WEBVTT

00:00.221 --> 00:10.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:10.051 --> 00:14.021
.:: برگردان به پارسی: مرتضی راکی ::.

00:27.895 --> 00:37.649
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:39.261 --> 00:41.661
‫این دنیا پر از آدمه.

00:41.781 --> 00:45.821
‫بعضیا سالمن، مریض نیستن.
‫بعضیا مَردن، زن نیستن.

00:45.941 --> 00:50.101
‫بعضیا عاقلن، احمق نیستن.
‫خوشگلن، زشت نیستن.

00:50.221 --> 00:54.181
‫و بعضیا هم همه‌ اینا هستن،
‫اونم همزمان.

00:55.501 --> 01:00.141
‫بالدور و آرنی هر دوتاشون سالم،
‫خوشگل و عاقل بودن.

01:00.261 --> 01:02.981
‫پسرای رئیس قبیله.

01:04.221 --> 01:07.078
‫بعد از یه شبیخون، رئیس
‫به هر دوشون یه تبر داد

01:07.102 --> 01:08.301
‫که دسش از صدف بود

01:08.421 --> 01:12.261
‫صدفایی از دریاهای اون سر دنیا.

01:18.301 --> 01:21.541
‫اما یه روز آروم تابستونی،
‫به دهکد‌شون حمله شد

01:21.661 --> 01:24.901
‫و همه فرار کردن که پناه بگیرن.

01:25.021 --> 01:30.421
‫چون بالدور کوچیکتر بود،
‫سنگینی تبر سرعتشو گرفت.

01:42.541 --> 01:45.181
‫بالدور اون روز دست چپشو از دست داد

01:45.301 --> 01:48.741
‫و دنیای واقعیش واسه همیشه عوض شد.

01:50.021 --> 01:54.501
‫حس متفاوت بودن و طردشدگی
‫مثل خوره افتاد به جونش.

01:54.621 --> 01:57.861
‫یهو بالدور یادش رفت کی بوده.

01:59.781 --> 02:04.541
‫دیگه نه حس میکرد سالمه،
‫نه عاقل و نه خوشگل.

02:04.661 --> 02:07.861
‫فکر میکرد ارزشش از بقیه کمتره.

02:09.261 --> 02:14.141
‫رئیس قبیله که همیشه قسم میخورد
‫زیر دست اون همه با هم برابرن

02:14.261 --> 02:18.661
‫طاقت نداشت ببینه
‫پسر کوچیکش داره ذره‌ذره آب میشه.

02:18.781 --> 02:23.261
‫اون تصمیم گرفت که تمام پسرا، مردا،
‫پیرمردها و حتی نوزادان

02:23.381 --> 02:25.541
‫در تمام دهکده‌ های قلمروش

02:25.661 --> 02:28.541
‫اونا هم باید دست چپشونو قربانی کنن.

02:30.221 --> 02:33.221
‫چون میدونست اگه همه ناقص باشن

02:33.341 --> 02:35.701
‫دیگه کسی ناقص نیست.

02:39.621 --> 02:43.861
‫و از اونجایی که واقعیت بالدور
‫تغییرپذیر نبود

02:43.981 --> 02:48.181
‫پس باید واقعیت دنیای اطرافش
‫به جاش عوض میشد.

02:48.861 --> 02:53.781
‫[ آخرین وایکینگ ]

03:27.181 --> 03:33.461
‫سه تا شیش نفر سارق مسلح به زور وارد
‫شرکت حمل پول لومیس شدن.

03:33.581 --> 03:37.341
‫سارقان وحشی، حرفه‌ای و
‫کاملا با نقشه بودن.

03:37.461 --> 03:42.341
‫شاهدها دو ماشین شاسی ‌بلند رو
‫اطراف محل سرقت دیدن...

03:43.101 --> 03:48.381
‫- آنکر، میگن یکی مُرده.
‫- ساک و پاسپورتمو آماده کن، فریا. همین الان!

03:49.061 --> 03:53.061
‫نکن، نکن... تمومش کن! کمکم کن!

03:54.141 --> 03:57.301
‫- مانفرد...
‫- داریم توی بالکن باربیکیو راه میندازیم.

03:57.421 --> 03:59.421
‫از اون همبرگر گنده ‌ها.

03:59.541 --> 04:02.741
‫- کار چطور بود؟
‫- خوب بود. باید واسه یه مدت برم یه جایی.

04:02.861 --> 04:06.341
‫- ازت میخوام یه کاری بکنی.
‫- کجا داری میری؟

04:06.461 --> 04:09.901
‫- چیزی نیست. فریا اینجاست.
‫- میخوام تو هم اینجا باشی.

04:10.021 --> 04:13.301
‫برمیگردم. این کلید رو میبینی؟

04:13.421 --> 04:16.981
‫میخوام این کلید رو بخوری.

04:18.621 --> 04:21.421
‫بعضی وقتا لازمه به حرفم گوش بدی.

04:21.541 --> 04:24.221
‫وقتی اومد بیرون، دوباره قورتش بده...
‫اول بشورش.

04:24.341 --> 04:29.821
‫بعد دوباره بخورش تا وقتی که اوضاع آروم بشه.
‫داری گوش میدی؟

04:31.261 --> 04:35.541
‫ایستگاه مرکزی، صندوق شماره 23.
‫الان کلیدش دست توئه.

04:35.661 --> 04:38.661
‫توی اون صندوق یه ساک هست.
‫ساک رو بردار

04:38.781 --> 04:42.021
‫و ببرش توی جنگل
‫نزدیک خونه‌ مامان، کنار میز بلوط

04:42.141 --> 04:45.221
‫همونجا که همیشه
‫تولدت رو جشن میگرفتیم، خاکش کن.

04:45.341 --> 04:46.919
‫میتونی این کارو برام بکنی؟

04:46.943 --> 04:49.581
‫تو تنها کسی هستی که
‫بهش اعتماد دارم، مانفرد.

04:49.701 --> 04:52.621
‫- نمیشه یه جای دیگه خاکش کنم؟
‫- فقط همونجوری که نقشه کشیدیم انجامش بده.

04:52.741 --> 04:55.861
‫آنکر، بهتره بیای. آنکر.

05:40.701 --> 05:44.101
‫[ پانزده سال بعد ]

05:48.301 --> 05:50.821
‫تو کی هستی، آنکر؟

05:50.941 --> 05:54.461
‫من آنکرم. من آنکر اندرسنم.

05:54.581 --> 05:58.541
‫آنکری که زندانی نمونه‌ هست
‫و همه فکر میکنن لایق آزادی مشروطه

05:58.661 --> 06:01.941
‫یا آنکری که 31 بار کوبید
‫تو صورت یه زندانی دیگه

06:02.061 --> 06:04.861
‫فقط چون قهوه ریخته بود
‫روی جدول سودوکوت؟

06:04.981 --> 06:10.021
‫یا آنکری که توی سرقت و قتل
‫هربرت نودسن دست داشت؟

06:10.141 --> 06:15.181
‫خیلی چیزا هستم، ولی قاتل نیستم.
‫هیچوقت کسی رو نکشتم.

06:18.581 --> 06:23.821
‫خشم زیادی نسبت به خیلیا داشتم،
‫نسبت به خانوادم.

06:23.941 --> 06:28.221
‫نسبت به پدرم، چون ما رو رها کرد.

06:28.341 --> 06:30.941
‫نسبت به برادرم...

06:32.021 --> 06:37.181
‫ولی الان اخلاقمو کنترل میکنم.
‫خودمو جمع و جور کردم.

06:37.301 --> 06:43.341
‫نظری درباره‌ اون41/2 میلیون کرون
‫پول دزدی که غیب شده نداری؟

06:43.461 --> 06:45.341
‫ببین...

06:46.141 --> 06:49.901
‫بارها درباره‌ این حرف زدیم.
‫اگه میدونستم اون پول کجاست

06:50.021 --> 06:52.461
‫خیلی وقت پیش بهتون میگفتم.

06:55.741 --> 07:00.261
‫گوش کن... من پاکم و
‫11 ساله که به الکل دست نزدم.

07:00.381 --> 07:05.101
‫دیگه اهل دعوا نیستم.
‫نمیدونم دیگه چیکار باید بکنم.

07:06.861 --> 07:10.701
‫فقط میتونم بگم که
‫الان دیگه یه آدم دیگه‌ام.

07:13.341 --> 07:17.061
‫[ آنکر، به خونه خوش اومدی ]

07:25.301 --> 07:28.741
‫- چرا در رو باز نمیکنی؟
‫- نه، یکم صبر میکنم.

07:29.461 --> 07:31.021
‫میشه...؟

07:36.221 --> 07:39.341
‫- سلام، داداش عزیز.
‫- سلام.

07:40.821 --> 07:45.061
‫60 تا از نون ‌های موردعلاقت رو خریده
‫و یه هفته هست نخوابیده

07:45.181 --> 07:46.821
‫چون قراره تو بیای خونه.

07:56.341 --> 07:59.221
‫فکر میکنی نون‌ ها کافی باشن؟

07:59.341 --> 08:01.381
‫هان، مانفرد؟

08:01.501 --> 08:03.661
‫اوه، یادم رفت. اسمش الان جان هست.

08:03.781 --> 08:06.661
‫- صداش کن جان.
‫- چرا؟

08:06.781 --> 08:11.261
‫دوست نداره مانفرد صداش کنن.
‫همه بهش میگن جان.

08:11.381 --> 08:13.221
‫گل‌ ها رو دیدی؟

08:13.341 --> 08:17.381
‫جان اونا رو جمع کرده و خشک کرده
‫و چسبونده به دیوار. قشنگه، نه؟

08:17.501 --> 08:22.341
‫آره، خیلی قشنگه. آخه چرا لعنتی
‫دیگه نمیخوای مانفرد صدات کنن؟

08:23.181 --> 08:25.941
‫- حالا چی شد؟
‫- نه، جان...

08:26.061 --> 08:28.381
‫تمومش کن.

08:34.221 --> 08:38.221
‫نمیتونی بعد از این همه وقت برگردی
‫و توقع داشته باشی همه چی مثل قبل باشه.

08:38.341 --> 08:41.061
‫از وقتی مامان مُرد، همه چی بدتر شد.

08:41.181 --> 08:44.981
‫خیلی دلش برات تنگ شده بود، و الان
‫فکر میکنه دوباره قراره بری.

08:45.101 --> 08:49.061
‫- ازش معذرت بخواه و قول بده که میمونی.
‫- باشه.

08:49.181 --> 08:52.301
‫میخواستم ببرمش مسافرت.

08:52.421 --> 08:56.221
‫- به خونه‌ مامان.
‫- فکر خیلی خوبیه.

08:56.341 --> 08:58.228
‫میتونین چند روز اونجا بمونین.

08:58.252 --> 09:01.341
‫صاحبای جدیدش گذاشتنش
‫واسه اجاره توی ایربی‌ان‌بی.

09:02.821 --> 09:06.381
‫فقط یادت باشه جان صداش کنی. جان؟

09:22.021 --> 09:25.941
‫نه، ببخشید. خیلی اوضاع
‫دراماتیک شد. قصدم این نبود.

09:26.061 --> 09:30.741
‫چه غلطا؟! نیا اینجا.
‫کار ما تمومه، فلمینگ.

09:30.861 --> 09:35.261
‫من همه‌ پولت رو میخوام، آنکر،
‫وگرنه همه چی بد پیش میره.

09:35.381 --> 09:37.981
‫برو بابا. تو که نصفشو گرفتی.

09:38.101 --> 09:41.301
‫خب، همشو سال‌ ها پیش خرج کردم.

09:41.421 --> 09:43.489
‫به خیلیا پول بدهکارم و قول دادم

09:43.513 --> 09:45.581
‫وقتی اومدی بیرون
‫باهاشون تسویه کنم.

09:45.701 --> 09:48.349
‫وای، انقدر دلم میخواد
‫دوباره بزنم تو صورتت.

09:48.373 --> 09:49.501
‫چقدر بدهکاری؟

09:49.621 --> 09:52.621
‫همشو بهم بده. همه‌ 20 میلیون رو.

09:57.221 --> 10:00.661
‫به هر حال، تا دوشنبه وقت داری.

10:00.781 --> 10:03.741
‫ای وای. این چهارچوب در خیلی خطرناکه.

10:03.861 --> 10:06.821
‫ببین... درستش میکنم.

10:06.941 --> 10:09.341
‫دوشنبه ابزارم رو میارم.

10:13.581 --> 10:15.661
‫یکی دیگه میخوای؟

10:15.781 --> 10:19.301
‫آره. میتونی یکی دیگه بخوری؟

10:20.181 --> 10:23.101
‫- این سگ رو از کجا آوردی؟
‫- فریا نباید ببینتش.

10:23.221 --> 10:26.741
‫اگه بمونی، دیگه مال ماست.
‫میمونی؟

10:27.861 --> 10:32.221
‫دلت میخواد با من و سگه بریم شنا؟
‫دلت میخواد؟

10:33.301 --> 10:36.061
‫خلاصه که، ما الان یه سگ جدید داریم.

10:39.301 --> 10:42.581
‫سگو بده به من.
‫بنته دم در منتظره.

10:42.701 --> 10:46.701
‫- بدش به من. بنته پایین منتظره.
‫- داری درباره کدوم سگ حرف میزنی؟

10:46.821 --> 10:51.861
‫- همون سگه دیگه، ای بابا!
‫- اوه، حتما یواشکی اومده پیشم.

10:51.981 --> 10:55.701
‫فکر کنم دلش میخواد اینجا زندگی کنه.
‫بهتره برم یکم آب بیارم

10:55.821 --> 10:58.941
‫اگه دلش میخواد با ما بمونه
‫نه با اون بنته‌ احمق.

10:59.061 --> 11:04.701
‫سگ اون نیست. یه سگ دیگه هست
‫اصلا. الان دیگه عاشق من و آنکره.

11:04.821 --> 11:08.301
‫بدش به من.
‫بنته الان زنگ میزنه به پلیس.

11:08.421 --> 11:11.021
‫پلیس نه. سگ رو بهش بده، مانفرد!

11:11.141 --> 11:13.341
‫لعنتی، بهش بگو جان.

11:18.541 --> 11:20.741
‫اصلا کی اهمیت میده؟!

11:20.861 --> 11:24.621
‫همینجوری سگ ‌های مردم رو برمیداره.
‫همسایه‌ها از دستش کلافه شدن.

11:24.741 --> 11:26.781
‫باید صداش کنی جان.

11:26.901 --> 11:30.581
‫هفته پیش یادم رفت، با چنگال گوشت
‫زد توی ران خودش.

11:30.701 --> 11:33.501
‫نه، جان... جان.

11:35.941 --> 11:39.301
‫اگه روبروی میز بلوط وایسم،
‫رو به خونه

11:39.421 --> 11:42.061
‫ساک رو کجا خاک کردی؟

11:44.021 --> 11:46.301
‫تمومش کن، مانفرد.

11:48.701 --> 11:50.236
‫نمیدونم داری با کی حرف میزنی.

