WEBVTT

02:45.400 --> 02:54.400
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

02:54.468 --> 02:56.218
زمانی بود که هند، چین رو

02:56.343 --> 02:58.177
نه فقط به عنوان یک همسایه

02:58.885 --> 03:00.343
بلکه مثل یک برادر می‌دید

03:00.843 --> 03:04.218
فریادهای «هندی و چینی برادرند» در شهرهای هند طنین‌انداز بود

03:05.729 --> 03:08.663
۱۹۶۲ اما در ۲۰ اکتبر

03:09.139 --> 03:11.056
کاملاً مشخص شد که این حس

03:11.760 --> 03:13.010
دوجانبه نیست

03:14.052 --> 03:15.718
سال‌های زیادی بود که

03:16.135 --> 03:18.927
چینی‌ها چشمشون دنبال «آکسای چنِ» لاداخ بود

03:19.093 --> 03:21.718
اون‌ها بدون هیچ هشداری به هند حمله کردن

03:21.795 --> 03:23.629
و کنترل آکسای چن رو به دست گرفتن

03:24.052 --> 03:26.177
این حمله یک خیانتِ محض بود

03:27.510 --> 03:30.427
و برای متوقف کردن دشمن، سربازان دلیر هند

03:30.760 --> 03:33.010
آماده بودن تا جانشون رو فدا کنن

03:34.010 --> 03:35.968
همون‌طور که جنگ شعله‌ورتر می‌شد

03:36.593 --> 03:38.052
ارتش چین پیشروی کرد

03:38.177 --> 03:39.843
و بخش‌های بیشتری از خاک ما رو بلعید

03:41.052 --> 03:44.718
هدف بعدی اون‌ها، دره‌ی «چوشول» در لاداخ بود

03:45.302 --> 03:50.052
می‌دونستن اگه کنترل فرودگاه چوشول رو به دست بگیرن

03:50.593 --> 03:53.468
جامو و کشمیر به زودی در چنگال اون‌ها اسیر می‌شه

03:55.052 --> 03:57.510
داستان ما از اینجا شروع می‌شه

03:58.343 --> 04:00.802
داستان نبردی که

04:01.218 --> 04:04.802
امروز اون رو به نام «نبرد رضنگ لا» می‌شناسیم

04:05.510 --> 04:07.385
فرماندهی این نبرد بر عهده‌ی

04:07.593 --> 04:09.927
سرگرد «شیطان سینگ بهاتی» بود

04:10.677 --> 04:13.677
و ۱۲۰ سرباز دلاورش

04:14.177 --> 04:17.010
«۱۲۰ دلاور»

05:55.385 --> 05:57.135
باید به فرمانده خبر بدم

05:57.260 --> 05:59.593
باید برم چوشول. به فرمانده هشدار بدم

05:59.843 --> 06:03.010
جناب، بهش زمان بدید. شوکه شده

06:03.177 --> 06:06.177
معلومه که جهنم رو به چشم دیده. باید به فرمانده خبر بدم

06:06.635 --> 06:10.177
باید برم چوشول. بهم بگو، سرگردت کجاست؟

06:10.843 --> 06:12.135
نمی‌تونم شما رو اینجا رها کنم، قربان

06:12.427 --> 06:13.802
تنهاتون نمی‌ذارم

06:14.510 --> 06:16.052
قربان، من ترکتون نمی‌کنم

06:16.260 --> 06:18.468
قربان، من نمی‌رم

06:19.468 --> 06:20.468
قربان

06:22.052 --> 06:23.010
قربان، من نمی‌رم

06:24.093 --> 06:27.093
نمی‌تونم شما رو اینجا رها کنم... قربان

06:29.927 --> 06:32.302
هر وقت تونست حرف بزنه، من رو باخبر کن

06:33.010 --> 06:34.093
چشم، قربان

06:49.260 --> 06:52.552
اسم من «رام چاندر یاداو» است

06:53.052 --> 06:56.802
دو روز پیش، در مقر اصلی در دهلی نشسته بودم

06:57.427 --> 06:59.885
و پرونده‌ها رو جابه‌جا می‌کردم

07:00.343 --> 07:03.843
اما وقتی اوضاع در مرز وخیم شد

07:04.218 --> 07:07.510
این فرصت بهم داده شد تا در چوشول به هنگ سیزدهم «کومائون» ملحق بشم

