WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:10.024 --> 00:20.024
‫ترجمه از مهراد
‫MehRaDedSec

00:20.048 --> 00:40.048
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

02:26.901 --> 02:28.000
‫نیتت رو بگو!‬

07:40.100 --> 07:43.400
‫خب معلومه، می‌تونم یه
‫گروهان کامل سواره‌نظام‬

07:43.467 --> 07:44.434
‫واسه این کار بفرستم.‬

07:45.567 --> 07:46.701
‫اینم یه گزینه‌ست.‬

07:49.400 --> 07:52.400
‫داشتی همین سوال رو ازم می‌پرسیدی، نه؟‬

07:56.667 --> 07:59.367
‫موقع ورّاجی‌هات این فکر به سرم زد.‬

08:01.200 --> 08:02.534
‫سوال خوبیه.‬

08:03.300 --> 08:05.434
‫فکر هوشمندانه‌ای از طرف تو بود.‬

08:09.634 --> 08:10.801
‫اما اعتقاد من اینه.‬

08:11.501 --> 08:14.968
‫معتقدم فرستادن یه گروهان کامل سواره‌نظام،‬

08:15.033 --> 08:17.167
‫مطمئن‌ترین راهه برای اینکه تضمین بشه‬

08:17.234 --> 08:20.300
‫اون آذوقه‌ها هیچ‌وقت
‫به سن کارلوس نمی‌رسن.‬

08:21.801 --> 08:23.067
‫بکفورد...‬

08:27.868 --> 08:29.801
‫مریک، اگه اجازه بدی صمیمی صدات بزنم.‬

08:30.400 --> 08:32.400
‫من و تو اینجا گرگِ بارون‌دیده‌ایم.‬

08:33.167 --> 08:35.133
‫می‌دونیم اوضاع چطور جفت‌وجور می‌شه.‬

08:35.834 --> 08:37.434
‫توی کلِ قلعه، یه گروهان هم نیست‬

08:37.501 --> 08:39.834
‫که بتونه جلوی آپاچی‌ها دووم بیاره،‬

08:39.901 --> 08:41.801
‫اونم تو خونه‌ی خودشون. دروغ می‌گم؟‬

08:42.701 --> 08:45.133
‫اگه کنفدراسیون چندتا جوخه
‫از آپاچی‌ها رو استخدام کرده بود،‬

08:45.200 --> 08:47.601
‫فکر کنم اون جنگ هنوز هم ادامه داشت.‬

08:47.667 --> 08:48.501
‫بله قربان.‬

08:49.000 --> 08:50.167
‫قطعاً همین‌طوره.‬

08:50.734 --> 08:54.434
‫ما آپاچی‌ها رو درک نمی‌کنیم و
‫از همنشینی باهاشون بیزاریم،‬

08:55.067 --> 08:56.501
‫اما براشون احترام قائلیم.‬

08:58.567 --> 09:01.234
‫نمی‌خوام وحشتی رو
‫که اون مردم با این اپیدمیِ‬

09:01.300 --> 09:04.033
‫توی جنوب دارن حس می‌کنن، نادیده بگیرم.‬

09:04.968 --> 09:07.167
‫البته، توی سن کارلوس پزشک هست،‬

09:08.133 --> 09:10.167
‫دوتا، شایدم سه تا،‬

09:11.067 --> 09:14.234
‫که یه چیزی سرشون بشه.‬

09:15.400 --> 09:20.701
‫اما چیزی که اون مردم الان
‫واقعاً می‌خوان و نیاز دارن،‬

09:20.767 --> 09:22.934
‫دارو و تجهیزات پزشکیه.‬

09:23.000 --> 09:24.334
‫وضعیت اضطراریه.‬

09:33.601 --> 09:36.067
‫توی یک هفته‌ی گذشته درست نخوابیدم،‬

09:37.033 --> 09:39.334
‫داشتم فکر می‌کردم چطور
‫آذوقه بهشون برسونم.‬

09:40.000 --> 09:41.334
‫یه راهی پیدا کنم.‬

09:43.467 --> 09:45.634
‫و بعد، این فکر به سرت زد که راه بیفتی.‬

09:46.434 --> 09:48.667
‫درسته.‬

09:49.300 --> 09:54.534
‫مثل شوالیه‌ای از آسمون،
‫که خودِ خدا فرستادتش.‬

09:54.601 --> 09:56.200
‫این فکر به سرم زد که راه بیفتم.‬

09:56.267 --> 10:00.601
‫اما بعد، یهو جواب به ذهنم رسید.‬

10:02.834 --> 10:05.968
‫مریک بکفورد می‌تونه اون واگن رو‬

10:06.033 --> 10:08.534
‫تنهایی تا سن کارلوس ببره.‬

10:09.667 --> 10:10.701
‫تو می‌تونی از پسش بربیای.‬

10:11.133 --> 10:12.667
‫تنها. بدون همراه.‬

10:14.534 --> 10:18.334
‫کمتر از یه گروهانِ
‫دست‌وپاچلفتی جلب توجه می‌کنی.‬

10:20.133 --> 10:23.067
‫و بلدی چطور از بین آپاچی‌ها رد بشی.‬

10:39.200 --> 10:44.133
‫جواب انقدر ساده و الهی و عالی بود،‬

10:44.200 --> 10:45.901
‫که نزدیک بود بلند بلند بخندم.‬

10:48.267 --> 10:50.968
‫فکرِ تنها رد شدن از قلمروی آپاچی‌ها،‬

10:51.067 --> 10:53.601
‫برای من خنده‌دار نیست سرگرد.‬

10:54.067 --> 10:55.334
‫خب، شاید نباشه،‬

10:55.901 --> 10:58.000
‫اما به آدم اعتمادبه‌نفس می‌ده.‬

11:00.834 --> 11:02.734
‫دستور دادم واگن رو بار بزنن.‬

11:04.300 --> 11:08.200
‫اون آدم‌های سن کارلوس
‫شدیداً به این آذوقه‌ها نیاز دارن.‬

