WEBVTT

00:09.050 --> 00:11.553
‫«مستندی از نتفلیکس»

00:16.975 --> 00:20.478
‫می‌دونی، بابام همیشه می‌گفت، ‌‌بدون خانواده، هیچ‌چیز نداری.‌

00:21.855 --> 00:25.483
‫‌‌اون‌موقع خانواده‌ی خوبی داشتیم. همه دور هم جمع می‌شدیم.‌

00:26.651 --> 00:28.361
‫‌‌و بعد نیتن میاد.‌

00:30.739 --> 00:32.615
‫‌‌زندگی یهو عوض شد.‌

00:33.116 --> 00:35.118
‫‌‌برای همه‌مون، برای همیشه.‌

00:36.119 --> 00:39.164
‫‌‌مادر نیتن کارمن مفقود شده و احتمالاً مُرده.‌

00:39.164 --> 00:41.291
‫در طول یک سفر ماهیگیری در دریا گم شد.

00:41.875 --> 00:43.668
‫نیتن در مرکز این قصه‌ست.

00:44.294 --> 00:48.339
‫‌‌قایق‌ها به این راحتی زیر پات رو خالی نمی‌کنن
‫اون‌جوری که اون توصیف کرد.‌

00:49.257 --> 00:52.385
‫‌‌وسط اقیانوس جای امنی نیست.‌

00:52.385 --> 00:55.305
‫‌‌اتفاقی که افتاده بود، فقط یه تصادف شدید بود.‌

00:57.724 --> 01:01.311
‫‌‌این اولین باری نیست که فاجعه‌ای
‫برای خانواده کارمن رخ می‌دهد.‌

01:02.604 --> 01:05.356
‫جسد پدربزرگ نیتن در خانه‌اش یافت شده بود

01:05.356 --> 01:06.733
‫که بر اثر اصابت گلوله به سر کشته شده بود.

01:07.776 --> 01:09.319
‫‌‌زخم‌ها به قدری شدید بودن‌

01:09.319 --> 01:11.988
‫که به‌سختی می‌شه تشخیص داد چه چیزی باعثش شده.

01:12.697 --> 01:16.367
‫گفتم: ‌‌هرکی کشتتِش،
‫احتمالاً همین الان توی این اتاق نشسته.‌

01:17.368 --> 01:18.953
‫‌‌من با تو مشکل دارم.‌

01:18.953 --> 01:20.872
‫‌‌تو آخرین کسی بودی که پدربزرگت رو دیدی.‌

01:20.872 --> 01:23.958
‫‌‌از همون اول نباید بازجویی می‌شد.‌

01:24.709 --> 01:29.422
‫‌‌افرادی که در طیف اوتیسم قرار دارن
‫اغلب قربانی سوء برداشت هستن.‌

01:29.422 --> 01:32.884
‫‌‌می‌دونی، اگه متفاوت باشی، احتمالاً بدی.‌

01:34.469 --> 01:37.639
‫نیتن یه مظنون دم دستی بود.

01:37.639 --> 01:39.182
‫‌‌یه هدف آسون.‌

01:39.182 --> 01:41.017
‫‌‌همه‌ی اینا به‌خاطر طمع بود.‌

01:41.601 --> 01:43.061
‫‌‌به‌خاطر طمع یه نفر.‌

01:43.144 --> 01:45.480
‫[ارزش کل املاک شخصی: ۴۷ میلیون و ۱۷۱ هزار دلار]

01:45.980 --> 01:48.525
‫طبق گفته‌های دولت، اون همه‌چی رو
‫از قبل برنامه‌ریزی کرده بود.

01:48.650 --> 01:49.526
‫[دادگاهِ دولت آمریکا دربرابر نیتن کارمن، مدعی‌علیه]

01:49.651 --> 01:53.363
‫‌‌از دیوانگی فراتر رفته.
‫یهو می‌گفتید اون کِندی رو کشته.‌

01:54.239 --> 01:57.242
‫‌‌کل این ماجرا یه تراژدی یونانی بزرگه.‌

02:03.248 --> 02:04.165
‫[نیتن کارمن]

02:04.332 --> 02:08.211
‫‌‌از خودم پرسیدم، آیا کار درستی کردم؟‌

02:09.129 --> 02:11.881
‫‌‌می‌دونم اون موقع این توی ذهنم بود‌ که

02:13.341 --> 02:20.348
‫‌‌باید حواس مامانم رو پرت کنم تا
‫تا بتونم مشکل رو حل کنم.

02:23.643 --> 02:26.271
‫‌‌توی قایق با مادرت بحث کردی؟‌

02:26.271 --> 02:27.313
‫‌‌نه.‌

02:27.313 --> 02:29.524
‫- توی قایق با مادرت دعوا کردی؟
‫- نه.‌

02:29.524 --> 02:31.526
‫‌‌مادرت رو توی قایق کشتی؟‌

02:31.526 --> 02:32.652
‫‌‌نه.‌

02:32.652 --> 02:35.989
‫‌‌بعد از اینکه مادرت رو کشتی،
‫عمداً قایق رو غرق کردی؟‌

02:35.989 --> 02:38.658
‫اعتراض. سؤال مرکب است.

02:58.720 --> 02:59.512
‫[سال ۲۰۱۶]

02:59.554 --> 03:01.556
‫‌‌جستجو برای پیدا کردنِ دو قایق‌ران گمشده

03:01.556 --> 03:02.932
‫‌‌در سواحل رود آیلند ادامه دارد‌...‌

03:02.932 --> 03:05.685
‫و خبری از اون مادر و پسر هم نیست که

03:05.685 --> 03:08.730
‫از شنبه که از ‌‌ساوت‌کینگستون‌ برای
‫سفر ماهیگیری راهی شدن، دیگه دیده نشدن.

03:08.730 --> 03:10.440
‫‌‌امشب، گارد ساحلی می‌گه...‌

03:10.440 --> 03:13.902
‫‌‌گارد ساحلی یه تماس دریافت کرد که
‫یه کشتی به مقصد خودش نرسیده

03:13.902 --> 03:15.820
‫‌‌در کینگستون جنوبی، رود آیلند.‌

03:15.820 --> 03:20.074
‫‌‌نیتن کارمن و مادرش، لیندا،
‫تصمیم گرفته بودن برن ماهی‌گیری‌

03:20.074 --> 03:22.535
‫‌‌در ناحیه‌ای در جنوب جزیرۀ بلوک.‌

03:22.535 --> 03:26.456
‫‌‌وقتی برنگشتن، نگران‌شون شده بودن.‌
‫[بازرس گارد ساحلی]

03:26.456 --> 03:28.041
‫‌‌بسیار نگران.‌

03:28.625 --> 03:30.877
‫به گفتۀ گارد ساحلی، لیندا کارمن ۵۴ ساله

03:30.877 --> 03:32.587
‫و پسرش، نیتن ۲۲ ساله،

03:32.587 --> 03:34.672
‫‌‌روز یکشنبه رفتن به یه سفر ماهی‌گیری

03:34.672 --> 03:36.758
‫‌‌نزدیک جزیره بلوک و هرگز برنگشتن.

03:42.847 --> 03:44.849
‫‌‌اونا همیشه می‌رفتن سفرهای ماهیگیری،‌

03:44.849 --> 03:49.604
‫‌‌و مثل همیشه، قرار بود از رود آیلند حرکت کنن،‌

03:49.604 --> 03:51.064
‫‌‌مارینای اونجا‌

03:51.689 --> 03:55.026
‫‌‌فکر می‌کرد فردا ظهر برمی‌گردن.‌

03:56.027 --> 03:57.528
‫[لیندا: بزودی حرکت می‌کنیم. بعد از نیمه‌شب زنگ می‌زنم.
‫آخر هفتۀ خوبی داشته باشید]

03:57.570 --> 04:00.907
‫‌‌قرار بود لیندا ساعت ۱۲ یا ۱ بهم زنگ بزنه.‌

04:00.907 --> 04:04.202
‫‌‌بین ساعت چهار و پنج، متوجه شدم زنگ نزده.‌

04:04.202 --> 04:06.037
‫گفتم، ‌‌این درست نیست.‌
‫[نگران بشم؟]

04:06.037 --> 04:08.289
‫‌‌برای همین به پلیس زنگ زدم.‌

04:08.289 --> 04:11.000
‫‌‌فکر کنم بعدش از طرف گارد ساحلی با من تماس گرفتن‌،

04:11.000 --> 04:14.671
‫و اطلاعات رو بهشون دادم،
‫و اونا هم بلافاصله جستجو رو شروع کردن.‌

04:15.255 --> 04:17.757
‫گارد ساحلی آب‌های حوالی جزیره بلوک رو گشت

04:17.757 --> 04:18.925
‫‌‌و بعدش لانگ آیلند رو

04:18.925 --> 04:23.012
‫و مجموعاً ۶۲ هزار مایل دریایی رو
‫با دقت جستجو کردن،

04:23.012 --> 04:25.473
‫محیطی بزرگ‌تر از ایالت جورجیا.

04:26.099 --> 04:28.643
‫‌‌روز اول نتیجه منفی بود.‌

04:28.643 --> 04:30.395
‫امروز گارد ساحلی عملیات جستجو رو گسترش داد...

04:30.395 --> 04:31.312
‫روز دوم.

04:31.312 --> 04:33.481
‫- به امیدِ پیدا کردن یه مادر و پسر.
‫- روز سوم.‌

04:33.481 --> 04:36.901
‫هنوز هیچ نشانه‌ای از لیندا و نیتن کارمن

04:36.901 --> 04:38.444
‫‌‌یا قایق‌شون «چیکن پاکس» پیدا نشده.

04:38.444 --> 04:40.488
‫‌‌روز چهارم. روز پنجم.‌

04:40.488 --> 04:42.240
‫‌‌جست‌وجوی خودشون رو گسترش دادن‌

04:42.240 --> 04:45.076
‫به مساحتی ۱۱ هزار مایلی در نزدیکی مونتاوک.

04:45.076 --> 04:48.288
‫‌‌بعد از شش روز، جست‌وجو متوقف می‌شه.‌

04:52.959 --> 04:57.839
‫‌‌ولی نمی‌شه بی‌خیال جستجو شد.
‫این... این واقعاً ناراحتم کرد.‌

04:57.839 --> 05:00.508
‫‌‌و ما یه‌جورایی یه مراسم یادبود کوچیک
‫براش گرفتیم

05:00.508 --> 05:03.636
‫و امیدوارانه منتظر برگشتش بودیم.

05:03.636 --> 05:05.722
‫‌‌می‌دونی، منتظرِ خبر پیدا شدنش.‌

05:08.182 --> 05:11.352
‫بعدازظهر یکشنبه، پیشرفت مهمی
‫در این پرونده حاصل شد.

05:11.352 --> 05:14.439
‫‌‌گارد ساحلی آمریکا می‌گه
‫یه کشتی باربری کارمن رو دیده‌

05:14.439 --> 05:16.232
‫‌‌که تنها روی یه قایق نجات شناور بوده،‌

05:16.232 --> 05:19.819
‫‌‌۱۰۰ مایل دریایی جنوب جزیرۀ مارثا.‌

05:21.195 --> 05:26.159
‫[هشت روز پس از مفقود شدن او و مادرش،
‫نیتن کارمن از دریا نجات پیدا کرد.]

05:31.331 --> 05:33.750
‫‌‌نیتن، از گارد ساحلی بوستون صحبت می‌کنم.‌

05:33.750 --> 05:36.044
‫الو؟ بله صداتون رو می‌شنوم.

05:36.044 --> 05:37.337
‫‌‌بله قربان.‌

05:37.337 --> 05:41.674
‫باید بفهمم که چه اتفاقی افتاد.

05:41.674 --> 05:45.595
‫یه صدای عجیب توی قسمت موتور شنیدم.

05:46.304 --> 05:48.890
‫‌‌نگاه کردم و دیدم یه عالمه آب اومده بالا.‌

05:49.390 --> 05:51.768
‫‌‌کشتی از زیر پام خالی شد.‌

05:52.435 --> 05:56.230
‫وقتی قایق نجات رو دیدم، مامانم رو ندیدم.

05:56.230 --> 05:58.149
‫‌‌خب، پیداش کردین؟‌

06:02.445 --> 06:06.491
‫از دو قایق‌ران مفقودشده، فقط یکی زنده برگشت.

06:06.491 --> 06:10.036
‫مادر کارمن همچنان مفقوده و احتمالاً مرده.

06:17.335 --> 06:22.423
‫‌‌فقط می‌خوام از عموم مردم تشکر کنم،
‫به‌خاطر دعاهاشون و نگرانی‌شون‌

06:22.423 --> 06:24.634
‫‌‌هم برای مادرم و هم برای خودم.‌

06:24.634 --> 06:26.719
‫‌‌من... حس می‌کنم سالمم.‌

06:26.719 --> 06:30.848
‫از نظر روحی، تجربه‌ی سختی داشتم.

06:30.848 --> 06:35.019
‫‌‌یه‌کم وزن کم کرده، ولی غیر از اون، حالش خوبه.‌

06:36.020 --> 06:38.314
‫‌‌وقتی رفتم دنبالش سوارش کنم،‌

06:38.314 --> 06:39.982
‫‌‌دستام رو دورش حلقه کردم،‌

06:39.982 --> 06:43.653
‫و فکر کنم دست‌هاش رو گذاشت روی شونه‌م.
‫[پدر نیتن]

06:43.653 --> 06:47.281
‫و نمی‌خواستم رهاش کنم.

06:48.116 --> 06:50.785
‫‌‌نیتن می‌خواست بره خونه‌شون.‌

06:50.785 --> 06:55.039
‫‌‌می‌خواست تنها باشه، که برام تعجب‌آور نبود.‌

06:55.039 --> 06:59.710
‫‌‌می‌شد فهمید، هرچند به زبون نمی‌آورد،‌

06:59.710 --> 07:06.801
‫این‌که نتونسته بود مادرشو نجات بده
‫بنظر خیلی بهش فشار آورده بود.

07:08.970 --> 07:11.597
‫‌‌برای اولین بار، داریم نجاتِ نیتن رو می‌بینیم‌

07:11.597 --> 07:13.683
‫از دیدگاه خدمه.‌

07:13.683 --> 07:15.768
‫یه داستان شگفت‌انگیز درمورد بقاست.

07:15.768 --> 07:17.395
‫این خیلی جالبه.

07:17.395 --> 07:22.316
‫اون هفت روز روی دریا بود
‫توی یه قایق نجات بادیِ چهار نفره.

07:22.316 --> 07:23.776
‫‌‌یه‌کم غذا و آب داشت...‌

07:23.776 --> 07:26.529
‫هرکسی بود با خودش می‌گفت:
‫«‌‌من اینجا می‌میرم.‌»

07:26.529 --> 07:29.240
‫‌‌و... طوری که من با این قضیه برخورد کردم‌

07:29.240 --> 07:35.163
‫‌‌تمرکزم روی این بود که ببینم
‫برای زنده موندن چی‌کار باید بکنم.‌

07:39.625 --> 07:43.421
‫‌‌بعد از روز اول، سعی کردم منظم‌تر پیش برم.‌

07:45.214 --> 07:47.967
‫روی غذاهای آماده نوشته بود
‫باید روزی چهارتا ازش بخوری‌،

07:47.967 --> 07:50.636
‫و من هم داشتم در طول روز
‫این رو دقیق تقسیم می‌کردم.

07:51.929 --> 07:55.099
‫سعی می‌کردم تمرکزم روی این باشه
‫که آب بدنم رو تأمین کنم.‌

07:57.268 --> 08:00.438
‫‌‌طرفای ظهر کشتی «اورینت لاکی» رو دیدم.‌

08:10.406 --> 08:15.620
‫به‌عنوان یه نویسنده، داستان نیتن برام خیلی جذاب بود.

08:15.620 --> 08:19.832
‫‌‌من نزدیک اقیانوس زندگی می‌کنم، در امتداد ساحل نیو انگلند،‌
‫[روزنامه‌نگارِ مجله وایرد]

08:19.832 --> 08:23.294
‫و می‌دونید، برای خیلی از ماها
‫توی این جوامع ساحلی،

08:23.294 --> 08:25.546
‫‌‌اونجا یه‌جورایی مثل حیاط خلوتِ خودمونه.‌

08:26.672 --> 08:31.177
‫مردم می‌گفتن: «‌‌این جوان بیچاره
‫مادرش رو توی دریا از دست داده.»

08:31.177 --> 08:33.804
‫‌‌داستانِ بقا و نجاتِ قهرمانانه‌ای بود،‌

08:33.804 --> 08:36.140
‫و یه داستان دلگرم‌کننده هم بود.

08:36.140 --> 08:40.561
‫‌‌ولی بعدش احساسات عمومی شروع به تغییر کرد‌

08:40.561 --> 08:45.775
‫‌‌از این که: ‌‌«وای، این یه داستان شگفت‌انگیزِ بقاست،‌‌»

08:45.775 --> 08:48.444
‫تبدیل شد به:
‫«‌‌این قضیه یه جاش می‌لنگه»

08:49.403 --> 08:51.989
‫ناخدای کشتی باربری‌ای که
‫جون نیتن کارمن رو نجات داد

08:51.989 --> 08:55.076
‫می‌گه این جوان ۲۲ ساله
‫زمانی که پیداش کردن سالم به نظر می‌رسید

08:55.076 --> 08:58.746
‫و به‌نظر نمی‌رسید که از کم‌آبی، سرمازدگی،

08:58.746 --> 09:00.414
‫یا هر چیز دیگه‌ای رنج برده باشه.

09:01.290 --> 09:04.377
‫‌‌شرایطی مثل این خیلی به‌ندرت پیش میاد.‌

09:04.377 --> 09:09.173
‫یعنی، هفت روز توی یه قایق نجات،
‫روی لبه قاره‌ای شناور بود،

09:09.173 --> 09:11.759
‫‌‌این به هیچ وجه زیاد اتفاق نمی‌افته.‌

09:12.635 --> 09:16.514
‫‌‌توی ۲۶ سال سابقۀ کاری من،
‫این اولین موردیه که می‌بینم.

09:17.515 --> 09:19.976
‫‌‌این عکسِ نیتن‌ـه‌

09:19.976 --> 09:23.813
‫‌‌بعد از اینکه از یه قایق نجات پرید‌ه

09:23.813 --> 09:26.566
‫‌‌احتمالاً به عمق دو هزار متریِ آب

09:27.483 --> 09:31.529
‫و می‌تونه پا بزنه و شنا کنه

09:32.113 --> 09:35.408
‫‌‌به سمت حلقۀ نجاتی که براش انداختن

09:35.992 --> 09:37.577
‫و می‌تونه بهش بچسبه،

09:37.577 --> 09:42.582
‫و بعدش خودش می‌تونه بره روی پلکان کشتی که...

09:43.874 --> 09:44.875
‫محاله.

09:48.129 --> 09:50.047
‫‌‌وضعیت بسیار سختیـه.

09:50.172 --> 09:54.135
‫هیچ‌کدوم‌مون واقعاً نمی‌دونیم که
‫اون چه ها تجربه کرده.

09:55.553 --> 09:57.179
‫‌‌مظنون بودنش...‌

09:57.179 --> 10:02.101
‫‌‌بیشتر به خاطر اینه که اونا نمی‌تونن

10:02.101 --> 10:06.439
‫رفتارهای اوتیسمی‌اش رو تشخیص بدن.‌

10:08.816 --> 10:14.071
‫به‌خاطر اوتیسمش، به‌خاطر اینکه می‌تونه تنها باشه،

10:14.947 --> 10:19.035
‫‌‌نیتن، از بین تمام آدم‌هایی که می‌شناسم،‌

10:19.035 --> 10:21.996
‫بهتر می‌تونسته با گم‌شدن
‫توی دریا کنار بیاد.‌

10:24.123 --> 10:28.794
‫و مطمئنم توی اون هشت روز
‫تمام نبوغش رو به کار برده.

10:34.467 --> 10:35.926
‫‌‌قبل از اینکه نیتن برگرده،‌

10:35.926 --> 10:38.346
‫ما واقعاً حکم رو توی خونه‌ی نیتن اجرا کردیم

10:38.346 --> 10:40.848
‫تا بفهمیم مقصدشون کجا بوده،

10:40.848 --> 10:43.100
‫‌‌هدفشون از رفتن به این سفر چی بوده،‌
‫[معاون کمیسرِ پلیس کینگستون]

10:43.100 --> 10:48.147
‫و واقعاً سعی داریم بفهمیم
‫که آیا نیتن قصد داشته...