07:07.635 --> 07:10.218
به عنوان اپراتور بی‌سیم جدیدشون

07:11.093 --> 07:13.760
اون موقع نمی‌دونستم که چهار روز بعد

07:14.343 --> 07:17.760
نه فقط برای من، بلکه این نبرد

07:18.177 --> 07:22.468
تاریخ کشور رو برای همیشه تغییر می‌ده

07:39.177 --> 07:40.927
صبح بخیر سرهنگ. صبح بخیر قربان

07:43.843 --> 07:45.885
رام رام، قربان! رام رام

08:00.302 --> 08:01.552
رام رام، قربان

08:04.968 --> 08:06.635
دستور از فرماندهی کل رسیده

08:06.843 --> 08:10.177
تحت هیچ شرایطی نباید فرودگاه چوشول رو از دست بدیم

08:10.843 --> 08:12.010
نقشه‌ات چیه؟

08:15.010 --> 08:16.718
قربان، در ساحل شمالی «پانگونگ تسو»

08:16.968 --> 08:19.135
هنگ ۱/۸ تفنگداران گورکا مستقر شدن

08:19.343 --> 08:21.552
اون‌ها با حملات سنگین پیاده‌نظام و توپخانه روبرو هستن

08:21.718 --> 08:24.385
در «گورونگ هیل»، گروهان «براوو» از هنگ ۱/۸ گورکا

08:25.510 --> 08:27.427
در حال محافظت از این شکاف هستن

08:27.885 --> 08:31.510
اگه چینی‌ها به فرودگاه حمله کنن، از این شکاف وارد می‌شن

08:31.885 --> 08:35.093
گروهان «چارلی» هم از «رضنگ لا» محافظت می‌کنه

08:36.010 --> 08:37.968
گروهان چارلی؟ بله قربان

08:38.468 --> 08:42.010
پسرهای «اهیر» اهل هاریانا هستن؟ مگه اون‌ها اهل دشت نیستن؟

08:42.927 --> 08:44.010
از پسش برمی‌آن؟

08:44.718 --> 08:46.552
قربان، این تصمیم من نبود

08:46.927 --> 08:49.510
فرمانده گروهان چارلی خودش داوطلب شد

08:49.718 --> 08:51.177
سرگرد «شیطان سینگ بهاتی»

08:55.177 --> 08:56.843
شیطان

08:58.093 --> 08:59.093
کجاست؟

08:59.468 --> 09:01.843
برای شناسایی رفته به کوهستان، قربان

09:02.843 --> 09:06.093
گفت: «سرتیپ منتظر می‌مونه، اما دشمن نه.»

09:31.510 --> 09:32.635
سرگرد کجا داره می‌ره؟

09:33.052 --> 09:34.427
یه تک‌تیرانداز اون جلوئه

09:41.552 --> 09:44.260
متوقفش کنید! سرگرد داره مستقیم می‌ره تو تیررس‌ش

10:26.927 --> 10:27.802
آماده‌ام، قربان

10:31.552 --> 10:34.177
توده‌ی سنگ، ساعت هفت، سه درجه

10:34.718 --> 10:37.302
توده‌ی سنگ، ساعت هفت، سه درجه

10:42.552 --> 10:44.010
تک‌تیرانداز دشمن

10:55.093 --> 10:58.427
یادت باشه «هاری رام»، باد با تو موافقه

10:58.968 --> 11:00.677
باد با ما موافقه

11:24.968 --> 11:27.218
قربان، یکی دیگه هم هست. اجازه می‌دید؟

11:27.343 --> 11:28.760
اجازه داده نمی‌شه

11:28.968 --> 11:31.552
یکی رو لازم داریم که خبر رو به عقب ببره

11:32.843 --> 11:35.177
حالا دیگه جرأت نمی‌کنن از مرز رد بشن

11:39.427 --> 11:41.385
قربان! زخمی شدید

11:41.843 --> 11:43.093
من نه

11:43.968 --> 11:45.552
اونجا رو نگاه کن

11:48.343 --> 11:52.760
تعریف شجاعت‌هاش رو زیاد شنیده بودم، امروز به چشم خودم دیدم

11:53.552 --> 11:56.427
بی‌خود نیست که بهش می‌گن «شیطان»

12:06.760 --> 12:07.427
حرکت کن

12:11.218 --> 12:13.093
رام رام، قربان! رام رام

12:15.468 --> 12:16.718
رام رام، قربان! رام رام

12:16.927 --> 12:18.385
سرباز «رام چاندر یاداو»

