 --> 03:19.199
‫- این می‌شه حرف راست؟
‫- بله

03:19.282 --> 03:22.911
‫خیلی خب، امروز که صحبت می‌کنیم
‫می‌شه فقط حرف راست بزنیم؟

03:22.994 --> 03:23.828
‫بله

03:24.495 --> 03:26.748
‫این خانم رو قبلا دیدی؟

03:26.831 --> 03:28.041
‫چندین بار، آره

03:28.124 --> 03:29.500
‫چندین بار

03:30.001 --> 03:36.216
‫خوشش نمیاد که مردم اطراف محل زندگیش
‫بچرخن و بازی کنن

03:36.299 --> 03:38.343
‫روی چمن‌های اونجا رو می‌گم

03:38.426 --> 03:43.848
‫چون فکر می‌کنه که اونجا ملک خودشه

03:44.432 --> 03:45.391
‫خیلی خب

03:45.475 --> 03:48.645
‫و اون... یادت میاد که
‫چیز دیگه‌ای گفته باشه؟

03:49.687 --> 03:51.814
‫که می‌رم پیش پلیس و شکایت می‌کنم

03:51.898 --> 03:54.525
‫- خیلی خب.
‫- از ما که اونجا بازی می‌کنیم

04:10.416 --> 04:12.877
‫097 در حال انجام کار

04:40.196 --> 04:41.739
‫واسه چی زنگ زدی؟

04:41.823 --> 04:45.910
‫واسه این زنگ زدم چون خانم اونور خیابون
‫با تابلو من رو زد

04:46.452 --> 04:49.122
‫بچه‌هاش سگ‌شون رو توی ملک من
‫می‌گردوندن

04:49.205 --> 04:50.915
‫مشخصا روش نوشته که
‫بی‌اجازه وارد نشوید

04:50.999 --> 04:52.375
‫ولی همیشه سگ‌شون رو
‫اونجا می‌گردونن

04:52.458 --> 04:53.835
‫سگه هم همیشه می‌رینه

04:53.918 --> 04:56.004
‫توی پیاده رو همش گوه هست.
‫همه چیزی هست

04:56.087 --> 04:57.714
‫گفتم می‌شه سگ‌تون رو
‫ببرید اونور؟

04:57.797 --> 04:59.340
‫می‌خواستم از سگش عکس بگیرم

04:59.424 --> 05:01.718
‫ولی گفتش که از بچه‌هام
‫عکس نگیر

05:01.801 --> 05:02.677
‫منم گفتم نه

05:02.760 --> 05:04.429
‫بعدش بهم پرید

05:04.512 --> 05:07.181
‫و تابلو رو برداشت و به سمتم پرتاب کرد

05:07.265 --> 05:08.599
‫تابلو به پام خورد

05:09.183 --> 05:11.644
‫- اسم‌تون؟
‫- سوزان لورینس هستم

05:12.228 --> 05:16.482
‫- سوزان. فامیلی‌تون رو هجی کنید.
‫- ل و ر‌ی ن س

05:17.942 --> 05:19.694
‫اون تابلویی که می‌گید چیه؟

05:19.777 --> 05:20.820
‫می‌خوای بیارمش؟

05:24.991 --> 05:29.203
‫خودت می‌تونی ببینی که واقعا
‫به سمتم پرتابش کرده

05:29.871 --> 05:32.915
‫اصلا نباید تابلو رو درمی‌آورد.
‫تابلوی صاحبخونه‌ست

05:32.999 --> 05:35.835
‫حقیقتش می‌خواستم اینجا رو بخرم.
‫بعد از این قضیه دیگه می‌رم

05:35.918 --> 05:37.503
‫حیاط خونه رو نمی‌خرم

05:43.426 --> 05:47.722
‫می‌بینم که نیشخند می‌زنی.
‫خودت خبر داری، نه؟

05:47.805 --> 05:50.391
‫- این که از دستم شکایت کرده؟
‫- آره. می‌بینم که پای تلفنی

05:50.475 --> 05:52.935
‫- با اون نیشخندت.
‫- چون این...

05:53.019 --> 05:57.440
‫خنده داره، چون که من اصلا
‫از خونه بیرون نمیام

05:58.066 --> 06:02.070
‫و چیزی بهش نمی‌گم، ولی امروز
‫حس کردم که باید یه کاری بکنم

06:02.570 --> 06:05.782
‫اول از همه قبل از این که به اینجا بیاد
‫تو این فضای باز و بزرگ

06:05.865 --> 06:09.869
‫همه‌ی بچه‌ها توپ‌بازی می‌کردن،
‫فوتبال بازی می‌کردن

06:09.952 --> 06:13.831
‫از وقتی که اومد گفتش که نمی‌خوام هیچ کدوم
‫اینجا بازی کنید و اینجا ملک خصوصیه

06:13.915 --> 06:16.209
‫منم بهش گفت که نه، نمی‌تونی
‫این حرف رو بهشون بزنی

06:16.292 --> 06:19.128
‫چون در اصل اگه ملک شخصی تو نیست

06:19.212 --> 06:23.341
‫نمی‌تونی بهشون بگی سگ‌شون رو نگردونن
‫یا توپ بازی نکنن

06:24.217 --> 06:26.552
‫اون گفتش که شما سیاه‌ها همیشه
‫فلان و بهمانید

06:26.636 --> 06:29.138
‫منم گفتم باشه بابا، حالا هر چی.
‫من با این چیزها تحریک نمی‌شم

06:29.222 --> 06:31.474
‫به معنی واقعی کلمه داشت تابلو رو
‫تو صورتم می‌کوبید

06:31.557 --> 06:35.019
‫اومد که برش داره. منم برداشتمش
‫و انداختمش

06:35.103 --> 06:38.648
‫یعنی تابلو رو برداشتم و همینجوری که
‫داشتم می‌رفتم، انداختمش

06:38.731 --> 06:41.859
‫گفتم که منم می‌تونم برم یه تابلو بخرم
‫و بزنم. دلیل نمی‌شه که

06:41.943 --> 06:44.612
‫آخه اون گفت که به سمتش
‫پرتاب شده

06:44.695 --> 06:47.532
‫- آره، پرتابش کردم. دروغ نمی‌گم.
‫- آخه بهش خورده

06:47.615 --> 06:50.743
‫- با تابلو نزدمش.
‫- عمدی نه

06:50.827 --> 06:53.704
‫کارت شناسایی پیش‌تونه یا می‌خوای...

06:56.290 --> 06:58.376
‫خانم می‌شه سریع باهاتون
‫صحبت کنم؟

06:58.459 --> 06:59.961
‫- با من؟
‫- بله خانم

07:00.545 --> 07:01.838
‫شما چیزی ندیدی؟

07:01.921 --> 07:04.507
‫نه جناب، ندیدم.
‫نه، من تازه بیرون اومدم

07:04.590 --> 07:06.926
‫دخترت چیزی نگفته که دیده یا نه؟

07:07.009 --> 07:11.806
‫بهم گفت که داشتن دعوا می‌کردن

07:11.889 --> 07:16.352
‫و فکر کنم که اون تابلو رو برداشته
‫و خب...

07:16.436 --> 07:18.604
‫وقتی که تابلو رو برداشته،
‫برگشته رفته و

07:18.688 --> 07:20.606
‫تابلو رو به پشت سرش انداخته

07:20.690 --> 07:24.444
‫ولی خب به خانمه نخورده.
‫همین رو گفت

07:24.527 --> 07:27.864
‫ولی می‌گم که اون خانم...
‫چیزی ندیدم

07:27.947 --> 07:30.616
‫ولی می‌گم که اون خانم همیشه
‫بچه‌های مردم رو اذیت می‌کنه

07:30.700 --> 07:32.201
‫همیشه...

07:32.285 --> 07:36.914
‫همیشه سعی می‌کنه فیلم بچه‌ها رو بگیره
‫و همیشه بد و بیراه بهشون می‌گه

07:36.998 --> 07:38.624
‫ولی خب من چیزی ندیدم
‫و نمی‌تونم چیزی بگم

07:38.708 --> 07:40.376
‫خیلی خب.
‫باشه

07:41.127 --> 07:43.796
‫اسم کوچیک‌تون رو تلفظ کنید

07:43.880 --> 07:45.631
‫آجیکا

07:49.010 --> 07:51.053
‫چطورید؟

07:51.137 --> 07:52.805
‫بگو دیگه، بگو یه روز معمولی دیگه

07:53.389 --> 07:56.100
‫- خیلی خب، بهم زنگ بزن.
‫- سلام خانم

07:56.184 --> 07:58.811
‫- شما چیزی ندیدی؟
‫- چرا. به اون زنه اصلا دست نزد

07:58.895 --> 08:02.440
‫فقط اون چیزه رو از زمین
‫بیرون آورد، همین

08:02.523 --> 08:05.776
‫- چه چیزی؟
‫- همون چیزه دیگه. روش نوشته ورود ممنوع

08:05.860 --> 08:07.862
‫نه، اصلا به سمت پاش پرتابش نکرد

08:07.945 --> 08:11.574
‫- وامونده رو اصلا پرتاب نکرد...
‫- چون هیچ وقت نمی‌رم

08:11.657 --> 08:13.826
‫- نه، پرتش نکرد.
‫- یه جورایی پرت کرد

08:13.910 --> 08:15.620
‫خفه بابا، نیومده که با تو صحبت کنه

08:15.703 --> 08:18.122
‫اون انداختش اونور و از شانس
‫زنه هم اونجا بود

08:18.206 --> 08:21.501
‫به سمت زنه پرتابش نکرد.
‫اصلا به زنه دست نزد

08:21.584 --> 08:24.170
‫فقط به زنه گفتش که سر بچه‌هاش
‫داد نزنه

08:24.253 --> 08:25.963
‫اون خانم سر بچه‌های همه داد می‌زنه

08:26.047 --> 08:31.010
‫خیلی خب. من که دیگه اونجا نمی‌رم

08:34.222 --> 08:37.308
‫شاید خوشش نیاد، چون که
‫یه زن سیاهپوستم

08:37.391 --> 08:39.101
‫مردم رو اذیت می‌کنه

08:39.185 --> 08:40.186
‫تو که صاحب اینجا نیستی

08:40.269 --> 08:41.354
‫نمی‌تونی به مردم بگی...

08:41.437 --> 08:45.650
‫هر چقدر بیشتر می‌گه

08:45.733 --> 08:48.069
‫بچه‌ها کمتر می‌رن، چون که
‫می‌دونن

08:48.152 --> 08:49.695
‫خیلی خب، این یعنی چی؟

08:50.821 --> 08:52.198
‫نمی‌تونم اونجا برم

08:52.281 --> 08:55.243
‫مشکلی نداره.
‫اگه واسه اونه، واسه اونه دیگه

08:55.326 --> 08:57.328
‫مهم نیست که واسش هست یا نه

08:57.411 --> 08:59.121
‫اونم مثل تو که اجاره می‌دی، اجاره می‌ده

08:59.205 --> 09:00.790
‫اگه یکی اینجا ورود غیرقانونی داشت

09:00.873 --> 09:03.334
‫بهمون زنگ می‌زنی
‫و اگه توی ملک ببینیم

09:03.417 --> 09:06.754
‫و دوباره کارش رو تکرار کنه،
‫این بار که بیایم زندانی می‌شه

09:07.255 --> 09:08.256
‫باشه؟

09:09.131 --> 09:11.676
‫- بازیش اینجوریه.
‫- باشه...

09:11.759 --> 09:13.761
‫تو هم همون حقوقی رو داری
‫که اون داره

09:13.844 --> 09:16.389
‫اون نمی‌خواد که اونجا باشن

09:18.099 --> 09:20.518
‫صاحبخونه بیخود که تابلو نزده

09:20.601 --> 09:22.436
‫- همینه که هست.
‫- خیلی خب

09:22.520 --> 09:24.564
‫- باشه؟
‫- حتما

09:25.398 --> 09:26.232
‫متاسفم

09:26.774 --> 09:30.444
‫خیلی خب. اصلا مشکلی نیست.
‫درک می‌کنم چه حسی داری

09:30.528 --> 09:32.488
‫باور کن.
‫واسه همین خونه دارم

09:32.572 --> 09:37.076
‫این آخرین سال ماست.
‫ایشالا که همین باشه

09:37.868 --> 09:39.620
‫حل شد!

09:41.414 --> 09:42.873
‫به عنوان ضرب و جرح فیزیکی
‫ثبتش می‌کنم

09:42.957 --> 09:45.793
‫این بار نمی‌شه کسی رو دستگیر کرد

09:45.876 --> 09:47.169
‫باشه

09:47.253 --> 09:50.214
‫این حقیقت که مجبورش نکردم
‫تابلو رو به سمتم پرتاب کنه

09:50.298 --> 09:53.718
‫کسی نیست که شهادت بده
‫همچین اتفاقی افتاده

09:53.801 --> 09:57.597
‫شاهد قابل اعتباری نیست، پس...

09:58.514 --> 10:00.850
‫- چقدر رضایت‌بخش.
‫- باشه؟

10:00.933 --> 10:02.935
‫- خیلی ممنونم.
‫- خواهش می‌کنم خانم

10:10.026 --> 10:11.736
‫کار دیگه‌ای داری؟

10:11.819 --> 10:14.196
‫نه، فقط می‌ریم یه دوری بزنیم

10:15.448 --> 10:17.241
‫ببخشید.
‫یه بچه‌ی گنده‌ست

10:17.950 --> 10:20.286
‫عاشق بچه‌های پشمالو هستم

10:22.246 --> 10:25.124
‫اسمش چیه؟
‫اسم این بچه چیه؟

10:25.207 --> 10:26.167
‫کش

10:26.250 --> 10:27.585
‫عین پول نقد

10:27.609 --> 10:29.609
ب ا م ا ب ی ن

10:49.023 --> 10:52.109
‫با ملت صحبت می‌کنیم.
‫این که کسی چیزی دیده یا نشنید

10:52.193 --> 10:55.655
‫یا چیزی در مورد افراد مشمول پرونده
‫می‌دونن یا نه

10:55.738 --> 11:01.827
‫حقیقتش رو بخواید قربان، تمام اون
‫چیزی که می‌دونم اینه که اون خانم سیاه

11:01.911 --> 11:04.121
‫- همیشه با بچه‌هاش بود.
‫- صحیح

11:04.205 --> 11:06.332
‫اصلا برای کسی تهدیدآمیز نبود

11:06.415 --> 11:08.376
‫- صحیح.
‫- به هیچ وجه

11:08.459 --> 11:12.380
‫یه بچه‌ی کوچیک داره
‫که حدود 2 یا 3 سالشه

11:12.463 --> 11:14.548
‫همیشه توی خونه با اونه

11:14.632 --> 11:17.885
‫دو تا پسر کوچیک و یه دخترک

11:17.968 --> 11:21.013
‫اونام که همیشه بیرون
‫بازی می‌کنن

11:21.097 --> 11:24.975
‫تا حالا چیز بدی از این خانم نشنیدم

11:25.851 --> 11:29.772
‫آجیکا به عنوان مادر،
‫همه جوره مادر بود

11:30.356 --> 11:34.527
‫مدیر یکی از فروشگاه‌های مک‌دونالدز بود

11:34.610 --> 11:36.946
‫می‌دونی، آجیکا برنامه‌ش رو
‫عوض می‌کرد

11:37.029 --> 11:40.157
‫می‌دونی، می‌گفت که امروز رو نمی‌تونم
‫کار کنم یا این کار رو نمی‌تونم بکنم

11:40.241 --> 11:42.535
‫فقط واسه این که با بچه‌هاش باشه

11:43.327 --> 11:47.206
‫خودش رو فدا کرد تا بچه‌ها
‫مدرسه‌ی خصوصی برن

11:47.289 --> 11:51.210
‫کلاس فوتبال، ژیمناستیک، رقص
‫و همه چیز برن

11:52.461 --> 11:56.048
‫بهم می‌گفت که یه خانم سفیدپوست هست

11:56.132 --> 11:57.800
‫که اون طرف خونه‌ش زندگی می‌کنه

11:57.883 --> 11:59.510
‫و همیشه، می‌دونی

11:59.593 --> 12:03.055
‫بچه‌ها رو دعوا می‌کنه
‫و اسماشون رو صدا می‌زنه

12:05.057 --> 12:07.601
‫آخه چرا توی ملکی هستن که
‫هیچ چیزی ازش ندارن...

12:07.685 --> 12:09.145
‫خب پول کرایه رو که نمی‌دن

12:09.228 --> 12:11.188
‫اگه اونا شکایتی ندارن

12:11.272 --> 12:13.149
‫نمی‌تونم از زمین بیرون‌شون کنم

12:13.232 --> 12:16.277
‫پس یه حکم توقف واسه‌شون می‌گیرم

12:16.777 --> 12:18.529
‫می‌گم وکیلم بگیره

12:18.612 --> 12:22.616
‫این مربوط به قوانین ملکی می‌شه

12:22.700 --> 12:27.121
‫این که شما حق داری آرامش داشته باشی
‫و از ملکت در آرامش لذت ببری

12:27.204 --> 12:30.082
‫می‌دونی، این موضوع توی قانون اومده

12:30.166 --> 12:33.002
‫این قانون مدنیه...
‫تو حوزه‌ی کاری ما نیست

12:33.085 --> 12:35.713
‫درک می‌کنم، ولی اون بچه‌ها
‫نباید اینجا بیان

12:35.796 --> 12:36.630
‫خیلی خب

12:38.466 --> 12:41.218
‫نباید داد و بیداد کنن
‫و اینجا رو واسه خودشون بدون

12:41.302 --> 12:44.513
‫والدین‌شون بهشون چیزی نمی‌گن.
‫مشخصه که فقط...

12:44.597 --> 12:48.184
‫درک می‌کنم که آزار می‌رسونن
‫ولی ترجیح می‌دم بچه‌ها داد و بیداد کنن

12:48.267 --> 12:50.561
‫چون بهتر اینه که اینجا بازی کنن
‫و خوش بگذرونن

12:50.644 --> 12:53.898
‫تا این که ماشین بدزدن و
‫جیب مردم رو بزنن

12:59.153 --> 13:01.113
‫خیلی خب.
‫شب خوبی داشته باشید

13:05.117 --> 13:07.244
‫چه مسخره...

