WEBVTT

00:00.200 --> 00:09.500
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:09.624 --> 00:19.624
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:19.648 --> 00:29.648
‫« ترجمه از امیر فرحناک، امیرعلی و محیا مبین مقدم »

00:34.954 --> 00:39.850
‫« ماه آبی »

00:43.272 --> 00:49.010
‫«هوشیار و پرانرژی بود و بودن در کنارِش حال می‌داد
‫اسکار همرستاین دوم»

00:50.111 --> 00:53.582
‫«غمگین‌ترین آدمی بود که به عمرم دیدم
‫میبل مرسر»

00:54.071 --> 00:57.592
‫♪ تلگراف کردم و زنگ زدم ♪

00:57.616 --> 01:02.204
‫♪ یه نامه‌ی هواییِ ویژه هم فرستادم ♪

01:02.829 --> 01:04.724
‫آره، می‌دونم

01:04.748 --> 01:10.671
‫♪ جوابش خداحافظی بود، ♪
‫♪ حتی هزینه‌ی پستش هم رو دستم موند ♪

01:14.758 --> 01:18.863
‫♪ فقط یه بار عاشق شدم و ♪

01:18.887 --> 01:21.348
‫♪ اون یه بار هم عاشق تو شدم ♪

01:22.224 --> 01:23.475
‫قافیه‌ی سه‌تایی

01:26.019 --> 01:31.692
‫♪ هر اتفاقی که برام میفته... ♪

01:36.655 --> 01:38.031
‫گندش بزنن

01:41.827 --> 01:43.304
‫آره

01:43.328 --> 01:45.056
‫رادیوی دبلیوکیو‌ایکس‌آر خبر درگذشتِ

01:45.080 --> 01:47.642
‫یکی از برجسته‌ترین ترانه‌سرایان آمریکا،

01:47.666 --> 01:50.019
‫لورنز هارت، که شب گذشته در

01:50.043 --> 01:51.938
‫بیمارستان داکترز در منهتن

01:51.962 --> 01:54.023
‫بر اثر عوارض ذات‌الریه
‫فوت کرده را اعلام می‌کند

01:54.047 --> 01:57.068
‫آقای هارت تنها ۴۸ سال داشت

01:57.092 --> 02:00.863
‫بیش از ۲۰ سال هارت و شریکش،
‫ریچارد راجرز که

02:00.887 --> 02:03.574
‫آهنگسازی می‌کرد و
‫هارت که ترانه می‌نوشت،

02:03.598 --> 02:05.827
‫در نتیجه‌ی ادغام نبوغ خودشون

02:05.851 --> 02:08.830
‫دست به خلقِ مجموعه‌ی موفقی از
‫موزیکال‌های کمدی زدن

02:08.854 --> 02:12.208
‫گاهاً از این دو به عنوان
‫«گیلبرت و سالیوان» آمریکا یاد میشه

02:12.232 --> 02:15.294
‫از راجرز و هارت با ترانه‌هایی نظیر

02:15.318 --> 02:18.256
‫ولنتاین بامزه‌ی من،
‫خانم من یک خانه‌به‌دوشه،

02:18.280 --> 02:19.716
‫کجا و کِی،

02:19.740 --> 02:22.635
‫با شعری در قلبم، عاشقانه نیست؟

02:22.659 --> 02:25.054
‫قلبم وایساد، افسون‌شده،

02:25.078 --> 02:28.141
‫نمی‌دونستم ساعت چنده، منهتن،

02:28.165 --> 02:29.416
‫و ماه آبی یاد میشه

02:30.545 --> 02:33.314
‫« هفت ماه قبل »
‫« ۳۱ مارس ۱۹۴۳ »

02:33.670 --> 02:36.023
‫♪ ا‌کلا، ا‌کلا، ا‌کلا، ا‌کلا، ا‌کلا، ♪

02:36.047 --> 02:38.526
‫♪ ا‌کلا، ا‌کلا، ا‌کلا، ا‌کلا، ا‌کلا، ♪

02:38.550 --> 02:41.487
‫♪ ما به این سرزمین تعلق داریم ♪

02:41.511 --> 02:43.239
‫الان به اون «سرزمین عظیم» می‌رسه

02:43.263 --> 02:44.782
‫♪ جایی که بهش تعلق داریم ♪
‫♪ یه سرزمین عظیمه ♪

02:44.806 --> 02:47.076
‫♪ و وقتی که میگیم ♪

02:47.100 --> 02:50.872
‫♪ یاو! آیی‌پیوییه! ♪

02:50.896 --> 02:52.498
‫♪ منظورمون اینه که ♪

02:52.522 --> 02:54.333
‫♪ «اوکلاهما، داری خوب پیش میری!» ♪

02:54.357 --> 02:56.586
‫من نوشیدنی‌لازم‌ام

02:56.610 --> 02:58.713
‫- لوری
‫- می‌بینمت، مامان

02:58.737 --> 02:59.905
‫♪ ا-و-ک-ل-ا-ه-م-ا ♪

03:01.114 --> 03:06.220
‫♪ اوکلاهما! ♪

03:21.919 --> 03:25.274
‫« رستوران و کبابی ساردی »

03:50.580 --> 03:55.186
‫واسه بار آخر میگم،
‫اون نامه‌ها رو بذار رو میز

03:55.210 --> 03:58.147
‫«اگه لازلو و آرمانی که
‫براش می‌جنگی اینقدر برات مهمن،

03:58.171 --> 04:00.858
‫پس، هیچی جلودارت نیست»

04:00.882 --> 04:04.570
‫خیلی‌خب، بذار کارت رو راحت کنم

04:04.594 --> 04:07.990
‫«یالا، بزن. اینجوری در حقم لطف می‌کنی»

04:08.014 --> 04:10.701
‫یادت نره،
‫اسلحه رو سمت کیرت نشونه گرفتم

04:10.725 --> 04:13.019
‫هرجای دیگه رو بزنی
‫بیشتر دردم می‌گیره

04:14.813 --> 04:16.207
‫خداوندا!

04:16.231 --> 04:17.542
‫چند بار این فیلم رو دیدیم؟

04:17.566 --> 04:19.919
‫بدترین دیالوگ کازابلانکا؟

04:19.943 --> 04:23.756
‫«خب، رویه شکسته شده»

04:23.780 --> 04:25.633
‫آخه «خب، رویه شکسته شده»؟

04:25.657 --> 04:28.386
‫چطور میشه رویه رو شکوند، لامصب؟

04:28.410 --> 04:32.223
‫اونجا تو هالیوود
‫مگه انگلیسی حرف نمی‌زنن؟

04:32.247 --> 04:34.809
‫ولی نمیشه عاشق کلود رینس نبود

04:34.833 --> 04:38.187
‫- نقطه‌ی عطف فیلم خودش بود
‫- شک نکن

04:38.211 --> 04:39.522
‫می‌دونی چرا اینقدر خوبه؟

04:39.546 --> 04:42.233
‫چون هم رهبره و هم قدش کوتاهه

04:42.257 --> 04:44.735
‫که ثابت می‌کنه
‫می‌تونی جفتش باشی و

04:44.759 --> 04:46.112
‫من هم عاشق همینم

04:46.136 --> 04:48.072
‫به ایلسا میگه:

04:48.096 --> 04:52.952
‫«بانو، این از اون دسته مردهاست که
‫اگه من یه زن بودم و

04:52.976 --> 04:55.872
‫تو رابطه بودم،
‫عاشق ریک می‌شدم»

04:55.896 --> 04:57.874
‫خوب بهش فکر کن

04:57.898 --> 05:00.459
‫آخر فیلم پیش کی می‌مونه؟

05:00.483 --> 05:04.213
‫با کی دست تو دستِ هم توی مه میرن؟

05:04.237 --> 05:05.923
‫منظورت اینه که ریک و سروان رنو...

05:05.947 --> 05:07.341
‫فکر کردی اونجا توی

05:07.365 --> 05:09.677
‫سربازخونه‌ی فرانسه‌ی آزاد
‫توی برازاویل چه خبره؟

05:09.701 --> 05:12.346
‫این همون سکانسیه که
‫نمی‌تونن بهت نشون بدن

05:12.370 --> 05:15.104
‫خیلی‌خب. بهترین دیالوگ کازابلانکا؟

05:17.417 --> 05:19.645
‫«هیچکس تابحال اینقدر عاشق من نبود»

05:19.669 --> 05:21.397
‫خارق‌العاده نیست؟

05:21.421 --> 05:24.734
‫شیش کلمه.
‫هیچکس تابحال اینقدر عاشق من نبود

05:24.758 --> 05:26.903
‫واقعاً کی اونقدری که باید
‫بهش عشق ورزیده شده؟

05:26.927 --> 05:28.321
‫کی نصف چیزی که باید
‫بهش عشق ورزیده شده؟

05:28.345 --> 05:29.487
‫یه پیک برام می‌ریزی؟

05:30.638 --> 05:31.866
‫لری، خودت گفتی تحت هیچ شرایطی...

05:31.890 --> 05:33.200
‫فقط می‌خوام تماشاش کنم

05:33.224 --> 05:36.621
‫می‌خوام سنگینی رنگ
‫کهرباییش رو تو دستم حس کنم

05:36.645 --> 05:39.064
‫- گفتی تحت هیچ شرایطی...
‫- بریز اون مشروب رو

05:44.611 --> 05:46.380
‫گفتم الیزابت چی بهم گفت؟

05:46.404 --> 05:48.299
‫امشب قراره اینجا ببینمش

05:48.323 --> 05:50.134
‫- منظورت همونیه که...
‫- ادی، ادی، ادی

05:50.158 --> 05:53.596
‫- چیه؟
‫- لاأقل یکم حفظ ظاهر کن

05:53.620 --> 05:55.806
‫مادرش ممکنه هر لحظه از در بیاد تو

05:55.830 --> 05:57.642
‫- شرمنده
‫- جدی میگم

05:57.666 --> 06:00.144
‫واقعاً این دختر رو دوست دارم

06:00.168 --> 06:02.271
‫این خط و این نشون،
‫قضیه فراتر از سکسه

06:02.295 --> 06:04.523
‫- فراتر از سکس مگه چیزی هم داریم؟
‫- خودم هم نمی‌دونم

06:04.547 --> 06:06.484
‫ذره‌ای لیاقتش رو ندارم،

06:06.508 --> 06:08.694
‫ولی همیشه همینه دیگه، مگه نه؟

06:08.718 --> 06:10.237
‫«ستایش غیرمنطقی»

06:10.261 --> 06:11.656
‫عبارتیه که خودش گفت

06:11.680 --> 06:13.532
‫از قضا شاعر هم هست.
‫بهت گفته بودم؟

06:13.556 --> 06:16.118
‫یه پیک آب گازدار میدی؟

06:16.142 --> 06:19.854
‫می‌خوام به یکی زل بزنم و
‫اون یکی رو بخورم

06:20.522 --> 06:22.023
‫پس، این دختره...

06:24.025 --> 06:27.380
‫تو واقعاً... می‌دونی،

06:27.404 --> 06:29.799
‫با یه دانشجوی ۲۰ ساله رفتی تو رابطه؟

06:29.823 --> 06:32.760
‫قضیه پیچیده‌تر از چیزیه که فکر می‌کنی

06:32.784 --> 06:34.720
‫بذار بطری باشه

06:34.744 --> 06:36.764
‫مثل یه شعر مصوره

06:36.788 --> 06:38.557
‫تو که هیچی راجع‌بهش بهم نمیگی

06:38.581 --> 06:40.768
‫می‌دونی امسال هدفِ پنهونی من چیه؟

06:40.792 --> 06:42.436
‫- چیه؟
‫- جدی میگم. واقعاً

06:42.460 --> 06:46.774
‫هدف پنهونیم اینه که اینقدر ترسو نباشم

06:46.799 --> 06:49.694
‫- الیزابت وایلند. برای...
‫- اونا واسه منن!

06:49.718 --> 06:53.114
‫خدایا! همین چندتا شد پنج دلار؟

06:53.138 --> 06:54.639
‫بعلاوه‌ی هزینه‌ی ارسال، بله

06:56.599 --> 06:58.327
‫لورنز هارت؟

06:58.351 --> 07:01.288
‫فکر کنم این اسم رو یه جایی شنیدم

07:01.312 --> 07:05.167
‫پس، این یه دلار انعام
‫واسه شیرین‌زبونیت، بچه‌جون

07:05.191 --> 07:07.485
‫روال کار شکسته شد

07:09.029 --> 07:11.549
‫هی، این رو خودش بهم داد

07:11.573 --> 07:13.551
‫از نیوهِون ارسالش کرد

07:13.575 --> 07:14.760
‫چون گفتم یه چیزی می‌خوام که

07:14.784 --> 07:16.178
‫لمسش کرده باشه

07:16.202 --> 07:18.764
‫خداوندا! انگار دوباره ۱۷ سالمه

07:18.788 --> 07:20.266
‫با این تفاوت که هیچوقت ۱۷ سالم نبود

07:20.290 --> 07:22.792
‫مستقیم از کودکی به فرسودگی رسیدم

07:24.169 --> 07:26.272
‫ادی، یه مشروب به این بچه بده

07:26.296 --> 07:28.024
‫نه، ممنون. الان سر کارم

07:28.048 --> 07:30.234
‫خدایا، سر کارت باید مشروب بخوری دیگه

07:30.258 --> 07:32.236
‫اسمت چیه؟ اِسوِن، درسته؟

07:32.260 --> 07:35.031
‫- تروی
‫- چی از این بهتر؟

07:35.055 --> 07:37.033
‫ببین، اِسون، امشب بیکاری؟

07:37.057 --> 07:38.951
‫ادی، میشه یه پیک
‫مشروب به این بچه بدی؟

07:38.975 --> 07:39.994
‫- باشه
‫- چون امشب قراره

07:40.018 --> 07:42.621
‫خونه‌مون یه مهمونی بزرگ بگیرم

07:42.645 --> 07:44.957
‫همه‌ی اهل نمایش قراره اونجا باشن

07:44.981 --> 07:47.418
‫گروه موسیقی گلدن گیت کوارتت رو رزرو کردم

07:47.442 --> 07:48.711
‫جدی میگم

07:48.735 --> 07:50.755
‫می‌خوام تو هم بیای،
‫یکی از دوستات هم بیار،

07:50.779 --> 07:52.381
‫یکی نه، ده دوازده نفری رو بیار

07:52.405 --> 07:55.134
‫قراره از اون مهمونی‌هایی بشه که
‫تو عمرت ندیدی

07:55.158 --> 07:58.804
‫آدرسم توی آردزلیه، بلدی دیگه؟
‫خیابون ۹۱اُم، جنب پارک

07:58.828 --> 08:01.182
‫به مسئول پذیرش بگو

08:01.206 --> 08:03.267
‫از مهمون‌های لورنز هارت هستی

08:03.291 --> 08:05.227
‫باید رمز عبور هم بلد باشی

08:05.251 --> 08:06.878
‫آماده‌ای که رمز رو بهت بگم؟

08:10.256 --> 08:13.093
‫«هیچکس تابحال اینقدر عاشق من نبود»

08:14.052 --> 08:15.848
‫آروم بخور!

08:16.471 --> 08:18.765
‫جه منظر زیبایی

08:21.476 --> 08:23.204
‫شما مشروب نمی‌خوری؟

08:23.228 --> 08:25.581
‫♪ بعد از این که یه لیتر برندی خوردم ♪

08:25.605 --> 08:29.043
‫♪ مثل گل آفتاب‌گردون بلند میشم ♪

08:29.067 --> 08:30.377
‫این آهنگه رو شنیدی؟

08:30.401 --> 08:32.254
‫نه، نه

08:32.278 --> 08:38.010
‫♪ ولنتاین بامزه‌ی من، ♪
‫♪ ولنتاین زیبا و طناز من ♪

08:38.034 --> 08:39.970
‫راستش، خیلی رادیو گوش نمیدم

08:39.994 --> 08:41.097
‫تو که گفتی اسمم رو شنیدی

08:41.121 --> 08:42.515
‫یعنی حتی یکی از آهنگ‌های

08:42.539 --> 08:43.933
‫- راجرز و هارت رو نشنیدی؟
‫- درسته...

08:43.957 --> 08:45.851
‫فقط یادم نمیاد...

08:45.875 --> 08:48.062
‫♪ به منهتن و برانکس و استتن... ♪

08:48.086 --> 08:51.273
‫خیر سرمون روی جلد مجله‌ی تایمز بودیم!

08:51.297 --> 08:53.716
‫عکسم روی دیوار اینجا...

08:54.968 --> 08:57.029
‫ادی، عکس من کو؟

08:57.053 --> 08:58.405
‫جابجاش کردن

08:58.429 --> 08:59.198
‫- یعنی چی...
‫- خیلی‌خب،

08:59.222 --> 09:00.222
‫این یکی رو چی؟

09:02.517 --> 09:04.703
‫♪ ای ماه آبی ♪

09:04.727 --> 09:05.996
‫این یکی رو شنیدم!

09:06.020 --> 09:09.149
‫♪ دیدی که تک و تنهام ♪

09:10.441 --> 09:14.380
‫بدون رؤیایی در قلبم

09:14.404 --> 09:17.341
‫بدون عشقی که مال من هست

09:17.365 --> 09:19.802
‫مسخره‌ترین شعریه که نوشتم!

09:19.826 --> 09:21.470
‫- خودت نوشتیش؟
‫- اصلاً قرار نبود...

09:21.494 --> 09:22.847
‫اسمش هم این باشه

09:22.871 --> 09:24.306
‫این آهنگ رو دوست دارم

09:24.330 --> 09:26.166
‫انعامم رو پس می‌گیرم

09:29.127 --> 09:31.254
‫مهمونیم رو نپیچونی‌ها، اِسون!

09:34.465 --> 09:36.569
‫چند شب پیش، دکتر بندر

09:36.593 --> 09:39.363
‫بعد از این که بهش گفتم
‫از ویوین خاستگاری کردم و

09:39.387 --> 09:41.740
‫باز هم جواب رد بهم داد،

09:41.764 --> 09:44.451
‫بهم گفت:
‫«لری، تکلیفت رو مشخص کن»

09:44.475 --> 09:46.871
‫«بالاخره همجنس‌گرایی یا دگرجنس‌گرا؟»

09:46.895 --> 09:49.165
‫بهش گفتم: «دُکی، من جفت‌دست‌گرام»

09:49.189 --> 09:50.958
‫ازم پرسید جفت‌دست‌گرا دیگه چه کوفتیه

09:50.982 --> 09:52.668
‫بهش گفتم:
‫«یعنی می‌تونم به طور مساوی

09:52.692 --> 09:54.378
‫با جفت دست‌هام خودارضایی کنم

09:54.402 --> 09:56.714
‫لری! خانم اینجاست!

09:56.738 --> 09:59.199
‫خانم‌ها هم می‌تونن از
‫جفت دست‌هاشون استفاده کنن

10:00.408 --> 10:02.094
‫اما واسه شاعر بودن باید

10:02.118 --> 10:04.305
‫یه جورایی همه‌جنس‌گرا باشی، مگه نه؟

10:04.329 --> 10:06.473
‫باید از هر قشری روی کره‌ی خاکی

10:06.497 --> 10:08.142
‫تو وجودت جا داشته باشن

10:08.166 --> 10:10.186
‫آقایون، خانم‌ها، اسب‌ها

10:10.210 --> 10:13.856
‫چطور می‌تونی صدای هم‌خوانی جهان باشی،

10:13.880 --> 10:17.383
‫وقتی همه‌شون رو تو وجودت نداری؟

10:20.011 --> 10:22.948
‫ادی، به یه همجنس‌گرای

10:22.972 --> 10:25.367
‫مصمم و سرسخت چی میگن؟

10:25.391 --> 10:27.518
‫خسته‌گِی‌ناپذیر

10:29.729 --> 10:34.359
‫سلامتی گذشته‌ی بزرگ و باشکوه که
‫توش همه چی اهمیت بیشتری داشت

10:37.111 --> 10:39.381
‫به نواختن ادامه بده.
‫کارت درسته.

10:39.405 --> 10:43.283
‫- ممنون. من تو مسیرِ آهنگ‌ساز شدنم
‫- تو مسیر؟

10:43.284 --> 10:45.328
‫با اتوبوس میری یا با قطار؟

10:45.995 --> 10:48.913
‫بهتره اسمت رو یادداشت کنم
‫اگه یه وقت به یه همکار جدید نیاز پیدا کردم

10:48.914 --> 10:51.083
‫هی، به افتتاحیه‌ی امشب رفتی؟

10:51.667 --> 10:55.337
‫اکلاهما! تازه با علامت تعجب

10:55.338 --> 10:58.840
‫یه فکت بگم. هر عنوانی
‫که علامت تعجب بخواد،

10:58.841 --> 11:00.593
‫نباید سمتش رفت

11:02.386 --> 11:03.970
‫گفتی اسمت چیه؟

11:03.971 --> 11:07.349
‫مورتی ریفکین. ولی به خودم میگم مورتی رافرتی

11:07.350 --> 11:09.935
‫عمراً کسی حدس بزنه یهودی هستی

11:17.610 --> 11:18.903
‫نظرت درباره اکلاهما چی بود؟

11:20.237 --> 11:23.157
‫نظر من چی بود؟

11:23.908 --> 11:26.368
‫خب ناکلز،

11:26.369 --> 11:29.622
‫ناکلز اوریفکین، اینجوری قراره صدات کنم،

11:30.414 --> 11:33.208
‫توی پیش‌نمایش‌های نیو هِیوِن
‫دو بار نمایش رو دیدم،

11:33.209 --> 11:37.253
‫وقتی هنوز بهش می‌گفتن «ما که رفتیم!» با علامت تعجب

11:37.254 --> 11:40.299
‫و مطمئن بودم دیک قراره بهم زنگ بزنه و بگه

11:41.092 --> 11:43.760
‫«لری، توی بد دردسری افتادیم

11:43.761 --> 11:47.430
‫می‌خوام نمایش رو بانمکش کنی.
‫تیکه‌های کمدی بزرگی نیاز داریم»

11:47.431 --> 11:48.890
‫منم آماده بودم که بگم،

11:48.891 --> 11:53.269
‫«دیک، به جای این آمریکایی‌بازی‌های عامه‌پسند

11:53.270 --> 11:56.481
‫بیا یه نسخه‌ی طنزش رو بسازیم!»

11:56.482 --> 11:59.442
‫هیچی نشده داشتم توی ذهنم
‫متن آهنگ می‌نوشتم. نمی‌تونستم دست بردارم

11:59.443 --> 12:00.693
‫باهاتون تماس گرفت؟

12:00.694 --> 12:03.781
‫شوخی می‌کنی؟ زیادی مشغول نوشتنِ کارهای هیت بیشتر بود

12:05.408 --> 12:08.368
‫امشب روی صندلی لژم نشستم و

12:08.369 --> 12:11.204
‫اکلاهومو، با علامت تعجب رو تماشا کردم...

12:11.205 --> 12:13.706
‫که با نورهای صورتیش اکلیل می‌ریخت

12:13.707 --> 12:17.085
‫و اون همه کلاه گاوچرونی و کمندچرخوندن داشت،

12:17.086 --> 12:21.506
‫و از دو چیز کاملاً مطمئن بودم

12:21.507 --> 12:23.466
‫هم خیلی پُرفروش بود

12:23.467 --> 12:26.970
‫و هم خیلی آشغال از نظر کیفی

12:26.971 --> 12:29.347
‫دوستم توی پیش‌نمایش‌ها دیدش،

12:29.348 --> 12:31.308
‫گفت یکی از بهترین اجراهاییه که تا حالا دیده

12:31.767 --> 12:35.728
‫اجرا از هر سطح ممکنی شیّادانه است

12:35.729 --> 12:37.981
‫صحبتم از روی حسادت نیست، باشه؟

12:37.982 --> 12:44.529
‫امشب اون اجرا رو دیدم
‫و یه غرق شدن بزرگی توی قلبم حس کردم

12:44.530 --> 12:49.576
‫و تمام دور و بری‌هام داشتن غش‌غش می‌خندیدن.
‫به جوک‌های درجه سه می‌خندیدن

12:49.577 --> 12:52.537
‫می‌خواستم تماشاگران رو از شونه بگیرم و بگم

12:52.538 --> 12:56.750
‫«به چی می‌خندین؟ بیخیال! بیشتر بخواید ازشون!»

