WEBVTT

00:13.500 --> 00:14.917
♪ تو توی حرف زدن مهارت خاصی داری ♪

00:15.000 --> 00:19.083
♪ که بهترین جنبه‌ی
بدترین‌ها رو بیرون می‌کشه ♪

00:19.166 --> 00:21.458
♪ زمزمه‌های مرموز و تاریک می‌کنی ♪

00:21.542 --> 00:23.625
♪ معلوم نیست داری بلوف می‌زنی یا نه ♪

00:23.709 --> 00:28.125
♪ قصه‌هات رو به قالبِ شعر درمیاری ♪

00:28.208 --> 00:32.625
♪ تو قلبی داری که مچت رو باز می‌کنه ♪

00:32.709 --> 00:37.417
♪ که نمی‌ذاره از سرِ جات تکون بخوری ♪

00:37.500 --> 00:40.000
♪ با اون ریتمِ دیوانه‌کننده‌ش ♪

00:40.083 --> 00:42.625
بخشیده نمی‌شی

00:42.709 --> 00:47.041
تا وقتی به نقشت اعتراف نکنی

00:47.125 --> 00:50.959
توی انتخاب کلمات مهارت خاصی داری

00:51.041 --> 00:56.291
که شاید به نظر بعضیا یکم عجیب و غریب باشه

00:56.375 --> 00:58.750
‫♪ وقتی جمله‌ها رو به بازی می‌گیری ♪

00:58.834 --> 01:01.083
‫♪ تا چند روز از فکرم بیرون نمی‌ره ♪

01:01.166 --> 01:05.750
و مثل یه نفرین توی هوا سنگینی می‌کنه

01:05.834 --> 01:09.583
خوب بلدی با کلمات بازی کنی

01:10.875 --> 01:14.500
‫♪ عجب بیانی داری ♪

01:14.524 --> 01:25.524
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
‏.::  www.ZarFilm.com ::.

01:56.500 --> 01:58.083
یه لحظه

02:04.333 --> 02:05.667
آنتونی؟

02:05.750 --> 02:08.166
جین! برگشتی

02:08.250 --> 02:11.291
و کار کردن توی بنیادِ عموت

02:11.375 --> 02:13.166
آره

02:13.250 --> 02:15.083
از کجا شنیدی؟

02:15.166 --> 02:16.875
منابع خودمو دارم

02:16.959 --> 02:19.834
‫امم، یه لحظه وقت داری؟

02:19.917 --> 02:24.000
‫آره، دارم، فقط... یهو غافلگیرم کردی

02:24.083 --> 02:25.959
‫ببخشید که این‌طوری بی‌‌هوا اومدم، آخه

02:27.083 --> 02:29.125
‫به کمکت احتیاج دارم

02:34.166 --> 02:36.083
‫همیشه عادت داشتی تا
دیروقت کار کنی، واسه همین

02:36.166 --> 02:39.083
‫با خودم گفتم شانسم رو
امتحان کنم، شاید بیدار باشی

02:39.166 --> 02:40.542
‫آره، خب

02:40.625 --> 02:43.625
‫اینم از دردسرهای خواننده بودنه؛
این‌که بهترین ساعت‌های کارت، شبه

02:43.709 --> 02:46.291
‫از دیدنت خیلی خوشحالم، جِین

02:46.375 --> 02:48.917
‫باورم نمی‌شه ۱۵ سال گذشته

02:49.000 --> 02:50.834
از وقتی که حضوری دیدمت

02:50.917 --> 02:53.458
می‌دونی، الان دارم توی
"موزبای" تئاتر درس می‌دم

02:53.542 --> 02:55.166
آره، راستش توی اینترنت دیده بودم

02:55.250 --> 02:56.917
راستی، عکس‌های خیلی خوبی بودن

02:58.417 --> 03:01.250
خب، تدریس اونجا چطوره؟

03:01.333 --> 03:04.750
خب، به هیجان‌انگیزیِ اجرا
کردن توی کل اروپا نیست

03:04.834 --> 03:07.500
آره، ولی خب، مطمئنم خیلی رضایت‌بخشه

03:07.583 --> 03:09.250
اینکه با دانشجوها کار می‌کنی

03:09.333 --> 03:11.959
منظورم اینه که داری نسل
بعدی بازیگرها رو تربیت می‌کنی

03:12.041 --> 03:14.000
آره. آره، واقعاً همین‌طوره

03:14.083 --> 03:15.625
راستش، داریم دوباره آماده می‌شیم

03:15.709 --> 03:18.125
برای جشنواره‌ی ادگار آلن پو

03:18.208 --> 03:20.208
اوه، آره، واو

03:20.291 --> 03:22.166
جشنواره‌ی پو

03:22.250 --> 03:24.000
کلی خاطره از اونجا دارم

03:24.083 --> 03:28.583
آره، که در واقع همین منو
می‌رسونه به دلیلی که الان اینجام

03:30.250 --> 03:33.583
داشتم یه مرور تصویری
برای جشنواره آماده می‌کردم

03:33.667 --> 03:37.250
و توی یه حلقه‌فیلم قدیمی به چیزی برخوردم که

03:37.333 --> 03:39.500
بدجوری ذهنم رو درگیر کرده

03:43.583 --> 03:46.125
خب، قطعاً می‌تونست فوکوس بهتری داشته باشه

03:46.208 --> 03:48.792
خب، فقط به پس‌زمینه نگاه کن

03:48.875 --> 03:50.792
می‌بینی یه پیکره اونجا هست؟

03:50.875 --> 03:52.583
و قسم می‌خورم که دارن یه جسد رو بار می‌کنه

03:52.667 --> 03:54.917
توی صندوق‌عقب اون ماشین

03:56.125 --> 03:58.792
پس فکر کردی دیدی کسی
داره یه جسد رو بار می‌کنه

03:58.875 --> 04:00.768
توی صندوق‌عقب یه ماشین و به پلیس زنگ نزدی؟

04:00.792 --> 04:03.375
من دیدم که یکی داشت یه
چیزی رو می‌ذاشت پشت ماشین

04:03.458 --> 04:05.258
و نمی‌دونستم که باید به پلیس زنگ بزنم یا نه

04:07.959 --> 04:09.875
فریاد زدم: «ای تبهکاران!»

04:09.959 --> 04:11.917
«بیش از این کتمان نکنید!»

04:12.000 --> 04:14.792
«من به گناهم اعتراف
می‌کنم! تخته‌ها را بکنید!»

04:14.875 --> 04:16.917
«اینجا، همین‌جا!»

04:17.000 --> 04:21.417
«این تپشِ قلبِ کریهِ اوست!»

04:23.333 --> 04:24.542
بچه‌ها، جمع شید کنار هم

04:24.625 --> 04:26.465
می‌خوام یه عکس دسته‌جمعی برای سالنامه بگیرم

04:29.166 --> 04:30.542
آره، همین‌طوری خوبه

04:32.667 --> 04:34.834
بیاید دیگه بچه‌ها. بقیه‌ی
نمایش رو از دست می‌دیم

04:51.291 --> 04:52.375
این دیگه چیه

04:52.458 --> 04:54.000
مگه نه؟

04:54.083 --> 04:57.125
تمام این سال‌ها فکر می‌کردم
فقط یه خاطره‌ی اشتباهه

04:57.208 --> 04:59.208
یا یه جور خیال توی مِه

04:59.291 --> 05:00.834
اما حالا

05:00.917 --> 05:03.583
حالا داری فکر می‌کنی که
نکنه شاهد یه جرم واقعی بودی؟

05:03.667 --> 05:06.959
با نگاه کردن به اون عکس،
می‌فهمم که دیوونه نشدم، درسته؟

05:07.041 --> 05:08.709
خب، سخته بشه نظر داد

05:08.792 --> 05:10.559
چند سالی می‌شه که ندیدمت، برای همین

05:13.667 --> 05:16.834
اما راستش، حس می‌کنم

05:16.917 --> 05:20.959
حس می‌کنم مثل راوی داستان
«قلب رازگو»ی پو هستم

05:21.041 --> 05:23.709
عذاب وجدان، بعد از این همه سال حرف نزدن

05:23.792 --> 05:27.125
داره ذره‌ذره وجودم رو می‌خوره

05:28.333 --> 05:33.125
آنتونی، چرا اون موقع چیزی نگفتی؟

05:33.208 --> 05:36.458
بعد از اون شب، خیلی تحت فشار بودی

05:36.542 --> 05:39.625
منظورم اینه که، احتمالاً اگه می‌موندم

05:41.000 --> 05:42.917
بالاخره یه چیزی می‌گفتم

05:43.000 --> 05:44.542
درسته

05:46.959 --> 05:50.083
می‌گم، منم قبول دارم که
مشکوک به نظر می‌رسه، اما

05:50.166 --> 05:52.959
این واقعاً در حیطه کاریِ بنیاد نیست

05:53.041 --> 05:55.500
نمی‌خوام دوباره پای اون شب رو وسط بکشم، فقط

05:55.583 --> 05:57.834
نمی‌دونستم دیگه سراغ کی برم

06:01.500 --> 06:02.834
خب، می‌دونی چیه؟

06:02.917 --> 06:05.500
چطوره یه پرونده مقدماتی براش باز کنیم

06:05.583 --> 06:08.709
و ببینیم بعدش چی می‌شه. چطوره؟

06:08.792 --> 06:10.000
اوه

06:10.083 --> 06:12.125
امیدوارم مزاحم کارتون نشده باشیم

06:12.208 --> 06:13.917
نه! اصلاً و ابداً

06:14.000 --> 06:16.333
جان، ایشون آنتونی هستن، یکی از دوستام

06:16.417 --> 06:17.959
هم‌دانشگاهی بودیم

06:18.041 --> 06:19.250
کارآگاه جان کامرون

06:19.333 --> 06:21.792
کارآگاه... عجب دست دادنِ محکمی دارین

06:21.875 --> 06:23.458
از دیدنتون خوشحالم

06:23.542 --> 06:25.500
جان توی بنیاد با ما همکاری می‌کنه

06:25.583 --> 06:27.333
رابط ما با اداره پلیسه

06:27.417 --> 06:29.625
هر کاری از دستم بربیاد انجام می‌دم

06:29.709 --> 06:32.458
آنتونی، خیلی وقت بود ندیده بودمت

06:32.542 --> 06:33.834
از دیدنت خوشحالم، سِیدی

06:33.917 --> 06:35.542
بابت فوت هارولد واقعاً متأثر شدم

06:35.625 --> 06:38.375
ممنون. جاش خیلی خالیه

06:38.458 --> 06:40.709
راستش آنتونی اومده بود تا
جواب چندتا سؤال رو پیدا کنه

06:40.792 --> 06:42.458
سؤالاتی که از قدیم تو ذهنش بوده

06:47.083 --> 06:49.542
خب، من که اینجا جرمی نمی‌بینم

06:49.625 --> 06:52.208
ولی اون لحظه حس خیلی وحشتناکی داشتم

06:52.291 --> 06:55.166
یادمه با خودم گفتم یه جای کار می‌لنگه

06:55.250 --> 06:57.041
جسارت نباشه، آنتونی

06:57.166 --> 06:59.792
اما ما نمی‌تونیم روی یه «حس» تحقیق کنیم

06:59.875 --> 07:03.542
خب جان، باید قبول کنی که
یه کم مشکوک به نظر می‌رسه

07:04.542 --> 07:07.709
منظورت همون عکس بی‌کیفیته
که کل پس‌زمینه‌ش مِهه؟

07:07.792 --> 07:11.583
تو اون وضعیت، زباله بیرون
گذاشتن هم مشکوک به نظر میاد

07:11.667 --> 07:13.834
خب، من فکر کنم بهتره یه بررسی بکنم

07:13.917 --> 07:15.625
و ببینم چیزی دستگیرم می‌شه یا نه

07:15.709 --> 07:18.000
حداقلش اینه که خیال آنتونی راحت می‌شه

07:18.083 --> 07:19.417
بسیار خب

07:19.500 --> 07:21.792
من آمار افراد مفقود شده
توی اون تاریخ‌ها رو درمیارم

07:21.875 --> 07:24.667
و می‌بینم کسی دنبال شخص خاصی می‌گرده یا نه

07:24.750 --> 07:28.458
این‌طوری معلوم می‌شه که
اصلاً جرمی اتفاق افتاده یا نه

07:28.542 --> 07:30.792
عالیه! خیلی کمک می‌کنه

07:30.875 --> 07:32.500
آره، واقعاً ممنونم

07:32.583 --> 07:35.750
خب، دیگه داره دیر وقت می‌شه

07:35.834 --> 07:38.114
خیلی خب، می‌خواستم شما دوتا
رو در جریان چندتا مسئله بذارم

07:38.166 --> 07:40.208
پس اگه اجازه بدی، آنتونی...؟

07:40.291 --> 07:42.667
راستش جِین

07:42.750 --> 07:45.434
داشتم فکر می‌کردم شاید بتونیم یه
نگاهی به سالنامه‌های قدیمی بندازیم؟

07:45.458 --> 07:48.208
شاید هم یکم از قدیما حرف بزنیم

07:48.291 --> 07:51.208
فکر کنم همه‌مون می‌تونیم تا فردا صبر کنیم

07:52.250 --> 07:53.434
جفتتون رو تا دم در راهنمایی می‌کنم

07:53.458 --> 07:54.458
باشه

08:01.500 --> 08:02.834
ای بابا

08:02.917 --> 08:05.125
وقتی اومدیم تو، تو و آنتونی
خیلی صمیمی به نظر می‌رسیدین

08:05.208 --> 08:06.834
ها! آره

08:06.917 --> 08:09.709
مرسی که از اون موقعیت نجاتم دادی

08:09.792 --> 08:11.417
آره، حتماً غافلگیر شدی

08:11.500 --> 08:13.542
که بعد از این همه سال دیدیش، نه؟

08:13.625 --> 08:16.208
آره، واقعاً همین‌طوره

08:16.291 --> 08:19.750
چرا آدم همیشه وقتی عشق سابقش
رو می‌بینه تو بدترین وضعیت ممکنه؟

08:19.834 --> 08:23.125
فکر کنم این دیگه از قوانین طبیعت باشه

08:23.208 --> 08:24.625
آره

08:25.875 --> 08:27.333
خب

08:27.417 --> 08:30.583
حسابی غرق صحبت بودین

08:30.667 --> 08:32.291
آره، همین‌طور بود

08:33.792 --> 08:37.750
داشت کم‌کم تبدیل به یه مرور
خاطرات تلخ و تاریک می‌شد

08:40.208 --> 08:43.750
نگران اینم که بخوای دوباره
توی خاطرات اون شب غرق بشی

08:45.208 --> 08:48.041
فکر نمی‌کنم قصد آنتونی این باشه

08:48.125 --> 08:51.041
که غصه‌ی مرگ مامان رو دوباره زنده کنه

08:51.125 --> 08:53.792
ولی اون دقیقاً همون شبیه که مامان کشته شد

08:53.875 --> 08:55.959
شب اولین جشنواره‌ی «پو»

08:56.041 --> 08:59.458
و این موضوع خیلی حساس و پراحساسه

08:59.542 --> 09:01.667
اوه، می‌دونم

09:01.750 --> 09:04.208
من مدام اون شب رو توی ذهنم زندگی می‌کنم

09:04.291 --> 09:06.083
همون شب دلیل اصلیِ تصمیمت بود

09:06.166 --> 09:08.291
که بذاری بری اروپا

09:08.375 --> 09:12.583
و رابطه‌ت رو با آنتونی تموم کنی

09:12.667 --> 09:17.000
جین، مجبور نیستی این پرونده رو قبول کنی

09:18.041 --> 09:21.083
می‌دونی سِیدی، شاید عجیب به نظر برسه

09:21.166 --> 09:24.375
اما این بخشی از همون دلیلیه
که می‌خوام پرونده رو قبول کنم

09:24.458 --> 09:28.417
انگار هر چیزی که به اون شب مربوط می‌شه

09:28.500 --> 09:32.083
نمی‌دونم، انگار نفرین شده بود

09:33.834 --> 09:37.959
فقط نمی‌خوام اون زخم دوباره برات تازه بشه

09:39.542 --> 09:43.417
این حرفت یعنی اون زخم
اصلاً از اولش خوب شده بوده

09:46.625 --> 09:47.875
می‌دونی چیه؟

09:47.959 --> 09:51.125
شاید، شاید این فرصتی باشه که بتونیم

09:51.208 --> 09:52.667
نمی‌دونم

09:52.750 --> 09:55.875
یه سری چیزها رو درباره‌ی جدایی‌مون
روشن کنیم و به یه نتیجه‌ای برسیم

09:55.959 --> 09:57.458
شاید

10:16.250 --> 10:17.166
اوه

10:18.291 --> 10:19.750
هی

10:19.834 --> 10:21.267
امروز صبح یه کم زیاد قهوه نخوردی؟

10:21.291 --> 10:23.625
آره، فکر کنم امروز یه کم بی‌قرارم

10:27.458 --> 10:30.083
داری درباره‌ی آنتونی تحقیق می‌کنی؟

10:30.166 --> 10:33.250
نه نه نه نه. فقط دارم تحقیقات
لازم رو انجام می‌دم، همین

10:33.333 --> 10:36.000
اون استاد دانشگاه و یه دوست قدیمیه

10:36.083 --> 10:38.726
فکر می‌کردم ما حرف کسایی که میان بنیاد
و ماجراشون رو تعریف می‌کنن باور می‌کنیم