11:09.367 --> 11:11.767
‫و منم تقریباً به همون
‫اندازه به خواب نیاز دارم.‬

11:24.300 --> 11:26.234
‫تا یک ساعت دیگه راه می‌افتم.‬

11:46.934 --> 11:48.667
‫دست چپ. رو به جلو.‬

12:11.567 --> 12:14.200
‫طاعون و کوفت بگیری! (اصطلاح خشم)‬

12:23.033 --> 12:25.501
‫لعنت به این وحشی‌های
‫بی‌صاحب، برن به جهنم.‬

12:28.501 --> 12:31.701
‫ای بابا زن. به نام خدا آخه‬

12:31.767 --> 12:33.601
‫توی این واگن چی جابه‌جا می‌کنی‬

12:33.667 --> 12:35.167
‫که این‌جوری بو گند می‌ده؟‬

12:35.234 --> 12:37.033
‫یعنی بوی سوختنِ لباس‌های شیک،‬

12:37.100 --> 12:39.367
‫واقعاً بزرگترین دغدغه‌ت توی این موقعیته؟‬

12:40.601 --> 12:42.334
‫زبون‌درازی هم که می‌کنی.‬

12:42.968 --> 12:45.567
‫من زنی رو که بخواد رو
‫حرفم حرف بزنه تحمل نمی‌کنم.‬

12:45.634 --> 12:46.901
‫مول.‬

12:47.634 --> 12:50.534
‫یه لحظه به زن فرصت بده خودش رو پیدا کنه.‬

12:51.400 --> 12:53.234
‫همه‌مون شرایط سختی رو از سر گذروندیم.‬

12:54.300 --> 12:57.701
‫خب، از اونجایی که
‫انقدر مودبانه ازم خواستی،‬

12:58.400 --> 12:59.601
‫اجازه می‌دم.‬

12:59.667 --> 13:00.901
‫خانم،‬

13:00.968 --> 13:02.767
‫می‌تونم کمکتون کنم؟‬

13:03.701 --> 13:05.767
‫تجربه‌ی پزشکی دارین؟‬

13:06.734 --> 13:07.868
‫نه به صورت رسمی،‬

13:07.934 --> 13:10.834
‫اما تو عمرم شکمِ چند نفر رو سفره کردم.‬

13:10.901 --> 13:14.133
‫اینجا هر روز احتمالِ مرگ هست، خانم.‬

13:15.100 --> 13:18.601
‫خوب نیست لیدی‌ای مثل شما بهش فکر کنه،‬

13:18.667 --> 13:20.834
‫اما حقیقت همینه.‬

13:21.501 --> 13:24.400
‫ولی لازم نیست زیاد نگران
‫اون موضوع باشین، خانم.‬

13:24.467 --> 13:27.133
‫اینجا مَردهای بی‌زن فراوون پیدا می‌شن.‬

13:27.701 --> 13:30.334
‫خانم، شاید بهتر باشه بذارید آقای باتلر‬

13:30.400 --> 13:32.467
‫همین‌جا تمامِ دل و روده‌ش
‫بریزه بیرون و تموم کنه.‬

13:33.100 --> 13:34.601
‫منظورت چیه؟‬

13:35.434 --> 13:39.133
‫شوهرت، موقعی که آپاچی‌ها حمله کردن،‬

13:39.200 --> 13:41.834
‫شجاع‌ترین موجودی نبود که به چشمم دیدم.‬

13:42.434 --> 13:45.501
‫اون موقع واگن و اسب هم داشتیم.‬

13:46.300 --> 13:50.200
‫حالا، شاید بهتر باشه
‫وقتی آپاچی‌ها برمی‌گردن،‬

13:50.267 --> 13:52.100
‫آقای باتلر دیگه نفس نکشه.‬

13:53.534 --> 13:56.334
‫فکر نکردی کارشون با ما تموم شده، نه؟‬

13:57.367 --> 13:58.434
‫برمی‌گردن.‬

13:59.300 --> 14:01.868
‫و اگه داخلِ اون واگن رو ببینن،‬

14:02.334 --> 14:04.133
‫و چشمشون به جمال شما بیفته،‬

14:05.534 --> 14:07.000
‫خیلی زود برمی‌گردن.‬

14:08.667 --> 14:10.667
‫اونم با نیت‌های خاص.‬

14:12.300 --> 14:14.200
‫تو هیچ عذاب وجدانی نداری‬

14:14.267 --> 14:15.934
‫که بذاری شوهرم بمیره؟‬

14:16.400 --> 14:20.434
‫خانم، ما باید واسه درگیریِ بعدی‬

14:20.501 --> 14:21.834
‫با اون سرخ‌پوست‌ها آماده بشیم.‬

14:21.901 --> 14:23.334
‫بابا، گرد و خاک می‌بینم.‬

14:37.534 --> 14:38.701
‫یه واگن می‌بینم.‬

14:39.167 --> 14:42.067
‫یه صلیب قرمز روی چادرش کشیده شده.‬

14:42.133 --> 14:43.300
‫واگنِ ارتشه.‬

14:43.367 --> 14:45.501
‫چندتا سرباز همراهشن؟‬

14:46.834 --> 14:47.968
‫هیچی.‬

14:54.767 --> 14:56.400
‫اووش، یواش.‬

15:18.501 --> 15:20.033
‫چند نفر روی واگن هستن؟‬

15:21.234 --> 15:23.501
‫یه نفر روی صندلیِ سورچی نشسته.‬

15:24.033 --> 15:26.667
‫انگار اون دو صناری که تو کلیسا صدقه دادم،‬

15:26.734 --> 15:28.167
‫داره جواب می‌ده.‬

15:35.167 --> 15:36.167
‫تو حواست به شوهرت باشه،‬

15:36.234 --> 15:38.267
‫تا ما با این غریبه گپی بزنیم.‬

15:39.000 --> 15:40.834
‫اما شاید این واگن بتونه...‬

15:40.901 --> 15:42.167
‫ادموند.‬

15:44.200 --> 15:45.434
‫بهت نصیحت می‌کنم در کمال سکوت‬

15:45.501 --> 15:48.267
‫مراقب اون شوهرِ نازک‌نارنجیت باشی.‬

15:56.367 --> 15:59.033
‫انگار با کسی سرشاخ شدین.‬

15:59.801 --> 16:01.100
‫قصد دارین همین‌جا اردو بزنین؟‬

16:01.534 --> 16:04.767
‫خب، آدم هر جا مجبور بشه اردو می‌زنه.‬

16:06.234 --> 16:08.033
‫بقیه‌ی ارتش کجا هستن؟‬

16:08.100 --> 16:11.300
‫سه روز و چند ساعت به سمت
‫شمال، توی قلعه‌ی استالوارت.‬

16:13.200 --> 16:16.000
‫البته پیاده یکم بیشتر طول می‌کشه.‬

16:17.400 --> 16:19.300
‫چرا این‌جوری تنها سفر می‌کنی؟‬

16:19.367 --> 16:22.133
‫از معاشرت با دیگران بدت می‌آد؟‬

16:22.834 --> 16:24.767
‫من از پس خودم برمی‌آم.‬

16:24.834 --> 16:26.234
‫کجا می‌ری؟‬

16:28.667 --> 16:29.534
‫جنوب.‬

16:31.033 --> 16:32.400
‫سن کارلوس.‬

16:37.367 --> 16:39.000
‫شما از اون طرف می‌آین؟‬

16:39.067 --> 16:40.868
‫آره. ما، خب...‬

16:40.934 --> 16:43.234
‫ما از اون جهت اومدیم.‬

16:47.000 --> 16:48.467
‫آپاچی‌ها بهتون شبیخون زدن؟‬

16:49.100 --> 16:52.868
‫آره، و واقعاً ممنون می‌شیم کمکمون کنی.‬

16:53.467 --> 16:57.801
‫اون وحشی‌ها دور نیستن،
‫و امیدواریم تا قبل از اینکه‬

16:57.868 --> 17:00.100
‫واسه اجرایِ دوباره
‫برگردن، از اینجا رفته باشیم.‬

17:01.534 --> 17:03.400
‫کمکمون می‌کنی؟‬

17:04.133 --> 17:06.133
‫زیر دینِت می‌ریم.‬

17:10.467 --> 17:12.868
‫من از طرف ارتش آمریکا مامورم.‬

17:13.667 --> 17:16.667
‫همون‌جا وایسا رفیق.‬

17:20.467 --> 17:21.667
‫چیزی شده؟‬

17:24.300 --> 17:26.534
‫دوتا نکته هست که می‌خوام به شماها بگم.‬

17:27.734 --> 17:29.501
‫هر چی دلت می‌خواد بگو.‬

17:30.300 --> 17:33.667
‫خب، اولیش درباره‌ی این
‫حیوون‌هاییه که ارتش بهم داده.‬

17:34.934 --> 17:37.033
‫زیاد راه می‌رن و آرومن،‬

17:37.767 --> 17:39.133
‫اما سرعت ندارن.‬

17:40.567 --> 17:42.734
‫راستش، به گردِ پایِ یه پیرزن هم نمی‌رسن،‬

17:42.801 --> 17:45.000
‫چه برسه به اینکه با
‫اسب‌های آپاچی رقابت کنن.‬

17:47.534 --> 17:48.767
‫نکته‌ی دوم هم اینه که،‬

17:50.133 --> 17:52.267
‫اگه سه نفر هم‌زمان روی من اسلحه بکشن،‬

17:53.400 --> 17:54.567
‫دقیقاً هم‌زمان،‬

17:54.968 --> 17:55.968
‫خب، در بهترین حالت،‬

17:56.033 --> 17:58.367
‫فقط دو نفرتون زنده می‌مونین.‬

18:00.100 --> 18:01.300
‫اول اون پیره رو می‌کشم،‬

18:01.367 --> 18:03.267
‫بعد می‌بینم دیگه کی رو می‌تونم بندازم.‬

18:06.968 --> 18:09.334
‫توی این‌جور موقعیت‌ها...‬

18:10.534 --> 18:11.968
‫آدمِ خونسرد و باتجربه‌ای هستم.‬

18:12.033 --> 18:13.167
‫خب، چی باعث شد همچین فکر‬

18:13.234 --> 18:16.434
‫ناجوانمردانه‌ای درباره‌ی ما بکنی؟‬

18:17.734 --> 18:20.033
‫داشتم فکر می‌کردم اگه
‫خودم توی قلمروی آپاچی‌ها‬

18:20.100 --> 18:21.801
‫با یه زن و یه زخمی گیر افتاده بودم،‬

18:21.868 --> 18:23.000
‫و یهو یه نفر با چندتا قاطرِ سرحال‬

18:23.067 --> 18:25.334
‫از راه می‌رسید،‬

18:25.400 --> 18:27.200
‫ممکن بود وسوسه بشم چیکار کنم.‬

18:27.868 --> 18:29.100
‫خیلی خب.‬

18:29.634 --> 18:30.534
‫خانم؟‬

18:32.300 --> 18:34.567
‫این مَردها قوم و خویش شما هستن؟‬

18:35.501 --> 18:37.801
‫اون‌ها برای من غریبه‌ان.‬

18:37.868 --> 18:39.000
‫اگه می‌خوای همه‌چی دوستانه بمونه،‬

18:39.067 --> 18:40.634
‫فاصله‌ت رو حفظ کن.‬

18:40.701 --> 18:41.701
‫ادموند!‬

18:44.968 --> 18:46.334
‫بی‌خیال مَرد.‬

18:49.734 --> 18:51.734
‫می‌بینم که یه زخمی دارین.‬

18:52.434 --> 18:53.200
‫آره.‬

18:53.267 --> 18:56.534
‫داره یه تیکه سرب هضم می‌کنه،‬

18:57.100 --> 18:58.801
‫هر چند وضعش از اسب‌هامون بهتره.‬

18:58.868 --> 19:00.133
‫هوم.‬

19:00.200 --> 19:03.000
‫زخمِ شوهرم رو نگاه می‌کنی؟‬

19:05.467 --> 19:07.901
‫ببخشید، من فعلاً دارم به بقیه کمک می‌کنم.‬

19:07.968 --> 19:08.968
‫بله؟‬

19:09.033 --> 19:10.334
‫البته مَرد.‬

19:10.968 --> 19:11.968
‫البته.‬

19:44.267 --> 19:45.701
‫برو و بهشون کمک کن.‬

20:28.767 --> 20:30.667
‫آره، زخمِ بدیه.‬

20:31.734 --> 20:33.000
‫عمیق هم هست.‬

20:34.067 --> 20:36.734
‫تجربه‌ی مداوایِ همچین زخم‌هایی رو داری؟‬

20:37.567 --> 20:39.501
‫در اون حد می‌دونم که
‫اگه گلوله رو دربیارم،‬

20:39.567 --> 20:40.767
‫شانسِ زنده‌موندنش بیشتر می‌شه.‬

20:40.834 --> 20:42.167
‫لعنت به این حرف‌ها.‬

20:42.234 --> 20:44.000
‫باید از این دره‌ی لعنتی بزنیم بیرون،‬

20:44.067 --> 20:45.367
‫قبل از اینکه اون وحشی‌های بی‌صاحب‬

20:45.434 --> 20:48.100
‫برگردن و پوستِ سرِ همه‌مون رو بکنن.‬

20:49.767 --> 20:51.701
‫خانم، اگه همه‌مون به جای امن‌تری بریم،‬

20:51.767 --> 20:52.968
‫اوضاع بهتر می‌شه.‬

20:53.467 --> 20:55.634
‫پس بیاین فک زدن رو
‫تموم کنیم و راه بیفتیم.‬

20:56.300 --> 20:58.501
‫خب، حرکت کردن توی این
‫وضعیت ممکنه این مَرد رو بکشه.‬

20:58.567 --> 21:01.434
‫تا چند وقت دیگه همه‌مون می‌میریم.‬

21:01.934 --> 21:03.167
‫باید بریم.‬

21:03.234 --> 21:04.767
‫این تصمیم به عهده‌ی تو نیست.‬

21:04.834 --> 21:06.400
‫ببین، اون می‌تونه یه شوهر دیگه پیدا کنه.‬

21:06.467 --> 21:08.601
‫اما هیچ‌کدوممون نمی‌تونیم
‫پوستِ سرِ جدید دربیاریم.‬

21:09.000 --> 21:10.501
‫یه وجب دیگه به اون تفنگ نزدیک بشی،‬

21:10.567 --> 21:12.300
‫گلوله رو از تنِ تو هم باید دربیارم.‬

21:12.367 --> 21:13.100
‫ادموند.‬

21:13.501 --> 21:15.868
‫تعداد تلفاتی رو که باهاشون طرفیم،‬

21:15.934 --> 21:17.534
‫زیادتر نکن.‬

21:18.100 --> 21:20.067
‫خانم باتلر.‬

21:21.567 --> 21:22.634
‫خانم.‬

21:25.234 --> 21:28.868
‫عاقلانه نیست اینجا توی فضای باز بمونیم‬

21:28.934 --> 21:30.734
‫و منتظرِ مرگ بشیم.‬

21:30.801 --> 21:32.167
‫به محض اینکه یه پناهگاه پیدا کنیم،‬

21:32.234 --> 21:34.000
‫گلوله رو از تن شوهرت درمی‌آریم.‬

21:34.067 --> 21:36.234
‫به عنوان یه مسیحی بهت قول می‌دم.‬

21:38.334 --> 21:39.834
‫اگه از سفر جون سالم به در ببره.‬

21:41.300 --> 21:46.167
‫احتیاط می‌کنیم تا مطمئن
‫بشیم زنده می‌مونه، باشه؟‬

21:46.868 --> 21:48.000
‫آب.‬

21:48.067 --> 21:49.033
‫آب می‌خواد.‬

21:49.100 --> 21:50.234
‫آب داری؟‬

21:50.300 --> 21:51.000
‫من تموم کردم.‬

21:51.501 --> 21:53.801
‫یه آبشخور اون جلو هست
‫که قصد داشتم اونجا توقف کنم.‬

21:54.434 --> 21:57.501
‫هی، من یه قمقمه دارم که یکم توش مونده.‬

21:57.567 --> 22:00.434
‫خب، بیارش. بیارش دیگه پسر.‬

22:02.133 --> 22:04.801
‫تا این آبشخوری که می‌گی راهِ زیادیه؟‬

22:04.868 --> 22:05.934
‫زیاد دور نیست.‬

22:06.000 --> 22:07.667
‫بهش می‌گن "پچی ولز".‬

22:10.334 --> 22:12.000
‫تنها منبعِ آبیه که توی این منطقه می‌شناسم‬

22:12.067 --> 22:14.367
‫که توی خشکسالی هم آب داره.‬

22:14.434 --> 22:17.067
‫خوشحالم که اینجا رو مثل کف دستت می‌شناسی.‬

22:18.033 --> 22:19.834
‫توی واگنِ تو امنیتِ بیشتری داریم‬

22:19.901 --> 22:21.267
‫نسبت به واگنِ خودمون؟‬

22:23.968 --> 22:24.934
‫مهم‌ترین چیز در حال حاضر اینه که‬

22:25.000 --> 22:26.667
‫از این فضای باز بزنیم بیرون، خانم.‬

22:28.133 --> 22:30.100
‫پس اگه مخالفتی با رفتن ندارید...‬

22:31.501 --> 22:32.567
‫باید راه بیفتیم.‬

22:35.701 --> 22:37.067
‫پس عجله کنیم.‬

22:39.067 --> 22:40.100
‫خیلی خب.‬

22:41.100 --> 22:42.400
‫بسیار خب. بیاین بذاریمش توی واگن.‬

22:42.467 --> 22:43.734
‫آروم بلندش کنین.‬

22:43.801 --> 22:44.868
‫نمی‌خوایم خونریزیش بدتر بشه.‬

22:44.934 --> 22:46.701
‫ادموند. برو وسایلمون رو جمع کن.‬

23:24.300 --> 23:26.501
‫می‌خوام کنارِ شوهرم باشم.‬

23:26.567 --> 23:27.767
‫فکرِ خوبیه خانم.‬

23:30.667 --> 23:32.100
‫بیلی، برو جلو بشین.‬

23:32.167 --> 23:34.400
‫ادموند، تو هم با این خورجین‌ها برو عقب.‬

23:35.067 --> 23:36.067
‫ما واقعاً بابتِ این همه کمکی‬

23:36.133 --> 23:38.334
‫که بهمون می‌کنی ممنونیم.‬

23:38.834 --> 23:40.634
‫فکر نکنم اسمت رو گفته باشی.‬

23:42.901 --> 23:44.133
‫بکفورد.‬

23:45.834 --> 23:47.100
‫اسمم رو شنیدی؟‬

23:47.868 --> 23:50.033
‫نه قربان، تا جایی که یادمه نه.‬

23:50.467 --> 23:53.634
‫آه، اون جلو واسه سه نفر جا نیست،‬

23:53.701 --> 23:55.534
‫پس من با همکارم می‌رم عقبِ واگن.‬

23:56.067 --> 23:57.567
‫یه دستی به من بده، هان؟‬

24:00.534 --> 24:01.467
‫کمکم کن.‬

24:04.667 --> 24:05.868
‫خب جناب،‬

24:05.934 --> 24:08.234
‫بیا این واگن رو مثل
‫گلوله‌ی توپ راه بندازیم.‬

24:09.801 --> 24:11.234
‫آبشخور از اون طرفه.‬

24:12.534 --> 24:13.634
‫مسیرِ ما به سمت شماله.‬

24:17.801 --> 24:21.434
‫آب و این واگن به سمت جنوب می‌رن.‬

24:22.834 --> 24:24.000
‫بیا بالا.‬

24:45.133 --> 24:47.534
‫ای بر پدرش لعنت! این
‫حیوون‌ها سریع‌تر نمی‌رن؟‬

24:47.601 --> 24:50.467
‫همون‌طور که گفتم، واسه سرعت ساخته نشدن.‬

24:51.467 --> 24:53.067
‫یه حلزون وسطِ زمستون‬

24:53.133 --> 24:54.467
‫می‌تونه از این‌ها جلو بزنه.‬

24:57.234 --> 24:59.634
‫اسم دیگه‌ای هم قبل از بکفورد هست؟‬

25:00.200 --> 25:01.434
‫مریک.‬

25:01.501 --> 25:04.467
‫مریک بکفورد، اسم من بیلی مکیه.‬

25:05.300 --> 25:10.033
‫اون پیرمردِ اون پشت هم بابامه.‬

25:10.634 --> 25:12.167
‫چارلی "مول" مکی.‬

25:13.300 --> 25:15.133
‫واقعاً از کمکت ممنونیم.‬

25:16.601 --> 25:17.934
‫اون یکی، ادموند.‬

25:18.000 --> 25:19.100
‫خیلی وقته با شماهاست؟‬

25:19.167 --> 25:20.934
‫آره. از وقتی بچه بودم.‬

25:21.000 --> 25:23.000
‫اما لازم نیست نگرانش باشی،‬

25:23.934 --> 25:24.968
‫اون حرف‌شنویِ کامل از بابام داره.‬

25:25.033 --> 25:26.434
‫من نگران اون نیستم.‬

25:28.234 --> 25:30.133
‫این اواخر توسان بودی؟‬

25:31.834 --> 25:33.734
‫چند هفته پیش.‬

25:33.801 --> 25:34.901
‫مرد، دلم واسه اونجا تنگ شده.‬

25:34.968 --> 25:36.868
‫خبر جدیدی از اون طرف‌ها نیست؟‬

25:37.400 --> 25:39.400
‫چند هفته پیش یه سرقت از بانک شد.‬

25:41.834 --> 25:44.067
‫منظورم این‌جور چیزها نیست.‬

25:44.133 --> 25:45.167
‫منظورم اینه که، میخانه یا سالنی باز شده؟‬

25:45.234 --> 25:47.367
‫دخترهای فاحشه‌خونه چطور، هستن؟‬

25:47.801 --> 25:49.534
‫یه خانم توی این واگن نشسته.‬

25:49.601 --> 25:51.701
‫پسر، بهتره اون چشم‌های تیزت رو
‫به جاده بدوزی و دنبال آپاچی‌ها بگردی.‬

25:56.167 --> 25:59.167
‫بیا بالا.‬

26:03.501 --> 26:04.734
‫یواش، یواش.‬

26:10.501 --> 26:12.200
‫اووش، یواش.‬

26:19.734 --> 26:21.601
‫اینجا برات آشنا نیست؟‬

26:28.200 --> 26:30.033
‫نه، اصلاً.‬

26:32.133 --> 26:34.467
‫اووه.‬

27:00.868 --> 27:02.100
‫عجب تیکه‌ایه.‬

27:15.400 --> 27:16.367
‫معلومه چطور تونسته همچین
‫زنی واسه خودش تور کنه.‬

27:17.567 --> 27:20.400
‫حالش بدتر شده؟‬

27:22.000 --> 27:23.534
‫تغییرِ خاصی نکرده.‬

27:27.167 --> 27:28.567
‫یکم مواد ضدعفونی‌کننده توی واگن هست،‬

27:30.200 --> 27:32.100
‫گاز و باند هم هست.‬

27:32.167 --> 27:33.334
‫چرا نمی‌ری اون‌ها رو بیاری؟‬

27:33.400 --> 27:35.100
‫باشه.‬

27:35.167 --> 27:36.601
‫من میرم میارمشون.‬

27:44.200 --> 27:46.200
‫تو و پسرت باید این قاطرها رو باز کنین،‬

27:46.901 --> 27:50.100
‫بهشون آب بدین و اون‌جا تو
‫اون تیکه‌ی علفزار ببندین‌شون.‬

27:51.701 --> 27:53.400
‫حالا، اگه اون‌جا ببندیم‌شون،‬

27:54.667 --> 27:57.534
‫واسه بیرون رفتن از
‫این‌جا باید از تپه برن بالا.‬

28:01.701 --> 28:03.567
‫واسه عجله‌ای جیم شدن اصلاً خوب نیست.‬

28:04.767 --> 28:06.501
‫آره خب، اگه آپاچی‌ها بیان سراغمون،‬

28:06.567 --> 28:08.734
‫وقت نمی‌کنیم اون واگن رو راه بندازیم.‬

28:09.367 --> 28:12.300
‫قطعاً نمی‌تونیم اون قاطرها
‫رو بذاریم روی اون تپه.‬

28:12.367 --> 28:15.200
‫باشه.‬

28:15.667 --> 28:17.767
‫بیلی، به این حیوونا برس.‬

28:18.234 --> 28:20.200
‫ادموند، آتیش درست کن.‬

28:21.901 --> 28:23.868
‫خب، اگه آتیش می‌خوای،‬

28:23.934 --> 28:25.667
‫پیشنهاد می‌کنم خودت درستش کنی.‬

28:27.200 --> 28:28.834
‫شاید مک‌کی‌ها ازت دستور بگیرن،‬

28:28.901 --> 28:29.834
‫ولی معنیش این نیست که منم می‌گیرم.‬

28:29.901 --> 28:31.367
‫بهت هشدار داده بودم، مرد.‬

28:31.434 --> 28:33.434
‫حالا، همون‌طور که این
‫یارو میگه آتیش رو درست کن،‬

28:33.501 --> 28:36.234
‫وگرنه مثل همون بلایی که تو
‫لارِدو سرت آوردم، دوباره جرت میدم.‬

28:36.300 --> 28:39.601
‫ اون قضیه مال خیلی وقت پیش بود، پیرمرد.‬

28:40.901 --> 28:42.300
‫دیگه اون‌قدرها هم گردن‌کلفتی نمی‌کنی،‬

28:42.367 --> 28:44.234
‫- مثل اون موقع‌ها.
‫ - لعنتی، مرد.‬

28:44.300 --> 28:46.067
‫پا رو دمم نذار.‬

28:59.100 --> 29:03.133
‫همون‌طور که خواستی
‫آتیش رو درست می‌کنم، رفیق.‬

29:13.367 --> 29:16.334
‫قصد داری قبل عمل اون تیغه رو ضدعفونی کنی؟‬

29:17.968 --> 29:20.033
‫واسه همینه که داریم الان
‫واسه آتیش ریسک می‌کنیم.‬

29:25.934 --> 29:28.334
‫چطور تا الان زنده موندی؟‬

29:29.801 --> 29:33.100
‫با یه ذره سریع‌تر و یه
‫ذره باهوش‌تر بودن از بقیه.‬

29:33.167 --> 29:34.934
‫روشن کردن آتیش توی فضای باز،‬

29:35.000 --> 29:36.734
‫نشونه‌ی اون هوش و ذکاوت نیست.‬

29:40.834 --> 29:43.367
‫سرخ‌پوست‌ها می‌دونن اومدیم این‌جا.‬

29:48.100 --> 29:50.000
‫خب، یه احتمالی هم هست که ندونن.‬

29:50.968 --> 29:52.634
‫قاطرهات رد پا گذاشتن.‬

29:54.868 --> 29:56.167
‫آره.‬

29:57.100 --> 29:59.234
‫اونا حتماً اون ردها رو پیدا می‌کنن،‬

30:00.367 --> 30:02.567
‫ولی فقط بعد از این‌که
‫دوباره به دره سر بزنن.‬

30:03.701 --> 30:05.968
‫پس فعلاً دلیلی نداره بهشون بفهمونیم،‬

30:06.033 --> 30:07.467
‫یا به هر گروه دیگه‌ای تو این دور و بر،‬

30:07.534 --> 30:08.634
‫که ما این‌جاییم.‬

30:14.200 --> 30:17.467
‫می‌دونی، سفیدپوست‌های زیادی حتی
‫خبر ندارن چشمه‌های پاچی وجود داره.‬