13:09.413 --> 13:13.083
‫من مالک خونه‌ی بغلی هستم.
‫آپارتمان 3

13:13.167 --> 13:14.168
‫خیلی خب

13:14.251 --> 13:17.963
‫یه تابلو زدم که
‫تو ملک من روی چمن‌ها نرید

13:18.047 --> 13:19.799
‫تو اون رو زدی؟

13:19.882 --> 13:24.094
‫آره، بهش گفتم که من فقط
‫اختیار ملک خودم رو دارم

13:24.178 --> 13:26.555
‫ولی خب این بخش کوچیکیه

13:26.639 --> 13:30.142
‫بخش اعظمی از حیاط
‫متعلق به بقیه‌ی ساختمون‌هاست

13:30.643 --> 13:33.145
‫- خیلی خب.
‫- اونجا اغلب بازی می‌کنن

13:34.313 --> 13:37.233
‫من با بچه‌های همسایه‌ها به مشکل خوردم

13:37.316 --> 13:40.027
‫میان اینجا و مثل خل و چل‌ها
‫داد می‌زنن

13:40.569 --> 13:44.281
‫و بالاخره امروز از کوره در رفتم.
‫دیگه نتونستم تحمل کنم

13:44.365 --> 13:46.992
‫به بچه‌ها گفتم عقب‌مونده.
‫بعدش مادرشون اومد و سرم داد زد

13:47.076 --> 13:50.913
‫گفتش به بچه‌های من نگو عقب‌مونده.
‫می‌برمت آسایشگاه سالمندان

13:50.996 --> 13:55.125
‫می‌تونم کاری با این آدم‌ها بکنم؟

13:55.209 --> 13:57.127
‫چون شورش رو درمیارن

13:57.211 --> 13:59.797
‫آخه من که کسی رو اذیت نمی‌کنم.
‫من یه زن تنهام

13:59.880 --> 14:01.924
‫و از خونه کار می‌کنم.
‫می‌دونی، آدم آرومی هستم

14:02.007 --> 14:05.135
‫یه همسایه‌ی بی‌نقصم.
‫اصلا من رو نمی‌بینی

14:06.428 --> 14:10.015
‫شماره‌ی 3.
‫فکر کنم 1 و 2 اونور باشه

14:32.121 --> 14:36.834
‫سلام، کلانتری.
‫امروز عصر چی شده بود؟

14:36.917 --> 14:38.836
‫کلی بچه میان داد و بیداد می‌کنن

14:38.919 --> 14:40.087
‫و بازی می‌کنن

14:40.170 --> 14:42.631
‫وانتم رو این جلو پارک کرده بودم

14:42.715 --> 14:44.842
‫که مجبور نشم صداشون رو بشنوم

14:44.925 --> 14:47.303
‫همین که ماشین رو بردم
‫بچه‌ها اومدن

14:47.386 --> 14:48.762
‫من گفتم که نکنید بچه‌ها

14:48.846 --> 14:51.807
‫می‌دونن که نباید اینجا بیان.
‫هزار بار بهشون گفتم

14:51.891 --> 14:54.059
‫یه بچه کوچولو تو صورتم بهم می‌گه
‫خفه شو

14:54.143 --> 14:56.478
‫من گفتم بهم بی‌احترامی نکن

14:56.562 --> 14:58.480
‫اونم هی جوابم رو می‌داد

14:58.564 --> 15:01.650
‫منم گفتم که ببین، به من می‌گن دکتر لورینس.
‫به من نگو خفه شو

15:01.734 --> 15:03.319
‫و اونم اسمم رو صدا می‌زد

15:03.402 --> 15:04.904
‫منم گفتم که نه، نه، نه
‫این کار رو نمی‌کنیم

15:04.987 --> 15:07.323
‫با بچه‌ها صحبت می‌کنم

15:11.535 --> 15:13.162
‫سلام، کلانتری

15:15.122 --> 15:16.248
‫مامور هکمن هستم

15:16.790 --> 15:21.086
‫هیچ کدوم از شما اون خانم رو
‫اذیت نکرده؟

15:21.170 --> 15:23.547
‫نه.
‫داشتیم فوتبال بازی می‌کردیم

15:23.631 --> 15:27.384
‫وایسا. بذارید یه چیزی رو
‫سریع بگم

15:27.468 --> 15:29.094
‫خیلی خب

15:29.178 --> 15:34.683
‫چون اونجا یه فضای بازه،
‫همش واسه اون نیست

15:34.767 --> 15:36.977
‫اون آقایی که اینجا زندگی می‌کنه

15:37.061 --> 15:38.938
‫می‌گه که همه‌ی بچه‌ها می‌تونن بازی کنن

15:39.021 --> 15:41.815
‫چون دوست دارن اونجا
‫فوتبال بازی کنن

15:41.899 --> 15:44.318
‫اصلا نزدیک ملک اون هم نمی‌شن

15:44.401 --> 15:46.946
‫می‌تونی دوربین‌هاش رو ببینی.
‫همونجان

15:47.029 --> 15:49.365
‫میاد بیرون و سر همه‌شون داد می‌زنه

15:49.448 --> 15:54.286
‫من قبلا سرش داد زدم، چون که
‫اینا بچه‌ن

15:54.370 --> 15:57.122
‫یعنی همه توی این بلوک سرش داد زدن

15:57.206 --> 15:58.916
‫به خاطر نحوه‌ی صحبتش با بچه‌ها

15:58.999 --> 16:00.793
‫وقتی که یه آدم بزرگسال
‫واکنش نشون می‌ده

16:00.876 --> 16:02.169
‫فوری به پلیس زنگ می‌زنه

16:02.252 --> 16:04.672
‫بچه می‌خواد بچگی کنه دیگه.
‫درک می‌کنم

16:04.755 --> 16:07.174
‫- این رو کامل درک می‌کنم.
‫- درسته

16:07.257 --> 16:08.759
‫چی شده؟

16:08.842 --> 16:12.346
‫این همون مادریه که رفته اونجا
‫و باهاش صحبت کرده

16:13.180 --> 16:15.224
‫- هنوزم مدرسه‌هاتون تعطیله؟
‫- آره

16:15.307 --> 16:16.642
‫کی شروع شد؟

16:16.725 --> 16:18.519
‫حدود یه هفته قبل

16:18.602 --> 16:21.855
‫چی؟ یه سری‌ها هستن که تعطیلات‌شون
‫تازه از فردا شروع می‌شه

16:23.732 --> 16:26.026
‫اینجا کثافت سگ هست؟

16:26.110 --> 16:28.153
‫چقدرم زیاده!

16:28.237 --> 16:30.990
‫ببخشید. می‌خوام یه قدم جلوتر بیام

16:31.073 --> 16:32.866
‫چون به زور صداتون رو می‌شنوم

16:33.450 --> 16:36.453
‫از پسرم در مورد اونی که با زنه
‫یکی به دو کرده بود پرسیدم

16:37.371 --> 16:38.872
‫اون دو تای دیگه رو هم فرستادم تو

16:38.956 --> 16:41.125
‫گفتم که دیگه بازی بسه،
‫بیاید تو

16:41.208 --> 16:43.961
‫می‌ریم اونجا و درش رو می‌زنیم

16:44.628 --> 16:48.424
‫و فوری می‌گه که
‫از ملک من گمشید بیرون

16:48.507 --> 16:51.135
‫شما بی‌اجازه اومدید.
‫از ملک من گمشید بیرون

16:51.635 --> 16:54.304
‫منم گفتم که باشه، با پسرم اومدم

16:54.388 --> 16:58.892
‫و فقط می‌خوام ازت بپرسم که چی شده
‫چون که اینجا نبودم

16:58.976 --> 17:03.063
‫و گاهی اوقات هم بوده که
‫بچه‌ها فقط بچگی کردن

17:03.147 --> 17:06.066
‫و اون یه حرفی می‌زنه و اونا هم می‌گن
‫باشه کارن

17:06.150 --> 17:08.068
‫- یا یه همچین چیزی.
‫- باشه

17:08.152 --> 17:10.195
‫من همیشه به بچه‌هام یاد دادم

17:10.279 --> 17:12.197
‫که اون در نهایت بزرگ‌تره

17:12.281 --> 17:14.241
‫باهاش جر و بحث نکنید.
‫بیاید و به من بگید

17:14.324 --> 17:15.909
‫بذارید من باهاش صحبت کنم

17:15.993 --> 17:18.662
‫مامان کدوم یکی‌شونی؟
‫هیچ کدوم؟

17:18.746 --> 17:20.998
‫همه‌شون بچه‌های منن.
‫ببخشید، نه

17:21.957 --> 17:25.169
‫بچه‌های واقعی خودم اینجا نیستن، ولی
‫همیشه با اینا بازی می‌کنن

17:25.252 --> 17:27.838
‫بذارید یه صحبتی باهاتون
‫داشته باشم، خیلی خب؟

17:27.921 --> 17:33.093
‫- چطوری صداتون کرده؟
‫- بهمون می‌گه عقب‌مونده

17:33.177 --> 17:36.764
‫عقب‌مونده، حرومی، کثافت

17:37.264 --> 17:39.683
‫- میاد عقب، ماشین رو می‌رونه.
‫- درسته

17:39.767 --> 17:41.226
‫اونجا پارکش می‌کنه

17:41.310 --> 17:43.979
‫بعدش دزدگیرش رو از داخل خاموش می‌کنه

17:44.063 --> 17:46.356
‫خودش همین رو گفت
‫که ماشینش رو اونجا پارک می‌کنه

17:46.440 --> 17:47.441
‫بعدش میاد و می‌گه

17:47.524 --> 17:50.027
‫شماها دارید نزدیک ماشین من می‌شید،
‫بهش دست می‌زنید

17:50.110 --> 17:52.279
‫آخرین باری که این کار رو کرد
‫به همه‌ی بچه‌ها گفتم

17:52.362 --> 17:53.781
‫گفتم... من با سگم این بیرون بودم

17:53.864 --> 17:56.075
‫و اتفاقی دیدم که پارک کرده
‫و بچه‌ها بهم می‌گن

17:56.158 --> 17:58.994
‫مامان، دزدگیر رو خاموش کرد.
‫ما با ماشینش کاری نداشتیم

17:59.078 --> 18:01.455
‫تو این روز به خصوص بهشون گفتم که

18:01.538 --> 18:03.290
‫همه بیان اینجا و فقط نگاه کنیم

18:03.373 --> 18:07.503
‫و همین‌طوری هر 6 دقیقه یه بار

18:07.586 --> 18:10.172
‫دزدگیر خاموش و روشن می‌شد،
‫در حالی که اصلا کسی اونجا نبود

18:10.255 --> 18:12.716
‫منم گفتم برید بازی‌تون رو بکنید.
‫بعدش اون بیرون اومد

18:12.800 --> 18:16.178
‫گفتش که نزدیک ماشین من هستید.
‫این ملک شخصیه

18:16.261 --> 18:19.181
‫خانم اونا اصلا اونجا نبودن و شما داشتی
‫دزدگیر رو خاموش و روشن می‌کردی

18:19.264 --> 18:22.059
‫- چرا نمی‌خوای بچه‌ها بچگی کنن؟
‫- بدجنس بازی درمیاره

18:22.142 --> 18:24.228
‫اونا اصلا خطری برای محله ندارن

18:24.311 --> 18:26.480
‫زنگ درت رو نمی‌زنن و فرار کنن

18:26.563 --> 18:27.856
‫فقط فوتبال بازی می‌کنن

18:27.940 --> 18:30.859
‫- حتی اصلا سر به سرش هم نمی‌ذارن.
‫- قایم باشک بازی می‌کنن

18:30.943 --> 18:32.319
‫- خدایی دیگه.
‫- آره

18:32.402 --> 18:36.156
‫بله خانم.
‫می‌رم به همکارم خبر می‌دم

18:36.240 --> 18:38.200
‫میانجگری می‌دونی چیه دیگه؟

18:38.784 --> 18:40.744
‫یعنی باید برای دو طرف بازی کنم، درسته؟

18:40.828 --> 18:44.623
‫یعنی توی هر موقعیتی باید
‫به فکر هر دو طرف باشم

18:44.706 --> 18:46.959
‫خود منم یه زمانی بچه بودم.
‫همه یه زمانی بچه بودن

18:47.042 --> 18:50.921
‫همه‌مون تو بچگی پر سر و صداییم.
‫دوست داریم داد بزنیم و دعوا کنیم

18:51.004 --> 18:52.005
‫پس این موضوع رو درک می‌کنم

18:52.089 --> 18:55.717
‫ولی خب وقتی که این کارها نزدیک خونه‌ی
‫کسی باشه، صددرصد مزاحمت ایجاد می‌کنه

18:55.801 --> 18:59.221
‫دروغ نمی‌گم، خب؟ ولی خب اگه مجوز دارید
‫که اینجا باشید

18:59.304 --> 19:02.432
‫نمی‌تونم زیاد بهتون گیر بدم

19:02.516 --> 19:06.895
‫ولی اگه کسی به ملک اون نزدیک بشه
‫که می‌شه محدوده‌ی ایوانش، درست نیست

19:06.979 --> 19:09.189
‫نمی‌گم که نزدیک شدید.
‫اون ادعا می‌کنه که نزدیک شدید

19:09.273 --> 19:12.818
‫من اونجا نبودم که ببینم، پس نمی‌تونم...
‫نمی‌تونم حرف شما یا اون رو قبول کنم، خب؟

19:12.901 --> 19:15.279
‫اون... دوربین داره و فیلم‌مون رو می‌گیره

19:15.362 --> 19:18.198
‫آره خب

19:18.282 --> 19:22.077
‫و ازتون می‌خوام بیرون باشید
‫و بازی کنید

19:22.161 --> 19:24.371
‫چون ترجیح می‌دم این بیرون
‫بازی کردن‌تون رو ببینم

19:24.454 --> 19:26.874
‫تا این که توی تیک‌تاک ببینم‌تون

19:28.584 --> 19:31.295
‫اگه شروع به داد و بیداد کرد،
‫ازتون می‌خوام به یه بزرگ‌تر خبر بدید

19:31.378 --> 19:33.797
‫نمی‌خوام که جوابش رو بدید، باشه؟

19:33.881 --> 19:37.467
‫چون وقتی که جوابش رو بدید

19:37.551 --> 19:39.344
‫می‌تونه ازتون چهره‌ی بدی بسازه

19:39.428 --> 19:42.681
‫و شماها کاری نمی‌کنید
‫جز بازی کردن، درسته؟

19:43.265 --> 19:46.268
‫شماها همه چیز رو درک می‌کنید،
‫می‌دونید که حرف حسابم چیه؟

19:46.351 --> 19:48.937
‫من می‌خوام کاری کنم که
‫شما جلوه‌ی خوبی داشته باشید، خب؟

19:49.021 --> 19:50.814
‫- خیلی خب.
‫- ممنونم

19:50.898 --> 19:52.357
‫خواهش می‌کنم

19:55.569 --> 19:59.239
‫مامانه گفتش که اونجا داشتن
‫فوتبال بازی می‌کردن

19:59.323 --> 20:01.241
‫پیرمرده فکر کنم اونور زندگی می‌کنه

20:01.325 --> 20:03.035
‫گفتن که بیرون میاد و باهاشون
‫بازی می‌کنه

20:03.118 --> 20:04.536
‫آره.
‫اون مشکلی با بچه‌ها نداره

20:04.620 --> 20:06.663
‫- مشکل فقط این زنه‌ست.
‫- آره

20:06.747 --> 20:08.749
‫چون داشتن می‌گفتن که
‫بیرون بازی می‌کنن

20:08.832 --> 20:10.375
‫منم گفتم که درک می‌کنم
‫پر سر و صدایید

20:10.459 --> 20:11.501
‫آره خب، هر از گاهی

20:11.585 --> 20:13.045
‫- بچه‌ن دیگه.
‫- آره

20:13.128 --> 20:14.379
‫اونا می‌گن سر و صدا هم که نکنیم

20:14.463 --> 20:16.673
‫و یه جایی بشینیم، زنه میاد
‫و سرمون داد می‌زنه

20:17.174 --> 20:19.927
‫مامانه هم همین رو گفت.
‫اصلا کسی اونجا نیست

20:20.010 --> 20:22.471
‫اگه بچه‌ها اون بیرون باشن
‫و بشینن

20:22.554 --> 20:24.306
‫دزدگیر رو خاموش و روشن می‌کنه

20:24.389 --> 20:26.516
‫پس یعنی اون...

20:26.600 --> 20:29.228
‫باید برای سال نو واسه‌شون از این
‫پاپ ایت‌ها بگیرم و بیارم

20:29.311 --> 20:30.812
‫آره!

20:31.521 --> 20:33.899
‫- شب همگی بخیر.
‫- ممنونم

20:37.778 --> 20:39.279
‫روانی

20:40.697 --> 20:42.866
‫اینجا فضای بازه و اونا می‌تونن بازی کنن

20:42.950 --> 20:47.287
‫فضای باز نیست. دو قسمته و...
‫یه قسمت برای اون مرده‌ست

20:47.371 --> 20:49.289
‫یکی برای همسایه‌ست.
‫اصلا باز نیست

20:49.373 --> 20:52.918
‫- پس اصلا واسه شما نیست.
‫- درک می‌کنم

20:53.001 --> 20:56.171
‫خیلی خب، به بچه‌ها دستور دادیم
‫که مزاحم‌تون نشن

20:56.255 --> 20:57.172
‫باشه

20:57.256 --> 21:00.050
‫یا اگه بیرون اومدن و شما بهشون
‫حرفی زدی

21:00.133 --> 21:02.344
‫قرار شد که به والدین‌شون بگن

21:02.427 --> 21:04.179
‫اون تهدیدی که زنه کرد و گفت

21:04.263 --> 21:05.555
‫کشون کشون می‌برمت آسایشگاه چی؟

21:05.639 --> 21:09.393
‫اون طور که اون می‌گه
‫همچین چیزی نگفته

21:09.476 --> 21:11.520
‫نه.
‫بخدا قسم که همین رو گفت

21:11.603 --> 21:14.606
‫در نهایت حرف شما
‫در برابر حرف اونه دیگه

21:14.690 --> 21:16.817
‫همه‌ی حرفای بچه‌ها به کنار،
‫این رو هم گفتن

21:16.900 --> 21:20.070
‫که شما با عصبانیت بیرون اومدی
‫و جوری سراغ‌شون رفتی

21:20.153 --> 21:22.072
‫که فکر کردن الان بهشون
‫آسیب می‌زنی

21:22.155 --> 21:23.865
‫آره، حتما

21:25.325 --> 21:27.536
‫باید حرف شما رو باور کنم
‫ولی خب باید حرف اونا رو هم باور کنم

21:27.619 --> 21:29.788
‫پس همون طور که گفتم
‫همه چیز ثبت می‌شه

21:29.871 --> 21:32.416
‫اگه نسخه‌ای از گزارش خواستید

21:32.499 --> 21:35.585
‫می‌تونید به کلانتری بیاید
‫و یه نسخه بگیرید

21:35.669 --> 21:38.255
‫خیلی خب.
‫نه نمی‌خوام

21:38.338 --> 21:39.673
‫بله خانم

21:39.756 --> 21:41.133
‫باورنکردنیه

21:41.216 --> 21:43.885
‫همون طور که گفتم، اگه بازم مشکلی
‫پیش اومد، بهمون خبر بدید

21:43.969 --> 21:45.971
‫- به اونا هم گفتم همین کار رو بکنن.
‫- باشه، باشه

21:46.054 --> 21:48.181
‫- خیلی خب؟
‫- باشه

21:55.939 --> 21:58.275
‫این بابا مشکلی داره؟

21:58.358 --> 22:01.236
‫اگه سوابق تماس‌هاش رو دربیاری
‫می‌بینی که

22:01.320 --> 22:02.946
‫مدام به کلانتری زنگ می‌زنه

22:03.864 --> 22:05.907
‫یه دونه از این بوق‌های هوا داره

22:06.616 --> 22:08.869
‫درش رو باز کرد و همونجا وایساد

22:08.952 --> 22:11.246
‫- حسابی من رو ترسوند.
‫- آره

22:12.372 --> 22:16.251
‫با وانتش توی زمین می‌چرخید
‫و داد می‌زد

22:16.335 --> 22:20.297
‫چنان گازی می‌داد که به خدا قسم

22:20.380 --> 22:22.758
‫فکر کردم به یکی از بچه‌ها زده

22:22.841 --> 22:24.092
‫به قرآن

22:24.176 --> 22:26.511
‫و همینجوری توی محله چرخید

22:56.541 --> 22:59.336
‫اومد تو و دید که یه خانمی داره می‌چرخه...

22:59.419 --> 23:02.422
‫با وانتش دروازه رو عقب و جلو می‌کنه

23:02.506 --> 23:04.758
‫نمی‌دونم، حتما گیر افتاده

23:04.841 --> 23:08.136
‫ولی نمی‌دونم اصلا اینجا چی می‌خواسته
‫که اینجوری گیر افتاده

23:08.220 --> 23:10.847
‫چون این دروازه همیشه بسته‌ست
‫و روش هم علامت زدیم، می‌دونی؟

23:10.931 --> 23:12.891
‫یه بار یکی دیگه هم اینجا گیر افتاد

23:12.974 --> 23:16.269
‫من رو صدا کرد و منم کمکش کردم
‫که بیرون بیاد

23:16.353 --> 23:18.230
‫- خیلی خب.
‫- به همین سادگی

23:18.313 --> 23:21.942
‫هر کسی نمی‌تونه بیاد بره تو.
‫باید مشخصاتت رو ثبت کنی و...

