WEBVTT

00:00.762 --> 00:30.762
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:55.786 --> 00:57.706
‫سوزان! ببخشید

00:57.706 --> 01:00.456
‫خیلی معذرت می‌خوام،
‫بوقلمون رو گرفتی دیگه؟

01:00.456 --> 01:02.296
‫تاکسی!

01:42.496 --> 01:44.496
‫اوه

01:44.496 --> 01:46.256
‫حالت خوبـه؟

01:46.256 --> 01:47.876
‫فراموشش کن

01:49.973 --> 01:56.973
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

01:56.997 --> 02:03.997
<b>«فیلم2مدیا را در تلگرام دنبال کنید»
@Film2Media_Plus</b>

02:04.021 --> 02:11.021
‫مترجمین: «محمدعلی sm و نیـــک »

03:36.212 --> 03:37.887
‫عجب ملودی‌ای

03:37.912 --> 03:40.922
‫خدای من، عجب ملودی‌ای

04:02.993 --> 04:06.333
« دانتون اَبی »

04:06.357 --> 04:09.511
« پایان باشکوه »

04:09.536 --> 04:11.146
‫درِ انتهای راهروئـه قربان

04:11.146 --> 04:12.486
‫بتی؟

04:12.486 --> 04:14.696
‫- چیه؟
‫- میشه یه رژ لب بهم قرض بدی؟

04:14.696 --> 04:16.816
‫دوباره؟ عجب آدمی هستی

04:16.816 --> 04:19.326
‫- برش گردونی‌ها
‫- تو که دفعه پیش مال من رو پس ندادی

04:19.326 --> 04:20.986
‫ببخشید، بنده می‌تونم...

04:20.986 --> 04:22.786
‫نمایش امشب خیلی خوب بود،
‫خانم‌ها و آقایون

04:22.786 --> 04:24.456
‫فراموش نکنید که فردا هم نمایش داریم

04:24.456 --> 04:26.346
‫پرده اول پنج دقیقه به دو اجرا میشه

04:29.279 --> 04:30.836
‫سلام، بارو. یادداشت‌مون به دستت رسید؟

04:30.836 --> 04:32.416
‫امیدوارم مزاحم نشده باشیم

04:32.416 --> 04:33.716
‫به هیچ وجه قربان

04:33.716 --> 04:35.176
‫آقای دکستر

04:35.176 --> 04:36.256
‫سلام

04:36.256 --> 04:37.886
‫نظرتون با یه لیوان شامپاین چیه؟

04:37.886 --> 04:39.256
‫نذارید وقت‌تون رو بگیریم

04:39.256 --> 04:40.756
‫حضور توی پشت صحنه خیلی هیجان‌انگیزه

04:40.756 --> 04:43.056
‫مثل این که اجرای «تلخ و شیرین» خیلی گل کرده

04:43.056 --> 04:45.516
‫الان عصر نوئل کوارده

04:45.516 --> 04:47.596
‫دقیقاً. البته بعید بدونم خود نوئل

04:47.596 --> 04:48.856
‫این‌طوری بگه

04:48.856 --> 04:50.356
‫چطوری میگم؟

04:50.356 --> 04:51.936
‫- اوه
‫- داشتیم می‌گفتیم که

04:51.936 --> 04:54.686
‫با هر اجرای جدیدتون، درخشان‌تر میشید

04:54.686 --> 04:56.236
‫با آقا و بانوی گرنتام و

04:56.236 --> 04:57.946
‫آقا و بانوی هکسام آشنایی دارید؟

04:57.946 --> 04:59.906
‫- نمایش حیرت‌انگیز بود
‫- بله

04:59.906 --> 05:01.736
‫البته ما صلاحیتِ قضاوت کردن رو نداریم

05:01.736 --> 05:03.866
‫هر کسی صلاحیت گفتن حرف‌های خوب رو
‫داره، بانو گرنتام

05:03.866 --> 05:06.616
مسئول لباس آقای دکستر
قبلاً برای ما کار می‌کردن

05:06.616 --> 05:08.076
گفتیم یه سری بزنیم

05:08.076 --> 05:09.626
‫گای اون فیلم رو تو خونه‌ی شما ساخته؟

05:09.626 --> 05:11.286
‫خیلی ازش لذت بردم

05:11.286 --> 05:13.546
‫امیدوارم یه روز به صحنه‌ی شکوه‌مندتون
برگردید

05:13.546 --> 05:15.506
‫باعث افتخاره، بانوی من

05:19.756 --> 05:21.216
‫ما بهتره دیگه راه بیفتیم

05:21.241 --> 05:23.531
‫شام رو در رستوران جدید آیوی
‫توی وست‌استریت می‌خوریم

05:23.556 --> 05:25.676
‫اگه این‌قدر گرون نبود،
هرروز می‌رفتم اونجا

05:25.676 --> 05:26.936
‫آخرین باری که اونجا شام خوردم،

05:26.936 --> 05:28.266
‫درخواست صورت‌حساب و یه تفنگ کردم

05:28.266 --> 05:29.476
‫مگه چقدر شد؟

05:29.476 --> 05:31.356
‫۱۰ پوند برای سه نفرمون

05:31.356 --> 05:32.726
‫ده پوند برای سه نفر؟

05:32.726 --> 05:35.276
‫حالا که این‌طور شد
فکر نکنم لازم باشه بریم اونجا

05:35.276 --> 05:36.566
‫چرا، لازمـه

05:36.566 --> 05:38.446
‫اگه می‌خوایم میزمون رو از دست ندیم

05:38.446 --> 05:40.406
‫- باید دست بجنبونیم
‫- بله

05:40.406 --> 05:41.499
‫- مچکرم
‫- خدانگهدار

05:41.524 --> 05:42.826
‫- نمایش عالی بود. ممنون
‫- مچکرم

05:42.826 --> 05:44.406
‫- قربان
‫- خدانگهدار. مچکرم

05:44.406 --> 05:46.196
‫تا نیم ساعت دیگه در پشت‌صحنه بسته میشه

05:46.196 --> 05:48.366
‫خیلی با هم صمیمی‌ان، نه؟

05:48.366 --> 05:49.666
‫دکستر و بارو رو میگم

05:49.666 --> 05:51.586
‫حتماً زیاد با هم سفر می‌کنن

05:51.586 --> 05:53.296
‫درستـه، البته

05:56.586 --> 05:57.966
‫چند وقت براشون کار کردی؟

05:57.966 --> 06:00.296
‫- یه چندسالی می‌شد
‫- راضی بودی؟

06:00.296 --> 06:02.216
الان راضی‌ترم

06:08.846 --> 06:10.976
‫چه شب زیباییـه

06:11.936 --> 06:14.436
‫موسم لندن همیشه صفای خودش رو داره

06:14.436 --> 06:16.476
‫بعدش دوباره برمی‌گردیم دانتون

06:22.616 --> 06:23.946
‫اوه، هنوز بیدارن؟

06:23.946 --> 06:25.576
‫وای، پس اومدید

06:25.576 --> 06:26.946
‫چطور بود؟

06:26.946 --> 06:28.116
‫شب زیبایی بود

06:28.116 --> 06:29.576
‫اول رفتیم پیکدیلی

06:29.576 --> 06:31.206
‫بعدش هم از گرین پارک برگشتیم

06:31.206 --> 06:33.666
‫دیدیم جای عمارت دونشایر، چی ساختن

06:33.666 --> 06:36.336
‫نباید خیلی خودت رو خسته کنی،
اون هم با این وضعت

06:36.336 --> 06:38.506
‫حالم خیلی خوبـه

06:38.506 --> 06:40.006
‫خوب بود که توی هوا آزاد بودم

06:40.006 --> 06:42.176
‫به نظر میاد هتل جدید عمارت گروسونور

06:42.176 --> 06:43.506
‫بالاخره باز شده

06:43.506 --> 06:44.796
‫عجیبـه

06:44.796 --> 06:46.806
‫تصور این که لندن،
کاخ‌های شخصیش رو از دست بده

06:46.806 --> 06:48.136
‫غم‌انگیزه

06:48.136 --> 06:50.096
‫بالاخره اتفاقی بود که باید میفتاد چارلی

06:50.096 --> 06:52.766
‫با این مالیات‌های جدید،
‫دیگه کسی از پس هزینه‌هاشون بر نمیاد

06:54.476 --> 06:56.976
‫یعنی این وقت شب کی می‌تونه باشه؟

06:56.976 --> 06:58.566
‫نه، نه، نه. خودم باز می‌کنم

06:58.566 --> 07:00.776
‫بیشتر از نمایش دکستر برامون بگو

07:00.776 --> 07:02.276
‫یه آهنگ داشت که

07:02.276 --> 07:04.156
‫- مدام توی سرم تکرار میشه
‫- قربان...

07:04.156 --> 07:05.816
‫- نظری درمورد بانو مری دارید؟
‫- اصلاً

07:07.786 --> 07:09.906
‫ممنونم، دوشیزه بکستر

07:09.906 --> 07:11.496
‫هی، نذار ناراحتت کنه

07:11.496 --> 07:13.116
‫کی بود؟

07:13.116 --> 07:15.996
‫یه فضولی می‌خواست درمورد خانواده
‫سوال‌های بی‌ربط بپرسه

07:15.996 --> 07:17.376
‫در رو روش بستم

07:17.376 --> 07:20.006
‫تصور این که فردا روز آخرتـه،
‫خیلی عجیبـه

07:20.006 --> 07:22.716
‫بعد از این که رفتی و ما رو
بی‌پناه گذاشتی، چیکار می‌کنی؟

07:22.716 --> 07:24.796
‫اندرو... در واقع

07:24.796 --> 07:27.176
‫آقای پارکر به‌جای من مراقب‌تون هست

07:27.176 --> 07:29.846
‫حست درمورد این ترفیع قریب‌الوقوع چیه، اندی؟

07:29.846 --> 07:31.056
‫آماده‌م

07:31.056 --> 07:33.766
‫من چندین سال توی دکل کشتی خدمت کردم

07:33.766 --> 07:35.226
‫امیدوارم حق با تو باشه

07:37.516 --> 07:39.186
‫چارلی...

07:39.186 --> 07:42.026
‫درمورد بانو مری سوال داشت؟

07:42.026 --> 07:44.526
‫باید موضوع قابل توجهی باشه

07:44.526 --> 07:47.526
‫بعد از گفت‌وگوی کوتاه‌مون،
‫دیگه مزاحم نمیشه

07:47.526 --> 07:48.946
‫همم

07:51.196 --> 07:55.376
‫فقط خدا می‌دونه اگه تا امشب آماده نمی‌شد،
‫چی داشتم بپوشم

07:55.376 --> 07:57.036
‫همه عاشقت میشن

07:57.036 --> 07:58.916
‫درست شنیدم که یکی از
دختران خانواده‌ی پیترزفیلد

07:58.916 --> 08:00.626
‫- نامزد کرده؟
‫- گوئن‌دولن

08:00.626 --> 08:02.256
‫تازه اعلام کردن

08:02.256 --> 08:03.586
‫طرف آدم خوبیـه؟

08:03.586 --> 08:04.876
‫جناب بلسیـه

08:04.876 --> 08:06.336
‫چه فرد شایسته‌ای

08:21.736 --> 08:23.356
‫اوه، کاترین

08:42.546 --> 08:45.966
‫دایی هارولد خوشحال میشه
‫بمونی لندن

08:45.966 --> 08:49.796
‫به نظرت آخرش از ملک مادربزرگ
سر در آورد؟

08:49.796 --> 08:52.596
‫انصاف نیست که بابا و مامان

08:52.596 --> 08:55.636
‫مادرشون رو این‌قدر پشت سر هم
‫از دست بدن

08:55.636 --> 08:57.766
‫حداقل بابا پیش مامان‌بزرگ بود

08:57.766 --> 08:59.766
‫مامان بیشتر اذیت میشه

08:59.766 --> 09:02.026
‫که از اونور اقیانوس

09:02.026 --> 09:03.686
‫دختر سوگوار و مطیع باشه

09:03.686 --> 09:06.316
‫واسه همین‌ چیزهاست که میگم
‫کاش هارولد اوضاع رو درست کرده باشه

09:06.316 --> 09:08.106
‫تا الان نصف پول رو خرج کردیم

09:08.106 --> 09:09.566
‫اون لباس که دردی رو دوا نمی‌‌کرد

09:11.406 --> 09:14.446
‫- سلام، مری. ایدث
‫- خانم ونک

09:14.446 --> 09:16.156
‫- حال شما؟
‫- ممنونم

09:16.156 --> 09:19.166
‫پدر مادرتون رو توی مهمونی بانو رُزبری دیدم

09:19.166 --> 09:21.746
‫مثل همیشه بسیار شور و نشاط داشتند

09:21.746 --> 09:22.996
‫بله، بالاخره کنار میان

09:22.996 --> 09:24.796
‫حال هنری و برتی چطوره؟

09:24.796 --> 09:26.966
‫به گمونم همگی حال‌مون خوب باشه

09:26.966 --> 09:29.256
‫هنری بالاخره از سفر برگشت خونه؟

09:29.256 --> 09:30.796
‫بله

09:30.796 --> 09:32.806
‫- بله، برگشته
‫- ما متأسفانه عجله داریم اما

09:32.806 --> 09:34.596
‫سلام‌تون رو به همه می‌رسونیم

09:34.596 --> 09:36.476
‫اوه

09:36.476 --> 09:37.766
‫واقعاً ممنونم

09:37.766 --> 09:39.226
‫قابلی نداشت

09:40.266 --> 09:41.516
‫بپر بالا

09:48.816 --> 09:50.566
‫باید بگم که

09:50.566 --> 09:53.156
‫بعد از امشب، آماده‌م که برگردن دانتون

09:53.156 --> 09:55.366
‫موسم لندن بی‌انتهاست

09:55.366 --> 09:56.406
‫حسابی از پا افتادم

09:56.406 --> 09:57.956
‫خودت هم می‌دونی که از موسم لذت‌ بردی

09:57.956 --> 10:00.036
‫قبلش آره اما حالا که دخترها معرفی شدن

10:00.036 --> 10:01.916
‫دیگه فایده‌ای تو این کار نمی‌بینم

10:01.916 --> 10:03.706
‫این همین الان رسید

10:03.706 --> 10:06.546
‫خیلی خوب شد که همگی برای
‫مهمانی پسرخاله‌م موندید

10:06.546 --> 10:08.756
‫دعوت‌نامه به عمارت پیترزفیلد

10:08.756 --> 10:09.836
‫همچین چیز کمی نیست

10:09.861 --> 10:12.216
‫خوشحالم که عمارت اصلی‌شون رو نگه داشتن

10:12.241 --> 10:14.431
‫- به زودی از دستش میدن
‫- ای داد

10:14.456 --> 10:17.176
‫مهمانی رقص پیترزفیلد یکی از
سنت‌های دیرینه بود

10:17.176 --> 10:19.186
‫البته تقصیری هم ندارن،
‫داشتن یه عمارت پر از خدمه

10:19.186 --> 10:21.056
‫به بزرگیِ «سلفریجز»، اون هم فقط برای این که

10:21.056 --> 10:23.016
‫سالی یه مهمانی برگزار کنن، کار سختیـه

10:23.016 --> 10:25.396
‫بله

10:26.316 --> 10:28.276
‫چندوقتی میشه که آقای لوینسون رو ندیدیم

10:28.276 --> 10:32.236
‫مشغول رسیدگی به امور مادربزرگم بوده

10:32.236 --> 10:34.026
‫اون و مامانم هر دو وصی هستن اما

10:34.026 --> 10:35.866
‫چون دارایی‌ها توی آمریکاست

10:35.866 --> 10:37.576
‫کارها به دوش اون افتادن

10:37.576 --> 10:40.076
‫یقین دارم که ایشون و بانو
‫از عهده‌ی کارها بر میان

10:40.076 --> 10:42.376
‫وقتایی که بهت فشار میاد
‫باید بهم بگی

10:42.376 --> 10:44.416
‫می‌تونم تا وقتی که بچه به دنیا میاد

10:44.416 --> 10:45.956
‫کارهای بکستر رو با مامان تقسیم کنم

10:45.956 --> 10:48.916
‫هنوز وقت مونده، بعدشم
‫دفعه‌ی اولم که نیست

10:48.916 --> 10:51.006
‫خیلی خب

10:51.836 --> 10:53.926
‫فکر می‌کنم همه‌چیز آماده باشه، بانوی من

10:57.056 --> 10:59.056
‫آخرین روز کاری کارسون

10:59.056 --> 11:01.056
‫خانم پتمور هم که چندهفته‌ی دیگه میرن

11:01.056 --> 11:03.266
‫ولی به نظرم پارکر از پس کارها بر میاد

11:03.266 --> 11:05.726
‫با این حال جای خالی کارسون واقعاً حس میشه

11:05.726 --> 11:07.186
‫اوضاع یکسان نمی‌مونه، قربان و

11:07.186 --> 11:08.896
‫ما باید یه جوری کنار بیایم

11:08.896 --> 11:10.446
‫کاملاً‌ درست میگی

11:10.446 --> 11:12.196
‫دیدی دارن عمارت دورچستر رو خراب می‌کنن؟

11:12.196 --> 11:15.236
‫زمانی که دست خانواده‌ی رید بود
‫خیلی می‌رفتیم اونجا

11:15.236 --> 11:18.446
‫اما بسیاری از خانواده‌ها شکست رو پذیرفتن

11:18.446 --> 11:21.156
‫امیدوارم خطری عمارت گرنتام رو تهدید نکنه

11:21.156 --> 11:23.076
‫چندوقته که دست این خانواده بوده؟

11:23.076 --> 11:26.286
‫دور و بر سال ۱۷۶۰ بود که خریدیمش و

11:26.286 --> 11:29.256
‫پدربزرگم سال ۱۸۵۴ بازسازیش کرد

11:29.256 --> 11:30.796
‫- زمان نسبتاً زیادیـه
‫- بله

11:30.796 --> 11:32.756
‫زمان نسبتاً زیادیـه

11:32.756 --> 11:35.086
‫و این اهمیت خاصی برای من داره

11:35.086 --> 11:37.096
‫این رو برام گره می زنی؟

11:39.306 --> 11:41.136
‫عزیزم، عین فرشته‌ها شدی

11:41.136 --> 11:43.096
‫اما کاش فردا باهامون میومدی خونه

11:43.096 --> 11:45.606
‫موقع رسیدن کشتی دایی هارولد،
‫یکی برای استقبال

11:45.606 --> 11:47.396
‫باید اینجا باشه

11:47.396 --> 11:50.106
‫واسه شام دعوتش می‌کنم و
‫آخر هفته میارمش شمال

11:50.106 --> 11:51.776
‫آخر هفته؟

11:51.776 --> 11:53.906
‫خدا رو شکر مامان نیست تا
‫ این کلمه رو از دهنت بشنوه

11:55.156 --> 11:57.196
‫ماشین بیرونـه قربان

12:12.506 --> 12:15.126
‫طلاق در مقامات بلندپایه!

12:15.126 --> 12:16.546
‫فوق‌العاده!

12:16.546 --> 12:17.756
‫طلاق در مقامات بلندپایه!

12:17.756 --> 12:19.096
‫همه‌چیز رو در موردش بخونید!

12:19.096 --> 12:20.426
‫بیا عزیزم. خیلی ممنون

12:34.446 --> 12:35.906
‫از این طرف. از این طرف لطفاً

12:35.906 --> 12:37.276
‫بانوی من، بانوی من، از این طرف

12:37.276 --> 12:39.276
جمله‌ای برای روزنامه‌ی هرالد دارید؟

12:39.276 --> 12:41.486
‫بانو مری، خیلی زیبا شدید

12:42.866 --> 12:45.286
‫چرا همه‌شون دنبال عکس از مری‌ان؟

12:45.286 --> 12:47.456
‫خب چون خوشگلـه

12:51.666 --> 12:54.166
‫آخرین شب خدمت آقای کارسون

12:54.166 --> 12:56.176
‫نمی‌شد به سادگی ازش گذشت

12:56.176 --> 12:58.636
‫خیلی زود نوبت تو هم از راه می‌رسه

12:58.636 --> 13:02.346
‫که مطمئنم شوهرت از این بابت
‫خیلی خوشحالـه

13:02.346 --> 13:04.176
‫آقای میسون خیلی صبوری کردند

13:04.176 --> 13:06.636
‫آقای کارسون، شما فراز و نشیب‌های
‫خانواده‌ی کرولی رو دیدید

13:06.636 --> 13:08.936
‫من که از رفتارشون باهام راضی بودم

13:08.936 --> 13:11.766
‫هر کسی حاضر نبود به یه خواننده و
‫رقصنده‌ی سابق پناه بده،

13:11.766 --> 13:12.976
تازه اون زمان

13:12.976 --> 13:14.276
‫کم پیش میاد درموردش حرف بزنی

13:14.276 --> 13:16.736
‫الان هم نمی‌زنه

13:16.736 --> 13:21.076
‫در پایان یک دوره‌ی کاری،
‫بیشتر از قبل به گذشته نگاه می‌کنی و

13:21.076 --> 13:23.326
‫به تمام تحولاتی که شاهدش بودی فکر می‌کنی

13:23.326 --> 13:25.366
‫به افتخار آقای کارسون بنوشیم؟

13:25.366 --> 13:27.286
‫- بله
‫- جای دوری که نمیرم

13:27.286 --> 13:29.626
‫اما دل‌مون برای این که
هر روز ببینیمت، تنگ میشه

13:29.626 --> 13:32.206
‫مایلم ازتون سپاسگزاری کنم، آقای کارسون

13:33.046 --> 13:34.456
‫من چیزهای زیادی از شما یاد گرفتم و

13:34.456 --> 13:36.716
‫امیدوارم یک روز، جانشین شایسته‌ای باشم

13:36.716 --> 13:38.046
‫همم

13:38.836 --> 13:40.386
‫آقای کارسون

13:40.386 --> 13:41.966
‫آقای کارسون

14:03.696 --> 14:05.696
‫بانو مری

14:05.696 --> 14:07.397
‫میشه یه صحبت کوتاهی باهاتون داشته باشم؟

14:07.422 --> 14:09.576
‫- ببخشید
‫- البته

14:09.576 --> 14:10.706
‫مامان؟

14:12.246 --> 14:13.956
‫چی شده؟ حالت خوبـه؟

14:13.956 --> 14:15.916
‫واقعاً معذرت می‌خوام اما...

14:15.916 --> 14:18.046
‫موقعیت نسبتاً بغرنجی پیش اومده

14:18.046 --> 14:19.466
‫چطور مگه؟ چی شده؟

14:19.466 --> 14:22.176
‫پیش‌خدمتم الان بهم گفت که...

14:22.176 --> 14:24.306
‫پیش‌خدمتت چی بهت گفته؟

14:24.306 --> 14:27.556
‫که بانو مری طلاق گرفتند

14:29.936 --> 14:32.766
‫گفت که توی روزنامه‌‌ی چاپ عصر دیده

14:32.766 --> 14:33.976
‫این چرنده

14:33.976 --> 14:35.726
‫چرند نیست

14:38.896 --> 14:41.106
‫حکم طلاق مشروط امروز رسید به دستم

14:41.106 --> 14:42.816
‫پس بگو چرا این ‌همه عکاس اومده بود

14:42.816 --> 14:45.156
‫یعنی میگی حقیقت داره؟

14:45.156 --> 14:46.826
‫متأسفانه بله

14:46.826 --> 14:48.696
‫پس با عرض شرمندگی، شما نمی‌تونید بمونید

14:48.696 --> 14:50.956
‫شاهزاده و شاهدخت آرتور از
کانوت دارن میان و

14:50.956 --> 14:54.336
‫و به هیچ‌‌وجه امکانش نیست که
شاهدخت با یک زن مطلقه

14:54.336 --> 14:56.456
در یک مکان باشن

14:56.456 --> 14:59.796
‫عذر می‌خوام اما بانو مری فوراً باید برن

14:59.796 --> 15:02.636
‫- سارا، این اصلاً...
‫- نه، واقعاً اصرار دارم

15:02.636 --> 15:05.636
‫یعنی می‌خوای دخترم رو از
خونه‌ت پرت کنی بیرون؟

15:05.636 --> 15:08.716
‫بهتون اطمینان میدم که این کارم
ناخواسته‌ست اما ‫اگه کسی بفهمه

15:08.716 --> 15:11.436
‫برای علیاحضرت خیلی بد میشه

15:11.436 --> 15:13.266
‫این مسخره‌ترین چیزیـه که
تا حالا تو عمرم شنیدم

15:13.266 --> 15:15.686
‫بابا، اشکالی نداره. میرم

15:15.686 --> 15:17.856
‫واقعاً معذرت می‌خوام، بانو پیترزفیلد

15:17.856 --> 15:19.736
‫نباید میومدم

15:20.896 --> 15:22.276
‫صبر کن

15:29.576 --> 15:31.366
‫قراره خیلی اذیت بشه

15:31.366 --> 15:33.456
‫متأسفانه خیلی

15:33.456 --> 15:35.166
‫شاید نسل جوان مشکلی نداشته باشه اما

15:35.166 --> 15:37.036
‫نباید فراموش کنی که

15:37.036 --> 15:40.506
‫مادر من هم زن‌های مطلقه رو
‫به خونه‌ش راه نمی‌داد

15:42.466 --> 15:43.676
‫واقعاً حیرت‌آوره

15:43.676 --> 15:45.136
‫خیلی مچکرم که

15:45.136 --> 15:46.506
‫شرایط رو درک می‌کنید

15:46.506 --> 15:48.176
‫به پیشخدمت گفتم پالتوتون رو بیاره

15:48.176 --> 15:49.426
‫ایناهاش

15:49.426 --> 15:50.556
‫مچکرم

15:50.556 --> 15:51.976
‫معذرت می‌خوام

15:51.976 --> 15:53.346
‫حالا هی معذرت‌خواهی کن

15:53.346 --> 15:54.846
‫علیاحضرت

15:54.846 --> 15:56.686
‫وای. زود باشید

15:56.686 --> 15:58.356
‫قایم شید،‌ قایم شید!

16:02.316 --> 16:04.776
‫علیاحضرت

16:04.776 --> 16:06.486
‫چه شب باشکوهی رو

16:06.486 --> 16:08.526
برای ما تدارک دیدید، بانو پیترزفیلد

16:08.526 --> 16:12.456
‫حضور شماست که باشکوهش کرده، خانم

16:12.456 --> 16:14.286
‫اجازه‌ بدید تا سالن رقص همراهی‌تون کنم

16:18.206 --> 16:19.416
‫چه خونه‌ی کوچیک و

16:19.416 --> 16:20.796
‫دلنشینیـه

16:20.796 --> 16:22.216
‫عجب زن کودنی

16:22.216 --> 16:23.926
‫اوقات‌تلخی نکنید

16:23.926 --> 16:25.676
‫می‌دونستید دارم از هنری جدا میشم

16:25.676 --> 16:27.386
‫اما نه که کار از کار گذشته باشه

16:27.386 --> 16:28.636
‫خب گذشته

16:28.636 --> 16:30.056
‫با خودت نگفتی باید بهمون بگی؟

16:30.056 --> 16:31.306
‫آخه واسه‌ی چی؟

16:31.306 --> 16:32.886
‫چون احمقم

16:32.886 --> 16:35.306
‫فکر می‌کردم می‌تونم قبل از خراب شدن دنیا

16:35.306 --> 16:36.896
‫یه شب دیگه رو خوش بگذرونم

16:36.896 --> 16:38.396
‫واقعاً همه‌چی مضحک شده

16:38.396 --> 16:40.266
‫چه مضحک شده چه نه، وقتشـه که برم

16:40.266 --> 16:41.976
‫و تا جای ممکن، بدون سر و صدا

16:41.976 --> 16:43.236
‫ما هم باهات میایم

16:43.236 --> 16:44.736
‫سعی نکن منصرفم کنی

16:44.736 --> 16:46.236
‫بابا، خودت خوب می‌دونی که نمی‌تونی

16:46.236 --> 16:48.156
‫قبل از شاهزاده و شاهدخت از اینجا بری

16:48.156 --> 16:50.736
‫برو بالا و هر وقت اونا رفتن برگرد خونه

16:50.736 --> 16:51.986
‫جدی میگم

16:51.986 --> 16:53.196
با چی میری؟

16:53.196 --> 16:55.141
‫با تاکسی

16:55.166 --> 16:58.376
‫البته اگه تاکسی‌‌ای پیدا بشه که
‫زن‌های مطلقه رو ببره

17:10.096 --> 17:11.216
‫بانو مری، فقط یه عکس لطفاً

17:11.216 --> 17:13.096
‫بانو مری، یه دونه عکس!

17:13.096 --> 17:15.056
‫بانو مری،‌ یه عکس لطفاً!

