WEBVTT

00:00.567 --> 00:09.233
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:09.543 --> 00:21.053
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:21.078 --> 00:24.235
‫SYLAR ترجمه و تنظیم

00:25.400 --> 00:27.235
‫هی، میدونی چی خیلی عجیبه؟

00:27.902 --> 00:29.988
‫خیلی چیزها تو تلویزیون هست...

00:35.744 --> 00:39.497
‫انگار چطور ممکنه این همه چیز
‫باشه و یه چیز هم برای دیدن نباشه؟

00:39.581 --> 00:42.459
‫همش کانال عوض میکنی،
‫همینطور پشت سر هم عوض میکنی...

00:42.542 --> 00:46.212
‫من میگم، 'هیچی برای دیدن نی...' بعد
‫پنج تا از فیلم های خودم داره پخش میشه.

00:46.296 --> 00:50.258
‫من میگم، 'هیچی برای دیدن نیست! نمیخوام
‫هیچکدوم از این چرت و پرتا رو ببینم.'

00:53.261 --> 00:54.095
‫های!

00:54.179 --> 00:56.097
‫من انواع کارها رو انجام دادم.

00:56.181 --> 00:59.768
‫نمیتونم بازیگر دیگه ای رو
‫تصور کنم، یه بازیگر درام،

01:00.268 --> 01:05.231
‫سیاه، سفید... که این همه انواع
‫مختلف کارها رو انجام داده باشه.

01:05.315 --> 01:06.316
‫اوکی!

01:07.358 --> 01:08.359
‫هی!

01:11.029 --> 01:13.573
‫از فقط من روی صحنه با یه میکروفون...

01:13.656 --> 01:16.451
‫من یکم بستنی دارم

01:16.534 --> 01:18.787
‫…تا جایی که من همه کس تو صحنه ام.

01:18.870 --> 01:22.207
‫این خیلی عالیه. هیچ چیز مثل دور هم جمع
‫شدن با خانواده و خوردن یه غذای خوب نیست.

01:22.290 --> 01:24.042
‫و هر چیزی بین اینها.

01:24.125 --> 01:26.920
‫لعنتی، نمیتونی نون ذرت منو
‫داشته باشی. اینو مطمئن باش.

01:27.003 --> 01:30.799
‫من پلیس بودم. من یه پروفسور
‫بودم. من یه دکتر بودم...

01:30.882 --> 01:31.925
‫آدم بد.

01:32.008 --> 01:33.760
‫من یه پیرمرد یهودی بودم...

01:33.843 --> 01:35.845
‫اون جو لوییس رو شکست داد.

01:35.929 --> 01:37.263
‫…من یه پیرزن بودم.

01:37.347 --> 01:39.099
‫هوو! ممکنه سرت رو منفجر کنه.

01:39.182 --> 01:41.935
‫من تو ابرها با مایکل جکسون رقصیدم.

01:42.018 --> 01:43.144
‫من یه خر بودم.

01:43.228 --> 01:44.395
‫من یه خر لب پرتگاهم!

01:44.479 --> 01:46.106
‫من حتی یه سفینه فضایی بودم.

01:50.902 --> 01:54.072
‫و به همه بازیگرهای جوان،
‫دوست دارم به همشون بگم،

01:54.155 --> 01:56.157
‫هیچوقت نقش یه سفینه فضایی رو بازی نکنید.

01:59.202 --> 02:01.371
‫من میخوام چیکار کنم؟

02:01.996 --> 02:06.251
‫در نهایت... اینه که مردم رو بخندونم.

02:07.293 --> 02:09.838
‫یادمه یه بار، تو یکی از اون تاک شوها...

02:09.921 --> 02:12.590
‫…اونها کلان رو تو برنامه داشتن.

02:12.674 --> 02:15.385
‫و کلان اینجوری بود، 'من
‫از کاکا سیاها متنفرم! اوه...'

02:15.468 --> 02:19.305
‫و اون میگه، 'داری به من میگی که
‫تو از هیچ آدم سیاهی خوشت نمیاد؟'

02:19.389 --> 02:20.640
‫و مرد کلان اینجوری بود،

02:20.723 --> 02:23.601
‫'من... من بهت میگم، من از اون
‫ادی مورفی خوشم میاد. اون بامزست.'

02:23.685 --> 02:25.937
‫من گفتم، 'چه خبره؟'

02:26.020 --> 02:27.730
‫'پس تو از همه آدم های سیاه متنفر هستی؟'

02:27.814 --> 02:31.943
‫'آره، از همه به جز اون یه کاکا سیاه،
‫ادی مورفی. پسر، اون منو قلقلک میده.'

02:34.779 --> 02:38.408
‫یه چیزی در موردش هست
‫که تو گذشته قبل از اونه.

02:38.491 --> 02:42.370
‫یه چیزی در موردش هست که
‫آینده فراتر از اونو شکل میده.

02:42.453 --> 02:45.039
‫اون صندلی های خوبی تو زندگی داره. اون...

02:45.123 --> 02:47.208
‫و داشتن صندلی هایی به
‫این خوبی ناراحت کننده است.

02:47.292 --> 02:49.878
‫خوبی رو از نزدیک میبینی.
‫بدی رو از نزدیک میبینی.

02:49.961 --> 02:51.504
‫زشتی رو از نزدیک میبینی.

02:51.588 --> 02:53.756
‫اما یه چیزی در موردش انگار...

02:53.840 --> 02:56.759
‫انگار هسته وجودش از این چیزها آسیب ندیده،

02:56.843 --> 02:58.970
‫حتی با اینکه مطمئنم اون زخم هایی داره.

02:59.053 --> 03:02.849
‫هر چیزی که ازش محافظت می کرد...
‫هر کسی چیزی برای محافظت داره،

03:02.932 --> 03:05.143
‫احتمالا مال اون به خوبی حفظ شده.

03:06.519 --> 03:09.522
‫خیلی جوون شروع کردم.
‫حالا یه جورایی مثل اینه که، 'وای'.

03:09.606 --> 03:14.444
‫می فهمم چقدر جوون بودم، چون که من، می دونی،

03:14.527 --> 03:16.529
‫بیش از 40 ساله که تو این کارم.

03:16.613 --> 03:17.947
‫عجب چیزیه.

03:19.616 --> 03:23.286
‫من تو فصل 81-1980 به SNL اومدم.

03:23.953 --> 03:27.040
‫اونا از همه کمدین های باشگاه
‫تست بازیگری می گرفتن.

03:27.123 --> 03:30.043
‫اونا رو برای عوامل SNL آماده می کردن.

03:30.126 --> 03:32.879
‫و اونا به طور خاص یه
‫مرد سیاه پوست می خواستن.

03:33.463 --> 03:35.340
‫و اولین واکنش من این بود که،

03:36.591 --> 03:38.301
‫'پخش زنده شنبه شب؟'

03:38.384 --> 03:41.012
‫من هیچوقت به چیزی مثل پخش
‫زنده شنبه شب فکر نکرده بودم.

03:41.095 --> 03:43.932
‫من فکر می کردم می خوام ریچارد پرایور بشم.

03:44.015 --> 03:46.476
‫پلیس ها اینجا یه فن خفه کردن
‫دارن که استفاده می کنن، مرد.

03:46.559 --> 03:48.728
‫اونا سیاهپوستا رو تا حد مرگ خفه می کنن.

03:48.811 --> 03:51.606
‫آره. دو نفر پاهاتو می
‫گیرن، یکی سرتو، و می شکنه.

03:51.689 --> 03:52.732
‫'اوه لعنتی. شکست.'

03:53.775 --> 03:58.655
‫اولین باری که ریچارد پرایور رو
‫شنیدم، باید حدود 13 سالم بوده باشه.

03:58.738 --> 04:01.532
‫وقتی شروع کردم به شنیدن
‫صداش، منو تو مسیر خودم قرار داد.

04:01.616 --> 04:03.034
‫من گفتم، 'این همون چیزیه که من هستم.'

04:03.117 --> 04:06.329
‫من خیلی می خواستم ریچارد باشم،
‫وقتی 15 سالم بود می رفتم روی صحنه

04:06.412 --> 04:09.123
‫و حرف می زدم و بازی می کردم و راه می رفتم، و
‫همه کارها رو مثل ریچارد پرایور انجام می دادم.

04:09.207 --> 04:11.251
‫کل نمایش من اون موقع
‫درباره دستشویی رفتن بود

04:11.334 --> 04:13.086
‫چون تنها کاری که تو 15
‫سالگی کرده بودم همین بود.

04:13.169 --> 04:16.172
‫اون تجربه زندگی من بود، اما مثل
‫جوک های ریچارد پرایور به نظر می رسید.

04:16.256 --> 04:19.300
‫من می گفتم، 'تا حالا شده، مثلا،
‫بعضی وقتا، درسته، میری رو توالت،

04:19.384 --> 04:22.011
‫و وقتی دسشویی می کنی
‫اون سیفونه آب بپاشه برات؟'

04:23.429 --> 04:27.725
‫می خواستم مثل ریچارد خنده دار باشم.
‫و می خواستم مثل الویس باحال باشم.

04:28.309 --> 04:30.770
‫و می خواستم به بزرگی بیتلز باشم.

04:30.853 --> 04:32.855
‫همه اینا آدمای جادویی هستن.

04:32.939 --> 04:34.941
‫اون آدمای جادویی رو دوست داره،

04:35.024 --> 04:38.069
‫که یه جورایی تقریبا
‫کاملا از کنترل خارج شدن.

04:38.152 --> 04:40.113
‫و هنوزم جادوییه.

04:40.196 --> 04:43.074
‫اما بعدش همیشه یه توپ
‫آتشین غول پیکر تو پایان هست.

04:44.200 --> 04:47.287
‫اما نه ادی.
‫قوانین برای اون فرق می کنه.

04:49.747 --> 04:52.667
‫اولین چیزی که تو کار
‫نمایش خواستم، این بود که،

04:52.750 --> 04:55.378
‫وقتی بچه بودم، یه عروسک سخنگو خواستم.

04:56.129 --> 04:59.215
‫و مادرم، این عروسک رو برام
‫گرفت که اسمش ویلی تاک بود.

05:01.134 --> 05:04.387
‫چشمای ویلی تاک حرکت نمی کرد.
‫فقط دهنش حرکت می کرد.

05:05.638 --> 05:08.933
‫از همون اول، یه چیز چند شخصیتی بود.

05:09.017 --> 05:11.811
‫وقتی نه ساله بودی چطور بودی؟ می دونستی؟

05:11.894 --> 05:14.105
‫آیا این ایده تو سرت شکل
‫گرفته بود تو نه سالگی...

05:14.188 --> 05:18.526
‫من صداهای زیادی در می آوردم، اما نمی دونستم
‫که یه روز می خوام وارد کار نمایش بشم.

05:18.609 --> 05:21.112
‫من فقط، می دونی، یه بچه عجیب بودم.

05:21.195 --> 05:24.449
‫مادرم همیشه می گفت، 'ادی کیه؟
‫صدای ادی چه صداییه؟'

05:26.868 --> 05:30.371
‫وقتی برادرهام یه کار اشتباهی
‫می کردن، نمی تونستن برن بیرون.

05:30.455 --> 05:32.623
‫وقتی من یه کار اشتباهی می
‫کردم، نمی تونستم تلویزیون تماشا کنم.

05:32.707 --> 05:36.502
‫وقتی بچه بودم، یه پتو می گرفتم، می
‫رفتم می انداختم رو میز ناهارخوری

05:36.586 --> 05:39.088
‫طوری که مثل یه چادر آویزون می شد،

05:39.172 --> 05:42.592
‫تلویزیون رو اون زیر میذاشتم
‫و تمام روز تماشا می کردم.

05:42.675 --> 05:45.386
‫وقتی مادرت برات ژله میاره بهش چی میگی؟

05:45.470 --> 05:48.348
‫وقتی ما داشتیم بزرگ می شدیم،
‫این همه کانال تلویزیونی وجود نداشت.

05:48.431 --> 05:49.974
‫فقط چند تا کانال داشتی.

05:50.058 --> 05:53.770
‫و برادرم به تلویزیون اشاره کرد و
‫گفت: 'یه روزی من تو اون خواهم بود.'

05:53.853 --> 05:57.732
‫و وقتی بهش اشاره کرد، فکر کنم
‫اون موقع شاید یه سیاه پوست توش بود.

05:57.815 --> 05:59.067
‫اون جولیا بود، برای همین من...

05:59.150 --> 06:02.945
‫بنابراین غیرقابل تصور بود
‫که او حتی بتونه یه ستاره بشه.

06:04.197 --> 06:07.116
‫من برادر بزرگترم. خب،
‫وقتی بچه بودیم، درسته؟

06:07.200 --> 06:10.411
‫فهمیدم که می تونم خیلی از عوضی ها رو بزنم،

06:10.495 --> 06:13.498
‫که فکر نمی کردم بتونم بزنمشون،
‫چون به اون زور می گفتن.

06:13.581 --> 06:15.291
‫واسه همین من گفتم، می دونی...

06:15.375 --> 06:17.210
‫برام مهم نیست که همتون قلدر و گنده این،

06:17.293 --> 06:19.045
‫باید باهاتون برخورد کنم، چون شما...

06:19.128 --> 06:21.631
‫اگه برم خونه، و برادر کوچیکم داغون شده،

06:21.714 --> 06:24.050
‫و مادرم بگه، 'خب، تو چیکار کردی؟'

06:24.133 --> 06:25.927
‫بهتره من از اون داغون تر باشم.

06:26.928 --> 06:28.388
‫این من و چارلی هستیم.

06:29.305 --> 06:34.060
‫این عکسیه که... که به
‫ازدواج پدر و مادرم پایان داد.

06:35.561 --> 06:37.563
‫چون مادرم یه مقدار پول خرج کرده بود.

06:37.647 --> 06:39.899
‫در واقع، من تو این عکس سه سالمه.

06:39.982 --> 06:43.277
‫و دارم می خندم چون عکاس عکس رو گرفت،

06:43.361 --> 06:45.988
‫و فلاش یه تاخیر داشت...

06:46.072 --> 06:48.449
‫به محض اینکه دکمه رو زد فلاش نزد.

06:48.533 --> 06:50.785
‫و فکر کردم دوربینش کار نمی کنه.

06:50.868 --> 06:53.704
‫و از خنده منفجر شدم.
‫من دقیقا این لحظه رو یادمه.

06:55.248 --> 06:58.084
‫اما پدرم اومد خونه و فهمید که مادرم

06:58.167 --> 07:00.336
‫یه مقدار پول برای چند تا عکس خرج کرده.

07:00.420 --> 07:02.797
‫'تو پول ما رو برای یه سری
‫عکس کوفتی خرج کردی؟'

07:02.880 --> 07:06.884
‫می دونی؟ و اون... منظورم اینه
‫که، مطمئنم اونا مشکلاتی داشتن.

07:06.968 --> 07:10.012
‫اما اون... این آخرین چیزی
‫بود که کمر شتر رو شکست.

07:11.472 --> 07:12.974
‫این آخرین ضربه بود.

07:13.474 --> 07:16.144
‫'تو یه سری عکس کوفتی می خری؟'

07:17.145 --> 07:20.189
‫مامانم خیلی خوشگله.
‫اونا اینجا فقط 18 سالشونه.

07:20.273 --> 07:22.775
‫بچه ها، بچه های کوچولو، 18.

07:22.859 --> 07:24.944
‫این سال قبل از به دنیا اومدن منه.

07:25.027 --> 07:28.239
‫پدرم یه شخصیت بود.
‫ظاهرا، پدرم روح مجلس بود.

07:28.322 --> 07:30.158
‫وقتی پدرم میومد مهمونی شروع می شد.

07:30.241 --> 07:32.535
‫اون پر سر و صدا و خنده
‫دار بود، می دونی، و...

07:32.618 --> 07:35.037
‫من... و من روح مجلس نیستم.

07:35.705 --> 07:36.789
‫هیچ وقت.

07:38.875 --> 07:41.752
‫من یه مشت خاطره دارم.

07:41.836 --> 07:46.007
‫اما اولین خاطره من از
‫همه، دعوای پدر و مادرمه.

07:46.090 --> 07:48.092
‫اون اولین خاطره منه.

07:48.176 --> 07:50.678
‫و... یادمه مادرم پرت کرد...

07:50.761 --> 07:54.682
‫اون، یه جورایی، یه دختر
‫مهربون چینی روی میز داشت.

07:54.765 --> 07:58.478
‫اون رو به سمتش پرت
‫کرد. و یادمه دیدم که شکست.

07:58.561 --> 08:03.191
‫و بعد یادمه مادرم رو روی زمین
‫تو راهرو دیدم که گریه می کرد.

08:03.274 --> 08:07.111
‫بعد پدرم اومد، و من و چارلی
‫رو بغل کرد و گذاشت رو پاهاش.

08:07.195 --> 08:09.614
‫و اون گفت... و لباس خوابم کج بود.

08:09.697 --> 08:12.575
‫یادمه تا آخر به عقب کشیده
‫شد. ما داشتیم گریه می‌کردیم.

08:12.658 --> 08:15.495
‫گفت: 'یا می‌تونی با من بیای،
‫یا می‌تونی با مادرت بری.'

08:15.578 --> 08:17.205
‫و من گفتم: 'من مامانمو می‌خوام.'

08:18.289 --> 08:22.126
‫پدرم وقتی هفت یا هشت سالم بود فوت کرد.

08:23.711 --> 08:26.672
‫چیزهایی می‌دونم، اما همه چیز رو نمی‌دونم.

08:26.756 --> 08:28.966
‫می‌دونم که کشته شد.

08:30.801 --> 08:32.345
‫زنی که پدرم رو کشت...

08:32.428 --> 08:34.096
‫- اوه، یه زن بود؟
‫- آره.

08:34.180 --> 08:35.014
‫عجب.

08:35.097 --> 08:37.767
‫- چرا یه زن پدرت رو کشت؟
‫- دعوای عشاق.

08:37.850 --> 08:40.770
‫- پدر و مادرت با هم نبودن؟
‫- نه، با هم نبودن.

08:40.853 --> 08:43.272
‫می‌دونی، این یکی از قدیمی‌ترین
‫داستان‌های توی کتاب‌هاست.

08:43.356 --> 08:46.901
‫به بچه‌هام می‌گم، مرد، 'هی،
‫مرد... اگه دختره عصبانیه،

08:46.984 --> 08:48.319
‫چشمات رو نبند.'

08:51.489 --> 08:53.699
‫بعد مادرم با ناپدریم آشنا شد.

08:54.242 --> 08:59.997
‫و اون، می‌دونی، تا آخر عمرم یه
‫شخصیت پدری محکم توی زندگیم بود.

09:00.081 --> 09:03.251
‫ورنون لینچ، اون کسی بود که منو بزرگ کرد.

09:04.377 --> 09:08.506
‫این یه نعمت شیرینه که یه
‫مرد مثل اون وارد زندگیت بشه

09:08.589 --> 09:11.592
‫و اون‌جوری که بود، یه مرد باشه.

09:12.093 --> 09:16.639
‫اون الگویی که اون نشون داد، و
‫من دیدم که چیکار می‌کرد، می‌دونی،

09:17.640 --> 09:19.850
‫و حس می‌کنم من مردی هستم که الان هستم

09:20.851 --> 09:22.270
‫به خاطر اون.

09:23.312 --> 09:27.275
‫وقتی سه تا مرد جوون با
‫هم توی یه خونه بزرگ می‌شن،

09:27.358 --> 09:29.277
‫پدرم هیچ آدم بی‌خاصیتی رو بزرگ نکرد.

09:29.360 --> 09:31.112
‫تنبیه یه کتک حسابی بود.

09:32.697 --> 09:33.823
‫می‌دونی؟

09:33.906 --> 09:36.534
‫تنبیه... یه... یه کتک حسابی بود.

09:36.617 --> 09:38.661
‫- من پوشک‌هاشو عوض می‌کردم.
‫- آره، عوض می‌کرد.

09:38.744 --> 09:40.705
‫- من هیچ‌وقت پوشک‌هاشو عوض نکردم.
‫- آره، عوض کردی.

09:40.788 --> 09:43.207
‫من حتی یه بار هم پوشک‌هاشو عوض نکردم.

09:45.084 --> 09:49.046
‫پدرم اینو توی ما جا انداخت که
‫باید بتونید از خودتون محافظت کنید.

09:49.130 --> 09:50.673
‫و اینجوری باید این کار رو انجام بدید.

09:51.591 --> 09:55.094
‫ناپدری ادی، آقای لینچ، یه بوکسور بود.

09:55.595 --> 10:00.266
‫می‌دونید که انضباط بوکسورها
‫چقدر می‌تونه افسانه‌ای باشه.

10:00.349 --> 10:02.685
‫اون از اون جور خانواده‌هاست.

10:12.778 --> 10:15.656
‫برای بوکسور شدن، باید یه
‫نژاد متفاوت از انسان باشی.

10:17.450 --> 10:20.536
‫این یه عکس از منه که دارم
‫به صورت علی مشت می‌زنم.

10:21.203 --> 10:22.371
‫این رو می‌بینی؟

10:22.872 --> 10:24.248
‫علی قهرمان منه.

10:25.541 --> 10:28.044
‫اما یه شب به صورتش مشت زدم.

10:28.669 --> 10:30.421
‫می‌دونی، علی می‌تونست یه کم چرت و پرت بگه.

10:30.504 --> 10:33.007
‫هر از گاهی، علی خیلی چرت و پرت می‌گفت.

10:33.090 --> 10:34.967
‫و می‌دونی، من به صورتش مشت زدم.

10:36.552 --> 10:39.764
‫هیچ‌کس مثل محمد علی در تاریخ آمریکا نیست.

10:40.598 --> 10:43.643
‫انگار به پریز برق وصل بود. یه نوری داشت.

10:43.726 --> 10:45.978
‫اون فقط جلوی دولت ایستاد،

10:46.062 --> 10:48.814
‫از چیزی که فکر می‌کرد درسته دفاع کرد.

10:48.898 --> 10:52.276
‫و داشت ترکوند، و داشت فداکاری می‌کرد.

10:52.902 --> 10:55.488
‫می‌دونی، 'لعنت بهش. اگه نتونم
‫اینجوری داشته باشمش، پس من...'

10:55.571 --> 10:58.240
‫'می‌تونید بگیرید... می‌تونید عنوانم
‫رو، همه‌ی پولم رو ازم بگیرید.'

10:58.324 --> 11:01.494
‫شما حتی در آمریکا به خاطر
‫اعتقادات مذهبی‌ام از من دفاع نمی‌کنید،

11:01.577 --> 11:03.162
‫و از من می‌خواهید بروم و بجنگم،

11:03.245 --> 11:05.206
‫اما اینجا در خانه از من حمایت نمی‌کنید.

11:05.289 --> 11:08.000
‫ما بچه های کوچکی بودیم که آن را تماشا می کردیم.
‫من یک بچه کوچک بودم که آن را تماشا می کردم.

11:08.084 --> 11:09.877
‫باراک اوباما داشت تماشا می کرد.

11:09.960 --> 11:13.130
‫اپرا وینفری داشت تماشا می کرد.
‫مایکل جردن داشت تماشا می کرد.

11:14.048 --> 11:17.343
‫ما اولین نسل از سیاهپوستان موفق هستیم.

11:17.426 --> 11:19.970
‫مثل اینکه ما اولین افراد نترس هستیم.

11:20.054 --> 11:23.224
‫و من فکر می کنم این چیزی
‫است که ما از علی گرفتیم.

11:23.307 --> 11:25.518
‫من بزرگترین هستم.

11:25.601 --> 11:30.231
‫حدود 12 یا 13 سالگی، شروع کردم
‫به گفتن اینکه می خواهم مشهور شوم.

11:30.314 --> 11:33.567
‫و بعد شروع کردم به گفتن، 'وقتی
‫18 ساله شوم، مشهور می شوم.'

11:33.651 --> 11:34.860
‫این ورد من بود.

11:34.944 --> 11:38.989
‫و من واقعاً، واقعاً، واقعاً، واقعاً
‫با تمام وجود به آن اعتقاد داشتم.

11:39.073 --> 11:42.702
‫مثل این بود که، ایده... 'اگر
‫مشهور نشوی چی؟' مثل این بود که…

11:42.785 --> 11:47.289
‫'داری از چی حرف میزنی؟ من
‫دارم... من می خواهم مشهور شوم.'

11:47.373 --> 11:49.792
‫من او را تشویق نکردم. اگر
‫چیزی بود، او را دلسرد کردم.

11:49.875 --> 11:52.128
‫گفتم، 'عجب، این چیزی است
‫که او واقعاً می خواهد انجام دهد؟'

11:52.211 --> 11:54.797
‫'و اگر موفق نشود چی؟ چی،
‫من اینجا یک ولگرد خواهم داشت؟'

11:54.880 --> 11:57.925
‫می دانید، من واقعاً نگران بودم
‫زیرا او به چیز دیگری علاقه نداشت.

11:58.509 --> 12:01.512
‫خانم ها و آقایان، آقای ادی مورفی.

12:02.722 --> 12:06.142
‫یادم می آید وقتی برادرم می رفت و
‫در یک دبیرستان برنامه اجرا می کرد،

12:06.225 --> 12:08.602
‫یا می رفت دانشگاه هافسترا
‫برنامه اجرا می کرد…

12:08.686 --> 12:12.106
‫حالا کمی طعنه آمیز است که من در
‫تلویزیون هستم زیرا از تلویزیون متنفرم.

12:12.189 --> 12:15.025
‫من چیزی تماشا نمی کنم زیرا
‫تلویزیون حال به هم زن شده است.

12:15.109 --> 12:17.194
‫آیا تا به حال تبلیغات و چیزهای
‫دیگر را در تلویزیون تماشا کرده اید؟

12:17.278 --> 12:19.113
‫دیدن آن ها باعث می شود معده ام به هم بخورد…

12:19.196 --> 12:22.158
‫می دانید، برنامه های کوچکی که
‫او در اطراف منطقه اجرا می کرد،

12:22.241 --> 12:26.370
‫و توانایی رفتن در مقابل
‫تماشاگران و ابراز وجود

12:26.454 --> 12:29.123
‫و خنداندن آنها، می دانید منظورم چیست؟

12:29.206 --> 12:33.294
‫این برای من واقعاً شگفت انگیز
‫بود، اینکه او آن... آن قدرت را داشت.

12:33.377 --> 12:36.464
‫کاسبی بیرون می آید، و او واقعاً خوب
‫است، او واقعاً باحال است، او می گوید،

12:36.547 --> 12:40.509
‫'وقتی مادرت یک کاسه پودینگ ژله ای
‫برایت می آورد، به او چه می گویی؟'

12:40.593 --> 12:45.222
‫وقتی برای اولین بار شروع کردم، هیچ
‫کاری نکردم که واقعاً به من مربوط باشد.

12:45.306 --> 12:47.016
‫من 90٪ تقلید صدا بودم.