10:38.750 --> 10:41.041
نه اینکه شروع کنیم به سین‌جیم کردنشون

10:41.125 --> 10:43.333
موضوع فقط کمبود شدید مدارکه

10:43.417 --> 10:45.125
پس مجبوریم از خودِ منبع شروع کنیم

10:45.208 --> 10:48.083
می‌دونی چرا اینقدر طول کشید
تا این موضوع رو گزارش کنه؟

10:48.166 --> 10:51.458
آره، چون همه‌ش یه خاطره‌ی
گنگ توی ذهنش بود تا اینکه

10:51.542 --> 10:53.250
سال‌ها بعد اون عکس‌ها رو پیدا کرد

10:53.333 --> 10:54.583
خب، دقیقاً همینه دیگه

10:54.667 --> 10:57.500
فقط فکر نمی‌کنم شاهد قابل‌اعتمادی باشه

10:57.583 --> 11:00.458
خب، فعلاً اون تنها شاهدمونه

11:01.625 --> 11:04.709
آره، ولی فکر نمی‌کنم همه‌ی
واقعیت رو بهمون گفته باشه

11:04.792 --> 11:09.041
خب، اگه این‌طوره، خودم سر از کارش درمیارم

11:10.083 --> 11:13.917
پس شما دوتا با هم بودین، نه؟

11:14.000 --> 11:17.750
بله، با هم رابطه داشتیم، اما میشه
لطفاً از موضوع اصلی پرت نشیم؟

11:17.834 --> 11:19.500
جستجوی افراد مفقود شده رو انجام دادی؟

11:19.583 --> 11:20.917
نه، انجام ندادم

11:21.000 --> 11:23.208
فقط می‌خواستم مطمئن بشم
آنتونی داره راستش رو میگه

11:23.291 --> 11:26.250
هوم. می‌بینم که یکم حسودیت شده؟

11:26.333 --> 11:29.500
نه نه. اصلاً و ابداً

11:29.583 --> 11:30.834
باشه

11:30.917 --> 11:33.458
خب، از اون شب چی یادت می‌آد؟

11:33.542 --> 11:35.750
امم... خب

11:35.834 --> 11:38.083
وقتی اون عکس رو گرفتن، من
داشتم روی صحنه آواز می‌خوندم

11:38.166 --> 11:41.625
ما درست بعد از شعرخونیِ
"کلاغ‌های پو" رفتیم روی سن

11:41.709 --> 11:43.792
احتمالاً بتونم یه نسخه از
برنامه‌ی اون شب رو پیدا کنم

11:43.875 --> 11:44.915
یه جایی توی اتاق زیرشیرونی

11:44.959 --> 11:46.917
خوبه. چیز دیگه‌ای هم هست؟

11:47.000 --> 11:49.291
نه، هیچی، فعلاً که خبری نیست

11:49.375 --> 11:50.792
اما قراره بعداً آنتونی رو ببینم

11:50.875 --> 11:53.583
پس شاید اون موقع یه چیزایی یادمون بیاد

11:53.667 --> 11:56.250
و حتماً حواسم هست که ببینم حرفاش چقدر معتبره

12:05.041 --> 12:07.959
از دیدنت خیلی خوشحالم. خوش اومدی

12:08.041 --> 12:09.333
واو

12:09.417 --> 12:10.667
واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم

12:10.750 --> 12:13.000
اینجا نسبت به خوابگاه
دانشگاه، پیشرفت خیلی بزرگیه

12:13.083 --> 12:16.041
آره، خب، تصمیم گرفتم اون
جعبه‌های پلاستیکی رو بذارم کنار

12:16.125 --> 12:17.208
و یه کتابخونه‌ی واقعی بخرم

12:17.291 --> 12:19.041
اِم... چیزی میل داری برات بیارم؟

12:19.125 --> 12:22.166
نه، راستش فقط اومدم تا
درباره‌ی پرونده با هم هم‌فکری کنیم

12:22.250 --> 12:23.875
واقعاً؟

12:23.959 --> 12:25.208
ممنون

12:25.291 --> 12:27.583
هنوز تشکر نکن، چون هیچ سرنخی ندارم. خب

12:29.792 --> 12:31.208
اونجا چه خبره؟

12:31.291 --> 12:34.125
آره، داشتم به حرفی که جان زد فکر می‌کردم؛

12:34.208 --> 12:35.709
درباره‌ی کیفیتِ عکس

12:35.792 --> 12:38.083
واسه همین گشتم و نگاتیو رو پیدا کردم و

12:38.625 --> 12:39.875
واو

12:39.959 --> 12:41.768
معلوم بود واسه خودت
یه تاریک‌خونه راه می‌ندازی

12:41.792 --> 12:43.917
آره، اینجا کنجِ دنجِ منه

12:45.000 --> 12:47.041
آره، تو همیشه پایبندِ سبک‌های اصیل بودی

12:47.125 --> 12:49.184
می‌بینم که به این زودیا قصد
نداری بری سراغِ دنیای دیجیتال

12:49.208 --> 12:51.625
اوه، دیجیتال! آخه چرا
توی این اتاق اسمشو میاری؟

12:51.709 --> 12:53.625
اوه... فوکوسِ خودکار

12:53.709 --> 12:54.750
مگاپیکسل

12:54.834 --> 12:56.875
نه، تمومش کن! دارم کهیر می‌زنم

12:59.542 --> 13:02.166
ولی واقعاً کارهات هنوز هم خیلی زیبا هستن

13:02.250 --> 13:04.291
حتی احساسی

13:04.375 --> 13:05.792
ممنون

13:05.875 --> 13:07.792
این حرف از طرف یه دوست خیلی ارزش داره

13:07.875 --> 13:09.625
اونم یه هنرمند مثل خودم

13:11.375 --> 13:12.959
ببینیم چی گیرمون اومده

13:13.041 --> 13:14.875
آره، داشتم همینا رو تموم می‌کردم

13:24.375 --> 13:26.208
هی، اینو ببین

13:27.125 --> 13:28.917
اونو می‌بینی؟

13:29.709 --> 13:30.917
اون یه

13:32.041 --> 13:34.500
اون برچسب پارکینگ اساتیده؟

13:35.583 --> 13:36.875
خودشه! وای خدای من

13:36.959 --> 13:38.750
بله

13:40.500 --> 13:41.667
می‌دونی چیه؟

13:41.750 --> 13:44.709
بزرگش می‌کنم و چندتا کپی از روش می‌گیرم

13:44.792 --> 13:46.000
عالیه

13:46.083 --> 13:47.750
می‌دونی، فکر کنم واقعاً

13:47.834 --> 13:48.976
اون نوشیدنی‌ای که پیشنهاد دادی رو بخورم

13:49.000 --> 13:50.000
باشه

13:53.166 --> 13:56.417
خب، قبل از اینکه شروع کنیم به

13:56.500 --> 13:59.375
متهم کردن کادر آموزشی به
قتل، به یه جور فرضیه نیاز داریم

13:59.458 --> 14:01.917
خیلی ترسناکه فکر کنیم ممکنه کار کسی باشه

14:02.000 --> 14:03.542
که هر روز باهاش کار می‌کنم

14:03.625 --> 14:04.750
یا شاید هم کسی باشه

14:04.834 --> 14:07.125
که سال‌هاست دیگه توی این مدرسه درس نمی‌ده

14:07.208 --> 14:08.935
ولی برای تحقیقات کامل، باید
به مدرسه دسترسی داشته باشم

14:08.959 --> 14:10.333
تا بتونم درست تحقیق کنم

14:10.417 --> 14:12.917
نمی‌تونی همین‌طوری بری
اونجا و پرونده‌ها رو بخوای

14:13.000 --> 14:14.959
آره، باید از یه راهی وارد بشم

14:15.041 --> 14:16.917
کاش معلم بودی

14:17.000 --> 14:18.583
اون‌وقت شاید می‌تونستم با پارتی‌بازی

14:18.667 --> 14:20.333
وارد کادر آموزشی کنمت، اما

14:20.417 --> 14:24.000
هوم. خب، می‌دونی، شاید

14:24.083 --> 14:26.583
یه معلم آواز خیلی لایق
بشناسم که بتونه کمک کنه

14:30.792 --> 14:32.458
از موی مشکی خوشم میاد، بهت میاد

14:32.542 --> 14:33.959
واقعاً؟

14:34.041 --> 14:35.125
واقعاً رنگش کنم؟

14:35.208 --> 14:37.834
نمی‌دونم. چه حسی بهت می‌ده؟

14:37.917 --> 14:42.166
حس یه زن روشنفکر، زیبا و پرشور

14:42.250 --> 14:43.583
با موهای پرکلاغی

14:43.667 --> 14:45.166
ادگار آلن پو؟

14:45.250 --> 14:46.542
قطعاً

14:47.792 --> 14:50.458
اما شبیه استاد مهمان هنر آواز هستم؟

14:50.542 --> 14:51.917
که منو قشنگ گول زدی

14:52.000 --> 14:54.417
حالا فقط باید لباس مناسب انتخاب کنیم

14:55.667 --> 14:57.959
خب، نظرت چیه؟

14:58.041 --> 15:02.000
به نظرم این تیپ می‌گه:
می‌تونی تمام رازات رو به من بگی

15:02.083 --> 15:04.959
عالیه. پس تا چند وقت دیگه اعتراف می‌گیرم

15:05.041 --> 15:07.291
فقط سوال اینجاست که از کی؟

15:09.500 --> 15:10.917
وقتشه

15:11.000 --> 15:13.792
نباید روز اول مدرسه دیر برسی

15:14.875 --> 15:16.000
صبر کن

15:21.458 --> 15:22.959
بفرما

15:23.041 --> 15:25.750
همین الان پست کردی که برای دیدن
دانش‌آموزای جدیدت لحظه‌شماری می‌کنی

15:25.834 --> 15:27.667
عالیه! ممنون. لطف کردی

15:27.750 --> 15:29.625
منم از تو ممنونم، جین داسیلو

15:31.333 --> 15:32.250
برو بترکون

15:32.333 --> 15:33.250
حتماً

15:42.959 --> 15:45.875
♪ وو وو وو وو وو وو ♪

15:45.959 --> 15:49.375
♪ پرواز کن، پرواز کن، دور شو ای پرنده ♪

15:49.458 --> 15:54.166
♪ میلیون‌ها مایل از من دور
شو، جایی که صدات نرسه ♪

15:54.250 --> 15:57.834
♪ تق تق تق به در بزن ♪

15:57.917 --> 16:02.208
♪ تا برای همیشه رازاتو بهم بگی ♪

16:02.291 --> 16:10.041
♪ تا برای همیشه رازاتو بهم بگی ♪

16:11.083 --> 16:13.443
واو! پروفسور ژرمن بهم
گفته بود که شما بااستعدادید

16:13.500 --> 16:15.792
اما این... این فوق‌العاده بود

16:15.875 --> 16:17.792
واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم

16:17.875 --> 16:19.375
معلومه که قطعه رو کاملاً مسلطید

16:19.458 --> 16:21.917
پس بیاین یه کمی روی حضور در صحنه کار کنیم

16:22.000 --> 16:23.375
تو

16:23.458 --> 16:24.375
من؟

16:24.458 --> 16:26.583
بله خودت، با اون صدای آلتوی بی‌نظیرت

16:26.667 --> 16:28.875
آماده‌ای چندتا حرکت رقص هم اضافه کنی؟

16:28.959 --> 16:31.709
اوه نه. من نمی‌تونم این
کار رو بکنم پروفسور اما

16:31.792 --> 16:33.333
البته که می‌تونی. لوس نشو

16:33.417 --> 16:36.041
خیلی استرس می‌گیرم

16:36.125 --> 16:38.959
حتی نمی‌دونم اصلاً بتونم
توی نمایش اجرا کنم یا نه

16:39.041 --> 16:40.959
می‌فهمم

16:41.083 --> 16:42.125
هی، یه دقیقه وقت داری؟

16:42.208 --> 16:43.667
آره. آره

16:43.750 --> 16:45.851
آخ، می‌دونید چیه بچه‌ها؟ کلاس امروز تعطیله

16:45.875 --> 16:48.458
بعداً می‌بینمتون

16:48.542 --> 16:49.875
چیزی پیدا کردی؟

16:49.959 --> 16:51.583
آه، شاید

16:51.667 --> 16:53.810
وسایلت رو بردار و بیا کتابخونه

16:53.834 --> 16:54.834
باشه، الان میام

17:03.333 --> 17:04.542
سلام

17:04.625 --> 17:06.583
فکر کردم قرار بود توی
کتابخونه همدیگه رو ببینیم

17:06.667 --> 17:08.083
کتابخونه رو فراموش کن

17:08.166 --> 17:10.500
هر چی توی سوابق هست فقط یه مشت تعاریف الکیه

17:10.583 --> 17:12.375
درباره اینکه چقدر این مدرسه عالیه

17:12.458 --> 17:15.083
شایعات واقعی توی اتاق استراحت اساتیده

17:15.166 --> 17:18.000
اونجا کمین کردم و از استادایی
که روحشون هم خبر نداره

17:18.083 --> 17:19.500
درباره موضوعات داغ سوال می‌پرسم

17:19.583 --> 17:21.834
و در کمال تعجب، مردم عاشق
فاش کردن رازهاشون هستن

17:21.917 --> 17:24.375
اوه! زود بگو

17:24.458 --> 17:26.792
آقای جنوا. یادت میاد؟

17:26.875 --> 17:28.750
آره، قبلاً فن بیان درس می‌داد، درسته؟

17:28.834 --> 17:31.000
دقیقاً. خب، اون اخراج شد

17:31.083 --> 17:33.834
به خاطر یه سری تخلفات
در صندوق فارغ‌التحصیلان

17:33.917 --> 17:35.417
اوه، جالبه

17:35.500 --> 17:38.333
آره. و رئیس سیمپسون که اون موقع معلم بود

17:38.417 --> 17:40.875
جدایی خیلی بدی از زنش داشت

17:40.959 --> 17:43.542
یه طلاق خیلی جنجالی که
آخرش زنش با پیمانکارشون

17:43.625 --> 17:45.834
فرار کرد رفت مکزیک

17:45.917 --> 17:46.959
اوه

17:47.041 --> 17:48.750
آره، داغون شده بود

17:48.834 --> 17:51.291
دیر می‌اومد سر کلاس و گریه می‌کرد

17:51.375 --> 17:53.667
و حمام نمی‌رفت و این‌جور چیزا

17:53.750 --> 17:55.208
و الان رئیس دانشکده‌ست؟

17:55.291 --> 17:56.500
آره

17:56.583 --> 17:59.375
اوه، این خیلی داغه. دیگه چی؟

17:59.458 --> 18:02.000
خانم پیرس؛ مچش رو حین رابطه با یکی از

18:02.083 --> 18:03.709
پدرای دانش‌آموزا گرفتن

18:03.792 --> 18:06.208
هر دوتاشون هم اون موقع متأهل بودن

18:06.291 --> 18:08.291
توی فرانسه، این چیزا حتی
باعث تعجب کسی هم نمی‌شه

18:08.375 --> 18:09.917
اوه

18:10.000 --> 18:12.834
اون به بچه‌ی معشوقش بورسیه هم داد

18:12.917 --> 18:15.834
در حالی که واجد شرایط نبودن؛
واسه همین خیلی سر و صدا به پا شد

18:15.917 --> 18:18.917
اوه. خب این واقعاً بده، آره

18:19.000 --> 18:22.542
ولی هیچ‌کدوم از اینا شبیه
انگیزه قتل به نظر نمی‌رسه

18:22.625 --> 18:25.250
می‌دونم، ولی دنبال هر رفتار
غیرقابل‌توضیحی می‌گردم

18:25.333 --> 18:27.083
تا سرنخ‌های بیشتری بهت بدم

18:27.166 --> 18:28.917
تو هم که همیشه عاشق خاله زنک‌بازی بودی

18:29.000 --> 18:31.041
آره. این چیزا رو حتی
توی فیلما هم نمی‌شه نوشت

18:33.625 --> 18:36.542
دوباره وقت گذروندن باهات خیلی چسبید

18:36.625 --> 18:39.333
آره. و بودنت توی موزبی خیلی خوبه

18:39.417 --> 18:41.750
درسته. باورم نمی‌شه

18:41.834 --> 18:44.500
اوه، راستی قبل از اینکه یادم بره

18:44.583 --> 18:48.959
از سیلویا توی بخش پذیرش
خواستم لیست تمام اساتیدی رو که

18:49.041 --> 18:51.417
سال یا بیشتر اینجا بودن رو بنویسه ۱۵

18:51.500 --> 18:55.792
اوه، این خیلی کمک می‌کنه

18:56.834 --> 18:58.754
می‌دونی چیه؟ می‌رم کلاسم رو تموم کنم

18:58.834 --> 19:00.583
و بعدش یه سری به جان می‌زنم

19:00.667 --> 19:03.792
بعداً می‌بینمت، باشه؟

19:03.875 --> 19:05.125
ممنون

19:17.291 --> 19:18.917
- - هی

19:19.000 --> 19:20.583
سلام

19:20.667 --> 19:23.000
خبری از پرونده‌های مختومه نشد؟

19:23.083 --> 19:24.583
خب، تو بگو

19:24.667 --> 19:26.810
بفرما، اینم لیست چهار نفری که
توی اون بازه زمانی مفقود شدن