17:19.856 --> 17:21.686
‫حرفایی که می‌زنن حقیقت داره؟

17:21.686 --> 17:23.476
‫دلیل جدایی چیـه؟

17:59.254 --> 18:02.460
‫« طلاق در مقامات بلندپایه »

18:14.623 --> 18:18.682
‫« شوکی بزرگ به جامعه »
‫« بانو مری از دانتون اَبی درخواست طلاق داد »

18:20.956 --> 18:22.996
‫احمقانه بود

18:22.996 --> 18:24.546
‫کسی جز خودم رو مقصر نمی‌دونم

18:24.546 --> 18:27.166
‫مطمئنم ارباب خیلی عصبانی شدن

18:27.166 --> 18:29.336
‫بله اما منصفانه نبود

18:29.336 --> 18:31.966
‫بانو پیترزفیلد کاری رو کرد که مجبور بود

18:31.966 --> 18:35.136
‫من مطلقه‌م و توی محافل آبرومند جایی ندارم

18:35.136 --> 18:36.596
‫این حرف رو نزنید

18:36.596 --> 18:37.886
‫چرا؟ مگه اشتباه میگم؟

18:39.516 --> 18:42.516
‫خدمتکارها چیا می‌دونن؟

18:44.186 --> 18:47.356
‫می‌دونستن این‌طوری میشه و...

18:47.356 --> 18:49.606
‫امشب فهمیدن این اتفاق افتاده

18:50.446 --> 18:51.856
‫توی خبر چاپ عصر بوده

18:52.866 --> 18:54.906
‫متوجهم

18:54.906 --> 18:56.116
‫حرفای بدی می‌زنن؟

18:56.116 --> 18:57.406
‫نه

18:58.286 --> 18:59.496
‫نه، اونقدرها بد نیست

18:59.496 --> 19:02.166
‫فقط میگن آقای تالبوت اون‌طوری رفته و...

19:03.036 --> 19:04.996
‫...شما هم با ارباب، دانتون رو می‌چرخونید

19:05.746 --> 19:08.416
‫که به گمونم همش حقیقت داشته باشه

19:10.416 --> 19:12.756
‫اما حالا توجه‌ بقیه‌ی روزنامه‌ها جلب میشه

19:12.756 --> 19:15.756
‫متأسفم که روزنامه‌ها ناراحت‌تون کردن،
بانوی من

19:16.716 --> 19:19.136
‫طلاقه که من رو ناراحت کرده

19:20.726 --> 19:22.226
‫مامان، اگه از مهمونی زدید بیرون...

19:22.226 --> 19:23.396
‫سلطنتی‌ها قبل ما رفتن

19:23.396 --> 19:25.056
‫خدا رو شکر زود رفتن

19:25.056 --> 19:27.686
‫اما تصمیم گرفتم جاهایی که
تو رو نپذیرن، نرم

19:27.686 --> 19:30.454
‫- کار دیگه‌ای با من ندارید، بانو؟
‫- نه. می‌تونی این رو هم بشنوی

19:30.479 --> 19:31.819
‫بعدش هم، بگیر بشین

19:33.406 --> 19:35.526
‫مامان، من اجازه‌ی این کار رو نمیدم

19:35.526 --> 19:37.736
‫این‌طوری بابا داغون میشه

19:37.736 --> 19:39.906
‫اوضاع از اینی که هست بدتر میشه

19:39.906 --> 19:42.294
‫- خب چیکار می‌تونم بکنم؟
‫- اگه می‌خوای من رو خوشحال کنی

19:42.319 --> 19:43.456
‫کاملاً عادی رفتار کن

19:43.456 --> 19:44.916
‫- چطوری؟
‫- نمی‌دونم

19:44.916 --> 19:47.666
‫بعضی از دوستان خوش‌شون میاد
‫سنت‌شکنی کنن اما

19:47.666 --> 19:49.916
‫برای بقیه‌ی مهمونی‌ها، بدون من برید

19:49.916 --> 19:51.006
‫نمی‌تونم

19:51.006 --> 19:53.046
‫خب مجبوریم عادت کنیم

19:55.386 --> 19:56.506
‫شبت به‌‌خیر عزیزم

19:56.506 --> 19:58.176
‫سعی کن بخوابی

20:06.806 --> 20:09.146
‫عوضش حالا می‌دونیم با چی طرفم

20:10.396 --> 20:13.196
‫بنده تحسین‌تون می‌کنم، بانو مری

20:13.196 --> 20:14.776
‫شما زن شجاعی هستید

20:21.326 --> 20:23.286
‫- صبح به‌خیر
‫- چه خیری؟

20:23.286 --> 20:24.786
‫یه لحظه هم خوابم نبرد

20:25.616 --> 20:27.586
‫می‌دونستیم این‌طوری میشه، چارلی

20:27.586 --> 20:29.376
‫ماه‌‌هاست که می‌دونستیم

20:29.376 --> 20:31.586
‫البته الان که علنی شده،
‫زندگی‌مون زیر و رو میشه

20:31.586 --> 20:33.916
‫بانو مری چطور با این قضیه کنار اومدن؟

20:34.716 --> 20:36.796
‫تا جایی که می‌تونم بگم، خوشحال نیست

20:36.796 --> 20:40.346
‫خب، خوشحالم خانم زنده نموندن تا
‫این اتفاق رو ببینن

20:40.346 --> 20:41.966
‫شوهرش مجبور به طلاقش کرد

20:41.966 --> 20:43.516
‫آقای تالبوت...

20:43.516 --> 20:46.806
‫با اون ادا و اطوار و ماشین‌های
‫گرون‌قیمتش، بعید بدونم

20:46.806 --> 20:48.476
‫مجبورش کرده و گولش زده و

20:48.476 --> 20:51.816
‫این خانواده که زمانی بزرگ بود رو
‫رسوا کرده

20:51.816 --> 20:53.436
‫ما که از همه‌چیز خبر نداریم

20:53.436 --> 20:54.946
‫اون‌قدری خبر دارم که اگه یه قلدر و

20:54.946 --> 20:57.776
‫عیاش بی‌مسئولیت رو ببینم، بشناسم

21:01.196 --> 21:02.786
‫نمی‌دونم، مامان

21:02.786 --> 21:05.456
‫هر چی بیشتر رانندگی می‌کرد،
‫بیشتر دنیا رو می‌گشت و

21:05.456 --> 21:07.416
‫کمتر به من اهمیت می‌داد

21:07.416 --> 21:08.786
‫دیگه چی می‌تونم بگم؟

21:08.786 --> 21:10.876
‫هنوز حرصم می‌گیره که
اسم دوست‌دختر هنری

21:10.876 --> 21:14.046
‫توی دادگاه آورده نشد و به جاش
‫اون زنیکه رو استخدام کرد

21:14.046 --> 21:15.336
‫قوانین رو که می‌دونی

21:15.336 --> 21:17.176
‫شوهر اسم یه فاحشه‌‌ی پولی رو میاره،

21:17.176 --> 21:18.546
‫نه معشوقه‌ی واقعیش

21:18.546 --> 21:22.152
‫به لحاظ ظاهری موجهـه اما ریاکاری محضـه

21:22.177 --> 21:24.011
‫من هنوز خانم بارون رو مقصر می‌دونم

21:24.036 --> 21:25.306
‫مشکل اون نبود

21:25.306 --> 21:27.476
‫هنری تصمیمش رو گرفته بود و
‫همین و بس

21:27.476 --> 21:28.896
‫اتفاقیـه که افتاده و

21:28.896 --> 21:30.686
‫باید باهاش کنار  بیاریم

21:30.686 --> 21:33.026
‫چنین گفت مرد انگلیسی

21:33.026 --> 21:35.856
‫من انگلیسی‌ام و خدا رو هم بابتش شاکرم

21:35.856 --> 21:37.236
‫می‌دونیم

21:38.982 --> 21:41.242
‫خدا رو شکر زودی میریم خونه

22:46.556 --> 22:49.436
‫هیچ جا مثل خونه‌ی خود آدم نمیشه

22:49.512 --> 22:53.252
‫« طلاق در اشراف یورکشایر »

22:56.276 --> 22:58.006
‫دلت برام تنگ شده بود؟

22:58.031 --> 23:00.066
‫معلومـه

23:01.529 --> 23:02.566
‫سلام

23:02.566 --> 23:04.026
‫به دایه نگید

23:04.026 --> 23:05.776
‫- مرسی
‫- مرسی

23:05.776 --> 23:07.196
‫خانم پتمور کوشن؟
‫جا گذاشتی‌شون؟

23:07.196 --> 23:09.196
‫ایشون با بانو مری، موندن لندن

23:09.196 --> 23:11.956
‫جمعه برمی‌گردن اما تا اون موقع
‫باید آشپزی کنی

23:11.956 --> 23:14.456
‫مشکلی نیست.
‫چیزی نمونده تا همه‌کاره بشم

23:14.456 --> 23:16.296
‫پس دوران ما هم شروع شد

23:17.296 --> 23:19.126
‫سلام، اندی

23:19.126 --> 23:21.256
‫میشه بریم خوک‌های آقای میسون رو ببینیم؟

23:22.216 --> 23:23.966
‫فکر خوبیـه، ارباب جورج

23:23.966 --> 23:25.596
‫اول شما

23:25.596 --> 23:27.636
‫مامان هم برگشته؟

23:27.636 --> 23:30.136
‫بانو مری جمعه می‌رسن

23:30.136 --> 23:31.306
‫«یکی افتاد توی آب!

23:31.306 --> 23:32.936
‫همه جا خوردند»

23:32.936 --> 23:34.306
‫متأسفم

23:34.306 --> 23:36.646
‫حتماً خیلی ناراحت شدن

23:36.646 --> 23:38.776
‫جورج چقدر می‌دونه؟

23:38.776 --> 23:40.146
‫- اوه
‫- مطمئن نیستم اما

23:40.146 --> 23:42.526
‫به نظرم بهتره بذاریم خود مری

23:42.526 --> 23:43.986
‫بهش بگه

23:43.986 --> 23:46.156
‫نمی‌تونم مری رو از ذهنم بیرون کنم

23:46.156 --> 23:48.576
‫یعنی اینجا هم می‌خوان
این‌طوری باهاش رفتار کنن؟

23:48.576 --> 23:50.246
‫اگه من به دادش برسم که نه

23:50.246 --> 23:52.036
‫طرد شدن برای اون خیلی سختـه

23:52.036 --> 23:53.786
‫اون همیشه گل سر سبد مجالس بوده

23:53.786 --> 23:56.336
‫تو این مدت که نبودیم چه اتفاقایی افتاده؟

23:56.336 --> 24:00.546
‫عمدتاً ایزوبل مشغول برگزاریِ
نمایشگاه شهرستانی بوده

24:00.546 --> 24:02.626
‫ناراحت نشدی که اون رو رئیس کردن؟

24:02.626 --> 24:04.636
‫شوخیت گرفته؟ اون ناجی منـه

24:04.636 --> 24:06.006
‫مامان که راضی بود

24:06.006 --> 24:07.636
‫البته اون همیشه غر می‌زد

24:07.636 --> 24:09.096
‫سخت‌ترین کاری که داره

24:09.096 --> 24:11.346
‫کشوندن سِر هکتور مورلند به سمت خودشـه

24:11.346 --> 24:12.516
‫موفق باشه

24:12.516 --> 24:14.346
‫مامان تحمل ریختش رو نداشت

24:21.236 --> 24:22.896
‫دیزی!

24:22.896 --> 24:24.236
‫- دیزی
‫- سلام، آقای مولزلی

24:24.236 --> 24:25.406
‫این چیه تو دست‌تون؟

24:25.406 --> 24:27.116
‫آخرین شما‌ره مجله‌ی پیکچرگوئر

24:27.116 --> 24:28.696
‫درمورد فیلم جدیدم یه مقاله نوشته

24:28.696 --> 24:30.196
‫واسه خونه چندتا چاپش رو خریدم

24:30.196 --> 24:31.406
‫چه جالب

24:31.406 --> 24:34.116
‫اما خب مسئولیت زیادی داره

24:34.116 --> 24:35.416
‫چه مسئولیتی؟

24:35.416 --> 24:37.876
‫معروف بودن تو دنیای فیلم‌سازی

24:38.666 --> 24:40.126
‫همیشه یادتون باشه...

24:40.126 --> 24:43.296
‫یه بازیگر بدون فیلم‌نامه‌ی خوب،‌ هیچی نیست

24:43.296 --> 24:44.546
‫اگه تماشاچی ازش خوشش بیاد

24:44.546 --> 24:46.336
‫تنها دلیلش اینـه که ما بهشون گفتیم چی بگن

24:46.336 --> 24:48.136
‫تو جایگاه تماشاچی‌ها،
کسی از این فکرا نمی کنه

24:48.136 --> 24:49.256
‫بله

24:49.256 --> 24:50.846
‫خب، به امید دیدار

24:52.386 --> 24:56.396
‫از خیلی جهات، نویسندگان
ستاره‌های واقعی سینما هستن

24:57.146 --> 24:59.146
‫منظورت از ادای احترام چیه؟

24:59.146 --> 25:01.316
‫بانو گرنتام خدابیامرز، راضی خواهد بود که

25:01.316 --> 25:03.936
‫ما سنت‌های دیرینه‌ی نمایشگاه شهرستانی رو
زیر پا بذاریم؟

25:03.936 --> 25:07.106
‫شاید بتونیم به یادبود ایشون،
‫سنت جدیدی رو پایه‌گذاری کنیم

25:07.106 --> 25:08.406
‫همم

25:08.406 --> 25:10.326
‫باید دلایل قانع‌کننده‌ای برام بیارید

25:10.326 --> 25:12.576
‫این‌ اسامی‌ِ شرکت‌کننده‌های بخش کشاورزیـه

25:12.576 --> 25:13.866
‫تأیید‌شده هستن

25:13.866 --> 25:15.076
‫ممنون، این به دردمون می‌خوره

25:15.076 --> 25:17.786
‫این هم لیست من از اهداکنندگان جوایزه

25:18.626 --> 25:20.416
‫شامل بانو گرنتام فعلی هم میشه؟

25:20.416 --> 25:22.586
‫می‌تونه حرفای خوشایندی درموردِ
‫مادرشوهرش بزنه

25:22.586 --> 25:24.166
‫این‌طوری به خواسته‌ت هم می‌رسی

25:24.166 --> 25:27.426
‫با این که بنده با بانوی سابق گرنتام
‫خیلی کنار نمیومدم

25:27.426 --> 25:29.966
‫گاهی اوقات احساساتی رفتار می‌کرد

25:30.716 --> 25:32.216
‫وایولت؟ احساساتی؟

25:32.216 --> 25:35.226
‫می‌خواست توی هر بخشی،
‫یه جایزه برای کودکان باشه

25:35.226 --> 25:37.533
‫و از اونجایی که رئیس ایشون بودن و
‫من فقط مدیر اجرایی بودم،

25:37.558 --> 25:39.354
‫کار زیادی از دستم بر نمیومد

25:39.379 --> 25:41.606
‫خوشبختانه از دو سال پیش
جلوی همه‌‌ش رو گرفتم

25:41.606 --> 25:43.274
‫خب امیدوارم از کارم ناراحت نشید اما

25:43.299 --> 25:45.776
‫من هم ایده‌های خودم رو دارم

25:45.776 --> 25:47.196
‫جداً؟

25:47.196 --> 25:48.946
‫اگه نصیحت من رو می‌خواید...

25:48.946 --> 25:51.486
‫بابت نصیحت‌هاتون واقعاً مچکرم، سِر هکتور

25:52.696 --> 25:54.326
‫البته هروقت خودم نصحیت‌تون رو خواستم

26:03.126 --> 26:04.546
‫دایی هارولد

26:06.296 --> 26:07.626
‫اوه

26:07.626 --> 26:09.046
‫چشمام آلبالو گیلاس می‌چینن یا

26:09.046 --> 26:12.886
‫یا دارم تجلی‌ای از بانوی بزرگ،
‫مری تالبوت رو می‌بینم؟

26:12.886 --> 26:14.176
‫از دیدنت خیلی خوشحال شدم

26:14.176 --> 26:16.306
‫- بله
‫- مشتاق شنیدن خبرهاتون هستیم

26:16.306 --> 26:17.806
‫- خب...
‫- لطفاً ما رو معرفی کن، هارولد

26:17.806 --> 26:18.846
‫وای

26:18.846 --> 26:20.516
‫اجازه می‌خوام گاس سمبروک رو معرفی کنم

26:20.516 --> 26:23.146
‫آقای سمبروک، اومدید دایی بنده رو ببینید؟

26:23.146 --> 26:24.976
‫من همراه دایی‌تون اومدم

26:24.976 --> 26:27.026
‫- بهشون اطلاع نداده بودی، هارولد؟
‫- خب می‌خواستم بدم

26:27.026 --> 26:28.066
‫لابد یادم رفته

26:28.066 --> 26:29.316
‫اما مگه خونه جا نداره؟

26:29.316 --> 26:30.444
‫اوه

26:30.469 --> 26:31.866
‫منظورتون اینـه که می‌خواید بمونید؟

26:31.866 --> 26:32.946
‫خبر وحشتناکیـه؟

26:32.946 --> 26:35.156
‫- نه
‫- مچکرم

26:35.156 --> 26:37.656
‫یکم کوکتل «اولد فشند» درست کردم

26:37.656 --> 26:38.746
‫این برای شما

26:38.746 --> 26:40.076
‫باید به خدمتکارها می‌گفتید

26:40.076 --> 26:42.286
‫گفتم ولی کسی بلد نبود درست کنه

26:42.286 --> 26:43.996
‫آقای سمبروک اینجا می‌مونن

26:43.996 --> 26:46.046
‫آقای لوینسون گفتن،‌ بانوی من

26:46.046 --> 26:47.456
‫می‌فرستم‌شون «بِرد روم»

26:47.456 --> 26:48.506
‫خیلی هم عالی

26:48.506 --> 26:49.796
‫گاس درست قبل از حرکت کشتی

26:49.796 --> 26:51.046
‫تصمیم گرفت بیاد

26:51.046 --> 26:52.846
‫اون‌وقت علت‌ اومدن‌تون چی بود؟

26:52.846 --> 26:54.176
‫ایشون به تجارت وارد هستن

26:54.176 --> 26:55.871
‫کمکم می‌کنن مسائل رو به کورا توضیح بدم

26:55.896 --> 26:57.516
‫خب، برای همچین کاری راه درازی رو اومدن

26:57.516 --> 27:00.886
‫یکی از اسب‌هام هم توی
جام طلایی اسکات مسابقه داره

27:00.886 --> 27:02.186
‫اوه. چه نوشیدنی قوی‌ای هست

27:02.186 --> 27:03.516
‫من بهتره دیگه راه بیفتم

27:03.516 --> 27:05.186
‫واسه شام، ساووی دعوتم و دیرم شده

27:05.186 --> 27:06.896
‫نگهبان شب راهم میده دیگه؟

27:06.896 --> 27:08.896
‫دیگه نگهبان شبی وجود نداره

27:08.896 --> 27:10.356
‫اما یه کلید بهتون میدم

27:10.356 --> 27:11.406
‫بیرون می‌بینم‌تون

27:13.406 --> 27:14.576
‫بفرمایید

27:14.576 --> 27:16.076
‫بذار حدس بزنم...

27:16.076 --> 27:17.696
‫رابرت حسابی کفری شده و

27:17.696 --> 27:19.366
‫کورا هم دلش سوخته

27:19.366 --> 27:22.036
‫بابا هم غمگینـه و هم عصبانی

27:22.036 --> 27:23.536
‫نورا آمریکاییـه دیگه

27:23.536 --> 27:25.746
‫می‌دونه جامعه باید یاد بگیره با
طلاق کنار بیاد

27:25.746 --> 27:27.956
‫خیلی طول نمی‌کشه که
‫اینجا هم جا بیفته

27:27.956 --> 27:29.626
‫اما فعلاً که جا نیفتاده

27:29.626 --> 27:32.336
‫با این‌حال دانتون سرم رو گرم کرده

27:32.336 --> 27:35.256
‫- اونجا چیکارها می‌کنی؟
‫- بیشتر کلبه‌ها رو بازسازی می‌کنم و

27:35.256 --> 27:37.636
‫به اتاق‌های قدیمی سیگار رسیدگی می‌کنم

27:37.636 --> 27:39.886
‫گفتم اتاق موسیقی برای هر دو مادربزرگم

27:39.886 --> 27:41.726
‫یادبود فوق‌العاده‌ای میشه

27:41.726 --> 27:43.346
‫ایده‌ی خیلی خوبیـه

27:43.346 --> 27:45.766
‫با این که مادرم بیشتر طرفدارِ
گرشوین بود تا راخمانینف

27:45.766 --> 27:47.106
‫کارها خیلی زیاده اما

27:47.106 --> 27:48.436
‫نقش شما اینجا پر رنگ میشه

27:48.436 --> 27:50.236
‫من واقعاً‌ باید برم

27:50.236 --> 27:52.236
‫- از شام‌تون لذت ببرید
‫- شب به‌خیر

27:52.236 --> 27:54.196
‫شب شما هم به‌خیر

27:57.696 --> 27:59.236
‫کمکی از دستم بر میاد؟

27:59.236 --> 28:00.946
‫همه‌چیز تحت کنترلـه و

28:00.946 --> 28:02.366
‫به من هم خوش می‌گذره

28:02.366 --> 28:04.626
‫خیلی وقت بود برای خانواده
‫آشپزی نکرده بودم

28:04.626 --> 28:06.876
‫تازه اون‌موقع، زیر نظر خانم پتمور بود

28:06.876 --> 28:08.086
‫بهتره عادت کنی

28:08.086 --> 28:09.956
‫به‌نظرم خوش‌شون بیاد

28:09.956 --> 28:12.256
‫- مطمئن باش
‫- وای. بانو مرتون

28:12.256 --> 28:13.926
‫شما کجا اینجا کجا؟

28:13.926 --> 28:16.466
‫اومدم دیزی رو ببینم

28:16.466 --> 28:17.636
‫بنده‌، بانوی من؟

28:17.636 --> 28:18.886
‫بله

28:18.886 --> 28:20.176
‫یه درخواست سرراست داشتم اما

28:20.176 --> 28:21.766
‫یکم وقتت رو می‌گیره

28:21.766 --> 28:23.436
‫همون‌طور که احتمالاً می‌دونی،

28:23.436 --> 28:25.306
‫هر مدیر اجرایی توی نمایشگاه شهرستانی

28:25.306 --> 28:28.516
‫توسط یه کمیته حمایت میشه و
‫من می‌خوام که تو یکی از اعضا باشی

28:29.726 --> 28:31.026
‫خب چرا من؟

28:31.026 --> 28:32.236
‫این نمایشگاه همیشه توسطِ

28:32.236 --> 28:34.236
‫گروه محدودی از افراد اداره می‌شده

28:34.236 --> 28:36.486
‫من می‌خوام یکم به‌روزترش کنم و

28:36.486 --> 28:38.736
‫از دیدگاه‌های جدید استقبال می‌کنم

28:38.736 --> 28:40.116
‫همم، تصمیم عاقلانه‌ایـه

28:40.116 --> 28:41.786
‫البته اگه اجازه داشته که بگم، بانوی من

28:41.786 --> 28:42.956
‫خواهش می‌کنم

28:42.956 --> 28:45.536
‫بهش فکر کن

28:45.536 --> 28:47.036
‫فکر رو که می‌کنه

28:48.586 --> 28:50.626
‫شما لطف زیادی بهش کردید و

28:50.626 --> 28:52.376
‫مطمئن باشید که پشیمون نمیشید

28:54.296 --> 28:55.966
‫چه عجب!

28:55.966 --> 28:58.636
‫اصلاً چرا باید به حرف من گوش کنن؟

28:58.636 --> 29:00.506
‫به‌خاطر تجربه‌ای که داری

29:00.506 --> 29:02.556
‫تجربه‌ی اینجا و توی مزرعه‌ت

29:02.556 --> 29:05.476
‫اما گمون کنم بانو مرتون با
من هم‌نظر نباشن

29:05.476 --> 29:08.646
‫همین که می‌دونی از الان قراره بحث کنی
‫نشونه‌ی خوبیـه

29:11.816 --> 29:13.686
‫شما چرا با هارولد نرفتید؟

29:13.686 --> 29:15.146
‫تا بتونم شام رو در کنار شما باشم

29:16.196 --> 29:17.776
‫شما اسب‌های زیادی دارید؟

29:17.776 --> 29:21.326
‫یه چندتایی دارم اما دفعه اولـه که یکی‌شون
‫توی جام طلایی شرکت می‌کنه

29:21.326 --> 29:23.156
‫باید جشن بگیریم

29:23.156 --> 29:26.826
‫با این‌حال فکر نمی‌کنم من دیگه جایی
‫توی اسکات داشته باشم

29:26.826 --> 29:28.376
‫اگه بتونید بیاید که

29:28.376 --> 29:31.836
‫خستگی زحماتم برای هارولد
‫از تنم میره

29:31.836 --> 29:33.506
‫میشه بیشتر درمورد این زحمات بدونم؟

29:33.506 --> 29:35.716
‫شما یه‌جور مشاور بازرگانی هستید؟

29:35.716 --> 29:38.336
‫چند وقت پیش نذاشتم تو دردسر بیفته

29:38.336 --> 29:40.096
‫اما خب ما دوست همدیگه‌ایم

29:40.096 --> 29:41.506
‫بازم براتون بریزم؟

29:41.506 --> 29:42.700
‫نه، دیگه کافیـه

29:42.725 --> 29:44.555
تا همین الانش هم خیلی خوردم

29:46.516 --> 29:47.516
‫پس من هم می‌خورم

30:11.706 --> 30:13.206
‫سلام

30:13.206 --> 30:15.256
‫اوه

30:15.256 --> 30:16.916
‫فکر می‌کردم چند ساعت دیگه بیای

30:16.916 --> 30:18.376
‫بانو زود فرستادنم خونه تا

30:18.376 --> 30:19.886
‫شام رو با هم بخوریم

30:19.886 --> 30:21.676
‫اوه

30:21.676 --> 30:23.636
‫لندن چطور بود؟

30:23.636 --> 30:24.766
‫سر همه شلوغ بود

30:24.766 --> 30:26.096
‫البته سر اونا

30:26.096 --> 30:27.382
‫سر من هم شلوغ بوده

30:27.407 --> 30:29.596
‫داشتم رو نمایش‌نامه‌ی «گروگان‌ گرفته‌شده»
کار می‌کردم

30:29.596 --> 30:31.436
‫ازش راضی هستی؟

30:31.436 --> 30:33.686
‫یکم بیشتر از قبلی طول کشیده...

30:33.686 --> 30:35.106
‫خیلی به خودت سختی میدی

30:35.106 --> 30:36.146
‫این‌قدر سخت نگیر

30:36.146 --> 30:37.856
‫نه، نمیشه

30:37.856 --> 30:40.276
‫این لحظه‌‌ی سرنوشت‌‌ساز منـه

30:40.276 --> 30:43.736
‫بعد از این‌همه سال توی حاشیه بودن...

30:43.736 --> 30:45.116
‫دارم یه تاثیری می‌ذارم

30:45.116 --> 30:46.996
‫اون‌موقع که معلم بودی هم
‫تاثیرگذار بودی

30:46.996 --> 30:48.406
‫مگه نه؟

30:48.406 --> 30:50.206
‫آره، تو درست میگی اما
‫این بار فرق می‌کنه

30:50.206 --> 30:52.206
‫این...