10:48.147 --> 10:50.316
‫که به خودش یا مادرش آسیب بزنه.‌

10:51.150 --> 10:53.069
‫‌‌خونه و ماشینش رو گشتیم.‌

10:53.819 --> 10:55.655
‫‌‌یه سری مدارک نگران‌کننده پیدا کردیم.‌

10:56.572 --> 11:00.117
‫این یکی با عنوانِ
‫«‌‌چرا تمایلی به همکاری با پلیس ندارم.»

11:00.117 --> 11:03.454
‫۱. «‌‌از لحاظ روحی، مطمئن نیستم
‫بتونم یه بازجویی دیگه رو تحمل کنم.‌»

11:03.454 --> 11:05.414
‫بعدش در مورد ۲ می‌گه: «‌‌از نظر فلسفی،

11:05.414 --> 11:08.542
‫‌‌فکر اینکه بخوام بی‌گناهیم
‫رو ثابت کنم، حالم رو بهم می‌زنه.»‌

11:09.627 --> 11:11.837
‫در بند ۳ می‌گه: «عموماً پلیس‌ها فاسدن

11:11.837 --> 11:13.798
‫و اغلب سازمان‌های جنایی‌ان.‌»

11:14.382 --> 11:15.383
‫عجیب‌وغریبه.

11:15.383 --> 11:19.261
‫‌‌باید بگم، توی تمام تجربیاتم،
‫هیچ‌وقت چیزی مثل این ندیده بودم.‌

11:19.261 --> 11:21.180
‫‌‌این موضوع شبهات ما رو هم تأیید کرد که

11:21.180 --> 11:23.974
‫که یه‌جورایی یه کینه‌ای هم داشته

11:23.974 --> 11:28.145
‫زمانی که داشته با مادرش
‫به اون سفر ماهیگیری می‌رفته.

11:29.146 --> 11:33.109
‫من و یه کارآگاه دیگه باهاش ملاقات کردیم.

11:33.109 --> 11:35.736
‫به‌طرز عجیبی قبول کرد با من حرف بزنه.‌

11:38.948 --> 11:41.117
‫‌‌برام تعریف کن چی شد.‌

11:41.117 --> 11:42.535
‫‌‌باشه.‌

11:42.535 --> 11:45.538
‫‌‌من و مامانم رفتیم فروشگاه...‌

11:45.538 --> 11:48.582
‫و من یه نوشیدنی گرفتم بخورم.

11:50.084 --> 11:53.921
‫‌‌به پارکینگ «رام پوینت مارینا» رفتیم.‌

11:53.921 --> 11:56.382
‫‌‌از پشت وانتم یخچال رو برداشتیم‌

11:56.382 --> 11:59.343
‫و توش طعمه گذاشتیم
‫و بارِ قایق زدیم.

11:59.969 --> 12:03.305
‫‌‌نیتن اشاره کرده بود که طعمه خریده
‫و چیزهایی از این قبیل.‌

12:03.305 --> 12:04.724
‫مارماهی هم خریده بود.

12:04.724 --> 12:08.769
‫ما تو ماشینش مارماهی‌هایی که
‫برای ماهیگیری استفاده می‌شه پیدا کردیم،

12:09.270 --> 12:13.315
‫که خب، مشخصاً برای ما
‫هم جالب بود و هم نگران‌کننده

12:13.315 --> 12:15.651
‫چون اگه قصدش این بوده که
‫از مارماهی‌ها برای ماهیگیری استفاده کنه،

12:15.651 --> 12:18.154
‫که چرا طعمه‌ها رو توی ماشینش گذاشته
‫و نبرده توی قایق؟

12:18.946 --> 12:21.282
‫‌‌ساعت چند از اسکله حرکت کردید؟‌

12:21.824 --> 12:24.827
‫‌‌فکر کنم نزدیک نیمه‌شب از اسکله راه افتادیم.‌

12:25.578 --> 12:30.040
‫‌‌بعد از اینکه راه افتادین،
‫تصمیم گرفتین برنامه‌تون رو عوض کنین

12:30.040 --> 12:32.334
‫و برید به «درّه‌ها»، درسته؟

12:32.460 --> 12:33.753
‫‌‌درسته.‌

12:34.211 --> 12:36.797
‫و این سفر خیلی طولانی‌تریه، درسته؟

12:37.757 --> 12:38.424
‫[درۀ بلوک]

12:38.424 --> 12:40.926
‫‌‌بله، دره بلوک خیلی دورتره

12:40.926 --> 12:43.512
‫نسبت به اطراف جزیره بلوک.

12:48.434 --> 12:52.229
‫‌‌تصمیم برای رفتن به
‫۹۰ تا ۱۱۰ کیلومتر داخل دریا

12:52.229 --> 12:55.900
‫برای قایق‌ران‌های بی‌تجربه نیست.‌

12:57.026 --> 13:02.740
‫‌‌بدون آمادگیِ فوق‌العاده نمی‌تونی
‫همچین کاری بکنی.‌

13:03.824 --> 13:07.995
‫‌‌کی متوجه شدی که آب داره
‫نفوذ می‌کنه به «چیکن پاکس»؟

13:09.121 --> 13:11.499
‫صدای موتور برام فرق کرده بود.

13:12.416 --> 13:16.545
‫‌‌و درِیچۀ جلوی اتاقک راننده رو باز کردم،‌

13:16.545 --> 13:20.591
‫‌‌و مقدار زیادی آب درون کشتی دیدم.‌

13:22.134 --> 13:24.178
‫‌‌سیگنال اضطراری فرستادی؟‌

13:24.178 --> 13:28.140
‫نه، این‌کارو نکردم.
‫فکر نمی‌کردم قراره غرق بشیم.

13:30.392 --> 13:31.852
‫‌‌اگه بدونی داری غرق می‌شی،‌

13:31.852 --> 13:34.814
‫‌‌همیشه توی رادیو می‌گی، "در خطرم."‌

13:34.814 --> 13:38.359
‫ولی می‌دونستم که سیگنال اضطراری
‫به ساحل نمی‌رسه.

13:38.359 --> 13:39.985
‫ولی به قایق‌های دیگه می‌رسید.

13:39.985 --> 13:43.197
‫نمی‌دونستم قایق دیگه‌ای توی محدوده
‫هست یا نه، برای همین...‌

13:43.197 --> 13:44.490
‫پس ‌‌تلاشی نکردی؟‌

13:48.452 --> 13:50.329
‫‌‌اگه ممکن بود یه اتفاق بد بیفته،‌

13:51.080 --> 13:53.582
‫‌‌چرا با رادیوت کمک نخواستی؟‌

13:55.251 --> 13:59.839
‫کارایی که باید انجام می‌شد و انجام نشده بود،
‫سؤالاتی رو ایجاد کرده بود.‌

14:00.965 --> 14:03.384
‫این داستان به اینجا ختم نمی‌شده.

14:06.804 --> 14:12.393
‫‌‌می‌دونستم که اون اتفاق
‫چیزی جز یه تصادف شدید نبوده و...‌

14:13.727 --> 14:18.232
‫می‌دونم اگه نیتن در توانش بود،
‫حتماً مادرش رو نجات می‌داد.

14:20.317 --> 14:23.529
‫[مراسم ختم و یادبود لیندا کارمن]

14:24.113 --> 14:26.574
‫‌‌من خیلی از دوستان و آشنایان ممنونم

14:26.574 --> 14:29.785
‫که به یاد مادرم در این مراسم شرکت کردن.

14:29.785 --> 14:32.288
‫‌‌ناراحت شدی که خاله‌هات نیومدن؟‌

14:32.288 --> 14:33.581
‫‌‌خیلی دوست داشتم...‌

14:33.581 --> 14:36.458
‫‌‌که کل خانواده‌امون دور هم جمع می‌شدن،‌

14:36.458 --> 14:38.460
‫که برای مادرم دعا کنن.

14:39.420 --> 14:40.504
‫‌‌آممم...‌

14:41.213 --> 14:45.342
‫‌‌ولی من مطمئن شدم که
‫دعوت بشن و فرصت اومدن رو داشته باشن.‌

14:45.342 --> 14:46.969
‫‌‌پلیس چیزی بهتون گفته؟‌

14:46.969 --> 14:51.056
‫در مورد وضعیت تحقیقات در رود آیلند؟

14:51.056 --> 14:58.105
‫آرزو می‌کنم که مامانم نجات پیدا می‌کرد

14:58.689 --> 15:00.566
‫امیدوارم پیداش کنن.

15:00.566 --> 15:02.985
‫‌‌برامون از رابطه‌ت با مادرت بگو.‌

15:02.985 --> 15:05.696
‫- من دیگه می‌رم.
‫- پدربزرگت، چطور؟

15:05.696 --> 15:07.656
‫- باید در ماشین رو ببندم.
‫- باشه.

15:09.199 --> 15:10.784
‫‌‌نیتن، مراقب خودت باش.‌

15:12.536 --> 15:14.955
‫‌‌هیچ‌کس از طرف خانواده باهام تماس نگرفت.‌

15:16.290 --> 15:20.419
‫‌‌هیچ‌کدوم از سه‌تا خواهر، هیچ‌کدوم از دخترعموها.‌

15:20.419 --> 15:22.087
‫‌‌از هیچکس خبری نشد.‌

15:23.130 --> 15:28.010
‫‌‌احساس می‌کردن نیتن خواهرشون رو کشته.‌

15:31.972 --> 15:34.975
‫‌‌اون خواهرمون رو کشت، مادر خودش رو.‌

15:35.100 --> 15:36.018
‫[خالۀ نیتن]

15:36.143 --> 15:39.063
‫‌‌پس، آره، ما نمی‌خواستیم...
‫نمی‌خواستیم کاری باهاش داشته باشیم.‌

15:39.063 --> 15:43.025
‫اتفاق وحشتناکی بود، واقعاً وحشتناک بود.‌

15:43.025 --> 15:44.401
‫اتفاقی که برای خانوادۀ ما افتاد.

15:44.401 --> 15:47.947
‫‌‌کل این ماجرا یه تراژدی یونانی بزرگه.‌

15:57.539 --> 15:59.625
‫‌‌پدر و مادرم چهار تا دختر داشتن.‌

16:01.377 --> 16:02.628
‫‌‌الین بچۀ اول بود.‌

16:02.628 --> 16:04.672
‫‌‌والری ته‌تغاری بود.‌

16:04.672 --> 16:08.759
‫و من دو سال از لیندا کوچیک‌تر بودم.

16:09.343 --> 16:11.470
‫‌‌من و لیندا خیلی صمیمی بودیم.‌

16:12.221 --> 16:15.432
‫‌‌خیلی با هم وقت می‌گذروندیم و خیلی باهاش خوش می‌گذشت.‌

16:19.019 --> 16:21.105
‫‌‌ما همیشه حامی هم بودیم.‌

16:22.648 --> 16:25.776
‫‌‌لیندا دختر باحالی بود. خیلی ورزشکار بود.‌

16:26.902 --> 16:28.612
‫‌‌خیلی شبیه پدرم بود.‌

16:28.612 --> 16:31.991
‫‌‌بابام... کله‌شق بود.‌

16:32.032 --> 16:32.908
‫[جان چاکالوس]

16:32.950 --> 16:35.744
‫‌‌و لیندا هم کله‌شق بود.‌

16:36.578 --> 16:41.875
‫‌‌صددرصد شخصیت یونانی داشت.
‫[اشاره به پرانرژی بودن]

16:43.711 --> 16:46.296
‫‌‌اون یه نیروی طبیعت بود واسه خودش.

16:46.296 --> 16:48.716
‫‌‌اون آدمی بود که...‌
‫[خواهرزادۀ جان چاکالوس]

16:49.174 --> 16:51.343
‫‌‌اون... اون از زندگی بزرگ‌تر بود.‌

16:52.511 --> 16:54.596
‫‌‌کل عمرش رو سخت کار کرد.‌

16:54.596 --> 16:56.765
‫‌‌کسب‌وکارهای مختلفی راه انداخت‌،

16:56.765 --> 17:01.145
‫و کلی ملک ساخت، و خونه سالمندان و...

17:01.437 --> 17:04.481
‫‌‌بعدش، پشت سر هم می‌اومدن.

17:04.565 --> 17:05.983
‫[عمارت والری]

17:06.066 --> 17:07.735
‫[عمارت لیندا]

17:08.444 --> 17:12.072
‫وقتی بزرگ‌تر شدیم، یه خونه بزرگ
‫توی نیوهمپشیر خریدیم.

17:12.072 --> 17:13.615
‫‌‌خیلی بزرگ بود.‌

17:13.615 --> 17:15.909
‫هزار و هشتصد متر بود.

17:17.411 --> 17:19.621
‫‌‌یه سال تابستون، فیل آورده بودن اونجا.‌

17:19.997 --> 17:21.457
‫خارق‌العاده بود.

17:22.291 --> 17:25.794
‫‌‌واقعاً، اون لحظه بود‌...

17:25.794 --> 17:29.673
‫که گفتم: ‌‌«عجب! ما پولداریم.‌»

17:30.799 --> 17:32.968
‫‌‌لیندا بهترین دوست من بود.‌

17:32.968 --> 17:36.638
‫‌‌بیش از سی سال بود که می‌شناختمش.‌

17:37.389 --> 17:40.476
‫‌‌ما... در مورد همه‌چی حرف می‌زدیم.‌
‫[رفیق لیندا]

17:42.186 --> 17:45.939
‫‌‌من در طول زمان چیزهای زیادی
‫در مورد زندگی شخصیش می‌شنیدم.‌

17:45.939 --> 17:48.609
‫تمام روابطش خیلی سمّی بودن،

17:49.109 --> 17:52.905
‫و پدرش هم شدیداً کنترل‌گر بود.

17:55.074 --> 17:58.243
‫بنابراین گفت: ‌‌«می‌خوام برم کالیفرنیا.‌»

17:58.243 --> 18:03.123
‫و باباش گفت: ‌‌«خب، اگه این‌کارو بکنی،
‫من عاقت می‌کنم.»

18:03.123 --> 18:05.125
‫گفت ‌‌باشه.‌ و رفت.

18:06.210 --> 18:07.544
‫‌‌اون سرسخت بود.‌

18:08.212 --> 18:10.923
‫‌‌وقتی باهاش آشنا شدم، عضو گارد ملی بود،‌

18:10.923 --> 18:16.386
‫و سه تا خواهر تو خونه داشت
‫که دقیقاً نقطه مقابلش بودن.

18:16.386 --> 18:19.515
‫و لیندا از اون زندگی فرار کرد.

18:21.350 --> 18:24.353
‫‌‌من توی کالیفرنیا با لیندا آشنا شدم.‌

18:24.853 --> 18:29.066
‫‌‌اکثر اوقات خوشحال بود،
‫مگر اوقاتی که با خانواده‌ش سروکله می‌زد.‌

18:30.359 --> 18:33.028
‫یه مدت طول کشید، ولی بالأخره ازدواج کردیم.‌

18:34.238 --> 18:38.450
‫‌‌باباش، جان، قول داده بود
‫اگه برگردیم شهرشون...‌

18:38.450 --> 18:43.664
‫‌‌برامون یه شعبه «دانکن دونات» راه بندازه.‌

18:43.664 --> 18:47.584
‫‌‌وقتی برگشتیم، زیرش زد.‌

18:48.836 --> 18:52.005
‫‌‌برای همین مجبور شد برای پدرش کار کنه،‌

18:52.005 --> 18:56.426
‫که وضعیت خوبی بین اون دوتا نبود.

18:57.427 --> 18:59.388
‫باباش کلا این‌جوری بود.

18:59.471 --> 19:01.765
‫لیندا کل ‌‌زندگی‌ش رو با پدرش در نبرد بود.‌

19:01.765 --> 19:03.809
‫مدام به‌صورت پینگ‌پونگی.

19:03.809 --> 19:05.811
‫‌‌چون خیلی به هم شبیه بودن.‌

19:06.937 --> 19:08.897
‫‌‌جان آدم خیلی غیرقابل‌پیش‌بینی‌ای بود.‌

19:09.690 --> 19:16.363
‫‌‌تا اون موقع همچین خشونتی
‫توی یه خانواده ندیده بودم.‌

19:16.864 --> 19:18.323
‫‌‌اون می‌تونست...‌

19:19.366 --> 19:24.621
‫هل‌شون بده یا سیلی بزنه به...

19:24.621 --> 19:28.333
‫‌‌به همسرش، به دخترهاش.‌

19:29.668 --> 19:33.547
‫‌‌این توی خانواده‌ی چاکالوس همیشگی بود.‌

19:35.174 --> 19:38.510
‫‌‌دعوا، آره. گاهی کتک‌کاری هم می‌شد.‌

19:38.510 --> 19:41.305
‫که خب، تو اکثر خانواده‌ها این‌جوری نیست،

19:41.305 --> 19:43.557
‫ولی خب، همدیگه رو که نکُشتن.

19:43.557 --> 19:45.642
‫هیچ‌کدومشون نرفتن بیمارستان.

19:50.689 --> 19:54.943
‫‌‌جمعه، ۲۰ دسامبر ۲۰۱۳، ساعت ۱۳:۳۵.‌

19:54.943 --> 19:56.695
‫‌‌اداره پلیس مرکزی، واحد جرایم بزرگ‌

19:56.695 --> 20:00.782
‫در منزل جان چاکالوس هستیم سر صحنه.

20:00.782 --> 20:02.743
‫فصل تعطیلات غم‌انگیزی است.

20:02.743 --> 20:05.078
‫‌‌صبح زود روز جمعه در وینزور، کنتیکت،‌

20:05.078 --> 20:07.956
‫‌‌جسد جان چاکالوسِ ۸۷ ساله پیدا شده

20:07.956 --> 20:10.375
‫که بر اثر اصابت گلوله به سرش کشته شده.

20:10.375 --> 20:13.420
‫‌‌بازپرسان این رو یک پروندۀ قتل می‌دونن.‌

20:13.420 --> 20:16.256
‫‌‌الین دختر بزرگه بود.‌

20:16.256 --> 20:20.385
‫‌‌وارد شدیم و دیدیم که ایشون...‌

20:21.220 --> 20:23.263
‫توی تختش به قتل رسیده.‌

20:25.974 --> 20:27.935
‫باید بگم عین یه فیلم ترسناک بود.‌

20:27.935 --> 20:29.394
‫واقعاً هولناک بود.

20:30.854 --> 20:32.272
‫‌‌زخم‌ها به قدری شدید بودن‌

20:32.856 --> 20:36.068
‫که به‌سختی می‌شد تشخیص داد چه چیزی باعثش شده.
‫[ستوان یکم مارک فرانسیس]

20:39.154 --> 20:41.448
‫‌‌می‌شد فهمید که هیچ درگیری‌ای در کار نبوده.‌

20:42.366 --> 20:44.993
‫‌‌به زبان ساده جسد قربانی روی تخت بود،‌

20:45.911 --> 20:47.454
‫و چند گلوله به سرش شلیک شده بود.

20:49.706 --> 20:51.333
‫‌‌بالای سرش متلاشی شده بود،‌

20:51.333 --> 20:56.463
‫و مغزش پاشیده بود روی دیوار پشت تخت‌اش.

20:56.463 --> 20:59.925
‫‌‌باور نکردنی بود.‌

20:59.925 --> 21:03.512
‫‌‌باورم نمی‌شد اون مردی که من
‫تمام عمرم می‌شناختمش

21:03.512 --> 21:06.431
‫‌‌که بزرگ‌تر از زندگی بود، و...‌

21:06.431 --> 21:08.767
‫‌‌...واقعاً مُرده بود.‌

21:12.187 --> 21:14.314
‫‌‌واقعاً وحشتناک بود.‌

21:14.898 --> 21:17.651
‫‌‌بابام همیشه هرکاری می‌کرد
‫برای خانواده‌اش بود.‌

21:18.652 --> 21:20.904
‫بابام همیشه می‌گفت:
‫‌‌بدون خانواده، هیچ‌چیز نداری.‌

21:21.822 --> 21:23.657
‫‌‌و حالا اون رفته بود.‌

21:25.075 --> 21:28.578
‫‌‌و بعدش همه داشتن سعی می‌کردن
‫بفهمن: «خب، کار کی بود؟»

21:30.539 --> 21:34.251
‫شما بشین اونور
‫تا بشینیم اینو بررسی کنیم.‌

21:34.543 --> 21:38.297
‫[لیندا کارمن - مادر نیتن]

21:39.548 --> 21:41.300
‫‌‌ممنون که اومدید.‌

21:42.050 --> 21:43.343
‫خواهش می‌کنم.