30:22.767 --> 30:24.267
‫تا حالا این‌جا بودی؟‬

30:29.834 --> 30:31.100
‫نه.‬

30:33.701 --> 30:35.300
‫برو اون‌جا آتیش رو درست کن،‬

30:36.667 --> 30:37.801
‫و بذار کوچیک بمونه.‬

31:01.367 --> 31:02.400
‫گازت گرفت؟‬

31:03.367 --> 31:06.601
‫نه. فقط داشت سعی می‌کرد فرار کنه.‬

31:55.534 --> 31:58.567
‫باید بگم مک‌کی بیاد
‫شوهرت رو سفت نگه داره؟‬

31:58.634 --> 32:00.133
‫من دل‌نازک نیستم.‬

32:01.367 --> 32:02.634
‫مثل اسب وحشی جفتک می‌ندازه.‬

32:02.701 --> 32:05.133
‫می‌تونم سفت نگهش دارم. خواهش می‌کنم.‬

32:09.968 --> 32:11.200
‫سفت نگهش دار.‬

32:22.100 --> 32:24.000
‫نگهش دار. نگهش دار.‬

32:35.100 --> 32:36.701
‫سفت نگهش دار. سفت نگهش دار.‬

32:46.334 --> 32:47.567
‫دراومد.‬

33:10.567 --> 33:11.434
‫خواهش می‌کنم.‬

33:12.968 --> 33:14.000
‫ادامه بدین.‬

33:39.167 --> 33:41.534
‫الان زخمش رو باندپیچی کنم؟‬

33:42.601 --> 33:44.367
‫آره. آره، انجام بده.‬

33:55.300 --> 33:57.334
‫امم...‬

33:57.400 --> 33:59.534
‫کار دیگه‌ای هست واسش بکنیم؟‬

34:02.901 --> 34:04.467
‫تنها کاری که الان می‌تونیم بکنیم انتظاره.‬

34:09.234 --> 34:11.400
‫متأسفم که آدم محترمی مثل شما...‬

34:14.067 --> 34:16.367
‫توی همچین موقعیتی گیر افتاده.‬

34:19.033 --> 34:20.601
‫خب، باعث خوش‌شانسیه که من و شوهرم‬

34:20.667 --> 34:23.501
‫این بیرون به یه آدم حسابی برخوردیم.‬

34:31.100 --> 34:33.501
‫لوازم پزشکی رو برمی‌گردونم به واگن.‬

34:39.634 --> 34:41.467
‫بیلی، اون آتیش رو خاموش کن.‬

34:42.067 --> 34:44.734
‫باشه. من انجامش میدم، آقا.‬

35:00.067 --> 35:02.501
‫یه یادگاری از ماجراجویی‌هایِ نکبت‌بارِت.‬

35:09.534 --> 35:10.434
‫بکفورد.‬

35:11.033 --> 35:13.634
‫اگه اشکالی نداره، بیا یکم گپ بزنیم.‬

35:16.501 --> 35:19.567
‫اون کارِ دکتریِ مختصری که کردی‬

35:19.634 --> 35:21.167
‫خیلی حرفه‌ای بود.‬

35:22.434 --> 35:24.167
‫شرط می‌بندم این اولین گلوله‌ای نبود که‬

35:24.234 --> 35:25.734
‫از تنِ یه آدم بیرون کشیدی.‬

35:29.000 --> 35:30.334
‫نبود.‬

35:31.834 --> 35:33.067
‫آره، حدس می‌زدم.‬

35:34.167 --> 35:37.801
‫خب، حالا که گلوله دراومده، فکر کنم وقتشه‬

35:37.868 --> 35:39.701
‫به سمت شمال، به طرف
‫قلعه استال‌وات جیم شیم.‬

35:42.834 --> 35:44.234
‫من شمال نمیرم.‬

35:47.300 --> 35:50.367
‫اصلاً قصد داری کجا بری؟‬

35:51.701 --> 35:55.534
‫جنوب. کلیسای سَن کارلوس.‬

35:57.934 --> 36:00.634
‫اون‌جا اپیدمی تب راه
‫افتاده و مردم اون شهر‬

36:00.701 --> 36:02.234
‫به داروهای توی واگن من نیاز دارن.‬

36:04.901 --> 36:06.234
‫پس اگه شما پسرها می‌خواید با من بیاین،‬

36:06.300 --> 36:08.567
‫خب، قدمتون روی چشم.‬

36:09.100 --> 36:12.133
‫خیلی با اعتماد به نفس حرف می‌زنی، مرد.‬

36:12.801 --> 36:13.834
‫خیلی زیاد.‬

36:14.300 --> 36:17.334
‫مخصوصاً واسه یه آدم تنها
‫که رو در روی سه نفر ایستاده.‬

36:21.167 --> 36:23.634
‫واگن و اون قاطرها مال منن،‬

36:25.534 --> 36:26.868
‫و برنامه‌ی سفرم هم مشخصه.‬

36:26.934 --> 36:28.234
‫می‌دونی، جوری حرف می‌زنی که انگار...‬

36:28.901 --> 36:30.133
‫چیه پسر؟ چی شده؟‬

36:30.567 --> 36:31.567
‫آپاچی‌ها، بابا.‬

36:32.801 --> 36:34.067
‫بوشون رو حس می‌کنم.‬

36:35.901 --> 36:37.901
‫بوی طاعون و دمل‌های سیاه میدن.‬

36:38.634 --> 36:40.133
‫پسرت تو این چیزها حرفش درسته؟‬

36:40.734 --> 36:42.167
‫مو لای درزش نمیره.‬

36:42.767 --> 36:43.934
‫همون‌جا بمونین.‬

36:44.000 --> 36:45.234
‫حتی نفس هم نکشین.‬

36:45.300 --> 36:47.901
‫خیلی خب آقا. می‌دونی
‫چطور با سرخ‌پوست‌ها تا کنی؟‬

36:47.968 --> 36:49.234
‫بریم سراغشون.‬

37:51.634 --> 37:53.501
‫به نظر میاد دیده‌بان باشه.‬

38:03.534 --> 38:04.968
‫من از پشت این تخته‌سنگ میام بیرون‬

38:05.033 --> 38:06.300
‫تا بتونن منو ببینن.‬

38:08.267 --> 38:10.667
‫چندتا از جنگجوهاشون رو می‌شناسم
‫و می‌تونم چند کلمه‌ای حرف بزنم.‬

38:13.067 --> 38:17.033
‫وقتی حواسش پرت شد،
‫زخمی یا خلع‌سلاحش کنین،‬

38:17.100 --> 38:19.501
‫ولی هر اتفاقی افتاد، نکشیدش.‬

38:19.567 --> 38:20.501
‫فهمیدی چی گفتم؟‬

38:57.934 --> 38:59.033
‫رفیق.‬

38:59.801 --> 39:00.734
‫اَش!‬

39:20.901 --> 39:22.267
‫چالیپون؟‬

39:27.400 --> 39:28.501
‫مریک بکفورد؟‬

39:30.834 --> 39:32.434
‫وایسا!‬

39:35.033 --> 39:36.000
‫ای لعنت بهت، بچه!‬

39:36.067 --> 39:37.734
‫قرار نبود بکشیش.‬

39:37.801 --> 39:39.567
‫بیلی! بیلی!‬

39:40.167 --> 39:41.334
‫کشتمش بابا.‬

39:43.434 --> 39:45.567
‫کاری که کردی، ای خزنده احمق،‬

39:45.634 --> 39:47.567
‫فقط باعث شد خشم سیاه و بی‌رحمانه‌ی‬

39:47.634 --> 39:49.300
‫- آپاچی‌ها نصیبمون بشه.
‫ - زهرمار مرد،‬

39:49.367 --> 39:52.200
‫نمی‌ذاشتم موقعیت ما
‫رو به قبیله‌ش گزارش بده.‬

39:52.267 --> 39:54.067
‫این کارِ احمق‌هاست.‬

39:55.133 --> 39:56.400
‫من این مرد رو می‌شناختم.‬

39:57.000 --> 39:59.067
‫می‌تونست عبورِ امنِ
‫همه‌مون رو هماهنگ کنه.‬

40:00.601 --> 40:01.400
‫پونی!‬

40:02.000 --> 40:03.334
‫بگیرش.‬

40:03.400 --> 40:04.467
‫هوی، هوی!‬

40:15.968 --> 40:17.234
‫باید از این‌جا بزنیم به چاک.‬

40:18.234 --> 40:20.100
‫الان فهمیدی چه غلطی کردی؟‬

40:21.501 --> 40:23.200
‫اون جهنم سرخی که واسه‌مون خریدی؟‬

40:23.267 --> 40:25.467
‫تو بودی که اونو کشوندی‌ش توی فضای باز.‬

40:25.534 --> 40:27.200
‫دست‌هاش رو به نشونه‌ی
‫دوستی بالا برده بود.‬

40:27.267 --> 40:29.067
‫داشتیم حرف می‌زدیم. خودت دیدی.‬

40:34.367 --> 40:36.634
‫ولی الان غصه خوردن واسه اون
‫موضوع دردی ازمون دوا نمی‌کنه.‬

40:37.167 --> 40:40.133
‫وقتی آپاچی‌ها اون پونی رو
‫پیدا کنن، می‌ریزن سرمون.‬

40:46.801 --> 40:47.934
‫معذرت می‌خوام.‬

40:48.400 --> 40:50.267
‫قصد نداشتم وسطِ موعظه‌ت بپرم.‬

40:53.300 --> 40:55.767
‫خب، حتماً خودت هم می‌بینی‬

40:56.434 --> 40:59.367
‫که همین الان باید مثل
‫سگ از این‌جا جیم شیم.‬

41:00.601 --> 41:01.868
‫همین الان با چشم‌های خودت دیدی‬

41:01.934 --> 41:03.868
‫که قاطرهای ما در
‫مقایسه با اون چقدر کُندن.‬

41:03.934 --> 41:06.801
‫واسه همینه که باید بریم. همین الان.‬

41:06.868 --> 41:08.734
‫قبل از این‌که اون پونی برگرده،‬

41:08.801 --> 41:10.167
‫- یه فاصله‌ی خوبی ایجاد کنیم...
‫ - نه.‬

41:12.300 --> 41:14.400
‫حرکت کردن تو این وضعیت،
‫آقای باتلر رو به کشتن میده.‬

41:17.667 --> 41:18.868
‫ما رو هم می‌ندازه تو دشت‌های باز و بی‌آب،‬

41:18.934 --> 41:21.267
‫زیر آفتاب و در معرض آپاچی‌های انتقام‌جو.‬

41:28.000 --> 41:30.667
‫چندتا بیلِ ارتشی پشتِ اون واگن هست.‬

41:30.734 --> 41:31.734
‫برو برشون دار.‬

41:38.934 --> 41:40.467
‫اگه بتونیم این گندکاری رو دفن کنیم،‬

41:42.167 --> 41:45.100
‫شاید یه ذره شانس واسه گول
‫زدن اون سرخ‌پوست‌ها داشته باشیم.‬

41:51.100 --> 41:52.467
‫ادموند کدوم گوریه؟‬

41:52.968 --> 41:53.868
‫ندیدمش.‬

41:53.934 --> 41:55.567
‫اون یارو باید بهمون تو کندن کمک کنه.‬

41:57.267 --> 42:01.133
‫اون مرتیکه بیش از حدی که بتونم
‫تحمل کنم داره سرخود عمل می‌کنه.‬

42:08.501 --> 42:11.133
‫خیلی خب. خیلی خب.‬

42:16.868 --> 42:18.701
‫تفنگش رو واسه خودمون نگه داریم؟‬

42:19.667 --> 42:20.734
‫داریم سعی می‌کنیم این گند رو مخفی کنیم،‬

42:20.801 --> 42:24.734
‫نه این‌که یادگاری جمع کنیم تا به
‫همه نشون بدیم چه غلطی کردیم.‬

42:24.801 --> 42:26.100
‫باشه. فقط من...‬

42:26.167 --> 42:28.033
‫تو کل زندگیم دفعات زیادی پیش نیومده‬

42:28.100 --> 42:30.033
‫که بگم: «لعنتی، کاش این تفنگ رو نداشتم.»‬

42:30.100 --> 42:33.200
‫بچه، جوری می‌زنمت که
‫اون مادرِ دورگه‌ت رو می‌زدم.‬

42:33.267 --> 42:34.133
‫بکن.‬

42:34.200 --> 42:35.701
‫یه بار دیگه واسه من زبون‌درازی کن.‬

42:37.767 --> 42:39.267
‫اون تفنگ کوفتی رو بذار اون‌جا.‬

42:44.534 --> 42:46.400
‫اون آپاچی‌ها زیاد از این‌که جنگجوشون رو‬

42:46.467 --> 42:48.701
‫مثل سفیدپوست‌ها دفن کنیم، خوششون نمیاد.‬

42:49.868 --> 42:51.501
‫برخلاف عقایدشونه.‬

42:52.667 --> 42:54.334
‫آره، تو این مورد حق با توئه،‬

42:55.400 --> 42:57.100
‫ولی امیدوارم وقتی پیداش می‌کنن،‬

42:57.167 --> 42:58.567
‫ما خیلی دور شده باشیم.‬

43:20.934 --> 43:22.901
‫کدوم گوری غیبت زد؟‬

43:22.968 --> 43:25.534
‫باید تو کندنِ اون‌جا بهمون کمک می‌کردی.‬

43:27.534 --> 43:30.334
‫جمع‌وجور کردن گندکاری‌های
‫پسرت وظیفه‌ی من نیست.‬

43:37.834 --> 43:40.567
‫خب، راه بیفتیم؟‬

43:44.100 --> 43:45.667
‫باید صبر کنیم تا حال آقای باتلر‬

43:45.734 --> 43:47.234
‫واسه سفر کردن خوب بشه.‬

43:48.367 --> 43:50.634
‫نه، دیگه زیادی تو چشمه‌های پاچی موندیم.‬

43:51.267 --> 43:53.534
‫اگه می‌خوای بمونی، خودت تنها بمون.‬

43:55.133 --> 43:56.434
‫منو تهدید نکن.‬

43:58.467 --> 44:00.601
‫من از هر اعتراضی که بخوای
‫بکنی استقبال می‌کنم، رفیق.‬

44:00.667 --> 44:03.167
‫خیلی خب، تا وقتی نفهمیدیم
‫اوضاع با آپاچی‌ها چطور پیش میره،‬

44:03.234 --> 44:06.067
‫کشتن همدیگه فایده‌ای نداره.‬

44:13.334 --> 44:15.100
‫اگه باهامون راه نیای،‬

44:15.167 --> 44:16.601
‫اون واگنِ ارتشی رو به زور ازت می‌گیریم.‬

44:19.434 --> 44:22.200
‫منم اصلاً دلم نمی‌خواد حتی یه دقیقه‌ هم‬

44:22.267 --> 44:24.167
‫بیشتر از چیزی که لازمه
‫تو این خراب‌شده بمونم.‬

44:25.300 --> 44:27.400
‫ولی باید بذاریم آقای باتلر یکم جون بگیره،‬

44:28.934 --> 44:30.334
‫وگرنه باعث مرگش میشیم.‬

44:33.267 --> 44:34.267
‫هه.‬

44:51.234 --> 44:53.400
‫خیلی بلند نفس می‌کشی، رفیق.‬

44:54.701 --> 44:56.033
‫دستت رو رو می‌کنی.‬

44:57.601 --> 44:58.767
‫مچِ خودت رو لو میدی‬

44:58.834 --> 45:01.067
‫حتی به کسی که می‌خوای
‫از پشت بهش شلیک کنی.‬

45:06.300 --> 45:08.033
‫بری زیر گِل، حرومزاده‌ی کوچولو.‬

45:08.100 --> 45:09.968
‫من حرومزاده نیستم.‬

45:10.033 --> 45:11.601
‫یه کشیش مکزیکی صیغه رو خوند...‬

45:11.667 --> 45:12.734
‫خفه خون بگیر!‬

45:14.167 --> 45:17.000
‫خیلی خب. تفنگت رو بذار کنار، مرد.‬

45:17.801 --> 45:20.901
‫ادموند فقط می‌خواد یه
‫چشمه بهت نشون بده، همین.‬

45:20.968 --> 45:23.300
‫اون هیچ‌وقت از پشت به کسی شلیک نمی‌کنه.‬

45:24.267 --> 45:27.667
‫این کل اوضاع روده برمون کرده، می‌بینی؟‬

45:28.300 --> 45:30.501
‫همه‌مون رو یکم عصبی کرده.‬

45:31.167 --> 45:32.667
‫ادموند کسی رو نمی‌کشه،‬

45:32.734 --> 45:34.167
‫مگه این‌که من بهش دستور بدم،‬

45:34.234 --> 45:35.501
‫و منم اجازه نمیدم‬

45:35.567 --> 45:38.400
‫به مردی که بهمون کمک کرده شلیک کنه.‬

45:39.801 --> 45:41.033
‫شنیدی چی گفت؟‬

45:47.701 --> 45:48.667
‫آره.‬

45:56.734 --> 45:58.334
‫اگه ادموند دوباره واسه من اسلحه بکشه،‬

46:00.634 --> 46:02.434
‫عواقب بدی براش داره.‬

47:01.300 --> 47:03.534
‫هو، هو، هو.‬

47:08.634 --> 47:10.167
‫اَبنر! منم، برادرت.‬

47:13.934 --> 47:16.067
‫تنها اومدم. می‌تونی خودت رو نشون بدی.‬

49:13.167 --> 49:15.334
‫«ابنر عزیز، این نامه رو برات می‌نویسم»‬

49:15.400 --> 49:17.534
‫«چون خبرهای خوبی دارم، البته اگه اون»‬

49:17.601 --> 49:19.601
‫«غرورِ لجبازانه‌ی
‫ویرجینیایی‌ت رو بذاری کنار»‬

49:20.067 --> 49:22.467
‫«و قبول کنی که جنگ بین کنفدراسیون»‬

49:23.000 --> 49:26.534
‫«و اتحادیه تموم شده و
‫سال‌هاست که دفن شده.»‬

49:27.701 --> 49:30.534
‫«در حال حاضر، ایالات متحده
‫لیستی از جرم‌های تو داره»‬

49:30.601 --> 49:33.000
‫«که طولش از دوتا کراوات هم بیشتره،»‬

49:33.734 --> 49:37.133
‫«از فرارت از اون زندان
‫یانکی‌ها تو اوهایو گرفته»‬

49:37.200 --> 49:40.501
‫«تا سرقت‌هایی که در
‫تمام طول مرز انجام دادی.»‬

49:41.567 --> 49:43.000
‫«با حسابِ تمام این تخلف‌ها،»‬

49:43.067 --> 49:45.467
‫«تو واسه‌شون یه دشمنِ
‫خیلی سرسخت به نظر میای.»‬

49:47.467 --> 49:49.300
‫«من از تمام نفوذم واسه صاف و
‫صوف کردنِ اوضاع استفاده کردم»‬