30:52.206 --> 30:55.376
‫راستش، باید برگردم سراغش

30:57.756 --> 31:00.376
‫چندتامون رفتیم نمایش جدیدِ
آقای دکستر رو دیدیم

31:01.336 --> 31:03.756
‫فکر کنم منظورت نمایش جدید آقای بُزدلـه

31:03.756 --> 31:06.636
‫خیلی دلم می‌خواست من هم می‌دیدم

31:06.636 --> 31:11.056
‫کی فکرش رو می‌کرد آقای دکستر بتونه
‫توی دانتون برگرده به اوج

31:11.056 --> 31:12.266
‫موندم برمی‌گرده یا نه

31:12.266 --> 31:14.726
‫اینجا کسی ازش استقبال نمی‌کنه،

31:14.726 --> 31:16.186
‫چون هیشکی باهاش حرف نمی‌زنه

31:16.186 --> 31:19.106
‫- خب، آقای بارو که می‌زنه
‫- آقای بارو خدمتکاره

31:19.946 --> 31:21.236
‫من هم خدمتکارم

31:21.236 --> 31:22.986
‫من هم گفتم می‌تونی استعفا بدی

31:22.986 --> 31:25.406
‫من هم گفتم همچین قصدی ندارم

31:28.326 --> 31:32.076
‫خلاصه که آقای بارو دیگه خدمتکار نیست

31:32.076 --> 31:33.536
‫خب این حقیقت پابرجاست که

31:33.536 --> 31:36.126
‫من و آقای دکستر درک متقابلی داریم که

31:36.126 --> 31:38.046
‫هیچ‌کس دیگه‌ای نمی‌تونه تصورش کنه

31:41.756 --> 31:44.046
‫انگار ایزوبل از قبول مسئولیت نمایشگاهِ
‫شهرستانی پشیمون میشه

31:44.046 --> 31:45.676
‫کار سختی با اون

31:45.676 --> 31:47.506
‫مورلندِ احمقِ از خود راضی داره

31:47.506 --> 31:50.346
‫وقتی درمورد بانو پیترزفیلد بهش گفتم
‫حسابی شوکه شد

31:50.346 --> 31:51.976
‫به گمونم ‫هنوز متوجهِ عمقِ

31:51.976 --> 31:53.726
فاجعه‌ی طلاق نشده بود

31:53.726 --> 31:56.436
‫اگه اون همچین واکنشی داشته،
‫ببین بقیه چه فکری می‌کنن

31:56.436 --> 31:58.646
‫تصمیم هنری باعث شده
‫مری از همه‌جا طرد بشه

31:58.646 --> 32:02.646
‫و ما هر طوری که شده باید با
این قضیه کنار بیایم

32:02.646 --> 32:03.906
‫از جمله ایزوبل

32:03.906 --> 32:05.486
‫مچکرم

32:05.486 --> 32:07.326
‫اگه مردم به‌خاطر مری از دانتون فراری شن

32:07.326 --> 32:08.866
‫تعجبی نمی‌کنم

32:08.866 --> 32:10.946
‫پس باید جلوشون وایسیم و
‫طرز فکرشون رو عوض کنیم

32:10.946 --> 32:12.536
‫مگه نه؟

32:12.536 --> 32:14.166
‫درستـه مهمانم اما

32:14.166 --> 32:16.126
‫می‌تونم یه لیوان دیگه بهتون تعارف کنم؟

32:16.126 --> 32:17.586
‫به نظرم دیگه باید بس کنیم

32:17.586 --> 32:20.336
‫این حرفا رو نزنید.
‫خودتون گفتید جایگاه‌تون رو از دست دادید

32:20.336 --> 32:21.756
‫بیاید جشن بگیریم

32:24.336 --> 32:27.756
‫از اون شرابی که موقع شام خوردیم،
باز هم هست؟

32:27.756 --> 32:29.096
‫بانوی من؟

32:29.096 --> 32:30.516
‫یکم شامپاین بیار

32:30.516 --> 32:33.056
‫کارسون باید یه بطری توی
‫یخ‌دان گذاشته باشه

32:33.056 --> 32:35.346
‫- گفتم شاید بخواید...
‫- خواهش می‌کنم

32:38.186 --> 32:40.476
‫حق با شماست، من جایگاهم رو از دست دادم

32:40.476 --> 32:43.946
‫تا حالا شده از خونه‌ای پرت‌تون کنن بیرون؟

32:43.946 --> 32:46.106
‫تجربه‌ی عجیبی باید باشه

32:46.106 --> 32:47.526
‫شنیدم که شاهزاده‌ی ولز

32:47.526 --> 32:49.366
‫دلباخته‌ی هم‌وطنم، بانو فرنس شده و

32:49.366 --> 32:50.736
‫ایشون هم طلاق گرفتن

32:50.736 --> 32:52.446
‫علاقه‌ی شاهزاده به ایشون

32:52.446 --> 32:54.076
‫موقعیتش توی جامعه رو ارتقا نمیده

32:54.076 --> 32:56.576
‫اشکالی نداره خاطرخواه کسی بشه

32:56.576 --> 32:58.376
‫نمیشه ایشون رو مقصر دونست

32:58.376 --> 33:00.206
‫یا حتی من

33:00.996 --> 33:03.506
‫منظورتون دقیقاً چی بود؟

33:04.376 --> 33:05.836
‫منظورم این بود

33:12.846 --> 33:14.556
‫بذارش همون‌جا

33:14.556 --> 33:16.596
‫خودمون بازش می‌کنیم

33:16.596 --> 33:18.806
‫تو می‌تونی بری بخوابی

33:18.806 --> 33:20.726
‫اگه مطمئنید که چشم، بانوی من

33:20.726 --> 33:22.226
‫کاملاً مطمئنم

33:27.236 --> 33:29.616
‫- کی؟
‫- دیزی پارکر

33:29.616 --> 33:31.736
‫تو آشپزخونه‌های اَبی کار می‌کنه

33:31.736 --> 33:33.406
‫سِر هکتور از این تصمیم خوش‌شون نمیاد

33:33.406 --> 33:35.576
‫حالا از کارسون می‌پرسم

33:35.576 --> 33:37.246
‫توی این منطقه اعتبار زیادی داره و

33:37.246 --> 33:38.916
‫بهمون کمک شایانی می‌کنه

33:38.916 --> 33:40.586
‫پس واقعاً می‌خوای
لج سِر هکتور رو در بیاری

33:40.586 --> 33:43.626
چه جورم

33:59.186 --> 34:00.936
‫خدای من

34:04.476 --> 34:05.816
‫صبح به‌خیر

34:05.816 --> 34:09.026
‫یه‌جوری نگو «صبح‌ به‌خیر» که انگار
هیچی نشده

34:09.026 --> 34:10.986
‫مگه شده؟

34:10.986 --> 34:12.116
بله

34:12.116 --> 34:13.536
‫من همچین آدمی نیستم

34:13.536 --> 34:15.616
‫من اصلاً همچین رفتارهایی نمی‌کنم

34:15.616 --> 34:17.996
‫گمون می‌کنم جفت‌مون حسابی مست بودیم

34:17.996 --> 34:19.496
‫وای

34:20.286 --> 34:22.376
‫من که خیلی بهم خوش گذشت

34:22.376 --> 34:23.836
‫خب، به من نگذشت

34:23.836 --> 34:25.166
‫شرمنده

34:25.166 --> 34:26.796
‫خب، دقیقاً همچین منظوری نداشتم

34:26.796 --> 34:29.126
‫اما من به این سرعت با غریبه‌ها

34:29.126 --> 34:30.426
‫وارد رابطه نمیشم و

34:30.426 --> 34:32.401
‫کسایی که این کار رو می‌کنن رو قبول ندارم

34:32.426 --> 34:35.096
‫تا حالا نشده کاری بکنی که
خودت قبولش نداشته باشی؟

34:35.096 --> 34:36.516
‫منظورم این نبود

34:36.516 --> 34:38.266
‫خب،‌ تو تازه طلاق گرفتی و

34:38.266 --> 34:39.766
‫یه پیرزن عجوزه بهت توهین کرده

34:39.766 --> 34:42.146
‫قطعاً حق داشتی مست کنی و

34:42.146 --> 34:43.356
‫با من خوش بگذرونی

34:43.356 --> 34:45.146
‫کسی بهت خُرده نمی‌گیره

34:45.146 --> 34:46.476
‫خودم به خودم می‌‌گیرم

34:46.476 --> 34:47.986
‫بقیه هم می‌گیرن

34:47.986 --> 34:51.156
‫حالا هم زودتر برگرد اتاقت تا
پیش‌خدمتم نرسیده

34:51.156 --> 34:52.696
‫من که امیدوار بودم بریم دور دوم

34:52.696 --> 34:54.736
‫بین خودمون می‌مونه

34:54.736 --> 34:56.036
‫فقط برو

34:56.036 --> 34:57.446
‫خواهش می‌کنم

34:57.446 --> 34:59.496
‫- برو
‫- باشه

35:04.166 --> 35:06.796
‫اما با دلی پر شوق از اینجا میرم

35:25.686 --> 35:28.356
‫امیدوارم خوب خوابیده باشید، بانوی من

35:29.736 --> 35:31.486
‫میشه آسپرین برام بیاری؟

35:31.486 --> 35:32.856
‫سرم خیلی درد می‌کنه

35:32.856 --> 35:34.696
‫فکرش رو می‌کردم،‌ بانوی من

35:34.696 --> 35:36.696
‫دوتاش رو گذاشتم توی سینی‌تون

35:40.616 --> 35:42.116
‫برنامه‌ت برای امروز چیه؟

35:42.116 --> 35:44.536
‫امروز بعد از ظهر، ‫اولین جلسه‌م رو با

35:44.536 --> 35:45.876
کمیته‌ی بانو مرتون دارم

35:45.876 --> 35:47.586
‫بله

35:47.586 --> 35:49.796
‫خیلی لطف کرده که ازت
همچین چیزی خواسته

35:49.796 --> 35:51.666
‫تمجید بزرگیـه

35:51.666 --> 35:55.046
‫خوشحال میشم اگه بتونم کمکی بکنم

35:55.046 --> 35:57.426
‫مطمئنم که حسابی به کمک‌شون میای

35:57.426 --> 35:59.216
‫واسه ناهار میام خونه

35:59.216 --> 36:01.266
‫وای چارلی، اصلاً لازم نیست

36:01.266 --> 36:03.266
‫فقط خودت رو خسته می‌کنی

36:03.266 --> 36:06.356
‫اگه منظورت اینـه که درب و داغون شدم

36:06.356 --> 36:07.726
‫کاملاً حق داری

36:07.726 --> 36:09.436
‫لندن اَمونم رو برید

36:09.436 --> 36:11.606
‫خب استراحت کن

36:11.606 --> 36:13.906
‫از آزادیت لذت ببر

36:14.696 --> 36:16.826
‫خدا رو شکر این کلبه رو داریم

36:16.826 --> 36:19.576
‫نگران بودی بانو مری بیرون‌مون کنه؟

36:19.576 --> 36:21.116
‫اون اصلاً همچین کاری نمی‌کنه

36:21.116 --> 36:24.956
‫فقط امیدوارم آقای تالبوت دنبال دردسر نباشه

36:24.956 --> 36:26.246
‫شاید باشه

36:26.246 --> 36:28.996
‫دیگه هیچ‌کس آداب معاشرت سرش نمیشه

36:28.996 --> 36:30.956
‫- بی‌رحم نباش
‫- اگه به‌خاطر اون نبود

36:30.956 --> 36:33.256
‫بانو مری هیچوقت به طلاق گرفتن فکر نمی‌کرد

36:33.256 --> 36:36.046
‫خیلی از نجیب‌زادگان بودن که با
‫همسرانی زندگی می‌کردن که

36:36.046 --> 36:39.426
‫بد اخلاق، حوصله‌سربر یا
اصلاً بدذات بودن

36:39.426 --> 36:41.806
‫اون‌وقت فکر می‌کنی چیکار می‌کردن؟

36:41.806 --> 36:45.686
‫سرشون رو می‌گرفتن پایین و
‫زندگی‌شون رو می‌کردن

36:47.266 --> 36:48.566
‫اوضاع چطوره؟

36:48.566 --> 36:50.106
‫به گمونم خیلی عالیـه

36:50.106 --> 36:52.026
‫- دیگه آخرهاشیم
‫- کارت خیلی خوبـه

36:52.026 --> 36:55.106
‫حداقل جای چیزهایی که مامان دوست داشت
‫الان امنـه

36:55.106 --> 36:56.946
‫دلشوره می‌گرفتم که عمارت داور

36:56.946 --> 36:58.986
‫پر از وسایلش بود اما
کسی اینجا زندگی نمی‌کرد

36:58.986 --> 37:01.236
‫می‌خواید بگردی دنبال مستأجر؟

37:01.236 --> 37:03.456
‫به گمونم. پیشنهادی دارید؟

37:03.456 --> 37:05.286
‫شاید داشته باشم. بذار بهش فکر کنم

37:05.286 --> 37:08.286
‫اگه می‌خوایم مری و هارولد و
‫آقای سمبروکِ مروموز رو ببینیم

37:08.286 --> 37:10.496
‫بهتره بریم خونه

37:10.496 --> 37:12.626
‫هارولد چطوری ما رو باهاش تنها گذاشته؟

37:12.626 --> 37:13.836
‫اصلاً واسه چی اومده اینجا؟

37:13.836 --> 37:15.626
‫این رفتار اصلاً در خور انگلیسی‌ها نیست

37:15.626 --> 37:17.466
‫خب من و برادرم هم انگلیسی نیستیم که

37:17.466 --> 37:20.006
‫می‌دونم عادت کردن بهش زمان می‌بره

37:26.306 --> 37:28.186
‫خدانگهدار، مامان

37:44.826 --> 37:45.956
‫کورا

37:48.666 --> 37:51.706
‫می‌بینم که مثل همیشه مسحورکننده‌ شدی

37:51.706 --> 37:53.336
‫اگه تو میگی که حتماً همین‌طوره، برادر

37:53.336 --> 37:54.876
‫- سلام، مری
‫- مامان

37:54.876 --> 37:56.546
‫شما باید آقای سمبروک باشید

37:56.546 --> 37:57.756
‫به دانتون خوش اومدید

37:57.756 --> 37:59.086
‫اما امیدوارم حوصله‌تون سر نره

37:59.086 --> 38:00.716
‫من و هارولد کلی حرف ناگفته داریم

38:00.716 --> 38:02.176
‫می‌تونی جلوی گاس حرف بزنی

38:02.176 --> 38:04.636
‫بفرمایید داخل یه چایی بخورید

38:06.846 --> 38:08.976
‫از نظر ما، مراسم خاکسپاری باشکوه بود

38:08.976 --> 38:11.056
‫اگه مادر بود خیلی احساساتی می‌شد

38:11.056 --> 38:13.106
‫حیف که نتونستید یکم بیشتر بمونید نیویورک

38:13.106 --> 38:15.186
‫اگه می‌دونستم سر و سامون دادن به اوضاع

38:15.186 --> 38:17.606
‫چقدر طول می‌کشه، بیشتر می‌موندیم

38:17.606 --> 38:19.026
‫رابرت، چه خبر از نقشه‌ی مری

38:19.026 --> 38:21.316
‫برای لوله‌کشی کلبه‌ها؟

38:21.316 --> 38:23.536
‫نقشه‌ی مری نیست، نقشه‌ی همه‌مونـه

38:23.536 --> 38:26.036
‫هنوز مشخص نیست که
تصمیم عاقلانه‌ای بوده یا نه

38:26.996 --> 38:29.326
‫- به‌نظر من که عاقلانه بوده
‫- جداً؟

38:29.326 --> 38:32.206
‫حالا که اینجایید باید حساب‌هامون رو
نشون‌تون بدم

38:32.206 --> 38:34.456
‫شاید شما فهمیدید چطوری قراره
پولش رو بدیم

38:34.456 --> 38:36.126
‫بابا، تو چت شده؟

38:36.126 --> 38:38.546
‫ارثیه‌ی مامان کفاف کارهای جدید رو میده

38:38.546 --> 38:40.546
‫فقط نمی‌فهمم چرا همه‌چیز...

38:40.546 --> 38:42.216
‫فراموشش کنید

38:42.216 --> 38:44.346
‫من میرم یه قدمی بزنم

38:44.346 --> 38:45.806
‫تئو کجاست؟

38:45.806 --> 38:47.661
‫نامه‌های بعد از ظهر رو
براتون آوردم، بانوی من

38:47.686 --> 38:48.726
‫مچکرم

38:48.726 --> 38:51.056
‫- می‌خواید همه‌تون برید؟
‫- چه فکر خوبی

38:51.056 --> 38:54.856
‫تو نه، هارولد.
‫من و تو کلی حرف واسه زدن داریم

38:54.856 --> 38:56.026
‫من میرم

38:56.776 --> 38:58.276
‫این اواخر خیلی حساس شده

38:58.276 --> 38:59.946
‫به‌گمونم این رو مدیون طلاقیم

38:59.946 --> 39:01.946
‫طلاق و این حقیقت که

39:01.946 --> 39:04.446
‫دوران پادشاهیش به این قلعه
‫به پایان رسیده

39:04.446 --> 39:05.826
‫اوه

39:05.826 --> 39:07.406
‫مامان، مشکلی پیش اومده؟

39:07.406 --> 39:08.746
‫گفتم اگه یه مراسم شام بگیرم،

39:08.746 --> 39:10.286
‫مری رو با دنیا آشتی میده

39:10.286 --> 39:12.786
‫واسه همین به چندتا از همسایه‌ها نامه زدم و
‫همه رد کردن

39:12.786 --> 39:14.876
‫همه‌شون؟ عجب

39:14.876 --> 39:16.586
‫حتی اَن منویل هم قبول نکرده،

39:16.586 --> 39:19.416
‫تازه اون همیشه عاشق شما دخترها بود

39:19.416 --> 39:20.756
‫نباید به این راحتی تسلیم شیم

39:20.756 --> 39:22.386
‫میاید یا نه؟

39:22.386 --> 39:24.256
‫- اوه
‫- میایم، بابا

39:25.966 --> 39:28.596
‫شرمنده که تو این اوضاع قمر در عقرب
رسیدید اینجا

39:29.426 --> 39:31.636
‫یه چیزی واست آوردم

39:32.646 --> 39:34.106
‫همم

39:34.936 --> 39:36.766
‫- خدای من
‫- بله

39:36.766 --> 39:38.357
‫وقتی روز عروسیش سنجاق سینه‌ش رو گم کرد

39:38.382 --> 39:39.646
‫دادم این رو براش درست کنن

39:39.646 --> 39:40.986
‫می‌خواست برسه به تو

39:40.986 --> 39:42.906
‫شاید بهتره باشه ما هم بریم قدم بزنیم

39:42.906 --> 39:45.406
‫چون خبرهای بدی داری، درست میگم؟

39:45.406 --> 39:46.616
‫از کجا فهمیدی؟

39:46.616 --> 39:48.746
‫من تو رو از بچگیت می‌شناسم

39:48.746 --> 39:50.076
‫گاس هم باید باهامون بیاد

39:50.076 --> 39:52.116
‫چون می‌تونه کمکم کنه
مسائل رو توضیح بدم

39:52.116 --> 39:53.286
‫اوه، با کمال میل

39:56.456 --> 39:57.956
‫بالاخره میاد یا نه؟

39:57.956 --> 39:59.586
‫الان‌هاست که برسه

39:59.586 --> 40:01.296
‫با آقای کارسون که آشنا هستید

40:01.296 --> 40:02.796
‫نه خیلی

40:02.796 --> 40:06.136
‫البته اون روز که توی اَبی شام خوردیم،
‫دیدم‌شون

40:08.846 --> 40:11.266
‫خب دیگه باید شروع کنیم

40:15.476 --> 40:17.606
‫ببخشید دیر کردم

40:17.606 --> 40:19.476
‫باید ناهارم رو تموم می‌کردم

40:19.476 --> 40:20.566
‫بیا تو

40:20.566 --> 40:22.146
‫ایشون خانم پارکر هستن

40:22.146 --> 40:25.696
‫بانو منویل، آقای ساوندرس،
‫دوشیزه بل، خانم دولیش و

40:25.696 --> 40:28.196
‫مدیر اجرایی‌مون، سِر هکتور مورلند

40:28.196 --> 40:29.326
‫خوش اومدید

40:31.076 --> 40:33.206
‫- سلام، آقای کارسون
‫- دیزی

40:33.206 --> 40:36.076
‫درواقع... خانم پارکر

40:36.076 --> 40:37.916
‫بانو مرتون معتقدن که اعضای جدید

40:37.916 --> 40:39.586
‫دیدگاه متفاوتی بهمون میدن

40:39.586 --> 40:41.206
‫قصد ما بر هم زدن اوضاع نیست

40:41.206 --> 40:42.876
‫اما ممکنـه حرفایی برای زدن داشته باشیم

40:42.876 --> 40:45.176
‫- امیدوارم همین‌طور باشه
‫- خواهیم دید

40:45.176 --> 40:47.346
‫دیگه بالاخره...

40:47.346 --> 40:49.846
‫می‌تونیم شروع کنیم

40:49.846 --> 40:51.556
‫اون‌چه که متوجه نمیشم اینـه که

40:51.556 --> 40:55.396
‫حالا که از پس سقوط بازار بر اومدیم،
‫پولا کجا رفتن؟

40:55.396 --> 40:57.646
‫گاس قبل از سقوط بازار،
‫همه‌چی رو نقد کرد

40:57.646 --> 40:59.016
‫اگه اون نبود

40:59.016 --> 41:00.266
‫پول مادرمون از دست رفته بود

41:00.266 --> 41:01.856
‫منظورت اینـه زودتر از دست می‌رفت دیگه؟

41:01.856 --> 41:04.146
‫گاس،‌ لطفاً توضیح بده

41:04.146 --> 41:07.156
‫خب، درستـه که هارولد بدشانسی آورده اما

41:07.156 --> 41:08.736
‫تو این فاجعه تنها نبوده

41:08.736 --> 41:11.196
‫خود بنده هم کم ضرر نکردم

41:11.196 --> 41:13.706
‫حالا که می‌خوای ملک باقی‌مونده رو بفروشی

41:13.706 --> 41:15.246
‫اجازه‌ی من رو می‌خوای؟

41:15.246 --> 41:19.336
‫خب، این‌طوری سر پا میشه و
‫دوباره سرمایه جمع می‌کنه

41:19.336 --> 41:20.706
‫هارولد...

41:21.836 --> 41:24.006
‫...سرمایه‌ای که بهت سپرده بودم رو
به باد دادی

41:24.006 --> 41:26.216
‫از کجا مطمئن باشم بقیه‌ی پول رو هم
‫به فنا نمیدی؟

41:26.216 --> 41:28.756
برای برگردوندن پول، فرصت می‌خوام

41:28.756 --> 41:32.266
‫باید یه‌جوری سر کنم و
‫بدهی گاس رو هم تسویه کنم

41:32.266 --> 41:36.096
‫تا الان خرجی من رو داده اما
‫تا همیشه که نمی‌تونه

41:36.096 --> 41:37.896
‫نه

41:39.056 --> 41:41.266
‫برای بدهی آقای سمبروک
‫راه دیگه‌ای پیدا می‌کنیم

41:41.266 --> 41:44.236
‫اما چیزی که برامون باقی مونده رو
‫به خطر نمی‌اندازیم

41:45.646 --> 41:47.986
‫خب، مورد ششم،

41:47.986 --> 41:49.736
‫در خصوص روز برگزاری، توافق کردیم که

41:49.736 --> 41:52.406
‫عمده‌ی تمهیدات سال گذشته پا برجا بمونه

41:52.406 --> 41:54.536
‫بله، دقیقاً

41:54.536 --> 41:55.956
‫این فکر خوبیـه؟

41:57.496 --> 41:59.126
‫آقای کارسون؟

41:59.126 --> 42:00.876
‫همم؟

42:00.876 --> 42:03.166
‫- چی؟
‫- خب...

42:03.166 --> 42:05.916
‫راستش رو بخواید،
سال گذشته خیلی آشفته بود

42:05.916 --> 42:08.336
‫دام‌ها عملاً بدون مراقبت بودن

42:08.336 --> 42:10.296
‫گمون نکنم کسی باهاتون هم‌نظر باشه

42:10.296 --> 42:12.006
‫آقای کارسون

42:12.006 --> 42:14.096
‫یادتون بیاد چی گفتید

42:14.096 --> 42:15.476
‫دیزی

42:15.476 --> 42:17.266
‫- منظورش چیه؟
‫- خواهش می‌کنم

42:17.266 --> 42:20.686
‫قصد بی‌احترامی به سِر هکتور یا
‫بانو مرتون رو ندارم

42:20.686 --> 42:23.146
‫لطفاً ما رو هم مستفیض کنید.
‫چی گفته بودید؟

42:24.146 --> 42:26.606
‫فقط این که...

42:26.606 --> 42:28.486
‫درست میگن

42:28.486 --> 42:30.736
‫اوضاع خیلی ناامیدکننده بود و

42:30.736 --> 42:32.986
‫همه سردرگم بودن اما یقین دارم که

42:32.986 --> 42:36.366
‫سِر هکتور به‌زودی اوضاع رو
‫سر و سامان میدن

42:36.366 --> 42:37.496
‫واقعاً؟

42:37.496 --> 42:38.956
‫دیدی چیکار کردی؟

42:39.996 --> 42:41.416
‫همچین آدم‌هایی رو آوردی اینجا...

42:41.416 --> 42:42.626
‫چه‌جور آدم‌هایی؟

42:42.626 --> 42:44.376
‫همه حق صحبت کردن دارن

42:44.376 --> 42:47.086
‫یعنی مدیریت‌ دام‌ها ضعیف بوده؟

42:47.086 --> 42:49.006
‫هیچ فکری هم به حال کودکان گم‌شده نشد

42:49.006 --> 42:51.586
‫کسی برای پیدا کردن‌شون کمک نکرد و
‫سر پناهی نداشتن

42:51.586 --> 42:53.966
‫ما مسئول تک‌تک‌ بچه‌‌های شهرستان نیستیم

42:53.966 --> 42:55.466
‫واقعاً نیستیم؟

42:55.466 --> 42:58.676
‫مسئول بچه‌هایی که مهمان برنامه‌مون هستن؟

42:58.676 --> 43:00.306
‫لطفاً خودت رو کنترل کن

43:00.306 --> 43:02.476
‫مطمئنم سِر هکتور خوشحال میشن که بدونن

43:02.476 --> 43:03.976
‫کجای راه رو اشتباه رفتن

43:03.976 --> 43:05.976
‫ببخشید؟

43:07.026 --> 43:09.146
‫بهتر نیست طبق برنامه پیش بریم؟

43:09.146 --> 43:10.946
‫خب، به‌نظرم ضرری نداره که

43:10.946 --> 43:12.776
‫این مسائل رو هم در نظر بگیریم

43:12.776 --> 43:14.826
‫خواهش می‌کنم

43:15.616 --> 43:17.746
‫ازتون تمنا می‌کنم

43:17.746 --> 43:20.036
‫خب، مورد هفتم

43:21.206 --> 43:23.376
‫در طول روز، سخنرانی‌ها و نمایش‌هایی در

43:23.376 --> 43:28.006
‫زمینه‌ی زنبورداری و
کنسرو کردن میوه ارائه میشه

43:29.166 --> 43:32.296
‫پس یعنی صحبت‌هاتون خوب پیش نرفت؟

43:32.296 --> 43:35.296
‫مبلغ زیادی از ثروت مادرم بر باد رفته

43:35.296 --> 43:36.636
‫چی؟

43:36.636 --> 43:39.676
‫و حالا باید یه فکری برای محافظت از
‫ثروت باقی‌مونده بکنیم

43:39.676 --> 43:41.306
‫چی شده؟

43:42.346 --> 43:44.186
‫نقش شما تو این قضایا چی بوده؟

43:44.186 --> 43:46.146
‫هیچ‌کدوم از این‌ها تقصیر گاس نیست

43:46.146 --> 43:48.066
‫اگه اون نبود، اوضاع از این هم بدتر می‌شد

43:48.066 --> 43:49.356
‫تصمیمات به عهده‌ی من بوده

43:49.356 --> 43:51.146
‫خب چرا با من در میون نذاشتی؟

43:51.146 --> 43:53.196
‫و چرا همون‌موقع که اوضاع داشت
خراب می‌شد، ‫بهم نگفتی؟

43:53.196 --> 43:54.696
‫خودت همه‌چی رو به من سپردی

43:54.696 --> 43:56.026
‫خدا لعنتت نکنه، هارولد

43:56.026 --> 43:58.076
‫یعنی نفهمیدی این برای دانتون یعنی چی؟

43:58.076 --> 43:59.786
‫واقعاً اوضاع در این حد آشفته‌ست؟

43:59.786 --> 44:01.112
‫همه‌چی از دست رفته؟

44:01.137 --> 44:04.206
‫خب، یه چندتا دارایی مونده،
‫از جمله‌ی عمارتِ توی نیوپورت

44:04.206 --> 44:06.326
‫- که هارولد می‌خواد بفروشتش
‫- پس کاری که اینجا

44:06.351 --> 44:08.983
‫- داریم می‌کنیم چی میشه؟
‫- متأسفانه پول نداشته‌مون رو خرج کردیم،

44:09.008 --> 44:10.761
‫اون هم برای یه پروژه‌ی ناتموم

44:10.786 --> 44:12.376
‫اما من اجازه‌ی مفت‌فروشی دارایی‌هایی که

44:12.376 --> 44:14.586
‫حتی برای تسویه‌ی امور دانتون و

44:14.586 --> 44:17.386
‫بدهکاری‌مون به آقای سمبروک هم
کافی نیست رو نمیدم

44:18.716 --> 44:20.216
‫خدای من

44:21.266 --> 44:23.596
‫وقتش رسیده که فروش عمارت گرنتام رو
هم در نظر بگیریم؟

44:23.596 --> 44:25.226
‫چی؟

44:25.226 --> 44:26.896
‫این دیگه از کجا اومد؟

44:26.896 --> 44:28.516
‫باید واقع‌بین باشیم، بابا

44:28.516 --> 44:32.146
‫نگه داشتن یه عمارت توی لندن،
‫فقط جیب‌مون رو خالی می‌کنه

44:32.146 --> 44:34.106
‫سرمایه‌ی مورد نیازمون تأمین میشه

44:34.106 --> 44:36.866
‫عمارت گرنتام رو بفروشیم؟

44:36.866 --> 44:39.656
‫این دیگه چه مهملاتیـه که می‌بافی؟!

