WEBVTT

00:21.169 --> 00:44.531
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:44.557 --> 00:56.397
SYLAR ترجمه و تنظیم

02:06.161 --> 02:20.288
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

02:21.350 --> 02:22.685
‫سلام؟

02:30.735 --> 02:31.735
‫هستی؟

04:52.778 --> 04:55.781
‫هیچ‌کس به صحنه جرم دسترسی نداشت.

04:55.948 --> 04:57.741
‫هیچ‌کس انگیزه نداشت.

04:57.908 --> 04:59.826
‫متاسفانه نتیجه‌گیری‌های من در این مورد

04:59.827 --> 05:01.745
‫ کاملاً قطعی و غیرقابل نقض هستند.

05:02.079 --> 05:05.541
‫الان در دفاع از خودت حرفی داری؟

05:07.126 --> 05:09.086
‫و به همین دلیل واسه شام نمیای.

05:12.423 --> 05:13.841
‫ولی اگه پسر خوبی باشی،

05:13.883 --> 05:15.723
‫اجازه میدم اون یکی دمپایی رو
‫واسه صبحونه بخوری.

05:17.386 --> 05:19.680
‫خب، این روزها مکان‌های زیادی
‫وجود داره که می‌تونم برم

05:19.722 --> 05:21.307
‫و اصلا نمی‌شناسم.

05:21.515 --> 05:22.807
‫بگذریم، فیلم‌نامه رو خوندم

05:22.808 --> 05:25.436
‫و بهش گفتم معمولیه، اما...

05:26.896 --> 05:29.940
‫والتر، اون بچه بیچاره رو نگاه کن.

05:36.155 --> 05:39.491
‫خب، دیلی‌پست مطلب خوب می‌خواد یا نه؟

05:39.533 --> 05:41.618
‫به نظرم حقیقتِ بتی هتوی

05:41.619 --> 05:44.622
‫داستان خیلی جذاب‌تریه.

05:46.081 --> 05:47.081
‫خوبه.

05:48.125 --> 05:49.335
‫ساعت چنده؟

05:51.128 --> 05:52.838
‫چهار و نیم میشه.

05:53.005 --> 05:54.005
‫یعنی چی؟

05:54.089 --> 05:54.882
‫نیم ساعت از چهار گذشته.

05:54.883 --> 05:56.634
‫منظورت اینه ساعت ۴:۳۰ئه؟

05:56.675 --> 05:57.760
‫آره، چهار و نیم.

05:58.052 --> 05:58.844
‫خب، چرا نمیگی؟

05:58.845 --> 06:00.179
‫باید عجله کنیم.

06:11.482 --> 06:13.150
‫بذار اینو بهت بگم، والتر،
‫خیلی جالبه

06:13.192 --> 06:14.777
‫وقتی می‌فهمی معروف شدی.

06:14.818 --> 06:16.278
‫یه لحظه یه آدم خیلی معمولی هستی،

06:16.445 --> 06:17.655
‫می‌تونی هر جا دوست داری بری،

06:17.821 --> 06:19.156
‫و بعد می‌بینی معروف شدی.

06:19.198 --> 06:20.616
‫- نمی‌تونی جایی بری...
‫- خیلی معروفی.

06:20.616 --> 06:22.408
‫بدون اینکه مردم جلوتو بگیرن،

06:22.409 --> 06:24.286
‫مردم ازت درخواست می‌کنن.

06:27.373 --> 06:28.749
‫خانم هتوی.

06:28.916 --> 06:30.626
‫رابرت، عزیزم.

06:30.834 --> 06:32.336
‫عصر بخیر.

06:32.378 --> 06:35.213
‫اوه، باید یه چمدون جدید بخرم
‫تا این وسایل‌ها رو ببرم خونه.

06:35.214 --> 06:37.383
‫باراز خیلی قشنگی دارید.

06:37.591 --> 06:39.176
‫بازار، نه باراز.

06:39.343 --> 06:40.427
‫آره، منم همینو گفتم.

06:41.178 --> 06:42.388
‫خانم شاراوی.

06:42.429 --> 06:44.389
‫آقای کانینگهام،
‫می‌بینم همچنان به ثبت تصاویر

06:44.390 --> 06:46.225
‫از قلب تپندهٔ قاهره ادامه می‌دید.

06:46.558 --> 06:48.078
‫اوه، هر جا نگاه می‌کنم زیبایی می‌بینم.

06:48.102 --> 06:49.769
‫والتر، خجالت‌زده‌ام می‌کنی.

06:49.770 --> 06:51.188
‫لطفا بشینید.

06:51.480 --> 06:53.148
‫مگان همراه‌تون نیست؟

06:53.315 --> 06:55.901
‫بعد از مغازه سوم از پیش ما رفت.

06:56.068 --> 06:58.737
‫ولی قول داد ساعت پنج به ما ملحق میشه.

06:58.862 --> 07:01.489
‫رود نیل خشک میشه
‫اما بعیده دختر من

07:01.490 --> 07:02.533
‫سر قولش بمونه.

07:02.574 --> 07:04.910
‫و با این‌حال بابا، من اومدم.

07:04.952 --> 07:05.744
‫اوه.

07:05.786 --> 07:07.705
‫رود نیل یه روز دیگه هم آب داره.

07:08.622 --> 07:10.332
‫خب، امیدوارم تا آخر هفته دووم بیاره.

07:10.499 --> 07:12.126
‫رابرت، منتظر نفر ششم هستیم؟

07:12.167 --> 07:14.461
‫بله. یه مهمان ویژه قراره بیاد.

07:14.670 --> 07:16.797
‫امیدوارم از من بهتر نباشه.

07:16.964 --> 07:18.047
‫اونو می‌شناسی، والتر.

07:18.048 --> 07:19.842
‫اسمش در صدر تیتر بریتانیا رفت

07:19.883 --> 07:22.052
‫وقتی که قتلِ لوییس فیندلی رو حل کرد.

07:22.094 --> 07:23.637
‫میراندا گرین همراه ما شام می‌خوره؟

07:23.679 --> 07:24.888
‫خودمم.

07:26.140 --> 07:27.725
‫و خانم‌ها و آقایون، معرفی می‌کنم

07:27.766 --> 07:28.809
‫خانم میراندا گرین.

07:28.976 --> 07:30.352
‫شب بخیر جناب سفر.

07:30.519 --> 07:31.687
‫سلام.

07:31.854 --> 07:33.814
‫ایشون دخترم، مگانه.

07:33.981 --> 07:34.981
‫باعث افتخاره.

07:35.065 --> 07:36.567
‫خانم بتی هتوی.

07:36.775 --> 07:38.277
‫ستارهٔ قناری آبی.

07:38.444 --> 07:40.487
‫چقدر هیجان انگیز.
‫ماه پیش دیدم.

07:40.696 --> 07:42.531
‫باشه، می‌تونه بمونه.

07:42.740 --> 07:44.867
‫آقای والتر کانینگهام، از روزنامه دیلی‌‌پست

07:45.034 --> 07:48.120
‫برای پوشش ماجراهای خانم هتوی
‫در قاهره به اینجا اومدن.

07:48.287 --> 07:49.705
‫با کار شما آشنایی دارم.

07:49.872 --> 07:51.206
‫همچنین، خانم گرین.

07:51.373 --> 07:54.209
‫و لیلا شاراوی، مترجم بنده.

07:54.376 --> 07:55.627
‫خب، متشکرم جناب سفیرو

07:55.669 --> 07:57.295
‫باید اقرار کنم یه‌کم ترسیدم

07:57.296 --> 07:59.173
‫که با چنین افراد مشهور
‫و پر آوازه‌ای شام می‌خورم.

07:59.173 --> 08:00.673
‫خب، مسلما از آخرین باری که دعوت شدید

08:00.674 --> 08:01.842
‫تا با چند تا غریبه شام بخورید

08:01.884 --> 08:03.635
‫ترسناک‌تر نیست.

08:03.677 --> 08:05.095
‫عاقبتش رو ببینید.

08:05.304 --> 08:06.764
‫شهرت! افتخار!

08:07.097 --> 08:08.097
‫قتل.

08:08.349 --> 08:09.975
‫یه مرد مُرده، جناب سفیر.

08:10.017 --> 08:11.097
‫اوه، لطفا منو رابرت صدا کن.

08:11.143 --> 08:12.186
‫عذر می‌خوام.

08:12.353 --> 08:14.063
‫فقط مادر مرحومم می‌تونست

08:14.104 --> 08:16.398
‫شوخی‌طبعی پیچیده پدرم رو درک کنه.

08:16.732 --> 08:19.777
‫خب، اینجا فقط شاورما
‫آدم رو می‌کشه، عزیزم.

08:19.943 --> 08:22.196
‫خب، قاهره چیکار می‌کنید، خانم گرین؟

08:22.237 --> 08:23.739
‫لطفا بگو میراندا.

08:24.073 --> 08:26.909
‫خب، رابرت اشاره کرد،
‫تجربه عجیبی در کشور داشتم،

08:26.950 --> 08:29.453
‫و باعث توجهات زیادی شد.

08:29.620 --> 08:31.454
‫من یه گل‌فروشی کوچیک داشتم.

08:31.455 --> 08:33.207
‫پس پیدا کردنم راحت بود،

08:33.457 --> 08:36.168
‫مخصوصا واسه رسانه‌ها.
‫همه‌شون یه مشت لاشخور هستن.

08:36.960 --> 08:38.295
‫همه‌مون آدم بدی نیستیم.

08:38.587 --> 08:39.588
‫خدای من.

08:40.589 --> 08:41.715
‫لطفا ناراحت نشو.

08:41.882 --> 08:43.008
‫ناراحت نشدم.

08:43.050 --> 08:44.093
‫لطفا ادامه بده.

08:45.511 --> 08:47.595
‫خب، فکر کردم بهتره فرار کنم

08:47.596 --> 08:49.056
‫و فصل جدیدی از زندگیمو شروع کنم.

08:49.181 --> 08:51.516
‫واسه همین مغازه‌ام رو فروختم و فکر کردم،

08:51.517 --> 08:52.893
‫چرا نیام اهرام رو ببینم؟

08:53.060 --> 08:54.561
‫تنها؟

08:54.770 --> 08:56.062
‫چه ماجراجوی جالبی.

08:56.063 --> 08:57.189
‫یه وقت یاد نگیری.

08:57.481 --> 08:59.316
‫خب، تنهایِ تنها نیستم.

08:59.483 --> 09:00.901
‫سگم، بلاندر رو با خودم آوردم.

09:01.068 --> 09:02.361
‫از نوشیدنی خودم بگو بیارن.

09:02.653 --> 09:05.572
‫جناب سفیر می‌خوان یه بطری نوشیدنی
‫از انبار خودشون بیارید، ممنون.

09:06.240 --> 09:07.866
‫خدا رو شکر لیلا اینجاست.

09:08.033 --> 09:09.743
‫پیش خودتون فکر می‌کنید
‫حتما چند کلمه‌ای بلد شدم،

09:09.743 --> 09:10.911
‫اما دریغ از یه حرف ساده.

09:38.480 --> 09:40.691
‫پارسال اسکار و از چنگم درآوردم.

09:40.899 --> 09:42.234
‫- جدی میگم.
‫- می‌دونم.

09:43.444 --> 09:45.279
‫به مدیر برنامه‌ام گفتم، نگران نباش،
‫سال دیگه برنده میشم.

09:45.279 --> 09:46.905
‫و سال بعدش.

09:50.451 --> 09:51.451
‫اجازه هست؟

09:51.452 --> 09:52.828
‫حتما.

10:01.462 --> 10:04.298
‫میراندا، نمی‌تونم نپرسم.

10:04.506 --> 10:06.841
‫جزیره ابوت.
‫اتفاقات ناخوشایند رو کنار بذاریم،

10:06.842 --> 10:08.010
‫چطور حل کردی؟

10:09.261 --> 10:11.471
‫خب، من همیشه بچهٔ کنجکاوی بودم

10:11.472 --> 10:13.390
‫و این کنجکاوی رو

10:13.557 --> 10:15.934
‫با رمان‌های معمایی که
‫دستم میرسید رفع می‌کردم.

10:16.018 --> 10:20.272
‫و من همیشه از چیزی برخوردارم
‫که مادرم اسمش رو «حافظه مطلق» گذاشته بود.

10:20.522 --> 10:21.565
‫چقدر عالی.

10:21.607 --> 10:23.942
‫در حقیقت، به نظر مادرم نفرینه.

10:23.984 --> 10:26.445
‫هیچ‌کس دوست نداره همه‌چیز دان باشه.

10:26.612 --> 10:28.864
‫پس هر چیزی که می‌بینی رو یادت می‌مونه؟

10:29.031 --> 10:31.575
‫هر چی ببینم، هر چی بشنوم،
‫یا بخونم یا بنویسم. آره.

10:31.742 --> 10:32.742
‫همم.

10:32.951 --> 10:35.913
‫دوست دارم ببینم
‫البته اگه ما رو قابل بدونید.

10:37.206 --> 10:39.208
‫والتر، چیکار می‌کنی؟

10:39.374 --> 10:42.127
‫میراندا، لطفا این عکس‌ها رو نگاه کن

10:42.294 --> 10:44.463
‫و وقتی حفظ‌شون کردی
‫واسم توصیف کن.

10:44.505 --> 10:47.341
‫والتر، به من گفتی
‫این عکس‌ها رو سوزوندی.

10:47.633 --> 10:50.219
‫اوه، بالاخره تونستی به بازار برسی،
‫خوشحال شدم.

10:50.385 --> 10:51.386
‫باغ سفارت.

10:51.428 --> 10:53.263
‫دندی با دل و جون ازشون مراقبت کرده.

10:53.305 --> 10:54.806
‫آره، اگه نزدیک گل‌های ختمی بشی

10:54.848 --> 10:56.642
‫دعوات می‌کنه.

10:56.850 --> 10:58.059
‫خب، البته نمی‌فهمم چی میگه.

10:58.060 --> 10:59.770
‫بعدش لیلا ترجمه می‌کنه.

11:00.103 --> 11:01.313
‫خیلی‌خب. حاضرم.

11:01.480 --> 11:02.481
‫اوه.

11:08.362 --> 11:09.987
‫توی عکس اول،

11:09.988 --> 11:12.366
‫مرد سمت راست چه کفشی پوشیده؟

11:12.658 --> 11:14.117
‫سوالت انحرافیه، پا برهنه بود،

11:14.284 --> 11:15.953
‫ولی مرد سمت چپ عکس صندل پوشیده.

11:20.040 --> 11:21.040
‫وای.

11:24.211 --> 11:26.963
‫سوال بعد، مغازه سوم از سمت چپ
‫ردیف پشت

11:26.964 --> 11:29.216
‫چه اجناسی رو می‌فروخت؟

11:29.800 --> 11:31.176
‫شلنگ قلیون و تنباکو.

11:31.218 --> 11:33.095
‫سمت چپی ادویه‌فروشیه،

11:33.136 --> 11:35.305
‫ولی سمت راستی روسری می‌فروشه.

11:36.807 --> 11:37.807
‫اوه.

11:39.810 --> 11:41.520
‫کی توی عکس آخر هست

11:41.687 --> 11:45.899
‫که دست بر قضا،
‫با ما سر همین میز نشسته.

11:46.066 --> 11:48.986
‫ولی والتر، فقط عکس باغ بود.

11:51.071 --> 11:53.407
‫در پشت عکس،
‫سمت راست کادر،

11:53.574 --> 11:55.157
‫یه پا داره از قاب خارج میشه،

11:55.158 --> 11:57.703
‫و اون پای خانم بتی هتویه.

11:57.953 --> 12:00.247
‫والتر، لطفا حد و مرز رو رعایت کن.