21:43.802 --> 21:45.846
‫‌‌اون بهم گفت به‌نظرش چی شده.‌

21:45.846 --> 21:51.601
‫گفت، ‌‌من مطمئنم که کار مافیا بوده.‌

21:53.270 --> 21:55.605
‫‌‌یکی از احتمالات این بود که
‫به خاطر شغلش در صنعت ساخت‌وساز...‌

21:55.605 --> 21:58.567
‫ساخت‌وساز گاهی به مافیا مرتبط می‌شه،

21:58.567 --> 22:02.195
‫و با آدم‌های مشکوک زیادی سر و کار داشت.‌

22:02.195 --> 22:06.450
‫‌‌بابام کله‌شق بود. تاجر زیرکی بود.‌

22:06.950 --> 22:10.579
‫وقتی یه میلیونر خودساخته‌ای،
‫یا هر چی می‌خواید به بابام بگید،

22:10.579 --> 22:12.956
‫می‌دونی، مطمئنم خیلی‌ها رو آزار داده.

22:15.542 --> 22:18.337
‫جواب آزمایشگاه رسید به دست‌مون
‫و تأیید شد که

22:18.920 --> 22:21.131
‫آلت قتل، یه سلاح با کالیبر بزرگ بوده.‌

22:22.424 --> 22:25.093
‫‌‌معمولاً اگه کسی بخواد یکی رو ترور کنه،

22:25.093 --> 22:27.054
‫‌‌از یه اسلحه با کالیبر کوچیک‌تر استفاده می‌کنه.

22:27.095 --> 22:28.805
‫‌‌نمی‌خوان خیلی سر و صدا راه بندازن.‌

22:29.181 --> 22:31.683
‫‌‌سلاح کالیبر بزرگ
‫سر و صدای زیادی به پا می‌کنه.‌

22:32.351 --> 22:35.562
‫و تازه، معمولاً به خونه‌ی کسی نمی‌رن.

22:35.562 --> 22:37.773
‫‌‌معمولاً طرف رو ناپدید می‌کنن.‌

22:39.649 --> 22:43.570
‫بعدش داشتیم تأیید می‌کردیم
‫این جرمی که فکر می‌کردیم سرقت بوده،

22:43.570 --> 22:46.948
‫هدف‌شون از این ورود غیر قانونی
‫دزدیدن چیزی نبوده.‌

22:46.948 --> 22:51.286
‫هدف از این ورود، صدمه وارد کردن به جان بوده.

22:52.704 --> 22:55.165
‫‌‌حالا می‌رسیم به این سؤال: ‌‌«چه کس دیگه‌ای؟‌‌»

22:55.832 --> 22:58.335
‫چه کس دیگه‌ای جزئیات ریز و خصوصی
‫زندگی‌ش رو می‌دونسته؟‌

22:58.335 --> 22:59.461
‫‌‌خانوادش.‌

23:00.754 --> 23:02.756
‫‌‌بابام یه حساب پس‌انداز برامون داشت،‌

23:02.756 --> 23:07.386
‫و هر ماه همه‌مون
‫یه مقدار پول یکسانی دریافت می‌کردیم.

23:07.386 --> 23:14.017
‫‌‌هر دختر، به‌نظرم، حدود ۲۵ هزار دلار
‫در ماه دریافت می‌کرد،‌

23:14.017 --> 23:19.773
‫تازه علی‌رغم ارثی که در صورت مرگ اون
‫بهشون می‌رسید.‌

23:20.273 --> 23:26.238
‫[جان چاکالوس ملک‌هایی به ارزش بیش از
‫۴۲ میلیون دلار برای چهار دخترش به ارث گذاشت]

23:30.742 --> 23:31.952
‫‌‌بعد از مراسم خاکسپاری،‌

23:31.952 --> 23:35.914
‫‌‌بعدش رفتیم خونه‌ی والری و لری
‫توی وست هارتفورد،‌

23:35.914 --> 23:38.542
‫و پلیس‌ها بیرون بودن...

23:38.542 --> 23:42.170
‫‌‌که اگه کسی قصد داشت بیاد
‫و به خانواده حمله کنه، آماده باشن.‌

23:42.170 --> 23:46.258
‫‌‌و من نشسته بودم سر میز شام،
‫و داشتیم قهوه می‌خوردیم،‌

23:46.258 --> 23:49.511
‫‌‌همه‌ی غذاها تموم شده بود،
‫و من نشسته بودم و به بیرون نگاه می‌کردم،‌

23:49.511 --> 23:53.098
‫و من گفتم: «‌‌این پلیس‌ها بیرون نشستن...

23:53.098 --> 23:55.934
‫‌‌می‌خوان از ما دربرابر یه نفر اون بیرون
‫محافظت کنن، ولی...

23:55.934 --> 23:58.812
‫‌‌قاتلش احتمالاً همین الان توی این اتاقـه.‌»

24:01.481 --> 24:05.193
‫و اون موقع بود که نیتن خیلی برجسته شد،‌
‫[کارآگاه اسکات مک‌گرگور]

24:05.193 --> 24:08.238
‫چون اون آخرین کسی بود که
‫شب قبل از مرگش دیده بودش.

24:09.865 --> 24:11.074
‫نیتن چطوره؟‌

24:12.451 --> 24:14.035
‫- خیلی حالش بده.
‫- آره.

24:14.035 --> 24:15.871
‫خیلی، طوری که انگار این واقعیت نداره.

24:17.706 --> 24:22.127
‫‌‌نمی‌تونم باور کنم نیتن هیچ‌وقت
‫همچین بلایی سر پدربزرگش بیاره.‌

24:22.127 --> 24:24.629
‫‌‌یعنی، اون خیلی بابابزرگشـو دوست داشت.‌

24:24.629 --> 24:29.468
‫‌‌و این حس دو طرفه بود.
‫از همون روز اول می‌شد فهمید.‌

24:34.139 --> 24:40.270
‫‌‌نیتن نوه‌ی پسریِ ارشدِ
‫یه دودمان یونانی بود، میشه گفت.

24:42.022 --> 24:44.816
‫‌‌این کارو دوست نداری. چرا؟ وای!‌

24:44.816 --> 24:47.819
‫- آره، بعضی‌وقتا این‌جوریه.
‫- بلند شو، جان.

24:47.819 --> 24:52.032
‫‌‌از همون اول، نیتن توی چشمِ بابابزرگ
‫شماره یک بود.‌

24:53.658 --> 24:57.204
‫‌‌اون تمام عمرش عاشق نیتن بود‌،

24:58.121 --> 25:00.582
‫و تو کل زندگی‌ش هم دخالت می‌کرد.

25:01.875 --> 25:04.085
‫- محکم بزن بهش.
‫- یه چوب پیدا می‌کنم.

25:05.837 --> 25:09.549
‫- باشه، مواظب باش.
‫- خورده بهش!

25:09.549 --> 25:12.010
‫- بینی‌ش رو بزن.
‫- اون...

25:12.010 --> 25:13.136
‫‌‌مشکل همینه.‌

25:13.136 --> 25:14.262
‫‌‌آره.‌

25:14.262 --> 25:17.182
‫‌‌برو، نیتن! ادامه بده!‌

25:17.182 --> 25:22.521
‫‌‌اولین بار وقتی چهار یا پنج سالش بود
‫بیماری اوتیسمش تشخیص داده شد.‌

25:22.521 --> 25:24.648
‫‌‌نیتن، سلام کن!‌

25:24.648 --> 25:28.151
‫‌‌سلام!‌

25:29.486 --> 25:34.199
‫‌‌اولش آزمایش انجام دادیم
‫چون نمی‌دونستیم واقعاً چیه.‌

25:34.199 --> 25:37.994
‫‌‌اون‌موقع مثل الان رایج و رسانه‌ای نبود.‌

25:39.496 --> 25:41.081
‫‌‌بهت افتخار می‌کنم.‌

25:41.081 --> 25:43.041
‫- آفرین.
‫- آفرین.

25:43.041 --> 25:45.669
‫‌‌همون‌جا کنار ریچل. خوبه.‌

25:45.669 --> 25:50.966
‫‌‌نیتن از همون اولین باری که
‫سوار اسب شد، عاشق اسب‌ها شد.‌

25:51.841 --> 25:55.303
‫بالاخره، لیندا براش «‌‌کروز‌» رو خرید.

25:56.221 --> 25:58.348
‫‌‌اون عاشق اون اسب شد.‌

25:59.474 --> 26:01.309
‫‌‌به بهترین دوستش تبدیل شد‌

26:01.309 --> 26:04.437
‫چون واقعاً دوست دیگه‌ای نداشت.

26:06.982 --> 26:10.151
‫‌‌این لیندا رو خیلی ناراحت می‌کرد
‫که نیتن هیچ رفیقی نداره،‌

26:10.151 --> 26:11.528
‫و اینکه اون با بقیه فرق داشت.‌

26:12.571 --> 26:16.658
‫‌‌تا حدی روانپزشک‌ها کمک کردن،‌

26:16.658 --> 26:20.620
‫‌‌ولی خیلی وقت‌ها،
‫خانواده مزاحمت ایجاد می‌کرد.‌

26:22.789 --> 26:25.625
‫‌‌همه از دید بابام بی‌نقص بودن‌،

26:25.625 --> 26:27.168
‫و نیتن هم اوکی بود.

26:27.168 --> 26:29.004
‫می‌گفت: «حالش خوبه. خوب می‌شه.»‌

26:30.547 --> 26:31.965
‫‌‌جان اعتقادات سنتی داشت.

26:32.507 --> 26:36.928
‫‌‌جان نمی‌فهمید چرا نیتن به کمک نیاز داشت.‌

26:37.637 --> 26:39.598
‫و سرش با هم بحث می‌کردن.

26:39.598 --> 26:42.475
‫«‌‌چرا باید ببریش اونجا؟ چرا باید این کار رو بکنی؟‌»

26:43.685 --> 26:45.687
‫‌‌اصلا شروع نکن.‌

26:45.687 --> 26:50.191
‫تو... تو دعوت نشده بودی.
‫دعوت نشده بودی. کسی دعوتت نکرده.

26:50.984 --> 26:56.156
‫‌‌نمی‌خواست اون این‌قدر
‫روی نیتن تأثیر بذاره.‌

26:56.656 --> 26:59.534
‫‌‌ولی با گذشت زمان، دقیقاً همون اتفاق افتاد.‌

27:01.036 --> 27:04.080
‫‌‌تو و بابات چطور؟ مشکلی باهاش داشتی؟‌

27:04.080 --> 27:07.083
‫‌‌نه. و ببین، گاهی یه داستانی پیش میومد.‌

27:07.584 --> 27:10.754
‫بهش می‌گفتم: ‌‌نمی‌خوام باهات بحث کنم.

27:11.254 --> 27:15.842
‫اگر یه وکیل یا روانکاو کنارمون باشه
‫در این مورد صحبت می‌کنم.

27:15.842 --> 27:20.555
‫‌‌نمی‌خوام این مسائل رو تنها با تو در میون بذارم،
‫چون می‌دونم به کجا می‌رسه.‌

27:20.555 --> 27:23.183
‫‌‌عصبانی می‌شیم، یکی‌مون قاتی می‌کنه میره.‌

27:23.183 --> 27:25.810
‫‌‌می‌دونی؟ و البته به هیچ‌جا نمی‌رسیم.

27:26.561 --> 27:30.106
‫‌‌به نظرم یه‌جورایی شبیهِ اونایی بود
‫که از جواب رد خوششون نمیاد.‌

27:30.106 --> 27:33.026
‫- آها. بله.
‫- باید به خواسته‌ش برسه. می‌دونی؟

27:33.026 --> 27:34.694
‫‌‌قصد بدی نداشت، ولی خب...‌

27:34.694 --> 27:38.490
‫‌‌نیت‌اش همیشه پاک بود.
‫فقط روشش اشتباه بود.‌

27:42.827 --> 27:45.789
‫‌‌سؤالاتی پیش اومده بود
‫در مورد موقعیت لیندا

27:45.789 --> 27:48.541
‫‌‌در بازه‌ی زمانی‌ای که احتمالاً جرم رخ داده.‌

27:48.541 --> 27:54.339
‫گفتی که شب قبلش،
‫با بابات در موردش صحبت کردی.

27:54.339 --> 27:55.256
‫اوهوم.

27:55.256 --> 28:00.512
‫‌‌خب، با توجه به این،
‫تا جایی که می‌تونی، به زبان خودت بگو‌

28:00.512 --> 28:04.724
‫‌‌آخرین باری که باهاش حرف زدی،
‫و سعی کردی درمورد...

28:04.724 --> 28:07.143
‫‌‌چند روز فاصله افتاد؟‌

28:07.143 --> 28:09.312
‫‌‌نه، این‌طور نبود... الان می‌تونم...‌

28:09.312 --> 28:12.565
‫‌‌نمی‌دونم با موبایلم زنگ زدم یا تلفن خونه.‌

28:12.565 --> 28:13.650
‫‌‌آممم...‌

28:14.693 --> 28:16.820
‫‌‌تقریباً هر روزه این بحث‌ها رو داشتیم.‌

28:16.820 --> 28:17.862
‫‌‌باشه.‌

28:17.862 --> 28:20.448
‫‌‌ما تونستیم تاریخچۀ موقعیتش رو

28:20.448 --> 28:23.243
‫از اپراتورهای مختلف تلفن همراه در بیاریم.

28:23.243 --> 28:26.162
‫‌‌لیندا دقیقاً همون‌جایی بود
‫که به پلیس گفته بود.‌

28:26.162 --> 28:28.081
‫‌‌لیندا نمی‌تونسته جان رو کشته باشه.‌

28:29.999 --> 28:31.334
‫‌‌بشین.‌

28:31.334 --> 28:32.460
‫‌‌نیتن.‌

28:32.460 --> 28:34.796
‫- ممنون که اومدی.
‫- آبی چیزی میل داری؟

28:34.796 --> 28:36.089
‫‌‌بله، لطفاً.‌

28:36.089 --> 28:37.132
‫‌‌اینجا.‌

28:38.133 --> 28:41.344
‫[نیتن کارمن - ۱۹ ساله]

28:42.137 --> 28:43.847
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم.

28:43.847 --> 28:44.764
‫‌‌خوبه.‌

28:45.390 --> 28:47.392
‫‌‌وقتی اومد لابی‌مون،‌

28:47.392 --> 28:50.478
‫‌‌صحبت‌مون که گل انداخت، خودش رو معرفی کرد،
‫من هم خودم رو معرفی کردم،‌

28:50.478 --> 28:53.273
‫و بعدش یه‌جورایی...

28:54.149 --> 28:58.737
‫کم‌کم زد زیر گریه و یکمی از کوره در رفت.

28:58.737 --> 29:01.322
‫و بعدش گفت، یهو گفت:

29:01.823 --> 29:03.658
‫‌‌«چطوری آروم بشم؟‌

29:03.658 --> 29:08.788
‫‌‌وقتی تازه فهمیدم مغز پدربزرگم رو
‫با گلوله متلاشی کردن؟‌»

29:09.581 --> 29:11.958
‫و مادرش بالاخره تونست آرومش کنه،

29:11.958 --> 29:13.960
‫‌‌ولی اون جمله یه‌جورایی من رو تحت تأثیر قرار داد‌

29:13.960 --> 29:17.422
‫چون کی از تیم تحقیقاتی ما این رو لو داده؟

29:18.298 --> 29:19.716
‫‌‌هیچ‌کسی هیچ‌وقت اینو لو نداده.‌

29:19.716 --> 29:21.760
‫‌‌وقتی اون تماس رو دریافت کردی،‌

29:21.760 --> 29:27.432
‫مادرت به طرز کشته‌شدن پدربزرگت
‫اشاره‌ای کرد؟

29:27.432 --> 29:31.728
‫من ‌‌هنوز هم نمی‌دونم
‫بابابزرگم به چه شکلی مُرده.‌

29:31.728 --> 29:36.566
‫‌‌با توجه به شرایط، مشخصاً،
‫و با توجه به برخورد شما،

29:36.566 --> 29:39.944
‫استنباطم اینه که ‌‌یا قتل بوده یا خودکشی.

29:39.944 --> 29:43.990
‫ولی می‌دونم که فکر می‌کنید مشکوک بوده،

29:43.990 --> 29:46.075
‫چون والری این‌طور می‌گفت.

29:46.075 --> 29:50.747
‫‌‌اما نه، اون فقط گفت که فوت کرده،
‫تا جایی که یادمه.‌

29:51.664 --> 29:54.417
‫‌‌من تمام دوران حرفه‌ایم با آدم‌ها مصاحبه کردم،‌

29:54.417 --> 29:57.045
‫و همیشه حس می‌کردم توش خوبم.

29:57.045 --> 29:58.505
‫‌‌دنبال احساس می‌گردی،‌

29:58.505 --> 30:01.674
‫و دنبال چیزهایی می‌گردی که
‫نشون میده آدم درست رو پیدا کردی،

30:01.674 --> 30:02.884
‫‌‌از این جور چیزا.‌

30:02.884 --> 30:07.180
‫‌‌و درمورد نیتن.. اصلاً نمی‌شد ذهنش رو خوند.

30:07.180 --> 30:11.559
‫‌‌هیچ‌وقت ازت خواست پولی از کشو برداری؟‌

30:11.559 --> 30:14.979
‫بله، وقتی... وقتی نقل مکان کردم.

30:14.979 --> 30:16.564
‫‌‌بابابزرگ تنها کسی که بود که‌

30:16.564 --> 30:19.317
‫اگه درخواست پول نمی‌کردم
‫سرم داد میزد.

30:19.317 --> 30:22.403
‫اون...

30:23.112 --> 30:24.697
‫‌‌خیلی دست و دلباز بود...‌

30:24.697 --> 30:27.659
‫‌‌موهای پشت گردنم سیخ شد.‌

30:27.659 --> 30:29.035
‫یعنی...

30:29.035 --> 30:32.705
‫‌‌حس می‌کردم این پسره...‌

30:33.498 --> 30:35.667
‫اون... اون ممکنه توی این قضیه نقش داشته باشه.

30:36.751 --> 30:38.711
‫‌‌حالت چهره‌ش درست نیست.‌

30:39.629 --> 30:42.632
‫و در تمام چالش‌هایی که داره،

30:42.632 --> 30:46.219
‫‌‌از طریق اوتیسم یا هر چیز دیگه‌ای،
‫حالت چهره‌ش درست نیست.‌

30:47.387 --> 30:51.015
‫‌‌از همون اول نباید بازجویی می‌شد.‌

30:51.015 --> 30:53.476
‫‌‌اصلاً نباید اولاً توی اون اتاق می‌بود‌

30:53.476 --> 30:58.815
‫چون افراد درگیر با اختلال اوتیسم
‫اغلب قربانی سوء برداشت هستن.
‫[وکیل متخصص اوتیسم]

30:59.941 --> 31:05.905
‫‌‌نیتن با جملات خیلی خیلی کوتاه صحبت می‌کرد،‌

31:05.905 --> 31:09.909
‫و طوری جواب می‌داد که نه‌تنها ربات‌گونه بود،

31:09.909 --> 31:13.496
‫بلکه چون داشت جزئیات زیادی رو توصیف می‌کرد،

31:13.496 --> 31:16.416
‫‌‌تقریباً خون‌سرد و حساب‌شده
‫به نظر می‌رسید.‌

31:16.416 --> 31:19.878
‫‌‌این، از نگاه بعضی از مأموران قانون،‌

31:19.878 --> 31:23.214
‫‌‌شاید بشه گفت،
‫‌‌نشانۀ گناهکار بودنش باشه.‌

31:24.674 --> 31:27.385
‫‌‌اصلا دوست ندارم از مامانم بد بگم.‌

31:27.385 --> 31:29.137
‫‌‌فکر نمی‌کنم اون هرگز...‌

31:29.137 --> 31:32.849
‫توی اتفاقی که برای پدربزرگم افتاده
‫نقشی داشته باشه.‌

31:32.849 --> 31:36.436
‫ولی یه‌بار بهم گفت که...

31:36.436 --> 31:39.230
‫‌‌فکر نکنم دقیقاً از کلمه‌ی "نفرت" استفاده کرده باشه،‌

31:39.230 --> 31:41.232
‫ولی حرف‌هایی زده.

31:41.232 --> 31:45.069
‫ازش پرسیدم: ‌‌یعنی ازش متنفری؟‌
‫و اون واضح جوابش بله بود.

31:45.778 --> 31:46.821
‫‌‌وای لعنتی.‌

31:47.530 --> 31:50.450
‫ولی من... واقعا دوست ندارم
‫علیه مامانم حرف بزنم.

