WEBVTT

03:10.919 --> 03:14.419
‫[اوکراین - سال 2022]

03:43.544 --> 03:44.419
‫[شهر خارکیف، اوکراین]

03:44.420 --> 03:49.419
‫[40 کیلومتری مرز روسیه]

04:15.044 --> 04:18.669
‫آماده‌ست. بریم!

04:19.169 --> 04:24.294
‫می‌شه بازم بهم آب بدی؟

04:28.669 --> 04:32.169
‫- ممنون. چیزی لازم نداری؟
‫- ممنون، نه

04:32.419 --> 04:35.168
‫«ما همیشه همدیگه رو می‌شناختیم»

04:35.169 --> 04:38.668
‫ما همدیگه رو از وقتی که به‌دنیا اومدیم،
‫حداقل از وقتی که من به‌دنیا اومدم، می‌شناختیم،

04:38.669 --> 04:40.794
‫چون من بعدا به‌دنیا اومدم

04:41.044 --> 04:45.419
‫خانواده‌هامون از بچگی ما
‫با هم دوست بودن

04:45.669 --> 04:48.168
‫آنیا، توی اون سن و سال کم،

04:48.169 --> 04:52.043
‫اگرچه من اعتراضاتم رو
‫بیان نمی‌کردم،

04:52.044 --> 04:56.794
‫مادرم منو با یه خرگوش عوض کرد

04:57.169 --> 05:01.668
‫- حداقل اون یه خرگوش پیشنهاد داد...
‫- من یه پیشنهاد دادم

05:01.669 --> 05:03.793
‫یه خرگوش اسباب‌بازی بود، و من...
‫راستش اسباب‌بازی نبود

05:03.794 --> 05:06.043
‫من اون موقع واقعی بودم،
‫ولی کوچیک

05:06.044 --> 05:07.543
‫تو بابت چیزی انجامش ندادی

05:07.544 --> 05:11.294
‫توی یه کالسکه دراز کشیده بودی و
‫گونه‌هات خیلی بزرگ بودن

05:14.419 --> 05:17.543
‫برای روشن‌شدن موضوع، خرگوش چه ربطی داره؟

05:17.544 --> 05:20.668
‫خرگوش من بود. اسباب‌بازی محبوبم،
‫یه خرگوش پشمالو

05:20.669 --> 05:22.918
‫می‌خواستم فرنی بهش بدم،

05:22.919 --> 05:26.668
‫و خیلی اذیت شدم
‫چون خیلی بد بود...

05:26.669 --> 05:32.794
‫و کل فرآیند غذا دادن
‫فایده‌ای نداشت

05:32.919 --> 05:36.543
‫ولی یه چیزی توی کالسکه بود که
‫واضح بود می‌شد بهش غذا داد،

05:36.544 --> 05:39.668
‫و غذا دهنش رو کثیف نمی‌کرد،
‫بلکه باید توی دهنش قرار می‌گرفت،

05:39.669 --> 05:40.544
‫همون‌طور که باید می‌شد

05:40.669 --> 05:44.168
‫اون چیز توی کالسکه که
‫خیلی باهاش لذت می‌بردم...

05:44.169 --> 05:46.489
‫درحالی‌که اینور و اونور هُلش می‌دادن.
‫همه‌چی برام خوب پیش می‌رفت

05:46.669 --> 05:50.418
‫تمام مشکلاتم وقتی شروع شدن که
‫دیگه منو با اون کالسکه هُل ندادن

05:50.419 --> 05:53.293
‫من هرگز دست نگه‌نداشتم.
‫از وقتی شروع کردم، مدام اصرار می‌کردم

05:53.294 --> 05:54.919
‫از همون موقع بهش اصرار می‌کردم

05:55.544 --> 06:00.044
‫و می‌دونی؟ همیشه از فرنی بدم می‌اومد
‫تا این‌که تو درستش کردی

06:00.169 --> 06:01.669
‫احتمالا

06:02.044 --> 06:03.669
‫به‌طور خلاصه، من تو رو خراب کردم

06:04.294 --> 06:06.544
‫یه مرد جوون رو خراب کردم

06:07.044 --> 06:09.668
‫بعد از این‌که آنیا منو توی اون
‫کالسکه هُل می‌داد،

06:09.669 --> 06:13.669
‫زیاد همدیگه رو ندیدیم تا این‌که
‫توی مدرسه‌ی هنر ثبت‌نام کردیم

06:15.169 --> 06:19.794
‫خیلی زود شروع به همکاری کردیم

06:21.419 --> 06:24.543
‫به‌محض این‌که فهمیدیم که
‫هر کدوم‌مون...

06:24.544 --> 06:27.544
‫می‌خوایم توی هنر روی چی
‫تمرکز کنیم،

06:29.294 --> 06:34.419
‫واضح بود که این چیزا چجوری
‫با هم تعامل دارن

06:38.544 --> 06:42.794
‫تصمیم گرفتیم با ظروف چینی کار کنیم

06:45.669 --> 06:47.544
‫چینی شکننده...

06:48.294 --> 06:50.419
‫ولی جاودانه‌ست

06:50.669 --> 06:53.169
‫می‌تونه گرمای شدید رو تحمل کنه...

06:57.919 --> 07:02.794
‫و بعد از هزاران سال دفن،
‫می‌شه بازسازیش کرد

07:08.044 --> 07:13.169
‫ما تقسیم کار داریم.
‫اسلاوا شکل‌ها رو درست می‌کنه

07:13.544 --> 07:19.919
‫اون مجسمه‌سازی می‌کنه، اونا رو می‌سوزونه
‫و حیواناتی که تموم شدن رو بهم می‌ده

07:27.544 --> 07:31.419
‫وقتی نقاشی آنیا رو می‌بینم،
‫موهای تنم سیخ می‌شه

07:32.169 --> 07:35.044
‫توی مجسمه‌های من طبیعت زیادی
‫وجود داره

07:42.919 --> 07:46.294
‫من همیشه خودم رو با تغییر
‫فصل‌ها که...

07:46.669 --> 07:49.044
‫در رنگ برگ‌ها بیان می‌شه
‫علاقه‌مند می‌کردم،

07:55.669 --> 07:58.669
‫چرخه‌ی حیات یه پروانه،

08:00.169 --> 08:03.294
‫رفت و آمد پرنده‌ها در پاییز،

08:04.169 --> 08:06.669
‫همه‌ی اینا بیشتر بهم الهام می‌دن...

08:07.169 --> 08:10.544
‫نسبت به، مثلا، شهری که
‫توش زندگی می‌کنم

08:13.419 --> 08:18.294
‫ما مردم عادی توی یه وضعیت
‫غیرعادی هستیم

08:23.419 --> 08:29.168
‫در خلال این جنگ نسل‌کشی،
‫متجاوزان، در اولین فرصت،

08:29.169 --> 08:34.544
‫سعی می‌کنن کسایی که
‫به فرهنگ کمک می‌کنن رو نابود کنن

08:35.044 --> 08:39.919
‫از جمله، نویسنده‌ها، موسیقیدان‌ها،
‫معلم‌ها، هنرمندا

08:40.669 --> 08:46.294
‫وقتی این مردم رو حذف کنن،
‫اوکراین رو حذف می‌کنن

09:08.794 --> 09:10.919
‫اگه من فرار کنم،

09:12.419 --> 09:14.669
‫بالاخره به اقیانوس می‌رسم،

09:16.169 --> 09:20.169
‫و مجبور می‌شم برگردم و مبارزه کنم

10:00.044 --> 10:06.168
‫سعی کنین کار احمقانه‌ای نکنین.
‫اسلحه‌هاتونو سمت همدیگه نگیرین

10:06.169 --> 10:09.043
‫اسلحه‌هاتونو سمت پاهاتون نگیرین

10:09.044 --> 10:10.668
‫یا سمت شکم همدیگه

10:10.669 --> 10:16.418
‫شما باید نسبت به نحوه‌ی استفاده
‫از سلاح به این شکل، حساس باشین

10:16.419 --> 10:18.918
‫اینجوری حرکت کنین.
‫آرنج‌ها جلو باشن

10:18.919 --> 10:22.793
‫و مثل یه مسلسل، قنداق رو
‫روی شونه‌تون بذارین

10:22.794 --> 10:26.793
‫برای مقابله با لگد اسلحه،
‫خودتون رو جمع نکنین

10:26.794 --> 10:30.668
‫این اسلحه‌ها بدجور لگد می‌زنن.
‫شما رو نمی‌کشه یا ناقص‌تون نمی‌کنه

10:30.669 --> 10:33.794
‫عکس حتما براتون تعجب‌برانگیزه

10:34.919 --> 10:38.543
‫توی اوکراین، یه جنگ متجاوزین حرفه‌ای...

10:38.544 --> 10:41.919
‫علیه مدافعان آماتور هست

10:45.544 --> 10:49.669
‫ما افرادی رو داریم که مستقیما
‫از زندگی غیرنظامی خودشون بیرون اومدن

10:50.044 --> 10:54.669
‫دکترا، معلم‌ها، کشاورزا، هنرمندا

10:55.752 --> 10:57.336
‫یه رگبار کوتاه شلیک کنین

10:59.169 --> 11:00.752
‫بعدش،

11:00.836 --> 11:06.586
‫بشینین و هر تعداد گلوله که براتون باقی‌مونده،
‫یکی یکی بذاریدشون

11:07.502 --> 11:09.586
‫چیزی که شخص باید بفهمه اینه که...