19:26.834 --> 19:28.083
اوه

19:28.166 --> 19:29.917
خب، عالیه

19:30.000 --> 19:32.417
منظورم این نیست که گم شدنشون عالیه

19:32.500 --> 19:36.625
خب، خوشبختانه همه‌شون
شناسایی شدن یا زنده پیدا شدن

19:36.709 --> 19:39.166
واسه خانواده‌هاشون که بد نشده

19:39.250 --> 19:40.458
ولی می‌فهمم چی می‌گی

19:40.542 --> 19:43.750
فقط یعنی هیچ سرنخی از اون جسد مرموز نداریم

19:43.834 --> 19:46.458
اما معنیش اینه که هیچ‌کس
گزارش مفقودی به پلیس نداده

19:46.542 --> 19:47.875
درسته؟

19:47.959 --> 19:51.083
درسته. احتمال وقوع جرم
رو رد نمی‌کنه، فقط یعنی

19:51.166 --> 19:54.083
توی اون دو هفته، کسی دنبال کسی نمی‌گشته

19:54.166 --> 19:56.125
چه تیپ آدمایی مفقود می‌شن

19:56.208 --> 19:58.291
و کسی نیست که گزارش بده؟

19:58.375 --> 20:00.750
تا حالا موردی دیدی که

20:00.834 --> 20:03.417
گزارش مفقودی ثبت نشده باشه؟

20:03.500 --> 20:06.667
خب، وقتی کسی تازه وارد
کشور شده باشه این اتفاق می‌افته

20:06.750 --> 20:09.458
شاید مدرک شناسایی نداشتن
و خانواده‌شون نمی‌خواستن

20:09.583 --> 20:11.500
به خاطر ترس از اخراج از کشور گزارش بدن

20:11.583 --> 20:12.917
درسته

20:13.000 --> 20:16.500
یا شاید هم به اجبار وارد کشور شده باشن؟

20:16.583 --> 20:19.083
یا شاید یه دانشجوی خارجی بوده

20:19.166 --> 20:22.458
که خانواده‌ش به دلیلی
گزارش مفقود شدنش رو ندادن

20:22.542 --> 20:23.750
ممکنه

20:25.625 --> 20:27.625
اینا مظنونین جدیدن؟

20:27.709 --> 20:29.917
فقط احتمالاته

20:30.000 --> 20:33.792
اینا استادایی هستن که ۱۵
سال پیش توی مدرسه بودن

20:33.875 --> 20:36.542
پروفسور جیکوب پن رو داریم

20:36.625 --> 20:39.166
که توی دپارتمان ادبیات درس می‌ده

20:39.250 --> 20:42.875
و ایوان سَوِج

20:42.959 --> 20:46.458
اون طراحی صحنه و لباس درس می‌ده

20:46.542 --> 20:48.208
و بعد

20:48.291 --> 20:50.208
اندرو سیمپسون رو داریم که

20:50.291 --> 20:53.625
قبل از اینکه رئیس بشه، توی
بخش نمایش تدریس می‌کرد

20:53.709 --> 20:55.291
هوم

20:55.375 --> 20:57.250
از پن خوشم میاد

20:57.333 --> 20:59.083
چهره‌ش آشناست

20:59.166 --> 21:00.625
سوابق کیفریش رو چک می‌کنم

21:00.709 --> 21:04.834
باشه. منم با ایوان سوج شروع می‌کنم

21:15.792 --> 21:16.875
اهم

21:16.959 --> 21:19.250
خوش اومدید

21:19.333 --> 21:22.500
واو، حس می‌کنم وارد
مخفیگاه ادگار آلن پو شدم

21:22.583 --> 21:24.208
اوه، بله می‌دونم

21:24.291 --> 21:27.834
انگار دهه ۱۸۵۰ توی دفترم منفجر شده

21:27.917 --> 21:30.017
ولی آماده کردن همه‌چیز واسه جشنواره پو

21:30.041 --> 21:31.083
باید خیلی جالب باشه

21:31.166 --> 21:33.250
عاشقشم. ولی این موقع از سال

21:33.333 --> 21:36.625
سخته بشه یه صندلی
واسه یکی از همکارا پیدا کرد

21:36.709 --> 21:39.083
اوه، خب. اشکالی نداره. می‌تونم بایستم

21:39.166 --> 21:41.083
واقعاً فقط می‌خواستم بیام یه سلامی بکنم

21:41.166 --> 21:42.766
چون هر دومون داریم روی نمایش کار می‌کنیم

21:42.792 --> 21:44.458
خب، از دیدنتون خوشحالم

21:47.917 --> 21:49.250
از موهاتون خیلی خوشم میاد

21:49.333 --> 21:51.583
اوه! ممنون

21:51.667 --> 21:55.291
اوم، می‌خواستم ببینم شما هم چیزی برای

21:55.375 --> 21:58.125
پروژه عکسی که آنتونی برای
جشنواره روش کار می‌کنه دارید یا نه

21:58.208 --> 22:00.250
منظورم پروفسور ژرمن هست

22:00.333 --> 22:01.917
پروژه عکس؟

22:02.000 --> 22:05.583
بله، یه مرور تصویری از جشنواره پو

22:05.667 --> 22:06.917
در طول این سال‌هاست

22:07.000 --> 22:09.041
شنیدم شما توی همون اولین
دوره جشنواره حضور داشتید

22:09.125 --> 22:11.333
واقعاً شب بزرگی بود

22:11.417 --> 22:12.959
اجراها خوب بود؟

22:13.041 --> 22:15.500
راستش اون شب زیاد نمایش رو ندیدم

22:15.583 --> 22:18.291
اوه، واقعاً؟ چرا؟

22:18.375 --> 22:20.750
تا جایی که یادمه، چندتا
بچه شرور توی سالن بودن و

22:20.834 --> 22:23.417
فکر کنم پروفسور جیکوب پن
بود که برای حل اون موقعیت

22:23.500 --> 22:25.083
به کمکم احتیاج داشت

22:25.166 --> 22:27.834
اوه، پس اون موقع توی سالن بودید

22:27.917 --> 22:30.166
نه توی پارکینگ؟

22:30.250 --> 22:31.959
چرا اینو می‌پرسید؟

22:32.041 --> 22:34.375
همین‌طوری، آخه یه نفر دیگه گفت

22:34.458 --> 22:36.750
توی پارکینگ سر و صدا شده، واسه همین

22:36.834 --> 22:38.375
چه جور سر و صدایی؟

22:38.458 --> 22:41.917
اوه، حتماً بچه‌های کالج داشتن
شلوغ‌بازی درمی‌آوردن دیگه

22:43.625 --> 22:45.875
مگر اینکه شما جزئیات دیگه‌ای شنیده باشید؟

22:45.959 --> 22:47.542
نه. هیچ جزئیاتی

22:47.625 --> 22:49.250
اما یه نگاهی می‌ندازم ببینم

22:49.333 --> 22:50.583
از اون شب عکسی دارم یا نه

22:50.667 --> 22:52.041
یا از بقیه سال‌ها

22:52.125 --> 22:55.959
عالیه، ممنون. از وقتی که گذاشتید سپاسگزارم

23:12.417 --> 23:15.458
ممنون که سر زدید، پروفسور وایلی

23:15.542 --> 23:16.542
آه، بله

23:16.583 --> 23:17.976
می‌خواستم ورودتون رو به موزبی خوش‌آمد بگم

23:18.000 --> 23:19.417
آنتونی خیلی از شما تعریف می‌کنه

23:19.500 --> 23:21.959
اوه، خب، ممنون. بودن
در اینجا واقعاً فوق‌العاده‌ست

23:22.041 --> 23:24.083
دانش‌آموزای فوق‌العاده‌ای دارم

23:24.166 --> 23:26.476
اوه، خب دانش‌آموزا هم
گزارش‌های خیلی خوبی از شما می‌دن

23:26.500 --> 23:27.750
اوه، واقعاً؟

23:27.834 --> 23:30.709
بله. این نشونه خوبیه که می‌تونید به جای

23:30.792 --> 23:33.101
پروفسور لِوی، وقتی ایشون در مرخصی
زایمان هستن، تدریس رو ادامه بدید

23:33.125 --> 23:35.000
و باید بگم به نظر می‌رسه شما به خوبی

23:35.083 --> 23:37.458
ماهیت جشنواره ادگار آلن پو رو

23:37.542 --> 23:39.667
برای این موسسه درک کردید

23:39.750 --> 23:42.625
خب، من با آثارش کاملاً آشنام

23:42.709 --> 23:45.208
هوم، همه‌چیز آشنا به نظر می‌رسبه

23:46.291 --> 23:47.709
بفرمایید بشینید

23:49.625 --> 23:52.208
خب، اجرا چطور پیش می‌ره؟

23:52.291 --> 23:54.417
انتظار می‌ره دپارتمان موسیقی

23:54.500 --> 23:56.125
بخش اصلی و روح اون شب باشه

23:56.208 --> 23:58.208
اوه، محشره

23:58.291 --> 24:01.208
توی برنامه آواز استعدادهای زیادی هست

24:01.291 --> 24:04.291
اما هیئت مدیره یه کمی تردید دارن که

24:04.375 --> 24:06.726
یه خواننده حرفه‌ای که تور برگزار
می‌کنه مسئولیت رو بر عهده بگیره

24:06.750 --> 24:09.208
ولی اونا امیدوارن که شما بتونید به دانشجوها

24:09.291 --> 24:12.834
دید واقع‌بینانه‌ای از آینده‌ی
شغلی در هنرهای موسیقی بدید

24:12.917 --> 24:16.500
اما نگرانن که شاید به قدر
کافی آدم واقع‌بین و باثباتی نباشید

24:16.583 --> 24:19.542
اوه، لطفاً اصلاً نگران این موضوع نباشید

24:19.625 --> 24:22.291
من خودم نمادِ آدم‌های واقع‌بین و پابرجا هستم

24:22.375 --> 24:23.583
هوم

24:23.667 --> 24:26.041
گفتی توی اروپا کجا تدریس می‌کردی؟

24:26.125 --> 24:29.333
اوه، توی، اوم، آکادمیِ پاریسیِ

24:29.417 --> 24:30.667
"دِ ووآ اومن"؟

24:30.750 --> 24:32.125
توی منطقه ششه

24:32.208 --> 24:35.792
خب، بسیار خب، امیدوارم
اگه کاری از دستم برمی‌آد

24:35.875 --> 24:38.375
تا اقامتتون رو مفیدتر یا راحت‌تر کنم

24:38.458 --> 24:39.500
حتماً بهم بگید

24:39.583 --> 24:40.750
بله. خب، می‌دونید

24:40.834 --> 24:44.000
در واقع یه سؤال ازتون دارم

24:44.083 --> 24:46.583
بفرمایید

24:46.667 --> 24:51.250
آیا دانشکده سیاست رسمی‌ای در مورد
دانشجوهای بدون مدرکِ اقامتی داره؟

24:51.333 --> 24:54.041
اوه، فکر کردم می‌خواید ازم

24:54.125 --> 24:56.417
درباره‌ی غذای سلف‌سرویس بپرسید

24:57.625 --> 25:01.375
اوم، بله، طبق قانون فدرال مجازه

25:01.500 --> 25:04.041
و ما چند سال پیش قوانین
داخلی‌مون رو تغییر دادیم تا

25:04.125 --> 25:07.750
دیگه علیه دانشجوهای بدون
مدرک تبعیضی قائل نشیم

25:07.834 --> 25:09.994
اما تا جایی که می‌دونم، در
حال حاضر کسی ثبت‌نام نکرده

25:10.041 --> 25:12.792
که چنین شرایطی داشته باشه

25:12.875 --> 25:14.792
چرا می‌پرسید؟

25:14.875 --> 25:20.041
امکانش هست سوابق گذشته،
مثلاً ۱۵ سال پیش رو چک کنیم؟

25:20.125 --> 25:22.083
موضوع چیه؟

25:22.166 --> 25:27.208
خب، اخیراً توی دانشگاه
با خانمی آشنا شدم که دنبال

25:27.291 --> 25:30.667
یکی از آشناهای قدیمیش می‌گشت

25:30.750 --> 25:33.458
و اون تقریباً مطمئن بود که اون دانشجو

25:33.542 --> 25:37.041
ویزای رسمی نداشته، واسه
همین جستجو خیلی پیچیده‌تر شده

25:37.125 --> 25:38.291
خب، اگه اسمی به من بدید

25:38.375 --> 25:40.255
می‌تونم از سیلویا توی بخش
پذیرش بخوام بررسی کنه

25:40.333 --> 25:42.834
اوه، می‌دونید، متأسفانه نه

25:42.917 --> 25:45.917
به نظر می‌رسه موضوع یه جورایی حساس باشه

25:46.000 --> 25:47.458
اوه، که این‌طور

25:47.542 --> 25:49.393
خب، بدون داشتن اسم، فکر
نمی‌کنم بتونم کمکی بهتون بکنم

25:49.417 --> 25:50.542
هوم

25:50.625 --> 25:54.166
اما شما اون زمان استاد بودید، درسته؟

25:54.250 --> 25:58.041
شاید شرایط اون دانشجو براتون آشنا باشه؟

25:58.125 --> 26:01.083
مگه تا چند دقیقه‌ی دیگه کلاس ندارید؟

26:01.166 --> 26:03.500
اوه! بله. همین‌طوره

26:03.583 --> 26:05.250
هنوز دارم به برنامه‌م عادت می‌کنم

26:05.333 --> 26:08.000
خیلی ممنون بابت وقتی
که گذاشتید، رئیس سیمپسون

26:08.083 --> 26:10.375
خواهش می‌کنم. درِ اتاق
من همیشه به روتون بازه

26:10.458 --> 26:11.667
ممنونم

26:16.959 --> 26:19.125
این دقیقاً مثل اجرای بازیگریه، مگه نه؟

26:19.208 --> 26:20.500
یا مثل یه تابلوی نقاشی رنگ روغن

26:20.583 --> 26:23.083
انگار بخشی از وجودِ
هنرمند توی اثرش دمیده شده

26:23.166 --> 26:24.768
من دوست دارم بهش بگم "آواز خوندن از ته دل"

26:24.792 --> 26:27.792
اما توضیح عمیق‌ترش اینه که همه‌ی ما

26:27.875 --> 26:30.083
تاریخچه و گذشته‌ی خودمون
رو وارد هر قطعه موسیقی می‌کنیم

26:30.166 --> 26:33.583
چالش‌ها، ترس‌ها و رازهای خودمون رو

26:33.667 --> 26:35.750
واسه همینه که متوجه می‌شید یه قطعه رو

26:35.834 --> 26:37.542
اگه حالتون خوب باشه خیلی متفاوت می‌خونید

26:37.625 --> 26:39.166
نسبت به وقتی که حالتون گرفته باشه

26:39.250 --> 26:42.166
اما وظیفه‌ی ما به عنوان
اجراکننده‌ی آواز اینه که بتونیم به

26:42.250 --> 26:47.000
اون احساسات دسترسی پیدا کنیم و
اون حس و ظرافت رو توی صدامون بیاریم

26:47.083 --> 26:51.500
شما یه نقش رو بازی می‌کنید،
نه اینکه فقط بخونیدش. باشه؟

26:51.583 --> 26:53.500
خیلی خب. تا جلسه‌ی بعد می‌بینمتون

27:00.333 --> 27:02.417
کلاس بعدی‌م با پروفسور سویجه

27:02.500 --> 27:04.142
ازش یه کم مهلت بیشتر خواستم

27:04.166 --> 27:05.583
اونم از کوره در رفت و پرید بهم

27:05.667 --> 27:06.810
ظاهراً بعد از اون فروپاشی عصبی

27:06.834 --> 27:07.976
دیگه هیچ‌وقت اون آدم سابق نشد

27:08.000 --> 27:09.000
واقعاً؟

27:14.041 --> 27:16.792
می‌دونم همین دور و برهاست

27:16.875 --> 27:19.583
واقعاً ممنونم که دارید دنبال چیزی

27:19.667 --> 27:21.792
از جشنواره‌های قبلی «پو» می‌گردید

27:21.875 --> 27:24.041
امیدوارم بتونم باهاش
به دانشجو هام انگیزه بدم

27:24.125 --> 27:26.875
همیشه از کمک به همکارانم خوشحال می‌شم

27:26.959 --> 27:30.834
حتی اگه واقعاً باید وقتم رو برای
آماده کردنِ درسِ فردام می‌ذاشتم

27:30.917 --> 27:34.000
خب، بابت وقتی که گذاشتین ممنونم، پروفسور پن

27:34.083 --> 27:37.000
امیدوارم بتونم نظرِ کادر
مدیریت رو هم جلب کنم

27:37.083 --> 27:39.291
و شاید بتونم برای یه موقعیتِ
شغلیِ دائمی‌تر تلاش کنم

27:39.375 --> 27:41.583
بله، خب، استاد جایگزین
بودن هیچ‌وقت راحت نیست

27:41.667 --> 27:45.000
خانم وایلی، اما پشتکار همیشه نتیجه می‌ده

27:45.083 --> 27:47.375
مگه نه، بارتولومئو؟

27:53.875 --> 27:58.917
آه، راستی، یادتون می‌آد احیاناً
چیزی دربارۀ... شنیده باشید؟