12:47.099 --> 12:49.101
‫متشکرم. شما زیبا بودید. شب بخیر.

12:49.185 --> 12:51.771
‫این آسان ترین راه ورود است.
‫لازم نیست یک نمایش داشته باشید.

12:51.854 --> 12:53.773
‫تنها کاری که باید انجام دهید
‫این است که شبیه کسی صدا کنید.

12:53.856 --> 12:57.359
‫بعد از یک یا دو سال که آنجا
‫بودم و تقلید صدا می کردم،

12:57.443 --> 13:01.030
‫شما شروع به به دست آوردن چیزهای
‫خود می کنید و در آنچه هستید مستقر می شوید.

13:01.113 --> 13:03.991
‫و تا زمانی که من... 17 ساله شوم،

13:04.074 --> 13:07.912
‫من یک... می دانید، من یک نمایش
‫دارم، و من، می دانید، یک کمدین هستم.

13:07.995 --> 13:09.872
‫من اهل روزولت، لانگ آیلند هستم.

13:09.955 --> 13:11.957
‫من در یک محله کاملاً سیاهپوست بزرگ شدم.

13:12.041 --> 13:14.543
‫من این کار را کردم. آیا شما در یک
‫محله کاملاً سیاهپوست بزرگ شدید؟

13:14.627 --> 13:16.629
‫در یک محله عمدتاً سفیدپوست بزرگ شدید؟

13:16.712 --> 13:19.924
‫ببینید، چون، مثل اینکه، ما تقریباً
‫نیویورک را تسخیر کرده ایم، سیاهپوستان.

13:20.007 --> 13:21.050
‫بهش فکر کن.

13:22.760 --> 13:25.137
‫سفیدپوستان می گویند،
‫'هی، این خنده دار نیست.'

13:26.680 --> 13:29.725
‫وقتی در دهه 70 در
‫کلوپ ها با ادی روبرو شدید،

13:30.226 --> 13:33.229
‫اون یه چهره عالی و یه
‫لبخند فوق العاده داشت.

13:33.312 --> 13:35.856
‫و بعدش همه اون اتفاقای
‫دیگه، مثل یه معجزه بود.

13:35.940 --> 13:39.193
‫درست وقتی فکر میکردی
‫دیگه امنه که برگردی کویینز...

13:39.276 --> 13:42.071
‫و به نظر من، اینکه اون اهل
‫لانگ آیلند بود، خیلی عالی بود.

13:42.154 --> 13:44.114
‫لانگ آیلند یه جورایی بی کلاس تره، میدونی؟

13:44.198 --> 13:49.537
‫وقتی وارد رده های بالای این صنعت
‫میشی، یه جورایی یه مزیت به حساب میاد.

13:49.620 --> 13:52.081
‫بی کلاسیت رو حفظ کن، میدونی؟

13:53.332 --> 13:56.502
‫بعدش وقتی 18 سالم شد، کمدین
‫هایی که اون موقع بودن میگفتن:

13:56.585 --> 14:00.506
‫فکر میکردیم وقتی 18 سالت بشه، معروف میشی.

14:00.589 --> 14:02.550
‫من حدود یه سال اینطوری بودم.

14:02.633 --> 14:04.885
‫بعدش سال بعدش، وارد 'پخش زنده شنبه شب' شدم.

14:04.969 --> 14:08.013
‫چون اگه خدا میخواست
‫سفیدپوست ها با سیاه ها برابر باشن،

14:08.097 --> 14:09.598
‫همه یه دونه از اینا داشتن.

14:10.766 --> 14:13.602
‫ادی از سال 1980 تو زندگی من بوده،

14:13.686 --> 14:16.605
‫وقتی اولین بار چهرش رو
‫تو 'پخش زنده شنبه شب' دیدم.

14:16.689 --> 14:19.733
‫فصلی بود که بازیگرهای اصلی رفته بودن

14:19.817 --> 14:21.318
‫و لورن مایکلز هم رفته بود.

14:21.402 --> 14:23.237
‫و آدم های جدیدی رو آوردن.

14:23.904 --> 14:27.950
‫استقبال خوبی ازش نشد چون برنامه
‫اون موقع خیلی خیلی محبوب بود

14:28.033 --> 14:31.954
‫تماشاگرا این طوری بودن که میدونی چیه؟
‫ما همون بازیگرای قدیمیو میخایم. و کون لقتون

14:32.037 --> 14:34.373
‫تو خیابون راه می‌رفتی مردم
‫این طوری بودن که کون لقت

14:34.456 --> 14:36.584
‫فقط داد میزدند کون لقت

14:36.667 --> 14:38.628
‫ادی تازه از دبیرستان اومده بود.

14:38.711 --> 14:39.795
‫و خیلی خجالتی بود.

14:40.713 --> 14:43.424
‫و خیلی... تو خودش بود.

14:43.507 --> 14:45.051
‫ولی خیلی نترس بود.

14:45.134 --> 14:47.011
‫من پسر نامشروع رونالد ریگانم.

14:48.179 --> 14:50.306
‫میتونی این کلمه رو تو یه جمله استفاده کنی؟

14:50.806 --> 14:53.392
‫'محله آقای رابینسون' و 'گومبی'.

14:53.476 --> 14:55.561
‫من عاشق گومبی بودم. اون
‫یه چیز خیلی لانگ آیلندیه...

14:55.645 --> 14:58.314
‫من یه اجرای گومبی هم داشتم، در واقع.

14:58.397 --> 15:01.025
‫من گومبی ام، لعنتی. با من اینطوری حرف نزن!

15:01.108 --> 15:02.985
‫من عاشق ولوت جونز بودم.

15:03.069 --> 15:04.278
‫من میخوام یه هرزه باشم.

15:04.362 --> 15:06.280
‫هر تقلیدی، علی...

15:06.864 --> 15:08.824
‫من بزرگترین مبارز تمام تاریخم.

15:08.908 --> 15:10.076
‫کازبی...

15:10.159 --> 15:12.286
‫واسه همینه که نوشیدنی گرفتم.

15:12.370 --> 15:14.497
‫جیمز براون، 'جکوزی افراد مشهور'.

15:14.580 --> 15:17.124
‫هی! تو جکوزی خیلی گرمه

15:17.208 --> 15:18.376
‫خودمو سوزوندم

15:18.459 --> 15:20.461
‫اون غرق شخصیت میشد،

15:20.544 --> 15:24.590
‫مثل دانا کاروی یا مایک
‫مایرز، تو اون سطح، درسته؟

15:24.674 --> 15:26.175
‫اوه پسر! اوه! آخ!

15:26.258 --> 15:27.927
‫آه!

15:28.010 --> 15:32.556
‫و در عین حال، میتونه
‫مثل بیل موری خودش باشه.

15:32.640 --> 15:35.393
‫تو سال 1981، یه تحصیلات
‫خوب به همون اندازه مهمه

15:35.476 --> 15:37.478
‫که یه سطل استفراغ گرم همستر.

15:38.062 --> 15:42.316
‫خیلی کم پیش میاد کسی هر
‫دو تا حرکت رو داشته باشه.

15:42.400 --> 15:47.738
‫وقتی هشت سالم بود... یه شب تا دیروقت
‫بیدار بودم، و یادمه داشتم تماشا میکردم.

15:47.822 --> 15:52.076
‫یادم نیست چه قسمتی بود،
‫فقط یادمه، مثلا، تموم شد.

15:52.159 --> 15:54.412
‫از خنده ریسه میرفتم. این
‫یارو خیلی خنده دار بود.

15:54.495 --> 15:57.039
‫و این یه جورایی تبدیل شد
‫به یه عادت برای من و مادرم،

15:57.123 --> 15:59.709
‫که اون منو آخر شب های شنبه بیدار میکرد،

15:59.792 --> 16:01.794
‫و می گفتن، 'اون پسره که دوستش داری اومد.'

16:01.877 --> 16:03.838
‫و اون اولین چیزی بود که
‫باعث شد با هم صمیمی بشیم.

16:03.921 --> 16:07.133
‫یادمه چیزی که واقعاً من رو
‫تحت تأثیر قرار داد این بود که

16:07.216 --> 16:09.385
‫تقریباً لازم نبود چیزی بگه.

16:10.094 --> 16:11.262
‫و خنده دار بود.

16:14.015 --> 16:16.434
‫وقتی گریم سفید می کنه و لباس می پوشه،

16:16.517 --> 16:18.894
‫و میره بیرون تو خیابون،

16:18.978 --> 16:22.857
‫و درباره اینکه مرد سفیدپوست
‫بودن تو دنیا چه حسی داره، نظر میده…

16:35.077 --> 16:37.913
‫من این طوری بودم که اوه... محشره

16:38.664 --> 16:40.415
‫من 19 سالم بود.

16:40.499 --> 16:42.876
‫خب، اون سال های دانشگاه من بود، من…

16:42.960 --> 16:46.505
‫برنامه 'پخش زنده شنبه شب'
‫مثل هاروارد برای بازیگران کمدیه.

16:46.588 --> 16:48.006
‫تو واقعاً یه اعجوبه ای.

16:48.090 --> 16:49.341
‫خیلی ممنون، فرانک.

16:49.424 --> 16:52.761
‫و وقتی برای اولین بار نقش استیو
‫واندر رو بازی کردم، اونا گفتن…

16:52.845 --> 16:54.888
‫'اوه، این خیلی بی رحمانه است.
‫چطور می تونه این کارو بکنه؟'

16:54.972 --> 16:57.057
‫'خنده دار بود، اما خیلی بی رحمانه بود.'

16:57.141 --> 17:00.519
‫و وقتی استیو اومد به برنامه 'پخش
‫زنده شنبه شب'، دیگه این حرفو نزدن.

17:00.602 --> 17:03.230
‫خیلی نادره که استیو به برنامه
‫'پخش زنده شنبه شب' بیاد.

17:03.313 --> 17:04.773
‫خیلی خنده داره.

17:05.524 --> 17:07.651
‫این بدترین تقلید صدای استیو
‫واندر بود که تا حالا دیدم…

17:07.651 --> 17:08.986
‫مشکلش چیه؟

17:15.325 --> 17:17.077
‫شاید شش ماه اول،

17:17.161 --> 17:19.788
‫هنوز تو اتاق خودم تو خونه مادرم بودم.

17:19.872 --> 17:22.541
‫من با همون آرایش از برنامه برمی گشتم خونه،

17:22.624 --> 17:26.795
‫چون فکر می کردم مردم تو قطار منو
‫می بینن و می فهمن که تو تلویزیون بودم.

17:26.879 --> 17:28.297
‫اونا نمی دونن تو تو تلویزیونی.

17:28.380 --> 17:31.675
‫فقط شبیه یه بچه ای هستی
‫که تو قطار آرایش کرده.

17:31.758 --> 17:35.387
‫دیدن ادی تو 'پخش زنده شنبه شب'، لاغر…

17:35.888 --> 17:38.891
‫اون موقع است که کمدین ها از همه
‫خطرناک تر میشن، وقتی لاغر میشیم.

17:38.974 --> 17:41.560
‫وقتی هیچی غذا نخوردیم.
‫اون هنوز هیچی نخورده.

17:41.643 --> 17:43.854
‫اون فقط لاغر و خیلی خنده داره.

17:44.980 --> 17:50.569
‫اولین ملاقات واقعی ما تو یه استیک
‫فروشی نزدیک 'پخش زنده شنبه شب' بود.

17:50.652 --> 17:53.739
‫می خواستم باهاش درباره
‫حرفه بازیگری صحبت کنم.

17:54.948 --> 17:57.993
‫'این عالیه. کاری که داری
‫می کنی فوق العاده است.'

17:58.535 --> 18:01.622
‫'یه فرصت دیگه هم برات وجود داره.'

18:01.705 --> 18:04.833
‫'نه به جای این، بلکه علاوه
‫بر این. این زیبایی ماجراست.'

18:05.417 --> 18:09.046
‫جف کاتزنبرگ رئیس تولید در پارامونت بود.

18:09.129 --> 18:10.380
‫اون یه جورایی جوون ترین فرد اونجا بود.

18:10.464 --> 18:13.926
‫دو هفته اول فیلم '48 ساعت'،
‫می خواستن منو اخراج کنن

18:14.009 --> 18:16.053
‫چون می گفتن، 'این جواب نمیده.'

18:16.136 --> 18:20.307
‫و کاتزنبرگ بهشون گفت، 'نه.
‫اخراجش نکنید. یه چیزی توش هست.'

18:20.390 --> 18:21.558
‫و منو اخراج نکردن.

18:21.642 --> 18:23.477
‫از اون موقع تا حالا با هم خوب بودیم.

18:24.686 --> 18:27.439
‫وقتی فیلم '48 ساعت' اکران
‫شد، فکر کردم یه فیلم موفقه.

18:27.522 --> 18:30.776
‫فکر نمی کردم که قراره تو فیلم ها بازی کنم.

18:30.859 --> 18:33.570
‫روکسان

18:33.654 --> 18:36.782
‫تو اون صحنه اول، یه مرد سیاه
‫پوست داره آهنگ 'روکسان' رو می خونه

18:36.865 --> 18:38.700
‫انگار که یکی از اعضای گروه سوپریمز باشه.

18:38.784 --> 18:41.954
‫- روکس... چراغ قرمز رو روشن کن - هاموند.

18:42.037 --> 18:44.581
‫جوری داره میخونه انگار داره
‫برای امریکن آیدل تست میده.

18:45.165 --> 18:48.252
‫این همچنین لحظه ای است برای
‫برافراشتن پرچم در یک فرهنگ و گفتن...

18:48.335 --> 18:49.211
‫هاموند!

18:49.294 --> 18:51.672
‫'من همه این چیزها
‫هستم. من نسل بعدی هستم.'

18:51.755 --> 18:53.048
‫شکمم داره قار و قور میکنه.

18:53.131 --> 18:55.050
‫- بهتره بریم یه چیزی برداریم...
‫- ما وقتی غذا می خوریم که من میگم.

18:55.133 --> 18:56.343
‫هی، این دیگه مزخرفه.

18:56.426 --> 18:58.845
‫این دیگه آخرین اخطاره،
‫باشه؟ من الان غذا می خوام.

18:58.929 --> 19:01.056
‫اگه خوشت نمیاد، منو برگردون به زندان ایالتی

19:01.056 --> 19:02.849
‫و با شکم گرسنه و سیاهم خداحافظی کن.

19:02.933 --> 19:06.228
‫وقتی فیلم '48 ساعت' اومد، یه چیز جدید بود.

19:06.311 --> 19:09.815
‫بازیگر سیاه پوست در
‫فیلم ها نقش مکمل رو داشت.

19:10.482 --> 19:12.859
‫اما وقتی شروع به تماشای فیلم می کنی،

19:12.943 --> 19:15.320
‫انگار بدون این یارو نمی
‫تونه هیچ کاری انجام بده.

19:15.404 --> 19:17.030
‫'حرکت بعدی ما چیه، زندانی؟'

19:17.114 --> 19:18.615
‫'حالا چیکار کنیم، زندانی؟'

19:19.241 --> 19:22.577
‫معلومه که این یه شب طولانی
‫و لعنتی خواهد بود، زندانی.

19:22.661 --> 19:27.582
‫لحظه متعالی ادی مورفی
‫صحنه بار در '48 ساعت' است.

19:28.166 --> 19:30.002
‫تو دیگه چه جور پلیسی هستی؟

19:31.003 --> 19:33.839
‫می دونی من کی هستم؟ من
‫بدترین کابوس لعنتی تو هستم، مرد.

19:33.922 --> 19:35.090
‫من یه سیاه پوستم با نشان.

19:35.173 --> 19:38.552
‫یعنی هر وقت دلم بخواد
‫اجازه دارم حالتو بگیرم.

19:38.635 --> 19:43.348
‫از نظر مفهومی، دیدن یه جوون سیاه
‫پوست که اینو میگه، مثل یه آهنگ هیت میمونه.

19:43.432 --> 19:45.058
‫فقط اون... فقط اون صحنه.

19:45.892 --> 19:48.854
‫دلیل اینکه کارای من اینجوری گل کرد...

19:48.937 --> 19:51.315
‫و من می خوام بقیه شما
‫کابوی ها یه چیزی بدونید.

19:51.398 --> 19:52.774
‫یه کلانتر جدید تو شهر اومده.

19:52.858 --> 19:56.361
‫به این خاطره که اونا هرگز یه
‫جوون سیاه پوست رو ندیده بودن

19:56.445 --> 19:58.822
‫که بره و تو دنیای سفیدپوستا
‫مسئولیت رو به عهده بگیره.

19:58.905 --> 20:00.741
‫و اسمش رجی هاموند است.

20:01.283 --> 20:02.409
‫شماها خونسرد باشین.

20:05.537 --> 20:10.375
‫من وقتی وارد این کار شدم که هنوز
‫افسانه های قدیمی هالیوود زنده بودن،

20:10.459 --> 20:13.420
‫و من تونستم با یه سری از اون
‫آدما، اون آدمای واقعی، ملاقات کنم،

20:13.503 --> 20:18.383
‫اون آدمای فوق العاده با استعداد هالیوود که
‫یه جورایی یه حرفه طولانی 50 ساله داشتن،

20:18.467 --> 20:20.344
‫چون اونا در مورد من کنجکاو بودن.

20:20.427 --> 20:23.263
‫اونا می گفتن، 'هی، من می خوام
‫با اون کاکا سیاه ناهار بخورم.'

20:25.057 --> 20:29.770
‫من با براندو و چارلتون هستون، سیناترا
‫ملاقات کردم. من با همه اون آدما ملاقات کردم.

20:30.771 --> 20:32.731
‫از طریق تماس اونا با مدیر برنامه های من.

20:32.814 --> 20:37.486
‫این مثل این می مونه که من الان...
‫اگه یه بازیگر 22 ساله یه فیلم بازی کنه،

20:37.569 --> 20:41.990
‫و من بگم، 'هی، من می خوام ناهار
‫بخورم... من می خوام با اونا ناهار بخورم.'

20:42.074 --> 20:43.533
‫این اتفاق هرگز نمی افته.

20:45.202 --> 20:48.038
‫من تصور می کنم برای
‫این ستاره های قدیمی سینما،

20:48.121 --> 20:51.083
‫اون نماد تغییر گارد بود.

20:51.166 --> 20:53.585
‫تجارت نمایش داشت یه چیز دیگه ای می شد.

20:54.336 --> 20:56.129
‫اون در خط مقدم اون بود.

20:56.213 --> 20:59.674
‫اگه یه ستاره قدیمی سینما باشی،
‫می بینی که آدما میان و میرن.

20:59.758 --> 21:02.219
‫'این یکی یه دقیقه معروفه، یه دقیقه سرد.'

21:02.302 --> 21:05.138
‫اما مرد، اون طوری به نظر می
‫رسید که انگار دقیقا همون جاییه که...

21:05.222 --> 21:08.725
‫اون طوری به نظر می رسید که انگار
‫اون قرار ملاقات با سرنوشت رو داره.

21:08.809 --> 21:12.729
‫و هر کسی که تا حالا سوار اون قطار
‫شده بود، دقیقا می دونست به چی نگاه می کنه.

21:12.813 --> 21:15.690
‫معلومه که می خوای با یه
‫همچین آدمی ملاقات کنی.

21:16.275 --> 21:19.569
‫ستاره بودن اونم توو 19 سالگی

21:19.653 --> 21:24.324
‫قبل از اکران فیلم 48 ساعت.
‫ما با ادی یک قرارداد واسه چند تا فیلم بستیم

21:24.408 --> 21:27.286
‫و، می دونی، اون موقع، بی سابقه بود.

21:27.370 --> 21:28.788
‫داری کلی پول در میاری.

21:28.871 --> 21:32.458
‫اون یه مصاحبه با جانی کارسون
‫انجام داد. جانی میگه، 'خب، ادی، بهم بگو،

21:32.542 --> 21:34.168
‫با پولت چی خریدی؟'

21:34.252 --> 21:37.171
‫حالا، میری بیرون و واقعاً...
‫حسابی ولخرجی می کنی،

21:37.255 --> 21:38.839
‫یا پس اندازش می کنی، یا...

21:38.923 --> 21:41.259
‫چطوری با این قضیه کنار میای؟

21:43.052 --> 21:45.096
‫"هی، آموس. یه نگاه به اون کت بنداز!"

21:46.931 --> 21:48.724
‫نه، من نمی گفتم...

21:49.350 --> 21:55.022
‫جفری کاتزنبرگ یه فیلمنامه برام می
‫فرسته، و من اساساً 'جابه‌جایی' رو می خونم.

21:55.106 --> 21:56.732
‫من نفهمیدم...

21:59.026 --> 22:01.988
‫تا اینکه... حدود دو هفته قبل از فیلمبرداری،

22:02.071 --> 22:05.032
‫که در واقع، فیلمنامه برای

22:05.116 --> 22:08.327
‫ریچارد پرایور و جین وایلدر نوشته شده بود،

22:08.411 --> 22:11.497
‫که چند تا فیلم رفاقتی
‫ساختن که خیلی موفق شدن.

22:11.581 --> 22:13.165
‫و ریچارد...

22:15.418 --> 22:16.752
‫خودش رو به آتش کشید.

22:16.836 --> 22:21.173
‫ریچارد پرایور، کمدین و نویسنده،
‫در یک حادثه به شدت سوخت

22:21.257 --> 22:23.509
‫شب گذشته در خانه اش در کالیفرنیا.

22:23.593 --> 22:26.596
‫پرایور به پزشکانش گفته
‫که از اتر استفاده می کرده

22:26.679 --> 22:30.433
‫برای خالص کردن یه مقدار کوکائین
‫که مخلوط توی صورتش منفجر شده.

22:30.516 --> 22:34.729
‫و جف گفت، 'می خوام که
‫ادی مورفی رو در نظر بگیری.'

22:35.229 --> 22:38.274
‫و من، البته، گفتم، 'کی؟'

22:41.944 --> 22:43.321
‫مشکلی هست، افسران؟

22:44.405 --> 22:48.576
‫از همون لحظات اول که ادی
‫داشت از خیابون میومد پایین

22:49.577 --> 22:51.996
‫با اون اداهای آدم نابینا...

22:52.079 --> 22:53.164
‫من می بینم!

22:53.873 --> 22:54.790
‫من می بینم!

22:54.874 --> 22:56.626
‫من من... من می تونم... من پا دارم!

22:56.709 --> 23:01.172
‫به نظر من، این نزدیک
‫ترین فیلم به یه فیلم بی نقصه.

23:01.255 --> 23:03.966
‫و فکر می کنم همه ما حسش کردیم و دیدیمش.

23:07.345 --> 23:10.598
‫من چند شب پیش با دوستام
‫رفتم فیلم 'جابه‌جایی' رو ببینم.

23:10.681 --> 23:14.727
‫- شنیدم خیلی خوبه.
‫- با بازی ادی مورفی و دن آیکروید.

23:14.810 --> 23:16.979
‫و میری توی سینما و شروع می کنی به خندیدن،

23:17.063 --> 23:19.857
‫و بعد اونا از اون چیزی
‫که می خوای باحال تر میشن.

23:19.940 --> 23:22.610
‫درسته؟ منظورم اینه که، از اون
‫چیزی که می خوای باحال تره، و تو...

23:23.235 --> 23:25.446
‫تو اون رو دیدی.

23:25.529 --> 23:27.531
‫- اونا واقعاً باحالن.
‫- آره. هی.

23:29.825 --> 23:31.160
‫ولی خیلی خنده داره، مرد.

23:31.243 --> 23:33.704
‫- این چیزیه که من می شنوم.
‫- آره. من می خوام بکشمش.

23:33.788 --> 23:35.289
‫ما یه استراحت می کنیم.

23:35.373 --> 23:41.879
‫ریچارد پرایور خنده دارترین کمدین
‫استندآپ در تاریخ این هنر است.

23:41.962 --> 23:44.256
‫چند نفر تا حالا اسم فری بیس رو شنیدن؟

23:44.340 --> 23:47.093
‫تا حالا شنیدی کسی منفجر بشه؟

23:48.594 --> 23:49.637
‫چرا من؟

23:51.389 --> 23:54.392
‫ده میلیون حرومزاده فری بیس
‫می کنن. من باید منفجر بشم.

23:55.601 --> 23:56.602
‫اخیراً،

23:57.978 --> 24:00.189
‫چپل توی اون دنیاییه که، مثلاً،

24:00.272 --> 24:05.111
‫یه جور خاصی انگشتش رو روش
‫گذاشته و درک درستی از مخاطب داره.

24:05.194 --> 24:06.487
‫و اون خیلی باهوشه.

24:07.113 --> 24:09.365
‫و او واقعا... او به معنای واقعی کلمه...

24:09.448 --> 24:10.825
‫همه رو به وجد آورد.

24:10.908 --> 24:12.576
‫کمدی یک شکل هنری است.

24:13.077 --> 24:17.248
‫البته تو دست هر کسی نیست، ولی مرد،
‫اونایی که اینجوری باهاش برخورد میکنن،

24:17.331 --> 24:19.709
‫اونا به معنای واقعی کلمه
‫ارتعاش دارن، به نظرم...

24:20.501 --> 24:24.213
‫میتونم اینطور استدلال کنم که
‫یکی از بالاترین فرکانس های هنریه.

24:24.296 --> 24:29.635
‫و ادی، هر مهارت و استعدادی که فکرشو بکنی
‫یه کمدین بهش نیاز داره رو به وفور داره.

24:30.344 --> 24:33.723
‫میدونی، من به اجرای استندآپ ادامه دادم،
‫حتی با اینکه فیلم بازی میکردم و این چیزا.

24:33.806 --> 24:36.642
‫دعواهایی که هیچکس خونه
‫نیست و کلی خواهر برادر هست،

24:36.726 --> 24:37.893
‫و تو سعی میکنی اونارو بکشی.

24:38.394 --> 24:41.647
‫با چاقو دور خونه میدویدی و میگفتی...

24:41.731 --> 24:44.650
‫اگه تو فیلادلفیا فیلمبرداری داشته باشم،
‫وقتی داشتیم 'جابه‌جایی' رو میساختیم،

24:44.734 --> 24:46.694
‫میتونم برم 'کمدی ورکس' و تمرین کنم.

24:46.777 --> 24:52.158
‫و 'دیوانه' بیشتر چیزاییه که
‫تو این سالها جمع کرده بودم.

24:54.285 --> 24:57.872
‫'دیوانه' یه انرژی خاصی داشت،
‫یه انرژی جنون آمیز دورش بود.

24:57.955 --> 25:00.541
‫و واقعا یه جورایی حس و
‫حال یه کنسرت راک رو داشت.

25:01.208 --> 25:03.461
‫به خاطر همینه که کت و شلوار
‫چرمی و این چیزا پوشیده بودم،

25:03.544 --> 25:05.296
‫سعی میکردم مثل الویس اینور و اونور برم.