11:50.260 --> 11:52.861
‫تمومش کن. دیگه حالم
‫از این بازی به‌هم میخوره.

11:52.981 --> 11:55.621
‫- چرا میخوای جان باشی؟
‫- من جان هستم.

11:55.741 --> 11:58.901
‫- ولی چرا؟
‫- تو چرا آنکر هستی؟

12:00.421 --> 12:03.781
‫واسم مهم نیست چی فکر میکنی.
‫من جان هستم.

12:04.701 --> 12:06.781
‫جان لنون.

12:08.541 --> 12:10.461
‫- جان لنون؟ - جان دبلیو. لنون.

12:10.581 --> 12:13.381
‫اوه، برو گمشده بابا!

12:13.501 --> 12:15.421
‫اینجا چه خبره؟

12:15.541 --> 12:19.741
‫تو حتی شبیهش هم نیستی.
‫عینک‌ هات هم که اصلا درست نیستن.

12:22.861 --> 12:27.541
‫داریم واسه اون مدلش پول جمع میکنیم.
‫باید همین‌جوری قبولش کنی، وگرنه...

12:27.661 --> 12:31.621
‫وگرنه چی؟ با چنگال فوندو
‫میزنی تو سر خودت؟

12:31.741 --> 12:36.621
‫میتونم خودمو با چنگال فوندو بکشم.
‫مرگ خیلی تلخیه. خیلیا این کارو کردن.

12:36.741 --> 12:39.109
‫توی این 60 روز گذشته،
‫داشتم واسش نقشه میکشیدم.

12:39.133 --> 12:41.501
‫ولی ما هیچوقت فوندو نمیخوریم.

12:41.621 --> 12:44.581
‫تمومش کن، مانفرد.
‫حالا بهم بگو کجا...

13:10.781 --> 13:13.101
‫- حالش خوبه؟
‫- کی؟

13:13.221 --> 13:15.981
‫برادرم، مانفرد اندرسن.
‫از ماشین پرید بیرون.

13:16.101 --> 13:18.981
‫اندرسن؟ فقط یه سری
‫زخم‌ های سطحی داره.

13:19.101 --> 13:22.581
‫میتونم ببرمش خونه؟
‫نباید توی بخش روانی باشه.

13:22.701 --> 13:27.621
‫خب، چون یه تلاش واسه خودکشی بوده
‫باید اینجا نگهش داریم

13:27.741 --> 13:31.341
‫ولی یه اسکناس درشت رد کن بیاد،
‫مال خودت.

13:33.261 --> 13:37.461
‫- باید بهت رشوه بدم که ببرمش خونه؟
‫- ای وای، بهت بر خورد؟

13:37.581 --> 13:39.541
‫شوخی میکنم.

13:43.261 --> 13:45.901
‫برادرت توی اتاق 8 سی‌ هست.

14:01.861 --> 14:04.461
‫حالت خوبه؟

14:04.581 --> 14:06.381
‫میتونی توی ماشین بشینی؟

14:09.341 --> 14:11.461
‫میفهمم.

14:11.581 --> 14:13.661
‫دلت واسم تنگ شده بود.

14:13.781 --> 14:17.301
‫گیج شدی و ناراحتی
‫چون من اونجا نبودم.

14:18.381 --> 14:21.461
‫آره... ولی الان دیگه اینجام.

14:23.421 --> 14:25.541
‫بیا دیگه.

14:27.821 --> 14:32.981
‫واقعا ازت میخوام خودتو جمع و جور کنی
‫و جای ساک رو بهم نشون بدی، باشه؟

14:33.101 --> 14:37.061
‫بعدش با هم وقت میگذرونیم.
‫باشه، مانفرد؟

14:57.141 --> 14:59.701
‫حالت خوبه؟

14:59.821 --> 15:02.301
‫میتونم بغلش کنم؟

15:06.981 --> 15:09.861
‫آره، آره. دور از اون خانم احمق.

15:14.181 --> 15:16.581
‫اختلال تجزیه‌ هویت.

15:16.701 --> 15:19.301
‫ما بقیمون فقط یه واقعیت داریم

15:19.421 --> 15:23.341
‫ولی مانفرد بین چندین شخصیت
‫و چندین واقعیت مختلف جابه‌جا میشه.

15:23.461 --> 15:26.901
‫الان توی شخصیت جایگزینش
‫به عنوان جان لنون خواننده گیر کرده.

15:27.021 --> 15:30.741
‫باید با خودم ببرمش.
‫لازمه باهاش حرف بزنم.

15:30.861 --> 15:32.901
‫با مانفرد واقعی.

15:33.021 --> 15:36.141
‫میفهمم، دلت واسش تنگ شده،
‫ولی مانفرد باید اینجا بمونه.

15:36.261 --> 15:39.261
‫چرا؟ اون که به کسی صدمه نزده.

15:39.381 --> 15:42.034
‫اون از ماه اکتبر تا حالا چندین بار

15:42.058 --> 15:45.181
‫سعی کرده خودکشی کنه
‫و 9 تا سگ دزدیده.

15:45.301 --> 15:49.741
‫مانفرد میدونه کیه. اون همیشه
‫یه جورایی متفاوت بوده. اینا همش فیلمشه.

15:49.861 --> 15:51.280
‫رک و راست بخوام بگم،

15:51.304 --> 15:54.221
‫ما داریم به یه پروسه‌ یک ‌ساله

15:54.341 --> 15:57.501
‫از تراپی و دارو نگاه میکنیم.

15:57.621 --> 16:02.501
‫بعضی مریضا تا آخر عمرشون
‫توی همون شخصیت دومشون میمونن.

16:02.621 --> 16:07.021
‫یه چیزی که خوب میدونیم اینه که
‫اختلال تجزیه‌ هویت ریشه داره توی

16:07.141 --> 16:10.701
‫تجربه ‌های تلخ و ضربه‌ های روحی گذشته.

16:10.821 --> 16:13.341
‫ممکنه برای 10، 20 یا 30 سال پیش باشه.

16:38.821 --> 16:40.901
‫مانفرد!

16:49.981 --> 16:54.301
‫داری چه غلطی میکنی؟
‫اون میخواد ما رو بکشه.

16:55.541 --> 16:59.741
‫تبر همون‌ جا بمونه. کلاه‌ خودت رو
‫در بیار. باید بریم مدرسه.

16:59.861 --> 17:05.341
‫- نه، من دارم میرم شبیخون.
‫- نه. انقدر عجیب ‌غریب نباش.

17:05.461 --> 17:08.301
‫دیگه سنت رفته بالا.
‫همه دارن بهت میخندن.

17:17.541 --> 17:19.261
‫تو وایکینگ نیستی.

17:19.381 --> 17:21.261
‫وایکینگ ها دیگه وجود ندارن.

17:22.581 --> 17:24.101
‫ولی من وجود دارم.

17:25.021 --> 17:27.741
‫آنکر، اونجا هستی؟

17:37.261 --> 17:40.571
‫خب، ببین کی اینجاست،
‫رئیس بخش ضد کلاهبرداری.

17:40.595 --> 17:42.621
‫8 تا نوشیدنی تلخ، بیزحمت.

17:42.741 --> 17:46.301
‫لوتار نیلسن، از بخش روانی.
‫منو یادت هست؟

17:46.421 --> 17:49.741
‫- آره.
‫- داری برادرت رو میبری قایق ‌سواری؟

17:49.861 --> 17:52.141
‫نه، اون توی بخش مراقبت ‌های ویژه‌ هست.

17:52.261 --> 17:54.821
‫خب، شاید اینجوری واسش بهتر باشه.

17:54.941 --> 17:57.221
‫بیماریشو تشخیص دادن؟

17:58.461 --> 18:03.341
‫- تجزیه‌ هویت...
‫- اختلال تجزیه‌ هویت.

18:05.941 --> 18:07.575
‫8 تا نوشیدنی واسه خودت گرفتی؟

18:07.599 --> 18:10.821
‫همیشه. بیشتر از این دیگه
‫خیلی زیاده‌روی به نظر میرسه.

18:12.821 --> 18:17.741
‫اختلال تجزیه‌ هویت،
‫تشخیص خیلی بدیه. متأسفم.

18:17.861 --> 18:20.261
‫خیلی دیوونه ‌کننده‌ هست.

18:20.381 --> 18:22.901
‫فکر میکنه جان لنونه.

18:25.341 --> 18:28.301
‫من یه بار یه میکائیل لودروپ رو
‫توی بخش ویژه دیدم.

18:28.421 --> 18:30.929
‫بعضی وقتا عیسی مسیح بود یا جان وین.

18:30.953 --> 18:34.181
‫آشپز هیچ‌وقت نمیدونست
‫چی باید واسش سرو کنه.

18:35.341 --> 18:39.981
‫هنوز یه مریض توی آماگر هست
‫که فکر میکنه رینگو استارئه.

18:40.101 --> 18:44.901
‫فقط یه پل و یه جورج کم داریم
‫تا بتونیم گروه رو دوباره دور هم جمع کنیم.

18:49.141 --> 18:52.861
‫نمیفهمم. چرا الان که من برگشتم
‫این‌جوری زده به سرش؟

18:52.981 --> 18:55.781
‫- قاعدتا باید از دیدنم خوشحال میشد.
‫- دقیقا همینه.

18:55.901 --> 18:59.461
‫اون میتونست با اون یکی هویتش
‫کنار بیاد چون تضادی

18:59.581 --> 19:02.701
‫بین تصوری که از خودش داشت
‫و محیط اطرافش وجود نداشت.

19:02.821 --> 19:05.061
‫نمیفهمم.

19:05.181 --> 19:08.621
‫اگه من راه بیفتم بگم ناپلئون هستم

19:08.741 --> 19:12.021
‫اطرافیانم منو
‫یه آدم احمق فرض میکنن.

19:12.141 --> 19:14.861
‫این موضوع روی تصور من
‫از خودم تأثیر منفی میذاره

19:14.981 --> 19:16.864
‫ولی اگه منو بذارین توی یه کپی

19:16.888 --> 19:19.621
‫از کاخ ورسای و 200 تا خدمه استخدام کنین

19:19.741 --> 19:22.541
‫بهم ارتش و اسب بدین
‫و فرانسوی یادم بدین

19:22.661 --> 19:25.335
‫اونوقت داد زدن اینکه من
‫ناپلئونم دیگه عجیب نیست،

19:25.359 --> 19:27.861
‫و تصورم از خودم هم
‫دست ‌نخورده باقی میمونه.

19:27.981 --> 19:32.661
‫اگه محیط اطرافش قبول کنن
‫که مانفرد، جان لنونه، همه چی ردیفه.

19:32.781 --> 19:36.101
‫همه‌ همسایه ‌ها بهش میگن جان.
‫اونم امضای لعنتیشو میده بهشون.

19:36.221 --> 19:37.861
‫دقیقا!

19:37.981 --> 19:42.221
‫من که نمیتونم الکی تظاهر کنم اون جان لنونه.
‫این کار اشتباه نیست؟

19:42.341 --> 19:44.501
‫تو 20 سال گذشته کجا بودی؟

19:44.621 --> 19:48.181
‫وقتی ایکیا اولین نمایشگاهش رو باز کرد،
‫46 تا محصول داشت.

19:48.301 --> 19:52.101
‫امروز اونا 12 هزار تا محصول
‫واسه انتخاب دارن. هر کسی خاصه.

19:52.221 --> 19:55.501
‫هر کسی حق داره
‫واقعیت خاص خودش رو داشته باشه.

19:55.621 --> 19:59.501
‫واقعا نمیتونی بیخیال بشی و
‫برادرت رو جان لنون صدا کنی؟

20:43.061 --> 20:46.941
‫عالیه، بیدار شدی.
‫بیا، این مال تو.

20:47.061 --> 20:49.341
‫یه پیراهن واست.

20:49.461 --> 20:50.499
‫چقدره که خوابم؟

20:50.523 --> 20:53.661
‫رفتم آمار گرفتم ببینم
‫رینگو هنوز بستری هست یا نه.

20:53.781 --> 20:57.501
‫- رینگو؟
‫- سعی کن حواست به من باشه.

20:57.621 --> 20:59.821
‫نگاه کن.

20:59.941 --> 21:03.002
‫آنتون ولف اسپرسن،
‫جولای 1996 توی

21:03.026 --> 21:05.501
‫مرکز روان‌پزشکی آماگر بستری شده.

21:05.621 --> 21:10.581
‫اون فکر میکنه رینگو استار درامر،
‫توی گروه بیتلزه.

21:10.701 --> 21:15.821
‫- ایده‌ خودت بود، واسه همین چک کردم...
‫- ایده‌ من چی بود؟

21:15.941 --> 21:19.541
‫اینکه بیتلز رو دوباره جمع کنیم
‫تا مانفرد رو توی واقعیت خودش غرق کنیم.

21:19.661 --> 21:24.621
‫ولی پیدا کردن پل مک‌کارتنی و جورج هریسون
‫سخت بود. توی دانمارک اصلا نداریم.

21:24.741 --> 21:27.621
‫داشتم دیگه ناامید میشدم

21:27.741 --> 21:31.181
‫ولی ببین توی سوئد کیو پیدا کردم.

21:31.301 --> 21:33.861
‫اجازه بده معرفی کنم:
‫حمدان فالک شوبرگ

21:33.981 --> 21:39.141
‫بستری در بخش 53 توی
‫بخش روانی شمال استکهلم.

21:39.261 --> 21:42.821
‫حدس بزن بقیه
‫شخصیت‌ های حمدان کی هستن.

21:43.821 --> 21:46.661
‫- پل مک‌کارتنی؟
‫- سر پل مک‌کارتنی...

21:46.781 --> 21:49.221
‫مطمئنم حمدان این‌جوری ترجیح میده.

21:49.341 --> 21:50.709
‫ولی اون بیشتر از ایناست.

21:50.733 --> 21:53.261
‫حمدان بین بیشتر از
‫ 40 تا شخصیت جابه‌جا میشه.

21:53.381 --> 21:56.221
‫مرد آهنی، گوستاو مالر،
‫شوپنهاور

21:56.341 --> 21:58.421
‫دیوی کراکت، هاینریش هیملر

21:58.541 --> 22:02.981
‫و جورج هریسون گیتاریست.
‫نظرت چیه؟

22:03.101 --> 22:06.861
‫- اون هم مک‌کارتنیه و هم هریسون؟
‫- آره، ولی نه همزمان.

22:06.981 --> 22:10.501
‫فوق‌العاده نیست؟
‫دوتا بیتلز گیرمون اومده توی یه نفر.

22:10.621 --> 22:13.901
‫و مرد آهنی. خیلی دلم میخواد
‫باهاش یه نوشیدنی بخورم.

22:14.021 --> 22:15.701
‫چرا اینا رو به من میگی؟

22:15.821 --> 22:20.541
‫داریم گروه رو دور مانفرد جمع میکنیم
‫تا واقعیتش رو واقعی جلوه بدیم.

22:20.661 --> 22:23.461
‫یادت هست؟ ناپلئون.