27:59.000 --> 28:01.500
یه اتفاق توی اولین جشنواره «پو»؟

28:01.583 --> 28:06.291
فکر کنم یه چیزایی در مورد
چندتا بچه‌ی شر و شور بود؟

28:06.375 --> 28:08.750
اولین جشنواره «پو»؟

28:08.834 --> 28:10.375
اون مال کِی بود؟

28:10.458 --> 28:13.458
اوه، شاید پانزده سال پیش

28:13.542 --> 28:15.083
پانزده سال

28:15.166 --> 28:17.625
آخه کی یادش می‌مونه اون همه وقت پیش چی شده؟

28:17.709 --> 28:21.709
خب، انگار پروفسور سَوِیج
همه‌چیز رو توی ذهنش داره

28:21.792 --> 28:25.083
اون زن مثل یه گاوصندوق می‌مونه

28:25.166 --> 28:28.500
مطمئنم واسه همینه که این‌قدر حساس و مضطربه

28:28.583 --> 28:30.750
آهان، خب

28:30.834 --> 28:34.208
چیز دیگه‌ای از اون شب یادتون هست؟

28:34.291 --> 28:37.542
هیچ‌کدوم از نمایش رو دیدید؟

28:37.625 --> 28:40.208
در واقع، بله

28:40.291 --> 28:42.750
اجرای جین داسیلوا رو تماشا کردم

28:42.834 --> 28:45.750
اون ستاره‌ی نوظهور ما بود

28:45.834 --> 28:48.166
اوه، واقعاً؟

28:48.250 --> 28:53.458
بدون شک بااستعداد بود،
اما بعدش انگار یهو غیبش زد

28:53.542 --> 28:57.125
بعد از اون ماجرای خانوادگی ناگوار

28:57.208 --> 29:00.166
اوه. ماجرای خانوادگی؟

29:00.250 --> 29:04.750
بله، مادرش فوت کرد

29:04.834 --> 29:08.500
در هر صورت، جین اجرای فوق‌العاده‌ای داشت

29:08.583 --> 29:10.625
این چیزیه که من یادمه

29:10.709 --> 29:14.125
اوه، و بعدش هم نظارت بر خوابگاه‌ها

29:14.208 --> 29:18.125
اون موقع مسئول خوابگاه‌ها بودم

29:18.208 --> 29:20.709
احیاناً دانش‌جویی ناپدید نشد

29:20.792 --> 29:22.709
از خوابگاه‌ها توی اون شب؟

29:22.792 --> 29:25.792
این همه سؤال برای چیه؟

29:25.875 --> 29:30.041
بچه‌های شرّ و شور؟ دانش‌جوهای ناپدید شده؟

29:30.125 --> 29:32.875
اوه، فقط ذهن کنجکاوی دارم، همین

29:32.959 --> 29:34.709
از سؤال پرسیدن خوشم می‌آد

29:34.792 --> 29:36.333
یادم اومد

29:39.709 --> 29:41.583
ایناهاش

29:41.667 --> 29:45.959
اینا عکس‌های تمام جشنواره‌های «پو» هستن

29:46.041 --> 29:47.583
در طول این سال‌ها

29:47.667 --> 29:51.166
البته با تأکید زیاد روی اجراهای ادبی

29:51.250 --> 29:53.250
خیلی ممنون استاد پن

29:53.333 --> 29:55.750
اینا عالی‌ان! واقعاً ممنونم

29:55.834 --> 29:58.333
لطفاً خیلی مراقبشون باشین

29:58.417 --> 30:00.792
اینا نسخه‌های اصلی هستن

30:00.875 --> 30:03.709
یه کار بهتر می‌کنم و همه‌شون رو اسکن می‌کنم

30:03.792 --> 30:05.375
و ازشون نسخه‌ی دیجیتالی تهیه می‌کنم

30:05.458 --> 30:07.000
عالیه، ممنون

30:07.083 --> 30:10.250
بذار فقط چک کنم ببینم
همه‌شون رو برداشتم یا نه

30:14.291 --> 30:16.625
خیلی ممنون استاد پن

30:16.709 --> 30:18.000
من دیگه باید برم سر کلاس

30:22.625 --> 30:25.166
استاد سوج خاطرات اون شب
رو کاملاً حاضر و آماده داشت

30:25.250 --> 30:26.250
خاطراتِ همون شب رو

30:26.291 --> 30:27.542
خیلی عجیب بود

30:27.625 --> 30:29.309
مشکوکه. آخه چرا آدم باید یه چیزی رو

30:29.333 --> 30:31.851
مال ۱۵ سال پیش یادش بمونه، مگه
اینکه اتفاق خیلی مهمی بوده باشه؟

30:31.875 --> 30:33.375
آره

30:33.458 --> 30:36.458
و استاد جیکوب پن هم اون
ماسک کلاغ رو توی کمدش داشت

30:36.542 --> 30:38.375
فکر می‌کنی با هم دستشون توی یه کاسه بوده؟

30:38.458 --> 30:40.542
من زیاد روی اون ماسک کلاغ حساب باز نمی‌کنم

30:40.625 --> 30:43.000
می‌شه اون‌ها رو آنلاین یا
از هر فروشگاه لباسی خرید

30:43.083 --> 30:47.709
و واقعاً آدم یه ماسک رو ۱۵ سال نگه می‌داره؟

30:47.792 --> 30:49.583
نمی‌تونیم احتمالشون رو نادیده بگیریم

30:50.542 --> 30:52.643
چطوره تجربیات شخصی خودمون رو

30:52.667 --> 30:53.709
از اون شب مرور کنیم؟

30:53.792 --> 30:55.333
شاید باعث بشه چیزهایی یادمون بیاد

30:55.417 --> 30:56.917
باشه

30:57.000 --> 31:02.542
من سالنامه و برنامه تئاتر اون شب رو آوردم

31:02.625 --> 31:04.792
چیز جالبی توشون ندیدم، ولی

31:04.875 --> 31:06.795
نمی‌دونم، شاید بد نباشه
تو یه نگاهی بهشون بندازی

31:07.750 --> 31:10.166
من تمام شب داشتم عکس‌های
۳۵ میلی‌متری می‌گرفتم

31:10.250 --> 31:12.875
واسه کلاس عکاسیم

31:12.959 --> 31:16.917
شعرخوانی‌های فضای باز و کنسرتِ داخل سالن

31:17.000 --> 31:20.500
و البته، کلی عکس از تو

31:22.333 --> 31:24.250
اون شب خیلی معرکه شده بودی

31:26.417 --> 31:31.792
حتماً ده باری از اون ورودی رفتم و اومدم

31:31.875 --> 31:34.625
تنها کسایی که ماسک کلاغ داشتن،
همون اجراکننده‌های دکلمه بودن

31:34.709 --> 31:37.625
و همه‌شون توی عکس‌ها
حضور دارن و شناسایی شدن

31:37.709 --> 31:41.250
بعد از اون اتفاق، یه خورده به‌هم ریخته بودم

31:41.333 --> 31:44.208
رفتم که حلقه‌های فیلم رو عوض کنم و

31:44.291 --> 31:47.041
آخرای کنسرت رو تماشا کردم

31:48.375 --> 31:52.250
به محض اینکه تموم شد،
رفتم پشت صحنه تا ببینمت

31:52.333 --> 31:57.667
و من تقریباً تمام شب رو یا
پشت صحنه بودم یا روی سن

31:57.750 --> 31:59.750
واقعاً چیز غیرعادی‌ای یادم نمیاد

31:59.834 --> 32:01.709
می‌دونی، کسی نوبت اجراش رو فراموش نکرد

32:01.792 --> 32:04.333
هیچ‌کدوم از اجراکننده‌ها هم غیبشون نزد

32:04.417 --> 32:08.667
وقتی جمعیت کمتر شد، رفتم
پشت صحنه تا وسایلم رو بردارم

32:08.750 --> 32:12.542
و بعدش رفتم بیرون

32:14.542 --> 32:17.041
اون شب اصلاً به مراسم رقص رسمی نرسیدم

32:17.125 --> 32:19.917
چون عمو هارولد اومده بود دنبالم

32:20.000 --> 32:21.583
اون موقع بود که فهمیدی

32:21.667 --> 32:22.959
آره

32:23.041 --> 32:25.291
نمی‌دونستم چه اتفاقی
افتاده. و نمی‌تونستم پیدات کنم

32:25.375 --> 32:28.000
خوابگاه هم نبودی

32:28.083 --> 32:30.333
حسابی به‌هم ریخته بودم

32:34.000 --> 32:39.250
ولی ما دیگه دیرتر از ساعت ۱۰:۳۰ شب نرفتیم

32:39.333 --> 32:43.125
و این عکس ساعت ۹ گرفته شده

32:48.542 --> 32:51.125
می‌دونی چیه؟ دیره

32:51.208 --> 32:53.458
چطوره برای امشب دیگه تمومش کنیم؟

32:55.458 --> 33:00.083
آره، فردا می‌تونیم به جستجو ادامه بدیم

33:04.625 --> 33:06.542
- باشه، آره... - آره

33:10.417 --> 33:12.583
تو، تو این رو پیش خودت نگه دار

33:12.667 --> 33:15.500
و من هم... دیگه میرم

33:36.375 --> 33:40.166
قسمت جدید پادکست «قتل‌های
الکی» امروز صبح منتشر شد

33:40.250 --> 33:42.917
پادکست موردعلاقمه

33:43.000 --> 33:47.250
خب، راستش من از هر چیزی
که خشن و عجیب باشه خوشم میاد

33:47.333 --> 33:51.458
غیر. منتظره

33:53.625 --> 33:56.208
تقریباً مطمئنم می‌دونم کار کی بوده

33:56.291 --> 33:59.917
خب عزیزم، چطور می‌تونم کمکت کنم؟

34:00.000 --> 34:02.750
خب، راستش من معلم جایگزین جدیدِ آواز هستم

34:02.834 --> 34:04.208
اوه

34:05.667 --> 34:08.500
بله، اِما وایلی هستم

34:08.583 --> 34:11.291
از دیدنتون خوشحالم

34:11.375 --> 34:14.208
خب مسلماً اگه کارها از روال
اداریِ درستش پیش می‌رفت

34:14.291 --> 34:16.375
باید هفته‌ها پیش می‌دیدمتون

34:16.458 --> 34:19.583
اوه، واقعاً متاسفم. کار اشتباهی انجام دادم؟

34:19.667 --> 34:21.583
اوه نه عزیزم، منظورم تو نیستی

34:21.667 --> 34:24.834
اینجا همه قوانین رو نادیده می‌گیرن

34:24.917 --> 34:27.000
دیگه بهش عادت کردم

34:28.208 --> 34:30.166
چه کاری از دستم برات ساخته‌ست؟

34:30.250 --> 34:33.291
خب، یه دوستی دارم که
خارج از کشور زندگی می‌کنه

34:33.375 --> 34:36.166
و می‌خواست در مورد پذیرش دخترش سوال کنه

34:36.250 --> 34:38.667
اوه، بسیار خب. ریز نمراتش رو داره؟

34:38.750 --> 34:40.250
فکر می‌کنم داشته باشه

34:40.333 --> 34:42.333
و در مورد تسلط به زبان انگلیسی چطور؟

34:42.417 --> 34:44.041
تافل یا آیلتس؟

34:44.125 --> 34:47.375
در واقع فکر می‌کنم سوالاتش
بیشتر در مورد این بود که

34:47.458 --> 34:51.166
چه نوع مدارکی، یا چه روال اداری‌ای

34:51.250 --> 34:54.375
باید طی بشه و دقیقاً چه
فرم‌هایی رو باید پُر کنه؟

34:54.458 --> 34:57.500
خب، معمولاً داشتن یه پاسپورت معتبر الزامیه

34:57.583 --> 35:00.917
بعد هم یه جور آزمون
استاندارد، مثلاً مثل اس‌اِی‌تی

35:01.000 --> 35:05.166
اوه. و این مدارک رو تا چه مدت نگه می‌دارید؟

35:05.250 --> 35:07.834
این موضوع چه اهمیتی برای دوستتون داره؟

35:11.083 --> 35:16.458
ما سوابقمون رو بعد از ده سال
به انبار بایگانی راکد منتقل می‌کنیم

35:16.542 --> 35:19.834
و اون انبار همین‌جاست، یا...؟

35:19.917 --> 35:23.250
توی یه مرکز حفاظت‌شده‌ست

35:23.333 --> 35:25.417
داخل مدرسه نیست

35:25.500 --> 35:27.333
جالبه

35:27.417 --> 35:30.709
بله، واقعاً عجیبه

35:30.792 --> 35:32.834
بله، بله

35:32.917 --> 35:36.041
خب، من دیگه باید برم سر کلاسم

35:58.333 --> 36:00.625
پس فکر می‌کنی داره چیزی رو مخفی می‌کنه؟

36:00.709 --> 36:03.041
یه مرکز حفاظت‌شده که مدارک
قدیمی رو اونجا نگه می‌دارن؟

36:03.125 --> 36:04.417
بیخیال دیگه

36:04.500 --> 36:07.166
این حرفش کاملاً بوی دروغ می‌داد

36:07.250 --> 36:11.166
شاید بتونی با رئیس سیمپسون چکش کنی

36:11.250 --> 36:14.250
می‌دونی، من هیچ مدرکی ندارم

36:14.333 --> 36:17.834
اما اگه کسی که داشتن می‌کردنش
داخل اون ماشین دانشجو بوده

36:17.917 --> 36:19.709
اونوقت معنیش اینه که یه نفر ناپدید شده

36:19.792 --> 36:21.834
اونم وقتی که تحت مسئولیت دانشکده موزبی بوده

36:21.917 --> 36:25.166
و این می‌تونه یه دردسر
حقوقی بزرگ برای مدرسه باشه

36:25.250 --> 36:27.000
آره

36:27.917 --> 36:30.625
اما کی پشت اون ماسکه؟

36:58.458 --> 36:59.500
آخ

37:22.709 --> 37:25.000
هی جین؟ امیدوارم ناراحت نشی

37:25.083 --> 37:26.583
خودم اومدم تو

37:31.959 --> 37:33.709
پنجره رو باز گذاشته بودی

37:39.917 --> 37:42.709
اوه اوه اوه! هی، وایسا! وایسا! وایسا! وایسا

37:42.792 --> 37:45.083
کارآگاه جان کمرون

37:45.166 --> 37:47.125
باید یه سری توضیحات بدی

37:47.208 --> 37:48.568
خب، بذار ببینم درست فهمیدم یا نه

37:48.625 --> 37:50.625
تو بی‌اجازه وارد خونه شدی

37:50.709 --> 37:54.792
به قصد پیدا کردن سرنخ برای یه جرم؟

37:54.875 --> 37:57.000
یا یه توطئه

37:57.083 --> 38:00.750
پس برای حل کردن یه جرم، خودت مرتکب جرم شدی

38:00.834 --> 38:04.208
خب کارآگاه، خودتون که
می‌دونید روال کار پلیسی چطوریه

38:04.291 --> 38:08.083
گاهی مجبوری قانون رو
دور بزنی تا بتونی حفظش کنی

38:09.208 --> 38:10.500
بسیار خب

38:10.583 --> 38:12.417
انتظار داشتی چی پیدا کنی؟

38:12.500 --> 38:16.625
خب، همون‌طور که گفتم، یه جای کارِ این

38:16.709 --> 38:20.250
استاد جایگزین جدیدِ دانشکده موزبی
که من اونجا کار می‌کنم، می‌لنگه

38:20.333 --> 38:21.792
اِما وایلی

38:21.875 --> 38:25.083
خب، اگه واقعاً اسمش همینه

38:25.166 --> 38:28.125
سوال‌های خیلی رک و مستقیمی می‌پرسید

38:28.208 --> 38:29.834
توی دفتر پذیرش

38:29.917 --> 38:32.250
خیلی رک

38:32.333 --> 38:34.041
این مسخره‌ست

38:34.125 --> 38:35.393
اون با این زن به جایی نمی‌رسه

38:35.417 --> 38:38.709
ببین، باید درک کنی که مشکوک بودنِ کسی

38:38.792 --> 38:41.709
بهت این حق رو نمی‌ده که
غیرقانونی وارد جایی بشی

38:41.792 --> 38:44.250
متاسفم

38:44.333 --> 38:46.667
به وکیل احتیاج پیدا می‌کنم؟

38:48.875 --> 38:50.625
این وقت تلف کردنه

38:50.709 --> 38:51.709
جین، داری چیکار می‌کنی؟

38:51.750 --> 38:53.875
یه لحظه صبر کن

38:53.959 --> 38:57.125
تو جین داسیلوا هستی

38:57.208 --> 38:58.458
مچم رو گرفتی

38:58.542 --> 39:01.208
حالا می‌شه لطفاً دست از
تئوری‌های توطئه برداری؟

39:01.291 --> 39:03.417
من هیچ‌وقت چهره‌ها رو فراموش نمی‌کنم

39:03.500 --> 39:06.291
جین یه کارآگاه مشاور درجه‌یکه

39:06.375 --> 39:11.083
ذهن فوق‌العاده‌ای برای
استنتاج داره و آدم‌شناس ماهریه

39:11.166 --> 39:12.667
خب، شاید این‌طور باشه

39:12.750 --> 39:15.375
ولی تکنیک‌های سرک کشیدنش یه کم کار داره

39:15.458 --> 39:16.917
هه

39:17.000 --> 39:23.208
با این افشاگری، کارهایی که کردم توجیه شد

39:24.417 --> 39:26.333
نه کاملاً، سیلویا

39:26.417 --> 39:30.625
اما می‌خوام در مورد یه معامله صحبت کنم

39:30.709 --> 39:33.834
می‌شنوم

39:33.917 --> 39:36.041
خب، این جین داسیلوا

39:36.125 --> 39:39.667
به عنوان مأمور مخفی با اسم
اِما وایلی توی مدرسه شماست

39:39.750 --> 39:44.125
داره یه باند سرقت هویت رو لو می‌ده

39:44.208 --> 39:46.125
توی موزبی؟

39:46.208 --> 39:48.417
آره، درسته

39:48.500 --> 39:52.667
و امیدواریم یه نفر رو از داخلِ
اونجا با خودمون همراه کنیم

39:52.750 --> 39:54.583
من می‌تونم این کار رو بکنم

39:54.667 --> 39:58.333
من همیشه سریال‌های
معمایی تلویزیون رو می‌بینم

39:58.417 --> 40:00.458
و همیشه یه قدم جلوترم

40:00.542 --> 40:03.458
همم. شک ندارم که همین‌طوره

40:03.542 --> 40:05.500
از من می‌خواید چیکار کنم؟

40:05.583 --> 40:10.500
خب، اول از همه می‌خوایم به سوابق
سال ۲۰۰۸ دسترسی داشته باشیم