23:22.025 --> 23:23.944
‫خیلی خب، یه لحظه بهم مهلت بده

23:32.160 --> 23:38.333
‫وانت نیسان مدل 2018، خاکستری

23:38.417 --> 23:40.252
‫پایین همین خیابون زندگی می‌کنه

24:30.302 --> 24:34.181
‫- الان میام!
‫- یا خدا

24:36.975 --> 24:38.685
‫کلانتری

24:41.480 --> 24:42.481
‫چی می‌خواید؟

24:42.564 --> 24:44.107
‫- شما سوزان خانمی؟
‫- بله، خودمم

24:44.191 --> 24:45.942
‫می‌شه یه لحظه بیرون بیای؟

24:46.026 --> 24:48.028
‫- خوابیده بودم.
‫- خیلی خب

24:54.743 --> 24:55.869
‫- سلام.
‫- لباس شب تنمه

24:55.952 --> 24:58.330
‫باشه. چند تا سوال بیشتر ندارم

24:58.413 --> 25:00.916
‫مامور پداک هستم از کلانتری
‫شهرستان ماریون

25:00.999 --> 25:03.585
‫- خیلی خب.
‫- امروز کجا بودی؟

25:04.127 --> 25:06.004
‫اینجا

25:06.087 --> 25:07.047
‫- اینجا بودی؟
‫- آره

25:07.130 --> 25:08.590
‫اون وانتی که اونجاست
‫واسه شماست؟

25:08.673 --> 25:10.091
‫- آره.
‫- خیلی خب

25:10.175 --> 25:12.886
‫قبل از این که چیز دیگه‌ای بپرسم
‫باید یه چیزی رو واسه‌تون بخونم، باشه؟

25:12.969 --> 25:13.845
‫باشه

25:13.929 --> 25:15.931
‫امروز کسی از وانت‌تون استفاده کرده؟

25:16.014 --> 25:17.224
‫- نه.
‫- نه؟

25:17.724 --> 25:21.394
‫و طبق گفته‌های خودتون، وانت تمام روز
‫اینجا بوده؟

25:21.478 --> 25:23.939
‫اول صبح رفتم پنچریش رو گرفتم

25:24.022 --> 25:24.856
‫خیلی خب

25:26.816 --> 25:29.027
‫می‌شه یه لحظه بیاید بیرون؟

25:31.863 --> 25:33.114
‫تا بتونم این رو بخونم

25:33.198 --> 25:35.033
‫چون باید سوالات مستقیمی ازتون بپرسم

25:35.116 --> 25:36.034
‫- باشه.
‫- خیلی خب؟

25:36.117 --> 25:37.077
‫حق دارید سکوت کنید

25:37.160 --> 25:39.371
‫هر چیزی که بگید علیه‌تون در دادگاه
‫استفاده می‌شه

25:39.454 --> 25:42.541
‫حق دارید با یه وکیل صحبت کنید
‫و موقع سوال و جواب حاضر باشه

25:42.624 --> 25:45.544
‫- اگه هزینه‌ی گرفتن وکیل ندارید...
‫- می‌شه یه چیزی بپوشم؟ دارم یخ می‌زنم

25:45.627 --> 25:48.630
‫نه. برگرد. برگرد.
‫نه، نه، نه، نه

25:48.713 --> 25:50.340
‫بذار یه چیزی تنم کنم

25:50.882 --> 25:53.510
‫این حقوقی که خوندم و توضیح دادم رو
‫درک می‌کنی؟

25:53.593 --> 25:54.427
‫بله

25:54.511 --> 25:56.137
‫حالا که اینا رو فهمیدی
‫می‌خوای باهام صحبت کنی؟

25:56.221 --> 25:57.180
‫- نه.
‫- چی؟

25:57.264 --> 25:58.765
‫- نه.
‫- نه؟

26:00.850 --> 26:01.810
‫خیلی خب

26:02.811 --> 26:05.021
‫حالا که نمی‌خوای باهام صحبت کنی

26:05.105 --> 26:08.275
‫کاری که می‌کنم اینه که
‫می‌رم راننده‌ی وانت رو پیدا می‌کنم

26:08.358 --> 26:09.484
‫کسی که شما رو اونجا دیده

26:09.568 --> 26:11.027
‫و عکس‌های متهم‌های احتمالی رو
‫بهش نشون می‌دم

26:11.111 --> 26:12.904
‫بعدش وقتی شناساییت کرد

26:12.988 --> 26:14.990
‫آماده‌ست که ازت شکایت کنه

26:15.073 --> 26:16.700
‫اون موقع برمی‌گردم

26:16.783 --> 26:20.537
‫ازت پرسیدم دیگه.
‫گفتی که نمی‌خوای باهام صحبت کنی

26:20.620 --> 26:23.290
‫هر چیز دیگه‌ای بگی
‫دیگه به کارم نمیاد

26:23.373 --> 26:25.917
‫پس دیگه این صحبت رو ادامه نمی‌دم

26:26.001 --> 26:28.545
‫اگه نمی‌خوای باهام صحبت کنی، مشکلی
‫نداره. انتخاب خودته

26:28.628 --> 26:30.380
‫نمی‌دونستم که جریان چیه.
‫ببخشید

26:30.463 --> 26:35.135
‫می‌دونی جریان چی بود، چون قبلش
‫بهت گفتم که موضوع چیه

26:35.218 --> 26:37.012
‫و حالا می‌گی که نمی‌دونی

26:37.095 --> 26:38.972
‫این کار رو نمی‌کنم

26:39.055 --> 26:42.517
‫باشه. دارو خورده بودم.
‫واسه همین نخواستم صحبت کنم

26:43.018 --> 26:44.311
‫ببخشید، وحشت‌زده شدم

26:44.394 --> 26:47.647
‫طرف در اونجا رو به روم بست،
‫منم فکر کردم...

26:47.731 --> 26:51.026
‫ببخشید، قبلا بهم تجاوز شده
‫و کتک خوردم

26:51.109 --> 26:52.777
‫و وحشت‌زده شدم

26:52.861 --> 26:54.070
‫خیلی وحشت‌زده شدم

26:54.654 --> 26:56.072
‫و بعد فکر کردم که توی دردسر افتادم

26:56.156 --> 26:57.949
‫فکر کردم یکی می‌خواد اذیتم کنه

26:58.033 --> 27:00.493
‫خیلی خب. این مشکلیه که
‫باهاش روبرو هستیم

27:00.577 --> 27:03.371
‫باشه؟ اون می‌خواد که یکی
‫خسارت دروازه‌ش رو بده

27:03.455 --> 27:05.415
‫چون به شدت به دروازه‌ش خسارت زدی

27:05.498 --> 27:09.419
‫وانت منم به شدت خسارت دیده.
‫شوخی نمی‌کنم. خیلی ترسیدم

27:09.502 --> 27:11.921
‫خیلی خب، می‌رم باهاش
‫صحبت می‌کنم

27:12.005 --> 27:14.507
‫- می‌خواستم بیام بیرون.
‫- گرفتم چی می‌گی

27:27.562 --> 27:32.359
‫سوزان میاد بیرون و داد می‌زنه

27:32.442 --> 27:36.488
‫و خیلی هم بد صحبت می‌کنه.
‫اونم جلوی بچه‌ها

27:36.571 --> 27:39.240
‫- سوزان بد صحبت می‌کنه؟
‫- آره. وای وای وای!

27:40.367 --> 27:42.369
‫بگو ببینم چی می‌گه

27:42.452 --> 27:45.121
‫فحش می‌ده.
‫توهین می‌کنه

27:45.622 --> 27:47.332
‫فحش و توهین

27:47.916 --> 27:49.459
‫بهشون گفت برده

27:49.542 --> 27:51.294
‫بهشون گفت باید برن

27:51.378 --> 27:53.880
‫توی راه‌آهن زیرزمینی زندگی کنن

27:54.381 --> 27:58.134
‫به بچه کوچیک‌ها می‌گفت کاکاسیاه
‫و کلی بد و بیراه می‌گفت

28:05.767 --> 28:08.228
‫دنبال سگ می‌گردید؟

28:08.311 --> 28:10.021
‫دنبال سگ؟
‫چه رنگیه؟

28:10.105 --> 28:11.147
‫نمی‌دونم

28:13.983 --> 28:14.984
‫چه رنگیه؟

28:15.068 --> 28:18.238
‫دنبال سگ می‌گردید یا می‌خواید که
‫یه سگی رو داخل ماشین بذارید؟

28:18.321 --> 28:22.117
‫- نه. کارن زنگ زد.
‫- کارن زنگ زد

28:22.200 --> 28:23.118
‫می‌گه...

28:23.201 --> 28:26.871
‫نمی‌دونم چرا هی وقت خودش رو
‫تلف می‌کنه

28:26.955 --> 28:28.707
‫بچه‌ها بازی می‌کنن دیگه

28:28.790 --> 28:30.208
‫ببخشید. می‌خواد با شما صحبت کنه

28:30.291 --> 28:33.044
‫- اومد بیرون و شروع کرد به بد و بیراه گفتن.
‫- به منم انگشت وسط نشون داد

28:33.128 --> 28:35.380
‫به اون انگشت وسط نشون داد
‫چون اینجا فضای عمومیه

28:37.257 --> 28:39.968
‫قبلا به این موضوع رسیدگی کردم
‫بذار من برم باهاش صحبت کنم

28:44.097 --> 28:46.015
‫- تازه بیرون اومده.
‫- چطوری آقا؟

28:46.099 --> 28:48.017
‫نود درصد مواقع اون خانم زنگ زده

28:48.101 --> 28:49.018
‫می‌دونم

28:49.102 --> 28:51.688
‫می‌گیری چی می‌گم؟
‫بچه‌ها همیشه بازی می‌کنن

28:51.771 --> 28:55.608
‫همیشه اونجا بازی می‌کنن. این آقا می‌گه
‫که اونا می‌تونن روی چمن بازی کنن

28:55.692 --> 28:58.987
‫زنه... نمی‌دونم که شیزوفرنیه، یا
‫دو قطبیه، نمی‌دونم

28:59.070 --> 29:00.613
‫خونه‌ها اجاره‌ای هستن یا خریدینشون؟

29:00.697 --> 29:02.407
‫- اجاره‌ای هستن.
‫- اینا اجاره‌این؟

29:02.490 --> 29:05.452
‫می‌تونی بخری‌شون.
‫فکر کنم زنه واسه خودش رو خریده

29:05.535 --> 29:07.662
‫ولی اصلا این قسمت روی ملک نیست.
‫فقط خونه رو می‌خری

29:07.746 --> 29:08.580
‫همین‌طوره

29:08.663 --> 29:11.624
‫- چون اینجوری دوبلکس می‌شه که نیست.
‫- تمام مدت کارش همینه

29:11.708 --> 29:13.126
‫می‌دونم.
‫قبلا هم اومدم

29:13.209 --> 29:15.628
‫اون موقع که می‌گفت تابلو به سمتم
‫پرت کرده، اومدم

29:15.712 --> 29:18.339
‫- تمام مدت کارش همینه.
‫- می‌رم باهاش صحبت می‌کنم

29:23.928 --> 29:25.054
‫می‌رم باهاش صحبت می‌کنم

29:25.138 --> 29:26.765
‫سرمون داد می‌زنه؟

29:26.848 --> 29:29.184
‫اون می‌خواد...

29:29.267 --> 29:34.689
‫هر بار که از اینجا رد می‌شم، فکر می‌کنه
‫که می‌خوایم ماشینش رو بدزدیدم

29:34.773 --> 29:38.276
‫- یا از کنار ماشینش رد می‌شیم.
‫- ما که اصلا... کلا 11 سال‌مونه!

29:38.359 --> 29:39.319
‫خیلی خب، باشه

29:39.402 --> 29:41.070
‫اصلا رانندگی بلدید؟

29:41.154 --> 29:42.322
‫نه!

29:56.753 --> 29:58.963
‫- سلام. خوبید؟
‫- خوبم. سوزان شمایی؟

29:59.047 --> 30:00.799
‫- بله.
‫- خیلی خب. جریان چیه؟

30:00.882 --> 30:04.260
‫پسر همسایه‌ی اونور خیابون و دوستاش

30:04.344 --> 30:06.679
‫اینجا هستن.
‫تابلو رو زیر پا می‌ذارن و شلوغ‌کاری می‌کنن

30:06.763 --> 30:09.849
‫یه توله سگ بیرون میاره. می‌خواد که
‫توله سگ رو توی ماشینم بذاره

30:11.267 --> 30:13.102
‫- نمی‌خوام.
‫- پشت وانت‌تون

30:13.186 --> 30:14.270
‫- آره.
‫- کی؟

30:15.063 --> 30:17.106
‫همون پسره که واسم ژست گرفته

30:17.190 --> 30:19.400
‫چون فکر کرده خیلی بانمکه

30:22.070 --> 30:23.321
‫اون بچه کوچیکه

30:24.823 --> 30:27.450
‫- اون توله سگ رو توی ماشین گذاشت؟
‫- می‌خواست بذاره

30:27.534 --> 30:28.701
‫چه نوع سگی بود؟

30:28.785 --> 30:30.912
‫- از این کوچولوها.
‫- خیلی خب

30:32.831 --> 30:34.415
‫هر روز به پلیس زنگ می‌زنه

30:34.499 --> 30:36.292
‫شماها که فقط بچگی می‌کنید

30:36.376 --> 30:38.753
‫- آره! چون بچه‌ایم.
‫- می‌دونم

30:40.797 --> 30:43.132
‫واسه همین نگرانی‌ای نداریم

30:44.717 --> 30:46.719
‫مادرش بهم حمله کرد

30:46.803 --> 30:48.638
‫تابلو رو برداشت و به سمتم پرتابش کرد

30:49.556 --> 30:51.975
‫من اصلا اینجا کاری نمی‌کنم.
‫صدام درنمیاد

30:52.058 --> 30:54.769
‫می‌دونی، انتظار دارم که همسایه‌هام
‫احترام بذارن

30:54.853 --> 30:55.895
‫باشه؟

30:55.979 --> 30:58.731
‫من عذرخواهی می‌کنم

30:59.232 --> 31:01.568
‫- دم در نیومد؟
‫- اومد

31:01.651 --> 31:03.111
‫- خواستم باهاش صحبت کنم.
‫- خیلی خب

31:03.194 --> 31:06.155
‫بهش توضیح دادی هر بار که بچه‌ای
‫بازی می‌کنه یا توی حیاطه

31:06.239 --> 31:09.409
‫نیازی نیست به پلیس زنگ بزنه؟

31:09.492 --> 31:11.703
‫ظاهرا که تابلوهاش رو...

31:11.786 --> 31:13.913
‫به نظر اون رو بیرون کشیدن

31:13.997 --> 31:16.374
‫ظاهرا تابلوهاش رو بیرون کشیدن

31:16.457 --> 31:18.960
‫و از زیر پنجره دویدن و داد زدن

31:19.043 --> 31:21.588
‫و درش رو کوبیدن و در رفتن

31:21.671 --> 31:23.840
‫دیگه تو یه نقطه‌ای باید قبول کنی

31:23.923 --> 31:25.550
‫که با یه مشت بچه زندگی می‌کنی

31:25.633 --> 31:30.972
‫ولی فقط اونه که زنگ می‌زنه

31:31.764 --> 31:32.682
‫آره

31:45.236 --> 31:47.113
‫ولی اون زورگوئه،
‫باید ببرینش زندون

31:47.196 --> 31:49.574
‫- نمی‌برمش زندون.
‫- زورگوئه!

31:49.657 --> 31:52.911
‫ما می‌ریم، ولی خب می‌شه
‫یه لطفی بکنی؟

31:52.994 --> 31:53.953
‫خودت زورگویی!
‫زورگو!

31:54.037 --> 31:56.664
‫حواست به بچه‌هاتون باشه و
‫مطمئن شو که اونجا نمی‌رن

31:56.748 --> 32:00.627
‫چون همه‌مون ممنون می‌شیم
‫که بیشتر از این تماس نداشته باشیم

32:00.710 --> 32:02.712
‫الکی و سر هیچی بیایم اینجا

32:02.795 --> 32:05.131
‫ما همگی یه جورایی می‌دونیم
‫که ماجرا چیه

32:05.214 --> 32:09.677
‫این شش یا هفتمین باره.
‫فکر کنم دو هفته یه بار زنگ می‌زنه

32:10.678 --> 32:11.554
‫و می‌دونی چیه؟

32:11.638 --> 32:16.100
‫خودم بچه که بودم همون کارهایی که
‫این بچه‌ها می‌کنن رو می‌کردم

32:16.184 --> 32:18.227
‫- آره.
‫- احتمالا...

32:18.728 --> 32:21.022
‫شواهد که اینجوری نشون می‌دن.
‫بازم نمی‌دونم، شاید

32:21.105 --> 32:25.610
‫خود منم یکی از همسایه‌های پیرمون رو
‫که از بچه‌ها متنفر بود، اذیت می‌کردم

32:26.152 --> 32:28.571
‫می‌دونی؟
‫نمی‌گم کار درستیه

32:28.655 --> 32:29.781
‫ولی زمان ما

32:29.864 --> 32:32.367
‫اگه از این کارها می‌کردی
‫می‌تونستن بیان بیرون و بترسوننت

32:32.450 --> 32:35.328
‫- آره.
‫- با کمربند بیرون میومدن، می‌دونی؟

32:35.411 --> 32:38.456
‫آره. آره. بعدش هم می‌دونی چی می‌شد؟
‫مثل چی فرار می‌کردیم

32:38.539 --> 32:41.501
‫من از دوره‌ای میام که
‫والدین خیلی باحال بودن

32:41.584 --> 32:44.045
‫و دهنت سرویس می‌شد و بعدش...

32:44.128 --> 32:45.964
‫- واقعا؟
‫- آره، منم همین‌طور

32:46.047 --> 32:50.051
‫درک می‌کنم. می‌گیرم چی می‌گی.
‫بچه‌ن دیگه

32:50.134 --> 32:54.931
‫واسه همینم هست وقتی میام
‫الکی شلوغش نمی‌کنیم

32:55.014 --> 32:57.850
‫همه‌ی ما... هیچ کدوم از والدین
‫مشکلی ندارن

32:59.102 --> 33:02.146
‫همون طوری از اونا مراقبت می‌کنم
‫که از بچه‌های خودم مراقبت می‌کنم

33:02.230 --> 33:04.941
‫می‌دونی اسم اون پسره که
‫تی‌شرت قرمز تنشه چیه؟

33:05.024 --> 33:06.693
‫- کدوم یکی؟
‫- همونی که اونجاست

33:06.776 --> 33:09.529
‫- همون کوچیکه؟
‫- آره

33:09.612 --> 33:10.571
‫نه

33:10.655 --> 33:15.535
‫آفریقا؟ آفریقا؟
‫اسم داداشت چیه؟

33:15.618 --> 33:18.454
‫داداش بزرگم؟
‫آیزاک

33:20.039 --> 33:22.792
‫قرمزه؟
‫ایزی

33:22.875 --> 33:24.711
‫توله سگ داره؟

33:24.794 --> 33:26.295
‫- نه.
‫- آره

33:26.379 --> 33:29.048
‫می‌گه که می‌خواست سگش رو
‫سوار وانتش کنه

33:31.676 --> 33:35.138
‫- پشت وانتش؟
‫- به نظرت می‌تونه سگ رو بلند کنه؟

33:35.221 --> 33:36.848
‫سگه از خودشم بزرگ‌تره

33:37.432 --> 33:41.352
‫اون پودل از خودشم بزرگ‌تره.
‫یعنی سگه این هواست...

33:41.436 --> 33:44.147
‫اینقدر قد داره
‫و این هوا هیکل

33:45.398 --> 33:48.359
‫- نمی‌تونه همچین سگی رو بلند کنه.
‫- می‌تونه زورش رو بزنه

33:50.570 --> 33:54.407
‫خب کاری باهامون ندارید؟
‫خیلی خب

33:58.953 --> 34:00.496
‫می‌بینم‌تون

34:01.914 --> 34:02.874
‫خداحافظ

34:05.793 --> 34:07.795
‫خیلی خب، خوش بگذره

34:15.845 --> 34:18.765
‫من و همسایه‌ها همش از این حرف می‌زدیم
‫که چرا از اونجا نمی‌ره؟

34:18.848 --> 34:22.185
‫من گفتم تازه به اینجا اومده بودم
‫بهم گفتش که می‌خواد از اینجا بره

34:24.187 --> 34:25.855
‫همش می‌گفت که می‌خواد بره

34:25.938 --> 34:28.399
‫توی مارس، توی فوریه،
‫و من واسم سوال بود

34:28.483 --> 34:30.109
‫که چرا هنوز از اینجا نرفته

34:36.574 --> 34:39.869
‫اونا همش...
‫همش بی‌اجازه وارد ملک می‌شدن

34:40.411 --> 34:42.705
‫دیشب به یه مامور زنگ زدم
‫ولی کسی نیومد

34:42.789 --> 34:47.752
‫فکر می‌کنم مادر بچه‌ها پادرمیونی کرده

34:47.835 --> 34:49.295
‫اون بیرون منتظر بود

34:50.505 --> 34:53.049
‫هنوزم جای کبودی تابلویی که
‫به سمتم پرتاب کرد، هست

34:53.132 --> 34:55.343
‫من گفتم باشه، داری یه پیغام
‫می‌فرستی

34:55.426 --> 34:56.677
‫خیلی ممنونم

34:57.804 --> 35:02.141
‫می‌خوای بندازن‌شون زندون یا
‫یه چاره‌ای پیدا کنن؟

35:02.225 --> 35:04.685
‫آره، قطعا

35:04.769 --> 35:06.270
‫من دوست دارم با همه صادق باشم

35:06.354 --> 35:09.398
‫که دقیق بدونن تکلیف‌شون چیه

35:10.274 --> 35:12.985
‫این مورد فقط توی اسناد رسمی پلیس
‫ثبت می‌شه

35:13.069 --> 35:16.572
‫چون که ویدئویی برای اثبات...

35:16.656 --> 35:17.615
‫می‌دونم

35:17.698 --> 35:19.617
‫آتش‌افروزی یا خرابکاری ندارید

35:19.700 --> 35:23.788
‫پس کم و بیش صرفا توی
‫اسناد پلیس ثبت می‌شه

35:28.584 --> 35:31.462
‫یه روز دیگه همین اتفاق افتاد

35:31.546 --> 35:35.633
‫دوستم بهم گفت که اون خانمه

35:36.759 --> 35:39.554
‫به بچه‌ها نشون داده
‫که یه تفنگ داره

35:41.806 --> 35:43.391
‫ما فقط داشتیم اونجا بازی می‌کردیم

35:43.474 --> 35:46.269
‫و اون اسلحه‌ش رو می‌چرخوند و آیزاک
‫و همه‌شون داد زدن که فرار کنید!