31:50.450 --> 31:53.453
‫- فقط... نمی‌دونم...
‫- درک می‌کنم.

31:53.453 --> 31:55.955
‫فقط فکر نمی‌کنم که اون کاری کرده باشه.

31:55.955 --> 31:58.499
‫‌‌ولی رابطه‌شون چندان خوب نبود.‌

31:59.167 --> 32:05.381
‫‌‌از من درباره حرکاتم، کارهایی که می‌کردم،
‫و رابطه‌م با اون می‌پرسیدن

32:05.381 --> 32:07.675
‫بعد وسطش یه سؤال هم در مورد نیتن می‌پرسیدن.

32:07.675 --> 32:11.554
‫بعدش از من در مورد
‫شرکای کاریِ جان سؤال می‌کردن.

32:11.554 --> 32:13.431
‫آیا این‌کارو می‌کرد یا اون کارو می‌کرد؟

32:13.431 --> 32:16.434
‫بعد یهو می‌گفتن، «‌‌نیتن چی؟ اون کجا بود؟‌»

32:16.434 --> 32:17.352
‫اون چی‌کار...

32:17.352 --> 32:19.729
‫‌‌همیشه بحث رو می‌گردوندن سمت اون.

32:19.729 --> 32:22.982
‫‌‌سه تا سؤال می‌پرسیدن،
‫و چهارمیش در مورد نیتن بود.‌

32:22.982 --> 32:26.945
‫می‌خوام صادق باشم. با تو مشکل دارم.

32:27.570 --> 32:29.447
‫‌‌من یه مشکلی دارم. بذار توضیح بدم.‌

32:29.447 --> 32:31.282
‫‌‌مشکل من...‌

32:31.282 --> 32:34.953
‫و از جانب آقای کارآگاه حرف نمی‌زنم.

32:34.953 --> 32:36.120
‫‌‌مشکل من‌

32:37.538 --> 32:40.124
‫اینه که تو آخرین کسی بودی که
‫پدربزرگت رو دید.

32:40.124 --> 32:43.127
‫و این منو اذیت می‌کنه.
‫به‌عنوان یه بازپرس، این منو اذیت می‌کنه.

32:43.127 --> 32:46.839
‫‌‌این برام مهمه چون من هیچکس دیگه‌ای
‫که با پدربزرگت بوده رو ندارم...‌

32:48.424 --> 32:49.968
‫- فقط تو.
‫- اوهوم

32:49.968 --> 32:54.514
‫خب، شما... سوءتفا... این اشتباهه.

32:54.514 --> 32:56.641
‫من... من پدربزرگم رو دیدم.

32:56.641 --> 32:59.018
‫‌‌رفتیم بیرون شام خوردیم. بهمون خوش گذشت.‌

32:59.018 --> 33:00.061
‫‌‌برگشتیم.‌

33:00.728 --> 33:04.107
‫‌‌ساعت هشت، هشت و نیم، از پیشش رفتم.

33:04.691 --> 33:07.527
‫آممم، انتظار داشتم بشنوم که...

33:07.527 --> 33:10.655
‫که فرداش بهش زنگ بزنم
‫و بگم چقدر ماهی‌گیری خوبی داشتیم.

33:12.073 --> 33:14.492
‫‌‌اما به‌جاش، وقتی برگشتیم از ماهیگیری،‌

33:14.492 --> 33:17.578
‫‌‌جوی زنگ زد، و فهمیدیم که اون مُرده.‌

33:20.081 --> 33:23.876
‫به گفتۀ نیتن، اون با دایی من شام خورده.

33:24.585 --> 33:28.548
‫گفت: ‌‌شام خوردن. دعوا نکردن.‌

33:29.340 --> 33:31.300
‫‌‌هرکدوم رفتن دنبال کار خودشون.‌

33:31.300 --> 33:37.306
‫‌‌بعدش گفت با مادرش قرار گذاشته
‫که برن سفر ماهی‌گیری...‌

33:37.306 --> 33:39.600
‫‌‌ساعت سه صبح.‌

33:40.977 --> 33:42.437
‫‌‌ولی یه مشکلی هست.‌

33:42.937 --> 33:46.399
‫‌‌تقریباً یک ساعت وجود داره که
‫مشخص نیست کجا بوده...‌

33:48.234 --> 33:53.990
‫‌‌دور و برِ ساعتی که فکر می‌کنیم
‫شاید قتل اتفاق افتاده باشه.‌

33:54.032 --> 33:55.450
‫[از ساعت ۲:۵۷ تا ۴ بامداد]

33:55.491 --> 33:58.619
‫‌‌نیتن قرار بود اون شب با لیندا ملاقات کنه،‌

33:58.619 --> 34:00.288
‫و دیر کرد.

34:01.622 --> 34:03.791
‫خب، چرا بیش از یک ساعت دیر کردین؟

34:05.001 --> 34:07.253
‫تا به مادرتون برسید؟

34:09.464 --> 34:12.717
‫‌‌فکر نکنم قبل از ساعت سه
‫از خونه‌م بیرون اومده باشم.‌

34:12.717 --> 34:15.595
‫‌‌دقیق نمی‌دونم چه ساعتی از خونه‌م زدم بیرون.‌

34:15.595 --> 34:19.599
‫ولی مطمئناً خیلی دیر اقدام کردم...

34:19.599 --> 34:23.978
‫‌‌وقتی داشتیم بررسیش می‌کردیم،
‫بعضی از حرف‌هاش با هم جور در نمی‌اومد.‌

34:26.105 --> 34:28.441
‫‌‌اگه از خروجی جنوب هارتفورد رفته بودم،‌

34:28.441 --> 34:31.736
‫‌‌از روی رودخانۀ کانکتیکت رد می‌شدم،
‫از اولین خروجی می‌رفتم،‌

34:31.736 --> 34:35.615
‫و عملاً می‌رسیدم به پارکینگی که
‫من و مامانم اونجا قرار داشتیم.

34:36.407 --> 34:40.912
‫‌‌ولی من از خروجی اشتباه رفتم،
‫و بعدش گم شدم.‌

34:41.579 --> 34:46.542
‫‌‌بعدش اشتباهی از خروجیِ شمالِ هارتفورد رفتم‌

34:46.542 --> 34:48.628
‫‌‌تا از رو رودخانۀ کنتیکت رد بشم.‌

34:50.338 --> 34:54.801
‫‌‌و بعدش خیلی زود متوجه شدم...‌

34:54.801 --> 34:56.636
‫که... گم شدم.

34:57.303 --> 34:58.679
‫‌‌گفت گم شده.‌

34:59.263 --> 35:02.892
‫آخه کی تو محلۀ خودش گم میشه
‫وقتی آدرسش هم دقیق بهت گفتن؟

35:02.892 --> 35:03.935
‫‌‌نمی‌دونم.‌

35:04.811 --> 35:06.395
‫‌‌گم شد.‌

35:06.395 --> 35:08.606
‫‌‌خب، ساعت سه صبحه،‌

35:08.606 --> 35:12.276
‫و راه‌های زیادی برای گم‌شدن وجود نداره.

35:12.276 --> 35:14.529
‫‌‌داستانش اینه که
‫راه‌شـو توی بزرگراه گم کرده.‌

35:14.529 --> 35:17.198
‫‌‌دقیق نمی‌دونم اونجا چی شد،‌

35:17.198 --> 35:20.284
‫ولی عذر چندان موجهی نبود.

35:21.536 --> 35:24.705
‫‌‌توی شهادت‌تون اعلام کردید
‫که مادرتون توی یه پارکینگ خالی بود‌ه

35:24.705 --> 35:26.249
‫‌‌ساعت سه صبح‌

35:26.249 --> 35:28.835
‫و بهش زنگ نزدی بگی دیر می‌رسی؟

35:30.962 --> 35:34.006
‫‌‌می‌دونم که عجله داشتم،
‫و می‌خواستم به موقع برسم.‌

35:34.006 --> 35:36.592
‫‌‌اون توی اون یه ساعت،
‫چهار یا پنج بار بهت زنگ زد،‌

35:36.592 --> 35:37.844
‫مگه نه؟

35:39.720 --> 35:43.057
‫‌‌من نمی‌تونم این رو تصدیق کنم.
‫اما ردش هم نمی‌کنم.‌

35:47.812 --> 35:51.899
‫‌‌پلیس وینزور، روایتشون، می‌دونی...‌

35:52.900 --> 35:54.777
‫‌‌باید عینک مطالعه‌ام رو بزنم.‌
‫[وکیل مدافعِ نیتن]

35:55.736 --> 35:57.029
‫‌‌این نگران‌کننده‌ست.‌

35:57.613 --> 36:01.284
‫‌‌همسایه گفت صدای تیراندازی شنیده‌

36:01.951 --> 36:03.327
‫‌‌ساعت ۲:۰۰ صبح.‌

36:04.036 --> 36:07.290
‫‌‌و ما می‌دونیم که نیتن ساعت ۲ کجا بوده.‌

36:08.082 --> 36:11.711
‫یعنی نیتن کارمن جان چاکالوس رو نکشته.

36:11.711 --> 36:13.796
‫‌‌ساعت ۲ بامداد،‌

36:13.796 --> 36:17.175
‫‌‌نیتن باید توی خونه‌ش می‌بود،‌

36:17.175 --> 36:20.261
‫و این موضوع با فیلم دوربین مداربسته
‫تأیید می‌شه.

36:20.261 --> 36:25.266
‫‌‌اگه صدای بلندی که همسایه شنیده
‫در واقع شلیک گلوله بوده،‌

36:25.266 --> 36:27.143
‫و زمان رو اشتباه نگفته باشه،

36:28.895 --> 36:30.479
‫‌‌اون‌وقت نیتن عذر موجهی داره.‌

36:36.944 --> 36:40.448
‫‌‌پیشنهاد دادم که خانواده رو
‫به دستگاه دروغ‌سنج وصل کنیم.‌

36:41.282 --> 36:45.620
‫ما توضیح دادیم که در دادگاه
‫از دروغ‌سنج استفاده نمی‌کنیم.

36:45.620 --> 36:49.207
‫‌‌ما توی نیروی انتظامی ازش برای
‫تبرئه کردن مردم استفاده می‌کنیم،‌

36:49.207 --> 36:52.543
‫که خانواده قبول کردن انجامش بدن.

36:53.377 --> 36:55.379
‫ولی کی بود که با تست دروغ‌سنج مخالفت کرد؟

36:56.422 --> 36:57.423
‫‌‌نیتن.‌

36:58.299 --> 37:00.426
‫‌‌نیتن حاضر نشد تست دروغ‌سنجی بده.‌

37:06.807 --> 37:11.312
‫‌‌مادر نیتن یه‌کم مقاومت کرد،‌

37:11.312 --> 37:12.813
‫ولی در نهایت قبول کرد تست رو بده.

37:13.689 --> 37:15.816
‫‌‌حدود یه ساعت با لیندا حرف زدیم و...‌

37:16.776 --> 37:19.862
‫‌‌تا حالا حس کردی یکی می‌خواد
‫یه چیزی بهت بگه؟‌

37:20.738 --> 37:21.656
‫‌‌این‌جوری بود که...‌

37:21.656 --> 37:23.658
‫‌‌می‌خواست یه چیزی بگه، ولی هیچ‌وقت نگفت.‌

37:26.452 --> 37:28.329
‫وقتی تست دروغ‌سنجی دادم، ازم پرسیدن،

37:28.329 --> 37:29.997
‫‌‌مردی به نام جان چاکالوس رو کشتی؟‌

37:29.997 --> 37:31.457
‫گفتم، ‌‌نه.‌

37:31.457 --> 37:34.669
‫گفتن: ‌‌می‌دونی کی جان چاکالوس رو کشته؟‌
‫گفتم: ‌‌نه.‌

37:36.504 --> 37:39.173
‫‌‌بعدش لیندا اون تست رو داد.‌

37:39.173 --> 37:40.716
‫‌‌چند بار هم تست داد.‌

37:41.509 --> 37:42.927
‫‌‌فکر کنم قبول نشد.‌

37:45.638 --> 37:48.516
‫‌‌دفعۀ دوم که تست داد، بی‌نتیجه موند.‌

37:50.268 --> 37:53.771
‫وقتی به این سؤال می‌رسیدن که
‫‌‌می‌دونی کی جان چاکالوس رو کشته؟‌

37:53.771 --> 37:56.190
‫فکر کنم نمی‌تونست
‫اون سؤال رو با موفقیت رد کنه.

37:58.776 --> 38:01.821
‫‌‌بعد از قتل، من و شارلین حرف زدیم.‌

38:02.530 --> 38:04.949
‫نمی‌گفت که ‌‌بنظرش کار نیتن بوده.‌

38:05.449 --> 38:07.952
‫‌‌چیزی که به من گفت جالب بود چون گفت...‌

38:07.952 --> 38:11.414
‫‌‌خواهرم لیندا بیشتر از اون چیزی که
‫اعلام می‌کنه، اطلاعات داره.‌

38:11.414 --> 38:12.832
‫‌‌اون همچین برداشتی کرده بود.

38:12.957 --> 38:15.835
‫«پروندۀ قتل حل‌نشده»
‫[جایزۀ ۲۵۰ هزار دلاری برای اطلاعات
‫منجر به دستگیری قاتل جان چاکالوس]

38:15.918 --> 38:20.881
‫‌‌خواهرهام تصمیم گرفتن
‫برای قتل بابام یه بیلبورد بگیرن‌

38:20.881 --> 38:23.342
‫‌‌در همون ناحیۀ بزرگراه‌

38:23.342 --> 38:27.054
‫‌‌که نیتن و لیندا همیشه ازش عبور می‌کردن،‌

38:27.054 --> 38:30.308
‫که چهرۀ بابام مدام
‫جلوی چشم جفت‌شون باشه،

38:30.308 --> 38:32.852
‫که به لیندا و نیتن فشار بیارن

38:32.852 --> 38:35.938
‫که بالاخره، می‌دونی، به ما یا پلیس بگن،

38:36.981 --> 38:40.109
‫که می‌دونی، نیتن پدرم رو کشته بود.

38:46.532 --> 38:50.745
‫‌‌اگر لیندا واقعا فکر می‌کرد که
‫نیتن جان رو کشته،‌

38:50.745 --> 38:53.998
‫حتماً یه چیزی از تو رفتارش دستگیرم می‌شدم،

38:53.998 --> 38:55.958
‫حتی اگه به زبون هم نمی‌آورد.

38:55.958 --> 38:57.460
‫‌‌انگار یه چیزی دیگه‌ای هست.‌

38:57.460 --> 39:00.379
‫‌‌یه چیز دیگه هم هست که بهم نمیگی.
‫همچین‌ احساسی.

39:01.589 --> 39:03.591
‫اصلاً همچین حسی ازش نگرفتم.

39:06.302 --> 39:09.680
‫‌‌لیندا خیلی روی نیتن گارد داشت،‌

39:10.723 --> 39:12.767
‫و فکر کنم در هر شرایطی ازش محافظت می‌کرد.

39:14.894 --> 39:17.897
‫‌‌آدم رو به فکر فرو می‌بره که آیا اون‌موقع،‌

39:17.897 --> 39:21.067
‫‌‌ممکنه لیندا داشته تلاش می‌کرده...

39:21.067 --> 39:24.070
‫رفتار بدی که تو نوجوونی نیتن
‫باهاش داشت رو جبران کنه.

39:24.862 --> 39:30.159
‫‌‌رابطه‌شون خیلی پرتنش بود
‫و آشفتگی زیادی بین‌شون وجود داشت.‌

39:37.416 --> 39:39.877
‫‌‌وقتی نیتن نوجوون بود،‌

39:40.461 --> 39:43.214
‫‌‌اسبش، کروز، از دنیا رفت.‌

39:45.383 --> 39:48.469
‫‌‌اون بزرگ‌ترین فقدانِ زندگی نیتن بود.‌

39:49.553 --> 39:51.222
‫‌‌به اون اسب اعتماد کرد،‌

39:52.181 --> 39:55.726
‫و یه ارتباط صمیمی‌ای باهاش پرورش داد.

39:56.560 --> 40:00.689
‫‌‌و بعد فکر کن یهو همچین چیزی
‫رو از دست بدی...‌

40:04.527 --> 40:07.488
‫‌‌فکر می‌کنم نیتن هم یه چیزی رو از دست داد.‌

40:12.410 --> 40:14.703
‫‌‌می‌خواست تنها باشه.‌

40:18.499 --> 40:22.503
‫‌‌لیندا یه ماشین کاروان ۳۲ فوتی داشت،‌

40:23.254 --> 40:27.007
‫‌‌و نیتن اون‌تو زندگی می‌کرد،
‫و فقط واسه غذا بیرون میومد.‌

40:28.175 --> 40:31.595
‫‌‌و نیتن به‌تدریج...‌

40:32.721 --> 40:35.433
‫‌‌بیشتر و بیشتر توی کاروان موند،

40:36.142 --> 40:38.853
‫و وضعیت بدتر شد.

40:41.230 --> 40:48.237
‫‌‌ماکروویو رو باز کرده بود،
‫و داشت سعی می‌کرد دوباره سرهمش کنه.‌

40:49.655 --> 40:53.075
‫‌‌از اونجا بیرون نمی‌اومد،
‫با کسی صحبت خاصی نمی‌کرد.‌

40:53.075 --> 40:56.912
‫اون اواخر داشت توی یه بطری دستشویی می‌کرد.

40:56.912 --> 40:59.123
‫‌‌از لحاظ روحی داشت به قهقرا می‌رفت.‌

41:02.543 --> 41:06.672
‫‌‌یکی از اعضای خانواده بهم گفت که
‫یه بچه‌ی دیگه بهش زور می‌گفته‌،

41:06.672 --> 41:09.175
‫و نیتن اون بچه رو با چاقو تهدید کرده.

41:09.842 --> 41:14.263
‫‌‌اون‌موقع به خودم می‌گفتم که
‫نکنه به خودش آسیب بزنه.‌

41:16.348 --> 41:19.059
‫‌‌ما تحقیق کردیم، بیشترش رو لیندا انجام داد.‌

41:19.059 --> 41:22.438
‫‌‌در مورد یه اردوگاه‌ها‌یی

41:22.438 --> 41:28.194
‫که به افرادی که رفتار وسواس‌گونه
‫دارن کمک می‌کنن

41:33.282 --> 41:35.701
‫‌‌اردوگاه دوتا مأمور فرستاد...‌

41:35.701 --> 41:39.079
‫که نیتن رو ببرن اونم نصفه‌شبی.

41:39.079 --> 41:41.290
‫‌‌اون نمی‌خواست بره.‌

41:41.290 --> 41:43.584
‫‌‌خیلی مضطرب بود‌،

41:43.584 --> 41:45.628
‫‌‌ازمون خواهش کرد‌

41:46.212 --> 41:48.756
‫فریاد می‌زد، جیغ می‌زد

41:49.465 --> 41:51.342
‫‌‌وحشتناک بود. وحشتناک.‌

41:52.301 --> 41:54.553
‫ولی مجبور شدیم رهاش کنیم،

41:55.137 --> 41:58.849
‫و به همین خاطر، به‌زور بردنش به یوتا.

42:05.856 --> 42:10.861
‫این یه نامۀ ۱۱ صفحه‌ایه که نیتن
‫برای کشیشش نوشته بود.

42:10.861 --> 42:14.156
‫‌‌«فاصله‌ام با مادرم بیشتر شد،‌

42:14.156 --> 42:18.035
‫‌‌فاصله‌ای به اندازۀ فاصلۀ بهشت و جهنم.

42:20.454 --> 42:22.540
‫‌‌بعضی از والدین چقدر متعهدن‌

42:22.540 --> 42:26.001
‫‌‌که بچه‌هاشون بزرگ بشن و دکتر یا وکیل بشن،‌

42:26.794 --> 42:31.006
‫‌‌آرزوی مادرم اینه که یه بچۀ اوتیستیکِ کم‌حرف داشته باشه‌،

42:31.006 --> 42:33.092
‫‌‌توی سالن پذیرایی خونه‌ش...‌

42:33.092 --> 42:36.428
‫‌‌که همین‌طوری فقط پوشکشـو عوض کنه
‫تا وقتی پیر شه.

42:37.888 --> 42:40.015
‫‌‌دنبال کردن اون رویا توسط مادرم،‌

42:40.015 --> 42:41.225
‫و زورگویی‌هاش،

42:41.225 --> 42:43.018
‫کودکی‌ام رو شکل داد.‌»

42:46.188 --> 42:50.776
‫‌‌وقتی برگشت خونه،
‫واقعاً دچار فروپاشی شده بود.‌

42:51.610 --> 42:57.032
‫‌‌اون با کلیسا به مشکل برخورده بود،‌

42:57.992 --> 42:59.034
‫‌‌شیطان.‌

43:00.327 --> 43:03.622
‫‌‌واقعاً چارۀ دیگه‌ای نداشتیم،‌

43:04.248 --> 43:06.083
‫باید یه کاری می‌کردم.