12:00.789 --> 12:01.957
‫از کجا فهمیدی بتیـه؟

12:01.999 --> 12:03.542
‫خب، فقط پای اون دیده‌ست،

12:03.584 --> 12:04.918
‫اما اگه اشتباه نکنم،

12:04.960 --> 12:07.045
‫الان همون کفش توی عکس رو پوشیده.

12:09.131 --> 12:12.342
‫وای.

12:12.509 --> 12:13.844
‫آفرین.

12:13.969 --> 12:16.013
‫می‌دونید، من با هیچکاک

12:16.054 --> 12:18.515
‫واسه نقش اصلی فیلم جدیدش،
‫۳۹ پله، ملاقات داشتم.

12:18.682 --> 12:21.018
‫یه بار هم سایز کفشم رو نپرسید.

12:21.184 --> 12:23.019
‫از طرفی سایز لباسم رو پرسید.

12:23.020 --> 12:25.647
‫اما تو واسه فیلم ۳۹ پله
‫با هیچکاک دیدار نداشتی.

12:26.565 --> 12:27.608
‫جانم؟

12:27.774 --> 12:29.401
‫هفته پیش یه مصاحبه‌ای خوندم.

12:29.735 --> 12:31.861
‫هیچکاک واسه نقش اصلی
‫فیلم ۳۹ پله

12:31.862 --> 12:33.363
‫فقط مدلین کارول رو می‌خواست

12:33.405 --> 12:34.948
‫بنابراین هیچ‌وقت با تو دیدار نداشته.

12:35.115 --> 12:37.701
‫میگی من دروغ میگم، گرین؟

12:42.289 --> 12:44.791
‫مطمئنم میراندا قصد بی احترامی نداشته.

12:45.000 --> 12:46.335
‫و با این‌حال حرفش رو زد.

12:48.253 --> 12:49.630
‫من هیچ‌وقت یاد نمی‌گیرم

12:49.671 --> 12:51.952
‫توی موقعیت‌های اجتماعی
‫نباید چه حرف‌هایی رو به زبون بیارم.

12:52.049 --> 12:55.594
‫من همیشه بدون فکر
‫هر چی می‌بینم رو میگم.

12:55.886 --> 12:57.179
‫فکر کنم واسه همین

12:57.262 --> 12:58.972
‫کنار سگم، بلاندر، خوشحال‌ترم.

12:59.973 --> 13:01.141
‫سگت؟

13:01.600 --> 13:03.435
‫خب، می‌دونم احمقانه‌ست،
‫ولی...

13:03.894 --> 13:06.188
‫من اون رو به چشم یه همراه وفادار می‌بینم.

13:06.229 --> 13:07.773
‫نیتش پاک و واضحه.

13:07.981 --> 13:10.692
‫آدم‌ها خیلی پیچیده‌ان.

13:11.026 --> 13:12.486
‫ببین، معذرت می‌خوام بتی،

13:12.527 --> 13:14.647
‫ولی صادقانه بگم ممکن بود
‫هر کدوم از شما نقش رو بگیرید.

13:14.863 --> 13:16.280
‫خب.

13:16.281 --> 13:18.617
‫خدا رو شکر این‌دفعه جون سالم بدر بردم.

13:20.619 --> 13:21.995
‫امیدوارم مزاحم نشده باشم.

13:22.037 --> 13:23.580
‫تو رو خدا مزاحم شو.

13:23.747 --> 13:24.789
‫همه‌چیز مرتبه؟

13:24.790 --> 13:26.958
‫مثل همیشه، الان به لطف تو مرتب شد.

13:27.000 --> 13:30.128
‫می‌دونم دیر وقته، ولی خواستم
‫این پیغام‌ها رو تحویل بدم.

13:30.170 --> 13:32.839
‫یک پیغام برای آقای کانینگهام
‫و یک پیغام برای شما.

13:33.340 --> 13:35.342
‫مطمئنا می‌تونستی صبح تحویل بدی.

13:35.467 --> 13:36.551
‫ممنون، خانم هند.

13:36.718 --> 13:37.636
‫یه پیغام دیگه از طرف دیویده.

13:37.678 --> 13:39.304
‫می‌خونم و جواب بدم.

13:39.346 --> 13:41.306
‫بسیار خب. من میرم خونه.

13:41.473 --> 13:42.516
‫شب همه بخیر.

13:46.061 --> 13:47.061
‫عه.

13:53.193 --> 13:54.236
‫اوه.

13:54.653 --> 13:56.363
‫نوشته نوشیدنی به حساب رستورانه

13:56.405 --> 13:58.657
‫چون یه ستاره سینما بین ماست.

13:58.824 --> 14:01.368
‫چقدر عالی.

14:01.535 --> 14:03.911
‫بازم بابت شام تشکر می‌کنم، جناب سفیر.

14:03.912 --> 14:05.747
‫خیلی به من خوش گذشت.

14:05.914 --> 14:07.916
‫باعث افتخاره، خانم گرین.

14:27.352 --> 14:29.646
‫شب بخیر، سمیر. خبری نیست؟

14:29.813 --> 14:31.648
‫خیر، جناب سفیر.
‫در سفارت همه‌چیز مرتبه.

14:31.815 --> 14:32.816
‫خدا رو شکر.

14:32.858 --> 14:34.651
‫خب، من باید برم دفترم.

14:34.943 --> 14:36.611
‫منم قبل اینکه بخوابم
‫باید به موضوعی

14:36.653 --> 14:37.653
‫رسیدگی کنم.

14:37.863 --> 14:39.196
‫آدم بدها استراحت ندارن.

14:39.197 --> 14:41.199
‫و من هیچ عجله‌ای ندارم.

14:41.241 --> 14:43.660
‫یه‌کم زیاد از حد نوشیدنی رایگان خوردم.

14:43.702 --> 14:45.829
‫برای امشب چیز خاصی لازم ندارید، خانم موری؟

14:45.871 --> 14:46.747
‫نه، متشکرم سمیر.

14:46.788 --> 14:47.788
‫می‌تونی بری خونه.

14:55.839 --> 14:57.757
‫اون داستان رو واست تعریف کردم...

14:57.758 --> 15:00.259
‫که لورل و هاردی

15:00.260 --> 15:03.471
‫واسه یه نقش توی فیلم سوپ اردک
‫دنبالم بودن؟

15:03.472 --> 15:05.724
‫قصه‌اش مفصله.

15:05.807 --> 15:06.808
‫خدای بزرگ.

15:06.850 --> 15:09.478
‫خب قرار بود با کلارک گیبل هم‌بازی بشیم

15:09.519 --> 15:12.481
‫توی یه فیلمی که درباره
‫یه اختاپوس آوازخون بود.

15:15.734 --> 15:17.319
‫اوه محمود، خدای بزرگ.

15:17.360 --> 15:18.779
‫جناب سفیر.

15:19.112 --> 15:20.614
‫خیلی جالبه که رئیس حفاظتم

15:20.655 --> 15:21.656
‫قراره باعث مرگم باشه.

15:21.823 --> 15:22.948
‫عذر می‌خوام قربان.

15:22.949 --> 15:23.992
‫اتفاقی نیفتاد.

15:24.034 --> 15:26.036
‫لیلا رفته بود مهمونش رو توی هتل ببینه

15:26.077 --> 15:27.077
‫و الان داره برمی‌گرده.

15:27.078 --> 15:29.288
‫شاید بهتر باشه صبر کنی تا اون بیاد.

15:29.289 --> 15:31.329
‫بسیار خب، مطمئنم میشم
‫خانم شاراوی صحیح و سالم برگشتن

15:31.333 --> 15:32.853
‫و بعد برای امشب امنیت رو تامین می‌کنم.

15:33.126 --> 15:33.710
‫خوبه.

15:33.711 --> 15:35.462
‫من می‌خوام یه‌کم مطالعه کنم

15:35.504 --> 15:37.005
‫و بعد یه لیوان نوشیدنی بخورم.

16:33.854 --> 16:35.397
‫آره. آره، متوجه هستم.

16:36.648 --> 16:38.441
‫می‌تونم. امکانش هست.

16:39.693 --> 16:41.361
‫خیلی‌خب. بزودی می‌بینمت.

17:59.522 --> 18:01.316
‫باید محمود رو خبر کنیم.

18:04.110 --> 18:05.195
‫خدای من.

18:11.034 --> 18:12.661
‫جرئتشو نداری.

18:12.827 --> 18:14.037
‫مگان، عزیزم.

18:14.204 --> 18:15.664
‫برو اتاقت.

18:15.830 --> 18:17.916
‫در رو ببند. بیرون نیا.

18:18.083 --> 18:19.084
‫شنیدی؟

18:19.459 --> 18:20.585
‫و تنها برو.

18:22.671 --> 18:24.839
‫هی، این سر و صدا واسه چیه؟

18:25.006 --> 18:26.174
‫خدای بزرگ.

18:27.717 --> 18:29.511
‫جناب سفیر، زخمی شدید؟

18:29.678 --> 18:30.720
‫خونِ من نیست.

18:38.728 --> 18:40.981
‫همه اتاق رو تخلیه کنید.
‫همین الان!

18:41.147 --> 18:42.857
‫- باید به پلیس زنگ بزنیم.
‫- پای پلیس رو وسط نکش.

18:42.857 --> 18:43.857
‫چرا؟

18:43.900 --> 18:45.485
‫باید یه کاری کنیم.

19:04.629 --> 19:07.215
‫خانم گرین، من سفیر در سالن منتظر شماست.

19:07.424 --> 19:09.426
‫و باقی ساکنین و کارکنان چی؟

19:09.467 --> 19:11.177
‫همه در سالن حضور دارن.
‫خودتون می‌بینید.

19:11.386 --> 19:12.137
‫و شما؟

19:12.178 --> 19:14.347
‫سمیر هستم.
‫من کارهای سفارت رو انجام میدم.

19:14.389 --> 19:15.640
‫سرپرست سفارت هستی.

19:15.807 --> 19:17.475
‫تو جنازه رو پیدا کردی؟

19:17.642 --> 19:18.685
‫خیر، من...

19:18.727 --> 19:20.102
‫سمیر در سفارت حضور نداشت

19:20.103 --> 19:21.646
‫وقتی جنازه خانم هند رو پیدا کردیم.

19:21.813 --> 19:23.063
‫متشکرم سمیر.

19:23.064 --> 19:26.401
‫من خانم سمیر و همراه‌شون

19:26.443 --> 19:27.986
‫رو به پیش جناب سفیر می‌برم،
‫از این سمت.

19:32.240 --> 19:34.074
‫فکر کنم ما همدیگه رو نمی‌شناسیم.

19:34.075 --> 19:35.660
‫نه.

19:37.203 --> 19:39.122
‫خانم گرین رسیدن، جناب سفیر.

19:39.289 --> 19:40.957
‫اوه، خانم گرین، خدا رو شکر.

19:41.875 --> 19:43.793
‫می‌دونم دیر وقته.
‫دخترم اصرار کرد.

19:43.960 --> 19:44.960
‫این چه حرفیه.

19:44.961 --> 19:47.129
‫اما چرا به من زنگ زدید؟
‫پلیس کجاست؟

19:47.130 --> 19:48.715
‫به پلیس نیاز نداریم

19:48.882 --> 19:50.383
‫و مسلما به شما احتیاجی نیست.

19:50.425 --> 19:52.010
‫محمود رو ببخشید، خانم گرین.

19:52.052 --> 19:54.679
‫اون رئيس محافظتی منه،
‫نه مسئول مهمان‌نوازی.

19:54.721 --> 19:55.638
‫خب، مشخصه.

19:55.639 --> 19:58.475
‫به دو دلیل کاری از پلیس ساخته نیست.

19:58.600 --> 20:01.102
‫یک اینکه سفارت خاک بریتانیا محسوب میشه

20:01.269 --> 20:03.021
‫و مسئولیت تحقیقات

20:03.063 --> 20:05.815
‫بابت هر جرم و جنایتی
‫در داخل سفارت به عهدهٔ ماست.

20:05.857 --> 20:08.859
‫و دوم، با توجه به تنش‌های موجود در منطقه

20:08.860 --> 20:10.862
‫بریتانیا از عهده رسوایی دیگه‌ای
‫در قاهره برنمیاد.

20:10.904 --> 20:12.071
‫که خوش‌شانسیم شما اینجایی.

20:12.072 --> 20:13.823
‫جناب سفیر، من صلاحیت کافی دارم.

20:13.865 --> 20:16.659
‫محمود، تصمیم گرفته شد.

20:16.826 --> 20:18.620
‫خب، هر کاری در توانم باشه انجام میدم.

20:18.912 --> 20:20.497
‫متوجه شدم جنازه جابه‌‌جا نشده

20:20.580 --> 20:22.082
‫و صحنهٔ جرم دستکاری نشده.

20:23.500 --> 20:24.918
‫باید عذرخواهی کنم.

20:24.959 --> 20:28.045
‫وقتی خانم رو پیدا کردم
‫ناراحت بودم

20:28.046 --> 20:29.756
‫و به جنازه دست زدم.

20:29.923 --> 20:31.299
‫خانم؟

20:31.508 --> 20:34.511
‫مگی هند. امشب اون رو دیدی.

20:35.428 --> 20:36.429
‫متاسفم.

20:37.722 --> 20:39.724
‫خب، اول از همه
‫باید صحنهٔ جرم رو ببینم.

20:39.891 --> 20:41.017
‫همین‌جا توی سالن باشید.

20:41.059 --> 20:42.477
‫برمی‌گردم تا اظهاراتتون رو بگیرم.

20:42.519 --> 20:44.062
‫همم. اوه.

20:44.813 --> 20:45.813
‫اوغ.

20:48.191 --> 20:51.027
‫آقای شکری، لطفا منو به صحنه جرم ببرید.

20:51.277 --> 20:52.946
‫مثل سگت به من دستور نده.

20:53.113 --> 20:54.864
‫پس مثل سگ رفتار نکن.

21:09.838 --> 21:13.424
‫آقای شکری، بی اعتنایی و تمسخر شما
‫به هیچ‌کس کمک نمی‌کنه.

21:13.466 --> 21:16.135
‫مشکلت اینه که اختیارت زیر سوال رفته

21:16.136 --> 21:17.929
‫ یا فقط چون من یه زنم ناراحت شدی؟

21:18.721 --> 21:22.100
‫جفتش،
‫ولی عمدتا به‌خاطر اینکه تازه‌کاری.

21:22.267 --> 21:24.184
‫خب، با توجه به اینکه شما رئيس حفاظتی بودید

21:24.185 --> 21:25.811
‫و تحت نظارت شما یه قتل رخ داده،

21:25.812 --> 21:28.172
‫شاید از اونچه که فکر می‌کنید
‫توی این مورد تفاهم داشته باشیم.

21:31.109 --> 21:31.985
‫ببخشید.

21:32.026 --> 21:33.403
‫رفتار جفت‌مون کمکی نمی‌کنه.

21:34.946 --> 21:36.531
‫لطفا همین‌جا وایسا.

22:41.095 --> 22:42.680
‫چیکار می‌کنی؟

22:42.847 --> 22:44.224
‫بو می‌کِشم.

22:44.390 --> 22:46.226
‫عسل با سرو کوهی.

22:50.980 --> 22:51.981
‫چی نوشته؟

22:54.067 --> 22:56.236
‫فعلا دست من می‌مونه.

22:57.570 --> 22:59.822
‫هنوز نمی‌دونم می‌تونم به کی اعتماد کنم.

23:13.211 --> 23:15.463
‫خب، کار من نبود
‫اگه اینطور فکری داری.

23:15.672 --> 23:17.715
‫من تمام اتاق‌های سفارت رو گشتم.