12:57.710 --> 12:59.627
‫راجرز یه نابغه است

12:59.628 --> 13:02.297
‫بدون یه لحظه تردید میگم

13:02.298 --> 13:04.007
‫تو نوازنده پیانویی. می‌دونی حق با منه

13:04.008 --> 13:05.217
‫آره، کارش خیلی خوبه

13:05.801 --> 13:07.093
‫خیلی خوبه

13:07.094 --> 13:11.556
‫هیچکس دامنه‌ی کاری و هوش اختراع اون رو نداره،

13:11.557 --> 13:17.187
‫ملودی‌های مردونه و اوج‌گیرنده‌ای که مثل چکش‌های بادی همین‌طور روی هم بالا می‌رفتن

13:17.188 --> 13:19.439
‫راجرز یه حرومزاده بیرحمه،

13:19.440 --> 13:21.232
‫ولی می‌تونه یه ملودی رو به حالت شناور در بیاره،

13:21.233 --> 13:25.987
‫نشونه‌ی هنر عالی هم همینه، شناور شدن

13:25.988 --> 13:31.284
‫♪ یه حس قشنگی دارم ♪

13:31.285 --> 13:33.704
‫لحظه‌اش اونه. شنیدی؟

13:34.413 --> 13:35.747
‫وقتی ستون‌فقراتت برق می‌زنه

13:35.748 --> 13:40.126
‫و کل سازوکارِ آهنگ‌سازی ناگهان از جاذبه جدا می‌شه

13:40.127 --> 13:44.130
‫شاید پنج نفر روی سیاره باشه
‫که بتونه از پس این کار بر بیاد،

13:44.131 --> 13:46.550
‫اون حرومزاده هم یکی‌شونه

13:47.426 --> 13:53.014
‫بعدش... ترانه از اسکار همرستین دوم

13:54.600 --> 13:56.434
‫از اسکار چی بگم؟

13:56.435 --> 13:58.895
‫هر لحظه قراره با گام‌های بلند سروکله‌اش پیدا بشه،

13:58.896 --> 14:00.230
‫کلِ ۲.۲۲۰ متر هیکلش،

14:00.231 --> 14:03.024
‫و می‌دونی، دیک عمداً این بار یه قدبلند رو انتخاب کرده،

14:03.025 --> 14:04.901
‫خودت می‌دونی

14:04.902 --> 14:06.486
‫ولی از اسکار چی بگم؟

14:06.487 --> 14:10.031
‫خیلی خاکیه،

14:10.032 --> 14:13.368
‫و بیا قبول کنیم،
‫اکثرمون خاکی هستیم

14:13.369 --> 14:15.912
‫ولی یه لحظاتی هست که قسم به خدا،

14:15.913 --> 14:17.997
‫لحظاتی توی کارم وجود داره

14:17.998 --> 14:20.166
‫که یه چیزی بزرگتر از خودم درست کردم

14:20.167 --> 14:21.709
‫موافقم، کاملاً

14:21.710 --> 14:24.796
‫ممنون. کلمات بزرگتر از موزیک بودن،

14:24.797 --> 14:26.548
‫بزرگتر از شخصیت‌هایی که خوندن‌شون،

14:26.549 --> 14:30.177
‫و شاید نیم ثانیه به چیزی نامیرا نزدیک می‌شدن

14:31.178 --> 14:34.055
‫بابت عزت‌نفس نامحدودم شرمنده، ولی همینطوره،

14:34.056 --> 14:37.100
‫و اگه کسی دیگه نمیگه، پس من میگم

14:37.101 --> 14:40.436
‫من یه مشت کلمه نوشتم
‫که قراره مرگ رو گول بزنه

14:40.437 --> 14:43.064
‫با فروتنی یک روانی واقعی گفتی

14:43.065 --> 14:45.275
‫هی! وقتی شکسپیر نوشت،

14:45.276 --> 14:47.569
‫«نه مرمر، نه یادبودهای طلاکاری‌شده‌ی شاهزادگان،

14:47.570 --> 14:50.363
‫نمی‌تونن از این قافیه‌ی قدرتمند  بیشتر زنده بمونن،»

14:50.364 --> 14:52.991
‫مردم برگشتن گفتن «خدای من، عجب ایگوی بزرگی داره؟»

14:52.992 --> 14:57.620
‫نه، گفتن نابغه است و می‌دونه
‫کارش قراره بمونه

14:57.621 --> 14:58.830
‫پس حالا شدی شکسپیر؟

14:58.831 --> 15:02.417
‫ببین، اکلاهما! قراره برنده جایزه پولیتزر کوفتی بشه. خودم می‌دونم

15:02.418 --> 15:04.794
‫دبیرستانی‌ها از الان تا آخرالزمان قراره پخشش کنن،

15:04.795 --> 15:07.672
‫چون خیلی بی‌آزاره

15:07.673 --> 15:10.883
‫ولی واقعاً، کی هنرِ بی‌آزار می‌خواد؟

15:10.884 --> 15:12.135
‫ناکلز...

15:12.136 --> 15:14.304
‫گوش میدی چی میگم؟
‫سعی دارم جواب سوالت رو بدم

15:14.305 --> 15:17.390
‫واسه همین خدا ما رو روی سیاره گذاشته، که به مردم توهین نکنیم؟

15:17.391 --> 15:20.226
‫مشکلِ اکلاهما! اینه،

15:20.227 --> 15:23.229
‫و مشکل درست توی نمایشنامه اصلی بود،

15:23.230 --> 15:24.897
‫بنفشه‌های کوفتی سبز بشوند

15:24.898 --> 15:27.567
‫دیک هم اولش اون نمایشنامه رو به من نشون داد، باشه؟

15:27.568 --> 15:30.069
‫اول از من خواست اقتباسش کنم، منم گفتم نه،

15:30.070 --> 15:31.904
‫و مشکلی ندارم که نوستالژیکه،

15:31.905 --> 15:33.865
‫ولی اکلاهما! با علامت تعجب،

15:33.866 --> 15:37.160
‫برای دنیایی نوستالژیکه که هیچوقت وجود نداشته،

15:37.161 --> 15:42.248
‫و واقعاً می‌خوای نمایشنامه‌ای بنویسی
‫که اسم شخصیت اصلی موفرفری باشه؟

15:42.249 --> 15:44.792
‫ایده برای یه آهنگ به ذهنم رسید

15:44.793 --> 15:47.170
‫«سلام مو! سلام لری!
‫الان پام رفت توی گه!»

15:50.883 --> 15:52.760
‫دارم گوشت‌تلخی می‌کنم؟

15:54.511 --> 15:57.097
‫ربع قرن باهمدیگه نوشتیم،

15:57.640 --> 16:00.642
‫و اولین نمایشی که با یکی دیگه می‌نویسه

16:00.643 --> 16:03.770
‫می‌شه بزرگترین کار عمرش. گوشت‌تلخی می‌کنم؟

16:03.771 --> 16:05.521
‫- لری...
‫- معلومه که آره

16:05.522 --> 16:09.233
‫ولی باید درباره الیزابت بهت بگم

16:09.234 --> 16:10.610
‫باید قلبم رو پاک کنم

16:10.611 --> 16:12.111
‫این شد یه چیزی. همون بیست سالهه...

16:12.112 --> 16:14.198
‫هر لحظه قراره بیاد اینجا

16:14.948 --> 16:17.075
‫راجرز امشب میادش، درسته؟

16:17.076 --> 16:20.244
‫- نگران نباش، معرفیت می‌کنم
‫- عالی می‌شه

16:20.245 --> 16:21.954
‫می‌خوام یکی رو بیارم به آهنگ‌هام گوش کنه

16:21.955 --> 16:24.332
‫خب، گوش کن و یاد بگیر

16:24.333 --> 16:27.586
‫دارم درباره الیزابت بهت میگم

16:28.671 --> 16:30.756
‫چهره‌اش...

16:31.757 --> 16:33.925
‫یه حالت آسمانی داره

16:33.926 --> 16:35.259
‫این یعنی چی دقیقاً؟

16:35.260 --> 16:37.970
‫ببین، براش کلی کادو خریدم

16:37.971 --> 16:40.181
‫از کلاین براش چیز خریدی؟

16:40.182 --> 16:42.016
‫عاشقش می‌شه

16:42.017 --> 16:43.559
‫آره، ولی اون دست‌دومه که. این چه کاریه؟

16:43.560 --> 16:44.977
‫این یه نسخه اول واقعیه

16:44.978 --> 16:46.896
‫متوجه جادو

16:46.897 --> 16:48.147
‫و معمای این دختره نیستی

16:48.148 --> 16:51.485
‫«کل عمرم منتظر این بودم»

16:52.027 --> 16:54.655
‫سامرست موآم توش این رو میگه، یادته؟

16:56.448 --> 16:57.448
‫- من؟
‫- آره

16:57.449 --> 17:01.370
‫«همیشه یکی عاشقه
‫و یکی می‌ذاره عاشقش باشن»

17:02.454 --> 17:03.621
‫حقیقت اینه، نه؟

17:03.622 --> 17:04.872
‫البته، می‌دونی توی دردسر افتادی

17:04.873 --> 17:06.374
‫وقتی داری توی کتابی که توی عنوانش

17:06.375 --> 17:08.961
‫کلمه‌ی «بانداژ» رو داره
‫دنبال مفهوم زندگی می‌گردی

17:10.295 --> 17:11.714
‫لری...

17:14.508 --> 17:15.801
‫اون یه دختره دیگه. درسته؟

17:16.343 --> 17:19.680
‫باشه. ببین، همیشه فکر می‌کردم
‫علایقت بیشتر به سمت...

17:20.264 --> 17:21.390
‫علایقم؟

17:22.599 --> 17:24.518
‫پس حالا می‌خوای تحلیلم کنی؟

17:25.102 --> 17:26.979
‫ممنون، دکتر باکاردی

17:27.855 --> 17:30.273
‫ببین، توی تمرینِ موزیکال «در کنار ژوپیتر» باهاش آشنا شدم

17:30.274 --> 17:31.524
‫و بازیگر نیست

17:31.525 --> 17:34.318
‫دانشجوی دانشگاهه. سال اولیه

17:34.319 --> 17:37.321
‫ییل. نه دانشگاه معروفش، اون واسه پسرهاست

17:37.322 --> 17:40.575
‫دانشکده هنرهای عالی!

17:40.576 --> 17:44.120
‫الهه‌های بوهمیایی با روپوش‌های خاکستری

17:44.121 --> 17:47.582
‫که صبح زود تو نور صبحگاهی رنگ قاطی می‌کنن

17:47.583 --> 17:49.626
‫فقط بیست سالشه

17:50.169 --> 17:51.294
‫تو چند سالته؟

17:51.295 --> 17:53.004
‫یه ۴۷ ساله‌ی جوان هستم!

17:55.048 --> 17:56.758
‫می‌دونی توی نامه‌هام بهش چی میگم؟

17:56.759 --> 18:00.094
‫«الیزابتِ بی‌بدیل من!»
‫باورت می‌شه؟

18:00.095 --> 18:02.722
‫اگه می‌تونستم همین لحظه
‫چیزی که توی قلبمه رو بنویسم،

18:02.723 --> 18:05.683
‫کل تماشاگران رو شناور می‌کردم

18:05.684 --> 18:07.769
‫اکلاهما! با شرم جمع می‌کنه

18:07.770 --> 18:10.563
‫اگه می‌تونست هشت خط از حرف‌های دلم رو بشنوه

18:10.564 --> 18:12.899
‫و امشب به هشت‌تا بار هم رفتم، پس می‌دونم دارم چی میگم

18:12.900 --> 18:14.234
‫بگو!

18:14.902 --> 18:18.070
‫تابستون گذشته، دیدم ساعت ۴:۳۰ صبح بیدار شدم

18:18.071 --> 18:20.031
‫و تو پنج ساعت گذشته فقط...

18:20.032 --> 18:23.159
‫واسه چی داری به ساعتت نگاه می‌کنی؟

18:23.160 --> 18:26.245
‫- لری، من سرِ کارم
‫- فکر کردی من دارم چه گهی می‌خورم؟

18:26.246 --> 18:28.290
‫تازه من پول نمی‌گیرم. باشه

18:31.919 --> 18:32.919
‫گل‌های بیشتر...

18:32.920 --> 18:34.587
‫اِدی، یه مشروب دیگه واسه اسون بریز!

18:34.588 --> 18:36.088
‫برای ریچارد راجرز

18:36.089 --> 18:38.216
‫خدای من، اون‌ها چقدر هزینه داشتن؟

18:38.217 --> 18:40.803
‫شونزده دلار. بعلاوه هزینه پیک

18:42.429 --> 18:45.598
‫«دیک، یه حس قشنگی دارم، همه‌چیز مطابق میلت پیش میره

18:45.599 --> 18:46.933
‫با عشق، دورتی»

18:46.934 --> 18:48.602
‫از اسکار نقل‌قول می‌کنه؟

18:55.692 --> 18:59.695
‫من ۲۴ سال با شوهرش نویسندگی کردم،

18:59.696 --> 19:01.781
‫اونوقت از اسکار نقل‌قول می‌کنه؟

19:01.782 --> 19:05.493
‫خیابون ۹۱اُم، آردزلی. دیرمون می‌شه

19:05.494 --> 19:07.496
‫خیلی‌خب. خب، بازم ممنون دوستان

19:11.583 --> 19:12.584
‫شب بخیر

19:24.805 --> 19:27.765
‫یه لحظه باهام راه بیا

19:27.766 --> 19:30.309
‫بذار برات بازسازی کنم، الیزابت رو

19:30.310 --> 19:32.688
‫بسه! کردیش یا نه؟

19:33.188 --> 19:36.357
‫یکم کلاس داشته باش، ادی.
‫ناکلز، می‌تونم باهات صحبت کنم؟

19:36.358 --> 19:37.733
‫حتماً، آره

19:37.734 --> 19:39.862
‫حالا کردیش یا نه؟

19:45.534 --> 19:46.910
‫الیزابت!

19:47.953 --> 19:48.953
‫لری!

19:48.954 --> 19:51.455
‫الیزابت بی‌بدیلِ من!

19:51.456 --> 19:52.748
‫از دیدنت خیلی خوشحالم

19:52.749 --> 19:54.000
‫اه...

19:54.001 --> 19:56.544
‫- موهام رو دوست داری؟
‫- عاشقشم

19:56.545 --> 19:58.880
‫- از قرمز خیلی بهتره
‫- به نظر خودمم همینطوره

19:58.881 --> 20:02.717
‫قرمز رو هم دوست داشتم.
‫ولی این خیلی ماورایی‌تره

20:02.718 --> 20:04.010
‫باید برم واسه مهمونی آماده بشم

20:04.011 --> 20:06.220
‫نه، نه، نه.
‫برات گل گرفتم!

20:06.221 --> 20:07.597
‫آخی

20:07.598 --> 20:10.349
‫- احساساتی شدم
‫- خب، من این اثر رو روی مردم می‌ذارم

20:10.350 --> 20:12.810
‫- خیلی باهات حرف دارم
‫- مثلاً چی؟

20:12.811 --> 20:15.563
‫- دوباره دارم توی دفتر خاطراتم می‌نویسم
‫- امیدوارم بذاری بخونمش

20:15.564 --> 20:17.441
‫نه، نه، نه. بزرگه

20:21.069 --> 20:22.869
‫اونوقت ریچارد راجرز قراره این رو بگیره؟

20:23.822 --> 20:26.866
‫لری، مادرم اگه این رو ببینه می‌میره

20:26.867 --> 20:29.161
‫- با اجازه‌ات
‫- اجازه داده شد

20:31.413 --> 20:33.999
‫- اون پسره که بهت گفته بودم؟
‫- کوپر؟

20:35.125 --> 20:36.751
‫- بالأخره اتفاق افتاد
‫- نه!

20:36.752 --> 20:38.086
‫آره

20:38.879 --> 20:42.798
‫توی تولدم. شب تولد بیست سالگیم

20:42.799 --> 20:45.092
‫راستش خیلی دراماتیک بود.
‫می‌تونی درباره‌اش یه نمایشنامه بنویسی

20:45.093 --> 20:47.179
‫یه موزیکال. «اون برخواسته»

20:47.763 --> 20:49.805
‫- لری...
‫- موزیکال عید ایستره!

20:49.806 --> 20:51.308
‫خیلی مذهبیه!

20:52.726 --> 20:54.644
‫بذار با گفتنِ اینکه تقریباً اتفاق افتاد شفاف‌سازیش کنم

20:54.645 --> 20:55.937
‫فوراً شفاف‌سازیش کن!

20:55.938 --> 20:58.230
‫- بعداً کل ماجرا رو بهت میگم
‫- نه، نه، درخواست دارم

20:58.231 --> 21:00.484
‫همین الان نسخه‌ی کوتاه‌شده‌اش رو بدونم

21:01.234 --> 21:03.028
‫- نسخه‌ی کوتاه‌شده؟ باشه
‫- اوهوم

21:05.155 --> 21:07.574
‫پوستِ کمرش بی‌نقص بود

21:08.116 --> 21:09.117
‫باید برم

21:10.285 --> 21:13.037
‫با ریچارد راجرز آشنام می‌کنی، درسته؟

21:13.038 --> 21:14.121
‫قبل از اینکه شب تموم بشه،

21:14.122 --> 21:16.415
‫قراره یه مشت دیک گیرت بیاد

21:16.416 --> 21:18.335
‫لری! خیلی بی‌ادبی!

21:19.920 --> 21:22.171
‫یه مشت دیک، خنده‌دار بود

21:22.172 --> 21:23.382
‫هی...

21:25.676 --> 21:28.260
‫دارم یه موزیکال کامل درباره‌اش می‌نویسم

21:28.261 --> 21:32.139
‫از تصاویر جنگیِ «چرا می‌جنگیمِ» فرانک کاپرا الهام گرفته

21:32.140 --> 21:33.475
‫اسم این یکی اینه

21:34.101 --> 21:36.310
‫«چرا می‌گاییم»

21:36.311 --> 21:39.105
‫و قطعه‌ی شعر بزرگ آخرش هم می‌شه

21:39.106 --> 21:41.899
‫«پوستِ کمرش بی‌نقص بود»

21:44.111 --> 21:45.903
‫البته، وقتی بیست سالته،

21:45.904 --> 21:49.240
‫چه جنس دیگه‌ای رو باید مبادله کنی
‫به جز بدنت؟

21:49.241 --> 21:51.618
‫تو کاری نکردی، درسته؟

21:52.744 --> 21:56.039
‫می‌تونی تصور کنی اگه الیزابت کمر من رو می‌دید چی می‌نوشت؟

21:57.332 --> 21:59.291
‫«پوست کمرش

21:59.292 --> 22:02.712
‫شبیه ملافه‌ی سفیدی بود که یکی روش بالا آورده»

22:02.713 --> 22:06.842
‫«شومبولش شبیه شاخِ تک‌شاخ عقب‌افتاده بود»

22:10.345 --> 22:11.513
‫فقط یکی...

22:12.639 --> 22:14.765
‫که بتونم بهش تبریک بگم

22:14.766 --> 22:16.101
‫لری

22:17.352 --> 22:22.481
‫سلامتی پوست کمرش
‫که مثل هر بخش دیگه‌اش،

22:22.482 --> 22:24.151
‫بی‌نقصه

22:27.070 --> 22:28.404
‫وای

22:28.405 --> 22:33.951
‫چطور می‌شه این همه لذت رو
‫توی یه ظرف اینقدر کوچیک فشرده کرد؟

22:33.952 --> 22:37.247
‫کافیه. دیگه مطلقاً دست نمی‌زنم. قبول؟

22:43.045 --> 22:45.005
‫خدای من! دلم واسه گرشوین تنگ شده

22:49.051 --> 22:53.679
‫مطمئنم پورگی و بِس رو بیشتر از هر کسی دیگه
‫توی این شهر دیدم

22:53.680 --> 22:55.681
‫بهترین دیالوگِ پورگی،

22:55.682 --> 22:59.686
‫«وقتی خدا معلول رو آفرید، می‌خواست تنها باشه»

23:02.481 --> 23:04.690
‫تا حالا فکر کردی کل زندگیت یه نمایشنامه است...

23:04.691 --> 23:06.358
‫و اینکه، می‌دونی،

23:06.359 --> 23:07.943
‫۹۹ درصد از مردم توش،

23:07.944 --> 23:09.445
‫دیالوگی ندارن، می‌دونی؟

23:09.446 --> 23:12.114
‫فقط سیاهی‌لشگرن

23:12.115 --> 23:16.787
‫و تو هم، فقط یه سیاهی‌لشگر توی نمایشنامه اون‌ها هستی

23:17.287 --> 23:19.330
‫عمیق بود. خیلی عمیق بود

23:19.331 --> 23:21.290
‫- منم یه افکاری دارم
‫- جدی؟

23:21.291 --> 23:22.625
‫فکر کردم فقط یه سیاهی‌لشگری

23:22.626 --> 23:25.170
‫می‌شه یکی این گل‌های کوفتی رو از بارِ من برداره؟

23:25.712 --> 23:26.713
‫باشه!

23:30.300 --> 23:32.135
‫باید اونجوری که من دیدمش ببینیش

23:33.053 --> 23:35.679
‫- الان دیدمش دیگه
‫- نه، اولین بار رو میگم

23:35.680 --> 23:37.431
‫اگه نتونی اون رو ببینی،

23:37.432 --> 23:40.559
‫نمی‌تونی بفهمی کل این شب درباره چیه

23:40.560 --> 23:42.228
‫کم‌کم دارم فکر می‌کنم نکردیش

23:42.229 --> 23:46.107
‫می‌خوام این تردستی رو روی تو تمرین کنم
‫قبل از اینکه روی اون انجامش بدم

23:46.108 --> 23:47.775
‫و به عنوان تردستی بهش نشون نمیدم

23:47.776 --> 23:52.029
‫به عنوان یه آزمایش نشونش میدم

23:52.030 --> 23:54.490
‫که ثابت کنم یه ارتباط فراحسی بین ماست

23:54.491 --> 23:56.200
‫این کسشعرها رو باور داره،

23:56.201 --> 23:58.410
‫بیست دقیقه از سایکوکینزی حرف می‌زد

23:58.411 --> 24:00.204
‫من یه کلمه از حرف‌هاش رو نمی‌فهمیدم

24:00.205 --> 24:02.414
‫نشسته بودم، سر تکون می‌دادم و فکر می‌کردم،

24:02.415 --> 24:05.084
‫«واقعاً سوتین انگوری بسته؟»

24:07.796 --> 24:10.840
‫بعدش، ورق بازیِ خودم رو بهتون یاد میدم

24:10.841 --> 24:13.759
‫- رامیِ کیرخور
‫- لری، مودب باش

24:13.760 --> 24:15.719
‫به خاطر کلمه‌ی کیرخور بهت برخورد؟

24:15.720 --> 24:17.972
‫باشه، ازش استفاده نمی‌کنم.
‫بهت قول میدم

24:17.973 --> 24:19.431
‫به عنوان یه کیرخور

24:19.432 --> 24:23.144
‫ولی بذار از اولین باری که دیدمش بهت بگم

24:23.145 --> 24:24.854
‫فکر کنم ترجیح میدم تردستی رو ببینم

24:24.855 --> 24:26.355
‫منم همینطور

24:26.356 --> 24:29.276
‫می‌دونی سکسی‌ترین چیز روی سیاره زمین چیه؟

24:30.193 --> 24:31.861
‫یه کیرِ نیمه‌شق

24:31.862 --> 24:33.779
‫خدای من لری، کسی نمی‌خواد این حرف‌ها رو بشنوه

24:33.780 --> 24:34.947
‫با تو نیستم

24:34.948 --> 24:36.282
‫- با کی هستی پس؟
‫- خودم

24:36.283 --> 24:38.409
‫باید با یه آدم جالب صحبت کنم.
‫ولی جدی میگم

24:38.410 --> 24:40.870
‫یه کیر نیمه‌شق یه قوله

24:40.871 --> 24:43.998
‫یه کیر کامل‌شق علامت تعجبه

24:43.999 --> 24:47.585
‫به عنوان نویسنده، بهم توهین می‌کنه.
‫خیلی پُر سروصداست خیلی بالغانه است

24:47.586 --> 24:49.086
‫داستان دیگه تموم شده

24:49.087 --> 24:53.757
‫ولی کیر نیمه‌شق، داره میاد یا داره میره؟

24:56.386 --> 25:01.056
‫ولی خانم‌ها دقیقاً به خاطر نداشتن کیر برام جذابـن

25:01.057 --> 25:02.142
‫منم همینطور

25:02.726 --> 25:06.687
‫توی منظره احساسی خیلی جالب‌تری
‫نسبت به ما زندگی می‌کنن

25:06.688 --> 25:09.440
‫منظره‌ای که ما فقط می‌تونیم خوابش رو ببینیم

25:09.441 --> 25:12.443
‫ولی امشب منظره‌ها مهم نیستن

25:12.444 --> 25:15.571
‫پرتره‌ی الیزابته، و فقط الیزابت

25:15.572 --> 25:16.697
‫باز شروع کرد

25:16.698 --> 25:18.490
‫صبرکن، دیدی که خوشگله، درسته؟

25:18.491 --> 25:22.537
‫اگه زیبایی کلاسیک نداره، پس کلمه درستش...