40:10.583 --> 40:14.542
نمی‌تونم این کار رو بکنم.
اونا توی انبارِ دور از دسترسه

40:14.625 --> 40:16.959
چرا داری در مورد فایل‌ها دروغ می‌گی؟

40:17.041 --> 40:19.333
دروغ نمی‌گم

40:20.625 --> 40:23.542
باشه، پس اگه حکم بازرسی آرشیو رو بگیرم

40:23.625 --> 40:27.041
هیچ فایلی از اون ترم پیدا نمی‌کنم؟

40:27.125 --> 40:29.917
سیلویا، می‌شه لطفاً به سوال جواب بدی؟

40:30.000 --> 40:31.917
باشه

40:32.000 --> 40:34.208
من مقصرم

40:34.291 --> 40:37.542
آرشیو خیلی ریخت‌وپاشه

40:37.625 --> 40:39.208
چی؟

40:39.291 --> 40:42.542
سال‌هاست که می‌خوام مرتبشون کنم

40:42.625 --> 40:45.834
ولی همیشه یه کار واجب‌تر پیش می‌آد

40:45.917 --> 40:48.750
پس توی انبار نیستن؟

40:48.834 --> 40:53.041
نه، تهِ دفتر پذیرش موندن

40:53.125 --> 40:55.083
دقیقاً همون‌طوری که شک کرده بودی

40:55.166 --> 40:57.750
و حسابی به هم ریخته‌ان

40:57.834 --> 41:00.041
اوه، خیلی شرمنده شدم

41:00.125 --> 41:04.750
سیلویا، ممنون که انقدر روراست بودی

41:04.834 --> 41:08.500
و به خاطر این صداقتت

41:08.583 --> 41:12.500
فکر کنم بشه یه ماموریت مخفی رو بهت بسپریم

41:12.583 --> 41:15.917
چه ماموریتی؟

41:16.000 --> 41:18.917
خب، می‌خوایم حواست باشه به

41:19.000 --> 41:22.375
یه شخص مورد نظر خاص

41:22.458 --> 41:25.917
بهش می‌گیم... آقای نارنگی

41:26.000 --> 41:27.834
واو

41:29.083 --> 41:32.959
شگردش اینه که به دفاتر پذیرش نفوذ می‌کنه تا

41:33.041 --> 41:36.709
اطلاعات شخصی رو برای سرقت هویت بدزده

41:36.792 --> 41:44.041
پس اگه همکاری کنم، آزاد می‌شم؟

41:45.458 --> 41:47.166
قطعاً

42:00.750 --> 42:03.875
بسیار خب. پس همه‌تون
رو بعداً توی تمرین می‌بینم

42:08.709 --> 42:10.750
هی

42:10.834 --> 42:13.250
خب، نظرت در مورد نمایش چیه؟

42:13.333 --> 42:16.875
هنوزم دلم نمی‌خواد انجامش
بدم، ولی می‌دونم که مجبورم

42:16.959 --> 42:19.542
اوه بیخیال! باید روی اشتیاقت کار کنیم

42:19.625 --> 42:21.709
با مشاورِت صحبت کردی؟

42:21.792 --> 42:23.583
دارم روی اضطرابم کار می‌کنم

42:23.667 --> 42:25.166
خوبه، عالیه

42:25.250 --> 42:27.709
چون واقعاً حیفه که این
صدات رو از بقیه پنهان کنی

42:27.792 --> 42:29.291
باشه؟

42:29.375 --> 42:30.417
بعداً می‌بینمت

42:31.917 --> 42:33.125
امروز کارت خوب بود

42:42.250 --> 42:43.542
سلام، سیلویا

42:43.625 --> 42:45.792
من اینجا نیستم

42:45.875 --> 42:47.333
باشه

42:48.875 --> 42:50.709
کلید

42:50.792 --> 42:52.750
کلید

42:54.000 --> 42:55.000
اوه

42:56.291 --> 42:57.667
چی؟

42:57.750 --> 43:00.291
مثل فصل سوم سریال «قتل‌های سرهم‌بندی‌شده»

43:01.291 --> 43:04.458
ای بابا، حتماً باید با رسم شکل توضیح بدم؟

43:04.542 --> 43:07.166
این یه شاه‌کلید برای کل مدرسه است

43:07.250 --> 43:08.917
هر دری رو باز می‌کنه

43:09.000 --> 43:10.583
علاوه بر این، ما مرتب این رو قرض می‌دیم

43:10.667 --> 43:12.875
و من بهت اجازه می‌دم

43:13.959 --> 43:15.709
آره

43:32.041 --> 43:34.709
بیا دیگه. مشکلی نیست. اجازه داریم

43:34.792 --> 43:36.333
نه از طرف پروفسور پن

43:36.417 --> 43:39.417
نه. از طرف موسسه

43:39.500 --> 43:40.875
آره، همین کافیه

43:40.959 --> 43:42.875
آره، ماسک کلاغ همین‌جاست

43:47.709 --> 43:50.250
پسر، اینجا خیلی وحشتناکه

43:50.333 --> 43:51.458
آره

43:52.667 --> 43:54.709
قطعاً سلیقه‌ی عجیبی داره

43:55.875 --> 43:58.291
بیا. این رو یه لحظه نگه دار

43:58.375 --> 43:59.375
حتماً

44:07.792 --> 44:09.250
خب، بفرما

44:13.625 --> 44:16.125
ولی در کل خیلی کسل‌کننده‌ست

44:17.458 --> 44:18.834
چیز جالب دیگه‌ای نیست؟

44:18.917 --> 44:21.709
نه. هیچ اعتراف‌نامه‌ی
امضاشده‌ای از ۱۵ سال پیش نیست

44:22.875 --> 44:24.458
خیلی خب. بیا بریم

44:24.542 --> 44:25.667
آره

44:46.250 --> 44:49.458
خب، این قطعه‌ی جالبیه

44:49.542 --> 44:51.125
می‌دونی این چیه؟

44:52.291 --> 44:55.792
آره، این یه عروسک دارومای ژاپنیه

44:55.875 --> 44:57.667
نماد خوش‌شانسی‌ان

44:57.750 --> 44:59.917
خب، این یه مورد خاصه

45:00.000 --> 45:02.125
خب، شاید اونجا سفر کرده یا یه همچین چیزی

45:11.417 --> 45:12.750
فایل‌ها اینجان

45:32.500 --> 45:34.083
چیز جالبی پیدا کردی؟

45:34.166 --> 45:36.458
هوم. آره

45:36.542 --> 45:39.667
فکر کنم دلیل غیبت
پروفسور ساویج رو پیدا کردم

45:39.750 --> 45:42.417
انگار شب جشنواره‌ی
«پو»، بهش ابلاغیه دادن برای

45:42.500 --> 45:45.792
اوراق حضانت فرزند از طرف شوهر سابقش

45:45.875 --> 45:48.333
این خبر هر کسی رو به هم می‌ریزه

45:48.417 --> 45:49.417
آره

45:49.458 --> 45:50.875
- بیا یه نگاه بنداز. - حتماً

46:02.875 --> 46:04.835
سوال در مورد محل حضورِ

46:04.875 --> 46:07.875
جین داسیلوا؛ هیچ اطلاعاتی داده نشده

46:09.458 --> 46:10.500
هوم

46:13.667 --> 46:16.125
کناره‌گیری کنی؟ چرا؟

46:16.208 --> 46:20.083
فقط حس می‌کنم اینجا کلی
درگیری‌های شخصی وجود داره

46:20.166 --> 46:21.750
منظورت ما هستیم

46:21.834 --> 46:24.000
نمی‌دونستم که سعی کردی دنبالم بگردی

46:25.458 --> 46:27.583
اوه، خب... یعنی همه خیلی نگران بودن

46:27.667 --> 46:29.250
وقتی که همین‌طوری گذاشتی رفتی

46:29.333 --> 46:31.834
نه، این مال سال‌ها بعد بود

46:33.333 --> 46:36.834
فقط فکر نمی‌کنم احساسات قدیمی‌م نسبت به تو

46:36.917 --> 46:40.000
باید تاثیری روی اهمیت این پرونده داشته باشه

46:40.083 --> 46:42.208
فقط، باعث می‌شه به فکر فرو برم، همین

46:42.291 --> 46:44.251
به چی فکر کنی؟ فکر می‌کنی
دارم از خودم در می‌آرم؟

46:44.291 --> 46:47.166
نه. فقط، باعث شد با خودم فکر کنم که

46:47.250 --> 46:49.750
نمی‌دونم، شاید حس دلتنگی
یا یه همچین چیزی داشتی

46:49.834 --> 46:51.935
و می‌خواستی به خاطر خاطرات
گذشته، یه قشقرقی به پا کنی

46:51.959 --> 46:54.125
فکر می‌کنی من این پرونده رو برات آوردم

46:54.208 --> 46:56.750
تا به عنوان یه بهانه، دوباره
رابطه‌مون رو گرم کنم؟

46:56.834 --> 46:58.000
نه

46:58.083 --> 47:00.583
آنتونی، متاسفم، نمی‌خواستم بگم که

47:00.667 --> 47:02.000
نه

47:02.083 --> 47:04.291
می‌تونی کناره‌گیری کنی، یا هر کار دیگه‌ای

47:04.375 --> 47:06.000
ولی من به کارم ادامه می‌دم، باشه؟

47:06.083 --> 47:07.208
این رو به خودم مدیونم

47:07.291 --> 47:08.768
و به اون کسی که توی
اون صندوق‌عقب بود مدیونم

47:08.792 --> 47:10.291
که ته و توی این ماجرا رو در بیارم

47:10.375 --> 47:12.750
اما اگه اصلاً کسی توی صندوق نبوده باشه چی؟

47:12.834 --> 47:14.125
اگه جسد نبوده باشه چی؟

47:14.208 --> 47:17.000
اگه همه‌ی اینا فقط توی خیال تو باشه چی؟

47:17.083 --> 47:18.709
تو واقعاً این رو باور داری؟

47:18.792 --> 47:20.792
ببین، دیگه نمی‌دونم چی رو باور کنم

47:20.875 --> 47:23.333
فقط می‌دونم که کلی بن‌بست وجود داره

47:23.417 --> 47:25.184
خب، شاید این ماجرا داره
ما رو به زمانی برمی‌گردونه

47:25.208 --> 47:28.000
که ترجیح می‌دی فراموشش کنی

47:28.083 --> 47:29.542
آره

47:32.959 --> 47:34.333
من باید برم

47:39.542 --> 47:43.208
هی، جین

47:43.291 --> 47:45.917
فکر کنم یه چیز جالب از
اون زمان پیدا کردم ولی

47:46.000 --> 47:49.166
فکر نمی‌کنم ربطی به
پرونده‌ی آنتونی داشته باشه

47:49.250 --> 47:52.125
اصلاً پرونده‌ی آنتونی‌ای در کار نیست

47:52.208 --> 47:53.667
حق با تو بود

47:55.083 --> 47:57.208
ببخشید. فکر کنم تماسمون قطع و وصل می‌شه

47:57.291 --> 47:59.458
الان گفتی حق با منه؟

47:59.542 --> 48:02.291
خب، به هر حال تا یه حدودی حق با تو بود

48:02.375 --> 48:05.583
ایده‌ی بدی بود که از
منابع بنیاد استفاده کنیم

48:05.667 --> 48:07.917
وقتی که هیچ مدرک قابل‌توجهی نداشتیم

48:08.000 --> 48:10.208
خب، اگه قراره پرونده رو ببندیم

48:10.291 --> 48:12.834
شاید بتونیم همدیگه رو ببینیم
تا جزئیات رو بررسی کنیم

48:12.917 --> 48:14.959
آره، باشه

48:15.041 --> 48:16.834
حدس می‌زنم ناراحت‌کننده باشه که نمی‌تونی

48:16.917 --> 48:18.667
جشنواره‌ی «پو» رو تا آخر ببینی

48:18.750 --> 48:20.959
آره، همین‌طوره

48:21.041 --> 48:23.041
همین الانشم دلم برای تدریس تنگ شده

48:23.125 --> 48:24.845
قلبم می‌شکنه که نمی‌تونم اونجا باشم

48:24.917 --> 48:26.500
برای اون دانشجوها، ولی

48:26.583 --> 48:29.417
آنتونی فکر کرد که این‌طوری برای همه بهتره

48:29.500 --> 48:30.980
خب، من در این مورد مطمئن نیستم

48:31.041 --> 48:33.542
به نظر می‌رسید رابطه‌ی
خیلی خوبی با اون بچه‌ها داری

48:33.625 --> 48:37.083
و یه دیدگاه واقعاً جدید
نسبت به اون یارو، «پو»

48:37.959 --> 48:39.417
ممنون

48:39.500 --> 48:43.208
خب، بنیاد چه کمکی می‌تونه
به این یافته‌ی معمایی تو بکنه؟

48:43.291 --> 48:45.625
چرا نمی‌آی اداره تا در موردش بحث کنیم؟

48:55.500 --> 48:57.333
- سلام. - سلام

48:57.417 --> 48:58.625
خیلی کلیشه‌ای شده؟

48:58.709 --> 49:01.750
اوه، نه. یه چیز کلاسیکه. ممنون

49:03.417 --> 49:04.709
چی پیدا کردی؟

49:04.792 --> 49:07.625
خب، یه خانواده‌ی داغدار دخترشون رو گم کردن

49:07.709 --> 49:09.333
سال‌های خیلی دور

49:09.417 --> 49:10.917
یهو دیگه خبری ازش نشد

49:11.000 --> 49:13.250
انگار از روی کره‌ی زمین محو شده

49:13.333 --> 49:15.917
همم. یه کم از جزئیاتش بگو

49:16.000 --> 49:17.875
خب، اسمش «نامی هیساکو» است

49:17.959 --> 49:19.834
سالش بود که خانواده‌اش ۳۴

49:19.917 --> 49:22.083
گزارش مفقودی‌ش رو دادن

49:22.166 --> 49:24.601
نمی‌دونستن چرا توی
آمریکاست، اما اینجا آخرین

49:24.625 --> 49:27.625
جایی بود که درست قبل از ناپدید
شدنش، باهاشون تماس گرفته بود

49:27.709 --> 49:29.709
گزارش‌های تلفنی همه تایید می‌شن

49:29.792 --> 49:32.750
به نظر می‌آیِد کیس خوبی برای بنیاد باشه

49:32.834 --> 49:35.417
آره، حس می‌کردم دلت برای اون خانواده بسوزه

49:35.500 --> 49:38.750
سعی کردم از طریق یه
مترجم باهاشون تماس بگیرم ولی

49:38.834 --> 49:41.542
متاسفانه اطلاعات جدیدی در کار نبود

49:41.625 --> 49:43.667
گفتن چرا توی بالتیمور بود؟

49:43.750 --> 49:45.917
می‌دونی، زیاد روراست نبودن

49:46.000 --> 49:50.166
یا واقعاً نمی‌دونستن یا
دارن چیزی رو مخفی می‌کنن

49:50.250 --> 49:53.750
آخه چرا خانواده‌ای که
دخترشون سال‌هاست گم شده

49:53.834 --> 49:56.291
نباید بخوان هر کاری از دستشون
برمی‌آد برای پیدا کردنش بکنن؟

49:56.375 --> 49:59.542
می‌دونی، شاید حالش خوب بوده

49:59.625 --> 50:02.291
شاید دیگه نمی‌خواسته با
خانواده‌اش حرف بزنه و

50:02.375 --> 50:05.166
می‌خواسته یه زندگی جدید برای خودش شروع کنه

50:05.250 --> 50:06.750
آره، شاید. ولی نمی‌دونم

50:06.834 --> 50:09.792
بعد از این همه سال هنوز خبری ازش ندارن

50:09.875 --> 50:12.542
آره. آره، ممکنه حالش خوب بوده باشه ولی

50:12.625 --> 50:15.583
بعد از این همه سال، احتمالِ یه جنایت بیشتره

50:15.667 --> 50:17.625
اون والدین بیچاره

50:17.709 --> 50:19.792
و اون زن جوان بیچاره

50:19.875 --> 50:22.458
آره، خب، حداقل ما رو دارن، مگه نه؟

50:22.542 --> 50:24.333
بله، دارن

50:24.417 --> 50:27.208
خب، من اسم «نامی» رو چک
می‌کنم تا ببینم چطوری و از کجا

50:27.291 --> 50:29.171
وارد کشور شده و از اونجا شروع می‌کنیم

50:29.208 --> 50:32.959
باشه. و وقتی مبدأ ورودش رو پیدا کردیم

50:33.041 --> 50:35.542
می‌تونم بفهمم زمان‌بندی
حضورش توی کشور چطوری بوده

50:35.625 --> 50:36.834
بسیار خب، عالیه

50:36.917 --> 50:38.417
خیلی خب. من دیگه می‌رم

50:38.500 --> 50:40.893
ولی بعداً برای دفتر بنیاد شام سفارش می‌دم؟

50:40.917 --> 50:42.333
همم. آره، یه قرار شام داریم

50:42.417 --> 50:43.417
باشه

51:02.291 --> 51:04.834
شش نفر با اسم «نامی هیساکو» مراحل رسمی

51:04.917 --> 51:07.917
درخواست شهروندی رو در ده سال گذشته طی کردن

51:08.000 --> 51:10.917
اما هیچ‌کدوم با عکس خانوادگی‌ش مطابقت ندارن

51:11.000 --> 51:13.709
همم. و گفتی خانواده‌اش حتی مطمئن نبودن

51:13.792 --> 51:16.166
که چرا اینجا بوده، درسته؟

51:16.250 --> 51:18.667
این همون جاییه که فکر
می‌کنم داشتن دروغ می‌گفتن

51:18.750 --> 51:20.208
خب، یه اسم داریم

51:20.291 --> 51:22.625
پس حداقل این یه شروعه‌

51:22.709 --> 51:25.625
درسته ولی من هنوز چیزی ازش پیدا نکردم

51:25.709 --> 51:28.000
توی جاهای معمول

51:28.083 --> 51:29.834
حالا می‌خوام مشخصاتش رو بفرستم

51:29.917 --> 51:32.166
از طریق کانال‌های رسمی دیگه

51:32.250 --> 51:35.750
خب، شاید وقتش رسیده که
سراغ کانال‌های غیررسمی بریم

51:35.834 --> 51:37.083
ببخشید

51:42.709 --> 51:44.834
خب، حتماً دلت برای تمرین‌ها تنگ شده

51:44.917 --> 51:46.458
آره، می‌دونی، واقعاً همین‌طوره

51:46.542 --> 51:49.166
یادم رفته بود بودن توی یه
اجرای کامل چه حسی داره

51:49.250 --> 51:51.083
یه جورایی از کل این قضایا به وجد اومدم

51:51.166 --> 51:54.542
هوم، متاسفم که اون‌طوری
که می‌خواستی پیش نرفت

51:54.625 --> 51:58.917
امیدوارم پرونده‌ی «نامی»
پایان بهتری داشته باشه

51:59.000 --> 52:02.333
خب، اون بهترین تیمی رو داره که
هر کسی می‌تونه آرزوش رو داشته باشه