11:11.419 --> 11:11.919
‫خیلی وقت پیش وقتی سلاح هسته‌ای‌مونو
‫تحویل دادیم،

11:14.002 --> 11:16.169
‫ما از روسیه تضمین امنیت دریافت کردیم

11:16.336 --> 11:17.919
‫ما از روسیه تضمین امنیت دریافت کردیم

11:18.336 --> 11:22.669
‫ما به ارتش مبارز نیازی نداشتیم.
‫ما ساده‌لوح بودیم

11:23.086 --> 11:26.919
‫بعد در سال 2014، وقتی روسیه
‫منطقه‌ی کریمه‌ی ما رو تصرف کرد،

11:27.002 --> 11:29.086
‫همه‌چی عوض شد

11:29.752 --> 11:33.669
‫مردم به‌زودی باید مبارزه کنن،

11:33.752 --> 11:37.836
‫کسایی که حتی یک بار توی عمرشون
‫اسلحه دست نگرفتن

11:38.752 --> 11:45.919
‫باید تا جایی که می‌شه توی این شرایط
‫آموزش ببینن

11:47.836 --> 11:50.586
‫زندگی‌ای که دارم تجربه‌اش می‌کنم...
‫اصلا زندگی من نیست

12:14.169 --> 12:21.252
‫عزم روسیه برای تصرف خاک بیشتری
‫از اوکراین داره بیشتر می‌شه

12:29.169 --> 12:32.919
‫الان دارن به باخموت حمله می‌کنن،

12:34.669 --> 12:38.669
‫یه شهر کوچیک که نزدیک خارکیف هست

12:40.419 --> 12:45.419
‫اوکراینی‌های زیادی دارن آماده می‌شن تا
‫به نبرد ملحق بشن،

12:46.169 --> 12:50.586
‫و وقتی فراخوان صادر کنن،
‫آماده خواهند بود

12:59.086 --> 13:02.752
‫اسلاوا و آنیا مهم‌ترین مسئله‌ی زندگیم هستن

13:04.586 --> 13:06.252
‫[آندری]

13:07.669 --> 13:14.002
‫در سال 2009 در کریمه، دوتا دخترم
‫به‌دنیا اومدن

13:14.419 --> 13:18.002
‫اسلاوا و آنیا کسایی بودن که...

13:18.086 --> 13:20.669
‫من و لنا رو از زایشگاه بردن

13:20.670 --> 13:21.688
‫[لنا، آنیا و سونیا]

13:26.419 --> 13:32.002
‫ما وقت زیادی رو با اسلاوا، آنیا...

13:32.086 --> 13:36.502
‫و بچه‌ها سپری کردیم

13:47.002 --> 13:50.919
‫تمام نقاشی‌هام با اون...

13:51.419 --> 13:55.086
‫احساسات، اون برداشت‌ها که از کریمه
‫دریافت کردم...

13:55.169 --> 13:57.086
‫مرتبط بودن

14:06.502 --> 14:10.919
‫وقتی جنگ شروع شد، کریمه
‫اشغال شده بود

14:11.502 --> 14:15.502
‫من خیلی ناراحت شدم

14:16.086 --> 14:21.002
‫نمی‌دونستیم باید چیکار کنیم،
‫کجا بریم،

14:22.836 --> 14:24.836
‫واسه چی زندگی کنیم،

14:26.252 --> 14:30.836
‫و آنیا، آنیا ِ اسلاوا...

14:30.919 --> 14:38.336
‫پیشنهاد داد توی خارکیف زندگی کنیم،
‫توی این آپارتمانی که الان توش هستیم

14:42.169 --> 14:45.669
‫قبل از جنگ، من فیلم درست نمی‌کردم

14:50.336 --> 14:54.336
‫آندری صمیمی‌ترین دوست منه.
‫اون مثل خانواده‌ام هست

14:55.002 --> 14:57.919
‫من فقط یک همچین دوستی دارم،
‫و اون آندری هست

15:06.169 --> 15:10.002
‫من و اسلاوا تصمیم گرفتیم
‫فیلم درست کنیم،

15:11.002 --> 15:15.669
‫و حالا هدف‌مون اینه که این
‫فیلم رو درست کنیم...

15:19.502 --> 15:23.086
‫و داستان‌مونو روایت کنیم

15:23.336 --> 15:28.836
‫و... از این وضعیت جون سالم به‌در ببریم

15:28.919 --> 15:30.502
‫زنده بمونیم

15:36.086 --> 15:41.002
‫زندگی قبل از جنگ‌مون زندگی‌مون
‫توی کریمه بود

15:42.002 --> 15:47.002
‫کریمه شبه‌جزیره‌ای جادویی در جنوب اوکراین،
‫نزدیک دریای سیاه هست

15:49.502 --> 15:55.669
‫وقتی روسیه کریمه رو تصرف کرد
‫زندگی ما دزدیده شد

15:59.086 --> 16:02.836
‫به‌خاطر این تصرف، ما مفهوم...

16:03.419 --> 16:06.919
‫فضای شخصی خودمون، و باغ‌مون
‫در کریمه رو از دست دادیم

16:14.086 --> 16:18.669
‫موقع طلوع آفتاب بیدار می‌شدم تا
‫بهش آب بدم

16:20.419 --> 16:22.336
‫موقع روز باغبانی می‌کردم...

16:22.419 --> 16:25.336
‫و شب‌ها روی ظروف چینی کار می‌کردم

16:28.169 --> 16:33.502
‫ما دوستای هنرمندی داشتیم که
‫علایق مشترکی داشتیم

16:36.252 --> 16:36.586
‫باغ‌مون جایی بود که با هم
‫توش وقت می‌گذروندیم

16:36.752 --> 16:40.669
‫باغ‌مون جایی بود که با هم
‫توش وقت می‌گذروندیم

16:45.752 --> 16:48.336
‫همه‌مون دیوانه‌وار عاشق کریمه بودیم

16:49.752 --> 16:53.002
‫ما زندگی کاملی داشتیم

16:54.252 --> 16:58.336
‫ولی بدون آب، باغ عدن نمی‌تونه
‫زنده بمونه

17:05.585 --> 17:10.919
‫متاسفانه، وقتی روسیه وارد خونه‌مون شد،
‫باغ‌مون نابود شد

17:13.252 --> 17:16.419
‫کریمه توی یه چشم به‌هم‌زدن
‫برای ما از بین رفت،

17:16.835 --> 17:19.252
‫و به خارکیف رفتیم

17:28.002 --> 17:30.836
‫این یه مدرسه‌ی خراب‌شده هست.
‫جایی که توش هنر آموزش می‌دادن

17:30.919 --> 17:33.169
‫اینجا خیلی‌ها رو آموزش دادن

17:34.169 --> 17:38.669
‫باید خلق می‌کردی، همیشه خلق می‌کردی

17:38.752 --> 17:43.336
‫این تنها راه اینه که تضمین کنی که
‫می‌تونی غلبه کنی

17:44.086 --> 17:49.836
‫چون هنرمندا، موسیقیدان‌ها، رقاص‌ها
‫دارن توی خط مقدم می‌میرن و...

17:49.919 --> 17:53.669
‫و والدین هنرمندای آینده

17:54.752 --> 17:59.919
‫کسایی که یه چیزی خلق کردن
‫ولی دیگه هرگز خلق نخواهند کرد

18:02.919 --> 18:05.169
‫شیطان وجود داره

18:05.752 --> 18:10.252
‫مقاومت در برابر شیطان...

18:10.336 --> 18:16.336
‫باید بدون شک... پایدار باشه،

18:16.419 --> 18:17.752
‫باید سازش‌ناپذیر باشه

18:22.336 --> 18:25.669
‫به‌مدت چند سال من واسه این جنگ
‫آماده شدم

18:29.502 --> 18:35.752
‫من با بهترین تیراندازها آموزش دیدم تا
‫بتونم یکی از بهترین‌ها بشم

18:35.836 --> 18:41.169
‫وقتی چیزایی که یاد گرفتم رو
‫به شهروندان سابق آموزش نمی‌دم،

18:44.669 --> 18:49.633
‫وظایف دیگه‌ای رو به‌عنوان سرباز
‫نیروهای ویژه انجام می‌دم

18:54.169 --> 18:59.419
‫وقتی جنگ شروع شد، اسلاوا اصلا
‫نمی‌خواست شهر رو ترک کنه

19:03.169 --> 19:06.419
‫اسلاوا باید وظیفه‌اش رو انجام می‌داد

19:08.086 --> 19:12.002
‫من موندم، بخشیش به‌‌خاطر این‌که...

19:12.086 --> 19:15.169
‫قرار بود تنهایی به یه جایی برم؟

19:15.919 --> 19:19.502
‫مثل اینه که سایه‌ی خودت رو
‫ترک کنی

19:23.336 --> 19:30.169
‫اینجا در خارکیف، چون همه‌مون
‫اینجا گیر افتادیم...

19:31.419 --> 19:34.919
‫همه‌مون داریم روی لبه‌ی تیغ راه می‌ریم

19:39.169 --> 19:44.502
‫[پایگاه نیروهای ویژه]

19:57.669 --> 19:59.752
‫من یکی از اون آدمایی هستم که...