25:05.880 --> 25:07.173
‫ادی مورفی!

25:11.635 --> 25:15.431
‫اون طرز نگاه ما به کمدی رو تغییر داد.

25:15.514 --> 25:17.975
‫کمدین ها معمولا جذاب نیستن.

25:18.058 --> 25:21.604
‫مخصوصا، اگه بخوایم سنتی
‫صحبت کنیم، تا اون موقع.

25:21.687 --> 25:25.316
‫خیلی ناجورن. بعضی وقتا یه جورایی وحشی ان.

25:25.900 --> 25:27.902
‫خانم ها عاشقش بودن.

25:27.985 --> 25:30.613
‫و میدونی، حس میکنم روش کراش داشتم

25:30.696 --> 25:32.948
‫تو کل این مدت، میدونی.

25:33.032 --> 25:36.118
‫و شاید از همونجا شروع شد،
‫با اون کت و شلوار چرمی قرمز.

25:36.202 --> 25:38.037
‫فوق العاده بود.

25:38.579 --> 25:42.124
‫واضحه که اون تو اون لباس
‫چرمی قرمز، جذاب ترین آدم دنیا بود.

25:42.208 --> 25:43.250
‫ولی آخه چرا؟

25:43.834 --> 25:45.544
‫اون چرم قرمز افتضاح بود.

25:45.628 --> 25:47.213
‫ولی همین باعث شده بود خیلی عالی باشه.

25:47.963 --> 25:50.674
‫و مهم نبود چه اتفاقی داشت می افتاد،
‫وقتی مرد بستنی میومد، همه چی متوقف میشد.

25:50.758 --> 25:53.219
‫داشتی تیله بازی میکردی
‫و اینا، که یهو میشنیدی...

25:56.430 --> 25:58.724
‫بستنی!

25:58.808 --> 26:02.478
‫بستنی! مرد بستنی داره میاد!

26:02.561 --> 26:06.732
‫بابام کل دوران بچگیم تو 'بریرز
‫آیس کریم' کار میکرد، ما یه...

26:06.816 --> 26:09.819
‫انقدر بستنی داشتیم که اصلا دیگه نمیخوردیم.

26:09.902 --> 26:12.822
‫مثلا مجبور بودی بستنی رو بندازی
‫دور، چون فریزر سوخته میشد.

26:14.031 --> 26:17.368
‫ولی اولش... من تا 13 سالگی به فکر
‫وارد شدن به شو بیزینس نیفتاده بودم

26:17.451 --> 26:19.578
‫یا کمدین شدن.

26:19.662 --> 26:24.416
‫تا قبل از اون، من... میخواستم یه
‫کامیون بستنی 'مستر سافتیز' داشته باشم.

26:24.500 --> 26:26.335
‫میخوای یه لیس بزنی؟ سرکاری.

26:26.418 --> 26:28.838
‫بستنی میخوای؟ بستنی میخوای؟

26:28.921 --> 26:33.467
‫اون ایده اجرای شخصیت روی
‫صحنه رو به بالاترین سطح ممکن رسوند.

26:33.551 --> 26:34.552
‫نمیتونی...

26:38.556 --> 26:43.185
‫وقتی ادی مورفی یه داستان تعریف
‫میکرد، حس میکردی خودت اونجا بودی.

26:43.269 --> 26:45.896
‫مادرم مثل کلینت ایستوود بود، فقط با دمپایی.

26:47.022 --> 26:49.692
‫اگه گند میزدی، مادرم
‫میومد تو اتاق و میگفت...

26:55.406 --> 26:58.826
‫وقتی منو تو 'دیوانه' میبینی که دارم
‫درباره خونوادم و اینا حرف میزنم،

26:58.909 --> 27:01.203
‫این بعد از سال ها و سال ها انجام دادنش است.

27:01.287 --> 27:03.747
‫چرا بستنی رو از روی زمین خوردی؟

27:04.498 --> 27:05.875
‫من اصلا بستنی نخوردم...

27:07.751 --> 27:10.045
‫استندآپ، همونطور که میدونید، صمیمیه.

27:10.129 --> 27:13.799
‫پدرم وسط بساط کباب پامیشد
‫و میگفت: 'این خونه منه.'

27:15.384 --> 27:16.510
‫'میدونید چیه.'

27:16.594 --> 27:19.388
‫'و اگه خوشتون نمیاد،
‫گورتونو گم کنید برید بیرون.'

27:19.471 --> 27:21.640
‫میتونستم توی مدیسون اسکوئر گاردن باشم،

27:21.724 --> 27:23.642
‫ولی وقتی شروع کردم به
‫تقلید بابام وقتی مست بود،

27:24.435 --> 27:27.980
‫میتونستی صدای خنده مادرم رو
‫توی جمعیت 20000 نفری بشنوی.

27:28.063 --> 27:29.773
‫'و هی...'

27:29.857 --> 27:31.650
‫'اگه خوشت نمیاد، برو به جهنم.'

27:33.068 --> 27:36.780
‫و چیزایی که درباره پدرم میگفتم
‫باعث شد پدرم دیگه نوشیدنی نخوره.

27:36.864 --> 27:40.284
‫اون میگفت: 'من این شکلی ام؟'
‫منم میگفتم: 'آره، این شکلی هستی.'

27:40.367 --> 27:42.202
‫اون دیگه... دیگه نوشیدنی نخورد.

27:42.286 --> 27:45.915
‫من یه طرفدار بزرگ ادی مورفی بودم... بخاطر،

27:45.998 --> 27:50.085
‫میدونی، شرک، دکتر دولیتل، و
‫همه این چیزا وقتی 8 سالم بود.

27:50.169 --> 27:53.380
‫و پدرم تو 11 سپتامبر فوت کرد.

27:53.464 --> 27:58.719
‫مامانم منو برد به یه مغازه تو پاساژ
‫که دی وی دی و سی دی داشت،

27:58.802 --> 28:01.263
‫و ادی مورفی، دلیریوس، اونجا بود.

28:01.347 --> 28:04.516
‫من گفتم: 'این چیه؟ باحال به نظر
‫میرسه، و میتونه سرگرم کننده باشه.'

28:04.600 --> 28:06.435
‫ما داشتیم، مثلا، اون...

28:06.518 --> 28:11.690
‫مثل یه سابربن قدیمی بود که اون
‫دی وی دی پلیرهای تاشو رو داشت.

28:11.774 --> 28:14.276
‫و، آم، بلافاصله، میدونی،

28:14.360 --> 28:17.780
‫'گمشو، خفه شو...' میدونی، 'لعنت به تو.'

28:17.863 --> 28:20.532
‫و مامانم گفت: 'اوه، چی خریدی؟'

28:21.033 --> 28:23.369
‫و من از خنده ریسه میرفتم.

28:23.452 --> 28:26.789
‫و اون گفت، 'تو نمیتونی این
‫یا هیچکدوم از اینا رو ببینی.'

28:26.872 --> 28:32.336
‫و من گفتم: 'خواهش میکنم.' من دارم میخندم.
‫و فکر کنم دید که دارم لذت میبرم.

28:32.419 --> 28:35.172
‫و... تو زمانی که واقعا نبودم.

28:35.923 --> 28:38.759
‫و اون گفت، 'تو میتونی این چیزا رو ببینی

28:38.842 --> 28:42.221
‫به شرطی که تکرارشون نکنی یا به کسی نگی.'

28:42.721 --> 28:46.850
‫و این یه جور پیمان کوچیکی بود که بستیم.
‫و اون منو به روی همه چیز باز کرد.

28:47.434 --> 28:51.480
‫اگه من لبرون جیمز باشم، اون
‫پوستر مایکل جردن روی دیوارم بود.

28:51.563 --> 28:54.108
‫میدونی، چیزی که ریچارد
‫پرایور میتونست برای اون باشه...

28:54.191 --> 28:56.652
‫و من کارای ریچارد پرایور
‫رو میدونستم، ولی ریچارد...

28:56.735 --> 28:59.321
‫من تا وقتی بزرگتر نشدم
‫از کارش قدردانی نکردم.

28:59.405 --> 29:03.117
‫ادی برای من آماده به کار بود.
‫روحیه نحوه اجراش،

29:03.200 --> 29:05.077
‫تقلیدها، مسخره بازیاش.

29:05.160 --> 29:07.663
‫اون یکی پسره اونجا چند سالشه؟

29:07.746 --> 29:09.289
‫اوه، حالا دیگه گند زدید.

29:10.249 --> 29:13.711
‫فکر کردید من میخوام اینجوری بگم،
‫'اوکی'، و همه اون مزخرفات، درسته؟

29:13.794 --> 29:16.505
‫نمیدونستید میخوام بگم،
‫'کیرای ما اینقدر بزرگه!'

29:19.174 --> 29:21.010
‫اون بچه قراره اینجوری از خواب بیدار شه،

29:21.093 --> 29:23.387
‫'کیرای سیاهپوستا دارن
‫میان منو بگیرن، مامان!'

29:24.138 --> 29:25.931
‫ریچارد، وقتی میخونی چه حسی داری،

29:26.015 --> 29:28.892
‫'ادی مورفی قراره یه
‫ریچارد پرایور دیگه بشه'؟

29:28.976 --> 29:31.520
‫یا، 'مراقب باش ریچارد
‫پرایور، ادی مورفی داره میاد'؟

29:31.603 --> 29:32.521
‫عصبانی.

29:32.604 --> 29:33.939
‫آره.

29:34.023 --> 29:37.401
‫می دونی، نه، خوشم نمیاد.
‫اصلا ازش خوشم نمیاد.

29:37.484 --> 29:40.320
‫مردم میگن اون ریچارد پرایور جدیده.

29:40.404 --> 29:42.072
‫داری راجع به چی زر میزنی؟

29:42.156 --> 29:45.409
‫ریچارد اینجاست، و هیچوقت یه
‫ریچارد پرایور جدید وجود نخواهد داشت.

29:45.492 --> 29:47.327
‫یه مرد دیگه خواهد بود.

29:47.411 --> 29:48.704
‫اون سندروم،

29:49.455 --> 29:51.248
‫اون تمایل به در انداختن

29:52.750 --> 29:54.585
‫سیاهپوستا به جون همدیگه

29:54.668 --> 29:57.379
‫و اینطور نشون دادن که انگار
‫فقط یه فرصت وجود داره...

29:59.048 --> 30:00.883
‫و اگه یکی از شماها بخوادش،

30:00.966 --> 30:04.470
‫باید برین تو کولوسئوم و اون
‫یکی رو نابود کنین. میدونی؟

30:04.553 --> 30:07.389
‫هیچ دو تا کمدین
‫سفیدپوستی، منظورم اینه که...

30:08.098 --> 30:09.308
‫بذارین اینجوری بگم.

30:09.391 --> 30:15.314
‫جف راس و هاوی ماندل
‫هیچوقت به این فکر نکردن که

30:15.397 --> 30:17.357
‫یا منم یا اون.

30:18.108 --> 30:22.362
‫این حرفا رو از کجا میاری؟
‫'همه جا هست. یا منم یا اون. میدونم.'

30:22.446 --> 30:25.741
‫و قضیه همین بود. سال
‫ها اینجوری بود، میدونی...

30:25.824 --> 30:29.703
‫یکی یکی به دست میاوردن، میدونی،

30:30.412 --> 30:32.790
‫محبوبیت عمومی و تو فیلم
‫های بزرگ بازی میکردن.

30:32.873 --> 30:35.584
‫تو دهه 60، سیدنی پواتیه بود.

30:35.667 --> 30:39.546
‫بعدش ریچارد تنها کسی بود که مرد شد.

30:39.630 --> 30:44.218
‫و اون تنها سیاهپوستی بود
‫که یه مدت تو بیشتر فیلما بود.

30:44.301 --> 30:47.763
‫بعد از من، سیل بندها شکسته شد.

30:49.932 --> 30:53.102
‫ادی مورفی یه ستاره در
‫حال ظهور به حساب میومد.

30:53.185 --> 30:57.022
‫ولی تو اون روزا، یه
‫بازیگر آفریقایی-آمریکایی

30:57.106 --> 31:01.443
‫هیچوقت بیشتر از 20 یا
‫25 میلیون دلار فروش نداشت.

31:01.527 --> 31:03.862
‫و اون ریچارد پرایور بود، به تنهایی.

31:04.863 --> 31:08.367
‫بنابراین ریسک بزرگی بود که ادی
‫مورفی رو تو پلیس بورلی هیلز بذارن.

31:08.450 --> 31:11.286
‫ما دیگه گول موز تو اگزوز رو نمیخوریم.

31:11.370 --> 31:14.540
‫شما دیگه گول موز تو اگزوز رو نمیخورین؟

31:14.623 --> 31:17.042
‫باور عمومی این بود که جواب نمیده...

31:17.126 --> 31:19.294
‫- گورتو گم کن از اینجا.
‫- نه، نمیتونم.

31:19.962 --> 31:22.297
‫و بعد ببین چه بلایی سر فیلم اومد.

31:22.381 --> 31:24.800
‫به مدت 14 هفته شماره یک بود،

31:24.883 --> 31:26.218
‫که یه چیز بی سابقه است.

31:27.094 --> 31:29.513
‫من پلیس بورلی هیلز رو دیدم

31:29.596 --> 31:33.559
‫سه بار تو روزی که اکران شد.

31:34.685 --> 31:38.355
‫انگار که نمیخواستیم از سینما
‫بریم بیرون. 'هی، بیا دوباره ببینیمش.'

31:38.438 --> 31:41.859
‫'نه، بیا دوباره ببینیمش.'
‫من سه بار تو یه روز دیدمش.

31:43.527 --> 31:47.656
‫ادی مورفی تو اون فیلم از همه باهوش تر
‫بود. اون یه آدم زرنگ اهل دیترویت بود...

31:48.699 --> 31:52.536
‫و اون به معنای واقعی
‫کلمه از اون آدما جلو زد،

31:52.619 --> 31:54.454
‫نه فقط تو لحظه های خنده دار،

31:55.038 --> 31:59.209
‫بلکه تو لحظه ای که... تو استریپ
‫کلاب با اون مرداست، درسته؟

32:03.504 --> 32:05.006
‫و اون پیش خودش می‌گفت: «آره.»

32:05.757 --> 32:07.843
‫'اون پسره رو اونجا با اون ژاکت میبینی؟'

32:08.510 --> 32:10.554
‫'پوشیدن اون ژاکت یکم عجیبه، درسته؟'

32:11.096 --> 32:12.264
‫'مواظب پشت سرم باش.'

32:12.347 --> 32:14.558
‫- تو عوض شدی، مرد.
‫- دارم بهت میگم برگرد.

32:14.641 --> 32:17.436
‫اگه برنگردی، مغزتو میپاشونم بیرون.

32:19.813 --> 32:21.231
‫پلیس. تکون بخوری میکشمت.

32:22.274 --> 32:26.111
‫اگه اون صحنه رو ببینی، از هر
‫ستاره اکشنی که تا حالا دیدی بهتره.

32:26.653 --> 32:30.240
‫و نوع رفتارش با اون موضوع... و
‫درست قبلش، تو رو از خنده منفجر کرده بود.

32:30.324 --> 32:31.908
‫همه چی تحت کنترله.

32:34.995 --> 32:38.081
‫اینم ادی مورفی، تقریباً یهویی.

32:39.875 --> 32:43.962
‫یه صحنه تو فیلم پلیس بورلی هیلز هست
‫که اون داره تو خیابون رودئو قدم میزنه.

32:44.546 --> 32:46.757
‫از کنار اون آدمایی که
‫لباس چرمی پوشیدن رد میشه.

32:46.840 --> 32:48.258
‫شروع میکنه به خندیدن بهشون.

32:48.342 --> 32:52.179
‫با خودت فکر میکنی، 'داری به آدمایی
‫که لباس چرمی پوشیدن میخندی؟'

32:52.888 --> 32:55.932
‫و این کار ریاکارانه به نظر
‫نمیرسید، چون اون تو اون لحظه بود.

32:56.016 --> 32:58.894
‫این یه بازی واقعیه از نظر
‫اینکه اون شخصیت چه جور آدمیه.

32:58.977 --> 33:02.606
‫اما در واقع ادی مورفی داره
‫یه جورایی خودشو دست میندازه.

33:02.689 --> 33:05.067
‫منظورم اینه که تو اون لحظه
‫اتفاقات زیادی داره میفته.

33:05.150 --> 33:07.277
‫این یه لحظه خیلی پیچیده تو فرهنگ عامه است.

33:08.445 --> 33:10.197
‫چه زندگی ای داشتم.

33:13.408 --> 33:14.993
‫اوه، مرد.

33:15.077 --> 33:17.287
‫دریک لارنس. اون همون کسیه که...

33:17.371 --> 33:21.500
‫تو فیلم پلیس بورلی هیلز، یه صحنه
‫هست که من دارم تو خیابون راه میرم...

33:21.583 --> 33:24.336
‫و من شنیدم که خبرنگارا و بقیه مردم میگن...

33:24.419 --> 33:26.755
‫'آره، اون لحظه جالبیه

33:26.838 --> 33:30.092
‫چون ادی مورفی داره به ادی مورفی میخنده.'

33:30.175 --> 33:33.095
‫اصلاً اینطوری نیست. من به خودم نمیخندم.

33:33.178 --> 33:36.473
‫دریک یکی از اون آدما بود، و از کنارم رد شد.

33:36.556 --> 33:39.559
‫و وقتی داشت رد میشد، یه
‫قیافه عجیب غریبی گرفت.

33:39.643 --> 33:41.436
‫و من داشتم به اون قیافه
‫ای که اون گرفت میخندیدم.

33:41.520 --> 33:43.855
‫من به خودم نمیخندیدم.
‫من داشتم به دریک میخندیدم.

33:43.939 --> 33:45.190
‫و اون اینجاست.

33:45.982 --> 33:50.612
‫کاری که من آخرش انجام دادم، دیدگاه
‫نسبت به بازیگرای سیاه پوست رو تغییر داد.

33:50.696 --> 33:54.991
‫اونا منو دیدن، و موفقیت جهانی رو دیدن.

33:55.075 --> 33:59.162
‫و اونا با خودشون گفتن، 'هی... پس،
‫یه آدم سیاه پوست میتونه جهانی باشه؟'

33:59.246 --> 34:01.498
‫مثلاً، 'آره.'

34:01.581 --> 34:05.836
‫و اینجوریه که مورگان و دنزل و
‫همه اون آدما سر و کله شون پیدا میشه.

34:05.919 --> 34:08.422
‫اونا بعد از کارای من اومدن.

34:08.505 --> 34:10.549
‫سم، اسپایک لی، همه اونا.

34:12.092 --> 34:14.428
‫من اون زمینه روانی بودم

34:14.511 --> 34:18.849
‫که... برای همه اتفاقایی
‫که بعد از من افتاد لازم بود.

34:21.435 --> 34:24.479
‫فکر میکنم ادی بخشی از این موج...

34:24.563 --> 34:28.191
‫یه عطش تو فرهنگ برای
‫یه جور تجربه سیاه پوستی

34:28.275 --> 34:31.278
‫که مربوط به یه گروه از جوونایی میشد
‫که هنوز کسی ازشون حمایت نمیکرد.

34:31.361 --> 34:33.947
‫به جز مایکل جکسون،

34:34.072 --> 34:38.618
‫پرینس، ویتنی هیوستون و ادی، همه
‫یه جورایی اینطوری وارد صحنه شدن.

34:38.701 --> 34:42.038
‫و این چهار جوان
‫سیاهپوست دنیا رو تغییر دادن.

34:42.121 --> 34:44.666
‫نه فقط فرهنگ آمریکا،
‫اونا دنیا رو تغییر دادن.

34:44.749 --> 34:48.211
‫در حال حاضر در فیلمی به نام پلیس بورلی
‫هیلز بازی میکنه، لطفاً خوش آمد بگید به...

34:48.294 --> 34:50.004
‫ادی مورفی.

34:50.088 --> 34:53.216
‫ادی، موفقیتی که تو تو یه
‫دوره خیلی کوتاه به دست آوردی

34:53.299 --> 34:55.343
‫از اون چیزاییه که من...

34:55.426 --> 34:57.971
‫اصلاً یادم نمیاد این اتفاق
‫قبلاً برای کسی افتاده باشه.

34:58.555 --> 35:01.432
‫اون غالب شد، و همه ما اون رو میخواستیم.

35:02.392 --> 35:07.397
‫همه ما فیلم بزرگ و خنده دار رو میخواستیم،
‫و همه ما اون سبک زندگی رو میخواستیم.

35:08.106 --> 35:10.233
‫هیپ هاپ هنوز اصلاً چیزی نبود.

35:10.733 --> 35:13.528
‫ورزشکارا اون پولی رو که الان
‫درمیارن، اون موقع درنمیاوردن.

35:13.611 --> 35:16.906
‫ادی، تو اون زمان، تو یه
‫فضای خیلی خاصی نفس میکشید.

35:16.990 --> 35:19.701
‫ادی مورفی تقریباً یه هفته
‫است که تو بوفالو بوده.

35:19.784 --> 35:23.371
‫بیشتر اون زمان توی استودیوی
‫ضبط ریک جیمز سپری شد.

35:23.454 --> 35:26.916
‫قرار بود فقط آخر هفته برم برای ضبط آهنگ.

35:27.000 --> 35:31.546
‫توی خونه ریک برف گیر
‫کردم و حدود دو هفته موندم.

35:31.629 --> 35:34.799
‫دختر من همیشه میخواد مهمونی بگیره

35:34.882 --> 35:37.885
‫همیشه پارتی، همیشه پارتی.

35:37.969 --> 35:39.596
‫درباره حرفه موسیقی خودت بگو.

35:39.679 --> 35:42.724
‫چیزی که اتفاق می افته اینه که،
‫بعد از یه مدت، شروع می کنی به...

35:42.807 --> 35:46.853
‫فکر کنم غرورت دیوونه میشه، و میگی،
‫مثلا، 'من می تونم هر کاری انجام بدم.'

35:49.648 --> 35:51.900
‫و آدم هایی داری که برات کار می کنن،

35:51.983 --> 35:55.695
‫و حقوق می گیرن، پس شروع می کنن
‫به گفتن، 'تو می تونی هر کاری انجام بدی.'

35:58.072 --> 36:00.783
‫هیچکس به اندازه ما تو دهه ۸۰ خوش نگذروند.

36:01.576 --> 36:02.577
‫هیچکس.

36:04.745 --> 36:08.249
‫جشن تولد ۲۱ سالگی‌مو
‫توو "استودیو ۵۴" گرفتم.

36:09.417 --> 36:13.004
‫یول براینر از فیلم ده
‫فرمان، با زنش بود، و گفت:

36:13.087 --> 36:15.298
‫'دوست داری با من و زنم به آپارتمانم برگردی

36:15.381 --> 36:17.175
‫و مهمونی بگیریم؟'

36:17.258 --> 36:19.344
‫و من گفتم، 'نه، من خوبم. من...'

36:19.427 --> 36:22.764
‫و وقتی بزرگتر شدم فهمیدم،
‫گفتم، 'مهمونی؟ اون می خواست...'

36:22.847 --> 36:26.684
‫زنش داشت لبخند می زد. من گفتم،
‫'اون می خواست من با زنش بخوابم؟'

36:27.810 --> 36:29.437
‫به خودم گفتم چه غلطا...؟

36:29.520 --> 36:32.356
‫وقتی بزرگتر شدم بهش فکر
‫کردم و اینجوری بودم که...

36:32.940 --> 36:36.360
‫و حالا آرزو می کنم که رفته بودم.
‫داستان بهتر تموم می شد اگه، می دونی،

36:36.444 --> 36:39.238
‫'آره، من به خونه یول براینر
‫برگشتم و با زنش خوابیدم.'

36:39.322 --> 36:42.575
‫'اون داشت منو تماشا می کرد که داشتم زنشو
‫میکردم ...داشت می گفت، 'و غیره، و غیره...'

36:42.658 --> 36:45.203
‫و غیره، و غیره، و غیره.

36:47.079 --> 36:50.458
‫رفیق، این خیلی زیاده. ادی
‫مورفی بودن در دهه 80.

36:52.084 --> 36:55.588
‫خیلی زیاده. پوشیدن یه کت و
‫شلوار چرمی قرمز، مثلا، قبل از...

36:55.671 --> 36:57.965
‫این یه چیز خیلی عجیبه.

36:59.967 --> 37:02.887
‫صفحات همه قهوه ای هستن.
‫انگار میگه، 'تو چند سالته؟'

37:02.970 --> 37:05.848
‫انگار... وای خدای من،
‫به اون دندونا نگاه کن.

37:07.433 --> 37:11.687
‫'از کمدین استندآپ تا
‫نماد متفاوت پرده بزرگ.'

37:12.480 --> 37:15.274
‫این چیزیه که اونا گفتن. من
‫نگفتم. این چیزیه که اونا گفتن.

37:15.358 --> 37:17.902
‫همونجا ببین، 'نماد متفاوت پرده بزرگ.'

37:18.444 --> 37:22.198
‫وقتی ادی موفق شد، زندگی همه تغییر کرد.

37:22.281 --> 37:24.492
‫چارلی در ارتش بود.

37:25.368 --> 37:28.246
‫اون به خونه برگشت، و شروع کرد به
‫کار کردن به عنوان محافظ برای ادی.

37:28.329 --> 37:31.165
‫من شروع کردم به کار
‫کردن، می دونی، با برادرم.

37:31.249 --> 37:33.584
‫- تو محافظ بودی؟ - من رئیس محافظ ها بودم.

37:33.668 --> 37:35.378
‫چیزی درباره محافظت می دونستی؟

37:35.461 --> 37:38.839
‫نه، من می دونستم که بهتره با برادرم در
‫نیوفتی، این تمام چیزی بود که می دونستم.

37:38.923 --> 37:40.424
‫همین... این تمام چیزی بود که می دونستم.

37:41.342 --> 37:45.096
‫وقتی این طرح رو توی
‫برنامه چپل انجام دادیم...

37:47.014 --> 37:49.600
‫"چارلی مورفی، داستان های واقعی هالیوود،"

37:49.684 --> 37:53.271
‫پیدایش اون زمانی بود که چارلی فقط داستان
‫های دیوانه وار رو موقع ناهار تعریف می کرد.

37:53.354 --> 37:56.315
‫ما داریم میریم بالا به قسمت VIP، می دونی.

37:56.857 --> 38:00.611
‫دارم اطرافمو نگاه می کنم و می بینم کی
‫اونجاست، و به دخترا و همه چی نگاه می کنم،

38:00.695 --> 38:03.281
‫و یه دفعه، شنیدم یکی گفت، 'چارلی مورفی!'

38:05.408 --> 38:07.743
‫کوکائین چه کوفتیه.