49:49.367 --> 49:52.133
‫«تا بتونی به عنوان یه مرد آزاد
‫به خونه‌ت تو ویرجینیا برگردی.»‬

49:52.534 --> 49:53.567
‫هو.‬

49:53.634 --> 49:55.300
‫«بالاخره هماهنگ شد.»‬

49:56.200 --> 49:58.234
‫«یه حکم عفوِ کامل منتظرته.»‬

50:00.567 --> 50:02.601
‫«دو هفته‌ی دیگه توی
‫چشمه‌های پاچی می‌بینمت»‬

50:02.667 --> 50:03.834
‫«و تا توسان همراهی‌ت می‌کنم،»‬

50:03.901 --> 50:07.234
‫«اون‌جا می‌تونی واسه وفاداری
‫به ایالات متحده سوگند یاد کنی»‬

50:07.767 --> 50:09.067
‫«و در نهایت بخشیده بشی.»‬

50:09.701 --> 50:12.300
‫«این شانس توئه که
‫بالاخره به خونه برگردی،»‬

50:13.968 --> 50:16.100
‫«آزاد و سربلند.»‬

50:16.834 --> 50:19.167
‫«برادرِ عزیزت، مریک.»‬

50:25.200 --> 50:27.067
‫تابلو نیست، پسر؟‬

50:27.133 --> 50:30.934
‫اون غیرتِ قدیمیِ جنوبی تو خونِ بکفورده.‬

50:31.000 --> 50:32.734
‫امیدوارم بتونه همون‌قدری که ما تونستیم،‬

50:32.801 --> 50:35.667
‫جلوی اون سرخ‌پوست‌ها دووم بیاره.‬

50:35.734 --> 50:37.234
‫مدرکِ بیشتری لازم دارم.‬

50:59.601 --> 51:01.367
‫شغالِ منفورِ حال‌به‌هم‌زن!‬

51:01.434 --> 51:02.601
‫ولم کن!‬

51:02.667 --> 51:03.667
‫نکن پسرم.‬

51:05.934 --> 51:07.701
‫مگه الان به اندازه‌ی کافی بدبختی نداریم؟‬

51:08.267 --> 51:10.033
‫من به راهنماییِ تو نیازی ندارم.‬

51:10.100 --> 51:12.567
‫نگاه کن مدیریتت ما رو به کجا کشوند!‬

51:12.634 --> 51:14.000
‫بیلی، تفنگش رو بگیر.‬

51:19.167 --> 51:21.567
‫نباید با من این‌طوری تا کنی، پیرمرد.‬

51:27.200 --> 51:28.734
‫هنوز اون‌قدری جوون
‫هستم که از پسِت بربیام.‬

51:30.868 --> 51:32.534
‫چطور شد که یارت انقدر از کوره در رفت؟‬

51:34.267 --> 51:39.000
‫خب، یکم از اون الکل‌های
‫پزشکیِ توی واگن رو خورده.‬

51:39.601 --> 51:42.300
‫تأثیر چندانی روی هوشش نذاشته.‬

51:42.968 --> 51:44.234
‫اون نوشیدنی نبود که‬

51:44.300 --> 51:47.100
‫اون فکرها رو توی سرش انداخت، از همون اولین
‫لحظه‌ای که منو دید همین فکرا رو داشت.‬

51:47.167 --> 51:50.334
‫در این مورد حق با شماست
‫خانم، ولی تعجبِ واقعی‬

51:50.400 --> 51:53.067
‫این‌جاست که فقط مجبور
‫شدیم یه بار مداخله کنیم.‬

51:54.100 --> 51:55.567
‫حواست بهش باشه.‬

51:57.567 --> 51:58.734
‫تلاشم رو می‌کنم.‬

51:59.400 --> 52:01.567
‫اگه مجبور بشم خودم ادبش کنم،‬

52:02.667 --> 52:03.734
‫خیلی سخت‌گیرانه خواهد بود.‬

52:04.701 --> 52:06.367
‫راه بیفت رفیق. بجنب.‬

52:06.434 --> 52:08.033
‫خیلی خب. بیدار شو.‬

52:09.901 --> 52:10.767
‫بگیرش، پسر.‬

52:10.834 --> 52:12.100
‫ببرش اون عقب.‬

52:12.667 --> 52:14.234
‫راه افتادیم. بیا دیگه.‬

52:31.601 --> 52:33.234
‫آقای بکفورد.‬

52:36.167 --> 52:37.701
‫می‌تونی یه لحظه بیای این‌جا‬

52:37.767 --> 52:39.200
‫و یه بررسی بکنی؟‬

52:55.634 --> 52:59.167
‫تبش بالا رفته، داره آتیش می‌گیره.‬

53:09.400 --> 53:10.667
‫آره، وقتشه.‬

53:13.734 --> 53:15.100
‫لحظاتِ بحرانی رسید.‬

53:16.567 --> 53:20.234
‫یا این تب سم رو از
‫بدنش بیرون می‌کشه یا...‬

53:22.033 --> 53:23.234
‫می‌فهمم.‬

53:42.834 --> 53:44.400
‫این به تبش کمک می‌کنه.‬

53:50.567 --> 53:53.267
‫می‌خوام بابت تمام کارهایی
‫که کردی ازت تشکر کنم.‬

53:54.033 --> 53:55.701
‫آره، خب، امیدوارم کافی باشه.‬

53:57.000 --> 53:58.267
‫ما بهت مدیونیم.‬

54:01.200 --> 54:03.100
‫خب، هنوز از این مهلکه خلاص نشدیم.‬

54:05.601 --> 54:07.300
‫هر اتفاقی که بیفته،‬

54:09.234 --> 54:11.033
‫تو شایسته‌ی قدردانیِ مایی.‬

54:12.033 --> 54:13.167
‫تو وایسادی تا به ما کمک کنی،‬

54:13.234 --> 54:15.567
‫اونم وقتی داشتی می‌رفتی یه جای دیگه.‬

54:31.234 --> 54:33.100
‫این تأخیر نگرانت کرده.‬

54:46.167 --> 54:48.701
‫توی سَن کارلوس اپیدمی تب راه افتاده.‬

54:51.300 --> 54:54.200
‫داروهایی که دارم با این
‫واگن می‌برم واسه اونا بود.‬

54:56.367 --> 54:57.834
‫خب، متأسفم که حماقت‌های ما‬

54:57.901 --> 55:00.234
‫روی تو و خیلیا دیگه تأثیر می‌ذاره.‬

55:01.634 --> 55:04.501
‫آره، خب، اونا باید این داروها
‫رو یه هفته پیش می‌گرفتن،‬

55:05.567 --> 55:08.300
‫واسه همین دو روز تأخیرِ
‫بیشتر اون‌قدرها فرقی نمی‌کنه.‬

55:10.501 --> 55:13.701
‫خب، واسه بعضی‌هاشون
‫ممکنه خیلی خیلی مهم باشه.‬

55:17.100 --> 55:19.133
‫تو سَن کارلوس خانواده داری؟‬

55:20.701 --> 55:21.667
‫همسر؟‬

55:23.367 --> 55:24.467
‫نه.‬

55:25.400 --> 55:27.434
‫اون‌جا کسی رو نمی‌شناسم.‬

55:30.567 --> 55:31.634
‫متاهلی؟‬

55:34.667 --> 55:35.601
‫بودم.‬

55:39.234 --> 55:42.367
‫سخته تصورِ اینکه یه زن،
‫مَردی مثل تو رو ول کنه.‬

55:46.367 --> 55:48.968
‫آره، خب، اون قبل از اینکه
‫منو اونقدری بشناسه که...‬

55:49.033 --> 55:50.667
‫بخواد بهم بزنه، مُرد، واسه همین...‬

55:53.534 --> 55:55.133
‫تسلیت می‌گم.‬

56:06.267 --> 56:09.167
‫هیچ آدمِ درستی نباید مجبور باشه‬

56:09.234 --> 56:11.434
‫این‌همه سختی و خواری رو تحمل کنه.‬

56:14.601 --> 56:15.567
‫خانوم.‬

57:37.467 --> 57:38.501
‫رد و نشونی هست؟‬

57:40.501 --> 57:41.367
‫هیچی.‬

57:45.100 --> 57:46.400
‫امشب می‌تونیم‬

57:46.467 --> 57:48.267
‫کلی از اینجا فاصله بگیریم.‬

57:49.334 --> 57:51.968
‫اگه به حیوونا فشار بیاریم،
‫ممکنه به جای سه روز،‬

57:52.033 --> 57:54.033
‫دو روزه برسیم به «فورت استال‌وار».‬

57:56.234 --> 57:58.033
‫بهت گفتم کِی حرکت می‌کنیم.‬

57:59.534 --> 58:01.400
‫اینم گفتم کجا می‌ریم.‬

58:17.434 --> 58:19.667
‫نمی‌خواستم بترسونمت.‬

58:21.834 --> 58:23.767
‫وقتی نزدیک می‌شی، یه
‫صدایی از خودت دربیار.‬

58:24.868 --> 58:26.133
‫حتماً.‬

58:27.000 --> 58:28.601
‫میای با هم بریم پیش جف؟‬

58:29.901 --> 58:32.000
‫فکر کنم تبش قطع شده.‬

58:44.033 --> 58:45.567
‫حالش از قبل بهتره.‬

58:49.434 --> 58:51.367
‫میرم براش یکم آب بیارم بخوره.‬

59:37.300 --> 59:38.300
‫بلیسترز!‬

59:38.367 --> 59:39.801
‫چند تا فنجون خوردی؟‬

59:39.868 --> 59:40.667
‫چهار تا؟‬

59:41.534 --> 59:44.100
‫این پنجمین فنجون قهوه‌شه.‬

59:44.701 --> 59:45.901
‫به یه دلیلِ نامعلومی،‬

59:45.968 --> 59:49.534
‫رفیقمون می‌خواد کلِ شب رو بیدار بمونه.‬

59:54.067 --> 59:56.367
‫صدای باد اینجا خیلی وحشتناکه،‬

59:57.834 --> 59:59.534
‫خیلی خالی و تنهاست.‬

01:00:00.267 --> 01:00:01.300
‫نمی‌فهمم چرا یه نفر باید‬

01:00:01.367 --> 01:00:03.567
‫انتخاب کنه تو این سرزمین زندگی کنه.‬

01:00:04.734 --> 01:00:10.067
‫خب، واسه موندن تو این مناطق دلایلی هست.‬

01:00:13.067 --> 01:00:14.234
‫این نقطه چطوره؟‬

01:00:15.167 --> 01:00:17.267
‫تا حالا اینجا قایم شدی؟‬

01:00:19.400 --> 01:00:22.434
‫نه. تا حالا اینجا نبودم.‬

01:00:24.167 --> 01:00:25.567
‫چرا می‌پرسی؟‬

01:00:28.634 --> 01:00:30.067
‫برادرم اینجا کشته شد.‬

01:00:36.534 --> 01:00:39.133
‫تسلیت می‌گم، آقای بکفورد.‬

01:00:39.200 --> 01:00:43.133
‫واقعاً از شنیدنِ همچین چیزی متاسف شدم.‬

01:00:44.934 --> 01:00:45.734
‫واقعاً؟‬

01:00:46.534 --> 01:00:48.133
‫گفتم که هستم.‬

01:00:48.968 --> 01:00:50.467
‫برادرت چطور مُرد؟‬

01:00:51.601 --> 01:00:55.000
‫تو تاریکی به دست یه مشت
‫بزدلِ کمین‌کرده سلاخی شد.‬

01:01:01.434 --> 01:01:05.601
‫یه قتلِ وحشیانه بود. بی‌دلیل.‬

01:01:07.133 --> 01:01:09.267
‫خیلی از قتل‌ها بی‌دلیلن.‬

01:01:12.200 --> 01:01:15.400
‫چهار تا تیر بهش زدن و
‫بدنش رو طوری تیکه‌پاره کردن‬

01:01:15.467 --> 01:01:18.367
‫که جلوی هیچ زنی نمی‌تونم تعریف کنم.‬

01:01:20.501 --> 01:01:25.501
‫خب، به نظر می‌رسه
‫سرخ‌پوستا بهش حمله کردن.‬

01:01:26.701 --> 01:01:27.734
‫سرخ‌پوست نبودن.‬

01:01:28.267 --> 01:01:30.234
‫خب، این واقعاً تراژیکه.‬

01:01:31.400 --> 01:01:34.334
‫آدم باید خیلی سنگدل
‫باشه که اینو انکار کنه.‬

01:01:36.200 --> 01:01:38.300
‫ممنون از همدردیت.‬

01:01:38.767 --> 01:01:40.734
‫خب، من باهات همدردی می‌کنم پسر.‬

01:01:40.801 --> 01:01:41.701
‫واقعاً می‌کنم.‬

01:01:41.767 --> 01:01:43.367
‫بذار یه چیزی بهت بگم.‬

01:01:44.667 --> 01:01:48.000
‫«میول چارلی مک‌کی» هم
‫هیچ‌وقت زندگیِ راحتی نداشته.‬

01:01:49.300 --> 01:01:53.300
‫و منم به زندگی با اسلحه رو آوردم.‬

01:01:53.901 --> 01:01:55.567
‫الانم جلوی شما بهش اعتراف می‌کنم.‬

01:01:56.701 --> 01:01:58.634
‫اما هیچ‌وقت از روی انتخاب این کارو نکردم.‬

01:02:00.801 --> 01:02:02.400
‫همش بهم تحمیل شد،‬

01:02:02.467 --> 01:02:06.000
‫اون موقعی که «بیلیِ»
‫من فقط یه پسربچه بود.‬

01:02:07.701 --> 01:02:09.100
‫واسه خودم یه مزرعه راه انداخته بودم،‬

01:02:09.567 --> 01:02:13.033
‫با پسرم و مادرِ پیرِ دورگه‌اش
‫اونجا زندگی می‌کردم،‬

01:02:14.667 --> 01:02:15.734
‫ولی، خب،‬

01:02:18.667 --> 01:02:23.467
‫اون کشته شد و بعدش...
‫اداره‌ی املاک اونجا رو ازم گرفت.‬

01:02:25.300 --> 01:02:29.000
‫پیرمرد، من همه‌چی رو درباره‌ی دورانِ
‫مزرعه‌داریِ «شرافتمندانه‌ات» می‌دونم.‬

01:02:29.567 --> 01:02:31.701
‫با اون داغِ علامت‌گذاریت
‫حسابی دست‌ودلباز بودی.‬

01:02:31.767 --> 01:02:33.167
‫اون زمان همه‌مون اون کارو می‌کردیم.‬

01:02:33.234 --> 01:02:34.634
‫- آها.
‫- داره گله رو جمع می‌کنه.‬

01:02:34.701 --> 01:02:37.434
‫نمی‌شه وایساد و تک‌تکِ
‫گاوهای گم‌شده‌ی بقیه رو شمرد.‬

01:02:38.267 --> 01:02:41.567
‫فکر کنم به همون اندازه‌ای که
‫گاو گیرم اومد، گاو از دست دادم.‬

01:02:41.634 --> 01:02:43.000
‫بعید می‌دونم.‬

01:02:44.634 --> 01:02:50.133
‫خب، آدم باید حواسش به خودش‬

01:02:50.200 --> 01:02:52.334
‫و مال‌واموالش باشه، مگه نه؟‬

01:02:52.400 --> 01:02:54.567
‫هرجور که صلاح می‌دونه معامله کنه.‬

01:02:57.567 --> 01:03:00.634
‫آدم باید بتونه پای کاری
‫که شبونه انجام داده، وایسه؛‬

01:03:02.234 --> 01:03:05.067
‫حتی وقتی خورشیدِ ظهر داره بهش می‌تابه.‬

01:03:07.000 --> 01:03:09.200
‫قشنگ گفتی پسر.‬

01:03:09.701 --> 01:03:10.734
‫قشنگ گفتی.‬

01:03:11.501 --> 01:03:14.434
‫می‌دونی، از وقتی دیدمت خیلی تحسینت کردم.‬

01:03:14.901 --> 01:03:17.968
‫«موچو»، همون‌طور که زنم می‌گفت.‬

01:03:18.834 --> 01:03:24.067
‫تو از اون مَردهایی هستی
‫که یه رفیقِ عالی می‌شن...‬