35:46.352 --> 35:48.521
‫و ما پشت این ماشینی که اینجاست
‫قایم شدیم

35:49.438 --> 35:51.732
‫و هر بار که توپ بسکتبال اونجا می‌رفت

35:51.816 --> 35:53.151
‫می‌گفتم بخشکی شانس

35:53.234 --> 35:56.779
‫چون اینجوری نبود که دلم بخواد سمت
‫خونه‌ش برم و توپ رو عمدا اونوری بندازم

35:58.281 --> 36:00.491
‫شاید دو روز قبل از این اتفاق بود

36:00.992 --> 36:03.619
‫دو روز قبل از این که تفنگش رو
‫نشون بده؟

36:03.703 --> 36:04.745
‫آره

36:06.873 --> 36:08.499
‫روز جمعه موقع غروب آفتاب کجا بودی

36:08.583 --> 36:10.835
‫و تمام روز چه‌کار می‌کردی؟

36:10.918 --> 36:16.549
‫من و بابام و دوستام داشتیم
‫یه بازی می‌کردیم

36:16.632 --> 36:19.302
‫اون داشت موقع بازی ازمون عکس می‌گرفت

36:19.385 --> 36:22.180
‫واسه چی فیلم‌مون رو می‌گیره؟

36:22.263 --> 36:24.515
‫چیزی برای ضبط کردن نیست!

36:32.190 --> 36:33.733
‫جمع بشید، یالا!

36:35.651 --> 36:36.777
‫داداش کوچیکم

36:36.861 --> 36:40.072
‫اومد پیشم و بهم گفتش که اون پیرزنه...
‫حالا ناراحت نشید

36:40.156 --> 36:42.783
‫اون پیرزن سفیدپوست احمقانه رفتار می‌کنه

36:42.867 --> 36:46.078
‫منم گفتم ای بابا.
‫بذار ببینم ماجرا از چه قراره

36:58.507 --> 37:00.676
‫من بیرون بودم و داشتم بسکتبال بازی می‌کردم

37:00.760 --> 37:04.931
‫یهو دیدم که یه جفت کفش اسکیت
‫به سمت ایزی رفت

37:05.014 --> 37:09.477
‫من و ایزی سریع اینجا اومدیم.
‫اون گفتش که زنه دستش یه تبلت داره

37:09.560 --> 37:12.355
‫فکر کنم زنه گرفتش و اومد اینجا و گفتش

37:12.438 --> 37:14.815
‫که اون به ایزی اسکیت پرتاب می‌کنه

37:14.899 --> 37:17.235
‫خلاصه که من و آیزاک رفتیم اونحا

37:17.318 --> 37:21.197
‫بعدش اون بیرون اومد و چتر هم دستش بود

37:21.280 --> 37:24.742
‫شروع به چرخوندن چتر کرد
‫و بهمون گفت عوضی‌ها

37:24.825 --> 37:28.704
‫چیز بعدی که از پسره شنیدم این بود که
‫گفت ایزی، برو مامان رو بیار

37:39.882 --> 37:42.343
‫اورژانس.
‫چه اتفاقی افتاده؟

37:42.426 --> 37:45.930
‫بچه‌ها بی‌اجازه وارد ملکم می‌شن،
‫اونجا وایسان و اسبا‌بازی‌هاشون پخش زمینه

37:46.013 --> 37:49.934
‫همینجوری داد می‌زنن و رفتارهای ناخوشایند
‫از خودشون نشون می‌دن

37:50.017 --> 37:52.979
‫من رفتم و اسکیت‌هاشون رو
‫پرتاب کردم اونور

37:53.062 --> 37:55.147
‫یکی از بچه‌ها گفت که
‫بابت این کار کتکت می‌زنم

37:55.231 --> 37:56.857
‫الانم بچه‌هه بیرونه؟

37:56.941 --> 37:58.943
‫آره، الانم چند تا بچه بیرون وایسادن

37:59.026 --> 38:00.444
‫ترس جونم رو دارم

38:01.028 --> 38:02.321
‫خیلی ترسیدم

38:04.115 --> 38:06.117
‫سلاحی هم بوده؟

38:06.200 --> 38:07.326
‫نه

38:07.410 --> 38:09.453
‫و اون بچه‌هه می‌گه که آیپدش رو گرفتم

38:09.537 --> 38:12.123
‫و یه سری حرفای دیگه هم می‌زنه
‫که هیچ کدوم حقیقت ندارن

38:12.623 --> 38:15.001
‫خوشم نمیاد بچه‌ها تهدیدم کنن
‫که کتکم می‌زنن

38:15.084 --> 38:17.128
‫یا به یکی می‌گن که دخلم رو بیاره

38:17.628 --> 38:19.213
‫مسخره‌ست

38:19.297 --> 38:21.632
‫همش اذیتم می‌کنن

38:21.716 --> 38:23.467
‫از دست‌شون خسته شدم

38:23.968 --> 38:26.762
‫حالا که از مدرسه به خونه اومدن

38:27.763 --> 38:28.931
‫همه چیز به هم ریخته

38:30.182 --> 38:32.643
‫خیلی خب، ازتون می‌خوام
‫که از اون فرد دوری کنید

38:32.727 --> 38:34.603
‫و درها و پنجره‌هاتون رو ببندید

38:34.687 --> 38:37.315
‫یه مامور به محض ممکن
‫به اونجا اعزام می‌شه

38:37.398 --> 38:39.734
‫می‌خواید مامور باهاتون تماس بگیره؟

38:39.817 --> 38:40.693
‫بله لطفا

38:40.776 --> 38:42.278
‫خیلی خب

38:42.361 --> 38:43.988
‫چون الان اینجوری می‌شه که

38:44.071 --> 38:45.740
‫مامان بچه بیرون می‌ره
‫و منتظر مامور می‌مونه

38:45.823 --> 38:48.075
‫وقتی که مامور اومد بهش می‌گه
‫خدای من، من بچه‌ش رو تهدید کردم

38:48.159 --> 38:49.827
‫که خب حقیقت نداره

38:49.910 --> 38:52.288
‫خیلی خب. من دیگه باهاتون
‫کاری ندارم

38:52.371 --> 38:54.373
‫ولی اگه خبری شد
‫یا اطلاعات بیشتری داشتید

38:54.457 --> 38:57.793
‫یا اگه رفتن، بهمون خبر بدید، باشه؟

38:57.877 --> 38:59.128
‫خیلی خب، ممنونم

39:02.423 --> 39:04.967
‫مامان ایزی بیرون اومد

39:05.509 --> 39:07.720
‫و بعد یهو قاتی کرد

39:07.803 --> 39:11.265
‫رفتش به سمت خونه‌ی اون زنه

39:11.349 --> 39:16.103
‫و بعد شروع به کوبیدن در خونه‌ش کرد

39:16.187 --> 39:20.775
‫اولش در کشویی
‫و بعد هم در اصلی

39:21.317 --> 39:23.235
‫و اینجوری نبود که

39:23.319 --> 39:25.488
‫کسی بخواد زوری در رو باز کنه

39:25.571 --> 39:27.865
‫و وارد خونه‌ش بشه

39:28.366 --> 39:30.117
‫همون طور که گفتم، بذار بیام تو

39:30.618 --> 39:33.037
‫صدای بنگ بنگ در شنیدم

39:33.120 --> 39:36.040
‫و زنه جواب نداد و اون دوباره در زد

39:36.123 --> 39:38.959
‫ولی این بار محکم‌تر، بنگ بنگ بنگ!

39:39.043 --> 39:43.756
‫قارت، قارت، قارت.
‫و همینجوری داشت می‌کوبید

39:43.839 --> 39:47.718
‫یه خانمی از ته دلش داد می‌زد

39:47.802 --> 39:49.053
‫با صدای عصبانی

39:49.136 --> 39:51.931
‫گفتش که چرا تبلت بچه‌م رو گرفتی

39:52.014 --> 39:55.518
‫گفتش که بیا بیرون جنده!
‫یا یه همچین چیزی

39:55.601 --> 39:58.020
‫می‌دونم که صدام رو می‌شنوی جنده.
‫یه همچین چیزی

39:58.104 --> 40:00.898
‫اون زنه... همون خانم با موهای بلوند
‫کجا بود؟

40:00.981 --> 40:02.149
‫کجا رفت؟

40:02.650 --> 40:04.193
‫توی خونه‌ش بود

40:04.276 --> 40:07.863
‫شنیدی که زن بلونده چیزی بگه؟

40:07.947 --> 40:08.906
‫نه

40:08.989 --> 40:11.200
‫اینجوری در می‌زد؟
‫یک، دو، سه؟

40:11.283 --> 40:12.868
‫طول کشید یا یه دوره‌ی کوتاه بود

40:12.952 --> 40:14.912
‫دو بار بیشتر در نزد

40:14.995 --> 40:16.747
‫فقط دو بار در زد

40:16.831 --> 40:18.457
‫و بعد بنگ!

40:23.879 --> 40:25.256
‫زنگ بزن اورژانس!

40:34.181 --> 40:36.142
‫هی زنگ بزن اورژانس!

40:45.651 --> 40:47.278
‫خواهش می‌کنم!

40:48.154 --> 40:49.447
‫به مامانم شلیک کرد!

40:50.781 --> 40:52.575
‫- کی به مامانت شلیک کرد؟
‫- کارن!

40:52.658 --> 40:54.118
‫با یه اسلحه!

40:55.453 --> 40:58.205
‫اورژانس، آدرس موقعیت اورژانسی چیه؟

40:58.289 --> 41:00.332
‫فکر کنم یکی تیر خورده

41:00.833 --> 41:04.587
‫صدای شلیک شنیدم و همه داد می‌زدن
‫زنگ بزن پلیس بیاد

41:04.670 --> 41:08.048
‫فکر کنم یکی تیر خورده.
‫اینجا بمونید پسرها

41:08.716 --> 41:11.177
‫یکی زنگ بزنه اورژانس!

41:11.260 --> 41:15.764
‫همسایه‌م بیرون سر بچه‌ها داد می‌زد

41:15.848 --> 41:20.728
‫یهویی صدایی شنیدم که
‫به نظرم صدای شلیک بود

41:20.811 --> 41:23.564
‫همون پیرزنه‌ست که همیشه
‫به پلیس زنگ می‌زنه

41:23.647 --> 41:26.233
‫انگار چند تا تماس داشتیم

41:26.317 --> 41:27.985
‫که ارجاع به همونجا بوده

41:28.486 --> 41:31.405
‫- اورژانس، آدرس چیه؟
‫- مامانش تیر خورده

41:31.489 --> 41:34.116
‫مامانش تیر خورده!
‫هی، مامانت رو زمین افتاده؟

41:34.200 --> 41:35.576
‫آره!

41:47.838 --> 41:50.049
‫آدرس مورد اورژانسی‌تون چیه؟

41:50.132 --> 41:53.636
‫176 جنوبی غربی، خیابون 107م

41:54.678 --> 41:57.306
‫خدای من، این زن می‌خواست به زور
‫وارد خونه‌م بشه

41:57.932 --> 42:00.309
‫منم از پشت در بهش شلیک کردم

42:00.392 --> 42:01.852
‫خدای من!

42:04.146 --> 42:06.065
‫خیلی خب.
‫اسم‌تون چیه؟

42:06.148 --> 42:07.983
‫سوزان لورینس

42:09.235 --> 42:11.946
‫خیلی خب، یه نفس عمیق بکش
‫و آروم باش

42:12.029 --> 42:16.283
‫نمی‌دونستم چه‌کار کنم.
‫تفنگم رو برداشتم و به در شلیک کردم

42:16.367 --> 42:18.494
‫و فکر کردم که می‌خواد من رو بکشه

42:22.831 --> 42:24.375
‫می‌شناختیش؟

42:24.458 --> 42:27.545
‫آره. چند باری دنبالم اومده بود

42:27.628 --> 42:30.464
‫چون بچه‌ها همش بی‌اجازه اینجا میان

42:30.548 --> 42:33.717
‫همش اذیتم می‌کنن.
‫بس نمی‌کنن

42:34.510 --> 42:38.347
‫مردی رو هم دیدی یا فقط زن بود؟

42:39.181 --> 42:40.683
‫پسرهاش هم قبلا بودن

42:40.766 --> 42:43.519
‫همش اینجا آشغال می‌ریزن

42:43.602 --> 42:45.563
‫و من بهشون گفتم که
‫آشغال‌هاشون رو ببرن

42:45.646 --> 42:47.398
‫از اینجا گمشن برن

42:55.739 --> 42:57.866
‫پاشو!

42:57.950 --> 43:00.995
‫پاشو، پاشو!

43:01.704 --> 43:03.539
‫یالا، یالا، یالا

43:05.666 --> 43:07.918
‫- پاشو!
‫- خواهش می‌کنم!

43:08.002 --> 43:10.254
‫- چی شده؟
‫- لطفا عجله کنید و خودتون رو برسونید

43:10.337 --> 43:12.381
‫اینجا! اینجا!

43:13.048 --> 43:16.010
‫اینجا! اینجا!

43:20.931 --> 43:22.558
‫روی زمینه

43:22.641 --> 43:25.853
‫کد یک

43:33.444 --> 43:34.653
‫وایسا

43:35.195 --> 43:36.655
‫خدای من!

43:38.907 --> 43:41.910
‫- نبض داره. گفتش که نبض داره.
‫- خیلی ضعیفه

43:43.787 --> 43:46.498
‫زنه خیلی وقت بود که نقشه کشیده بود
‫همچین کاری بکنه داداش

43:47.750 --> 43:49.668
‫- خروجی نداره.
‫- بیدار شو عزیزم!

43:49.752 --> 43:51.295
‫هنوز یکی اسلحه به دست مونده

43:53.589 --> 43:55.591
‫یکی تیر خورده

43:55.674 --> 43:58.927
‫یه پیرزن هم هست که توی خونه
‫گیر افتاده

44:00.012 --> 44:02.389
‫بیدار شو عزیزم!

44:02.473 --> 44:04.600
‫من از جلو می‌رم

44:05.309 --> 44:08.103
‫کلانتری!
‫بیا بیرون و دستات رو بالا بگیر!

44:09.563 --> 44:11.190
‫از کلانتری شهرستان ماریون هستیم!

44:11.273 --> 44:13.025
‫بیا بیرون و دستات رو بالا ببر

44:18.989 --> 44:21.950
‫دستات رو نشونم بده.
‫دستات رو نشونم بده. بچرخ

44:22.701 --> 44:24.662
‫بچرخ.
‫تفنگت کوش؟

44:24.745 --> 44:26.413
‫توی اتاق خوابمه

44:26.497 --> 44:28.666
‫نمی‌دونم جریان چیه.
‫فعلا بازداشتی

44:28.749 --> 44:30.626
‫کس دیگه‌ای هم توی خونه هست؟

44:31.752 --> 44:35.464
‫- می‌شه...
‫- نه. الان نه

44:35.547 --> 44:38.384
‫تو دستگیر نشدی.
‫فقط بازداشتی

44:39.009 --> 44:40.010
‫بیا اینجا

44:40.094 --> 44:43.013
‫می‌خوام در رو ببندم.
‫دو تا گربه تو خونه دارم

44:43.097 --> 44:45.182
‫خانم بازداشت شده.
‫لوازم پزشکی می‌خوام

44:45.265 --> 44:47.184
‫مظنون بازداشت شد

44:54.983 --> 44:58.529
‫کیف کمک‌های اولیه‌م، کیفم رو بیار.
‫کمک‌های اولیه رو شروع کن

45:07.454 --> 45:09.415
‫مامان!

45:10.457 --> 45:12.918
‫کمک‌های اولیه نیاز داره.
‫اینجا

45:13.919 --> 45:15.379
‫باید توی اون چیز سیاه باشه

45:23.846 --> 45:25.347
‫گفتم آیپدم رو بهش دادم...

45:25.431 --> 45:27.182
‫اگه همه‌تون موقع این اتفاق
‫اینجا بودید

45:27.266 --> 45:28.809
‫اونجا وایسید تا بدونم
‫موقع این اتفاق کی اینجا بوده

45:28.892 --> 45:30.728
‫خواست سمتم اسکیت پرتاب کنه

45:30.811 --> 45:33.897
‫خیلی خب رفیق. یه لحظه وایسا.
‫کنار ماشینم وایسا، باشه؟

45:38.902 --> 45:44.533
‫- کجاش تیر خورده؟
‫- سمت راست سینه‌ش

45:46.452 --> 45:49.997
‫خبر داریم که فرد دیگه‌ای هم
‫توی خونه هست یا نه؟

45:51.165 --> 45:53.667
‫یه مورد اضطراری اینجا داریم،
‫بهمون خبر دادن...

45:55.127 --> 45:58.589
‫سمت راست شونه‌ی تیر خورده

46:09.558 --> 46:10.684
‫آماده‌ای؟

46:12.770 --> 46:16.523
‫کلانتری شهرستان ماریون!
‫اگه کسی داخله الان اعلام کنه!

46:20.444 --> 46:22.154
‫خیلی خب، 3 تا در باز داریم

46:22.237 --> 46:23.906
‫اول دستشویی رو خالی می‌کنم

46:24.406 --> 46:25.741
‫بچه‌هاش پیش منن

46:30.454 --> 46:31.955
‫چرا باید بهش شلیک کنی؟

46:32.039 --> 46:34.958
‫هی جنده!

46:35.042 --> 46:36.251
‫چرا باید بهش شلیک کنی؟

46:36.335 --> 46:38.003
‫چون تهدیدم می‌کرد

46:38.837 --> 46:39.797
‫اینجا کسی نیست

46:41.590 --> 46:42.758
‫اینجا کسی نیست

46:46.804 --> 46:48.138
‫برید توی خیابون

46:48.222 --> 46:50.474
‫همه از اینجا برن

47:04.738 --> 47:06.615
‫یه پسر کوچولو کنار ماشینم وایساده

47:06.698 --> 47:08.325
‫اون شاهد اصلی و دست اوله

47:08.408 --> 47:09.326
‫خیلی خب

47:10.494 --> 47:12.996
‫- باید زندونی می‌شد.
‫- آره

47:13.080 --> 47:15.082
‫حالا دیگه برید تو خونه.
‫یالا

47:15.165 --> 47:15.999
‫تو دیدیش؟

47:16.083 --> 47:18.293
‫من ندیدمش.
‫یه سیاهپوست کوچولوی آقا هست

47:18.377 --> 47:20.295
‫همونی که مامانش تیر خورده

47:20.379 --> 47:23.006
‫فکر کنم اونجا باشه.
‫اونجا رو دوباره چک می‌کنم

47:24.591 --> 47:26.552
‫این باید یکی از بچه‌هایی باشه
‫که ماجرا رو دیده؟

47:26.635 --> 47:28.345
‫من ندیدمش، ولی بچه‌هاش پیش منن

47:28.846 --> 47:29.680
‫آره

47:29.763 --> 47:31.974
‫- ایزرائیل کوش؟
‫- ایزی بیا اینجا عزیزم

47:32.057 --> 47:35.227
‫سلام ایزی.
‫بیا اینجا رفیق

47:35.310 --> 47:38.188
‫حالش خوبه؟

47:38.272 --> 47:40.774
‫هر کاری از دست‌شون بربیاد می‌کنن

47:40.858 --> 47:43.318
‫تکون می‌خوره؟

47:43.402 --> 47:44.695
‫تکون می‌خوره؟

47:44.778 --> 47:48.699
‫- آره، تکون می‌خوره.
‫- می‌خوام ببینم

47:48.782 --> 47:50.492
‫می‌ره بیمارستان

47:50.576 --> 47:54.121
‫اینجوری بهتر می‌تونن مراقبش باشن، خب؟

47:54.204 --> 47:56.164
‫تو بیمارستان همه جور دستگاه
‫و امکاناتی دارن

47:56.248 --> 47:58.292
‫که من اینجا هیچ کدوم رو ندارم

47:58.375 --> 48:00.127
‫باشه؟
‫واسه همین الان نمی‌تونی ببینیش

48:00.210 --> 48:02.963
‫ولی همین که بشه، می‌ذاریم ببینش، باشه؟

48:05.632 --> 48:08.260
‫تو خیلی قوی بودی.
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم

48:09.052 --> 48:10.971
‫می‌شه بهم بگی چی شد؟

48:11.054 --> 48:14.433
‫من می‌خواستم برم تبلتم رو
‫از اونجا بیارم

48:14.516 --> 48:16.268
‫چون داشتیم بازی می‌کردیم

48:16.768 --> 48:19.062
‫تبلتم دست زنه بود.
‫گفتم تبلتم رو بذار زمین

48:19.146 --> 48:21.023
‫همون زنه از آپارتمان شماره‌ی 3؟

48:21.106 --> 48:25.402
‫آره، تبلت رو گذاشت زمین و خواست که
‫اسکیت‌ها رو بهم پرتاب کنه

48:25.485 --> 48:27.112
‫و بعد داداشم اومد

48:27.195 --> 48:30.198
‫گفتش که بندازشون سمت من،
‫بندازشون سمت من!