43:09.587 --> 43:14.508
‫بردیمش بیمارستان میدلکس در میدلتون.

43:14.508 --> 43:17.428
‫‌‌اونو برای مسائل روانی بستری کردن.‌

43:19.096 --> 43:23.601
‫‌‌نیتن قرار بود تنها باشه، روان‌کاوی بشه،‌

43:24.184 --> 43:27.521
‫ولی جان هر روز می‌رفت اونجا.

43:27.521 --> 43:30.482
‫‌‌هر روز براش روزنامه می‌برد.‌

43:30.482 --> 43:32.276
‫‌‌پیتزا می‌برد براش‌،

43:32.276 --> 43:36.655
‫که واقعاً لیندا رو عصبانی می‌کرد.

43:39.450 --> 43:45.873
‫‌‌ما به‌عنوان یه خانواده با هم ملاقات کردیم،
‫من و جان و لیندا‌،

43:46.457 --> 43:48.083
‫‌‌که در مورد نیتن حرف بزنیم.‌

43:48.667 --> 43:51.337
‫‌‌خیلی خوب پیش نرفت.‌

43:51.337 --> 43:55.716
‫‌‌جان می‌خواست نیتن مرخص بشه، همین.‌

43:56.800 --> 43:59.970
‫‌‌جان تهدید کرد که پول تو جیبی‌مونو کم می‌کنه.‌

43:59.970 --> 44:02.723
‫‌‌لیندا می‌گفت که پولش رو نمی‌خواد.‌

44:02.723 --> 44:03.932
‫‌‌جان بهش حمله‌ور شد.‌

44:05.351 --> 44:06.894
‫‌‌سیلی زد تو صورتش.‌

44:06.894 --> 44:10.606
‫‌‌لیندا می‌خواست نیتن رو بفرسته
‫بیمارستان روانی. جان زیر بار نمی‌رفت.‌

44:12.650 --> 44:14.610
‫‌‌فکر نمی‌کنم بابام می‌خواست قبول کنه‌

44:14.610 --> 44:17.071
‫که نیتن به‌شدت مریض بود.‌

44:18.155 --> 44:22.117
‫راستش، بیماری روانی توی خانوادۀ ما
‫کم‌سابقه نیست.

44:22.117 --> 44:24.495
‫‌‌هر نسل، این ارث به نسل بعد منتقل می‌شد.‌

44:24.495 --> 44:28.248
‫‌‌دوباره عمه کی‌کی‌تـه. می‌خوای برات یه آهنگ یونانی بخونم؟‌
‫[خواهر دوقلوی جان]

44:28.248 --> 44:33.045
‫♪ تیکی تیکی تاکی دو، داکی داکی
‫دیکی دی، دافی دو... ♪

44:33.045 --> 44:35.381
‫‌‌پدرم یه خواهر دوقلو داشت.‌

44:36.924 --> 44:40.969
‫‌‌اون افسردگی داشت، یا یه‌جور بیماری روانی.‌

44:46.975 --> 44:49.186
‫‌‌مامانم تمام روز می‌خوابید.‌

44:49.186 --> 44:50.771
‫نمی‌خواست من برم مدرسه.

44:50.771 --> 44:53.440
‫‌‌من قبلاً پیاده به مدرسه ابتدایی می‌رفتم،‌

44:53.440 --> 44:55.651
‫و بهش می‌گفتم: ‌‌مامان، من باید برم مدرسه.‌

44:55.651 --> 44:59.029
‫می‌گفت: ‌‌«نه، پیش من بمون.‌»
‫و گریه می‌کرد و...

44:59.029 --> 45:02.700
‫‌‌خب، اون به شدت افسرده بود،‌

45:02.700 --> 45:05.494
‫و بالاخره، می‌دونی، از طریق دکترها و همه‌چی،

45:05.494 --> 45:08.205
‫گفتن: ‌‌ببین، باید تو بیمارستان بستری بشه.‌

45:11.583 --> 45:14.044
‫‌‌اون‌موقع‌ها، به مردم شوک الکتریکی می‌دادن‌

45:14.044 --> 45:16.004
‫و حسابی جزغاله‌شون می‌کردن.

45:16.004 --> 45:19.675
‫‌‌یادم میاد وقتی با جان حرف می‌زدم،‌

45:19.675 --> 45:23.679
‫گفت: ‌‌کاری که با خواهرم کردن قابل‌تحمل نیست.‌‌

45:24.346 --> 45:26.724
‫‌‌اون‌موقع‌ها خیلی وحشیانه بود.‌

45:26.724 --> 45:29.893
‫‌‌و اون حتماً برای بابام سخت بوده‌

45:29.893 --> 45:33.689
‫که خواهر دوقلوش رو بستری کنن،

45:33.689 --> 45:35.357
‫یعنی، واسه یه بیماری روانی.

45:35.941 --> 45:37.192
‫حتی با وجود اینکه اوضاع عوض شده بود،

45:37.192 --> 45:39.570
‫‌‌فکر کنم هنوز اون تصویر رو توی ذهنش داشت.‌

45:40.738 --> 45:43.991
‫‌‌برای همین با رفتنِِ نیتن
‫به مرکز درمانی مخالفت می‌کرد.‌

45:48.412 --> 45:51.498
‫[نیتن بعد از این‌که از بیمارستان مرخص شد
‫حاضر نشد وارد خانۀ لیندا بشه و به زندگی در کاروان ادامه داد.]

45:54.168 --> 45:57.880
‫[لیندا تصمیم گرفت وصیت‌نامه‌ش رو تغییر بده]

46:00.674 --> 46:03.093
‫‌‌سلام، رفیق. فکر کنم اگه داری اینو می‌بینی...‌

46:03.093 --> 46:04.470
‫داری می‌بینی دیگه.

46:04.470 --> 46:07.055
‫‌‌تو اصلاً توی این خونه نیومدی،‌

46:07.848 --> 46:10.726
‫حتی برای شستن دست‌هات بعد از ماهی‌گیری.

46:11.477 --> 46:13.729
‫‌‌این خونه برای من خیلی مهمه‌،

46:13.729 --> 46:16.440
‫‌‌پر از خاطره‌ست، پر از قصه،‌

46:17.191 --> 46:20.027
‫و حس می‌کنم واقعاً باید توی خانواده بمونه

46:20.027 --> 46:24.656
‫پیش ‌‌کسی که ارزشش رو می‌دونه
‫و به اندازه من براش ارزش قائل باشه.‌

46:24.656 --> 46:30.287
‫‌‌من خونه‌ام توی میدلتون رو
‫برای مایکل می‌ذارم.‌

46:30.287 --> 46:34.958
‫‌‌بابابزرگت بیش از اونی که نیاز داشته باشی
‫داره برات مال و اموال می‌ذاره،‌

46:35.876 --> 46:41.131
‫و تو تنها وارثِ حساب پس‌انداز من هستی

46:41.131 --> 46:43.509
‫و همه چیزهایی که شاملش می‌شه.

46:44.384 --> 46:46.845
‫‌‌پس، به اندازه کافی داری.‌

46:46.845 --> 46:52.434
‫‌‌من با تمام وجودم دوستت دارم، و این تصمیم منه.‌

47:01.902 --> 47:04.238
‫‌‌اون نه با مادرش حرف می‌زد، نه با پدرش،‌

47:04.238 --> 47:07.324
‫و داییم جان اومد، و نیتن رو با خودش آورده بود.

47:07.324 --> 47:10.953
‫‌‌اونا جلوی در وایستاده بودن،
‫من در رو باز کردم،‌

47:10.953 --> 47:14.081
‫میاد تو و میگه: ‌‌باید یه کاری برام بکنی.‌

47:14.081 --> 47:15.624
‫گفتم: ‌‌باشه.‌

47:15.624 --> 47:20.170
‫و می‌گه، ‌‌نیتن باید اینجا زندگی کنه.‌

47:22.381 --> 47:25.008
‫‌‌نیتن، اون داشت از جان پول می‌گرفت.‌

47:25.008 --> 47:27.803
‫‌‌احتمالاً سالیانه حدود ۱۰۰ هزار دلار.‌

47:29.346 --> 47:32.766
‫‌‌جان بهش گفت: از الان تمام‌وقت میری دانشگاه،

47:32.766 --> 47:35.686
‫و یه کار پاره‌وقت پیدا کنی، یا دیگه ‌‌تمومه.‌

47:35.686 --> 47:36.895
‫«‌‌پول تو جیبی کنسل می‌شه.‌»

47:36.895 --> 47:40.315
‫‌‌این کاریه که باید بکنی، ختم کلام.‌

47:41.942 --> 47:45.529
‫‌‌ولی نیتن نمی‌تونست این‌کارو بکنه.
‫انضباط و انگیزۀ کافی رو نداشت.

47:48.198 --> 47:50.409
‫‌‌اون شب‌ها تا دیروقت بیدار می‌موند.‌

47:51.034 --> 47:54.496
‫‌‌ساعت دو، سه صبح، می‌شنیدم که اون بالا می‌چرخه.‌

47:55.289 --> 47:57.124
‫‌‌و می‌شد فهمید که به دارو نیاز داره‌

47:57.124 --> 47:59.293
‫چون خیلی عصبانی شده بود.

48:00.085 --> 48:03.672
‫ولی نیتن می‌گفت: ‌‌
‫من هیچ‌گونه دارویی نمی‌خورم.‌

48:03.672 --> 48:05.799
‫‌‌نمی‌رم پیش روانشناس.‌

48:05.799 --> 48:07.968
‫‌‌نمی‌رم پیش روانپزشک.‌

48:08.635 --> 48:11.763
‫و می‌گفت: ‌‌مامانم فکر می‌کنه
‫من باید برم تیمارستان‌،

48:11.763 --> 48:14.391
‫و این جور چیزا...
‫بعدش گفت: ‌‌دیگه بسه.‌

48:14.391 --> 48:17.227
‫و وسط یه طوفان برفی، در رو باز کرد و رفت بیرون،

48:17.227 --> 48:18.812
‫‌‌و داشت وسط جاده می‌دویید.‌

48:21.523 --> 48:23.984
‫‌‌اگه در فردی بیماریِ جدی در

48:23.984 --> 48:26.486
‫‌‌اختلال طیف اوتیسم‌ تشخیص داده بشه،

48:26.486 --> 48:29.031
‫اما خود طرف این واقعیت رو نپذیره

48:29.031 --> 48:33.577
‫‌‌که یک اختلال روانی جدی داره‌،

48:33.577 --> 48:39.458
‫این می‌تونه فاجعه‌بار باشه،
‫و اغلب عواقب مرگباری به دنبال داره.

48:41.585 --> 48:42.628
‫اخبار در حال بروزرسانی...

48:42.628 --> 48:45.547
‫‌‌حالا می‌دونیم که پلیس حکم تفتیش‌

48:45.547 --> 48:47.507
‫برای خونۀ نیتن کارمن گرفته.

48:48.008 --> 48:54.306
‫[شش ماه پس از به قتل رسیدن جان چاکالوس،
‫پلیس رسیدِ خریدِ یک تفنگ تهاجمی رو پیدا کرد]

48:54.806 --> 48:56.808
‫‌‌مدتی کوتاه قبل از قتل،‌

48:56.808 --> 49:00.896
‫نیتن سلاح رو از یه ایالت دیگه
‫با گواهینامۀ یه ایالت دیگه، تهیه کرده.

49:01.980 --> 49:06.568
‫‌‌مدرکِ شماره ۲۳،
‫فاکتور فروشگاه شوترز اوت‌پست.‌

49:07.194 --> 49:12.324
‫‌‌این اسلحه نیمه‌خودکار «سیگ ساور» رو‌

49:12.908 --> 49:16.703
‫شما در تاریخ ۱۱ نوامبر ۲۰۱۳ خریداری کردید؟

49:17.329 --> 49:20.499
‫‌‌من از حق سکوتم استفاده می‌کنم.‌
‫[استفاده از قانون عدم اجبار به شهادت علیه خود]

49:20.499 --> 49:22.417
‫‌‌اون حاضر نشد به سوالات در مورد اون جواب بده،‌

49:22.417 --> 49:24.378
‫‌‌اسلحه رو تحویل نداد‌،

49:24.378 --> 49:26.838
‫و تا به این لحظه، نیروی پلیس،
‫تا جایی که من می‌دونم،

49:26.838 --> 49:28.340
‫هیچ ایده‌ای نداره که اون سلاح کجاست.

49:29.466 --> 49:32.052
‫‌‌و نه‌تنها این، بلکه مهماتِ استفاده‌شده در اون تفنگ

49:32.052 --> 49:36.974
‫با مهماتی که سر صحنۀ قتل جان چاکالوس
‫جمع‌آوری شده بود، مطابقت داشت

49:39.768 --> 49:42.062
‫‌‌چیزی که خونم رو به جوش میاره‌
‫[وکیل مدافع نیتن]

49:42.062 --> 49:44.523
‫اینه که دارن خیلی از فرضیات‌شون رو
‫واقعیت در نظر می‌گیرن.‌

49:44.523 --> 49:46.191
‫حتی گمانه‌زنی هم نیست!

49:46.775 --> 49:51.279
‫‌‌۶۰۰ تا تفنگ دیگه هم می‌تونستن
‫از اون نوع گلوله داشته باشن.‌

49:51.279 --> 49:53.156
‫‌‌۶۰۰ نوع سلاح مختلف.‌

49:53.949 --> 49:56.660
‫‌‌تنها چیزی که به‌عنوان یک کارآگاه
‫قطعاً توجهم رو جلب کرد‌

49:56.660 --> 50:00.747
‫‌‌این سلاحی بوده که اون راجع‌به
‫داشتن و مالکیتش دروغ گفته

50:01.331 --> 50:04.543
‫به یکی از اولین مصاحبه‌ها برمی‌گردیم،

50:04.543 --> 50:06.962
‫تو... تو هیچ اسلحه‌ای نداشتی.

50:06.962 --> 50:10.966
‫یه چیزی گفتی در مورد...
‫اسلحه بادی یا همچین چیزی؟

50:10.966 --> 50:16.096
‫من... یه... تفنگ بادی داشتم.

50:16.096 --> 50:19.349
‫‌‌هیچ نوع سلاح دیگه‌ای هم خرید کردی؟‌

50:19.349 --> 50:20.267
‫‌‌نه.‌

50:21.018 --> 50:23.603
‫‌‌اگه اون قاتل نبوده،
‫و آلت قتلِ جان چاکالوس

50:23.603 --> 50:25.814
‫سلاحی نبوده که اون خریده،

50:25.814 --> 50:29.359
‫اون فرصت زیادی داشت که
‫اون دروغش رو اصلاح کنه.‌

50:29.359 --> 50:31.278
‫‌‌می‌دونی، برای اصلاح اون فریب.‌

50:31.862 --> 50:33.488
‫‌‌توی کلانتری وینزور،‌

50:33.488 --> 50:35.365
‫‌‌بعد از مرگ پدربزرگت،‌

50:35.949 --> 50:37.951
‫به پلیس وینزور دروغ گفتی؟

50:41.955 --> 50:44.291
‫سؤالم پیچیده نیست، نیتن.

50:44.291 --> 50:47.627
‫‌‌در مورد این سؤال...‌

50:47.627 --> 50:50.797
‫اگه می‌خواید دقیق‌تر بپرسید، جواب می‌دم.

50:50.797 --> 50:53.759
‫- وگرنه، از حق سکوتم استفاده می‌کنم...
‫- بهت کاغذ می‌دم.

50:53.759 --> 50:56.595
‫‌‌تمام دروغ‌هایی که به پلیس وینزور
‫گفتی رو لیست کن.‌

50:56.595 --> 50:58.847
‫‌‌این کار برات راحت‌تره؟‌

50:58.847 --> 51:01.850
‫‌‌چند بار به پلیس وینزور دروغ گفتی؟‌

51:01.850 --> 51:04.269
‫یه مورد بود، که من اطلاعات نادقیقی...
‫من... من...

51:04.978 --> 51:07.147
‫من... من... از حق سکوت استفاده می‌کنم.

51:08.190 --> 51:11.735
‫‌‌اولش وقتی پلیس ازم سؤال پرسید،
‫از نِیتن دفاع کردم...

51:11.735 --> 51:14.196
‫چون همون اولش بهش مشکوک شدن.

51:14.196 --> 51:16.698
‫سؤال می‌کردن: ‌‌فکر می‌کنی اون
‫دستی تو این قتل داشته؟‌

51:16.698 --> 51:19.868
‫‌‌همش اینو به من می‌گفتن، منم می‌گفتم: ‌‌فکر نکنم.‌‌

51:19.868 --> 51:22.704
‫می‌‌گفتم ‌‌چرا؟ یعنی این کار براش چه نفعی داره؟

51:23.747 --> 51:27.584
‫بعدها فهمیدم که از بیمه پول گرفته.

51:28.627 --> 51:30.504
‫‌‌به محض اینکه گواهی فوت داد رو تحویل داد،‌

51:30.504 --> 51:35.675
‫مقدار زیادی پول دریافت کرد که
‫نیازی تصدیق وصیت‌نامه نداشت.‌

51:35.759 --> 51:37.302
‫[مجموع دریافتی: ۴۱۴ هزار و ۴۵۶ دلار]

51:40.055 --> 51:44.559
‫به نظرم یکی از محکم‌ترین شواهد
‫در این پرونده اینه که

51:44.601 --> 51:45.602
‫‌‌اون یه یادداشت فرستاده بود‌

51:45.644 --> 51:46.478
‫[کارآگاه پرونده‌های دریایی]

51:46.520 --> 51:50.107
‫‌‌برای وکیل املاک و دارایی‌های پدربزرگش‌

51:50.565 --> 51:55.570
‫قبل از مرگ پدربزرگش،
‫و سؤالات خیلی به‌خصوصی پرسیده بود.‌

51:56.238 --> 51:59.241
‫‌‌سؤالات ریزی که باورتون نمی‌شه
‫و به تعداد خیلی زیاد.

52:05.288 --> 52:09.626
‫‌‌در واقع خلاصه‌ش این بوده که
‫کی باید اول بمیره و چه زمانی باید بمیره،

52:09.626 --> 52:11.586
‫تا ارث به من برسه؟

52:12.754 --> 52:16.174
‫به نظرم این قتل بوده،
‫و انگیزه‌اش هم فقط یک چیزه.

52:16.174 --> 52:18.844
‫‌‌که نیتن کارمن بتونه پول‌ها رو به جیب بزنه.‌

52:20.804 --> 52:23.390
‫‌‌می‌خوان انگیزه مالی به نیتن نسبت بدن‌

52:23.390 --> 52:24.933
‫‌‌به‌خاطر مرگ جان چاکالوس‌

52:24.933 --> 52:29.604
‫ولی واقعاً به این نکته نمی‌پردازن که
‫پدربزرگ نیتن کارمن...

52:29.604 --> 52:31.898
‫از نیتن حمایت خوبی می‌کرد،

52:31.898 --> 52:35.777
‫یه وانت براش خرید، اجاره‌ش رو می‌داد،
‫بهش پول تو جیبی می‌داد،

52:36.319 --> 52:38.947
‫و همه مخارجش رو می‌داد،
‫مخارج مدرسه‌ش رو تقبل می‌کرد.

52:38.947 --> 52:41.241
‫چه کسی بود که کمترین منفعت رو...

52:42.159 --> 52:45.287
‫از مرگ جان چاکالوس می‌برد؟‌

52:46.204 --> 52:47.372
‫‌‌نیتن کارمن.‌

52:48.039 --> 52:49.499
‫‌‌کمترین منفعت رو برد.‌

52:49.499 --> 52:54.087
‫من تا به امروز به حرفش باور دارم.
‫هیچ نقشی توش نداشت.

52:54.087 --> 52:57.716
‫نه به جرمی محکوم شد، نه دستگیر شد.

52:57.716 --> 53:01.136
‫ما هیچ‌وقت نتونستیم حکم بازداشت بگیریم.

53:01.136 --> 53:02.762
‫یک بار درخواست دادیم.