01:03:24.868 --> 01:03:27.734
‫و یه دشمنِ خیلی خطرناک. هوم؟‬

01:03:29.133 --> 01:03:32.000
‫حالا من و پسرا فهمیدیم که تو اصرار داری‬

01:03:32.067 --> 01:03:34.100
‫به سمتِ جنوب و «سن کارلوس» بری،‬

01:03:35.167 --> 01:03:36.300
‫و با خودمون فکر کردیم، خب،‬

01:03:36.367 --> 01:03:38.434
‫شاید پولی تو این کار برات باشه.‬

01:03:39.634 --> 01:03:41.734
‫و تو کلِ عمرم حتی یه نفر رو هم ندیدم‬

01:03:41.801 --> 01:03:42.868
‫که اگه قیمتش درست باشه،‬

01:03:43.400 --> 01:03:47.300
‫نقشه‌هاشو عوض نکنه.‬

01:03:48.634 --> 01:03:50.666
‫برای اینکه بهت نشون
‫بدم یه مسیحیِ قابل‌اعتمادم،‬

01:03:50.734 --> 01:03:52.133
‫می‌خوام رُک بهت بگم.‬

01:03:52.868 --> 01:03:54.501
‫این خورجین‌هایی که داریم،‬

01:03:54.567 --> 01:03:57.234
‫لبالب پُر از پولِ نقده.‬

01:03:58.834 --> 01:03:59.901
‫مالِ توئه؟‬

01:03:59.968 --> 01:04:01.133
‫الان دیگه آره.‬

01:04:03.234 --> 01:04:06.367
‫واسه همین من و پسرا
‫داشتیم با هم گپ می‌زدیم.‬

01:04:08.100 --> 01:04:09.601
‫حاضریم بهت پیشنهاد بدیم...‬

01:04:13.367 --> 01:04:16.000
‫هزار دلار پولِ نقدِ فدرال،‬

01:04:16.934 --> 01:04:18.901
‫که همین الان واگن رو بچرخونی سمتِ شمال‬

01:04:18.968 --> 01:04:21.534
‫و تخت‌گاز بری به «فورت استال‌وار».‬

01:04:23.633 --> 01:04:26.434
‫پیشنهادِ خیلی سخاوتمندانه‌ای داری می‌دی.‬

01:04:27.501 --> 01:04:29.067
‫خیلی ساده‌ست رفیق.‬

01:04:29.634 --> 01:04:32.100
‫برو شمال. پولدار شو.‬

01:04:33.434 --> 01:04:34.501
‫زنده بمون.‬

01:04:34.567 --> 01:04:36.033
‫هیس. ساکت باش، ادموند.‬

01:04:36.100 --> 01:04:38.334
‫حالا، همه‌مون باید در مورد این موضوع‬

01:04:38.400 --> 01:04:39.634
‫منطقی باشیم.‬

01:04:39.701 --> 01:04:40.801
‫باشه؟‬

01:04:40.868 --> 01:04:45.701
‫حالا، من و پسرا، همین
‫الان از جنوب اومدیم،‬

01:04:47.133 --> 01:04:51.167
‫و از اینجا تا «سن کارلوس»، هیچی نیست‬

01:04:51.234 --> 01:04:54.434
‫جز یه سرزمینِ نفرین‌شده و دشمنای وحشی.‬

01:04:54.501 --> 01:04:56.701
‫خودمون دیدیم، مگه نه پسرم؟‬

01:04:56.767 --> 01:04:57.600
‫آره.‬

01:04:58.267 --> 01:04:59.467
‫دقیقاً همون‌طوریه که بابا می‌گه.‬

01:04:59.534 --> 01:05:02.000
‫ببین، اگه از اون طرف
‫بری عمراً زنده بمونی،‬

01:05:02.434 --> 01:05:06.000
‫و اگه برگردی هم هیچ‌کس سرزنشت نمی‌کنه.‬

01:05:06.534 --> 01:05:09.334
‫اگه بریم شمال، شانس‌مون خیلی بیشتره.‬

01:05:10.167 --> 01:05:12.767
‫حتی اگه به حیوونا فشار
‫بیاریم، ممکنه خیلی زود‬

01:05:12.834 --> 01:05:14.534
‫به یه گشتیِ ارتش بربخوریم.‬

01:05:16.501 --> 01:05:20.133
‫آره، تاختن با اون قاطرها شما
‫رو به جای دوری نمی‌رسونه.‬

01:05:25.100 --> 01:05:26.634
‫هرچند هم اونا رو به کشتن میده...‬

01:05:30.400 --> 01:05:31.634
‫و هم آقای باتلر رو.‬

01:05:35.667 --> 01:05:37.100
‫متاسفم مک‌کی.‬

01:05:40.100 --> 01:05:42.601
‫اما من تعهداتی دارم که هزار دلار هم‬

01:05:42.667 --> 01:05:44.067
‫نمی‌تونه پاکشون کنه.‬

01:05:50.667 --> 01:05:52.133
‫خانوم باتلر.‬

01:05:55.434 --> 01:05:57.634
‫خوشحال می‌شیم اینجا پیشِ ما بمونید.‬

01:05:58.934 --> 01:06:02.667
‫می‌ترسم بوی این منطقه روی حالم اثر بذاره.‬

01:06:05.533 --> 01:06:06.467
‫بکفورد.‬

01:06:08.601 --> 01:06:09.567
‫مک‌کی؟‬

01:06:10.067 --> 01:06:12.000
‫نمی‌خوام باهات به مشکل بخورم.‬

01:06:14.501 --> 01:06:15.334
‫خب، عالیه.‬

01:06:15.400 --> 01:06:17.467
‫ولی مستقیم بهت می‌گم.‬

01:06:19.567 --> 01:06:23.200
‫اگه تنها گزینه‌ای باشه که برامون می‌ذاری،‬

01:06:24.167 --> 01:06:26.434
‫اون حیوونا رو به زور ازت می‌گیریم.‬

01:06:30.033 --> 01:06:31.300
‫رویش فکر کن.‬

01:06:33.701 --> 01:06:36.033
‫خب، من همین طرفِ آبگیر منتظر می‌مونم‬

01:06:36.100 --> 01:06:38.000
‫و واگن رو می‌شورم، هر وقت که خواستی،‬

01:06:38.067 --> 01:06:39.501
‫من آماده و مسلح‌ام مک‌کی.‬

01:06:42.501 --> 01:06:43.567
‫اول شما بفرمایید خانوم.‬

01:06:45.801 --> 01:06:47.234
‫شما پسرا هم خوب بخوابید.‬

01:07:02.701 --> 01:07:03.767
‫بکفورد.‬

01:07:06.501 --> 01:07:07.701
‫خواب بودی؟‬

01:07:09.000 --> 01:07:10.534
‫یه لحظه چشام رفت.‬

01:07:13.133 --> 01:07:14.701
‫دیگه نمی‌ذارم تکرار بشه.‬

01:07:18.300 --> 01:07:21.100
‫اومدم بهت بگم که جف بیدار شده.‬

01:07:41.100 --> 01:07:42.501
‫می‌خوام ازت تشکر کنم.‬

01:07:42.526 --> 01:07:46.577
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

01:07:46.767 --> 01:07:50.100
‫جفرسون کالهون باتلر، سوم.‬

01:07:51.834 --> 01:07:53.133
‫مریک بکفورد.‬

01:07:56.968 --> 01:07:58.334
‫تو هم اگه بودی همین کارو برای من می‌کردی.‬

01:07:58.400 --> 01:08:01.133
‫نمی‌دونم منم می‌تونستم کاری
‫که تو کردی رو بکنم یا نه.‬

01:08:02.334 --> 01:08:06.300
‫شک ندارم که جونم رو
‫نجات دادی، آقای بکفورد.‬

01:08:07.868 --> 01:08:09.767
‫بابتِ تیماری که کردی ازت ممنونم.‬

01:08:12.701 --> 01:08:18.000
‫حدس می‌زنم لازم
‫نباشه اینو بهت بگم، اما...‬

01:08:19.667 --> 01:08:21.234
‫خب، من و همسرم...‬

01:08:22.868 --> 01:08:25.167
‫برای زندگیِ مرزی ساخته نشدیم.‬

01:08:28.801 --> 01:08:30.501
‫می‌دونی، من تو...‬

01:08:30.567 --> 01:08:31.701
‫کادرِ ژنرال بودم...‬

01:08:32.868 --> 01:08:33.734
‫توی جنگ.‬

01:08:35.000 --> 01:08:39.033
‫ما هم مثل هر پیاده‌نظامِ
‫دیگه‌ای از گلوله‌ی توپ‬

01:08:39.100 --> 01:08:42.167
‫و شلیکِ تفنگ و سرنیزه‌ها جاخالی می‌دادیم.‬

01:08:45.000 --> 01:08:48.667
‫هیچ‌وقت از دشمن فرار نکردم، حتی یه بار.‬

01:08:51.334 --> 01:08:54.901
‫بعد از جنگ، برگشتم
‫خونه و با خودم فکر کردم،‬

01:08:54.968 --> 01:08:57.267
‫منم به خوبیِ بقیه‬

01:08:58.100 --> 01:08:59.434
‫و حتی بهتر از خیلیا هستم.‬

01:09:03.300 --> 01:09:05.234
‫اما اینجا همچین حسی ندارم.‬

01:09:06.901 --> 01:09:09.267
‫خب، مرز جای چالش‌برانگیزیه.‬

01:09:09.334 --> 01:09:12.534
‫خب، لطف داری که اینو می‌گی.‬

01:09:13.133 --> 01:09:18.167
‫ببین، گفتنِ این حرف
‫غرورم رو جریحه‌دار می‌کنه.‬

01:09:19.868 --> 01:09:24.434
‫متاسفانه هنوز به کمکت احتیاج داریم.‬

01:09:25.968 --> 01:09:28.801
‫الان، من... می‌دونم کاری رو می‌کنی که‬

01:09:28.868 --> 01:09:33.167
‫به نفعِ همه‌مونه، مگه نه؟‬

01:09:37.834 --> 01:09:38.767
‫آقای بکفورد؟‬

01:09:43.000 --> 01:09:44.467
‫کاری رو که لازم باشه انجام می‌دم.‬

01:09:48.467 --> 01:09:49.534
‫هی.‬

01:09:55.300 --> 01:09:59.200
‫تنها خواهشم اینه که موقع تصمیم‌گیری،‬

01:09:59.267 --> 01:10:00.801
‫هم رفاهِ این بانوی جوان رو در
‫نظر بگیری و هم شانسِ خودت رو‬

01:10:00.868 --> 01:10:04.100
‫در برابرِ اون راهزن‌های یانکی.‬

01:10:06.801 --> 01:10:08.267
‫شرایط هر چی که باشه،‬

01:10:09.334 --> 01:10:12.334
‫آدم باید بتونه با انتخاب‌هایی
‫که می‌کنه کنار بیاد.‬

01:10:55.801 --> 01:10:57.200
‫شرمنده رفیق--‬

01:10:58.534 --> 01:11:00.067
‫من این زمین رو مالِ خودم کردم.‬

01:11:00.701 --> 01:11:03.167
‫برو یه جای دیگه واسه خودت خونه بساز.‬

01:11:19.033 --> 01:11:20.434
‫نمی‌شه خوابید.‬

01:12:13.033 --> 01:12:14.701
‫خرِ این حرفا نمی‌شم.‬

01:12:47.167 --> 01:12:48.200
‫ادموند! بپا!‬

01:12:59.734 --> 01:13:00.734
‫بلیسترز.‬

01:13:06.934 --> 01:13:08.067
‫بکفورد!‬

01:13:08.501 --> 01:13:10.868
‫خانوم باتلر، همون پشتِ واگن بمونید.‬

01:13:10.934 --> 01:13:12.133
‫بیلیِ پسر!‬

01:13:18.868 --> 01:13:22.133
‫ادموند، اونجا چه خبره؟‬

01:13:32.501 --> 01:13:34.467
‫همون‌جا وایسا مک‌کی.‬

01:13:36.167 --> 01:13:38.467
‫زود باش اون تفنگ رو پرت کن اون‌طرف.‬

01:13:40.901 --> 01:13:44.267
‫بیلی؟ جوابم رو بده.‬

01:13:45.367 --> 01:13:47.234
‫گفتم اون تفنگ رو پرت کن.‬

01:13:57.300 --> 01:13:58.234
‫پسرم؟‬

01:14:00.067 --> 01:14:02.267
‫گفتم همون‌جا وایسا مک‌کی.‬

01:14:05.100 --> 01:14:06.667
‫باید برم پیشِ پسرم.‬

01:14:11.067 --> 01:14:12.667
‫کار از کمک گذشته.‬

01:14:18.067 --> 01:14:19.234
‫غیرممکنه.‬

01:14:21.767 --> 01:14:22.734
‫ممکنه.‬

01:14:27.501 --> 01:14:28.400
‫بیلی نه.‬

01:15:05.400 --> 01:15:07.133
‫دارم بهت نگاه می‌کنم بکفورد.‬

01:15:09.033 --> 01:15:13.167
‫و با غیظ و یه خشمِ سوزان و جوشان‬

01:15:13.901 --> 01:15:16.234
‫بهت نگاه می‌کنم.‬

01:15:18.534 --> 01:15:19.701
‫و قسم می‌خورم...‬

01:15:21.334 --> 01:15:25.067
‫همین الان یه قسمِ سیاه
‫و آتیشین به خدا می‌خورم،‬

01:15:25.133 --> 01:15:30.601
‫که اگه فرصتش رو پیدا
‫کنم، زندگیت رو تموم می‌کنم.‬

01:15:32.234 --> 01:15:36.400
‫و اگه فرصتش رو پیدا کنم، با
‫دست‌های خالی این کارو می‌کنم.‬

01:15:37.534 --> 01:15:38.467
‫هوم؟‬

01:15:41.067 --> 01:15:42.767
‫ادموند رو بکش ببر زیر اون صخره.‬

01:15:44.300 --> 01:15:46.734
‫اگه می‌خوای کاری باهاش بکنی، همون‌جا بکن.‬

01:15:48.968 --> 01:15:50.934
‫بدجوری کله‌شو داغون کردم.‬

01:16:10.334 --> 01:16:13.133
‫پسرت رو هم بکش ببر
‫اونجا که بتونی خاکش کنی.‬

01:16:15.167 --> 01:16:17.534
‫نمی‌خوای که لاشخورها بوش رو بفهمن.‬

01:17:43.934 --> 01:17:45.033
‫وقتِ رفتنه؟‬

01:17:46.200 --> 01:17:49.501
‫اگه شوهرت حالش واسه سفر خوبه،‬

01:17:49.567 --> 01:17:50.701
‫باید راه بیفتیم.‬

01:17:52.567 --> 01:17:53.601
‫شما...‬

01:17:55.968 --> 01:17:57.434
‫شما هنوزم می‌خواید برید جنوب؟‬

01:17:59.167 --> 01:18:00.467
‫بله خانوم، می‌رم.‬

01:18:06.133 --> 01:18:08.567
‫جف اصرار داره که نباید از اون طرف بریم.‬

01:18:10.300 --> 01:18:12.267
‫رو این موضوع خیلی پافشاری می‌کنه.‬

01:18:14.934 --> 01:18:16.234
‫من می‌رم جنوب.‬

01:18:17.701 --> 01:18:21.267
‫اگه همه‌تون می‌خواید با
‫من بیاید، دیگه پای خودتونه.‬

01:18:28.968 --> 01:18:31.000
‫می‌خوای من و شوهرِ زخمیم رو‬

01:18:31.067 --> 01:18:32.334
‫تو سرزمینِ آپاچی‌ها رها کنی؟‬

01:18:32.400 --> 01:18:34.133
‫اصلاً دلم نمی‌خواد این کارو بکنم.‬

01:18:34.200 --> 01:18:36.334
‫باز هم می‌گم، این انتخابِ خودتونه.‬

01:18:37.567 --> 01:18:39.801
‫می‌دونی اگه ما رو اینجا با
‫یه آپاچیِ کشته‌شده پیدا کنن‬

01:18:39.868 --> 01:18:41.300
‫چه بلایی سرمون میارن.‬

01:18:42.400 --> 01:18:44.267
‫اگه بذاری همچین اتفاقی بیفته،‬

01:18:44.334 --> 01:18:46.501
‫اون‌قدری که قبلاً فکر می‌کردم شریف نیستی.‬

01:18:48.766 --> 01:18:53.400
‫ببین، از اینجا تا «سن کارلوس» کلی راهه،‬

01:18:54.334 --> 01:18:57.300
‫و من کارهای مهم‌تری دارم تا
‫اینکه با مسافرهای خودم بجنگم.‬

01:18:58.868 --> 01:19:00.067
‫خب، پس شاید بهتر باشه‬

01:19:00.133 --> 01:19:01.667
‫این درگیری از قبل حل‌وفصل بشه.‬

01:19:02.601 --> 01:19:05.767
‫من و شوهرم تصمیم گرفتیم
‫جلوی قلدریِ تو وایسیم.‬

01:19:09.334 --> 01:19:10.634
‫اون لعنتی رو بذار کنار.‬

01:19:13.434 --> 01:19:14.601
‫اگه می‌خوای بهم شلیک کنی،
‫بهتره قلبم رو نشونه بگیری،‬