20:00.336 --> 20:03.919
‫براش، حتی بدون جنگ،

20:04.002 --> 20:08.419
‫کافیه تا در پشت‌سرش بسته بشه،

20:09.086 --> 20:14.252
‫و تمام سناریوهای وحشتناکی که
‫ممکنه رخ بدن رو...

20:14.336 --> 20:17.919
‫مرور می‌کنم

20:20.586 --> 20:27.836
‫و خیلی خوب می‌دونی که، 10 دقیقه
‫دورتر از خودت،

20:30.086 --> 20:33.669
‫یکی داره حمله‌ی تانک رو
‫توی جایی که...

20:37.586 --> 20:42.502
‫ممکنه تو رو به کشتن بده
‫دفع می‌کنه

20:57.419 --> 20:59.586
‫[منطقه‌ی تحت تصرف روسیه]

21:15.836 --> 21:19.752
‫هدف این جنگ فتح منطقه‌هایی هست که...

21:20.752 --> 21:25.002
‫به گفته‌ی پوتین، قبلا متعلق به
‫امپراتوری بودن

21:26.252 --> 21:30.919
‫ما فکر می‌کنیم که پوتین همین الانش پیره.
‫چیزی واسه از دست‌دادن نداره

21:31.002 --> 21:35.002
‫کسایی که بهش خدمت می‌کنن،
‫بهتره درست فکر کنن، چون...

21:35.086 --> 21:38.169
‫همه‌شون محاکمه می‌شن، همون‌طور که...

21:38.252 --> 21:42.086
‫همدستان رایش سوم رو محاکمه کردن،

21:43.836 --> 21:46.169
‫و به این واسه چی نیاز دارن؟

21:46.752 --> 21:50.836
‫اونا می‌تونستن از اطاعت
‫از دستورات جنایی خودداری کنن

21:52.336 --> 21:56.002
‫به‌هرحال، توی شرایط سختی هستن

21:56.502 --> 22:00.836
‫اونا آماده نیستن تا مقابل پوتین بایستن و بمیرن

22:01.252 --> 22:03.252
‫ما هستیم

22:41.169 --> 22:44.919
‫[اهداف روس شناسایی‌شده]

22:58.002 --> 23:03.252
‫اگه پوتین اینجا برنده بشه،
‫ادامه می‌ده

23:04.586 --> 23:09.419
‫اینجا متوقف نمی‌شه. این یه جنگ داخلی نیست

23:11.002 --> 23:15.752
‫پس فقط بدتر بشه

23:26.169 --> 23:30.419
‫اولش، بعد از شروع جنگ،

23:31.502 --> 23:35.002
‫نتونستم آثار هنری درست کنم

23:36.252 --> 23:39.002
‫نمی‌خواستم

23:40.252 --> 23:43.502
‫و زمان گذشت...

23:44.919 --> 23:50.169
‫و... یاد گرفتم با این احساسات
‫زندگی کنم

23:59.086 --> 24:01.169
‫باشه، اینجا چی داریم؟

24:07.836 --> 24:10.086
‫اینم یه‌کم خوشحالی واسه واحد

24:10.169 --> 24:11.586
‫شلوار

24:12.169 --> 24:13.669
‫آندری، این مال تو هست...

24:13.752 --> 24:15.086
‫- آندری، این مال تو هست...
‫- وای

24:15.169 --> 24:20.919
‫یه چیز خیلی ضدآب و خراب‌نشدنی

24:24.002 --> 24:25.419
‫ظاهرا اندازه‌ام هست!

24:29.502 --> 24:30.752
‫اونجا سینه‌خیز بریم؟

24:30.836 --> 24:32.419
‫اس-300 هست

24:32.502 --> 24:33.169
‫آره، دوتا موشک

24:33.252 --> 24:34.586
‫- آره، دوتا موشک
‫- یه جای نزدیک

24:34.752 --> 24:36.919
‫انفجار

24:37.002 --> 24:38.586
‫کنار شما انفجارهای پرسر و صدایی هست؟

24:38.669 --> 24:40.919
‫آره، موش

24:47.669 --> 24:50.919
‫گندش بزنن. دوربینم داره می‌لرزه

24:51.586 --> 24:53.752
‫بیشتر دارن می‌اندازن

24:54.086 --> 24:57.086
‫اونا موشک پرتاب می‌کنن، و بازم
‫قراره بندازن

24:58.919 --> 25:02.752
‫منتظر می‌مونیم تا اینا اصابت کنن،
‫و بعد میایم خونه

25:03.419 --> 25:05.336
‫خداحافظ

25:10.086 --> 25:12.919
‫پس، از نظر تئوری، اگه اونا رو
‫پرتاب کنن، اصابت می‌کنن

25:13.002 --> 25:14.502
‫از نظر تئوری، آره. چند وقته که...

25:14.586 --> 25:15.836
‫بیشتر از 3 دقیقه‌ست

25:15.919 --> 25:16.919
‫بریم

25:32.919 --> 25:36.086
‫آنیا، عزیزم، داریم می‌رسیم

25:36.586 --> 25:41.836
‫غذا می‌خوری؟
‫دوباره سالاد درست کردم...

25:41.919 --> 25:43.419
‫عالیه

25:43.502 --> 25:46.336
‫سالاد عالیه

25:50.502 --> 25:53.669
‫وقتی تنها توی خونه باشم،

25:54.419 --> 25:57.752
‫یه کاری می‌کنم

25:57.836 --> 26:00.836
‫می‌شینم و اثر هنری درست می‌کنم،

26:01.086 --> 26:04.169
‫و بعدش اسلاوا میاد خونه

26:09.752 --> 26:12.586
‫ارباب خونه برگشت!

26:12.669 --> 26:14.586
‫بانوی خونه! بانوی خونه‌ام کجاست؟

26:14.752 --> 26:15.586
‫بانوی خونه! بانوی خونه‌ام کجاست؟

26:17.669 --> 26:18.836
‫سگم کجاست؟
‫سگم!

26:18.919 --> 26:19.919
‫سگم کجاست؟
‫سگم!

26:20.002 --> 26:21.002
‫سگم کجاست؟
‫سگم!

26:24.752 --> 26:28.086
‫سگ! صبر کن، صبر کن، سگ!

26:30.169 --> 26:36.919
‫سگ کوچولوم، سگ فوق‌العاده‌ام.
‫آره، تو سگ فوق‌العاده‌ای هستی

26:39.002 --> 26:41.306
‫شاید بهترین زمان واسه این
‫نباشه که یه اژدهای جدید نشونت بدم

26:42.169 --> 26:46.002
‫بهترین زمان... به‌محض این‌که...

26:47.586 --> 26:49.586
‫یه اژدهای محشر، درسته، فرودو؟

26:49.669 --> 26:51.502
‫یه اژدهای عالی

27:40.269 --> 27:42.852
‫حمله‌ی شدیدی به اودسا شد

27:42.936 --> 27:44.769
‫نمی‌دونی؟ با موشک حمله کردن

27:44.852 --> 27:46.936
‫امروز؟

27:47.019 --> 27:53.186
‫به‌نظرم، تا وقتی وضعیت درست نشه،
‫شرایط خطرناکه

27:54.352 --> 27:58.102
‫چون می‌گن موج اول موشک‌ها تموم شده،
‫ولی...

27:58.186 --> 28:01.269
‫می‌دونی که همیشه موج دومی
‫وجود داره

28:02.352 --> 28:07.019
‫و اودسا هیچی نداره،
‫نه آب، نه برق

28:13.519 --> 28:15.352
‫دوربین رو خاموش می‌کنم

28:19.102 --> 28:23.352
‫داستان‌هایی که از طریق هنر
‫بازگو می‌کنیم،

28:23.436 --> 28:26.102
‫مقاومت ما هم هستن

28:27.436 --> 28:31.519
‫ما اینجوری از حذف‌شدن اجتناب می‌کنیم

28:36.102 --> 28:42.519
‫ما فقط با سلاح مبارزه نمی‌کنیم،
‫از هنر واسه مبارزه‌کردن استفاده می‌کنیم

28:59.852 --> 29:02.269
‫[سپتامبر 2022]

29:27.019 --> 29:30.686
‫در تکان‌دهنده‌ترین لحظات این جنگ،

29:31.269 --> 29:35.019
‫خیلی مهمه که گاه‌گداری لبخند بزنی

29:43.352 --> 29:50.769
‫واسه همین دارم آثار هنری رو توی
‫زمان‌مون، توی کشورمون درست می‌کنم

30:05.686 --> 30:06.436
‫[خطر]

30:15.852 --> 30:20.186
‫بگیر. هر طور بخوای می‌تونی بگیریش

30:21.852 --> 30:22.852
‫از چی درست شده؟

30:22.936 --> 30:23.936
‫- از چی درست شده؟
‫- چینی

30:24.019 --> 30:25.102
‫چه خوشگله

30:27.102 --> 30:27.852
‫باحاله!

30:29.769 --> 30:32.352
‫انگار زنده‌ست!

30:32.936 --> 30:36.936
‫یه اژدها! خیلی قشنگه!

30:37.019 --> 30:38.519
‫یا خدا!