23:17.882 --> 23:19.342
‫اینجا فقط من اسلحه دارم.

23:19.509 --> 23:21.344
‫خیلی‌خب، به‌قدر کافی دیدم.

23:38.945 --> 23:40.321
‫خب، حل کردی؟

23:40.488 --> 23:42.114
‫هنوز برای جواب به این سوال زوده.

23:42.115 --> 23:43.950
‫ولی صحنه جرم رو بررسی کردم

23:43.992 --> 23:46.035
‫و می‌دونم از کجا شروع به تحقیق کنم.

23:46.202 --> 23:47.287
‫و از کجا؟

23:47.370 --> 23:49.538
‫امشب از همه‌تون چند تا سوال دارم

23:49.539 --> 23:51.541
‫قبل از اینکه تحقیقات اصلی رو
‫صبح شروع کنم.

23:51.874 --> 23:53.417
‫ولی اول از همه، با همه‌تون هستم،

23:53.418 --> 23:55.295
‫وقتی صدای شلیک رو شنیدید کجا بودید؟

23:58.172 --> 23:59.841
‫من صدای شلیک نشنیدم.

24:00.008 --> 24:01.092
‫منم نشنیدم.

24:01.259 --> 24:02.843
‫ظاهرا هیچ‌کدوم نشنیدیم.

24:02.844 --> 24:05.387
‫خب، در این صورت می‌تونیم
‫اسلحه آقای شکری رو به‌عنوان سلاح قتل

24:05.388 --> 24:06.388
‫از لیست حذف کنم.

24:06.389 --> 24:07.265
‫چطور؟

24:07.307 --> 24:09.474
‫خب، اون یه هفت‌تیر کالیبر ۲۳ داره

24:09.475 --> 24:11.352
‫که به صدا خفه‌کنیِ افتضاحش معروفه.

24:11.686 --> 24:15.355
‫از همه مهم‌تر، یه گلوله نه میلی‌متری

24:15.356 --> 24:16.816
‫خانم هند رو کشته،

24:16.983 --> 24:19.485
‫از اسلحه‌ای شلیک شده
‫که قابل پیدا شدن نیست.

24:22.363 --> 24:24.866
‫سوال دومم از شماست، آقای شکری.

24:25.033 --> 24:27.827
‫وقتی رسیدم، دیدم دروازه‌ها رو باز کردن.

24:27.869 --> 24:30.038
‫هر شب درهای سفارت قفل میشه؟

24:30.079 --> 24:31.789
‫بله، وقتی شب درها رو قفل می‌کنیم

24:31.831 --> 24:33.458
‫هیچ راه ورود یا خروجی وجود نداره.

24:33.666 --> 24:35.250
‫امنیت جناب سفیر و مهمان‌شون

24:35.251 --> 24:36.502
‫اولویت اصلی ماست.

24:36.669 --> 24:37.670
‫به‌نظر سختگیرانه میاد،

24:37.712 --> 24:39.714
‫ولی اخیرا...

24:39.756 --> 24:42.342
‫احساسات ضد بریتانیایی افزایش پیدا کرده.

24:42.508 --> 24:44.010
‫باید خیلی مراقب بود.

24:44.260 --> 24:46.179
‫بعد از قفل درب‌ها کی توی محوطه بود؟

24:46.471 --> 24:47.805
‫همه اینجا بودن.

24:47.972 --> 24:48.972
‫که اینطور.

24:49.891 --> 24:51.893
‫صبر کن. چیه؟

24:52.060 --> 24:53.853
‫یه قتل صورت گرفته

24:54.020 --> 24:55.813
‫و قاتل در این اتاق حضور داره.

24:56.647 --> 24:59.483
‫واقعا باور داری یکی از ما

24:59.484 --> 25:01.944
‫تصمیم گرفته یه منشی رو بکشه؟

25:01.986 --> 25:05.740
‫مگی. اسمش مگی بود.

25:07.116 --> 25:08.326
‫حرکتت خوب بود.

25:08.576 --> 25:10.828
‫اما مشخص بود نسبت به اون احساس خاصی نداری.

25:11.079 --> 25:12.288
‫باهاش کنار می‌اومدم.

25:16.626 --> 25:20.046
‫باشه، ازش خوشم نمی‌اومد،
‫اما آرزوی مرگشو نداشتم.

25:20.213 --> 25:22.256
‫پدرت و مگی رابطهٔ نزدیکی داشتن.

25:22.590 --> 25:24.591
‫بعد از فوت مادرت، ارتباط اون‌ها

25:24.592 --> 25:25.968
‫برای تو دردناک بود.

25:30.515 --> 25:32.266
‫تو مگی رو داشتی، ازت حمایت می‌کرد.

25:33.267 --> 25:34.435
‫منم حمایت می‌خواستم.

25:35.311 --> 25:36.854
‫مگان، متاسفم.

25:37.146 --> 25:38.689
‫اصل حرف من اینه که

25:38.731 --> 25:41.150
‫نمی‌تونم هیچ کدوم از شما رو
‫از دایره اتهام قتل خارج کنم.

25:41.484 --> 25:43.236
‫بنابراین، از همه می‌خوام

25:43.277 --> 25:45.154
‫تا پایان تحقیقاتِ من توی سفارت بمونن.

25:45.488 --> 25:48.408
‫صبر کن، تو نمی‌تونی
‫ما رو اینجا نگه داری عزیزم.

25:48.491 --> 25:50.243
‫نه، نمی‌تونم.

25:50.410 --> 25:51.536
‫ولی اون می‌تونه.

25:53.204 --> 25:54.747
‫از کجا می‌دونی کار اون نبوده؟

25:54.789 --> 25:56.207
‫کاملا مطمئنم کار اون نبوده.

25:56.332 --> 25:57.542
‫کاملا مطمئن.

25:57.875 --> 25:59.127
‫و الان باید...

25:59.168 --> 26:01.087
‫یه سوال ناخوشایند بپرسم.

26:01.129 --> 26:03.506
‫اوه، تو فقط ناخوشایند بودی.

26:04.549 --> 26:06.342
‫باید بهم نشون بدید دقیقا کجا بودید

26:06.384 --> 26:07.802
‫وقتی آژیر خطر به صدا دراومد.

26:12.265 --> 26:16.602
‫من داشتم کتاب می‌خوندم
‫وقتی صدا شنیدم.

26:18.020 --> 26:20.648
‫اتاق من آخر راهروئه.

26:20.857 --> 26:23.192
‫اومدم ببینم چه خبر شده و...

26:24.777 --> 26:26.070
‫اون رو دیدم،

26:28.698 --> 26:32.702
‫با استیصال تمام پیش اون رفتم
‫و دعا می‌کردم واقعی نباشه.

26:35.121 --> 26:37.248
‫اون رو در آغوش گرفتم،
‫هنوز گرم بود.

26:41.711 --> 26:43.504
‫بعدش به خودم اومدم و دیدم
‫مگان داره جیغ میزنه.

26:43.504 --> 26:44.547
‫ببخشید، جناب سفیر،

26:44.589 --> 26:46.215
‫ولی گفتید اون رو به آغوش گرفتید.

26:46.257 --> 26:47.508
‫بله، به طور کامل.

26:48.259 --> 26:50.219
‫خب، حتما قبل اینکه من برسم
‫لباستون رو عوض کردید.

26:50.386 --> 26:52.096
‫یه قطره خون روی لباستون نیست.

26:52.138 --> 26:53.680
‫خب، توقع نداشتی
‫که با لباس خونی...

26:53.681 --> 26:55.725
‫صرفا مشاهدهٔ من بود.

26:56.309 --> 26:58.144
‫ولی باید اون لباس‌ها رو ببینم.

26:59.061 --> 26:59.937
‫باشه، حتما.

26:59.979 --> 27:01.898
‫اگه، اگه میشه
‫لباس‌ها رو از کنار تخت من بیار.

27:03.357 --> 27:05.400
‫و مگان، تو پدرت رو

27:05.401 --> 27:06.443
‫طبق توصیف، از دم در دیدی.

27:06.444 --> 27:07.278
‫راهرو.

27:07.320 --> 27:08.529
‫ببخشید.

27:08.863 --> 27:12.533
‫از راهرو اون رو دیدم،
‫ولی بله، همون‌طور که توصیف کرد.

27:12.658 --> 27:14.327
‫و توی راهرو چیکار می‌کردی؟

27:14.619 --> 27:16.454
‫مشخصا صدای شلیک نیومده.

27:16.621 --> 27:17.788
‫بله. درسته.

27:18.998 --> 27:21.876
‫من... از پایین برمی‌گشتم.

27:21.918 --> 27:24.295
‫هنوز بابت شام دلخور بودم

27:24.337 --> 27:27.882
‫و رفتم توی باغ قدم بزنم.

27:28.049 --> 27:30.343
‫و در دفتر کاملا باز بود

27:30.676 --> 27:33.471
‫- یا نیمه‌باز بود؟
‫- نیمه‌باز بود. نصفه باز بود.

27:34.430 --> 27:36.349
‫به‌حدی کافی بود تا ببینم که...

27:36.724 --> 27:37.433
‫متوجه‌ام.

27:37.434 --> 27:40.228
‫و شما سه نفر کجا بودید
‫وقتی صدای جیغ و فریاد رو شنیدید؟

27:40.269 --> 27:41.729
‫توی اتاقم بودم

27:41.771 --> 27:44.315
‫عکس‌هایی که امروز چاپ کرده بودم رو می‌دیدم.

27:44.482 --> 27:45.733
‫منم توی اتاقم بودم.

27:46.609 --> 27:47.609
‫خواب بودی؟

27:47.693 --> 27:48.778
‫بله.

27:48.819 --> 27:51.572
‫و خانم هتوی، شما هم خواب بودید؟

27:51.739 --> 27:52.990
‫نه.

27:53.157 --> 27:54.283
‫کجا بودید؟

27:54.325 --> 27:58.204
‫توی آشپزخونه بودم
‫و واسه ماسکم گوشت برمی‌داشتم.

27:58.371 --> 27:59.872
‫چی؟

28:00.039 --> 28:02.750
‫اوه، فکر می‌کنم حفظ این قیافه زیبا راحته؟

28:02.959 --> 28:04.877
‫خانم‌ها، کمکم کنید.

28:08.673 --> 28:11.384
‫فکر کنم هنر زیبایی زبانه

28:11.425 --> 28:13.886
‫اثر هلنا روبنستینـه که پیشنهاد میده

28:13.928 --> 28:17.348
‫ماسک گوشت خام موقع خواب
‫روشی برای جوان موندنه.

28:17.390 --> 28:19.809
‫الان می‌فهمم چرا بلاندر
‫انقدر مجذوب شما شده بود.

28:20.017 --> 28:22.603
‫خب، یا این
‫یا به خاطر جذابیت حیوانی منه.

28:23.688 --> 28:26.649
‫مگان، دیدی که بتی از اتاقش خارج شده باشه؟

28:27.567 --> 28:28.776
‫نه.

28:29.402 --> 28:32.154
‫و خانم هتوی، شما دید مگان بره قدم بزنه؟

28:32.321 --> 28:33.322
‫نه.

28:34.240 --> 28:37.201
‫از اتاق ایشون دو مسیر
‫به آشپزخونه وجود داره.

28:37.451 --> 28:39.370
‫یه مسیر از دفتر می‌گذره.

28:39.537 --> 28:41.622
‫چاپلوس خان. منظورت چیه؟

28:41.789 --> 28:43.833
‫از مسیرها به خوبی اطلاع دارم، آقای شکری.

28:43.874 --> 28:45.674
‫وقتی صدای جیغ و فریاد رو شنیدید
‫شما کجا بودید؟

28:45.793 --> 28:48.296
‫توی اتاقم، آماده می‌شدم بخوابم.

28:48.337 --> 28:49.880
‫بیشتر سر کار خوابیدی.

28:49.922 --> 28:51.257
‫جفتتون بس کنید.

28:51.799 --> 28:53.467
‫برای امشب به‌قدر کافی خونریزی شده.

28:53.634 --> 28:55.219
‫صحبت‌ها رو توی سالن ادامه میدیم،

28:55.386 --> 28:56.679
‫دور از این صحنهٔ وحشتناک.

28:56.721 --> 28:59.764
‫نمی‌خوای مسیرمون از اتاق
‫به دفتر رو اجرا کنیم؟

28:59.765 --> 29:01.885
‫وقتی به سمت دفتر می‌اومدیم
‫از جلوی اتاق‌هاتون رد شدیم.

29:01.934 --> 29:03.534
‫تا الان ساختار سفارت به خوبی دستم اومده.

29:03.686 --> 29:05.396
‫همچنین اینکه چقدر طول میکشه تا هر کدومتون

29:05.438 --> 29:07.064
‫به هر اتاق برید و برگردید رو می‌دونم.

29:09.442 --> 29:13.779
‫بریم، معمای قتل رو توی سالن حل می‌کنیم.

29:13.988 --> 29:16.032
‫آقای شکری، لطفا لباس‌ها رو بدید.

29:37.553 --> 29:38.846
‫قبل اینکه بیشتر پیش بریم،

29:38.888 --> 29:40.681
‫یه سرنخ هست که هنوز با شما درمیون نذاشتم.

29:45.102 --> 29:46.187
‫این پاره‌سند رو

29:46.228 --> 29:48.022
‫می‌شناسید، جناب سفیر؟

29:48.189 --> 29:49.565
‫اینو کجا پیدا کردی؟

29:49.899 --> 29:50.733
‫یعنی بله.

29:50.734 --> 29:52.109
‫زبان آلمانیه؟

29:52.318 --> 29:55.363
‫یه سند محرمانه‌ست که توی گاوصندوق من بود.

29:55.571 --> 29:57.239
‫جزییات فعالیت‌های حامیان نازی

29:57.281 --> 29:58.823
‫که در مصر صورت گرفته،

29:58.824 --> 30:01.285
‫از زمانی که صدر اعظم جدید روی کار اومده.

30:01.452 --> 30:02.453
‫نازی‌ها؟

30:03.746 --> 30:05.164
‫توی مصر؟

30:05.206 --> 30:06.666
‫مصر به کانون فعالیت تبدیل شده.

30:06.832 --> 30:08.417
‫مخصوصا قاهره.

30:08.584 --> 30:10.710
‫عده‌ای از نخبگان غرب و مصر

30:10.711 --> 30:13.798
‫باور دارن سیاست‌های هیتلر
‫می‌تونه باعث ثبات منطقه بشه.

30:14.006 --> 30:16.342
‫جناب سفیر، گفتید
‫توی گاوصندوق شما بوده.

30:16.676 --> 30:18.176
‫بهم بگید، کی رمز گاوصندوق رو می‌دونه؟

30:18.177 --> 30:20.012
‫من و مگی.

30:22.848 --> 30:24.600
‫خب، یه نفر باید بگه.

30:24.975 --> 30:25.893
‫ممکنه اون جاسوس نازی‌ها باشه؟

30:25.935 --> 30:26.811
‫حرف نزن.

30:26.812 --> 30:27.937
‫آقایون، لطفا.

30:27.978 --> 30:30.314
‫تمام اطلاعات لازم رو دارم
‫تا کارم رو صبح شروع کنم.

30:30.356 --> 30:31.774
‫نظرتون چیه استراحت کنیم؟

30:32.024 --> 30:35.444
‫منظورت اینه با وجود یه قاتل
‫باید اینجا بمونیم؟

30:35.486 --> 30:37.862
‫انگار چاره‌ای نداریم.

30:37.863 --> 30:39.657
‫خب، من دارم و می‌مونم.

30:41.367 --> 30:42.451
‫اگه مقدوره.