38:07.827 --> 38:10.454
‫اون طرح ریک جیمز توی برنامه چپل،

38:10.538 --> 38:13.207
‫یه چیز سورئال برای من
‫داشت وقتی که اونارو تماشا کردم

38:13.291 --> 38:15.334
‫چون فکر می کردم اونا خیلی خنده دارن.

38:15.418 --> 38:16.752
‫ولی بعدش گفتم...

38:16.836 --> 38:19.880
‫ولی این، مثلا، فقط یه شب توی زندگی منه.

38:19.964 --> 38:23.259
‫می دونی، این... و هر شب اونجوری بود.

38:25.595 --> 38:29.640
‫خنده داره، وقتی با ریک جیمز
‫و اونا توی دهه 80 می گشتم،

38:29.724 --> 38:32.727
‫وقتی شروع می کردم به دیدن آدم
‫های خاصی که وارد اتاق می شدن،

38:32.810 --> 38:34.895
‫و می دونی چه اتفاقی قراره بیفته،

38:34.979 --> 38:37.732
‫اونا آماده می شدن برن
‫یه اتاق دیگه... منم رفتم.

38:37.815 --> 38:39.150
‫من هیچوقت در این مورد کنجکاو نبودم.

38:39.233 --> 38:41.736
‫هیچوقت نخواستم برم اونجا،
‫چک کنم یا هیچ چیز دیگه.

38:41.819 --> 38:43.195
‫من فقط باهاش همراه نبودم.

38:43.279 --> 38:46.949
‫اگه یه وقت ادی رو بیرون ببینید، اون
‫کسی نیست که بخواد تو جمع خودنمایی کنه.

38:47.033 --> 38:50.703
‫خیلی درونگراست. اون
‫ته اتاق با یه نوشابه میشینه.

38:52.371 --> 38:55.207
‫وقتی 19 سالم بود، سال اولم
‫تو 'پخش زنده شنبه شب' بود،

38:55.291 --> 38:59.920
‫با جان بلوشی و رابین
‫ویلیامز رفتم یه بار بلوز.

39:00.421 --> 39:02.923
‫اونا یه کم کوکائین روی میز گذاشتن،

39:03.633 --> 39:06.761
‫و من اونجا وایساده بودم
‫با، می دونی، دو تا قهرمان.

39:08.721 --> 39:11.432
‫حتی کنجکاو هم نبودم. فقط باهاش همراه نبودم.

39:11.515 --> 39:16.937
‫من هیچوقت حتی کوکائین رو امتحان
‫نکردم یا لمس نکردم یا یه همچین چیزایی.

39:18.230 --> 39:20.858
‫من نوشیدنی نمی خورم. سیگار نمی کشم.

39:20.941 --> 39:26.364
‫من تا 30 سالگی لب به سیگاری نزدم...
‫اولین بار تو 30 سالگی سیگار کشیدم.

39:28.032 --> 39:32.119
‫اولین بار ادی مورفی رو
‫تو 'د کامیک استریپ' دیدم.

39:33.162 --> 39:35.998
‫فکر کنم یه کت و شلوار چرمی پوشیده بود،

39:36.082 --> 39:38.292
‫با کل خدم و حشمش.

39:38.376 --> 39:42.630
‫اونا اجازه می دادن اگه بعد از تموم شدن
‫نمایش صندلی ها رو جمع می کردم، برم روی صحنه.

39:42.713 --> 39:46.926
‫صاحب باشگاه منو به ادی معرفی کرد،

39:47.009 --> 39:50.471
‫و ادی گفت، 'کی میری روی صحنه؟'

39:51.180 --> 39:52.932
‫و من گفتم، 'امشب نوبت من نیست.'

39:53.015 --> 39:55.810
‫و بعد ادی گفت، 'خب، نفر بعدی تو میری.'

39:56.310 --> 39:59.313
‫و من اجرای خیلی خوبی
‫داشتم، و اون خیلی بلند خندید...

40:01.065 --> 40:04.151
‫اینکه راک می تونست با ادی حرف
‫بزنه، ما فقط اینجوری بودیم که،

40:04.235 --> 40:05.611
‫'بعدش چی گفت؟'

40:05.695 --> 40:07.613
‫'و بعد تو چی گفتی؟ و بعد...'

40:07.697 --> 40:10.491
‫می دونی، فقط... خیلی هیجان
‫انگیز... خیلی هیجان انگیز بود که...

40:10.574 --> 40:13.327
‫آره، اون... قطعا برای ما مثل الویس بود.

40:15.663 --> 40:18.040
‫من دقیقا باهاش بودم...

40:18.666 --> 40:20.960
‫از این تئاتر به اون تئاتر می رفتیم،

40:21.585 --> 40:23.879
‫تماشا می کردیم که تماشاگرا
‫به 'Raw' می خندیدن.

40:23.963 --> 40:26.841
‫منظورم اینه، 'Raw' یه... لعنتی...

40:27.341 --> 40:29.927
‫یه... منظورم اینه، 'Raw'... وای!

40:31.554 --> 40:34.765
‫خیلی از مردم از کشورهای دیگه
‫هستن که فیلم های منو می بینن و میان

40:34.849 --> 40:37.268
‫به ایالات متحده چون نیویورک
‫یه جورایی یه جای توریستیِ.

40:37.351 --> 40:40.396
‫و اونا HBO دارن، 'Delirious' رو
‫می بینن، و نمی تونن انگلیسی حرف بزنن،

40:40.479 --> 40:42.773
‫و سعی می کنن کار منو انجام بدن،
‫و تنها چیزی که دارن فحش هاست.

40:42.857 --> 40:46.402
‫من خارجیان زیادی از سرتاسر دنیا
‫دارم که میان و میگن، 'ادی مورفی!'

40:46.485 --> 40:47.486
‫'فاک یو!'

40:49.238 --> 40:52.324
‫اولین بار صداشو تو اتاق نشیمنمون شنیدم.

40:53.367 --> 40:55.119
‫'فاک یو، ادی!'

40:56.203 --> 41:00.541
‫و پدرم داشت 'Raw' رو
‫روی نوار VHS تماشا می کرد.

41:00.624 --> 41:03.419
‫و به نوارش دست نزنید.
‫'هیچکس به نوار من دست نزنه.'

41:03.502 --> 41:05.838
‫و بعدش دیگه قایمکی می دیدمش.

41:05.921 --> 41:09.300
‫منظورم اینه، ارتباطات، بیاین
‫روراست باشیم، منظورم اینه، ،

41:09.383 --> 41:11.802
‫من دوست دارم با کسی
‫در ارتباط باشم که عاشقشم،

41:11.886 --> 41:14.889
‫ولی من با هیچکس عشق بازی
‫نمی کنم. من میرم تو تخت...

41:15.473 --> 41:16.724
‫من میرم تو تخت...

41:18.058 --> 41:20.561
‫من میرم تو تخت... خب، بهش فکر کن.

41:20.644 --> 41:23.814
‫وقتی میری تو تخت، ترجیح
‫میدی یکی بگه، 'بیا عاشقی کنیم'؟

41:23.898 --> 41:26.901
‫یا پشت سرتو بگیره و بگه، 'منو حسابی بکن'؟

41:29.069 --> 41:32.364
‫به یه شکل عجیب، اون یه
‫جورایی همون کارکرد رو داشت

41:32.448 --> 41:35.159
‫تو ذهن یه بچه جوون که هیپ
‫هاپ داشت، از این نظر که،

41:35.242 --> 41:38.329
‫اون آهنگی که تو ماشین گوش
‫میدی قبل از اینکه بری تو جلسه،

41:38.412 --> 41:40.706
‫بهت اون حس برتری یا
‫اون اعتماد به نفس رو میده.

41:40.790 --> 41:42.041
‫ادی هم همینه.

41:42.124 --> 41:45.503
‫اون باعث میشد حس کنم
‫باحالم یا دلم بخواد باحال باشم.

41:45.586 --> 41:48.339
‫یا اینکه هیچوقت هیچی به
‫قهرمان کمدی آسیب نمیزنه.

41:48.422 --> 41:49.423
‫اون اینطوری بود.

41:49.507 --> 41:51.509
‫با هیجان دویدم تو خونه تا با بیل صحبت کنم،

41:51.592 --> 41:53.969
‫و تلفن رو برداشتم، و بیل
‫خیلی رک باهام حرف زد.

41:54.053 --> 41:55.971
‫گفتم، 'سلام، آقای کازبی؟' و میشنوی،

41:56.055 --> 41:58.682
‫'من میخوام باهاتون صحبت کنم...'

42:02.019 --> 42:05.856
‫'...درباره بعضی از کارایی'

42:06.524 --> 42:09.485
‫که تو برنامه‌تون انجام میدین.'

42:10.486 --> 42:13.364
‫یادمه با برادرم هر روز
‫بعد از مدرسه میرفتیم سینما

42:13.447 --> 42:15.866
‫و 'راو' رو تماشا میکردیم.

42:15.950 --> 42:19.829
‫عجیب بود، چون همون سال بود
‫که من شروع کردم به استندآپ کمدی،

42:19.912 --> 42:21.664
‫و همون موقع بود که اون متوقف شد.

42:22.456 --> 42:25.751
‫هیچوقت لحظه ای نبود که بگم،
‫'من الان استندآپ اجرا نمیکنم.'

42:25.835 --> 42:28.212
‫یه جورایی کم کم متوقف شد.

42:29.129 --> 42:31.757
‫میدونم که دیگه اونقدرها سرگرم کننده نبود،

42:31.841 --> 42:35.636
‫و به همین خاطر دیگه مثل
‫قبل به کلاب ها نمیرفتم، و...

42:36.595 --> 42:41.225
‫آره، یادمه به جایی رسیده بود
‫که انگار نمیشد چیزی نوشت.

42:41.308 --> 42:44.562
‫مثلا، اگه تو یه کلاب اجرا میکردم،

42:44.645 --> 42:47.940
‫روز بعدش تو روزنامه
‫مینوشتن که من تو یه کلاب بودم

42:48.023 --> 42:51.610
‫و درباره چی حرف میزدم، و
‫همون موقع هم نقدش میکردن،

42:51.694 --> 42:55.114
‫و انگار یه چیزی بود که فقط...
‫یه تیکه کوچیک از یه ایده بود.

42:55.197 --> 42:59.785
‫و یادمه از اون حس خوشم نمیومد،
‫واسه همین دیگه اونقدرها تمرین نمیکردم.

42:59.869 --> 43:02.496
‫و بعد فقط بزرگتر و بزرگتر شد...

43:02.586 --> 43:06.214
‫و قبل از اینکه بفهمیم،
‫میدونی، دهه ها گذشته بود.

43:06.292 --> 43:09.628
‫مردا با علائمی مثل، 'ببخشید
‫دکتر،' میرن مطب دکترا

43:09.712 --> 43:12.548
‫یعنی چی وقتی میری دستشویی و، اوم...

43:13.048 --> 43:14.592
‫از بدنت آتیش میزنه بیرون؟'

43:15.085 --> 43:18.964
‫هر از گاهی، دارم کانال ها رو
‫عوض میکنم، و یه چیزی از خودم میبینم.

43:19.060 --> 43:22.355
‫انگار من نیستم وقتی 'راو'
‫یا 'دیلیریوس' رو میبینم.

43:22.433 --> 43:24.977
‫انگار... خب، میدونم که
‫منم چون دارم نگاش میکنم.

43:25.060 --> 43:27.605
‫ولی حس میکنم یه آدم دیگه است.

43:28.105 --> 43:31.233
‫همه، میدونی، دائما...

43:33.402 --> 43:37.823
‫شنیدم یکی داشت توصیفش
‫میکرد مثل... مثل شعله روی شمع.

43:37.907 --> 43:39.909
‫دائما در حال تغییره.

43:41.285 --> 43:42.494
‫و ما هم همینطور.

43:43.495 --> 43:47.583
‫گفتم اگه یه روز دوباره استندآپ
‫اجرا کنم، یه عروسک بیل کازبی میگیرم

43:47.666 --> 43:51.462
‫و یه عروسک ریچارد پرایور،
‫و میشینم، و اونارو میذارم کنارم،

43:51.545 --> 43:55.090
‫و یه جورایی یه مکالمه بین این
‫دوتا راه میندازم، و خودم وسطشونم.

43:57.676 --> 44:00.679
‫حداقل ده دقیقه جوک خوب ازش درمیارم.

44:03.265 --> 44:05.059
‫ادی هیچوقت از خلق کردن دست نمیکشه.

44:05.559 --> 44:09.104
‫تو خونه اش قدم میزنم، و
‫چیزایی میبینم که رو کاغذ نوشتن.

44:09.188 --> 44:12.066
‫واسه همین میگم، داره بهش فکر میکنه.

44:12.149 --> 44:16.153
‫هر وقت ایده ای به ذهنم می رسید، تلفن رو برمی
‫داشتم و می گفتم: 'اوه، آره... راه، راه...'

44:16.236 --> 44:21.533
‫و در طول سال ها، می دونی، چیزهای
‫زیادی به دست آوردم، خیلی چیزها، انگار که...

44:21.617 --> 44:25.663
‫تنها کاری که باید انجام بدم اینه که تلفنم رو چک
‫کنم و بگم: 'آره، این می تونه یه تیکه خوب باشه.'

44:27.164 --> 44:28.874
‫بنابراین انجامش سخت نخواهد بود.

44:29.667 --> 44:31.377
‫تو یه کمدینی. تو نرمال نیستی.

44:31.460 --> 44:34.296
‫تو دنیا رو اصلا به همون شکل نمی بینی.

44:34.880 --> 44:38.676
‫تو اینجایی، اما یا داری
‫از بین چیزها نگاه می کنی

44:39.385 --> 44:42.513
‫یا دیدگاهت بالاتر از دنیای زمینیه،

44:42.596 --> 44:44.974
‫و داری از بالا بهش نگاه می کنی.

44:45.057 --> 44:50.229
‫حس شوخ طبعی در نهایت
‫فقط یک حس دقیق از تناسبه.

44:50.771 --> 44:54.608
‫آه، فرد بامزه اول متوجه چیزها میشه.

44:54.692 --> 44:56.902
‫وقتی وارد یه اتاق میشی، آدم بامزه می فهمه،

44:56.986 --> 44:59.196
‫'هی، اینجا سرده.' یا 'این چه بوییه؟'

44:59.279 --> 45:03.492
‫یه ماشین جلوی من میاری،
‫یه ماشین کاملا نو از نمایشگاه،

45:03.575 --> 45:06.495
‫و اگه یه خراش کوچیک روش
‫داشته باشه، اونو جلوی من میاری،

45:06.578 --> 45:10.165
‫چشمم مستقیم میره روی خراش،
‫'هی، اینجا یه خراش کوچیک داری.'

45:12.418 --> 45:16.588
‫وقتی بچه بودم اون وسواس
‫فکری رو داشتم. نمی دونستم چیه.

45:17.631 --> 45:20.342
‫می رفتم و اجاق گاز رو
‫توی آشپزخونه چک می کردم

45:20.426 --> 45:23.554
‫و مطمئن می شدم که همه گازها
‫توی آشپزخونه بسته است. درسته؟

45:23.637 --> 45:27.433
‫و حدود، می دونی، پنج دقیقه دراز
‫می کشیدم و دوباره بلند می شدم

45:27.516 --> 45:31.603
‫و دوباره به آشپزخونه برمی گشتم و دوباره به اجاق
‫گاز نگاه می کردم و همه گازها رو چک می کردم.

45:31.687 --> 45:34.857
‫بعد دوباره به تخت برمی گشتم و
‫حدود پنج، ده دقیقه اونجا دراز می کشیدم،

45:34.940 --> 45:37.735
‫و بعد دوباره بلند می شدم و می رفتم بهش
‫نگاه می کردم و به اجاق گاز نگاه می کردم

45:37.818 --> 45:39.737
‫و مطمئن می شدم که همه گازها بسته است.

45:40.362 --> 45:43.741
‫بعد دوباره به تخت برمی گشتم، ده دقیقه
‫دیگه دراز می کشیدم و دوباره بلند می شدم...

45:43.824 --> 45:45.826
‫و این کار شاید حدود یک ساعت طول می کشید.

45:45.909 --> 45:48.287
‫و من این کار رو هر شب انجام می دادم.

45:49.496 --> 45:53.167
‫هر شب. و فقط می گفتم، 'این فقط یه
‫جور کثافت کاری عجیبه که من انجام میدم.'

45:53.250 --> 45:55.586
‫مادرم، هیچ کس نمی دونست
‫این اتفاق داره می افته.

45:55.669 --> 45:58.130
‫و من یه صدای احمقانه در می آوردم.

45:58.213 --> 46:00.883
‫من اینطوری می کردم... اه-ام-ام،
‫و همیشه این کار رو می کردم.

46:01.425 --> 46:03.302
‫این احمقانه است.

46:03.385 --> 46:05.179
‫آه-ام، آه-ام.

46:05.262 --> 46:08.223
‫نشستی اونجا تلویزیون تماشا
‫می کنی، و میگی... آه-ام، آه-ام.

46:09.600 --> 46:14.229
‫بعد یه روز داشتم اخبار تماشا می کردم،
‫و یه چیزی در مورد وسواس فکری گفتن،

46:14.313 --> 46:18.525
‫و اینطوری بود، 'اوه، این همون چیزیه که من...
‫من دارم یه همچین کثافت کاری هایی می کنم.'

46:18.609 --> 46:22.237
‫گفتم: 'اوه.' مثل این بودم:
‫'اوه، بیماری روانی؟'

46:22.321 --> 46:23.697
‫مثل این بود: 'چی؟ من...'

46:23.781 --> 46:26.658
‫و وقتی دیدم که این، یه جور
‫کثافت کاری بیماری روانی بود،

46:26.742 --> 46:28.452
‫کاری کردم که دیگه انجامش ندم.

46:28.535 --> 46:31.497
‫مثل این بود: 'من دیگه...
‫من دیگه این کار رو نمی کنم.'

46:31.580 --> 46:35.334
‫'فکر می کردم عجیبم. نمی دونستم یه
‫جور بیماری روانی دارم. لعنت بهش.'

46:35.417 --> 46:38.962
‫'من هیچ بیماری روانی
‫ندارم. بیماری روانی، کشک.'

46:39.046 --> 46:41.590
‫و خودم رو مجبور کردم که دیگه انجامش ندم.

46:41.673 --> 46:43.634
‫هنوزم هر شب گاز رو چک می کنم.

46:43.717 --> 46:46.178
‫اما هر از گاهی، دو بار چکش می کنم،

46:46.804 --> 46:49.890
‫و میگم، 'نه، حرومزاده، تو دوباره
‫اون کثافت کاری رو شروع نمی کنی.'

46:49.973 --> 46:51.475
‫'گورتو گم کن برو بخواب.'

46:53.227 --> 46:57.856
‫فکر کنم، یه کم بیشتر از قبل بدبین شدم.

46:57.940 --> 47:00.442
‫در هر... اجتماعی، یه کم بیشتر بدبینم،

47:00.526 --> 47:03.654
‫از لحاظ احساسی، کمی
‫بیشتر بدبین هستم و، اوم…

47:04.154 --> 47:05.572
‫از این چیزها زیاد داری.

47:05.656 --> 47:08.117
‫اما موفقیت و قدرت یه
‫جورایی آدم رو منزوی می کنه،

47:08.200 --> 47:10.869
‫و آدم گیج میشه چون شروع می
‫کنه به فکر کردن که، می دونی،

47:10.953 --> 47:13.163
‫اگه من اینو و اونو داشته باشم، و
‫بتونم این کارو و اون کارو انجام بدم،

47:13.247 --> 47:14.957
‫چطور میشه که همیشه خوشحال نیستم؟'

47:15.040 --> 47:17.167
‫بعد می فهمی که هیچ کس همیشه خوشحال نیست.

47:17.251 --> 47:18.669
‫چی کم داری؟

47:19.294 --> 47:21.839
‫نمی دونم. دوست دارم یه خانواده
‫داشته باشم. دوست دارم ازدواج کنم.

47:21.880 --> 47:26.510
‫و دوست دارم یه کم ثبات
‫عاطفی تو زندگیم داشته باشم.

47:28.512 --> 47:32.057
‫تو اتوبوس تور هستم، و
‫تازه با این دختره بهم زدم،

47:32.141 --> 47:35.727
‫و مکالمه تو اتوبوس این بود، می دونی،

47:35.811 --> 47:40.065
‫'چه خوب می شد یه دختری رو ملاقات می کردم
‫که نمی دونست من یکی از چهره های معروفم.'

47:40.149 --> 47:41.441
‫و بله، بله، بله.

47:41.525 --> 47:44.820
‫و اینجوری بود که ایده
‫اومدن به آمریکا شروع شد.

47:44.903 --> 47:48.282
‫من زنی رو می خوام که هم
‫ذهنم رو تحریک کنه هم جسمم رو.

47:48.365 --> 47:50.117
‫کجا همچین زنی رو پیدا می کنی؟

47:51.201 --> 47:52.494
‫در آمریکا.

47:52.578 --> 47:54.663
‫صبح بخیر، همسایه های من!

47:54.746 --> 47:55.998
‫هی، گمشو!

47:56.081 --> 47:57.833
‫آره! آره!

47:58.667 --> 48:00.294
‫تو هم گمشو!

48:00.377 --> 48:02.171
‫ایده این بود زندگیش،

48:02.254 --> 48:06.592
‫و پیچیدگی های پیدا کردن عشق
‫واقعی در یک سطح صادقانه.

48:06.675 --> 48:08.635
‫هی پسر. چرا اینقدر نگران ظاهرت هستی؟

48:08.635 --> 48:11.638
‫خب، من دارم سعی می کنم
‫توجه یه خانم جوون رو جلب کنم.

48:11.722 --> 48:12.931
‫آها…

48:13.682 --> 48:16.810
‫من سال ها با ریک بیکر کار کردم.

48:16.894 --> 48:19.938
‫بنابراین وقتی می خواستم ادی
‫نقش یه پیرمرد یهودی رو بازی کنه،

48:20.814 --> 48:22.733
‫می دونستم ریک می تونه این کارو انجام بده.

48:22.816 --> 48:24.484
‫ستاره اون فیلم کیه؟

48:25.068 --> 48:27.779
‫یه پسر جوونه به اسم ادی مورفی، فکر کنم.

48:27.863 --> 48:29.615
‫اوه، خدای من. ازش متنفرم.

48:29.698 --> 48:32.117
‫همون بچه پررو؟

48:32.201 --> 48:34.453
‫- آره، همونه.
‫- اوه، اون افتضاحه.

48:34.536 --> 48:36.330
‫اون افتضاحه.

48:36.830 --> 48:38.040
‫اون نمی تونه بازی کنه.

48:38.790 --> 48:40.167
‫دهن کثیفی داره.

48:41.084 --> 48:42.211
‫و زشته.

48:42.294 --> 48:43.962
‫وقتی یه صدا یا یه شخصیت رو می گیرم،

48:44.046 --> 48:46.215
‫جوری که صدام در میاد،
‫می تونم کاملا از دستش بدم.

48:46.298 --> 48:47.925
‫هیچ نشونه ای از صدام نیست.

48:48.008 --> 48:49.051
‫لعنتی درست میگی!

48:49.134 --> 48:50.552
‫شخصیت ها مثل آدم های واقعی هستند.

48:50.636 --> 48:52.638
‫چه حس خوبی داره امشب اینجا بودن. چه…

48:52.638 --> 48:54.765
‫یه دست برا خودتون بزنید.
‫شما خیلی دوست داشتنی هستید.

48:54.806 --> 48:57.935
‫من همیشه طرفدار فیلم های گریم بودم.

48:58.018 --> 49:00.562
‫یه گریم هایی هست، که
‫تبدیل میشن به یه آدم دیگه.

49:00.646 --> 49:02.856
‫من همیشه به چیزهایی شبیه به این جذب می شدم.

49:02.940 --> 49:05.943
‫و من اون چیزها رو بارها و
‫بارها و بارها و بارها تماشا کردم.

49:06.652 --> 49:10.781
‫گوژپشت نتردام فیلمی بود که من
‫در بچگی همیشه تماشا می کردم.

49:10.864 --> 49:12.574
‫'من یک مرد نیستم.'

49:13.158 --> 49:14.576
‫'من یک هیولا نیستم.'

49:15.118 --> 49:19.790
‫'من تقریباً به اندازه مرد
‫توی ماه بی شکل هستم.'

49:24.878 --> 49:27.798
‫این زیباست. این چیه، مخمله؟

49:27.881 --> 49:30.008
‫وقتی ما فیلم اصلی سفر به آمریکا را ساختیم،

49:31.218 --> 49:34.096
‫در مهمانی بعد از اکران،
‫جسی جکسون به سمت من آمد،

49:34.179 --> 49:36.974
‫و گفت:
‫'هی، می خواستم ازت تشکر کنم

49:37.057 --> 49:40.102
‫به خاطر اینکه حواست به
‫بازیگران سیاه پوست مسن تر بود،'

49:40.185 --> 49:42.354
‫آنها را در فیلم قرار دادی
‫و به آنها فرصت دادی

49:42.437 --> 49:44.147
‫چون آن بچه ها
‫قراره ستاره بشن.'

49:44.231 --> 49:47.067
‫من گفتم: 'درباره چی حرف می زنی؟'
‫او گفت: 'اون بچه ها توی آرایشگاه،

49:47.067 --> 49:49.903
‫آنها خنده دار هستند، و آن بچه ها
‫به خاطر این فیلم مشهور می شوند.'

49:49.987 --> 49:53.073
‫من گفتم: 'لعنتی، اون من بودم.'
‫او گفت: 'چی، اون تو بودی؟'

49:53.156 --> 49:54.741
‫'حالا باید دوباره برم فیلم رو ببینم.'

49:54.825 --> 49:57.953
‫اگر مردی می خواهد محمد علی صدا شود،

49:58.036 --> 50:00.080
‫لعنت بهش، اینجا یک کشور آزاد است،

50:00.163 --> 50:03.875
‫شما باید به خواسته او احترام بگذارید،
‫و آن مرد را محمد علی صدا کنید.

50:03.959 --> 50:07.004
‫من یادمه که او
‫در محوطه استودیو پارامونت قدم می زد،

50:07.087 --> 50:09.006
‫و او در نقش پیرمرد،

50:09.089 --> 50:11.967
‫و هیچ کس مزاحمش نمی شد
‫یا به سمتش نمی آمد،

50:12.050 --> 50:14.052
‫و او می توانست آزاد باشد.

50:14.761 --> 50:19.933
‫خیلی سخته
‫که از این نوع شهرت جون سالم به در ببری

50:20.017 --> 50:23.145
‫که ادی داشته و دارد.

50:23.228 --> 50:27.566
‫من الان سه یا چهار بار
‫این رو با افراد تجربه کردم،

50:27.649 --> 50:30.861
‫ام... جایی که آنها پسر هستند،

50:31.737 --> 50:34.531
‫و بعد بوم، آنها سوپراستار می شوند.