48:30.282 --> 48:32.993
‫بعد به جفت‌مون گفت عوضی

48:33.076 --> 48:37.456
‫منم به مامانم گفتم و اون رفت دم درش
‫و درش رو زد و زنه هم بهش شلیک کرد

48:39.666 --> 48:41.293
‫خیلی خب.
‫تو که صدمه ندیدی؟

48:41.877 --> 48:44.922
‫- نه. ولی دلم شکسته.
‫- می‌دونم

48:45.005 --> 48:47.716
‫- می‌دونم عزیزم.
‫- درست می‌شه عزیزم

48:48.258 --> 48:49.801
‫درست می‌شه

48:51.094 --> 48:52.512
‫حالش خوب می‌شه

48:55.182 --> 48:58.393
‫مامور استرینگر هستم از کلانتری ماریون

48:58.477 --> 49:02.022
‫می‌تونی بیای به خونه‌ی زن سابقت
‫که پیش بچه‌هات باشی؟

49:02.105 --> 49:03.774
‫چون الان نیاز دارن
‫یکی کنارشون باشه

49:06.318 --> 49:07.611
‫ایزی خوبی؟

49:19.957 --> 49:21.166
‫چیزی نیست عزیزم

49:31.593 --> 49:33.261
‫چیزی نیست

49:34.680 --> 49:38.558
‫درست می‌شه

49:38.642 --> 49:41.895
‫بابایی اومده.
‫خیلی خب. بیا اینجا آفریقا

49:46.483 --> 49:47.985
‫چیزی نیست

49:49.569 --> 49:50.904
‫بچه‌های قربانی

49:52.322 --> 49:54.116
‫تایتوس کجاست؟

49:54.783 --> 49:58.412
‫چیزی نگرفتم.
‫داشتم اطلاعات آفریقا رو می‌گرفتم

50:00.414 --> 50:03.959
‫سلام جناب. می‌خواستم خیلی سریع
‫اطلاعات‌تون رو بگیرم، خب؟

50:58.764 --> 51:00.307
‫زنه رو دستگیر کردید؟

51:00.807 --> 51:02.851
‫دستگیر شده.
‫بله جناب

51:09.274 --> 51:11.693
‫خودم بهشون می‌گم.
‫بهشون می‌گم

51:17.199 --> 51:19.910
‫چطوری به مامانش می‌خوای بگی؟

51:19.993 --> 51:21.328
‫نمی‌دونم

51:21.411 --> 51:25.457
‫قدم به قدم جلو می‌ریم.
‫اول شماها، بعدش...

51:32.214 --> 51:33.924
‫ایزرائیله

51:34.007 --> 51:37.177
‫- بیا اینجا ایزی.
‫- من رو می‌بری؟

51:37.260 --> 51:40.180
‫می‌خوام یه جایی ببرم‌تون

51:40.680 --> 51:42.891
‫- بیا آیزاک.
‫- متاسفم

51:49.815 --> 51:53.527
‫- بچه رو نگه دار.
‫- باشه، بچه اینجاست

51:53.610 --> 51:55.445
‫یه دقیقه نگهش دار

51:55.529 --> 51:57.322
‫خیلی خب

52:13.046 --> 52:16.424
‫امروز روز خیلی بدی بوده

52:17.884 --> 52:19.928
‫آره، یه اتفاق بدی افتاد

52:20.679 --> 52:23.598
‫و همه‌تون دیدینش.
‫درکش کردید

52:23.682 --> 52:25.350
‫تجربه‌ش کردید، درسته؟

52:25.934 --> 52:28.770
‫خیلی خب.
‫همگی من رو دوست دارید

52:29.729 --> 52:31.439
‫همه‌مون مامان رو هم دوست داریم

52:32.065 --> 52:33.316
‫خیلی خب

52:33.400 --> 52:36.236
‫باید یه خبر بدی بهتون بدم

52:36.736 --> 52:38.905
‫مامان دیگه برنمی‌گرده

52:39.406 --> 52:41.449
‫بیا. بیا

52:41.533 --> 52:43.994
‫نه، نه، نه، بیا اینجا

52:44.077 --> 52:49.166
‫بیا اینجا. گوش کن ببین چی می‌گم.
‫نه، نه. می‌دونم

52:49.249 --> 52:52.210
‫چیزی نیست.
‫می‌دونم

52:52.752 --> 52:56.631
‫عیبی نداره.
‫ببخشید که مجبورم بهتون بگم

52:57.883 --> 52:59.843
‫متاسفم

53:00.886 --> 53:05.473
‫خیلی متاسفم.
‫متاسفم

53:05.557 --> 53:07.142
‫نمی‌تونه بمیره!

53:14.524 --> 53:16.902
‫چیزی نیست.
‫بزرگ می‌شید یادتون می‌ره

53:19.821 --> 53:20.989
‫چیزی نیست

53:23.033 --> 53:24.409
‫درست می‌شه

53:32.250 --> 53:35.962
‫ایزرائیل دوستت دارم.
‫دوستت دارم عزیزم

53:36.755 --> 53:38.256
‫متاسفم عزیزم

53:42.552 --> 53:45.722
‫خیلی متاسفم

53:46.598 --> 53:49.017
‫بیا اینجا ایزی

53:49.100 --> 53:51.436
‫دوستت دارم.
‫متاسفم رفیق

54:05.992 --> 54:07.327
‫واسه چی؟

54:11.498 --> 54:14.417
‫خدای من

54:15.168 --> 54:16.419
‫مامانشه

54:19.130 --> 54:20.590
‫آروم باش پم

54:21.883 --> 54:23.969
‫حالا دیگه کاری ازمون ساخته نیست

54:41.236 --> 54:42.404
‫متاسفم

54:44.322 --> 54:45.907
‫متاسفم

54:53.540 --> 54:56.334
‫- زنده نمونده.
‫- خفه شو بابا

54:59.754 --> 55:00.964
‫وایسا

55:01.047 --> 55:02.841
‫زنده نمونده

55:03.800 --> 55:08.763
‫کینگستون، بیا اینجا.
‫زنده نمونده

55:15.520 --> 55:17.105
‫چیزی نیست عزیزم

55:21.818 --> 55:23.111
‫متاسفم آیزاک

55:29.826 --> 55:33.997
‫فوتبال. مگه چه‌کار می‌کردن؟
‫فوتبال بازی می‌کردن

56:20.251 --> 56:22.545
‫متاسفم. اینجا نشستم، چون که
‫داشتم یخ می‌زدم

56:22.629 --> 56:24.756
‫اینجا خنکه، نه؟

56:24.839 --> 56:25.924
‫- سوزان هستی؟
‫- بله

56:26.007 --> 56:28.760
‫من کارآگاه استیث هستم.
‫ایشون کارآگاه پیترسون

56:30.387 --> 56:33.681
‫می‌خوام دقیق بدونم امشب چه اتفاقی افتاده

56:33.765 --> 56:37.143
‫چون باید حرفای تو رو هم بشنوم

56:37.644 --> 56:41.356
‫می‌دونی، ما حرفای کسایی که
‫اونجا بودن رو شنیدیم

56:41.439 --> 56:43.733
‫و دوست دارم حرفای تو رو هم بشنوم

56:43.817 --> 56:46.194
‫و درک کنم که امشب یا فکر کنم
‫دیگه باید بگیم دیشب

56:46.277 --> 56:48.071
‫چه اتفاقی افتاده

56:48.154 --> 56:50.281
‫خوبه

56:50.365 --> 56:54.577
‫اولش که همسایه‌ها داد و بیداد می‌کردن

56:54.661 --> 56:58.081
‫بچه‌ها اینور و اونور می‌دویدن.
‫خیلی سرم درد می‌کرد

56:58.164 --> 57:01.918
‫رفتم تو و دراز کشیدم،
‫بالاخره آروم شد

57:02.001 --> 57:04.212
‫اومدم بیرون که 3 تا پسربچه دیدم

57:04.295 --> 57:06.798
‫گفتم بچه‌ها بدون اجازه وارد شدید
‫برید بیرون

57:06.881 --> 57:09.134
‫و یکی‌شون گفت که می‌رم به مامان می‌گم

57:09.217 --> 57:12.053
‫منم گفتم برو بگو.
‫چه‌کار کنم

57:12.137 --> 57:15.056
‫- قبلا هم باهاشون مشکل داشتی؟
‫- خدای من، آره

57:15.140 --> 57:17.559
‫خلاصه اونا رفتن توی خونه و یهویی
‫مامانه اومد

57:17.642 --> 57:20.603
‫و شروع کرد به کوبیدن در من.
‫گفتم برو پی کارت

57:20.687 --> 57:23.148
‫امشب حال ندارم باهات
‫سر و کله بزنم

57:23.231 --> 57:26.526
‫بعد چنان در رو می‌کوبید که
‫همه چیز داشت می‌لرزید

57:26.609 --> 57:28.278
‫من گفتم باید بری

57:28.361 --> 57:30.238
‫اون گفتش که می‌کشمت

57:30.321 --> 57:34.534
‫و همینجوری هی داشت می‌کوبید...

57:34.617 --> 57:36.828
‫قبلا هم بهم صدمه زده بود

57:36.911 --> 57:40.665
‫اوضاع داشت بد و بدتر می‌شد.
‫نمی‌دونم باهاش چه‌کار کنم

57:40.748 --> 57:43.501
‫اینقدر محکم کوبید که گفتم الان
‫در رو از پاشنه‌ش درمیاره

57:43.585 --> 57:45.879
‫و اونجا بود که وحشت‌زده شدم

57:45.962 --> 57:48.548
‫پیش خودم گفتم وای خدا
‫این بار دیگه حتما می‌کشتم!

57:48.631 --> 57:51.509
‫و خب... حقیقتش اصلا یادم نمیاد
‫تفنگ رو برداشته باشه

57:51.593 --> 57:53.052
‫ولی یادمه که تیراندازی کردم

57:53.136 --> 57:55.972
‫به نظرت چند دقیقه در رو کوبید؟

57:56.055 --> 57:59.017
‫نمی‌دونم. حتی نمی‌تونم حدسی بگم،
‫چون شاید در حد چند ثانیه بوده باشه

57:59.100 --> 58:02.228
‫شاید... می‌دونی، وقتی که اون واکنش ترس
‫بهت غلبه می‌کنه...

58:02.312 --> 58:04.063
‫در رو زد.
‫من توی دستشویی بودم

58:04.147 --> 58:06.357
‫اومدم بیرون و هنوز داشت در می‌زد

58:06.441 --> 58:08.151
‫واسه همین نمی‌دونم، شاید یکی دو دقیقه

58:10.487 --> 58:12.614
‫و اون موقع سعی نکردی به
‫اورژانس زنگ بزنی؟

58:12.697 --> 58:15.408
‫گوشیم پیشم نبود.
‫نمی‌دونستم گوشی رو کجا گذاشتم

58:15.492 --> 58:17.202
‫یادت نمیاد گوشیت رو کجا گذاشتی؟

58:17.285 --> 58:19.621
‫نه، پیش خودم گفتم لامصب
‫نمی‌تونم گوشیم رو پیدا کنم

58:19.704 --> 58:22.916
‫باشه. ولی با اورژانس تماس گرفته بودی

58:22.999 --> 58:25.668
‫بهت گفتن که یکی میاد؟

58:25.752 --> 58:28.171
‫- یه مامور میاد؟
‫- آره. گفتن یکی میاد

58:28.254 --> 58:30.298
‫گفتن که درها رو قفل کن.
‫بیرون نرو

58:30.381 --> 58:32.675
‫منم گفتم اینا هم که
‫همش همین حرف رو می‌زنن

58:32.759 --> 58:35.386
‫خیلی خب. جریان اسکیت‌ها چی بود؟

58:35.470 --> 58:36.888
‫چون با خیلیا صحبت کردیم

58:36.971 --> 58:38.890
‫که اون بیرون شاهد ماجرا بودن

58:38.973 --> 58:41.017
‫اونا همیشه اسباب‌بازی‌هاشون رو
‫اونجا جا می‌ذاشتن

58:41.100 --> 58:43.102
‫اون روز چیزی نمونده بود
‫خودم رو به کشتن بدم

58:43.186 --> 58:45.355
‫اول صبح از دکتر وقت گرفته بودم

58:45.438 --> 58:46.981
‫و اسکیت رو ندیدم

58:47.065 --> 58:50.276
‫و داشتم خودم رو به کشتن می‌دادم.
‫بهشون گفتم دیگه بس کنید

58:50.360 --> 58:54.155
‫اینجا که آشغالی شما نیست.
‫یکی از بچه‌ها اسکیتش رو اونجا گذاشته بود

58:54.239 --> 58:55.990
‫من گفتم اسکیتت رو بردار و ببر

58:56.074 --> 58:58.201
‫پرت کردم اونور

58:58.284 --> 59:01.871
‫- می‌دونی، فقط همین، چون که...
‫- به سمت اونا پرت کردی؟

59:01.955 --> 59:03.289
‫- وای خدا، نه.
‫- خیلی خب

59:03.373 --> 59:07.210
‫جریان چتر چیه؟
‫چتر داشتی؟

59:07.710 --> 59:09.921
‫قبل از این که بیام بیرون
‫فکر می‌کردم بارون بیاد

59:10.004 --> 59:12.382
‫و بارون نبارید.
‫منم..

59:12.465 --> 59:16.427
‫خیلی خب. و چتر رو به سمت اونا
‫چرخوندی یا باهاش کاری کردی؟

59:16.511 --> 59:20.181
‫حتی نزدیک اونا هم نبود.
‫توی راهروی خودم بودم

59:20.265 --> 59:21.683
‫مگه می‌شه؟

59:21.766 --> 59:26.271
‫آخه مردم می‌گن، اونم چند نفر نه یه نفر،
‫که اصلا با هم صحبت هم نکردن

59:26.354 --> 59:30.733
‫می‌گن این چیزیه که دیدن

59:31.234 --> 59:32.318
‫نمی‌دونم

59:32.402 --> 59:35.071
‫شاید بیرون اومدم
‫و گفتم برید پی کارتون، برید!

59:35.154 --> 59:37.865
‫- ولی دستم به هیچ کدوم نخورد.
‫- خیلی خب

59:37.949 --> 59:40.076
‫یعنی چرخوندیش، ولی نه این که...

59:40.159 --> 59:42.912
‫دقیقا. اگرم این کار رو کردم
‫واسه این بوده که بگم برید

59:42.996 --> 59:44.455
‫می‌دونی، برید پی کارتون

59:44.539 --> 59:47.542
‫ولی می‌دونم... اگه این کار رو کردی
‫واقعا همین اتفاق افتاده؟

59:47.625 --> 59:49.877
‫آخه باید جزئیات اتفاق رو هم دربیاریم

59:49.961 --> 59:52.589
‫- چون موضوع مهمیه.
‫- درک می‌کنم

59:52.672 --> 59:55.383
‫- یکی مرده.
‫- یا خدا

01:00:05.143 --> 01:00:06.561
‫واسه همینه که می‌گم خیلی مهمه

01:00:06.644 --> 01:00:11.065
‫که همه چیز رو دقیق بگی
‫و صادقانه صحبت کنی

01:00:14.986 --> 01:00:17.155
‫وقتی که می‌خوان به ما آموزش بدن

01:00:17.238 --> 01:00:18.781
‫بهمون می‌گن موقع تیراندازی

01:00:18.865 --> 01:00:22.035
‫وقتی که می‌خوای ماشه رو بکشی
‫باید قضاوت کنی و تصمیم بگیری

01:00:22.118 --> 01:00:25.163
‫باید بدونیم که به چی شلیک می‌کنیم

01:00:25.246 --> 01:00:28.958
‫تهدید مرگباری هست یا اصلا
‫تهدید مرگبار یعنی چی

01:00:29.042 --> 01:00:34.297
‫در نتیجه سوالم ازت اینه که
‫وقتی از پشت در شلیک کردی

01:00:34.380 --> 01:00:37.634
‫از کجا فهمیدی به چی شلیک می‌کنی؟
‫تو که چیزی ندیدی

01:00:37.717 --> 01:00:43.014
‫حتی نمی‌دونی که اون بیرون
‫یه بچه‌ای چیزی وایساده یا نه

01:00:43.097 --> 01:00:45.767
‫یعنی سوالم ازت اینه که
‫وقتی که با اسلحه شلیک کردی

01:00:45.850 --> 01:00:49.187
‫چی رو هدف گرفته بودی
‫و به چی شلیک می‌کردی؟

01:00:49.270 --> 01:00:54.442
‫من فقط ترس جونم رو داشتم.
‫فقط می‌گفتم که برو پی کارت

01:00:54.525 --> 01:00:57.028
‫تنها چیزی که به ذهنم می‌رسید
‫این بود که از اون موقعیت خلاص بشم

01:00:57.111 --> 01:00:58.988
‫می‌دونی، تموم شه بره

01:01:00.782 --> 01:01:02.700
‫چیز دیگه‌ای هست که ازت
‫نپرسیده باشم

01:01:02.784 --> 01:01:07.288
‫یا شاید توی حل این پرونده
‫بهمون کمک کنه؟

01:01:07.372 --> 01:01:11.000
‫تا حالا توی همچین موقعیتی قرار نگرفتم

01:01:11.084 --> 01:01:13.586
‫اینا همش واسم تازگی داره...
‫و داره دقم می‌ده

01:01:17.256 --> 01:01:19.425
‫خیلی خب، باشه سوزان.
‫یه لحظه بهم وقت بده

01:01:19.509 --> 01:01:21.094
‫بعدش میام پیشت، باشه؟

01:01:51.457 --> 01:01:52.542
‫سوزان

01:01:53.126 --> 01:01:57.213
‫خیلی خب، با دادستان ایالت

01:01:57.296 --> 01:01:59.882
‫و همین‌طور دادستان پرونده صحبت کردم

01:01:59.966 --> 01:02:03.970
‫اونا هم با ما هم‌نظر بودن

01:02:04.053 --> 01:02:06.597
‫ما به تحقیقات‌مون ادامه می‌دیم

01:02:08.516 --> 01:02:12.061
‫فکر نمی‌کنم اون خونه واسه برگشتنت
‫جای امنی باشه

01:02:12.145 --> 01:02:13.896
‫خودمم همین فکر رو می‌کنم

01:02:13.980 --> 01:02:19.902
‫ولی کاری که می‌تونیم واست بکنیم
‫اینه که به اونجا برت گردونیم

01:02:28.161 --> 01:02:31.497
‫می‌ری یه سری وسایل جمع می‌کنی
‫و به یه هتل می‌ری

01:02:31.581 --> 01:02:32.749
‫- درسته؟
‫- بله

01:02:34.208 --> 01:02:35.084
‫ممنونم

01:02:41.466 --> 01:02:43.968
‫چند روز بعد از کشته شدن مادری

01:02:44.051 --> 01:02:45.386
‫در برابر بچه‌هاش

01:02:45.470 --> 01:02:49.140
‫خانواده‌ش درخواست دستگیری
‫و محکومیت تیرانداز رو دادن

01:02:49.223 --> 01:02:50.516
‫رئیس کلانتری در همین خصوص گفته

01:02:50.600 --> 01:02:53.352
‫که بهترین کارآگاه‌هاش رو
‫روی پرونده گذاشته

01:02:53.436 --> 01:02:54.937
‫و این رو هم اضافه کرده که

01:02:55.021 --> 01:02:58.149
‫اگه کسی به سمت بچه‌هاش چیزی پرتاب کنه
‫عصبانی می‌شه

01:02:58.232 --> 01:03:02.320
‫کسی اگه به سمت بچه‌های منم چیزی
‫پرتاب کنه، عصبانی می‌شم

01:03:03.154 --> 01:03:04.947
‫رئیس کلانتری شهرستان ماریون
‫بیلی وودز

01:03:05.031 --> 01:03:06.240
‫می‌گه که کارآگاه‌هاش

01:03:06.324 --> 01:03:08.993
‫هنوز تو مراحل اولیه‌ی بازجویی‌ها هستن

01:03:09.911 --> 01:03:12.330
‫خبر داری که یکی تیر خورده؟

01:03:12.413 --> 01:03:14.957
‫آره، آره.
‫و این...