22:23.581 --> 22:27.381
‫وقتی رفتیم سراغ مانفرد، گفتی
‫پیدا کردن یه استودیو به قضیه اعتبار میده.

22:27.501 --> 22:30.581
‫- ما رفتیم سراغ مانفرد؟
‫- چقدر مست بودی آخه؟!

22:30.701 --> 22:34.341
‫وقتی داشتیم مرخصش میکردیم، چند بار
‫کوبیدی تو صورت نگهبان بیمارستان.

22:34.461 --> 22:40.581
‫- باید به مشکل خشونتت برسیم.
‫- مانفرد الان کجاست؟

22:47.141 --> 22:49.701
‫بهش 60 میلی‌گرم دیازپام دادم.

22:49.821 --> 22:53.621
‫- کِی بیدار میشه؟
‫- تا 5، 6 ساعت دیگه.

22:53.741 --> 22:59.101
‫بیا بریم آماگر دنبال رینگو
‫بعدش بریم سوئد پل جورج رو برداریم

22:59.221 --> 23:02.541
‫و بعدش بریم خونه مامانت
‫و یه اتاق تمرین بسازیم.

23:02.661 --> 23:05.661
‫منم یه مطالعه‌ بالینی انجام میدم،
‫پروسه رو زیر نظر میگیرم...

23:05.781 --> 23:10.221
‫- من درباره‌ خونه‌ مامانم چی گفتم؟
‫- به نظر واسه تحریک حافظش عالی میرسه.

23:10.341 --> 23:13.661
‫یه سر هم میریم ایکیا واسه خرید
‫وسایل استودیو.

23:13.781 --> 23:16.261
‫از جلو چشمم دور شو. برو گمشو.

23:16.381 --> 23:18.741
‫بیخیال ایکیا میشیم، فقط بریم.

23:18.861 --> 23:22.021
‫گوش کن چی میگم. نزدیکم نیا!

23:22.141 --> 23:26.021
‫وایستا... داری زیاده ‌روی میکنی.
‫خیلی بی‌ منطق.

24:23.981 --> 24:25.901
‫هی.

24:27.901 --> 24:29.941
‫رسیدیم.

24:30.061 --> 24:32.781
‫دم خونه‌ مامانیم.

24:32.901 --> 24:34.941
‫امشب رو اینجا میخوابیم

24:35.061 --> 24:39.541
‫و بعدش فردا صبح منو میبری
‫پیش اون ساک. باشه؟

24:39.661 --> 24:41.901
‫خوبه.

25:08.701 --> 25:12.821
‫سلام. خوش اومدین.
‫من مارگریته هستم.

25:12.941 --> 25:16.581
‫- سلام. آنکر.
‫- جان.

25:17.461 --> 25:19.341
‫اتاق‌ هاتون رو بهتون نشون میدم.

25:19.461 --> 25:21.981
‫لازم نیست.
‫ما بچگی‌هامون اینجا زندگی کردیم.

25:22.101 --> 25:27.061
‫چه عالی. خب،
‫پس واسه شام بیاین پیش ما.

25:27.181 --> 25:30.821
‫فکر نکنم بشه.
‫مانفرد از شلوغی خوشش نمیاد.

25:30.941 --> 25:34.061
‫مانفرد؟ خودش گفت اسمش جانه.

25:34.181 --> 25:37.181
‫آنکر، من واقعا، واقعا گشنمه.

25:39.021 --> 25:39.901
‫عالیه.

25:40.021 --> 25:44.421
‫اینجا یه عالمه موزه‌ خیلی خوب باز شده.

25:44.541 --> 25:48.861
‫ما فقط میخوایم بریم
‫توی جنگل پیاده‌روی کنیم

25:48.981 --> 25:52.021
‫و... واسه ماهیگیری کرم پیدا کنیم.

25:52.141 --> 25:53.341
‫نه.

25:53.461 --> 25:55.621
‫- به جاش یه لیوان آب انگور میخوری؟
‫- نه.

25:57.261 --> 26:02.341
‫شما دوتا چطور با هم ازدواج کردین، وقتی
‫اون انقدر زشته و تو انقدر خوشگلی؟

26:02.461 --> 26:05.661
‫واسه همینه که بچه ندارین؟
‫چون اون خیلی زشته؟

26:05.781 --> 26:09.661
‫- الان نه.
‫- این چه سوالیه آخه؟

26:09.781 --> 26:12.781
‫تو پاک خل شدی؟

26:12.901 --> 26:15.181
‫- آنکر، بهش بگو معذرت‌ خواهی کنه.
‫- نه.

26:15.301 --> 26:18.941
‫اون کل روز داره منو اینجوری صدا میکنه.
‫تا سال‌ ها هم ادامه داره.

26:19.061 --> 26:21.701
‫تو باید از من و ورنر معذرت ‌خواهی کنی.

26:21.821 --> 26:24.301
‫چرا؟ من که دروغ نگفتم.

26:24.421 --> 26:27.381
‫ولی من میتونم.
‫من میتونم بهت بگم زشت.

26:27.501 --> 26:29.461
‫آنکر، اون عین برج زهرمار زشت نیست؟

26:30.261 --> 26:33.001
‫برو بیرون. همین الان
‫از خونه‌ ما برو بیرون!

26:33.025 --> 26:35.381
‫آروم باشین. اون مشکل روانی داره.

26:35.501 --> 26:38.901
‫مانفرد از وقتی بچه بود،
‫حس میکرد همه دارن اذیتش میکنن...

26:44.701 --> 26:49.101
‫ببخشید. ما خبر نداشتیم
‫که مشکل داری. واقعا معذرت میخوام.

26:49.221 --> 26:50.180
‫باید بهمون میگفتی.

26:50.204 --> 26:52.781
‫تو قبل از اینکه بتونه
‫چیزی بگه، زدی تو گوشش.

26:52.901 --> 26:55.941
‫- خب، اون بوکسوره دیگه.
‫- بوکست رو توی خونه انجام نده!

26:56.061 --> 26:58.301
‫فقط یه تیکه کوچیک انداختم.

26:58.421 --> 27:02.661
‫- حالا اون یه لیوان آب انگور رو میخورم.
‫- باشه، ببخشید.

27:06.061 --> 27:08.741
‫خب، آنکر، تو هم خوره جزی؟

27:11.821 --> 27:15.381
‫شاید بهتر باشه... یه توضیح کوتاهی بدی
‫که چه بلایی سر صورتت اومده.

27:15.501 --> 27:17.741
‫- این‌جوری برای بقیه راحتتره که...
‫- نیازی نیست.

27:17.861 --> 27:20.541
‫من دلم میخواد بشنوم. چرا زشتی؟

27:20.661 --> 27:25.181
‫- برام مهم نیست در موردش حرف بزنم.
‫- نسخه کوتاهش رو بگو لطفا.

27:25.301 --> 27:29.901
‫یه جمعه‌ کاملا معمولی بود.
‫منتظر ۱۰ تا مهمان برای شام بودیم.

27:30.021 --> 27:33.101
‫مگه هر جمعه ۱۰ تا مهمون دارین؟ واسه چی؟

27:33.221 --> 27:37.781
‫- نه، تازه کلا 8 ‌تا مهمون داشتیم.
‫- بگذریم، همه چی آماده بود.

27:37.901 --> 27:41.061
‫شراب مونتپولچیانو داشت هوا میخورد،
‫گوشت کباب هم توی فر بود...

27:41.181 --> 27:44.261
‫اووه، اون موقع‌ها هنوز گوشت میخوردیم.
‫سال‌ها پیش بود.

27:44.381 --> 27:48.221
‫رفتم بیرون که دوتا فلفل‌دلمه ‌ای
‫واسه سالاد بگیرم

27:48.341 --> 27:50.661
‫که مارگرته ازم خواسته بود درست کنم.

27:50.781 --> 27:53.861
‫- داستانش هی عوض میشه.
‫- این‌بار دیگه چی شده؟

27:53.981 --> 27:56.889
‫دلمه فلفل بود. داشتیم
‫یه دستور پخت افغانی که

27:56.913 --> 27:59.821
‫توی اینترنت پیدا کرده بودم رو
‫امتحان میکردیم.

27:59.941 --> 28:03.941
‫اون جمعه انگار دنیا رو سرم
‫خراب شده بود، چون بالاخره

28:04.061 --> 28:08.741
‫بعد از سال‌ها کلنجار رفتن با خودم،
‫تصمیم گرفته بودم حرفه مدلینگم رو ول کنم.

28:08.861 --> 28:14.141
‫ولی ورنر دید که فقط 8 تا فلفل ‌دلمه‌ای خریده،
‫واسه همین دوتا کم داشتیم.

28:14.261 --> 28:19.101
‫داشتم میگفتم، رفتم بیرون
‫تا دوتا فلفل‌دلمه‌ای اضافه بخرم.

28:19.221 --> 28:24.061
‫چرا جفتتون هم خرید میکنین هم آشپزی؟
‫این خانوم دست به سیاه و سفید نمیزنه؟

28:24.181 --> 28:28.221
‫خریدن دوتا فلفل‌ دلمه‌ای که
‫کار شاقی نیست.

28:28.341 --> 28:31.821
‫ولی بود، چون به قیمت کل صورتم تموم شد.

28:31.941 --> 28:38.141
‫خب، منم بیخیال کار و زندگیم شدم
‫تا تو بتونی کلکسیونت رو طراحی کنی.

28:38.261 --> 28:41.741
‫- کدوم کلکسیون رو میگی، آنکر؟
‫- یه کلکسیون منحصر به فرد.

28:41.861 --> 28:45.101
‫محصولات پوستی و خز.
‫خیلی براش زحمت کشیدم.

28:45.221 --> 28:49.381
‫ورنر ۴۰ سال طراح لباس بوده
‫ولی هیچ‌وقت هیچی تولید نکرد.

28:49.501 --> 28:54.501
‫حالا هم بیخیال اون شده و افتاده دنبال
‫نوشتن کتاب کودک

28:54.621 --> 28:57.061
‫ولی اونم به جایی نمیرسه.

28:57.181 --> 28:59.621
‫- دروغ نگو.
‫- مگه غیر اینه؟

28:59.741 --> 29:04.221
‫- داشتم میگفتم چطوری این شکلی شدم.
‫- آره، برگرد سر همون داستان.

29:04.341 --> 29:06.701
‫دقیقا، مرسی. ببخشید.

29:07.541 --> 29:10.269
‫داشتم ماشین رو پارک میکردم.

29:10.293 --> 29:13.021
‫اون‌موقع هنوز سیگار میکشیدم،
‫یه سیگار گذاشتم گوشه لبم

29:13.141 --> 29:17.981
‫لیست خرید رو برداشتم،
‫و همین که در رو باز کردم

29:18.101 --> 29:21.141
‫ایربگ ترکید. بنگ!

29:21.261 --> 29:24.701
‫نقص فنی کارخونه بود.
‫به جهنم خوش اومدی!

29:25.741 --> 29:30.261
‫وقتی فقط دوتا فلفل میخواستی،
‫دیگه لیست خرید بردنت چی بود؟

29:30.381 --> 29:33.461
‫چندتا چیز دیگه هم لازم داشتیم.
‫ولی اینا ربطی به موضوع نداره.

29:33.581 --> 29:38.141
‫- یعنی آتیش سیگار پاشید تو صورتت؟
‫- آره، ۱۴۰۰ درجه حرارت داشت.

29:38.261 --> 29:40.427
‫ایربگ پژو ۱۰۷ با
‫سرعت ۳۰۰ کیلومتر بر ساعت باز میشه

29:40.451 --> 29:42.981
‫کل صورتم رو کرد زیر آتیش.

29:43.101 --> 29:47.301
‫۴۰ درصد پوست صورتم از بین رفت.

29:48.861 --> 29:53.661
‫- شام عالی بود. فکر کنم ما دیگه...
‫- ولی یه خوبی‌ هایی هم داشت.

29:53.781 --> 29:56.661
‫پژو بهم غرامت داد

29:56.781 --> 29:59.901
‫چون اون اتفاق توانایی
‫طراحی کردن رو هم ازم گرفت.

30:00.021 --> 30:02.341
‫چرا؟

30:02.461 --> 30:05.741
‫وقتی طراح لباسی

30:05.861 --> 30:10.061
‫خیلی مهمه که دنیا رو
‫از چشم بقیه ببینی.

30:10.181 --> 30:15.381
‫باید خودت رو جای اونا بذاری.
‫ولی وقتی نمیدونی خودت کی هستی

30:15.501 --> 30:17.981
‫و من یهو دیگه نمیدونستم...

30:18.901 --> 30:23.781
‫دچار بحران وجودی شدم
‫و کل دوران طراحیم خاکستر شد رفت هوا.

30:23.901 --> 30:25.781
‫کدوم دوران؟

30:25.901 --> 30:30.101
‫تو حتی یه لنگه جوراب هم طراحی نکردی
‫که کسی بخواد بپوشه.

30:30.221 --> 30:35.621
‫8 ساله وقت گذاشتی پای یه کتاب کودک
‫که هیچ‌وقت هم تمومش نمیکنی.

30:35.741 --> 30:40.381
‫خیلی زشته که جلوی مهمونا
‫این‌جوری حرف‌های رکیک میزنی.

30:40.501 --> 30:45.581
‫- من فقط دارم حقیقت رو میگم.
‫- اوه، پس منم میتونم چندتا حقیقت رو بگم!

30:48.941 --> 30:52.421
‫این خانوم سال ۱۹۸۷ مدل دست
‫توی تبلیغ کالوآ بود.

30:52.541 --> 30:54.301
‫همین و بس!

31:02.541 --> 31:05.421
‫خب دیگه، اینم از این.

31:05.541 --> 31:08.101
‫حیف شد واقعا.

31:09.221 --> 31:11.141
‫همش واسه دوتا فلفل ‌دلمه‌ای فسقلی.

31:13.541 --> 31:16.541
‫و بقیه چیزهایی که
‫توی لیست خرید بود.

31:16.661 --> 31:18.661
‫که بی ربط بودن.

31:18.781 --> 31:21.541
‫آره.

31:22.741 --> 31:25.141
‫- ممنون.
‫- مرسی بابت شب فوق‌العاده‌تون.

31:25.261 --> 31:30.421
‫آنکر، نگاه کن. موقع بازسازی
‫اینا رو توی دیوار پیدا کردیم.

31:31.701 --> 31:33.941
‫این مجسمه‌ ها رو تو تراشیدی؟

31:35.021 --> 31:40.221
‫نه، کار مانفرده، اون‌ موقع که
‫کلید کرده بود روی وایکینگ‌ ها.

31:50.461 --> 31:52.861
‫خوبی؟

31:54.061 --> 31:56.861
‫آره، فقط خسته‌ ام.

31:58.821 --> 32:01.741
‫- خوب بخوابی.
‫- باشه.

32:09.581 --> 32:13.301
‫فردا ساعت چند بریم ماهیگیری، آنکر؟

32:13.421 --> 32:18.421
‫اول میریم دنبال کرم بگردیم.
‫همون‌ جایی که تولدهامون رو جشن میگرفتیم.