30:39.269 --> 30:41.269
‫رنگ‌های ملایمی داره،

30:41.352 --> 30:45.936
‫انگار می‌گه سمّی نیست، فقط زیباست

30:48.102 --> 30:50.186
‫- به‌نظرم، زیبا ولی تیز...
‫- روی زانوت بذارش،

30:50.269 --> 30:52.602
‫و رنگ‌هاش واضح می‌شه

30:53.269 --> 30:55.186
‫استتاره

30:55.436 --> 30:58.019
‫دُم کوچولوش کوتاه و ضخیمه.
‫اون هنوز بچه‌ست،

30:58.102 --> 30:59.436
‫فکر می‌کنم وقتی بزرگ بشه،

30:59.519 --> 31:02.019
‫یه‌جوری تناسب‌هاش عوض می‌شن

31:07.352 --> 31:09.602
‫خب، بگیر!

31:09.686 --> 31:11.769
‫یه موجود بیگانه‌ست!

31:12.352 --> 31:14.186
‫به متخصص بدش

31:15.436 --> 31:19.519
‫واحد ما اسمش «سایگان» هست

31:22.019 --> 31:25.269
‫این طرف، می‌تونی روی دماغش بزنیش

31:25.352 --> 31:26.936
‫محشره!

31:28.602 --> 31:32.102
‫افراد واحدمون قبلا غیرنظامی بودن

31:32.936 --> 31:35.602
‫اونا پهپاد هدایت می‌کنن،

31:36.519 --> 31:39.936
‫به همه‌جور سلاح شلیک می‌کنن،

31:45.269 --> 31:51.019
‫اونا از سلاح‌های سنگین، خمپاره‌انداز و
‫سیستم‌های موشکی ضدتانک استفاده می‌کنن

31:54.769 --> 31:57.186
‫اونا تبدیل به سربازای حرفه‌ای شدن

31:59.019 --> 32:01.936
‫[جانی - دامدار]

32:02.769 --> 32:07.852
‫اون با انگیزه و مثبت‌اندیش هست،
‫و این همیشه آروم‌مون می‌کنه

32:07.936 --> 32:11.019
‫[کورسار - مدیر فروش مبلمان]

32:11.602 --> 32:16.269
‫اون شهود هنری داره
‫و هدایت‌گر فوق‌العاده‌ای هست

32:16.436 --> 32:19.186
‫[آگوست - پیمانکار]

32:19.436 --> 32:22.852
‫وقتی ببینه یکی مشکلی داره،

32:23.102 --> 32:25.936
‫همیشه کمک می‌کنه

32:26.102 --> 32:28.519
‫[پرینتر - طراح گرافیک]

32:29.102 --> 32:30.602
‫یه هنرمند

32:31.352 --> 32:34.019
‫شخصی که همیشه پر از ایده هست

32:35.102 --> 32:37.936
‫[دیور - طراح اسلحه]

32:38.269 --> 32:40.352
‫کجا رو نگاه کنم؟

32:41.186 --> 32:44.269
‫اون می‌تونه هر قطعه‌ی فناوری رو
‫تعمیر کنه

32:44.352 --> 32:48.769
‫و کاری کنه تا وظیفه‌اش رو
‫انجام بده

32:48.936 --> 32:51.352
‫[کاتیا - تحلیل‌گر کسب و کار آی‌تی]

32:52.269 --> 32:55.519
‫اون لطیفه، از فولاد ساخته شده،

32:55.936 --> 32:59.602
‫و یک فرمانده‌ی فوق‌العاده‌ی مسئولیت‌پذیر هست

33:04.769 --> 33:06.686
‫یه واحد فوق‌العاده، کیتی

33:07.186 --> 33:10.769
‫امیدوارم گربه ناراحت نشه، ولی
‫اون یکی رنگ‌های شاداب‌تری داره

33:11.436 --> 33:15.519
‫دوستای من همه توی زندگی‌های
‫غیرنظامی‌شون خوشحال بودن

33:20.602 --> 33:24.602
‫نمی‌خوان حتی یک دقیقه بیشتر از
‫او‌ن‌چه که لازمه بجنگن

33:25.519 --> 33:28.602
‫می‌تونی برگردونیش و شکمش رو
‫بخارونی، درسته؟

33:28.686 --> 33:31.269
‫آره، عاشقشه

33:31.352 --> 33:33.102
‫اون چشم‌ها...

33:38.186 --> 33:40.019
‫«من توی کل عمرم اینجوری بودم،

33:40.102 --> 33:44.102
‫ولی تو هرگز متوجه نشدی

33:44.186 --> 33:48.019
‫«من توی کل عمرم اینجوری بودم،

33:48.102 --> 33:51.519
‫ولی تو اهمیتی نمی‌دی...

33:53.852 --> 33:55.936
‫آره، ما همیشه می‌گیم و می‌خندیم چون،

33:56.019 --> 33:58.519
‫لعنت... همه‌چی خیلی مسخره‌ست

33:58.602 --> 34:00.186
‫هر روز در مورد یه چیزی می‌گیم و می‌خندیم،

34:00.352 --> 34:01.936
‫پس این برامون عادیه

34:02.019 --> 34:06.102
‫این واسه ما چیز غیرعادی‌ای نیست

34:07.102 --> 34:09.581
‫و اینم آگوست با سطلی پر از قارچ‌های پورچینی

34:13.102 --> 34:14.769
‫بیا پیش‌مون، دوست من!

34:15.769 --> 34:19.269
‫چی واسه جنگیدن بهت انگیزه می‌ده؟

34:21.352 --> 34:26.186
‫عشق به خونه، کشورم و خانواده‌ام

34:26.269 --> 34:28.352
‫می‌تونم بگم که...

34:28.602 --> 34:30.686
‫این تصمیم خیلی وقت پیش
‫گرفته شد

34:30.769 --> 34:32.269
‫و این تصمیم قطعی بود؟

34:32.352 --> 34:37.269
‫الان سخته که به یاد بیارم
‫استدلالم چی بود،

34:37.352 --> 34:40.936
‫چون تا الان...

34:41.019 --> 34:43.769
‫الزامی و حیاتی شده

34:43.852 --> 34:46.102
‫چه می‌دونم، مثل نفس‌کشیدن

34:46.186 --> 34:50.769
‫توی همچین موقعیتی، نجنگیدن غیرممکنه

34:52.519 --> 34:56.769
‫از نظر یه زندگی آروم،
‫هر بار خانواده‌ات رو می‌بینی،

34:56.852 --> 35:00.436
‫می‌دونی که این کارو به‌خاطر اونا
‫انجام می‌دی

35:00.519 --> 35:08.686
‫توی جنگ، آره، روزهای بدون کار
‫آزاردهنده، پریشان‌کننده، احمقانه و پوچ هستن

35:09.519 --> 35:12.769
‫قارچ‌ها، قارچ‌های استخراج‌شده

35:12.852 --> 35:18.186
‫اینجوری نیست که توی شهر لویو
‫الکی نشستیم

35:18.269 --> 35:20.602
‫ما داریم از وطن‌مون دفاع می‌کنیم

35:20.686 --> 35:23.269
‫ما می‌تونیم از وطن‌مون دفاع کنیم

35:23.519 --> 35:25.936
‫و توی این کار بد نیستیم

35:26.269 --> 35:30.769
‫در مورد «بد نیستیم»، تاریخ
‫می‌تونه قضاوت کنه

35:31.102 --> 35:38.102
‫باید خودت رو با این واقعیت وفق بدی که
‫قراره این‌طور زندگی کنی

35:41.269 --> 35:45.019
‫حس می‌کنم که داریم در برابر شیطان
‫می‌جنگیم

35:46.269 --> 35:52.519
‫در غیر این صورت، چیز خوبی ازش عاید نمی‌شه.
‫فقط درد، زجر و مرگ

35:53.019 --> 35:56.186
‫اگه روسیه به فروپاشی کامل کشیده نشه،
‫این جنگ...

35:56.436 --> 35:58.602
‫تا 10 سال دیگه، دوباره تکرار می‌شه

35:58.852 --> 36:04.019
‫به‌مدت صدها سال داستان‌های تخیلی
‫بهمون می‌گفتن که برادران‌مون هستن،

36:04.102 --> 36:06.813
‫و به‌مدت چند قرن آشغال‌هایی که
‫روی ما تلنبار می‌کردن رو بیل می‌زدیم...

36:07.019 --> 36:10.352
‫و ما باورشون کردیم

36:45.769 --> 36:48.186
‫و اینم یکی دیگه

37:18.436 --> 37:19.936
‫روس‌ها!

37:20.602 --> 37:22.852
‫داریم نگاه می‌کنیم. تمام

37:39.936 --> 37:44.852
‫[نیروی هوایی روسیه]

38:10.019 --> 38:14.852
‫چارلی 14 هستم. منتظر دستور هستم

38:22.186 --> 38:24.436
‫[نیروهای زمینی اوکراینی]

38:29.102 --> 38:33.352
‫خلبان‌هامون بالاسر هدف‌مون خواهند بود.
‫اونا بهم اطلاع می‌دن،

38:33.686 --> 38:35.519
‫و من فورا دستور شلیک رو
‫بهت می‌دم

38:35.602 --> 38:37.852
‫واضحه؟ تمام

38:56.102 --> 38:57.269
‫گندش بزنن

39:34.769 --> 39:36.436
‫دیدیمش

39:56.436 --> 40:00.269
‫هدف نابود شد. پیاده‌نظام 92 یه تانک رو
‫منهدم کرد

40:05.019 --> 40:07.602
‫پشت درخت‌ها. توجه کن

40:39.686 --> 40:41.269
‫چی اونجاست؟

40:41.936 --> 40:43.602
‫موش‌ها کجان؟

40:46.019 --> 40:47.686
‫اونجا، ادامه بده!