01:19:14.667 --> 01:19:17.400
‫نه شونه‌ام رو، اون‌جوری که الان گرفتی.‬

01:19:19.501 --> 01:19:20.901
‫چون تا منو نکشی‬

01:19:20.968 --> 01:19:22.133
‫نمی‌تونی این قاطرها رو ببری.‬

01:19:24.534 --> 01:19:26.267
‫ترجیح می‌دم ببندمت تا
‫اینکه بهت صدمه بزنم،‬

01:19:26.334 --> 01:19:28.400
‫پس کلک سوار نکن.‬

01:19:29.033 --> 01:19:30.634
‫تویی که داری کلک می‌زنی.‬

01:19:31.601 --> 01:19:33.100
‫با یه لحنِ شیرین و دوستانه میای سمتم‬

01:19:33.167 --> 01:19:34.567
‫و بهم اسلحه می‌کشی.‬

01:19:37.300 --> 01:19:38.200
‫بیا دیگه.‬

01:19:39.601 --> 01:19:40.567
‫بهم شلیک کن.‬

01:19:45.734 --> 01:19:46.667
‫درست همین‌جا.‬

01:19:48.434 --> 01:19:50.534
‫بعدش از وسطِ قلمروی
‫آپاچی‌ها برو سمت شمال.‬

01:19:53.534 --> 01:19:54.601
‫می‌تونیم امتحانش کنیم.‬

01:19:55.968 --> 01:19:57.267
‫حتماً می‌تونی.‬

01:19:58.267 --> 01:20:00.100
‫یه بار قبلاً انجامش دادی، مگه نه؟‬

01:20:01.167 --> 01:20:02.767
‫فقط اون موقع یه مردِ اضافه هم همراهت بود.‬

01:20:04.400 --> 01:20:05.701
‫ادموند هم که اونجا کله‌اش داغون شده،‬

01:20:05.767 --> 01:20:06.801
‫پس کارِ خاصی نمی‌تونه
‫بکنه چون سرش گیج می‌ره...‬

01:20:06.868 --> 01:20:07.968
‫ساکت باش.‬

01:20:08.033 --> 01:20:10.167
‫البته که شماها دست‌وپاتون رو گم می‌کنید‬

01:20:10.234 --> 01:20:11.467
‫و با تمامِ توان از این
‫قاطرها کار می‌کشید،‬

01:20:11.534 --> 01:20:13.300
‫که هم اونا رو می‌کُشه و هم باعث
‫می‌شه خونریزیِ شوهرت بیشتر شه...‬

01:20:13.367 --> 01:20:14.667
‫خفه شو!‬

01:20:22.667 --> 01:20:23.634
‫آخ!‬

01:20:25.267 --> 01:20:27.467
‫همون‌جا وایسا.‬

01:20:33.300 --> 01:20:35.100
‫بخز برو تو غارت.‬

01:21:12.667 --> 01:21:18.067
‫حالا اگه کسِ دیگه‌ای
‫قصد نداره بهم حمله کنه،‬

01:21:24.033 --> 01:21:25.734
‫فکر کنم بهتره یه صبحونه‌ای بخورم.‬

01:22:08.734 --> 01:22:10.033
‫خانوم باتلر!‬

01:22:11.667 --> 01:22:12.767
‫مایلید با من میل کنید؟‬

01:22:17.968 --> 01:22:20.334
‫ببین، نمی‌خوام الان حسِ
‫خیلی بدی داشته باشی.‬

01:22:21.601 --> 01:22:24.100
‫می‌دونم مجبورت کردن اون کارو بکنی.‬

01:22:27.868 --> 01:22:29.033
‫خانوم، غذای من بیشتر از
‫اون چیزیه که بتونم بخورم.‬

01:22:29.100 --> 01:22:31.000
‫خواهش می‌کنم. بفرمایید.‬

01:22:57.467 --> 01:22:58.367
‫ممنون.‬

01:23:05.701 --> 01:23:06.767
‫بیلی مُرده.‬

01:23:16.200 --> 01:23:20.167
‫تو دلِ شب از پا دراومد.‬

01:23:23.267 --> 01:23:25.200
‫یه تیکه خاک روی این سربالایی هست،‬

01:23:25.267 --> 01:23:26.534
‫که برادرم رو اونجا دفن کردم.‬

01:23:27.701 --> 01:23:30.167
‫احتمالاً جای خوبی برای
‫دفن کردنِ بیلی باشه.‬

01:23:32.767 --> 01:23:34.334
‫بیل‌ها رو گذاشتم اونجا.‬

01:23:35.434 --> 01:23:36.834
‫اگه قصد داری با من بیای جنوب،‬

01:23:36.901 --> 01:23:38.133
‫بهتره شروع کنی به کندن.‬

01:23:41.667 --> 01:23:43.901
‫ما رو به عنوانِ مسافر تو واگنت میبری؟‬

01:23:44.400 --> 01:23:47.334
‫بدونِ اسلحه. با طناب
‫سفت و محکم بسته می‌شید،‬

01:23:47.400 --> 01:23:49.300
‫این‌طوری شما دو تا دردسرِ زیادی ندارید.‬

01:23:53.200 --> 01:23:54.567
‫من به زودی راه می‌افتم.‬

01:23:58.334 --> 01:23:59.234
‫ادموند.‬

01:24:55.234 --> 01:24:57.100
‫دیگه وقتِ رفتنه.‬

01:25:00.701 --> 01:25:02.100
‫آقای بکفورد.‬

01:25:03.434 --> 01:25:05.734
‫می‌تونم یه لحظه باهاتون صحبت کنم، لطفاً؟‬

01:25:20.601 --> 01:25:22.701
‫حالم...‬

01:25:22.767 --> 01:25:24.133
‫...بعد از اون غذا خیلی بهتره،‬

01:25:24.200 --> 01:25:26.434
‫خیلی بیشتر شبیه... شبیه خودم شدم. ممنون.‬

01:25:28.000 --> 01:25:29.167
‫پس تو و خانوم باتلر با من میاین، هه؟‬

01:25:35.400 --> 01:25:37.934
‫ترجیح می‌دم شانسِ اینو داشته باشم که‬

01:25:38.000 --> 01:25:39.300
‫تو یه واگنِ در حالِ حرکت‬

01:25:39.367 --> 01:25:41.033
‫از خونریزی بمیرم.‬

01:25:41.100 --> 01:25:43.367
‫تا اینکه تو این سگ‌دونی بمونم،‬

01:25:43.434 --> 01:25:46.734
‫بی‌اسلحه، بی‌اسب، منتظر آپاچی‌ها.‬

01:25:48.567 --> 01:25:50.567
‫پس با جنوب رفتن مشکلی نداری؟‬

01:25:50.634 --> 01:25:51.701
‫درسته؟‬

01:25:51.767 --> 01:25:54.501
‫من با رفتن به اون سمت کاملاً مخالفم،‬

01:25:55.234 --> 01:25:58.634
‫ولی واگن مال توئه و...‬

01:26:00.033 --> 01:26:01.601
‫تفنگ دولولم رو هم که صاحب شدی.‬

01:26:03.434 --> 01:26:06.367
‫فکر کنم این قضیه رو عوض می‌کنه، نه؟‬

01:26:06.434 --> 01:26:09.200
‫آره، ولی من با این همه دشمن عمراً‬

01:26:09.267 --> 01:26:11.367
‫از سفر به اون سمت جون سالم به در ببرم.‬

01:26:12.567 --> 01:26:15.167
‫تو هم یه زمانی سرباز بودی، مگه نه؟‬

01:26:16.334 --> 01:26:18.367
‫منظورم اینه که، گاهی هوشمندانه‌ترین راه‬

01:26:18.434 --> 01:26:19.601
‫عقب‌نشینیه.‬

01:26:23.634 --> 01:26:25.534
‫من جزو کادرِ ستادِ ژنرال نبودم.‬

01:26:31.701 --> 01:26:33.868
‫ببین، قبل از اینکه بزنیم
‫به چاک، کارهایی دارم،‬

01:26:33.934 --> 01:26:35.801
‫اون دوتا هم تقریباً
‫گودال‌کندنشون تموم شده، پس...‬

01:26:35.868 --> 01:26:37.299
‫صبر کن. وایسا، وایسا، وایسا.‬

01:26:37.767 --> 01:26:39.634
‫یه پیشنهادِ آخر برات دارم.‬

01:26:40.667 --> 01:26:43.067
‫حتی یه کلمه دیگه هم درباره‬

01:26:43.133 --> 01:26:44.501
‫شمال رفتن زبون نریز.‬

01:26:44.567 --> 01:26:47.133
‫من... من دیدم چجوری به ولری نگاه می‌کنی.‬

01:26:49.267 --> 01:26:50.434
‫داری درباره چی حرف می‌زنی؟‬

01:26:53.100 --> 01:26:56.167
‫میزبان عزیز، من مریض بودم، کور که نبودم.‬

01:26:58.601 --> 01:26:59.868
‫من کاری نکردم.‬

01:26:59.934 --> 01:27:01.467
‫انکار می‌کنی که می‌خوایش؟‬

01:27:07.467 --> 01:27:08.501
‫ببین، دلیلی نمی‌بینم درباره این چیزا‬

01:27:08.567 --> 01:27:09.934
‫حرف بزنیم. اون زنته.‬

01:27:10.000 --> 01:27:12.334
‫من زنم رو می‌شناسم و
‫بدون اینکه بپرسم می‌تونم بگم‬

01:27:12.400 --> 01:27:15.067
‫اون همون مَردی رو تو
‫وجود تو می‌بینه که فکر می‌کرد‬

01:27:15.133 --> 01:27:16.367
‫موقع ازدواج با من، نصیبش شده.‬

01:27:29.067 --> 01:27:30.067
‫کار دارم.‬

01:27:30.534 --> 01:27:35.000
‫من زنم رو با یه دنیا امید و آرزو‬

01:27:35.067 --> 01:27:36.200
‫و قول و قرار آوردم اینجا‬

01:27:36.267 --> 01:27:38.334
‫که همه‌شون زیر این آفتاب خشک شدن.‬

01:27:39.467 --> 01:27:43.601
‫باشه، من به عنوان یه شوهر، یه بازنده‌ام.‬

01:27:44.634 --> 01:27:46.400
‫خب، من کاری از دستم در این باره برنمی‌آد.‬

01:27:46.467 --> 01:27:47.667
‫چرا، برمی‌آد.‬

01:27:51.868 --> 01:27:53.300
‫نمی‌فهمم چی میگی.‬

01:27:53.968 --> 01:27:55.534
‫اگه از این مهلکه جون سالم به در ببریم‬

01:27:56.467 --> 01:27:58.367
‫و ولری با من به شرق برگرده،‬

01:27:59.567 --> 01:28:01.701
‫فقط از روی حس وفاداری‬

01:28:01.767 --> 01:28:03.200
‫و وظیفه‌شناسیه.‬

01:28:04.534 --> 01:28:07.234
‫خب، واضحه که احساسات و علاقه‌ی اون‬

01:28:07.300 --> 01:28:11.634
‫همین الان هم یه نفرِ
‫لایق‌تر رو پیدا کرده.‬

01:28:17.067 --> 01:28:18.734
‫بهتره بگیری بخوابی تا
‫این چرندیات از سرت بپره.‬

01:28:18.801 --> 01:28:20.234
‫خواهش می‌کنم گوش کن.‬

01:28:20.968 --> 01:28:23.734
‫ما رو ببر به توسان، باشه؟‬

01:28:23.801 --> 01:28:25.234
‫و قسم می‌خورم، به خدا قسم،‬

01:28:25.300 --> 01:28:27.167
‫که من از این ازدواج می‌کشم کنار.‬

01:28:27.834 --> 01:28:29.234
‫ولری آزاد میشه.‬

01:28:31.801 --> 01:28:34.467
‫اون می‌دونه داری اینطوری
‫پیشنهادِ ول کردنش رو میدی؟‬

01:28:34.534 --> 01:28:36.701
‫نه، نمی‌دونه.‬

01:28:38.634 --> 01:28:40.868
‫ولی حس می‌کنم بعد از این همه اتفاق،‬

01:28:40.934 --> 01:28:42.400
‫مشکلی با کنار کشیدن نداشته باشه.‬

01:29:00.534 --> 01:29:03.334
‫گفتنِ اون...‬

01:29:04.534 --> 01:29:06.701
‫گفتنِ اون چیز آسونی نبود، پس...‬

01:29:08.167 --> 01:29:10.734
‫لطفاً قربان، همین الان تصمیمت رو بگو.‬

01:29:13.701 --> 01:29:18.067
‫یه مارِ بزدلی که چنین پیشنهادی میده،‬

01:29:20.400 --> 01:29:22.334
‫لیاقت همچین زنی رو نداره...‬

01:29:28.067 --> 01:29:29.234
‫ولی هیچ‌کدوم از این‌ها
‫حقیقت رو عوض نمی‌کنه‬

01:29:29.300 --> 01:29:31.667
‫که این داروها باید به سن‌کارلوس برسه.‬

01:30:22.934 --> 01:30:24.267
‫آقای بکفورد...‬

01:30:42.734 --> 01:30:45.634
‫فقط می‌خواستم بگم که ما حاضریم.‬

01:30:50.400 --> 01:30:52.634
‫خوبه. وقتشه که بزنیم به جاده.‬

01:31:11.234 --> 01:31:13.667
‫من و اِد بقیه کارها رو انجام میدیم.‬

01:31:14.901 --> 01:31:15.734
‫حله؟‬

01:31:18.400 --> 01:31:19.901
‫مطمئنی آماده‌ی سفری؟‬

01:31:19.968 --> 01:31:21.133
‫بله.‬

01:31:21.200 --> 01:31:23.434
‫ببخشید که خلوتتون رو بهم زدم.‬

01:31:26.133 --> 01:31:27.901
‫میریم بقیه وسایلمون رو‬

01:31:27.968 --> 01:31:28.868
‫از زیرِ اون لبه‌ی سنگی جمع کنیم.‬

01:31:28.934 --> 01:31:29.734
‫عجله کنید.‬

01:31:31.701 --> 01:31:32.634
‫باشه.‬

01:31:58.200 --> 01:32:00.901
‫لطفاً منو به خاطر رفتارِ
‫چند لحظه پیشم ببخش.‬

01:32:00.968 --> 01:32:02.133
‫من، اِ...‬

01:32:04.267 --> 01:32:06.100
‫چیزی واسه بخشیدن نیست.‬

01:32:08.967 --> 01:32:11.067
‫وقتی اون زخم‌ها رو دیدم، جا خوردم.‬

01:32:12.868 --> 01:32:14.133
‫داری وقت رو تلف می‌کنی.‬

01:32:14.868 --> 01:32:16.501
‫شوهرت رو ببر تو واگن.‬

01:32:18.968 --> 01:32:20.634
‫یه چیزی هست که باید بهت بگم.‬

01:32:22.300 --> 01:32:24.467
‫اونا قصد دارن واگن رو ازت بگیرن.‬

01:32:26.133 --> 01:32:29.968
‫می‌دونم. تو هم باید خوشحال باشی،‬

01:32:30.033 --> 01:32:32.067
‫مکی و ادموند هم‌مسیرِ شما هستن.‬

01:32:34.734 --> 01:32:36.434
‫نقشه‌شون رو با ما در میون گذاشتن.‬

01:32:39.067 --> 01:32:42.334
‫خب، فکر نمی‌کردم داشتید
‫دستور آشپزی رد و بدل می‌کردید.‬

01:32:45.167 --> 01:32:48.067
‫جف بهشون گفت که حاضره
‫تا خودِ قلعه استال‌ورث،‬

01:32:48.133 --> 01:32:50.734
‫تخت‌گاز رفتنِ قاطرها رو تحمل کنه.‬

01:32:53.200 --> 01:32:55.734
‫خب، حدس می‌زنم الان با
‫هر چیزی موافقت می‌کنه.‬

01:32:57.200 --> 01:32:58.901
‫اونا از من خواستن موقع سوار شدن به واگن،‬

01:32:58.968 --> 01:33:01.133
‫اون تفنگ رو از غلافت قاپ بزنم.‬

01:33:03.067 --> 01:33:04.601
‫چرا داری این رو به من میگی؟‬

01:33:05.133 --> 01:33:08.234
‫من می‌دونم مکی و
‫ادموند چه جور آدم‌هایی‌ان،‬

01:33:08.300 --> 01:33:10.734
‫و نمی‌تونم تحمل کنم که
‫به رحمِ اونا گرفتار بشی.‬

01:33:17.501 --> 01:33:18.567
‫من تظاهر می‌کنم...‬

01:33:20.200 --> 01:33:22.334
‫که هنوز قصد دارم خلع سلاحت کنم،‬

01:33:24.934 --> 01:33:26.400
‫و وقتی زمانش رسید،‬

01:33:28.734 --> 01:33:29.734
‫تلاشم رو با یه نمایشِ مقتدرانه‬

01:33:29.801 --> 01:33:31.667
‫از طرف تو، متوقف کن.‬

01:33:34.033 --> 01:33:35.634
‫حواسم هست که بهت صدمه نزنم.‬

01:33:38.100 --> 01:33:40.300
‫دیدم که چقدر می‌تونی مهربون باشی.‬

01:33:41.834 --> 01:33:43.100
‫ممنون.‬

01:33:44.701 --> 01:33:45.601
‫چی شده؟‬

01:33:47.267 --> 01:33:48.267
‫صدای طبله.‬

01:33:48.734 --> 01:33:50.400
‫برو پیش شوهرت. همین الان.‬

01:33:58.601 --> 01:34:00.067
‫ای لعنت بهش.‬

01:34:15.067 --> 01:34:16.701
‫کدوم گوریه؟‬

01:34:17.501 --> 01:34:18.534
‫این تفنگ‌ها خالی‌ان،‬

01:34:18.601 --> 01:34:20.067
‫ولی بازم به هر کسی که بخواد
‫بهشون دست بزنه شلیک می‌کنم.‬