32:19.501 --> 32:21.861
‫- یادت هست؟
‫- نه.

32:23.581 --> 32:27.581
‫من که همه تولدهام رو توی لیورپول بودم.

32:29.981 --> 32:35.221
‫ولی دوست دارم بیام ماهیگیری.
‫فقط نمیخوام از توی جنگل رد بشم.

32:35.341 --> 32:39.101
‫اگه قراره بریم دنبال اون ساک بگردیم،
‫من همین الان میرم خونه.

32:39.221 --> 32:42.741
‫نه، فقط میریم دنبال کرم.

32:53.061 --> 32:57.501
‫نمیفهمی جای من بودن چه شکلیه.
‫همه دوست دارن جای من باشن.

32:57.621 --> 33:00.141
‫آدم ‌ها واقعا من رو دوست دارن.

33:00.261 --> 33:03.021
‫- چون تو جانی؟
‫- آره.

33:04.741 --> 33:07.021
‫چون من جان هستم.

33:23.421 --> 33:28.381
‫فقط یه وظیفه داشتی. اینکه نذاری
‫توی مدرسه داداشت رو مسخره کنن.

33:28.501 --> 33:30.741
‫نمیدونستم اون رو آورده.

33:32.101 --> 33:34.661
‫- فقط واسه شوخی بود.
‫- شوخی؟

33:34.781 --> 33:37.049
‫به نظرت برای فریا هم شوخیه‌ که هر روز

33:37.073 --> 33:39.341
‫قلدرها اذیتش میکنن
‫چون داداشش این‌جوریه؟

33:39.461 --> 33:42.101
‫خیلی باحاله که همه جای خونه رو
‫علامت ‌های وایکینگی حکاکی میکنه؟

33:42.221 --> 33:47.861
‫مامان هم حتما خیلی حال میکنه
‫وقتی میره مدرسه و همه بهمون میخندن، آره؟

33:49.301 --> 33:52.941
‫مانفرد خیلی حالش بده آنکر،
‫اون نیاز به کمک داره.

33:53.061 --> 33:55.501
‫و تو امروز اصلا بهش کمک نکردی، نه؟

33:57.301 --> 34:00.461
‫مانفرد خودش انتخاب نکرده که وایکینگ باشه.

34:01.621 --> 34:03.461
‫مانفرد، بلند شو.

34:19.261 --> 34:23.501
‫- بیا مستقیم بریم لب دریاچه.
‫- اول باید کرم برداریم.

34:23.621 --> 34:28.221
‫- اینجا رو دوست ندارم، سرده.
‫- انقدر این رو نگو، بیا دیگه.

34:44.861 --> 34:47.741
‫نمیخوام اینجا باشم.

34:47.861 --> 34:50.701
‫اینجا رو دوست ندارم، آنکر.
‫خیلی سرده.

34:50.821 --> 34:52.581
‫آروم باش.

34:53.821 --> 34:55.861
‫خیلی آروم.

34:59.861 --> 35:04.981
‫من و داداشم همیشه تولدهامون رو
‫دور اون میز جشن میگرفتیم.

35:07.821 --> 35:12.501
‫اصلا ماهیگیری نخواستیم.
‫بیا برگردیم خونه.

35:12.621 --> 35:16.501
‫- یا برگردیم خونه پیش فریا؟
‫- آروم باش.

35:18.221 --> 35:22.701
‫منم نمیخوام اینجا باشم.
‫ولی بدون اون ساک نمیتونیم بریم.

35:22.821 --> 35:25.541
‫من اون ساک رو لازم دارم مانفرد.

35:26.701 --> 35:30.861
‫- جان، ببخشید.
‫- ساک، ساک، ساک!

35:30.981 --> 35:33.621
‫همش داری در مورد ساک حرف میزنی!

35:33.741 --> 35:35.261
‫تمومش کن!

35:50.221 --> 35:52.701
‫جا رو با علامت وایکینگ‌ها نشونه گذاشتی؟

35:52.821 --> 35:56.101
‫احمق بیشعور. اگه کسی میدید چی؟

35:56.221 --> 35:58.221
‫بعضی وقتا خیلی خنگی.

36:02.981 --> 36:04.181
‫برو اصلا.

36:04.301 --> 36:06.701
‫دیگه بهت نیازی ندارم. برو!

36:28.181 --> 36:31.741
‫- این دیگه چه کوفتیه؟
‫- این بالدره.

36:31.861 --> 36:33.781
‫بالدر؟

36:33.901 --> 36:35.781
‫سگمون.

36:38.301 --> 36:40.821
‫یادت نمیاد؟

36:47.741 --> 36:50.941
‫تو که جانی، چطوری این رو یادت میاد؟

36:51.061 --> 36:52.341
‫ها؟

36:53.781 --> 36:56.661
‫همش نقش بازی کردنه. داری دروغ میگی!

36:58.701 --> 37:02.901
‫- ولم کن! نمیخوام اینجا باشم.
‫- لعنتی بهم کمک کن!

37:03.021 --> 37:05.381
‫- دیگه هیچوقت نمیخوام بیام اینجا!
‫- وایستا.

37:05.501 --> 37:09.101
‫- ولم کن وگرنه خودم رو آتیش میزنم!
‫- آروم باش.

37:09.221 --> 37:13.101
‫باشه، ولت میکنم، ولی همینجا میمونی

37:13.221 --> 37:16.821
‫- و مثل آدم با هم حرف میزنیم.
‫باشه؟

37:18.181 --> 37:20.341
‫قول میدی؟

37:21.301 --> 37:23.421
‫دارم ولت میکنم.

37:29.141 --> 37:31.101
‫احمق بیشعور!

37:31.981 --> 37:32.981
‫ای بابا!

37:33.021 --> 37:34.821
‫سلام.

38:07.581 --> 38:11.301
‫تو و مانفرد توی مدرسه دعواتون شد؟

38:14.661 --> 38:17.581
‫پسرهای بزرگتر زدنش.

38:18.901 --> 38:23.381
‫بازم لباس و کلاه وایکینگی پوشیده بود؟

38:23.501 --> 38:27.301
‫خانم سایرنسن گفت که امروز
‫دوتا وایکینگ توی حیاط بودن.

38:27.421 --> 38:31.301
‫نمیخواستم احساس تنهایی کنه.
‫فقط یه کلاه گذاشتم.

38:31.421 --> 38:35.821
‫هر روز میزننش. الان که دیگه
‫تبرش رو نمیاره بدتر هم شده.

38:35.941 --> 38:39.501
‫- دیگه ازش نمیترسن.
‫- بهت اعتماد کرده بودم.

38:39.621 --> 38:43.781
‫- یه هفته پیش قسم خوردی که کمکش کنی!
‫- ببخشید.

38:45.901 --> 38:49.581
‫مانفرد یه مریضی خیلی خیلی بد داره

38:49.701 --> 38:53.981
‫و اینکه با این واقعیت مریضش همراهی کنی،
‫فقط بدترش میکنه!

38:54.101 --> 38:56.621
‫اشتباه کردم. دیگه تکرار نمیشه.

38:56.741 --> 38:59.261
‫قول میدم.

38:59.981 --> 39:01.701
‫دیگه دیره.

39:02.461 --> 39:06.141
‫حالا جفتتون باید یاد بگیرین

39:06.261 --> 39:09.621
‫که واقعیت میتونه خیلی دردناک باشه.

39:11.421 --> 39:13.581
‫برین پیش محیط‌بان

39:13.701 --> 39:17.021
‫بالدر رو تحویلش بدین
‫و منتظر بمونین تا خلاصش کنه.

39:23.101 --> 39:24.421
‫خلاصش کنه؟

39:24.541 --> 39:28.981
‫بالدر امروز به‌خاطر کارهای شما
‫کشته میشه.

39:29.101 --> 39:33.261
‫- بالدر که کاری نکرده.
‫- گریه نکن دیگه، ای بدبخت زپرتی.

39:35.901 --> 39:38.661
‫اگه میخوای وایکینگ باشی،
‫پس قبول کن

39:38.781 --> 39:41.501
‫که یه وایکینگ دلش
‫واسه خودش یا بقیه نمیسوزه.

39:41.621 --> 39:44.621
‫یه وایکینگ یاد میگیره
‫با سرنوشتش کنار بیاد.

39:45.421 --> 39:50.941
‫امروز قراره یاد بگیرین که
‫هر کاری توی زندگیتون انجام بدین

39:51.061 --> 39:52.661
‫عواقب داره.

39:54.221 --> 39:57.901
‫پس برین پیش محیط‌بان

39:58.021 --> 40:00.261
‫و جنازه بالدر رو برگردونین

40:00.381 --> 40:03.381
‫تا براش یه مراسم خاکسپاری خوب بگیریم.

41:29.941 --> 41:32.941
‫- چه خبر شده؟
‫- دوستت کل گروه رو جمع کرده.

41:33.061 --> 41:37.061
‫اون یارو ریشووه میگه
‫بهم گیتار یاد میده. بیا پیش ما، آنکر.

41:37.181 --> 41:41.061
‫چرا نگفتی دوستات دارن میان؟
‫چه پروژه معرکه ‌ای.

41:41.181 --> 41:45.501
‫من و مارگرته کاملا پشتتونیم.
‫ما کشته‌ مُرده‌ی گروه بیتلز هستیم.

41:45.621 --> 41:47.221
‫کشته‌مرده!

41:48.621 --> 41:51.661
‫من یکم دیگه برق و هر چی
‫لازم داشته باشین جور میکنم.

41:51.781 --> 41:53.101
‫دمت گرم، ورنر.

41:53.221 --> 41:56.381
‫- دارین چه غلطی میکنین؟
‫- الان نه. کل شب رو رانندگی کردیم.

41:56.501 --> 41:59.421
‫همه مشتاقن که تمرین رو شروع کنن.

41:59.541 --> 42:02.901
‫با پل جورج آشنا شو، از سوئد اومده.

42:03.021 --> 42:04.908
‫این رینگو هم لاله،

42:04.932 --> 42:07.221
‫که البته توی پرونده پزشکیش چیزی
‫در موردش ننوشته بودن.

42:07.341 --> 42:12.501
‫- اینم دستیار جانه، آنکر...
‫- قبلا به بعضی ‌هاتون گفتم.

42:12.621 --> 42:15.113
‫میخوام همه بفهمن
‫که من فقط در صورتی

42:15.137 --> 42:17.421
‫این کار رو میکنم که تضمین بدین

42:17.541 --> 42:20.541
‫توی هولوکاست دست نداشتین.

42:20.661 --> 42:23.381
‫بدون این تضمین، من نیستم!

42:24.741 --> 42:29.341
‫اونم هولوکاست واقعی، توی آلمان.

42:30.501 --> 42:34.981
‫خب، هیچ‌ کدوممون نبودیم.
‫مگه نه، آنکر؟

42:42.461 --> 42:46.221
‫تو اصلا شبیه جان لنون نیستی.

42:46.341 --> 42:50.901
‫خب، تو هم شبیه هیچکدوم از
‫اونایی که ادعا میکنی نیستی.

42:51.021 --> 42:54.501
‫راز گیتار زدن اینه که
‫مثل یه سگ آبی فکر کنی.

42:56.341 --> 43:00.261
‫- مگه سگ‌ های آبی گیتاریست ‌های خوبین؟
‫- رو دستشون نیست.

43:01.141 --> 43:04.621
‫من اولین سگ آبی زندگیم رو
‫وقتی سه سالم بود کُشتم.

43:08.381 --> 43:11.080
‫اینا رو بریز توی اون
‫مینی ‌بوس دیوونه ‌ها و برو.

43:11.104 --> 43:13.381
‫یکم زیاده ولی به
‫پتانسیلش فکر کن.

43:13.501 --> 43:16.221
‫این یه آزمایش روانپزشکی معتبره...

43:16.341 --> 43:19.421
‫- نمیتونی با یه مشت خل و چل گروه بزنی!
‫- این رو تو تعیین نمیکنی.

43:19.541 --> 43:21.661
‫چی گفتی؟!

43:21.781 --> 43:24.341
‫آروم... آروم باش!

43:24.461 --> 43:26.541
‫آنکر، من دارم میمیرم!

43:27.621 --> 43:30.821
‫ببخشید. نمیخواستم بهت بگم.

43:30.941 --> 43:33.381
‫ولی سرطان پروستات پیشرفته دارم.

43:33.501 --> 43:37.821
‫این آخرین فرصتمه که
‫یه دستاوردی داشته باشم

43:37.941 --> 43:40.981
‫توی زمینه ‌ای که بالاخره

43:41.101 --> 43:43.301
‫کل عمرم رو وقفش کردم.

43:44.381 --> 43:48.381
‫متأسفم این رو میشنوم
‫ولی نمیتونین اینجا بمونین.

43:48.501 --> 43:50.461
‫داری اشتباه بزرگی میکنی.

43:50.581 --> 43:54.381
‫مطمئنم که این بهترین راهه
‫تا مانفرد برگرده به خودش.

43:54.501 --> 43:57.421
‫ولی من دیگه کم آوردم.
‫بیشتر از این نمیکشم.

44:02.381 --> 44:04.661
‫لوتار.

44:04.781 --> 44:07.995
‫اگه این کار رو بکنیم،
‫کِی برمیگرده به حالت قبلش؟

44:08.019 --> 44:10.181
‫خیلی زود پیشرفت رو میبینی.

44:10.301 --> 44:14.061
‫همین که چندتا از
‫آهنگ ‌های قدیمیشون رو تمرین کنن.

44:14.181 --> 44:18.141
‫- مطمئنی؟
‫- آره، پشیمون نمیشی.

44:19.901 --> 44:22.661
‫- یه چیز دیگه هم هست.
‫- چی؟

44:25.181 --> 44:27.221
‫مانفرد یادش بود سگمون کجا دفن شده.

44:27.341 --> 44:32.181
‫اون با ناخودآگاه واقعی خودش در تماسه.
‫این نشونه‌ خوبیه.

44:32.301 --> 44:35.581
‫ولی... من اصلا یادم نبود سگ داشتیم.

44:35.701 --> 44:41.341
‫کلا از یادم رفته بود. عجیب نیست
‫آدم یه همچین چیزی رو فراموش کنه؟

44:41.461 --> 44:45.301
‫مغز چیزهای بی ‌اهمیت رو پاک میکنه.
‫کاملا طبیعیه.

44:46.141 --> 44:49.581
‫اگه بی ‌اهمیت نباشن چی؟
‫اگه چیزهای مهمی باشن؟

44:49.701 --> 44:53.901
‫اونم خیلی طبیعیه!
‫ولی... این بحثش طولانیه.

44:54.021 --> 44:56.861
‫تمرکزت رو بذار روی گروه
‫و برگردوندن مانفرد.

44:56.981 --> 45:00.981
‫فقط صبر کن تا نوازندگی
‫پل جورج رو ببینی. معرکه هست.

45:07.941 --> 45:10.941
‫- بیا به ما ملحق شو، مارگرته.
‫- نه، اصلا حرفش رو هم نزن.