40:48.769 --> 40:50.269
‫نه، اینجا، اینجا

40:57.769 --> 40:59.436
‫خدای من!

41:00.852 --> 41:05.102
‫واضحه که هر کدوم از ما...

41:05.186 --> 41:10.102
‫که الان یه کاری توی حوزه‌ی هنر
‫در این کشور انجام می‌دیم،

41:10.519 --> 41:14.436
‫یکی بالاسر هر کدوم از ما
‫چتری گرفته

41:15.186 --> 41:19.852
‫و سربازان ما اون چتر رو بالاسر ما گرفتن

41:28.686 --> 41:31.352
‫علی‌رغم جنگ،

41:35.352 --> 41:35.936
‫هیچ‌کس نمی‌خواد چندین ساعت
‫توی زیرزمین بمونه

42:06.619 --> 42:08.369
‫بذار بو کنمش

42:23.252 --> 42:25.002
‫آنیا، فرودو رو بیار

43:01.002 --> 43:07.836
‫انعکاس جنگ در طبیعت اطراف خارکیف...

43:08.752 --> 43:12.419
‫بعضی اوقات کاملا وحشتناکه

43:15.336 --> 43:20.169
‫طبیعت ما در معرض خطر وحشتناکی هست،
‫همون‌طور که همه‌ی ما در معرضش هستیم

43:20.919 --> 43:25.336
‫این یه درخت ریشه‌کن‌شده نیست،
‫یه دهانه‌ی آتش‌فشان هست. می‌بینیش؟

43:26.086 --> 43:29.919
‫همه جا، اشیا انفجاری وجود داره

43:30.002 --> 43:33.502
‫ما در هر صورت به جنگل می‌ریم.
‫بدونش نمی‌تونیم

43:35.586 --> 43:38.086
‫و بقیه‌ی مردم هم می‌رن

43:40.252 --> 43:43.252
‫چیدن قارچ یه سرگرمی محبوب
‫واسه اوکراینی‌ها هست

43:43.336 --> 43:47.919
‫کسایی که قارچ می‌چینن
‫به جایی می‌رن که خطرناکه

43:48.669 --> 43:55.086
‫اسلاوا رد پاها رو چک می‌کنه، تا ما
‫و بقیه بتونیم به جاهای موردعلاقه‌مون بریم

44:01.586 --> 44:06.752
‫گلوله‌باران از خاک روسیه ادامه داره

44:09.169 --> 44:12.002
‫توی خارکیف، مواقعی بوده که...

44:12.586 --> 44:16.669
‫روزی چند بار ما رو بمباران کردن

44:27.586 --> 44:32.669
‫اونا به ما فرصت نفس‌کشیدن نمی‌دن

44:38.086 --> 44:42.669
‫آژیرها و هشدارهای هوایی ما
‫مدام به صدا در میان،

44:42.752 --> 44:48.502
‫و این یعنی، یه جایی، روسیه
‫بمب‌افکن‌هاش رو به هوا فرستاده

44:50.336 --> 44:57.002
‫اونا پرواز می‌کنن و می‌تونن
‫هر جایی موشک بندازن

44:59.419 --> 45:06.419
‫می‌شه گفت که بمباران در خارکیف
‫هرگز متوقف نشده

45:47.252 --> 45:51.336
‫تا جایی که یادمه، من همیشه
‫آثار هنری درست می‌کردم

45:53.752 --> 45:58.862
‫تصاویر درست می‌کردم، و از زندگی اطرافم
‫روی کاغذ برداشت‌هام رو می‌کشیدم

46:01.336 --> 46:05.336
‫واسه من، یه‌جور سخنرانی هست.
‫زبان منه

46:07.836 --> 46:12.608
‫مجسمه‌هایی که درست کردم هرگز از زندگیم
‫ناپدید نمی‌شن

46:14.086 --> 46:21.752
‫هر تصویری که درست کردم،
‫توی حافظه‌ام ذخیره می‌شه

46:24.086 --> 46:29.336
‫و البته در نتیجه، هیچ‌کدوم‌شون
‫به‌طور کامل از خاطرم پاک نمی‌شن

46:29.919 --> 46:34.086
‫اساسا، مثل هر چیزی که توی زندگیم
‫اتفاق افتاده

46:35.919 --> 46:38.752
‫من هر خاطره رو نگه می‌دارم

46:40.086 --> 46:42.836
‫حتی خاطرات بد،

46:44.086 --> 46:48.752
‫تا مطمئن بشم که دیگه تکرار نشن

46:56.419 --> 46:58.669
‫از روز اول حمله...

46:58.752 --> 47:01.336
‫خارکیف دچار حملات موشکی شد

47:03.086 --> 47:06.502
‫بعد، بمب‌افکن‌ها حمله کردن

47:08.586 --> 47:10.752
‫خونه لرزید،

47:12.336 --> 47:14.919
‫یه بمب نزدیکش افتاد،

47:16.336 --> 47:19.669
‫ولی نه روی تو، فعلا نه

47:22.169 --> 47:25.169
‫این غیر قابل تحمل‌ترین اتفاق بود

47:26.919 --> 47:31.252
‫کلی پناهنده منتظر قطارها بودن

47:31.586 --> 47:35.502
‫یه موشک روس به یه ایستگاه قطار
‫پر از آدم اصابت کرد

47:36.252 --> 47:40.336
‫خیلی‌ها اونجا کشته و زخمی شدن

47:47.502 --> 47:52.669
‫مردم نمی‌خواستن برن. سخت بود که
‫خونه‌هاشونو ترک کنن

47:57.169 --> 48:01.836
‫خیلی‌ها نتونستن حیوانات‌شونو
‫با خودشون ببرن

48:06.419 --> 48:10.002
‫توی خونه‌مون، فرودو نمی‌ترسید

48:10.086 --> 48:15.836
‫اون عصبانی بود، و فرار کرد،
‫و با هر انفجار واق واق می‌کرد

48:17.169 --> 48:20.086
‫بعد خسته شد و مِن‌مِن کرد،

48:21.252 --> 48:24.336
‫و گفت، «من اینو نمی‌خوام»

48:28.002 --> 48:35.169
‫در روز اول حمله‌ی همه‌جانبه، توی
‫این آپارتمان بهمون حمله شد

48:36.752 --> 48:39.419
‫اول صبح بود

48:41.919 --> 48:43.086
‫بچه‌ها خواب بودن

48:45.502 --> 48:52.836
‫من و لنا بیدارشون کردیم و بهشون
‫گفتیم که جنگ شروع شده

48:54.586 --> 48:57.752
‫این محله اصلا آماده نبود تا...

48:57.836 --> 49:04.669
‫مردم موقع بمباران اینجا باشن

49:07.752 --> 49:11.502
‫واسه همین به مترو رفتیم

49:14.002 --> 49:21.336
‫سگ‌های ولگرد به مترو رفتن و کنار مردم
‫پناه گرفتن

49:21.419 --> 49:25.086
‫اونا کنار مردم نشستن،
‫و یه‌جورایی...

49:25.169 --> 49:27.752
‫همه‌مون اونجا بودیم

49:29.836 --> 49:35.836
‫بعدا، یکی از دوستای خوبم از لیتوانی

49:37.169 --> 49:38.336
‫گفت،

49:38.419 --> 49:46.002
‫«فکر نمی‌کنم بچه‌ها باید اتفاقاتی که
‫اونجا رخ می‌ده رو ببینن و تجربه کنن

49:46.086 --> 49:52.502
‫اونا به این ضربه‌ی روحی نیاز ندارن.
‫به‌قدر کافی دیدن»

49:53.169 --> 49:56.836
‫اون گفت، «آماده‌ام تا خانواده‌ات رو
‫توی مرز لهستان ببینم»

49:58.836 --> 50:02.086
‫روز بعدش خارکیف رو ترک کردیم

50:03.252 --> 50:06.252
‫ماشین بنزین نداشت

50:07.669 --> 50:13.836
‫یکی از جایگاه‌های بنزین‌ گفت
‫15 لیتر بنزین می‌زنه

50:14.086 --> 50:18.169
‫و وقتی نفر سوم توی صف بودیم،

50:18.586 --> 50:23.586
‫بمباران شروع شد.
‫موشک‌ها از افق افتادن...

50:32.086 --> 50:35.169
‫و با خودم گفتم، «ما یا باید بریم یا...»

50:35.252 --> 50:38.586
‫ولی تصمیم گرفتیم بنزین بزنیم

50:40.419 --> 50:43.002
‫طی‌کردن مسیر 1000 کیلومتری...