50:34.614 --> 50:38.118
‫آن سوپراستار شدن،
‫شما فقط ارزش زیادی پول پیدا می کنید،

50:38.201 --> 50:40.996
‫و مردم از جهات مختلف
‫به سمت شما می آیند.

50:41.079 --> 50:42.706
‫به چه کسی اعتماد می کنید، می دانید؟

50:43.623 --> 50:46.001
‫'مورفی ارزش های طبقه متوسط ​​محکمی دارد،

50:46.084 --> 50:50.547
‫اما از طرفی دیگر، او خیلی مغروره
‫که خودش رو نابود کنه.' جان لندیس.

50:50.630 --> 50:51.965
‫درسته.

50:52.049 --> 50:57.554
‫این خیلی زیاده که... به هیچ وجه نمی تونم...
‫در نابودی خودم دست داشته باشم.

51:05.771 --> 51:07.647
‫من فکر می کنم شهرت...

51:09.191 --> 51:12.110
‫او رابطه ای از جنس عشق و نفرت با آن داشت.

51:14.571 --> 51:17.282
‫اون عاشق انرژی طرفدارا بود

51:17.908 --> 51:20.202
‫از طرفی باعث آسیب پذیری تو هم میشه

51:26.625 --> 51:30.045
‫شهرت بزرگتر از هر ماده مخدری است.

51:31.088 --> 51:34.758
‫شنیدن فقط اینکه چقدر منو دوست داری

51:34.841 --> 51:36.093
‫و چقدر من عالیم،

51:36.968 --> 51:40.222
‫این می تواند بیشتر افراد را
‫تکان دهد، و این کار را کرده است.

51:41.056 --> 51:43.850
‫مایکل و پرینس و ویتنی،

51:43.934 --> 51:46.603
‫وجود داشت... طبیعت خود تخریبی داشتند.

51:47.270 --> 51:48.730
‫بزرگترین نعمت من...

51:48.814 --> 51:52.651
‫بزرگترین نعمت من
‫استعداد کمدی من نیست.

51:52.734 --> 51:55.529
‫بزرگترین نعمت من، ام...

51:56.029 --> 51:59.324
‫اینکه من... خودم را دوست دارم،

51:59.908 --> 52:03.453
‫و من می دانستم که می خواهم چه کار کنم
‫خیلی، خیلی زود.

52:04.412 --> 52:08.416
‫و به همین دلیل من
‫در هیچ تله ای نیفتادم

52:08.500 --> 52:10.085
‫چون در... در ریشه...

52:10.168 --> 52:12.629
‫در ریشه همه چیز، من خودم را دوست دارم.

52:12.712 --> 52:17.425
‫می‌دونی، بهترین رپرها مثل بیگی و توپاک،
‫اون آدما تو دهه بیست زندگیشون مردن.

52:18.385 --> 52:21.596
‫معلوم نیست چی میشدن. میدونی...

52:21.680 --> 52:26.309
‫بزرگترین موفقیت در شو بیزنس، قبل از
‫هر چیز، زنده موندن از این آشغالا است.

52:26.393 --> 52:29.312
‫مهم نیست چی میشه، باید...
‫باید ازش جون سالم به در ببری.

52:29.396 --> 52:32.274
‫نه میتونی خودتو بکشی، نه
‫میتونی بذاری کسی تو رو بکشه.

52:32.357 --> 52:34.109
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم. تو چطوری؟

52:34.192 --> 52:38.238
‫اینکه بتونی این میدان مین رو که
‫باید ازش عبور کنی، هدایت کنی،

52:38.321 --> 52:41.908
‫فقط بودن در این دنیای فیزیکی،
‫میدونی، و بعد بهش اضافه میکنی،

52:41.992 --> 52:46.163
‫تو یکی از چهره‌هایی، یه
‫نیروی برتر اون بالا هست.

52:46.246 --> 52:48.206
‫یه سری چیزای دیگه هم داره اتفاق میفته.

52:49.666 --> 52:53.587
‫و وقتی همه چی به هم ریخته،
‫خب، تمرکز کن، دعا کن.

52:55.547 --> 52:57.299
‫مثل یه دیاپازون میمونه.

52:57.382 --> 53:00.594
‫بهش ضربه میزنی و میلرزه، و میتونی برش داری

53:00.677 --> 53:04.139
‫و انگشتات رو روش بکشی و
‫کاری کنی، میدونی، از لرزیدن بایسته.

53:04.222 --> 53:06.099
‫دعا هم یه همچین چیزیه.

53:07.017 --> 53:10.896
‫هی، مرد. نمیخوام جوری حرف بزنم
‫که، میدونی، مثل یه گورو به نظر بیام.

53:12.355 --> 53:15.066
‫ممکنه مردم اون بیرون بشینن و
‫بگن، 'این حرومزاده یه گوروه.'

53:16.109 --> 53:20.989
‫خیلی وقتا شده که من تو یه
‫موقعیت کاری دور و بر ادی بودم،

53:21.072 --> 53:24.159
‫و انگار از بدنش خارج
‫شده و رفته تو نور سفید،

53:24.242 --> 53:27.579
‫و داره به ما آدما نگاه
‫میکنه و کمک میکنه بفهمیم.

53:28.163 --> 53:32.209
‫من یه فیلم بازی کردم، شب‌های هارلم،
‫که اون کارگردانیش کرد، و اونجا فهمیدم،

53:32.292 --> 53:34.419
‫اون میدونه چی جواب میده و چی جواب نمیده.

53:34.502 --> 53:38.006
‫تنها راهی که میری خونه
‫اینه که تیر بخوری، حرومزاده!

53:38.590 --> 53:40.050
‫داشتم یه صحنه بازی میکردم

53:41.718 --> 53:43.428
‫که باید توش میمردم.

53:44.304 --> 53:46.723
‫و اون گفت، 'میخوام بمیری.'

53:48.099 --> 53:51.603
‫و بعدش، میخوام فقط برای
‫یه ثانیه زنده شی و بگی...'

53:51.686 --> 53:52.687
‫احمق.

53:52.771 --> 53:53.772
‫'...و بعدش بمیری.'

53:55.273 --> 53:57.859
‫من انجامش دادم، و هنوزم خنده‌داره.

53:58.693 --> 54:02.322
‫روزایی بود که کار نمیکردم،
‫و فقط میرفتم اونجا و میچرخیدم

54:02.405 --> 54:06.618
‫و تماشا میکردم که چطور رد فاکس
‫و دلا ریس رو کارگردانی میکنه، مرد.

54:06.701 --> 54:09.579
‫به تو هم میگفتم دستمو ببوس،
‫ولی احتمالا نمیتونستی اینکارو کنی،

54:09.663 --> 54:10.789
‫حرومزاده کور.

54:10.872 --> 54:12.457
‫گمشو، عوضی.

54:12.540 --> 54:15.585
‫اما کارگردانی ریچارد، به آسونی
‫یه رویا بود که به حقیقت پیوست،

54:15.669 --> 54:19.798
‫چون میدونی چقدر به ریچارد
‫پرایور احترام میذاره و دوسش داره.

54:20.382 --> 54:22.884
‫- اون کیه؟
‫- اون همون پلیسیه که داشتم بهت میگفتم.

54:22.968 --> 54:27.097
‫کار کردن با کسی که تحسینش
‫میکنی... از بیرون که خونسردم.

54:27.180 --> 54:28.723
‫ولی از تو انگار داشتم منفجر میشدم!

54:28.807 --> 54:31.309
‫حالا، وقتی داشتیم شب‌های هارلم رو میساختیم،

54:31.393 --> 54:34.562
‫میخواستم یه فیلم با چندتا از
‫قهرمانای قدیمی خودم بسازم.

54:34.646 --> 54:37.524
‫سرتو میندازی عقب و
‫میگی، 'هیچ فرقی حس نمیکنم.'

54:37.607 --> 54:39.901
‫رد بدون زحمت خنده‌دار بود.

54:39.985 --> 54:41.069
‫خوب به نظر میرسی.

54:41.152 --> 54:42.529
‫هیچ فرقی حس نمیکنم.

54:42.612 --> 54:44.114
‫من رد رو دوست دارم.

54:44.197 --> 54:47.492
‫بعدش اون یه داستان عبرت‌آموز
‫هم بود، چون ما مواد داشتیم،

54:47.575 --> 54:50.328
‫اون چیزا در جریان بود،
‫کوکائین کشیدن و این چیزا.

54:50.412 --> 54:52.038
‫بعدش وضعیت مالیش به هم ریخت،

54:52.122 --> 54:54.541
‫چون وقتی رد اخراج شد،
‫مجبور شدم رد رو دفن کنم.

54:55.083 --> 54:57.752
‫مجبور شدم رد رو دفن کنم.
‫مجبور شدم ریک رو دفن کنم.

54:58.503 --> 55:00.380
‫برای باک‌ویت سنگ قبر آوردم.

55:00.463 --> 55:02.465
‫باک‌ویت سنگ قبر نداشت.

55:02.966 --> 55:05.635
‫من همیشه دارم این آدما
‫رو دفن می‌کنم... دفن می‌کنم.

55:05.719 --> 55:08.138
‫منظورم اینه، منو به هم
‫ریخت، این آدمایی که...

55:08.221 --> 55:11.099
‫این همه شو بیزنس و
‫اینا، بعد وقتی فوت می‌کنن،

55:11.182 --> 55:14.352
‫حتی پول دفن کردن این آدما هم نیست؟

55:14.436 --> 55:17.397
‫خانواده‌هاشون کجان؟ این آدما کجان؟

55:17.480 --> 55:19.316
‫خیلی از آدما اینجورین.

55:19.858 --> 55:22.444
‫یکی از برنامه‌های
‫بی‌سروصدایی که ادی داره اینه که

55:22.527 --> 55:27.073
‫میگه: 'هی، سیاه‌پوستا
‫فیلمی مثل این نداشتن.'

55:27.866 --> 55:30.869
‫تا قبل از اون، یه کمدی رمانتیک با
‫بازیگران سیاه‌پوست وجود نداشت

55:30.952 --> 55:33.955
‫عشق باید تو رو شب قبل می کشوند به سمت خونه.

55:34.623 --> 55:38.251
‫'ما باید این کارو بکنیم تا
‫بقیه هم بتونن این کارو بکنن.'

55:38.335 --> 55:42.631
‫'و اگه بتونم از نفوذم استفاده کنم تا
‫اون در رو باز کنم، این یه چیز خوبیه.'

55:42.714 --> 55:44.758
‫فکر نمی‌کنی وقتشه درباره ترفیع صحبت کنیم؟

55:46.051 --> 55:51.973
‫چون ما زندگی سیاه‌ها رو به شکلی نشون
‫دادیم که قبلاً هرگز روی پرده نرفته بود،

55:52.057 --> 55:54.601
‫واکنش‌های خیلی شدیدی وجود داشت.

55:54.684 --> 55:57.437
‫این از لس آنجلس تایمز هست. این نقد، میگه...

55:57.521 --> 56:00.398
‫میگه: 'جذاب‌ترین جنبه بومرنگ، معلوم میشه،'

56:00.482 --> 56:02.609
‫نه داستانش، بلکه ترکیب نژادی‌اش هست.'

56:02.692 --> 56:05.445
‫میگه: 'این زحمت میکشه
‫تا یه دنیای معکوس خلق کنه

56:05.529 --> 56:07.614
‫که توش آدمای سفیدپوست نامرئی هستن.'

56:07.697 --> 56:10.784
‫آره، این یارو و لس آنجلس
‫تایمز قاطی کرده بودن

56:10.867 --> 56:14.788
‫چون اونجا... هیچ... خب،
‫آدمای سفیدپوست تو فیلم هستن،

56:14.871 --> 56:17.874
‫ولی هیچ، مثلاً، میدونی، مثلاً
‫نقش اصلی سفیدپوستی توش نبود.

56:17.958 --> 56:19.960
‫و یه فیلم مثل پسرا تو
‫محله رو در نظر بگیرین،

56:20.043 --> 56:22.254
‫هیچکس از اون فیلم ایراد
‫نگرفت چون یه فیلمی بود

56:22.337 --> 56:24.172
‫که درباره یه چیز خشونت‌آمیز بود.

56:24.256 --> 56:27.384
‫ولی یه چیز عادی بود، و یه کسب و
‫کار بود، 'آدمای سفیدپوست کجان؟'

56:27.467 --> 56:30.137
‫'کی داره اون دفتر رو اداره
‫میکنه؟' میدونی، از این جور چیزا.

56:30.220 --> 56:34.391
‫این از اون دسته چیزاییه که مردم میگن
‫عادت ندارن هنرمندای سیاهپوست رو ببینن

56:34.474 --> 56:37.602
‫تو این نقش‌ها، برای همین... براشون
‫عجیب به نظر میرسه. ولی من داشتم میدیدم...

56:37.686 --> 56:40.480
‫خب، بهتره بهش عادت
‫کنین چون من هیچ جا نمیرم.

56:40.564 --> 56:41.898
‫آره.

56:41.982 --> 56:44.067
‫من هیچ جا نمیرم.

56:44.818 --> 56:48.113
‫هالیوود اون موقع، و تا همین امروز،

56:48.196 --> 56:51.449
‫نیروهای منفی زیادی وجود داره.

56:51.533 --> 56:55.245
‫ستاره‌های فیلم سیاهپوست همیشه
‫مجبور بودن از بین این همه مانع عبور کنن،

56:55.328 --> 56:57.372
‫ولی اون موانع، حالت پیش‌فرض بودن.

56:58.456 --> 56:59.666
‫سلام، من ادی مورفی هستم.

56:59.749 --> 57:02.919
‫هر از گاهی، یه نفر
‫اونو میبینه و میگه، 'وای.'

57:03.003 --> 57:05.881
‫'ادی اون موقع تو اسکار چرت و پرت میگفت؟'

57:05.964 --> 57:07.799
‫من حتی درست قبلش گفتم، گفتم،

57:07.883 --> 57:10.635
‫'احتمالاً هیچوقت برای گفتن
‫این حرفا اسکار نمیگیرم.'

57:10.719 --> 57:13.305
‫و احتمالاً هیچوقت برای
‫گفتن این حرفا اسکار نمیبرم،

57:13.388 --> 57:15.265
‫ولی، هی، چه اهمیتی داره، باید بگم.

57:15.348 --> 57:17.100
‫و من رفتم... رفتم و انجامش دادم.

57:17.184 --> 57:19.019
‫فقط میخوام بدونین، من این جایزه رو میدم،

57:19.102 --> 57:21.897
‫ولی سیاه‌پوستا دیگه واگن
‫آخر جامعه رو سوار نمیشن،

57:21.980 --> 57:24.900
‫و دیگه نمیخوایم عقب بمونیم، و
‫میخوام ما رو به رسمیت بشناسید.

57:24.983 --> 57:27.569
‫اون گفت: 'باشه، انجام شد.'
‫من گفتم: 'کی باید اونجا باشم؟'

57:27.652 --> 57:29.863
‫اون گفت: 'لازم نیست تا
‫حدود 9 یا 10 اونجا باشی'

57:29.863 --> 57:31.823
‫چون آخرین جایزه ی شبِ، پس...'

57:32.908 --> 57:35.577
‫روز بعد، انگار هیچی نگفته بودم.

57:35.660 --> 57:38.121
‫هیچ عکسی از من تو مراسم اسکار نبود.

57:38.205 --> 57:41.333
‫هیچ پوششی از من نبود. هیچ اشاره
‫ای به اینکه من اون حرف رو زدم نشد.

57:41.416 --> 57:43.376
‫انگار اصلا تو مراسم اسکار نبودم.

57:44.294 --> 57:45.795
‫و من هنوز اسکار نگرفتم.

57:48.006 --> 57:50.508
‫من اسکار نگرفتم، و من همه کار کردم.

57:50.592 --> 57:52.761
‫من همه نقشی رو بازی کردم و همه کاری کردم.

57:52.844 --> 57:54.471
‫و من هنوز اسکار نگرفتم.

57:55.472 --> 57:57.432
‫اما فکر نمیکنم بخاطر اون باشه.

57:59.476 --> 58:03.438
‫فکر میکنم به عنوان یه
‫کمدین تو یه دوره انتقالی هستم.

58:03.521 --> 58:06.191
‫حس میکنم کارهای دیگه ای
‫هست که میخوام انجام بدم،

58:06.274 --> 58:08.652
‫و نمیخوام کارهایی رو که
‫قبلا انجام دادم، دوباره انجام بدم،

58:08.735 --> 58:10.904
‫و میخوام انواع مختلف فیلم ها رو بازی کنم،

58:10.987 --> 58:14.032
‫و میخوام کشف کنم که تو
‫این مرحله از زندگیم کجا هستم

58:14.115 --> 58:16.952
‫چون تو چند سال اخیر
‫اتفاقات زیادی برام افتاده،

58:17.035 --> 58:19.579
‫ازدواج و بچه ها و زندگی شخصی.

58:23.124 --> 58:24.125
‫آره.

58:25.418 --> 58:26.419
‫دوباره.

58:26.503 --> 58:30.131
‫من بچمو میخوام، من بچمو میخوام...

58:30.715 --> 58:33.426
‫بچه هام مرکز همه چیز هستن.

58:35.845 --> 58:37.931
‫قبل از بچه ها، همه چیز فقط درباره ی خودته.

58:39.849 --> 58:43.561
‫بعد از اینکه بچه دار میشی،
‫همه چیز درباره ی اونهاست.

58:45.772 --> 58:49.859
‫قبلا شاید تا دو روز بیدار
‫میموندم قبل از اینکه بخوابم.

58:51.528 --> 58:55.156
‫وقتی پیج رو دیدم
‫بیشتر خودم رو با برنامه‌ی اون وفق دادم

58:55.657 --> 58:59.619
‫الان، دو قسمت از ساینفلد رو
‫میبینیم، و بعدش میریم میخوابیم.

59:00.620 --> 59:03.081
‫من و پیج 14 ساله که با هم هستیم.

59:03.165 --> 59:04.291
‫سگ ندارید؟

59:04.374 --> 59:05.667
‫سگ داشتیم.

59:05.750 --> 59:07.586
‫- و حالا گربه داریم.
‫- حالا گربه داریم.

59:07.669 --> 59:09.504
‫هیچوقت فکر نمیکردیم که گربه داشته باشیم.

59:09.588 --> 59:12.424
‫هیچوقت، هیچوقت، هیچوقت، تو
‫یه میلیون سال هم فکر نمیکردیم.

59:13.216 --> 59:15.844
‫گربه اصلا اهمیت نمیده. فقط یه گوشه میشینه.

59:15.927 --> 59:19.097
‫من... من با گربه بیشتر
‫از سگ وجه اشتراک دارم.

59:19.890 --> 59:23.768
‫بعضی وقتا وارد یه اتاق میشی، گربه
‫فقط یه گوشه نشسته و به دیوار نگاه میکنه.

59:24.478 --> 59:26.396
‫منم میگم: 'منم از این کارا میکنم.'

59:26.480 --> 59:29.191
‫هی، این... این کاریه که من میکنم.

59:30.192 --> 59:31.193
‫وای.

59:31.693 --> 59:33.111
‫شلوارک های دهه 80.

59:33.195 --> 59:34.321
‫همه چیز دهه 80.

59:36.740 --> 59:39.743
‫یه بار یه نفر ازم پرسید،
‫میدونی، درباره ی فیلم ها.

59:39.826 --> 59:41.328
‫میدونی، درباره ی میراثم.

59:41.452 --> 59:42.495
‫غذای واقعی.

59:42.579 --> 59:44.372
‫خوبه. چطوری؟
‫خوبم، بابا.

59:44.455 --> 59:47.208
‫گفتم: 'میراثم؟ میراث من بچه هامن.'

59:47.291 --> 59:49.251
‫'این کاری نیست که تو محل کارم انجام دادم.'

59:50.127 --> 59:51.629
‫من واقعا این حس رو دارم.

59:52.129 --> 59:56.175
‫'اگه میتونستی تمام طعم
‫عشق رو تو هر لقمه حس کنی.'

59:56.258 --> 59:58.761
‫- میتونی طعم عشق رو بچشی.
‫- میتونی طعم عشق رو بچشی.

59:58.844 --> 01:00:01.680
‫- ببین چی...
‫- شرط میبندم امشب هیچکس مریض نمیشه.

01:00:02.932 --> 01:00:04.892
‫هیچکس هیچوقت مریض نمیشه.

01:00:04.975 --> 01:00:06.268
‫این... این دفعه.

01:00:06.352 --> 01:00:08.896
‫شرط می بندم این دفعه هیچکس مریض نمیشه.

01:00:13.400 --> 01:00:15.152
‫شنیدم یه نفر تو یه آهنگ اینو میگفت...

01:00:15.236 --> 01:00:18.739
‫- فکر کنم شنیدم...
‫- و یه آدم باحال و مد روز بود.

01:00:18.822 --> 01:00:21.325
‫میگم، تو اینستاگرامشون شنیدم.

01:00:21.408 --> 01:00:23.577
‫اگه بچه هاتو در اولویت قرار بدی...

01:00:26.205 --> 01:00:28.374
‫هیچوقت تصمیم بدی نمیگیری.

01:00:28.457 --> 01:00:30.834
‫وقتی آتیش گرفته بود، با دندوناش زدش.

01:00:30.918 --> 01:00:32.711
‫گیتار شعله ور روی صورتش.

01:00:32.795 --> 01:00:34.421
‫هی، جو

01:00:38.592 --> 01:00:39.677
‫بیست و هفت.

01:00:40.469 --> 01:00:41.929
‫در ۲۷ سالگی رفت.

01:00:43.013 --> 01:00:44.682
‫و هنوزم دنیا داره وز وز میکنه.

01:00:45.432 --> 01:00:48.852
‫ببینید، چطوری این کارو میکنه.
‫باعث میشه فیدبک بده. گوش کنید.

01:00:48.877 --> 01:00:58.603
‫<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
‫[ wWw.F2M.top ]
‫Telegram: @Film2Media_Plus</b>

01:00:53.941 --> 01:00:55.693
‫این. دیوونه کننده است.

01:00:58.988 --> 01:01:02.074
‫این فیدبکه. اون از فیدبک مثل
‫یه نت روی گیتار استفاده کرد.

01:01:02.157 --> 01:01:03.158
‫آره، این دیوونه کننده است.

01:01:05.869 --> 01:01:06.912
‫بابا بی خیال.

01:01:09.665 --> 01:01:12.626
‫من واقعا به دستاوردهای
‫برادرم افتخار میکردم.

01:01:12.710 --> 01:01:15.588
‫روزهای قدیم رو یادمه،
‫قبل از اینکه این اتفاقا بیفته.

01:01:15.671 --> 01:01:20.009
‫از آپارتمان رفتن به خونه توی لانگ آیلند...

01:01:20.718 --> 01:01:24.221
‫تا اینکه، میدونی، این برادرو
‫داشته باشی که یه ستاره شد.

01:01:24.805 --> 01:01:28.851
‫اما چون اون تو این کار خیلی خوب بود،
‫و من خیلی بهش افتخار میکردم، من مثل...

01:01:28.934 --> 01:01:31.228
‫اگه نمی خندیدی، من خیلی احساساتی میشدم.

01:01:31.312 --> 01:01:33.480
‫احتمالا بخاطر نخندیدن حسابت رو میرسیدم.

01:01:33.564 --> 01:01:35.024
‫اینجوری... اینجوری حس میکردم.

01:01:36.317 --> 01:01:38.152
‫هیچکس مثل چارلی نیست.

01:01:39.612 --> 01:01:41.196
‫هیچکس اونجا از اون خنده دار تر نبود.

01:01:42.489 --> 01:01:46.076
‫و بعضی از بزرگترین خنده
‫های زندگیم بخاطر چارلیه.

01:01:48.329 --> 01:01:49.538
‫آره.

01:01:51.582 --> 01:01:52.916
‫دلم برای برادرم تنگ شده.

01:01:57.713 --> 01:02:01.884
‫من یه جورایی با مرگ کنار
‫میام، و وقتی مردم فوت میکنن.

01:02:01.967 --> 01:02:06.639
‫مثلا، فقط یه لحظه لمسش میکنم...
‫هر از گاهی، یه خاطره ظاهر میشه.

01:02:07.348 --> 01:02:08.849
‫و من لمسش میکنم.

01:02:08.932 --> 01:02:12.519
‫و بعد حسش میکنم... این
‫چیزا دارن قل قل میزنن.

01:02:12.603 --> 01:02:15.022
‫و بعد میگم، 'آها، باشه.' پس خیلی...

01:02:15.105 --> 01:02:19.318
‫من فقط خاطرات کوچیک رو
‫لمس میکنم. نمیرم توش غرق بشم.

01:02:37.920 --> 01:02:40.047
‫من باور ندارم که هیچوقت متوقف میشه.

01:02:40.130 --> 01:02:43.509
‫من باور ندارم، مثلا،
‫که... مثلا، مرگ اینجوریه...

01:02:43.592 --> 01:02:46.762
‫مثلا، میمیری و بعد از مرگ برمیگردی.

01:02:46.845 --> 01:02:50.641
‫من فکر نمیکنم که هیچوقت بمیری. من
‫فکر میکنم، میدونی، فقط ادامه پیدا میکنه.

01:02:50.724 --> 01:02:52.768
‫و همه اون هستن.

01:02:52.851 --> 01:02:57.606
‫هر نیرویی که... میدونی، در مرکز همه چیزه،

01:02:57.690 --> 01:02:59.441
‫همه اون هستن، میدونی.

01:02:59.525 --> 01:03:02.611
‫پس این بدن فیزیکی خواهد مرد،

01:03:02.695 --> 01:03:05.197
‫اما در مرکز اون، میدونی،

01:03:05.280 --> 01:03:09.993
‫اون... هرچیزی که در مرکز
‫تو و اون و اون و همه هست،

01:03:10.077 --> 01:03:13.330
‫اون ادامه پیدا میکنه، اون
‫فقط به رفتن و رفتن ادامه میده.

01:03:16.166 --> 01:03:19.586
‫میدونی، بیشتر مردم فکر
‫میکنن دنیا این بیرون وجود داره،

01:03:19.670 --> 01:03:22.089
‫و این واقعاً در درون داره اتفاق میفته.

01:03:33.475 --> 01:03:35.477
‫بهشون گفتی که داری برای
‫شهردار شدن نامزد میشی؟

01:03:35.561 --> 01:03:38.230
‫اولین چیزی که اگه
‫شهردار بودم تغییرش میدادم،

01:03:38.814 --> 01:03:41.358
‫این بود که آدمای خاصی
‫رو تو جاهای خاصی میذاشتم.

01:03:42.359 --> 01:03:44.111
‫این اولین قانونت میشد؟

01:03:44.194 --> 01:03:47.239
‫'و حالا آدمای خاصی تو
‫جاهای خاصی خواهند بود.'

01:03:48.157 --> 01:03:51.368
‫من وال رو وقتی ملاقات کردم که
‫بخاطر برف تو خونه ریک گیر افتاده بودیم.