44:46.036 --> 44:47.916
‫من میرم لباس‌هام رو عوض کنم

44:51.256 --> 44:53.336
‫نمردیم و اون‌ روی ارباب گرنتامِ
دوست‌داشتنی رو دیدیم

44:53.336 --> 44:55.586
‫دفعه‌ی اولـه این‌طوری می‌بینمش

44:55.586 --> 44:57.256
‫خب شما بودید که عصبانیش کردید

44:57.256 --> 44:59.426
‫این‌طور که پیداست، سایه‌ی سنگینی روی

44:59.426 --> 45:00.846
‫زندگی‌مون افتاده

45:00.846 --> 45:03.266
‫چاره‌ی دیگه‌ای جز
فروش عمارت گرنتام داریم؟

45:03.266 --> 45:05.806
‫خدا رو شکر مراسم شام بهم خورد

45:05.806 --> 45:07.356
‫کدوم مراسم شام؟

45:11.186 --> 45:13.106
‫یه چندتا از مردم محله رو دعوت کردم و

45:13.106 --> 45:14.566
‫اونا هم نتونستن بیان

45:14.566 --> 45:16.106
‫به‌خاطر من؟

45:16.946 --> 45:18.439
‫خدایا

45:18.464 --> 45:22.261
‫یه خونه پر از آمریکایی داریم،
‫اون‌وقت این منم که مردم رو فراری میدم

45:22.286 --> 45:24.616
‫درست وقتی فکر کردم
اوضاع از این بدتر نمیشه،

45:24.616 --> 45:25.956
‫دوباره بدتر شد

45:25.956 --> 45:28.246
‫شاید باید قدردان آمریکایی‌ها باشی

45:31.046 --> 45:32.586
‫ما میریم لباس عوض کنیم

45:32.586 --> 45:34.086
‫بیا، برتی

45:35.189 --> 45:37.654
‫- معذرت می‌خوام
‫- شاید الان وقت مناسبی

45:37.679 --> 45:39.740
‫برای نشون دادن دلا فرانچسکا به
‫گاس باشه

45:39.765 --> 45:42.395
‫از اونجا واسه افزایش سرمایه سوءاستفاده نکن

45:49.306 --> 45:51.106
‫حرفای بابا اصلاً منصفانه نیست

45:51.106 --> 45:52.646
‫این رو دیگه باید قبول داشته باشی

45:52.646 --> 45:54.816
‫به‌نظرت حق نداره با مرگ مامان‌جون و
طلاق تو و

45:54.816 --> 45:56.816
‫حماقت هارولد،

45:56.816 --> 45:58.316
‫یه خُرده بی‌انصاف باشه؟

45:58.316 --> 46:00.986
‫هارولد افتضاح بزرگی به بار آورده، آره؟

46:00.986 --> 46:02.826
‫راستش تقصیر خودمـه

46:02.826 --> 46:05.866
‫مثل این می‌مونه مدیریت یه می‌کده رو
‫بسپاری به یه مست

46:10.626 --> 46:12.836
‫تو برو. من باید یه تماس بگیرم

46:15.126 --> 46:17.716
‫بذارشون اینجا

46:29.306 --> 46:31.186
‫اصلاً خوب پیش نرفت

46:31.186 --> 46:32.936
‫کارمون تموم نشده

46:32.936 --> 46:34.316
‫هنوز خیلی مونده

46:34.316 --> 46:36.856
‫هنوز نفهمیدم چطوری این اتفاق افتاد

46:36.856 --> 46:39.066
‫قرار بود ثروت مادرم رو دو برابر کنیم و

46:39.066 --> 46:40.656
‫حالا بیشتر از دست رفته

46:40.656 --> 46:43.026
‫اما با سودش برمی‌گرده، قول میدم

46:43.026 --> 46:44.536
‫بازار جدیدیـه

46:44.536 --> 46:46.866
‫بهتر ازش سر در میارم

46:46.866 --> 46:49.286
‫اما باید آزادی عمل داشته باشم

46:49.286 --> 46:51.416
‫دارن برای شام لباس عوض می‌کنن

46:51.416 --> 46:53.746
‫ساعت ۸ توی کتابخونه جمع میشن

46:53.746 --> 46:55.126
‫خیلی ممنونم

46:55.126 --> 46:57.416
‫پس دیدی که از اتاقم رفت؟

46:57.416 --> 46:59.046
‫نمی‌خواستم اصلاً بهش اشاره کنم، بانوی من

46:59.046 --> 47:00.966
‫اما خب نمی‌تونستی از ذهنت هم پاکش کنی

47:02.216 --> 47:04.136
‫ممنونم، آنا

47:07.056 --> 47:09.386
‫امیدوارم بابا ناراحتت نکرده باشه

47:09.386 --> 47:12.056
‫از شما بابت اون مراسم شام لغو شده
بیشتر ناراحتم

47:12.056 --> 47:14.066
‫برتی نباید چیزی می‌گفت

47:14.066 --> 47:16.646
‫راستی، تام زنگ زد...
سقراره یه چندروز بیاد اینجا

47:16.646 --> 47:17.986
‫می‌دونم

47:17.986 --> 47:19.446
‫با هنری توی یورک قرار داره

47:19.446 --> 47:21.196
‫بالاخره تجارت ماشین رو واگذار کردن

47:21.196 --> 47:23.816
‫امیدوارم بتونه یکم حال و هوای
پدرت رو عوض کنه

47:23.816 --> 47:27.286
‫من نمی‌خوام بابا رو به
انجام کاری مجبور کنم

47:27.286 --> 47:28.906
‫خب به‌نظرم که داری می‌کنی

47:28.906 --> 47:30.956
‫اتفاقاً به‌نظرم خیلی مجبورش کردی

47:30.956 --> 47:32.956
‫اما مطمئنم که دلایل خوبی داری

47:32.956 --> 47:34.416
‫بهتره راه بیفتیم

47:34.416 --> 47:35.746
‫منتظر پدرت می‌مونم

47:37.916 --> 47:39.626
‫ما اولین نفرات اومدیم؟

47:39.626 --> 47:41.296
‫ظاهراً

47:43.086 --> 47:44.756
‫می‌دونم شامپاین دوست داری

47:44.756 --> 47:46.466
‫یادم ننداز

47:46.466 --> 47:48.096
‫باید یه سری به آمریکا بزنید

47:48.096 --> 47:49.926
‫اونجا طلاق برامون اهمیت نداره

47:49.926 --> 47:51.556
‫فکر می‌کنم دانتون بهم نیاز داشته باشه

47:51.556 --> 47:53.516
‫به‌نظرت هارولد می‌خواد چیکار کنه؟

47:53.516 --> 47:55.146
‫نظر مامان عوض نمیشه

47:55.146 --> 47:56.266
‫شاید بشه

47:56.266 --> 47:58.276
‫مطمئن باش که عوض نمیشه

47:58.276 --> 47:59.816
‫من عاشق داییمم

47:59.816 --> 48:02.276
‫اما نشون داده که تاجرِ قابلی نیست

48:02.276 --> 48:06.196
‫اما بر خلاف داییت،
‫بنده بلدم پول رو برگردونم

48:06.196 --> 48:07.736
‫شما کمکم نمی‌کنید؟

48:10.826 --> 48:13.746
‫- بگیرش! بگیرش!
‫- عجب ضربه‌ای بود!

48:17.286 --> 48:19.626
‫زود باشید دخترها،
کی توپ رو می‌گیره؟

48:25.006 --> 48:27.006
‫ممنونم

48:27.006 --> 48:28.926
‫سیبی، عزیزم. تو هم اومدی؟

48:28.926 --> 48:30.056
‫قربونت بشم

48:30.056 --> 48:31.226
‫عمه ایدث

48:31.226 --> 48:33.346
‫برو به بقیه سلام کن

48:33.346 --> 48:35.396
‫به دانتون خوش برگشتید، قربان

48:35.396 --> 48:37.516
‫- ممنونم، پارکر
‫- جورج!

48:38.356 --> 48:40.646
‫- ایدث
‫- تام

48:41.936 --> 48:43.856
‫فعلاً نرو داخل

48:43.856 --> 48:45.946
‫باید در جریان چندتا از مسائل قرار بگیری

48:45.946 --> 48:48.026
‫حال مری چطوره؟

48:48.026 --> 48:49.986
‫طلاق‌ آسیب بدی بهش زده،

48:49.986 --> 48:51.576
‫البته خودمون می‌دونستیم این‌طور میشه

48:51.576 --> 48:54.326
‫خواستم حالا که امور دانتون دستشـه
‫کمکش کنم حالش خوب شه تا

48:54.326 --> 48:56.996
‫- ذهنش از مسائل دور بشه
‫- اما؟

48:56.996 --> 49:00.086
‫متأسفانه اوضاع از چیزی که
‫فکر می‌کردیم، آشفته‌تره

49:00.086 --> 49:01.586
‫با وجود اون ملک هم،

49:01.586 --> 49:04.926
‫پدر میلی نداره قدرت لازم رو بهش بده

49:04.926 --> 49:06.426
‫اگه راضیش کنی که بذاره مری

49:06.426 --> 49:08.846
‫مسئولیت کارها رو به عهده بگیره،
خیلی خوب میشه

49:08.846 --> 49:10.846
‫حتماً

49:10.846 --> 49:12.516
‫با توجه به اومدن هارولد،

49:12.516 --> 49:14.936
‫ یعنی تکلیف ملک خانم لوینسون
بالاخره روشن شده؟

49:14.936 --> 49:16.226
‫نه متأسفانه

49:16.226 --> 49:19.146
‫حسابی گند بالا‌ آورده

49:19.146 --> 49:21.356
‫لوسی چطوره؟ امیدوارم حالش خوب باشه

49:21.356 --> 49:24.026
‫حال همگی خوبـه و خوشحالیم که
‫اون تجارت رو واگذار کردیم

49:24.026 --> 49:25.316
‫بالاخره یه پولی وارد این چرخه شد

49:25.341 --> 49:28.149
‫یعنی یعنی کلاً انقلابی بودن رو
کنار گذاشتی و

49:28.174 --> 49:29.870
‫سرمایه‌گذار شدی؟

49:29.895 --> 49:32.646
‫ترجیح میدم اسم این کار رو،
سر عقل اومدن بذارم

49:32.671 --> 49:34.221
‫وای. بگیرش. بگیرش

49:34.246 --> 49:36.326
‫آفرین

49:58.186 --> 50:01.226
‫تام اومده. رفته تو اتاقش

50:01.226 --> 50:03.476
‫باید بدونی که زنگ زدم به گای دکستر

50:03.476 --> 50:06.196
‫نمایشش تموم شده و قراره بمونه

50:06.196 --> 50:08.526
‫نوئل کوارد رو هم با خودش آورده

50:08.526 --> 50:10.736
‫- چه هیجان‌انگیز
‫- مری خوشحال میشه

50:10.736 --> 50:13.536
‫و البته کوچک‌ترین اهمیتی به طلاقش نمیدن

50:13.536 --> 50:17.746
‫گفتم شاید این کار دوباره مردم رو
‫برای برگشتن به عمارت ترغیب کنه

50:17.746 --> 50:19.246
‫چه دختر باهوشی

50:19.246 --> 50:21.086
‫البته اگه بتونیم یه‌جوری بهشون بگیم

50:21.086 --> 50:23.546
‫- به کارکنای آشپزخونه گفتی؟
‫- الان میرم پایین

50:24.296 --> 50:26.256
‫ایدث؟

50:26.256 --> 50:28.546
‫ممنونم

50:38.186 --> 50:39.846
‫آقای کارسون، کمکی از دستم بر میاد؟

50:39.846 --> 50:42.936
‫بله، داشتم به این شمعدان‌های لمری
فکر می‌کردم

50:42.936 --> 50:45.186
‫ارباب دوست‌ دارن که سر میز
‫ببینن‌شون

50:45.186 --> 50:46.736
‫اکثر اوقات می‌ذاریم‌شون

50:46.736 --> 50:48.946
‫با آب و صابون هم تمیزش می‌کنید دیگه؟

50:48.946 --> 50:51.906
‫نه با اون کرم‌های افتضاحی که
‫این روزها توی بازار پرن

50:51.906 --> 50:54.536
‫همه‌ی کارها مطابق با خواسته‌ی شما
‫انجام میشن، آقای کارسون

50:54.536 --> 50:57.246
‫پس این‌طوری شب‌ها با خیال راحت
‫سرم رو روی بالش می‌ذارم

50:58.996 --> 51:01.706
‫- ظاهراً صدای بانو هکس...
‫- بانو هکسام هستن

51:04.746 --> 51:07.046
‫راستی یادتون باشه که ما این رو از
‫بانو مری مخفی کردیم

51:07.046 --> 51:08.546
‫البته، بانوی من

51:11.636 --> 51:13.506
‫بانو هکسام چیکار داشتن؟

51:13.506 --> 51:15.676
‫اومدن پایین بهمون بگن که
قراره مراسم شامی

51:15.676 --> 51:17.306
‫شب قبل از نمایشگاه شهرستان برگزار بشه

51:17.306 --> 51:20.226
‫آقای دکستر، آقای بارو و آقای نوئل کوارد

51:20.226 --> 51:21.976
‫از لندن اومدن اینجا

51:21.976 --> 51:23.436
‫دقت کردم که اسم آقای بارو رو

51:23.436 --> 51:25.516
‫بین اسم آقای دکستر و آقای کوارد آوردید

51:25.516 --> 51:27.736
‫ایشون هم برای شام تشریف میارن؟

51:27.736 --> 51:29.316
‫بعید بدونم، چارلی

51:29.316 --> 51:30.946
‫اما لطفاً این‌قدر باهاش بد نباش

51:30.946 --> 51:33.156
‫امیدوارم آقای مولزلی از اومدنِ آقای کوارد

51:33.156 --> 51:34.656
‫زیادی خوشحال نشن

51:34.656 --> 51:35.986
‫بهتره حرفی ازش نزنیم

51:37.326 --> 51:38.996
‫شام آخرت

51:38.996 --> 51:42.116
‫بله اما بهتر نیست بهش بگیم اولی شامی که

51:42.116 --> 51:43.996
‫دیزی همه‌کاره‌شـه؟

51:43.996 --> 51:45.496
‫خب، البته که من هم اینجا می‌مونم اما

51:45.496 --> 51:48.336
‫دوست دارم قبل از رفتن،
‫کار کردنش رو ببینم

51:48.336 --> 51:50.666
‫خیلی برای رفتن ذوق داری؟

51:50.666 --> 51:52.966
‫جواب این سؤال رو نمی‌دونم

51:52.966 --> 51:56.506
‫آقای میسون کنارم هستن،
‫برای همین تنها نیستم

51:59.976 --> 52:02.016
‫هیچ‌کدوم‌تون نمی‌تونید بذارید و برید!

52:02.016 --> 52:03.556
‫وای، آقای مولزلی

52:03.556 --> 52:05.476
‫چقدر از دیدن‌تون خوشحال شدم

52:05.476 --> 52:07.316
‫گفتم بیام یه سلامی عرض کنم

52:07.316 --> 52:08.606
‫از فیلم آخرتون با خبریم

52:08.606 --> 52:11.066
‫- همگی بهتون افتخار می‌کنیم
‫- لطف دارید

52:11.066 --> 52:14.236
‫داشتیم درمورد برنامه‌های دیزی برای
‫اولین مراسم شام بزرگش حرف می‌زدیم

52:14.236 --> 52:16.026
‫آقای دکستر و آقای بارو قراره بیان

52:16.026 --> 52:18.616
‫و همچنین آقای کوارد

52:20.996 --> 52:22.866
‫نوئل کوارد؟

52:22.866 --> 52:24.626
‫توی دانتون؟

52:24.626 --> 52:27.376
‫از دهنم پرید

52:30.706 --> 52:33.466
‫خب معلومـه که ما رو دعوت نمی‌کنن

52:33.466 --> 52:34.756
‫نمیشه از بانو انتظار داشت که

52:34.756 --> 52:36.466
‫پیش پیش‌خدمت خودشون رو
به شام دعوت کنن

52:36.466 --> 52:38.426
‫اینجا روسیه نیست، آقای مولزلی و

52:38.426 --> 52:40.346
‫ما هم بلشویک نیستیم

52:40.346 --> 52:41.386
‫اوه، من یه فکری دارم

52:41.386 --> 52:42.806
‫نوکر که ندارید،

52:42.806 --> 52:45.306
‫نظرتون چیه واسه امشب
من نوکرتون باشم؟

52:45.306 --> 52:47.056
‫تو دیگه خدمتکار نیستی، جوزف

52:47.056 --> 52:49.146
‫از اون دوران عبور کردی

52:49.146 --> 52:50.476
‫نه، نه، اما مگه نمی‌بینی؟

52:50.476 --> 52:52.146
‫من با اولین سینی غذا میام و

52:52.146 --> 52:54.236
‫وقتی به آقای دکستر رسیدم

52:54.236 --> 52:56.906
‫ایشون من رو می‌شناسه و
‫به آقای کوارد معرفیم می‌کنه

52:56.906 --> 52:59.076
‫حتی اگه این کار رو هم نکردن،
‫یه آدم اضافه

52:59.076 --> 53:00.536
‫توی سالن غذاخوری به کارمون میـ...

53:00.536 --> 53:03.246
‫نه، این کار رو می‌کنه

53:03.246 --> 53:04.666
‫نویسنده‌ها همه‌شون این‌طورین

53:04.666 --> 53:07.206
‫داستان سر هم می‌کنیم تا
‫مردم رو سرگرم کنیم

53:07.206 --> 53:08.876
‫وای!

53:08.876 --> 53:11.706
‫این ماجرا رو تا سال‌ها تعریف می‌کنن

53:17.086 --> 53:18.716
‫توی اسکات مسابقه‌ی اسب‌دوانی دارید؟

53:18.716 --> 53:20.596
‫چه روزی؟ ما پنجشنبه میریم اونجا

53:20.596 --> 53:21.926
‫اسب من توی جام طلاییـه و

53:21.926 --> 53:23.556
‫می‌تونید تشویقش کنید

53:23.556 --> 53:24.846
‫من که نه

53:24.846 --> 53:26.556
‫متأسفانه من اهل مسابقه نیستم

53:26.556 --> 53:28.606
‫چندتا شرط‌بندی ناموفق توی بلمونت
‫برام درس عبرت شد

53:28.606 --> 53:30.766
‫کاش می‌شد

53:31.646 --> 53:33.816
‫خیلی خب، حالا که حرفش شد

53:33.816 --> 53:37.356
‫مایلم همگی به صحبت‌های گاس
‫درمورد مواجهه با ضررها گوش بدید

53:37.356 --> 53:39.276
‫منظورت ضررهای خودتـه؟

53:39.276 --> 53:40.826
‫سر شام درمورد پول حرف بزنیم؟

53:40.826 --> 53:42.286
‫مامان‌جون خیلی بدش میومد

53:42.286 --> 53:44.286
‫اهمیت نده. بگو، گاس

53:44.286 --> 53:47.746
‫خب، مطمئنم همه می‌دونید سقوط بازار
‫همه‌چیز رو عوض کرده

53:47.746 --> 53:50.166
‫ثروث‌های زیادی از دست رفتن و
‫مردان زیادی خودکشی کردند

53:50.166 --> 53:52.836
‫دوران وحشتناکی بود و
‫ما همچنان دوام آوردیم

53:52.836 --> 53:55.626
‫اما پول کورا توی سقوط بازار از دست نرفت

53:55.626 --> 53:57.126
‫به لطف گاس

53:57.126 --> 53:58.716
‫همم، شاید

53:58.716 --> 54:01.466
‫اما اوضاع عوض شد و ما باید
‫با این تغییر دست و پنجه نرم کنیم

54:01.466 --> 54:03.136
‫شما توی نیوپورت یه عمارت دارید که

54:03.136 --> 54:05.976
‫مثل دوان قبل از جنگ، خواهان نداره

54:05.976 --> 54:09.476
‫یعنی تا ‫قیمتش بیشتر از این نریخته
هارولد باید بفروشتش؟

54:09.476 --> 54:10.976
‫بعضی از ضررها جبران میشن و

54:10.976 --> 54:13.526
‫بخشیش رو برای کارهای اینجاتون
استفاده می‌کنید

54:13.526 --> 54:15.146
بعدش هم باهاش پول شما رو بدیم؟

54:16.646 --> 54:20.156
‫اما اگه بخوایم بی‌پرده صحبت کنیم،
‫از وقتی بانو گرنتام، مسئولیت کارها رو

54:20.156 --> 54:23.446
‫به هارولد سپرده، اصلاً عمکرد جالبی نداشته

54:23.446 --> 54:25.116
‫ایشون خیلی بدشانسی آوردن

54:25.116 --> 54:27.616
‫برای سود گنده، باید جسارت به خرج داد

54:27.616 --> 54:31.416
‫اما بازار امن نیست، خصوصاً الان

54:31.416 --> 54:33.706
‫- من باشم تجارت خشت و ملات رو ول نمی‌کنم
‫- موافقم

54:33.706 --> 54:35.456
‫بانو مری، نظر شما چیـه؟

54:40.006 --> 54:41.756
‫به‌نظرم مامان کارش رو بلده و

54:41.756 --> 54:43.846
‫من هم به حس ششمش اعتماد دارم

54:49.686 --> 54:52.356
‫معذرت می‌خوام بانو،
‫بانو مری هنوز نیومدن

54:52.356 --> 54:54.776
‫وای نه، خواستم خودت رو ببینم

54:54.776 --> 54:57.356
‫می‌دونستید که بانو

54:57.356 --> 55:00.486
‫قبل از دعوت کردن آقای کوارد،
‫تدارک شام رو دیده بودن اما

55:00.486 --> 55:03.526
‫همه‌ی دوستان محله‌مون دعوت رو رد کردن؟

55:04.326 --> 55:05.986
‫دوشیزه بکستر به این موضوع اشاره کردن

55:05.986 --> 55:09.496
‫نقشه‌م این بود که آقای کوارد و
‫آقای دکستر رو دعوت کنیم تا

55:09.496 --> 55:11.206
‫نظر مردم هم عوض بشه و

55:11.206 --> 55:15.586
‫الان که دعوت رو قبول کردن،
‫نمی‌دونم چطوری باید بهشون بگم

55:16.416 --> 55:18.376
‫می‌تونید این موضوع رو به
من بسپارید، بانوی من؟

55:18.376 --> 55:20.336
‫مچکرم، آنا

55:27.386 --> 55:29.226
‫شما به هنر علاقه‌مندید؟

55:29.226 --> 55:31.726
‫خب، به خیلی چیزها علاقه‌مندم

55:33.226 --> 55:34.766
‫شب‌تون به‌خیر

55:34.766 --> 55:36.436
‫اما یکم ناراحت شدم که

55:36.436 --> 55:38.566
‫سر شام پشت من در نیومدید

55:38.566 --> 55:40.646
‫مطمئنم به کمک من نیازی ندارید

55:40.646 --> 55:42.986
‫خب شاید نداشته باشم اما
‫فکر می‌کردم با هم دوست باشیم

55:42.986 --> 55:45.276
‫اگه بهشون بگم همون روزی که
‫با هم آشنا شدیم

55:45.276 --> 55:47.076
‫عاشق و معشوق شدیم، چی میشه؟

55:47.076 --> 55:49.576
‫عجب بلبشویی بشه

55:49.576 --> 55:51.076
‫دارید تهدیدم می‌کنید؟

55:51.076 --> 55:53.286
‫انگلیسی‌ها خیلی زود جا می‌خورند

55:53.286 --> 55:54.586
‫وسوسه شدم که بفهمم

55:54.586 --> 55:57.086
‫قیافه‌هاشون موقع شنیدنش چطوری میشه

55:58.325 --> 56:01.825
‫پس باید در برابر وسوسه‌هاتون
‫مقاومت کنید، آقای سمبروک

56:07.352 --> 56:10.907
‫کاش می‌فهمیدم سمبروک چه دخلی تو
این ماجراها داره

56:10.932 --> 56:13.266
‫به‌گمونم می‌خواد کاری کنه که
‫به پولش برسه اما

56:13.266 --> 56:15.266
‫تام خودش پیگیر قضیه میشه

56:15.266 --> 56:18.856
‫خوشم نیومد که منتظر حمایت مری بود

56:19.816 --> 56:22.106
‫- به‌نظرت حالش چطوره؟
‫- خب، مری رو که می‌شناسی

56:22.106 --> 56:25.566
‫دوست داره خودش رو مسلط نشون بده،
‫حتی اگه تسلطی نداشته باشه

56:26.526 --> 56:29.696
‫بهش نگو اما قراره یه جشن خاص
‫ترتیب بدیم تا

56:29.696 --> 56:31.576
‫ذهنش از مسائل دور بشه

56:31.576 --> 56:33.206
‫کسی هم میاد؟

56:33.206 --> 56:34.786
‫میان

56:34.786 --> 56:37.876
شاید مری کنترلش رو از
دست داده باشه اما من ندادم

56:40.756 --> 56:42.967
ایناهاش

56:42.967 --> 56:44.969
‫سلام، خانم گرنت، حالتون چطوره؟

56:44.969 --> 56:46.304
‫حالم خیلی خوبـه، خانم بیتس

56:46.304 --> 56:48.305
‫به جا میاری دیگه؟
خانم گرنت، خدمتکار بانو آزبورن

56:48.330 --> 56:49.515
‫معلومـه

56:49.515 --> 56:51.643
‫متأسفم که ایشون نمی‌تونن تو
‫ مهمونی شام بانو حاضر بشن

56:51.643 --> 56:53.478
‫قطعاً خودشون هم همچین حسی دارن

56:53.478 --> 56:55.396
‫البته فکر نکنم نیازی به توضیح باشه

56:55.396 --> 56:58.858
‫اما چه حیف که فرصت ملاقات
‫ با نوئل کاوارد رو از دست میدن

56:58.858 --> 57:00.610
‫نوئل کاوارد میاد دانتون؟

57:01.778 --> 57:03.905
‫تازه اون بازیگره، گای دکستر هم همراهشـه

57:03.905 --> 57:05.823
‫ما که بدمون نمیاد

57:05.823 --> 57:08.326
‫مشخصـه

57:08.326 --> 57:10.578
‫من باید برم، خدانگهدار

57:10.578 --> 57:12.330
‫خداحافظ

57:14.332 --> 57:16.668
‫شرط می‌بندم که تا برسیم خونه

57:16.668 --> 57:18.419
‫بانو آزبورن بهمون زنگ می‌زنن

57:35.353 --> 57:36.854
‫نمی‌دونم

57:36.854 --> 57:38.940
‫بیشتر شبیه شهربازی شده
‫تا نمایشگاه شهرستانی

57:38.940 --> 57:40.942
‫کارتون عالی بود، خانم پارکر

57:40.942 --> 57:43.027
‫امیدوارم اون روز هم همین‌قدر
‫زود این جا حاضر باشی

57:43.027 --> 57:45.738
‫سعیمو می‌کنم ولی شب قبلش
‫ یه مهمونی شام خیلی بزرگ دارم

57:45.738 --> 57:47.466
‫مگه هنوز هم از اون مهمونی‌ها می‌گیرن؟

57:47.491 --> 57:49.146
‫معلومـه. تازه نوئل کاوارد هم اون جاست

57:49.171 --> 57:51.172
‫کلی آدم معروف دیگه هم هستن

57:51.197 --> 57:52.829
‫نوئل کاوارد قراره بیاد؟

57:52.829 --> 57:54.831
‫من که میگم یه جای کار می‌لنگه

57:54.831 --> 57:56.484
‫قصد جسارت ندارم، سِر هکتور

57:56.509 --> 57:59.070
‫اما به نظرتون نباید یه روز
‫با غذای خوب و سرگرمی و بازی

57:59.095 --> 58:02.380
‫واسه بچه‌ها، بهشون یه حالی بدیم؟

58:02.380 --> 58:04.048
‫مردم این جا سخت کار می‌کنن

58:04.048 --> 58:05.925
‫یه روز خوش‌گذرونی حقشون نیست؟

58:05.925 --> 58:08.970
‫می‌بینی، کارسون، تو هم داری
‫ عین خودمون سوسیالیست میشی

58:08.970 --> 58:12.223
‫بعید می‌دونم، بانوی من

58:12.223 --> 58:13.850
‫این جا داره شبیه به سیرک میشه

58:13.850 --> 58:16.144
‫شاید باورتون نشه، سِر هکتور،

58:16.144 --> 58:18.521
‫ولی هدف ما اینـه که بازدیدکنندگانمون
‫ اوقات خوبی رو سپری کنن