25:25.498 --> 25:26.541
‫ممه‌هاش خوب بود

25:27.459 --> 25:30.961
‫کوچیک بود ولی خیلی کِشنده بود

25:32.047 --> 25:33.714
‫کاش می‌تونستم نقاشیش کنم

25:33.715 --> 25:37.927
‫به نظرم این صمیمی‌ترین راهِ نگاه کردن به یک شخصه

25:37.928 --> 25:39.511
‫همزمان، کمترین احساسات رو داره

25:39.512 --> 25:42.389
‫اینکه دقیق سطوح صورتش رو بازسازی کنی،

25:42.390 --> 25:45.602
‫دو کک‌مک کوچیک روی گونه چپش

25:47.354 --> 25:50.357
‫شما قیافه آشنایی دارید.
‫عکس‌تون رو یه جایی دیدم

25:51.816 --> 25:52.817
‫نویسنده‌اید؟

25:55.070 --> 25:57.821
‫خب، پس از این داستان لذت خواهید برد

25:57.822 --> 25:59.740
‫چون در مورد...

26:03.161 --> 26:04.162
‫شخص غیرقابل توصیفه؟

26:05.205 --> 26:07.081
‫بهترین کلمه رو استفاده کردین

26:07.082 --> 26:09.792
‫خدای من! شما ای‌بی وایت هستید!
‫شما اندی وایت هستید!

26:12.087 --> 26:15.965
‫نمی‌تونم بگم چقدر از مقالات‌تون لذت بردم

26:15.966 --> 26:18.425
‫هیچ‌چیز بیشتر از اون‌ها بهم لذت نداده

26:18.426 --> 26:20.844
‫- عاشق زبان‌تون هستم
‫- ممنونم

26:20.845 --> 26:22.137
‫عاشق نشانه‌گذاری‌تون هستم

26:22.138 --> 26:23.806
‫نمی‌تونید یه کامای ساده رو جابجا کنید. درست میگم؟

26:23.807 --> 26:26.225
‫شما یک موزیسین هستی، وایت

26:26.226 --> 26:27.434
‫موزیسین شمایی

26:27.435 --> 26:32.022
‫شما بیشتر از هرکسی، از این داستان لذت خواهید برد

26:32.023 --> 26:34.400
‫این دختره، الیزابت

26:34.401 --> 26:37.194
‫نمی‌تونم براش نمایش اجرا کنم.
‫می‌دونی منظورم چیه؟

26:37.195 --> 26:40.239
‫علاقه نداره.
‫هیچوقت درباره‌ی خودم ازم نمی‌پرسه

26:40.240 --> 26:43.242
‫هرگز. خیلی هم بحث بی‌علاقگی نیست، فکر کنم،

26:43.243 --> 26:44.910
‫چون دوتامون می‌دونیم

26:44.911 --> 26:47.079
‫که اون حقاً از من جالب‌تره

26:47.080 --> 26:48.872
‫و این حرف رو جدی میگم

26:48.873 --> 26:50.791
‫موهاش رو دیدین؟

26:50.792 --> 26:54.545
‫وقتی ماه جولای گذشته وارد تئاتر شد
‫اولین چیزی بود که بهش دقت کردم

26:54.546 --> 26:57.674
‫انگار هوایی که می‌کشید با من فرق داشت

26:58.591 --> 27:00.843
‫- خوشم اومد
‫- باور کن، وایت،

27:00.844 --> 27:03.220
‫یه موزیکال عالی ازش در میاد!

27:03.221 --> 27:06.640
‫و حتی یه ساقه ذرت لعنتی هم تو کل نمایش نمیاد!

27:06.641 --> 27:09.476
‫هی دوستان، محض اطلاع،

27:09.477 --> 27:12.813
‫«ذرت تا چشمِ فیل بالا رفته»

27:12.814 --> 27:17.151
‫احمقانه‌ترین لیریک در تاریخ ترانه‌نویسی آمریکاست

27:17.152 --> 27:19.695
‫آره، کاملاً منطقیه، و بله، جور در میاد،

27:19.696 --> 27:23.741
‫ولی تصویر یک مزرعه ذرت اکلاهمایی

27:23.742 --> 27:26.618
‫که یه فیل کوفتی وسطش وایساده؟

27:26.619 --> 27:29.163
‫- من فیل دوست دارم
‫- آره، همه فیل دوست داریم، ادی

27:29.164 --> 27:31.081
‫ببین اندی، می‌خوام این رو ببینی

27:31.082 --> 27:32.791
‫داشتم به حرف‌هاش گوش می‌کردم،

27:32.792 --> 27:34.877
‫ولی یه کلمه از حرف‌هاش رو نمی‌فهمیدم

27:34.878 --> 27:36.920
‫چون فقط داشتم به این فکر می‌کردم که

27:36.921 --> 27:39.590
‫«صبرکن تا گرمای نگاهش رو حس کنی،

27:39.591 --> 27:42.468
‫اندیشناک و شیرین و خردمندانه»

27:42.469 --> 27:46.764
‫وقتی اون لیریک رو نوشتم
‫داشتم به اون فکر می‌کردم

27:46.765 --> 27:50.643
‫سه کلمه‌ی بی‌نقص در بهترین ترتیب

27:51.311 --> 27:55.522
‫حالا تو بگو، کدوم لیریک‌نویسی می‌تونه
‫درست از «اندیشناک» استفاده کنه؟

27:55.523 --> 27:56.608
‫کدوم آهنگ بود؟

27:57.275 --> 27:59.401
‫فقط دارم میگم، وقتی خوبم، خیلی خوبم

27:59.402 --> 28:01.945
‫همون صداش کافیه! کار نویسنده اینه

28:01.946 --> 28:06.951
‫آسیب‌پذیری‌مون رو مثل ردا می‌پوشیم که کل دنیا ببینن

28:07.702 --> 28:09.161
‫از کلمه‌ی «ردا» خوشم میاد

28:09.162 --> 28:11.122
‫چون مثل خودمون عتیقه است

28:11.873 --> 28:13.208
‫یه مشروب دیگه میل داری؟

28:15.710 --> 28:16.835
‫حتماً. چرا که نه؟

28:16.836 --> 28:19.129
‫هزارتا دلیل واسه «نه» به ذهنم می‌رسه،

28:19.130 --> 28:21.382
‫ولی با «آره»‌هاش رقابت نمی‌کنن

28:21.383 --> 28:24.093
‫ادی، خدا رو پاس بدار و قدر پزشک خونه رو بدون!

28:24.094 --> 28:26.513
‫یه دور دیگه! فقط یکمی، فقط...

28:28.515 --> 28:32.226
‫می‌دونی توی مقاله‌ای که از فلوریدا نوشتی
‫چی رو دوست داشتم؟

28:32.227 --> 28:33.311
‫اون خط

28:34.020 --> 28:39.191
‫«دریا جواب تمام سوالات رو میده و همیشه به یک شکل...

28:39.192 --> 28:41.610
‫اینقدر زود؟»

28:41.611 --> 28:43.112
‫یا خدا

28:43.113 --> 28:46.991
‫اینکه یه صدا رو برداری و به چی تبدیلش کنی؟

28:48.118 --> 28:50.203
‫نشانه ابدیت

28:51.413 --> 28:52.872
‫استعداد کوچک منه

28:53.998 --> 28:59.503
‫سلامتی شعرنویسی که از هزار منبع غیرمنتظره روی سر ما می‌باره

28:59.504 --> 29:00.922
‫سلامتی شعرنویسی خودت

29:01.798 --> 29:02.798
‫هوم

29:06.970 --> 29:09.888
‫ببین، اون بیست سالشه، من ۴۷

29:09.889 --> 29:12.850
‫بیا مثل دوتا الکلیِ معقول درباره‌اش بحث کنیم

29:12.851 --> 29:16.728
‫اولش همه‌چیز دقیقاً همونجوری بود که به نظر می‌رسید

29:16.729 --> 29:19.648
‫من مربیش بودم و گمونم

29:19.649 --> 29:22.067
‫از نظر اون همون «پیرمرد شکوهمند» تئاتر بودم

29:22.068 --> 29:24.820
‫رفته بودم شوبرت که در کنار ژوپیتر رو تمرین کنیم،

29:24.821 --> 29:26.947
‫نمایش یک گند مقدس بود

29:26.948 --> 29:29.241
‫داشتم با جانی گرین بحث می‌کردم

29:29.242 --> 29:31.034
‫درباره لیریکِ «سلامم رو به برادوی برسون»

29:31.035 --> 29:35.372
‫یادمه بچه که بودم، عاشق اون آهنگ بودم

29:35.373 --> 29:38.375
‫سلامم رو به برادوی برسونید

29:38.376 --> 29:41.128
‫بگید قبل از اینکه دیر بشه خودم رو می‌رسونم

29:41.129 --> 29:44.089
‫ِفوراً، حتی توی بچگیم فهمیدم،

29:44.090 --> 29:47.968
‫که چیزی که اون خط رو قوی می‌کرد،
‫بهش ضرورت می‌داد، قافیه‌ی داخلیش بود

29:47.969 --> 29:50.721
‫نه فقط «دیر بشه.»
‫بلکه اون یکی. «برسونید، می‌رسونم»

29:50.722 --> 29:52.473
‫اون خط منطقاً باید این باشه

29:52.474 --> 29:55.309
‫«سلامم رو به برادوی برسونید و بگید میام»

29:55.310 --> 29:57.979
‫ولی اینکه فعلش رو بکنی «می‌رسونم،»

29:59.397 --> 30:00.607
‫خیلی متفاوتش می‌کرد

30:01.274 --> 30:02.941
‫ناکلز، کوهن بلدی؟

30:04.611 --> 30:08.655
‫♪ اونجا! اونجا! ♪

30:08.656 --> 30:12.576
‫♪ خبر بدید، خبر بدید به اونجا ♪

30:12.577 --> 30:17.164
‫♪ که یانکی‌ها دارن میان! ♪
‫♪ یانکی‌ها دارن میان! ♪

30:17.165 --> 30:21.126
‫♪ درام درام صدای درام همه‌جاست... ♪

30:21.127 --> 30:25.172
‫♪ میایم اونجا ♪
‫♪ قراره بیایم اونجا! ♪

30:25.173 --> 30:30.010
‫♪ و تا تموم نشه برنمی‌گردیم، اونجا! ♪

30:30.011 --> 30:32.262
‫می‌دونی یانکی‌ها توی جنگ بزرگ واقعاً چی خوندن؟

30:32.263 --> 30:35.558
‫«ما برنمی‌گردیم. اونجا دفن خواهیم شد!»

30:37.352 --> 30:38.603
‫و همینطور هم شد

30:39.270 --> 30:43.274
‫کل کشته‌های جنگ بزرگ، ۳۷ میلیون

30:44.817 --> 30:49.071
‫فکر کنم صفتِ بزرگ
‫هیچوقت نباید قبل از کلمه جنگ بیاد

30:49.072 --> 30:50.989
‫قبول دارم

30:50.990 --> 30:54.117
‫خدا چی فکر می‌کنه وقتی به خلقتش نگاه می‌کنه

30:54.118 --> 30:56.286
‫و می‌بینه که با شرافتمندانه‌ترین انگیزه،

30:56.287 --> 30:59.206
‫۳۷ میلیون نفر رو روانه قبر کردیم؟

30:59.207 --> 31:01.960
‫واسه همینه که همیشه بارون میاد.
‫خدا گریه‌اش گرفته

31:02.794 --> 31:04.753
‫خب، من وطن‌پرستم. جدی میگم

31:04.754 --> 31:06.880
‫تو که سربازی. خدا خیرت بده

31:06.881 --> 31:09.424
‫ولی این بار چند نفر قراره بمیرن؟

31:09.425 --> 31:11.344
‫اصلاً می‌شه عددش رو مشخص کرد؟

31:12.136 --> 31:14.805
‫من اومدم مرخصی. از مادرم مراقبت کنم

31:14.806 --> 31:16.515
‫اون بیشتر از من وحشت کرده

31:16.516 --> 31:17.808
‫کِی اعزام می‌شی؟

31:17.809 --> 31:21.145
‫دو هفته دیگه برم می‌گردونن
‫به مرکز فعالیت دشمن

31:21.980 --> 31:23.313
‫بردلی بیچ، نیوجرسی

31:23.314 --> 31:25.232
‫توی هتل گراسمن دارم کد مورس آموزش میدم

31:25.233 --> 31:29.528
‫بردلی بیچ، جایی که مأموران دشمن توی پیاده‌رو قدم می‌زنن

31:29.529 --> 31:32.864
‫و خودشون رو جای زنان یهودی خزپوش جا زدن

31:32.865 --> 31:33.949
‫قبلاً با یه دختر اهل بردلی بیچ

31:33.950 --> 31:35.826
‫سوسیس رو مخفی کن بازی می‌کردم

31:35.827 --> 31:36.911
‫جدی؟

31:37.495 --> 31:40.038
‫اون مقاله‌ی مجله‌ی زندگی درباره گوادال‌کانال رو خوندی؟

31:40.039 --> 31:42.165
‫اینکه قبل از نبرد،

31:42.166 --> 31:44.251
‫سربازها به جای سنگ

31:44.252 --> 31:45.587
‫روی آب سکه پرت می‌کردن

31:46.045 --> 31:48.298
‫چون می‌دونستن هیچوقت قرار نیست برگردن

31:51.467 --> 31:53.802
‫من نمی‌تونم برم ارتش. به خاطر چشم‌هام

31:53.803 --> 31:55.847
‫مشکل‌شون چیه؟ باز می‌شن؟

31:57.473 --> 32:00.642
‫صحبت از آدم‌هایی شد که قرار نیست برگردن،

32:00.643 --> 32:02.228
‫می‌خوام این رو بخونی

32:02.854 --> 32:04.480
‫مال برنامه نمایش در کنار ژوپیتره

32:11.154 --> 32:12.155
‫با صدای بلند!

32:17.076 --> 32:18.243
‫اه...

32:18.244 --> 32:19.703
‫«راجرز و هارت،

32:19.704 --> 32:21.784
‫به اندازه‌ی داشهوند و شتر یک‌کوهانه باهم فرق دارن

32:22.373 --> 32:26.002
‫یکی‌شون اپرا و زندگی خانوادگی رو دوست داره،
‫اون یکی میره سراغ کلاب شبانه و مردم

32:26.586 --> 32:28.170
‫یکی‌شون متأهله و دوتا بچه داره،

32:28.171 --> 32:30.255
‫اون یکی مجرده و از بارتندرها حمایت می‌کنه»

32:30.256 --> 32:31.758
‫اینم به افتخار تو، ادی

32:33.217 --> 32:35.677
‫«کوچولوئه، یعنی لری، سیگار می‌کشه،

32:35.678 --> 32:38.347
‫بزرگش، سیاهش، کوچیکش، قهوه‌ایش، هر نوعیش

32:38.348 --> 32:41.017
‫در حالی که دیک، یعنی راجرز، فقط سیگارت می‌کشه

32:41.601 --> 32:45.520
‫یکی‌شون حدوداً ۴:۳۰ صبح می‌خوابه، اون یکی هیچوقت عیاشی نمی‌کنه»

32:45.521 --> 32:47.774
‫بهترین فعل رو داره، درسته؟

32:48.733 --> 32:51.068
‫«گرچه، با وجود تفاوت‌های جسمانی و خلق‌وخویی‌شون،

32:51.069 --> 32:53.780
‫هوش‌شون مثل کالباس و تخم‌مرغ مکمل همدیگه است

32:54.614 --> 32:57.407
‫آهنگ‌های انفرادی‌شون بالای هزارتاست»

32:57.408 --> 32:58.493
‫هزارتا آهنگ؟

32:59.410 --> 33:01.328
‫«باخشونت باهم مخالفت می‌کنن، ولی هیچوقت دعوا نمی‌کنن،

33:01.329 --> 33:04.414
‫و توی بیست و خرده‌ای سالی که مهارت‌شون رو پیشه کردن،

33:04.415 --> 33:06.583
‫هیچوقت با کسی جز همدیگه کار نکردن...»

33:06.584 --> 33:07.669
‫تا الان

33:08.920 --> 33:10.088
‫جالب بود

33:10.630 --> 33:11.963
‫خودم نوشتمش

33:11.964 --> 33:16.135
‫یک بار هم به ماه آبیِ کوفتی اشاره نکردم

33:17.136 --> 33:21.264
‫چندتا از پارتیتورهام رو واسه الیزابت فرستادم.
‫جوابی نداد. درک نمی‌کنم

33:21.265 --> 33:22.349
‫جنده است

33:22.350 --> 33:24.976
‫روی سنگ‌قبرم این رو می‌نویسن

33:24.977 --> 33:28.356
‫- اون جنده است؟
‫- لونرز میلتون هارت

33:29.023 --> 33:30.065
‫بهش نرسید

33:30.066 --> 33:31.983
‫مردم میان سر قبرم و میگن، می‌دونی چیه؟

33:31.984 --> 33:34.361
‫- به من هم نرسید
‫- به من که قطعاً نرسیده

33:34.362 --> 33:37.698
‫- هی لَر، به من می‌رسه!
‫- حالا گوش کنید

33:37.699 --> 33:40.117
‫من و الیزابت یه آخرهفته باهم گذروندیم

33:40.118 --> 33:41.660
‫واقعاً میگم

33:41.661 --> 33:46.039
‫یه آخرهفته‌ی پرهیجان و عالی، آخرِ تابستون گذشته

33:46.040 --> 33:47.709
‫قبل از اینکه برگرده ییل

33:48.209 --> 33:54.131
‫نزدیک‌ترین حسیه که تا حالا به عاری از خود بودنِ خالص داشتم

33:54.132 --> 33:56.508
‫نوانس بود، عمیق بود

33:56.509 --> 33:58.301
‫دقیقاً چقدر عمیق؟

33:58.302 --> 34:00.804
‫گوش کن دلقک. دیدمش،

34:00.805 --> 34:04.183
‫و اولین چیزی که بهش گفتم این بود، «ببخشید،

34:04.767 --> 34:08.061
‫ولی شما بهترین استایل هرکسی توی این تئاتر رو دارید»

34:09.397 --> 34:11.440
‫کاش عکسِ اون لحظه رو داشتم

34:11.441 --> 34:15.026
‫کاش عکس هر لحظه که باهاش گذروندم رو داشتم

34:16.028 --> 34:20.408
‫برام سخته درست درش بیارم.
‫دنبال اینم که مشخص کنم...

34:21.409 --> 34:23.661
‫اندی، کمکم کن.
‫کلمه مناسبش چیه؟

34:24.370 --> 34:25.370
‫افسون کردن؟

34:26.706 --> 34:28.374
‫و می‌دونی چقدر سخته

34:29.333 --> 34:32.836
‫باورم نمی‌شد می‌خواست با من صحبت کنه

34:32.837 --> 34:34.629
‫هِی دور و بَرِ تئاتر رو نگاه می‌کردم،

34:34.630 --> 34:36.923
‫حتماً به کسی دیگه علاقه داره

34:36.924 --> 34:40.385
‫ولی نه! داشت روی صندلی کناریم در تئاتر می‌نشست،

34:40.386 --> 34:43.638
‫تا حدی نزدیک که عفتش اجازه بده

34:43.639 --> 34:46.725
‫و قلبم واقعاً به تپش افتاده بود

34:46.726 --> 34:50.145
‫و من هیچوقت همچین حسی پیدا نمی‌کنم،
‫نه برای مردها نه زن‌ها

34:50.146 --> 34:55.066
‫ولی یه سارافون زرد پوشیده بود،

34:55.067 --> 34:57.819
‫توی تئاتر هم گرم بود

34:57.820 --> 34:59.863
‫ساعت‌ها باهام حرف می‌زد

34:59.864 --> 35:03.033
‫پای برهنه‌اش روی دسته صندلی

35:03.034 --> 35:05.577
‫و می‌دونم حرف‌هام اینجوریه انگار
‫من یه میانسالِ پخمه‌ام

35:05.578 --> 35:07.120
‫که روی یه دانشجوی خوشگل کراش زده،

35:07.121 --> 35:09.080
‫و شاید هم همین باشه

35:09.081 --> 35:10.333
‫ولی یه چیزی رو می‌دونید؟

35:10.917 --> 35:15.420
‫شاید همون نباشه

35:15.421 --> 35:18.508
‫گاهی حس می‌کنم... نخندید به این حرفم،

35:19.175 --> 35:23.679
‫بعد از یک عمر برخوردِ کورکورانه با غریبه‌ها،

35:24.430 --> 35:26.015
‫بالأخره یه دوستی پیدا کردیم

35:27.391 --> 35:29.602
‫شاید مفهوم افسون کردن همینه

35:30.436 --> 35:33.814
‫یک آخرهفته‌ی پُرنور!

35:33.815 --> 35:36.775
‫باید تا برنگشته این رو تا آخر بهتون بگم

35:36.776 --> 35:38.276
‫گوش میدی چی میگم؟

35:38.277 --> 35:40.070
‫آره، پاهاش روی چیزه بود

35:40.071 --> 35:42.781
‫انگار تمام لیریک‌های عاشقانه‌ای که تا حالا نوشتم

35:42.782 --> 35:47.035
‫یه جور برون‌مایه‌ی شفاهی داشتن،
‫که یهو شکل انسانی گرفته بودن

35:47.036 --> 35:48.119
‫برون چی؟

35:48.120 --> 35:49.204
‫شاید مادرش باشه

35:49.205 --> 35:50.748
‫نباید این رو بشنوه

35:51.833 --> 35:52.958
‫من چی؟

35:52.959 --> 35:54.584
‫تو فقط یه سیاهی‌لشگری

35:54.585 --> 35:56.169
‫باشه، ولی بازم پولم رو می‌گیرم، درسته؟

35:56.170 --> 35:57.922
‫کاملاً

35:58.965 --> 36:01.551
‫برام مهمه که تا آخر بگمش

36:02.343 --> 36:04.678
‫یه آخرهفته‌ی تابستونی به شدت گرم بود،

36:04.679 --> 36:08.306
‫که با تمام بی‌اعتنایی‌ای که تونستم نشون بدم ازش پرسیدم،

36:08.307 --> 36:11.935
‫که می‌خواد از گرمای شهر فرار کنه،

36:11.936 --> 36:14.646
‫آخرهفته رو با من در دریاچه دانمور در درمانت بگذرونه یا نه

36:14.647 --> 36:18.400
‫و بدون یک لحظه تردید، گفت،

36:18.401 --> 36:19.776
‫«خوشحال می‌شم، لری»

36:20.987 --> 36:23.947
‫باور کن اندی، این دختر تایپ منه

36:23.948 --> 36:26.283
‫ببخشید، عذر می‌خوام، دارم وراجی می‌کنم،

36:26.284 --> 36:31.746
‫ولی چطور می‌شه زمان حال واقعی عاشق شدن رو

36:31.747 --> 36:33.332
‫شرح داد؟

36:34.584 --> 36:35.793
‫قضیه اینه؟

36:36.919 --> 36:40.380
‫شاید. یعنی، کار اشتباهی نکردم، باشه؟

36:40.381 --> 36:44.342
‫قانون منع جابجایی زنان یا حتی قانون مرد میانسال رو نقض نکردم

36:44.343 --> 36:46.303
‫براش یه تابلو از دریاچه دانمور رو خریدم،

36:46.304 --> 36:48.221
‫از یه پیرمرد ورمانتی

36:48.222 --> 36:51.182
‫خریدمش تا یادش بمونه

36:51.183 --> 36:53.227
‫یه بار اون حوالی رفتم قایق‌سواری

36:53.936 --> 36:55.563
‫هی لری!