01:03:51.452 --> 01:03:54.413
‫ریک یه عالمه هنرمند داشت
‫که داشت روشون کار میکرد،

01:03:54.496 --> 01:03:56.957
‫و وال یکی از خواننده های بک وکال بود.

01:03:57.040 --> 01:03:59.668
‫و بعدش اون فقط بخشی از این حلقه شد.

01:03:59.752 --> 01:04:04.423
‫بیشتر آدمایی که طی این سالها بخشی
‫از این حلقه شدن، آدمای خاصی هستن،

01:04:04.506 --> 01:04:05.966
‫و وال یه آدم خاصه.

01:04:06.550 --> 01:04:08.927
‫من جذب آدمای خاص میشم.

01:04:09.720 --> 01:04:12.389
‫ولی وال یه جورایی آخرین آدم خاصه.

01:04:12.473 --> 01:04:17.770
‫طی این سالها، آدمای خاص
‫یا فوت کردن یا تبعید شدن.

01:04:19.062 --> 01:04:20.606
‫از حلقه تبعید شدن.

01:04:21.398 --> 01:04:24.151
‫هی، 'همیشه پارتی' رو ببین. رسیده به 123.

01:04:24.234 --> 01:04:25.235
‫چی؟

01:04:26.528 --> 01:04:29.156
‫- 123 میلیون؟
‫- عجب دیوونه بازیه.

01:04:29.740 --> 01:04:32.785
‫'چراغ قرمز'. ماه دیگه میشه 80 میلیون.

01:04:32.868 --> 01:04:34.787
‫حالا اینم از کارمای تو

01:04:34.870 --> 01:04:37.790
‫با یه تق، تق، تق
‫رو درت، اوه

01:04:37.873 --> 01:04:39.583
‫چراغ قرمز، درست وایسا…

01:04:40.376 --> 01:04:42.670
‫سر صحنه، اون می‌گفت، "یوتیوب داری؟"

01:04:42.753 --> 01:04:45.965
‫من گفتم: 'آره، من یوتیوب دارم.'
‫اون گفت: 'من عاشق یوتیوبم.'

01:04:46.048 --> 01:04:48.301
‫اون گفت: 'من همه ویدیوهای یوتیوب رو دیدم.'

01:04:48.384 --> 01:04:52.763
‫هر وقت میومدم سر صحنه،
‫اون فقط داشت آهنگ پخش میکرد

01:04:52.847 --> 01:04:56.559
‫و حال میکرد، و همه خیلی
‫خیلی هیجان زده میشدن.

01:04:56.642 --> 01:04:58.895
‫به برنامه ریدیکولسنس خوش اومدید.

01:04:58.978 --> 01:04:59.896
‫سه، دو، یک!

01:04:59.979 --> 01:05:03.900
‫ریدیکولسنس، برنامه لذت
‫گناهکاری که همیشه تماشا میکنم.

01:05:03.983 --> 01:05:06.986
‫فکر میکنم در واقع بهترین برنامه تلویزیونیه.

01:05:07.069 --> 01:05:09.030
‫میدونی این برنامه منو یاد چی میندازه؟

01:05:09.113 --> 01:05:12.241
‫مثل... کارگردان، جودوروفسکی رو میشناسی؟

01:05:12.325 --> 01:05:15.494
‫فیلماش اینطوریه، همش یه سری تصاویر
‫شوکه کننده پشت سر هم پشت سر هم

01:05:15.578 --> 01:05:16.996
‫آدم می‌گه «این دیگه چیه؟»

01:05:17.079 --> 01:05:19.874
‫حتی فرصت نمی‌کنی بگی...
‫سریع می‌ره سراغ چیز بعدی.

01:05:20.875 --> 01:05:24.837
‫ریدیکیولسنس مثل نسخه کودکانه
‫تلویزیونیه فیلم جودوروفسکیه.

01:05:25.504 --> 01:05:28.715
‫عاشقشم. عاشق اینم که اون
‫نشسته داره ریدیکولسنس تماشا میکنه.

01:05:28.799 --> 01:05:30.509
‫این خیلی خنده داره.

01:05:30.592 --> 01:05:32.844
‫خیلی خنده داره.

01:05:33.470 --> 01:05:37.557
‫مغزش مثل یه آبکش میمونه.
‫یعنی، کلمه درستیه؟ آبکش؟

01:05:37.641 --> 01:05:40.310
‫- یعنی، همه چیو جذب میکنه؟
‫- آره، اسفنج.

01:05:40.394 --> 01:05:42.062
‫اسفنج. مغزش مثل یه اسفنج میمونه.

01:05:42.145 --> 01:05:45.440
‫اینجوری ادی رو توصیف
‫میکنم. مغزش مثل یه اسفنج میمونه.

01:05:50.570 --> 01:05:53.031
‫من یه کمدین استندآپ نیستم.

01:05:55.158 --> 01:05:56.159
‫مثلا، من...

01:05:56.243 --> 01:05:58.787
‫میدونی، من بامزه ام، و
‫میتونم این کارو انجام بدم.

01:05:58.870 --> 01:06:01.581
‫ولی من نمیبینم... نمیگم، 'من یه کمدینم.'

01:06:01.665 --> 01:06:05.210
‫مثلا، نمیگم، 'من یه
‫بازیگرم،' یا 'من یه موسیقیم.'

01:06:05.961 --> 01:06:10.340
‫من یه هنرمندم که میتونه خودش
‫رو به روش های مختلفی بیان کنه.

01:06:11.258 --> 01:06:15.595
‫حساسیت معیاره، نه اینکه چقدر استعداد داری.

01:06:15.679 --> 01:06:21.393
‫حساس ترین فرد هنرمندی خواهد
‫بود که بیشترین هماهنگی رو داره.

01:06:25.313 --> 01:06:27.149
‫نمیخوام خیلی هنری بشم.

01:06:32.487 --> 01:06:34.573
‫اگه بذاری میتونم خیلی هنری بشم.

01:06:35.699 --> 01:06:38.035
‫من چیزی رو به زور نمیخوام.

01:06:38.618 --> 01:06:39.953
‫من قایق پارو نمیزنم.

01:06:40.037 --> 01:06:42.456
‫قایق پارویی نیست. قایق بادبانیه.

01:06:43.040 --> 01:06:45.417
‫من اینجوری نیستم که... 'باید برم اونجا.'

01:06:45.500 --> 01:06:47.085
‫من اینجوریم که...

01:06:47.169 --> 01:06:49.296
‫من سوار یه قایق بادبانی هستم، و این...

01:06:49.379 --> 01:06:51.840
‫بذار این نسیم رو بگیرم و این طرف برم.

01:06:52.466 --> 01:06:56.511
‫من تلاشی برای چیزی
‫بودن یا رسیدن به جایی نمیکنم.

01:06:57.721 --> 01:06:59.347
‫من فقط هستم.

01:07:04.019 --> 01:07:05.187
‫جالبه.

01:07:06.229 --> 01:07:09.357
‫اگه بتونی ۴۰ سال تو این کار باشی،

01:07:09.441 --> 01:07:12.194
‫یه چیزایی میسازی که جواب نمیده.

01:07:13.112 --> 01:07:16.323
‫اونجاست که می‌فهمی خیلی
‫از استندآپ کمدی دور شدی.

01:07:16.407 --> 01:07:18.743
‫تو دندون نیش داری و
‫آنجلا بست رو گاز می‌گیری.

01:07:18.826 --> 01:07:22.329
‫من میگم، 'خب، فکر کنم
‫یکم از موضوع دور شدیم.'

01:07:22.413 --> 01:07:23.414
‫چون...

01:07:25.958 --> 01:07:28.627
‫اسپید در آمریکا با دیوید اسپید.

01:07:30.170 --> 01:07:34.633
‫دیوید اسپید یه برنامهٔ طنز تو 'پخش
‫زنده شنبه شب' در بخش اخبار اجرا کرد.

01:07:34.717 --> 01:07:38.554
‫تازه فیلم 'خون‌آشام در بروکلین' اومده بود.

01:07:38.637 --> 01:07:41.849
‫ببینید بچه‌ها. یه ستارهٔ
‫دنباله‌داره. یه آرزو بکنید.

01:07:43.475 --> 01:07:45.686
‫آره. درسته. دقیقا.

01:07:46.186 --> 01:07:49.273
‫تماشاچیا اونجا 'هو' کردن و بخاطر
‫گفتن اون حرف بهش پوزخند زدن، درسته؟

01:07:49.356 --> 01:07:52.067
‫واسه همین ناراحت شدم،
‫احساساتم جریحه‌دار شد.

01:07:52.151 --> 01:07:54.403
‫انگار داشتم میگفتم، 'هی، من از همونجام...'

01:07:54.486 --> 01:07:57.406
‫مثل این بود که دانشگاه
‫خودت بهت تیکه بندازه.

01:07:57.489 --> 01:08:00.492
‫به حرفه‌ام، نه به اینکه چقدر بامزه بودم...

01:08:00.576 --> 01:08:02.119
‫منو یه ستارهٔ رو به افول خوند.

01:08:02.202 --> 01:08:04.747
‫مثلا اگه الان یه همچین شوخی‌ای بود،

01:08:04.830 --> 01:08:07.458
‫و دربارهٔ یکی دیگه از اعضای
‫گروه 'پخش زنده شنبه شب' بود،

01:08:07.541 --> 01:08:11.336
‫و دربارهٔ این بود که چقدر
‫حرفه‌شون به فنا رفته، رد میشد.

01:08:11.420 --> 01:08:14.506
‫تهیه‌کننده‌ها بهش نگاه میکردن،
‫'تو این شوخی رو نمیگی.'

01:08:14.590 --> 01:08:19.219
‫بنابراین... اون شوخی از همهٔ مراحلی که
‫یه شوخی باید ازشون رد بشه، رد شده بود،

01:08:19.303 --> 01:08:22.514
‫و بعد اون داشت تو برنامه میگفت،
‫میدونی، 'یه ستارهٔ رو به افول رو بگیر.'

01:08:22.598 --> 01:08:24.725
‫واسه همین نگفتم، 'لعنت به دیوید اسپید.'

01:08:24.808 --> 01:08:29.104
‫گفتم، 'اوه، لعنت به 'پخش زنده شنبه شب'، لعنت
‫به همتون. چطور میتونید این گه رو بخورید؟'

01:08:29.188 --> 01:08:33.984
‫'شما... اینجوری دربارهٔ من فکر میکنید؟
‫اوه، حرومزاده‌های کثیف...' من اینجوری بودم.

01:08:34.067 --> 01:08:36.487
‫و واسه همین بود که سال‌ها برنگشتم.

01:08:36.570 --> 01:08:40.574
‫تو کار نمایش، بزرگترین
‫چاپلوسی رو دریافت میکنی

01:08:40.657 --> 01:08:43.786
‫و بزرگترین زهر رو، و هردوشون دروغن.

01:08:44.620 --> 01:08:46.079
‫هردوشون دروغن.

01:08:48.832 --> 01:08:51.919
‫و اینجوریه که یه جورایی با
‫هیچی باقی میمونی، میدونی.

01:08:52.002 --> 01:08:55.464
‫با این باقی میمونی، 'خب،
‫فکر کنم بهترین تلاشم رو کردم.'

01:08:56.548 --> 01:08:58.217
‫و همون باید کافی باشه.

01:08:58.967 --> 01:09:01.011
‫درسته؟ چی؟ همون باید کافی باشه.

01:09:01.094 --> 01:09:06.141
‫آگاهانه، دارم میگم، میخوام یه
‫کاری کنم که بهشون نشون بدم که...

01:09:07.768 --> 01:09:10.187
‫من مثل هیچکس تو این شهر نیستم،

01:09:10.270 --> 01:09:14.566
‫و میخوام یه کاری کنم که هیچکس
‫دیگه... فقط من بتونم انجامش بدم.

01:09:17.444 --> 01:09:21.365
‫پروفسور دیوانه تقریبا همه چیز رو نشون میده.

01:09:21.448 --> 01:09:24.535
‫اون بالاست، همهٔ اون شخصیت‌های مختلف، و...

01:09:24.618 --> 01:09:28.705
‫فیلم خنده‌داره، ولی یه
‫چیز شیرین هم توش داره.

01:09:29.832 --> 01:09:31.291
‫همهٔ عناصر اونجا هستن.

01:09:31.375 --> 01:09:34.378
‫من داوطلب میشم که این پرندهٔ
‫پیر رو از بدبختیش نجات بدم.

01:09:34.461 --> 01:09:37.130
‫کلتوس! حق نداری درباره
‫مامان اینطوری حرف بزنی.

01:09:37.214 --> 01:09:39.800
‫نه، وایسا. لازم نیست منو
‫از دست کلتوس نجات بدی.

01:09:39.883 --> 01:09:41.844
‫بزن بریم، کلتوس. بزن بریم.

01:09:41.927 --> 01:09:44.555
‫کاری که ادی داره میکنه، همه
‫اون شخصیت های دیگه رو...

01:09:44.638 --> 01:09:46.390
‫اون داره صداشونو توی ذهنش میشنوه.

01:09:46.473 --> 01:09:48.600
‫اون حتی زمان‌بندی
‫درستشون رو هم رعایت می‌کنه.

01:09:48.684 --> 01:09:52.980
‫منظورم اینه، آخه هر کدوم
‫ریتم و حجم صدای متفاوتی دارن.

01:09:53.063 --> 01:09:55.482
‫اون یه جورایی هرکوله.
‫دوباره عضلاتتو نشون بده.

01:09:55.566 --> 01:09:57.734
‫اوه، هرکول! هرکول!

01:09:57.818 --> 01:09:59.486
‫قرار نیست که اسکار بدیم.

01:10:00.487 --> 01:10:03.699
‫ما... نه، صبر کن، لعنتی.
‫قرار نیست اسکار بدیم.

01:10:03.782 --> 01:10:06.243
‫اون... هر کدوم از این
‫شخصیت ها باید نامزد میشدن.

01:10:07.119 --> 01:10:09.830
‫این شخصیت ها از اتاق گریم
‫شروع به شکل گیری می کنن.

01:10:09.913 --> 01:10:11.206
‫هیچ آمادگی قبلی وجود نداشت.

01:10:11.290 --> 01:10:13.959
‫وقتی ریک تقریباً نصف گریم رو انجام داده بود،

01:10:14.042 --> 01:10:16.169
‫شروع می کرد ازم سوال پرسیدن.

01:10:16.253 --> 01:10:18.297
‫فقط یه مکالمه با من شروع می کرد، می پرسید:

01:10:18.380 --> 01:10:20.424
‫'چند تا بچه داری؟ کجا بزرگ شدی؟'

01:10:20.507 --> 01:10:23.468
‫و من صداهای مختلف رو امتحان می
‫کنم تا ببینم چه صداهایی ازش در میاد.

01:10:23.552 --> 01:10:26.638
‫مثلاً، وقتی داره این کارو
‫میکنه، تو کم کم می فهمی

01:10:26.722 --> 01:10:29.266
‫چه صدایی با اون گریم جور درمیاد.

01:10:29.349 --> 01:10:33.061
‫و تا آخرش، یه صدای مناسب و
‫همه چیز سر جاش خواهی داشت.

01:10:35.022 --> 01:10:39.526
‫موانع زیادی وجود داشت. استودیو
‫گفت: 'ببینید، ما ادی رو دوست داریم.'

01:10:39.610 --> 01:10:41.236
‫'ما فکر می کنیم اون خیلی با استعداده،'

01:10:41.320 --> 01:10:43.822
‫ولی نمی دونم می تونه همه اون
‫شخصیت ها رو بازی کنه یا نه.'

01:10:44.781 --> 01:10:48.660
‫'چطور این شخصیت ها رو تعریف
‫می کنه که با هم فرق داشته باشن؟'

01:10:48.744 --> 01:10:50.996
‫اون باید برای به دست
‫آوردن این نقش تلاش می کرد.

01:10:51.496 --> 01:10:53.040
‫خب، اون باید تست بازیگری می داد.

01:10:53.832 --> 01:10:56.877
‫بعدش من خیلی هیجان زده شدم.
‫اون فقط گفت: 'آره، من انجامش می دم.'

01:10:56.960 --> 01:11:00.172
‫حداقل چهار ساعت گریم
‫برای هر شخصیت طول می کشه

01:11:00.255 --> 01:11:02.925
‫تا بتونی اون شخصیت رو بازی کنی.

01:11:06.762 --> 01:11:08.931
‫یه دلیلی داره که هیچ کس
‫دیگه این کارو نمی کنه.

01:11:10.140 --> 01:11:13.060
‫مثلاً هیچ استندآپ کمدینی
‫دلش نمی خواد این کارو بکنه.

01:11:13.685 --> 01:11:15.228
‫ولی اون دلش می خواد این کارو بکنه.

01:11:15.312 --> 01:11:17.230
‫ببخشید، من باید برم دستشویی.

01:11:17.314 --> 01:11:18.565
‫من امشب خیلی جذابم!

01:11:18.649 --> 01:11:20.776
‫ببخشید خانم. اجازه بدید من براتون برش دارم.

01:11:20.859 --> 01:11:21.985
‫هووو!

01:11:22.069 --> 01:11:24.488
‫اون اولین باری بود که من باهاش آشنا شدم.

01:11:24.571 --> 01:11:28.492
‫سر صحنه فیلم پروفسور دیوانه.
‫در واقع، اون از کنارم رد شد،

01:11:28.575 --> 01:11:32.204
‫و من نشناختمش چون لباس
‫شرمن کلامپ رو پوشیده بود.

01:11:32.287 --> 01:11:35.290
‫راه رفت، بعد وایستاد و گفت:
‫'هی، مرد، تو خیلی باحالی.'

01:11:35.374 --> 01:11:39.211
‫و من صداشو شنیدم... 'اوه!' و
‫بعد... 'اوه خدای من، این ادی مورفیه!'

01:11:39.294 --> 01:11:42.673
‫پسره انقدر چاقه که هر
‫وقت برمیگرده، انگار تولدشه!

01:11:44.007 --> 01:11:47.928
‫بعد برداشت های مختلف رو امتحان می
‫کردیم. اولش برداشت های مربوط به شرمن بود.

01:11:48.887 --> 01:11:53.266
‫تا چند روز بعد، وقتی می خواستیم
‫صحنه های بادی لاو رو بگیریم...

01:11:55.310 --> 01:11:58.397
‫مرد، انگار واقعاً جمعیت...
‫می تونستی حسش کنی.

01:11:58.480 --> 01:12:00.440
‫میشه لطفاً صبر کنی تا
‫حرف اصلی رو بزنم، برادر؟

01:12:00.482 --> 01:12:02.734
‫ببخشید، مرد. آخه تو خیلی باحالی!

01:12:02.818 --> 01:12:04.528
‫همه با تشویق منفجر می شدن.

01:12:04.611 --> 01:12:06.863
‫وقتی می گفتند 'کات'، همه
‫شروع می کردند به تشویق کردن.

01:12:06.947 --> 01:12:09.116
‫انگار همه می دونستن،
‫انگار، مرد، این یه چیز خاصه.

01:12:09.199 --> 01:12:10.742
‫لثه ها و دندون های رجی رو ببین.

01:12:10.826 --> 01:12:13.036
‫انگار مادرش با آقای اد رابطه داشته.

01:12:13.662 --> 01:12:15.580
‫هیچکس نمی دونست من
‫قراره یه اسطوره کمدی بشم.

01:12:15.664 --> 01:12:17.749
‫همه می دونستن اون یه اسطوره کمدیه.

01:12:17.833 --> 01:12:20.419
‫ولی اون واقعا یه چیز خاص بود.

01:12:21.003 --> 01:12:23.255
‫کار کردن باهاش خیلی آسونه...

01:12:23.338 --> 01:12:24.965
‫اوه لعنتی!

01:12:25.048 --> 01:12:27.592
‫اگه تیز و آماده باشی.

01:12:28.176 --> 01:12:30.429
‫اگه بری اونجا و دست و پا چلفتی باشی،

01:12:30.512 --> 01:12:32.681
‫اونوقته که میره تو کاروانش.

01:12:32.764 --> 01:12:35.517
‫میره دفترش و یه سری زنگ میزنه.
‫میره به آرنولد و اسلای زنگ میزنه،

01:12:35.600 --> 01:12:37.060
‫و ون دام و جکی چان،

01:12:37.144 --> 01:12:39.062
‫و بهشون میگه که نیزه
‫انداز بهتون سلام رسوند.

01:12:40.564 --> 01:12:43.275
‫باوفینگر، اون نقش چند نفر رو بازی می کنه،

01:12:43.358 --> 01:12:45.736
‫و هیچ لاتکسی روی صورتش نیست.

01:12:45.819 --> 01:12:48.238
‫هیچ لباسی برای پنهان شدن پشتش وجود نداره.

01:12:48.739 --> 01:12:51.283
‫اون جوهره شخصیت دیگه رو پیدا می کنه،

01:12:51.366 --> 01:12:52.576
‫و اون رو بازی می کنه.

01:12:52.659 --> 01:12:56.288
‫حاضری خودت رو تو یه فیلم نشون بدی؟

01:13:05.630 --> 01:13:07.382
‫آره، فکر کنم. آره.

01:13:09.843 --> 01:13:13.805
‫استیو مارتین، وقتی اومد با
‫من درباره باوفینگر صحبت کنه،

01:13:13.889 --> 01:13:17.601
‫ما تو سان فرانسیسکو بودیم.
‫اون گفت: 'بیا بریم ناهار بخوریم.'

01:13:17.684 --> 01:13:19.770
‫و من گفتم: 'اوه...'

01:13:19.853 --> 01:13:23.106
‫نزدیک بود بگم، 'من اینجا
‫هیچ امنیتی ندارم. خب، من...'

01:13:23.190 --> 01:13:25.859
‫نزدیک بود اینو بگم. و من هیچی نگفتم.

01:13:25.942 --> 01:13:27.110
‫گفتم: 'اوه، باشه.'

01:13:27.194 --> 01:13:30.530
‫و بعد پیاده رفتیم به یه رستوران،

01:13:30.614 --> 01:13:33.366
‫حدودا ده بلوک از هتل دور بود.

01:13:34.076 --> 01:13:36.119
‫می دونی، و مردم می گفتن، 'هی.'

01:13:36.203 --> 01:13:39.873
‫می دونی، هر از گاهی می
‫گفتن، 'هی ادی، هی استیو.' و تمام.

01:13:39.956 --> 01:13:43.919
‫انگار می گفتن، 'هی، تو
‫به محافظ احتیاج نداری.'

01:13:44.002 --> 01:13:47.881
‫می تونی فقط راه بری، و، می
‫دونی، هیچکس قرار نیست تعقیبت کنه

01:13:47.964 --> 01:13:50.509
‫و تیکه تیکه ات کنه یا هیچ کدوم از اون چیزا.

01:13:50.592 --> 01:13:53.637
‫هر وقت دیدی یه نفر
‫داره تو خیابون تعقیب میشه

01:13:53.720 --> 01:13:57.307
‫و جیغ و داد و اینا، تقریبا، تقریبا همیشه

01:13:57.390 --> 01:14:01.895
‫یه جوون بیست و چند ساله است، و
‫یه نوجوون یا یه بچه داره جیغ می زنه.

01:14:01.978 --> 01:14:05.440
‫وقتی که می رسی به... خیلی
‫کم پیش میاد طرفدارهای سی ساله

01:14:05.524 --> 01:14:09.361
‫کسی رو تو خیابون تعقیب کنن
‫و جیغ بزنن و این کارا رو بکنن.

01:14:09.444 --> 01:14:12.614
‫ولی تو سی سالگی فکر
‫می کنی، 'هنوزم میان دنبالم.'

01:14:12.697 --> 01:14:14.199
‫نه، الان دیگه دنبالت نمیان.

01:14:14.282 --> 01:14:16.952
‫الان اونا مادرن، و اصلا دنبالت نمیان.

01:14:18.078 --> 01:14:19.204
‫وقتی اون برگشت

01:14:19.788 --> 01:14:22.666
‫و داشت فیلم های خانوادگی می ساخت،

01:14:22.749 --> 01:14:25.335
‫این همچنین نشونه ای بود
‫که ما هم می تونیم بزرگ شیم.

01:14:31.174 --> 01:14:35.220
‫اون واقعا، واقعا، واقعا، واقعا باهوشه
‫در مورد اینکه چطور ارتباط برقرار کنه

01:14:35.303 --> 01:14:37.764
‫با یه مخاطب کاملا جدید هر ده سال.

01:14:38.390 --> 01:14:42.727
‫پدر بودنش بخشی از چیزیه که باعث تغییر...

01:14:43.770 --> 01:14:44.938
‫انتخاب مطالبش شد.

01:14:45.480 --> 01:14:48.108
‫اون از یه آدم خشن تبدیل شد به

01:14:48.191 --> 01:14:52.028
‫یه آدم خانواده‌دوست، ولی
‫این... جادوش هنوز باقی مونده.

01:14:52.112 --> 01:14:53.989
‫می‌دونی یه چیز دیگه که همه
‫دوست دارن چیه؟ پارفیت.

01:14:54.072 --> 01:14:56.575
‫تا حالا شده به یه نفر بگی،
‫'هی، بیا پارفیت بخوریم،'

01:14:56.658 --> 01:14:59.452
‫اون بگه، 'عمراً، من از پارفیت خوشم
‫نمیاد'؟ پارفیت خیلی خوشمزه‌ست.

01:14:59.536 --> 01:15:00.412
‫نه!

01:15:00.495 --> 01:15:01.913
‫ادی مورفی، خر...

01:15:01.997 --> 01:15:04.249
‫این یکی از بهترین اجراهای تاریخ سینماست.

01:15:04.332 --> 01:15:08.003
‫مثلاً اونجاش که میگه، 'من دارم وافل درست
‫می‌کنم.' همه‌ی اون چیزا خیلی خنده‌داره.

01:15:08.086 --> 01:15:11.423
‫متاسفم، جایگاه حیوان سخنگوی
‫آزاردهنده قبلاً گرفته شده!

01:15:11.506 --> 01:15:12.549
‫بزن بریم، شرک!

01:15:13.216 --> 01:15:14.134
‫شرک؟

01:15:14.217 --> 01:15:16.136
‫خیلی خوبه که تو یه فیلم خوب باشی

01:15:16.219 --> 01:15:19.556
‫چون هیچ‌کس از اولش
‫قصد نداره یه فیلم بد بسازه.

01:15:19.639 --> 01:15:22.767
‫پس وقتی یه فیلم می‌سازی،
‫و خوب از آب درمیاد،

01:15:22.851 --> 01:15:24.352
‫هیچی لذت‌بخش‌تر از این نیست.

01:15:34.279 --> 01:15:37.032
‫باشه، لازم نیست نگران چیزی باشی.

01:15:37.574 --> 01:15:42.037
‫هویتت کاملاً پنهان می‌مونه.
‫فقط می‌خوام یه سوال ازت بپرسم.