58:20.064 --> 58:21.733
‫آروم، آروم

58:23.234 --> 58:24.902
‫بانو منویل تماس گرفتن

58:24.902 --> 58:26.946
‫همین‌طور بانو آزبورن و چند نفر دیگه

58:26.946 --> 58:29.490
‫گفتن برنامه‌شون عوض
‫ شده و امشب میان این جا

58:29.490 --> 58:31.492
‫ما که می‌دونیم چه خبره

58:31.492 --> 58:33.619
‫بانوی من، آقای لوینسون تماس گرفتن

58:33.619 --> 58:35.079
‫گفتن که ایشون و آقای سمبروک

58:35.079 --> 58:37.373
‫به موقع به مهمونی شام نمیرسن

58:37.373 --> 58:38.916
‫متشکرم، پارکر

58:38.916 --> 58:40.918
‫اونو انقدر هم بزن تا سفت بشه

58:40.918 --> 58:42.420
‫سلام، چارلی

58:42.420 --> 58:43.588
‫جلسه چطور پیش رفت؟

58:43.588 --> 58:44.797
‫بد نبود

58:44.797 --> 58:46.257
‫ولی دیدم که تو سالن غذاخوری

58:46.257 --> 58:48.259
‫میز شام با سرویس سور چیده شده

58:48.259 --> 58:50.553
‫من هم بهشون گفتن به جای اون
‫ با سرویس مایسن بچیننش

58:50.553 --> 58:52.013
‫مشکلی نیست، میبل

58:52.013 --> 58:54.015
‫لازم نیست سرویس سور رو جمع کنیم

58:54.015 --> 58:56.476
‫آقای پارکر، من جسارت نمی‌کنم اما

58:56.476 --> 58:58.269
‫احتمالاً شما متوجه نیستید

58:58.269 --> 59:00.855
‫سور یک نوع چینی خمیری نرمـه

59:00.855 --> 59:03.900
‫که خیلی شکننده‌تر از چینی مایسنـه،
‫اون یه چینی خمیری سختـه

59:03.900 --> 59:06.655
‫من کاملاً متوجهم، آقای کارسون

59:06.680 --> 59:09.447
‫بانو فرمودن از سور استفاده کنیم

59:09.880 --> 59:11.840
‫دستت درد نکنه، میبل

59:11.865 --> 59:13.785
‫بذار کارشو بکنـه

59:13.785 --> 59:15.495
‫بسیار خوب

59:16.871 --> 59:18.122
‫چه خوبـه که یه امشبو

59:18.122 --> 59:20.458
‫زیر ذربین آقای سمبروک نیستیم

59:20.458 --> 59:21.959
‫خیلی از خودش مطمئنـه، نه؟

59:21.959 --> 59:24.295
‫- برعکس هارولد
‫- بیاید باهاش خوب تا کنیم

59:24.295 --> 59:26.172
‫تو اسکات تشویقش می‌کنیم،
‫ بعدش برمی‌گردیم خونه

59:26.172 --> 59:28.257
‫هیچ بحث و جدلی هم راه نمی‌اندازیم

59:29.467 --> 59:31.260
‫رابرت، داشتی در مورد تجارت ماشین می‌پرسیدی

59:31.260 --> 59:33.221
‫مثل این که خیلی راحت بوده

59:34.222 --> 59:36.098
‫هنری اصلاً مشکل‌ساز نبوده

59:37.642 --> 59:41.437
‫از دانتون پرسید، می‌خواست
‫ ببینه گاوداری رو توسعه دادیم یا نه

59:42.188 --> 59:43.981
‫هنری که از این سوالا نمی‌پرسه

59:43.981 --> 59:45.858
‫معمولاً فقط از چیزایی خوشش میاد

59:45.858 --> 59:47.401
‫که با بنزین کار می‌کنن

59:48.194 --> 59:50.238
‫بهش گفتم من خبر ندارم

59:50.238 --> 59:52.114
‫اصلاً جوابی واسه این سوال وجود نداره

59:52.114 --> 59:55.451
‫من هنوز جوابی برای این سوال ندارم

59:56.327 --> 59:57.870
‫می‌دونم چه خبره

59:57.870 --> 59:59.135
‫می‌دونم چی تو ذهن شماها می‌گذره

59:59.160 --> 01:00:00.206
‫فکر نکنم

01:00:00.206 --> 01:00:01.666
‫نکنه اینا زیر سر توئـه، مری

01:00:01.666 --> 01:00:03.543
‫بهشون این‌جوری گفتی تا
‫ حرف، حرف خودت بشه

01:00:03.543 --> 01:00:05.002
‫الان جدی هستی، بابا؟

01:00:05.002 --> 01:00:07.255
‫خودت می‌گفتی حرف حرفِ منـه

01:00:07.255 --> 01:00:10.007
‫نکنه چون طلاق گرفتم نظرت عوض شده؟

01:00:17.181 --> 01:00:20.685
‫رابرت، تو سال‌ها برای این
‫ خانواده زحمت کشیدی

01:00:20.685 --> 01:00:22.228
‫دیگه وقشتـه بکشی کنار و استراحت کنی

01:00:22.228 --> 01:00:23.896
‫وقتشـه کارها رو بسپری به مری

01:00:23.896 --> 01:00:25.523
‫چی دست منو می‌گیره؟

01:00:25.523 --> 01:00:26.858
‫خودم چی کار کنم؟

01:00:26.858 --> 01:00:28.899
‫کت پشمی بپوشم و هی این
‫ طرف و اون طرف پرسه بزنم

01:00:28.924 --> 01:00:31.529
‫واسه مستأجرها دست
‫تکون بدم که وقتی مردم

01:00:31.529 --> 01:00:33.906
‫همه بگن وای چه آدم خوبی بود؟

01:00:33.906 --> 01:00:35.324
‫حداقل این‌جوری می‌کنن

01:00:36.701 --> 01:00:38.786
‫حرفتو بزن، برتی

01:00:38.786 --> 01:00:40.872
‫همه‌ش داری سر تکون میدی

01:00:40.872 --> 01:00:43.207
‫ممنون، پارکر

01:00:45.710 --> 01:00:48.880
‫وقتی برنکستر رو گرفتم اونقدری
‫ جوون بودم تا یه تغییری ایجاد کنم

01:00:48.880 --> 01:00:51.883
‫بخاطر همون تغییره که
‫ فکر می‌کنم اون‌جا و آدماش

01:00:51.883 --> 01:00:55.011
‫وضعیت بهتری دارن

01:00:55.011 --> 01:00:57.859
‫وقتی اون مسئولیت‌ها رو به شما دادن،
‫مسکو، وین و برلین امپراتوری داشتن

01:00:57.884 --> 01:00:59.098
‫و پدر و مادرتون

01:00:59.123 --> 01:01:00.725
‫این بخش از شهرستان
‫ رو فرمانروایی می‌کردن

01:01:00.725 --> 01:01:03.311
‫اما الان زمونه عوض شده،
‫ همه‌چی تغییر کرده

01:01:03.311 --> 01:01:05.438
‫- الان یه جای دیگه‌ایم
‫- همه همینو میگن

01:01:05.438 --> 01:01:07.356
‫عوض شدنش فقط
‫ بخاطر این نیست که ما

01:01:07.356 --> 01:01:10.401
‫می‌تونیم به جای شیش‌ماه
‫ تو چند روز برسیم کیپ‌تاون

01:01:10.401 --> 01:01:12.629
‫بخاطر اینـه که حتی
‫ خودمون هم تغییر کردیم

01:01:12.654 --> 01:01:14.989
‫طرز لباس پوشیدنمون، صحبت کردنمون

01:01:14.989 --> 01:01:17.700
‫حتی برخوردمون با
‫ همدیگه هم عوض شده

01:01:17.700 --> 01:01:19.911
‫الان دیگه نوبت مریـه

01:01:19.911 --> 01:01:22.163
‫اون می‌دونه که این ملک تو دههٔ ٣٠

01:01:22.163 --> 01:01:24.040
‫۴٠ و ۵۰ چطور اداره میشده

01:01:24.040 --> 01:01:25.958
‫- یعنی میگی من نمی‌دونم؟
‫- خودت که می‌دونی

01:01:25.958 --> 01:01:27.627
‫اگه زیادی این‌جا بمونی سیستم از کار میفته

01:01:27.627 --> 01:01:31.589
‫خوبـه که هنوز فکر می‌کنی
‫ این سیستم کار می‌کنه

01:01:33.132 --> 01:01:35.259
‫من هم یه حرفی دارم

01:01:35.259 --> 01:01:37.428
‫چیزی که ناگفته مونده اینـه که

01:01:37.428 --> 01:01:40.097
‫ما همه دوستت داریم

01:01:41.682 --> 01:01:43.476
‫واقعاً دوستت داریم

01:01:45.047 --> 01:01:52.047
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

01:01:54.106 --> 01:01:56.459
« بازنشتگی مبارک، خانم پتمور »

01:01:57.365 --> 01:02:00.368
‫بانو فرمودن که همه‌شون میان این‌جا

01:02:00.368 --> 01:02:01.869
‫- ممنون
‫- متشکرم

01:02:01.869 --> 01:02:04.686
‫بعضی‌ها هم دارن خودشونو به در
‫ و دیوار می‌زنن تا دعوت‌نامه بگیرن

01:02:04.711 --> 01:02:07.083
‫درحالی که کلاً کسی دعوتشون نکرده

01:02:07.083 --> 01:02:08.971
‫- این یعنی کارمون خوب بوده
‫- ناراحت کننده‌ست

01:02:08.996 --> 01:02:10.577
‫با این که بانو مری رو
‫ از بدو تولد می‌شناختن،

01:02:10.602 --> 01:02:12.296
‫باز هم از این که قرار بود کنار
‫ گذاشته بشه، خوشحال بودن

01:02:12.296 --> 01:02:14.204
‫حالا دست به هر کاری می‌زنن
‫ تا با یه آدم معروف همسفره بشن

01:02:14.229 --> 01:02:15.633
‫چه روزگاری شده

01:02:15.633 --> 01:02:17.635
‫اعتراض کردن دردیو دوا نمی‌کنه

01:02:17.635 --> 01:02:19.136
‫- متشکرم
‫- آقای بارنسون

01:02:19.136 --> 01:02:21.514
‫سر شام حسابی از خجالت
‫ عالیجناب در اومدن

01:02:21.514 --> 01:02:24.015
‫فکر کردن به این‌که اون قبلاً
‫ ماشینا رو تمیز می‌کرده خنده‌داره

01:02:24.040 --> 01:02:25.351
‫بیچاره عالیجناب

01:02:25.351 --> 01:02:27.353
‫همیشه سعی کرده بهترینِ خودش باشه

01:02:27.353 --> 01:02:30.398
‫آقای میسون! بفرمایید تو

01:02:31.315 --> 01:02:34.860
‫مشخصـه با برگشتن همسرتون
‫روزهای خوشی رو می‌گذرونید

01:02:34.860 --> 01:02:36.654
‫واقعاً همینطوره

01:02:36.654 --> 01:02:38.322
‫اما اون حسابی دلتنگتون میشه

01:02:38.322 --> 01:02:41.659
‫خیلی عجیب میشه، به‌جای ٢٢ نفر باید واسه
‫ دو نفر آشپزی کنم، اون هم توی سکوت

01:02:41.659 --> 01:02:44.036
‫برعکس الان که صدای همهمه
‫ و پچ‌پچ این‌جا رو پُر کرده

01:02:45.454 --> 01:02:47.456
‫الان برمی‌گردم

01:02:48.541 --> 01:02:49.834
‫خیلی چیزها تغییر کرده

01:02:49.834 --> 01:02:51.669
‫یه پیشخدمت جدید هم
‫ لازم داریم، می‌دونید دیگه

01:02:51.669 --> 01:02:52.920
‫اندی از پس همه کارا بر نمیاد

01:02:52.920 --> 01:02:55.172
‫فکر نکنم بانو مری موافقت کنن

01:02:55.172 --> 01:02:57.842
‫حالا که همچین مسئولیتی گردنشونـه،

01:02:57.842 --> 01:02:59.176
‫می‌خوان تا جا داره صرفه‌جویی کنن

01:02:59.176 --> 01:03:00.386
‫با مسئله طلاقی که پیش اومده

01:03:00.386 --> 01:03:02.680
‫کارشون خیلی سخت‌تر شده

01:03:02.680 --> 01:03:06.684
‫پس ما باید از هر فرصتی که گیرمون
‫ میاد استفاده تا بهشون نشون بدیم که

01:03:06.684 --> 01:03:08.519
‫- ما حمایتشون می‌کنیم
‫- موافقم

01:03:08.519 --> 01:03:10.354
‫این هم از این

01:03:10.354 --> 01:03:11.981
‫دستت درد نکنه، دیزی

01:03:11.981 --> 01:03:13.524
‫خیلی خوشمزه به نظر می‌رسه

01:03:13.524 --> 01:03:15.234
‫فوق‌العاده‌ست

01:03:16.694 --> 01:03:18.029
‫به سلامتی خانم پتمور

01:03:18.029 --> 01:03:19.530
‫نه، به سلامتی خانم میسون

01:03:21.115 --> 01:03:22.533
‫سلامتی خانم میسون

01:03:22.533 --> 01:03:24.994
‫خب، واسه شام آقای کاوارد آماده‌اید؟

01:03:26.203 --> 01:03:28.122
‫به وقتش دوران من تموم
‫میشه و نوبت تو می‌رسه

01:03:28.122 --> 01:03:30.207
‫با فکر کردن بهش ناراحت نمیشی؟

01:03:30.207 --> 01:03:33.711
‫یه کم، ولی باهاش مشکلی ندارم

01:03:33.711 --> 01:03:35.463
‫زندگی ما مثل فصل‌های یه کتابـه

01:03:35.463 --> 01:03:37.840
‫هیچ اشکالی نداره که یه فصل تموم بشه

01:03:37.840 --> 01:03:39.884
‫و فصل جدیدی شروع بشه

01:03:39.884 --> 01:03:42.219
‫الان نوبت توئـه

01:03:42.219 --> 01:03:45.723
‫و من خیلی به این موضوع افتخار می‌کنم

01:03:46.724 --> 01:03:49.226
‫تو مثل دختر نداشته‌ی منی

01:03:50.019 --> 01:03:52.063
‫این حرفا خیلی برای من ارزشمنده

01:03:52.063 --> 01:03:53.731
‫جدی میگم

01:03:58.319 --> 01:04:00.237
‫بانوی من، تلفن دارید

01:04:00.237 --> 01:04:01.739
‫خانم فالموث هستن

01:04:03.199 --> 01:04:05.743
‫حواست باشه وقتی اومدن
‫ حتما بهشون قهوه بدی

01:04:08.204 --> 01:04:10.164
‫ایدث، می‌تونم یه کم وقتتو بگیرم؟

01:04:10.164 --> 01:04:11.832
‫هرطور مایلید

01:04:21.050 --> 01:04:23.636
‫دوباره قراره خوردم کنید؟

01:04:23.636 --> 01:04:26.097
‫نه دیگه از اون خبرا نیست

01:04:26.097 --> 01:04:27.765
‫اما من می‌دونم که اوضاع چطوره

01:04:27.765 --> 01:04:29.892
‫گفتم شاید پولی که از
‫ خریدو فروش درآوردیم

01:04:29.892 --> 01:04:31.602
‫یه کمی کمک کنه

01:04:32.603 --> 01:04:34.188
‫تام

01:04:34.188 --> 01:04:36.315
‫زیاد درگیرش نشو، عزیز من

01:04:36.315 --> 01:04:37.900
‫جدی میگم

01:04:37.900 --> 01:04:40.778
‫تو و خانواده سیبل هرچیزی
‫ که من لازم داشتمو بهم دادید

01:04:40.778 --> 01:04:42.363
‫این چیز خیلی مهمیـه دیگه، نه؟

01:04:42.363 --> 01:04:45.366
‫چرا، مهمـه، اما نه از نظر مادی

01:04:46.751 --> 01:04:48.619
‫حالا یه‌کم شراب پورت بریز برای خودت

01:04:48.619 --> 01:04:51.298
‫بعدش هم بده نفر بعدی بخوره
‫ تا همه‌مون نزدیم زیر گریه

01:04:53.082 --> 01:04:55.459
‫تو با یه غریبه خوابیدی؟

01:04:55.459 --> 01:04:56.919
‫خب، آره، خیلی بد به نظر می‌رسه

01:04:56.919 --> 01:04:58.087
‫مخصوصاً وقتی اون‌جوری میگیدش

01:04:58.087 --> 01:04:59.380
‫پس باید چه‌جوری بگمش؟

01:04:59.380 --> 01:05:00.798
‫طرف تُرک که نیست، نه؟

01:05:01.799 --> 01:05:03.509
‫به نظرم جذاب بود

01:05:03.509 --> 01:05:04.718
‫هنوز هم همینو میگم

01:05:04.718 --> 01:05:07.680
‫ولی فکر کنم حس می‌کنه
‫من خیلی ازش حساب می‌برم

01:05:07.680 --> 01:05:09.932
‫می‌خواد کمکش کنم مامانو راضی کنه

01:05:09.932 --> 01:05:11.267
‫که خب، معلومـه نمی‌کنم

01:05:11.267 --> 01:05:13.102
‫چرا اینا رو به من میگی

01:05:13.102 --> 01:05:14.812
‫نمی‌دونم

01:05:15.813 --> 01:05:18.858
‫حقیقتش، بد جوری گیر افتادم

01:05:18.858 --> 01:05:21.652
‫گفتم شاید بانویی مثل
‫تو بتونه راهنماییم کنه

01:05:21.652 --> 01:05:22.987
‫دستم ننداز

01:05:22.987 --> 01:05:24.738
‫من جرئت همچین کاری رو ندارم

01:05:24.738 --> 01:05:26.323
‫ولی جدی، نظرت چیـه؟

01:05:26.323 --> 01:05:29.743
‫سمبروک رو آروم کنم یا کلاً نادیده‌اش بگیرم؟

01:05:31.328 --> 01:05:32.872
‫میشه نظر برتی رو هم بپرسم؟

01:05:32.872 --> 01:05:35.207
‫- نپرسی نمیشه؟
‫- فکر کنم نمیشه

01:05:35.207 --> 01:05:37.668
‫پس تقصیر توئـه اگه

01:05:37.668 --> 01:05:38.919
‫تا آخر عمرم مسخرم کرد

01:05:41.297 --> 01:05:44.675
‫تام پولی که از واگذاری تجارت ماشینش
‫ در آورده رو در اختیارمون گذاشت

01:05:46.218 --> 01:05:49.096
‫قبولش نکردم، معلومـه
‫دیگه. ولی متاثر شدم

01:05:49.096 --> 01:05:51.599
‫- و یه فکری تو سرم افتاد
‫- چه فکری؟

01:05:51.599 --> 01:05:52.850
‫مری راست میگه

01:05:53.809 --> 01:05:56.520
‫چاره‌ای جز فروختن عمارت گرنتام نداریم

01:05:56.520 --> 01:05:58.564
‫وقتشـه ازش بگذریم

01:05:58.564 --> 01:06:00.774
‫اون می‌دونه که اینقدر سر به راه شدی؟

01:06:00.774 --> 01:06:02.193
‫هنوز نه

01:06:04.528 --> 01:06:06.614
‫این‌که می‌خوای مدیریت
‫ دانتون رو بدی بهش چی؟

01:06:06.614 --> 01:06:07.698
‫چشـه مگه؟

01:06:07.698 --> 01:06:09.241
‫من که گوشام مخملی نیست

01:06:09.241 --> 01:06:11.035
‫می‌بینم چطور باهاش رفتار می‌کنی

01:06:11.035 --> 01:06:13.208
‫دلت نمی‌خواد اون همچین
‫ مسئولیتی داشته باشه؟

01:06:13.537 --> 01:06:15.873
‫چرا، دلم می‌خواد. قبلاً که گفته بودم

01:06:17.416 --> 01:06:19.376
‫اما الان که وقتش رسیده...

01:06:19.376 --> 01:06:21.462
‫نمی‌تونی از همچین تاج و تختی دل بکَنی

01:06:27.509 --> 01:06:30.054
‫امیدوارم کار سنگینی واسه‌ت نباشه

01:06:30.054 --> 01:06:32.389
‫تازه، فردا هم باید تو نمایش باشی

01:06:32.389 --> 01:06:35.476
‫بانو مرتون گذاشتن تصمیم دست خودم باشه

01:06:35.476 --> 01:06:36.894
‫اگه واضح حرفتو بزنی،

01:06:36.894 --> 01:06:38.520
‫می‌تونی راحت کارا رو پیش ببری

01:06:38.520 --> 01:06:41.065
‫حتی با عالیجناب سر هکتور مورلند

01:06:41.065 --> 01:06:43.317
‫می‌دونستم که از پسش برمیای

01:06:43.317 --> 01:06:46.570
‫منطقیـه که بگی همیشه
‫ قرار نیست این‌جا باشی

01:06:46.570 --> 01:06:49.865
‫آره خب، یه روز از این‌جا میرم،
‫ اما خاطرات بدی از این‌جا ندارم

01:06:59.250 --> 01:07:01.752
‫این افتخار بزرگیـه، سرورم

01:07:01.752 --> 01:07:05.756
‫خب، نمی‌دونم، اما حقیقتش اینـه که...

01:07:05.756 --> 01:07:07.675
‫نیاز دارم یه‌کم نصیحتم کنید

01:07:09.051 --> 01:07:11.178
‫چطور؟ در چه مورد؟

01:07:11.178 --> 01:07:13.681
‫بفرمایید بشینید

01:07:15.349 --> 01:07:19.103
‫وقتی که شما اومدید
‫ به دانتون ما جوون بودیم

01:07:19.103 --> 01:07:20.938
‫وقتی ارث بهم رسید، شما هم کنارم بودید

01:07:20.938 --> 01:07:23.649
‫و چندین سال گذشته و ما همچنان کنار همیم

01:07:23.649 --> 01:07:26.777
‫سرورم، من در سایه‌ی شما
‫ عمر با عزتی رو گذروندم

01:07:26.777 --> 01:07:28.404
‫امیدوارم همین‌طور بوده باشه

01:07:28.404 --> 01:07:30.114
‫شما به خوبی عمارت رو اداره کردید

01:07:30.114 --> 01:07:34.118
‫اما به نظر من باعث شدید
‫ شادی عضوی از اون خونه بشه

01:07:34.118 --> 01:07:35.953
‫این خیلی برای من ارزش داره

01:07:35.953 --> 01:07:38.622
‫خیلی با هم جور بودیم دیگه، سرورم

01:07:38.622 --> 01:07:40.916
‫از شانس خوبمون بود

01:07:43.627 --> 01:07:47.214
‫اومدید این‌جا تا در مورد
‫ بانو مری صحبت کنیم؟

01:07:49.133 --> 01:07:51.010
‫طبق معمول، شما از من جلوترید

01:07:51.010 --> 01:07:54.763
‫حتماً می‌دونید دیگه، بانو
‫ مری فکر می‌کنه وقتشـه که

01:07:54.763 --> 01:07:56.807
‫من مسئولیت رو به اون واگذار کنم

01:07:56.807 --> 01:08:01.061
‫علیاحضرت موافقن و گمون
‫ کنم بانو هکسهام هم همین‌طور

01:08:01.061 --> 01:08:05.232
‫و خیلی عجیبـه... احتمالاً
‫ من هم موافق باشم

01:08:05.232 --> 01:08:08.694
‫مطمئنید؟

01:08:08.694 --> 01:08:11.822
‫فکر می‌کنید بیکارم که
‫ الکی دست دست می‌کنم؟

01:08:11.822 --> 01:08:13.991
‫سرورم من هیچ‌وقت چنین جسارتی نمی‌کنم

01:08:13.991 --> 01:08:17.328
‫اما باور دارم که از الان به بعد می‌تونید

01:08:17.328 --> 01:08:19.747
‫اوقات آروم‌تری داشته باشید

01:08:19.747 --> 01:08:21.623
‫بدون هیچ نگرانی

01:08:22.374 --> 01:08:24.001
‫ولی من خیلی نگرانم

01:08:24.001 --> 01:08:26.503
‫نگران اینم که طلاق باعث
‫ شده اوضاع تغییر کنه

01:08:26.503 --> 01:08:30.049
‫جامعه طردش کرده، فکر می‌کنی
‫ می‌تونه این شکلی بره تو اجتماع؟

01:08:30.049 --> 01:08:31.967
‫شاید هم بهتره که...

01:08:33.344 --> 01:08:36.305
‫یه چند سال دیگه هم بمونم

01:08:36.305 --> 01:08:37.806
‫تا آب‌ها از آسیاب بیفته

01:08:37.831 --> 01:08:41.250
‫بانو مری مسئول مهربون
‫ و قابل اعتمادی میشه

01:08:41.275 --> 01:08:44.480
‫و به زودی جایگاهش بین
‫ مردم شهرستان مثل قبل میشه

01:08:44.480 --> 01:08:46.106
‫شما میگید از پسش بر میاد؟

01:08:46.106 --> 01:08:50.944
‫مطمئنم که به خوبی از پسش بر
‫ میاد، خودتون هم همین‌طور، سرورم

01:09:06.710 --> 01:09:08.712
‫چرا اونی که سر ردیفـه رو بر نمی‌داری؟

01:09:09.588 --> 01:09:11.673
‫دفتر خاطرات پیگویکـه، قربان

01:09:20.140 --> 01:09:21.725
‫با اجازه

01:09:22.851 --> 01:09:24.103
‫جدی

01:09:24.103 --> 01:09:27.314
‫فکر کنم اگه یه روز همه باهم
‫ بریم اسکات، روحیه‌مون بهتر بشه

01:09:27.314 --> 01:09:28.899
‫شامل حال من که نمیشه

01:09:28.899 --> 01:09:31.693
‫ورودی‌های جایگاه سلطنتی
‫قراره به طور کامل بسته بشن

01:09:31.693 --> 01:09:33.195
‫اما تو باید بیای

01:09:33.195 --> 01:09:34.738
‫تو بهش بگو، برتی

01:09:34.738 --> 01:09:37.074
‫من میرم تو چادر وایت
‫ واسه‌ت ناهار می‌گیرم

01:09:37.074 --> 01:09:39.493
‫این‌جوری دیگه لازم نیست بری سمت جایگاه

01:09:39.493 --> 01:09:40.828
‫من هم پیشت می‌مونم

01:09:40.828 --> 01:09:42.746
‫اصلاً با این جایگاه حال نمی‌کنم

01:09:42.746 --> 01:09:44.581
‫شما چطور، آقای سمبروک

01:09:44.581 --> 01:09:46.834
‫از این مراسم عجیب انگلیسی خوشت میاد؟

01:09:46.834 --> 01:09:48.627
‫آره، خیلی هم خوشم میاد

01:09:48.627 --> 01:09:51.171
‫ایدث کلی از اعضای
‫ خانواده سلطنتی رو میاره

01:09:51.171 --> 01:09:52.423
‫تا بیشتر بهمون خوش بگذره

01:09:52.423 --> 01:09:54.716
‫وای، من که واقعاً حسودیم شد

01:09:54.716 --> 01:09:57.261
‫البته نه اون‌قدر که بخوام باهاتون بیام

01:09:57.261 --> 01:10:00.848
‫نه، من همین‌جا می‌مونم و آثار
‫ چارلز دیکنز رو ورق میزنم

01:10:07.771 --> 01:10:09.440
‫- ده شیلینگ...
‫- بفرمایید، قربان

01:10:09.440 --> 01:10:11.984
‫بفرمایید خانم‌ها و آقایان! شروع می‌کنیم!

01:10:57.154 --> 01:10:59.156
‫مثل این‌که کلمبوس حسابی گل کاشته

01:10:59.156 --> 01:11:00.991
‫همونیـه که اون‌جاست؟

01:11:07.873 --> 01:11:10.667
‫- سبز و سفیده، همون سبز و سفیده
‫- سبز و سفید

01:11:13.212 --> 01:11:14.463
‫یالا! مدوس بارون!