52:09.458 --> 52:12.583
♪ ♪

52:12.667 --> 52:19.834
♪

52:19.917 --> 52:21.333
♪ زندگی ♪

52:21.417 --> 52:24.125
♪

52:24.208 --> 52:28.625
♪ اون چیزی نیست که همیشه به نظر می‌رسه ♪

52:28.709 --> 52:30.333
♪

52:30.417 --> 52:33.625
♪ مگه نه این‌که همیشه
همین رو با خودش میاره؟ ♪

52:33.709 --> 52:35.917
آخه اصلاً نمی‌فهمم چطور این اتفاق افتاد

52:36.000 --> 52:37.291
♪

52:37.375 --> 52:40.750
منظورم اینه که، اونو همون‌طوری
توی ماشین رها کردن تا بمیره

52:40.834 --> 52:43.667
♪

52:43.750 --> 52:46.542
من نمی‌تونم این کار رو بکنم

52:46.625 --> 52:47.792
چیکار؟

52:47.875 --> 52:50.625
رابطه‌مون رو. متاسفم

52:50.709 --> 52:55.750
♪

52:55.834 --> 52:59.417
♪ با خوشحالی ♪

52:59.500 --> 53:01.250
♪

53:01.333 --> 53:05.458
♪ من به ادامه دادن پافشاری می‌کنم ♪

53:05.542 --> 53:07.792
♪

53:07.875 --> 53:11.458
♪ من به ادامه دادن پافشاری می‌کنم ♪

53:11.542 --> 53:13.667
♪

53:13.750 --> 53:18.083
♪ من به ادامه دادن پافشاری می‌کنم ♪

53:18.166 --> 53:20.166
♪

53:20.250 --> 53:23.125
♪ به ادامه دادن پافشاری کن ♪

53:23.208 --> 53:25.709
♪

53:58.000 --> 53:59.917
این گزارش رو چطور به دست آوردی؟

54:00.000 --> 54:02.542
متاسفانه منبعم باید ناشناس بمونه

54:02.625 --> 54:04.709
اوه... از اینترنت؟

54:04.792 --> 54:05.834
شاید

54:05.917 --> 54:07.417
- هوم. - هه

54:08.250 --> 54:13.667
خب، به نظر می‌رسه «نامی
هیساکو» سه ماه قبل از شبِ مورد نظر

54:13.750 --> 54:18.625
با نام «هانا اوهارو» وارد کشور شده

54:18.709 --> 54:21.667
خب، من این اسم جدید رو چک می‌کنم
و هر دو نفرتون رو در جریان می‌ذارم

54:21.750 --> 54:23.458
عالیه. ممنون جان

54:26.750 --> 54:32.125
خب، از این‌که توی جشنواره‌ی
«پو» کمک نمی‌کنی ناراحتی؟

54:32.208 --> 54:34.375
آره، هستم

54:34.458 --> 54:37.250
آخه اون بچه‌ها خیلی عالی و بااستعداد بودن

54:37.333 --> 54:38.917
قراره شب فوق‌العاده‌ای بشه

54:39.000 --> 54:41.208
خب چرا کمک نمی‌کنی؟

54:41.291 --> 54:42.750
اوه، نمی‌دونم

54:42.834 --> 54:44.434
بابت این‌که جلوی اون دانشجوها تظاهر کردم

54:44.500 --> 54:46.083
اون استاد هستم، خیلی حس بدی دارم

54:46.166 --> 54:47.875
و من

54:47.959 --> 54:52.667
راستش رو بخوای، اون شب کلی
خاطرات تاریک برام تداعی می‌کنه

54:52.750 --> 54:55.792
و برام یه کم سخت بود که
دوباره برم سراغ همه‌شون

54:55.875 --> 54:59.917
گاهی اوقات برگشتن به نقطه‌ی شروع
می‌تونه باعث بشه آدم با قضیه کنار بیاد

55:00.000 --> 55:03.834
می‌دونم مادرت هم همین رو برای تو می‌خواست

55:03.917 --> 55:07.750
خب، منم امیدوار بودم که این‌طور بشه ولی

55:09.709 --> 55:12.417
فکر کنم ته دلم می‌دونم
تنها راهی که می‌تونم باهاش

55:12.500 --> 55:14.460
به آرامش برسم اینه که بفهمم اون شب واقعاً

55:14.500 --> 55:17.333
چه اتفاقی برای مامان افتاد

55:17.417 --> 55:20.125
با تمام منابعی که داشتیم، هیچ‌وقت نتونستیم

55:20.208 --> 55:22.834
معمای پرونده‌ش رو حل کنیم

55:22.917 --> 55:25.125
می‌دونی، اصلاً منطقی نبود که چرا اون شب

55:25.208 --> 55:26.792
اون سرِ شهر بود

55:26.875 --> 55:29.667
می‌دونم جین. می‌دونم

55:39.083 --> 55:40.542
دقیقاً همون‌طوری که دوست داری

55:40.625 --> 55:42.959
اوه! ممنون جان

55:43.041 --> 55:44.250
ممنون که اومدی اینجا ببینمت

55:44.333 --> 55:45.625
آره

55:45.709 --> 55:47.625
پس من میرم اداره‌ی مهاجرت تا

55:47.709 --> 55:49.500
سرنخی که «سیدی» پیدا کرده بود رو پیگیری کنم

55:49.583 --> 55:51.417
اوه. چیزی پیدا شد؟

55:51.500 --> 55:53.250
خب، کاش خبرهای بیشتری داشتم

55:53.333 --> 55:57.291
«هانا اوهارو» از وقتی که با اون مدارک جعلی

55:57.375 --> 55:59.166
وارد کشور شده، کاملاً غیبش زده

55:59.250 --> 56:01.458
هیچ سابقه‌ای از اقامتش اینجا نیست

56:01.542 --> 56:05.750
یا این‌که کشور رو ترک کرده
باشه، پس ممکنه هنوز همین‌جا باشه

56:05.834 --> 56:08.125
طبق معمول قرار نبود به همین راحتی باشه

56:08.208 --> 56:11.166
منظورم اینه که، ممکنه
هنوز توی «بالتیمور» باشه

56:11.250 --> 56:14.125
یا هر جای دیگه‌ای از این کشور

56:14.208 --> 56:16.375
یا اصلاً کلاً توی این کشور نباشه

56:16.458 --> 56:17.709
هی، ناامید نشو

56:17.792 --> 56:19.875
ما هنوز حتی پرس‌وجوی محلی رو هم شروع نکردیم

56:19.959 --> 56:22.083
تا ببینیم مردم چی یادشونه

56:23.750 --> 56:25.375
هی

56:25.458 --> 56:27.583
چیز دیگه‌ای فکرت رو مشغول کرده؟

56:29.458 --> 56:31.542
می‌دونی، در واقع یه چیزی هست که

56:31.625 --> 56:33.500
می‌خواستم درباره‌ش باهات صحبت کنم

56:35.917 --> 56:37.667
چیزی شده؟

56:38.667 --> 56:43.917
درباره‌ی مادرمه، همون شبی که فوت کرد

56:44.000 --> 56:45.542
آره، تصادف و فرار راننده

56:45.625 --> 56:47.709
درسته

56:47.792 --> 56:51.542
خب، اون شب یه شاهد عینی وجود داشت

56:51.625 --> 56:53.875
که گفت بخشی از پلاک رو دیده:

56:53.959 --> 56:58.083
آر. او. بی

56:58.166 --> 57:01.000
میلیون‌ها بار این رو توی ذهنم مرور کردم

57:01.083 --> 57:04.166
آر. او. بی

57:04.250 --> 57:07.709
اما هیچ‌وقت نتونستن اون رو به ماشینی که

57:07.792 --> 57:10.250
تصادف کرده باشه یا چیزی شبیه به اون ربط بدن

57:10.333 --> 57:12.333
هوم. ممکنه پلاک‌ها جعلی بوده باشن

57:12.417 --> 57:15.041
هر آدم آشغالی که صحنه‌ی تصادف رو ترک می‌کنه

57:15.125 --> 57:17.000
احتمالاً جرایم دیگه‌ای
هم برای مخفی کردن داره

57:17.083 --> 57:18.875
دقیقاً

57:18.959 --> 57:21.417
الان این رو می‌فهمم

57:21.500 --> 57:23.959
چون خودم دارم به حل و
بررسی جرایم کمک می‌کنم

57:24.041 --> 57:25.417
اما من فقط

57:28.375 --> 57:32.250
فقط خیلی پشیمونم که اون موقع گذاشتم و رفتم

57:32.333 --> 57:36.125
هی. با خودت این کار رو نکن

57:38.291 --> 57:41.166
منظورم اینه که، چرا «سیدی»
و عمو «هارولد» رو تنها گذاشتم؟

57:41.250 --> 57:42.834
اونا اینجا به من نیاز داشتن

57:42.917 --> 57:45.000
می‌تونستم سعی کنم به
حل پرونده‌ی مامانم کمک کنم

57:45.083 --> 57:50.000
یا حداقل وقتی سرنخ‌هایی
وجود داشت، دنبالشون برم

57:51.583 --> 57:54.875
اون موقع آمادگی‌ش رو نداشتی

57:54.959 --> 57:58.250
توی تصمیماتت شک نکن

57:58.333 --> 58:01.375
باید از خودت محافظت می‌کردی

58:01.458 --> 58:05.000
آخه، تصمیمات عجولانه‌ی زیادی گرفتم

58:07.959 --> 58:11.458
مثل به هم زدن با «آنتونی»؟

58:11.542 --> 58:13.542
آنتونی؟

58:13.625 --> 58:16.375
نه نه نه نه. اون

58:16.458 --> 58:18.417
از اون تصمیم پشیمون نیستم

58:18.500 --> 58:21.709
من و آنتونی اصلاً قسمت هم نبودیم

58:29.709 --> 58:32.000
اوه! آنتونیه

58:32.083 --> 58:34.041
می‌خواد منو ببینه

58:34.750 --> 58:36.476
واو! خب، زمان‌بندی‌ش واقعاً دراماتیک بود؛

58:36.500 --> 58:37.834
این رو باید بهش اعتراف کرد

58:37.917 --> 58:39.792
بهش می‌گم بیاد اینجا

58:43.875 --> 58:46.000
ممنون که منو پذیرفتی

58:46.083 --> 58:48.458
جین، می‌دونم که خودت رو
از پرونده کنار کشیدی، اما فقط

58:48.542 --> 58:50.502
یه چیزی هست که می‌خوام
محض خاطر خودم روشن بشه

58:50.542 --> 58:52.166
اگه اشکالی نداشته باشه

58:53.625 --> 58:56.750
نمی‌خوام دوباره رابطه‌مون رو از نو شروع کنم

58:56.834 --> 59:00.750
می‌بینم که شما دوتا الان
دارید از نزدیک با هم کار می‌کنید

59:00.834 --> 59:03.375
و من به این احترام می‌ذارم

59:05.000 --> 59:07.583
فکر کنم فقط با خودم گفتم
بعد از این همه سال، وقتشه که

59:07.667 --> 59:11.542
با تو توی «بنیاد» به لحظه‌ی حقیقت برسیم

59:11.625 --> 59:13.959
و با کمک تو، جان

59:14.041 --> 59:18.208
در هر صورت، بابت تمام
کارهایی که کردید ممنونم

59:18.291 --> 59:20.166
البته

59:20.250 --> 59:23.917
آره، داریم می‌ریم سراغ
یه پرونده‌ی مفقودی دیگه

59:24.000 --> 59:26.875
خانواده‌ی اون هم لایق شنیدن جواب هستن

59:26.959 --> 59:28.917
چی، به این زودی رفتید سراغ بعدی؟

59:29.000 --> 59:33.125
اما چرا عکس «هانا اوهارو» رو دارید؟

59:35.375 --> 59:37.250
این پرونده‌ی جدیدمونه

59:37.333 --> 59:38.834
می‌شناسیش؟

59:38.917 --> 59:42.500
آره، قبلاً بعد از ساعت کاری توی
سالن غذاخوریِ «موزبی» کار می‌کرد

59:42.583 --> 59:45.333
اونجا رو تمیز می‌کرد و
وسایل رو دوباره می‌چید

59:45.417 --> 59:46.792
شوخی می‌کنی؟

59:46.875 --> 59:49.458
اون همیشه برام «ماکی» خونگی درست می‌کرد

59:49.542 --> 59:52.709
صبر کن. مطمئنی این همون زنه؟

59:52.792 --> 59:55.166
آره. قطعاً

59:56.667 --> 59:57.917
خب، یه لحظه صبر کن

59:58.000 --> 01:00:02.333
پس «نامی» یا همون «هانا» به کالج مرتبطه

01:00:02.417 --> 01:00:04.250
و به رئیس «سیمپسون»

01:00:04.333 --> 01:00:06.250
اون طلسم خوش‌شانسی ژاپنی توی دفترش

01:00:06.333 --> 01:00:07.458
دقیقاً

01:00:07.542 --> 01:00:10.125
و اون جسد احتمالی که آنتونی
توی صندوق‌عقب دیده بود

01:00:10.208 --> 01:00:12.750
منظورم اینه که، همه‌شون
دقیقاً توی یه بازه‌ی زمانی بودن

01:00:12.834 --> 01:00:15.542
شاید هم اون‌قدرها هم که فکر
می‌کردیم دور از ذهن نباشه

01:00:15.625 --> 01:00:18.875
نمی‌فهمم شما دوتا دارید
درباره‌ی چی حرف می‌زنید

01:00:18.959 --> 01:00:22.000
خب، فکر کنم پرونده‌ی تو دوباره زنده شد

01:00:22.083 --> 01:00:25.000
و همین‌طور پروفسور «اما وایلی»

01:00:31.125 --> 01:00:33.000
ممنون که تماسم رو جواب دادی

01:00:33.083 --> 01:00:36.500
شنیدم چند سال پیش توی
سالن غذاخوری کالج «موزبی»

01:00:36.583 --> 01:00:39.542
با زنی به اسم «هانا اوهارو» کار می‌کردی

01:00:39.625 --> 01:00:41.542
می‌تونی چیزی درباره‌ش بهم بگی؟

01:00:41.625 --> 01:00:43.333
می‌دونی اون زمان چه کسی کارکنان

01:00:43.417 --> 01:00:45.333
سالن غذاخوری رو استخدام می‌کرد؟

01:00:45.417 --> 01:00:47.476
بله، خواهش می‌کنم. اگه بتونید
ته و توی قضیه رو دربیارید

01:00:47.500 --> 01:00:48.726
و هر کسی که فکر می‌کنی ممکنه با

01:00:48.750 --> 01:00:52.208
«هانا اوهارو» برخورد داشته بوده باشه

01:00:52.291 --> 01:00:53.959
آره

01:01:15.333 --> 01:01:17.750
سیمپسون! اونجایی؟

01:01:25.000 --> 01:01:26.583
رئیس سیمپسون؟

01:02:41.083 --> 01:02:43.750
واقعاً تحت تاثیر تلاشتون قرار گرفتم

01:02:43.834 --> 01:02:46.000
صداهاتون فوق‌العاده‌ست

01:02:46.083 --> 01:02:47.417
کاملاً با هم هماهنگن

01:02:47.500 --> 01:02:49.017
خب، عذر می‌خوام که اینجا نبودم

01:02:49.041 --> 01:02:50.709
توی دو تا تمرین آخر

01:02:50.792 --> 01:02:52.291
یه سری کارهای شخصی داشتم

01:02:52.375 --> 01:02:53.792
که باید بهشون سر و سامون می‌دادم

01:02:53.875 --> 01:02:56.041
گاهی اوقات باید به حس
و حال درونی‌تون گوش بدید

01:02:56.125 --> 01:02:58.959
اما انرژی‌های شما داره بهم
می‌گه که آماده‌اید تا این رو به

01:02:59.041 --> 01:03:02.500
بهترین جشنواره‌ی «پو»ای تبدیل
کنید که کالج «موزبی» به خودش دیده

01:03:31.083 --> 01:03:36.542
سلام جین، البته اگه واقعاً اسمت همین باشه

01:03:36.625 --> 01:03:38.291
سلام سیلویا

01:03:38.375 --> 01:03:40.542
داشتم فکر می‌کردم

01:03:40.625 --> 01:03:44.291
در کنار پرونده‌هایی که به
خارج از اینجا فرستاده نشده بودن

01:03:44.375 --> 01:03:48.709
کلی نوار ویدئوییِ دوربین‌های امنیتی از
سال‌های قبل پیدا کردم که تلنبار شده بودن