01:15:42.621 --> 01:15:44.497
‫کی بهت کوکائین داد؟

01:15:44.581 --> 01:15:45.624
‫شرک.

01:15:46.208 --> 01:15:47.375
‫شرک!

01:15:50.253 --> 01:15:54.257
‫بعد از همه‌ی اون جلسات
‫شرک، سردرد شدیدی می‌گرفتم.

01:15:54.341 --> 01:15:57.510
‫اون همه جیغ زدن و صد در صد انرژی گذاشتن.

01:15:59.554 --> 01:16:02.182
‫همه‌ی اون کارا، انجام
‫دادنش خیلی خسته‌کننده بود.

01:16:02.933 --> 01:16:05.810
‫آره، من هیچ‌وقت منتظر کار
‫کردن نیستم چون ترجیح میدم که...

01:16:05.894 --> 01:16:08.271
‫ترجیح میدم خونه باشم و هیچ کاری نکنم.

01:16:10.941 --> 01:16:13.610
‫هی، اینجا داره سرد میشه.
‫من این سقف رو می‌بندم.

01:16:15.278 --> 01:16:19.032
‫وقتی این خونه رو ساختم، از
‫اجاره کردن خونه خسته شده بودم.

01:16:19.115 --> 01:16:22.285
‫میومدم بیرون و فیلم می‌ساختم و
‫مجبور بودی یه خونه اجاره کنی.

01:16:22.369 --> 01:16:25.956
‫کم‌کم به جاهای بزرگ‌تری نیاز پیدا کردم،
‫و اجاره‌ی این خونه‌ها خیلی گرون بود.

01:16:26.039 --> 01:16:28.875
‫برای همین گفتم، باید یه
‫خونه اون بیرون بسازم.

01:16:30.335 --> 01:16:32.045
‫این خونه برای جن‌زده شدن خیلی عالیه.

01:16:32.128 --> 01:16:35.966
‫مثلاً ۱۰۰ سال دیگه، مردم
‫میگن، 'من صداشو اینجا شنیدم.'

01:16:36.049 --> 01:16:38.551
‫من دور و بر این خونه می‌پلکم، مثلِ...

01:16:40.595 --> 01:16:43.807
‫'من صداشو شنیدم. شنیدم
‫که داشت اون بالا می‌خندید.'

01:16:44.391 --> 01:16:48.186
‫وقتی تازه طلاق گرفته
‫بودم، و اینجا تنها بودم،

01:16:48.270 --> 01:16:52.732
‫و می‌دونی، این سقف‌های
‫بلند، و من خیلی ناراحت بودم،

01:16:52.816 --> 01:16:55.819
‫و گفتم، 'این مثل خونه‌ی دراکولاست.'

01:16:55.902 --> 01:16:58.154
‫گفتم، 'من... من... من دراکولام.'

01:17:01.199 --> 01:17:03.368
‫اون یه دوره‌ی سه ساله‌ی بامزه بود

01:17:03.451 --> 01:17:06.162
‫بعد از اینکه طلاق گرفتم،
‫و نمی‌دونستم باید چیکار کنم.

01:17:06.246 --> 01:17:09.207
‫احتمالاً ۴۵ سالم بود... چهل...

01:17:09.291 --> 01:17:13.920
‫و میگی، 'باشه،' و میگی،
‫'من میخوام دوباره برم کلاب.'

01:17:14.004 --> 01:17:17.549
‫و به همه‌ی دوستای قدیمی،
‫همه‌ی مردهای قدیمی زنگ می‌زنی.

01:17:17.632 --> 01:17:19.509
‫و همه‌مون میانسال بودیم

01:17:19.592 --> 01:17:22.470
‫و سعی می‌کردیم مثل قدیما بریم کلاب.

01:17:23.930 --> 01:17:25.807
‫من تو یه کلاب تو وگاس بودم.

01:17:25.890 --> 01:17:29.561
‫داشتم از بین جمعیت رد
‫می‌شدم، که یه دختر دستمو گرفت.

01:17:29.644 --> 01:17:31.062
‫برای همین برگشتم،

01:17:31.146 --> 01:17:34.983
‫و دیدم یه دختر جوون... حدوداً ۲۱، ۲۲ ساله.

01:17:36.026 --> 01:17:37.652
‫و من گفتم، 'هی.'

01:17:37.736 --> 01:17:40.697
‫'هی، خانم جوان... حواست
‫باشه... هی، خانم جوان.'

01:17:40.780 --> 01:17:41.948
‫من اونجا رفتم.

01:17:42.032 --> 01:17:46.828
‫اون، خب، از دخترای منم جوون تر بود. مثل این بود
‫که بگم، 'هی، دیگه خیلی داری زیاده روی می کنی.'

01:17:46.911 --> 01:17:50.623
‫گفتم، 'باشه، شاید وقتشه
‫دیگه به کلاب ها نرم.'

01:17:54.711 --> 01:17:58.131
‫'هی، از این کارا نمی کنیم.
‫کدوم یکی از شما این کارو کرد؟'

01:18:01.384 --> 01:18:04.929
‫هیچ وقت فکر نمی کردم، هیچ
‫وقت، که تو کالیفرنیا زندگی کنم

01:18:05.013 --> 01:18:09.100
‫چون من... من یه آدم ساحل شرقی
‫هستم. خیلی ساحل شرقی بودم.

01:18:09.642 --> 01:18:10.810
‫ولی اینجا رو دوست دارم.

01:18:12.103 --> 01:18:14.647
‫شاید شبیه یه آدم کالیفرنیایی به نظر برسم.

01:18:14.731 --> 01:18:17.817
‫می دونی، همه اون حرفا درباره سطح معنوی.

01:18:17.901 --> 01:18:19.986
‫'سطح معنوی درونیه.'

01:18:20.070 --> 01:18:23.323
‫گفتم، 'تو نمی تونی این چرت و
‫پرتا رو تو خیابونای نیویورک بگی.'

01:18:25.658 --> 01:18:27.660
‫'می گن سطح معنوی درونیه...'

01:18:27.744 --> 01:18:30.288
‫'بهتره با این چرت و پرتا
‫گورتو از جلوی چشمام گم کنی.'

01:18:32.874 --> 01:18:36.169
‫اون بوی مصنوعی رو داشت
‫که تو بلاجیو پخش می کنن.

01:18:36.252 --> 01:18:37.629
‫گفتم، 'اینجا خیلی خوبه.'

01:18:38.630 --> 01:18:41.674
‫کمدین ها وقتی همه چی عالی نیست کار می کنن.

01:18:41.758 --> 01:18:45.512
‫من به خونه ام می گم عمارت
‫سیاه چون همه چی... افتضاحه.

01:18:45.595 --> 01:18:47.972
‫مثلا، من یه شیر آب تو
‫حموم دارم. فقط می ذارم...

01:18:48.056 --> 01:18:50.016
‫آب می پاشه بیرون. منم همونجوری ولش می کنم.

01:18:50.100 --> 01:18:52.852
‫چون اینطوری باحال می مونم.
‫می بینم مردم از حموم میان بیرون،

01:18:52.936 --> 01:18:54.104
‫'فاکس دیگه چه کوفتیه...'

01:18:54.187 --> 01:18:56.314
‫و اتاق بازی... اتاق بازیش داغون بود.

01:18:56.398 --> 01:18:59.943
‫می دونم اونم نمی دونه من چی می
‫گم، چون همه بازیاش کار می کنه.

01:19:00.026 --> 01:19:02.028
‫نباید همه بازیات تو اتاق بازیت کار کنه.

01:19:02.112 --> 01:19:06.032
‫خانم پک-من باید یه دکمه اش کنده شده
‫باشه یا یه همچین چیزی تا تو باحال باشی.

01:19:07.534 --> 01:19:09.911
‫وقتی داشتیم دختران رویایی رو می
‫ساختیم، من خیلی پرانرژی میومدم.

01:19:09.994 --> 01:19:12.038
‫فکر می کنم بعضی وقتا خیلی هیجان زده می شدم.

01:19:12.122 --> 01:19:13.456
‫هی، مرد. این یارو کیه؟

01:19:13.540 --> 01:19:15.166
‫من فقط اون دانش رو می خواستم.

01:19:15.750 --> 01:19:18.545
‫و وقتی دختران رویایی رو
‫می بینی، یه اجرای بی نقصه.

01:19:18.628 --> 01:19:20.422
‫و می تونستی یه چیزایی از...

01:19:22.173 --> 01:19:25.510
‫درد رو ببینی، می دونی...
‫از هر جا که داشت می گرفت.

01:19:26.636 --> 01:19:29.514
‫من درست بعد از طلاقم
‫داشتم فیلم رو بازی می کردم.

01:19:29.597 --> 01:19:32.183
‫پس داشتم این آشغالای
‫احساسی رو تجربه می کردم.

01:19:33.518 --> 01:19:36.688
‫روی پرده، فکر می کنم خیلی چیزا واقعی بود،

01:19:36.771 --> 01:19:38.898
‫و اون... اون، خب، درست همونجا بود.

01:19:38.982 --> 01:19:42.360
‫پس من... من واقعا یه
‫درد واقعی رو تجربه کردم.

01:19:42.444 --> 01:19:44.779
‫پس یه مقدار از اون تو فیلم مشخصه.

01:19:45.405 --> 01:19:48.324
‫ادی مورفی با اولین گلدن
‫گلوبش از اونجا دور میشه،

01:19:48.408 --> 01:19:51.870
‫برای بهترین بازیگر نقش مکمل
‫مرد، بعد از چهار نامزدی قبلی.

01:19:58.501 --> 01:20:01.129
‫منظورم اینه، من فکر کردم
‫اونجا ادی مورفی واقعی رو دیدیم.

01:20:01.212 --> 01:20:03.298
‫- من واقعی؟
‫- آره، تو می تونی بازی کنی، می تونی بخونی.

01:20:03.381 --> 01:20:04.924
‫داری خوب انجامش میدی، دوست من.

01:20:05.008 --> 01:20:07.677
‫فیلم باحالی بود. تونستم
‫کارای مختلفی انجام بدم.

01:20:07.760 --> 01:20:08.761
‫ولی اون من نبودم.

01:20:08.803 --> 01:20:10.763
‫- اون من واقعی نیستم.
‫- تو واقعی نیستی؟

01:20:10.847 --> 01:20:12.807
‫من هیچ وقت خودم واقعی
‫نبودم، هیچ وقت روی پرده.

01:20:12.891 --> 01:20:14.893
‫خب، تو واقعی کی هستی، به خاطر خدا؟

01:20:14.976 --> 01:20:16.769
‫اوه...

01:20:16.853 --> 01:20:19.272
‫اون اومد پیش من و گفت...

01:20:19.355 --> 01:20:22.233
‫'اوم، من این فیلمنامه دیوونه‌وار رو نوشتم.'

01:20:22.317 --> 01:20:24.444
‫'اسمش نوریته.'

01:20:24.527 --> 01:20:26.613
‫و قرار بود نقش چند شخصیت رو بازی کنه.

01:20:26.696 --> 01:20:28.823
‫اون نقش اول مرد بود. اون نقش اول زن بود.

01:20:28.907 --> 01:20:30.783
‫لعنت بهت نوریت! چند بار باید بهت بگم،

01:20:30.825 --> 01:20:32.577
‫وقتی ماشین منو میرونی، صندلی منو تنظیم نکن!

01:20:32.660 --> 01:20:33.786
‫من به صندلیت دست نزدم.

01:20:33.870 --> 01:20:37.790
‫چون کمدی و گریم بود، مردم
‫به جنبه فنی‌اش نگاه نمی‌کردند

01:20:37.874 --> 01:20:40.335
‫که واقعاً چقدر کار روش انجام شده.

01:20:40.418 --> 01:20:43.046
‫ولی اونا می‌خندن، و این همون چیزیه
‫که ما سعی می‌کنیم کاری کنیم انجام بدن.

01:20:43.129 --> 01:20:47.717
‫درست زمانی بیرون اومد که تو
‫باید برای اسکار کمپین می‌کردی.

01:20:49.802 --> 01:20:53.056
‫فقط، می‌دونی، آب رو کثیف کرد.

01:20:54.057 --> 01:20:56.226
‫و اسکار می‌رسه به...

01:21:00.063 --> 01:21:04.442
‫نبردن اسکار یا نبردن هیچ
‫جایزه‌ای برای من آزاردهنده نیست.

01:21:04.526 --> 01:21:08.446
‫چیزی که ذهن منو به فاک میده اینه که
‫من لباس می‌پوشم و میام به این مراسم

01:21:08.530 --> 01:21:11.824
‫چون من معمولاً به مراسم اهدای جوایز نمی‌رم.

01:21:11.908 --> 01:21:13.785
‫این... هروقت می‌بازم، میگم:

01:21:13.868 --> 01:21:16.246
‫'این حرومزاده‌ها منو مجبور
‫کردن این همه راه رو بیام.'

01:21:16.329 --> 01:21:19.958
‫'می‌تونستم تو خونه ببازم.
‫من کلهم تو تاکسیدو لعنتی‌ام.'

01:21:20.041 --> 01:21:23.753
‫'چه... چه اتلاف وقتی.' من
‫هیچوقت نمیگم، 'اوه، من نبردم.'

01:21:23.836 --> 01:21:27.715
‫میگم، 'هی... منو الکی کشوندین اینجا.'

01:21:28.466 --> 01:21:31.052
‫بردن چیزها همیشه فوق‌العاده‌ست.

01:21:31.135 --> 01:21:33.304
‫ولی اگه نبرم، اصلا برام مهم نیست.

01:21:33.388 --> 01:21:37.225
‫من هنوز میام خونه و... من هنوز صبحش ادی‌ام.

01:21:40.728 --> 01:21:43.273
‫من در سال ۲۰۱۱ فیلم‌سازی رو متوقف کردم.

01:21:43.356 --> 01:21:45.400
‫گفتم، 'بذار از فیلم‌ها یه استراحت کنم.'

01:21:45.483 --> 01:21:47.277
‫داشتم فیلم‌های مزخرف می‌ساختم.

01:21:48.319 --> 01:21:49.362
‫من گو-گامو می‌خوام!

01:21:50.029 --> 01:21:51.948
‫منظورم اینه که، این مزخرفات
‫اصلا سرگرم‌کننده نیست.

01:21:52.031 --> 01:21:53.616
‫دارن به من تمشک طلایی میدن.

01:21:53.700 --> 01:21:57.662
‫فکر کنم اون حرومزاده‌ها یه تمشک طلایی بدترین
‫بازیگر تاریخ یا یه همچین چیزی بهم دادن.

01:21:57.745 --> 01:22:00.915
‫گفتم، 'هی، شاید وقتشه...
‫شاید وقتشه یه استراحت کنم.'

01:22:02.458 --> 01:22:04.877
‫فهمیدم که انگار، 'هی...'

01:22:04.961 --> 01:22:08.506
‫'مردم متوجه نیستن که من استراحت کردم.'

01:22:09.632 --> 01:22:13.720
‫پس گفتم، 'بذار از این مبل بلند شم
‫تا بهشون یادآوری کنم که من بامزه‌ام

01:22:13.803 --> 01:22:15.680
‫و اینکه من از دور خارج نشدم.'

01:22:15.763 --> 01:22:17.682
‫من به انتخاب خودم رو مبل‌ام.

01:22:19.517 --> 01:22:24.188
‫و بعد گفتم، 'هی، میدونی چیه؟ گور
‫باباش. SNL بخشی از تاریخ منه.'

01:22:25.023 --> 01:22:29.110
‫'من باید دوباره با اون برنامه ارتباط
‫برقرار کنم چون من از اونجا اومدم.'

01:22:35.700 --> 01:22:40.204
‫اون اصطکاک کوچیکی که من با
‫SNL داشتم ۳۵ سال پیش بود.

01:22:41.372 --> 01:22:44.709
‫من با دیوید اسپید هیچ مشکلی ندارم.

01:22:45.835 --> 01:22:49.088
‫من با هیچ‌کس مشکلی ندارم.

01:22:49.797 --> 01:22:53.593
‫و انگار گفتم، 'هی، بذار برم
‫SNL و همه چیو درست کنم.'

01:22:54.260 --> 01:22:55.261
‫و این کارو کردم.

01:22:55.970 --> 01:22:57.055
‫این ادی مورفیه.

01:23:07.607 --> 01:23:08.608
‫برگشت به خودت.

01:23:10.234 --> 01:23:13.404
‫خیلی عجیب بود چون من
‫بارها تو اون جلسه بودم.

01:23:13.488 --> 01:23:15.782
‫من تو اون جلسه هستم.
‫داشتم با همه ملاقات می‌کردم.

01:23:15.865 --> 01:23:17.700
‫داشتم فکر می‌کردم، می‌دونی،

01:23:17.784 --> 01:23:19.869
‫«وای، حس می کنم این دفتر کوچکتر شده.»

01:23:19.952 --> 01:23:24.791
‫او می دانست وقتی داشت به 'SNL'
‫برمی گشت، این برای دنیا چه معنایی دارد.

01:23:24.874 --> 01:23:27.460
‫او فقط می داند که چه
‫معنایی برای همه ما دارد.

01:23:29.754 --> 01:23:31.964
‫اولش داشتیم درباره تک گویی صحبت می کردیم.

01:23:32.048 --> 01:23:36.302
‫و فکر می کنم لورن می خواست او
‫کاری کند که کمی شخصی تر باشد،

01:23:36.386 --> 01:23:38.471
‫چون مردم فقط می خواستند
‫صدای صحبت کردن او را بشنوند.

01:23:43.434 --> 01:23:48.731
‫فکر می کنم او کمی، نه نگران، بلکه
‫محتاط بود در مورد انجام یک تک گویی.

01:23:49.232 --> 01:23:52.527
‫اتفاقاً، من به تازگی بچه دار
‫شدم. من یک پسر جدید دارم.

01:23:52.610 --> 01:23:54.070
‫من الان ده تا بچه دارم.

01:23:56.989 --> 01:23:58.950
‫نمی خواهم این را بگویم...

01:23:59.033 --> 01:24:01.244
‫یازده تا، اگه کوین هارت
‫رو هم حساب کنی. چه خبره؟

01:24:05.039 --> 01:24:06.624
‫شوخی می کنم. من کوین رو دوست دارم.

01:24:07.375 --> 01:24:09.502
‫من کوین رو دوست دارم.
‫واقعاً کوین رو دوست دارم.

01:24:09.585 --> 01:24:11.796
‫من عاشقشم. کمدی بود. عالیه.

01:24:11.879 --> 01:24:14.173
‫این یک... این یک قسمت عالیه. یک شوخی عالی.

01:24:14.257 --> 01:24:17.552
‫یادمه لورن بهم زنگ زد، 'بیا پایین.'

01:24:18.386 --> 01:24:21.222
‫فکر کردم می خواهد به من بگوید ادی...

01:24:21.305 --> 01:24:24.100
‫ادی کنسل کرده، و آنها
‫می خواستند من مجری باشم.

01:24:24.767 --> 01:24:27.687
‫- هی، مرد.
‫- خانم ها و آقایان، کریس راک.

01:24:27.770 --> 01:24:30.314
‫- هی، بیا دیگه.
‫- اینجا چیکار می کنی؟

01:24:31.524 --> 01:24:33.776
‫فکر کردی این برنامه رو از دست می دم؟

01:24:34.277 --> 01:24:36.320
‫بیا دیگه، مرد. دخترام عاشق لیزو هستند.

01:24:38.614 --> 01:24:40.825
‫حتی با دست نوشته شده. نظرت چیه، آلیس؟

01:24:40.908 --> 01:24:42.910
‫نمی دونستم کسی رو می شناسی که بتونه بنویسه.

01:24:42.994 --> 01:24:44.078
‫می بینی، یک زن سفیدپوست؟

01:24:44.162 --> 01:24:48.416
‫او داشت جکی گلیسون رو تقلید می کرد، مرد. داشت
‫آرچی بانکر یا یه همچین چیزی رو تقلید می کرد.

01:24:48.499 --> 01:24:51.169
‫و باور کن، این کافیه، ای بابون بزرگ.

01:24:53.212 --> 01:24:54.422
‫شنیدی چی گفت، آلیس؟

01:24:54.505 --> 01:24:56.924
‫یادته وقتی 'بابون' یه نکته خنده دار بود؟

01:24:59.010 --> 01:25:02.638
‫ریچ لیتل می خواد بیاد تو، و
‫می خواد بره... یه کاری انجام بده،

01:25:02.722 --> 01:25:05.057
‫و میگه، 'تو یه بابون هستی، مگه نه؟'

01:25:05.141 --> 01:25:06.642
‫او می خواد بهش بگه بابون.

01:25:10.897 --> 01:25:12.774
‫چه خبر؟ حالت چطوره؟

01:25:12.857 --> 01:25:17.403
‫یه حس نوستالژی شدیدی بهم دست
‫داد. همون حس 'روزهای خوش گذشته'.

01:25:17.487 --> 01:25:20.406
‫هر از گاهی، با دوستات یا فامیلات میشینی،

01:25:20.490 --> 01:25:22.825
‫درباره یه چیزی خاطره
‫بازی می کنی و حرف می زنی،

01:25:22.909 --> 01:25:26.162
‫و بعد اون حس کوچیک بهت
‫دست میده، اون حس خوب، اون...

01:25:26.245 --> 01:25:30.041
‫اون حس 'اون روزها، روزهای
‫خوشی بودند'، یه جور حس نوستالژی.

01:25:30.124 --> 01:25:31.876
‫من یه هفته کامل اون حس رو داشتم.

01:25:39.008 --> 01:25:42.678
‫چون این برنامه دقیقاً همونطوری
‫ساخته میشه که همیشه ساخته می شده.

01:25:42.762 --> 01:25:44.680
‫من 36 ساله که به اونجا برنگشته بودم.

01:25:44.764 --> 01:25:46.849
‫بنابراین، این دقیقاً مثل
‫این بود که، می دونی،

01:25:46.933 --> 01:25:50.311
‫یکی داره میگه، 'خب، تو می
‫خوای برگردی به کلاس دوازدهم،'

01:25:50.394 --> 01:25:52.438
‫و این برنامه تو برای اون روز.'

01:25:52.522 --> 01:25:54.398
‫'تو... ساعت هشت ورزش داری.'

01:25:54.482 --> 01:25:55.483
‫'این کمد قدیمیته.'

01:25:55.566 --> 01:25:58.319
‫'اون کمد قدیمی منه. رمزش هنوز همونه.'

01:25:58.402 --> 01:26:01.656
‫15، 26، 34.

01:26:01.739 --> 01:26:04.283
‫این کمد من تو دبیرستان بود.

01:26:05.451 --> 01:26:07.745
‫به نظر نمی رسه ادی اصلاً پیر بشه.

01:26:08.287 --> 01:26:11.290
‫انگار شاید اون برنامه
‫رو پنج سال پیش ترک کرد،

01:26:11.374 --> 01:26:13.084
‫یا ده سال پیش یا یه همچین چیزی.

01:26:13.167 --> 01:26:14.919
‫به نظر نمیومد یه جدایی طولانی باشه،

01:26:15.002 --> 01:26:17.505
‫فقط به خاطر اینکه خیلی
‫سریع و با تمام وجود برگشت.

01:26:17.588 --> 01:26:21.551
‫و اگه بخوای بگی، اون فقط کفشاشو
‫درآورد و به خونه احترام گذاشت،

01:26:21.634 --> 01:26:23.344
‫یه همچین چیزی، و فقط پرید تو.

01:26:23.427 --> 01:26:26.055
‫آیا 'فکر میکنید چون سیاه‌پوستم
‫دزدیدمش' هم باز شده؟

01:26:26.138 --> 01:26:28.224
‫- یه کم.
‫- اصلا برام مهم نیست. به دوربین نگاه کن...

01:26:28.307 --> 01:26:30.226
‫'فکر میکنید چون سیاه‌پوستم دزدیدمش؟'

01:26:30.309 --> 01:26:32.687
‫- بعد دوباره مستقیم به دوربین. دقیقا.
‫- آره.

01:26:32.770 --> 01:26:33.896
‫یک، دو، سه، چهار.

01:26:33.980 --> 01:26:34.856
‫اوه، تینگ یه خانم

01:26:34.939 --> 01:26:38.234
‫اوه، تینگ یه خانم
‫اوه، تینگ یه خانم، اوه، تینگ یه خانم

01:26:38.317 --> 01:26:40.444
‫وا-او-او، او-او-او

01:26:40.528 --> 01:26:41.821
‫او-او-او، او…

01:26:41.904 --> 01:26:42.905
‫اوکی!

01:26:45.533 --> 01:26:47.326
‫و اون تیزرها رو انجام داد. مثلا...

01:26:47.410 --> 01:26:51.038
‫ادی مورفی تیزرها رو سه شنبه انجام داد.

01:26:51.122 --> 01:26:53.583
‫اون داره این کارو میکنه انگار نه انگار.

01:26:53.666 --> 01:26:54.667
‫سلام، من ادی مورفی هستم.

01:26:54.750 --> 01:26:58.546
‫و من امشب میزبان 'پخش زنده
‫شنبه شب' با حضور لیزو هستم.

01:27:00.214 --> 01:27:02.842
‫- قوی.
‫- میشه یه دونه بزنم که انقدر دیوونه وار نباشه؟

01:27:05.136 --> 01:27:06.679
‫- امشب!
‫- امشب.

01:27:07.722 --> 01:27:11.392
‫و لیزو داشت اونو میخندوند. و بعد
‫شنیدم که خنده جدیدشو انجام میده.

01:27:11.475 --> 01:27:13.769
‫و یه جورایی یه خنده خیلی شدید بود.

01:27:13.853 --> 01:27:16.314
‫اون باید به اندازه کافی ریلکس
‫باشه که از خودش لذت ببره.

01:27:17.356 --> 01:27:18.357
‫هرکول.

01:27:20.610 --> 01:27:23.529
‫ولی من تو اون لحظه متوجه
‫شدم، با خودم گفتم، 'اوه، عجب.'

01:27:23.613 --> 01:27:26.699
‫انگار اون خنده‌شو کنار
‫گذاشته و یه خنده جدید داره.

01:27:26.782 --> 01:27:29.869
‫اون گفت، 'آره، خنده من
‫داشت تبدیل به یه حقه میشد.'

01:27:30.494 --> 01:27:33.247
‫'و من نمیخواستم مردم منو
‫تو یه چارچوب قرار بدن.'

01:27:33.331 --> 01:27:36.125
‫اون یه آدم خیلی، میدونی، متعادله.

01:27:36.208 --> 01:27:40.004
‫پس هر وقت یه چیزی داره
‫اینو تحت الشعاع قرار میده،

01:27:40.087 --> 01:27:41.714
‫به نظر میاد که تغییر مسیر میده.