01:11:37.569 --> 01:11:39.154
‫همونیـه که همه دوستش داشتن؟

01:11:39.154 --> 01:11:41.865
‫نمی‌خوای صبر کنی ببینی
‫ نتیجه بررسی ناظرا چی میشه؟

01:11:41.865 --> 01:11:43.492
‫نه دیگه، دقیقه آخره

01:11:47.538 --> 01:11:48.872
‫بریم تو جایگاه سلطنتی؟

01:11:48.872 --> 01:11:50.916
‫بیشتر از این معطلش نکن، برتی

01:11:50.916 --> 01:11:52.668
‫داره براش له‌له می‌زنه

01:11:52.668 --> 01:11:54.044
‫دوست دارم ببینمش

01:11:55.629 --> 01:11:57.464
‫برید، همه‌تون

01:11:57.464 --> 01:11:59.132
‫ما همین‌جا می‌مونیم

01:11:59.132 --> 01:12:00.217
‫مطمئنی؟

01:12:00.217 --> 01:12:02.010
‫آره

01:12:08.100 --> 01:12:10.686
‫- دو پوند روی برد بازورث شرط می‌بندم
‫- خیلی‌خب پس، بازورث

01:12:15.232 --> 01:12:16.441
‫تام بارسون

01:12:16.441 --> 01:12:17.818
‫جان بون، این‌که تویی

01:12:17.818 --> 01:12:19.236
‫فکر می‌کردم هنوز نیویورکی

01:12:19.236 --> 01:12:21.738
‫آره، تا یک ماه پیش اون‌جا بودم

01:12:21.738 --> 01:12:23.699
‫میگم، اون مردی که پیشت بود

01:12:23.699 --> 01:12:25.784
‫هنوز هم به خودش میگه گاس سمبروک؟

01:12:25.784 --> 01:12:27.411
‫چطور؟ می‌شناسیش مگه؟

01:12:27.411 --> 01:12:29.204
‫متأسفانه بله

01:12:34.418 --> 01:12:37.754
‫میشه کارتمو بهتون بدم؟ شاید
‫ گذرتون خورد به نیویورک

01:12:38.547 --> 01:12:39.840
‫اگه می‌دونستم تو هم میای،

01:12:39.840 --> 01:12:41.592
‫همه رو دعوت می‌کردم ناهار

01:12:41.592 --> 01:12:43.176
‫نگران اونش نباشید، اعلیحضرت

01:12:43.176 --> 01:12:45.679
‫ما تو چادر سفید با پدرزنم
‫ بودیم، خیلی خوب بود

01:12:45.679 --> 01:12:47.431
‫لرد گرنتام اومدن؟

01:12:47.431 --> 01:12:49.766
‫پیش خواهر بانو هکسام هستن

01:12:49.766 --> 01:12:52.436
‫متأسفانه بانو مری اصلاً
‫ بهشون خوش نمی‌گذره

01:12:52.436 --> 01:12:55.522
‫نباید جلوی خانم پیترزفیلد
‫ راجع‌بهش حرف بزنیم

01:12:55.522 --> 01:12:57.316
‫من کاری رو کردم که باید

01:12:57.316 --> 01:12:58.900
‫بانو مری حالشون خوب میشه

01:12:58.900 --> 01:13:02.779
‫معلومـه، ولی اینا قانون زندگیـه دیگه

01:13:03.614 --> 01:13:04.823
‫کورا

01:13:04.823 --> 01:13:06.283
‫تام، کجا بودی؟

01:13:06.283 --> 01:13:07.701
‫چی‌شده؟

01:13:07.701 --> 01:13:09.661
‫باید بهتون یه خبری رو بدم

01:13:09.661 --> 01:13:11.246
‫درمورد سمبروکـه

01:13:13.790 --> 01:13:15.626
‫اون یه کلاهبرداره، اون هم بدترین نوعش

01:13:15.626 --> 01:13:17.336
‫و گویا هارولد آخرین هدف

01:13:17.336 --> 01:13:18.449
‫و آخرین قربانیش بوده

01:13:18.474 --> 01:13:20.297
‫- چرا پای میز محاکمه نرفته؟
‫- رفته

01:13:20.297 --> 01:13:23.185
‫چند تا وکیل زرنگ با یه مشت
‫ بند و تبصره قانونی تبرئه‌ش کردن

01:13:23.210 --> 01:13:24.468
‫اما هنوزم یه شیاده

01:13:24.468 --> 01:13:26.053
‫باید ده سال حبس می‌کشید

01:13:26.053 --> 01:13:28.847
‫از سقوط بازار هارولد جلوگیری
‫ کرد تا اعتمادشو جلب کنه

01:13:28.847 --> 01:13:30.182
‫بعدش هم پولشو بالا کشید

01:13:30.182 --> 01:13:32.270
‫و الان هم داره سعی می‌کنه
‫   پول بیشتری از ماها بکَنه

01:13:32.295 --> 01:13:34.170
‫- مطمئنی؟
‫- هیچ شکی ندارم

01:13:34.195 --> 01:13:35.729
‫بون تو دادگاهش حاضر شد و شهادت داد

01:13:35.729 --> 01:13:38.774
‫من میرم با آقای سمبروک صحبت کنم

01:13:39.608 --> 01:13:41.360
‫عجب دخترای شجاعی داریم

01:13:41.360 --> 01:13:42.819
‫تازه فهمیدی؟

01:13:42.819 --> 01:13:44.821
‫تام، بریم دوتا پیک بزنیم

01:13:44.821 --> 01:13:46.990
‫واسه‌ت لازمـه

01:13:49.451 --> 01:13:53.288
‫از این‌که سمبروک آدم بدی
‫ از آب در اومد تعجب کردی؟

01:13:53.288 --> 01:13:54.998
‫خودم هم نمی‌دونم

01:13:54.998 --> 01:13:57.334
‫واسه دایی هارولد ناراحتم

01:13:57.334 --> 01:14:00.504
‫خدا می‌دونه سمبروک دیگه
‫ کدوممونو بازی داده

01:14:00.504 --> 01:14:03.131
‫منو که تقریباً بازی داد

01:14:06.009 --> 01:14:08.929
‫می‌دونم که امشب با مامان به
دانتون برنمی‌گردی

01:14:08.929 --> 01:14:10.931
‫اون گفت می‌خواد یه بار دیگه

01:14:10.931 --> 01:14:13.183
‫عمارتی که واسه‌مون گرفتیو ببینه

01:14:14.184 --> 01:14:15.519
‫عمارت نیست

01:14:15.519 --> 01:14:16.978
‫آپارتمانـه

01:14:20.649 --> 01:14:23.610
‫شاید موندم و باهات اومدم

01:14:23.610 --> 01:14:25.070
‫مشکلی که نداری؟

01:14:25.070 --> 01:14:27.364
‫اصلاً

01:14:27.364 --> 01:14:29.825
‫ولی لطفاً تعصبتو بذار کنار

01:14:29.825 --> 01:14:31.868
‫اگه تلاش کنی میشه

01:14:31.868 --> 01:14:34.037
‫سعیمو می‌کنم

01:14:35.205 --> 01:14:36.707
‫واقعاً سعی می‌کنم

01:14:42.629 --> 01:14:44.506
‫واسه مسابقه بعدی اسب داری؟

01:14:44.506 --> 01:14:45.841
‫درستـه

01:14:46.717 --> 01:14:48.719
‫ایناهاش

01:14:48.719 --> 01:14:50.345
‫امیدوارم امروز بهتون خوش گذشته باشه...

01:14:51.388 --> 01:14:53.557
‫ولی لطفاً منو در جریان بذارید

01:14:53.557 --> 01:14:55.100
‫بهم گفتن که شما، نه تنها

01:14:55.100 --> 01:14:56.977
‫پولی هارولد رو بالا کشیدی

01:14:56.977 --> 01:15:00.230
‫حالا هم می‌خوای هرچی
‫ از ارث مامان مونده رو بدزدی

01:15:00.230 --> 01:15:03.066
‫مثل این‌که بار اولت هم نیست، نه؟

01:15:03.066 --> 01:15:05.569
‫شنیدم از اون آشفتگی بعد از تصادف

01:15:05.569 --> 01:15:07.654
‫استفاده کردی تا به پولت برسی

01:15:07.654 --> 01:15:09.865
‫خودت می‌فهمی چقدر حرفت مسخره‌ست دیگه

01:15:09.865 --> 01:15:11.760
‫تازه، بعضی‌ها میگن نزدیک بوده تو نیویورک

01:15:11.785 --> 01:15:14.077
‫بخاطر دزدی و کلاهبرداری بیفتی زندان

01:15:14.077 --> 01:15:16.246
‫مجرم شناخته نشدم، تبرئه‌م کردن

01:15:16.246 --> 01:15:18.039
‫از زیرش در رفتی

01:15:18.039 --> 01:15:20.417
‫مری میگه تو لندن باهم خوابیدید

01:15:20.417 --> 01:15:23.336
‫و تهدیدش کردی که میری به همه میگی

01:15:23.336 --> 01:15:27.257
‫واسه اون که مهم نیست،
‫مریـه دیگه، ولی واسه من مهمـه

01:15:27.257 --> 01:15:28.425
‫من تهدیدش نکردم

01:15:28.425 --> 01:15:29.718
‫داشتم شوخی می‌کردم

01:15:29.718 --> 01:15:31.261
‫احتمالاً بد برداشت کرده

01:15:31.261 --> 01:15:33.180
‫می‌دونم که همه‌ی ما رو یابو فرض کردی

01:15:33.180 --> 01:15:35.432
‫- من همچین حرفی نزدم
‫- اما مطمئنم که تا الان

01:15:35.432 --> 01:15:38.477
‫فهمیدی که منو لرد هکسام،
‫ یه طور خاصی برش داریم

01:15:38.477 --> 01:15:41.772
‫شاید اگه دنیا جای بهتری بود
‫ این شکلی نمی‌شدیم، ولی هستیم دیگه

01:15:41.772 --> 01:15:43.565
‫منظورت چیـه الان؟

01:15:43.565 --> 01:15:46.777
‫اگه بشنوم مادرمو تهدید کردی

01:15:46.777 --> 01:15:50.864
‫یا داییم یا خواهرم، هرکسی کلاً

01:15:50.864 --> 01:15:53.909
‫بهت قول میدم لرد هکسهام باهات
‫ یه کاری کنه که اون سرش ناپیدا

01:15:53.909 --> 01:15:55.903
‫- من که می‌دونم کاری نمی‌کنید
‫- کاری نمی‌کنیم؟

01:15:55.928 --> 01:15:57.638
‫امتحانش کن

01:15:59.122 --> 01:16:01.625
‫بعدش باید دنبال یه‌جای دیگه
‫ واسه جولان دادن بگردی

01:16:01.625 --> 01:16:04.294
‫دیگه جایی تو انگلستان نداری

01:16:04.294 --> 01:16:06.838
‫یعنی این آشناهایی که پیدا کردی

01:16:06.838 --> 01:16:09.132
‫به هیچ کاریت نمیان

01:16:09.925 --> 01:16:12.803
‫گرفتی چی میگم؟

01:16:14.638 --> 01:16:16.181
‫آخی عزیزم

01:16:16.181 --> 01:16:18.850
‫امروز شانس باهاتون یار
‫نبود، درستـه آقای سمبروک؟

01:16:20.060 --> 01:16:22.145
‫مسابقه‌تون داره شروع میشه

01:16:22.145 --> 01:16:24.439
‫شاید اسبتون واسه‌تون یه‌کاری کرد

01:16:46.837 --> 01:16:48.129
‫اونو ببین!

01:16:50.382 --> 01:16:52.092
‫یالا!

01:17:03.812 --> 01:17:05.021
‫یالا

01:17:06.940 --> 01:17:08.525
‫یالا، هستیوی

01:17:12.946 --> 01:17:14.823
‫برو، هستیوی، برو!

01:17:18.994 --> 01:17:21.621
‫مال شما کدوم بود، آقای سمبروک؟

01:17:21.621 --> 01:17:23.373
‫اون یارو که لباس خال‌خالی پوشیده

01:17:23.373 --> 01:17:26.918
‫عجب. امیدوارم دفعه بعد موفق بشید

01:17:40.724 --> 01:17:42.392
‫خوشحالم پیدات کردم

01:17:42.392 --> 01:17:44.060
‫دارم میرم

01:17:44.060 --> 01:17:47.022
‫و تو تنها کسی هستی که می‌خواستم
‫ باهاش خداحافظی کنم

01:17:47.022 --> 01:17:49.399
‫می‌دونی از چی ناراحتم؟

01:17:49.399 --> 01:17:51.443
‫از این‌که احتمالاً اسم آدمایی که

01:17:51.443 --> 01:17:53.403
‫زندگیشونو خراب کردی رو یادت رفته

01:17:53.403 --> 01:17:56.239
‫خب، امیدوارم حداقل مال
‫ تو رو خراب نکرده باشم

01:17:58.241 --> 01:18:00.452
‫خداحافظ، آقای سمبروک

01:18:31.942 --> 01:18:35.403
‫هیچ‌کس نمی‌تونه بگه
‫«نوشته‌های پیکویک» خیلی کوتاهـه

01:18:35.403 --> 01:18:36.529
‫نه، قربان

01:18:36.529 --> 01:18:39.282
‫رمان جنایی این‌جا هست من بخونمش؟

01:18:39.282 --> 01:18:41.201
‫اگاتا کریستنی چیزی

01:18:41.201 --> 01:18:43.203
‫شاید چندتایی تو بخش کودک باشه

01:18:46.039 --> 01:18:48.291
‫با آخرین قطار میرن

01:18:48.291 --> 01:18:51.544
‫یعنی شام نمی‌خوان، چندتا
‫ ساندویچ و یه لیوان شراب کافیـه

01:18:51.544 --> 01:18:53.964
‫خب، آقای لوینسون می‌خوان با
اینا چی کار کنن؟

01:18:55.340 --> 01:18:57.384
‫فکر کنم از پسش بر میاد

01:19:03.473 --> 01:19:05.266
‫اینی که این‌جاست

01:19:17.862 --> 01:19:19.114
‫بفرمایید تو

01:19:19.114 --> 01:19:20.448
‫ممنونم

01:19:29.165 --> 01:19:32.502
‫پس دنیا این‌جوری تموم میشه

01:19:32.502 --> 01:19:35.005
‫نه با صدای بلند یه انفجار،
‫ بلکه با یه زمزمه‌ی کوچیک

01:19:35.005 --> 01:19:37.382
‫اون چی بود دیگه؟

01:19:38.633 --> 01:19:40.218
‫نمی‌دونم

01:19:40.218 --> 01:19:41.720
‫صدای خانواده‌ایـه که طبقه بالان

01:19:42.679 --> 01:19:44.681
‫طبقه بالا یه خانواده‌ دیگه‌ست؟

01:19:44.681 --> 01:19:46.808
‫طبقه پایین چی؟

01:19:46.808 --> 01:19:48.351
‫اون‌جا هم خانواده هست؟

01:19:48.351 --> 01:19:49.894
‫نمی‌دونم خانواده‌ان یا نه

01:19:49.894 --> 01:19:51.354
‫عجب

01:19:51.354 --> 01:19:54.691
‫انگار با چندتا غریبه تو
‫ لایه‌های یه کیک گیر افتادیم

01:19:54.691 --> 01:19:57.277
‫اگه خواستم برم بالا بخوابم چی؟

01:19:57.277 --> 01:20:00.280
‫نمی‌خواد واسه خوابیدن
‫ بری بالا، مستقیم میری

01:20:02.282 --> 01:20:04.492
‫جلل خالق

01:20:06.244 --> 01:20:11.041
‫زندگی کردن تو یه ساختمون
‫ با غریبه‌ها عجیب نیست؟

01:20:11.041 --> 01:20:13.001
‫بعد از هر مهمونی شکار هم شما

01:20:13.001 --> 01:20:15.045
‫شب توی یه خونه بین غریبه‌ها می‌خوابید

01:20:15.045 --> 01:20:17.756
‫می‌دونم که فکر می‌کنی من دستو پاتو بستم

01:20:17.756 --> 01:20:20.050
‫- خب من...
‫- حق داری

01:20:20.050 --> 01:20:21.301
‫تام هم همین‌طور

01:20:21.301 --> 01:20:24.137
‫من تشویقت کردم تا کنترل
‫ اوضاع رو به دست بگیری

01:20:24.137 --> 01:20:27.724
‫اما قبول کردن این‌که وقت رفتنـه، سختـه

01:20:29.225 --> 01:20:31.728
‫خانواده‌هایی مثل ما، برای زندگی
‫ باید همه‌ش در تلاش باشن

01:20:31.728 --> 01:20:35.732
‫یه روزی هم جورج به من
‫ میگه که باید کنار بکِشم

01:20:35.732 --> 01:20:37.275
‫من هم مثل تو میشم

01:20:37.275 --> 01:20:39.736
‫اصلاً احساساتی نیستی‌ها

01:20:39.736 --> 01:20:42.489
‫نظام موروثی که احساسات حالیش نمیشه

01:20:42.489 --> 01:20:44.282
‫اما الان دیگه وقتشـه
‫ به فکر چیزهایی باشی

01:20:44.282 --> 01:20:45.992
‫که تو و مامان رو خوشحال می‌کنه

01:20:45.992 --> 01:20:48.912
‫بیشتر سفر کنید، وقت
‫ بیشتریو تو لندن بگذرونید

01:20:48.912 --> 01:20:50.497
‫یعنی دیگه از دانتون خبری نیست

01:20:50.497 --> 01:20:51.745
‫الکی نگو دیگه

01:20:51.770 --> 01:20:53.333
‫تو میشی نفر اصلی

01:20:53.333 --> 01:20:56.044
‫قدرت پشت پرده

01:20:56.044 --> 01:20:58.296
‫نه، این‌جوری نمیشه

01:20:59.130 --> 01:21:02.092
‫تو میشی قدرت اصلی

01:21:05.762 --> 01:21:06.930
‫متشکرم

01:21:06.930 --> 01:21:08.431
‫ما شما رو در جریان می‌ذاریم...

01:21:08.431 --> 01:21:11.184
‫اگه مایلید عمارت گرنتام رو
‫ به فروش بذارید، ما خریداریم

01:21:11.184 --> 01:21:12.477
‫خیلی هم عالی، سرورم

01:21:14.270 --> 01:21:16.272
‫اگه بانو مری مسئول بشن،

01:21:16.272 --> 01:21:18.108
‫والدینشون از اون‌جا میرن؟

01:21:18.108 --> 01:21:19.359
‫خودت باید ازش بپرسی

01:21:19.359 --> 01:21:21.653
‫یعنی نمی‌خوای بهم بگی؟

01:21:21.653 --> 01:21:24.197
‫مگه همین‌طور نمیشه؟

01:21:24.197 --> 01:21:26.199
‫مگه زنا از شوهرشون چیزیو مخفی می‌کنن؟

01:21:26.199 --> 01:21:27.325
‫معلومـه

01:21:27.325 --> 01:21:29.160
‫اما شوهرا همچین حقی رو ندارن

01:21:31.371 --> 01:21:34.582
‫اگه اونا برن، ما چی میشیم؟

01:21:34.582 --> 01:21:38.670
‫تو که واسه بانو مری کار
‫ می‌کنی، من هم که با عالیجنابم

01:21:40.588 --> 01:21:44.884
‫هر چی بشه، یه طوری حلش می‌کنیم

01:21:44.884 --> 01:21:48.847
‫به هر حال که باید دنبال
‫ یه زندگی جدید باشیم

01:21:48.847 --> 01:21:50.348
‫درستـه، خانم بیتس

01:21:52.892 --> 01:21:54.978
‫این‌جان

01:21:58.189 --> 01:22:00.817
‫باید مشخص کنیم که کدوممون

01:22:00.817 --> 01:22:02.360
‫جام قهرمان محلی رو تقدیم می‌کنه

01:22:02.360 --> 01:22:03.945
‫شخص خاصی مد نظرتونـه؟

01:22:03.945 --> 01:22:05.864
‫گفتم شاید امسال خودم بتونم تقدیمش کنم

01:22:05.864 --> 01:22:06.990
‫نه

01:22:06.990 --> 01:22:08.324
‫امکان نداره همچین چیزی رو از شما بخوایم

01:22:08.324 --> 01:22:09.742
‫این همه گرفتاری داری

01:22:09.742 --> 01:22:12.996
‫نه، من می‌خواستم بگم از
‫ بانو مری تالبوت بخوایم

01:22:12.996 --> 01:22:14.581
‫وا، نه

01:22:14.581 --> 01:22:18.168
‫علاقه‌ی ایشون به
‫ آینده‌ی کشاورزی زبانزده

01:22:18.168 --> 01:22:20.295
‫همچنین یک زن مطلقه و بدنامـه

01:22:20.295 --> 01:22:22.297
‫به نظرم حضورش توی نمایشگاه

01:22:22.297 --> 01:22:24.632
‫بیشتر زنای اصیلو آبرومند رو معذب می‌کنه

01:22:24.632 --> 01:22:26.800
‫زن‌های اصیل، از چیزی که
‫شما فکر می‌کنید سرسخت‌ترن

01:22:26.825 --> 01:22:29.179
‫و ازدواج‌ها حتی توی بهترین
‫ جامعه‌ها هم به طلاق ختم میشن

01:22:29.179 --> 01:22:30.847
‫برو از هر کی می‌خوای بپرس

01:22:30.847 --> 01:22:33.683
‫آها. پس الان تو یه لجن‌زار
‫ اخلاقی زندگی می‌کنیم دیگه؟

01:22:33.683 --> 01:22:35.476
‫بانو مری تالبوت یک زن مسئولیت‌پذیر

01:22:35.476 --> 01:22:37.312
‫باهوش و سخاوتمنده

01:22:37.312 --> 01:22:39.606
‫حضور اون این‌جا از خوش‌شانسی ماست

01:22:39.606 --> 01:22:41.149
‫مگه نه، خانم پارکر؟

01:22:41.149 --> 01:22:42.525
‫خب، من کارم تو آشپزخونه‌ست

01:22:42.525 --> 01:22:44.326
‫یعنی به اندازه‌ی آقای کارسون
ایشونو نمی‌بینم

01:22:44.351 --> 01:22:45.445
‫اما گله‌ای ندارم

01:22:45.445 --> 01:22:47.030
‫من به نظرات یه کلفت چاپلوس

01:22:47.030 --> 01:22:50.033
‫یا یه پیشخدمت متملق اهمیتی نمیدم و

01:22:50.033 --> 01:22:51.618
‫حتی اگه سنگ هم از آسمون بیاد

01:22:51.618 --> 01:22:54.329
‫نمی‌ذارم عروس سابق بانو مرتون مطلقه

01:22:54.329 --> 01:22:57.248
‫جایزه ما رو به قهرمانمون تقدیم کنه

01:22:58.499 --> 01:23:01.920
‫لطفاً راحت باش، حرف دلتو بزن

01:23:01.920 --> 01:23:03.922
‫فکر نمی‌کنم شما آمادگی
‫ همچین کاری رو داشته با‌شید

01:23:15.433 --> 01:23:17.393
‫هیچ‌وقت نذار باهاش یه‌جا بمونم

01:23:17.393 --> 01:23:19.062
‫کاری از دست من ساخته نیست

01:23:19.062 --> 01:23:21.272
‫از من هم متنفره

01:23:21.272 --> 01:23:23.358
‫ولی تو خیلی کارها ازت برمیاد

01:23:26.402 --> 01:23:29.906
‫ای وای، بانوی من، باید تماس می‌گرفتید

01:23:29.906 --> 01:23:31.324
‫می‌خواستم ببینم همه‌چیز

01:23:31.324 --> 01:23:32.867
‫واسه شام آقای کاوارد آماده‌ست یا نه

01:23:32.867 --> 01:23:35.578
‫دیزی چشم بسته هم بره تو دربار شاه

01:23:35.578 --> 01:23:37.080
‫و آشپزی کنه، باز هم رو سفیدمون می‌کنه

01:23:37.080 --> 01:23:39.540
‫وقتی شما میگید پس
‫حتماً همین‌طوره، خانم پتمور

01:23:39.540 --> 01:23:42.669
‫فقط این‌که از موقعی که این
‫درگیری‌های بانو مری شروع شده

01:23:42.669 --> 01:23:44.629
‫این اولین مهمونی ماست،
‫می‌خوام عالی پیش بره

01:23:44.629 --> 01:23:47.173
‫ولی اون‌که باهاتون برنگشت

01:23:47.173 --> 01:23:49.081
‫رفت یه آپارتمانو به علیاحضرت نشون بده

01:23:49.106 --> 01:23:51.261
‫کار مهمی به نظر می‌رسه

01:23:51.261 --> 01:23:52.887
‫آره، کار مهمیـه

01:23:52.887 --> 01:23:55.056
‫نظرتون چیـه چای رو تو تراس بخوریم

01:23:55.056 --> 01:23:56.766
‫حتماً، بانوی من

01:24:04.107 --> 01:24:07.026
‫این کار بزرگیـه، چه واسه من چه واسه شماها

01:24:07.026 --> 01:24:09.112
‫بازنشستگیو میگی؟

01:24:09.112 --> 01:24:10.822
‫بعد از ۵٠ سال

01:24:10.822 --> 01:24:13.825
‫و زندگی کردن توی کلبه‌ی شما با اقای میسون

01:24:13.825 --> 01:24:15.159
‫همین‌طور هم باید باشه

01:24:15.159 --> 01:24:18.371
‫نه، منظورم این نبود

01:24:18.371 --> 01:24:19.622
‫پس منظورت چی بود؟

01:24:21.124 --> 01:24:22.375
‫خب، حق با شماست

01:24:22.375 --> 01:24:24.919
‫من هیچ‌وقت با آقای میسون زندگی نکردم

01:24:24.919 --> 01:24:27.964
‫نه اون‌طوری که باید

01:24:29.757 --> 01:24:31.467
‫هنوز نه

01:24:33.761 --> 01:24:35.096
‫عجب

01:24:35.096 --> 01:24:37.807
‫از اون‌جایی که خیلی وقت پیش
‫ منو فرستادید پیش آقای کارسون...

01:24:37.807 --> 01:24:38.850
‫واسه‌م سوال شد که...

01:24:38.850 --> 01:24:41.436
‫من چیزی از آقای میسون نمی‌پرسم

01:24:41.436 --> 01:24:43.855
‫فقط استرس دارم

01:24:43.855 --> 01:24:46.357
‫اگه خواست که... می‌دونید...

01:24:46.357 --> 01:24:49.747
‫با توجه به حرفاشون به نظرم
‫ همچین چیزی ازمون می‌خوان

01:24:49.772 --> 01:24:51.662
‫نباید استرس داشته باشی

01:24:51.696 --> 01:24:52.787
‫چرا؟

01:24:52.812 --> 01:24:55.273
‫ببین چی میگم

01:24:56.159 --> 01:24:58.953
‫خیلی خوش می‌گذره

01:25:04.292 --> 01:25:06.002
‫آره

01:25:07.003 --> 01:25:08.254
‫مطمئنی؟

01:25:08.254 --> 01:25:09.797
‫تام از حرفاش مطمئنـه

01:25:09.797 --> 01:25:12.884
‫سمبروک باید یه مجرم سابقه‌دار شناخته شه

01:25:12.884 --> 01:25:15.011
‫چطور راضیت کرد این همه رو بدی؟

01:25:15.011 --> 01:25:18.681
‫پول آرژانتین بود

01:25:19.724 --> 01:25:22.185
‫گاس گفت نرخ تبدیل طلا به پول کاغذی

01:25:22.185 --> 01:25:26.314
‫که بانک کوردوبا ارائه می‌کرد، به مراتب،

01:25:26.314 --> 01:25:28.191
‫سودش از هرچی تو بازار
‫ سهام داشته واسه‌ش بیشتره

01:25:28.191 --> 01:25:30.109
‫تو هم حرفشو باور کردی؟

01:25:30.109 --> 01:25:32.362
‫خیلی قانع‌کننده‌ بود
‫من هم پولو بهش دادم

01:25:32.362 --> 01:25:34.155
‫تا به شرکت مجری قرارداد الحاق بشه

01:25:34.989 --> 01:25:36.699
‫ولی یه‌کم بعدش، بهم گفت که

01:25:36.699 --> 01:25:38.659
‫شرکت ورشکسته شده و همه‌ی پولمون رفته

01:25:38.659 --> 01:25:40.787
‫از کجا معلوم اصلاً شرکتی در کار بوده؟

01:25:40.787 --> 01:25:42.622
‫اما میشه گفت مطمئنیم که پولامون

01:25:42.622 --> 01:25:44.707
‫رفته تو جیب آقای سمبروک

01:25:44.707 --> 01:25:46.793
‫چرا آوردیش انگلستان؟

01:25:46.793 --> 01:25:48.503
‫خب اون اسبشو داشت...

01:25:48.503 --> 01:25:50.880
‫و گفت اگه...

01:25:50.880 --> 01:25:53.049
‫کورا رو راضی کنیم تا باقیمونده رو بهمون بده

01:25:53.049 --> 01:25:55.051
‫دو برابر پولی که باخته بودمو بهم میده

01:25:55.051 --> 01:25:56.552
‫نمیشه بسپریمش به دست قانون؟

01:25:56.552 --> 01:25:59.847
‫پیگیری قانونی این‌جور پرونده‌ها خیلی سختـه

01:25:59.847 --> 01:26:01.933
‫بالأخره هارولد موافقت
‫ کرد تا همه‌چیزو رو کنیم

01:26:01.933 --> 01:26:04.227
‫متأسفانه از دست رفته

01:26:04.227 --> 01:26:06.396
‫باورم نمیشه انقدر احمق بودم

01:26:08.314 --> 01:26:10.108
‫اینا هم اومدن

01:26:10.108 --> 01:26:12.443
‫حتماً هنوز خستگی سفر تو تنتونـه

01:26:12.443 --> 01:26:14.821
‫- آره
‫- خب، رابرت، چطور بود؟

01:26:14.821 --> 01:26:16.697
‫دایی هارولد، حالتون خوبـه؟

01:26:16.697 --> 01:26:19.283
‫نه با همچین گندی که زدم

01:26:20.283 --> 01:26:21.866
‫ما هم همه شوکه شدیم

01:26:21.891 --> 01:26:23.679
‫یه راهی پیدا می‌کنیم تا حالتونو بهتر کنیم

01:26:23.704 --> 01:26:26.439
‫قبل از نمایش چندتا از همسایه‌ها
‫ واسه شام میان این‌جا

01:26:26.464 --> 01:26:28.533
‫به نظرت سر و وضع منو ببینن فرار نمی‌کنن

01:26:28.558 --> 01:26:29.935
‫لوس نشو دیگه

01:26:37.343 --> 01:26:39.137
‫ممنون

01:26:43.266 --> 01:26:45.935
‫عمارت‌های باشکوه انگلستان

01:26:45.935 --> 01:26:48.938
‫چقدر زیبان

01:26:50.106 --> 01:26:51.774
‫کجا میری؟

01:26:52.608 --> 01:26:55.278
‫توی این خونه، جای من تو آشپزخونه‌ست

01:26:55.278 --> 01:26:57.780
‫پس همه با هم می‌ریم اون‌جا

01:27:05.663 --> 01:27:07.748
‫- عصر بخیر
‫- توماس

01:27:09.333 --> 01:27:11.419
‫- آقای دکستر
‫- سلام

01:27:11.419 --> 01:27:14.046
‫آقای کاوارد، این مایه افتخار ماست

01:27:14.046 --> 01:27:15.465
‫نفرمایید

01:27:15.465 --> 01:27:17.133
‫باید شریک جرم‌های توماس رو می‌دیدم

01:27:17.133 --> 01:27:20.178
‫باید به لرد و بانو گرنتام سلام کنید

01:27:20.178 --> 01:27:22.054
‫تو با توماس کار می‌کردی؟

01:27:22.054 --> 01:27:23.139
‫آره

01:27:23.139 --> 01:27:24.974
‫آقای پارکر تازه شروع کردن

01:27:24.974 --> 01:27:26.017
‫به عنوان پیشخدمت

01:27:26.017 --> 01:27:27.935
‫پس یعنی الان بازنشست شدید، آقای کارسون؟

01:27:27.935 --> 01:27:30.229
‫با این همه وقتی که اینجا می‌گذرونه،
‫اصلاً بهش نمی‌آد.