50:43.086 --> 50:46.586
‫پنج روز، بیشتر از پنج روز
‫طول کشید

50:47.336 --> 50:50.586
‫یه زمانی خوابم برد

50:50.669 --> 50:53.836
‫و ماشین جلوییم رو زدم

50:58.086 --> 51:03.336
‫سیستم ترمز ماشینم خراب شد،
‫و روغن ترمز نشت کرد

51:05.336 --> 51:07.419
‫متوجه شدم که ترمز ندارم

51:08.669 --> 51:11.086
‫از یه گذرگاه کوهستانی رد شدم،

51:11.669 --> 51:17.336
‫ولی گذرگاه برفی بود...
‫کناره‌ی جاده یخ وجود داشت

51:18.002 --> 51:23.502
‫و بدون ترمز بودم و دنده عوض می‌کردم
‫و از ترمز دستی استفاده می‌کردم،

51:23.586 --> 51:26.752
‫و بیشتر از 100 کیلومتر رو
‫اینجوری طی کردم

51:28.752 --> 51:31.586
‫لب مرز صف طولانی‌ای وجود داشت

51:34.669 --> 51:38.169
‫ولی، در مورد من، همه‌چی
‫سریع اتفاق افتاد

51:40.502 --> 51:44.586
‫اونا وارد صف شدن و
‫فورا بردن‌شون

51:48.502 --> 51:51.502
‫و وقت نکردیم درست خداحافظی کنیم

51:51.586 --> 51:55.252
‫نتونستیم هیجان‌زده بشیم

51:58.919 --> 52:00.919
‫ما همدیگه رو بغل کردیم

52:02.002 --> 52:03.669
‫و تموم شد

52:03.752 --> 52:06.752
‫اونا رفتن، مادرا و بچه‌ها

52:06.836 --> 52:09.336
‫و دروازه‌ها بسته شدن

52:20.919 --> 52:22.752
‫خب...

52:26.836 --> 52:30.752
‫از نظر احساسی سردرگم بودم

52:33.086 --> 52:36.502
‫از یه طرف، احساس پوچی...

52:40.586 --> 52:42.419
‫و تنهایی

52:44.669 --> 52:51.002
‫از طرف دیگه، می‌دونستم که
‫الان مشکلی براشون پیش نمیاد

53:01.836 --> 53:05.669
‫خیلی وقته که دخترام رو
‫بغل نکردم

53:06.586 --> 53:11.419
‫و متوجه‌ام که، زمان زیادی گذشته،
‫اونا بزرگ می‌شن...

53:12.086 --> 53:15.502
‫و این بخش از زندگی‌مون با هم
‫از بین می‌ره

53:19.169 --> 53:22.502
‫الان نقاشی نمی‌کنم

53:30.836 --> 53:32.336
‫وای!

53:35.919 --> 53:38.419
‫- یه قلب
‫- یه نوع قلب جدید!

53:41.002 --> 53:43.836
‫یه حیوون عجیب وارد باغ نعنامون شد!

53:44.086 --> 53:44.669
‫نشون‌مون بدین

53:44.752 --> 53:45.669
‫چه حیوونی؟

53:46.002 --> 53:49.086
‫نه، حیوون نیست

53:49.169 --> 53:51.836
‫پرواز می‌کنه

53:51.919 --> 53:53.752
‫یه پروانه‌ی بید!

53:56.919 --> 54:00.502
‫از دخترا بپرس چقدر دلتنگت شدن

54:00.586 --> 54:00.919
‫نمی‌تونم

54:01.169 --> 54:01.836
‫- از دخترا بپرس چقدر دلتنگت شدن
‫- نمی‌تونم

54:03.752 --> 54:09.419
‫می‌خوام محکم بغل‌تون کنم و...
‫ول‌تون نکنم

54:09.586 --> 54:11.502
‫می‌خوام محکم بغل‌تون کنم و...
‫ول‌تون نکنم

54:12.836 --> 54:15.252
‫فقط بغل. بغل‌های محکم

54:15.336 --> 54:18.669
‫یه بغل قوی و رکوردشکن خواهد بود

54:19.030 --> 54:27.169
‫دلم واسه این تنگ شده که نزدیکت بیام،
‫با هم وقت بگذرونیم،

54:27.252 --> 54:36.169
‫چای بخوریم، حرف بزنیم و
‫دقیقه به دقیقه کنار هم باشیم،

54:36.252 --> 54:38.002
‫کل خانواده

54:38.586 --> 54:40.086
‫اون حس خونه،

54:40.169 --> 54:42.502
‫خانواده

54:43.502 --> 54:54.002
‫هر لحظه‌ی باارزشی با هم،
‫که واقعا بتونی حسش کنی...

54:54.086 --> 55:00.419
‫و می‌فهمی که خوشبختی و
‫همه‌چی خوبه. الان

55:01.169 --> 55:03.169
‫اینجوریه

55:03.336 --> 55:05.669
‫اون فرش هنوز بافته نشده

55:10.336 --> 55:16.002
‫زمان کاملا متفاوت شده. عجیبه

55:19.002 --> 55:24.752
‫به‌نظر می‌رسه یک سال و نیم
‫زمان زیادیه، و هست،

55:26.836 --> 55:29.419
‫ولی انگار همه‌اش توی رویاست

56:11.919 --> 56:16.086
‫حلزون‌ها خانه به دوش حرکت می‌کنن

56:17.502 --> 56:22.086
‫پناهنده یه حلزون بدون پوسته هست

56:26.169 --> 56:28.252
‫یه انفجار

56:28.336 --> 56:31.086
‫بعد تاریکی به‌وجود میاد

56:32.752 --> 56:35.669
‫بعد یه انفجار دیگه، و یه...

56:35.752 --> 56:38.752
‫و اصلا مشخص نیست که...

56:38.836 --> 56:42.669
‫کدوم یکی از این انفجارها
‫آخری خواهد بود

56:47.919 --> 56:51.336
‫بعد گرما کاهش پیدا می‌کنه

56:51.669 --> 56:57.252
‫نقشه‌شون اینه که توی زمستان
‫با قطع گاز...

56:57.336 --> 56:58.752
‫کاری کنن تا سرحد مرگ یخ بزنیم

57:04.836 --> 57:07.502
‫صورتت رو توی تاریکی بشوری

57:16.169 --> 57:20.669
‫اینجا، توی مترو، دارن مردم رو
‫تخلیه می‌کنن

57:20.752 --> 57:22.252
‫- توی خارکیف؟
‫- توی خارکیف، آره

57:22.336 --> 57:25.252
‫چون اونجا گیر افتادن

57:25.336 --> 57:27.586
‫دبیرکل ناتو و نماینده‌ی عالی اتحادیه‌ی اروپا...

57:27.669 --> 57:31.836
‫در مورد یه حمله‌ی عظیم از طروف
‫روسیه...

57:31.919 --> 57:33.002
‫به اوکراین مطلع شدن

57:34.086 --> 57:38.752
‫زلنسکی می‌گه ممکنه حدود 20 حمله‌ی دیگه
‫رخ بده

57:39.169 --> 57:40.669
‫عالیه...

57:43.086 --> 57:45.169
‫تو سگ معجزه‌آسایی هستی

57:45.586 --> 57:49.169
‫تو سگ معجزه‌آسایی هستی، تو گرما
‫ساطع می‌کنی

57:49.252 --> 57:51.336
‫سگ کوچولو

58:02.752 --> 58:07.836
‫زندگی، در کل، غیر قابل پیش‌بینیه

58:10.669 --> 58:15.419
‫چیزی که کاملا قابل پیش‌بینی هست
‫مرگه

58:21.086 --> 58:25.836
‫می‌شه برات تصمیم گرفت که
‫کجا بمیری

58:28.336 --> 58:31.752
‫یه نبرد قراره رخ بده

58:38.586 --> 58:41.169
‫در مورد سلاح‌ها چیز زیادی
‫واسه دوست‌داشتن وجود نداره

58:42.252 --> 58:43.752
‫سلاح‌ها...

58:44.502 --> 58:47.252
‫پر سر و صدا و بدبو هستن

58:47.836 --> 58:51.169
‫دست‌زدن به سلاح‌ها ناخوشاینده

58:56.586 --> 59:00.586
‫و هدف وحشتناکی دارن

59:02.169 --> 59:05.419
‫یه ابزار قتل هست

59:17.086 --> 59:22.419
‫که قدرت کشتن داره

59:32.502 --> 59:35.502
‫ولی باید درک کنیم که...

59:35.586 --> 59:39.919
‫سلاح‌ها توانایی مقاومت در برابر
‫متجاوزین بی‌رحم...

59:40.752 --> 59:43.502
‫و مزیت قدرت رو بهمون می‌دن

59:45.752 --> 59:48.975
‫محافظت از دست دیکتاتورهای دیوونه،
‫که همیشه توی این دنیا ظاهر می‌شن،

59:50.752 --> 59:53.836
‫تنها با وحشتی که می‌تونه
‫در اونا القا کنی...

59:54.252 --> 59:57.086
‫تضمین می‌شه

01:00:00.836 --> 01:00:04.336
‫و همین توجیه‌اش می‌کنه

01:00:04.419 --> 01:00:08.586
‫یعنی، سلاح‌ها بنا به تعریف
‫وحشتناک...

01:00:09.336 --> 01:00:13.502
‫ولی در عمل افتخارآمیز هستن

01:00:22.669 --> 01:00:27.919
‫[ژانویه‌ی 2023]

01:00:31.502 --> 01:00:34.752
‫"مزیت‌ها و نقص‌های میهن‌پرستی چیه؟"

01:00:35.336 --> 01:00:40.836
‫اگر این در مورد تمایل‌تون برای
‫محافظت از روش زندگی‌تون هست،

01:00:42.086 --> 01:00:46.502
‫پس میهن‌پرستی تا حدودی متناقض هست

01:00:48.336 --> 01:00:51.336
‫اگه برای اراده‌ی آزاد خودتون
‫ارزش قائل هستین...