30:43.494 --> 30:45.121
‫البته.

30:45.287 --> 30:46.414
‫اتاق‌های زیادی داریم.

30:47.748 --> 30:49.083
‫بابا!

30:49.583 --> 30:50.584
‫خب، حل شد.

30:51.377 --> 30:52.628
‫مگ...

30:53.295 --> 30:55.548
‫لیلا، میشه مطمئن بشی خانم گرین

30:55.589 --> 30:57.133
‫چیزهای لازم رو در اختیار داره؟

30:57.299 --> 30:58.426
‫بله جناب سفیر.

30:58.467 --> 30:59.926
‫سر میز صبحانه شما رو می‌بینم

30:59.927 --> 31:01.470
‫و اون‌موقع می‌تونیم صحبت کنیم.

31:11.439 --> 31:13.607
‫آقای شکری، به نظرم شما باید حواستون باشه

31:13.649 --> 31:15.568
‫امشب کسی از سفارت خارج نمیشه.

31:15.860 --> 31:17.445
‫من و سمیر نگهبانی میدیم.

31:17.778 --> 31:19.155
‫و الان که از صحنه جرم بازدید کردم،

31:19.196 --> 31:20.989
‫به نظرم بهتره جنازه رو جابه‌جا کنید

31:20.990 --> 31:22.616
‫قبل اینکه خورشید طلوع کنه،

31:22.658 --> 31:24.743
‫لباس‌های خونی سفیر رو بهم ببرید.

31:24.744 --> 31:25.744
‫انجام میشه.

31:26.912 --> 31:27.912
‫شب بخیر، آقای شکری.

31:27.913 --> 31:29.290
‫جون همه‌مون رو به شما می‌سپارم.

31:56.216 --> 31:59.719
عشق من نباید این
دور و اطراف تنهایی بگردی

31:59.721 --> 32:01.687
اونم بعد از اتفاقاتی
که امشب رخ داده

32:01.689 --> 32:03.957
چرا فکر میکنی اینجام؟

32:06.059 --> 32:07.695
حالا هیچکدوممون تنها نیستیم

32:19.021 --> 32:21.898
‫می‌دونی چقدر برای این باغ زحمت کشیدم؟

32:21.899 --> 32:22.734
‫یه مشت گله دیگه.

32:22.735 --> 32:24.067
‫تو عقل نداری!

32:24.068 --> 32:26.028
‫خدای من، چرا دعوا می‌کنید؟

32:26.237 --> 32:28.114
‫یه نفر همه گل‌های ختمی اونو له کرده.

32:28.656 --> 32:30.115
‫احمقِ خرفت.

32:30.116 --> 32:31.658
‫ببخشید مزاحم میشم،

32:31.659 --> 32:33.259
‫ولی میشه یه نفر جای من
‫مراقب بلاندر باشه؟

32:33.453 --> 32:34.453
‫بفرما.

32:38.124 --> 32:39.459
‫آدم عجیبی نیست؟

32:39.500 --> 32:41.335
‫عاشق گل‌ها و حیوون‌هاست.

32:41.502 --> 32:42.628
‫از آدم‌ها متنفره.

32:42.795 --> 32:44.505
‫تا حدودی باهاش همدردی می‌کنم.

32:44.672 --> 32:45.882
‫اوه، و بریتانیا.

32:46.048 --> 32:47.759
‫از بریتانیا نفرت داره.

32:47.925 --> 32:49.177
‫ولی باغ‌شون رو دوست داره.

32:49.343 --> 32:51.012
‫خدای من.

32:51.220 --> 32:52.513
‫- گمشو، خب؟
‫- باشه.

32:52.680 --> 32:53.723
‫می‌بینی؟

32:53.765 --> 32:55.475
‫هر جا میره یه دوست پیدا می‌کنه.

32:56.601 --> 32:58.321
‫می‌تونم تا ایوان همراهی‌تون کنم، خانم گرین؟

33:06.611 --> 33:08.529
‫می‌بینم همه به خوبی استراحت کردن.

33:08.863 --> 33:10.223
‫وقتی یه جنازه پایین در حال پوسیدنه

33:10.239 --> 33:12.200
‫سخت میشه راحت خوابید.

33:12.366 --> 33:14.660
‫خانم هتوی، لطفا.

33:14.827 --> 33:16.621
‫نه، منظورم این بود...

33:16.788 --> 33:18.455
‫مطمئنا حالش خوبه

33:18.456 --> 33:20.916
‫اما خوب نیست چون مُرده، مشخصه.

33:20.917 --> 33:22.459
‫- اما...
‫- به محمود گفتم

33:22.460 --> 33:24.337
‫جنازه مگی رو یه جای بهتر ببره.

33:24.378 --> 33:26.087
‫من و سمیر دیشب

33:26.088 --> 33:27.757
‫جنازه رو به سردخونه سفارت بردیم.

33:27.924 --> 33:30.050
‫ببخشید. اینجا سردخونه داریم؟

33:30.051 --> 33:32.803
‫برای شهروندهای بریتانیاست
‫که اینجا فوت می‌کنن.

33:32.804 --> 33:34.847
‫توی سردخونه سفارت نگه می‌دارم
‫تا انتقال پیدا کنن.

33:35.181 --> 33:38.142
‫البته، باید به خانواده مگی خبر بدیم.

33:38.184 --> 33:40.186
‫خانواده داشت؟
‫هیچ‌وقت چیزی نگفت.

33:40.228 --> 33:41.729
‫یه خواهر در دارتموث داره.

33:42.063 --> 33:43.814
‫این خبر ناراحت‌کننده رو سخت میشه گفت.

33:43.815 --> 33:45.900
‫باید خودم تلگراف بزنم.

33:46.067 --> 33:47.318
‫صبح با لندن تماس گفتم

33:47.360 --> 33:49.153
‫تا مک‌دانلد رو از قتل باخبر کنم

33:49.195 --> 33:51.030
‫و اون رو در جریان تحقیقات بذارم.

33:51.239 --> 33:52.198
‫جناب نخست وزیر؟

33:52.199 --> 33:54.826
‫یه بازرس از اسکاتلند یارد اعزام کردن

33:54.867 --> 33:58.496
‫ولی فعلا این پرونده در دست شماست.

33:59.789 --> 34:01.332
‫همه نگاه به شماست، گرین.

34:01.374 --> 34:02.875
‫هیچ یک از افراد حاضر در قتل

34:02.917 --> 34:05.253
‫تا اون‌موقع این مکان رو ترک نمی‌کنه.

34:06.379 --> 34:08.089
‫مگه اینکه قبلش پرونده رو حل کنم.

34:08.130 --> 34:09.965
‫الان هم زندانی هستیم و هم مظنون.

34:09.966 --> 34:12.134
‫صرفا توانِ تحمل
‫یه بحران دیپلماتیک رو نداریم.

34:12.176 --> 34:14.970
‫اگه قاتل قسر در بره،
‫نمی‌تونم خودم رو ببخشم.

34:14.971 --> 34:17.139
‫منم همین‌جا می‌مونم.

34:17.348 --> 34:19.600
‫به هر حال از بازار خسته شده بودم.

34:19.767 --> 34:21.769
‫محمود، لطفا منو به اتاق مگی ببر.

34:21.936 --> 34:23.980
‫شاید اونجا یه چیز مفید پیدا کنیم.

34:32.154 --> 34:35.324
‫اوف، کشش خاصی بین این دو نفر وجود داره.

34:35.491 --> 34:36.492
‫مگه نه؟

34:38.661 --> 34:40.621
‫همیشه در اتاقش رو قفل می‌کرد؟

34:40.788 --> 34:41.788
‫نه.

34:41.998 --> 34:44.666
‫فکر کردم اینطور باعث میشه
‫کسی قبل ما به اتاقش نره.

34:44.667 --> 34:46.627
‫همم. کاملا منطقیه، آقای شکری.

34:46.669 --> 34:47.669
‫می‌دونم.

35:02.518 --> 35:05.521
‫به نظر مگی و سفیر رابطه نزدیکی داشتن.

35:08.774 --> 35:10.610
‫چند وقت بود با همدیگه کار می‌کردن؟

35:11.527 --> 35:14.488
‫مسلما قبل از اینکه به مصر بیان.

35:14.655 --> 35:16.406
‫دوست داشت بگه که مگی

35:16.407 --> 35:18.951
‫طولانی‌ترین رابطه اون بوده،

35:19.285 --> 35:20.661
‫البته بعد از همسرشون.

35:20.828 --> 35:22.914
‫خوشبختانه به گوش مگان نمیرسه.

35:25.708 --> 35:27.418
‫این اتاق واسه آدمی که

35:27.460 --> 35:29.587
‫خیلی وقته اینجا اقامت داره
‫چندان جالب نیست.

35:30.755 --> 35:32.465
‫حتما تمام وسایلش رو

35:32.506 --> 35:34.926
‫به خونه‌اش خارج از سفارت برده.

35:35.092 --> 35:36.844
‫این اتاق برای ایشون بود.

35:37.011 --> 35:39.305
‫گهگاهی که لازم بود اینجا می‌موند.

35:40.139 --> 35:42.391
‫و دیشب هم لازم بود بمونه؟

35:42.475 --> 35:44.060
‫فکر نمی‌کنم.

35:47.897 --> 35:48.940
‫اینجا چی داریم؟

35:52.318 --> 35:53.569
‫شاید واسه قطع برق باشه.

35:55.905 --> 35:57.782
‫گفتی خونه داره.

36:04.664 --> 36:05.706
‫چیزی پیدا کردید؟

36:06.040 --> 36:07.332
‫آقای شکر بهم گفتن که مگی

36:07.333 --> 36:09.000
‫یه خونه بیرونِ سفارت داره.

36:09.001 --> 36:10.252
‫می‌خوام اونجا رو ببینم.

36:10.419 --> 36:11.587
‫اگه فکر می‌کنید نیازه، حتما.

36:11.629 --> 36:12.964
‫به‌هیچ‌وجه.

36:13.130 --> 36:14.674
‫هیچ‌کس نباید این مکان رو ترک کنه.

36:14.840 --> 36:16.050
‫این اقدامات جهت اینه که

36:16.092 --> 36:17.677
‫مظنونین احتمالی اینجا باشن.

36:18.886 --> 36:20.429
‫باید منتظر بازرس بمونیم.

36:20.471 --> 36:22.848
‫حتما منظورت این نیست
‫که من مگی هند رو کشتم

36:23.015 --> 36:24.892
‫بعدش فورا رفتم هتلم

36:24.934 --> 36:27.394
‫تا درخواست شما جهت حل قتل رو دریافت کنم.

36:27.395 --> 36:28.771
‫راست میگه، محمود.

36:28.813 --> 36:31.232
‫عقلانی نیست ایشون رو نگه داریم.

36:31.440 --> 36:32.650
‫باشه.

36:32.817 --> 36:33.859
‫خودم ایشون رو میرسونم.

36:33.901 --> 36:36.027
‫هیچ یک از افراد حاضر در قتل
‫سفارت رو ترک نمی‌کنه،

36:36.028 --> 36:37.320
‫شامل شما هم میشه.

36:37.321 --> 36:39.323
‫بعلاوه، مطمئنم وقتی داری
‫منو توی سطح شهر می‌گردونی

36:39.365 --> 36:41.074
‫دلت نمی‌خواد کسی فرار کنه.

36:41.075 --> 36:42.201
‫شما چیزهای زیاد می‌دونید، خانم گرین،

36:42.201 --> 36:43.369
‫ولی با قاهره آشنایی ندارید.

36:43.411 --> 36:44.453
‫و تو هم منو نمی‌شناسی.

36:44.495 --> 36:45.579
‫کافیه.

36:46.497 --> 36:49.458
‫خانم گرین بدون همراه به خونه مگی میره.

36:49.500 --> 36:51.418
‫به راننده‌ام میگم رولز رویز رو آماده کنه.

36:51.419 --> 36:52.920
‫ممنون، جناب سفیر

36:53.212 --> 36:55.047
‫ولی رولز رویز زیاده‌رویه.

36:55.089 --> 36:57.675
‫منظورت این نیست که
‫خودت می‌خوای رانندگی کنی؟

36:57.717 --> 36:59.885
‫آدرس و تاکسی کافیه، آقای شکری.

37:00.052 --> 37:01.262
‫زحمتش رو بکش.

37:30.750 --> 37:32.209
‫۱۰۸...

37:33.461 --> 37:34.461
‫۱۰۹.

37:35.713 --> 37:36.881
‫همین‌جاست.

37:37.048 --> 37:37.715
‫وایسا!

37:37.882 --> 37:39.091
‫یه لحظه.

37:46.682 --> 37:47.682
‫من میرم خونه.

37:47.808 --> 37:48.809
‫شب همه بخیر.

37:50.993 --> 38:00.059
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

38:00.529 --> 38:02.031
‫اون ماشین رو تعقیب کن.

39:32.371 --> 39:34.123
‫لطفا همین‌جا وایسا.

39:35.583 --> 39:37.585
‫[اجاره]

41:01.195 --> 41:02.613
‫هی!

41:04.865 --> 41:06.950
‫ماشین رو روشن کن!

41:07.117 --> 41:10.245
‫هی! راه بیفت!

41:39.400 --> 41:41.402
‫خب، اصلا خوب نیست.

43:03.025 --> 43:04.568
‫مگی نازی بوده؟

43:08.906 --> 43:09.740
‫ماشینم!

43:09.741 --> 43:11.283
‫احتمالا بهتره از اینجا پیاده برم.

43:22.670 --> 43:25.631
‫تو... اون زنی که امروز
‫جلوی دروازه باهاش حرف میزدی کی بود

43:25.715 --> 43:28.426
‫و چرا منو توی قاهره تعقیب کرد؟

43:31.721 --> 43:33.264
‫همم.

43:33.431 --> 43:35.224
‫حواست به بلاندر باشه.

43:41.814 --> 43:43.107
‫از کجا اینو پیدا کردی؟

43:43.149 --> 43:44.608
‫از چمدون مگی،

43:44.650 --> 43:46.485
‫از خونه‌اش برداشته بودن

43:46.527 --> 43:48.529
‫و همون آدم منو توی قاهره تعقیب کرد.

43:48.696 --> 43:50.698
‫تعقیبت کردن؟ کی؟

43:50.865 --> 43:52.158
‫می‌دونستم باید باهات بیام.

43:52.199 --> 43:54.076
‫خدا رو شکر ختم بخیر شد، آقای شکری.

43:54.744 --> 43:57.288
‫اینکه کی بود رو نمی‌دونم
‫ولی شاید دندی بدونه.

43:57.413 --> 43:59.039
‫پس لطفا حواست باشه از سفارت خارج نشه

43:59.040 --> 44:00.583
‫تا من بتونم باهاش صحبت کنم.

44:00.750 --> 44:01.959
‫دندی؟

44:02.168 --> 44:03.168
‫حتما.

44:05.796 --> 44:06.964
‫یه تبعه آلمانی

44:07.006 --> 44:08.758
‫به سفارت بریتانیا نفوذ کرده.

44:10.801 --> 44:13.512
‫می‌دونی وقتی لندن خبردار بشه
‫چه اتفاقی میفته؟

44:14.346 --> 44:16.599
‫من سوالات صریح‌تری دارم.

44:16.932 --> 44:17.641
‫مثل چی؟

44:17.683 --> 44:19.768
‫مثل اینکه چرا شخصی که مگی رو کشته

44:19.769 --> 44:21.352
‫خودشو نشون نداده؟

44:21.353 --> 44:23.856
‫فرض رو بر این می‌گیریم که هدف‌شون
‫برملا کردن هویت اون بوده

44:24.315 --> 44:27.651
‫و چرا اسناد فعالیت نازی‌ها رو دزدیدن؟

44:27.693 --> 44:29.487
‫خانم گرین، کاملا سردرگم شدم.