45:11.061 --> 45:13.021
‫داری خیلی بی ‌ادبی میکنی.

45:13.141 --> 45:16.181
‫این دیوونه‌خونه‌ هست!
‫صداشون رو گوش کن.

45:33.261 --> 45:38.101
‫- نباید همشون یه آهنگ رو بزنن؟
‫- نباید توی روند کارشون دخالت کنیم.

45:38.221 --> 45:39.901
‫ولی آخه...

45:40.021 --> 45:42.821
‫وقتی اون یارو زشته میگه بدم،
‫نمیتونم ساز بزنم.

45:42.941 --> 45:48.261
‫- نه نه، همه به یه اندازه خوبین.
‫- دروغ نگو، خودم میدونم اونقدرها خوب نیستم.

45:48.381 --> 45:51.141
‫تو باید بدتر بزنی
‫که کسی دلش واسه من نسوزه.

45:51.261 --> 45:53.569
‫اینجا هیچکی دلش واسه کسی نمیسوزه.

45:53.593 --> 45:55.901
‫من فقط پتانسیل و استعداد
‫فوق ‌العاده میبینم.

45:56.021 --> 45:59.501
‫دقیقا. همه ما بهترینیم.

45:59.621 --> 46:03.421
‫این همش ایده آنکره،
‫ولی اون راه نمیفته بگه از ما بهتره.

46:03.541 --> 46:07.341
‫اون میدونه که یه ایده فقط با
‫کار تیمی موفق میشه.

46:07.461 --> 46:11.221
‫یه ایده که فقط یه ایده نیست.
‫نیاز به تدارکات درست داری

46:11.341 --> 46:15.341
‫نیاز به نیروی انسانی
‫و یه نقشه داری.

46:16.261 --> 46:18.901
‫پس یه چیزی مثل هولوکاست؟

46:19.781 --> 46:23.741
‫- پس من نیستم!
‫- نه، ایکیا مثال بهتریه.

46:23.861 --> 46:26.621
‫بیاین از اول شروع کنیم.

46:41.941 --> 46:44.661
‫وایستین، وایستین، نه، تمومش کنین!

46:45.421 --> 46:49.661
‫اصلا خوب نیست. باید با هم بزنیم.

46:49.781 --> 46:50.781
‫باشه؟

46:52.181 --> 46:55.741
‫- می ماژور. با من بیاین.
‫- الان چی شد؟

46:55.861 --> 46:59.821
‫- داره میشه مک‌ کارتنی ؟
‫- آره، داره هویتش عوض میشه.

46:59.941 --> 47:04.501
‫دیدنش واقعا شگفت ‌انگیزه.
‫داره از جورج به پل تغییر میکنه.

47:04.621 --> 47:05.821
‫فکر کنم.

47:17.861 --> 47:23.061
‫اوه، یادم رفت بگم.
‫حمدان هم فکر میکنه بیورن از گروه آباست.

47:23.861 --> 47:25.889
‫بعضی وقتا هم فکر
‫میکنه هاینریش هیملره

47:25.913 --> 47:27.941
‫که روی کشتی حسابی
‫برامون دردسر شد

47:28.061 --> 47:32.501
‫ولی زود از سرش میپره.
‫زود برمیگرده به جورج، یا پل.

47:43.421 --> 47:45.581
‫خیلی کلافه‌ کننده‌ هست.

47:45.701 --> 47:49.221
‫- ما نمیخوایم به این گوش بدیم.
‫- بس کنین دیگه.

48:06.181 --> 48:09.981
‫وقتی ایکیا اولین شعبه ا‌ش رو توی
‫دانمارک سال ۱۹۶۹ باز کرد

48:10.101 --> 48:12.421
‫اوضاع یکم شیر تو شیر بود.

48:12.541 --> 48:17.941
‫اونموقع هنوز بارکد نبود،
‫و مدل فروششون هم جدید بود.

48:18.061 --> 48:23.381
‫ولی اونا به کارشون ایمان داشتن،
‫دقیقا همونطوری که ما به این کار داریم.

48:23.501 --> 48:28.901
‫گروه دوباره جمع شده. قشنگ معلومه
‫که ما جزو بهترین‌ هاییم

48:29.021 --> 48:34.461
‫و محلی‌ها هم این رو حس میکنن،
‫چون همین الان ورودی

48:34.581 --> 48:39.101
‫ ۲۵۰ کرونی مسابقه‌
‫استعدادیابی مسافرخونه رو پرداخت کردم.

48:39.221 --> 48:43.941
‫کار بزرگی نیست، ولی ما از اینکه
‫اولش یکم سختی بکشیم ابایی نداریم.

48:44.061 --> 48:47.301
‫کم‌کم میرسیم به اون بالا بالاها.

48:47.421 --> 48:50.021
‫درست مثل ایکیا. به سلامتی!

48:51.461 --> 48:53.141
‫به سلامتی.

48:53.261 --> 48:57.421
‫- قراره واسه یه تماشاگر واقعی اجرا کنیم؟
‫- نه، فقط واسه یه مشت سگ آبی.

48:57.541 --> 49:03.261
‫۲۴۰ تا سگ آبی اهل موسیقی
‫که با همه آهنگ ‌ها برامون دست میزنن.

49:03.381 --> 49:05.661
‫- ولی خطرناک نیست؟
‫- معلومه که هست.

49:05.781 --> 49:08.550
‫اگه استرس گرفتی،
‫فقط تماشاگرها رو مثل

49:08.574 --> 49:11.101
‫سگ‌ های آبی تصور کنی.
‫همیشه این کار رو میکنم.

49:17.461 --> 49:22.901
‫- جدی میگم، اون رو نزن دیگه.
‫- نه، بیورن بهم گفت تمرین کنم.

49:23.021 --> 49:27.861
‫از لوتار میپرسم بببینم میتونی
‫گیتار بیس بزنی یا نه. دوست داری؟

49:32.381 --> 49:35.221
‫من توی آهنگ پشه بهترم.

49:45.141 --> 49:47.568
‫چطور یه آدم لال میتونه
‫انقدر بلند خرناس بکشه؟

49:47.592 --> 49:49.741
‫آدم ‌های کر هم توی خواب صدا میشنون.

49:49.861 --> 49:54.181
‫کورها هم خواب ‌های رنگی میبینن.
‫منم خواب هام آلمانی هستن.

49:54.301 --> 49:57.341
‫- اوکی؟
‫- ولی نه به‌خاطر هولوکاست.

49:57.461 --> 50:01.221
‫من هیچوقت خوابش رو نمیبینم
‫چون اصلا توش دست نداشتم.

50:01.341 --> 50:03.581
‫لعنت به این اصالت آریایی من.

50:06.181 --> 50:09.941
‫جوون که بودم موهام رو مشکی میکردم.

50:13.261 --> 50:16.141
‫و لنز تیره میذاشتم.

50:21.061 --> 50:25.301
‫گوش کن... دیگه بخواب.
‫خسته ‌ای، پل جورج.

50:26.061 --> 50:31.181
‫پل جورجی اینجا نیست.
‫فقط بیورن. قبولش کن.

50:31.901 --> 50:36.101
‫بیا بخوابیم و فردا معلوم میشه
‫که کی هستیم.

51:23.781 --> 51:26.661
‫عالیه، عالیه. خیلی ممنون.

51:26.781 --> 51:32.141
‫این یکی رو قشنگ یاد گرفتین،
‫پس دیگه لازم نیست بزنیمش.

51:32.261 --> 51:36.141
‫- مگه قرار نیست بیتلز بزنن؟
‫- سر وقتش، ورنر.

51:36.261 --> 51:40.381
‫بیاین یه نفس عمیق بکشیم.

51:42.341 --> 51:45.821
‫و از بینی بدینش بیرون. آفرین.

51:45.941 --> 51:50.021
‫بیاین یکی از آهنگ‌ های جان رو بزنیم،
‫ با یکم کمک رفیقام.

51:50.141 --> 51:54.461
‫- پیشنهاد ورنره.
‫- من این آهنگ رو نمیفهمم.

51:54.581 --> 51:56.821
‫نه عمق داره، نه لایه لایه‌ هست.

51:56.941 --> 51:59.301
‫- چی چی؟
‫- لایه نداره.

51:59.421 --> 52:02.141
‫برو بابا گمشو!
‫تو همین الان داشتی در مورد موز میخوندی.

52:02.261 --> 52:05.301
‫اون حق نداره با من حرف بزنه،
‫وگرنه من دیگه نیستم!

52:05.421 --> 52:09.541
‫بیاین آروم باشیم
‫و با هم مهربون باشیم.

52:09.661 --> 52:15.221
‫جان، بهمون بگو آهنگ
‫با یکم کمک رفیقام در مورد چیه.

52:16.821 --> 52:19.021
‫بهم نگفته بودن باید جواب پس بدم.

52:19.141 --> 52:22.061
‫همه از چی میترسن؟

52:22.181 --> 52:24.741
‫از همه چی بیشتر از چی میترسیم؟

52:24.861 --> 52:27.821
‫- وایکینگ ‌ها.
‫- هولوکاست.

52:27.941 --> 52:29.781
‫آره، شاید.

52:29.901 --> 52:33.581
‫ولی از چی بیشتر میترسیم؟
‫یه راهنمایی میکنم.

52:33.701 --> 52:37.221
‫کارمندهای ایکیا یه کد ۹۹ دارن.

52:37.341 --> 52:40.501
‫واسه وقتیه که یه بچه
‫نمیتونه پدر مادرش رو پیدا کنه

52:40.621 --> 52:44.261
‫چون یکی از بدترین اتفاق ‌هایی که
‫واسه یه بچه میتونه بیفته اینه

52:44.381 --> 52:46.861
‫که فکر کنه کاملا تنهاست.

52:48.541 --> 52:49.729
‫حمدان؟

52:49.753 --> 52:53.341
‫آهنگ در مورد بچه ‌هاییه که توی ایکیا گم شدن.

52:53.461 --> 52:56.941
‫منم فکر میکنم در مورد بچه‌ هاییه
‫که توی ایکیا زندگی میکنن.

52:57.061 --> 52:59.781
‫دقیقا همینه.

52:59.901 --> 53:04.261
‫ با یکم کمک رفیقام در مورد اینه
‫که تو هیچوقت تنها نیستی.

53:04.381 --> 53:07.541
‫تو همیشه یکی رو داری که بهش اعتماد کنی -

53:07.661 --> 53:10.661
‫و هر چی هم بشه،
‫اون همیشه پیشته.

53:10.781 --> 53:13.981
‫تو کسی رو داری که بهش اعتماد کنی جان؟

53:14.101 --> 53:16.861
‫ولی از اینکه ولت کنه بترسی؟

53:23.981 --> 53:26.901
‫بیاین یه چیز دیگه بزنیم.

54:02.941 --> 54:06.621
‫ببخشید، خیلی دراماتیک شد.
‫قصد من این نبود.

54:07.301 --> 54:10.101
‫میدونی من کیم؟

54:10.221 --> 54:12.461
‫بهم میگن فلیمینگ مهربون.

54:12.581 --> 54:15.661
‫میدونی آنکر کجاست؟

54:16.621 --> 54:18.821
‫بلند شو.

54:23.821 --> 54:28.181
‫بریم بالا منتظرش بمونیم.
‫همه‌ چی رو ردیف میکنیم. بیا دیگه.

54:38.741 --> 54:43.341
‫همه میخوان جای یکی دیگه باشن.
‫جوونا میخوان پیر بشن و برعکس.

54:43.461 --> 54:46.461
‫- همیشه همینجوری بوده.
‫- آخه آهنگ آبا گذاشتن چه کمکی بهشون میکنه؟

54:46.581 --> 54:49.941
‫بعد 20 سال جاز گوش دادن،
‫تحمل یکم آبا رو داریم.

54:50.061 --> 54:54.381
‫- آه، پس الان جاز بد شد؟
‫- خب، این مدل گوش دادنی که ما داریم.

54:54.501 --> 54:59.541
‫توی سکوت با شراب قرمز و تحلیل کردن.
‫قشنگ تابلوعه که احمقیم.

54:59.661 --> 55:03.221
‫شنیدن صدای پل جورج وقتی آبا میخونه
‫توی این چند روز، بهم حس بهتری داده تا...

55:03.341 --> 55:05.701
‫تا حسی که خیلی وقته نداشتم.

55:05.821 --> 55:09.341
‫اسمش بیورنه. اگه یه بار دیگه
‫اونجوری صداش کنی خودش رو میکشه.

55:09.461 --> 55:10.439
‫ببخشید.

55:10.463 --> 55:13.421
‫نمیتونی همینجوری
‫واسه خودت اسم انتخاب کنی.

55:13.541 --> 55:16.701
‫اسم چیزیه که به دستش میاری
‫یا پدر مادرت بهت میدن.

55:16.821 --> 55:19.469
‫منم نمیتونم همینجوری
‫به خودم بگم شاه ورنر

55:19.493 --> 55:22.141
‫یا ورنر غول‌پیکر.
‫اسم باید با واقعیت بخونه.

55:22.261 --> 55:24.541
‫یه راهی هم واسه ما بقیه بذار بمونه.

55:24.661 --> 55:27.501
‫اگه همه چی ارزشش یکی باشه،
‫پس هیچی ارزش نداره.

55:27.621 --> 55:30.221
‫جاز و بیتلز از آبا بهترن.

55:30.341 --> 55:33.621
‫سلامتی از مریضی بهتره، لاغری از چاقی.
‫اینا حقیقت‌ های محضن...

55:33.741 --> 55:38.781
‫که نمیشه با احساسات ردشون کرد.
‫بدون یه واقعیت مشترک، هیچی وجود نداره.

55:38.901 --> 55:42.301
‫این دیوونگیه، مارگرته.

55:42.421 --> 55:47.061
‫به خودت نگاه کن. تو با شنیدن یه آهنگ
‫که شخصیتت عوض نمیشه.

55:47.181 --> 55:52.701
‫فکر کنم مارگرته فقط میخواد همونجوری
‫که هست قبولش کنن. درست نمیگم؟

55:52.821 --> 55:56.981
‫وقتی قیافت مثل من باشه،
‫هیچکی خود واقعیت رو قبول نمیکنه.

55:57.101 --> 56:01.101
‫مردم فکر میکنن
‫آدمای خوشگل احمقن.

56:01.221 --> 56:05.421
‫تا قبل از اینکه با ورنر رفیق بشم،
‫کسی منو جدی نمیگرفت.

56:05.541 --> 56:11.101
‫وقتی دیدن که من دنبال
‫قیافه، شخصیت یا پول نیستم...

56:11.221 --> 56:15.101
‫بلکه دنبال یه شعور و درکیم
‫که بتونم باهاش ارتباط بگیرم.

56:15.221 --> 56:19.501
‫قشنگ میفهمم چی میگی.
‫من توی رابطه‌ های زیادی بودم...

56:19.621 --> 56:24.141
‫که زود فهمیدم اونا منو
‫واسه ویژگی ‌های درونیم نمیخوان.