01:27:30.229 --> 01:27:32.648
‫حداقل شما هنوز این‌جایید، خانم پتمور

01:27:32.648 --> 01:27:34.567
‫دیگه آخراشـه

01:27:34.567 --> 01:27:36.903
‫امشب دیزی شام درست می‌کنه

01:27:36.903 --> 01:27:38.988
‫فردا صبح دیگه من هم بازنشست میشم

01:27:38.988 --> 01:27:40.698
‫پس اگه گله‌ای دارید بیاید پیش من

01:27:40.698 --> 01:27:42.867
‫چه وضعیتی

01:27:42.867 --> 01:27:44.577
‫دیزی، تو خیلی آشنا به نظر می‌رسی

01:27:44.577 --> 01:27:47.038
‫- فکر نکنم
‫- چرا، خیلی آشنایی

01:27:47.038 --> 01:27:48.581
‫خیلی خیلی آشنایی

01:27:49.248 --> 01:27:51.334
‫شما دیگه باید برید بالا

01:27:51.334 --> 01:27:52.960
‫شما این پایین می‌مونید؟

01:27:52.960 --> 01:27:56.422
‫نمی‌تونی یه شبـه قانون
‫انگلستان رو عوض کنی که

01:27:56.422 --> 01:27:57.632
‫حالا تا ببینیم چی میشه

01:28:00.092 --> 01:28:01.677
‫ساعت هشت میرن تو اتاق موسیقی

01:28:01.677 --> 01:28:03.763
‫من میرم به آقای دکستر اطلاع بدم

01:28:03.763 --> 01:28:06.182
‫خدای من

01:28:06.182 --> 01:28:07.642
‫رسیدن؟

01:28:07.642 --> 01:28:08.851
‫به موقع رسیدید، آقای مولزلی

01:28:08.851 --> 01:28:10.102
‫نزدیک بود دیدنشونو از دست بدید

01:28:10.102 --> 01:28:11.854
‫آقای دکستر یادم آوردن

01:28:11.854 --> 01:28:14.815
‫بی‌صبرانه منتظرم که منو
‫ به آقای کاوارد معرفی کنن

01:28:25.284 --> 01:28:27.662
‫واقعاً متأسفم

01:28:27.662 --> 01:28:29.330
‫حتماً اشتباه شده

01:28:29.330 --> 01:28:30.665
‫فکر می‌کردم این‌جا اتاق منـه

01:28:30.665 --> 01:28:32.124
‫فکر نکنم

01:28:32.124 --> 01:28:34.877
‫مگه این‌که بخوان امشبو
‫ صمیمانه کنار هم سر کنیم

01:28:34.877 --> 01:28:36.879
‫آقای کاوارد

01:28:36.879 --> 01:28:39.507
‫لطف کردید این همه راه اومدید

01:28:39.507 --> 01:28:41.553
‫خیلی تاثیر گذاره

01:28:42.133 --> 01:28:44.128
‫منظورم تاثیرش رو شکوفایی دوباره‌ی مریـه

01:28:44.153 --> 01:28:46.222
‫طلاقش واسه‌ش دردسر ساز شد؟

01:28:46.222 --> 01:28:47.723
‫اونقدرا واسه‌ش راحت نبود

01:28:47.723 --> 01:28:49.725
‫اما حالا که شما این‌جایید،
‫ کمک می‌کنید راحت‌تر بشه

01:28:49.725 --> 01:28:50.935
‫کار من همینـه

01:28:50.935 --> 01:28:52.895
‫هرجا میرم با خودم خوشبختی می‌برم

01:28:52.895 --> 01:28:56.399
‫ایدث بهم گفت که هیچکس نمی‌خواد
‫ فرصت دیدن شما رو از دست بده

01:28:56.399 --> 01:28:57.968
‫یه طعمه کوچیک برای
‫رسیدن به هدف بزرگمون

01:28:57.993 --> 01:29:00.203
‫یا یه هدف بزرگ برای
‫ رسیدن به چیزی که می‌خوایم

01:29:00.896 --> 01:29:02.355
‫سر میز شام می‌بینمتون

01:29:10.580 --> 01:29:12.081
‫بانوی من

01:29:16.961 --> 01:29:18.754
‫اینا چی‌ان؟

01:29:18.754 --> 01:29:21.215
‫دنبال دکور برای عمارت داور بودم

01:29:22.174 --> 01:29:23.634
‫جدی؟

01:29:24.427 --> 01:29:25.595
‫بفرما بشین

01:29:27.096 --> 01:29:28.848
‫اگه دوست داری

01:29:30.600 --> 01:29:32.727
‫من باهات کل‌کل نمی‌کنم

01:29:33.436 --> 01:29:34.478
‫در چه مورد؟

01:29:34.478 --> 01:29:36.522
‫در مورد جابجاییمون به عمارت داور

01:29:36.522 --> 01:29:38.316
‫این یه غافلگیریـه

01:29:38.316 --> 01:29:39.483
‫چرا؟

01:29:39.483 --> 01:29:41.193
‫فکر خوبیـه

01:29:41.193 --> 01:29:42.445
‫کی حاضر میشه؟

01:29:42.445 --> 01:29:43.946
‫الان حاضره

01:29:43.946 --> 01:29:45.948
‫دادم تمیزش کنن و همه‌چیزشو بذارن سرجا

01:29:46.824 --> 01:29:49.118
‫پس خیلی درگیر بودی

01:29:49.118 --> 01:29:50.620
‫خیلی

01:29:50.620 --> 01:29:52.788
‫این‌که درکش می‌کنی کارمونو راحت‌تر می‌کنه

01:29:54.624 --> 01:29:56.626
‫من میگم مورد علاقه‌‌ام مدلین کارولـه

01:29:56.626 --> 01:29:59.045
‫شهرتش هیچوقت مغرورش نکرد

01:29:59.045 --> 01:30:00.963
‫تو فیلم «زندان آمریکایی» دیدمش

01:30:00.963 --> 01:30:03.799
‫ما هروقت پیش همیم از انگلستان میگیم

01:30:03.799 --> 01:30:04.842
‫ما سه تا

01:30:04.842 --> 01:30:06.802
‫و خانم دلگلیش. راستی، حالشون خوبـه؟

01:30:06.802 --> 01:30:09.639
‫آره، البته اونقدرا با انگلیسی‌ها
حال نمی‌کنه

01:30:09.639 --> 01:30:12.642
‫انگار به عنوان یه آمریکایی دوباره متولد شده

01:30:12.642 --> 01:30:14.977
‫با این جماعت هم‌سفره میشی؟

01:30:14.977 --> 01:30:16.812
‫معلومـه که میشم، ٱقای کارسون

01:30:16.812 --> 01:30:17.980
‫یه‌کم نامتعارفـه، آقای بارو

01:30:17.980 --> 01:30:19.649
‫می‌تونی بذاری آقای کارسون انجامش بدن

01:30:19.649 --> 01:30:23.778
‫فکر نکنم بازیگرها و خدمتکارها
‫ خیلی فرق داشته باشن

01:30:23.778 --> 01:30:25.321
‫آقای بارو خدمتکار نیست

01:30:25.321 --> 01:30:26.739
‫خب من که هنوز مسئولم

01:30:26.739 --> 01:30:28.824
‫مطمئن میشم کارا راحت انجام میشن

01:30:28.824 --> 01:30:30.326
‫چه اسمی روش می‌ذاری؟

01:30:30.326 --> 01:30:32.036
‫یه فکرایی دارم

01:30:32.036 --> 01:30:32.912
‫چارلی

01:30:32.912 --> 01:30:34.565
‫بهتره برم یه سر به اردک بزنم

01:30:41.337 --> 01:30:43.089
‫خوبـه، عالی شدی

01:30:43.089 --> 01:30:45.508
‫داری قبل از این‌که برم پایین بررسیم می‌کنی؟

01:30:45.508 --> 01:30:47.009
‫شاید

01:30:47.009 --> 01:30:49.512
‫نمی‌خوام عزا و ماتم از روت بباره

01:30:49.512 --> 01:30:51.263
‫یعنی می‌خوای منو به عنوان

01:30:51.263 --> 01:30:53.140
‫یه فرد اجتماعی معرفی کنی؟

01:30:53.140 --> 01:30:57.061
‫چرا همیشه سر این قضیه که کی
‫جایزه رو می‌بره با بقیه کل‌کل می‌کنی؟

01:30:57.061 --> 01:30:59.689
‫الان دیگه سرسخت‌تر از قبل شدی

01:30:59.689 --> 01:31:02.358
‫این‌که یه پا بانوی بزرگ شدی
‫ بهت مصونیت داده، نه؟

01:31:02.358 --> 01:31:05.528
‫می‌تونی جلوی خیانت سمبروک به مامانو بگیری

01:31:05.528 --> 01:31:08.406
‫کم‌کم داشت دلم براش می‌سوخت

01:31:08.406 --> 01:31:10.533
‫بلند نیستی قدردان یکی باشی، نه؟

01:31:10.533 --> 01:31:12.785
‫نکنه قراره دعوا کنیم؟

01:31:12.785 --> 01:31:14.036
‫با تو که نمیشه دعوا کرد

01:31:14.036 --> 01:31:15.913
‫تو هیچوقت باختنو قبول نمی‌کنی

01:31:16.706 --> 01:31:18.958
‫این بار می‌کنم

01:31:18.958 --> 01:31:22.086
‫چند وقتی میشه که من باخته‌ام

01:31:22.086 --> 01:31:24.880
‫ولی فکر کنم اوضاع
‫ بالأخره داره عوض میشه

01:31:24.880 --> 01:31:27.007
‫خدا رو شکر

01:31:27.007 --> 01:31:29.885
‫یه مارتینی درجه یک
‫ این‌طوری درست میشه

01:31:29.885 --> 01:31:32.471
‫باید لیوانتو پُر از جین کنی
‫و به سمت ایتالیا تکون بدی

01:31:35.641 --> 01:31:37.059
‫آقای لوینسون

01:31:37.059 --> 01:31:39.353
‫نه، نه، اونا خیلی خوشمزه‌ان

01:31:39.353 --> 01:31:41.522
‫- هیچوقت واسه کوکتل دیر نمیشه
‫- بالأخره

01:31:42.314 --> 01:31:43.733
‫مولزلی این‌جا چی کار می‌کنه؟

01:31:43.733 --> 01:31:45.568
‫مگه این روزا درگیر فیلمنامه نوشتن نیست؟

01:31:45.568 --> 01:31:46.986
‫چه می‌دونم

01:31:46.986 --> 01:31:49.155
‫- کی می‌دونه؟
‫- بانو مری

01:31:49.905 --> 01:31:51.407
‫بیا با نوئل آشنا شو

01:31:51.407 --> 01:31:53.743
‫اوه، منو بگو فکر کردم
‫فقط چندتا از همسایه‌ها میان

01:31:53.743 --> 01:31:55.536
‫لطف کردید این همه راه اومدید

01:31:55.536 --> 01:31:59.623
‫خیلی خوبـه که برگشتمو شما رو این‌جا می‌بینم

01:31:59.623 --> 01:32:03.502
‫یه‌کم پیش داشتم درمورد
‫ طلاقت به داییت می‌گفتم

01:32:03.502 --> 01:32:05.171
‫چی شد؟

01:32:05.171 --> 01:32:07.465
‫بعید می‌دونم اینو امشب دوباره ازم بپرسن

01:32:07.465 --> 01:32:09.759
‫شاید هم اومدی واسه نمایش تحقیق کنی

01:32:09.759 --> 01:32:11.135
‫شاید

01:32:11.135 --> 01:32:13.179
‫البته اشکالی نداره اگه
‫ نمی‌خواید درموردش حرف بزنید

01:32:13.179 --> 01:32:14.430
‫نه، مشکلی نیست

01:32:14.430 --> 01:32:16.348
‫ما عین سگو گربه دعوا می‌کردیم

01:32:16.348 --> 01:32:18.309
‫می‌خواست رئیس بشه، اما

01:32:18.309 --> 01:32:21.187
‫من وارث بودم، اون صرفاً شوهرم بود

01:32:21.187 --> 01:32:22.563
‫از اون وضعیت خوشش نمی‌اومد

01:32:22.563 --> 01:32:24.231
‫چه جالب

01:32:29.028 --> 01:32:31.447
‫آقای کاوارد حتماً عادت دارن که

01:32:31.447 --> 01:32:33.168
‫همیشه بهترین غذای انگلستانو بذارن جلوشون

01:32:33.193 --> 01:32:34.841
‫احتمالاً، البته آقای مولزلی
‫ تو پیکچرگوئر خونده بود که

01:32:34.866 --> 01:32:36.285
‫غذای مورد علاقه‌شون سوسیس و پوره‌ست

01:32:36.285 --> 01:32:37.845
‫امشب که

01:32:37.870 --> 01:32:39.905
‫گوش‌ماهی سنت ژاک و
‫ اردک گرسینگهام گیرشون میاد

01:32:39.930 --> 01:32:42.015
‫به نفعشونـه دوستش داشته باشن

01:32:44.293 --> 01:32:47.379
‫آقای کاوارد، میشه بگید بعدی چیـه؟

01:32:47.379 --> 01:32:49.965
‫یه فکرهایی دارم واسه یه جور نمایش موسیقی

01:32:50.598 --> 01:32:52.186
‫وقتی تایتانیک به روی صحنه می‌رود

01:32:52.211 --> 01:32:54.006
‫و دنیا در چنگال جنگی
‫ خانمان سوز قرار می‌گیرد

01:32:54.031 --> 01:32:55.932
‫جالب به نظر میاد

01:32:55.957 --> 01:32:57.807
‫دو تا از فامیلام توی تایتانیک مُردن

01:32:57.807 --> 01:32:59.350
‫یه‌کم سخته باهاش بخونم

01:32:59.350 --> 01:33:01.477
‫خب ما هم آدمایی که دوست
‫داشتیمو تو جنگ از دست دادیم

01:33:01.477 --> 01:33:04.146
‫اما باز هم نمایش خوبی از آب در اومد

01:33:04.146 --> 01:33:05.815
‫حتماً خیلی کار دارید

01:33:05.815 --> 01:33:07.608
‫نه بابا، نوئل از کار زیاد بدش میاد

01:33:07.608 --> 01:33:08.943
‫مگه این‌که خودم توشون باشم

01:33:08.943 --> 01:33:10.678
‫سه ماه وقت می‌بره، بعد نوبت پروژه بعدیـه

01:33:10.703 --> 01:33:12.113
‫روش من که اینـه

01:33:12.138 --> 01:33:13.681
‫منو ببخشید

01:33:15.658 --> 01:33:17.952
‫به نظرم فقط هم همین‌کارو می‌کنی

01:33:17.952 --> 01:33:21.247
‫مال من و مامان و آنا هم کمک کرد

01:33:21.881 --> 01:33:23.976
‫همه‌ش واسه این‌که منو از انزوا در بیارن

01:33:24.001 --> 01:33:27.044
‫تا بهت نشون بدن زندگی
‫ توی یورکشایر هنوز جریان داره

01:33:27.044 --> 01:33:30.339
‫اگه صبر کنی، می‌تونی همون
‫ زندگی رو توی لندن هم داشته باشی

01:33:31.340 --> 01:33:33.676
‫من واقعاً ممنونم

01:33:33.676 --> 01:33:35.386
‫نیازی نیست

01:33:35.386 --> 01:33:37.221
‫تو خواهرمی

01:33:39.431 --> 01:33:41.016
‫- من...
‫- خداحافظ

01:33:41.851 --> 01:33:43.853
‫ممنون، پیر مرد

01:33:48.691 --> 01:33:50.776
‫- زود باش
‫- چشم، خانم پارکر

01:33:50.776 --> 01:33:53.112
‫خیلی کارا مونده، می‌سپارمش به خودت

01:33:53.112 --> 01:33:55.489
‫- حالا اون طالبی رو قاچ کن
‫- چشم، الان

01:33:55.489 --> 01:33:57.992
‫اونا که نمی‌خورنش، حداقل
‫ ظاهرش خوشگل باشه

01:33:57.992 --> 01:33:59.368
‫امیدوارم حضورتون این‌جا

01:33:59.368 --> 01:34:01.453
‫به این معنا باشه که از
‫ دانتون خاطرات خوبی دارید

01:34:01.453 --> 01:34:02.705
‫واقعاً داریم

01:34:02.705 --> 01:34:05.040
‫دانتون زندگی منو عوض کرد

01:34:05.040 --> 01:34:06.792
‫- خوشحالم
‫- من نمی‌فهمم

01:34:06.792 --> 01:34:08.294
‫داره سر به سرم می‌ذاره

01:34:08.294 --> 01:34:10.045
‫داره تظاهر می‌کنه که نمی‌شناستم

01:34:11.088 --> 01:34:13.382
‫من خیلی اهل سخنرانی‌های طولانی نیستم

01:34:13.382 --> 01:34:16.969
‫می‌دونم از شنیدنش خوشحال می‌شید،
‫نمی‌تونستم بذارم این عصر

01:34:16.969 --> 01:34:20.222
‫بدون تشکر از همه‌ی شما
‫ بابت حضورتون، به پایان برسه

01:34:20.222 --> 01:34:24.476
‫مری این اواخر روزهای
‫ سختی رو پشت سر گذاشته

01:34:24.476 --> 01:34:28.314
‫و الان رفاقت شما، بیشتر از هرچیزی

01:34:28.314 --> 01:34:31.066
‫برای همه‌ی ما ارزشمنده

01:34:31.066 --> 01:34:34.153
‫نیازه بدونید که از الان به بعد

01:34:34.153 --> 01:34:36.113
‫اون میشه بانوی عمارت دانتون

01:34:36.113 --> 01:34:38.407
‫احتمال میدم خیلی خوشحال بشید

01:34:38.407 --> 01:34:40.284
‫چون دیگه لازم نیست با من سر و کله بزنید

01:34:40.284 --> 01:34:42.453
‫من و کورا تصمیم گرفتیم که

01:34:42.453 --> 01:34:46.498
‫بریم به عمارت داور، تا مری این‌جا ریاست کنه

01:34:46.498 --> 01:34:49.960
‫اون این عمارتو بیشتر از من می‌شناسه

01:34:49.960 --> 01:34:51.921
‫و به همون اندازه هم دوستش داره

01:34:51.921 --> 01:34:54.590
‫من از صمیم قلب بهتون قول میدم که

01:34:54.590 --> 01:34:57.259
‫اون کاملاً شایسته‌ی این جایگاهـه

01:34:57.259 --> 01:34:59.094
‫حتی لیاقتش بیشتر از ایناست

01:34:59.094 --> 01:35:01.764
‫شما همسایه‌های خوبی برای من و کورا بودید

01:35:01.764 --> 01:35:03.682
‫و امیدوارم همین‌طور هم باقی بمونه

01:35:03.682 --> 01:35:06.435
‫اما آینده‌ی دانتون ابی

01:35:06.435 --> 01:35:10.147
‫در دست مری و بعد از اون، در اختیار جورجـه

01:35:10.147 --> 01:35:11.982
‫خدا حفظشون کنه

01:35:11.982 --> 01:35:15.444
‫به سلامتی مری و جورج

01:35:16.779 --> 01:35:19.573
‫سلامتی مری و جورج

01:35:20.616 --> 01:35:23.035
‫- بی‌نظیر بود
‫- عالی بود، رابرت

01:35:24.203 --> 01:35:26.622
‫حالا بیاید با هم ادامه بدیم

01:35:26.622 --> 01:35:28.916
‫یه طوری از ملکه مری حرف می‌زنید،

01:35:28.916 --> 01:35:31.502
‫داشت یادم می‌رفت که
‫ پدربزرگش تو کار خشکبار بوده

01:35:33.337 --> 01:35:34.880
‫امر دیگه‌ای نیست، قربان؟

01:35:34.880 --> 01:35:36.131
‫مگه همه‌مون تموم نکردیم؟

01:35:36.131 --> 01:35:37.967
‫حتماً از دیدن من جا خوردی

01:35:39.635 --> 01:35:41.345
‫جوزف مولزلی

01:35:41.345 --> 01:35:42.972
‫من...

01:35:42.972 --> 01:35:44.807
‫من فیلمنامه نوشتم

01:35:44.807 --> 01:35:45.975
‫آها، آره

01:35:45.975 --> 01:35:48.477
‫اما الان دوباره شدی پادو

01:35:49.228 --> 01:35:50.562
‫ولش کن، رفیق

01:35:50.562 --> 01:35:51.939
‫کار بی‌ثباتیـه

01:35:51.939 --> 01:35:54.108
‫گای

01:35:55.067 --> 01:35:57.695
‫برو به بارو بگو بیاد پیشمون

01:35:57.695 --> 01:35:59.279
‫چی؟ طبقه بالا؟

01:35:59.279 --> 01:36:01.281
‫اون دیگه این‌جا کار نمی‌کنه

01:36:01.281 --> 01:36:05.077
‫واسه تو که بیشتر یه دوستـه تا خدمتکار

01:36:05.077 --> 01:36:06.704
‫درست میگی

01:36:06.704 --> 01:36:09.373
‫به نظر میاد چیزهایی که قبلاً
‫ تعیین شدن دیگه مهم نیستن

01:36:09.373 --> 01:36:12.126
‫بعید می‌دونم اصلاً واسه تو مهم بوده باشن

01:36:12.918 --> 01:36:14.712
‫میشه باهات بیام؟

01:36:14.712 --> 01:36:15.921
‫چرا؟

01:36:15.921 --> 01:36:17.840
‫می‌خواد قیافه بقیه رو

01:36:17.840 --> 01:36:19.675
‫موقعی که بهشون پیشنهادتو میگی ببینه

01:36:20.676 --> 01:36:22.136
‫از این طرف، نوئل

01:36:22.136 --> 01:36:23.679
‫من فقط می‌خواستم آقای کاوارد رو ببینم

01:36:23.679 --> 01:36:24.972
‫الان فکر می‌کنه من پیشخدمتم

01:36:24.972 --> 01:36:26.056
‫شام آخر

01:36:26.056 --> 01:36:28.434
‫نه، نه بلند نشید

01:36:29.977 --> 01:36:32.438
‫توماس، بانو مری

01:36:32.438 --> 01:36:35.274
‫گفتن بپرسم که نوشیدنی
‫ میل دارید یا نه، قهوه‌ای چیزی

01:36:39.611 --> 01:36:44.533
‫بانو مری خواستن آقای بارو برن طبقه بالا؟

01:36:45.367 --> 01:36:47.036
‫خب، اون که این‌جا کار نمی‌کنه

01:36:47.036 --> 01:36:49.663
‫و اون الان به عنوان یکی
‫ از رفقای من تو این خونه‌ست

01:36:51.081 --> 01:36:52.708
‫درستـه

01:36:52.708 --> 01:36:55.335
‫امشب همون شب عجیبـه‌ست

01:36:56.420 --> 01:36:58.172
‫گمونم شما هم فکر می‌کنید که بانو مری

01:36:58.172 --> 01:37:00.632
‫از راه به در شده، آقای کارسون

01:37:00.632 --> 01:37:04.887
‫شاید بهتر باشه این روزها
‫ هر کس راه و رسم خودشو داشته باشه

01:37:04.887 --> 01:37:07.431
‫خب، شما میاید؟

01:37:08.432 --> 01:37:10.225
‫به نظرت باید بیام؟

01:37:10.225 --> 01:37:11.894
‫آره، باید بیاید

01:37:14.646 --> 01:37:16.065
‫درسته

01:37:24.782 --> 01:37:26.742
‫برو شاد باش، آقای مولزلی

01:37:26.742 --> 01:37:27.951
‫زندگیت با زنت خوبـه

01:37:27.951 --> 01:37:29.483
‫و یه فیلمنامه‌نویس موفق هم هستی

01:37:29.508 --> 01:37:30.579
‫همینا خیلیـه دیگه

01:37:30.579 --> 01:37:33.582
‫یه لحظه صبر کنید، یعنی
‫ نویسنده‌ی «قمارباز» شمایید؟

01:37:33.582 --> 01:37:35.143
‫آره، منم

01:37:35.168 --> 01:37:36.752
‫خب، با گای بود، شانس باهات یار بود

01:37:36.752 --> 01:37:38.837
‫نویسنده‌ها ممکنه سال‌ها منتظر
‫بمونن تا گروه بازیگری‌ای پیدا کنن

01:37:38.862 --> 01:37:40.635
‫که کارشونو به بهترین
‫ شکل ممکن به نمایش بذاره

01:37:40.660 --> 01:37:41.882
‫خودم می‌دونم

01:37:41.882 --> 01:37:44.551
‫همچنین می‌دونم که حضور
‫ شما این‌جا مایه افتخاره، آقای کاوارد

01:37:46.220 --> 01:37:47.971
‫متوجه نمیشم، اگه شما نویسنده‌اید

01:37:47.971 --> 01:37:50.849
‫پس چرا الان پیشخدمتید؟

01:37:50.849 --> 01:37:53.227
‫خب... داستانش طولانیـه

01:37:53.227 --> 01:37:55.145
‫امیدوارم تو دانتون
‫ بهتون خوش گذشته باشه

01:37:55.145 --> 01:37:56.605
‫قطعاً همین‌طوره

01:37:57.606 --> 01:37:59.566
‫بانو مری یه ایده‌ای به من دادن

01:37:59.566 --> 01:38:00.734
‫یعنی چی؟

01:38:00.734 --> 01:38:02.444
‫داشتن درمورد طلاقشون صحبت می‌کردن

01:38:02.444 --> 01:38:04.613
‫و من تونستم نمایشش رو توی ذهنم ببینم

01:38:04.613 --> 01:38:06.907
‫این کار درستیـه؟

01:38:06.907 --> 01:38:10.244
‫از زندگی خصوصی مردم استفاده می‌کنید؟

01:38:11.870 --> 01:38:13.872
‫زندگی شخصی

01:38:14.873 --> 01:38:16.208
‫خیلی‌ هم عالی

01:38:16.208 --> 01:38:18.418
‫ممنونم، آقای مولزلی

01:38:19.211 --> 01:38:20.504
‫متشکرم

01:38:21.296 --> 01:38:23.215
‫تا دفعه بعد

01:38:29.429 --> 01:38:32.224
‫اما، جوزف، تو تو این
‫ زندگی واسه ما کم نذاشتی

01:38:32.224 --> 01:38:34.143
‫یه زندگی عالی بهمون دادی

01:38:34.143 --> 01:38:37.312
‫نمیشه بذاری ما شاد باشیم؟

01:38:38.105 --> 01:38:40.315
‫سعیمو می‌کنم، قول میدم

01:38:40.315 --> 01:38:42.568
‫همینو می‌خواستم

01:38:48.198 --> 01:38:50.242
‫حالت خوبـه؟

01:38:50.242 --> 01:38:52.494
‫کاش لباسای درستی پوشیده بودم

01:38:52.494 --> 01:38:54.788
‫به نظر من که خیلی هم خوبی

01:38:59.501 --> 01:39:01.170
‫- خدایا
‫-اون دیگه کیـه؟

01:39:01.170 --> 01:39:02.963
‫باروئـه؟

01:39:05.674 --> 01:39:08.260
‫آره، نباید خیلی شلوغش کنی

01:39:08.260 --> 01:39:10.262
‫ممنون

01:39:11.263 --> 01:39:13.640
‫خیلی خودمونی‌ان

01:39:13.640 --> 01:39:16.560
‫وقتی آمریکا زندگی
‫ کنی این شکلی میشی

01:39:18.478 --> 01:39:21.148
‫همه‌مون بی‌صبرانه منتظر نمایشیم

01:39:21.148 --> 01:39:22.441
‫امیدوارم این

01:39:22.441 --> 01:39:24.234
‫همونی باشه که وایولت بهش افتخار می‌کرد

01:39:24.234 --> 01:39:26.361
‫این حداقل کاریـه که می‌تونیم واسه‌ش بکنیم

01:39:26.361 --> 01:39:28.447
‫حسابی منو ترسوند

01:39:28.447 --> 01:39:31.867
‫شاید این‌طوری باشه، ولی حقیقتش اینـه که اون

01:39:31.867 --> 01:39:34.369
‫مهربون‌تر، بامزه‌تر و با تجربه‌تر از
بیشتر آدما بود

01:39:34.369 --> 01:39:36.079
‫- مثلش نمیاد دیگه
‫- فکر نکنم

01:39:36.079 --> 01:39:38.290
‫به نظرم مری جاشو می‌گیره

01:39:38.290 --> 01:39:40.334
‫همین الانش هم گرفته دیگه

01:39:40.334 --> 01:39:41.960
‫کا‌ش واسه‌مون می‌خوندی، نوئل

01:39:41.960 --> 01:39:43.587
‫چشم، حتماً

01:39:43.587 --> 01:39:45.547
‫عالیـه، جمع شیم؟

01:39:45.547 --> 01:39:48.508
‫نوئل می‌خواد واسه‌مون بخونه

01:39:49.259 --> 01:39:51.720
‫- آقای برانسون
‫- توماس

01:39:51.720 --> 01:39:53.555
‫خوشحالم می‌بینمتون

01:40:17.621 --> 01:40:20.582
‫خنده‌داره یا گستاخانه؟

01:40:20.582 --> 01:40:22.376
‫کاش خنده‌دار باشه

01:40:49.611 --> 01:40:52.614
‫خیلی خوبـه، آقای کاوارد، خیلی عالیـه

01:41:34.698 --> 01:41:36.783
‫- من هم بیام؟
‫- آره

01:41:57.471 --> 01:41:59.306
‫احسنت!