01:03:48.792 --> 01:03:53.917
می‌خواستم بدونم به درد
تحقیقاتتون می‌خورن یا نه؟

01:03:54.000 --> 01:03:56.667
صد در صد! این عالیه سیلویا

01:03:56.750 --> 01:03:58.208
ممنون. تو بهترینی

01:03:58.291 --> 01:04:01.500
اوه، می‌دونستم که مهارت‌هام
یه روزی به کار میان

01:04:01.583 --> 01:04:04.333
قطعاً. حالا باید به جان زنگ بزنم

01:04:04.417 --> 01:04:07.000
چطور می‌تونیم به فیلم‌ها
دسترسی داشته باشیم؟

01:04:07.083 --> 01:04:09.542
من می‌تونم راهتون بدم به بخش بایگانی

01:04:12.959 --> 01:04:15.667
متاسفم. فکر می‌کردم این‌ها
قراره سرنخ‌های خوبی باشن

01:04:15.750 --> 01:04:16.875
اشکالی نداره

01:04:16.959 --> 01:04:18.839
یه جورایی شبیه کلکسیون ویدئوهای مامانمه

01:04:18.875 --> 01:04:20.500
اون از تمام تعطیلات قدیمی

01:04:20.583 --> 01:04:24.166
و اتفاقات مهم زندگی‌مون فیلم گرفته بود

01:04:24.250 --> 01:04:26.875
حاضرم هر کاری بکنم تا
بعضی از اون فیلم‌ها رو ببینم

01:04:26.959 --> 01:04:28.875
آره، اونا قطعاً مهر و موم شدن

01:04:28.959 --> 01:04:31.125
و فقط در صورت لزوم میشه دیدشون

01:04:31.208 --> 01:04:33.709
آه! بذار حدس بزنم. توی بخش بایگانی راکد؟

01:04:33.792 --> 01:04:35.272
نه، هیچ بایگانی‌ای اون‌قدرها دور نیست

01:04:36.417 --> 01:04:38.125
اوه! خودشه

01:04:38.208 --> 01:04:39.625
هفته‌ی اولین جشنواره‌ی «پو»

01:04:39.709 --> 01:04:40.875
اوه، عالیه

01:04:46.834 --> 01:04:48.792
شانس آوردیم که وقتی همه چیز دیجیتالی شد

01:04:48.875 --> 01:04:50.041
این نوارها رو دور نریختن

01:04:50.125 --> 01:04:51.250
آره

01:04:53.542 --> 01:04:54.810
مطمئن نیستم بتونیم

01:04:54.834 --> 01:04:56.208
اون چیزی که دنبالشیم رو پیدا کنیم

01:04:56.291 --> 01:04:58.291
ممکنه روزها طول بکشه تا چیز مفیدی پیدا بشه

01:04:58.375 --> 01:05:00.000
آره

01:05:00.083 --> 01:05:01.959
صبر کن

01:05:02.041 --> 01:05:03.166
نگاه کن

01:05:05.583 --> 01:05:08.375
رئیس سیمپسون و هانا؟

01:05:08.458 --> 01:05:09.500
واو

01:05:10.875 --> 01:05:12.667
اونا با هم رابطه داشتن؟

01:05:13.583 --> 01:05:15.208
که قطعاً این‌طور به نظر می‌رسسه

01:05:15.291 --> 01:05:16.750
ای کم‌اعتقاد

01:05:25.166 --> 01:05:26.709
انگار رابطه‌شون به مشکل خورده

01:05:26.792 --> 01:05:27.959
آهان

01:05:41.000 --> 01:05:43.375
- رئیس سیمپسون! پلیس

01:05:43.458 --> 01:05:44.875
در رو باز کنید

01:05:48.375 --> 01:05:49.500
آه! بازه

01:05:49.583 --> 01:05:50.625
جین! نمی‌تونی همین‌طوری

01:05:50.709 --> 01:05:53.333
ورود به عنف نیست. فقط یه ورود ساده‌ست

01:05:53.417 --> 01:05:54.458
بیا بریم

01:06:13.250 --> 01:06:15.709
خب، قطعاً اینجا نیست

01:06:15.792 --> 01:06:17.032
اما به گشتن دنبالش ادامه می‌دیم

01:06:17.083 --> 01:06:18.851
و یه نفر رو هم توی مدرسه مستقر می‌کنیم

01:06:18.875 --> 01:06:20.309
اوه، امشب با وجود جشنواره‌ی «پو»

01:06:20.333 --> 01:06:21.542
مدرسه حسابی شلوغ‌پلوغ میشه

01:06:21.625 --> 01:06:23.542
- امشبه؟ - آره

01:06:23.625 --> 01:06:25.333
رئیس باید اونجا باشه، مگه نه؟

01:06:25.417 --> 01:06:28.458
کادر آموزشی معمولاً
شرکت می‌کنن اما اگه بویی از

01:06:28.542 --> 01:06:30.291
تحقیقات ما برده باشه، ممکنه فرار کرده باشه

01:06:30.375 --> 01:06:33.125
درسته. خب، اونجا رو زیر نظر
می‌گیریم و امیدواریم که پیداش بشه

01:06:33.208 --> 01:06:35.041
آره. خب، منم می‌تونم حواسم به پشت‌صحنه باشه

01:06:35.125 --> 01:06:36.709
به هر حال باید برگردم اونجا

01:06:36.792 --> 01:06:38.709
باشه. ما هم باید راه بیفتیم

01:06:38.792 --> 01:06:40.875
جان، ما اصلاً اینجا نبودیم

01:06:40.959 --> 01:06:41.959
درسته

01:06:44.291 --> 01:06:47.709
- -

01:06:49.333 --> 01:06:55.041
- -

01:07:00.041 --> 01:07:02.542
- -

01:07:03.917 --> 01:07:09.041
به پانزدهمین جشنواره‌ی
سالانه‌ی ادگار آلن پو خوش آمدید

01:07:13.375 --> 01:07:17.375
این یه سنت دیرینه اینجا توی «موزی»‌یه

01:07:17.458 --> 01:07:18.792
من نمی‌تونم این کار رو بکنم

01:07:18.875 --> 01:07:20.375
امروز بعدازظهر کارت عالی بود

01:07:20.458 --> 01:07:23.333
فقط بخش خودت رو بخون
و اصلاً به جمعیت توجه نکن

01:07:24.667 --> 01:07:28.000
آخه صداشون رو بشنو. اون بیرون غلغله‌ست

01:07:28.083 --> 01:07:29.583
بیا، اینا رو بعد از من تکرار کن

01:07:29.667 --> 01:07:30.917
من استعداد دارم

01:07:31.000 --> 01:07:32.083
من استعداد دارم

01:07:32.166 --> 01:07:33.667
اگه این استعداد رو با بقیه تقسیم نکنم

01:07:33.750 --> 01:07:35.375
دنیا رو ازش محروم کردم

01:07:35.458 --> 01:07:37.291
من دنیا رو از استعدادم محروم می‌کنم

01:07:37.375 --> 01:07:39.291
اگه اونو با بقیه تقسیم نکنم

01:07:39.375 --> 01:07:41.125
و اگه نرم روی اون صحنه

01:07:41.208 --> 01:07:42.959
پروفسور اما منو می‌کشه

01:07:43.041 --> 01:07:44.458
و اگه نرم روی اون صحنه

01:07:44.542 --> 01:07:46.000
پروفسور اما منو می‌کشه

01:07:46.083 --> 01:07:47.333
آفرین

01:07:47.417 --> 01:07:50.291
خب، دلت می‌خواد یه پیروزی
رو جشن بگیری، مگه نه؟

01:07:50.375 --> 01:07:52.792
نه اینکه پشیمون باشی که جا زدی. باشه؟

01:07:52.875 --> 01:07:53.875
- باشه. - خیلی خب

01:07:53.917 --> 01:07:55.458
بیا بریم انجامش بدیم. بدو

01:07:55.542 --> 01:07:56.834
از پسش برمیای

01:07:56.917 --> 01:08:01.875
دوران حرفه‌ایِ ادبیِ معروفِ
«پو» اینجا توی بالتیمور شروع شد

01:08:01.959 --> 01:08:04.458
جایی که همسرش رو هم همون‌جا دید

01:08:04.542 --> 01:08:08.875
و همون‌جایی که خیلی زود از دنیا رفت

01:08:08.959 --> 01:08:13.250
پس ما با این جشن که حالا
دیگه به یه سنت تبدیل شده

01:08:13.333 --> 01:08:15.667
یادش رو گرامی می‌داریم

01:08:19.792 --> 01:08:21.625
اولین جشنواره‌ی پو

01:08:21.709 --> 01:08:25.208
استانداردی شد برای تمام
جشنواره‌هایی که بعد از اون برگزار شدن

01:08:25.291 --> 01:08:29.166
و امشب، نگاهی می‌اندازیم
به تمام فارغ‌التحصیلانی

01:08:29.250 --> 01:08:33.333
که کمک کردن آثار «پو» زنده بمونه

01:08:33.417 --> 01:08:34.792
جشنواره شروع می‌شه

01:08:34.875 --> 01:08:36.000
بله

01:08:36.083 --> 01:08:38.917
لطفاً به گروهِ خودِ موزی خوش‌آمد بگید

01:08:39.000 --> 01:08:40.101
گروه بااستعدادِ «آکاپلا»

01:08:40.125 --> 01:08:41.417
خیلی خب! برید بترکونید

01:08:41.500 --> 01:08:43.083
قلب‌های افشاگر

01:08:58.000 --> 01:09:01.625
♪ وو وو وو وو ♪

01:09:01.709 --> 01:09:06.583
♪ وو وو وو ♪

01:09:06.667 --> 01:09:10.667
♪ در سیاهی و کبودیِ نیمه‌شب ♪

01:09:10.750 --> 01:09:14.709
♪ در تاریکی، نجواهای صادقانه ♪

01:09:14.792 --> 01:09:18.542
♪ ضربه‌های آروم به درِ من ♪

01:09:18.625 --> 01:09:23.500
♪ تا بهم بگی دیگه خبری از رازات نیست ♪

01:09:23.583 --> 01:09:26.667
♪ در تاریکی، در دلِ شب ♪

01:09:26.750 --> 01:09:30.917
♪ یه حسِ وهم‌انگیز، یه جای کار می‌لنگه ♪

01:09:31.000 --> 01:09:33.375
نه نه نه! کمک

01:09:33.458 --> 01:09:35.458
♪ زمانی سرگردان، حالا به ساحل رسیده ♪

01:09:35.542 --> 01:09:40.041
♪ تا بهم بگی دیگه خبری از رازات نیست ♪

01:09:40.125 --> 01:09:43.500
♪ پرواز کن، پرواز کن، دور شو ای پرنده ♪

01:09:43.583 --> 01:09:48.500
♪ میلیون‌ها فرسنگ از من دور
شو، جایی که صدات نرسه ♪

01:09:48.583 --> 01:09:50.792
♪ تق، تق، تق به در می‌زنه ♪

01:09:50.875 --> 01:09:52.417
اما وایلی رو ندیدی؟

01:09:52.500 --> 01:09:54.792
قرار بود بیاد جای من

01:09:54.875 --> 01:09:56.166
پشت صحنه‌ست

01:09:56.250 --> 01:09:58.667
نه، نیست. هیچ‌کس ندیدتِش

01:09:58.750 --> 01:10:00.417
«دین سیمپسون» رو هم نمی‌تونم پیدا کنم

01:10:00.500 --> 01:10:02.000
اون مسئولِ زمان‌بندیِ برنامه‌هاست

01:10:02.083 --> 01:10:05.250
♪ در تاریکی، در دلِ شب ♪

01:10:05.333 --> 01:10:09.500
♪ یه حسِ وهم‌انگیز، یه جای کار می‌لنگه ♪

01:10:09.583 --> 01:10:10.792
جین؟

01:10:10.875 --> 01:10:14.333
♪ زمانی سرگردان، حالا به ساحل رسیده ♪

01:10:14.417 --> 01:10:18.917
♪ تا بهم بگی دیگه خبری از رازات نیست ♪

01:10:19.000 --> 01:10:22.625
♪ پرواز کن، پرواز کن، دور شو ای پرنده ♪

01:10:22.709 --> 01:10:27.333
♪ میلیون‌ها فرسنگ از من دور
شو، جایی که صدات نرسه ♪

01:10:27.417 --> 01:10:31.125
تو هیچ‌وقت قسر در نمی‌ری! کمک

01:10:31.208 --> 01:10:35.375
♪ تا برای همیشه رازات رو بهم بگی ♪

01:10:35.458 --> 01:10:37.125
جین

01:10:37.208 --> 01:10:43.125
♪ تا برای همیشه رازات رو بهم بگی ♪

01:10:58.667 --> 01:11:00.559
ببین، نمی‌دونم داری سعی
می‌کنی چیکار کنی، باشه؟

01:11:00.583 --> 01:11:02.834
ولی قراره خیلی‌ها دنبال من بگردن

01:11:15.542 --> 01:11:17.875
رئیس سیمپسون؟

01:11:17.959 --> 01:11:22.250
کار تو بود؟ تو «هانا اوهارو» رو کشتی؟

01:11:22.333 --> 01:11:25.792
نه. من اونو نکشتم، جین

01:11:25.875 --> 01:11:27.625
تو اسم منو از کجا می‌دونی؟

01:11:27.709 --> 01:11:29.291
من همون روز اول فهمیدم تغییر چهره دادی

01:11:29.375 --> 01:11:30.500
حتی با اون کلاه‌گیس

01:11:30.583 --> 01:11:32.750
فهمیدی؟

01:11:32.834 --> 01:11:36.083
فقط نمی‌تونستم بفهمم چرا

01:11:36.166 --> 01:11:39.625
خب، پروفسور آنتونی ژرمن یه عکس ازت داره

01:11:39.709 --> 01:11:42.000
در حال گذاشتنِ چیزی که شبیه
جنازه‌ست توی صندوق‌عقبِ ماشین

01:11:42.083 --> 01:11:43.709
همون شبِ اولین جشنواره‌ی پو

01:11:43.792 --> 01:11:45.392
فقط یه فرصت می‌خوام تا قضیه رو توضیح بدم

01:11:45.458 --> 01:11:48.417
قبل از اینکه ماجرا بیش از حد بزرگ بشه

01:11:48.500 --> 01:11:51.625
خب، فکر کنم دیگه کار از کار گذشته

01:11:51.709 --> 01:11:53.291
جین

01:11:54.375 --> 01:11:57.250
لازمه به حرفام گوش بدی

01:11:57.333 --> 01:11:59.709
و قول می‌دم، دستات رو باز کنم

01:12:06.250 --> 01:12:07.959
کارآگاه جان کمرون، درخواست نیروی کمکی دارم

01:12:08.041 --> 01:12:09.875
فوراً در موقعیتِ من

01:12:11.458 --> 01:12:13.291
طاقت بیار، جین

01:12:14.166 --> 01:12:16.750
وقتی زنم ترکم کرد

01:12:16.834 --> 01:12:19.750
خیلی تنها بودم

01:12:19.834 --> 01:12:22.083
دورانِ فوق‌العاده تحقیرآمیزی برام بود

01:12:22.166 --> 01:12:24.083
فقط یه همدم می‌خواستم

01:12:24.166 --> 01:12:25.792
یه همراه

01:12:25.875 --> 01:12:27.893
واسه همین از طریق این آژانس
شروع کردم به حرف زدن با هانا

01:12:27.917 --> 01:12:31.333
آژانسی که زن‌ها رو از
کشورهای دیگه به آمریکا می‌آورد

01:12:31.417 --> 01:12:33.834
منظورت از این عروس‌های سفارشیه؟

01:12:33.917 --> 01:12:37.166
بله. این کسب‌وکار به نظر
من کاملاً قانونی می‌اومد

01:12:37.250 --> 01:12:38.601
اونا تمام مدارک دولتی رو داشتن

01:12:38.625 --> 01:12:39.959
من همه‌چیزشون رو چک کردم

01:12:40.041 --> 01:12:41.959
حتی رفتم پیشِ یه دفتردارِ رسمی تا مطمئن بشم

01:12:42.041 --> 01:12:45.083
که این یه جور کلاهبرداری
نیست، چون داشتیم عاشق هم می‌شدیم

01:12:45.166 --> 01:12:46.166
واقعاً داشتیم عاشق می‌شدیم

01:12:47.625 --> 01:12:51.125
راه دور بود، ولی داشتیم عاشق هم می‌شدیم

01:12:51.208 --> 01:12:54.375
بعدش چی شد؟

01:12:54.458 --> 01:12:56.333
اونا اونو آوردنش اینجا

01:12:58.166 --> 01:13:00.417
بلأخره پیش هم بودیم

01:13:00.500 --> 01:13:03.000
یه مدتی زندگی عالی بود

01:13:04.834 --> 01:13:07.333
درست مثل رویاهامون

01:13:07.417 --> 01:13:10.959
اون خیلی باهوش و بامزه بود

01:13:13.750 --> 01:13:15.583
همون زندگی‌ای رو داشتیم که می‌خواستیم

01:13:17.792 --> 01:13:19.393
ولی اولین زنگ خطر

01:13:19.417 --> 01:13:21.834
وقتی بود که فهمیدم اسمش هانا نیست

01:13:21.917 --> 01:13:23.458
نامی بود

01:13:25.166 --> 01:13:27.250
آژانس بهش گفته بود که

01:13:27.333 --> 01:13:29.875
بنا به دلایل قانونی باید
از یه اسم دیگه استفاده کنه

01:13:29.959 --> 01:13:31.458
در حالی که در واقع، کاری که می‌کردن

01:13:31.542 --> 01:13:33.583
ساختنِ یه هویت جعلی براش بود

01:13:33.667 --> 01:13:35.893
اون موقع می‌دانستم که باید
همون لحظه به پلیس زنگ می‌زدیم

01:13:35.917 --> 01:13:39.125
ولی فقط امیدوار بودم که کسی متوجه نشه

01:13:39.208 --> 01:13:41.208
که بتونیم به زندگی‌مون ادامه بدیم

01:13:41.291 --> 01:13:44.792
و همه‌چیز درست بشه

01:13:46.208 --> 01:13:49.000
ولی بعد این مرد اومد سراغمون

01:13:49.083 --> 01:13:52.375
و بهم گفت که باید یه سری
هزینه‌های اضافی پرداخت کنیم