53:02.762 --> 53:07.058
‫‌‌معاون دادستان کل ایالت... ردش کرد.‌

53:07.058 --> 53:12.689
‫‌‌آدمایی محاکمه شدن و به اعدام محکوم شدن‌

53:12.689 --> 53:16.651
‫که شواهد خیلی کمتری نسبت به نیتن
‫علیه‌شون وجود داشته،

53:16.651 --> 53:19.946
‫و بنظرم این واقعاً... باورنکردنی می‌اومد.

53:21.072 --> 53:23.783
‫می‌دونی، چرا حتی دستگیرش نکردن؟

53:37.172 --> 53:39.132
‫‌‌بعد از قتل چاکالوس،‌

53:39.132 --> 53:45.764
‫کشیش کلیسایی که خانواده چاکالوس بهش می‌رفتند،

53:45.764 --> 53:49.142
‫دستیارش بهش خبر داده بود

53:49.142 --> 53:55.106
‫که نیتن کارمن و لیندا کارمن
‫اومده بودن به کلیسا.

53:57.525 --> 54:00.111
‫‌‌پدر رفت بیرون‌،

54:00.111 --> 54:04.324
‫و دید نیتن روبروی محراب زانو زده

54:05.116 --> 54:09.829
‫‌‌دست‌هاش رو دراز کرده بود،
‫و از خدا طلب کمک می‌کرد.‌

54:12.290 --> 54:15.669
‫‌‌لیندا نشسته بود تو ردیف‌های عقب کلیسا،
‫تماشا می‌کرد.‌

54:18.463 --> 54:20.465
‫‌‌این قضیه حدود پنج ساعت ادامه داشت.‌

54:22.092 --> 54:25.136
‫‌‌یه‌جایی، کشیش از پشت سر بهش نزدیک شد...‌

54:25.136 --> 54:28.056
‫به‌قدری که بشنوه نیتن داشت چی می‌گفت.

54:29.432 --> 54:31.768
‫‌‌نیتن داشت توبه می‌کرد.‌

54:32.394 --> 54:34.479
‫‌‌داشت از خدا طلب آمرزش می‌کرد.‌

54:45.865 --> 54:47.951
‫گذاشتی فرار کنه!‌

54:47.951 --> 54:50.328
‫نیتن، بهش آسیب زدیم.
‫نه، هیلی، بهش آسیب زدیم.‌

54:50.328 --> 54:51.955
‫- آسیب دید.
‫- چی کار کرد؟

54:51.955 --> 54:54.666
‫- باید ولش کنیم بره.
‫- نمی‌تونیم بذاریم فرار کنه!

54:54.666 --> 54:55.750
‫آره، ولی بهش آسیب زدیم.

54:55.750 --> 54:58.336
‫می‌دونی چیه، نیتن؟ اشکالی نداره.

54:58.336 --> 55:00.297
‫‌‌می‌دونی چیه، نیتن؟ مارمولکه خوبه...‌

55:00.297 --> 55:02.173
‫‌‌لیندا مادر فوق‌العاده‌ای بود.‌

55:03.508 --> 55:08.221
‫‌‌از همون لحظه‌ای که نیتن به دنیا اومد،
‫لیندا سعی داشت بهترین‌ها رو براش فراهم کنه.‌

55:08.888 --> 55:12.600
‫‌‌کل زندگی‌ش همین بود،
‫فقط می‌خواست به پسرش کمک کنه.‌

55:15.270 --> 55:17.480
‫‌‌اون توی نیتن یه چیزی می‌دید‌

55:17.480 --> 55:20.900
‫‌‌و بعد می‌رفت سرچ می‌کرد
‫و کلی راجع بهش تحقیق می‌کرد.‌

55:20.900 --> 55:23.570
‫می‌رفت یه متخصص پیدا می‌کرد،
‫زندگیش شده بود همین.

55:25.238 --> 55:26.740
‫‌‌نیتن عاشق مامانش بود.‌

55:26.740 --> 55:29.659
‫‌‌اون‌ها رابطه‌ی خیلی خاصی داشتن.‌

55:30.785 --> 55:33.455
‫‌‌لیندا سعی می‌کرد هرچقدر می‌تونه
‫با پسرش وقت بگذرونه.‌

55:34.247 --> 55:37.000
‫‌‌تلاش می‌کرد بهش کمک کنه.‌

55:38.918 --> 55:42.797
‫‌‌نمی‌خواست نیتن چیزی رو تجربه کنه که
‫خودش توی بچگی تجربه کرده بود.‌

55:42.797 --> 55:45.925
‫‌‌اون منفی‌بافی‌ها، اون داد و بیدادها توی خونه،‌

55:45.925 --> 55:47.052
‫‌‌خشونت‌های فیزیکی‌

55:47.052 --> 55:49.679
‫‌‌ولی هر چی بزرگ‌تر شد،‌

55:50.472 --> 55:52.724
‫‌‌نیتن فاصله گرفت. عقب‌نشینی کرد.‌

56:01.274 --> 56:04.778
‫‌‌می‌خواست رابطه‌ی بهتری با نیتن داشته باشه‌،

56:06.029 --> 56:09.074
‫و فکر کنم واسه همین می‌رفتن ماهی‌گیری.

56:13.912 --> 56:14.996
‫‌‌عالیه.‌

56:14.996 --> 56:18.958
‫‌‌لیندا چندان به ماهیگیری علاقه نداشت.
‫براش مهم نبود.‌

56:18.958 --> 56:21.461
‫‌‌فقط سعی داشت از هر طریقی که می‌تونه...‌

56:21.461 --> 56:23.004
‫باهاش ارتباط بگیره.

56:23.004 --> 56:24.923
‫اینجا اندازه‌ش رو می‌گیری.

56:24.923 --> 56:27.884
‫- چاقه.
‫- آره، چاقه.

56:28.968 --> 56:29.803
‫‌‌خداحافظ.‌

56:33.765 --> 56:36.976
‫‌‌اون عاشق پسرش بود. واقعاً عاشقش بود.‌

56:40.146 --> 56:44.025
‫نیتن بعد از مرگ جان...

56:46.277 --> 56:48.738
‫‌‌نمی‌تونم بگم اون تنهاتر شده بود.‌

56:48.738 --> 56:50.115
‫مثل همیشه‌ش بود،

56:50.740 --> 56:55.078
‫و... رفته بود توی ورمانت یه ملک خریده بود.

56:58.123 --> 57:03.420
‫اون داشت مطالعه می‌کرد
‫و یاد می‌گرفت چطوری لوله‌کشی انجام بده.

57:03.420 --> 57:06.589
‫‌‌اون داخل خونه‌ش رو بازسازی کرد.‌

57:06.589 --> 57:08.967
‫‌‌همه‌چی رو خودش تنهایی انجام داد.‌

57:12.303 --> 57:15.765
‫‌‌یه خونه‌ی خیلی بزرگ
‫و در حال ساخت بود.‌

57:15.765 --> 57:17.392
‫‌‌از بیخ و بن تخریب شده بود.‌

57:19.477 --> 57:21.729
‫‌‌کمی تعجب‌آوره کسی بخواد اونجا زندگی کنه.‌
‫[معاون رئیس‌پلیس]

57:23.940 --> 57:28.611
‫چون خانواده کاملاً باهاش دشمن شده بودن

57:28.611 --> 57:33.324
‫و حس می‌کردن که اون قاتل جان بود،

57:34.909 --> 57:37.162
‫‌‌من فکر می‌کنم اون می‌خواست...‌

57:37.912 --> 57:40.415
‫‌‌گمون کنم خودش رو توی یه کاری غرق کنه،‌

57:40.415 --> 57:45.170
‫و تمرکزش رو بذاره روی ساخت و ساز ملکش.

57:47.589 --> 57:48.673
‫[نیتن کارمن - مدیر ارشد پروژه]

57:48.715 --> 57:51.926
‫‌‌داشت سعی می‌کرد وارد بازار کار هم بشه.‌

57:51.968 --> 57:53.052
‫[کمپانی سرمایه‌گذاری چاکالوس]

57:53.052 --> 57:55.263
‫‌‌تو ذهنش، قرار بود یه مرد ثروتمند بشه،‌

57:55.263 --> 57:56.931
‫‌‌می‌خواست ساختمون‌ساز بشه‌

57:56.931 --> 58:02.937
‫‌‌ساختمان‌های بزرگ، کاخ‌های چندطبقه
‫و آسمان‌خراش

58:02.937 --> 58:03.980
‫و این‌جور چیزا.

58:03.980 --> 58:06.191
‫‌‌و این اتفاق نیفتاد.‌

58:17.952 --> 58:19.871
‫‌‌قبل از اینکه به فلوریدا نقل‌مکان کنم،‌

58:19.871 --> 58:23.833
‫‌‌رفتم خونه‌ی لیندا، بهش گفتم: ‌‌ببین، لیندا،‌‌

58:25.335 --> 58:30.798
‫‌‌همه می‌دونن عذری که نیتن ارائه داده
‫دروغ بوده.‌

58:32.008 --> 58:34.052
‫‌‌هیچ‌کس به این داستان باور نداره.‌

58:34.052 --> 58:36.137
‫و اون گفت: ‌‌اون پسر منه.‌

58:36.930 --> 58:40.808
‫گفت: ‌‌من مادرشم. اون تنها فرزندمه.‌

58:43.228 --> 58:46.648
‫و خیلی تحت تأثیر قرار گرفته بود.
‫یعنی گریه می‌کرد.

58:48.066 --> 58:51.194
‫و هی می‌گفت: ‌‌اون پسر منه. اون پسر منه.‌

58:53.321 --> 58:54.280
‫‌‌آخه...‌

58:54.280 --> 58:58.993
‫‌‌می‌شد به‌وضوح دید که
‫فشار زیادی بهش وارد شده بود.‌

59:02.330 --> 59:04.040
‫‌‌می‌دونی، فکر کنم تو ذهنم،‌

59:04.040 --> 59:06.626
‫به نظرم تا یکی دو ماه بعدش

59:06.626 --> 59:08.670
‫‌‌رفته‌رفته تسلیم می‌شد.

59:09.462 --> 59:13.258
‫و بهش گفتم: ‌‌تو باید نگران باشی،
‫چون یه تهدیدی براش.‌

59:17.387 --> 59:21.182
‫‌‌قبل از اینکه برم، بهش گفتم:
‫«بهتره دیگه با اون بچه نری کشتی‌سواری،»

59:21.182 --> 59:24.686
‫‌‌چون اگه این کار رو بکنی،
‫اون تنهایی برمی‌گرده.‌»

59:24.686 --> 59:27.021
‫‌‌یه اتفاقی قراره اونجا برات بیفته،‌

59:27.021 --> 59:28.982
‫‌‌و این آخرین باریه که می‌بینیمت.‌»

59:30.400 --> 59:31.568
‫و ‌‌گفت، به من گفت...‌

59:31.568 --> 59:34.070
‫«‌‌تو تنها کسی نیستی که اینو بهم گفته.‌»

59:36.447 --> 59:39.867
‫‌‌و اون روز آخرین روزی بود که من... من دیدمش.‌

59:53.006 --> 59:54.591
‫‌‌دریا وسیعـه.‌

59:55.717 --> 59:58.553
‫‌‌دریا خیلی بزرگه.‌

59:59.721 --> 01:00:04.350
‫‌‌و وقتی در مورد دریا به‌عنوان صحنۀ جرم حرف می‌زنید،‌

01:00:04.350 --> 01:00:08.896
‫فقط عمیق و عمیق‌تر می‌شه.

01:00:12.317 --> 01:00:16.362
‫‌‌کی متوجه شدی که آب داره
‫نفوذ می‌کنه به «چیکن پاکس»؟

01:00:17.405 --> 01:00:20.533
‫‌‌حدود ظهر، در تاریخ ۱۸ سپتامبر.‌

01:00:23.786 --> 01:00:25.997
‫‌‌به نظرم صدای موتور فرق کرده بود.‌

01:00:27.040 --> 01:00:31.127
‫و به همین خاطر، خواستم موتور رو چک کنم.

01:00:31.127 --> 01:00:34.505
‫‌‌و درِیچۀ جلوی اتاقک راننده رو باز کردم،‌

01:00:35.048 --> 01:00:38.885
‫‌‌و مقدار زیادی آب درون کشتی دیدم.‌

01:00:40.136 --> 01:00:42.055
‫‌‌بعدش چی‌کار کردی؟‌

01:00:43.556 --> 01:00:47.060
‫‌‌بعدش از مامانم خواستم که
‫نخ ماهیگیری رو بیاره.‌

01:00:47.935 --> 01:00:50.980
‫به مامانت نگفتی که نیم متر آب
‫توی کشتی جمع شده بود؟

01:00:50.980 --> 01:00:53.316
‫نه، فکر کردم اگه اینو بهش بگم پَنیک می‌کنه.

01:00:53.316 --> 01:00:55.652
‫‌‌پس نیم متر آب توی کشتی جمع شده بود.‌

01:00:55.652 --> 01:00:57.987
‫‌‌به جای اینکه به مامانت بگی جلیقه نجات بپوشه،‌

01:00:57.987 --> 01:00:59.989
‫بهش گفتی نخ ماهیگیری رو بیاره.

01:00:59.989 --> 01:01:01.282
‫‌‌شهادتت همینه؟‌

01:01:01.282 --> 01:01:03.576
‫‌‌از مامانم خواستم که نخ ماهیگیری رو بیاره.‌

01:01:03.576 --> 01:01:06.412
‫در ‌‌اون لحظه، آوردن نخ‌های ماهیگیری مهم‌تر از

01:01:06.412 --> 01:01:08.081
‫پوشیدن جلیقه نجات بود؟

01:01:08.915 --> 01:01:13.336
‫‌‌از خودم پرسیدم: آیا کار درستی کردم؟‌

01:01:13.336 --> 01:01:16.506
‫می‌دونم که اون‌موقع این تو ذهنم بود که

01:01:17.924 --> 01:01:22.136
‫‌‌باید... باید...
‫اول، باید نخ ماهیگیری رو بیاریم.‌

01:01:22.136 --> 01:01:27.642
‫دوم، ‌‌باید حواس مامانم رو پرت کنم تا
‫تا بتونم مشکل رو حل کنم.

01:01:30.186 --> 01:01:33.064
‫‌‌فکر نمی‌کردم کشتی قراره غرق بشه.‌

01:01:36.401 --> 01:01:37.735
‫‌‌کشتی‌ها این‌جوری نمی‌شن.‌

01:01:37.735 --> 01:01:40.154
‫‌‌یه کشتی یهویی زیر پات رو خالی نمی‌کنه‌،

01:01:40.154 --> 01:01:43.324
‫‌‌اون‌طور که توصیف کرده بود.

01:01:43.324 --> 01:01:46.536
‫و در اعماق اقیانوس ناپدید بشه.‌

01:01:48.538 --> 01:01:50.748
‫[نیتن دو هفته پس از نجات یافتن،]

01:01:50.790 --> 01:01:55.253
‫[برای دریافت خسارت ۸۵ هزار دلاری
‫برای قایق گم‌شده‌اش به بیمه درخواست داد]

01:01:59.257 --> 01:02:01.926
‫اظهارات ابتدایی برای محاکمۀ نیتن کارمن

01:02:01.926 --> 01:02:03.803
‫امروز در دادگاهی در شهر پراویدنس بیان شد.

01:02:03.803 --> 01:02:05.972
‫‌‌یک شرکت بیمه از کارمن شکایت کرده،‌

01:02:05.972 --> 01:02:08.307
‫‌‌کسی که برای کشتی‌اش خسارت مطالبه کرده بود

01:02:08.307 --> 01:02:11.769
‫کشتی‌ای که در سال ۲۰۱۶ در ساحل
‫پوینت جودیت غرق شده بود.

01:02:12.520 --> 01:02:14.439
‫‌‌تا به امروز، چیزی که من رو
‫بیشتر از همه شگفت‌زده می‌کنه،‌

01:02:14.439 --> 01:02:17.191
‫و از همون اول این پرونده
‫من رو شگفت‌زده کرده،

01:02:17.191 --> 01:02:20.111
‫اینه که چرا از بیمه خسارت خواسته بود؟

01:02:20.778 --> 01:02:24.407
‫‌‌اگه درخواستی ثبت نمی‌کرد، یه مرد آزاد بود.‌

01:02:29.412 --> 01:02:32.373
‫[اسکلۀ رام پوینت]
‫[ویکفیلد، رود آیلند]

01:02:35.418 --> 01:02:39.756
‫‌‌خب، فکر می‌کنم شرکت بیمه داشت
‫آماده می‌شد تا غرامت رو پرداخت کنه.‌

01:02:39.756 --> 01:02:44.761
‫و اینجا بود که ما رفتیم با کارکنان
‫اسکلۀ رام پوینت‌ صحبت کنیم

01:02:44.761 --> 01:02:47.847
‫‌‌اون روز، تمام روز رو مشغول کار روی کشتی بود،‌

01:02:47.847 --> 01:02:49.640
‫همون روزی که با مادرش رفتن دریا.

01:02:51.392 --> 01:02:55.354
‫‌‌یه آقایی اون روز تو اسکله نشسته بود.‌

01:02:55.354 --> 01:02:57.148
‫‌‌من چوب ماهیگیری ندیدم.
‫[مایک یوزی]

01:02:57.190 --> 01:02:58.983
‫حتی غذایی هم دستش ندیدم.‌

01:02:58.983 --> 01:03:01.819
‫‌‌وقتی دیدم خم شده بود پشت قایق،
‫نظرم بهش جلب شد‌

01:03:02.445 --> 01:03:04.238
‫داشت دو تا سوراخ دریل می‌کرد.

01:03:05.448 --> 01:03:07.283
‫‌‌اون نیتن کارمن رو دیده،‌

01:03:07.283 --> 01:03:10.661
‫که خم شده به سمت پشت کشتی

01:03:10.661 --> 01:03:14.373
‫و یه دریل تو دستش بوده که
‫مته‌ی سوراخ‌کاری داشته.

01:03:14.373 --> 01:03:17.168
‫اون روز صفحه تنظیم کشتی رو درآورده بود.

01:03:18.878 --> 01:03:23.049
‫‌‌صفحه تنظیم، برگه‌های فلزی‌ای هستن که
‫به انتهای کشتی وصل می‌شن.‌

01:03:23.049 --> 01:03:24.592
‫‌‌با برداشتن صفحات تنظیم،

01:03:24.592 --> 01:03:27.011
‫شرایطی رو به وجود آورده بود
‫که قایق سوراخ بشه.

01:03:28.262 --> 01:03:31.349
‫‌‌قایق‌ران‌ها همیشه روی قایق‌هاشون کار می‌کنن.‌

01:03:31.349 --> 01:03:35.186
‫‌‌کارهایی باهاشون می‌کنن
‫که احتمالاً نباید انجام بشه.‌

01:03:35.186 --> 01:03:37.230
‫‌‌سوراخ حفر می‌کنن، پُرش می‌کنن...‌

01:03:37.814 --> 01:03:41.359
‫شما اگه بخوای برای یه قتل نقشه بکشی، خب؟

01:03:41.359 --> 01:03:43.736
‫‌‌و می‌خوای که با صفحات تنظیم سر و کله بزنی،‌

01:03:44.320 --> 01:03:46.948
‫‌‌جایی که دو یا سه یا چهار نفر هستن

01:03:46.948 --> 01:03:48.533
‫و دارن نگاهت می‌کنن، این‌کارو می‌کنی؟

01:03:48.533 --> 01:03:50.660
‫‌‌یا نصفه‌شب میری این کار رو بکنی؟‌

01:03:51.702 --> 01:03:55.790
‫به نظرم خودش می‌خواست دیده بشه که
‫داره این ‌‌تعمیرات‌ رو انجام میده،

01:03:55.790 --> 01:03:57.542
‫و داره صفحات تنظیم رو درمیاره.

01:03:57.542 --> 01:04:01.963
‫‌‌این یک عذر موجه برای غرق‌شدن کشتی جور کرد.

01:04:01.963 --> 01:04:05.550
‫‌‌یه پسری که نقشه‌ش اینه که
‫پدربزرگش رو بکشه،‌

01:04:05.550 --> 01:04:07.426
‫سه، سه و نیم سال صبر کنه،

01:04:07.426 --> 01:04:08.761
‫‌‌بعد مادرش رو بکشه‌،

01:04:08.761 --> 01:04:13.182
‫و بعدش درخواست خسارت ۸۵ هزار دلاری بکنه.

01:04:13.182 --> 01:04:15.518
‫‌‌باید احمق باشی که همچین کاری بکنی.‌

01:04:16.894 --> 01:04:18.813
‫‌‌نیتن کارمن سکوتش را می‌شکند‌

01:04:18.813 --> 01:04:21.858
‫پس از دادگاه مدنی‌ای که
‫علیه شرکت بیمه برگزار شد

01:04:21.858 --> 01:04:24.026
‫برای کشتی غرق‌شده‌اش «چیکن پاکس».