01:00:54.252 --> 01:00:54.836
‫و آماده‌ای تا از آزادی جانبداری کنی،

01:00:58.336 --> 01:01:04.919
‫باید تا حدی آزادی خودت رو
‫برای انجام این کار محدود کنی

01:01:15.669 --> 01:01:20.586
‫سایگان ماموریت داره که در
‫باخموت عملیات انجام بده

01:01:21.169 --> 01:01:28.086
‫من توی خارکیف می‌مونم تا
‫تفنگدارا رو آموزش بدم

01:01:30.002 --> 01:01:35.836
‫من عمیقا درک می‌کنم که توی
‫ساحل می‌مونم درحالی‌که اونا...

01:01:35.919 --> 01:01:39.836
‫به مرکز طوفان می‌رن

01:01:42.086 --> 01:01:47.252
‫امیدوارم صحیح و سالم برگردن

01:02:00.252 --> 01:02:03.669
‫درحالی‌که روسیه وارد سرزمین‌هامون می‌شه،

01:02:05.752 --> 01:02:09.002
‫ما در برابرشون مبارزه می‌کنیم

01:02:13.919 --> 01:02:17.419
‫واحد ما توی راه هست

01:02:32.252 --> 01:02:34.752
‫ما اینجوری زندگی می‌کنیم

01:02:38.919 --> 01:02:41.252
‫برامون دعا کنین، عزیزان

01:02:48.669 --> 01:02:56.836
‫باخموت شهر کوچیکی هست که نقش اساسی
‫در این جنگ ایفا می‌کنه،

01:02:59.502 --> 01:03:04.169
‫و زیاد از خارکیف دور نیست

01:03:05.586 --> 01:03:08.502
‫جهنم داره به پا می‌شه

01:03:14.919 --> 01:03:18.669
‫نبرد نهایی در باخموت داره اتفاق می‌افته

01:03:31.669 --> 01:03:34.086
‫ما توی باخموت کار می‌کنیم

01:03:44.419 --> 01:03:48.419
‫توی فضای باز نمون. لعنتی.
‫از اینجا برو

01:03:59.836 --> 01:04:01.669
‫بریم، بریم!

01:04:14.669 --> 01:04:22.502
‫ماموریت واحد ما اینه که تا حد امکان
‫ضرر و زیان به پیاده‌نظام‌مون رو کاهش بده

01:04:29.752 --> 01:04:34.502
‫اینجا، سایگان توی چندتا تیم
‫کار می‌کنه

01:04:37.002 --> 01:04:44.086
‫اول، تیم شناسایی هوایی از هواپیماهای
‫بدون سرنشین برای تشخیص تهدیدات از هوا استفاده می‌کنه

01:05:00.169 --> 01:05:01.836
‫از ترور به هیرپین، تمام

01:05:04.086 --> 01:05:09.752
‫بعد، مختصات دشمن رو به تیم خمپاره‌انداز
‫مخابره می‌کنن

01:05:12.002 --> 01:05:16.502
‫وظیفه‌ی تیم خمپاره‌انداز اینه که
‫این اهداف رو با خمپاره سرکوب کنه

01:05:20.169 --> 01:05:23.919
‫ما تک‌تیرانداز هم داریم

01:05:26.836 --> 01:05:28.752
‫کدوم طرف پرواز می‌کنه؟

01:05:38.919 --> 01:05:40.586
‫سمت راست؟

01:05:49.586 --> 01:05:52.419
‫باید بریم بالا!

01:05:54.252 --> 01:05:55.919
‫- شما کی هستین؟
‫- همسایه‌هات. تک‌تیراندازا

01:05:56.752 --> 01:05:59.502
‫بالا! باید بریم بالا.
‫پله‌ها کجان؟

01:06:01.252 --> 01:06:03.419
‫من اینجام! برین بالا!

01:06:13.252 --> 01:06:15.502
‫نه، اونجا مسدود شده

01:06:26.252 --> 01:06:27.169
‫لعنت

01:06:27.919 --> 01:06:29.502
‫یه روس پیدا کردیم

01:06:30.252 --> 01:06:34.169
‫کورسار، یه کاری باید انجام بدی

01:06:40.419 --> 01:06:44.169
‫روسیه تاکتیک موثری رو ایجاد کرده،

01:06:44.502 --> 01:06:49.502
‫بر اساس بی‌اعتنایی به زندگی انسان‌ها

01:06:55.752 --> 01:06:58.336
‫آماده‌ی شلیک باشین

01:06:58.919 --> 01:06:59.752
‫آتش!

01:07:20.336 --> 01:07:23.169
‫ما پهپادهای شناسایی‌مونو می‌فرستیم،

01:07:23.419 --> 01:07:25.919
‫و اونا سربازای بخت‌برگشته‌ی خودشونو
‫سمت موقعیت‌های ما می‌فرستن

01:07:29.502 --> 01:07:34.836
‫وقتی می‌میرن، روسیه می‌دونه که
‫ما اونجاییم

01:07:36.002 --> 01:07:39.586
‫این یه اتلاف وحشتناک عمر انسان هست

01:07:41.919 --> 01:07:45.252
‫اونا نه تنها ما رو می‌کشن،

01:07:46.669 --> 01:07:50.252
‫بلکه مثل سوخت دارن مردم خودشونو
‫آتیش می‌زنن

01:08:01.919 --> 01:08:03.502
‫این سمت سقوط کرد

01:08:03.919 --> 01:08:05.502
‫لعنتی!

01:08:05.836 --> 01:08:07.086
‫روس‌ها!

01:08:07.919 --> 01:08:10.169
‫تحرک، تحرک!

01:08:15.002 --> 01:08:17.252
‫واسه شکستن در به کمک نیاز داریم

01:08:17.336 --> 01:08:20.919
‫من یه دخترم. دستام کوچیکن.
‫نمی‌تونم درها رو بشکنم

01:08:21.336 --> 01:08:24.919
‫توی ارتش جنسیت وجود نداره.
‫فقط مبارز وجود داره

01:08:42.919 --> 01:08:46.752
‫من انفجار رو دیدم.
‫تقریبا درست توی مختصات بود

01:08:47.669 --> 01:09:01.752
‫86، 575، 27، 543

01:09:01.836 --> 01:09:03.836
‫دوتا روس

01:09:10.669 --> 01:09:11.502
‫آره!

01:09:12.086 --> 01:09:14.336
‫اینم از حمله‌ی تعرضی متقابل‌تون

01:09:16.086 --> 01:09:18.086
‫از یه روش دیگه استفاده کنیم

01:09:18.169 --> 01:09:23.669
‫از این پنجره‌ها امتحان کنیم.
‫برو اونجا. مواظب باش

01:09:24.919 --> 01:09:25.836
‫لعنت

01:09:27.169 --> 01:09:28.836
‫لعنت، لعنت، لعنت!

01:09:34.336 --> 01:09:35.919
‫لعنت، لعنت...

01:09:37.752 --> 01:09:39.252
‫ادامه می‌دیم!

01:09:40.086 --> 01:09:42.836
‫این به سقف ساختمون‌مون اصابت کرد!

01:09:44.586 --> 01:09:48.002
‫اگه مهمات‌تون داره تموم می‌شه و
‫تعدادتون کمه، برین بیرون

01:09:48.086 --> 01:09:49.002
‫شنیدین؟ تمام

01:09:49.419 --> 01:09:51.502
‫چیزی نیست، بچه‌ها، ما برنده می‌شیم

01:09:52.169 --> 01:09:54.252
‫مواظب باشین، اینجا ریخت و پاشه

01:09:54.836 --> 01:09:57.169
‫فقط پیاده‌نظام رو ول نکنین

01:09:57.252 --> 01:10:01.002
‫اگه می‌خواین عقب‌نشینی کنین،
‫با خودتون ببریدشون، می‌شنوین؟

01:10:02.086 --> 01:10:03.752
‫ما رو به بیمارستان ببرین!

01:10:04.169 --> 01:10:08.252
‫لطفا تکرار کن. نشنیدم.
‫لطفا تکرار کن، دوست من

01:10:09.419 --> 01:10:13.836
‫گندش بزنن. یه کوله‌پشتی پزشکی توی ماشین
‫و یه جعبه‌ی کمک‌های اولیه همراهم دارم

01:10:14.502 --> 01:10:16.336
‫یه لحظه، من کمک می‌کنم

01:10:16.752 --> 01:10:19.002
‫اینم کوله‌پشتی

01:10:28.752 --> 01:10:31.169
‫باشه. نهایت تلاشم رو می‌کنم

01:10:40.252 --> 01:10:43.086
‫خیلی بده، پنجره‌ها خیلی بدن!