44:30.488 --> 44:34.450
‫چیزی که منو بیشتر نگران می‌کنه
‫اینه که فکر می‌کنم شما هم سردرگم شدید.

44:47.379 --> 44:48.297
‫خدای من، اون...

44:48.339 --> 44:51.175
‫یه طرفداری نازی در بین ما حضور داره،

44:51.217 --> 44:52.510
‫همین‌جا و همین الان.

44:52.551 --> 44:54.261
‫چی؟ یعنی یکی از ماست؟

44:54.428 --> 44:56.347
‫کی و چرا؟

44:56.514 --> 44:59.767
‫نمی‌دونم، ولی قصد دارم بفهمم،
‫اونم همین امروز.

44:59.934 --> 45:03.646
‫جناب سفیر،

45:03.979 --> 45:05.606
‫منظورتون اینه اون آدمی بود

45:05.648 --> 45:09.235
‫تا ادبیات نازی رو
‫توی کشوی مخفی اتاقش پنهان کنه؟

45:09.401 --> 45:10.778
‫نه، خانم گرین. هرگز.

45:11.362 --> 45:13.697
‫اون یه وطن‌پرست بودم
‫و حرف دیگه‌ای رو نمی‌پذیرم.

45:13.864 --> 45:15.574
‫کشوی مخفی؟

45:16.158 --> 45:17.118
‫جریان چیه؟

45:17.119 --> 45:18.953
‫با هیچ‌کدوم از شما حرفی نزده بود؟

45:23.415 --> 45:26.627
‫خب، ما یه بار در مورد
‫سیاست‌های مصر صحبت کردیم،

45:26.794 --> 45:29.171
‫ولی فکر می‌کردم یه صحبت عادی باشه.

45:29.380 --> 45:30.422
‫بیشتر بگو.

45:30.548 --> 45:31.423
‫اون به...

45:31.465 --> 45:33.926
‫حزب‌های سیاسی جدید قاهره علاقه‌مند بود.

45:34.135 --> 45:36.136
‫حزب فاشیست مثل حزب مصر جوان

45:36.137 --> 45:39.181
‫یا ضد فاشیست‌های حاشیه‌ای
‫مثل حزب فرزندان جیزه.

45:39.640 --> 45:41.517
‫اما تمایلی به هیچ حزبی نداشت.

45:41.559 --> 45:43.185
‫می‌بینم ایده‌هات تموم شده، گرین.

45:43.227 --> 45:44.727
‫راستش، تا دلت بخواد ایده دارم،

45:44.728 --> 45:46.768
‫واسه همین نمی‌تونم
‫هنوز هیچ‌کدوم رو از لیست حذف کنم.

45:46.856 --> 45:48.983
‫امکان نداره منو مظنون بدونی.

45:49.316 --> 45:51.777
‫خانم هتوی، ما می‌دونیم
‫که پیشنهاد هیچکاک رو رد نکردی،

45:51.819 --> 45:53.946
‫ولی اخیرا یه پیشنهاد دیگه رو رد کردی.

45:54.280 --> 45:56.030
‫روزنامه مصری نوشته بود

45:56.031 --> 45:57.825
‫که توی سگ وحشی اروپا بازی نمی‌کنی

45:57.992 --> 45:59.592
‫با وجود اینکه پیشنهاد نقش اصلی رو داشتی.

45:59.618 --> 46:00.870
‫دلیلش چیه؟

46:00.911 --> 46:01.911
‫سگ وحشی اروپا چی؟

46:02.037 --> 46:04.206
‫یه فیلم سیاسیه.

46:04.415 --> 46:06.250
‫یه فیلم که باور نازی‌ها

46:06.292 --> 46:07.932
‫به برتری نژاد آریایی رو به سُخره می‌گیره.

46:08.043 --> 46:10.587
‫این فیلم برای آدمی که
‫با این‌طرز فکر موافقه

46:10.588 --> 46:12.965
‫مناسب ایفای نقش نیست.

46:13.007 --> 46:15.509
‫سگ وحشی حرفه‌ام رو نابود می‌کرده.

46:15.551 --> 46:18.429
‫تجارته، سیاست نیست.

46:18.596 --> 46:22.850
‫هیچ‌کس توی هالیوود حاضر نیست
‫چنین ریسکی رو به جون بخره.

46:25.728 --> 46:30.482
‫هر فیلمی که من بازی کردم
‫سینماهای آلمان رو پر کرده.

46:30.649 --> 46:32.985
‫اگه توی سگ وحشی بازی می‌کردم،

46:33.152 --> 46:36.113
‫بازار آلمان دیگه هیچ‌وقت
‫فیلم‌های من رو پخش نمی‌کرد.

46:37.198 --> 46:38.532
‫درسته، بتی هتوی.

46:38.699 --> 46:39.742
‫خب والتر...

46:39.783 --> 46:42.328
‫به من میاد به رایش سوم اعتقاد داشته باشم؟

46:42.369 --> 46:43.995
‫نه، ولی یه دستبند

46:43.996 --> 46:45.915
‫با علامت سواستیکا پوشیدی.

46:55.716 --> 46:58.219
‫سواستیکا یه نماد هندوئه

46:58.385 --> 47:00.678
‫برای موفقیت و بختِ نیک.

47:00.679 --> 47:02.932
‫نازی‌ها معنی اون رو خراب کردن.

47:04.808 --> 47:07.770
‫دوست صمیمی دانشگاهم
‫اینو بهم هدیه داد،

47:07.937 --> 47:09.855
‫مثل خودم احساس عدم تعلق داشت،
‫اگه متوجه بشید.

47:10.022 --> 47:11.522
‫همم، خب چرا درآوردی؟

47:11.523 --> 47:13.609
‫چون برخلاف ارزش معنوی اون،

47:13.651 --> 47:15.653
‫از اینکه این نماد الان به چیزی
‫تبدیل شده حال منو بد می‌کنه

47:15.653 --> 47:17.529
‫و باعث شده پوشیدنش واسم سخت‌تر بشه.

47:17.696 --> 47:20.324
‫با این اوصاف،
‫به نظر میرسید که الان بهترین زمان

47:20.366 --> 47:22.409
‫برای کنار گذاشتن این دستبند بود،
‫احتمالا برای همیشه.

47:22.576 --> 47:25.454
‫اون یادداشتی که مگی سر میز شام بهت داد چی؟

47:25.621 --> 47:27.623
‫خب مگی کمی بعدتر به قتل رسید؟

47:27.665 --> 47:30.542
‫چیزی که نباید رو توی اون یادداشت دید؟

47:30.709 --> 47:32.586
‫نه، البته که نه.

47:32.753 --> 47:34.296
‫از لندن بود.

47:34.505 --> 47:37.466
‫یه فرصت برای عکس‌برداری پیش اومده،

47:37.633 --> 47:40.970
‫عکاسی از خاندان سلطنتی مصر.

47:41.136 --> 47:44.473
‫میگن حال پادشاه خوب نیست،
‫اوضاعش وخیمه.

47:44.515 --> 47:46.600
‫چه خبر مهمی.

47:46.767 --> 47:48.269
‫ناراحت شدم.

47:48.310 --> 47:50.979
‫می‌دونید، پادشاه عاشق منه،
‫طرفدار دو آتیشهٔ منه.

47:50.980 --> 47:51.730
‫حتما.

47:51.897 --> 47:53.232
‫راست میگی.

47:53.440 --> 47:54.942
‫وگرنه چرا اومدم مصر؟

47:54.984 --> 47:56.902
‫آره، خبر خیلی مهمیه

47:56.944 --> 47:59.029
‫و پیامدهای امنیتی بسیار جدی

47:59.071 --> 48:01.490
‫در مورد دسترسی به خانواده سلطنتی داره.

48:01.824 --> 48:04.243
‫دسترسی بسیار ارزشمند.

48:04.451 --> 48:06.245
‫برای من ارزشمنده، آره.

48:07.121 --> 48:09.665
‫روحتم خبر نداره من چقدر از جون مایه گذاشتم،

48:09.707 --> 48:13.419
‫چقدر حرف تحمل کردم
‫تا به امروز که اینجا هستم رسیدم؟

48:13.585 --> 48:16.547
‫همچین داستانی می‌تونه
‫حرفه و زندگی‌مو زیر و رو کنه!

48:16.839 --> 48:18.924
‫باور کن وقتی میگم هیچ‌کس

48:18.966 --> 48:22.511
‫حتی نازی‌ها، نمی‌تونن از این بابت
‫هیچ پولی به من بدن.

48:22.553 --> 48:24.193
‫باید این سوال رو می‌پرسیدم،
‫خودتم می‌دونی.

48:27.391 --> 48:28.934
‫و جناب سفیر، می‌دونم به ما

48:28.976 --> 48:31.019
‫محتویات دقیق اون سند رو نمیگید،

48:31.020 --> 48:34.440
‫ولی میشه گفت چیزیـه
‫که یه نفر حاضره بابتش پول بده.

48:35.232 --> 48:36.358
‫پول زیاد. بله.

48:36.567 --> 48:39.653
‫شاید به قدری بوده که باعث بشه
‫یه خانم جوان زندگی جدیدی شروع کنه

48:40.237 --> 48:42.573
‫یا در حین به قتل رسوندن آدمی
‫که به هر حال از اون متنفر بود.

48:42.614 --> 48:44.115
‫میراندا، مسلما باور نداری

48:44.116 --> 48:46.327
‫که به خاطر آسایش خودم اونو کشتم.

48:46.368 --> 48:47.911
‫خب، باید تمام نظریه‌ها رو در نظر گرفت.

48:47.953 --> 48:49.579
‫نه، دست از سرش بردار.

48:49.580 --> 48:52.666
‫و بالاخره، خانم شاراوی، چرا مگی باید از تو

48:52.708 --> 48:54.543
‫نظرات سیاسیت رو بپرسه،

48:54.710 --> 48:56.712
‫شاید به این دلیل که می‌دونست

48:56.754 --> 48:58.213
‫فامیلت با هدی شاراوی یکیه،

48:58.255 --> 49:00.883
‫بنیان‌گذار جنبش سیاسی فمینیسم مصر؟

49:00.924 --> 49:02.800
‫خوب می‌دونست خیلی افراطی هستی.

49:02.801 --> 49:03.969
‫ببخشید؟

49:04.011 --> 49:05.554
‫- از کجا می‌دونی...
‫- اول بریتانیا،

49:05.596 --> 49:06.679
‫الان نازی‌ها.

49:06.680 --> 49:08.806
‫زنی با چنین اعتقاداتی
‫ممکنه دست به هر کاری بزنه

49:08.807 --> 49:10.976
‫تا از نفوذ یه قدرت خارجی
‫در مصر جلوگیری کنه.

49:11.018 --> 49:13.520
‫درسته، زندگی زیر سایه برتیانیا
‫به قدر کافی ناخوشایند هست.

49:13.812 --> 49:14.396
‫خانم شاراوی؟

49:14.438 --> 49:16.440
‫با وجود وفاداریم به خاندان موری و کشورم،

49:16.482 --> 49:17.816
‫من قاتل نیستم.

49:22.237 --> 49:25.281
‫خانم گرین، تا الان چندین بار اشتباه کردید،

49:25.282 --> 49:28.911
‫و متاسفانه به شناسایی قاتل نزدیک نشدیم.

49:29.078 --> 49:30.620
‫بابت تلاش‌تون متشکرم.

49:30.621 --> 49:33.624
‫شاید وقتش رسیده اعتراف کنید
‫این معما از حیطه شما خارجه.

49:33.665 --> 49:35.626
‫من هنوز تسلیم نشدم، جناب سفیر.

49:36.668 --> 49:38.712
‫هنوز مایل هستید با دندی صحبت کنید؟

49:39.004 --> 49:40.923
‫بله. ممنون، محمود.

49:41.215 --> 49:42.633
‫میشه پیش بقیه بمونی؟

49:42.674 --> 49:43.550
‫همراهتون میام.

49:43.592 --> 49:44.343
‫راستش،

49:44.385 --> 49:46.970
‫برای این صحبت به خصوص
‫به لیلا احتیاج دارم.

49:55.479 --> 49:57.398
‫عجب آدمیه، نه؟

49:58.107 --> 50:00.359
‫صرفا داره کارشو انجام میده.

50:00.567 --> 50:01.860
‫عزیزم.

50:02.361 --> 50:04.029
‫کار اون نیست.

50:04.196 --> 50:05.614
‫چرا، هست.

50:15.541 --> 50:16.959
‫لیلا، لطفا از دندی بپرس

50:17.000 --> 50:19.211
‫خانمی که امروز جلوی دروازه بود کی بود.

50:28.554 --> 50:31.014
‫خیلی شیرینه، نه؟

50:31.181 --> 50:32.891
‫ممنون که مراقبش هستی.

50:44.528 --> 50:47.321
‫همه‌اش سعی داره روی گل‌هام پا بذاره،
‫ولی ناراحت نمیشم

50:47.322 --> 50:49.365
‫چون می‌دونم نمی‌فهمه چیکار می‌کنه.

50:49.366 --> 50:50.033
‫اوه.

50:50.075 --> 50:52.578
‫فکر می‌کنم من و تو روحیات مشابهی داریم.

50:52.744 --> 50:55.038
‫جفتمون قبول داریم
‫حیوون‌ها از انسان‌ها بهتر هستن.

51:01.920 --> 51:04.381
‫امروز تعقیبم کردن، دندی.

51:04.590 --> 51:06.300
‫ترسیده بودم و تنها بودم.

51:07.509 --> 51:09.511
‫فقط می‌خوام بدونم کار کی بود.

51:10.512 --> 51:11.972
‫اینطوری می‌تونم بلاندر رو پیش تو بذارم

51:11.972 --> 51:13.724
‫چون می‌فهمم آدم امنی هستی.

51:36.955 --> 51:39.666
‫نمی‌دونم اون زن کیه و راست میگم.

51:39.833 --> 51:42.544
‫در مورد مگی پرسید
‫و گفتم چیزی نمی‌دونم

51:42.586 --> 51:44.338
‫و من فقط به باغ رسیدگی می‌کنم.

51:45.672 --> 51:48.091
‫شاید من اون کاراگاهی که امیدوارم، نیستم.

51:51.011 --> 51:53.346
‫بهش بگو از نظر من
‫این باغ خیلی زیباست.

51:53.347 --> 51:56.141
‫کاش تحت شرایط بهتری اینجا رو دیده بودم.

52:03.023 --> 52:04.691
‫بهش بگو حرفش رو باور می‌کنم.

52:15.160 --> 52:16.912
‫اگه کمکی می‌کنه، اون دیشب یه نور عجیب

52:16.954 --> 52:18.872
‫از پنجره یکی از اتاق‌ها دید.

52:26.046 --> 52:27.339
‫البته.

52:36.265 --> 52:38.058
‫فکر کنم این نور چشمک‌زنیـه

52:38.100 --> 52:40.060
‫که دندی دیشب دیده،

52:40.310 --> 52:42.396
‫و فکر می‌کنم کار مگی بوده
‫و داشته علامت می‌داده.

52:42.521 --> 52:43.397
‫به کی؟

52:43.398 --> 52:45.107
‫یه نفر خارج از سفارت.

52:45.148 --> 52:48.235
‫کم‌کم داره واسم سوال پیش میاد
‫مگی واقعا نازی بوده یا نه

52:48.485 --> 52:50.946
‫یا اگه چیزی مرتبط به نازی اینجا بوده

52:50.988 --> 52:52.823
‫که منجر به مرگ اون شده.