56:24.261 --> 56:29.101
‫اونا فقط یه دوست‌ پسر دکوری میخواستن
‫با قیافه ترگل‌ ورگل اسکاندیناویایی.

56:30.901 --> 56:34.541
‫موهای بور و چشمای آبیم
‫همیشه واسم مثل نفرین بوده.

57:31.709 --> 57:41.256
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

57:42.021 --> 57:44.541
‫داری دنبال چی میگردی؟

57:46.901 --> 57:48.581
‫کرم.

57:48.701 --> 57:52.061
‫- با فلزیاب؟
‫- خب، آره، من...

57:53.621 --> 57:56.101
‫کندن رو دوست دارم.
‫ببینم چی پیدا میکنم.

57:57.701 --> 58:02.061
‫باشه. پس یعنی الان دیگه
‫حتی یه آدم نرمال هم توی این خونه نیست.

58:04.381 --> 58:10.141
‫ببین، به نظرم واقعا فوق‌العاده‌ هست
‫که اینجوری هوای برادرت رو داری.

58:10.261 --> 58:13.941
‫کل این قضیه گروه موسیقی...

58:14.061 --> 58:17.021
‫و اینکه برگردوندیش اینجا.

58:18.301 --> 58:22.421
‫- خب، من به کندن ادامه میدم.
‫- حتما.

58:22.541 --> 58:24.981
‫- مزاحمت نمیشم.
‫- خوبه.

58:25.101 --> 58:28.301
‫- یه ۴ کیلومتر دیگه باید برم.
‫- چی؟

58:28.421 --> 58:32.981
‫- یه ۴ کیلومتر دیگه باید برم.
‫- درسته. باشه.

58:45.621 --> 58:48.341
‫جواب نمیده.

58:49.701 --> 58:54.301
‫- معذرت میخوام.
‫- نباش. فقط یه انگشتت رو میبریم.

58:54.421 --> 58:59.101
‫- نه، توروخدا این کارو نکن.
‫- آروم باش و یه نفس عمیق بکش.

58:59.221 --> 59:02.861
‫خواهش میکنم یه کار دیگه کن.
‫اصلا منو بیشتر بزن.

59:02.981 --> 59:06.461
‫توروخدا گریه نکن دیگه.

59:06.581 --> 59:08.301
‫ببخشید.

59:08.421 --> 59:12.461
‫کاری هست که بتونم بکنم؟
‫هر کاری بگی میکنم.

59:12.581 --> 59:17.501
‫موهاتو جمع میکنی بالا
‫که شبیه یه پسربچه کارگر بشی؟

59:17.621 --> 59:20.581
‫حتما، میتونم این کارو کنم.

59:22.541 --> 59:27.741
‫- فقط بذار برم دستشویی.
‫- البته. ما هر دو بالغیم.

59:29.661 --> 59:33.581
‫اگه بخوای فرار کنی... میکشمت.

59:33.701 --> 59:36.221
‫باشه. باشه.

59:40.261 --> 59:42.541
‫به کی میخوای زنگ بزنی؟

59:50.901 --> 59:53.301
‫حرکت احمقانه‌ای بود.

01:00:05.541 --> 01:00:07.981
‫نه...! کارت تمومه!

01:00:28.701 --> 01:00:32.021
‫غیرممکنه بشه یه داستان جدید
‫واسه کتاب کودک نوشت. همه‌چی تکراریه.

01:00:32.141 --> 01:00:34.741
‫سرقت کامیون ۲۰۱۰
‫پول ‌ها هنوز پیدا نشده

01:00:34.861 --> 01:00:37.701
‫کلی شخصیت خوب دارم، ولی...

01:00:37.821 --> 01:00:41.541
‫... یه چیزی لازم دارم
‫که یه دنیای خاص بسازم.

01:00:42.341 --> 01:00:47.461
‫بیش از ۱۹۰۰ تا کتاب کودک،
‫قهرمانشون اردکه. مسخره‌ هست.

01:00:48.221 --> 01:00:51.981
‫- به جاش یه چیزی بدوز. خیلی وقت گذشته.
‫- چی بدوزم؟

01:00:52.101 --> 01:00:57.061
‫واسه پسرا. از وقتی اومدن اینجا
‫همش یه دست لباس تنشونه.

01:00:57.741 --> 01:01:01.021
‫۴۱.۷ میلیون کرون که هرگز پیدا نشد

01:01:12.181 --> 01:01:16.861
‫از بیورن خوشم میاد.
‫میگه میتونم یه شاگرد گیتار عالی بشم.

01:01:23.901 --> 01:01:25.941
‫ناراحتی؟

01:01:27.301 --> 01:01:30.301
‫اگه ناراحتی،
‫میتونی تو تخت من بخوابی.

01:01:35.661 --> 01:01:39.341
‫میفهمی چقدر واست مایه گذاشتم؟

01:01:41.701 --> 01:01:44.461
‫جون هرکی دوست داری اینجا کمکم کن.

01:02:41.901 --> 01:02:43.781
‫سلام.

01:02:45.261 --> 01:02:49.301
‫- این تبر تو نیست.
‫- نه، احتمالا مال توئه.

01:02:49.421 --> 01:02:51.621
‫رو خود خونه بود.

01:02:52.421 --> 01:02:56.541
‫- میخوایش؟
‫- باید توی انباری بمونه.

01:02:56.661 --> 01:02:58.141
‫باشه.

01:03:10.381 --> 01:03:13.301
‫جاش اون بالاهاست.

01:03:13.421 --> 01:03:15.541
‫آهان، درسته.

01:03:15.661 --> 01:03:17.421
‫میبینم که.

01:03:18.381 --> 01:03:20.181
‫بفرما، اینم از این.

01:03:23.181 --> 01:03:27.021
‫تو این علامت‌ها رو همه‌ جا زدی؟

01:03:27.141 --> 01:03:30.341
‫اینا علامت نیستن. اینا رون هستن.

01:03:30.461 --> 01:03:35.501
‫خیلی از این چیزای قدیمی...
‫وایکینگی تو هست.

01:03:36.621 --> 01:03:38.381
‫اینجا رو ببین.

01:03:40.581 --> 01:03:42.741
‫سردمه.

01:03:43.741 --> 01:03:46.701
‫نمیخوام اینجا باشم.

01:03:48.221 --> 01:03:51.501
‫شکلات داغ میخوری؟

01:03:51.621 --> 01:03:54.941
‫آنکر توی جنگل دنبال چیه؟

01:03:56.021 --> 01:04:00.461
‫بهم گفت کلی پوله،
‫پس میتونی بهم بگی.

01:04:00.581 --> 01:04:03.621
‫عجیبه که هی میپرسی،
‫وقتی من نمیدونم.

01:04:03.741 --> 01:04:06.141
‫چرا آنکر نمیتونه پول رو پیدا کنه؟

01:04:06.261 --> 01:04:10.661
‫هیچی یادش نمیاد.
‫حتی نمیدونه چطوری یه رون بذاره.

01:04:10.781 --> 01:04:13.181
‫رون بذاره؟ یعنی چی؟

01:04:13.301 --> 01:04:18.901
‫وقتی یه رازی داری، یه رون میذاری.
‫بعد غارت، واسه نشونه گذاری غنیمت‌ ها.

01:04:19.021 --> 01:04:23.901
‫و آنکر میخواد تو یه رون همین نزدیکا بذاری؟

01:04:27.421 --> 01:04:32.141
‫خیلی دوست دارم ببینم چطوری یه رون میذاری.
‫بهم نشون میدی؟

01:04:32.261 --> 01:04:36.341
‫فکر کردی من دیوونم؟
‫من دیوونه نیستم. آنکر دیوونه‌ هست.

01:04:36.461 --> 01:04:39.940
‫اون حتی بالدر یا هیچ ‌چیز
‫دیگه ‌ای رو یادش نمیاد.

01:04:39.964 --> 01:04:41.141
‫دیوونه‌ هست.

01:04:41.261 --> 01:04:43.821
‫مارگرته؟

01:04:43.941 --> 01:04:47.141
‫- بیا ببین چی دوختم.
‫- الان نه، ورنر.

01:04:47.261 --> 01:04:49.261
‫همین الان، مارگرته.

01:04:49.381 --> 01:04:50.861
‫زود!

01:04:50.981 --> 01:04:53.181
‫ببخشید.

01:06:36.701 --> 01:06:41.861
‫شاید اینو عوض کنم. شک دارم در مورد رنگاش.
‫نور رنگشون رو عوض میکنه.

01:06:41.981 --> 01:06:43.301
‫این پوست سگ آبی رنگ‌شده هست.

01:06:43.325 --> 01:06:45.501
‫میتونیم لباسا رو واسه
‫استفاده شخصی نگه داریم؟

01:06:45.621 --> 01:06:48.901
‫باید قوانین مالیاتی رو چک کنم.

01:06:49.021 --> 01:06:53.181
‫- صبح بخیر، آنکر.
‫- صبح بخیر. صبح بخیر، جان.

01:06:53.301 --> 01:06:55.061
‫شاهکارهای ورنر رو دیدی؟

01:06:55.181 --> 01:06:59.021
‫همه اصرار داشتن که منم یه دست لباس بگیرم،
‫واسه همین کوتاه اومدم.

01:06:59.141 --> 01:07:01.661
‫این تلاش ناامیدانه منه
‫به سمت سبک بیتلز.

01:07:01.781 --> 01:07:05.901
‫مک ‌کارتنی گروهبان فلفل رو وقتی اختراع کرد
‫که از خودشون بودن خسته شدن.

01:07:06.021 --> 01:07:09.741
‫- یه هویت کاملا جدید.
‫- لابد فکر میکنی مسخره‌ هست.

01:07:09.861 --> 01:07:12.461
‫ولی این جواب میده. قول میدم.

01:07:12.581 --> 01:07:15.301
‫به نظرم کاملا درخشان و عالیه.

01:07:15.421 --> 01:07:18.901
‫داریم تو مسیر درست حرکت میکنیم.
‫همینجوری ادامه بدین.

01:07:19.701 --> 01:07:22.341
‫همین کارو میکنیم.

01:07:26.221 --> 01:07:28.661
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

01:07:32.901 --> 01:07:35.421
‫میدونم دنبال پول ‌هایی.

01:07:35.541 --> 01:07:38.021
‫جان همه‌ چیو بهم گفت.

01:07:40.061 --> 01:07:42.861
‫خیالت راحت، به پلیس زنگ نمیزنم.

01:07:44.941 --> 01:07:46.941
‫چرا؟

01:07:48.621 --> 01:07:51.861
‫چون منم همون چیزی رو میخوام که تو میخوای.

01:07:51.981 --> 01:07:53.461
‫خب.

01:07:54.981 --> 01:07:58.101
‫- و من چی میخوام؟
‫- که بزنی به چاک.

01:07:58.221 --> 01:08:00.901
‫ولی نمیتونی پول رو پیدا کنی.

01:08:01.021 --> 01:08:04.701
‫فکر کنم بتونم جان رو راضی کنم
‫که بگه پول‌ ها کجاست.

01:08:04.821 --> 01:08:07.301
‫به ما؟

01:08:07.421 --> 01:08:10.461
‫بیا بازی رو تموم کنیم، آنکر.

01:08:11.781 --> 01:08:15.021
‫- چه بازی ‌ای؟
‫- ول کن دیگه.

01:08:15.141 --> 01:08:17.941
‫از وقتی رسیدین، دیدم که داری نگام میکنی.

01:08:18.061 --> 01:08:22.221
‫بهت حق میدم فکر کنی من از سرت زیادم، ولی...

01:08:22.341 --> 01:08:26.821
‫من و ورنر سال‌ هاست که خوشبخت نیستیم.

01:08:26.941 --> 01:08:29.221
‫جدی؟ اصلا نشون نمیدی.

01:08:29.341 --> 01:08:31.741
‫همش ظاهرسازیه.

01:08:32.781 --> 01:08:35.101
‫من باهات میام.

01:08:47.421 --> 01:08:49.861
‫تو به مارگرته در مورد پول گفتی؟!

01:08:49.981 --> 01:08:54.181
‫نه. من فقط در مورد رون ‌ها بهش گفتم.

01:08:54.301 --> 01:08:58.901
‫- همین الان کلی پول گیرت اومد.
‫- بگو بقیش کجاست! دیگه تمومه!

01:09:01.221 --> 01:09:03.781
‫فریا داره میاد.

01:09:10.221 --> 01:09:11.221
‫فریا!

01:09:13.621 --> 01:09:17.301
‫- مطمئنی تعقیبت نکرد؟
‫- فکر نکنم. دویدم.

01:09:17.421 --> 01:09:20.341
‫با قطار اومدم.
‫نمیدونستم دیگه باید چیکار کنم.

01:09:20.461 --> 01:09:24.421
‫- تو و مانفرد خوبین؟
‫- نمیتونی همینجوری پاشی بیای اینجا.

01:09:24.541 --> 01:09:28.301
‫فکر کردی خودم دلم میخواد اینجا باشم؟
‫از اینجا متنفرم!

01:09:28.421 --> 01:09:31.941
‫پس نمیفهمم چرا اومدی.
‫واقعا نمیفهمم.

01:09:32.461 --> 01:09:34.941
‫خیلی عوضی ‌ای.

01:09:35.061 --> 01:09:39.021
‫پیدات میشه و
‫دوباره همه ‌چیو بهم میریزی.

01:09:39.141 --> 01:09:42.381
‫چرا هنوز نرفتی؟
‫نکنه پولتو پیدا نمیکنی؟

01:09:42.501 --> 01:09:46.981
‫فکر کردی نمیدونم واسه چی
‫اومدی اینجا؟ میشناسمت.

01:09:47.101 --> 01:09:52.461
‫ما این همه وقت منتظرت بودیم،
‫حالا دوباره داری جیم میزنی.

01:09:53.901 --> 01:09:56.626
‫تو به مامان قول دادی
‫هوای مانفرد رو داشته باشی.

01:09:56.650 --> 01:09:57.861
‫لعنتی تو قسم خوردی!

01:09:57.981 --> 01:10:00.581
‫معلومه که دارم میرم.
‫احمق نیستم که.

01:10:00.701 --> 01:10:04.341
‫تو هم باید بری.
‫کل عمرتو پای اون هدر دادی.

01:10:04.461 --> 01:10:07.261
‫اگه بری، دقیقا عین بابا میشی.

01:10:07.381 --> 01:10:10.501
‫این حرف مزخرف رو تحویل من نده!

01:10:14.061 --> 01:10:18.981
‫بعضی وقتا فکر میکنم بابا رو توی قطار
‫یا بین جمعیت میبینم.

01:10:20.261 --> 01:10:23.101
‫خواب میبینم که میاد و معذرت ‌خواهی میکنه.

01:10:23.221 --> 01:10:27.101
‫آخه آدم چطوری میتونه
‫خونوادشو این‌جوری ول کنه؟

01:10:29.261 --> 01:10:31.741
‫میدونم احمقانه‌ست، ولی...