01:03:16.292 --> 01:03:21.547
‫توقعش رو نداشتم، ولی خب تعجب نمی‌کنم
‫چون که عین یه بمب ساعتی بود

01:03:21.631 --> 01:03:23.424
‫- کی؟
‫- سوزان

01:03:25.343 --> 01:03:28.679
‫اون زنه که تیر خورده،
‫همون زنه سیاهپوست بوده؟

01:03:30.681 --> 01:03:32.600
‫همونی که اونور خیابون زندگی می‌کرد

01:03:33.226 --> 01:03:36.270
‫همیشه باهام خوش‌رفتار بود.
‫حالش خوبه؟

01:03:36.813 --> 01:03:39.774
‫- یا فوت کرده؟
‫- نمی‌دونم والا

01:03:39.857 --> 01:03:43.945
‫از چشمات می‌شه خوند.
‫بچه هم داشت

01:03:45.530 --> 01:03:48.533
‫این که بدونی دوستت برای همیشه رفته

01:03:48.616 --> 01:03:52.620
‫بدونی که بچه‌هاش دیگه نمی‌تونن شب‌ها
‫بوسش کنن، دردناکه

01:03:53.621 --> 01:03:55.748
‫دو تا پسر بزرگش عذاب وجدان دارن

01:03:55.832 --> 01:03:59.836
‫یکی‌شون گفته که اگه تبلتش رو
‫اونجا جا نمی‌ذاشت

01:03:59.919 --> 01:04:02.505
‫مادرش الان زنده بود

01:04:03.130 --> 01:04:08.594
‫اون یکی هم ناراحته، چون که
‫نتونسته مامانش رو احیا کنه

01:04:08.678 --> 01:04:10.555
‫می‌دونی، هیچ بچه‌ای نباید
‫همچین حسی داشته باشه

01:04:10.638 --> 01:04:14.725
‫این که حس کنه نتونسته کسی رو
‫نجات بده، چه برسه به مامانش

01:04:17.186 --> 01:04:23.818
‫من ناراحتم و یه مقدار عذاب وجدان دارم

01:04:23.901 --> 01:04:29.824
‫و بهش می‌گم که ولش کنه

01:04:29.907 --> 01:04:34.412
‫نباید به این فکر کنه که
‫به این زن وقت یا فرصت

01:04:34.495 --> 01:04:38.833
‫برای شلیک به کسی رو داده

01:04:39.500 --> 01:04:40.626
‫اعضای خانواده می‌گن

01:04:40.710 --> 01:04:43.713
‫همسایه‌ی خانواده‌ی اوونز که شلیک کرد
‫باید به جرم قتل دستگیر بشه

01:04:43.796 --> 01:04:49.302
‫به عنوان یه مادر،
‫مراقب بچه‌هاش

01:04:50.845 --> 01:04:53.639
‫می‌خواست بدونه که
‫چرا همچین چیزی شده

01:04:56.475 --> 01:04:59.270
‫خیلی خب سوزان، اینا رو توی کیفت
‫می‌ذارم، باشه؟

01:04:59.353 --> 01:05:00.229
‫خیلی خب

01:05:00.313 --> 01:05:01.522
‫روی کاپوت ماشینن

01:05:01.606 --> 01:05:02.523
‫خیلی خب

01:05:05.776 --> 01:05:08.279
‫بازم می‌گم که ما فقط می‌خوایم
‫تو احساس امنیت کنی

01:05:08.362 --> 01:05:10.781
‫- متوجهم.
‫- ولی لطفا بهمون زنگ بزن...

01:05:10.865 --> 01:05:12.825
‫کلید خونه‌م رو بهت می‌دم

01:05:12.909 --> 01:05:14.160
‫این کلید یدکه

01:05:14.243 --> 01:05:17.663
‫می‌شه لطفا بالا و پایین رو قفل کنی؟

01:05:32.219 --> 01:05:34.180
‫- عدالت نباشه
‫- آروم نمی‌گیریم

01:05:40.144 --> 01:05:44.857
‫یه مادر به خاطر مادر بودنش
‫زندگیش رو از دست داده

01:05:44.941 --> 01:05:46.692
‫آخه کجا این کار عدالته؟

01:05:46.776 --> 01:05:47.985
‫آروم نمی‌گیریم!

01:05:48.069 --> 01:05:49.028
‫چیزی عوض نمی‌شه!

01:05:49.987 --> 01:05:52.949
‫بعد از این که روز جمعه زن سفیدپوستی
‫به زن سیاهپوست همسایه

01:05:53.032 --> 01:05:56.786
‫شلیک کرد و کشتش، حالا شهرستان ماریون
‫مورد توجه تمام کشور قرار گرفته

01:05:56.869 --> 01:05:58.245
‫امروز خیلیا به خاطر عدم دستگیری کسی

01:05:58.329 --> 01:06:01.582
‫تو جریان تیراندازی به آجیکا اوونز
‫اعتراض کردن

01:06:16.931 --> 01:06:19.976
‫همه باید مراقب شیشه باشن

01:06:20.601 --> 01:06:23.229
‫خونه‌ی خاله سوزی خطرناکه

01:06:23.896 --> 01:06:26.524
‫آره، ولی نباید دزدکی وارد خونه‌ش بشن

01:06:27.024 --> 01:06:29.944
‫نه، ولی نمی‌تونم ثابت کنم
‫کار کیه

01:06:30.027 --> 01:06:32.279
‫که خب مشکل همینه

01:06:35.116 --> 01:06:37.618
‫ببخشید. اون یکی گربه رو هم بیارم
‫رفتیم

01:06:41.080 --> 01:06:44.208
‫تفنگ خیلی خطرناکه

01:06:45.459 --> 01:06:48.295
‫آره، متاسفانه خیلی کثافت‌کاری کردن

01:06:48.379 --> 01:06:50.881
‫و من...

01:06:52.717 --> 01:06:56.012
‫تا جایی که تونستم تمیز کردم

01:06:58.764 --> 01:07:01.434
‫ببخشید. اینم بیارم و بعدش می‌ریم

01:07:02.435 --> 01:07:04.395
‫خیلی ازتون ممنونم

01:07:04.478 --> 01:07:05.938
‫خواهش می‌کنم

01:07:09.358 --> 01:07:11.068
‫مراقب باشید

01:07:17.783 --> 01:07:21.328
‫عدالت برای ای‌جی!

01:07:21.412 --> 01:07:23.664
‫عدالت برای بچه‌هاش!

01:07:23.748 --> 01:07:26.042
‫عدالت برای جامعه‌ش!

01:07:26.125 --> 01:07:27.793
‫رئیس پلیس کلانتری ماریون، بیلی وودز

01:07:27.877 --> 01:07:29.754
‫گفته نمی‌تونه کسی رو دستگیر کنه

01:07:29.837 --> 01:07:32.214
‫چون این موضوع برخلاف قانون فلوریدا

01:07:32.298 --> 01:07:34.467
‫مبنی بر دفاع از خوده

01:07:34.550 --> 01:07:35.926
‫فلوریدا قانونی مبنی بر
‫دفاع از خود داره

01:07:36.010 --> 01:07:39.722
‫که مجوز استفاده از سلاح مرگبار
‫در صورت حس کردن خطر رو می‌ده

01:07:39.805 --> 01:07:42.141
‫از کی تا حالا توی آمریکا مشکلی نداره

01:07:42.224 --> 01:07:44.685
‫که به یکی از پشت در بسته
‫شلیک کنی؟

01:07:45.770 --> 01:07:49.565
‫ما جواب می‌خوایم.
‫می‌خوایم دستگیرش کنن

01:07:49.648 --> 01:07:51.734
‫شواهد و مدارک داره جمع می‌شه

01:07:51.817 --> 01:07:54.737
‫مسائلی دارن بررسی می‌شن.
‫حکم‌هایی صادر شدن

01:07:54.820 --> 01:07:56.572
‫الان باید توی زندون باشه

01:07:56.655 --> 01:07:58.908
‫خیلی مهمه صبر کنیم
‫تا مدارک جمع بشن

01:07:58.991 --> 01:08:02.078
‫ما فرآیند کار رو درک می‌کنیم، ولی چرا
‫تو حین انجام فرآیند توی زندون نیست؟

01:08:02.161 --> 01:08:06.999
‫چون اگه ما بودیم، حتما موقع فرآیند
‫توی زندون بودیم

01:08:07.583 --> 01:08:11.128
‫سراغ ظرف‌هام رفتن.
‫خوبه

01:08:12.129 --> 01:08:16.050
‫- از اونجا داد می‌زنن.
‫- می‌دونم. صداشون رو می‌شنوم

01:08:16.133 --> 01:08:18.302
‫با اون پسر جوری رفتار کن
‫که با بچه‌های ما رفتار می‌کنی

01:08:18.385 --> 01:08:20.596
‫می‌رم باهاشون صحبت کنم.
‫می‌شه اینجا بمونید؟

01:08:22.473 --> 01:08:25.101
‫باهاشون صحبت نکنید

01:08:25.184 --> 01:08:27.269
‫- می‌دونم که ناراحتی، خب؟
‫- همه ناراحتن

01:08:27.353 --> 01:08:30.773
‫در نهایت که زندونی می‌شه،
‫پس مهم نیست، ولی همه ناراحتن

01:08:30.856 --> 01:08:32.066
‫ببین، راستش رو می‌گم

01:08:32.149 --> 01:08:34.610
‫اصلا نباید تو این خیابون بیاد.
‫این زنه رو کشته

01:08:34.693 --> 01:08:36.195
‫خیلی خب، گوش کن.
‫صادقانه صحبت می‌کنم

01:08:36.278 --> 01:08:39.365
‫چون بهم زنگ زده، اومدم

01:08:39.448 --> 01:08:41.617
‫چون خوب می‌دونه که نباید تنها بیاد

01:08:41.700 --> 01:08:45.079
‫واسه همین با خودش آدم میاره.
‫چون می‌دونه

01:08:45.162 --> 01:08:46.539
‫خیلی خب، گوش کن.
‫ببین چی می‌گم

01:08:46.622 --> 01:08:48.249
‫می‌بینی سر خونه‌ی زن چه بلایی اومده؟

01:08:48.332 --> 01:08:50.417
‫یه کم کارم رو واسم راحت‌تر کن، خب؟

01:08:50.501 --> 01:08:52.211
‫- کارت رو راحت‌تر کنم؟
‫- من...

01:08:52.294 --> 01:08:55.381
‫کارت رو راحت‌تر کنم؟
‫به کیرت گرفتی‌مون؟

01:08:55.464 --> 01:08:58.342
‫من نیومدم اینجا باهات دعوا کنم
‫یا قشقرق راه بندازم

01:08:58.425 --> 01:09:00.594
‫خب؟ نباید توی خیابون دعوا کنید

01:09:01.929 --> 01:09:05.266
‫نباید به این خیابون بیاد!

01:09:05.349 --> 01:09:09.770
‫تو خراب‌شده‌ش نشسته و کونش رو بلند نکرده
‫که ببینه کی پشت دره و شلیک کرده!

01:09:14.525 --> 01:09:15.609
‫حالم ازت به هم می‌خوره!

01:09:21.323 --> 01:09:23.367
‫- دوربین تو روشنه؟
‫- آره

01:09:23.450 --> 01:09:25.452
‫واسه من خاموشه.
‫باید روشنش کنم

01:09:32.626 --> 01:09:34.128
‫قبلا اینجا بودن

01:09:37.131 --> 01:09:40.217
‫جنده دوزاری!
‫جنده رو ببین

01:09:50.686 --> 01:09:51.812
‫باید...

01:10:01.238 --> 01:10:03.115
‫اینجا سرده

01:10:03.741 --> 01:10:05.910
‫- خیلی خب. یه چند دقیقه بهمون وقت بده.
‫- خیلی خب

01:10:07.286 --> 01:10:08.662
‫کارآگاه رایان استیث هستم

01:10:08.746 --> 01:10:11.624
‫امروز سه‌شنبه، ششم ژوئن 2023
‫ساعت 8:31 شب

01:10:11.707 --> 01:10:15.419
‫می‌خوام تو مرکز اصلی کلانتری
‫شهرستان ماریون یه مصاحبه با

01:10:15.920 --> 01:10:19.256
‫سوزان لورینس داشته باشم

01:10:28.182 --> 01:10:29.433
‫خیلی خب

01:10:31.435 --> 01:10:37.191
‫سوزان ممنونم که دوباره اومدی
‫و باهامون صحبت می‌کنی

01:10:38.192 --> 01:10:41.070
‫همون طور که گفتم، می‌خوام یه سری
‫از موضوعات رو شفاف کنم

01:10:41.153 --> 01:10:41.987
‫باشه

01:10:43.155 --> 01:10:45.115
‫تا حالا همچین اتفاقی واست افتاده بود؟

01:10:45.199 --> 01:10:48.953
‫مثلا یکی بخواد از خونه‌ت دزدی کنه
‫یا بهت صدمه بزنه یا یه همچین چیزی؟

01:10:49.036 --> 01:10:51.455
‫- نه، همچین چیزهایی نه.
‫- همچین چیزهایی نه

01:10:51.538 --> 01:10:53.582
‫قبلا همچین اتفاقی واست نیفتاده

01:10:53.666 --> 01:10:55.751
‫فقط می‌خواستم ببینم
‫تجربه‌ی مشابهی داشتی یا نه

01:10:55.834 --> 01:10:57.711
‫ما در مورد تجاوز جنسی گزارش‌نشده
‫صحبت کردیم

01:10:57.795 --> 01:10:59.255
‫در مورد خشونت خانگی صحبت کردیم

01:10:59.338 --> 01:11:02.925
‫در مورد این که چند تا آقا یه زمانی
‫بهت دستبرد زده بودن، صحبت کردیم

01:11:03.008 --> 01:11:05.511
‫ولی امروز می‌خوایم در مورد
‫اتفاقی که افتاده صحبت کنیم

01:11:05.594 --> 01:11:09.265
‫و این خانم... که فوت کرده

01:11:09.348 --> 01:11:12.017
‫گفتی که اون...
‫قبلا هم 3 یا 4 باری توی یکی دو سال گذشته

01:11:12.101 --> 01:11:14.603
‫با هم مشاجره داشتید

01:11:14.687 --> 01:11:15.604
‫- درسته؟
‫- بله

01:11:16.188 --> 01:11:19.692
‫دلیلی داری که کسی از شما ویدئویی
‫داشته باشه که اون کلمه‌ی توهین‌آمیز

01:11:19.775 --> 01:11:22.736
‫به سیاهپوست‌ها رو می‌گید؟
‫(کاکاسیاه)

01:11:22.820 --> 01:11:24.822
‫اصلا دلیلی داره که کسی همچین چیزی
‫داشته باشه؟

01:11:24.905 --> 01:11:27.700
‫نمی‌دونم والا. اگرم گفته باشم
‫از زیر زبونم در رفته. عذر می‌خوام

01:11:27.783 --> 01:11:29.785
‫امکان داره از دهنم در رفته باشه

01:11:30.869 --> 01:11:36.000
‫صادق باش. چطوری شده که
‫همچین چیزی از دهنت در رفته؟

01:11:36.083 --> 01:11:38.627
‫منظورم اینه چی می‌شه که
‫همچین حرفی می‌زنی؟

01:11:38.711 --> 01:11:42.548
‫اگه به شدت بی‌ادبی کرده باشن،
‫اگه که...

01:11:42.631 --> 01:11:45.217
‫همیشه فکر می‌کردم که این حرف یعنی

01:11:45.301 --> 01:11:50.222
‫تو قانون‌گریزی، می‌دونی،
‫آدم کثیفی هستی

01:11:50.723 --> 01:11:53.809
‫نمی‌دونم، این که کلا مودب نباشی

01:11:54.727 --> 01:11:58.230
‫وقتی که آجیکا دم در بود،
‫چند بار اینجوری...

01:11:58.314 --> 01:12:03.110
‫- یه بار زد یا این که چند بار...
‫- نه، بنگ، بنگ، بنگ می‌کوبید

01:12:03.193 --> 01:12:05.779
‫خیلی خب. باشه.
‫بعدش شما گفتی...

01:12:05.863 --> 01:12:09.533
‫گفتی که ازش پرسیدی کی اونجاست؟
‫خیلی خب. اون چی گفت؟

01:12:10.951 --> 01:12:14.705
‫یا خدا، فکر کنم گفتش که
‫چرا اینجوری با بچه‌هام صحبت می‌کنی؟

01:12:14.788 --> 01:12:18.250
‫و منم گفتم که ببین، من باهات
‫حرفی ندارم، برو رد کارت

01:12:18.334 --> 01:12:21.003
‫می‌دونی، اگه مشکلی نداشت
‫باید به شماها زنگ می‌زد

01:12:21.086 --> 01:12:24.590
‫حقیقتش اگه واقعا فکر می‌کرد
‫که مشکلی هست

01:12:24.673 --> 01:12:26.508
‫درک نمی‌کنم که چرا خودش
‫پا شد اومد

01:12:26.592 --> 01:12:30.554
‫و شروع به کوبیدن در خونه‌م کرد
‫و داد و بیداد کرد

01:12:30.637 --> 01:12:33.599
‫و بعد از این که شما گفتی
‫برو پی کارت چی شد؟

01:12:33.682 --> 01:12:35.601
‫یه مدت سر و صدا خوابید

01:12:35.684 --> 01:12:39.104
‫و بعد دوباره شروع به کوبیدن کرد،
‫می‌دونی، همینجوری می‌کوبید

01:12:39.188 --> 01:12:40.064
‫یه کله در رو می‌کوبید

01:12:40.147 --> 01:12:44.735
‫به نظرت چقدر طول کشید؟
‫مثلا 5 یا 10 ثانیه یا دو دقیقه؟

01:12:44.818 --> 01:12:47.321
‫یه مدت زیادی طول کشید

01:12:47.404 --> 01:12:49.865
‫- احتمالا 20 تا 30 ثانیه.
‫- خیلی خب

01:12:50.366 --> 01:12:53.077
‫خیلی خب.
‫و وقتی که ساکت شد

01:12:53.160 --> 01:12:56.372
‫توی اون اولین دوری که درت رو زد

01:12:56.455 --> 01:12:58.540
‫اون موقع کجا بودی؟

01:12:58.624 --> 01:13:03.170
‫- رفتی...
‫- حقیقتش رفتم دستام رو بشورم

01:13:03.253 --> 01:13:05.756
‫چون نمی‌دونستم که کی دم دره
‫و می‌خواستم بدونم

01:13:05.839 --> 01:13:07.466
‫- و بعدش...
‫- خیلی خب

01:13:07.549 --> 01:13:09.760
‫- رفتم و دستام رو شستم.
‫- خیلی خب

01:13:09.843 --> 01:13:12.304
‫پس اون لحظه‌ای که همه چی
‫آروم شد

01:13:12.388 --> 01:13:14.098
‫تو فکر کردی که شاید رفته

01:13:14.181 --> 01:13:15.057
‫خیلی خب

01:13:15.140 --> 01:13:17.559
‫داشتی دستات رو توی دستشویی می‌شستی

01:13:17.643 --> 01:13:19.645
‫و بعد دوباره کوبیدن در و
‫داد و بیداد شروع شد

01:13:19.728 --> 01:13:22.231
‫و تو به آشپزخونه رفتی،
‫توی آشپزخونه چه‌کار می‌کردی؟

01:13:22.314 --> 01:13:24.024
‫دنبال گوشیم می‌گشتم

01:13:24.108 --> 01:13:27.111
‫گوشیم رو یه جایی گذاشتم
‫و دیگه داشتم وحشت‌زده می‌شدم

01:13:27.194 --> 01:13:28.862
‫دنبال گوشیم گشتم

01:13:28.946 --> 01:13:30.781
‫و بعد اون هی به در می‌کوبید

01:13:30.864 --> 01:13:33.200
‫می‌گفت که می‌کشمت!
‫بیا بیرون ببینم!

01:13:33.283 --> 01:13:35.411
‫می‌دونی... و خب من جایی نداشتم برم

01:13:35.494 --> 01:13:38.163
‫توی آشپزخونه بودم و در توری بود

01:13:38.247 --> 01:13:41.458
‫در توری همیشه قفله و خب
‫یه در بیشتر نیست

01:13:41.542 --> 01:13:43.127
‫واسه همین جایی برای فرار نیست.
‫نمی‌تونستم از خونه برم

01:13:43.210 --> 01:13:45.254
‫نمی‌تونستم بیرون برم.
‫می‌گفتم که خدایا به دادم برس

01:13:45.337 --> 01:13:48.424
‫و اونقدر محکم در رو می‌کوبید
‫که آینه‌ی روی درم می‌لرزید

01:13:48.507 --> 01:13:50.801
‫خیلی خب، وقتی که دوباره شروع به
‫کوبیدن در کرد

01:13:50.884 --> 01:13:54.763
‫و همه‌ی اون حرفا رو زد تا جایی که
‫شلیک کردی

01:13:54.847 --> 01:13:57.057
‫به نظرت چقدر طول کشید؟

01:13:57.683 --> 01:14:00.519
‫- 2 تا 5 دقیقه.
‫- 2 تا 5 دقیقه

01:14:00.602 --> 01:14:02.938
‫همه چیز... یه مدت از اتفاق می‌گذره.
‫آخه یه مدتی از این اتفاق می‌گذره

01:14:03.021 --> 01:14:05.023
‫همش پیش خودم می‌گفتم که عیبی نداره
‫الان دیگه افراد شما میان

01:14:05.107 --> 01:14:07.776
‫می‌دونی، چون قبلش زنگ زدم
‫و کسی نیومد

01:14:07.860 --> 01:14:10.320
‫کسی نیومد. گفتم ای بابا.
‫نمی‌تونستم گوشیم رو پیدا کنم

01:14:10.404 --> 01:14:12.906
‫و اونم همینجوری داشت در رو می‌کوبید
‫و داد و بیداد می‌کرد

01:14:12.990 --> 01:14:14.450
‫بهم می‌گفت که می‌کشمت

01:14:14.533 --> 01:14:17.536
‫منم گفتم این بار دیگه حتما می‌کشتم.
‫همش به این فکر می‌کردم

01:14:17.619 --> 01:14:20.164
‫این بار دیگه میاد توی خونه
‫و می‌کشتم

01:14:20.247 --> 01:14:21.290
‫بذار این رو ازت بپرسم

01:14:21.373 --> 01:14:24.209
‫شاید این سوال بهمون کمک کنه
‫تا چهارچوب زمانی بهتری داشته باشیم

01:14:24.293 --> 01:14:26.128
‫از زمانی که به اورژانس زنگ زدی

01:14:26.211 --> 01:14:30.174
‫گفتی این بچه‌ها دوباره به ملک من اومدن.
‫داد و بیداد می‌کنن

01:14:30.257 --> 01:14:34.303
‫اون اولین باری که زنگ زدی اورژانس
‫چی شد که تلفن رو قطع کردی؟

01:14:34.386 --> 01:14:38.307
‫چقدر قبل از این بود که پیداش بشه
‫و درت رو بعد از قطع کردن بکوبه؟

01:14:38.390 --> 01:14:41.351
‫- 10 دقیقه.
‫- 10 دقیقه؟ خیلی خب

01:14:41.852 --> 01:14:44.062
‫پس حدود 10 دقیقه بعد از این که
‫قطع کردی

01:14:44.146 --> 01:14:47.107
‫اونا گفتن که ما یه مامور فرستادیم
‫و تو راهه...