01:34:20.133 --> 01:34:21.234
‫اون صدا رو می‌شنوی مرد؟‬

01:34:21.300 --> 01:34:23.467
‫صدای طبلِ آپاچی‌هاست که داره میاد.‬

01:34:23.534 --> 01:34:26.000
‫وقتشه که همه‌مون با هم متحد بشیم.‬

01:34:26.567 --> 01:34:28.968
‫اون جنگجویی که دفن کرده بودیم
‫رو پیدا کردن و از خاک کشیدن بیرون.‬

01:34:29.033 --> 01:34:30.300
‫یا عیسی مسیح.‬

01:34:30.367 --> 01:34:32.000
‫انگار دارن اونو تقدیمِ خداهاشون می‌کنن.‬

01:34:32.067 --> 01:34:33.400
‫- یالا.
‫- باید تا وقتی حواسشون‬

01:34:33.467 --> 01:34:35.968
‫پرتِ مراسمشونه، زود بزنیم به چاک.‬

01:34:36.033 --> 01:34:37.334
‫آره، شک دارم بذارن راحت بریم،‬

01:34:37.400 --> 01:34:38.901
‫ولی فقط یه راه واسه فهمیدنش هست. حاضرید؟‬

01:34:38.968 --> 01:34:40.267
‫الان اونقدر ترسیدم که
‫هیچ دردی حس نمی‌کنم.‬

01:34:40.334 --> 01:34:41.934
‫شما دوتا اونو ببرید تو واگن.‬

01:34:42.000 --> 01:34:43.033
‫مراقب باشید.‬

01:34:43.968 --> 01:34:46.300
‫بیا اینجا، رفیق.‬

01:34:47.133 --> 01:34:48.334
‫برو.‬

01:34:51.300 --> 01:34:53.400
‫چی فکر کردید؟ فکر کردید
‫دارن بوتیک راه می‌اندازن؟‬

01:34:53.467 --> 01:34:56.601
‫خب، اگه امروز رو زنده
‫بمونیم، قصد دارم حسابی حال کنم.‬

01:34:56.667 --> 01:34:58.100
‫تو برو اون عقب پیش خانواده باتلر‬

01:34:58.167 --> 01:34:59.534
‫و اون پول‌هایی که با بدبختی به دست آوردی.‬

01:34:59.601 --> 01:35:00.701
‫ادموند، صبر کن.‬

01:35:00.767 --> 01:35:02.767
‫- یه موضوعی هست که ‫باید
درباره‌ش حرف بزنیم. ‫کوتاه بگو.‬

01:35:02.834 --> 01:35:06.901
‫ببین، ما با تو هم‌پیمان
‫شدیم و هرچی بگی همونه،‬

01:35:06.968 --> 01:35:08.367
‫و به عنوان یه مسیحی،
‫مستقیم توی گوش‌های درخشانِ‬

01:35:08.434 --> 01:35:11.634
‫خودِ حضرت مسیح قسم می‌خورم.‬

01:35:11.701 --> 01:35:13.801
‫حالا اون تفنگ‌ها رو به ما پس بده،‬

01:35:14.234 --> 01:35:17.701
‫تا یه شانسی واسه زنده موندن
‫تو این درگیری داشته باشیم.‬

01:35:19.000 --> 01:35:22.868
‫تحسینت می‌کنم مکی، واقعاً می‌گم.‬

01:35:22.934 --> 01:35:25.000
‫مخصوصاً اینکه چطوری اجازه میدی‬

01:35:25.067 --> 01:35:25.834
‫این اراجیف از دهنت بیاد بیرون.‬

01:35:25.901 --> 01:35:27.000
‫به ما اسلحه نمیدی؟‬

01:35:27.067 --> 01:35:29.300
‫نه الان، شایدم هیچ‌وقت.
‫ولی یه چی بهت بگم.‬

01:35:29.367 --> 01:35:30.834
‫اگه دیدم یه گله جنگجوی اسب‌سوار‬

01:35:30.901 --> 01:35:32.234
‫با نیت‌های شوم دارن به سمتمون می‌تازن،‬

01:35:32.300 --> 01:35:34.400
‫دوباره بهش فکر می‌کنم. حالا برو تو!‬

01:35:36.467 --> 01:35:37.534
‫مرتیکه‌ی کثافت...‬

01:35:39.234 --> 01:35:41.567
‫شما خزنده‌ها تهِ واگن بمونید.‬

01:35:41.634 --> 01:35:44.033
‫اگه به من نزدیک بشید
‫یا مزاحمِ باتلرها بشید،‬

01:35:44.100 --> 01:35:45.334
‫خودتون از نزدیک می‌فهمید‬

01:35:45.400 --> 01:35:47.934
‫که مسیح هیچ‌وقت شما رو به بهشت راه نمیده.‬

01:35:48.601 --> 01:35:50.367
‫الان چی دیده میشه؟‬

01:35:50.434 --> 01:35:52.868
‫هیچی. ولی این هیچی معنا داره.‬

01:35:53.567 --> 01:35:55.601
‫پس کی می‌خوای به اون قاطرها افسار بدی؟‬

01:35:55.667 --> 01:35:56.601
‫به محضِ این--‬

01:35:56.667 --> 01:35:57.934
‫هی، هی، هی!‬

01:35:58.000 --> 01:35:59.234
‫داری چه غلطی می‌کنی؟‬

01:36:01.033 --> 01:36:03.267
‫اون شلیک یعنی ایست،
‫اونا دوبار سوال نمی‌کنن.‬

01:36:03.334 --> 01:36:05.234
‫مرد، همین الان حیوون‌ها رو بتازون!‬

01:36:06.133 --> 01:36:07.467
‫اگه یه ذره شانس واسه
‫زنده موندن داشته باشیم،‬

01:36:07.534 --> 01:36:08.601
‫فقط از راه حرف زدن ممکنه.‬

01:36:09.133 --> 01:36:12.067
‫کوفت و زهر مار، تو یه احمقی!‬

01:36:18.834 --> 01:36:20.400
‫سه تا آپاچی دارن نزدیک میشن.‬

01:36:20.467 --> 01:36:21.567
‫آروم و ساکت بمونید.‬

01:36:23.434 --> 01:36:26.067
‫با هیچ‌کدوم از اینا رفیق نیستی؟‬

01:36:26.934 --> 01:36:29.167
‫تا حالا ندیدمشون.‬

01:36:39.534 --> 01:36:40.734
‫یا عیسی مسیح، مرد.‬

01:36:41.300 --> 01:36:44.801
‫دیروز بعدازظهر بهت
‫گفتم که باید فرار کنیم.‬

01:36:44.868 --> 01:36:46.033
‫دیروز!‬

01:36:46.734 --> 01:36:48.501
‫کجا فرار کنیم؟ شمال؟‬

01:36:48.567 --> 01:36:49.601
‫درست به سمت خودشون؟‬

01:36:50.701 --> 01:36:52.801
‫دیروز، یه شانسی داشتیم.‬

01:36:52.868 --> 01:36:54.534
‫کم، شاید خیلی ناچیز،‬

01:36:54.601 --> 01:36:56.634
‫اما حداقل یه جورایی شانس داشتیم.‬

01:36:57.167 --> 01:36:59.167
‫الان چه غلطی می‌تونیم بکنیم، ها؟‬

01:36:59.234 --> 01:37:01.200
‫همون شانسی که دیروز داشتیم،‬

01:37:01.834 --> 01:37:03.534
‫فقط این بار به جای فضای باز،‬

01:37:03.601 --> 01:37:04.667
‫همین‌جا باهاشون روبرو میشیم.‬

01:37:48.534 --> 01:37:50.734
‫بیا بیرون.‬

01:38:10.767 --> 01:38:11.801
‫اون صدمه دیده.‬

01:38:12.300 --> 01:38:14.400
‫زخمیه. باید بهش کمک کنیم.‬

01:38:16.534 --> 01:38:17.334
‫بمون.‬

01:38:17.801 --> 01:38:19.501
‫بیا بیرون.‬

01:38:24.400 --> 01:38:25.334
‫اون زخمیه.‬

01:38:25.400 --> 01:38:26.934
‫- نمی‌بینی؟
‫- ول، ول، ول.‬

01:38:27.000 --> 01:38:28.701
‫فقط چیزی نخواه، باشه؟‬

01:38:29.868 --> 01:38:31.300
‫پاشو وایستا.‬

01:38:39.234 --> 01:38:40.133
‫باشه.‬

01:38:45.234 --> 01:38:47.501
‫- زخم‌هات دوباره باز شدن.
‫- هیس.‬

01:39:11.033 --> 01:39:12.334
‫اون رو می‌شناسی؟‬

01:39:12.934 --> 01:39:14.000
‫نه.‬

01:39:15.067 --> 01:39:16.734
‫ولی لازم نیست باهاش آشنا باشی‬

01:39:16.801 --> 01:39:18.100
‫تا بفهمی از چه نسل و تباریه.‬

01:39:30.968 --> 01:39:33.100
‫تو رئیس این گروهی؟‬

01:39:36.267 --> 01:39:38.667
‫من از طرفشون حرف می‌زنم. آره.‬

01:39:41.000 --> 01:39:42.534
‫اون صلیب معنیش چیه؟‬

01:39:47.701 --> 01:39:52.234
‫یعنی اون واگن داره دارو حمل می‌کنه.‬

01:39:58.400 --> 01:40:01.501
‫این مسافرها رو وقتی توی
‫دره دیدمشون، سوار کردم.‬

01:40:03.334 --> 01:40:05.467
‫و بعدش یه آپاچی رو کشتی.‬

01:40:08.968 --> 01:40:10.434
‫از این بابت عمیقاً متأسفم.‬

01:40:10.868 --> 01:40:13.167
‫همچین اتفاقی افتاد، بله.‬

01:40:17.601 --> 01:40:18.701
‫من چالیپون رو می‌شناختم،‬

01:40:20.100 --> 01:40:22.467
‫و داشتم با آرامش باهاش حرف می‌زدم‬

01:40:24.200 --> 01:40:26.667
‫که یه سفیدپوستِ دیگه، که الان مرده،‬

01:40:27.634 --> 01:40:29.601
‫ناجوانمردانه بهش شلیک کرد.‬

01:40:32.434 --> 01:40:37.033
‫التماس کردن به من تو
‫رو زنده نگه نمی‌داره.‬

01:40:38.934 --> 01:40:40.267
‫من التماس نمی‌کنم.‬

01:40:41.934 --> 01:40:45.534
‫با این حال، شرمنده‌ام‬

01:40:45.601 --> 01:40:48.300
‫که در مرگِ اون جنگجوی نجیب نقشی داشتم.‬

01:40:51.834 --> 01:40:54.334
‫مردها باید با افتخار به کارهاشون بمیرن،‬

01:40:55.634 --> 01:40:56.601
‫نه با التماس.‬

01:40:58.767 --> 01:41:01.534
‫مرگِ اون کارِ من نبود.‬

01:41:03.701 --> 01:41:06.334
‫و تو کل زندگیم واسه
‫هیچ چیزی التماس نکردم.‬

01:41:08.167 --> 01:41:14.234
‫کفتار تا وقتی خرس بهش
‫نرسیده، خیلی بلند زوزه می‌کشه.‬

01:41:16.200 --> 01:41:21.567
‫من و جنگجوهام خواهیم دید که تو چقدر
‫با شجاعت می‌میری، مردِ سفیدپوست.‬

01:41:22.834 --> 01:41:25.467
‫رئیس ویکتوریو حرفش رو زد.‬

01:41:26.100 --> 01:41:27.734
‫هی، دستت رو از زنم بکش کنار!‬

01:41:30.934 --> 01:41:31.901
‫خفه شو!‬

01:41:41.868 --> 01:41:43.100
‫اگه اون جنگجو راهِ خودش رو بره،‬

01:41:43.167 --> 01:41:45.901
‫خانم باتلر خیلی زود یه
‫شوهرِ جدید پیدا می‌کنه.‬

01:41:45.968 --> 01:41:47.334
‫دهنت رو ببند.‬

01:41:47.868 --> 01:41:48.767
‫چرا؟‬

01:41:49.501 --> 01:41:52.467
‫این خانم بهتره بدونه چه
‫بلایی قراره سرش بیاد.‬

01:41:54.000 --> 01:41:56.367
‫فکرت رو روی سرنوشتِ خودت متمرکز کن،‬

01:41:57.501 --> 01:42:00.033
‫که چندان روشن‌تر از مالِ من نیست.‬

01:42:01.200 --> 01:42:04.534
‫من سال‌هاست که به چشم‌های مرگ زل زدم.‬

01:42:04.601 --> 01:42:07.100
‫به نگاهش عادت دارم.‬

01:42:09.167 --> 01:42:11.100
‫تو میگی رئیس آپاچی‌ها هستی‬

01:42:11.167 --> 01:42:13.300
‫که به ویکتوریو معروفه، درسته؟‬

01:42:15.701 --> 01:42:19.667
‫اسمم برات آشناست، مرد سفیدپوستِ نترس؟‬

01:42:20.901 --> 01:42:21.734
‫بله.‬

01:42:22.300 --> 01:42:24.334
‫اسمت توی این منطقه‌ها خیلی بزرگه،‬

01:42:25.901 --> 01:42:27.200
‫اما خبر نداشتم که تو به زن‌ها‬

01:42:27.267 --> 01:42:29.067
‫و مردهای زخمی حمله می‌کنی.‬

01:42:32.167 --> 01:42:36.601
‫ما فقط مسافریم که با آرامش
‫از زمین‌های شما رد میشیم.‬

01:42:38.000 --> 01:42:39.367
‫ما سرباز نیستیم.‬

01:42:41.300 --> 01:42:45.000
‫اون واگن اون عقب، دارو حمل می‌کنه.‬

01:42:47.501 --> 01:42:50.367
‫آیا جنگجوهای قدرتمندِ
‫آپاچی واقعاً باید داروها رو‬

01:42:51.234 --> 01:42:53.767
‫از زن‌ها و بچه‌های مریض بدزدن؟‬

01:42:54.434 --> 01:42:58.367
‫و هم‌نوع‌های تو چی از مردمِ من گرفتن؟‬

01:43:00.634 --> 01:43:03.534
‫زندگیِ چند تا زن و بچه‌ی سفیدپوست‬

01:43:04.234 --> 01:43:06.601
‫چطور با اون همه حرمت‌شکنیِ
‫شما قابل مقایسه است؟‬

01:43:15.868 --> 01:43:17.701
‫وقتِ امتحانِ سخته.‬

01:43:46.434 --> 01:43:48.767
‫باتلر، دردت رو تا ته
‫قورت بده و صدات درنیاد.‬

01:43:48.834 --> 01:43:50.567
‫آپاچی‌ها از ابراز درد متنفرن،‬

01:43:50.634 --> 01:43:52.567
‫و این سریع‌ترین راه واسه بریدنِ گلوته.‬

01:44:07.000 --> 01:44:09.534
‫کی چالیپون رو توی قبرِ
‫یه سفیدپوست دفن کرد؟‬

01:44:15.367 --> 01:44:18.868
‫پس همه‌ی شما به خاطر
‫جنایت علیه آپاچی‌ها گناهکارید.‬