53:01.123 --> 53:02.124
‫آقای شکری.

53:02.165 --> 53:03.792
‫من صداش میزنم. تو برو!

53:23.478 --> 53:24.771
‫دنبال کی می‌گردید؟

53:31.403 --> 53:32.446
‫سلام.

53:32.613 --> 53:34.072
‫قبلا سگ شکاری بوده.

53:34.239 --> 53:35.907
‫شاید عادت‌های قدیمی سخت از بین میرن.

53:47.961 --> 53:49.755
‫گربهٔ واقعی نیست، بلاندر.

53:49.796 --> 53:51.548
‫شاید بهتره اونو از اینجا ببریم.

53:53.091 --> 53:56.136
‫صبر کن. بلاندر، ای سگ پیر باهوش.

53:56.803 --> 53:58.055
‫خدا رو شکر.

53:58.388 --> 53:59.472
‫با سرعت از ایوون رفت.

53:59.473 --> 54:00.807
‫با نهایت سرعتم دوییدم.

54:00.849 --> 54:02.142
‫هیچ آدمی به پای سگ نمیرسه.

54:02.309 --> 54:03.685
‫هنوز اون عکس باغ رو داری

54:03.727 --> 54:05.186
‫که سر میز شام بهم نشون دادی؟

54:05.187 --> 54:07.939
‫آره. راستش همین‌جاست.

54:09.524 --> 54:10.525
‫اوه!

54:11.360 --> 54:12.610
‫می‌بینی؟

54:12.611 --> 54:14.363
‫چی متوجه میشید؟

54:14.529 --> 54:15.529
‫حصار؟

54:15.697 --> 54:16.698
‫گلدون؟

54:17.157 --> 54:20.285
‫به مسجمه باستت، الهه یونانی نگاه کن.

54:21.328 --> 54:22.412
‫سر مجسمه چرخیده.

54:40.514 --> 54:41.640
‫خودکاره.

54:41.682 --> 54:43.433
‫خب، بهتره سریعا حرکت کنیم.

54:43.475 --> 54:44.976
‫والتر، تو حواست به بلاندر باشه.

54:45.018 --> 54:46.018
‫میری پایین؟

54:46.269 --> 54:47.187
‫نمی‌دونی به کجا ختم میشه.

54:47.229 --> 54:48.063
‫خب، خدا رو شکر

54:48.105 --> 54:50.481
‫یه تیرانداز تعلیم دیده همراهم دارم،
‫درست میگم محمود؟

54:50.482 --> 54:51.482
‫همراهتم.

54:58.115 --> 54:59.241
‫به بقیه چی بگم؟

55:01.410 --> 55:03.161
‫بگو زود برمی‌گردم.

55:11.586 --> 55:13.880
‫خب، فکر کنم الان راه برگشت وجود نداره.

55:34.901 --> 55:36.111
‫چیه؟

55:36.278 --> 55:37.988
‫یه مشکلی هست.

55:39.406 --> 55:41.408
‫صدای ماشینه.

55:41.575 --> 55:44.161
‫حتما زیر جاده منتهی به بازار هستیم.

55:48.039 --> 55:49.166
‫صبر کن.

55:49.332 --> 55:50.332
‫- چیه؟ چیه...
‫- نگاه کن،

55:58.800 --> 56:00.635
‫بدون شک چشم‌های تیزی دارید.

56:01.762 --> 56:03.637
‫آقای شکری، بالاخره منو

56:03.638 --> 56:05.307
‫یه کاراگاه قابل می‌دونی؟

56:05.474 --> 56:07.601
‫لطفا محمود صدام بزن.

56:09.186 --> 56:10.270
‫میراندا.

56:10.437 --> 56:11.813
‫بالاخره از آشناییت خوشوقتم.

56:12.022 --> 56:14.232
‫ممنون. بانو میراندا.

56:15.525 --> 56:17.527
‫خیلی‌خب، بهتره حرکت کنیم.

56:36.764 --> 56:37.765
‫پیداشون کردن؟

56:38.057 --> 56:39.934
‫نه، ولی میراندا یه تونل مخفی تو باغ

56:39.976 --> 56:41.728
‫پشت مجسمه باستت پیدا کرد
‫که اگه سر مجسمه رو بچرخونی باز میشه،

56:41.728 --> 56:43.354
‫و اون و محمود رفتن توی تونل

56:43.396 --> 56:45.716
‫ببینن می‌تونن آدمی که از سفارت فرار کرد
‫رو گیر بیارن یا نه.

56:46.316 --> 56:47.775
‫چی؟

57:19.707 --> 57:20.791
‫ما کجا هستیم؟

57:21.075 --> 57:22.368
‫نمی‌دونم.

57:22.535 --> 57:23.661
‫پشت سر من بمون.

57:35.690 --> 57:37.149
‫جالبه.

57:56.711 --> 57:58.212
‫رفتن.

57:58.379 --> 58:00.214
‫پیداشون می‌کنیم.

58:14.103 --> 58:17.480
‫بانو میراندا، این بازار
‫گنج‌هایی که توی یه مکان خاص

58:17.481 --> 58:20.109
‫توی صحرا کشف شده رو
‫خرید و فروش می‌کنن.

58:20.276 --> 58:21.610
‫یه سایتِ حفاری.

58:21.777 --> 58:23.279
‫گفتی مکان خاص.

58:23.446 --> 58:26.490
‫صحرا رازهای زیادی رو
‫پنهان می‌کنه، بانو میراندا.

58:26.824 --> 58:29.577
‫شاید بهتر باشه خودمون
‫دست بکار بشیم و یکی پیدا کنیم.

59:27.176 --> 59:29.011
‫تا حالا شتر سوار نشدم.

59:29.178 --> 59:30.596
‫منم همینطور.

59:32.932 --> 59:34.225
‫چیه؟

59:34.391 --> 59:36.769
‫چون مصری‌ام،
‫همیشه باید شتر سوار بشم؟

59:41.732 --> 59:43.359
‫پس بلدی بخندی.

59:43.526 --> 59:44.735
‫به کسی نگو.

59:48.155 --> 59:49.865
‫شترها نباید توی دید باشن.

59:51.534 --> 59:52.534
‫بریم؟

01:01:00.227 --> 01:01:02.062
‫می‌بینی؟ اوه.

01:01:02.229 --> 01:01:03.229
‫چیه؟

01:01:04.190 --> 01:01:06.317
‫الان دارم فکر می‌کنم
‫کار خوبی کردم تو رو آوردم یا نه.

01:01:06.483 --> 01:01:11.530
‫محمود، تازه داشتیم با هم کنار می‌اومدیم.

01:01:17.161 --> 01:01:20.080
‫بانو میراندا، این خیلی خطرناکه.

01:01:20.247 --> 01:01:21.498
‫خب، خوش‌شانسم

01:01:21.540 --> 01:01:22.666
‫که تو کنارم هستی، نه؟

01:01:24.126 --> 01:01:25.878
‫ریسکش پای منه.

01:01:26.086 --> 01:01:27.671
‫این همه راه اومدم و الان نمیشه جا زد.

01:01:29.089 --> 01:01:30.089
‫باشه.

01:01:31.217 --> 01:01:32.593
‫ولی من جلو میرم.

01:02:32.528 --> 01:02:34.321
‫زنده باد هیتلر.

01:02:34.488 --> 01:02:35.848
‫- زنده باد هیتلر.
‫- زنده باد هیتلر.

01:02:49.795 --> 01:02:51.547
‫پس حیقت داره.

01:02:51.714 --> 01:02:53.507
‫نازی‌ها اومدن قاهره.

01:03:01.682 --> 01:03:02.850
‫ماوزر.

01:03:03.559 --> 01:03:05.644
‫ظاهرا نازی‌ها برای مصر
‫نقشه‌هایی در سر دارن

01:03:05.686 --> 01:03:06.979
‫و صلح‌طلبانه نیست.

01:03:12.401 --> 01:03:13.401
‫نگاه کن.

01:03:17.239 --> 01:03:18.741
‫اینجا کاخ عابدینه.

01:03:18.782 --> 01:03:21.035
‫محل اقامت خاندان سلطنتیه.

01:03:21.368 --> 01:03:23.786
‫والتر گفته بود پادشاه ناخوش احواله.

01:03:23.787 --> 01:03:25.038
‫اگه اتفاقی برای اون بیفته،

01:03:25.039 --> 01:03:26.498
‫جانشینش کیه؟

01:03:27.249 --> 01:03:30.461
‫پسرش، فاروغ،
‫اما اون فقط ۱۴ سالشه.

01:03:32.671 --> 01:03:34.298
‫اون سربازها، لباس‌ها،

01:03:34.590 --> 01:03:36.592
‫فکر می‌کنم نازی‌ها ممکنه
‫آینده متفاوتی برای شاهزاده جوان

01:03:36.592 --> 01:03:37.634
‫در نظر داشته باشن.

01:03:37.801 --> 01:03:38.801
‫قطعا.

01:03:39.720 --> 01:03:40.763
‫سمیر؟

01:03:41.722 --> 01:03:42.972
‫داری چیکار می‌کنی؟

01:03:42.973 --> 01:03:44.433
‫حسم بهم می‌گفت تو رو می‌بینم.

01:03:44.475 --> 01:03:46.101
‫اوه، واقعا؟

01:03:46.310 --> 01:03:49.188
‫رد مشخصی از خودت به جا می‌ذاری،
‫درست مثل مار.

01:03:49.355 --> 01:03:50.731
‫نه، نه، مراقب باش.

01:03:50.898 --> 01:03:51.898
‫اسلحه رو پرت کن.

01:03:51.923 --> 01:03:58.722
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

01:03:59.031 --> 01:04:01.200
‫احیانا نه میلی‌متری نیست؟

01:04:01.367 --> 01:04:02.493
‫و صدا خفه‌کن؟

01:04:03.535 --> 01:04:05.621
‫قتل مگی. کار تو بود؟

01:04:05.788 --> 01:04:07.414
‫دستتون رو دورِ میله ببند.

01:04:10.626 --> 01:04:11.377
‫الان!

01:04:11.543 --> 01:04:12.544
‫چرا سمیر؟

01:04:12.586 --> 01:04:14.380
‫تغییر برای مصر در راهه، محمود.

01:04:14.546 --> 01:04:17.299
‫اول بریتانیا، حالا آلمان‌ها.

01:04:17.591 --> 01:04:20.802
‫می‌خواستم بگم جبهه‌ات رو انتخاب کن،
‫ولی مشخصه انتخابتو انجام دادی،

01:04:20.803 --> 01:04:22.805
‫درست مثل من
‫و تازه پول بیشتری میدن.

01:04:22.971 --> 01:04:24.932
‫نقشه دارن شاهزاده رو بدزدن، درسته؟

01:04:25.808 --> 01:04:27.601
‫خدانگهدار، خانم گرین.

01:04:27.976 --> 01:04:29.853
‫ما رو نمی‌کشی؟

01:04:29.937 --> 01:04:31.104
‫نمی‌خوام اینجا رو کثیف کنم

01:04:31.105 --> 01:04:32.606
‫و دوست‌های جدیدمو به زحمت بندازم.

01:04:32.648 --> 01:04:36.402
‫تازه، ممکنه خانم گرین رو بخوان.

01:04:36.735 --> 01:04:39.279
‫اما تو محمود، بعیده.

01:04:47.788 --> 01:04:49.623
‫شاید اگه با هم بلند کنیم.

01:04:49.790 --> 01:04:50.790
‫اوه.

01:05:18.861 --> 01:05:20.028
‫زخمی شدید؟

01:05:20.195 --> 01:05:21.195
‫تو؟

01:05:21.363 --> 01:05:22.197
‫این مرد رو می‌شناسی؟

01:05:22.239 --> 01:05:23.532
‫توی اسکله بود.

01:05:24.199 --> 01:05:25.826
‫خب، مطمئن نیستم نجات پیدا کردیم.

01:05:26.869 --> 01:05:28.912
‫کریستال، باید عجله کنیم!

01:05:29.079 --> 01:05:31.039
‫چرا انقدر لفتش میدی؟

01:05:33.000 --> 01:05:34.250
‫تو هم هستی؟

01:05:34.251 --> 01:05:35.752
‫مارکوس رو فرستادم
‫تا به کاخ خبر بدن.

01:05:38.589 --> 01:05:39.798
‫شما کی هستید؟

01:05:41.550 --> 01:05:43.760
‫وقتی رسیدیم یه جای امن
‫همه‌چیز رو تعریف می‌کنم.

01:06:05.949 --> 01:06:07.534
‫عملیات نازی‌ها متوقف شد.

01:06:08.660 --> 01:06:09.745
‫ولی شما کی هستید؟

01:06:09.912 --> 01:06:11.830
‫ما فرزندان جیزه هستیم،

01:06:12.122 --> 01:06:14.416
‫خانواده‌ای که با آرمان مشترک
‫به همدیگه گره خوردیم.

01:06:14.583 --> 01:06:17.127
‫یه گروه ضد نازی مصری
‫به رهبری یه فرد انگلیسی؟

01:06:17.211 --> 01:06:19.379
‫ما از سراسر دنیا هستیم،
‫بریتانیا، مصر.

01:06:19.546 --> 01:06:21.006
‫حتی یه عضو آلمانی داریم.

01:06:21.048 --> 01:06:22.758
‫اما چطور از وجود اون اردوگاه خبر داشتید؟

01:06:22.799 --> 01:06:25.052
‫چند وقتیـه نازی‌ها رو زیر نظر داریم

01:06:25.677 --> 01:06:27.513
‫ولی طی ۲۴ ساعت گذشته

01:06:27.554 --> 01:06:28.639
‫شرایط وخیم شده.

01:06:28.805 --> 01:06:30.140
‫قتل مگی.

01:06:30.474 --> 01:06:32.434
‫چند هفته پیش، با ما ارتباط گرفت

01:06:32.476 --> 01:06:35.938
‫تا بگه مشکوک شده یه همدست نازی
‫توی سفارت وجود داره.

01:06:36.104 --> 01:06:38.440
‫ازمون زمان خواست تا ظنش رو تایید کنه.

01:06:38.607 --> 01:06:40.692
‫دیروز گفت مدرک پیدا کرده

01:06:40.859 --> 01:06:43.070
‫و خواست دیشب یکی از اعضا رو
‫به صورت مخفیانه ملاقات کنه.

01:06:43.237 --> 01:06:44.071
‫مدرک؟

01:06:44.112 --> 01:06:46.406
‫سلاح‌هایی که به قاهره قاچاق شده،

01:06:46.448 --> 01:06:48.158
‫اونم درست جلوی چشم سفارت بریتانیا.

01:06:48.367 --> 01:06:49.368
‫سمیر.

01:06:49.535 --> 01:06:52.496
‫آرش، نیروی ما،

01:06:52.663 --> 01:06:54.164
‫سمیر رو اون دستگیر کرد،

01:06:54.373 --> 01:06:57.125
‫بدست دوست‌های نازی اون کشته
‫و جسدش معدوم شد.

01:06:57.417 --> 01:06:58.919
‫می‌دونستیم آرش رو از دست دادیم،

01:06:58.961 --> 01:07:00.420
‫اما نمی‌دونستیم برای مگی چه اتفاقی افتاده.

01:07:00.420 --> 01:07:01.797
‫یا اینکه ما رو فروخته یا نه.

01:07:01.838 --> 01:07:03.632
‫واسه همین اطراف سفارت و خونه مگی

01:07:03.674 --> 01:07:04.633
‫سرک می‌کشیدید.

01:07:04.634 --> 01:07:06.760
‫ما می‌خواستم به مگی کمک کنیم
‫تا از کشور خارج بشه

01:07:06.802 --> 01:07:08.136
‫ولی وقتی به خونه‌اش رفتم،

01:07:08.178 --> 01:07:09.888
‫فقط چمدونی که قرار بود
‫با خودش ببره اونجا بود.