01:14:47.191 --> 01:14:51.028
‫ده دقیقه بعد از اینه که زنه میاد
‫و درت رو می‌کوبه

01:14:51.695 --> 01:14:54.907
‫اگه توی گوشیت رو بگردیم

01:14:54.990 --> 01:14:58.118
‫یا رایانه‌ت رو،
‫چیزی هست که نشون بده

01:14:58.202 --> 01:15:00.829
‫مثلا توی تاریخچه‌ی جست‌وجوهای
‫اینترنتیت

01:15:00.913 --> 01:15:02.706
‫که یه چیزهایی در مورد
‫دفاع از خود تحقیق کرده باشی؟

01:15:02.789 --> 01:15:05.125
‫- تا حالا قانون دفاع از خود به گوشت خورده؟
‫- آره

01:15:05.209 --> 01:15:07.503
‫تا حالا در این زمینه تحقیقی کردی؟

01:15:07.586 --> 01:15:09.963
‫آره، وقتی که بهش اشاره شد...

01:15:10.047 --> 01:15:14.968
‫یکی توی مغازه به یکی دیگه
‫شلیک کرده بود

01:15:15.052 --> 01:15:18.138
‫و اونا می‌گفتن قانون دفاع از خوده

01:15:18.222 --> 01:15:19.848
‫- توی فلوریدا همچین اتفاقی افتاده بود؟
‫- آره

01:15:19.932 --> 01:15:22.100
‫چون می‌دونم که هر ایالتی
‫قانون خودش رو در این زمینه داره

01:15:22.184 --> 01:15:24.853
‫- فکر کنم توی فلوریدا بود.
‫- خیلی خب

01:15:24.937 --> 01:15:26.939
‫- و واسه کی بود؟
‫- چند سال قبل

01:15:27.022 --> 01:15:29.191
‫- برای چند سال قبل بود؟
‫- آره، چند سال قبل بود

01:15:29.274 --> 01:15:32.736
‫پس این اواخر توی تاریخچه‌ی اینترنتت
‫چیزی پیدا نمی‌کنیم؟

01:15:32.819 --> 01:15:34.738
‫- امروز بهش نگاه کردم.
‫- امروز بهش نگاه کردی؟

01:15:34.821 --> 01:15:37.449
‫چون اون موقع توی فیس‌بوک بودم

01:15:37.991 --> 01:15:41.119
‫یه چیزی توی فیس‌بوک گذاشته بودن
‫که به چشمم خورد

01:15:41.203 --> 01:15:44.790
‫سوزان فکر می‌کنم بدونی
‫چرا همچین سوالی ازت می‌پرسم

01:15:44.873 --> 01:15:47.292
‫تو باهوشی، خب؟

01:15:47.376 --> 01:15:49.378
‫- و دلیلش اینه که...
‫- اصلا

01:15:49.461 --> 01:15:51.547
‫نه، به هیچ وجه.
‫می‌دونم چه فکری می‌کنید

01:15:51.630 --> 01:15:54.049
‫رفتم قوانین رو چک کردم
‫که ببینم می‌تونم کاری بکنم یا نه؟

01:15:54.132 --> 01:15:54.967
‫نه.
‫اصلا و ابدا

01:15:55.050 --> 01:15:57.386
‫موقعیت جوری نشده بود که
‫یه نقشه‌ای بکشی

01:15:57.469 --> 01:15:59.429
‫که از دست طرف خلاص بشی؟

01:15:59.513 --> 01:16:02.182
‫از شرایطی که واست به وجود آورده بودن
‫خسته شده بودی

01:16:02.266 --> 01:16:04.017
‫ما اولین بازجوییت رو بررسی کردیم

01:16:04.101 --> 01:16:06.395
‫و توی اولین بازجویی
‫به بچه‌ها گفته بودی

01:16:06.478 --> 01:16:09.606
‫- می‌دونی چیه؟ بگو مامانت بیاد.
‫- نه، نگفتم

01:16:10.190 --> 01:16:11.942
‫یه چیزی گفته بودی

01:16:12.025 --> 01:16:13.735
‫اونجا که گفته بودن
‫می‌رم مامانم رو بیارم...

01:16:13.819 --> 01:16:16.071
‫- گفتی که برو بیارش.
‫- برو بیارش

01:16:16.154 --> 01:16:17.990
‫که خب موردی نداره. منم اگه بودم
‫می‌خواستم با آدم بالغ صحبت کنم

01:16:18.073 --> 01:16:20.075
‫نمی‌خوام با یه بچه صحبت کنم

01:16:20.158 --> 01:16:21.410
‫یادم نمیاد همچین حرفی زده باشم

01:16:21.493 --> 01:16:23.120
‫وقتی کسی به اورژانس زنگ می‌زنه

01:16:23.203 --> 01:16:26.832
‫همین که تماس با مرکز برقرار می‌شه
‫ثبت و ضبط می‌شه

01:16:26.915 --> 01:16:29.918
‫بهمون یه چهارچوب زمانی می‌ده.
‫ساعت، دقیقه، ثانیه

01:16:30.002 --> 01:16:32.879
‫از همون اولش که تماس دریافت می‌شه

01:16:32.963 --> 01:16:34.965
‫تا زمانی که قطع می‌شه، ثبت می‌شه، خب؟

01:16:35.048 --> 01:16:37.384
‫و هر کسی که زنگ می‌زنه
‫همینه

01:16:37.467 --> 01:16:38.969
‫پس اولین باری که به اورژانس زنگ زدی

01:16:39.052 --> 01:16:42.681
‫در مورد پسربچه‌ها که بی‌اجازه وارد
‫ملکت شدن صحبت کردی...

01:16:42.764 --> 01:16:45.684
‫تماس ساعت 8:54 شب شروع شده

01:16:45.767 --> 01:16:47.060
‫درسته؟

01:16:47.144 --> 01:16:49.938
‫آره.
‫ساعت رو نگاه نمی‌کردم

01:16:50.022 --> 01:16:51.315
‫فقط یادمه که زنگ زدم

01:16:51.398 --> 01:16:53.400
‫توی مرکز پیام ما این زمان
‫ثبت شده

01:16:53.483 --> 01:16:58.655
‫و 5 دقیقه صحبت کردی و بعد
‫ساعت 8:59 قطع کردی

01:16:58.739 --> 01:17:01.158
‫ماموران تو راهن.
‫خیلی خب

01:17:01.241 --> 01:17:02.576
‫حالا خودت تخمین زدی

01:17:02.659 --> 01:17:06.246
‫که تقریبا ده دقیقه بعد از این که
‫تماس رو قطع کردی

01:17:06.330 --> 01:17:09.291
‫ای‌جی شروع به زدن درت کرد

01:17:09.374 --> 01:17:11.168
‫درسته؟
‫خیلی خب

01:17:11.251 --> 01:17:16.256
‫دومین تماست با اورژانس اونی بود که گفتی
‫زنه داره درم رو می‌کوبه

01:17:16.340 --> 01:17:19.676
‫من از پشت در بهش شلیک کردم.
‫اون تماس توی مرکز ما ثبت شده

01:17:19.760 --> 01:17:22.971
‫ساعت 9:01 دقیقه گرفته شده
‫که خب دو دقیقه بعد از اینه که

01:17:23.055 --> 01:17:25.974
‫تماس اولت با مرکز قطع شده

01:17:26.058 --> 01:17:28.101
‫پس تمام اون اتفاقی که می‌گی افتاده

01:17:28.185 --> 01:17:30.520
‫تو همون 2 دقیقه افتاده

01:17:30.604 --> 01:17:34.775
‫از کوبیدن مداوم در، تا گفتن این که
‫می‌کشمت. همه‌ی اینا

01:17:34.858 --> 01:17:39.363
‫تو همون دو دقیقه اتفاق افتاده.
‫اومده دم درت

01:17:39.446 --> 01:17:42.908
‫و همه‌ی این کارها رو کرده
‫و بعدش هم که ماشه رو کشیدی

01:17:42.991 --> 01:17:45.827
‫رفتی گوشیت رو پیدا کردی
‫و با اورژانس تماس گرفتی

01:17:45.911 --> 01:17:48.455
‫واسه همین می‌خوام...

01:17:48.538 --> 01:17:50.332
‫از نظر من این همه وقت گذشت

01:17:50.415 --> 01:17:52.334
‫واسه همین فکر کردم که این همه گذشته

01:17:52.417 --> 01:17:53.794
‫خب ما به وضوح مشخص کردیم

01:17:53.877 --> 01:17:56.171
‫این چیزی که تو فکر می‌کنی اشتباهه

01:17:56.254 --> 01:17:58.215
‫ولی تو اینجوری فکر کردی

01:17:58.298 --> 01:18:01.343
‫اینم بهم گفتی که
‫شنیدی گفته

01:18:01.426 --> 01:18:03.095
‫می‌کشمت

01:18:03.178 --> 01:18:05.597
‫امکانش هست که همچین چیزی هم نگفته باشه

01:18:05.681 --> 01:18:07.599
‫و تو فقط فکر کرده باشی
‫که همچین چیزی شنیدی؟

01:18:07.683 --> 01:18:10.435
‫درست همون طور که فکر کردی مدت زمان
‫بین دو تا تماس 10 دقیقه طول کشیده؟

01:18:10.519 --> 01:18:13.605
‫فکر کردم گفت که می‌کشمت

01:18:13.689 --> 01:18:14.731
‫تو، سوزان

01:18:14.815 --> 01:18:17.401
‫در مورد قانون دفاع از خود تحقیق کردی

01:18:17.484 --> 01:18:20.737
‫و برنامه ریختی که همچین اتفاقی بیفته؟

01:18:20.821 --> 01:18:23.740
‫یه بازه‌ی زمانی اینجا داریم.
‫این سوزانیه که اینجاست؟

01:18:23.824 --> 01:18:26.535
‫و بعد اینم هست که...
‫امکان داره سوزان اینجا باشه...

01:18:26.618 --> 01:18:32.332
‫که بگه من توی خونه یه اسلحه دارم،
‫ترسیدم

01:18:32.416 --> 01:18:36.211
‫یکی در رو می‌زنه، می‌خوام که
‫فراریش بدم

01:18:36.294 --> 01:18:39.297
‫من فقط تفنگ رو برداشتم
‫و اتفاقی شلیک کردم

01:18:39.381 --> 01:18:41.299
‫یه سوزان این مدلی
‫توی دنیا هست

01:18:41.383 --> 01:18:43.260
‫تو یه جایی این وسط مسطا پیدا کردی

01:18:43.343 --> 01:18:47.055
‫و می‌خوای این قضیه رو توجیه کنی
‫ولی خب اصلا منطقی نیست

01:18:47.139 --> 01:18:50.308
‫پس این فرصت رو داری که
‫چیزی رو بهمون بگی

01:18:50.392 --> 01:18:51.810
‫که منطقی باشه

01:18:51.893 --> 01:18:54.938
‫نه این که ازت عصبانی بشم.
‫نه این که بخوام قاتی کنم

01:18:55.021 --> 01:18:59.443
‫ولی وقتی که ای‌جی اونجا اومده...

01:18:59.526 --> 01:19:01.945
‫چه اتفاقی افتاده؟
‫چی شده؟

01:19:02.028 --> 01:19:04.698
‫من رو به لحظه‌ای ببر که
‫تفنگ رو توی دستت داشتی

01:19:04.781 --> 01:19:06.283
‫چه فکری می‌کردی؟

01:19:06.366 --> 01:19:08.118
‫تنها چیزی که می‌خواستم
‫این بود که بره

01:19:08.201 --> 01:19:11.621
‫می‌دونی، فکر می‌کردم که از در میاد
‫و می‌کشتم

01:19:11.705 --> 01:19:13.540
‫متاسفم.
‫اینجوری حس کردم

01:19:13.623 --> 01:19:17.002
‫فکر کردم از در میاد و می‌کشتم

01:19:17.085 --> 01:19:19.463
‫خیلی ترسناک بود

01:19:19.546 --> 01:19:22.215
‫- از اتفاقی که افتاده، ناراحتی؟
‫- وای خدا، آره

01:19:22.299 --> 01:19:26.428
‫بذار این رو ازت بپرسم.
‫گفتی که امروز فیس‌بوک رفتی

01:19:27.095 --> 01:19:29.723
‫می‌تونم تصور کنم که یه جایی
‫یه سری اخبار و داستان

01:19:29.806 --> 01:19:32.809
‫از این قضیه دیدی

01:19:32.893 --> 01:19:35.437
‫- بله.
‫- خیلی خب. چیا دیدی؟

01:19:35.520 --> 01:19:37.105
‫تبلت به بچه پرت کردم

01:19:37.189 --> 01:19:40.692
‫همه‌ی حرفایی که هیچ وقت نگفتم

01:19:41.193 --> 01:19:42.402
‫می‌دونی من چی دیدم؟

01:19:42.486 --> 01:19:45.655
‫4 تا بچه‌ای رو دیدم که
‫دیگه مادر ندارن

01:19:47.324 --> 01:19:52.746
‫و نمی‌خوام رفتار بدشون با تو رو
‫در نظر نگیرم

01:19:53.830 --> 01:19:57.042
‫ولی هر چی باشه بچه‌ن دیگه، درسته؟

01:19:57.542 --> 01:20:00.045
‫و حالا مادری ندارن که به خونه بیاد

01:20:01.963 --> 01:20:05.467
‫و فکر کنم می‌دونی کاری که کردی
‫اشتباه بوده

01:20:06.343 --> 01:20:12.098
‫به نظرم می‌دونی که مامورها
‫تو راه بودن

01:20:13.517 --> 01:20:16.436
‫ولی یه مواقعی هم بوده که زنگ زدم
‫و مامورها اصلا نیومدن

01:20:16.520 --> 01:20:18.939
‫درک می‌کنم.
‫دو دقیقه شده بوده...

01:20:19.022 --> 01:20:20.357
‫واسه من دو دقیقه نشد

01:20:20.440 --> 01:20:23.276
‫واسه من خیلی بیشتر شد.
‫توی ذهنم، حس کردم...

01:20:23.360 --> 01:20:27.906
‫آخه توی واقعیت یه زمان بیشتر نداریم

01:20:27.989 --> 01:20:31.493
‫و درک می‌کنم که درک هر کسی از زمان
‫می‌تونه متفاوت باشه

01:20:31.576 --> 01:20:34.830
‫ولی توی واقعیت اشیا
‫تو تازه قطع کرده بودی

01:20:36.373 --> 01:20:39.125
‫در عرض دو دقیقه
‫از اونور در شلیک شده

01:20:39.209 --> 01:20:43.964
‫هیچ جوره نمی‌شه همچین چیزی رو
‫توی ذهن توجیه کرد

01:20:44.047 --> 01:20:46.508
‫فکر نمی‌کنم که توی ذهن کارآگاه پیندر

01:20:46.591 --> 01:20:49.719
‫و به وضوح توی ذهن بقیه‌ی مردم
‫که توی این پرونده باهاشون صحبت کردیم

01:20:49.803 --> 01:20:52.472
‫دادستان یا وکیل، همچین چیزی باشه

01:20:52.556 --> 01:20:54.641
‫منظورم اینه...

01:20:56.518 --> 01:20:58.562
‫در حال حاضر ما با مامورهای ایالتی هم
‫صحبت کردیم

01:20:58.645 --> 01:21:02.107
‫و اونا هم با ما موافق هستن

01:21:02.190 --> 01:21:05.068
‫که تو با اتهام قتل روبرو بشی

01:21:05.151 --> 01:21:06.653
‫- باشه؟
‫- باشه

01:21:07.153 --> 01:21:10.657
‫نمی‌دونم چی بگم.
‫ترس جونم رو داشتم

01:21:10.740 --> 01:21:13.994
‫به خدا قسم ترسیده بودم که الان
‫از در تو میاد

01:21:14.077 --> 01:21:15.954
‫متاسفم.
‫اینجوری حس کردم

01:21:16.454 --> 01:21:20.917
‫نمی‌تونم حسی که داشتم رو عوض کنم.
‫از طرف من فقط ترس و وحشت بود

01:21:21.001 --> 01:21:23.712
‫به قرآن که فقط می‌لرزیدم

01:21:25.213 --> 01:21:27.340
‫یکی از چیزهایی که می‌خوام بپرسم

01:21:27.424 --> 01:21:31.720
‫چون جایی که بهت خبر دادم، می‌دونی...

01:21:31.803 --> 01:21:35.390
‫که بعد از تیراندازی واقعا
‫چه بلایی سر ای‌جی اومده

01:21:35.473 --> 01:21:37.058
‫می‌دونی، که اون فوت کرده

01:21:37.142 --> 01:21:39.978
‫و خب مشخصه که 4 تا بچه داره

01:21:41.354 --> 01:21:44.232
‫و می‌دونی، داشتم مصاحبه‌ها باهاشون

01:21:44.316 --> 01:21:46.151
‫و احساساتی که داشتن رو

01:21:46.234 --> 01:21:48.653
‫تماشا می‌کردم

01:21:48.737 --> 01:21:51.406
‫و تو هم تو مقطعی از صحبت‌هامون

01:21:51.489 --> 01:21:54.451
‫همون احساسات رو نشون دادی

01:21:54.534 --> 01:21:58.246
‫و خب مشخصه که نمی‌تونم اجازه بدم
‫با خانواده‌ش ملاقات کنی

01:21:58.330 --> 01:22:02.375
‫یا حتی بهشون پیام بدم

01:22:02.459 --> 01:22:06.630
‫ولی خب اگه خودت دوست داشته باشی
‫می‌تونم اجازه بدم که واسه‌شون نامه بنویسی

01:22:06.713 --> 01:22:12.552
‫یا حالا یه چیزی مثل نامه که خب
‫هر چیزی توی ذهنته رو توش بگی

01:22:12.636 --> 01:22:13.553
‫مجبور نیستی

01:22:13.637 --> 01:22:15.931
‫ما یه کاغذ و خودکار توی اتاق می‌ذاریم

01:22:16.014 --> 01:22:17.641
‫ما یه سری کارها داریم که باید انجام بدیم

01:22:17.724 --> 01:22:20.101
‫واسه همین باید بریم بیرون

01:22:20.185 --> 01:22:22.562
‫و با رئیس‌مون صحبت کنیم

01:22:24.147 --> 01:22:26.575
‫من به همه‌ی اونایی که
‫نمی‌تونیم بذاریم

01:22:26.600 --> 01:22:29.259
‫با خانواده‌ی مقتول صحبت کنن،
‫همچین پیشنهادی می‌دم

01:22:29.319 --> 01:22:32.072
‫- یعنی روال کاری‌مونه.
‫- درک می‌کنم

01:22:32.572 --> 01:22:34.240
‫پس اگه دوست داری، انجام بده

01:22:34.324 --> 01:22:37.202
‫همون طور که اون گفت، ما می‌ریم
‫کارهامون رو انجام بدیم

01:22:37.285 --> 01:22:39.788
‫ولی خب موضع ایالت در حال حاضر اینه،
‫موضع ما اینه

01:22:39.871 --> 01:22:42.332
‫یه دقیقه دیگه میام بیشتر باهات
‫صحبت می‌کنم

01:22:42.415 --> 01:22:46.336
‫ولی اگه می‌خوای چیزی واسه‌شون بنویسی
‫کاغذ و قلم اونجاست، خب؟

01:22:47.000 --> 01:22:50.000
!ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید
.:: Bamabin.com ::.