36:59.442 --> 37:00.526
‫بعدش چی؟

37:01.402 --> 37:04.280
‫پرده سوم. اواخر اون روز،

37:04.989 --> 37:06.698
‫در گرمای کلبه نشسته بود

37:06.699 --> 37:10.076
‫نزدیک یه پرچم کوچیک از فورت تیکاندرُگا روی دیوار نشسته بود

37:10.077 --> 37:14.748
‫یه پیراهن کار مردونه‌ی آبی تنش بود که آستین‌هاش رو بالا زده بود

37:14.749 --> 37:18.543
‫یهو تمامش برام در دسترس بود،

37:18.544 --> 37:22.380
‫یه نعمت جوانی و مغز

37:22.381 --> 37:24.090
‫و ترقوه

37:24.091 --> 37:26.427
‫شونه‌اش رو لمس کردم،

37:27.595 --> 37:30.221
‫و به قول یه نویسنده دوزاری که گفته،

37:30.222 --> 37:32.183
‫«قلبم ثابت ایستاد»

37:33.225 --> 37:36.187
‫دستم رو گرفت و گفت، «لری،

37:36.854 --> 37:39.732
‫بیا این رو بذاریم واسه یه روز دیگه»

37:41.150 --> 37:42.859
‫و تمام چیزی که می‌تونم بهت بگم، دوست من،

37:42.860 --> 37:48.783
‫اینه که احتمال خیلی خوبی وجود داره که امشب همون یه روز دیگه باشه

37:54.205 --> 37:57.540
‫یکم برید عقب.
‫خانم‌ها، چه زیبا، چه زیبا!

37:58.626 --> 38:01.379
‫راجرز! راجرز!

38:01.796 --> 38:03.047
‫آره، خوشگله!

38:03.798 --> 38:04.799
‫باشه

38:05.591 --> 38:06.631
‫متشکرم. ممنون

38:06.801 --> 38:07.926
‫هی، خیلی ممنون

38:07.927 --> 38:09.427
‫متشکرم. ممنون

38:09.428 --> 38:10.513
‫آفرین!

38:12.348 --> 38:14.516
‫خیلی ممنون

38:14.517 --> 38:17.436
‫حالا وقت نمایش واقعی شب رسیده

38:26.195 --> 38:28.656
‫ادی، ادی. ادی، این رو جمع کن!

38:33.202 --> 38:34.452
‫هی

38:34.453 --> 38:35.787
‫پس کردتش یا نه؟

38:35.788 --> 38:37.247
‫فکر می‌کنه شاید امشب شبش باشه

38:37.248 --> 38:41.252
‫وای لری. لری، لری

38:41.919 --> 38:43.754
‫فکر می‌کنی دختره توی اون چی می‌بینه؟

38:44.296 --> 38:47.425
‫فکر کنم یه مرد پولدار و مشهور می‌بینه
‫که می‌تونه به حرفه‌اش کمک کنه

38:48.759 --> 38:51.136
‫فکر می‌کنم می‌دونه یکی از بزرگترین

38:51.137 --> 38:53.931
‫تقدیرکننده‌های زیبایی اون رو تحسین می‌کنه

38:54.849 --> 38:56.976
‫- می‌دونی دیگه چی فکر می‌کنم؟
‫- چی؟

38:57.893 --> 39:00.145
‫فکر می‌کنم سوتین انگوری پوشیده

39:00.146 --> 39:03.065
‫باشه راجرز. آقایون، لطفاً بیاید یکی بگیریم

39:03.941 --> 39:06.402
‫قشنگ بود. زودباش.
‫خیلی‌خب، لبخند بزرگ!

39:07.278 --> 39:09.362
‫- زیبا بود
‫- دیک! دیک!

39:09.363 --> 39:13.116
‫خدای من! نمایش قراره بیست سال پخش بشه!

39:13.117 --> 39:15.910
‫از رز اسکاتلندی بزرگتر می‌شه

39:15.911 --> 39:18.747
‫- خواهیم دید
‫- یهودی‌تر هم هست، پس می‌شه تورش رو گذاشت

39:18.748 --> 39:20.582
‫خب، ممنون که اومدی، لری

39:20.583 --> 39:22.208
‫- اسکار!
‫- لری

39:22.209 --> 39:25.045
‫هر دفعه که می‌بینمت قدت بلندتر می‌شه

39:25.046 --> 39:27.839
‫چی بگم؟ لیریک‌ها عالیه

39:27.840 --> 39:31.468
‫وقتی لازم باشه شاعرانه است،
‫وقتی لازمه خنده‌داره

39:31.469 --> 39:34.888
‫هیچ قافیه‌ای اشتباه نیست، شنیدنش لذت‌بخشه

39:34.889 --> 39:38.016
‫وقتی چراغ‌ها کم‌نور می‌شن
‫من فقط یه احمقـم

39:38.017 --> 39:40.727
‫عالیه! شنیدی که تشویق می‌کردم؟

39:40.728 --> 39:42.854
‫فکر کنم شلوغ‌ترین آدم کل تئاتر بودی!

39:42.855 --> 39:45.648
‫چون بیشتر از هر کسی توی کل تئاتر دوستش داشتم!

39:45.649 --> 39:47.650
‫- بذارید یه مشروب براتون بیارم
‫- نه ممنون

39:47.651 --> 39:49.861
‫لری، دو دقیقه وقت داری؟

39:49.862 --> 39:51.112
‫یه لحظه بهمون وقت بدین

39:51.113 --> 39:52.364
‫ببخشید، اسکار

39:57.578 --> 39:58.579
‫آم...

40:00.039 --> 40:01.289
‫خب، من و دوایت ویلمن

40:01.290 --> 40:03.208
‫داشتیم صحبت می‌کردیم که «یک یانکی اهل کنتیکت» رو برگردونیم

40:03.209 --> 40:04.292
‫عالیه!

40:04.293 --> 40:06.920
‫آره، تو فکرم به ویوین سگال بگم

40:06.921 --> 40:09.923
‫خدای من! از اکلاهما بیشتر پخش می‌شه!

40:09.924 --> 40:11.633
‫خودم پنجاه‌تا صندلی می‌خرم

40:11.634 --> 40:14.511
‫یه عنوان جدید دارم، «اوه، کملوت!»

40:15.763 --> 40:17.680
‫خب، فکر کنم همون یک یانکی اهل کنتیکت رو نگه داریم

40:17.681 --> 40:19.474
‫کملوت با علامت تعجب؟

40:19.475 --> 40:21.476
‫باشه، بیخیال. دارم جدی حرف می‌زنم

40:21.477 --> 40:23.978
‫من همیشه جدی‌ام.
‫واسه همین مردم میگن خیلی بانمکم

40:23.979 --> 40:26.773
‫خب داشتم فکر می‌کردم،
‫اگه حالِ کار کردن رو داری، شاید...

40:26.774 --> 40:28.483
‫- تا حالا تو زندگیم اینقدر حالم خوب نبوده، دیک
‫- تبریک میگم، دیک

40:28.484 --> 40:31.986
‫نمی‌خوام مزاحم بشم.
‫فقط... ما همه خیلی دوستش داشتیم

40:31.987 --> 40:33.321
‫- جدی؟
‫- قراره حسابی بگیره

40:33.322 --> 40:34.614
‫ممنون. ممنون. متشکرم

40:34.615 --> 40:36.116
‫- گلدیس بودی، درسته؟ بله
‫- بله! آره

40:36.117 --> 40:38.244
‫بله، خوشحال شدم

40:40.204 --> 40:43.623
‫آره، من... فقط تو فکر یه احیا نبودم،

40:43.624 --> 40:44.916
‫تو فکر یه کتاب کاملاً جدید بودم

40:44.917 --> 40:47.503
‫تو فکر چهار یا پنج‌تا شماره جدید بودیم

40:48.504 --> 40:49.546
‫که من بنویسم؟

40:49.547 --> 40:51.339
‫معلومه که تو بنویسی.
‫که باهم بنویسیم

40:51.340 --> 40:53.842
‫شونزده سال گذشته، از وقتی اون نمایش رو کار کردیم؟

40:53.843 --> 40:57.220
‫- بروزرسانی می‌خواد، نه؟
‫- ۱۹۲۷! وندربیلت!

40:57.221 --> 40:59.722
‫آره، می‌تونه بشه نمایش راجرز و هارت جدید برای پاییز

40:59.723 --> 41:01.891
‫- کمدی‌های جدید، آهنگ‌های جدید
‫- رفرنس‌های جدید

41:01.892 --> 41:03.852
‫کل جنگ رو به حالت هجو در میاریم

41:03.853 --> 41:05.812
‫جیره‌بندی، جمع‌آوری لاستیک، جمع‌آوری نایلون،

41:05.813 --> 41:07.814
‫و یه شماره‌ی جدید برای ویوین

41:07.815 --> 41:08.940
‫- هجوش رو کم کن، لری
‫- کارت خیلی خوب بود

41:08.941 --> 41:10.066
‫- سلام، خوشحالم می‌بینم‌تون
‫- خیلی اجرای قشنگی بود

41:10.067 --> 41:11.151
‫متشکرم. ممنون

41:11.152 --> 41:13.945
‫یه وقفه‌ای پیش اومد بعد کوردل هال از اون بالا دستور فرستاد:

41:13.946 --> 41:17.740
‫ببخشید دخترا، مرواریداتون رو بذارین کنار
‫چون حالا ما عشق رو هم جیره‌بندی می‌کنیم

41:17.741 --> 41:19.242
‫چطوری کوردل هال رو وارد کملوت کنیم؟

41:19.243 --> 41:20.326
‫کی اهمیت میده؟ بانمکه!

41:20.327 --> 41:23.204
‫دیک! از ژورنال-آمریکن نیویورک

41:23.205 --> 41:27.417
‫برای چشم همون‌قدر افسون‌کننده است که موسیقی ریچارد راجرز گوش‌ها رو افسون می‌کنه

41:27.418 --> 41:28.501
‫- باشه
‫- آره، خوبه

41:28.502 --> 41:29.669
‫خوبه. شروع خوبیه

41:29.670 --> 41:31.754
‫خب، هستی براش؟ سرحالی؟

41:31.755 --> 41:33.423
‫می‌تونی جدیش بگیری؟

41:33.424 --> 41:36.217
‫آره. سوار واگنم، دیک. جدی‌ام

41:36.218 --> 41:39.220
‫کل شب داشتم آبجوی زنجبیلی می‌خوردم

41:39.221 --> 41:42.724
‫خب، به جز این دومیه
‫چون این یکی واسه جشن گرفتنه

41:42.725 --> 41:45.852
‫این بزرگترین موزیکال در تاریخ تئاتر آمریکاست

41:45.853 --> 41:48.146
‫نه، نه. باهات مشروب نمی‌خورم، لری

41:48.147 --> 41:49.731
‫باشه، باشه، خیلی‌خب

41:49.732 --> 41:51.775
‫ویجی! ویجی! این عکس رو بگیر!

41:53.027 --> 41:55.028
‫- چی؟ اوه نه. لری، من باید...
‫- نه، نه، نه. هی

41:55.029 --> 41:57.198
‫راجرز و هارت، بازم باهمدیگه!

41:57.823 --> 41:59.825
‫باشه، نزدیکتر! زودباش، نزدیکتر!

42:03.412 --> 42:04.621
‫ده‌تا نسخه ازش می‌خوام

42:04.622 --> 42:06.456
‫عالیه. برام یه چک بنویس

42:06.457 --> 42:07.874
‫باشه

42:07.875 --> 42:09.250
‫خب... فکر می‌کنی حالش رو داری؟

42:09.251 --> 42:11.377
‫بهترین ایده‌ایه که توی این شونزده سال داشتم

42:11.378 --> 42:16.049
‫همزمان، به نظرم باید تو فکر یه چیز کاملاً جدید باشیم

42:16.050 --> 42:17.175
‫موافق نیستی؟

42:17.176 --> 42:19.302
‫راجرز و هارت جدید،
‫چیزی که مردم قبلاً ندیدن

42:19.303 --> 42:20.387
‫یه چیز بزرگ!

42:20.971 --> 42:22.305
‫بیا اول با احیا شروع کنیم

42:22.306 --> 42:24.599
‫- کاملاً
‫- آسیاب به نوبت...

42:24.600 --> 42:26.017
‫- آره، ولی...
‫- چون واقعاً فکر می‌کنم

42:26.018 --> 42:27.518
‫- گوش کن
‫- می‌تونیم باهم یه آینده‌ای داشته باشیم

42:27.519 --> 42:29.438
‫کی این فکر رو نمی‌کنه؟

42:30.314 --> 42:34.734
‫ولی می‌خوام یکی از اون آهنگ‌سازهایی باشم
‫که با لیریسیت‌های دیگه

42:34.735 --> 42:35.818
‫کار می‌کنه

42:35.819 --> 42:37.570
‫مثل آرلن، کِرن. تو عاشق کِرن هستی

42:37.571 --> 42:39.197
‫هستم. می‌خوام خودِ کِرن باشم

42:39.198 --> 42:40.949
‫ولی باید مثل حرفه‌ای‌ها کار کنیم، لری

42:40.950 --> 42:42.492
‫از کِی مثل حرفه‌ای‌ها کار نکردم؟

42:42.493 --> 42:45.411
‫می‌خوام در زمان‌های خاصی از صبح توی دفترم کار کنیم

42:45.412 --> 42:47.956
‫- می‌خوام طبق برنامه پیش برم
‫- آره. همین کار رو می‌کنیم

42:47.957 --> 42:49.540
‫نمی‌خوام وقت بیشتری واسه دنبالت گشتن هدر بدم، لری

42:49.541 --> 42:51.209
‫- خب، من که همینجام. ریزه میزه!
‫- می‌دونی منظورم چیه

42:51.210 --> 42:52.710
‫نمی‌خوام ساعت نُه صبح

42:52.711 --> 42:54.170
‫زنگ بزنم مادرت، که،

42:54.171 --> 42:55.630
‫شاید ظهر از تخت بلند بشی. باشه؟

42:55.631 --> 42:57.548
‫- دیک...
‫- فقط نمی‌خوام کار قبل رو بکنیم

42:57.549 --> 42:59.050
‫کل حرفم اینه

42:59.051 --> 43:00.594
‫بیزنسه، همین

43:01.428 --> 43:02.887
‫شاید بهتر بود امشب نمی‌گفتم، ولی نمی‌دونم،

43:02.888 --> 43:04.597
‫- خواستم... خواستم..
‫- فقط می‌خوام...

43:04.598 --> 43:06.266
‫اون بهترین کارت بود

43:06.267 --> 43:07.892
‫- جدی میگم
‫- باشه، ممنون

43:07.893 --> 43:09.310
‫- اون کیه؟
‫- فقط می‌خوام نمایشی بنویسم

43:09.311 --> 43:10.562
‫که دوتامون عاشقشیم

43:13.065 --> 43:14.065
‫آره، منم همین حس رو دارم

43:14.066 --> 43:16.693
‫دیک! برنز منتل گفته

43:16.694 --> 43:20.571
‫کاملاً و دل‌نشین‌ترین کمدی موزیکال آمریکایی

43:20.572 --> 43:21.656
‫از زمان قایقِ نمایشی تا حالا

43:21.657 --> 43:22.865
‫- از زمان قایق نمایشی؟
‫- آره

43:22.866 --> 43:24.826
‫وای. خوبه

43:24.827 --> 43:26.829
‫- واقعاً حیرت‌انگیزه
‫- ممنون، از دیدنت خوشحال شدم

43:27.454 --> 43:29.247
‫باید عاشق یه نمایش بشم، دیک

43:29.248 --> 43:31.666
‫باید بخوام اون نمایش رو
‫بیشتر از هرچیزی توی دنیا بنویسم،

43:31.667 --> 43:35.545
‫که توی تماشاگران باشم،
‫بشینم و هیچ کلمه‌ای رو از قلم نندازم

43:35.546 --> 43:37.338
‫باشه خب، با یک یانکی اهل کنتیکت شروع می‌کنیم،

43:37.339 --> 43:39.382
‫- چهار یا پنج‌تا شماره، و میریم...
‫- باشه، ببین

43:39.383 --> 43:42.218
‫نظر من اینه.
‫ماجراجویی‌های مارکوپولو

43:42.219 --> 43:44.429
‫دیک، دیک! چه نمایش فوق‌العاده‌ای بود

43:44.430 --> 43:46.347
‫خیلی ممنون. از دیدن‌تون خوشحال شدم

43:46.348 --> 43:48.933
‫فقط... فقط بزرگ. بزرگتر از جامبو. حماسی

43:48.934 --> 43:51.019
‫یه سیرک موزیکال سه حلقه‌ای

43:51.020 --> 43:53.563
‫نمایش چهار ساعت ادامه داره
‫با وقت استراحت برای شام!

43:53.564 --> 43:58.443
‫اپرای کمیک مجلل.
‫و استیج هم کل دنیاست!

43:58.444 --> 44:00.987
‫- آها
‫- همه رو هجو می‌کنیم

44:00.988 --> 44:03.072
‫و می‌تونی موزیکی هجوشون کنی

44:03.073 --> 44:05.575
‫هر کلیشه موزیکال ملی‌ای که هست رو میاریم

44:05.576 --> 44:08.161
‫شماره فرانسه، شماره ایتالیایی،

44:08.162 --> 44:10.163
‫وقتی به قلبِ تاریکی می‌رسن،

44:10.164 --> 44:12.999
‫آدمخوارها پورگی و بِس می‌خونن.
‫بوم، بوم

44:13.000 --> 44:15.543
‫بِس، تو الان دیگه شام منی!

44:15.544 --> 44:16.627
‫خدای من، لری. بیخیال

44:16.628 --> 44:19.505
‫این نمایش قراره مقیاس یک رمان رو داشته باشه

44:19.506 --> 44:23.051
‫می‌شه بزرگترین چالشی که تا حالا
‫به عنوان یک آهنگساز داشتی

44:23.052 --> 44:27.055
‫و زمینه‌اش، چیزی که می‌ذاره تماشاگران

44:27.056 --> 44:28.139
‫وارد این قصه بشن، دختره است

44:28.140 --> 44:29.891
‫یه دختر آسمانی

44:29.892 --> 44:32.060
‫که مارکوپولو جاش گذاشته

44:32.061 --> 44:34.395
‫نصفِ اون سن داره...

44:34.396 --> 44:39.400
‫ولی اولین باریه که تمایلات عشق رو حس کرده، شاید واسه اولین بار

44:39.401 --> 44:40.943
‫توی صحنه اول قسم می‌خوره

44:40.944 --> 44:43.071
‫مثل بندیک در هیاهوی بسیار می‌سازیمش

44:43.072 --> 44:45.323
‫- باشه
‫- قسم می‌خوره

44:45.324 --> 44:47.533
‫که فراتر از دسترسِ هر زنیه. عشق رو تحقیر می‌کنه

44:47.534 --> 44:49.535
‫اونوقت یه شماره کامل میاریم
‫که آهنگ‌های عاشقانه رو هجو کنیم

44:49.536 --> 44:53.373
‫نه. لری، می‌خوام نمایش‌هایی بنویسم
‫که هسته احساسی دارن...

44:53.374 --> 44:55.792
‫- دیک، موزیکش عالی بود. نمایش عالی بود!
‫- سلام، حال شما؟

44:55.793 --> 44:57.752
‫ممنونم. قبول می‌کنم.
‫شما منتقد سختگیری هستید

44:57.753 --> 44:58.836
‫- ممنون
‫- ممنون

44:58.837 --> 45:02.048
‫یادته توی صحنه اول مشخص کردیم که ضدِعشقه؟

45:02.049 --> 45:04.592
‫بعدش با دختره آشنا می‌شه.
‫اون دختر روحیه‌ی آزاد داره،

45:04.593 --> 45:08.388
‫قیافه‌ی اسکاندیناویایی با دوتا کک‌مک روی گونه چپش،

45:08.389 --> 45:10.056
‫- مسخره است
‫- این کار رو نکن

45:10.057 --> 45:13.017
‫زندگی اجتماعی، روانی و جنسیش

45:13.018 --> 45:16.939
‫کلاً توی یه دنیای دیگه است، ولی مرده جون میده براش

45:17.731 --> 45:22.610
‫ایستاده و جلوی چشم‌های سبز رنگ‌پریده‌اش فلج شده

45:22.611 --> 45:26.280
‫داریم از بزرگترین کاشف در تاریخ دنیا حرف می‌زنیم،

45:26.281 --> 45:30.868
‫ولی هیچکدومش براش مهم نیست
‫مگر اینکه بتونه باهاش کاری کنه تا دختره بهش توجه کنه

45:30.869 --> 45:34.580
‫اون می‌شه هسته احساسی داستان

45:34.581 --> 45:36.290
‫- باشه
‫- یه مرد افسانه‌ای

45:36.291 --> 45:37.500
‫و چشم‌گیر رو برمی‌داریم

45:37.501 --> 45:39.127
‫و خونش رو می‌ریزیم

45:39.128 --> 45:43.506
‫آقای راجرز، بنده رابرت هفنر هستم.
‫من شهردار اکلاهما سیتی هستم

45:43.507 --> 45:45.466
‫من و ایو از نیویورک اومدیم

45:45.467 --> 45:46.759
‫- که فقط نمایش رو ببینیم
‫- باشه. می‌دونی...