01:07:09.888 --> 01:07:11.431
‫ما تحقیقات خودمون رو شروع کردیم

01:07:11.473 --> 01:07:12.683
‫وقتی تو مشغول تحقیقات خودت بودی.

01:07:12.683 --> 01:07:13.683
‫که اینطور.

01:07:15.435 --> 01:07:17.436
‫ببخشید که تعقیبت کردیم،

01:07:17.437 --> 01:07:21.567
‫ولی خب، نمی‌دونستیم تو کی هستی.

01:07:21.733 --> 01:07:22.733
‫ناراحت نشو.

01:07:22.859 --> 01:07:24.528
‫راستش برای تنوع بد نیست.

01:07:25.028 --> 01:07:26.905
‫ممنون که نشون دادی سمیر چطور

01:07:26.947 --> 01:07:28.782
‫اطلاعات رو از سفارت قاچاق می‌کرد

01:07:28.824 --> 01:07:30.492
‫و دست نازی‌ها میرسوند.

01:07:30.784 --> 01:07:32.160
‫شما همین‌طور جلوی آدم‌ربایی رو گرفتید

01:07:32.160 --> 01:07:33.745
‫که پادشاه رو نابود می‌کرد.

01:07:33.787 --> 01:07:36.123
‫پادشاه با نازی‌ها همکاری چندانی نداشته.

01:07:36.290 --> 01:07:38.082
‫وقتی خبر بیماری پادشاه پخش شد،

01:07:38.083 --> 01:07:40.627
‫کابینه‌اش رو دوباره
‫سازماندهی کرد تا متحدتر بشه.

01:07:40.919 --> 01:07:43.380
‫حتی یه نخست وزیر جدید منصوب کرد،

01:07:43.422 --> 01:07:45.966
‫یه آدم لیبرال و دموکراتیک.

01:07:46.717 --> 01:07:48.051
‫واسه فاشیست‌ها خوب نیست.

01:07:48.093 --> 01:07:49.385
‫دنبال اهرم فشار بودن.

01:07:49.386 --> 01:07:51.305
‫دارن همه جا ما رو تضعیف می‌کنن.

01:07:51.763 --> 01:07:53.483
‫به همین خاطر اون‌ها مخالف‌ها رو مسلح می‌کنن

01:07:53.515 --> 01:07:55.809
‫و به شورش‌ها در اینجا
‫و سراسر جهان دامن میزنن.

01:07:56.059 --> 01:07:57.352
‫حتی توی بریتانیا.

01:07:57.477 --> 01:07:59.146
‫مثل حزب پیراهن سیاهان.

01:07:59.313 --> 01:08:00.814
‫دقیقا.

01:08:00.856 --> 01:08:03.317
‫باید به نازی‌ها
‫بابت آینده‌نگری‌شون آفرین گفت.

01:08:04.151 --> 01:08:06.236
‫جنگ در راهه و خودشون می‌دونن.

01:08:06.445 --> 01:08:09.323
‫ولی الان باید این اطلاعات رو به پلیس بدیم.

01:08:09.531 --> 01:08:10.949
‫نقشه خنثی شد.

01:08:11.283 --> 01:08:12.159
‫شاهزاده امنه.

01:08:12.200 --> 01:08:14.870
‫و شما جلوی همدستشون
‫توی سفارت رو گرفتید.

01:08:14.911 --> 01:08:17.873
‫به لطف شما، شاید الان مصر
‫بتونه یه نفس راحت بکشه.

01:08:18.040 --> 01:08:19.041
‫شاید هم نه.

01:08:19.207 --> 01:08:20.917
‫چی؟ منظورت چیه؟

01:08:21.084 --> 01:08:22.502
‫سمیر مُرده.

01:08:23.629 --> 01:08:25.422
‫باید برگردیم سفارت، محمود.

01:08:25.631 --> 01:08:27.924
‫هنوز یه رسوایی باقی مونده
‫باید ازش پرده برداریم.

01:08:36.892 --> 01:08:38.685
‫محمود!

01:08:38.852 --> 01:08:40.854
‫پیغامت رو درباره سمیر گرفتیم.

01:08:41.021 --> 01:08:42.146
‫آفرین.

01:08:42.147 --> 01:08:44.775
‫آفرین.
‫می‌دونستم در آخر حل می‌کنی.

01:08:44.816 --> 01:08:45.942
‫میراندا کجاست؟

01:08:45.984 --> 01:08:47.861
‫باید میرفت اتاقش.

01:08:47.903 --> 01:08:49.236
‫زود میاد

01:08:49.237 --> 01:08:50.530
‫و ایشون کیه؟

01:08:50.697 --> 01:08:52.032
‫کریستال.

01:08:52.366 --> 01:08:53.617
‫دوست مگی.

01:08:53.659 --> 01:08:55.661
‫اوه، چه نوع دوستی؟

01:08:55.827 --> 01:08:57.371
‫خانم گرین.

01:08:57.579 --> 01:09:00.248
‫به همه تبریک میگم و تشکر می‌کنم.

01:09:00.374 --> 01:09:02.333
‫الان احساس امنیت بیشتری دارم
‫که فهمیدم قاتل مگی

01:09:02.334 --> 01:09:03.877
‫نمی‌تونه به هیچ‌کس صدمه بزنه.

01:09:04.044 --> 01:09:05.879
‫و سمیر، موش کثیف.

01:09:06.046 --> 01:09:09.758
‫و فکرش رو بکن چطور تونست
‫تدابیر امنیتی تو رو دور بزنه، محمود.

01:09:10.425 --> 01:09:11.134
‫عجب آدم شروری.

01:09:11.135 --> 01:09:12.719
‫باید بگم اون راه مخفی رو

01:09:12.761 --> 01:09:13.845
‫با سیمان پر کنن.

01:09:14.137 --> 01:09:16.722
‫راستش، فکر نمی‌کنم نیاز باشه، جناب سفیر.

01:09:16.723 --> 01:09:18.767
‫اون نمی‌‌تونسته از طریق تونل
‫وارد باغ شده باشه.

01:09:19.184 --> 01:09:20.394
‫منظورت چیه؟

01:09:20.560 --> 01:09:22.813
‫خب، اون مسیر واسه راه فرار ساخته شده.

01:09:22.854 --> 01:09:24.564
‫یه طرفه‌ست.

01:09:24.648 --> 01:09:26.608
‫وقتی وارد تونل بشی،
‫هیچ راه خروجی نداره.

01:09:26.650 --> 01:09:27.692
‫باور کنید، امتحان کردم.

01:09:27.693 --> 01:09:29.026
‫درسته.

01:09:29.027 --> 01:09:31.238
‫منظورتون اینه یه نفر
‫اون رو به سفارت راه داده؟

01:09:31.321 --> 01:09:32.948
‫شاید یه راه دیگه پیدا کرده.

01:09:33.115 --> 01:09:36.284
‫یا شاید بعد از تعطیلی سفارت
‫توی محوطه مخفی شده باشه.

01:09:36.618 --> 01:09:38.912
‫مسئله اینجاست، جناب سفیر،
‫بعید می‌دونم اینطور باشه.

01:09:38.954 --> 01:09:40.497
‫خب در این صورت چطور تونسته

01:09:40.539 --> 01:09:42.082
‫وارد دفتر بشه و اونو بکشه؟

01:09:42.124 --> 01:09:43.375
‫وارد نشده.

01:09:43.458 --> 01:09:45.419
‫یه نفر دیگه خانم هند رو کشته.

01:09:45.627 --> 01:09:47.421
‫خدای بزرگ.

01:09:47.629 --> 01:09:50.048
‫منظورت اینه برگشتیم سر خونه اول؟

01:09:50.298 --> 01:09:53.760
‫اوه، میشه یه نفرتون زودتر اعتراف کنه.

01:09:53.802 --> 01:09:54.553
‫ما اعتراف کنیم؟

01:09:54.678 --> 01:09:56.346
‫تو می‌تونستی وقتی میرفتی آشپزخونه

01:09:56.388 --> 01:09:57.305
‫از جلوی آشپزخونه رد شده باشی.

01:09:57.306 --> 01:10:00.141
‫من از جلوی دفتر رد نشدم.

01:10:00.142 --> 01:10:03.270
‫من از اون مسیری رفتم
‫که از جلوی اتاق تو رد میشه.

01:10:03.603 --> 01:10:05.438
‫شاید اگه توی اتاقت بودی
‫بهم آسیب میزدی.

01:10:05.439 --> 01:10:07.023
‫نه اینکه رفته بودی قدم بزنی.

01:10:07.357 --> 01:10:09.651
‫یعنی باور داری مگان که ما رو
‫از این جرم خبر کرده

01:10:09.693 --> 01:10:10.986
‫مرتکب جرم هم شده؟

01:10:11.153 --> 01:10:13.739
‫خیلی مطمئن به نظر میرسیدی
‫که کار اون نبوده.

01:10:14.030 --> 01:10:15.073
‫شاید کار تو بود.

01:10:15.115 --> 01:10:16.700
‫اوه، دیگه تحمل ندارم.

01:10:16.992 --> 01:10:18.702
‫راستش، من کاملا مطمئنم که می‌دونم

01:10:18.744 --> 01:10:20.620
‫مگان زمان قتل کجا بود.

01:10:20.787 --> 01:10:22.831
‫می‌دونید، در دفتر نیمه‌باز بود.

01:10:22.998 --> 01:10:24.666
‫اون تنها در صورتی می‌تونست
‫داخل دفتر رو ببینه

01:10:24.666 --> 01:10:28.628
‫که واقعا از باغ می‌اومد.

01:10:29.045 --> 01:10:31.798
‫هرچند، ما اصلا برنگشتیم سر خونهٔ اول.

01:10:31.965 --> 01:10:34.342
‫مشخصه که مگی نازی نبوده،

01:10:34.509 --> 01:10:36.678
‫که دو تا سوال بوجود میاره.

01:10:36.970 --> 01:10:39.598
‫توی برگه‌ای که از دستش پاره شده
‫چی نوشته بود

01:10:39.639 --> 01:10:41.641
‫و اون سند الان کجاست؟

01:10:41.725 --> 01:10:43.977
‫برای اینکه بخوایم
‫یه تیکه برگه رو پیدا کنیم،

01:10:44.394 --> 01:10:45.687
‫سفارت خیلی بزرگه.

01:10:45.729 --> 01:10:47.022
‫ممکنه هر جایی باشه.

01:10:47.355 --> 01:10:49.065
‫یا تا الان نابود شده، مطمئنم.

01:10:49.107 --> 01:10:50.901
‫بعید می‌دونم.

01:10:51.067 --> 01:10:52.861
‫اطلاعات خیلی ارزشمند بود.

01:10:52.903 --> 01:10:54.362
‫به خاطرش آدم کشته شد.

01:10:54.404 --> 01:10:56.822
‫پنهان شده،
‫چون هیچ‌کدوم از سفارت نرفتیم.

01:10:56.823 --> 01:10:57.908
‫باید یه جایی همین‌جا باشه.

01:10:57.949 --> 01:10:59.201
‫فکر می‌کنم همین‌جاست.

01:10:59.242 --> 01:11:01.161
‫فکر می‌کنم جایی باشه
‫که هیچ‌کس نمی‌گرده.

01:11:01.912 --> 01:11:03.413
‫گاوصندوق توی دفتر.

01:11:04.623 --> 01:11:05.874
‫چطور ممکنه؟

01:11:06.708 --> 01:11:10.045
‫تنها آدمی که رمز گاوصندوق رو داره...

01:11:10.086 --> 01:11:11.629
‫مراقب باش، خانم گرین.

01:11:11.630 --> 01:11:14.049
‫بله، سمیر همدست نازی‌ها بوده

01:11:14.090 --> 01:11:15.926
‫اما اون صرفا یه واسطه بود.

01:11:16.259 --> 01:11:17.886
‫اون‌ها به یه آدم گنده‌تری نیاز داشتن

01:11:17.928 --> 01:11:20.013
‫تا مطمئن بشن سلاح‌هاشون
‫بدون جستجو و مصادره

01:11:20.055 --> 01:11:21.932
‫به قاهره قاچاق میشه.

01:11:22.098 --> 01:11:24.392
‫اطلاعات بریتانیا بی‌نظیره

01:11:24.434 --> 01:11:27.311
‫و سفارت از تحرکات نازی‌ها آگاه می‌شده،

01:11:27.312 --> 01:11:29.397
‫که مگی هم از اون مطلع بوده.

01:11:29.731 --> 01:11:30.315
‫مزخرفه،

01:11:30.357 --> 01:11:32.651
‫اون تمام اطلاعات محرمانه رو به من می‌داد.

01:11:32.734 --> 01:11:33.984
‫معمولا آره،

01:11:33.985 --> 01:11:36.905
‫ولی اخیرا متوجه شده بود
‫یه جریانی در قاهره برقراره.

01:11:37.072 --> 01:11:38.447
‫فهمیده بود قاچاق اسلحه

01:11:38.448 --> 01:11:40.367
‫مستقیم با علم کامل تو صورت می‌گیره

01:11:40.534 --> 01:11:42.244
‫و به حزب فرزندان جیزه روی آورده بود،

01:11:42.285 --> 01:11:44.621
‫گروهی که از صحبت با لیلا
‫از وجودشون مطلع شده بود.

01:11:45.080 --> 01:11:46.623
‫می‌دونست سلاح‌ها کجاست

01:11:46.665 --> 01:11:48.585
‫ولی در عین حال باید
‫تو رو به اون‌ها مرتبط می‌کرد.

01:11:49.000 --> 01:11:52.003
‫اون به مدرک کتبی و سلاح نیاز داشت،

01:11:52.045 --> 01:11:54.297
‫مدرک کتبی در قالب صورت‌حساب بانکی.

01:11:54.798 --> 01:11:56.258
‫مضحکه.

01:11:56.299 --> 01:11:58.509
‫سند توی دست مگی
‫نوشته بود: رایس‌بانک.

01:11:58.510 --> 01:12:00.345
‫بانک ملی آلمان،

01:12:00.428 --> 01:12:03.515
‫و توی چمدونش
‫یه لیست از شماره حساب‌ها مخفی کرده بود.

01:12:03.682 --> 01:12:05.432
‫اولین بار که دفترت رو گشتم یادم میاد،

01:12:05.433 --> 01:12:07.310
‫دسته چکت رو روی میز پیدا کردم.

01:12:07.644 --> 01:12:09.395
‫کنجکاو شدم و دیدم شماره حساب دسته چکت

01:12:09.396 --> 01:12:10.981
‫با یکی از شماره حساب‌هایی

01:12:11.022 --> 01:12:13.066
‫که توی لیستی که توی چمدون مگی
‫پیدا کردم مطابقت داره.

01:12:13.316 --> 01:12:15.025
‫فکر می‌کنم این صورت‌حساب بانکی

01:12:15.026 --> 01:12:17.696
‫سند پرداخت نازی‌ها به تو بوده

01:12:17.737 --> 01:12:20.906
‫و شاید واریز به حساب‌های دیگه.

01:12:20.907 --> 01:12:22.116
‫خدای من، رابرت.

01:12:22.117 --> 01:12:24.035
‫با پیدا کردن این مدرک،
‫به گروه پیغام رسوند

01:12:24.077 --> 01:12:25.871
‫که دیشب شب موعوده.

01:12:26.162 --> 01:12:27.831
‫اون می‌دونست مشغول شام خوردن با ما هستی.