01:04:24.026 --> 01:04:26.696
‫اولاً، ما نمی‌دونیم چی باعث غرق شدن کشتی شده.

01:04:26.696 --> 01:04:29.031
‫دوماً، این قضیه اصلاً پول نبوده.

01:04:29.824 --> 01:04:32.994
‫احساس می‌کنم ‌‌انگار یه مسئولیتی
‫در قبال مامانم دارم‌

01:04:32.994 --> 01:04:35.746
‫‌‌که مطمئن بشم حقیقت فاش میشه.‌

01:04:35.746 --> 01:04:40.001
‫و آقای فارل و شرکت بیمۀ بوت یواِس،
‫اتهاماتی که به من وارد کردن

01:04:40.001 --> 01:04:41.711
‫انقدر بزرگ و باورنکردنیـه

01:04:41.711 --> 01:04:43.880
‫که واقعاً نمی‌تونم نادیده‌ش بگیرم.

01:04:43.880 --> 01:04:45.464
‫حرف دیگه‌ای ندارم.

01:04:47.842 --> 01:04:50.469
‫‌‌نیتن کارمن خسارتی برای کشتی‌اش‌
‫[درخواست رد شد]

01:04:50.469 --> 01:04:52.263
‫چیکن پاکس، دریافت نخواهد کرد.

01:04:52.263 --> 01:04:55.516
‫یک قاضی فدرال رأی صادر کرده
‫که غرق‌شدن کشتی نیتن کارمن

01:04:55.516 --> 01:04:58.477
‫مستقیم یا غیرمستقیم به‌خاطر
‫تعمیرات نادرستش بوده.

01:04:58.477 --> 01:05:01.522
‫همه‌چیز برمی‌گشت به چهارتا سوراخی که
‫توی کستی ایجاد کرده بود و سعی کرد درست‌شون کنه

01:05:01.522 --> 01:05:03.357
‫‌‌صبحِ آخرین سفر اون کشتی.‌

01:05:04.942 --> 01:05:09.155
‫‌‌اون شرکت بیمه منابعی داشت
‫که پلیس نداشت،‌

01:05:09.155 --> 01:05:10.948
‫‌‌و همون باعث نابودیِ نیتن شد.‌

01:05:10.948 --> 01:05:15.202
‫پیروز شد... همه‌ی اطلاعات پرونده رو
‫در اختیار پلیس گذاشتن،

01:05:15.912 --> 01:05:19.916
‫و بعد، تحقیقات خیلی جدی‌تر شد.

01:05:19.916 --> 01:05:21.834
‫اون روز پلیس فدرال هم درگیر پرونده شد.

01:05:21.876 --> 01:05:23.169
‫[ساختمان اف‌بی‌آی جی. ادگار هوور]

01:05:23.210 --> 01:05:26.672
‫[سال ۲۰۲۲ - شش سال پس از ناپدید شدن لیندا]

01:05:27.006 --> 01:05:30.134
‫نیتن کارمنِ ۲۸ ساله

01:05:30.134 --> 01:05:34.263
‫به اتهام قتل مادرش، لیندا کارمن،
‫بازداشت شده است.

01:05:34.263 --> 01:05:36.807
‫‌‌طبق کیفرخواست منتشرشده،‌

01:05:36.807 --> 01:05:40.394
‫‌‌نیتن به‌ادعای پلیس مادرش را در دریا کُشته‌

01:05:40.394 --> 01:05:42.355
‫و کشتی خودش رو هم غرق کرده.

01:05:42.355 --> 01:05:44.523
‫در این کیفرخواست حتی گفته شده که

01:05:44.523 --> 01:05:46.651
‫اون پدربزرگ خودش رو هم کشته.

01:05:46.651 --> 01:05:50.279
‫طبق گفته‌ها، همه به خاطر ارث و میراث بوده.

01:05:50.529 --> 01:05:53.491
‫‌‌نیتن به قتل در دریا متهم شد.‌

01:05:53.491 --> 01:05:58.788
‫‌‌یکم خیالم راحت شد، چون می‌دونستم
‫این بار از رو دوش خانواده‌م برداشته می‌شه.‌

01:05:59.914 --> 01:06:03.834
‫می‌خواستیم مطمئن بشیم که نیتن مجازات می‌شه،

01:06:03.834 --> 01:06:06.337
‫‌‌مجرم شناخته بشه،‌

01:06:06.337 --> 01:06:09.882
‫و دیگه بهش اجازه ندن همچین کاری بکنه.‌

01:06:11.801 --> 01:06:15.388
‫‌‌بعد از تحقیق شش‌ساله‌ی اف‌بی‌آی،‌

01:06:15.388 --> 01:06:18.099
‫‌‌نیتن در دادگاه فدرال متهم شد به

01:06:18.099 --> 01:06:23.604
‫نقش داشتن در یک طرح بلندمدت و حساب‌شده

01:06:23.604 --> 01:06:29.485
‫با هدف این‌که وارث ثروت پدربزرگش می‌شه.‌

01:06:31.862 --> 01:06:34.615
‫- نیتن، تو مادرت رو کشتی؟
‫- بی‌گناهم!

01:06:39.787 --> 01:06:42.039
‫‌‌مشکل اینه که هیچ نقشه‌ای وجود نداشت.‌

01:06:42.039 --> 01:06:44.083
‫‌‌هیچ نقشه‌ای در کار نبود.‌

01:06:44.083 --> 01:06:46.752
‫‌‌من یه پسرخوانده دارم‌
‫[وکیل نیتن]

01:06:46.752 --> 01:06:49.338
‫درست ‌‌هم‌سنِ نیتن‌ـه‌

01:06:49.338 --> 01:06:53.259
‫و همون محرک‌های اوتیسمیِ نیتن رو داره.‌

01:06:53.259 --> 01:06:56.095
‫‌‌نیتن کارمن. اومدیم ملاقاتش.‌

01:06:57.304 --> 01:07:00.391
‫هر کاری که باید بکنم، البته در چهارچوب قانون،

01:07:00.391 --> 01:07:01.976
‫‌‌اون کار رو خواهم کرد.‌

01:07:02.643 --> 01:07:06.355
‫‌‌من یه سال و نیم پیش عمل قلب باز داشتم.‌

01:07:06.355 --> 01:07:09.108
‫دکترم گفت خودتـو درگیر نکن.

01:07:10.443 --> 01:07:12.194
‫به دکترم گفتم:

01:07:12.194 --> 01:07:16.407
‫‌‌اگه قراره توی دادگاه با این پرونده بمیرم،‌

01:07:16.407 --> 01:07:19.410
‫و در این حین عدالتی که این بچه
‫لیاقتش رو داره براش اجرا کنم،

01:07:19.410 --> 01:07:20.870
‫باکی نیست.

01:07:27.793 --> 01:07:31.172
‫‌‌شما می‌گید که با این قایق نجات در دریا بودید‌

01:07:31.172 --> 01:07:34.550
‫به‌مدت تقریباً هفت روز بعد از غرق‌شدن کشتی؟‌

01:07:37.470 --> 01:07:38.763
‫‌‌درسته؟‌

01:07:38.763 --> 01:07:43.225
‫‌‌بله، من بعد از غرق شدن کشتی
‫هفت روز توی دریا با قایق نجات بودم.‌

01:07:49.023 --> 01:07:52.151
‫‌‌امکان نداره تو اون قایق بوده باشه

01:07:52.151 --> 01:07:55.488
‫‌‌به مدت زمانی که گفت
‫توی اون قایق نجات بوده.‌

01:07:56.530 --> 01:07:59.116
‫‌‌و چیزی که توی این عکس
‫برام جلب توجه می‌کنه‌

01:08:00.326 --> 01:08:04.580
‫اینه که نیتن نرده‌ها رو سفت گرفته

01:08:05.331 --> 01:08:08.459
‫هر دو طرفِ نرده‌ها رو.

01:08:10.294 --> 01:08:14.799
‫و این سؤال برام پیش میاد که
‫بعد از هفت روز توی یه قایق نجات،

01:08:14.799 --> 01:08:16.884
‫‌‌چطوری تونسته این کار رو بکنه.‌

01:08:16.884 --> 01:08:21.430
‫بدن‌تون دیگه توان این رو نداره که

01:08:21.430 --> 01:08:23.808
‫‌‌نوسان‌ها و لرزش‌ها رو هندل کنه

01:08:23.808 --> 01:08:27.686
‫و چشمت هم نمی‌تونه ببینه.

01:08:29.188 --> 01:08:35.653
‫‌‌از نظر فیزیولوژیکی، باید غیرممکن باشه
‫اون‌شکلی که اون حرکت می‌کرد حرکت کنه.

01:08:37.113 --> 01:08:40.908
‫‌‌به احتمال زیاد، اون نباید بتونه شنا کنه‌

01:08:40.908 --> 01:08:43.536
‫و بدون کمک از پله‌ها بالا بره‌

01:08:43.536 --> 01:08:46.413
‫چون اون هفت روز روی پاهاش واینستاده بود.

01:08:46.413 --> 01:08:48.207
‫از عضلات پاش استفاده نکرده بود.

01:08:48.207 --> 01:08:50.334
‫نباید توانایی انجام این کارها رو می‌داشته.

01:08:53.337 --> 01:08:54.880
‫- سلام.
‫- پیدات شد.

01:08:54.880 --> 01:08:57.550
‫- ممنون که اومدی. دیوید سالیوان هستم.
‫- خواهش می‌کنم. خوشحالم از آشنایی‌ت.

01:08:57.550 --> 01:09:01.762
‫‌‌دیدم که کارشناس گفت چابکی اون
‫بیش از حد بود‌ه

01:09:01.762 --> 01:09:03.430
‫واسه کسی که هفت روز تو دریا بوده.

01:09:03.430 --> 01:09:05.057
‫‌‌باز هم می‌گم که مخالفم.‌
‫[تکاور دریایی بازنشسته - شاهد متخصص]

01:09:05.099 --> 01:09:07.935
‫‌‌توی اون شرایط، وقتی می‌دونی
‫اون چیز احتمالاً نجاتت میده

01:09:07.935 --> 01:09:09.603
‫و ‌‌احتمالاً تنها نجات‌دهنده‌ات هست،

01:09:09.603 --> 01:09:12.356
‫می‌دونی، آدرنالینت بالا می‌ره،

01:09:12.356 --> 01:09:13.691
‫‌‌مهم نیست چقدر خسته‌ای.‌

01:09:13.691 --> 01:09:17.862
‫و من توی همچین شرایطی بودم،
‫گرمای شدید توی عراق،

01:09:17.862 --> 01:09:19.905
‫‌‌آب بدنِ آدم تحلیل می‌ره.‌

01:09:19.905 --> 01:09:21.282
‫بچه‌ها خسته می‌شن.

01:09:21.282 --> 01:09:23.993
‫و وقتی بهمون حمله می‌شد یا
‫چنین اتفاقایی میفتاد،

01:09:23.993 --> 01:09:27.621
‫‌‌می‌بینی که چطور از
‫خستگی و کم‌آبی در میان،‌

01:09:27.621 --> 01:09:28.831
‫و سریع دست به تفنگ می‌شن.

01:09:29.748 --> 01:09:33.377
‫‌‌توی کیف اضطراری چی گذاشته بودی؟‌

01:09:33.377 --> 01:09:38.382
‫‌‌یادم میاد که مواد غذایی اضطراریِ دیترکس بود.‌

01:09:38.883 --> 01:09:43.846
‫یادم میاد یه آب‌ساز بود،
‫یه دستگاه آب‌ساز دستی.

01:09:45.264 --> 01:09:49.560
‫‌‌توی قایق نجاتش یه دستگاه داره،
‫یه دستگاهی که خودش خریده،‌

01:09:49.560 --> 01:09:52.396
‫که آب شور رو به آب آشامیدنی تبدیل می‌کنه.‌

01:09:52.396 --> 01:09:56.108
‫من در طول تمام این سال‌ها
‫هیچکسی رو ندیدم که

01:09:56.108 --> 01:09:59.445
‫‌‌روی یه کشتی تفریحی، یک کشتی ۹ متری،‌

01:09:59.445 --> 01:10:01.780
‫یه دستگاه آب‌ساز اضطراری داشته باشه.‌

01:10:01.780 --> 01:10:05.701
‫‌‌چیزی که از خوندن گزارشِ
‫غرق شدن کشتی دستگیرم شد،‌

01:10:05.701 --> 01:10:08.954
‫‌‌اینه که... از یه طرف،‌
‫[متخصص اختلال اوتیسم]

01:10:08.954 --> 01:10:14.960
‫ما خصوصیت سامان‌دهیِ نیتن رو داشتیم،

01:10:14.960 --> 01:10:18.339
‫‌‌اون ویژگیِ اوتیسم، داشتنِ ساختار و برنامه‌ریزی،‌

01:10:19.089 --> 01:10:23.135
‫این مشخص بود نشون به اون نشون که

01:10:23.135 --> 01:10:24.845
‫‌‌نیتن کامل بهش فکر کرده بود

01:10:24.845 --> 01:10:28.766
‫که برای یه قایق نجات به چه چیزهایی نیاز داره،

01:10:28.766 --> 01:10:31.852
‫و این‌ها رو برای قایقی که نیازی به
‫این‌چیزها نداشت تهیه کرده بود.

01:10:31.852 --> 01:10:36.106
‫‌‌آدم‌های اوتیسمی مثل من،
‫و به تبعش، آدم‌هایی مثل اون...‌

01:10:36.106 --> 01:10:40.194
‫‌‌این ویژگی‌ها... داشتن ساختار و برنامه‌ریزی‌

01:10:40.194 --> 01:10:42.363
‫جزئی از اوتیسم ماست.

01:10:42.363 --> 01:10:45.824
‫‌‌ولی، می‌دونی، مردم فکر می‌کنن
‫ما یه نقشه‌ای تو سرمونه،

01:10:45.824 --> 01:10:49.745
‫فکر می‌کنن ما مکاریم، حیله‌گریم،
‫یا صرفاً کودن‌ایم.

01:10:50.579 --> 01:10:51.664
‫‌‌در یک زمان مشخص‌،

01:10:51.664 --> 01:10:53.874
‫‌‌بعد از اینکه چیزی که بهش میگم ناهار رو خوردم،‌

01:10:53.874 --> 01:10:56.377
‫داشتم «برانچ» می‌خوردم،

01:10:56.377 --> 01:10:57.962
‫چون... قایق نجات...

01:10:58.462 --> 01:11:02.508
‫توی.. در واقع... نجات...

01:11:03.259 --> 01:11:05.928
‫رو بسته‌های غذا نوشته بود
‫روزی چهار عددش رو بخورید،

01:11:05.928 --> 01:11:08.681
‫و من هم داشتم در طول روز
‫این رو دقیق تقسیم می‌کردم.

01:11:09.265 --> 01:11:11.767
‫‌‌طرفای ظهر کشتی «اورینت لاکی» رو دیدم.‌

01:11:11.767 --> 01:11:15.604
‫زمانی که از سر جام بلند شدم
‫و یه نگاهی به اطرافم انداختم.

01:11:16.480 --> 01:11:20.651
‫‌‌علم به ما می‌گه که امکان نداره،‌

01:11:20.651 --> 01:11:22.903
‫‌‌بر اساس داستانی که برامون تعریف کرد،‌

01:11:22.903 --> 01:11:25.322
‫طبق زمانی که غرق شده

01:11:25.322 --> 01:11:29.410
‫‌‌و جایی که کشتی غرق شده،
‫حتی به‌طور خیلی تقریبی و حدودی،

01:11:29.410 --> 01:11:33.455
‫سر از جایی در بیاره که
‫در نهایت از دریا نجاتش دادن.

01:11:34.957 --> 01:11:38.711
‫‌‌گارد ساحلی می‌تونه بفهمه
‫یه چیزی چطور روی آب شناور می‌مونه،‌

01:11:38.711 --> 01:11:42.589
‫‌‌با توجه به اندازه‌ی قایق، و وزن قایق.‌

01:11:44.049 --> 01:11:47.052
‫‌‌تحلیلِ شناوری، علمی پیچیده و پیشرفته‌ست.‌

01:11:48.178 --> 01:11:50.889
‫‌‌باد، جریان، دمای دریا.‌

01:11:50.889 --> 01:11:53.017
‫‌‌همه‌ی این عوامل تأثیرگذار هستن،‌

01:11:53.017 --> 01:11:56.353
‫و همه‌ی اون‌ها روزانه چندین بار
‫زیر نظر قرار می‌گیرن

01:11:56.353 --> 01:11:58.689
‫در نقاط مختلفی از اقیانوس.

01:11:58.689 --> 01:12:00.441
‫‌‌توی آب شناوه وجود داره.‌

01:12:00.441 --> 01:12:05.195
‫‌‌ما حسگرهایی روی ماهواره‌ها داریم.‌

01:12:05.779 --> 01:12:08.699
‫‌‌تحلیلِ شناوریِ قایق به ما می‌گه‌

01:12:09.533 --> 01:12:14.204
‫‌‌که الگوی شناوری
‫باید اون رو از شرق به غرب می‌برد...‌

01:12:17.416 --> 01:12:19.501
‫‌‌که باعث می‌شد نیتن...‌

01:12:20.210 --> 01:12:25.507
‫سر از یه ‌‌جایی... این پایین در بیاره.‌

01:12:26.759 --> 01:12:29.636
‫‌‌ولی قطعاً اینجا نمی‌تونسته باشه.‌

01:12:31.847 --> 01:12:34.558
‫‌‌اون باید ۱۲۸ کیلومتر در نقطۀ مخالف می‌بود‌

01:12:34.558 --> 01:12:36.393
‫‌‌اگه تو درّه بلوک غرق شده.‌

01:12:37.353 --> 01:12:39.229
‫‌‌کارشناس تحلیلِ شناوریِ اونا‌

01:12:39.229 --> 01:12:43.484
‫گفت که باید به سمت نیوجرسی می‌رفته

01:12:43.484 --> 01:12:47.529
‫‌‌به‌جای محلی که ادعا کرده بهش رسیده.‌

01:12:47.529 --> 01:12:49.615
‫‌‌فرصت کردی یه نگاه بهش بندازی؟‌

01:12:49.615 --> 01:12:50.657
‫آره.

01:12:50.657 --> 01:12:53.619
‫‌‌تحلیلِ شناوری، علت این‌که
‫خیلی برام معتبر نیست اینه که

01:12:53.619 --> 01:12:54.787
‫‌‌جریان متقاطع چی بوده؟‌

01:12:54.787 --> 01:12:58.791
‫‌‌بادها در چه وضعی بودن؟
‫جریان آب زیر سطح چه اوضاعی داشته؟‌

01:12:58.791 --> 01:13:01.251
‫‌‌چندین متغیر وجود داره که می‌تونه
‫این ادعا رو تکذیب کنه

01:13:01.251 --> 01:13:04.129
‫فکر کنم یه شناوه بوده که داشتن
‫این داده‌ها رو ازش می‌گرفتن.

01:13:04.129 --> 01:13:07.383
‫‌‌در نهایت، علم دقیقی نیست.‌

01:13:07.383 --> 01:13:11.178
‫آره، ما وکلا یه اصطلاح براش داریم
‫بهش می‌گیم علم آشغالی.

01:13:11.845 --> 01:13:14.598
‫‌‌من این رو جزو علوم آشغالی نمی‌دونم.‌

01:13:14.598 --> 01:13:18.102
‫‌‌این ابزارهایی که اونجا هستن
‫از نوع تحقیقاتی‌ هستن.‌

01:13:18.102 --> 01:13:20.979
‫خیلی روشون حساب می‌شه، برای...

01:13:20.979 --> 01:13:23.607
‫‌‌برخی از پیشرفته‌ترین
‫پژوهش‌های اقلیمی جهان‌.

01:13:23.607 --> 01:13:26.819
‫‌‌و می‌دونی، یکی از قوانین کلی‌

01:13:26.819 --> 01:13:28.946
‫‌‌درباره‌ی داده‌های علوم اقیانوسی‌،

01:13:28.946 --> 01:13:31.907
‫یا علم به‌طور کلی، اینه که داده‌ها دروغ نمی‌گن.

01:13:37.621 --> 01:13:39.456
‫‌‌اولین بار که کشتی اورینت لاکی رو دیدم،‌

01:13:39.456 --> 01:13:41.500
‫‌‌مطمئن نبودم که یه کشتی باشه،‌

01:13:41.500 --> 01:13:43.460
‫چون من فقط...