01:22:50.184 --> 01:22:52.184
‫::.مترجم: حسین سرخیل.::

01:24:14.466 --> 01:24:18.845
‫خیلی خب سوزان. باید با این ماموری که
‫اینجاست، بری

01:24:19.679 --> 01:24:21.473
‫- نه.
‫- جان؟

01:24:21.556 --> 01:24:22.515
‫- نه.
‫- نه چی؟

01:24:22.599 --> 01:24:24.642
‫- نمی‌تونم.
‫- چی شده؟ جریان چیه؟

01:24:24.726 --> 01:24:27.604
‫نمی‌تونم. شرمنده.
‫نمی‌تونم همچین کاری بکنم

01:24:31.149 --> 01:24:33.568
‫متاسفانه

01:24:33.651 --> 01:24:37.530
‫به نقطه‌ای رسیدیم که
‫این اتفاق باید بیفته

01:24:37.614 --> 01:24:41.201
‫مشخصه که این کار محکومیت نیست

01:24:41.284 --> 01:24:42.952
‫فقط متهم می‌شی

01:24:43.036 --> 01:24:45.413
‫و بعد توی دادگاه بهت وقت می‌دن

01:24:45.497 --> 01:24:48.792
‫که داستان خودت رو تعریف کنی

01:24:50.418 --> 01:24:52.170
‫خیلی خب، پس با این مامور می‌ری

01:24:52.253 --> 01:24:53.129
‫نه، نمی‌رم

01:24:53.213 --> 01:24:54.923
‫- اطلاعاتت ثبت و ضبط می‌شه.
‫- نه، نمی‌رم

01:24:55.006 --> 01:24:57.092
‫- اثر انگشت می‌گیرن.
‫- نه

01:24:57.175 --> 01:24:59.052
‫ازت عکس می‌گیرن

01:24:59.135 --> 01:25:02.263
‫و بعد صبح تفهیم اتهام می‌شی

01:25:03.681 --> 01:25:05.391
‫نمی‌خوام. ببخشید

01:25:06.059 --> 01:25:07.143
‫اونجا تلفن هست

01:25:07.227 --> 01:25:09.062
‫می‌تونی با هر کسی که می‌خوای
‫تماس بگیری

01:25:09.145 --> 01:25:10.897
‫- همونجا که اطلاعاتت رو می‌گیرن.
‫- نمی‌خوام

01:25:10.980 --> 01:25:15.527
‫آخه... سوزان... مجبوریم

01:25:15.610 --> 01:25:19.072
‫الان اتهامی نیست.
‫فقط بازداشت می‌شی

01:25:19.155 --> 01:25:21.991
‫در واقع می‌تونیم بهش به زور
‫دستبند بزنیم

01:25:22.075 --> 01:25:23.827
‫بذار دستبندت رو بزنیم

01:25:23.910 --> 01:25:26.121
‫- پاشو.
‫- نه. به من دست نزن

01:25:26.204 --> 01:25:28.540
‫- پاشو سوزان.
‫- نه، نه، ببخشید. نمی‌تونم

01:25:28.623 --> 01:25:32.043
‫دو راه برای انجامش داریم.
‫هم راحت و هم سخت

01:25:32.127 --> 01:25:34.003
‫- شرمنده.
‫- ما نمی‌خوایم از راه سختش بریم

01:25:34.087 --> 01:25:36.339
‫- خیلی شرمنده‌م.
‫- سوزان خودت رو جای ما بذار

01:25:36.422 --> 01:25:39.050
‫چاره‌ای نداریم.
‫تو می‌ری

01:25:39.134 --> 01:25:41.177
‫شرمنده.
‫نمی‌تونم

01:25:42.053 --> 01:25:43.596
‫سوزان متوجه این مسئله هستی که

01:25:43.680 --> 01:25:47.100
‫از جانب داستانی که تو بهمون دادی

01:25:47.183 --> 01:25:54.065
‫این خودداری و مقاومت باعث می‌شه
‫که بد به نظر بیای، خب؟

01:25:54.149 --> 01:25:57.277
‫شرمنده. حالم خوش نیست.
‫نمی‌تونم

01:25:57.360 --> 01:25:59.529
‫خیلی خب، باشه، اونجا پزشک دارن

01:25:59.612 --> 01:26:01.990
‫- می‌تونن بهت کمک کنن.
‫- جلوی در پرستار وایساده

01:26:02.073 --> 01:26:04.742
‫بهشون نسخه‌ی داروهایی
‫که مصرف می‌کنی رو بده

01:26:04.826 --> 01:26:06.327
‫بهت کمک می‌کنن

01:26:06.411 --> 01:26:08.413
‫و هر چی که نیاز داری رو بهت می‌دن

01:26:08.496 --> 01:26:10.498
‫- نه، نمی‌تونم.
‫- باید این کار رو تموم کنیم، خب؟

01:26:10.582 --> 01:26:12.625
‫- باید بری.
‫- نمی‌تونم

01:26:12.709 --> 01:26:15.044
‫- خیلی خب...
‫- بجنب سوزان، بلند شو

01:26:15.128 --> 01:26:17.130
‫- وقت واسه بحث و دعوا نداریم.
‫- نمی‌تونم

01:26:17.213 --> 01:26:19.757
‫خیلی خب، ولی درک می‌کنی که
‫بازداشتی

01:26:19.841 --> 01:26:22.385
‫و در هر صورت به زندان برده می‌شی دیگه؟

01:26:22.468 --> 01:26:23.803
‫- واسم مهم نیست.
‫- سوزان

01:26:23.887 --> 01:26:26.055
‫نمی‌تونم همچین کاری بکنم.
‫شرمنده

01:26:26.639 --> 01:26:30.685
‫حرفایی که می‌زنی و کاری که می‌کنی
‫اصلا منطقی نیست

01:26:30.768 --> 01:26:31.644
‫می‌دونم که نیست

01:26:31.728 --> 01:26:33.938
‫- افرادی بودن...
‫- نمی‌تونم همچین کاری بکنم

01:26:34.022 --> 01:26:37.817
‫وقتی می‌گی می‌دونی که منطقی نیست
‫به نظرم منطقی نمیاد

01:26:37.901 --> 01:26:40.445
‫درک می‌کنم. فقط این که نمی‌تونم.
‫شرمنده

01:26:40.528 --> 01:26:42.739
‫خیلی خب، پس باید بگم
‫واسه همینه که کار به اینجا کشیده سوزان

01:26:42.822 --> 01:26:46.201
‫چون تصمیماتی که می‌گیری
‫اصلا منطقی نیستن

01:26:46.284 --> 01:26:48.786
‫درست مثل چیزی که الان داریم تجربه می‌کنیم

01:26:48.870 --> 01:26:51.039
‫نمی‌تونم همچین کاری بکنم.
‫نمی‌تونم

01:26:51.122 --> 01:26:54.292
‫آدمایی روی این صندلی نشستن
‫که خلاف‌های زیادی کردن

01:26:54.375 --> 01:26:56.628
‫و خودشون بلند شد
‫و با میل خودشون رفتن

01:26:56.711 --> 01:26:58.796
‫خیلی هم کارهای بدی کردن

01:26:58.880 --> 01:27:00.965
‫خب؟ فقط تو نیستی که،
‫ولی من باید...

01:27:01.049 --> 01:27:02.759
‫خیلی حالم بده.
‫نمی‌تونم

01:27:02.842 --> 01:27:05.303
‫باشه. می‌ریم زندان

01:27:05.386 --> 01:27:08.306
‫تغییری به وجود نمیاد.
‫متوقف‌شدنی نیست

01:27:08.389 --> 01:27:09.849
‫واسم مهم نیست.
‫من رو بکشید

01:27:10.350 --> 01:27:15.063
‫کسی رو نمی‌کشیم.
‫می‌بریمت زندان

01:27:15.146 --> 01:27:17.774
‫ترجیح می‌دیم با پای خودت بری
‫تا این که تا اونجا ببریمت

01:27:17.857 --> 01:27:20.526
‫اگه خودت تا اونجا بری
‫واسه همه‌مون بهتره

01:27:20.610 --> 01:27:22.528
‫- می‌شه لطفا وایسی؟
‫- نه

01:27:22.612 --> 01:27:24.989
‫خب که چی، می‌خوای تا آخر شب
‫اینجا بشینی؟

01:27:25.073 --> 01:27:27.992
‫نمی‌دونم چه‌کار می‌کنم.
‫احتمالا سکته کنم و بمیرم

01:27:28.576 --> 01:27:31.579
‫همون طور که گفتم، اونجا پزشک هست.
‫ما می‌خوایم که اونجا ببریمت

01:27:31.663 --> 01:27:33.122
‫هر چه سریع‌تر به اونجا بری

01:27:33.206 --> 01:27:35.833
‫سریع‌تر یکی می‌تونه بهت کمک کنه

01:27:35.917 --> 01:27:36.834
‫نمی‌تونم

01:27:36.918 --> 01:27:39.796
‫سوزان این اتفاقیه که میفته.
‫بهت دستبند می‌زنیم

01:27:39.879 --> 01:27:42.674
‫و اگه مجبور بشیم که به زور ببریمت

01:27:42.757 --> 01:27:44.801
‫همین کار رو می‌کنیم، چون که
‫ماموریم و معذور

01:27:44.884 --> 01:27:46.803
‫و باید به زندان ببریمت، خب؟

01:27:46.886 --> 01:27:48.680
‫- ممنون که بلند می‌شی.
‫- ببخشید، من فقط...

01:27:48.763 --> 01:27:49.889
‫درک می‌کنم

01:27:49.973 --> 01:27:51.683
‫دستات رو بیار پشتت

01:27:59.065 --> 01:28:00.441
‫ممنونم سوزان

01:28:00.525 --> 01:28:03.278
‫از عمد نکردم.
‫واسه‌ش برنامه نریخته بودم

01:28:03.361 --> 01:28:06.155
‫از قبل بهش فکر نکرده بودم.
‫همچین چیزی نبود

01:28:06.239 --> 01:28:07.657
‫مسخره‌ست

01:28:16.374 --> 01:28:18.001
‫از اینور می‌ریم...

01:29:18.144 --> 01:29:23.191
‫خدا مادرتون رو بیامرزه.
‫اصلا قصد نداشتم مادرتون رو بکشم

01:29:23.274 --> 01:29:28.029
‫ترسیده بودم که مامان‌تون می‌خواد
‫من رو بکشه

01:29:28.112 --> 01:29:30.073
‫از روی ترس...

01:29:31.366 --> 01:29:34.452
‫شلیک کردم

01:29:51.636 --> 01:29:53.304
‫کلانتر وودز هستم

01:29:53.388 --> 01:29:55.473
‫و هر چند نشد که مستقیم باهاتون
‫صحبت کنم

01:29:55.556 --> 01:29:57.266
‫ولی به همه‌تون یه قول داده بودم

01:29:57.350 --> 01:29:58.726
‫و زنگ زدم که بگم

01:29:58.810 --> 01:30:02.814
‫اون زنه رو، همون تیرانداز رو
‫دستگیر کردیم

01:30:02.897 --> 01:30:05.274
‫الان بازداشته

01:30:05.358 --> 01:30:07.485
‫من مادر آجیکا هستم

01:30:08.611 --> 01:30:12.740
‫شاید بهش نگاه کنید
‫و بگید که چیز زیادی نداشت

01:30:13.950 --> 01:30:15.618
‫اون همه چیز داشت

01:30:16.953 --> 01:30:21.582
‫عشق داشت.
‫شور داشت

01:30:24.085 --> 01:30:28.548
‫4 تا بچه‌ی خوشگل داشت

01:30:29.090 --> 01:30:32.009
‫با عذاب وجدان بزرگ نشید

01:30:32.093 --> 01:30:34.679
‫نگید که اگه من اون کار رو نکرده بودم
‫مامان الان زنده بود، نه

01:30:34.762 --> 01:30:39.684
‫مامان انتخاب کرد که پشت شما دربیاد.
‫چون مامان می‌دونست

01:30:39.767 --> 01:30:44.856
‫اگه اجازه بده آدم‌ها بهتون توهین کنن
‫و اون پشت‌تون درنیاد

01:30:45.356 --> 01:30:52.113
‫شما با این حس بزرگ می‌شید که موجوداتی هستید
‫که می‌شه بهتون توهین کرد

01:30:52.196 --> 01:30:55.283
‫اون از بین شما و اون زن
‫شما رو انتخاب کرد

01:30:56.617 --> 01:30:58.870
‫مادرها همچین کاری می‌کنن

01:31:00.621 --> 01:31:06.377
‫ازتون می‌خوام همون آدم‌هایی بشید
‫که اون می‌خواست بشید

01:31:16.179 --> 01:31:19.932
‫شبی که این اتفاق افتاد

01:31:20.683 --> 01:31:23.311
‫تو ماشین خاله‌م خوابیدم

01:31:25.104 --> 01:31:29.609
‫و مامانم به شکل یه فرشته
‫به خوابم اومد

01:31:37.430 --> 01:31:41.070
‫[میزان استفاده از قانون دفاع از
‫خود در جنایت‌های منجر به قتل]

01:31:41.095 --> 01:31:44.454
‫[بین 8 تا 11 درصد افزایش پیدا کرده؛
‫یعنی چیزی حدود 700 قتل در سال]

01:31:45.178 --> 01:31:48.117
‫[تحقیقات نشان می‌دهند که
‫شانس استناد و موفقیت سفیدپوستان]

01:31:48.142 --> 01:31:51.202
‫[هنگام قتل سیاهپوستان به این قانون
‫بسیار بیشتر است]

01:31:55.259 --> 01:31:56.636
‫اعضای هیئت منصفه

01:31:56.719 --> 01:32:00.389
‫شما به عنوان قضاوت‌کنندگان این پرونده
‫انتخاب شدید و قسم خوردید

01:32:00.473 --> 01:32:04.227
‫این پرونده‌ی دادستان فلوریدا
‫در برابر سوزان لوئیز لورینس‌ه

01:32:04.310 --> 01:32:08.314
‫سوزان لورینس متهم به قتل با استفاده از
‫سلاح گرمه

01:32:21.744 --> 01:32:25.498
‫اصلا دیدی که دست مامان ایزی و آیزاک
‫به دستگیره‌ی در برسه؟

01:32:25.581 --> 01:32:26.582
‫نه

01:32:26.666 --> 01:32:31.337
‫اصلا شنیدی که مامان ایزی و آیزاک
‫بگه می‌کشمت؟

01:32:31.921 --> 01:32:33.005
‫نه

01:32:33.089 --> 01:32:36.717
‫اصلا شنیدی که

01:32:36.801 --> 01:32:40.680
‫مامان ایزی و آیزاک بگه که می‌کشمت؟

01:32:40.763 --> 01:32:41.889
‫نه جناب

01:32:42.723 --> 01:32:45.393
‫قبلا توی محله تیراندازی شده بود؟

01:32:45.476 --> 01:32:47.228
‫- اعتراض دارم. بی‌ربطه.
‫- بله

01:32:47.311 --> 01:32:48.479
‫وارده

01:32:49.146 --> 01:32:51.941
‫عین یه تابلوی پلاستیکیه،
‫مقوایی نیست

01:32:52.024 --> 01:32:55.069
‫از اینایی که پایه‌های فلزی دارن
‫و توی مغازه‌ها هست

01:32:57.071 --> 01:33:01.409
‫و خانم اوونز به شما گفت که
‫اون شب به سوزان گفته

01:33:01.909 --> 01:33:03.578
‫دفعه‌ی بعد که حرفی به بچه‌هام بزنی

01:33:03.661 --> 01:33:06.497
‫با من طرفی، درسته؟

01:33:06.581 --> 01:33:07.707
‫درسته

01:33:07.790 --> 01:33:10.459
‫تا حالا خودتون به هیچ کدوم از این بچه‌ها
‫گفتید که

01:33:10.543 --> 01:33:12.169
‫اجازه ندارن همچین کاری بکنن؟

01:33:12.253 --> 01:33:13.254
‫نگفتم

01:33:13.337 --> 01:33:15.464
‫چرا نگفتید؟

01:33:15.548 --> 01:33:17.550
‫- چون زمین من نیست.
‫- خیلی خب

01:33:18.342 --> 01:33:21.137
‫عکس شماره‌ی 12 تصویر اون اسکیت‌هاست

01:33:21.220 --> 01:33:22.096
‫آره، خودشه

01:33:33.149 --> 01:33:34.984
‫نمی‌دونم کجاست

01:33:35.067 --> 01:33:37.320
‫من هنوزم تو خونه‌م.
‫درم رو به روش باز نکردم

01:33:39.280 --> 01:33:41.240
‫وقتی که به صحنه رسیدم

01:33:41.324 --> 01:33:43.326
‫خیلی شلوغ بود

01:33:43.409 --> 01:33:45.953
‫دیدم که قربانی روی زمین خوابیده

01:33:46.037 --> 01:33:48.623
‫و چند نفر می‌گن که تیر خورده

01:33:48.706 --> 01:33:50.958
‫بررسی کردید که ببینید به غیر از گلوله

01:33:51.042 --> 01:33:53.669
‫به قسمت بیرونی در آسیب دیگه‌ای هم
‫وارد شده یا نه؟

01:33:53.753 --> 01:33:55.755
‫من که چیزی ندیدم

01:33:55.838 --> 01:33:58.591
‫چیز قابل ذکری توی اون سطل آشغالی

01:33:58.674 --> 01:34:00.301
‫زیر شماره‌ی سه پیدا کردید؟

01:34:00.384 --> 01:34:02.803
‫دو تا اسلحه بود

01:34:03.512 --> 01:34:05.431
‫این اسلحه‌ست

01:34:08.476 --> 01:34:10.561
‫اگه مدارک با صحبت‌های شما
‫متناقض باشه

01:34:10.645 --> 01:34:13.648
‫جلوه‌ی خوبی نداره

01:34:14.649 --> 01:34:16.984
‫مجبورش کردید یا تهدیدش کردید

01:34:17.068 --> 01:34:19.570
‫که ششم ژوئن برای بار دوم
‫باهاتون صحبت کنه؟

01:34:19.654 --> 01:34:20.571
‫نه جناب

01:34:20.655 --> 01:34:22.740
‫که خب دو دقیقه بعد از اینه که

01:34:22.823 --> 01:34:25.242
‫تماس اولت با مرکز قطع شده

01:34:25.326 --> 01:34:27.703
‫پس تمام اون اتفاقی که می‌گی افتاده

01:34:27.787 --> 01:34:30.247
‫تو همون 2 دقیقه جلوی در خونه‌ت افتاده

01:34:31.415 --> 01:34:32.416
‫این پرونده

01:34:32.500 --> 01:34:34.502
‫از شما به عنوان هیئت منصفه می‌خواد

01:34:34.585 --> 01:34:36.212
‫که به یه سوال جواب بدید

01:34:36.879 --> 01:34:39.590
‫کار منطقی‌ای بود

01:34:39.674 --> 01:34:44.470
‫که از پشت یه در بسته، قفل‌شده و فلزی

01:34:44.553 --> 01:34:47.473
‫به کسی شلیک کنید که در رو می‌کوبیده
‫و داد و بیداد می‌کرده؟

01:34:47.973 --> 01:34:49.600
‫این سوال نهایی این پرونده‌ست

01:34:50.893 --> 01:34:54.105
‫اگه هر جای این نمودار

01:34:54.188 --> 01:34:56.065
‫به غیر از اون قسمت قرمز پایینی باشید

01:34:56.148 --> 01:34:58.859
‫باید بگید سوزان لورینس بی‌گناهه

01:35:01.529 --> 01:35:04.198
‫اعلام می‌کنم که رای خونده بشه

01:35:08.202 --> 01:35:09.662
‫رای در مورد موضوع اول

01:35:09.745 --> 01:35:13.833
‫ما اعضای هیئت منصفه
‫در خصوص اتهام اول

01:35:13.916 --> 01:35:16.210
‫متهم رو محکوم به قتل می‌دونیم

01:35:16.293 --> 01:35:18.879
‫دادستان حین دادگاه تونست اثبات کنه

01:35:18.963 --> 01:35:23.300
‫که متهم به شخصه از سلاح گرم
‫استفاده کرده؟

01:35:23.384 --> 01:35:27.972
‫بله. این رای ما در تاریخ 16 آگوست
‫سال 2024ه

01:35:28.681 --> 01:35:33.728
‫خانم لورینس، هیئت منصفه رای به محکومیت شما
‫به جرم قتل درجه یک داده

01:35:33.811 --> 01:35:36.897
‫شما توی زندان شهرستان ماریون
‫بدون قید وثیقه زندانی می‌شید

01:35:36.981 --> 01:35:39.817
‫باشه؟
‫ممنونم و موفق باشید

01:35:39.900 --> 01:35:41.569
‫ممنونم قاضی.
‫اجازه‌ی مرخصی می‌دید؟

01:35:41.652 --> 01:35:43.154
‫- بله خانم.
‫- ممنونم

01:35:48.909 --> 01:35:51.370
‫عزیزم!
‫خدا رو شکر!

01:35:57.394 --> 01:35:59.465
‫[در 25 نوامبر سال 2024،
‫سوزان لورینس به جرم]

01:35:59.490 --> 01:36:01.418
‫[قتل آجیکا اوونز به 25 سال حبس محکوم شد]

01:36:06.442 --> 01:36:10.442
‫[قاضی رسیدگی‌کننده بیان کرد که از نظرش
‫تیراندازی بیشتر از سر خشم بوده تا ترس]

01:36:17.466 --> 01:36:20.466
‫[تقدیم به روح پرفتوح و ملکوتی آجیکا اوونز-
‫آیزاک، ایزرائیل، آفریقا و تایتوس]

01:36:21.090 --> 01:36:23.090
‫::.مترجم: حسین سرخیل.::