01:12:27.873 --> 01:12:29.916
‫بنابراین، صورت‌حساب بانکی
‫رو از گاوصندوق برداشت

01:12:29.958 --> 01:12:31.917
‫و برنامه داشت آرش رو توی بازار ببینه.

01:12:31.918 --> 01:12:33.377
‫فقط اینکه خیلی دیر شده بود.

01:12:33.378 --> 01:12:35.462
‫سمیر اون رو پیدا کرد و کشت.

01:12:35.463 --> 01:12:36.840
‫الانه بالا بیارم.

01:12:37.132 --> 01:12:38.675
‫وقتی رسید اسلحه‌ای در کار نبود

01:12:38.717 --> 01:12:40.468
‫و آرش ناپدید شده بود.

01:12:40.635 --> 01:12:42.845
‫لباس اون آغشته به کیپفی بود،

01:12:42.846 --> 01:12:45.098
‫عطر مصری با بویی خاص،

01:12:45.307 --> 01:12:47.767
‫بطری‌هایی که دیدم توی بازار شکسته.

01:12:47.809 --> 01:12:49.603
‫خیلی خوبه.

01:12:49.811 --> 01:12:53.523
‫وحشتناکه، وحشتناکه ولی خوبه.

01:12:53.857 --> 01:12:55.566
‫اون نمی‌دونست که لو رفته،

01:12:55.567 --> 01:12:57.944
‫تصمیم گرفت تا به رستوران بیاد
‫تا همه جوانب رو بسنجه.

01:12:58.111 --> 01:13:01.156
‫تو از دیدنش خوشحال شده بودی،
‫پس فکر کرد همه‌چیز مرتبه.

01:13:01.323 --> 01:13:03.283
‫نقشه‌اش این بود
‫که صورت‌حساب رو به گاوصندوق برگردونه

01:13:03.283 --> 01:13:05.160
‫و تو هیچ بویی نبری.

01:13:05.452 --> 01:13:06.953
‫در صورتی که خبر داشتی.

01:13:07.287 --> 01:13:09.164
‫در حقیقت، فکر می‌کنم پیشخدمت رستوران

01:13:09.205 --> 01:13:10.874
‫موقع شام بهت یه پیغام رسوند.

01:13:11.041 --> 01:13:13.000
‫یعنی یه نشت اطلاعات
‫توی سفارت شما شکل گرفته بود،

01:13:13.001 --> 01:13:15.253
‫نشتی که فقط می‌تونست مگی باشه.

01:13:15.712 --> 01:13:17.172
‫و فکر می‌کنم برگشت سفارت

01:13:17.213 --> 01:13:18.840
‫و سعی کرد به آرش علامت بده،

01:13:19.007 --> 01:13:21.426
‫همون نوری بود که دندی
‫از پنجره دیده بود.

01:13:21.718 --> 01:13:23.762
‫اما وقتی آرش جواب نداد،
‫توی اتاقش قایم شد

01:13:23.803 --> 01:13:25.805
‫تا اینکه فکر کرد همه‌تون خوابیدید.

01:13:26.139 --> 01:13:28.432
‫بعد یواشکی وارد دفتر شد
‫و اونجا تو مچش رو گرفتی

01:13:28.433 --> 01:13:30.769
‫وقتی که سعی داشت سند رو
‫به گاوصندوق برگردونه.

01:13:33.438 --> 01:13:35.148
‫اگه من اونو کشتم، پس اسلحه کجاست؟

01:13:35.315 --> 01:13:36.775
‫آره، بهش فکر کردم.

01:13:36.942 --> 01:13:38.943
‫بعد قتل فقط یه لحظه وقت داشتی

01:13:38.944 --> 01:13:40.904
‫قبل اینکه مگان تو رو پیدا کنه.

01:13:40.946 --> 01:13:43.573
‫پس یا از روی ترسیدن یا خونسردی تمام،

01:13:43.907 --> 01:13:45.241
‫اسلحه رو از پنجره پرت کردی

01:13:45.283 --> 01:13:46.868
‫و روی گلدون افتاد.

01:13:47.160 --> 01:13:48.995
‫سمیر اسلحه رو برداشت

01:13:49.037 --> 01:13:51.790
‫اما موقع برداشتن اسلحه
‫دندی اونو دید و دعواش کرد.

01:13:52.082 --> 01:13:53.875
‫به این روش اسلحه دست اون رسید

01:13:53.917 --> 01:13:56.586
‫وقتی که من و محمود رو
‫توی اردوگاه نازی دستگیر کرد.

01:13:56.711 --> 01:13:57.837
‫البته.

01:13:57.879 --> 01:14:00.006
‫بعد نوبت به سند میرسه.

01:14:00.173 --> 01:14:02.592
‫موفق شدی اسلحه رو مخفی کنی،
‫اما سند رو نه.

01:14:02.801 --> 01:14:05.887
‫اصرار داشتی قبل از اومدن من
‫لباستو عوض کنی.

01:14:06.179 --> 01:14:07.513
‫همین کار وقت کافی فراهم کرد

01:14:07.514 --> 01:14:09.754
‫تا بدون اینکه کسی بویی ببره
‫سند روی به گاوصندوق برگردونی.

01:14:09.808 --> 01:14:10.808
‫بابا.

01:14:12.143 --> 01:14:13.353
‫بهش بگو حقیقت نداره.

01:14:15.981 --> 01:14:18.066
‫همه‌اش اشتباهه.

01:14:23.238 --> 01:14:25.323
‫چرا پای اونو به اینجا باز کردی؟

01:14:35.166 --> 01:14:36.418
‫دوستش داشتم.

01:14:37.544 --> 01:14:40.463
‫باید درک کنی، من اونو دوست داشتم.

01:14:42.340 --> 01:14:45.093
‫و قصد نداشتم هیچ‌کدوم
‫از این اتفاق‌ها رخ بده،

01:14:45.260 --> 01:14:48.513
‫و اون کتاب لعنتی رو پیدا نکرده بود.

01:14:49.889 --> 01:14:51.474
‫کتاب نبرد من.

01:14:51.641 --> 01:14:52.726
‫واسه توئه.

01:14:53.643 --> 01:14:57.105
‫اینطوری شد که مگی
‫از تمایلاتت با خبر شد.

01:14:57.439 --> 01:14:59.565
‫روی کاغذ خیلی خوب و عالیه، میراندا،

01:14:59.566 --> 01:15:01.067
‫اما مدرکت کجاست؟

01:15:01.234 --> 01:15:03.486
‫سر راه رفتم سراغ گاوصندوق.

01:15:03.653 --> 01:15:06.656
‫می‌خواستم قبل از نتیجه‌گیری
‫کاملا مطمئن بشم.

01:15:15.123 --> 01:15:16.374
‫ولی چطوری گاوصندوق رو باز کردی؟

01:15:16.666 --> 01:15:18.126
‫رمز گاوصندوق

01:15:18.168 --> 01:15:20.587
‫تاریخ اولین ورود رابرت و مگی به سفارت بود.

01:15:20.795 --> 01:15:22.589
‫فکر کنم واقعا اونو دوست داشتی.

01:15:22.714 --> 01:15:25.425
‫بابا، نامرد.

01:15:27.385 --> 01:15:28.887
‫فقط به خاطر خودم این‌کار رو نکردم.

01:15:33.183 --> 01:15:37.145
‫به خاطر انگلستان و آینده این کار رو کردم.

01:15:37.604 --> 01:15:39.731
‫و به خاطر موجودی حسابت.

01:15:39.981 --> 01:15:42.691
‫بدون شک با این سند
‫اسم افراد دیگه‌ای وسط میاد،

01:15:42.692 --> 01:15:45.278
‫تازه این تنها جزییات موجود نیست.

01:15:46.571 --> 01:15:49.449
‫فعلا، قاتل رو پیدا کردیم.

01:15:52.118 --> 01:15:54.621
‫همراه من میاید، جناب سفیر.

01:16:26.486 --> 01:16:28.321
‫والتر. میری کاخ؟

01:16:28.488 --> 01:16:30.865
‫آره، باید از بتی تشکر کنم.

01:16:31.199 --> 01:16:32.867
‫فهیمدم پادشاه واقعا طرفدار دو آتیشهٔ اونه.

01:16:32.867 --> 01:16:34.452
‫من یه لحظه هم به اون شک نداشتم.

01:16:38.623 --> 01:16:41.042
‫ولی واقعا میگم، فرصت خیلی خوبیه.

01:16:41.334 --> 01:16:42.626
‫تبریک میگم.

01:16:42.627 --> 01:16:45.629
‫اگه تو نبودی،
‫این داستان خیلی تلخ‌تر می‌شد.

01:16:45.630 --> 01:16:46.630
‫خوشحالم کمک کردم.

01:16:48.174 --> 01:16:49.092
‫برمی‌گردی لندن؟

01:16:49.093 --> 01:16:51.636
‫آره،
‫بعد اینکه چند تا کار ناتمومم رو تموم کردم.

01:16:53.346 --> 01:16:57.350
‫شاید وقتی برگشتم، بهت سر بزنم.

01:16:58.059 --> 01:16:59.310
‫شاید.

01:17:00.436 --> 01:17:02.397
‫راستش، امروز این رو پرینت گرفتم

01:17:02.438 --> 01:17:04.899
‫و خیلی خوشحال میشم
‫اولین نفر به تو بدم.

01:17:16.035 --> 01:17:18.621
‫بازرس مارتین منتظر شماست، بانو میراندا.

01:17:18.663 --> 01:17:20.248
‫درست به موقع.

01:17:22.750 --> 01:17:24.794
‫به امید دیدار، آقای کانینگهام.

01:17:26.796 --> 01:17:28.339
‫به امید دیدار، خانم گرین.

01:17:33.178 --> 01:17:35.555
‫خانن گرین، ممنون که به خاطر من
‫سفرتون به لندن رو

01:17:35.597 --> 01:17:36.764
‫به تعویق انداختید.

01:17:36.806 --> 01:17:37.806
‫لطفا بشینید.

01:17:39.184 --> 01:17:41.102
‫خب، حق با شما بود.

01:17:41.144 --> 01:17:43.021
‫صورت‌حساب بانکی که شما پیدا کردید

01:17:43.062 --> 01:17:45.732
‫در دنیای هنر سر و صدای زیادی بپا کرده.

01:17:45.899 --> 01:17:48.484
‫فکر کنم ارتباطات بیشتری با حکومت داره.

01:17:48.651 --> 01:17:51.279
‫در واقع تا راس قدرت میرسه.

01:17:52.280 --> 01:17:54.782
‫منظورت اینه... نه.

01:17:54.949 --> 01:17:57.202
‫یه طرفدار نازی توی خاندان سلطنتی وجود داره؟

01:17:57.243 --> 01:18:01.372
‫کتاب نبرد من رو که از دیوید پیدا کردید،

01:18:01.539 --> 01:18:06.294
‫سفیر دوست دوران کودکی شاهزاده ادوارده،

01:18:06.461 --> 01:18:09.797
‫که نزدیکانش اون رو دیوید صدا میزنن.

01:18:09.964 --> 01:18:12.550
‫کتابی که مگی پیدا کرد
‫یه هدیه از طرف ادوارد بود.

01:18:12.592 --> 01:18:13.926
‫همانطور که قابل تصوره،

01:18:13.927 --> 01:18:17.472
‫اگه تمام حقیقت تحقیقات شما علنی بشه،

01:18:17.513 --> 01:18:21.392
‫مایه شرمساری بزرگی
‫برای خاندان سلطنتی خواهد بود.

01:18:21.517 --> 01:18:24.062
‫خب، خبر اختصاصی که
‫به والتر قول داده بودم پرید.

01:18:27.941 --> 01:18:29.984
‫اوه، که اینطور.

01:18:30.693 --> 01:18:32.528
‫یعنی باید سوگند رازداری بخورم؟

01:18:32.695 --> 01:18:34.447
‫خب، نه، نه به صورت کامل.

01:18:34.489 --> 01:18:37.369
‫شما توطئه نازی‌ها برای ربودن یکی از اعضای
‫خاندان سلطنتی مصر رو خنثی کردید

01:18:37.617 --> 01:18:40.620
‫و جاسوسان نازی رو در داخل سفارت افشا کردید،

01:18:40.787 --> 01:18:43.915
‫و پادشاه جرج شخصا می‌خوان
‫از شما تشکر کنن

01:18:44.123 --> 01:18:47.669
‫بابتِ حفظ روابط بین دو کشور.

01:18:47.961 --> 01:18:51.297
‫ما صرفا خواستیم موارد خاصی

01:18:51.339 --> 01:18:55.718
‫از این تحقیقات مدفون بمونه،
‫برای همیشه.

01:18:56.594 --> 01:18:59.013
‫همم و سفیر چی میشه؟

01:18:59.222 --> 01:19:01.808
‫خب مسلما هر نوع محاکمه‌ای علنی میشه.

01:19:01.975 --> 01:19:05.395
‫بهم اطلاع دادن که
‫ایشون استعفا میدن،

01:19:05.728 --> 01:19:08.981
‫تنزل رتبه می‌گیرن
‫و در حبس خانگی نامحدود قرار گرفتن.

01:19:08.982 --> 01:19:10.275
‫شاهزاده چی؟

01:19:10.441 --> 01:19:12.527
‫اون وارث بعدی پادشاهیه.

01:19:14.570 --> 01:19:16.030
‫از سیاست متنفرم.

01:19:16.114 --> 01:19:19.742
‫موافقم، ولی کار ما سوال پرسیدن نیست.

01:19:20.785 --> 01:19:24.372
‫با این اوصاف،
‫کار شما فوق العاده بود

01:19:24.539 --> 01:19:27.166
‫و اخبار به خارج از قاهره رسیده.

01:19:27.333 --> 01:19:30.753
‫بنابراین، اگه به دنبال این بودید
‫برای خودتون آوازه‌ای دست و پا کنید،

01:19:30.920 --> 01:19:32.422
‫مسلما موفق شدید.

01:19:33.423 --> 01:19:36.759
‫لطف دارید، جناب بازرس،
‫و بهم قوت قلب داد.

01:19:37.719 --> 01:19:40.138
‫اما باید اعتراف کنم، کمی دلسرد شدم

01:19:40.179 --> 01:19:42.389
‫وقتی شنیدم که افشای حقیقت به تنهایی

01:19:42.390 --> 01:19:44.934
‫برای مجازات هیچ مرد یا زنی کافی نیست،

01:19:45.310 --> 01:19:47.103
‫حالا اون شخص هر کسی باشه.

01:19:51.149 --> 01:19:53.401
‫من همیشه باور داشتم آشکار کردن حقیقت

01:19:53.443 --> 01:19:55.862
‫مسیر دستیابی به عدالت رو هموار می‌کنه.

01:20:06.372 --> 01:20:08.916
‫در هر صورت،
‫من به این درک رسیدم که گاهی اوقات

01:20:08.958 --> 01:20:11.794
‫زمان و موقعیت مناسبی
‫برای آشکار شدن حقیقت وجود داره.

01:20:13.921 --> 01:20:15.965
‫رازهای شما پیش من محفوظه، جناب بازرس.

01:20:19.010 --> 01:20:21.429
‫کشورتون از شما متشکره، خانم گرین.

01:20:39.864 --> 01:20:42.658
‫خب، تعطیلات ما با قتل، نازی ها،

01:20:42.700 --> 01:20:45.203
‫تونل مخفی و عقرب تموم شد.

01:20:45.620 --> 01:20:48.748
‫و با وجود این‌ها، مطمئنم
‫فکر می‌کردی یادم رفته.

01:20:50.792 --> 01:20:53.544
‫ولی میراندا گرین هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنه.

01:20:53.569 --> 01:21:04.896
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

01:21:04.921 --> 01:22:03.673
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>