01:41:59.306 --> 01:42:01.516
‫- باریکلا!
‫- آفرین!

01:42:01.516 --> 01:42:04.394
‫- آفرین!
‫- عالیـه!

01:42:05.562 --> 01:42:08.190
‫بعد از همچین عصر دوست‌داشتنی،
‫ دیگه ما هم باید بریم

01:42:08.190 --> 01:42:10.150
‫اما قبلش می‌خوام عذرخواهی کنم

01:42:10.150 --> 01:42:12.277
‫عذرخواهی، ان؟ چرا؟

01:42:12.277 --> 01:42:14.154
‫اول که پرسیدی، ما کنار کشیدیم

01:42:14.154 --> 01:42:15.572
‫خیلی بزدلانه بود

01:42:15.572 --> 01:42:17.699
‫عرف و عادت همه‌مونو ترسو می‌کنه

01:42:17.699 --> 01:42:20.369
‫بانو آزبورن گفتن خدمتکارشون گفته

01:42:20.369 --> 01:42:23.121
‫آقای کاوارد میان این‌جا،
‫ ولی اون از کجا می‌دونسته؟

01:42:23.121 --> 01:42:26.041
‫خدمتکارامون از خودمون هم بیشتر خبر دارن

01:42:26.041 --> 01:42:28.585
‫مری از پس مشکلاتش بر اومده
‫ و من واسه‌ش خوشحالم

01:42:28.585 --> 01:42:31.546
‫امیدوارم از این به بعد حالش خوب باشه

01:42:32.714 --> 01:42:35.842
‫فکر نکنم بتونم دختر ولخرجی باشم

01:42:35.842 --> 01:42:38.345
‫من می‌خوام کارهای خوبمو جشن بگیرم

01:42:38.345 --> 01:42:40.138
‫نه بخشیده شدن گناهامو

01:42:40.138 --> 01:42:42.474
‫باید چی گیر میاد رو گرفت

01:42:44.768 --> 01:42:46.686
‫قبل از نمایش میری؟

01:42:46.686 --> 01:42:49.231
‫آره، تا برسی خونه من رفتم

01:42:49.231 --> 01:42:50.649
‫تو ساوت‌همپتون شام می‌خوریم

01:42:50.649 --> 01:42:53.235
‫فردا صبحش سوار لویاتان میشیم

01:42:53.235 --> 01:42:55.404
‫هارولد

01:42:55.404 --> 01:42:57.406
‫امیدوارم ناامیدت نکرده باشم

01:42:57.406 --> 01:42:58.698
‫چه حرفیـه

01:42:58.698 --> 01:43:00.951
‫اونی که بقیه رو ناامید کرده منم

01:43:00.951 --> 01:43:04.079
‫تو بهم اعتماد کردی ولی
‫ من لیاقت اعتمادتو نداشتم

01:43:04.079 --> 01:43:07.707
‫تو لیاقت عشق منو داری،
‫ این قرار نیست عوض بشه

01:43:07.707 --> 01:43:10.752
‫کاش انقدر دور نبودی

01:43:10.752 --> 01:43:12.963
‫خب شاید اومدم این‌جا

01:43:12.963 --> 01:43:16.216
‫مطمئنم که تو یه چشم به هم زدن
‫ از رابرت هم انگلیسی‌تر می‌شدم

01:43:19.970 --> 01:43:22.681
‫با هم در ارتباط بمونیم، تا ببینیم چی میشه

01:43:33.108 --> 01:43:36.111
‫تئاتر سرمایه‌گذاری خوبیـه

01:43:36.111 --> 01:43:37.821
‫اگه اهل ریسک کردن باشی

01:43:37.821 --> 01:43:39.614
‫حالا اسم نمایش جدیدت

01:43:39.614 --> 01:43:41.783
‫که توش تایتانیک و جنگ داشت چی هست؟

01:43:41.783 --> 01:43:44.494
‫فکر کنم سکاوالکید» اسم خوبی باشه

01:43:44.494 --> 01:43:47.122
‫خب، شاید سرمایه‌گذار شدم،
‫ شانسمو امتحان کردم

01:43:48.123 --> 01:43:50.750
‫خیلی خوشحالم که کسیو پیدا
‫ کردید تا جای خانم پتمور رو بگیره

01:43:50.750 --> 01:43:54.254
‫اما فکر نمی‌کنید که وقتش
‫ رسیده تا خودمون آشپزی کنیم؟

01:43:54.254 --> 01:43:55.881
‫حداقل وقتی تو لندنیم

01:43:55.881 --> 01:43:57.340
‫معلومـه که نه

01:43:57.340 --> 01:43:59.301
‫یه روزی، قرن بیستم می‌رسه

01:43:59.301 --> 01:44:01.970
‫و یه لقمه چپت می‌کنه، مری

01:44:01.970 --> 01:44:04.639
‫انگار خودم نمی‌دونم

01:44:05.432 --> 01:44:08.143
‫این یه غافلگیری واسه‌ی توئـه

01:44:08.143 --> 01:44:09.769
‫می‌خوام کورا رو راضی کنم که

01:44:09.769 --> 01:44:11.646
‫رو نمایش جدید آقای کاوارد سرمایه‌گذاری کنیم

01:44:11.646 --> 01:44:13.398
‫امیدوارم پیرهنتو به باد ندی

01:44:13.398 --> 01:44:15.567
‫چرت نگو، گای

01:44:15.567 --> 01:44:17.319
‫نشنیدی چی میگن؟ من یه نابغه‌ام

01:44:17.319 --> 01:44:18.987
‫این دیدار نتیجه خوبی داشت

01:44:18.987 --> 01:44:21.656
‫درواقع بانو مری باعث شدن
‫ ایده‌ی ساختن یه کمدی رو بگیرم

01:44:21.656 --> 01:44:23.325
‫اصلاً نمی‌فهمم چطوری

01:44:23.325 --> 01:44:25.577
‫راجع‌به یه زوجـه که جدا شدن ولی
‫ هنوز همدیگه رو دوست دارن

01:44:25.577 --> 01:44:27.287
‫ولی میرن رو اعصاب همدیگه

01:44:27.287 --> 01:44:28.705
‫نظرتون چیـه؟

01:44:28.705 --> 01:44:30.916
‫فکر نکنم من هنوز دوستش داشته باشم

01:44:30.916 --> 01:44:34.169
‫و هنوز زوده بخوام بگم طلاق چیز خنده‌داریـه

01:44:34.169 --> 01:44:36.546
‫وقتی از این‌جا برم، دلم واسه
‫ دانتون تنگ میشه، می‌دونید

01:44:36.546 --> 01:44:38.340
‫تو که عاشق آمریکایی

01:44:38.340 --> 01:44:41.843
‫آره، همه‌ش هم میگن آمریکا آینده‌ست و

01:44:41.843 --> 01:44:45.347
‫اروپا گذشته‌ست. نمی‌دونم.

01:44:45.347 --> 01:44:46.765
‫بعضی وقتا حس می‌کنم گذشته

01:44:46.765 --> 01:44:48.892
‫جای راحت‌تریـه نسبت به آینده

01:45:07.536 --> 01:45:09.704
‫پدرت اگه بود بهت افتخار می‌کرد

01:45:11.456 --> 01:45:13.833
‫امیدوارم همین‌طور باشه

01:45:13.833 --> 01:45:15.919
‫نباید الان تو نمایش باشی؟

01:45:15.919 --> 01:45:19.631
‫اومدم به پسرم بگم واسه‌م
‫ دعا کنه شانس بیارم

01:45:19.631 --> 01:45:21.424
‫می‌خوای برسونمت؟

01:45:21.424 --> 01:45:23.802
‫ممنون میشم

01:45:26.846 --> 01:45:29.224
‫حتماً آقای دکستر بابت نوشتن فیلمنامه‌شون

01:45:29.224 --> 01:45:30.725
‫کلی ازتون تشکر کرده

01:45:30.725 --> 01:45:32.602
‫حتی بهترین نمايشنامه دنیا هم
بدون بازیگر خوب

01:45:32.602 --> 01:45:34.229
‫هیچی نیست

01:45:34.229 --> 01:45:36.273
‫دیگه این‌قدرو می‌دونم

01:45:37.649 --> 01:45:39.234
‫بریم

01:45:49.536 --> 01:45:51.079
‫ببخشید

01:45:59.588 --> 01:46:01.673
‫خانم‌ها و آقایان، عصرتون بخیر

01:46:01.673 --> 01:46:05.302
‫به نمایشگاه شهرستان یورکشایر
‫ سال ١٩٣٠ خوش‌ آمدید

01:46:05.302 --> 01:46:08.388
‫برای شما بعد از ظهر فوق‌العاده‌ای رو
آرزومندیم

01:46:08.388 --> 01:46:10.098
‫کجا بودی؟

01:46:16.354 --> 01:46:17.606
‫خوبی؟

01:46:17.606 --> 01:46:19.774
‫انگار ترسیدی

01:46:19.774 --> 01:46:21.610
‫مولزلی منو رسوند

01:46:21.610 --> 01:46:25.030
‫امیدواریم همگی از امکانات جدید لذت ببرید

01:46:25.030 --> 01:46:27.949
‫از طرف نماینده جدیدمون، بانو مرتون

01:46:27.949 --> 01:46:31.536
‫این شهربازی که من می‌بینم خیلی طرفدار داره

01:46:45.342 --> 01:46:48.178
‫همین الان برنامه پشم‌چینی گوسفندها

01:46:48.178 --> 01:46:51.264
‫داره تو بخش جنوبی محوطه نمایشگاه شهرستان

01:46:51.264 --> 01:46:53.600
‫توی آغل برگزار میشه

01:46:59.147 --> 01:47:01.983
‫از سال ١٨۵٠ تا الان همه‌چیز همین‌جوریـه

01:47:01.983 --> 01:47:04.444
‫حداقل الان می‌تونی
‫ قوزک پای زنا رو ببینی

01:47:05.987 --> 01:47:08.156
‫اونقدرا به دردمون نمی‌خوره

01:47:16.790 --> 01:47:18.500
‫آنا

01:47:18.500 --> 01:47:19.834
‫عصر بخیر

01:47:19.834 --> 01:47:21.670
‫ممنون که واسه شام کمک کردی

01:47:21.670 --> 01:47:22.921
‫همه کمک کردیم، بانوی من

01:47:22.921 --> 01:47:25.632
‫پس از همه‌شون تشکر کن

01:47:25.632 --> 01:47:27.342
‫- حتماً
‫- روز خوبی داشته باشی

01:47:27.342 --> 01:47:30.261
‫الان تو میدون اصلی

01:47:30.261 --> 01:47:33.014
‫مسابقه گاوهای هایلند شروع شده

01:47:33.014 --> 01:47:35.183
‫و تو چادر بچه‌های گمشده

01:47:35.183 --> 01:47:37.686
‫یه دختربچه هست که لباس گینویر پوشیده

01:47:37.686 --> 01:47:41.064
‫اسم واقعیشو نمیگه چون خجالت می‌کشه

01:47:43.483 --> 01:47:44.693
‫این شمایید

01:47:44.693 --> 01:47:46.111
‫ببین

01:47:46.111 --> 01:47:47.946
‫می‌خوای بهش دست بزنی؟

01:47:49.864 --> 01:47:51.366
‫خیلی نازه

01:47:52.492 --> 01:47:53.868
‫سلام، رافی

01:47:57.706 --> 01:48:00.166
‫جایزه اصلی در پایان نمایش

01:48:00.166 --> 01:48:05.046
‫راس ساعت ۴:۳۰ در چادر اهدا خواهد شد

01:48:05.046 --> 01:48:07.048
‫زودتر جا بگیرید

01:48:07.048 --> 01:48:08.925
‫- با تشکر
‫- روز خوبی داشته باشید

01:48:08.925 --> 01:48:10.301
‫کورا

01:48:10.301 --> 01:48:11.678
‫مری

01:48:11.678 --> 01:48:13.221
‫دنبالم بیا

01:48:13.221 --> 01:48:14.389
‫مطمئنی؟

01:48:14.389 --> 01:48:16.141
‫نمی‌خواد تو سایه‌ها حرکت کنم؟

01:48:16.141 --> 01:48:18.560
‫- معلومـه که نه
‫-بانو مرتون

01:48:18.560 --> 01:48:19.811
‫این‌جایید

01:48:19.811 --> 01:48:21.271
‫بانو گرنتام

01:48:21.271 --> 01:48:23.064
‫و بانو مری، من نمی‌دونستم
‫ شما هم تشریف دارید

01:48:23.064 --> 01:48:24.649
‫بذارید براتون صندلی پیدا کنم

01:48:24.649 --> 01:48:26.609
‫بانو مری پیش خانواده‌شون
‫ توی ردیف جلو می‌شینن

01:48:26.609 --> 01:48:29.279
‫- مطمئنید؟ آخه چندتا...
‫- کاملاً مطمئنم

01:48:31.239 --> 01:48:32.615
‫لرد گرنتام

01:48:32.615 --> 01:48:34.451
‫ما برای شما جا نگه داشتیم

01:48:34.451 --> 01:48:35.994
‫لطف کردید، سر هکتور

01:48:35.994 --> 01:48:38.079
‫شام دیشب چطور بود؟

01:48:38.079 --> 01:48:39.956
‫فقط یه شام ساده بود

01:48:39.956 --> 01:48:41.916
‫می‌دونم

01:48:44.419 --> 01:48:49.132
‫آدم از خود راضی وقتی ناراحت
‫بشه بدجور کینه به دل می‌گیره

01:48:49.132 --> 01:48:50.592
‫تبریک میگم، آقای اندرسون

01:48:50.592 --> 01:48:52.010
‫متشکرم، خیلی ممنونم

01:48:54.429 --> 01:48:59.309
‫و جایزه نهایی ما برای قهرمان محلیمون

01:49:00.769 --> 01:49:04.481
‫اما اول باید بگم که به افتخار رئیس قبلیم

01:49:04.481 --> 01:49:08.234
‫ما اسم این جام رو گذاشتیم جام وایولت گرنتام

01:49:10.737 --> 01:49:12.280
‫کی همچین اسمی گذاشتیم؟

01:49:15.033 --> 01:49:17.827
‫و مایلم از بانو مری دعوت کنم که...

01:49:17.827 --> 01:49:19.788
‫جایزه رو تقدیم کنن

01:49:19.788 --> 01:49:20.789
‫چی؟

01:49:24.709 --> 01:49:26.795
‫خوبـه که! برو!

01:49:37.514 --> 01:49:39.808
‫در وهله اول، می‌خوام بگم که

01:49:39.808 --> 01:49:43.144
‫چقدر حمایت امروزتون برای من ارزش داشت

01:49:43.144 --> 01:49:47.106
‫اما می‌خوام بدونید که شما، تک‌تکتون

01:49:47.106 --> 01:49:49.859
‫برای من خیلی ارزشمندید، اونقدر
‫ که حتی نمی‌تونم توصیفش کنم

01:49:51.402 --> 01:49:55.824
‫الان این جایزه به کسی می‌رسه
‫ که تاثیر زیادی داشته

01:49:55.824 --> 01:50:00.328
‫کشاورزی که ۶٠ سال تا بازنشستگیش کار کرد

01:50:00.328 --> 01:50:03.331
‫افتخار دارم که جام رو

01:50:03.331 --> 01:50:05.375
‫به آقای آلبرت میسون تقدیم کنم

01:50:06.835 --> 01:50:09.546
‫برو، برو، برو

01:50:11.798 --> 01:50:14.050
‫خیلی ازتون ممنونم

01:50:16.886 --> 01:50:18.680
‫متشکرم

01:50:18.680 --> 01:50:20.974
‫ممنون که...

01:50:23.017 --> 01:50:26.062
‫ممنون بابت این افتخار بزرگ

01:50:26.062 --> 01:50:27.939
‫و با تشکر از شما بانو مری

01:50:27.939 --> 01:50:30.817
‫بانوی جدید عمارت دانتون

01:50:30.817 --> 01:50:34.195
‫درست مثل بقیه من هم برای
‫ ایشون آرزوی موفقیت دارم

01:50:42.871 --> 01:50:47.041
‫همه خوشحال به نظر میرسن، سر هکتور

01:50:47.041 --> 01:50:48.668
‫وقتی استانداردها انقدر پایین باشه

01:50:48.668 --> 01:50:49.961
‫این‌جوری میشه دیگه

01:50:49.961 --> 01:50:53.131
‫فقط لازم بود صبر کنیم

01:51:07.896 --> 01:51:09.981
‫کار من دیگه تمومـه، بانوی من

01:51:09.981 --> 01:51:11.399
‫خانم و آقای بیتس میرن

01:51:11.399 --> 01:51:13.234
‫تا شما برسید همه‌چیز آماده شده

01:51:13.234 --> 01:51:14.861
‫لطف کردید اجازشو دادید

01:51:14.861 --> 01:51:16.237
‫کاری نکردم

01:51:16.237 --> 01:51:18.239
‫شما خانم بیتس رو خوب می‌شناسید دیگه

01:51:18.239 --> 01:51:20.575
‫از این‌که برای بانو مری
‫ کار می‌کنم واقعاً خوشحالم

01:51:20.575 --> 01:51:22.243
‫اون به تموم این حمایت‌هامون نیاز داره

01:51:22.243 --> 01:51:24.454
‫نباید ناامید بشه

01:51:24.454 --> 01:51:26.414
‫من که کمک کنم، این‌طوری نمیشه

01:51:26.414 --> 01:51:28.333
‫متشکرم، بکستر

01:51:33.296 --> 01:51:35.465
‫بریم سراغ ماجراجویی بعدیمون

01:51:35.465 --> 01:51:37.425
‫من واقعاً مشتاقم، سرورم

01:51:37.425 --> 01:51:40.595
‫باعث افتخارمـه که هم راننده
‫ و هم پیشخدمت هستم

01:51:40.595 --> 01:51:42.013
‫من ناامیدتون نمی‌کنم

01:51:42.013 --> 01:51:44.599
‫تاخالا فکر کردی اینا از کجا شروع شد، بیتس؟

01:51:46.476 --> 01:51:49.646
‫اون روز تو توگلا هایتس، زیر نظر ژنرال بولر

01:51:49.646 --> 01:51:51.481
‫وقتی منتظر حرکت به
‫ سمت لیداسمیت بودیم؟

01:51:51.481 --> 01:51:52.899
‫راستشو بخواید، سرورم

01:51:52.899 --> 01:51:54.442
‫فکر نمی‌کردم ما جون سالم به در ببریم

01:51:54.442 --> 01:51:55.944
‫بدون تو از پسش بر نمی‌اومدم

01:51:55.944 --> 01:51:57.987
‫- نمی‌دونم
‫- من می‌دونم

01:51:57.987 --> 01:52:00.281
‫من خیلی خوب می‌دونم

01:52:01.282 --> 01:52:04.077
‫تو بخاطر من تیر خوردی و من هنه‌ش
‫  به این موضوع فکر می‌کنم

01:52:07.288 --> 01:52:09.165
‫خواستم تا قبل از این‌که برید بهتون برسم

01:52:09.165 --> 01:52:10.917
‫داشتم می‌اومدم تا خداحافظی کنم

01:52:10.917 --> 01:52:12.210
‫ما همدیگه رو زیاد می‌بینیم

01:52:12.210 --> 01:52:14.963
‫حتی اگه سرگرم کارای جدید باشید

01:52:14.963 --> 01:52:16.756
‫بی‌صبرانه منتظرشم، سرورم

01:52:16.756 --> 01:52:21.177
‫ولی یه چیزی هست که باید
‫ بپرسم... اگه اشکالی نداره

01:52:21.177 --> 01:52:23.638
‫حتماً، چی شده؟

01:52:24.931 --> 01:52:27.475
‫وقتی بچه به دنیا اومد

01:52:27.475 --> 01:52:31.270
‫قبول می‌کنید مادرخونده‌ش بشید؟

01:52:32.772 --> 01:52:34.649
‫باعث افتخارمـه

01:52:37.986 --> 01:52:40.363
‫این خیلی ارزشمنده، سرورم

01:52:40.363 --> 01:52:42.156
‫خیلی زیاد

01:52:42.156 --> 01:52:44.200
‫فکر کنم با خانم بکستر صحبت کرده بودم

01:52:44.200 --> 01:52:45.660
‫هرچی لازمـه رو خودش می‌دونه

01:52:45.660 --> 01:52:49.831
‫قطعاً همین‌طوره، اما من
‫ باز هم روتون حساب می‌کنم

01:52:49.831 --> 01:52:51.541
‫خودتون می‌دونید

01:52:51.541 --> 01:52:54.544
‫فکر کنم همه‌مون روی همدیگه
‫ حساب می‌کنیم، بانوی من

01:52:54.544 --> 01:52:56.337
‫همون‌طوری که بقیه روی هم حساب می‌کنن

01:53:17.358 --> 01:53:20.194
‫ما میریم با رابرت، کورا و
‫مری خداحافظی کنیم

01:53:20.194 --> 01:53:21.738
‫بعدش می‌ریم

01:53:21.738 --> 01:53:23.698
‫من همین الان خداحافظی می‌کنم

01:53:23.698 --> 01:53:25.950
‫به لوسی قول دادم که زود برگردیم

01:53:25.950 --> 01:53:27.827
‫تو خیلی به ما کمک کردی، تام

01:53:27.827 --> 01:53:29.203
‫توی همه‌چیز

01:53:29.203 --> 01:53:31.914
‫می‌دونی دیگه، قراره همه‌ش پشت تلفن باشم

01:53:31.914 --> 01:53:33.583
‫و ازت بخوام نصیحتم کنی

01:53:33.583 --> 01:53:35.460
‫فکر کنم هر چی بخوام
‫ بگمو خودتون بدونید

01:53:35.460 --> 01:53:37.795
‫اما خوشحال میشم کمک کنم

01:53:37.795 --> 01:53:39.756
‫خدانگهدار، عزیزم

01:53:41.924 --> 01:53:44.052
‫سیبل بهت افتخار می‌کنه

01:53:46.095 --> 01:53:47.722
‫خداحافظ، خاله مری

01:53:47.722 --> 01:53:49.474
‫سیبی عزیز

01:53:51.893 --> 01:53:53.895
‫خبر‌های خوبی بهم رسیده

01:53:53.895 --> 01:53:55.772
‫واقعاً خبرهای خوبی‌ان، مخصوصاً برای تو

01:53:55.772 --> 01:53:57.398
‫یه پیشنهاد واسه عمارت گرنتام

01:53:57.398 --> 01:53:59.734
‫نمی‌دونستم اوضاع انقدر پیش رفته

01:53:59.734 --> 01:54:00.985
‫حق با تو بود

01:54:00.985 --> 01:54:02.570
‫زمان لازم داشتیم

01:54:02.570 --> 01:54:04.766
‫ما دیگه باید بریم، بقیه منتظرن

01:54:04.791 --> 01:54:07.379
‫گفتیم راه بریم

01:54:07.404 --> 01:54:09.656
‫بیا، جورج

01:54:13.164 --> 01:54:14.999
‫وای، خدایا، ممنونم

01:54:14.999 --> 01:54:16.375
‫عین قدیما

01:54:17.794 --> 01:54:20.129
‫آشپزها قدیما آدم حساب نمیشدن

01:54:20.129 --> 01:54:21.672
‫اون قدیما بود، الان فرق کرده

01:54:21.672 --> 01:54:24.133
‫خوشحالم که می‌بینمتون، خانم پتمور

01:54:24.133 --> 01:54:27.720
‫شنیدم دارید می‌رید، خواستم
‫ خداحافظی کنم، بانوی من

01:54:27.720 --> 01:54:29.263
‫متشکرم، بانوی من

01:54:29.263 --> 01:54:31.974
‫لطفاً از آقای میسون بابت
‫ سخنرانیشون توی نمایش تشکر کنید

01:54:31.974 --> 01:54:33.434
‫حتماً، بانوی من

01:54:42.318 --> 01:54:44.779
‫خیلی لطف داشتن که
‫ ماشینو بهمون قرض دادن

01:54:44.779 --> 01:54:47.073
‫فکر کنم خودت به دستش آوردی

01:54:47.073 --> 01:54:48.366
‫برنامه‌م این بود که از اون

01:54:48.366 --> 01:54:50.451
‫پنجره‌ی اون بالا بپرم

01:54:53.287 --> 01:54:55.206
‫می‌خواید با هم بریم به عمارت داور

01:54:55.206 --> 01:54:56.499
‫کمک کنیم راحت‌تر جاگیر بشید؟

01:54:56.499 --> 01:54:58.751
‫یه چند روز بهمون وقت
‫ بدید خودمون از پسش برمیایم

01:55:01.921 --> 01:55:03.297
‫دارن میرن دیگه

01:55:03.297 --> 01:55:05.883
‫آره، ما هم باید بریم

01:55:08.886 --> 01:55:10.054
‫آماده‌ای؟

01:55:10.054 --> 01:55:12.140
‫آره

01:55:27.989 --> 01:55:30.158
‫خیلی‌خب، برگردیم سر کار

01:55:38.249 --> 01:55:40.209
‫آقای کارسون

01:55:46.674 --> 01:55:48.259
‫ممنونم

01:55:52.638 --> 01:55:55.183
‫بگو که از رفتن پشیمون نیستی

01:55:55.183 --> 01:55:57.101
‫نیستم

01:55:57.101 --> 01:55:58.686
‫ما به وظیفه خودمون عمل کردیم

01:55:58.686 --> 01:56:01.606
‫من نصف زندگیمو پای دانتون دادم

01:56:01.606 --> 01:56:05.401
‫خوشحال میشم باقیشو به تو بدم

01:56:05.401 --> 01:56:08.279
‫فکر کنم زندگی کردن توی
‫ عمارت داور هم واسه‌مون خوب باشه

01:56:08.279 --> 01:56:10.865
‫کنار روح مامان زندگی کردن

01:56:10.865 --> 01:56:12.575
‫اون هم یه بخشی از داستانمونـه

01:56:12.575 --> 01:56:15.870
‫اون کل داستانمونـه

01:56:15.870 --> 01:56:18.039
‫دوستت دارم

01:56:18.039 --> 01:56:20.666
‫همین باعث میشه همه‌چیز
‫ ارزششو داشته باشه

01:56:28.466 --> 01:56:30.968
‫سلام منو به برادرت برسون

01:56:32.261 --> 01:56:33.429
‫مطمئنی نمی‌خوای بمونی؟

01:56:33.429 --> 01:56:34.889
‫ما باید بریم

01:56:34.889 --> 01:56:37.391
‫دوست دارم پیترو ببینم

01:56:37.391 --> 01:56:40.394
‫از این وضعیت خوشحالی؟

01:56:41.687 --> 01:56:44.899
‫وقتی مکانی مثل این‌جا
‫ به نسل بعد منتقل میشه

01:56:44.899 --> 01:56:46.984
‫یه پیروزی حساب میشه

01:56:54.158 --> 01:56:56.285
‫زنده باد دانتون ابی

01:56:58.617 --> 01:57:00.615
‫آمین

01:57:00.640 --> 01:57:07.640
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

01:57:07.664 --> 01:57:14.664
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

01:57:14.688 --> 01:57:21.688
‫مترجمین: «محمدعلی sm و نیـــک »