01:10:33.501 --> 01:10:39.141
‫... هنوزم فکر میکنم اگه یه روز ازدواج کنم،
‫اون پیداش میشه و واسم سخنرانی میکنه.

01:10:39.261 --> 01:10:43.661
‫ببین، تو و مامان ۴۰ ساله دارین
‫درباره اون حرف میزنین. بیخیال شو.

01:10:43.781 --> 01:10:47.741
‫اون یارو یه خونواده پیدا کرد که
‫بیشتر از ما دوستشون داشت، همین.

01:10:47.861 --> 01:10:51.141
‫نمیتونست مانفرد رو تحمل کنه.
‫هیچکی نمیتونه.

01:10:56.901 --> 01:11:01.101
‫بابا یه آشغال تمام‌ عیار بود، فریا.
‫خوشحال باش که رفت.

01:11:02.861 --> 01:11:07.821
‫بابا جنبه‌ های دیگه هم داشت.
‫آدما فقط یه بعد ندارن.

01:11:14.021 --> 01:11:18.301
‫- مگه جان نباید کمک کنه؟
‫- سازها رو بردار، پل جورج.

01:11:18.421 --> 01:11:22.501
‫بسه دیگه، بهم نگو پل جورج!
‫جان، تو هم داری اینو میشنوی؟

01:11:25.181 --> 01:11:29.501
‫توروخدا کمکمون کن. همینجوری نشین اونجا
‫واسه خودت دلسوزی نکن.

01:11:29.621 --> 01:11:32.221
‫هی، هی! مواظب سردوشی لباسم باش.

01:11:32.341 --> 01:11:34.941
‫دخالت نکن. تو عضو گروه نیستی.

01:11:35.061 --> 01:11:39.861
‫یه کلمه از حرفاتم نمیفهمم.
‫احمق سوئدی.

01:11:39.981 --> 01:11:42.741
‫آها، پس من یه احمق سوئدیم.

01:11:43.621 --> 01:11:46.861
‫- چه غلطا؟
‫- حداقلش من الکلی نیستم.

01:11:46.981 --> 01:11:51.981
‫لباس ‌ها رو دربیار، همین الان!
‫دیگه از مفت‌ خوری خبری نیست.

01:11:52.101 --> 01:11:55.781
‫- گفتم لباسا رو بکن!
‫- انرژیتو واسه سازها نگه دار.

01:11:55.901 --> 01:11:58.781
‫هیچکی با اون موزیک آشغال سوئدیت خر نمیشه.

01:11:58.901 --> 01:12:02.661
‫خودتم خوب میدونی که
‫نه چشات آبیه نه موهات بور.

01:12:03.501 --> 01:12:05.941
‫تو بیورن نیستی و هیچوقتم نمیشی.

01:12:06.061 --> 01:12:07.341
‫عوضی!

01:12:10.301 --> 01:12:13.621
‫نه! با گیتار نه. پل!

01:12:13.741 --> 01:12:15.301
‫من دیگه نیستم!

01:12:15.421 --> 01:12:17.741
‫- جورج؟
‫- ورنر؟

01:12:17.861 --> 01:12:18.861
‫بیورن؟

01:12:18.941 --> 01:12:21.781
‫من کشیدم کنار! تمومه!

01:12:21.901 --> 01:12:26.381
‫باشه، اون میره یه قدمی میزنه،
‫بعدش ما میریم.

01:12:27.941 --> 01:12:31.461
‫اینجا هم نیست.
‫داره دیوونم میکنه.

01:12:32.341 --> 01:12:34.021
‫دیگه بریدیم.

01:12:36.101 --> 01:12:39.101
‫باید باهاش حرف بزنی.
‫بهش بفهمون که هممون میمیریم.

01:12:39.221 --> 01:12:43.341
‫نمیتونیم بیخیال پول بشیم و بریم؟
‫دیگه مهم نیست.

01:12:43.461 --> 01:12:46.181
‫در هر صورت واسه این کارا
‫میگیرن میندازنت زندان.

01:12:47.221 --> 01:12:48.419
‫واسه چی؟

01:12:48.443 --> 01:12:52.061
‫واسه فراری دادن
‫یه مشت دیوونه از بیمارستان.

01:12:52.181 --> 01:12:55.741
‫- از کجا اینو میگی؟
‫- دوربینا گرفتنت.

01:12:56.901 --> 01:13:01.181
‫نمیدونم جریمه‌ دزدیدن چهارتا بیمار روانی چیه.

01:13:02.221 --> 01:13:05.981
‫کار لوتار بود.
‫من فقط به فرار مانفرد کمک کردم.

01:13:06.101 --> 01:13:09.701
‫- در ضمن، سه تا بیمارن.
‫- توی روزنامه‌ ها نوشته چهارتا.

01:13:15.221 --> 01:13:17.861
‫گم شدن ۴ بیمار در دانمارک و سوئد

01:13:35.581 --> 01:13:38.501
‫اینجایی پس! پل جورج زد تو گوش
‫ورنر و از گروه رفت.

01:13:38.621 --> 01:13:41.661
‫- ما امشب باید بریم روی صحنه.
‫- همین الان بهت نیاز دارم.

01:13:41.781 --> 01:13:44.741
‫- بالای ۲۵ نفر بلیط خریدن.
‫- چیو نمیفهمی؟

01:13:44.861 --> 01:13:49.621
‫توی گروه دعوای داخلی داریم
‫و 3 ساعت دیگه کنسرت به این بزرگی.

01:13:49.741 --> 01:13:52.781
‫اگه میدونستم مدیر برنامه بودن
‫اینجوریه، عمرا...

01:13:52.901 --> 01:13:56.141
‫- آروم باش! یه نقشه جایگزین دارم.
‫- ببند دهنتو!

01:13:56.261 --> 01:13:58.701
‫قضیه همینجا تموم میشه... کیل.

01:13:58.821 --> 01:14:02.421
‫چرا بهش میگی کیل؟
‫به اندازه‌ کافی گیج شدیم.

01:14:02.541 --> 01:14:05.981
‫اون کیله، یه بیمار روانی.

01:14:06.101 --> 01:14:10.381
‫- مگه همشون نیستن؟
‫- دقیقا. منم از همون اول همین رو میگفتم.

01:14:10.501 --> 01:14:13.341
‫لوتار کیل گرنر نیلسن،
‫بیمار روانی.

01:14:13.461 --> 01:14:17.461
‫- مگه اسم کیل چه عیبی داره؟
‫- پس یعنی تو رو به مرگ نیستی؟

01:14:17.581 --> 01:14:20.381
‫- کی داره میمیره؟
‫- خفه شو و سر جات بتمرگ.

01:14:20.501 --> 01:14:24.261
‫- شاید دارم میمیرم. هنوز اسکن نکردم...
‫- دیگه بسه!

01:14:24.381 --> 01:14:27.341
‫اینجوری با من حرف نزن لعنتی.
‫۱۴ ساعته دارم خیاطی میکنم!

01:14:27.461 --> 01:14:32.461
‫بهم حمله شده، کلا هم
‫7 ساعت خوابیدم! پس...

01:14:32.581 --> 01:14:37.301
‫الان فقط یه لیوان
‫شراب بورگاندی لازم دارم. افتاد؟!

01:14:39.701 --> 01:14:42.021
‫نه! آنکر!

01:14:43.861 --> 01:14:45.541
‫آنکر... آنکر.

01:14:52.621 --> 01:14:55.581
‫- آنکر!
‫- دیدی چی شد؟

01:14:55.701 --> 01:14:57.341
‫زدش.

01:14:57.461 --> 01:14:59.861
‫با ماهیتابه زد تو سرش.

01:15:02.061 --> 01:15:06.061
‫حالا اونم میمیره. همه میمیرن.

01:15:06.181 --> 01:15:07.901
‫قرار نیست کسی بمیره.

01:15:08.021 --> 01:15:10.061
‫چرا، اون میمیره.

01:15:11.541 --> 01:15:14.381
‫- منم میفرستن یه جای دور.
‫- تمومش کن دیگه.

01:15:14.501 --> 01:15:17.381
‫برو واسه کنسرتت تمرین کن.

01:15:17.501 --> 01:15:21.061
‫یه بار دیگه دستت به اون گیتار بخوره
‫مخت رو میریزم تو دهنت.

01:15:24.781 --> 01:15:26.861
‫و آره، حق با توئه.

01:15:28.061 --> 01:15:32.501
‫- هممون به خاطر تو به فنا میریم.
‫- آنکر، نگو این رو. حقیقت نداره.

01:15:33.741 --> 01:15:36.461
‫بهم نگاه کن. به فریا نگاه کن.

01:15:36.581 --> 01:15:38.981
‫بهش نگاه کن.

01:15:39.101 --> 01:15:42.141
‫- این همش تقصیر توئه.
‫- تمومش کن.

01:15:42.261 --> 01:15:46.141
‫تقصیر توئه که توی این خراب ‌شده‌ایم.
‫تقصیر توئه که بابا رفت.

01:15:46.261 --> 01:15:50.301
‫- همه‌ چی تقصیر توئه.
‫- تمومش کنین دیگه، لعنتی‌ ها!

01:15:50.421 --> 01:15:52.381
‫نه، جان. صبر کن، جان!

01:15:52.501 --> 01:15:54.461
‫نکن!

01:16:54.781 --> 01:16:57.261
‫- سوار شو.
‫- نه.

01:16:57.381 --> 01:16:59.781
‫- گریه کردی؟
‫- برو! من با اتوبوس میرم.

01:16:59.901 --> 01:17:04.981
‫- گریه کردن عیبی نداره. منم گریه کردم.
‫- من خیلی بیشتر گریه کردم. چشمام رو ببین.

01:17:07.981 --> 01:17:12.181
‫- میتونیم برگردیم و معذرت ‌خواهی کنیم.
‫- نه، دارم میرم آلمان.

01:17:12.301 --> 01:17:15.701
‫- اگه دوباره گروه رو دور هم جمع کنیم چی؟
‫- دارم میرم آلمان!

01:17:15.821 --> 01:17:19.941
‫- واسه چی؟
‫- هولوکاست! یه بار واسه همیشه تمومش کنم.

01:17:20.061 --> 01:17:22.901
‫- نمیتونی جلوم رو بگیری!
‫- فکرشم نمیکنم.

01:17:23.021 --> 01:17:25.301
‫شاید منم بتونم باهات بیام؟

01:17:30.821 --> 01:17:33.581
‫لوتار، خدایی راستش رو بهم بگو.

01:17:35.741 --> 01:17:39.181
‫مگه من موهام بور و چشمام آبی نیست؟

01:17:40.861 --> 01:17:45.541
‫دارم دیوونه میشم اینجا.
‫نمیدونم چیزی که میبینم واقعیه یا نه.

01:17:46.861 --> 01:17:49.101
‫ولی... من دارم میبینم...

01:17:50.061 --> 01:17:52.981
‫من چشمای آبی و موی بور نمیبینم.

01:17:53.101 --> 01:17:54.501
‫ای وای، نه!

01:17:54.621 --> 01:17:58.101
‫من یه آدم سبزه میبینم
‫با یه ریش خفن.

01:17:58.221 --> 01:18:02.221
‫ولی اصلا مهم نیست
‫من یا بقیه چی میبینیم.

01:18:02.341 --> 01:18:04.621
‫مهم اینه که خودت چی میبینی.

01:18:04.741 --> 01:18:08.301
‫قبل از هر چیزی،
‫من بااستعدادترین عضو گروه رو میبینم.

01:18:08.421 --> 01:18:13.381
‫و یه مرد به‌ شدت خوش ‌تیپ
‫و باوقار رو میبینم.

01:18:13.501 --> 01:18:17.781
‫و یه همکار عالی میبینم
‫که میتونه تنهایی هم بترکونه.

01:18:22.101 --> 01:18:24.061
‫آره.

01:18:24.181 --> 01:18:27.221
‫- خوبه. سوار شو.
‫- باشه.

01:19:16.741 --> 01:19:19.221
‫کمکی از دستم برمیاد؟

01:19:29.541 --> 01:19:31.301
‫آخ.

01:19:51.061 --> 01:19:53.101
‫آنکر!

01:20:16.101 --> 01:20:17.941
‫آنکر؟

01:20:19.661 --> 01:20:22.901
‫فلمینگ، آروم باش.

01:20:26.341 --> 01:20:28.261
‫آنکر؟

01:20:29.021 --> 01:20:31.381
‫پول رو میخوام، آنکر.

01:20:35.941 --> 01:20:38.981
‫مال تو نیست. پیش منم نیست.

01:20:39.981 --> 01:20:42.581
‫سعی کردم زنگ بزنم.
‫به ‌زودی جور میشه.

01:20:42.701 --> 01:20:46.221
‫باشه. پس منم یکی از
‫انگشت‌ های برادرت رو میبرم.

01:20:46.941 --> 01:20:51.381
‫بعدش ۱۰ ثانیه وقت داری فکر کنی،
‫وگرنه دونه ‌دونه بقیه رو هم میبرم.

01:20:51.501 --> 01:20:53.901
‫فلمینگ، توروخدا نکن.

01:20:54.021 --> 01:20:57.741
‫پول رو بهت میدم.
‫فقط باید پیداش کنم.

01:20:57.861 --> 01:21:00.261
‫فلمینگ، گوش کن.
‫من نمیدونم کجاست!

01:21:08.181 --> 01:21:12.461
‫خیلی خب، این اولین باره.

01:21:12.581 --> 01:21:17.781
‫- معمولا مردم مثل چی جیغ میزنن.
‫- فلمینگ... خواهش میکنم کاریش نداشته باش.

01:21:17.901 --> 01:21:18.883
‫فقط اون میدونه کجاست.

01:21:18.907 --> 01:21:21.261
‫ساکت باش آنکر.
‫یکی دیگه رو هم میتونم تحمل کنم.

01:21:21.381 --> 01:21:23.621
‫میدونی پول ‌ها کجاست، مانفرد؟

01:21:23.741 --> 01:21:27.781
‫- جان... اسمش جانه.
‫- ببخشید. پول‌ ها کجاست، جان؟

01:21:27.901 --> 01:21:31.261
‫کنار دریاچه. ولی اگه برادرم رو اذیت کنی
‫نشونت نمیدم.

01:21:31.381 --> 01:21:33.941
‫اذیتش نکن. من رو بزن اصلا!

01:21:34.061 --> 01:21:37.421
‫تو همین الان داداشم رو زدی،
‫واسه همین نشونت نمیدم.

01:21:37.541 --> 01:21:40.541
‫حالا دیگه هیچوقت رنگ پول رو نمیبینی.

01:21:40.661 --> 01:21:44.261
‫- میخوای چیکار کنم؟
‫- سوار ماشین شو و برو.

01:21:45.461 --> 01:21:48.221
‫- برون دیگه.
‫- من اجازه ندارم رانندگی کنم.

01:21:48.341 --> 01:21:51.181
‫- برون!
‫- فقط با ماشین اتوماتیک میتونم برونم.