45:46.760 --> 45:49.011
‫به نیویورک خوش اومدید.
‫داریم صحبت‌مون رو تموم می‌کنیم

45:49.012 --> 45:51.514
‫دو دقیقه دیگه میاد خدمت‌تون.
‫خوبه؟

45:51.515 --> 45:53.975
‫دو دقیقه دیگه میام. ممنون، امیدوارم ارزشش رو داشته

45:53.976 --> 45:56.269
‫- قطعاً داشت
‫- از دیدن‌تون خوشحال شدم. ممنون

45:56.312 --> 45:57.813
.خیلی‌خب، ادامه بده
بگو، بگو، بگو

45:57.897 --> 46:01.650
آخرش به هم می‌رسن؟
بگو

46:01.734 --> 46:04.695
تماشاچی‌ها منتظر می‌مونن
!تا همین رو بفهمن

46:04.779 --> 46:06.238
این موتور محرکه‌ی داستانه

46:06.322 --> 46:07.698
،خیلی‌خب، ببین
لری

46:07.782 --> 46:09.325
،اگه خودت حاضری اینو بنویسی

46:09.408 --> 46:11.243
،واقعاً بنویسی، و بازنویسی کنی
و دوباره بازنویسی کنی

46:11.327 --> 46:12.912
در اونصورت ممکنه
نتیجه بده

46:12.995 --> 46:15.039
.ولی من بابتش بهت التماس نمی‌کنم، لری
می‌دونی؟

46:15.122 --> 46:16.582
همیشه بعد از اینکه ۱۵دقیقه
،کار کردیم

46:16.665 --> 46:17.875
از در میری بیرون تا
سیگارفروشی پیدا کنی

46:17.958 --> 46:19.251
...این کارت -
باشه -

46:19.335 --> 46:20.836
.از این کارت دیوونه میشم
خوشم نمیاد

46:20.920 --> 46:22.046
نمی‌خوام دیگه اینجوری کار کنیم -
ما ۲۴سال -

46:22.129 --> 46:23.631
اینجوری کار کردیم -
تبریک میگم، دیک -

46:23.714 --> 46:25.007
۲۴سال دقیقاً اینجوری کار کردیم

46:25.091 --> 46:26.008
ممنون -
دیگه وقتش بود تئاتر گیلد -

46:26.092 --> 46:27.343
یه نمایش موفق داشته باشه -
آره -

46:27.426 --> 46:28.344
کاملاً درست میگی

46:28.427 --> 46:29.637
...بگذریم، من نمی‌خوام

46:29.720 --> 46:30.763
نمی‌خوام باهات دعوا کنم، لری

46:30.846 --> 46:32.348
کی دعوا کرد؟ -
نمی‌دونم -

46:32.431 --> 46:33.599
،حالا که جنگ شده

46:33.682 --> 46:35.017
...تماشاچی‌ها واقعاً دوست دارن

46:35.101 --> 46:36.477
،تماشا کنن آدمخوارها
پورگی و بس می‌خونن؟

46:36.560 --> 46:38.479
تماشاچی‌ها چی دوست دارن ببینن؟

46:38.562 --> 46:41.023
گاوچرون‌هایی که توی جشن غذاخوری
عشق و حال می‌کنن؟

46:42.691 --> 46:44.235
خب بله، ظاهراً همینو می‌خوان

46:44.318 --> 46:45.611
درسته، یادم نبود

46:45.694 --> 46:47.279
اکلاهما، علامت تعجب

46:47.363 --> 46:49.115
درمورد اضطرار ملت درگیر جنگ
صحبت می‌کنه

46:49.198 --> 46:52.535
به نظرم تمام ارتشی‌هایی که
،امشب بین تماشاچی‌ها بودن

46:52.618 --> 46:54.078
به هدفمون از جنگ فکر کردن

46:54.161 --> 46:55.663
،حتی یکی دو ثانیه
بهش فکر کردن

46:55.746 --> 46:57.248
ما دقیقاً به چه هدفی
می‌جنگیم؟

46:57.331 --> 46:59.041
دختر بچه‌های آتیشی
با لباس‌های چهارخونه

46:59.125 --> 47:00.084
که نمی‌تونن دست رد
به سینه‌مون بزنن؟

47:01.836 --> 47:04.046
باشه. باشه -
دیک، دیک، دیک. بی‌خیال -

47:04.130 --> 47:06.298
بین خودمون بمونه

47:06.382 --> 47:09.635
اون شخصیت‌ها رو نمیشه
به عنوان آدمیزاد شناخت

47:09.718 --> 47:10.928
به نظرم خیلی‌ها شناختنشون

47:11.011 --> 47:12.054
عشق رو شناختن

47:12.138 --> 47:13.431
واقعاً نیاز داره
یکی بره نجاتش بده

47:13.514 --> 47:15.474
خانواده رو شناختن

47:15.558 --> 47:17.184
افتخار به کشورشون رو شناختن

47:17.268 --> 47:18.978
مثل فیلم
احمق آمریکایی خوش‌تیپ»حرف می‌زنی»

47:19.061 --> 47:20.771
به‌نظرم چیزای خیلی بیشتری
...از یه مشت آدمخوارِ آوازخوان

47:20.855 --> 47:22.356
وجود داره که
مردم بشناسن

47:22.440 --> 47:24.150
ولی قبول کن که
آدمخوارها خیلی بامزه‌ترن

47:24.233 --> 47:25.860
!دیک، بهتره بیای اینا رو بخونی

47:25.943 --> 47:27.528
.باشه، صبر کنید! صبر کنید
الان میام

47:27.611 --> 47:28.571
.باشه، باشه، باشه، باشه
باشه، باشه، باشه، باشه

47:28.654 --> 47:30.281
دقیقاً می‌دونم منظورت چیه

47:30.364 --> 47:32.116
فقط بگو واقعاً می‌خوای
چی بنویسم؟

47:32.199 --> 47:34.034
نمایش رویاییت چیه؟

47:34.118 --> 47:34.994
نمایش رویاییم؟ -
آره -

47:35.077 --> 47:36.287
!اکلاهما

47:39.748 --> 47:40.583
نمایش رویایی بعدیت رو میگم

47:43.210 --> 47:46.422
توی این فکریم که حق تکثیرِ
لیلیوم»رو بگیریم»

47:47.840 --> 47:49.467
نمایشنامه مولنار؟ -
آره -

47:49.550 --> 47:51.177
اون که حتی سال ۱۹۰۹هم آبکی بود -
خب؟ -

47:51.260 --> 47:52.136
واقعاً می‌خوای یه موزیکال بنویسی

47:52.219 --> 47:53.304
درمورد یه جارچیِ کارناوال

47:53.387 --> 47:55.055
که دوست دخترش رو کتک می‌زنه

47:55.139 --> 47:56.849
...می‌میره، زنده میشه -
به‌نظرم نمایش موفقی میشه -

47:56.932 --> 47:58.476
...آره، آخرشم

47:58.559 --> 47:59.310
همه مرده‌ها می‌تونن حلقه نورانیشون رو
...دربیارن و بگن

47:59.393 --> 48:01.020
«!اوه...برزخ»

48:01.103 --> 48:03.439
،ببین، اگه مجبورم کنی
حاضرم بنویسمش

48:03.522 --> 48:04.732
...ولی ته دلم -
نه، مجبورت نمی‌کنم -

48:04.815 --> 48:05.900
اسکاره قراره بنویسش

48:08.235 --> 48:09.653
آخه اسکار درموردِ بوداپست

48:09.737 --> 48:11.322
،در اواخر قرن
چی می‌دونه؟

48:12.281 --> 48:14.283
قراره آمریکاییش کنه

48:15.201 --> 48:16.494
یه شکلِ امروزی بهش بده

48:17.495 --> 48:19.163
قراره داستان توی مین اتفاق بیفته

48:19.246 --> 48:21.123
،مین؟ صحیح
،با کمال احترام میگم

48:21.207 --> 48:22.458
،امروزی کردن آثار مولنار

48:22.541 --> 48:24.126
...یه کار عمیقاً -
!اینو باید بخونی -

48:24.210 --> 48:26.128
روزنامه تایمزه؟

48:26.212 --> 48:28.464
نقدی که برتون راسکو
توی ورلد-تلگرام نوشته

48:28.547 --> 48:29.798
حسابی تعریف کرده -
چه خوب -

48:29.882 --> 48:31.550
الاناست که تایمز هم
به دستمون برسه

48:31.634 --> 48:33.677
.خیلی‌خب. لری، باید برم
تایمز داره میاد

48:33.761 --> 48:34.887
باشه، باشه

48:34.970 --> 48:36.972
برام آرزوی موفقیت کن -
!بلا به دور -

48:37.056 --> 48:38.098
به قول مردمِ مین

48:40.684 --> 48:41.602
.هی، دیک
نمایش عالی بود

48:41.685 --> 48:42.895
ممنون

48:42.978 --> 48:44.313
.خوشحالم می‌بینمتون
از نمایش لذت بردید؟

48:44.978 --> 48:54.613
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

48:59.787 --> 49:01.747
آخه دیک راجرز از مین
چی می‌دونه؟

49:01.830 --> 49:03.958
!ناسلامتی واسش جشن تکلیف گرفته بودن

49:04.041 --> 49:06.210
تا کی می‌خوان این داستان تخیلی رو
به مردم قالب کنن؟

49:06.293 --> 49:07.628
،ایمان داشته باش»
امید داشته باش

49:07.711 --> 49:09.088
اونوقت مردگان برمی‌خیزن
«!تا به ما تسلی بدن

49:09.171 --> 49:11.048
آره ارواح عمه‌شون

49:11.131 --> 49:13.175
.یه پیک دیگه بده، ادی
یه پیک واقعی

49:16.178 --> 49:18.264
میای یه پیک با من بزنی، اندی؟
خواهش می‌کنم

49:23.352 --> 49:25.646
حالت چطوره؟

49:25.729 --> 49:27.231
:شنیدی توی سوگند ازدواج میگن

49:27.314 --> 49:29.066
در روزهای خوب و بد»؟»

49:29.149 --> 49:30.609
،فکر کنم از نظر زندگی شخصیم

49:30.693 --> 49:32.945
وارد قسمت «روزهای بد» شدم

49:33.028 --> 49:37.283
و انقدر بی‌سروصدا اتفاق افتاد که
اصلاً نفهمیدم

49:37.366 --> 49:38.450
تاحالا همچین حسی داشتی؟

49:39.368 --> 49:40.703
هر روزِ زندگیم

49:43.247 --> 49:44.832
ممنون

49:44.915 --> 49:46.792
،گاهی با خودم میگم
«حتی خدا هم منو گذاشته کنار»

49:46.875 --> 49:48.502
چندتا کارِ موفق داشتم

49:48.586 --> 49:51.463
تک و توک آدمای عزیزی رو
دوست داشتم

49:51.547 --> 49:53.424
الانم خدا رفته صفحه‌ی بعد

49:53.507 --> 49:56.510
حس می‌کنم از رده خارج شدم

49:56.594 --> 49:59.054
«از رده خارج شده»
این چیز خوبیه، مگه نه؟

49:59.138 --> 50:00.598
معنیش اینه که کیرت شق نمیشه

50:02.683 --> 50:03.851
پس برای همینه که
این کلمه رو بلد نیستم

50:03.934 --> 50:04.768
هوم

50:07.688 --> 50:08.981
اسم منم به لیست اضافه کن

50:20.075 --> 50:22.077
دقت کردی پرنده‌ها
به سنترال پارک برگشتن؟

50:23.454 --> 50:26.123
هوم. این روزا روی چی کار می‌کنی؟

50:26.206 --> 50:29.001
روی یه کتابِ کودکانه

50:29.084 --> 50:30.878
حتماً این همه مقاله‌ای که نوشتم
منو فرسوده کرده

50:30.961 --> 50:31.795
آخه کتابم خوب پیش نمیره

50:33.005 --> 50:34.673
،به نظرم توی بحث نویسندگی

50:34.757 --> 50:36.425
منم وارد «روزهای بد»شدم

50:36.508 --> 50:38.510
داستانت درمورد چیه؟

50:38.594 --> 50:39.845
کاش می‌دونستم

50:41.430 --> 50:42.973
سفری که همه میرن؟

50:44.558 --> 50:47.686
به دنبال چیزی که کامل و دست‌نیافتنیه؟

50:48.562 --> 50:50.272
!چیزی که قابل توصیف نیست

50:50.356 --> 50:53.359
احتمالاً این ایده
برای کتاب کودکان، خیلی گیج‌کننده باشه

50:53.442 --> 50:56.278
یه دیالوگ برات دارم

50:56.362 --> 50:59.698
کل شب دورِ تخت، دنبال آن دختر دوید»
و درنهایت به این نتیجه رسید که

50:59.782 --> 51:01.158
«او وصف نکردنی‌ست

51:01.241 --> 51:03.327
مطمئنی منظورت «نکردنی»نیست؟

51:03.410 --> 51:05.079
این بهتره

51:07.998 --> 51:09.583
می‌دونی، هر روز صبح میرم پارک

51:09.667 --> 51:11.752
و موشی که همش
توی آشپزخونه‌م می‌گیرم،آزاد می‌کنم

51:11.835 --> 51:14.630
جدی؟ -
یه جعبه شیشه‌ای کوچیک دارم -

51:14.713 --> 51:17.424
که موش رو گیر می‌اندازه
ولی نمی‌کشش

51:17.508 --> 51:19.385
هر روز صبح وارد آشپزخونه میشم

51:19.468 --> 51:20.761
و اون آقا اونجا تشریف داره

51:20.844 --> 51:21.679
کفِ یخچال

51:21.762 --> 51:23.389
موش کوچولوی قهوه‌ای من

51:23.472 --> 51:25.808
خوش و خندان بیسکوییتی رو می‌خوره که
من براش گذاشتم

51:25.891 --> 51:28.018
هر روز صبح می‌برمش توی پارک

51:28.102 --> 51:30.145
،در جعبه رو باز می‌کنم
سه متر می‌پره بیرون

51:30.229 --> 51:31.647
بدوبدو میره لای بوته‌ها

51:31.730 --> 51:34.400
،بعدش فردا صبح
جلل الخالق

51:34.483 --> 51:36.777
!برگشته توی جعبه

51:36.860 --> 51:38.362
از کجا می‌دونی همون موشه؟

51:38.445 --> 51:40.030
خب، قیافه‌ش که همون شکلیه

51:40.114 --> 51:43.701
توی چشماش همون نگاه نیویورکیِ
امیدواری محکوم به شکست رو می‌بینم

51:44.952 --> 51:47.705
ولی چطوری ۱۹طبقه میاد بالا؟

51:49.248 --> 51:50.499
شاید به دربون انعام میده

51:53.419 --> 51:55.838
می‌دونی، موشه امروز صبح نبود

51:55.921 --> 52:00.092
توی جعبه فقط بیسکوییت بود

52:00.175 --> 52:02.010
راستش دلم واسه آقا کوچولو
تنگ شد، واقعاً تنگ شد

52:02.094 --> 52:04.304
فکر کنم دیگه داشتم
باهاش همذات پنداری می‌کردم

52:04.388 --> 52:05.931
اسم داره؟

52:07.099 --> 52:08.851
بهش میگم استوارت

52:08.934 --> 52:10.811
با دبلیو یا یو؟

52:12.020 --> 52:14.773
.هوم. با یو
چیز شیکی نیست

52:14.857 --> 52:16.567
فقط یه موش معمولیِ طبقه متوسطه

52:20.571 --> 52:22.865
فکر کنم باید منو ببخشی

52:22.948 --> 52:25.784
این همه جشن و شادی
زده به مثانه‌م

52:29.121 --> 52:31.832
اگنیس دمیل معجزه‌ای دور از انتظار»
خلق کرده

52:31.915 --> 52:33.876
و رقص‌های بدیعی طراحی کرده که

52:33.959 --> 52:36.211
با داستان و ترانه‌ها مطابقت دارد

52:36.295 --> 52:38.422
«...اکلاهما! اثری تازه نفس

52:38.505 --> 52:40.674
خیلی‌خب، یه چیز بامزه بلدم -
هوم -

52:40.758 --> 52:43.051
اسم یه همجنسگرای خسته رو
چی می‌ذاری؟

52:43.135 --> 52:44.887
نمی‌دونم

52:47.347 --> 52:48.432
تف توش، یادم رفت

52:49.349 --> 52:50.559
خیلی بامزه بود

52:52.895 --> 52:54.646
نمایشی که»
مو به تنتون سیخ می‌کنه

52:54.730 --> 52:56.356
«!خارق العادست

53:04.281 --> 53:05.783
یادته اتکینسون
...یه نقدی درباره‌ی

53:05.866 --> 53:07.659
رفیق جوئی» نوشته بود؟»
یادت میاد؟

53:08.494 --> 53:10.662
بی‌روح و دل‌مرده»

53:10.746 --> 53:15.125
آیا از چاهِ گندیده
«میشه آبِ شیرین کشید؟

53:15.209 --> 53:18.545
.گریه کردم
در این حد دلم شکسته بود

53:18.629 --> 53:22.132
در آغوشِ ویوین سگال گریه کردم

53:22.216 --> 53:23.759
،منو بغل کرد و گفت

53:23.842 --> 53:27.429
تاریخ ثابت می‌کنه»
«حرفاش اشتباهه، عزیزم

53:27.513 --> 53:29.306
...این دلچسب‌ترین حرفی نیست که

53:29.389 --> 53:30.432
از دهن کسی درمیاد؟

53:32.142 --> 53:34.436
«تازه واقعاً بهم گفت «عزیزم

53:34.520 --> 53:35.729
واو

53:35.813 --> 53:37.272
:مجله تام نوشت

53:37.356 --> 53:39.441
برای کسی که بتونه اصول اخلاقیش رو»
،توی سالن انتظار بذاره

53:39.525 --> 53:42.027
«رفیق جوئی شاهکاره

53:42.110 --> 53:44.363
این چه جور تعریف و تمجیدِ آشغالیه؟

53:46.281 --> 53:48.075
رفیق جوئی رو میگم

53:48.158 --> 53:49.284
صحیح

53:49.368 --> 53:50.994
اونو ندیدم

53:51.078 --> 53:55.082
والکات گیبز
عاشق اون نمایش بود

53:55.165 --> 53:57.626
:اینطوری توصیفش کرد
یک نمایشِ رقص و آواز»

53:57.709 --> 54:01.129
با شخصیت‌های زنده‌ی سه بعدی

54:01.213 --> 54:04.842
که مثل انسان‌ها
«حرف می‌زنن و رفتار می‌کنن

54:04.925 --> 54:06.844
دیدی؟ اینم از این -
اوهوم -

54:08.220 --> 54:09.263
هنوزم برنامه داری که امشب

54:09.346 --> 54:10.722
منو به راجرز معرفی کنی، مگه نه؟

54:10.806 --> 54:13.642
ادرار کردن برای من
به یک نمایشِ دو پرده‌ای تبدیل شده

54:13.725 --> 54:15.060
که وسطش یک وقفه‌ی کوتاه داره

54:18.689 --> 54:23.068
.من عاشقِ ویوین هستم
خدا به دادم برسه

54:23.819 --> 54:26.321
عاشق قلبِ رئوفش

54:26.405 --> 54:28.824
گفتم که بهم میگه «عزیزم»؟

54:28.907 --> 54:31.159
رفته بودیم روی بامِ ستارگان

54:31.243 --> 54:32.578
:منم بهش رو کردم و گفتم

54:32.661 --> 54:36.373
ویوین، میشه لطفاً»
«باهام ازدواج کنی؟

54:36.456 --> 54:39.126
.اینو بهش گفتم
دقیقاً تو صورتش

54:39.209 --> 54:41.128
می‌تونی تصور کنی
...شجاعتش رو داشته باشی

54:41.211 --> 54:43.589
که همچین حرفی به یک زن بزنی؟

54:43.672 --> 54:45.757
هیچوقت حتی جرات نکردم
خوابش رو ببینم

54:45.841 --> 54:47.509
.اوهوم. آره
لحظه‌ی بزرگی بود

54:47.593 --> 54:50.178
،بذار تعریف کنم. ساعت 2 صبح بود
...گروه موسیقی آهنگِ

54:50.262 --> 54:53.098
«قبلاً این ترانه رو شنیدم»
اجرا می‌کردن

54:53.181 --> 54:56.059
:اونم گفت
من دوستت دارم، عزیزم»

54:56.977 --> 54:58.437
«ولی نه به اون شکل

55:00.731 --> 55:03.025
«ولی نه به اون شکل»

55:03.775 --> 55:06.570
چهار کلمه‌ی کوچک

55:06.653 --> 55:10.782
سیزده حرف کوچک که
:معنیش این بود

55:10.866 --> 55:13.660
«بازی تموم شد، احمق جون»

55:14.661 --> 55:17.414
بهش گفتم
«به پیشنهادم فکر کن»

55:17.497 --> 55:21.501
،دستش رو توی دستم گرفتم
لاک ناخنش خاکستری کمرنگ بود

55:27.466 --> 55:31.345
حالا...دیگه می‌تونم مست کنم

55:34.431 --> 55:36.475
اجازه هست به همه یادآوری کنم که
...مایک تاد توی نیو هیون

55:36.558 --> 55:38.143
درمورد اکلاهما! چی نوشته بود؟

55:38.226 --> 55:39.895
،نه خنده داره»
نه ممه داره

55:39.978 --> 55:41.605
«نه شانس داره

55:41.688 --> 55:42.940
حالا دیگه شانس داریم

55:43.023 --> 55:45.651
.خیلی‌خب، بلند بخونش
واو

55:45.734 --> 55:48.737
فوق‌العادست. نیکلاس
:توی تایمز نوشته که

55:48.820 --> 55:51.114
،شگفت‌انگیز»
نزدیک‌ترین صفته برای

55:51.198 --> 55:53.200
توصیفِ این گشت‌وگذار در تئاتر گیلد

55:53.283 --> 55:55.786
ترکیبی از یک نشاطِ تازه و مسری

55:55.869 --> 55:57.162
جذابیتِ رفتاری

55:57.245 --> 55:59.665
خوانندگی، رقص
و بازیگری زیبا

55:59.748 --> 56:02.584
و موسیقیِ ریچارد راجرز

56:02.668 --> 56:04.044
که هیچ ضرری هم نداره

56:04.127 --> 56:06.505
چون یکی از بهترین کارهاشه

56:12.177 --> 56:15.806
موسیقی آقای راجرز هرگز
خالی از لطف نیست

56:15.889 --> 56:19.059
ولی به ندرت پیش میاد که
...!مثل اکلاهما

56:19.142 --> 56:21.228
انقدر منسجم و یک‌پارچه باشه

56:21.311 --> 56:24.398
،والس، ترانه‌های عاشقانه
ترانه‌های طنز

56:24.481 --> 56:27.359
...و قطعه‌ای همنام با عنوان نمایش ساخته که

56:27.442 --> 56:30.696
ایالت مربوطه
...بهتره فوراً

56:30.779 --> 56:32.322
به عنوان سرود رسمیش
ازش استفاده کنه

56:36.994 --> 56:38.829
چه صبح زیبایی»

56:38.912 --> 56:41.164
و مردم خواهند گفت
«ما عاشق شدیم

56:41.248 --> 56:44.459
به سمت تمام جعبه موسیقی‌های سراسر کشور
در حرکته

56:47.754 --> 56:52.592
،«و آهنگ غم‌انگیزی به اسم «جود بینوا
...که در اون قهرمان قصه

56:52.676 --> 56:55.804
سعی می‌کنه رقیبش رو راضی کنه
،خودش رو دار بزنه

56:55.887 --> 56:58.640
به طرز شگفت‌آوری خنده‌داره

56:58.724 --> 57:01.018
جا داره به
«کشاورز و دامدار»

57:01.101 --> 57:03.228
...و «کالسکه‌ای با سایبان منگوله دار» هم

57:03.311 --> 57:05.313
اشاره‌ی ویژه‌ای داشته باشیم

57:05.397 --> 57:09.443
فقط به این دلیل که واضحاً
«در آستانه‌ی کمال هستند

57:09.526 --> 57:10.819
این تیکه رو دوباره بخون

57:12.612 --> 57:16.074
به این دلیل که واضحاً»
«در آستانه‌ی کمال هستند

57:16.158 --> 57:18.285
!اینو روی سر درِ سالن بنویسید

57:18.368 --> 57:20.912
«واضحاً در آستانه‌ی کمال هستند»

57:24.166 --> 57:25.500
!همگی بیاید

57:25.584 --> 57:28.253
!مهمونی طبقه بالاست
کیک و شامپاین داریم

57:38.764 --> 57:41.183
!اسکار
احسنت، احسنت

57:41.266 --> 57:43.060
تبریک میگم

57:48.774 --> 57:50.150
میشه یه لحظه باهات صحبت کنم؟

57:50.233 --> 57:51.276
میشه بعداً حرف بزنیم، لری؟

57:51.359 --> 57:52.861
.نه، نه، نه
فقط یه لحظه طول می‌کشه

57:52.944 --> 57:54.154
حرف مهمی باهات دارم

57:54.237 --> 57:55.614
فقط یک لحظه با نابغه موسیقی
تنها باشم

57:58.575 --> 58:01.703
فقط یک چیزی باید
بهت بگم، دیک

58:01.787 --> 58:06.374
.فقط یک لحظه طول می‌کشه، دیک
مساله مهمیه

58:06.458 --> 58:08.335
،یادمه اولین باری که اسمت رو شنیدم

58:08.418 --> 58:11.004
فقط داداش کوچیکه‌ی مورتی راجرز بودی

58:11.088 --> 58:13.006
۱۷سالت بود؟ -
۱۶ -

58:13.090 --> 58:14.758
آره، من ۲۳سالم بود -
کارت عالی بود -

58:14.841 --> 58:16.301
آره تو پیرِ دانای بالای کوهستان بودی

58:16.384 --> 58:18.470
ولی اولین باری که شنیدم
،آهنگ‌هات رو اجرا کردی

58:18.553 --> 58:21.306
می‌دونستم این کاره‌ای

58:21.389 --> 58:23.266
کامل مطمئن نبودم
،خودم این کاره باشم

58:23.350 --> 58:25.727
،ولی اون روز بعد از ظهر
یه چیزی شنیدم

58:27.938 --> 58:31.108
...ابتکار، ملودی، ظرافت

58:32.609 --> 58:34.152
...اوه

58:34.236 --> 58:36.279
.بی‌خیال. دست بردار، لری
تمومش کن

58:36.363 --> 58:37.864
بی‌خیال، چت شده؟

58:37.948 --> 58:41.576
کل عمرت رو کار کردی که
به امشب برسی، دیک

58:41.660 --> 58:44.538
.هیچکس بیشتر از تو زحمت نکشیده
هیچکس بیشتر از تو سزاوارش نیست

58:44.621 --> 58:46.498
.باشه، ممنون
ممنون، لری. ممنون

58:46.581 --> 58:49.042
...خیلی‌خب، می‌خواستم همینو
برو

58:49.126 --> 58:50.877
از مهمونیت لذت ببر

58:50.961 --> 58:52.629
هی، منو ببین. منو ببین -
اوهوم -

58:52.712 --> 58:55.048
.می‌خوایم «یک یانکی اهل کنتیکت»رو بسازیم
کاملاً جدید

58:55.132 --> 58:55.924
آره، آره -
...قراره -

58:56.007 --> 58:57.092
چهار، پنج‌تا ترانه‌ی جدید بنویسیم

58:57.175 --> 58:58.844
همین الانشم چندتا ایده دارم -
مگه نه؟ -

58:58.927 --> 59:00.929
آره، آره. اگه چند صفحه
،از مارکو پولو نوشتم

59:01.012 --> 59:02.097
می‌تونم برات بفرستم؟

59:03.515 --> 59:04.850
این پرسیدن داره؟

59:04.933 --> 59:07.310
لری، من زندگی حرفه‌ایم رو
به تو مدیونم

59:11.273 --> 59:13.066
♪ سفرهای تابستانه به نیاگارا ♪

59:13.150 --> 59:14.651
♪ و سایر مکان‌ها ♪

59:14.734 --> 59:17.696
♪ ...همه نگرانی‌هامون رو تشدید می‌کنه ♪

59:17.779 --> 59:19.406
اولین باری که اینو از رادیو شنیدیم
یادت میاد؟

59:19.489 --> 59:22.242
.توی اتاق پذیرایی پدر و مادرت بودیم
اولین آهنگِ موفقمون

59:22.325 --> 59:23.577
اون یکی از حیرت‌انگیزترین

59:23.660 --> 59:24.744
لحظات زندگیم بود، لری

59:24.828 --> 59:26.121
اونجا ۲۲سالم بود

59:26.204 --> 59:28.915
،منم که بهت میگم
به خدا قسم

59:28.999 --> 59:31.334
بهترین کارمون رو هنوز
قراره بسازیم

59:31.418 --> 59:33.420
!بله، یانکی اهل کنتیکتِ جدید

59:33.503 --> 59:35.213
.آره، آره
و چیزهای بزرگتر

59:35.297 --> 59:37.090
دیک، بیا بالا -
باشه. اومدم -

59:37.174 --> 59:40.135
منظورم اینه که مارکو پولو
قراره یه نمایش درمورد شادی باشه