01:27:41.797 --> 01:27:43.174
‫اسم این کتاب هست،

01:27:44.425 --> 01:27:45.801
‫بازی در ازای پول.

01:27:47.428 --> 01:27:49.430
‫همه میخوان بدونن. تو کی هستی؟

01:27:49.513 --> 01:27:51.974
‫درش بیار! درش بیار!

01:27:52.058 --> 01:27:53.142
‫درش بیار!

01:27:53.225 --> 01:27:55.686
‫سلام، من باکویت هستم. منو یادتونه؟

01:28:01.525 --> 01:28:04.654
‫دیدن ادی مورفی در استودیو 8H،

01:28:04.737 --> 01:28:06.405
‫یه جوریه که نمیتونم توضیح بدم.

01:28:06.489 --> 01:28:10.117
‫مثل اینه که تو سافاری باشی و
‫یه شیر رو تو حیات وحش ببینی.

01:28:10.201 --> 01:28:11.827
‫خیلی ممنونم.

01:28:11.911 --> 01:28:15.706
‫وای، خیلی عالیه که دوباره اینجا هستم و
‫میزبان 'پخش زنده شنبه شب' برای کریسمس هستم.

01:28:15.790 --> 01:28:17.208
‫یو، اد مورف.

01:28:17.291 --> 01:28:18.709
‫اوه، تریسی مورگان.

01:28:19.377 --> 01:28:22.797
‫- خوش اومدی خونه، برادر.
‫- آره، مرد. آره. چه خبر، مرد؟

01:28:22.880 --> 01:28:27.385
‫در واقع ایده لورن بود که
‫شپل و کریس رو بیاره و...

01:28:28.427 --> 01:28:30.554
‫تریسی، و اون لحظه رو رقم بزنه.

01:28:31.097 --> 01:28:33.057
‫و فکر کردم خیلی باحاله.

01:28:34.558 --> 01:28:37.895
‫وقتی شروع کردیم به تمرین
‫مونولوگ، وقتی به پایین خط نگاه می کنم،

01:28:37.979 --> 01:28:41.357
‫دیو چاپل، ادی مورفی رو می بینم،

01:28:41.440 --> 01:28:43.693
‫کریس راک، و بعد کینن.

01:28:44.610 --> 01:28:47.071
‫هر چهار نفرشون، اون چهار سوارکار،

01:28:47.154 --> 01:28:51.075
‫یه جورایی اون بالا با هم
‫بودن، دیدنش یه چیز نمادین بود.

01:28:51.158 --> 01:28:54.036
‫حتی بودن توی اون نمایش، یه جورایی بود که،

01:28:54.120 --> 01:28:56.455
‫'باورم نمیشه...'

01:28:57.373 --> 01:28:59.750
‫انگار 'باورم نمیشه این داره اتفاق می افته.'

01:28:59.834 --> 01:29:03.087
‫اگه الان دارین اینو تماشا می کنین،
‫دارین به نصف بودجه نتفلیکس نگاه می کنین.

01:29:04.755 --> 01:29:05.965
‫ممنون، نتفلیکس.

01:29:06.590 --> 01:29:09.301
‫نه من. من همه میلیون هامو تو جاده درآوردم.

01:29:10.052 --> 01:29:12.722
‫- منظورت تور رفتنه؟
‫- نه، یه کامیون بهم زد.

01:29:13.472 --> 01:29:15.975
‫یه لحظه ای بود، مثلا، توی تمرین،

01:29:16.058 --> 01:29:19.145
‫اتاق گریم من چاپل و کریس راک رو داشت.

01:29:19.228 --> 01:29:24.442
‫داشتن به ماماناشون زنگ می زدن که بهشون
‫بگن دارن نمایش ادی مورفی رو اجرا می کنن.

01:29:24.525 --> 01:29:27.319
‫انگار توی اتاق گریم من، داشتم تماشاشون
‫می کردم که یه جورایی ذوق زده شده بودن.

01:29:27.403 --> 01:29:30.281
‫اینو می بینین؟ به خاطر همینه که من
‫عاشق برگشتن به 'پخش زنده شنبه شب' هستم.

01:29:30.364 --> 01:29:31.532
‫داشتن لحظاتی مثل این.

01:29:31.615 --> 01:29:33.784
‫آخرین باری که هممون با هم بودیم کی بود؟

01:29:33.868 --> 01:29:35.745
‫پنجشنبه پیش، خونه سینباد.

01:29:38.664 --> 01:29:42.293
‫حالا، کدوم خنده دارتره،
‫سینباد، آرسنیو، یا خونه من؟

01:29:44.211 --> 01:29:48.007
‫به نظر می رسه خونه شما محتمل ترین
‫جا برای اتفاق افتادن این موضوع باشه.

01:29:48.090 --> 01:29:50.092
‫خونه شما محتمل ترین جاست.

01:29:50.176 --> 01:29:52.595
‫یه چیز خنده داری در مورد
‫کلمه 'سینباد' وجود داره.

01:29:52.678 --> 01:29:55.389
‫حالا، آخرین باری که هممون
‫اینجوری با هم بودیم کی بود؟

01:29:55.473 --> 01:29:57.600
‫پنجشنبه پیش، خونه آرسنیو.

01:29:59.435 --> 01:30:01.896
‫می دونی، من تا حالا خونه آرسنیو نرفتم.

01:30:01.979 --> 01:30:04.732
‫- تو چه جور دوستی هستی؟
‫- نه، اون چه جور دوستیه؟

01:30:04.815 --> 01:30:06.859
‫- اون چه جور دوستیه؟
‫- اوه، تو...

01:30:08.778 --> 01:30:10.154
‫تمومش کنین.

01:30:10.237 --> 01:30:13.324
‫این یکی از هیجان انگیزترین کاراییه
‫که فکر می کنم تا حالا انجام دادم.

01:30:13.407 --> 01:30:15.451
‫- آره. آره. موافقم.
‫- آره، راستش.

01:30:15.951 --> 01:30:16.952
‫موافقم.

01:30:17.495 --> 01:30:20.289
‫به اوباما گفتم، برای
‫متوقف کردن جرم و جنایت،

01:30:20.372 --> 01:30:23.375
‫باید اون برنامه پنیر دولتی
‫رو دوباره راه بندازیم.

01:30:23.459 --> 01:30:26.879
‫سرعت سیاهپوستا رو کم می کنه.
‫بهت میگم، اینو تو شام خبرنگارا بهش گفتم.

01:30:26.962 --> 01:30:29.924
‫- من هیچ وقت پنیر دولتی نخوردم.
‫- ادی، تو پنیر دولتی خوردی.

01:30:30.007 --> 01:30:32.593
‫- تو اهل بروکلینی.
‫- ولی ما هیچ وقت پنیر دولتی نداشتیم.

01:30:32.676 --> 01:30:34.637
‫آره، داشتی. من اینو باور نمی کنم.

01:30:34.720 --> 01:30:35.888
‫من یه عکس گرفتم.

01:30:35.971 --> 01:30:38.599
‫تو کامبوز داشتی. اون
‫از پنیر دولتی درست شده.

01:30:38.682 --> 01:30:41.143
‫یادمه وقتی بچه بودم پنیر سوئیسی می خوردم.

01:30:42.103 --> 01:30:43.771
‫یادمه ژامبون و سوئیسی می خوردم...

01:30:43.854 --> 01:30:46.941
‫من تا حداقل 20 سالم نشده بود
‫پنیر سوئیسی رو کشف نکردم.

01:30:47.024 --> 01:30:48.567
‫من ژامبون و پنیر سوئیسی خوردم...

01:30:48.651 --> 01:30:50.861
‫تا حالا داستان جیمز براون
‫رو براشون تعریف کردی؟

01:30:50.945 --> 01:30:53.823
‫- کدوم یکی؟
‫- همون که هیچ کس یه میلیون دلار نداره؟

01:30:54.532 --> 01:30:56.700
‫اوه، و اون به من گفت پولمو دفن کنم.

01:30:58.744 --> 01:31:00.704
‫اون به من گفت، 'پولتو تو حیاط دفن کن.'

01:31:00.788 --> 01:31:04.875
‫گفت: 'اگه پولت رو قایم نکنی،
‫دولت میاد و همه رو میگیره.'

01:31:04.959 --> 01:31:07.711
‫گفت: 'فکر میکنی یه میلیون دلار داری؟'

01:31:07.795 --> 01:31:10.047
‫گفتم: 'آره.' گفت…

01:31:10.131 --> 01:31:13.968
‫زنش رد شد. گفت: 'هی،
‫فکر میکنه یه میلیون دلار داره.'

01:31:14.051 --> 01:31:15.386
‫و اون این شکلی کرد.

01:31:16.679 --> 01:31:19.306
‫گفت: 'هیچ سیاه پوستی تو
‫آمریکا یه میلیون دلار نداره.'

01:31:19.390 --> 01:31:23.018
‫'تنها کسی که تو شو بیزنس یه
‫میلیون دلار داره، سیلوستر استالونه.'

01:31:23.102 --> 01:31:26.021
‫بعد گفت: 'اگه یه میلیون
‫داری، هر چقدر پول داری،'

01:31:26.105 --> 01:31:27.606
‫باید بری بانک.'

01:31:27.690 --> 01:31:32.444
‫'و به بانک زنگ میزنی، پولت رو
‫از بانک میاری بیرون و دفنش میکنی.'

01:31:33.404 --> 01:31:37.158
‫گفتم: 'چرا باید دفنش کنم؟'
‫گفت: 'دولت میاد پولت رو میگیره.'

01:31:37.241 --> 01:31:38.784
‫گفتم: 'کجا پول رو دفن کنم؟'

01:31:38.868 --> 01:31:42.037
‫گفت: 'یه تیکه زمین خوب
‫بخر و پول رو اونجا دفن کن.'

01:31:42.121 --> 01:31:44.373
‫گفتم: 'مگه دولت نمیتونه زمینت رو بگیره؟'

01:31:44.456 --> 01:31:47.042
‫گفت: 'اونا از پول خبردار نمیشن.'

01:31:47.126 --> 01:31:49.128
‫'اونا نمیدونن پول کجاست.'

01:31:49.211 --> 01:31:53.048
‫سالها بعد فهمیدم وقتی اون حرفها رو
‫میزد، 'انجل داست' مصرف کرده بود.

01:31:56.510 --> 01:32:01.557
‫شروع برنامه ادی مورفی، پرتنش
‫ترین شروعی بود که تا حالا توش بودم.

01:32:04.476 --> 01:32:08.314
‫تقریباً ترسناک بود، انگار که
‫حتماً باید خوب پیش میرفت.

01:32:08.898 --> 01:32:12.902
‫و اگه بد میشد، ادی مورفی رو ناامید میکردیم.

01:32:14.069 --> 01:32:15.571
‫الان ساعت 11:27 است.

01:32:41.931 --> 01:32:44.892
‫بهترین چیزی که باید براش دعا
‫کرد، به جای پول و همه چیز…

01:32:46.435 --> 01:32:47.978
‫دعا برای آرامش ذهنه.

01:32:50.231 --> 01:32:51.398
‫ده ثانیه…

01:32:51.482 --> 01:32:55.152
‫به دنبال آرامش ذهن باشید.
‫اگه بهش برسید، همه چیز دارید.

01:32:57.905 --> 01:33:02.326
‫خانم ها و آقایان، ادی مورفی!

01:33:24.807 --> 01:33:28.185
‫یکی از بهترین 'SNL'هایی
‫بود که تا حالا ساخته شده.

01:33:28.269 --> 01:33:32.147
‫وقتی تموم شد، رفتم پیش لورن مایکلز،

01:33:33.148 --> 01:33:36.694
‫و گفتم: 'همین الان باید استعفا بدی.'

01:33:38.112 --> 01:33:40.656
‫'بهتر از این نمیشه.'

01:33:43.909 --> 01:33:46.829
‫گفتم: 'ادی.' نگاهم کرد و گفت: 'چی شده؟'

01:33:46.912 --> 01:33:48.998
‫گفتم: 'زندگیت یه دور کامل زد.'

01:33:49.081 --> 01:33:51.583
‫- آره، داداش. ترکوندیم.
‫- ممنون، رفیق.

01:33:52.084 --> 01:33:53.836
‫همه چیز از اینجا شروع شد.

01:33:56.797 --> 01:33:58.590
‫همه چیز از اینجا شروع شد.

01:34:03.178 --> 01:34:05.097
‫برگشتن به 'پخش زنده شنبه شب'…

01:34:05.180 --> 01:34:07.558
‫- عالی بود.
‫- فوق العاده.

01:34:07.641 --> 01:34:10.311
‫…تجربه خیلی خوبی بود.

01:34:11.145 --> 01:34:16.191
‫انرژی خلاقیتم، همه چیز
‫دوباره تا آخر زیاد شده بود.

01:34:16.275 --> 01:34:19.069
‫انگار که میگفتم: 'هی، من میخوام کار کنم.'

01:34:19.695 --> 01:34:25.200
‫فکر میکنم خیلی وقتا انتظار داریم
‫کمدین ها فقط راه برن و جوک بگن،

01:34:25.284 --> 01:34:27.328
‫و همیشه بامزه باشن.

01:34:27.411 --> 01:34:30.914
‫و وقتی اینطور نیستن، شما…

01:34:30.998 --> 01:34:35.252
‫یادتون میاد که این شغلشونه.

01:34:36.545 --> 01:34:39.548
‫اون خیلی ساکت کارهای
‫قبل از اجراش رو انجام میده.

01:34:41.925 --> 01:34:43.886
‫هچ، مچ، اسمچ و اسکرچ.

01:34:43.969 --> 01:34:45.888
‫وک، جک، سمک. کرک... هو...

01:34:47.389 --> 01:34:48.974
‫متاسفم. میشه دوباره بریم؟

01:34:49.516 --> 01:34:53.312
‫یه دفعه برمیگرده، و آماده
‫میشه و بنگ، بنگ، بنگ.

01:34:54.813 --> 01:34:57.816
‫من واقعاً از فیلم 'دولمایت'
‫تحت تاثیر قرار گرفتم.

01:34:58.567 --> 01:35:02.279
‫خیلی خوشحالم کرد. انگار، درسته، داداش!

01:35:02.363 --> 01:35:04.198
‫هر وقت بخوای میتونی انجامش بدی.

01:35:04.949 --> 01:35:07.660
‫اون هنوز شبیه یه مرد اول جذاب به نظر میرسه.

01:35:07.743 --> 01:35:11.789
‫اما من همچنین حس می کنم که اون
‫یه دوره شان کانری خواهد داشت،

01:35:11.872 --> 01:35:14.291
‫مثل اواخر شان کانری،

01:35:14.375 --> 01:35:18.295
‫جایی که اون تو هفتاد و هشتاد
‫سالگیش کارهایی رو انجام میده

01:35:18.379 --> 01:35:20.422
‫که فوق العاده خواهد بود.

01:35:21.757 --> 01:35:23.926
‫بعدی جرج کلینتون رو انجام میدم.

01:35:24.009 --> 01:35:25.803
‫این یکی قراره سخت باشه.

01:35:26.303 --> 01:35:28.889
‫من بازرس کلوزو در پلنگ صورتی بعدی هستم.

01:35:28.973 --> 01:35:30.015
‫صبر کن، چی؟

01:35:31.517 --> 01:35:34.270
‫چیزهای زیادی هست، و من باید توش غرق بشم.

01:35:35.521 --> 01:35:40.317
‫سوال قرن اینه که آیا ادی
‫دوباره به صحنه برمیگرده؟

01:35:40.401 --> 01:35:42.444
‫آیا اون دوباره استندآپ کمدی اجرا میکنه؟

01:35:42.987 --> 01:35:47.783
‫سطحی که اون این کار رو انجام داد،
‫وقتی انجامش داد، روی مردم حک شد.

01:35:47.867 --> 01:35:51.078
‫و کمدین هایی که جوان بودن، که نوجوان بودن،

01:35:51.162 --> 01:35:54.081
‫یا شاید کمی جوون تر وقتی
‫که اون خیلی محبوب بود...

01:35:54.165 --> 01:35:56.292
‫اوم... اون برای اونها الگو بود.

01:35:56.375 --> 01:35:57.376
‫اون خودشه.

01:35:57.751 --> 01:36:00.379
‫اگه یه روز به سرم بزنه، دوباره انجامش میدم.

01:36:00.921 --> 01:36:04.216
‫فکر میکنم دلیل اینکه مردم در موردش
‫نگرانن، اینه که یه جورایی مثل اینه،

01:36:04.300 --> 01:36:07.595
‫میدونی، اگه تو، مثلا،
‫طرفدار جیمی هندریکس بودی،

01:36:07.678 --> 01:36:09.430
‫میدونی، جیمی هندریکس نمرد،

01:36:09.513 --> 01:36:12.683
‫اما اون فقط گیتارش رو میذاره
‫زمین و یه روز از نواختن دست میکشه.

01:36:12.766 --> 01:36:15.853
‫و بعد میره و شروع میکنه
‫به ساختن، میدونی، فیلم،

01:36:15.936 --> 01:36:17.855
‫دکتر دولیتل و همه این مزخرفات.

01:36:17.938 --> 01:36:21.150
‫و تو میگی، 'هی، جیمی،
‫دوباره گیتارت رو میزنی؟'

01:36:21.233 --> 01:36:24.945
‫اون میگه، 'اوه، آره، بالاخره.' و
‫بعد دیگه هیچوقت برش نمیداره.

01:36:25.029 --> 01:36:26.739
‫انگار که، خب تو میدونی اون میتونه بنوازه.

01:36:26.822 --> 01:36:29.158
‫'میدونم اون میتونه بنوازه. چرا نمیزنه؟'

01:36:30.868 --> 01:36:34.496
‫مخصوصا اگه تو اون بیرون داری سعی میکنی
‫همیشه بنوازی، میری اون بیرون و مینوازی.

01:36:34.580 --> 01:36:37.499
‫اون میگه، 'چرا تو هم نمیای
‫بنوازی؟ بیا با ما بزن بریم.'

01:36:37.583 --> 01:36:40.377
‫انگار که، 'من خوبم.'

01:36:41.587 --> 01:36:45.466
‫میدونی، اون یارو بیشتر
‫از کل عمر من معروف بوده.

01:36:46.050 --> 01:36:49.345
‫خیلی جالب میشه که بشنویم اون چی میخواد بگه.

01:36:49.428 --> 01:36:51.388
‫دنیا از نظر اون چطوریه.

01:36:52.348 --> 01:36:54.808
‫میدونی، ما از نظر اون چطور به نظر میرسیم؟

01:36:57.978 --> 01:37:01.273
‫اوه، فهمیدم این چیه. اینها
‫عروسک های شکم پرکن هستن.

01:37:01.982 --> 01:37:03.234
‫وای!

01:37:03.734 --> 01:37:07.738
‫تاریخچه طولانی از کمدین ها
‫وجود داره که فکر میکردیم خنده دارن

01:37:07.821 --> 01:37:09.114
‫وقتی جوون بودن.

01:37:09.198 --> 01:37:13.369
‫و بعدا فهمیدیم وقتی پیرتر
‫شدن خیلی خنده دارترن.

01:37:14.119 --> 01:37:15.955
‫اون قرص رو تو شکلات گذاشتی؟

01:37:16.038 --> 01:37:20.042
‫حالا، ببین، چطوری از من میپرسی
‫که آیا من قرص رو تو شکلات گذاشتم،

01:37:20.125 --> 01:37:22.920
‫وقتی میدونی که من قرص
‫ها رو تو شکلات گذاشتم؟!

01:37:25.631 --> 01:37:28.008
‫هی، رفیق، شماها سنگ تموم گذاشتین.

01:37:28.717 --> 01:37:32.846
‫میدونی، برای ادی با هر کمدین
‫دیگه ای در تاریخ فرق میکنه.

01:37:32.930 --> 01:37:34.765
‫اون یکی از، میدونی...

01:37:35.891 --> 01:37:38.352
‫دو، سه نفر... یه نفر،

01:37:38.435 --> 01:37:42.064
‫که اونقدر پول زیادی بهش دادن
‫تا کارش رو شروع کنه، میدونی؟

01:37:42.982 --> 01:37:44.525
‫لعنتی، اینجا مال توئه؟

01:37:45.150 --> 01:37:46.360
‫خب، لعنت به من.

01:37:47.236 --> 01:37:49.655
‫من قرص رو تو دهن حرومزاده‌م گذاشتم.

01:37:50.322 --> 01:37:51.949
‫لعنت به شکلات.

01:37:52.574 --> 01:37:53.575
‫آره.

01:37:56.245 --> 01:37:57.871
‫و اون پاول مونیه، رفیق.

01:37:58.455 --> 01:38:01.542
‫ما پاول مونی، ریچارد
‫پرایور و بیل کازبی رو داریم.

01:38:02.042 --> 01:38:04.211
‫این یارو عقلشو از دست داده.

01:38:04.295 --> 01:38:05.963
‫این چیزیه که مونی میگه.

01:38:06.046 --> 01:38:08.924
‫تو مستند، اون سه تا عروسک
‫سیاهپوست رو نشون داد، رفیق.

01:38:09.008 --> 01:38:12.052
‫سیاه، من تو قبرم چرخیدم، رفیق.

01:38:15.472 --> 01:38:17.099
‫میخوام اونا رو اینجا بذارم.

01:38:17.641 --> 01:38:19.268
‫تا هر سه تاشون رو با هم داشته باشم.

01:38:20.728 --> 01:38:21.937
‫اون چشمای ریچارد.

01:38:22.021 --> 01:38:24.023
‫آره، اون واقعا ریچارد خوبی رو درست کرد.

01:38:24.106 --> 01:38:26.817
‫- نگاه کن.
‫- تو طبقه بالایی، توی کشو هستی.

01:38:26.900 --> 01:38:29.528
‫حالا چرا من تو کشو هستم، و اونا بیرون؟

01:38:30.988 --> 01:38:32.489
‫- من اینجام.
‫- اون اینجاست.

01:38:32.573 --> 01:38:36.118
‫منو تو کشو گذاشتی.
‫وایسا ببینم، اوه، اون کیه؟

01:38:36.201 --> 01:38:39.038
‫- به وال نگاه کن.
‫- اوه، به وال نگاه کن.

01:38:39.121 --> 01:38:40.706
‫اوه، این چیه؟

01:38:40.789 --> 01:38:42.541
‫این حرومزاده‌ها دیگه کین؟

01:38:43.334 --> 01:38:46.670
‫اوه، شماها ریچارد پرایور رو اینجا میبینید؟

01:38:46.754 --> 01:38:50.341
‫اونا حتی نمیدونن ریچارد پرایور
‫و بیل کازبی، پاول مونی کین.

01:38:50.424 --> 01:38:51.842
‫اوه، باید بدونن.

01:38:51.925 --> 01:38:53.927
‫از این زاویه، شبیه اینه که…

01:38:54.011 --> 01:38:55.095
‫شبیه چی؟ شبیه کی؟

01:38:55.179 --> 01:38:58.557
‫مثلاً، بیل کازبی داره... مخ‌تو می‌زنه.

01:38:58.641 --> 01:39:00.309
‫مثلاً داره سعی می‌کنه باهام حرف بزنه؟

01:39:00.392 --> 01:39:03.395
‫اوه ها ها
‫چی می‌گی، بیل؟

01:39:03.479 --> 01:39:05.689
‫به حرفایی که شنیدی گوش نده.

01:39:07.858 --> 01:39:12.070
‫من توانایی مهربانی و محبت به تو رو دارم…

01:39:15.240 --> 01:39:18.118
‫میخوام پودینگ ژله‌ایمو بهت نشون بدم.

01:39:20.913 --> 01:39:21.747
‫بهش نگاه کن.

01:39:21.830 --> 01:39:25.751
‫میخوام پودینگ ژله‌ایمو بهت نشون بدم.

01:39:25.834 --> 01:39:29.796
‫من آدمای زیادی رو میشناسم که از چیزای عجیب و
‫غریب زیادی تو زندگیشون جون سالم به در بردن.

01:39:29.880 --> 01:39:33.967
‫اما زنده موندن در نقش
‫ادی مورفی یه موفقیت بزرگه.

01:39:38.764 --> 01:39:40.682
‫وقتی مادرت بهت

01:39:40.766 --> 01:39:43.477
‫یه کاسه پودینگ ژله‌ای میده، چی میگی؟

01:39:45.938 --> 01:39:47.356
‫برام مهم نیست.

01:39:47.381 --> 01:39:54.971
‫<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
‫[ wWw.F2M.top ]
‫Telegram: @Film2Media_Plus</b>

01:39:55.197 --> 01:39:59.451
‫نه، چون ببین، من تو شکلات مردم قرص نذاشتم.

01:39:59.534 --> 01:40:02.913
‫سیاه، خودت میدونی که اون
‫قرص رو تو شکلات گذاشتی، سیاه.

01:40:19.221 --> 01:40:20.472
‫خداوندا، رحم کن

01:40:21.473 --> 01:40:22.891
‫صدای منو بشنو، خداوندا

01:40:23.850 --> 01:40:25.060
‫صدای منو بشنو، عیسی

01:40:26.228 --> 01:40:27.562
‫صدای منو بشنو، خداوندا، خوب

01:40:28.563 --> 01:40:29.815
‫صدای منو بشنو، عیسی

01:40:30.857 --> 01:40:32.150
‫صدای منو بشنو، خداوندا

01:40:33.193 --> 01:40:34.611
‫صدای منو بشنو، خداوندا، خوب

01:40:35.487 --> 01:40:36.863
‫صدای منو بشنو، خداوندا، خوب

01:40:37.864 --> 01:40:39.116
‫خداوندا، رحم کن

01:40:40.158 --> 01:40:41.410
‫صدای منو بشنو، خداوندا

01:40:42.452 --> 01:40:43.662
‫خداوندا، رحم کن

01:40:44.830 --> 01:40:45.914
‫صدای منو بشنو، خداوندا

01:40:47.124 --> 01:40:48.375
‫صدای منو بشنو، عیسی

01:40:49.459 --> 01:40:50.585
‫صدای من را بشنو، ای خداوند.

01:40:51.753 --> 01:40:53.130
‫صدای من را به خوبی بشنو، ای خداوند.

01:40:54.715 --> 01:40:56.717
‫آره، این تمام چیزیه که تا الان دارم.

01:40:57.259 --> 01:40:58.677
‫می خوام روش کار کنم.

01:40:59.386 --> 01:41:01.179
‫یه بند دوم هم بهش اضافه کنم.

01:41:01.972 --> 01:41:04.725
‫و یه... پل.

01:41:05.600 --> 01:41:08.854
‫و یه... قسمت اوج.

01:41:09.521 --> 01:41:11.815
‫برای بچه ها که یه چیزی
‫داشته باشن باهاش برقصن.

01:41:12.816 --> 01:41:14.067
نظرت چیه؟

01:41:14.151 --> 01:41:25.070
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

01:41:25.095 --> 01:41:35.100
SYLAR ترجمه و تنظیم