01:10:45.252 --> 01:10:46.669
‫یالا

01:10:50.002 --> 01:10:52.919
‫ما با پیاده‌نظام یه عقب‌نشینی
‫برنامه‌ریزی‌شده رو اجرا خواهیم کرد

01:10:53.002 --> 01:10:55.002
‫شنیدین؟

01:11:20.502 --> 01:11:21.752
‫از اون ورودی

01:11:34.919 --> 01:11:37.002
‫- پانسمان داری؟
‫- میاریمت بیرون

01:11:37.086 --> 01:11:38.336
‫شونه‌ام و پام

01:11:38.419 --> 01:11:40.502
‫- باشه
‫- گفتن وضعیت شونه بده

01:11:42.252 --> 01:11:44.336
‫طاقت بیار، رفیق، همین الان
‫می‌بریمت بیرون

01:11:44.419 --> 01:11:46.002
‫زخمی‌ها کجان؟

01:11:46.086 --> 01:11:47.669
‫- زخمی‌ها کجان؟
‫- اونجا

01:11:48.419 --> 01:11:50.752
‫طاقت بیار

01:11:50.836 --> 01:11:55.752
‫طاقت بیار، عزیزم، طاقت بیار.
‫درست می‌شه

01:11:57.086 --> 01:11:59.919
‫طاقت بیار، عزیزم

01:12:00.002 --> 01:12:01.836
‫عزیزم، طاقت بیار

01:12:03.502 --> 01:12:07.252
‫طاقت بیار، عزیزم، همه‌چی درست می‌شه،
‫از اینجا می‌بریمت بیرون

01:12:35.336 --> 01:12:41.086
‫سایگان تونست بدون کشته از باخموت
‫خارج بشه

01:12:42.419 --> 01:12:46.586
‫کاتیا، علی‌رغم ریسک‌های وحشتناک،

01:12:46.669 --> 01:12:49.669
‫تونست پیاده‌نظام زخمی رو
‫خارج کنه

01:12:56.336 --> 01:13:02.169
‫از شانس خوبته که همچین آدمایی رو
‫توی زندگیت ببینی

01:13:05.669 --> 01:13:13.336
‫به‌نوعی بخشی از وحشتی که
‫در اطراف ما اتفاق می‌افته رو جبران می‌کنه

01:13:20.169 --> 01:13:22.169
‫جنگ به من این آگاهی رو داد که...

01:13:22.252 --> 01:13:24.252
‫یه انسان می‌تونه...

01:13:26.919 --> 01:13:27.752
‫خیلی خوب باشه

01:13:28.669 --> 01:13:32.419
‫من فقط توی کتاب‌ها در این مورد خوندم،

01:13:35.252 --> 01:13:38.169
‫در مورد کسایی که از درون می‌درخشن

01:13:39.002 --> 01:13:43.252
‫شاید توی زندگیم اونا رو دیدم،
‫ولی شناسایی‌شون آسون نبوده

01:13:43.336 --> 01:13:45.752
‫ولی الان، خیلی واضح می‌تونی ببینیش

01:14:09.752 --> 01:14:14.502
‫صدها هزار نفر کشته شدن،

01:14:16.502 --> 01:14:24.252
‫ولی مبارزه ادامه داره، نه فقط
‫واسه اوکراین، بلکه برای کل دنیا هم

01:14:26.086 --> 01:14:31.836
‫چون اگه کسی در برابر شیطان مقاومت نکنه
‫متوقف نمی‌شه

01:14:33.086 --> 01:14:38.169
‫به حرکت ادامه می‌ده تا این‌که
‫به تو برسه

01:14:40.752 --> 01:14:49.252
‫خانواده‌های بی‌شماری بچه‌ها،
‫پدرا، مادرا رو دفن کردن،

01:14:51.752 --> 01:14:56.086
‫و تعداد بیشتری رو دفن می‌کنیم

01:15:05.169 --> 01:15:11.169
‫جون این افراد فدای آزادی شدن،

01:15:14.086 --> 01:15:16.836
‫و این ادامه پیدا می‌کنه

01:15:25.086 --> 01:15:30.919
‫من دست از آموزش غیرنظامی‌ها
‫برای سرباز شدن برنمی‌دارم،

01:15:31.002 --> 01:15:35.419
‫چیزی که هرگز نباید بهش تبدیل می‌شدن

01:15:37.336 --> 01:15:40.336
‫اونم تا وقتی که این جنگ تموم نشده

01:15:42.336 --> 01:15:47.752
‫مبارزان سایگان، علی‌رغم وحشت‌هایی که
‫تجربه کردن،

01:15:48.086 --> 01:15:49.836
‫علی‌رغم خستگی،

01:15:50.586 --> 01:15:54.836
‫اونا از مبارزه‌شون در برابر شیطان
‫دست برنمی‌دارن

01:15:55.336 --> 01:15:59.169
‫اونا جون‌شونو به‌خاطر ما به‌خطر می‌اندازن...

01:16:00.836 --> 01:16:04.419
‫تا ما بتونیم... زندگی کنیم

01:16:09.169 --> 01:16:12.836
‫[آگوست 2023]

01:16:33.169 --> 01:16:38.502
‫وقتی به لنا گفتم که نباید می‌اومدن،
‫بچه‌ها گفتن،

01:16:38.586 --> 01:16:41.669
‫«بابا، مگه نمی‌خوای ما رو ببینی؟»

01:16:42.336 --> 01:16:43.752
‫و همین

01:16:44.252 --> 01:16:48.586
‫فهمیدم که اگه اون موقع
‫همدیگه رو نمی‌دیدیم،

01:16:54.169 --> 01:16:55.252
‫احتمالش زیاد بود که دیگه هرگز
‫همدیگه رو نبینیم

01:16:57.086 --> 01:17:00.752
‫موشک‌ها مدام به خارکیف اصابت می‌کنن،

01:17:01.752 --> 01:17:04.336
‫و مردم دارن کشته می‌شن

01:17:11.086 --> 01:17:14.419
‫[زمان صدای ما رو می‌شنوه]

01:17:18.169 --> 01:17:24.836
‫و واسه همین نمی‌تونم بذارم
‫دخترام اینجا بمونن

01:17:25.586 --> 01:17:28.086
‫خیلی خطرناکه

01:17:29.419 --> 01:17:34.336
‫مدت کمی پیش، دوباره اوکراین رو
‫ترک کردن

01:17:40.502 --> 01:17:44.752
‫اون شب، بعد از این‌که لنا و
‫دخترا رفتن،

01:17:45.669 --> 01:17:51.586
‫توی همون مسیری که قبلا با هم
‫قدم می‌زدیم قدم زدم،

01:17:52.836 --> 01:17:58.419
‫و در اعماق وجودم، دوباره باهاشون
‫خداحافظی کردم

01:18:01.086 --> 01:18:04.002
‫پس، از یه طرف، خوشحالم،

01:18:04.669 --> 01:18:07.336
‫و از طرف دیگه...

01:18:09.502 --> 01:18:19.252
‫متوجه شدم که یک سال و نیم
‫بدون اونا از دست رفته...

01:18:20.252 --> 01:18:21.586
‫و دیگه وجود نداره

01:18:21.669 --> 01:18:26.252
‫و بدترین قسمت بلاتکلیفی هست،
‫این‌که نمی‌دونی بعدش چه اتفاقی می‌افته

01:18:26.919 --> 01:18:29.252
‫اتفاقی بعدش می‌افته؟
‫یا نه؟

01:18:56.169 --> 01:18:59.669
‫فرودو قطعا یه چیزی می‌خواد بگه

01:19:00.669 --> 01:19:03.669
‫نگاهش کن، می‌دوه و واق واق می‌کنه

01:19:03.752 --> 01:19:05.836
‫محافظت می‌کنه

01:19:10.002 --> 01:19:15.002
‫همه می‌گن که اون آروم، ولی شجاعه

01:19:16.752 --> 01:19:20.086
‫یه تجسم کوچیک از روحیه‌ی اوکراینی

01:19:23.669 --> 01:19:27.086
‫هیچ‌کس نمی‌دونه چه چیزی
‫در انتظار اوکراین هست

01:19:27.169 --> 01:19:32.502
‫یه داستانی هست که داریم با اقدامات‌مون
‫درستش می‌کنیم

01:19:36.252 --> 01:19:41.169
‫مردم به‌خاطر خانواده‌هاشون، خونه‌هاشون
‫مرده‌ان تا...

01:19:41.252 --> 01:19:43.771
‫مطمئن بشن وقتی مرده‌ان
‫نحوه‌ی زندگی‌شون ادامه پیدا کنه

01:19:48.252 --> 01:19:53.002
‫در واقعیت، هیچ‌کس اون‌طور که
‫قبلا بود از جنگ برنمی‌گرده

01:19:56.252 --> 01:20:00.586
‫هیچ‌کدوم‌ ما دیگه مثل سابق نمی‌شیم

01:20:04.752 --> 01:20:08.766
‫ولی همون‌طور که آدمای خوب توی خوب‌بودن
‫خلاق هستن، دشمن توی بد بودن خلاق هست

01:20:14.586 --> 01:20:18.086
‫حالا فرش آینده در حال بافت هست

01:20:21.086 --> 01:20:26.169
‫نخ‌هاش از بدشانسی‌ها و خوش‌شانسی‌های
‫گذشته گرفته شده

01:20:28.336 --> 01:20:35.586
‫شاید، یه روزی، آنیا، سونیا، مادرشون،
‫همه‌مون دوباره کنار هم قرار بگیریم

01:20:39.252 --> 01:20:45.752
‫اوکراین مثل ظرف چینی هست، شکستنش
‫راحته، ولی نابود کردنش غیرممکنه

01:20:46.836 --> 01:20:53.252
‫اگه فردا فرا برسه، بستگی به این
‫داره که امروز چجوری بند کفش‌هامونو ببندیم

01:20:54.169 --> 01:20:57.752
‫اگه آینده برای ما وجود داشته باشه،

01:20:57.836 --> 01:20:59.669
‫اگه ما ناپدید نشیم...

01:21:01.252 --> 01:21:04.419
‫پس ارزشش رو خواهد داشت

01:21:04.420 --> 01:21:09.420
www.Doostihaa.com