59:40.218 --> 59:44.681
،ولی شادی که به سختی به دست اومده
نه از اون شادی‌های سانتی‌مانتال

59:44.764 --> 59:45.849
مگه سانتی‌مانتال چشه؟

59:45.932 --> 59:47.017
چی؟
زیادی دم دستیه

59:50.228 --> 59:52.522
اکلاهما! دم دستیه؟

59:52.606 --> 59:53.857
...زیادی دم دستیه که آخرش

59:53.940 --> 59:55.609
پسره به دختره برسه؟

59:55.692 --> 59:57.777
الان تمام موزیکال کمدی‌های موفقی که
،تابه حال نوشته شده

59:57.861 --> 59:58.987
حذف کردی، لری

59:59.070 --> 01:00:00.280
پس برای من زیادی دم دستیه

01:00:00.363 --> 01:00:01.198
امشب صدای تماشاچی‌ها رو شنیدی؟

01:00:01.907 --> 01:00:04.117
بله

01:00:04.201 --> 01:00:06.453
به نظر ۱۶۰۰ نفر که دم دستی نبود

01:00:06.536 --> 01:00:08.246
یعنی میگی ۱۶۰۰نفر اشتباه می‌کنن؟

01:00:08.330 --> 01:00:09.623
...حرفم اینه که

01:00:10.957 --> 01:00:14.294
من و تو می‌تونیم کاری کنیم که

01:00:14.377 --> 01:00:17.005
از نظر احساسی خیلی پیچیده‌تر باشه

01:00:17.088 --> 01:00:19.257
مجبور نیستیم برای تماشاچی‌ها
...خوش رقصی

01:00:19.341 --> 01:00:21.301
من و اسکار داریم خوش رقصی می‌کنیم؟ -
نه. اینو نگفتم -

01:00:21.384 --> 01:00:23.386
اروینگ برلین خوش رقصی می‌کنه؟ -
من عاشق برلینم -

01:00:23.470 --> 01:00:24.763
کریسمس سفید داره خوش رقصی می‌کنه؟

01:00:24.846 --> 01:00:26.056
خب، من به کریسمس سفید اعتقاد ندارم

01:00:26.139 --> 01:00:28.391
باشه

01:00:28.475 --> 01:00:30.060
خب، شاید تماشاچی‌ها تغییر کردن

01:00:30.143 --> 01:00:32.062
خب، هنوزم دوست دارن بخندن

01:00:32.145 --> 01:00:33.772
،دوست دارن بخندن
ولی نه اون جوری

01:00:33.855 --> 01:00:36.524
چه جوری؟ -
جوری که تو می‌خوای -

01:00:36.608 --> 01:00:38.276
،می‌خوان بخندن
ولی می‌خوان یکم هم گریه کنن

01:00:38.360 --> 01:00:41.071
...می‌خوان
می‌خون احساس کنن

01:00:41.154 --> 01:00:42.239
هوم

01:00:44.407 --> 01:00:46.368
تو قدیمی‌ترین دوست منی

01:00:46.451 --> 01:00:48.954
...تو

01:00:50.247 --> 01:00:52.374
تو منحصر به فردی -
هوم -

01:00:52.457 --> 01:00:54.751
انگار داری آگهیِ ترحیم منو می‌نویسی

01:00:54.834 --> 01:00:57.712
همین‌جوری گفتم -
من همین‌جام، همین الان -

01:00:57.796 --> 01:01:00.715
آماده برای کار -
جدی؟ -

01:01:00.799 --> 01:01:02.342
هوم

01:01:02.425 --> 01:01:05.512
حاضری برگردی بیمارستان داکترز؟

01:01:05.595 --> 01:01:08.306
لازم نیست برگردم بیمارستان داکترز

01:01:08.390 --> 01:01:11.351
و به روانپزشک هم نیاز ندارم

01:01:11.434 --> 01:01:12.769
خیلی ممنون

01:01:12.852 --> 01:01:13.979
ما فقط می‌خواستیم
کمکت کنیم، لری

01:01:14.062 --> 01:01:15.647
ما یعنی کیا؟
تو و اسکار؟ کمکم کنید؟

01:01:15.730 --> 01:01:17.482
اسکار؟ فکر کردی اسکار
دخالتی داشته؟

01:01:17.565 --> 01:01:20.527
اکلاهما! موفق‌ترین اثرِ
دوران کاریت میشه

01:01:20.610 --> 01:01:22.070
.تو که اینو نمی‌دونی
تو که اینو نمی‌دونی

01:01:22.153 --> 01:01:23.863
اون کرانِ عوضی رو آوردی که
پول منو مدیریت کنه

01:01:23.947 --> 01:01:25.448
...الانم من نمی‌تونم

01:01:25.532 --> 01:01:26.700
به اصرار برادرت این کار رو کردیم، لری

01:01:26.783 --> 01:01:28.326
تدی به معنای واقعی
...بهم التماس کرد

01:01:28.410 --> 01:01:29.953
خب، شاید تو و تدی
باید متن ترانه بنویسید

01:01:30.036 --> 01:01:31.705
متن ترانه رو من نوشتم

01:01:31.788 --> 01:01:33.915
این حرفت یعنی چی؟

01:01:33.999 --> 01:01:36.710
در کنار ژوپیتر»؟»
راحت از حافظه‌ت پاکش کردی؟

01:01:36.793 --> 01:01:38.044
چی رو پاک کردم؟

01:01:38.128 --> 01:01:39.587
اینکه من و لوگان
...چقدر التماست کردیم که

01:01:39.671 --> 01:01:41.631
،ترجیع اضافه
بیت اضافه بنویسی

01:01:41.715 --> 01:01:44.592
و تو انقدر مست بودی که
حتی نیومدی سرکار

01:01:44.676 --> 01:01:46.469
پس بله، من مجبور شدم
متن ترانه رو بنویسم

01:01:46.553 --> 01:01:48.138
...تو یک کلمه از اون نمایشم

01:01:48.221 --> 01:01:49.681
از کجا می‌دونی؟

01:01:49.764 --> 01:01:51.141
ننوشتی -
از کجا می‌دونی، لری؟ -

01:01:51.224 --> 01:01:52.851
...تو اونجا نبودی که حتی

01:01:52.934 --> 01:01:54.394
می‌دونی چیه؟

01:01:54.477 --> 01:01:56.021
امشب باهات بحث نمی‌کنم

01:01:56.104 --> 01:01:57.022
اگه به نظرت اشکالی نداره -
من دوست دارم بحث کنم -

01:01:57.105 --> 01:01:58.940
.خب، من دوست ندارم
دوست ندارم

01:01:59.024 --> 01:02:00.233
ببین، متاسفم

01:02:01.484 --> 01:02:03.987
برام مهم نیست
کسی به خودم حمله کنه

01:02:04.070 --> 01:02:06.364
هیچ اهمیتی برام نداره

01:02:06.448 --> 01:02:10.201
.ولی کسی نباید به کارم حمله کنه
این تنها چیزیه که دارم

01:02:10.285 --> 01:02:11.995
.کارت محشره
مشکل از کارت نیست

01:02:15.206 --> 01:02:18.335
،از اولین روزی که دیدمت
کارت محشر بوده

01:02:19.711 --> 01:02:22.172
هنوز اون روز رو یادته؟

01:02:22.255 --> 01:02:23.381
اینکه تو با دمپایی روفرشی و

01:02:23.465 --> 01:02:24.507
،حوله حمام راه‌راه
اونجا وایستاده بودی؟

01:02:26.634 --> 01:02:30.722
،آره، و ساعت 11 صبح
مثل 5 عصر سایه انداخته بود

01:02:33.308 --> 01:02:36.227
،تا آخرین روز عمرم
اون روز رو یادم می‌مونه

01:02:39.147 --> 01:02:40.774
خیلی‌خب

01:02:48.156 --> 01:02:49.657
لری، باید برم طبقه بالا -
می‌دونم -

01:02:49.741 --> 01:02:51.284
کل شرکت منتظرن -
البته. البته -

01:02:52.952 --> 01:02:54.621
چهار پنج تا آهنگ، باشه؟

01:02:54.704 --> 01:02:56.373
،دارم بهت میگم
!به همین زودی چندتا ایده دارم

01:02:57.540 --> 01:02:59.584
یک اجرای تک‌نفره کمدی بزرگ
برای ویوین

01:02:59.667 --> 01:03:01.211
...درمورد اینکه چطوری

01:03:01.294 --> 01:03:03.380
تک تک شوهرهای سابقش رو کشته

01:03:04.756 --> 01:03:06.049
شاید خنده‌دار باشه

01:03:06.132 --> 01:03:08.426
:می‌تونیم اسمش رو بذاریم
«!تا عشقمان زنده بماند»

01:03:23.733 --> 01:03:25.402
حالت خوبه، لری؟ -
اوهوم -

01:03:30.156 --> 01:03:31.366
وایت چی شد؟

01:03:31.449 --> 01:03:34.452
رفت -
به این زودی؟ -

01:03:34.536 --> 01:03:36.830
هنوز باهاش خیلی حرف داشتم

01:03:36.913 --> 01:03:38.623
شاید اونم سیاهی لشکر بوده

01:03:39.749 --> 01:03:40.625
یکی دیگه؟

01:03:41.626 --> 01:03:42.585
دیگه آخریشه، لری

01:03:44.838 --> 01:03:47.424
غمِ بی‌ثمر»رو می‌شناسی؟»

01:03:49.801 --> 01:03:51.886
نمی‌شناسی چون هنوز ننوشتمش

01:03:54.889 --> 01:03:58.351
باید عکس منو
روی اون بطری بزنن

01:03:58.435 --> 01:04:02.272
ویسکی که لورنز هارت رو»
«از کار بیکار کرد

01:04:02.355 --> 01:04:04.274
«اوراق قرضه جنگی بخرید»

01:04:10.989 --> 01:04:13.658
می‌دونی، چند وقتیه
کلمات رو اشتباه می‌شنوم

01:04:13.741 --> 01:04:16.494
اون شب داشتم یه آهنگی گوش می‌دادم
...که خواننده

01:04:16.578 --> 01:04:18.705
درمورد «قلب سیگاریش»حرف می‌زد

01:04:18.788 --> 01:04:21.666
:منم با خودم فکر کردم
«به این میگن یه استعاره‌ی نو»

01:04:21.749 --> 01:04:24.085
«قلب سیگاری من»

01:04:24.169 --> 01:04:27.380
:بعدش فهمیدم داشته می‌خونده
«قلب پنهان من»

01:04:27.464 --> 01:04:30.341
همش همه چی رو فراموش می‌کنم

01:04:30.425 --> 01:04:32.760
:باید اسم زندگینامه‌م رو بذارم

01:04:32.844 --> 01:04:35.972
،اگه این داستان رو قبلاً تعریف کردم»
«بگو ادامه ندم

01:04:36.055 --> 01:04:38.725
کل متن کتاب هم دوبار چاپ می‌کنیم

01:04:45.482 --> 01:04:47.692
.نه، جدی میگم
قبلاً هم دیدم انجامش بده

01:04:47.775 --> 01:04:49.194
...به شرطی که آخر شب

01:04:49.277 --> 01:04:50.487
برنامه رقص نداشته باشیم

01:04:52.530 --> 01:04:53.948
...بهتره حواستو جمع کنی

01:04:54.032 --> 01:04:56.826
!الیزابتِ بی‌بدیل من

01:04:56.910 --> 01:04:57.744
!لری

01:04:58.870 --> 01:05:00.747
دوستش داری؟ -
...من -

01:05:00.830 --> 01:05:03.374
اسکار همرستاین الان
!بهم گفت جواهر

01:05:03.458 --> 01:05:06.961
اون سخنور خیلی خوبیه

01:05:07.045 --> 01:05:08.963
جرج، ایشون لورنز هارته

01:05:09.047 --> 01:05:11.299
آشنایی با شما
واقعاً باعث افتخارمه

01:05:11.382 --> 01:05:12.717
...اشکالی نداره دو دقیقه

01:05:12.800 --> 01:05:14.886
تنها با الیزابت صحبت کنم؟

01:05:14.969 --> 01:05:16.554
بعدش در اختیار خودته

01:05:16.638 --> 01:05:18.264
هیچ ایرادی نداره

01:05:18.348 --> 01:05:20.725
به شرطی که قول بدی
قبل از رفتنم، بهم امضا بدی

01:05:20.808 --> 01:05:22.352
جرج دانشجوی سال آخرِ
دانشگاه ییله

01:05:22.435 --> 01:05:24.771
،موسیقی می‌خونه
ولی می‌خواد کارگردان بشه

01:05:24.854 --> 01:05:26.147
.کارگردان
خب، اسمت چیه؟

01:05:26.231 --> 01:05:27.941
جرج هیل

01:05:28.024 --> 01:05:31.277
،یه نصیحتی بهت می‌کنم
کارگردان آینده، جرج هیل

01:05:31.361 --> 01:05:32.695
دوست داری نصیحت منو بشنوی؟

01:05:32.779 --> 01:05:33.571
باعث افتخارمه

01:05:34.864 --> 01:05:38.159
زیاد دنبال داستان‌های عاشقانه نرو

01:05:38.243 --> 01:05:40.995
به داستان‌های دوستی فکر کن

01:05:41.079 --> 01:05:45.708
روایت‌های ماندگار
توی دل این داستان‌هاست

01:05:45.792 --> 01:05:47.585
ممنون. یادم می‌مونه -
هوم -

01:05:50.964 --> 01:05:52.423
بعداً باهات حرف می‌زنم، جرج

01:05:54.968 --> 01:05:56.469
مامانم اینو بهم داد

01:05:56.553 --> 01:05:57.971
واقعاً تحت‌تاثیر قرار گرفتم که
اینو بهم داد

01:05:59.305 --> 01:06:01.266
ترقوه‌ی خوش خلق من

01:06:01.349 --> 01:06:02.850
.مراقب باش
...مادرم

01:06:03.768 --> 01:06:05.520
.خیلی‌خب
باشه

01:06:05.603 --> 01:06:09.774
ببخشید. درسته که می‌دونم
تا ۱۹نوامبر که تولدته، خیلی مونده

01:06:09.857 --> 01:06:11.067
من عقربم
(متولد برج عقرب)

01:06:11.150 --> 01:06:13.820
حتی یک لحظه هم
شک نداشتم

01:06:13.903 --> 01:06:16.072
صفحه نوت‌هایی که برات فرستادم
به دستت رسید؟

01:06:16.155 --> 01:06:18.283
خیلی درگیر امتحاناتم بودم

01:06:18.366 --> 01:06:20.285
راستش رو بخوای
اونا رو گذاشتم یه گوشه

01:06:20.368 --> 01:06:21.703
بعدشم یه‌جورایی
کلاً یادم رفت

01:06:21.786 --> 01:06:23.746
.ولی الان وقت دارم
بهت قول میدم

01:06:23.830 --> 01:06:25.456
یکی از دوستام رو راضی می‌کنم که

01:06:25.540 --> 01:06:27.083
تک تک اون آهنگ‌ها رو برام بزنه

01:06:27.166 --> 01:06:29.043
عجله نکن

01:06:29.127 --> 01:06:31.379
قشنگی هنر به همینه، مگه نه؟

01:06:31.462 --> 01:06:33.798
منتظرت می‌مونه

01:06:33.881 --> 01:06:35.842
بابت همه نامه‌هایی که
برام نوشتی، ممنونم

01:06:35.925 --> 01:06:37.677
واقعاً از خوندنشون لذت بردم

01:06:37.760 --> 01:06:39.220
...هم اتاقیم باورش نمی‌شد که

01:06:39.304 --> 01:06:40.972
واقعاً با لورنز هارت
مکاتبه می‌کنم

01:06:41.055 --> 01:06:43.600
یادمه توی ورمانت
شراب قرمز می‌خوردی

01:06:44.642 --> 01:06:48.271
.ملبک
توی ییل خیلی طرفدار داره

01:06:48.354 --> 01:06:52.066
،میگی ملبکِ فرانسوی بهت بدن
بعدش جوری رفتار می‌کنی که

01:06:52.150 --> 01:06:54.110
انگار واقعاً می‌فهمی
مال کدوم تاکستانه

01:06:54.193 --> 01:06:56.571
...اوه

01:06:56.654 --> 01:06:59.282
جلوی مامانم اسم ورمانت رو نیار، باشه؟

01:06:59.365 --> 01:07:00.867
از تعطیلات کوچولومون خبر نداره

01:07:02.243 --> 01:07:04.203
راستش خدارو شکر

01:07:04.287 --> 01:07:07.373
،اون از نود درصد اتفاقات زندگی من
خبر نداره

01:07:07.457 --> 01:07:09.959
خب، حس می‌کنم سعادت بزرگی نصیبم شده که
از زندگیت خبر دارم

01:07:10.043 --> 01:07:13.254
،یا خبر داشتم
توی آگوست

01:07:13.338 --> 01:07:15.882
از اون زمان کلی اتفاق افتاده که
باید بهت گزارش بدم

01:07:15.965 --> 01:07:19.427
.خب، از پسرها بگو
دوست دارم درمورد اونا بشنوم

01:07:19.510 --> 01:07:22.680
،راستش رو بگم

01:07:22.764 --> 01:07:24.307
من از بیشترشون
خیلی باهوش‌ترم

01:07:24.390 --> 01:07:25.725
برای همین یه‌جورایی
به عقب تکیه میدم

01:07:25.808 --> 01:07:27.644
و اونا رو نگاه می‌کنم که
سعی دارن منو تحت تاثیر قرار بدن

01:07:27.727 --> 01:07:29.312
خیلی سرگرم کنندست

01:07:29.395 --> 01:07:30.521
،اگه یه پسر دانشجو بودم

01:07:30.605 --> 01:07:31.939
فکر کنم ازت می‌ترسیدم

01:07:32.023 --> 01:07:34.901
،یک زیباروی باهوش
با ریزبینیِ بی‌رحمانه‌

01:07:34.984 --> 01:07:37.570
که به طرز شرورانه‌ای احساسات
تو کارش نیست، اونجا نشسته

01:07:37.654 --> 01:07:40.531
،و از پسِ چشمان سبزش
منو ارزیابی می‌کنه

01:07:40.615 --> 01:07:42.283
و همه ندانم‌کاری‌هام رو
گوشه ذهنش یادداشت می‌کنه

01:07:42.367 --> 01:07:44.243
،خدای من
اگه من بودم که بدجوری می‌ترسیدم

01:07:44.327 --> 01:07:45.912
هی، من اونقدرا هم ترسناک نیستم

01:07:47.372 --> 01:07:49.666
درمورد کوپر بیشتر بگو

01:07:52.001 --> 01:07:53.169
خجالت آوره

01:07:53.252 --> 01:07:54.712
عاشق وقتایی‌ام که خجالت می‌کشی

01:07:54.796 --> 01:07:57.382
کل صورتت از خجالت
گل می‌اندازه

01:07:57.465 --> 01:07:59.926
و یک ثانیه بعد، اثری ازش نیست

01:08:00.009 --> 01:08:02.220
این یکی ممکنه
خیلی بیشتر طول بکشه

01:08:02.303 --> 01:08:04.389
...خیلی دوست دارم -
الیزابت. سلام، لری -

01:08:04.472 --> 01:08:07.558
امیدوارم وسط حرفای مهم
مزاحم نشده باشم

01:08:07.642 --> 01:08:09.686
خب، کارهای مهم
بمونه واسه بعد

01:08:10.561 --> 01:08:12.230
واقعاً جواهره، مگه نه؟

01:08:12.313 --> 01:08:13.815
دست بردارید، آقای همرستاین

01:08:13.898 --> 01:08:15.566
فقط یک لحظه مزاحمت میشم

01:08:15.650 --> 01:08:18.319
...لری، فقط می‌خواستم بگم که

01:08:18.403 --> 01:08:19.904
،خب
اولاً که من متوجه هستم که

01:08:19.987 --> 01:08:21.656
امشب باید شب سختی برات باشه

01:08:21.739 --> 01:08:24.909
.نه، من یه آدمِ حرفه‌ای هستم، اسکار
هردومون حرفه‌ای هستیم

01:08:24.992 --> 01:08:26.953
ما طبیعتِ بازار کارمون رو درک می‌کنیم

01:08:27.036 --> 01:08:29.831
لری، واقعاً نمایش رو دوست داشتی؟

01:08:29.914 --> 01:08:31.499
فکر نکنم من حتی نصفِ تو

01:08:31.582 --> 01:08:33.793
،توی نوشتن آهنگ‌های کمدی
مهارت داشته باشم. نقطه قوتم نیست

01:08:33.876 --> 01:08:37.547
.انقدر خندیدم که کونم جر خورد
مجبور شدم بدم دوباره بدوزنش

01:08:39.340 --> 01:08:41.634
،لری ما هم‌سنیم
ولی تو همیشه معلم من بودی

01:08:41.718 --> 01:08:43.928
...نه، اسکار. من -
نه، در تمام دوران کاریت -

01:08:44.011 --> 01:08:45.513
تو راهنمای ما بودی -
...خب، شک دارم -

01:08:45.596 --> 01:08:47.265
تو همه ما رو آزاد کردی

01:08:47.348 --> 01:08:49.392
تو باعث شدی آهنگ‌های آمرکایی

01:08:49.475 --> 01:08:51.018
بالاخره حالتِ سخنرانی آمریکایی پیدا کنن

01:08:51.102 --> 01:08:53.604
،بس کن. من از مرثیه خوشم نمیاد
مخصوصا مرثیه‌ی خودم

01:08:53.688 --> 01:08:56.441
اسکار، امشب شبِ توئه

01:08:56.524 --> 01:09:00.153
،موفقیتِ تو و دیک
موفقیتِ همه ماست

01:09:00.236 --> 01:09:02.822
مردم بالاخره هوس کردن
دوباره نمایش ببینن

01:09:02.905 --> 01:09:04.574
.نمایش‌های واقعی
...من و دیک

01:09:04.657 --> 01:09:05.825
چندتا ایده رد و بدل کردیم

01:09:05.908 --> 01:09:07.618
چه عالی -
...آره، توی فکرِ -

01:09:07.702 --> 01:09:09.328
...یه نمایش بزرگِ

01:09:10.580 --> 01:09:12.373
.مارکو پولو هستیم
یه نمایش خیلی بزرگ

01:09:12.457 --> 01:09:14.000
واو -
یه جور سیرکِ موزیکال -

01:09:14.083 --> 01:09:16.669
دیک واسش هیجان داره

01:09:16.753 --> 01:09:18.379
گفت دارید لیلیوم رو اقتباس می‌کنید

01:09:18.463 --> 01:09:20.131
خب، اگه بتونیم حق ساختش رو
به چنگ بیاریم

01:09:20.214 --> 01:09:22.175
هیجان‌انگیز به نظر میاد -
...الیزابت بهم گفت که -

01:09:22.258 --> 01:09:24.135
شاگرد توئه -
بس کن -

01:09:24.218 --> 01:09:26.637
او بوسه‌ی وعده داده شده‌ی»
بهاری‌ست که

01:09:26.721 --> 01:09:28.806
«زمستان تنها را طولانی می‌کند

01:09:28.890 --> 01:09:29.932
بی‌خیال

01:09:30.016 --> 01:09:32.018
متن فوق‌العاده‌ای نوشته بودی

01:09:32.101 --> 01:09:33.519
برای نمایشی که
سه ماه هم دووم نیاورد

01:09:33.603 --> 01:09:35.772
من دوبار دیدمش -
...تو -

01:09:35.855 --> 01:09:38.065
می‌دونی درمورد چی حرف می‌زنیم، استیوی؟

01:09:38.149 --> 01:09:40.485
.«گرمای دور از انتظارِ می»
به تهیه‌کنندگیِ مکس گوردون