01:13:52.458 --> 01:13:54.458
و این هزینه‌ها بخشی از قرارمون نبود

01:13:54.542 --> 01:13:57.250
واسه همین مشکوک شدم

01:13:57.333 --> 01:13:59.709
ولی مگه چه چاره‌ی دیگه‌ای داشتم؟

01:13:59.792 --> 01:14:03.583
این آژانس، نمی‌دونم نفوذش
در سطح جهانی چقدره

01:14:03.667 --> 01:14:05.500
ولی خیلی گسترده‌ست

01:14:05.583 --> 01:14:08.250
من فقط می‌خواستم مشکل حل
بشه، واسه همین بهشون پول دادم

01:14:08.333 --> 01:14:11.583
ولی هیچ‌وقت کافی نبود. ما دیگه پولی نداشتیم

01:14:11.667 --> 01:14:15.083
نامی یه مشکل سلامتی داشت
که اشتهاش رو از بین برده بود

01:14:15.166 --> 01:14:16.667
و نمی‌دونستیم مشکل چیه

01:14:16.750 --> 01:14:19.250
و هر سری آزمایش هم یه
چیز متفاوت رو نشون می‌داد

01:14:19.333 --> 01:14:22.208
و همه‌ی این‌ها خیلی گرون بود

01:14:22.291 --> 01:14:25.834
ولی اون موقع داشت توی
مدرسه کار می‌کرد، مگه نه؟

01:14:25.917 --> 01:14:27.000
شب‌ها؟

01:14:27.083 --> 01:14:30.542
بله. ولی دیگه راه دیگه‌ای برامون نمونده بود

01:14:30.625 --> 01:14:32.291
خیلی ریسکی بود

01:14:32.375 --> 01:14:33.834
ما

01:14:35.417 --> 01:14:37.291
ما ناامید بودیم

01:14:38.959 --> 01:14:41.291
اون هی حالش بدتر و بدتر می‌شد

01:14:41.375 --> 01:14:42.601
و من ازش التماس می‌کردم که کار نکنه

01:14:42.625 --> 01:14:44.375
بهش می‌گفتم کار نکن، استراحت کن

01:14:44.458 --> 01:14:46.250
سرِ این موضوع با هم دعوامون شد

01:14:46.333 --> 01:14:50.375
و بله، با کمال شرمندگی باید بگم
که توی محل کار با هم دعوا کردیم

01:14:51.291 --> 01:14:53.059
آره، ما یه سری تصاویر دوربین‌های امنیتی رو

01:14:53.083 --> 01:14:54.667
از اون دعوا پیدا کردیم

01:14:54.750 --> 01:14:57.750
بله، من خیلی نگرانش بودم

01:14:58.792 --> 01:15:00.917
اون می‌گفت باید پول دربیاریم

01:15:01.000 --> 01:15:02.709
تا بتونیم پولو بدیم به اون

01:15:05.333 --> 01:15:08.458
جنایتکارها

01:15:08.542 --> 01:15:15.625
به هر حال، اون اصرار داشت
که اون شب بیاد جشنواره‌ی پو

01:15:15.709 --> 01:15:19.458
دیده بود که چقدر

01:15:19.542 --> 01:15:25.083
با دانشجوها کار کرده بودم
تا اون اجرا رو آماده کنم

01:15:26.583 --> 01:15:29.917
می‌خواست ازم حمایت کنه

01:15:32.834 --> 01:15:35.291
و بعدش چی شد؟

01:15:37.625 --> 01:15:40.709
همون وقتی بود که تو رفتی روی صحنه

01:15:40.792 --> 01:15:42.792
[بشکن زدنِ ریتمیک]

01:15:42.875 --> 01:15:46.792
♪ تو توی کار با کلمات مهارت داری ♪

01:15:46.875 --> 01:15:51.458
♪ جوری که بهترین رو از
دلِ بدترین بیرون می‌کشی ♪

01:15:51.542 --> 01:15:54.041
♪ تو حرف‌های تاریک و پوچ رو زمزمه می‌کنی ♪

01:15:55.834 --> 01:15:59.500
فقط باید چند دقیقه چشمام رو ببندم

01:15:59.583 --> 01:16:01.083
♪

01:16:01.166 --> 01:16:03.583
نذار خیلی چیزا رو از دست بدم

01:16:03.667 --> 01:16:06.166
می‌خوام اجرای دانشجوها رو ببینم

01:16:06.250 --> 01:16:09.458
♪ جوری که نمی‌ذاره از سر جات تکون بخوری ♪

01:16:09.542 --> 01:16:11.500
♪ این یه ریتمِ دیوانه‌کننده‌ست ♪

01:16:11.583 --> 01:16:15.291
خیلی خوشحالم که همین‌جا پیشتم

01:16:15.375 --> 01:16:18.625
خیلی دوستت دارم

01:16:18.709 --> 01:16:20.750
من بیشتر دوستت دارم

01:16:20.834 --> 01:16:24.500
♪ تو توی کار با کلمات مهارت داری ♪

01:16:24.583 --> 01:16:29.542
♪ که برای بعضی‌ها یه کم
مسخره به نظر می‌رسه ♪

01:16:33.625 --> 01:16:34.643
واضح بود که

01:16:34.667 --> 01:16:36.458
این بار یه فرقی داره

01:16:36.542 --> 01:16:38.917
الان برمی‌گردم. طوری نیست

01:16:39.000 --> 01:16:43.333
♪ تو توی کار با کلمات مهارت داری ♪

01:16:43.417 --> 01:16:47.834
♪ تو توی کار با کلمات مهارت داری ♪

01:16:47.917 --> 01:16:48.959
♪

01:16:49.041 --> 01:16:51.375
- -

01:16:51.458 --> 01:16:54.083
پاهاش از توان افتاد

01:16:54.166 --> 01:16:56.500
و من پریدم سمتش

01:16:57.625 --> 01:16:59.542
صدا خیلی زیاد بود

01:16:59.625 --> 01:17:04.000
سرم گیج می‌رفت. ترسیده
بودم و دست‌وپام رو گم کرده بودم

01:17:04.083 --> 01:17:06.875
هنوزم نمی‌دونم چرا اون کار رو کردم

01:17:06.959 --> 01:17:10.125
یه ماسک پیدا کردم. یه شنل

01:17:10.208 --> 01:17:12.500
اونو تا ماشین بغل کردم

01:17:12.583 --> 01:17:15.875
فقط رسوندمش خونه

01:17:15.959 --> 01:17:19.458
عشقم... مرده بود

01:17:20.667 --> 01:17:23.333
واقعاً متأسفم

01:17:24.542 --> 01:17:26.625
ممنونم

01:17:26.709 --> 01:17:29.542
این بیشتر از چیزیه که لایقشم

01:17:29.625 --> 01:17:32.500
بلأخره تکلیف اون آژانس جنایتکار چی شد؟

01:17:34.500 --> 01:17:36.792
اونا مدام تهدیدم می‌کردن

01:17:36.875 --> 01:17:40.750
و بعد از مرگ نامی هم ازم پول می‌گرفتن

01:17:40.834 --> 01:17:44.125
می‌گفتن میرن سراغ مقامات

01:17:44.208 --> 01:17:46.917
که به مقامات چی بگن؟

01:17:48.583 --> 01:17:51.959
که بهشون بگن نامی فوت کرده

01:17:52.041 --> 01:17:56.291
صبر کن. تو... تو هیچ‌وقت
مرگش رو گزارش ندادی؟

01:17:57.583 --> 01:17:59.667
یعنی فقط رسوندیش خونه و

01:17:59.750 --> 01:18:02.542
بردمش خونه

01:18:02.625 --> 01:18:05.250
می‌خواستم در آرامش باشه

01:18:05.333 --> 01:18:10.875
توی خونه‌ای که دوست
داشت، خونه‌ای که با هم داشتیم

01:18:15.792 --> 01:18:18.250
اون توی حیاط پشتیه

01:18:18.333 --> 01:18:21.792
زیرِ بوته‌ی موردعلاقه‌ی تمشکش

01:18:21.875 --> 01:18:25.291
چطور تونستی اینو از پدر و مادرش مخفی کنی؟

01:18:25.375 --> 01:18:29.625
پدر و مادرش با ازدواج ما موافق نبودن

01:18:29.709 --> 01:18:33.333
رابطه‌شون رو باهاش قطع کردن و
بهش گفتن دیگه باهاشون تماس نگیره

01:18:33.417 --> 01:18:35.125
هر جوری که رابطه‌شون با اون تموم شده بود

01:18:35.208 --> 01:18:38.083
بلأخره مفقود شدنش رو گزارش دادن

01:18:39.166 --> 01:18:41.000
یعنی هنوز براشون مهم بود؟

01:18:41.083 --> 01:18:42.917
بله

01:18:45.583 --> 01:18:48.542
و اونا حق دارن حقیقت رو بدونن

01:18:48.625 --> 01:18:50.542
می‌دونم

01:18:52.208 --> 01:18:54.458
براشون یه نامه نوشتم

01:19:08.875 --> 01:19:13.125
براشون توضیح دادم که چقدر همو دوست داشتیم

01:19:13.208 --> 01:19:16.250
چقدر متأسف بودم

01:19:16.333 --> 01:19:19.208
و تمام دکترهایی که رفتیم

01:19:19.291 --> 01:19:23.041
حتی تمام گزارش‌های پزشکی رو هم ضمیمه کردم

01:19:23.125 --> 01:19:25.041
نمی‌دونم چرا

01:19:25.125 --> 01:19:27.792
اونا هیچ‌وقت نمی‌تونن درک کنن

01:19:31.166 --> 01:19:34.166
فقط نمی‌تونستم پستش کنم

01:19:37.834 --> 01:19:45.834
و حالا، این صدای ضربان
قلبی رو دارم که می‌پیچه

01:19:46.041 --> 01:19:50.458
هر روز می‌شنوم که توی سرم می‌پیچه

01:19:50.542 --> 01:19:55.625
و یادم می‌اندازه که چقدر دوستش دارم

01:19:55.709 --> 01:19:58.667
اما داره دیوونه‌ام هم می‌کنه

01:20:00.291 --> 01:20:03.333
گوش کن، هنوز برای انجام کار درست دیر نشده

01:20:03.417 --> 01:20:05.375
برای "نامی"

01:20:09.500 --> 01:20:11.291
صدا داره بلندتر می‌شه، جین

01:20:14.417 --> 01:20:15.917
حالت خوبه؟

01:20:16.000 --> 01:20:17.250
آره، خوبم

01:20:17.333 --> 01:20:19.542
ولی خب، همه‌چیز رو فهمیدیم.
اعتراف کامل رو ازش گرفتم

01:20:19.625 --> 01:20:21.000
عالیه

01:20:21.083 --> 01:20:23.203
می‌تونی کل ماجرا رو دوباره
توی کلانتری تعریف کنی

01:20:25.166 --> 01:20:26.959
لطفاً منو از این وضعیت خلاص کن

01:20:30.583 --> 01:20:32.500
آخ، ممنون

01:20:32.583 --> 01:20:34.625
بیا، اینا رو هم باز کن

01:20:35.458 --> 01:20:37.000
ممنونم

01:20:37.083 --> 01:20:39.750
پسر، دیگه هیچ‌وقت مثل قبل
به بست‌های زیپی نگاه نمی‌کنم

01:20:39.834 --> 01:20:41.583
هی. بهت آسیبی زد؟

01:20:41.667 --> 01:20:44.917
نه نه، منظورم اینه که، چپونده
شدن توی صندوق‌عقب ماشین

01:20:45.000 --> 01:20:48.083
دقیقاً خوشایند نبود، ولی اون قاتل نیست

01:20:48.166 --> 01:20:50.250
از این بابت مطمئنی؟

01:20:50.333 --> 01:20:52.917
تا حد زیادی مطمئنم، آره

01:20:53.000 --> 01:20:56.375
توی اون پاکت، تمام پرونده‌های پزشکی‌ش هست

01:20:56.458 --> 01:20:58.166
مربوط به قبل از فوتش

01:20:58.250 --> 01:21:00.500
اونا خیلی چیزا رو روشن می‌کنن

01:21:01.667 --> 01:21:03.959
وقتی جنازه رو کالبدشکافی
کنیم، بیشتر می‌فهمیم

01:21:04.041 --> 01:21:06.667
بهت گفت جنازه کجا دفن شده؟

01:21:06.750 --> 01:21:07.959
آره

01:21:08.041 --> 01:21:09.959
درست همین پشت

01:21:10.041 --> 01:21:12.542
زیرِ بوته‌ی تمشک

01:21:23.458 --> 01:21:25.208
خب، حق با تو بود، جین

01:21:25.291 --> 01:21:26.959
داشت راست می‌گفت

01:21:27.041 --> 01:21:29.000
پزشکی قانونی متوجه شد که

01:21:29.083 --> 01:21:32.417
هانا به خاطر عوارض بیماری لوپوس فوت کرده

01:21:33.500 --> 01:21:36.250
چه داستان غم‌انگیزی

01:21:36.333 --> 01:21:39.041
آره. قراره چه اتفاقی برای
رئیس "سیمپسون" بیفته؟

01:21:39.125 --> 01:21:40.959
خب، توی ایالت مریلند،
دفن کردن یکی از عزیزانت

01:21:41.041 --> 01:21:42.917
توی حیاط خلوت خونه‌ت غیرقانونی نیست

01:21:43.000 --> 01:21:46.250
اما گزارش ندادنِ فوت،
موضوع رو یکم پیچیده می‌کنه

01:21:46.333 --> 01:21:49.333
علاوه بر اون، مسئله‌ی جزئیِ دزدیدنِ تو

01:21:49.417 --> 01:21:51.834
و انداختنت توی صندوق‌عقب ماشین هم هست

01:21:51.917 --> 01:21:53.959
که قطعاً پلیس اصلاً از این کار خوشش نمیاد

01:21:55.333 --> 01:21:59.375
حتی بعد از همه‌ی این‌ها،
باز هم دلم براش می‌سوزه

01:22:00.500 --> 01:22:02.083
هانا آدمِ فوق‌العاده‌ای بود

01:22:02.166 --> 01:22:06.166
فقط خوشحالم که تونستم بشناسمش

01:22:06.250 --> 01:22:08.625
ممنون که بهش کمک کردی، جین

01:22:08.709 --> 01:22:10.542
خواهش می‌کنم

01:22:10.625 --> 01:22:12.810
به نظر می‌رسه یه مدتی طول بکشه

01:22:12.834 --> 01:22:14.542
تا همه‌ی اینا حل و فصل بشه

01:22:14.625 --> 01:22:16.959
آره، اوضاع یه جورایی به‌هم‌ریخته‌ست

01:22:17.041 --> 01:22:20.000
اما فکر نمی‌کنم پاش به زندان باز بشه

01:22:20.083 --> 01:22:23.542
واقعاً شبیه یه عشق واقعی بود

01:22:23.625 --> 01:22:27.000
و یه "قلب افشاگر" واقعی

01:22:27.083 --> 01:22:28.750
راستی، حدس بزن کی رو انتخاب کردن

01:22:28.834 --> 01:22:31.583
تا جایگزین رئیس "سیمپسون" بشه؟

01:22:31.667 --> 01:22:33.333
- واقعاً؟ - آره

01:22:33.417 --> 01:22:34.667
تبریک می‌گم، آنتونی

01:22:34.750 --> 01:22:35.917
ممنونم

01:22:36.000 --> 01:22:37.709
هیچ احتمالی نداره که بتونم راضیت کنم

01:22:37.792 --> 01:22:41.875
یه شغلِ تدریس تمام‌وقت رو
توی "موزبی" قبول کنی، نه؟

01:22:41.959 --> 01:22:43.792
خب، ام

01:22:43.875 --> 01:22:46.375
می‌دونی، فکر کنم بنیاد در
حال حاضر به من نیاز داره

01:22:46.458 --> 01:22:47.959
ولی دوست دارم برگردم

01:22:48.041 --> 01:22:50.291
و هر از گاهی به عنوان استاد مهمان تدریس کنم

01:22:50.375 --> 01:22:51.792
هر از گاهی

01:22:51.875 --> 01:22:53.083
به همین هم راضی‌ام

01:22:53.166 --> 01:22:54.834
اوه

01:22:54.917 --> 01:22:56.709
نزدیک بود فراموش کنم

01:22:57.291 --> 01:22:59.500
وقتی داشتم عکس صحنه‌ی جرم رو بزرگ می‌کردم

01:22:59.583 --> 01:23:02.417
اشتباه کردم و یه ماشینِ
دیگه رو بزرگ‌نمایی کردم

01:23:02.500 --> 01:23:05.000
یه نگاه به ماشینِ کنارِ
ماشینِ رئیس سیمپسون بنداز

01:23:07.625 --> 01:23:09.417
با مشخصات همون ماشینی که

01:23:09.500 --> 01:23:11.458
موقع تصادف مادرم دیده
شده بود، کاملاً مطابقت داره

01:23:11.542 --> 01:23:14.125
به پلاک نگاه کن

01:23:17.667 --> 01:23:18.834
اوه

01:23:20.291 --> 01:23:22.250
آنتونی! من... من... من

01:23:24.792 --> 01:23:26.041
وای

01:23:28.041 --> 01:23:30.000
معمایی برای یه روز دیگه

01:23:30.024 --> 01:23:41.024
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام زرفيلم ::..
.:: Telegram: @zarfilmz ::.
.:: Instagram: @ZarFilm_Com ::.

01:23:41.048 --> 01:23:53.048
زرفيلم
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.ZarFilm.com ::.