01:13:43.460 --> 01:13:47.047
‫‌‌یه توده‌ی سفید دیدم که
‫روی افق ایستاده بود.‌

01:13:48.006 --> 01:13:51.176
‫و اولین فکرم این بود که یه موج شدید بوده،

01:13:51.176 --> 01:13:53.470
‫ولی بعدش فهمیدم که باریکـه.

01:13:54.179 --> 01:13:55.764
‫و بعدش...

01:13:55.764 --> 01:13:58.517
‫‌‌من برگشتم توی قایق نجات‌،

01:13:58.517 --> 01:14:01.061
‫یه لحظه مکث کردم،
‫بعد برگشتم بیرون

01:14:01.061 --> 01:14:03.564
‫‌‌فقط برای اینکه مطمئن بشم
‫دارم درست می‌بینم.‌

01:14:05.607 --> 01:14:09.611
‫به نظرم نیتن کارمن می‌دونست که
‫اون کشتی از بیرونِ پراویدنس اومده بود،

01:14:09.611 --> 01:14:13.907
‫و یه مدت طولانی داشته
‫در اون مسیر حرکت می‌کرده

01:14:13.907 --> 01:14:15.617
‫‌‌قبل از اینکه اون سوار قایق نجات بشه.‌

01:14:16.285 --> 01:14:17.661
‫‌‌بنظرم اون بعد از اینکه مطمئن شد

01:14:17.661 --> 01:14:19.705
‫‌‌اورینت لاکی نجاتش میده، سوار قایق شد.

01:14:20.706 --> 01:14:25.169
‫‌‌من فکر می‌کنم نیتن
‫فقط چند ساعت روی قایق نجات بوده‌

01:14:26.044 --> 01:14:28.464
‫و نه چند روز، طوری که خودش گفته.

01:14:28.464 --> 01:14:29.506
‫تنها چند ساعت.

01:14:32.509 --> 01:14:36.221
‫یه ‌‌عکس از نیتن هست که
‫داره دست تکون می‌ده.‌

01:14:36.221 --> 01:14:39.224
‫قایق باد خوبی داره، سایه‌بانش باد خوبی داره.

01:14:39.808 --> 01:14:42.394
‫‌‌عکس بعدی، نیتن رو توی آب می‌بینیم‌.

01:14:42.394 --> 01:14:47.566
‫‌‌سایه‌بان افتاده تو آب.
‫باد قایق داره خالی می‌شه.‌

01:14:48.317 --> 01:14:50.819
‫‌‌تلاش‌هایی برای پیدا کردنِ قایقِ بادی شد،‌

01:14:50.819 --> 01:14:52.905
‫ولی قایق هرگز پیدا نشد.

01:14:53.655 --> 01:14:59.578
‫‌‌به احتمال زیاد، نیتن یه کارایی کرده
‫که قایق رو غرق کنه.‌

01:14:59.578 --> 01:15:02.372
‫‌‌توی جلیقه نجاتش یه چاقو داشته،‌

01:15:02.372 --> 01:15:05.083
‫و می‌تونسته همون‌جا سوراخش کنه.

01:15:05.083 --> 01:15:07.503
‫برداشت من اون‌موقع

01:15:07.503 --> 01:15:14.551
‫این بود که.. نیتن نمی‌خواست ما
‫وضعیت قایق نجات رو ببینیم،‌

01:15:14.551 --> 01:15:16.261
‫‌‌چیزایی که هنوز روی قایق نجات بود،‌

01:15:16.261 --> 01:15:19.097
‫چه تجهیزاتی روی قایق داشته یا نداشته،

01:15:19.097 --> 01:15:21.767
‫چون ممکن بود نشون بده

01:15:21.767 --> 01:15:25.062
‫که اون هفت روز رو
‫روی اون قایق نجات نگذرونده.‌

01:15:30.943 --> 01:15:33.278
‫‌‌اگه اون هفت روز روی قایق نبوده،‌

01:15:33.278 --> 01:15:35.864
‫که به نظر من هم نبوده،

01:15:36.615 --> 01:15:37.866
‫‌‌پس اون کجا بوده؟‌

01:15:41.578 --> 01:15:46.208
‫به‌نظرم محتمل‌ترین سناریو اینه که

01:15:46.959 --> 01:15:50.337
‫‌‌کمی بعد از اینکه از پوینت جودیت
‫حرکت کردن، در شب شنبه،‌

01:15:50.963 --> 01:15:53.215
‫‌‌مادرش رو کشته‌،

01:15:54.132 --> 01:15:59.012
‫‌‌یه‌جایی، جسدش رو گم و گور کرده،

01:16:00.097 --> 01:16:03.100
‫‌‌احتمالاً جایی که خیلی با
‫جزیره بلوک فاصله داشته‌

01:16:03.100 --> 01:16:06.395
‫و اصلاً نزدیک جایی که گارد ساحلی داشت
‫حدود یک هفته دنبالش می‌گشت، نبوده.

01:16:06.979 --> 01:16:10.524
‫‌‌یه‌جایی توی جنوب، شاید اطراف
‫ایالت‌های میانۀ ساحل اقیانوس اطلس،

01:16:10.524 --> 01:16:11.608
‫مثلاً ‌‌لانگ آیلند.‌

01:16:12.651 --> 01:16:14.361
‫‌‌اون می‌تونست جلوی چشم همه قایم بشه‌

01:16:14.361 --> 01:16:17.573
‫چون می‌دونست که گارد ساحلی
‫احتمالاً امتداد ساحل رو نمی‌گرده.

01:16:17.573 --> 01:16:19.575
‫اونا اسکله‌ها رو نمی‌گشتن.

01:16:21.702 --> 01:16:22.786
‫‌‌به احتمال زیاد،‌

01:16:22.786 --> 01:16:26.832
‫به منطقۀ امن خودش رفته.‌

01:16:27.541 --> 01:16:30.669
‫‌‌اون با خط ساحلی کنتیکت آشنا بود‌

01:16:30.669 --> 01:16:33.088
‫و همین‌طور با محوطۀ جزیره بلوک.

01:16:33.589 --> 01:16:37.092
‫‌‌گوشه و کنارِ زیادی وجود داشت‌

01:16:37.092 --> 01:16:40.679
‫که می‌تونست خودش و کشتی رو قایم کنه.

01:16:41.888 --> 01:16:43.599
‫‌‌بعدش، اواخر هفته...‌

01:16:43.599 --> 01:16:46.893
‫‌‌بعد از اینکه گارد ساحلی
‫جست‌وجو رو متوقف کرد،‌

01:16:46.893 --> 01:16:50.814
‫‌‌می‌ره سوار چیکن پاکس میشه،
‫گازش رو می‌گیره و می‌ره تو دل دریا...‌

01:16:50.814 --> 01:16:54.651
‫بعدش رفت توی قایق نجات و
‫کشتی رو غرق کرد.

01:16:55.277 --> 01:17:01.199
‫‌‌اون احتمالاً کشتی رو کمی قبل از اینکه
‫کشتی باربری پیدا بشه،‌ غرق کرده

01:17:01.199 --> 01:17:03.994
‫که بتونه تو موقعیت خوبی قرار بگیره

01:17:03.994 --> 01:17:06.913
‫و بلافاصله نجاتش بدن.

01:17:06.913 --> 01:17:09.583
‫آخه چطوری همچین کاری بکنه؟

01:17:11.418 --> 01:17:14.588
‫‌‌ناپدید شد؟ زیر یه درخت قایم شده بود؟‌

01:17:14.588 --> 01:17:16.214
‫‌‌زیر یه سنگ قایم شده بود؟‌

01:17:16.214 --> 01:17:19.051
‫‌‌این بچه داره کجا می‌ره، اون‌ور، این‌ور،
‫داره از گارد ساحلی فرار می‌کنه.‌

01:17:19.051 --> 01:17:20.177
‫عملاً دارن اینو میگن.

01:17:20.177 --> 01:17:24.014
‫‌‌و یعنی این‌طور برنامه‌ریزی کرده بود
‫که این کشتی چینی...‌

01:17:24.014 --> 01:17:26.099
‫‌‌که به‌طور اتفاقی از اونجا رد می‌شد.‌

01:17:26.808 --> 01:17:29.519
‫که نزدیک بوده زیرش هم کنه،
‫این‌طور که من فهمیدم،

01:17:29.519 --> 01:17:31.396
‫قراره نجاتش بده؟

01:17:31.396 --> 01:17:33.273
‫یه مشت مزخرفـه.

01:17:36.777 --> 01:17:43.241
‫‌‌دریا به‌عنوان یک صحنۀ جرم
‫محیط چالش‌برانگیزیه.‌

01:17:43.867 --> 01:17:48.538
‫‌‌شواهد در عرض چند ثانیه
‫نابود یا گم می‌شن.‌

01:17:48.538 --> 01:17:54.419
‫‌‌چون می‌دونست احتمالش خیلی زیاده که

01:17:54.419 --> 01:17:57.422
‫‌‌پلیس هرگز نتونه کشتی رو پیدا کنه‌،

01:17:57.422 --> 01:17:58.507
‫‌‌چه برسه جسد رو.‌

01:18:00.509 --> 01:18:02.844
‫‌‌باور داریم که کشتی به اعماق اقیانوس رفته،‌

01:18:03.387 --> 01:18:05.889
‫‌‌جسد لیندا در اعماق دریاست،‌

01:18:05.889 --> 01:18:10.769
‫و حتی ممکنه سلاحی که برای
‫کشتن جان چاکالوس استفاده شده...

01:18:10.769 --> 01:18:12.646
‫اون هم در اعماق دریاها باشه.

01:18:19.236 --> 01:18:22.698
‫‌‌دریا جاییه که رازهای زیادی رو
‫در دل خودش نگه می‌داره.‌

01:18:23.990 --> 01:18:27.661
‫‌‌هیچ نظارتی وجود نداره.
‫نه دوربینی هست، نه آیفونی.‌

01:18:37.170 --> 01:18:38.797
‫پام داشت عرشه رو به پایین می‌برد

01:18:38.797 --> 01:18:41.591
‫به‌جای اینکه عرشه به پای من فشار بیاره.

01:18:41.591 --> 01:18:45.137
‫‌‌فقط یه لحظه این‌طوری بود.‌

01:18:45.137 --> 01:18:51.727
‫و یادمه که افتاده بودم تو آب،
‫و داشتم سقفِ اتاق سکان رو می‌دیدم،

01:18:51.727 --> 01:18:55.272
‫‌‌که داشت دور می‌شد، مثل...‌

01:18:56.273 --> 01:18:57.357
‫‌‌این...‌

01:18:58.859 --> 01:19:00.444
‫این اتفاقی بود که افتاد.

01:19:02.487 --> 01:19:04.156
‫‌‌اون‌وقت مادرت کجا بود؟‌

01:19:05.574 --> 01:19:07.284
‫‌‌من مامانم رو ندیدم.‌

01:19:08.243 --> 01:19:10.454
‫خب، چی از زبون اون شنیدی؟

01:19:10.454 --> 01:19:11.538
‫‌‌چی گفت؟‌

01:19:13.331 --> 01:19:15.000
‫‌‌من چیزی نشنیدم.‌

01:19:15.000 --> 01:19:17.878
‫‌کشتی داره غرق می‌شه.
‫بعد مادرت هنوز چیزی نمی‌گه؟‌

01:19:18.378 --> 01:19:19.713
‫‌‌شهادتت اینه؟‌

01:19:21.131 --> 01:19:24.801
‫‌‌شهادت من اینه که نشنیدم...‌

01:19:26.803 --> 01:19:27.888
‫صدای ‌‌مامانم رو...‌

01:19:31.141 --> 01:19:34.227
‫نمی‌تونم بگم آیا مادرم...
‫فقط می‌تونم بگم که صداشو نشنیدم.

01:19:35.353 --> 01:19:36.772
‫‌‌و ندیدیش؟‌

01:19:40.025 --> 01:19:43.320
‫‌‌وقتی توی آب بودم، اون رو ندیدم. درسته.‌

01:19:43.320 --> 01:19:46.072
‫‌‌مادرت شناگر قوی‌ایه، مگه نه؟‌

01:19:46.072 --> 01:19:47.115
‫‌‌بله، بود.‌

01:19:47.115 --> 01:19:49.743
‫‌‌و خیلی هم به ایمنی اهمیت می‌داد، درسته؟‌

01:19:49.743 --> 01:19:50.952
‫‌‌درسته.‌

01:19:52.454 --> 01:19:54.080
‫‌‌یعنی ناپدید شد؟‌

01:19:58.752 --> 01:20:01.379
‫اعتراض دارم. سوال‌تون مبهمه.

01:20:10.180 --> 01:20:15.393
‫[وکلا بیش از یک سال مشغول آماده‌شدن
‫برای دادگاه بودند که قرار بود در اکتبر ۲۰۲۳ برگزار شود]

01:20:16.019 --> 01:20:18.021
‫‌‌اخبار ساعت ۵ رو با
‫یک خبر شوکه‌کننده دربارۀ

01:20:18.021 --> 01:20:20.106
‫پرونده‌ای که سال‌هاست داریم
‫دنبالش می‌کنیم، شروع می‌کنیم.

01:20:20.106 --> 01:20:24.069
‫مردی که متهم بود به قتل مادرش
‫در نزدیکی سواحل رود آیلند، فوت کرده.

01:20:24.069 --> 01:20:27.781
‫ جسد بی‌جان نیتن کارمن نیمه‌شب
‫در سلول‌اش پیدا شده.

01:20:27.781 --> 01:20:31.159
‫به گفتۀ مقاماتِ زندان
‫نیتن کارمن خودکشی کرده

01:20:31.159 --> 01:20:34.621
‫درحالی‌که برای محاکمۀ
‫پرونده قتل در دریا انتظار می‌کشید.

01:20:42.963 --> 01:20:45.924
‫‌‌اون تصمیم گرفت که چطور بابام رو به قتل برسونه.‌

01:20:45.924 --> 01:20:49.219
‫اون تصمیم گرفت که چطور خواهرم رو بکشه.

01:20:49.219 --> 01:20:52.430
‫‌‌نمی‌خواست بقیۀ عمرش رو توی زندان بگذرونه.‌

01:20:52.931 --> 01:20:57.769
‫و خب، می‌دونید،
‫تصمیم گرفت چطور به زندگی خودش پایان بده.

01:20:58.395 --> 01:21:00.313
‫اون‌طوری که خودش می‌خواست رفت.

01:21:10.240 --> 01:21:13.827
‫‌‌گزارش کالبدشکافی می‌گه که خودکشی کرده‌

01:21:13.827 --> 01:21:17.664
‫و با بند کفشش خودش رو دار زده.

01:21:19.791 --> 01:21:22.127
‫‌‌هیچ یادداشت خودکشی‌ای نذاشته.‌

01:21:22.794 --> 01:21:24.629
‫‌‌هیچ پیش‌زمینه‌ای وجود نداشت.‌

01:21:24.629 --> 01:21:30.510
‫‌‌هیچ نشونه‌ای از این موضوع توی رفتارش نبود.‌

01:21:30.510 --> 01:21:33.346
‫‌‌تا اون لحظه روحیه‌اش خوب بود.‌

01:21:33.346 --> 01:21:36.433
‫‌‌برای همین من خیلی شوکه شدم.‌

01:21:38.977 --> 01:21:41.938
‫‌‌اونا برای محاکمه آماده شده بودن...‌

01:21:43.940 --> 01:21:48.945
‫بعد فکر کن بهت زنگ بزنن
‫و خبر بدن که پسرت مُرده.

01:21:53.825 --> 01:21:55.368
‫‌‌پذیرفتنش سخته دیگه.‌

01:21:58.246 --> 01:22:00.123
‫هنوز هم کامل نپذیرفتم.

01:22:07.172 --> 01:22:12.469
‫‌‌من به هیچ وجه قبول ندارم که
‫نیتن مادرش رو کشته باشه.‌

01:22:13.887 --> 01:22:18.892
‫‌‌این با تمام ویژگی‌های ذاتیِ...‌

01:22:18.892 --> 01:22:21.937
‫هر دوی لیندا و نیتن در تناقضـه.

01:22:23.939 --> 01:22:27.442
‫اون.. هیچ‌وقت تو عمرش
‫آزارش به یه مورچه هم نرسیده بود.

01:22:28.902 --> 01:22:31.279
‫- سلام، نیتن جیمز.
‫- چیه؟

01:22:31.279 --> 01:22:33.657
‫- زیادی دوستت دارم.
‫- هیچ‌وقت زیادی نمی‌شه.

01:22:35.283 --> 01:22:37.702
‫‌‌ما عزاداری کردیم...‌

01:22:37.702 --> 01:22:42.332
‫برای از دست دادنِ نیتن به‌عنوان بچه‌مون.

01:22:44.125 --> 01:22:45.418
‫‌‌آممم...‌

01:22:47.003 --> 01:22:49.255
‫و برای همه‌ی اتفاقاتی که براش افتاد.

01:22:50.924 --> 01:22:55.470
‫‌‌ولی برای کارایی که کرد عزاداری نکردیم.‌

01:22:56.137 --> 01:22:59.557
‫‌‌ما احساس کردیم، هرطور که شده،‌

01:23:00.183 --> 01:23:02.477
‫عدالت اجرا شد.

01:23:05.397 --> 01:23:09.985
‫‌‌لیندا گفته بود: من فقط می‌تونم
‫روی رفتار خودم کنترل داشته باشم.‌

01:23:09.985 --> 01:23:12.570
‫‌‌نمی‌تونم جلوی کارهای بقیه رو بگیرم.‌

01:23:13.655 --> 01:23:15.281
‫‌‌بنابراین فکر کنم یه‌جورایی می‌دونست.‌

01:23:16.741 --> 01:23:20.495
‫‌‌و در اون زمان، ما لیندا رو تنها گذاشتیم.

01:23:21.705 --> 01:23:24.624
‫شاید با خودش فکر کرده...

01:23:26.042 --> 01:23:30.505
‫«‌‌من که خانواده‌ای ندارم،
‫پس هر کاری دلت می‌خواد بکن.‌‌»

01:23:30.505 --> 01:23:31.798
‫‌‌نمی‌دونم.‌

01:23:34.009 --> 01:23:35.552
‫‌‌آدما سعی می‌کنن
‫تقصیر رو بندازن گردن لیندا.‌

01:23:35.552 --> 01:23:38.805
‫می‌گن: ‌‌خب، مادرش این کار رو نکرد
‫یا اون کار رو نکرد.‌

01:23:38.805 --> 01:23:41.933
‫‌‌لیندا تمام تلاشش رو کرد.
‫بنظر من اون مادر خوبی بود.‌

01:23:42.434 --> 01:23:45.520
‫یعنی، به اون بچه اهمیت می‌داد.
‫اون بچه رو دوست داشت.

01:23:45.520 --> 01:23:47.313
‫‌‌اون تنها فرزندش بود.‌

01:23:48.857 --> 01:23:51.735
‫‌‌فکر کنم به این فکر می‌کرد که
‫چقدر در این قضیه مقصره،‌

01:23:51.735 --> 01:23:55.238
‫و با خودش می‌گفت: ‌‌
‫«بذار هر اتفاقی می‌خواد بیفته، بیفته.»

01:23:56.322 --> 01:23:59.784
‫شاید فکر کرده، از این راه می‌تونه
‫پسرش رو تحویلِ قانون نده.

01:23:59.784 --> 01:24:04.372
‫و اون رفت... می‌دونید،
‫رفت ببینه تقدیر چی براش در نظر گرفته.

01:24:06.570 --> 01:24:11.570
www.Doostihaa.com

01:24:13.882 --> 01:24:17.761
‫[مرگ لیندا کارمن در اکتبر ۲۰۲۳
‫به‌طور رسمی اعلام شد.]

01:24:17.761 --> 01:24:20.764
‫[تحقیقات دربارۀ مرگ او مختومه اعلام شد.]

01:24:22.807 --> 01:24:25.685
‫[قتل جان چاکالوس در حال حاضر
‫یک پروندۀ حل‌نشده محسوب می‌شود.]

01:24:25.685 --> 01:24:27.937
‫[هیچ مظنون دیگری دستگیر نشده است.]

01:24:29.647 --> 01:24:34.277
‫[نیتن کارمن پس از مرگ‌اش
‫از تمام اتهامات تبرئه شد]

01:25:17.445 --> 01:25:20.907
‫برگرفته از مقالۀ چاپ‌شده در مجله وایرد:
‫«فرزندی در دریا نجات پیدا کرد، اما مادرش چه شد؟»