01:09:40.568 --> 01:09:41.778
آهنگساز: جروم کرن

01:09:41.861 --> 01:09:44.322
.سالن نمایش آلوین
۵۹بار روی صحنه رفت

01:09:45.865 --> 01:09:47.366
همسایمه

01:09:47.450 --> 01:09:50.077
یه جور دائره‌المعارف متحرکِ تئاترِ موزیکاله

01:09:50.161 --> 01:09:52.914
خب، منم ذات‌الریه متحرک
برای تئاتر موزیکال هستم

01:09:52.997 --> 01:09:54.957
از آشناییت خوشحالم -
از آشناییتون خوشوقتم -

01:09:55.041 --> 01:09:56.709
،می‌خواد وقتی بزرگ شد
موزیکال بنویسه

01:09:56.793 --> 01:09:58.461
ترانه نویسِ محبوبت کیه؟

01:09:58.544 --> 01:10:00.254
اسکار -
اوهوم -

01:10:00.338 --> 01:10:02.507
البته. نظرت درمورد کارهای من چیه؟

01:10:02.590 --> 01:10:04.258
.دوستشون دارم
بامزه‌ان

01:10:04.342 --> 01:10:05.468
ممنون

01:10:05.551 --> 01:10:07.678
گاهی اوقات یکم شلخته‌ می‌نویسی

01:10:07.762 --> 01:10:10.056
.خیلی خسته شده
روز طولانی داشتیم

01:10:10.139 --> 01:10:11.599
.بیا، استیوی
...تا دویلزتاون

01:10:11.682 --> 01:10:13.267
خیلی راهه

01:10:13.351 --> 01:10:15.478
می‌خوای بری دستشویی؟ -
خسته نیستم -

01:10:15.561 --> 01:10:17.563
نظرم رو درمورد کارش پرسید

01:10:17.647 --> 01:10:19.690
کارهای مهم بمونه واسه بعد»؟»

01:10:19.774 --> 01:10:21.818
خیلی پشیمونم که بچه‌دار نشدم

01:10:22.568 --> 01:10:25.029
کوپر

01:10:25.112 --> 01:10:26.656
باورم نمیشه اینا رو
برات تعریف می‌کنم

01:10:26.739 --> 01:10:28.199
تعریف کن -
یادت نره که -

01:10:28.282 --> 01:10:29.492
من بیشتر از یک سال بود که
...بی‌نتیجه

01:10:29.575 --> 01:10:30.660
از این یارو خوشم میومد

01:10:30.743 --> 01:10:33.496
.اینو بگیر
بیا اینجا

01:10:33.579 --> 01:10:37.834
رنی، میشه لطفاً پنج دقیقه
حریم خصوصی بخرم؟

01:10:38.793 --> 01:10:40.169
هرچی تو بگی، لری

01:10:50.388 --> 01:10:51.389
ممنون

01:10:53.808 --> 01:10:56.686
.بگو چه شکلیه
سعی دارم تصورش کنم

01:10:57.603 --> 01:10:59.981
شکل آپولو؟
چشم‌های آبی. قد بلند

01:11:00.064 --> 01:11:02.316
...پس اساساً پوستِ پشتش

01:11:02.400 --> 01:11:04.110
بی‌نقص بوده -
بس کن -

01:11:04.193 --> 01:11:08.030
.شب تولدت بوده
کامل تعریف کن

01:11:08.114 --> 01:11:09.699
...چندتا از دوستام داشتن

01:11:09.782 --> 01:11:11.534
دوستای پسر یا دختر؟

01:11:12.243 --> 01:11:13.578
قروقاطی -
باشه -

01:11:13.661 --> 01:11:15.788
،بی‌خیال لری
ناسلامتی دانشگاه میرم

01:11:17.248 --> 01:11:19.083
خب دوستام منو بردن مشروب فروشیِ موری

01:11:19.166 --> 01:11:21.752
جایی که دراصل ورود خانم‌ها ممنوعه

01:11:21.836 --> 01:11:23.796
ولی قاچاقی از پله‌های پشتی
بردنمون بالا

01:11:23.880 --> 01:11:25.548
انگار اجناس قاچاق معطر هستیم

01:11:25.631 --> 01:11:30.636
و البته که یکی از دخترها هم
پسری که باهاش قرار داشته، آورده بود

01:11:30.720 --> 01:11:32.346
کوپر؟

01:11:32.430 --> 01:11:35.975
،هم  داغون شدم
هم ذوق کردم

01:11:36.058 --> 01:11:39.770
.آخه اون اونجا بود
نزدیک من

01:11:41.814 --> 01:11:43.357
کم کم به آخرای شب نزدیک می‌شدیم

01:11:43.441 --> 01:11:45.276
میز پر شده بود از
جام‌های خالی شراب

01:11:46.444 --> 01:11:48.571
نصفمون زیر سن قانونی بودیم

01:11:48.654 --> 01:11:50.323
ولی انقدر بی‌شرمانه
با گارسون لاس می‌زدیم که

01:11:50.406 --> 01:11:51.741
ظاهراً کسی به سنمون
اهمیت نمی‌داد

01:11:51.824 --> 01:11:55.202
درحالیکه ملبک فرانسوی می‌خوردید -
دقیقاً -

01:11:55.286 --> 01:11:58.039
،من هیچی نباشم
شاگردِ خوبی‌ام

01:11:58.122 --> 01:11:59.749
برای همین همه دوستت دارن، لری

01:11:59.832 --> 01:12:01.751
تو بهترین شنونده‌ای هستی که
به عمرم دیدم

01:12:01.834 --> 01:12:03.044
دلیلش اینه که

01:12:03.127 --> 01:12:05.171
کوچکترین علاقه‌ای به خودم ندارم

01:12:05.254 --> 01:12:07.590
برگردیم به داستان عیاشی شب تولدت

01:12:07.673 --> 01:12:09.508
میز پر شده بود
از جام‌های خالی شراب

01:12:10.927 --> 01:12:12.845
خب، دیروقت بود -
اوهوم -

01:12:12.929 --> 01:12:15.640
...و مارجوری -
دختری که با کوپر اومده بود؟ -

01:12:16.682 --> 01:12:18.309
رفته بود خونه درس بخونه

01:12:18.392 --> 01:12:19.810
...آخی

01:12:19.894 --> 01:12:21.938
آدما تلوخوران
یکی یکی رفتن بیرون

01:12:22.730 --> 01:12:25.191
نیمه شب شده

01:12:25.274 --> 01:12:27.485
و منم دیدم که
دقیقاً کنارش نشستم

01:12:27.568 --> 01:12:29.862
عجله نکن

01:12:29.946 --> 01:12:33.532
می‌دونی،الان هیچ جای دنیا رو

01:12:33.616 --> 01:12:36.035
،به اینجا نشستن کنار تو
ترجیح نمیدم

01:12:36.118 --> 01:12:37.286
راستی، نامه من به دستت رسید؟

01:12:37.370 --> 01:12:38.454
امشب توی خونه‌م مهمونی گرفتم

01:12:38.537 --> 01:12:39.747
...فکر کنم باید

01:12:39.830 --> 01:12:40.957
...اینجا بمونم و به مادرم کمک کنم

01:12:41.040 --> 01:12:42.541
مهمونی تازه آخر شب شروع میشه

01:12:42.625 --> 01:12:45.753
اونجا کلی وقت داری که
با مهمون‌ها گرم بگیری

01:12:45.836 --> 01:12:48.339
گروه چهارنفره‌ی گلدن گیت
قراره بیان

01:12:48.422 --> 01:12:49.423
بهم قول بده میای

01:12:49.507 --> 01:12:51.258
سنترال پارک وست ۳۲۰

01:12:51.342 --> 01:12:54.470
گفتی می‌خوای طراحی صحنه و لباس
انجام بدی

01:12:54.553 --> 01:12:56.681
،همه فعالان تئاتر نیویورک
توی اون مهمونی هستن

01:12:56.764 --> 01:12:57.974
خیلی‌خب، برگردیم به داستان کوپر

01:12:59.392 --> 01:13:01.978
خیلی‌خب

01:13:02.061 --> 01:13:04.563
باهمدیگه از مشروب فروشی اومدیم بیرون

01:13:04.647 --> 01:13:08.943
.یک شبِ نوامبری بی‌نقص
ماه اندازه‌ی باریکه‌ی ناخن بود

01:13:09.026 --> 01:13:12.405
.دستاش رو دورم حلقه کرده بود
هردومون یکم مست بودیم

01:13:12.488 --> 01:13:15.324
هی توی بغل همدیگه میفتادیم و
جدا می‌شدیم

01:13:15.408 --> 01:13:17.243
یه پیراهن پشمی سبز و قرمز پوشیده بود

01:13:17.326 --> 01:13:18.703
و آستین‌هاش رو
داده بود بالا

01:13:18.786 --> 01:13:19.996
تو هم که اصلاً دقت نکردی

01:13:20.913 --> 01:13:22.206
!خیلی خوشتیپ شده بود

01:13:22.289 --> 01:13:24.041
خودت چطور؟ -
...عه -

01:13:25.751 --> 01:13:27.503
ناسلامتی تولدمه دیگه

01:13:27.586 --> 01:13:29.005
بایدم خوشگل کرده باشم

01:13:29.088 --> 01:13:30.006
چه لذیذ

01:13:31.465 --> 01:13:34.510
خب به اون پیراهن پشمی
تکیه داده بودم

01:13:34.593 --> 01:13:36.846
،و دارم بهت میگم

01:13:36.929 --> 01:13:39.473
بوی مردانگی رو از تنش
استشمام می‌کردم

01:13:40.975 --> 01:13:43.227
یادمه فکر کردم که
...حروف بنفش غول آسا

01:13:43.310 --> 01:13:45.021
باید آسمون رو روشن می‌کردن
...و می‌نوشتن

01:13:46.814 --> 01:13:48.065
«هوس» -
خیلی‌خب -

01:13:48.149 --> 01:13:49.859
یه لحظه صبر کن

01:13:49.942 --> 01:13:51.652
باید برم آب یخ پیدا کنم و
بریزم رو شلوارم

01:13:51.736 --> 01:13:54.113
شاید یخ اضافی لازمت بشه

01:13:54.196 --> 01:13:57.033
آخرش از زیرزمینِ خوابگاهش
سردر آوردیم

01:13:57.116 --> 01:14:00.286
یه مشروب فروشی متروکه‌ی جلف
اونجا بود

01:14:00.369 --> 01:14:02.079
خدا می‌دونه
...چه کارهای منحرفانه‌ای

01:14:02.163 --> 01:14:03.164
اونجا انجام شده بود

01:14:03.247 --> 01:14:04.707
و یکی دیگه هم در راه بود

01:14:04.790 --> 01:14:06.083
آره بابا

01:14:08.627 --> 01:14:12.298
من یک سال این یارو رو
زیر نظر داشتم

01:14:12.381 --> 01:14:16.218
،درموردش رویاپردازی می‌کردم
و الانم بهش رسیده بودم

01:14:17.219 --> 01:14:19.889
شب تولدم بود

01:14:19.972 --> 01:14:22.683
،تنها منبع نور
یه چراغ کثیفِ کم‌نور بود

01:14:22.767 --> 01:14:26.103
،که روی حبابش
طرح اسب و سوارکار چاپ شده بود

01:14:26.187 --> 01:14:27.980
،آخه لری
یه دختر توی این شرایط باید چی کار کنه؟

01:14:28.731 --> 01:14:30.066
!تولدت مبارک

01:14:32.860 --> 01:14:34.779
شروع کرد لباس‌هاش رو درآورد

01:14:41.619 --> 01:14:43.329
واقعاً دوست داری اینو بشنوی؟

01:14:43.412 --> 01:14:45.289
یه‌ذره مشتاقم

01:14:47.666 --> 01:14:48.626
تحقیرآمیزه

01:14:50.294 --> 01:14:51.629
آخه عملاً هیچی نشد

01:14:52.963 --> 01:14:54.090
هیچی؟

01:14:56.217 --> 01:14:57.718
مثل من و تو
توی کلبه کنار دریاچه؟

01:14:57.802 --> 01:15:00.012
نه

01:15:00.096 --> 01:15:02.640
اونجا عمداً اینطوری
تصمیم گرفتیم، مگه نه؟

01:15:02.723 --> 01:15:04.433
رو چه حسابی؟
منطق؟

01:15:04.517 --> 01:15:06.769
البته در حدی که من و تو
منطق به خرج میدیم

01:15:09.396 --> 01:15:10.397
...ولی این یکی

01:15:11.899 --> 01:15:13.526
...رو این حساب بود که

01:15:13.609 --> 01:15:15.111
نتونست کاندوم بذاره

01:15:15.820 --> 01:15:17.696
وای نه

01:15:17.780 --> 01:15:19.115
سعی کرد

01:15:20.032 --> 01:15:21.325
دوباره سعی کرد -
نه -

01:15:22.409 --> 01:15:25.287
من سعی کردم -
ادامه نده -

01:15:25.371 --> 01:15:27.039
بدترین ده دقیقه‌ی عمرم بود

01:15:27.123 --> 01:15:29.250
مثل ده ساعت گذشت

01:15:29.333 --> 01:15:30.501
متاسفم

01:15:30.584 --> 01:15:32.962
می‌دونی بدترین قسمتش
چی بود؟

01:15:35.422 --> 01:15:37.800
خودش اونجا نبود، می‌دونی؟

01:15:39.552 --> 01:15:42.012
همش زیر لب می‌گفت که
تقصیر شرابه

01:15:42.096 --> 01:15:44.056
...می‌گفت

01:15:44.140 --> 01:15:46.392
،کاندومش کوچیکه

01:15:46.475 --> 01:15:47.518
شاید باورت نشه

01:15:49.019 --> 01:15:51.856
،و تمام این مدت
مثل روز برام روشن بود که

01:15:51.939 --> 01:15:56.527
...اون فقط
...به اندازه کافی

01:15:58.487 --> 01:16:00.823
.نمی‌دونم چطوری توصیفش کنم
...شاید

01:16:02.908 --> 01:16:07.121
«اون به اندازه کافی دوستت نداره»
توصیف درستی باشه

01:16:07.204 --> 01:16:10.791
کاریش هم نمیشه کرد، میشه؟

01:16:10.875 --> 01:16:14.795
وقتی یه دختر با تمام قلبش
،پسری رو دوست داره

01:16:14.879 --> 01:16:17.173
و پسره متقابلاً این احساس رو نداره

01:16:18.632 --> 01:16:21.135
اصلاً می‌دونی این چه حسی داره؟

01:16:21.218 --> 01:16:24.555
هیچکس تاحالا در اون حد»
«دوستم نداشته

01:16:24.638 --> 01:16:28.184
من یک سال شیفتگی رو
با خودم به اون زیرزمین بردم

01:16:29.226 --> 01:16:31.187
آره، یک سال
خیره شدن به عکسش

01:16:32.354 --> 01:16:34.481
حفظ کردن شماره تلفنش

01:16:34.565 --> 01:16:38.277
،و اونم اونجا بود
سال سومی نیمه مستی که

01:16:39.528 --> 01:16:40.529
حتی نمی‌تونست تظاهر کنه
دوستم داره

01:16:43.115 --> 01:16:46.202
...و ناراحت نمی‌شدم اگه

01:16:47.494 --> 01:16:49.830
یکم شور و شوق توی کارش بود

01:16:49.914 --> 01:16:52.208
یا حتی همدلی

01:16:53.959 --> 01:16:57.463
اونجا هیچی نبود

01:16:57.546 --> 01:17:01.217
فقط چراغی که روش عکس اسب داشت

01:17:02.509 --> 01:17:06.639
لیاقت تو خیلی بیشتر از این حرفاست

01:17:06.722 --> 01:17:07.848
آره

01:17:10.017 --> 01:17:12.353
فردا صبح نظرم هم اتاقیم رو پرسیدم

01:17:12.436 --> 01:17:14.230
می‌دونی، حرفای دخترونه

01:17:15.606 --> 01:17:17.900
اونم گفت گاهی اوقات مردها
نمی‌تونن سکس کنن

01:17:17.983 --> 01:17:20.069
چون خیلی استرس دارن

01:17:23.155 --> 01:17:24.531
کاش می‌تونستم حرفشو باور کنم

01:17:24.615 --> 01:17:26.075
تا نسبت به خودم
حس بهتری پیدا کنم

01:17:26.158 --> 01:17:28.160
...ولی

01:17:28.244 --> 01:17:30.955
.اون استرس نداشت
حتی یک‌ذره

01:17:31.038 --> 01:17:32.831
چشم‌هاش رو بسته بود

01:17:32.915 --> 01:17:35.334
،انگار تلاش می‌کرد توی خیالش
منو به شخصِ دلخواهش تبدیل کنه

01:17:35.417 --> 01:17:37.336
احساس حماقت کردم

01:17:37.419 --> 01:17:38.921
احساس حقارت کردم

01:17:39.004 --> 01:17:41.507
از دست خودم عصبانی بودم که
...بهش اجازه دادم

01:17:41.590 --> 01:17:44.260
احساس بی‌ارزشی بهم بده

01:17:45.844 --> 01:17:47.888
چندتا جایگزینِ خلاقانه رو امتحان کردیم

01:17:47.972 --> 01:17:49.473
وای نه

01:17:51.058 --> 01:17:54.353
همینطور زشت‌تر و زشت‌تر شد

01:17:54.436 --> 01:17:58.274
:بالاخره گفت
«الیزابت، بعداً برات جبران می‌کنم»

01:18:00.359 --> 01:18:02.194
...و اینم

01:18:02.278 --> 01:18:04.321
اینم از تولد بیست سالگیم

01:18:05.739 --> 01:18:06.991
سوپرایز

01:18:07.074 --> 01:18:08.284
پناه بر خدا

01:18:10.995 --> 01:18:12.288
هنوز بدترم میشه

01:18:12.371 --> 01:18:13.539
فکر نکنم بتونم تحمل کنم

01:18:13.622 --> 01:18:15.082
باشه، می‌تونم تحمل کنم

01:18:15.165 --> 01:18:16.667
ولی یه‌جوری تعریف کن که

01:18:16.750 --> 01:18:19.169
باعث نشه از انسان بودن
شرمنده بشم

01:18:21.422 --> 01:18:22.339
کار سختیه

01:18:24.091 --> 01:18:26.552
،حدود یک هفته بعد

01:18:26.635 --> 01:18:28.304
همه به‌خاطر جشن شکرگزاری
رفتن خونه‌شون

01:18:29.638 --> 01:18:31.181
اون بهم زنگ زد

01:18:31.265 --> 01:18:33.225
پرسید دوست دارم باهاش شام بخورم؟

01:18:33.309 --> 01:18:36.020
.منو که می‌شناسی
آدم مغروری نیستم

01:18:36.103 --> 01:18:39.690
منم گفتم «حتماً»و دوباره راه افتادم
سمت خوابگاهش

01:18:41.066 --> 01:18:44.361
که زیر یک درخت کهن‌دار بزرگ
قرار داشت

01:18:44.445 --> 01:18:46.739
برگ‌ها زرد شده بودن

01:18:46.822 --> 01:18:50.200
تنه درخت از بارون سیاه شده بود

01:18:50.284 --> 01:18:53.120
با خودم فکر کردم
این زیباترین چیزیه که به عمرم دیدم

01:18:54.204 --> 01:18:56.749
:یادمه به خودم گفتم

01:18:56.832 --> 01:18:58.500
«خدا داره یه فرصت دوباره بهت میده»

01:18:59.626 --> 01:19:01.086
رفتیم توی اتاقش

01:19:01.170 --> 01:19:03.213
هم اتاقیش به خاطر تعطیلات
رفته بود

01:19:04.131 --> 01:19:05.341
در بسته شد

01:19:06.633 --> 01:19:07.468
...و یهو

01:19:09.136 --> 01:19:11.805
دیگه هیچ حرفی از شام زده نشد

01:19:11.889 --> 01:19:13.766
!جبران کرد

01:19:13.849 --> 01:19:15.225
!چه جورم

01:19:15.309 --> 01:19:16.977
یه دفعه بارون شدت گرفت

01:19:17.061 --> 01:19:19.146
عملاً داشتیم لباس‌های همدیگه رو
تیکه پاره می‌کردیم

01:19:19.229 --> 01:19:20.856
یک کلمه با هم حرف نزدیم

01:19:21.899 --> 01:19:23.025
...و این دفعه

01:19:24.485 --> 01:19:25.986
اصلاً سخت نبود

01:19:27.321 --> 01:19:30.491
.نه دفعه اول
نه دفعه دوم

01:19:30.574 --> 01:19:32.034
بس کن

01:19:33.994 --> 01:19:36.121
:بهم گفت

01:19:36.205 --> 01:19:37.831
«تولدت با تاخیر مبارک، الیزابت»

01:19:37.915 --> 01:19:38.999
هوم

01:19:40.751 --> 01:19:42.294
می‌خوای بشنوی
...این داستان کوتاهِ کثیف

01:19:42.378 --> 01:19:44.546
چطوری تموم میشه؟

01:19:46.548 --> 01:19:48.175
این آخرین باری بود که دیدمش

01:19:50.427 --> 01:19:53.389
.ماه نوامبر
بیشتر از چهار ماه پیش

01:19:55.140 --> 01:19:57.267
کاملاً مطمئن بودم زنگ می‌زنه

01:19:57.351 --> 01:19:59.186
حتی فقط برای اینکه
دوباره سکس کنه، درسته؟

01:19:59.269 --> 01:20:01.397
نه. هرگز

01:20:02.272 --> 01:20:04.024
فکر کردم نامه بنویسه

01:20:04.108 --> 01:20:06.110
نه

01:20:06.193 --> 01:20:07.736
پس البته که من بهش زنگ زدم

01:20:07.820 --> 01:20:09.196
هوم

01:20:09.279 --> 01:20:10.739
از خدا خواسته تلفن رو قطع کرد

01:20:12.366 --> 01:20:13.742
برای همین براش نامه نوشتم

01:20:15.369 --> 01:20:16.620
چهار صفحه نامه‌ی تایپ شده

01:20:16.703 --> 01:20:17.913
بین خط‌ها فاصله نذاشتم -
وای نه -

01:20:17.996 --> 01:20:20.082
جواب نداد

01:20:20.165 --> 01:20:25.087
به خودم میگم
یک رویای هذیانی تب‌دار بوده، می‌دونی؟

01:20:25.170 --> 01:20:27.256
و شاید تب بالاخره قطع شده

01:20:28.590 --> 01:20:31.427
و همه چیز خیلی منطقی و معقول
به نظر میاد

01:20:33.887 --> 01:20:35.222
ولی یه چیزی رو می‌دونی؟

01:20:36.890 --> 01:20:40.269
،اگه همین الان بهم زنگ بزنه
دقیقاً همین لحظه

01:20:41.728 --> 01:20:43.605
...کل زندگیم رو ول می‌کنم و

01:20:44.940 --> 01:20:47.109
،سه ساعت رانندگی می‌کنم
سی ساعت رانندگی می‌کنم

01:20:47.192 --> 01:20:49.319
فقط برای اینکه یک شب دیگه
کنارش باشم

01:20:49.403 --> 01:20:51.280
من چه مرگمه، لری؟

01:20:51.363 --> 01:20:53.115
آخه چرا باید سی ساعت رانندگی کنی

01:20:53.198 --> 01:20:55.075
تا آدمی رو ببینی که
اینطوری باهات رفتار کرده؟

01:20:58.162 --> 01:20:59.621
چون عاشقشم؟

01:21:00.873 --> 01:21:02.875
عاشقشی؟

01:21:02.958 --> 01:21:07.588
.غیرمنطقیه
وسواس‌گونه‌ست. رقت‌انگیزه

01:21:07.671 --> 01:21:09.465
و اولین باری نیست که
این اتفاق برام میفته

01:21:10.966 --> 01:21:12.426
دائم اینو تجربه می‌کنم

01:21:14.344 --> 01:21:16.472
حس می‌کنم نمی‌تونم
انسان‌ها رو واضح ببینم

01:21:18.015 --> 01:21:20.934
،سال‌ها پیش
یه آهنگ نوشتم

01:21:21.018 --> 01:21:23.145
به اسم
«دل از چشم سریع‌تره»