01:21:51.301 --> 01:21:54.541
‫در ضمن یه انگشت افتاده رو زمین.
‫باید برگردیم برش داریم.

01:21:54.661 --> 01:21:58.341
‫- باید آنکر و انگشتم رو با خودم ببرم.
‫- میزنم تو مغزت ‌ها.

01:21:58.461 --> 01:22:01.981
‫میدونم! خیلی وقته که میدونم.
‫کجا میخوای بری؟

01:22:02.101 --> 01:22:04.421
‫- سمت پول ‌ها.
‫- نمیتونیم.

01:22:04.541 --> 01:22:07.781
‫پول ‌ها مال آنکره.
‫نمیتونم به کسی بگم.

01:22:07.901 --> 01:22:11.261
‫راستش دستم الان یه ذره درد میکنه.

01:22:11.381 --> 01:22:15.501
‫گشنمم هست.
‫میشه یه چیزی بخوریم؟ سردمم هست.

01:22:15.621 --> 01:22:18.661
‫خیلی خب. باشه. بیا بریم.

01:22:18.781 --> 01:22:20.941
‫رفتم.

01:22:22.901 --> 01:22:26.021
‫چطوری راه میفته؟ خیلی سخته.

01:22:26.141 --> 01:22:29.181
‫ای بابا، نمیتونم! ولی الان راه میفتم.

01:22:42.701 --> 01:22:45.341
‫این کاری که کردی واقعا غیرقانونیه.

01:22:50.301 --> 01:22:52.821
‫یه حیوون کوچولو داره از جاده رد میشه.

01:22:52.941 --> 01:22:55.541
‫بسه دیگه خفه شو
‫و مثل یه مرد نفس بکش.

01:22:55.661 --> 01:22:57.741
‫آخه نمیتونم.

01:23:01.701 --> 01:23:05.621
‫- تندتر نرو.
‫- آنکر داداشمه. اون ازم محافظت میکنه.

01:23:05.741 --> 01:23:09.381
‫دست از سر ما بردار.
‫نکشش. من نمیخوام این کارو کنی!

01:23:09.501 --> 01:23:11.781
‫اینقدر تند نرو.

01:23:14.941 --> 01:23:18.541
‫- آروم‌تر برو، احمق.
‫- اگه قول بدی آنکر رو نکشی.

01:23:20.381 --> 01:23:22.421
‫آروم‌تر.

01:23:22.541 --> 01:23:25.021
‫آروم برو، مانفرد!

01:24:15.861 --> 01:24:20.701
‫تو و خونوادت قشنگ مشکل
‫روانی حاد دارین. خودت میدونی؟

01:24:21.821 --> 01:24:22.941
‫آره.

01:24:58.101 --> 01:25:00.501
‫آنکر!

01:25:24.781 --> 01:25:26.781
‫آنکر.

01:25:29.621 --> 01:25:31.701
‫آنکر.

01:25:58.661 --> 01:26:00.901
‫مانفرد!

01:26:16.501 --> 01:26:18.421
‫جان!

01:26:39.301 --> 01:26:41.621
‫مانفرد!

01:26:46.141 --> 01:26:48.301
‫مانفرد!

01:28:14.141 --> 01:28:15.581
‫بابا دوستت داره.

01:28:15.701 --> 01:28:19.861
‫یکشنبه میبینمت.
‫واست شام درست کردم که گرمش کنی.

01:29:07.621 --> 01:29:10.221
‫نه، نه، نه!

01:29:14.781 --> 01:29:18.981
‫- یه اتفاق خیلی بدی افتاده.
‫- واسه مامان و فریا؟

01:29:19.701 --> 01:29:22.781
‫کشتنش. اون مُرده.

01:29:22.901 --> 01:29:24.501
‫کی؟

01:29:25.901 --> 01:29:28.301
‫با من بیا.

01:30:09.941 --> 01:30:12.341
‫زنگ بزنین آمبولانس.

01:30:17.261 --> 01:30:20.781
‫فقط صبر کن
‫دوباره رو پا بشم، مانفرد.

01:30:20.901 --> 01:30:22.821
‫قشنگ له و لورد‌ت میکنم.

01:30:22.941 --> 01:30:24.581
‫دیگه نمیتونی راه بری.

01:30:24.701 --> 01:30:27.941
‫اصلا نمیتونی تکون بخوری.

01:30:28.061 --> 01:30:29.981
‫کمک! به بابا کمک کنین.

01:30:55.701 --> 01:30:57.861
‫اونور رو نگاه کن، مانفرد.

01:30:57.981 --> 01:31:00.381
‫آنکر، داری چیکار میکنی؟

01:31:00.501 --> 01:31:02.221
‫آنکر؟

01:31:06.901 --> 01:31:11.301
‫جان لنون وقتی داشت میرسید
‫خونش در نیویورک، چهار تا تیر خورد...

01:31:11.421 --> 01:31:13.101
‫... همراه با یوکو اونو.

01:31:13.221 --> 01:31:17.181
‫اون رو سریع رسوندن بیمارستان روزولت،
‫ ولی تموم کرده بود.

01:31:17.301 --> 01:31:22.541
‫ضارب، مارک دیوید چپمن،
‫به نظر میاد یه طرفدار دوآتیشه باشه...

01:31:53.421 --> 01:31:56.141
‫هیچ‌قت در مورد این قضیه حرف نمیزنیم.

01:31:56.261 --> 01:31:58.101
‫قسم بخور به کسی چیزی نمیگی

01:32:00.821 --> 01:32:03.621
‫دیگه وایکینگ‌ بازی درنمیاری، باشه؟

01:32:07.141 --> 01:32:09.861
‫دیگه هیچوقت نرو سراغش.

01:33:08.021 --> 01:33:12.621
‫یه روز با مامان اینجا قارچ جمع میکردیم،
‫ولی من هیچی نگفتم.

01:33:15.221 --> 01:33:18.141
‫مامان دقیقا داشت روی اون راه میرفت.

01:33:24.141 --> 01:33:27.061
‫ناراحتی که بهت نشون دادم؟

01:33:34.581 --> 01:33:37.061
‫فکر کنم یه جورایی میدونستم.

01:33:43.661 --> 01:33:46.341
‫فکر میکردم خواب دیدم.

01:33:51.501 --> 01:33:53.501
‫فریا هم اکثر وقتا همین خواب رو میبینه.

01:33:59.301 --> 01:34:02.421
‫- فریا نمیدونه؟
‫- نه.

01:34:02.541 --> 01:34:04.701
‫ولی خوابش رو میبینه.

01:34:06.301 --> 01:34:08.581
‫خیلی ناراحته.

01:34:09.701 --> 01:34:12.341
‫فکر کنم دلش میخواد بدونه.

01:34:15.461 --> 01:34:17.901
‫میتونی بهش بگی.

01:34:27.421 --> 01:34:30.461
‫میخوای من از طرف هردومون بهش بگم؟

01:34:30.581 --> 01:34:34.741
‫جرئتش رو داری؟
‫واقعا دلم میخواد تو بگی.

01:34:44.021 --> 01:34:46.301
‫میدونم که داری میری.

01:34:48.261 --> 01:34:50.581
‫باعث خجالتت میشم، درک میکنم.

01:34:50.701 --> 01:34:54.061
‫منم همیشه آدم خوش‌ اخلاقی نبودم.

01:34:58.541 --> 01:35:00.661
‫هیچ‌کس همیشه خوب نیست.

01:35:03.181 --> 01:35:06.381
‫میتونی دقیقا همون کسی باشی که دلت میخواد.

01:35:32.181 --> 01:35:33.621
‫چی شد؟

01:35:33.741 --> 01:35:35.941
‫امروز صبح پیداش کردم.

01:35:36.061 --> 01:35:39.981
‫افتاده و سرش خورده به سنگ.
‫بهش گفته بودم چراغ‌قوه ببره.

01:35:40.101 --> 01:35:43.621
‫رسیدیم خونه دیگه.
‫بیا، بیا... بفرما.

01:35:43.741 --> 01:35:48.101
‫- کاری از دستم برمیاد؟
‫- نه. گفتن فقط باید استراحت کنه.

01:35:52.101 --> 01:35:55.545
‫واسه ناهار سوپ مجارستانی
‫درست میکنم. از این به بعد فقط سوپ.

01:35:55.569 --> 01:35:57.021
‫کلی از دندون‌ هاش ریخته.

01:38:16.061 --> 01:38:18.821
‫خب، بیاین حرفامون رو بزنیم.

01:38:20.221 --> 01:38:23.261
‫آیا من در مورد خودم دروغ گفتم؟

01:38:24.861 --> 01:38:26.981
‫شاید آره.

01:38:27.101 --> 01:38:31.101
‫بابای من نماینده‌ اتحادیه‌ ایکیا
‫توی بالروپ بود، نه توی تاستروپ.

01:38:31.221 --> 01:38:35.301
‫شعبه‌ تاستروپ اصلا باز نشده بود
‫تا وقتی که شعبه‌ بالروپ رو بستن...

01:38:35.421 --> 01:38:38.261
‫... و بابام رو به ‌ناحق اخراج کردن.

01:38:38.381 --> 01:38:43.541
‫پس آره، بابای من رئیس
‫تنها شعبه‌ ایکیا توی کل دنیا بود...

01:38:43.661 --> 01:38:45.781
‫... که تا حالا بسته شده.

01:38:45.901 --> 01:38:49.581
‫فکر کنم بدونین چه بلایی
‫سر یه خونواده‌ کوچیک میاره.

01:38:50.741 --> 01:38:54.021
‫اگه رویاپرداز بودنم از من آدم بدی میسازه...

01:38:54.141 --> 01:38:57.741
‫... اینکه لزوما فرقی
‫بین خیال و واقعیت نمیبینم...

01:38:57.861 --> 01:39:02.341
‫... و اینکه فقط میخواستم
‫بهترین گروه دنیا رو دوباره بسازم...

01:39:02.461 --> 01:39:05.181
‫... پس راحت باشین و بهم بگین مریض.

01:39:06.701 --> 01:39:09.461
‫و اگه میخوای تلافی کنی و من رو بزنی...

01:39:09.581 --> 01:39:12.941
‫... من و بیورن یه
‫ماهیتابه‌ نوی نو واست خریدیم.

01:39:18.341 --> 01:39:21.501
‫میتونی من رو ببخشی، آنکر؟

01:39:23.981 --> 01:39:26.141
‫از دستم عصبانی هستی؟

01:39:31.301 --> 01:39:33.381
‫میبخشمت.

01:39:34.461 --> 01:39:36.981
‫عصبانی نیستم.

01:39:37.101 --> 01:39:39.701
‫مرسی، آنکر.

01:41:03.421 --> 01:41:07.021
‫- نوبت اوناست.
‫- این کیک لیمویی اصلا تازه نیست. بو کن.

01:41:07.141 --> 01:41:10.141
‫- هیچی حس نمیکنم.
‫- ساکت شو! دارن میرن روی صحنه.

01:41:10.261 --> 01:41:13.221
‫عجب بعدازظهری! چه نمایشی!

01:41:13.341 --> 01:41:17.661
‫- حتما باید تبر ببره؟ خطرناکه.
‫- خیلی بزرگه.

01:41:17.781 --> 01:41:21.181
‫رستوران چطوری اجازه داد؟ ولش کن.

01:41:21.301 --> 01:41:25.701
‫- نه. تبر دوباره مجاز شده.
‫- نه روی صحنه!

01:41:25.821 --> 01:41:27.861
‫سگ ‌های آبی پرنده!

01:41:27.981 --> 01:41:31.581
‫پس دیگه نمیتونی با ما بزنی.

01:41:33.381 --> 01:41:37.861
‫اگه واقعا دلت میخواد بیاریش، بیارش.
‫ولی لازمش نداری.

01:44:46.101 --> 01:44:49.141
‫توی این دنیا هر جور آدمی پیدا میشه.

01:44:49.261 --> 01:44:54.781
‫زیر دست رئیس قبیله،
‫همه خوشحال بودن و با هم برابر.

01:44:54.901 --> 01:44:57.821
‫همه به یک اندازه خوشبخت بودن.

01:44:57.941 --> 01:45:02.901
‫البته که توی این مسیر
‫پستی ‌بلندی و جنگ‌ هایی هم بود.

01:45:03.021 --> 01:45:07.661
‫ولی رئیس همیشه حواسش بود
‫که همه‌ آدما ارزش یکسانی داشته باشن.

01:45:07.781 --> 01:45:09.661
‫اون خیلی خوب میدونست...

01:45:09.781 --> 01:45:13.221
‫... که وقتی پای همه لنگه،
‫یعنی پای هیچکی لنگ نیست.

01:45:17.101 --> 01:45:21.741
‫سال‌ها گذشت و همه حتی
‫از قبل هم خوشحالتر شدن.

01:45:22.621 --> 01:45:26.421
‫همه میدونستن مردمی که
‫نقص عضو دارن تعادل ندارن...

01:45:26.541 --> 01:45:31.221
‫... و نباید به هم تبر پرت کنن،
‫ولی اونا کوتاه نیومدن.

01:45:31.341 --> 01:45:36.541
‫چون میدونستن اگه همه بی ‌تعادل باشن،
‫یعنی هیچکی بی‌ تعادل نیست.

01:45:40.661 --> 01:45:44.261
‫وقتی روزش رسید
‫و اون اتفاق غیرممکن افتاد...

01:45:44.381 --> 01:45:47.861
‫... رئیس حتی یک لحظه هم
‫توی تصمیمش شک نکرد.

01:45:55.061 --> 01:45:58.021
‫خیلی ‌ها میترسیدن
‫ولی کسی جرئت نداشت بلند بگه...

01:45:58.141 --> 01:46:03.381
‫... و رئیس آخرین نفری بود که
‫سرش رو روی سنگ گذاشت.

01:46:03.501 --> 01:46:08.581
‫چند ثانیه قبل از اینکه تبر
‫به گردنش بخوره، به مردمش نگاه کرد...

01:46:08.701 --> 01:46:12.701
‫... و یه آرامش عمیقی توی قلبش نشست.

01:46:12.821 --> 01:46:18.301
‫واسه تمام طردشده‌ ها،
‫عجیبا، ضعیف‌ ها، مریض ‌ها...

01:46:18.421 --> 01:46:20.821
‫... پولدارها، فقیرها،
‫خوشگل ‌ها و زشت‌ ها...

01:46:20.941 --> 01:46:25.261
‫... زن و مرد و بقیه‌ اونایی که
‫نمیدونستن کی هستن...

01:46:25.381 --> 01:46:29.021
‫... تا حالا اونا رو اینقدر
‫آروم و هماهنگ ندیده بود...

01:46:29.141 --> 01:46:32.701
‫... و بالاخره، همه‌ اونا
‫ارزش یکسانی پیدا کردن.

01:46:32.726 --> 01:46:42.125
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

01:46:43.141 --> 01:46:48.981
‫[ آخرین وایکینگ ]

01:46:49.141 --> 01:46:53.021
برگردان به پارسی: مرتضی راکی

01:46:53.051 --> 01:47:03.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>