01:44:19.300 --> 01:44:20.767
‫این مردِ زخمی که پشتِ منه،‬

01:44:21.233 --> 01:44:22.701
‫موقع اون اتفاق بیهوش بود‬

01:44:22.767 --> 01:44:24.033
‫و بی‌گناهه.‬

01:44:24.100 --> 01:44:26.934
‫داری اشتباه می‌کنی.‬

01:44:27.601 --> 01:44:31.200
‫اون مرد توی دره به سمت آپاچی‌ها شلیک کرد‬

01:44:32.200 --> 01:44:34.133
‫و بی‌گناه نیست.‬

01:44:35.901 --> 01:44:37.534
‫اگه بین شما مردی هست‬

01:44:38.000 --> 01:44:43.267
‫که بتونه شکنجه‌ها رو بدون گریه تحمل کنه،‬

01:44:45.000 --> 01:44:48.334
‫و خودش رو مثل یه آپاچی
‫قوی و شجاع نشون بده،‬

01:44:49.801 --> 01:44:51.701
‫اون‌وقت می‌ذارم همه‌تون به سلامت‬

01:44:52.534 --> 01:44:54.434
‫از اینجا برید.‬

01:44:57.801 --> 01:44:59.767
‫حتی اون زن هم آزاد میشه.‬

01:45:02.367 --> 01:45:03.434
‫آتیشو روشن کنید.‬

01:45:20.934 --> 01:45:22.734
‫لعنت بهش.‬

01:45:23.701 --> 01:45:25.000
‫زر مفت.‬

01:45:26.334 --> 01:45:29.133
‫این داروی خیلی عجیبیه.‬

01:45:32.000 --> 01:45:33.467
‫اون پول‌ها مالِ شماست.‬

01:45:34.133 --> 01:45:39.501
‫این هدیه‌ایه از طرف ما
‫به رئیس ویکتوریوی بزرگ،‬

01:45:40.100 --> 01:45:43.734
‫آره، اگه بذارید... اگه بذارید بریم.‬

01:45:45.033 --> 01:45:48.267
‫باهاش می‌تونید کلی تفنگ و ویسکی بخرید.‬

01:45:48.334 --> 01:45:50.834
‫رئیس ویکتوریو قبلاً توضیح داد‬

01:45:50.901 --> 01:45:52.601
‫که چطوری می‌تونید
‫آزادیتون رو به دست بیارید.‬

01:45:54.167 --> 01:45:56.100
‫این پول دیگه مالِ آپاچی‌هاست.‬

01:45:59.267 --> 01:46:01.868
‫اونجا زیاد قدرتِ چونه‌زنی نداشتی.‬

01:46:02.534 --> 01:46:07.133
‫تا وقتی زنده‌ام، هر
‫راهی رو امتحان می‌کنم.‬

01:46:14.467 --> 01:46:17.801
‫خب، این پول‌ها مالِ همون
‫بانکیه که توی سن‌کارلوس زدن؟‬

01:46:18.300 --> 01:46:22.701
‫خب. الان دیگه دروغ گفتن فایده‌ای نداره،‬

01:46:22.767 --> 01:46:25.200
‫مخصوصاً وقتی اینطوری گیر افتادیم.‬

01:46:26.067 --> 01:46:28.667
‫آره، مریک بکفورد،‬

01:46:29.100 --> 01:46:35.267
‫باعث افتخارمه که بگم
‫آره، مالِ همونجا بود.‬

01:46:35.901 --> 01:46:36.968
‫خب، حالا می‌فهمم‬

01:46:37.033 --> 01:46:39.133
‫چرا با جنوب رفتن مخالف بودی.‬

01:46:40.767 --> 01:46:42.167
‫دقیقاً.‬

01:46:43.801 --> 01:46:45.601
‫داستان‌هایی درباره اون کار شنیده بودم.‬

01:46:46.234 --> 01:46:48.601
‫که چقدر تمیز و حرفه‌ای انجام شده بود.‬

01:46:49.567 --> 01:46:51.567
‫راستی، شماها پشتِ اون قضیه‌ی توسان‬

01:46:51.634 --> 01:46:53.467
‫توی دو سالِ پیش هم بودید؟‬

01:46:55.067 --> 01:46:58.667
‫خب... راستش رو بخوای‬

01:46:59.167 --> 01:47:02.067
‫خفه میشی یا نه، ای لاف‌زنِ احمق؟‬

01:47:02.801 --> 01:47:04.067
‫بکفورد می‌خواد بفهمه که ما دو سال پیش‬

01:47:04.133 --> 01:47:06.067
‫توی این منطقه کار می‌کردیم یا نه،‬

01:47:06.133 --> 01:47:07.667
‫همون موقعی که برادرش کشته شد.‬

01:47:09.100 --> 01:47:11.534
‫تو از کجا می‌دونستی اون دو سال پیش مرده؟‬

01:47:21.667 --> 01:47:23.000
‫از من فاصله بگیر.‬

01:47:32.033 --> 01:47:34.033
‫اول باید این یکی رو امتحان کنیم،‬

01:47:34.968 --> 01:47:37.400
‫مبادا با مُردن از زیرِ امتحانِ ما در بره.‬

01:47:37.934 --> 01:47:39.567
‫شوهرم رو ول کنید‬

01:47:42.467 --> 01:47:45.032
‫خانم، می‌دونم منظوری نداری،‬

01:47:45.100 --> 01:47:47.767
‫ولی التماس کردن براش
‫فقط اوضاع رو بدتر می‌کنه.‬

01:47:51.901 --> 01:47:53.000
‫می‌فهمم.‬

01:47:53.601 --> 01:47:56.734
‫باتلر، تمامِ جربزه‌ات رو
‫جمع کن و آماده باش، باشه؟‬

01:48:00.934 --> 01:48:02.567
‫این یکی مثل یه زن ضعیفه.‬

01:48:28.701 --> 01:48:31.167
‫نه!‬

01:48:42.133 --> 01:48:44.067
‫رحم کنید! خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم.‬

01:48:44.133 --> 01:48:46.400
‫رحم کنید، لطفاً.‬

01:49:13.367 --> 01:49:14.534
‫آه.‬

01:49:47.133 --> 01:49:49.067
‫رحم کن. رحم کن.‬

01:49:54.534 --> 01:49:57.467
‫یه بچه آپاچی بیشتر از
‫این یکی می‌تونه دووم بیاره.‬

01:50:10.968 --> 01:50:13.033
‫مسیحا، کمکم کن طاقت بیارم.‬

01:50:58.467 --> 01:51:02.567
‫فریاد بزن، اون وقت این عذابت تموم می‌شه.‬

01:51:19.434 --> 01:51:23.434
‫حالا... حالا می‌ذاری بریم؟‬

01:51:25.501 --> 01:51:30.300
‫عذابِ مردی که از هم‌نوعِ
‫خودش دزدی می‌کنه...‬

01:51:31.300 --> 01:51:36.133
‫...و به جنازه یه آپاچی بی‌حرمتی
‫می‌کنه، به این زودیا تموم نمی‌شه.‬

01:51:59.734 --> 01:52:01.801
‫رحم کن! رحم کن!‬

01:52:09.334 --> 01:52:11.801
‫خیلی از دلاورای آپاچی...‬

01:52:11.868 --> 01:52:14.067
‫...اندازه این یا حتی بیشترش رو تحمل کردن.‬

01:52:16.367 --> 01:52:18.467
‫لوله تفنگ رو برگردون توی آتیش...‬

01:52:19.534 --> 01:52:21.167
‫...واسه مرحله آخرِ عذاب.‬

01:52:23.067 --> 01:52:24.501
‫یه کنده سوزان برام بیار.‬

01:52:43.234 --> 01:52:46.133
‫انگار دست‌پختِ
‫هم‌قبیله‌ای‌هام رو می‌شناسی.‬

01:52:49.000 --> 01:52:51.067
‫چرا زودتر خودت رو معرفی نکردی؟‬

01:52:55.100 --> 01:52:57.734
‫نمی‌دونستم اسمم پیش آپاچی‌ها ارزشی داره.‬

01:53:03.133 --> 01:53:05.634
‫اسمِ مریک بکفورد...‬

01:53:05.701 --> 01:53:07.767
‫...بین مردم من خوب شناخته شده‌ست،‬

01:53:09.300 --> 01:53:13.300
‫و تا همین امروز، هنوز توی
‫چادرهامون ازش حرف می‌زنن.‬

01:53:45.534 --> 01:53:51.067
‫آفریدگارِ ما دید که چه
‫بلایی سر تو و زنت اومد.‬

01:53:52.801 --> 01:53:53.701
‫اون خشمگین بود.‬

01:53:58.100 --> 01:54:02.200
‫حرف رئیس ویکتوریو رو
‫باور کن وقتی بهت می‌گه...‬

01:54:03.367 --> 01:54:05.767
‫...که حتی یکی از اون یاغی‌های آپاچی...‬

01:54:06.701 --> 01:54:12.400
‫...که اون جنایت‌ها رو انجام دادن،
‫دیگه روی این زمین راه نمی‌رن.‬

01:54:27.934 --> 01:54:29.234
‫پس، ما رو ول می‌کنی؟‬

01:54:30.434 --> 01:54:31.334
‫ولتون می‌کنیم.‬

01:54:32.667 --> 01:54:34.434
‫و پیغام فرستاده می‌شه...‬

01:54:35.434 --> 01:54:38.234
‫...که هیچ آپاچی‌ توی راه بهت صدمه نزنه.‬

01:54:39.100 --> 01:54:40.434
‫پس من چی؟‬

01:54:43.000 --> 01:54:44.167
‫منو آزاد کنید.‬

01:54:48.634 --> 01:54:50.300
‫حسابِ این و اون یکی با منه.‬

01:54:52.000 --> 01:54:54.167
‫بسیار خب، مریک بکفورد.‬

01:54:57.133 --> 01:54:59.067
‫امیدوارم داروهات خیلیا رو نجات بده.‬

01:55:10.667 --> 01:55:12.534
‫از سعه‌صدرت ممنونم.‬

01:55:38.467 --> 01:55:41.467
‫بکفورد، قصدت چیه؟‬

01:55:43.767 --> 01:55:45.534
‫آقای باتلر حالش خوبه؟‬

01:55:46.634 --> 01:55:47.567
‫باندِ بیشتری لازم داره.‬

01:55:47.634 --> 01:55:49.901
‫- هی، می‌خوای...
‫ - دهنت رو ببند.‬

01:55:50.434 --> 01:55:52.467
‫می‌ذارم آفتاب جفتتون رو نفله کنه.‬

01:55:53.367 --> 01:55:56.067
‫این رفتاریه که خیلی مهربون‌تر
‫از رفتارِ شما با برادرمه.‬

01:55:58.400 --> 01:56:00.767
‫متأسفم واسه بلایی که سر زنت اومد.‬

01:56:03.000 --> 01:56:04.601
‫آره، خیلی وقت پیش بود.‬

01:56:07.501 --> 01:56:08.634
‫نه واسه تو.‬

01:56:12.067 --> 01:56:14.634
‫نه... نه واسه من.‬

01:56:16.434 --> 01:56:17.534
‫

01:56:19.234 --> 01:56:21.767
‫مـ... من می‌فهمم چرا
‫تو رو تنها فرستادن...‬

01:56:21.834 --> 01:56:23.200
‫...با این‌همه دارو.‬

01:56:26.167 --> 01:56:28.200
‫آره. فکر می‌کردن از پسش برمیام.‬

01:56:33.234 --> 01:56:36.000
‫خب، اگه به ما برخورد
‫نمی‌کردی، حتماً می‌تونستی.‬

01:56:37.133 --> 01:56:38.367
‫تو...‬

01:56:39.300 --> 01:56:43.067
‫می‌خوای بذاری اینجا کباب شیم...‬

01:56:43.133 --> 01:56:46.701
‫...فقط چون ما... چون فکر
‫می‌کنی برادرِ لعنتیت رو کشتیم؟‬

01:56:48.934 --> 01:56:50.534
‫می‌دونم برادرم رو کشتید.‬

01:56:52.167 --> 01:56:57.067
‫چون ادموند حدس زد که اون دو سال پیش مرده؟‬

01:57:00.434 --> 01:57:02.701
‫مطمئن بودم سه نفر کشتنش،‬

01:57:05.234 --> 01:57:07.300
‫و اولین باری که بوی
‫نکبتتون به مشامم خورد...‬

01:57:07.367 --> 01:57:10.000
‫...حس کردم شما همونایی هستید.‬

01:57:13.834 --> 01:57:14.901
‫بعدشم وقتی ادموند رو دیدم...‬

01:57:14.968 --> 01:57:17.334
‫...که اون شب داشت اون
‫عنکبوت رو تیکه‌تیکه می‌کرد،‬

01:57:17.400 --> 01:57:18.367
‫مطمئن شدم.‬

01:57:19.167 --> 01:57:21.734
‫آدمای زیادی نیستن که از
‫بی‌رحمیِ بی‌دلیل لذت ببرن...‬

01:57:24.033 --> 01:57:26.133
‫...و با برادر منم
‫همین‌جوری رفتار شده بود.‬

01:57:28.667 --> 01:57:29.767
‫اما آره،‬

01:57:31.267 --> 01:57:33.367
‫اینکه ادموند می‌دونست
‫«ابنر» دو سال پیش مرده...‬

01:57:33.434 --> 01:57:35.701
‫...حقیقتی بود که طنابِ دار رو سفت کرد.‬

01:57:36.234 --> 01:57:41.601
‫پسر، همه‌ش فقط اتفاقی بوده...‬

01:57:41.667 --> 01:57:43.200
‫اگه کاری که کردی رو انکار کنی،‬

01:57:44.433 --> 01:57:47.267
‫اونم ۲۰۰ یاردیِ جایی که ابنر دفن شده،‬

01:57:47.334 --> 01:57:49.467
‫به خدا قسم، پسرت رو از
‫زیر خاک می‌کشم بیرون...‬

01:57:49.534 --> 01:57:51.434
‫...و می‌ذارم لاشخورها تیکه‌تیکه‌اش کنن.‬

01:57:53.434 --> 01:57:56.133
‫قصد داری ما رو همین‌طوری
‫اینجا به سیخ کشیده رها کنی؟‬

01:57:59.934 --> 01:58:04.667
‫نه. سفت و سخت می‌بندمتون،‬

01:58:06.167 --> 01:58:08.534
‫و برتون می‌گردونم
‫سان‌کارلوس تا دارتون بزنن.‬

01:58:12.300 --> 01:58:14.801
‫باید آقای باتلر رو ببریم توی واگن.‬

01:58:14.868 --> 01:58:15.868
‫آره.‬

01:58:16.501 --> 01:58:18.734
‫دیگه وقته از اینجا بزنیم بیرون.‬

01:58:32.801 --> 01:58:35.534
‫ول؟ چی شـ...‬

01:58:36.567 --> 01:58:38.133
‫سعی کن فعلاً حرف نزنی.‬

01:58:39.934 --> 01:58:41.100
‫جامون امنه.‬

01:58:48.300 --> 01:58:51.000
‫عجله کن مرد. زود باش، زود باش.‬

01:58:51.067 --> 01:58:54.434
‫زود باش. برو اِد، برو.‬

01:59:00.567 --> 01:59:01.767
‫بهت یکم آب می‌دم.‬

01:59:03.267 --> 01:59:05.167
‫می‌رم مکی و ادموند رو ببندم.‬

01:59:23.501 --> 01:59:26.434
‫حتی لازم نیست چشم‌هام
‫رو ریز کنم تا دقیق بزنم.‬

01:59:27.133 --> 01:59:28.534
‫سمت شمال می‌ریم.‬

01:59:29.834 --> 01:59:31.634
‫سلامِ من رو به برادرت برسون.‬

01:59:40.567 --> 01:59:42.334
‫بیا اینجا.‬

01:59:59.067 --> 02:00:01.501
‫آره! آره!‬

02:00:37.267 --> 02:00:39.601
‫حریف من نمی‌شی.‬

02:00:39.667 --> 02:00:40.534
‫با دستای خالی‌م.‬

02:00:40.601 --> 02:00:44.367
‫قسم خورده بودم با دستای خالی بکشمت!‬

02:00:46.100 --> 02:00:48.734
‫کورک‌های سیاه!‬

02:01:12.133 --> 02:01:13.501
‫خیلی ممنون.‬

02:01:22.000 --> 02:01:23.167
‫مکی.‬

02:01:24.467 --> 02:01:25.334
‫بکفورد.‬

02:01:27.133 --> 02:01:28.534
‫می‌خوای بقیه عمرت رو...‬

02:01:28.601 --> 02:01:33.400
‫...به‌عنوان یه کور توی زندان
‫سان‌کارلوس بگذرونی و منتظرِ باشی...‬

02:01:37.133 --> 02:01:39.334
‫...یا اینکه همین الان بری پسرت رو ببینی؟‬

02:01:42.267 --> 02:01:44.033
‫کاملاً به خودت بستگی داره.‬

02:01:52.000 --> 02:01:53.067
‫من رو بفرست پیش بیلی.‬

02:02:09.567 --> 02:02:10.667
‫متأسفم خانم.‬

02:02:14.767 --> 02:02:16.868
‫حداقل جف...‬

02:02:16.934 --> 02:02:19.167
‫...قبل از اینکه تنهامون
‫بذاره، خودش رو پیدا کرد.‬

02:02:20.100 --> 02:02:21.367
‫بله خانم، همین‌طوره.‬

02:02:26.267 --> 02:02:28.300
‫این یه حقیقتِ انکارناپذیره.‬

02:02:42.734 --> 02:02:43.634
‫خانم.‬

02:02:46.601 --> 02:02:48.000
‫آماده‌ای بریم؟‬

02:02:51.667 --> 02:02:52.567
‫هستم.‬

02:03:27.701 --> 02:03:30.434
‫قبل از اینکه بریم یه خواسته ازت دارم.‬

02:03:32.868 --> 02:03:34.000
‫بله خانم؟‬

02:03:37.167 --> 02:03:40.200
‫خیلی ترجیح می‌دم که «والری» صدام کنی.‬

02:03:43.901 --> 02:03:48.000
‫خب، این درخواستِ سختیه،‬

02:03:51.200 --> 02:03:53.167
‫ولی فکر کنم از پسش بربیام.‬

02:03:53.191 --> 02:03:58.191
‫ترجمه از مهراد
‫MehRaDedSec

02:03:58.215 --> 02:04:23.239
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>