01:21:23.228 --> 01:21:25.397
،آهنگ خیلی خوبی نیست
ولی عنوان خوبی داره

01:21:25.481 --> 01:21:28.567
و به نظرم درسته

01:21:28.650 --> 01:21:34.198
مغز توی جنون عشق
هیچ نقشی نداره

01:21:34.281 --> 01:21:36.950
...و

01:21:37.034 --> 01:21:40.537
اصلاً بحث شایستگی نیست، نه؟

01:21:40.621 --> 01:21:44.041
ما قلبمون رو توی سهام بی‌ارزش
سرمایه‌گذاری می‌کنیم

01:21:44.124 --> 01:21:46.376
خودمون هم می‌دونیم
ارزشی ندارن

01:21:46.460 --> 01:21:48.670
،ولی بهشون چنگ می‌اندازیم
مثل بچه‌های کوچکی که

01:21:48.754 --> 01:21:51.131
به خرس عروسکیشون چنگ انداختن

01:21:51.215 --> 01:21:54.092
الیزابت

01:21:56.595 --> 01:21:57.721
صادقانه بگو

01:21:59.932 --> 01:22:01.391
چه احساسی به من داری؟

01:22:04.728 --> 01:22:05.687
منظورت چیه؟

01:22:06.939 --> 01:22:07.898
...منظورم اینه که

01:22:09.066 --> 01:22:10.317
،در کلبه کنار دریاچه

01:22:10.400 --> 01:22:12.194
،با نوری که آب رو می‌سوزوند

01:22:13.904 --> 01:22:15.739
نیمی از شب باهم صحبت کردیم

01:22:17.115 --> 01:22:19.785
و من شونه‌ت رو لمس کردم

01:22:19.868 --> 01:22:22.204
اون شب یک‌ذره هم عاشقم نبودی؟

01:22:23.497 --> 01:22:25.082
می‌دونی که عاشقتم، لری

01:22:27.793 --> 01:22:28.877
هستی؟

01:22:32.339 --> 01:22:35.551
فقط...نه به اون شکل

01:22:43.850 --> 01:22:47.604
گفتی حاضری سی ساعت
رانندگی کنی تا کوپر رو ببینی

01:22:49.231 --> 01:22:52.484
واسه دیدن من چند ساعت
رانندگی می‌کنی؟

01:22:52.568 --> 01:22:55.112
دست‌هام داره می‌لرزه

01:22:56.947 --> 01:22:59.408
،احساسی که به تو دارم
عاقلانه‌تر و عمیق‌تره

01:22:59.491 --> 01:23:01.827
هوم. ممنون -
احساسِ احترام -

01:23:01.910 --> 01:23:04.329
احساس قدردانی بابت سخاوتمندی
...و ازخودگذشتگی که

01:23:04.413 --> 01:23:05.956
به من نشون دادی

01:23:06.039 --> 01:23:07.374
تاحالا هیچکس
...به اندازه تو

01:23:07.457 --> 01:23:08.750
به زندگیم علاقه‌مند نبوده

01:23:08.834 --> 01:23:10.877
من لیاقت دوستی تو رو ندارم

01:23:10.961 --> 01:23:12.421
خداروشکر می‌کنم که
باهات آشنا شدم

01:23:12.504 --> 01:23:14.798
تاابد خداروشکر می‌کنم

01:23:14.881 --> 01:23:17.384
،منم ازت ممنونم
که منو به زندگی برگردوندی

01:23:17.467 --> 01:23:19.011
بس کن

01:23:19.094 --> 01:23:20.304
لری! مردم این بیرون منتظرن

01:23:20.387 --> 01:23:21.680
!یه لحظه

01:23:27.019 --> 01:23:30.147
میشه یه چیزی بپرسم؟

01:23:30.230 --> 01:23:32.649
سوالی که احتمالاً
زیادی خصوصیه؟

01:23:32.733 --> 01:23:35.777
زیادی خصوصی» تنها چیزیه که»
برای من جالبه

01:23:36.570 --> 01:23:40.115
...عه
...مادرم

01:23:40.198 --> 01:23:41.283
،می‌دونی
اون واسه تئاتر گیلد کار می‌کنه

01:23:41.366 --> 01:23:43.285
همه رو می‌شناسه

01:23:43.368 --> 01:23:46.121
تابستون پارسال
...دید باهمدیگه وقت می‌گذرونیم

01:23:46.204 --> 01:23:49.291
می‌دونم این حرفات
به کجا می‌رسه

01:23:49.374 --> 01:23:52.461
...بهم گفت
...نمی‌دونم...نمی‌دونم چطوری بگم

01:23:52.544 --> 01:23:53.629
فقط بگو

01:23:55.922 --> 01:23:56.715
باشه

01:23:58.467 --> 01:24:00.469
:چند بار بهم گفت که

01:24:00.552 --> 01:24:04.306
الیزابت، اون مرد نه تنها»
دوبرابر تو سن داره

01:24:04.389 --> 01:24:08.268
بلکه فکر نکنم
«زن‌ها علاقه‌ی اصلیش باشن

01:24:08.352 --> 01:24:10.604
تو چی گفتی؟

01:24:10.687 --> 01:24:13.065
،گفتم:«ببین مادر
من می‌دونم چی می‌دونم

01:24:13.148 --> 01:24:14.775
«و می‌دونم هردومون چه حسی داریم

01:24:14.858 --> 01:24:16.693
.اوهوم
هردومون چه حسی داریم؟

01:24:21.239 --> 01:24:22.699
شیفتگیِ غیرمنطقی»؟»

01:24:24.993 --> 01:24:27.829
و میشه بپرسم
...مادرت فکر می‌کنه

01:24:27.913 --> 01:24:30.040
علاقه اصلی من به چه چیزیه؟

01:24:31.416 --> 01:24:33.919
.متاسفم
نباید حرفی می‌زدم

01:24:34.920 --> 01:24:35.921
لطفاً منو ببخش

01:24:37.422 --> 01:24:39.716
به سلامتی همه مادرهامون

01:24:39.800 --> 01:24:43.553
باشد که خداروشکر
به سکوت خودشون ادامه بدن

01:24:43.637 --> 01:24:45.889
عذر می‌خوام. کار احمقانه‌ای کردم که
اینو پرسیدم

01:24:45.972 --> 01:24:48.684
و منم می‌دونم چی می‌دونم و
چه حسی دارم

01:24:48.767 --> 01:24:50.727
این جوابیه که به مادرت میدی

01:24:50.811 --> 01:24:52.437
درحالیکه کنار آتیش شومینه نشسته

01:24:52.521 --> 01:24:55.399
،و با حسرت حق‌ امتیازی که از اکلاهما! می‌گیره
حساب می‌کنه

01:24:55.482 --> 01:24:58.902
بهش بگو لری هارت، مستِ عشقه

01:25:00.195 --> 01:25:02.823
و روی کلمه «مست»تاکید کن

01:25:02.906 --> 01:25:05.575
،مستِ عشق
هرجا که پیداش کنه

01:25:05.659 --> 01:25:10.122
،در مردان، در زنان
در عطر سیگار فروشی‌ها

01:25:10.205 --> 01:25:14.960
در زیبایی محال یک شاعر 20 ساله

01:25:15.043 --> 01:25:16.962
با چشمان سبز کمرنگ

01:25:17.045 --> 01:25:19.715
و دوتا کک و مک ریز
روی گونه چپش

01:25:24.469 --> 01:25:25.637
حالت خوبه؟

01:25:26.638 --> 01:25:29.266
...به خاطرِ

01:25:29.349 --> 01:25:31.268
قلب سیگاریمه

01:25:31.351 --> 01:25:33.520
لری، دیک راجرز دنبال کتش می‌گرده

01:25:33.603 --> 01:25:34.730
دارم میام

01:25:51.705 --> 01:25:52.998
منو معرفی می‌کنی؟

01:25:53.081 --> 01:25:56.168
ممنون، رنه

01:25:56.251 --> 01:25:59.004
عالیه، خیلی ممنون

01:25:59.087 --> 01:26:01.965
دیک، می‌خوام با شاگردم آشنا بشی

01:26:02.048 --> 01:26:03.175
الیزابت ویلند

01:26:04.634 --> 01:26:05.761
شاگردت؟

01:26:06.678 --> 01:26:08.305
سلام -
سلام -

01:26:08.388 --> 01:26:10.724
خب، الگوی خیلی خوبی
واسه خودت پیدا کردی

01:26:10.807 --> 01:26:13.310
به شرطی که بتونی
از بوربون فاصله بگیری

01:26:13.393 --> 01:26:17.814
به نویسندگی و طراحی صحنه و لباس
علاقه داره

01:26:17.898 --> 01:26:19.399
واقعاً؟

01:26:19.483 --> 01:26:22.235
،آقای راجرز
...نمایش امشب

01:26:22.319 --> 01:26:23.820
به نظرم خیلی باشکوه بود

01:26:23.904 --> 01:26:25.363
خب، ممنون

01:26:25.447 --> 01:26:27.365
عالی‌ترین نمایش موزیکالی بود
که به عمرم دیدم

01:26:27.449 --> 01:26:29.868
خب، چه تعریفِ زیبایی

01:26:29.951 --> 01:26:32.037
مادرت با گیلد کار می‌کنه، درسته؟

01:26:32.120 --> 01:26:34.289
بله، تریسا ویلند -
آره، تریسا -

01:26:34.372 --> 01:26:35.999
صحیح، پس نمایش‌های زیادی دیدی

01:26:36.082 --> 01:26:38.960
خیلی زیاد

01:26:39.044 --> 01:26:40.045
آره

01:26:40.128 --> 01:26:41.588
می‌دونم منظورت چیه

01:26:41.671 --> 01:26:43.006
،ولی چیزی که امشب دیدم
...همونی بود که

01:26:43.089 --> 01:26:44.508
همیشه از یک نمایش
انتظار داشتم

01:26:44.591 --> 01:26:47.385
.حال خوب کن
هوشمندانه. جادویی

01:26:47.469 --> 01:26:49.679
لری، ایشون تیزبین ترین
...زن جوانیه که

01:26:49.763 --> 01:26:50.764
تاحالا بهم معرفی کردی

01:26:52.390 --> 01:26:53.809
معلم خوبی داشتم -
اوهوم -

01:26:54.684 --> 01:26:56.394
خب، چیا می‌نویسی؟

01:26:56.478 --> 01:26:58.480
فعلاً بیشتر شعر

01:26:58.563 --> 01:27:00.649
اشعارش خیلی قدرتمنده

01:27:00.732 --> 01:27:02.442
طراحی صحنه هم می‌کنی؟

01:27:02.526 --> 01:27:04.027
دارم درس می‌خونم -
صحیح -

01:27:04.110 --> 01:27:07.948
خب، خیلی دوست دارم
اشعارت رو بخونم

01:27:08.031 --> 01:27:10.534
.طراحی‌هات رو ببینم
...اینم

01:27:10.617 --> 01:27:12.828
شماره تلفن خصوصیم

01:27:14.454 --> 01:27:16.456
باعث افتخارمه

01:27:16.540 --> 01:27:19.918
.دوروتی رو این اطراف ندیدم
زنت اینجاست؟

01:27:20.001 --> 01:27:21.044
نه، برگشته آپارتمان

01:27:21.127 --> 01:27:22.337
هممون اونجا قرار داریم

01:27:22.420 --> 01:27:24.172
تا نقدهای آخر وقت رو بخونیم، لری

01:27:24.256 --> 01:27:27.717
آره، خیلی خوشحال میشم
بهمون ملحق بشی، الیزابت

01:27:27.801 --> 01:27:29.094
تنوع خوبیه که
...یک نفر از نسل جوان

01:27:29.177 --> 01:27:30.595
در جمعمون حضور داشته باشه

01:27:30.679 --> 01:27:32.722
و شاید بتونی برام توضیح بدی، الیزابت

01:27:32.806 --> 01:27:35.684
که دخترهای جوون دقیقاً چرا
سر سیناترا جیغ می‌زنن

01:27:35.767 --> 01:27:37.686
من سر سیناترا جیغ نمی‌زنم

01:27:37.769 --> 01:27:39.563
نه، زیرِ سیناترا جیغ می‌زنه

01:27:39.646 --> 01:27:41.398
!خب دیگه، لری

01:27:43.149 --> 01:27:45.277
لری، البته که خوشحال میشم
تو هم بیای

01:27:45.360 --> 01:27:46.820
سعی می‌کنم بیام

01:27:46.903 --> 01:27:49.072
ولی منم یه شب‌نشینی کوچیک
توی خونه خودم دارم

01:27:49.155 --> 01:27:50.782
...گروه چهارنفره‌ی گلدن گیت قراره بیان

01:27:50.866 --> 01:27:54.369
،خب، از نظر شب‌نشینی
من انگشت کوچیکه ‌لری هم نمیشم

01:27:54.452 --> 01:27:56.580
خیلی دوست دارم بیام -
واقعاً؟ -

01:27:56.663 --> 01:27:58.123
دیک، نمیای؟

01:27:58.206 --> 01:27:59.541
چرا، چرا

01:27:59.624 --> 01:28:01.042
تو ماشین داری؟

01:28:01.126 --> 01:28:02.711
،می‌دونی چیه
می‌تونم بعداً براش تاکسی بگیرم

01:28:02.794 --> 01:28:04.337
،اگه دوست داری باهامون بیای
ما همین الان داریم میریم

01:28:04.421 --> 01:28:05.881
خوشحال میشم -
چه عالی -

01:28:06.840 --> 01:28:09.175
فقط بذار به مامانم بگم

01:28:09.259 --> 01:28:11.011
دختر وظیفه‌شناسی هستم

01:28:14.014 --> 01:28:17.058
...واو. اون
خیلی دوست داشتنیه، نه؟

01:28:18.435 --> 01:28:20.312
واقعاً خیلی زیباست

01:28:20.395 --> 01:28:22.772
...تو
...تو و اون

01:28:22.856 --> 01:28:27.152
.نه، نه
یعنی، من عاشقشم

01:28:27.235 --> 01:28:29.946
ولی همه عاشقشن

01:28:31.406 --> 01:28:33.158
ولی نه به اون شکل

01:28:33.241 --> 01:28:34.075
خیلی‌خب

01:28:38.371 --> 01:28:39.331
هوم

01:28:44.002 --> 01:28:45.420
امشب بعداً می‌بینمت دیگه؟

01:28:45.503 --> 01:28:46.671
حتماً

01:28:48.673 --> 01:28:50.133
اوهوم

01:28:51.301 --> 01:28:52.344
هوم

01:28:53.803 --> 01:28:54.930
بابت همه‌چیز ممنونم

01:28:56.640 --> 01:28:58.433
آقای راجرز

01:28:58.516 --> 01:28:59.684
خانم ویلند

01:29:01.686 --> 01:29:03.647
ممنون

01:29:03.730 --> 01:29:04.940
لری، بعداً می‌بینیمت دیگه؟

01:29:08.860 --> 01:29:12.656
،با آهنگی در قلبم»
«!چهره نازنینت را می‌نگرم

01:29:35.220 --> 01:29:38.431
تاحالا شده یکی رو ببینی
و درجا بفهمی که

01:29:38.515 --> 01:29:40.058
زندگی هردوتون

01:29:40.141 --> 01:29:42.811
برای همیشه دستخوش تغییر میشه؟

01:29:42.894 --> 01:29:46.606
.حدسم درست بود
تو یه آدمِ احساساتی هستی

01:29:48.817 --> 01:29:49.859
کارت کی تموم میشه؟

01:29:49.943 --> 01:29:51.653
باید در مشروب فروشی رو ببندم

01:29:51.736 --> 01:29:54.322
تو چی، ناکلز؟
اینجا کارت تموم شده دیگه؟

01:29:54.406 --> 01:29:56.116
نه هنوز

01:29:56.199 --> 01:29:58.243
آخه امشب توی خونه‌م

01:29:58.326 --> 01:29:59.452
یه مهمونی بزرگ گرفتم

01:30:02.789 --> 01:30:04.416
یادم رفت کادوهای الیزابت رو بهش بدم

01:30:07.836 --> 01:30:10.088
این روزا آستین پوشیدن
برام خیلی سخت شده

01:30:10.171 --> 01:30:13.216
این شونه‌م التهاب مفصلی داره

01:30:13.299 --> 01:30:15.677
کم کم باید شنل بپوشم

01:30:15.760 --> 01:30:17.721
.جدی میگم
،خودم دست تنها

01:30:17.804 --> 01:30:19.514
شنل رو دوباره مُد می‌کنم

01:30:19.514 --> 01:30:24.977
‫« ترجمه از امیر فرحناک، امیرعلی و محیا مبین مقدم »

01:30:24.978 --> 01:30:30.108
،شب‌های افتتاحیه
منو می‌بینید که با کلاه استوانه‌ای

01:30:30.191 --> 01:30:33.278
،شنل
و عصای نوک نقره‌ای

01:30:33.361 --> 01:30:35.739
از دل مه عبور می‌کنم

01:30:35.822 --> 01:30:38.033
شما پسرها امشب میاید دیگه، نه؟

01:30:38.116 --> 01:30:41.661
.الیزابت میاد
بهتون گفته باشم، اون میاد

01:30:41.745 --> 01:30:42.996
دیر می‌رسه

01:30:43.079 --> 01:30:44.622
این قسمت رو خوب گوش کنید

01:30:44.706 --> 01:30:47.292
چون اینجاش مهمه

01:30:47.375 --> 01:30:50.879
،یه وقتی آخر شب
شاید حدودای پنج صبح

01:30:50.962 --> 01:30:53.298
بعد از اینکه یکم
،زیادی ملبک خورده

01:30:53.381 --> 01:30:56.509
:به سمت من برمی‌گرده و میگه

01:30:56.593 --> 01:30:59.763
،هی، لری»
«چی داری می‌خونی؟

01:30:59.846 --> 01:31:02.057
،هی، لری»
«تولدت کیه؟

01:31:02.140 --> 01:31:04.934
،برای اولین بار در زندگیش

01:31:05.018 --> 01:31:09.564
به من علاقه‌مند میشه

01:31:09.647 --> 01:31:11.983
بالاخره یه روزی
باید اتفاق بیفته دیگه، نه؟

01:31:12.067 --> 01:31:14.152
بقیه مردها
همشون ناامیدش کردن

01:31:14.235 --> 01:31:18.281
.ولی من هرگز ناامیدش نمی‌کنم
...من فقط

01:31:18.364 --> 01:31:20.700
ذره‌ای از لری
در دل شب هستم

01:31:22.368 --> 01:31:24.829
.ناکلز
موسیقی مسافرتی بزن

01:31:29.375 --> 01:31:30.210
♪ ماه آبی ♪

01:31:32.754 --> 01:31:35.965
♪ دیدی تنها ایستاده‌ام ♪

01:31:36.633 --> 01:31:37.801
بچه زرنگ رو ببین

01:31:37.884 --> 01:31:40.970
♪ بدون رویایی در قلبم ♪

01:31:42.722 --> 01:31:45.600
♪ بدون عشقی از آنِ خودم ♪

01:31:47.018 --> 01:31:48.770
...خب، این خیلی بهتر از

01:31:48.853 --> 01:31:52.023
کالسکه‌ای با سایبان منگوله‌دار»ه»

01:31:52.107 --> 01:31:55.360
لری، میای بریم بالاشهر
خونه‌ی دیک؟

01:31:55.443 --> 01:31:58.822
.نه، نه، شما برید
من بعداً میام

01:31:58.905 --> 01:32:00.031
♪ تو می‌دونستی ♪

01:32:00.115 --> 01:32:03.493
♪ من چرا اونجا بودم ♪

01:32:03.576 --> 01:32:07.122
♪ شنیدی زیر لب دعا می‌کردم ♪

01:32:08.832 --> 01:32:11.709
♪ برای دیدن کسی که واقعاً برام مهم باشه ♪

01:32:11.793 --> 01:32:13.419
بدک نیست

01:32:13.503 --> 01:32:16.297
،سه تا قافیه مونث متوالی
همشون هم منطقی‌ان

01:32:16.381 --> 01:32:17.799
♪ و بعد ناگهان ♪

01:32:17.882 --> 01:32:20.343
♪ در برابرم ظاهر شدی ♪

01:32:20.426 --> 01:32:22.262
♪ تنها کسی که بازوانم ♪

01:32:22.345 --> 01:32:24.889
♪ در آغوش خواهند کشید ♪

01:32:24.973 --> 01:32:27.225
♪ و شنیدم کسی زمزمه می‌کند ♪

01:32:27.308 --> 01:32:29.727
♪ لطفاً دوستم داشته باش ♪

01:32:29.811 --> 01:32:34.607
♪ ،و وقتی نگاه کردم
ماه به رنگ طلایی درآمده بود ♪

01:32:34.691 --> 01:32:36.151
♪ ماه آبی ♪

01:32:36.161 --> 01:32:43.651
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

01:32:43.658 --> 01:32:46.786
...لری، فکر می‌کنم این آغازِ

01:32:46.870 --> 01:32:48.830
یک دوستیِ زیباست

01:32:48.913 --> 01:32:50.165
عاشقانه نیست»؟»

01:32:51.207 --> 01:32:52.208
نه واقعاً، نه

01:32:56.462 --> 01:32:57.881
،می‌دونی
...اصلاً قرار نبود اسمش

01:32:57.964 --> 01:32:59.883
ماه آبی باشه

01:32:59.966 --> 01:33:03.469
اسمش رو گذاشته بودم
«بدی در وجودِ هر مرد»

01:33:03.553 --> 01:33:06.306
،واسه یه فیلمی نوشته بودیمش
«ملودرام منهتن»

01:33:06.389 --> 01:33:08.183
،جک رابینز
«که قبلاً بهش می‌گفتن«رابینوویتز

01:33:08.266 --> 01:33:10.310
اسمش رو توی شرکت ام‌جی‌ام
ختنه کرده بود

01:33:10.393 --> 01:33:12.061
،آهنگه رو شنید
گفت بریم دفترش

01:33:12.145 --> 01:33:13.897
:ساندویچ گوشتش رو آورد پایین و گفت

01:33:13.980 --> 01:33:17.025
دیک، من عاشق ملودیش شدم»

01:33:17.108 --> 01:33:19.611
،مثل تمام نوشته‌هاتون
قدرتمنده

01:33:19.694 --> 01:33:23.907
،ولی لری
!متنش زیادی ادایی هنری‌ه

01:33:23.990 --> 01:33:25.491
واسه من که ادایی هنری نیست

01:33:25.575 --> 01:33:27.535
من می‌دونم شماها
چقدر کارتون درسته

01:33:27.619 --> 01:33:29.996
ولی شما باید
واسه احمق‌های نادون بنویسید

01:33:30.079 --> 01:33:31.623
هیچکس حاضر نیست
«اون متن رو بخونه

01:33:31.706 --> 01:33:33.416
،برای همین گفتم
مگه چشه»؟»

01:33:33.499 --> 01:33:34.417
:اونم گفت

01:33:34.500 --> 01:33:36.294
«!حتی اسم کوفتیش یادم نمی‌مونه»

01:33:36.377 --> 01:33:39.047
پسرها، یه چیزی بهم بدید که»
«بتونم تبلیغ کنم

01:33:39.130 --> 01:33:40.298
:منم گفتم

01:33:40.381 --> 01:33:41.466
«می‌خوای اسمش رو چی بذارم؟»

01:33:41.549 --> 01:33:42.800
ماه آبی؟

01:33:42.884 --> 01:33:45.428
لب کلام، اون پرفروش‌ترین آهنگی شد
که توی عمرمون نوشتیم

01:33:45.434 --> 01:33:55.828
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

01:33:55.884 --> 01:33:58.928
راجرز و همرستاین در ادامه به موفق ترین تیم ترانه نویسی

01:33:58.934 --> 01:34:01.928
در تاریخ تئاتر موزیکال آمریکا تبدیل شدند

01:34:17.884 --> 01:34:22.928
لورنز هارت درواقع 5 ترانه جدید
به یک یانکی اهل کنتیکت افزود

01:34:22.934 --> 01:34:26.928
و سپس بدن فلج شده وی درحالت منگی ناشی از الکل
زیر باران پیدا شد

01:34:26.934 --> 01:34:28.928
درحالیکه روی جدولی نزدیک خیابان هشتم نشسته بود

01:34:29.684 --> 01:34:34.628
چهار روز بعد در بیمارستان داکترز
هنگام خاموشی حمله هوایی، در گذشت