12:18.510 --> 12:20.343
اپراتور بی‌سیم جدید گروهان چارلی

12:20.635 --> 12:22.135
تو رو از کدوم گوری پیدا کردن؟

12:22.468 --> 12:24.510
پیدام نکردن! به خواست خودم اومدم

12:24.885 --> 12:26.552
فقط خدا می‌تونه نجاتت بده

12:26.885 --> 12:29.260
این دارو رو تا سه روز مصرف کن

12:29.885 --> 12:32.843
اما من که حالم خوبه

12:33.052 --> 12:34.718
بعد از هر وعده غذا، یکی بخور

12:35.218 --> 12:36.135
قربان

12:42.135 --> 12:44.677
قربان! امکانش هست یه کاپشن بهم بدید؟

12:44.927 --> 12:46.843
آخه من به سرما عادت ندارم

12:47.135 --> 12:48.802
کاپشن هم می‌گیری

12:49.177 --> 12:51.718
می‌دونی چیه؟ فقط از مرز رد شو

12:52.260 --> 12:54.968
اولین سرباز چینی رو که کشتی، کاپشنش رو بردار

12:57.885 --> 13:01.177
کاپشن توی انبار نداریم. با همین پلیور سر کن

13:03.760 --> 13:05.093
گروهان چارلی رو کجا پیدا کنم؟

13:05.635 --> 13:08.302
بیشتر شبیه بزم و پارتیه تا اردوگاه نظامی

13:09.427 --> 13:11.052
گروهان چارلی اونجاست

13:17.885 --> 13:20.677
یالا بادمجان! زانوهاشو بگیر

13:26.635 --> 13:28.385
داره تمام انضباط رو به گند می‌کشه

13:28.510 --> 13:31.302
حالا ببین چطور این شکلات رو نابود می‌کنم! بادمجان، ایول داری

13:33.802 --> 13:35.343
حسابت رو می‌رسم

13:49.718 --> 13:50.927
این بساط چیه؟

13:52.510 --> 13:54.927
اگه یه افسر سر برسه چی؟

13:55.302 --> 13:56.260
برنامه‌ی هر روزشونه

13:58.218 --> 14:00.885
بهترین دوست‌های همدیگه‌ان و اهل یک روستا

14:01.718 --> 14:04.510
ما همه اهل یک روستاییم

14:04.760 --> 14:05.968
قربان! کجاست؟

14:06.135 --> 14:07.218
رِواری

14:07.468 --> 14:09.218
داداش! منم اهل رواری هستم

14:12.468 --> 14:13.968
درود بر باجرانگ بالی

14:16.885 --> 14:18.135
حالا لهت می‌کنم، بادمجان

14:23.885 --> 14:25.385
من بردم

14:25.927 --> 14:29.010
وسایلت رو بذار زمین و از تماشا لذت ببر. برو

14:29.135 --> 14:31.093
تماشای این احمق‌ها واقعاً صفا داره

14:32.802 --> 14:33.718
شکلات من چی شد؟

14:36.510 --> 14:37.635
لعنت بهت

14:37.760 --> 14:41.093
شکلاتم رو خورد. تو دخالت نکن

14:41.802 --> 14:42.677
هی داداش

14:44.260 --> 14:47.221
دیوونه شدی؟ احمق‌ها! چه بلایی سرش اومد؟

14:47.468 --> 14:48.802
بلند شو

14:49.718 --> 14:51.343
گروهان! خبردار

14:51.593 --> 14:53.135
رام رام، قربان

14:54.010 --> 14:55.010
آزاد

14:57.052 --> 14:58.885
اومدید اینجا با دشمن بجنگید یا با همدیگه؟

14:59.093 --> 15:00.343
با دشمن، قربان

15:02.093 --> 15:03.885
اسمت؟ نانها

15:05.010 --> 15:08.510
ببخشید، قربان! سرباز «شیو رام» از دهکده‌ی دِوادا، بخش رواری

15:12.927 --> 15:13.927
و تو؟

15:14.135 --> 15:17.510
سرباز «رام لال یاداو»، قربان. از دهکده‌ی دوادا، بخش رواری

15:18.468 --> 15:20.260
پس هر دو اهل روستای تو هستن، «سورجا»؟

15:21.760 --> 15:22.885
کاش نبودن، قربان

15:23.427 --> 15:26.260
چشم دیدن همدیگه رو هم ندارن

15:27.468 --> 15:29.218
همیشه به پر و پای هم می‌پیچن، قربان

15:31.260 --> 15:34.302
پس از دعوا خوشتون می‌آد. خب، چرا که نه؟

15:35.093 --> 15:38.135
شما «اهیر» هستید. طبیعیه که عاشق جنگیدن باشید

15:40.302 --> 15:44.093
می‌دونید چرا انتخاب کردم فرمانده‌ی این گروهان باشم؟

15:45.510 --> 15:47.010
چون می‌دونم

15:47.385 --> 15:50.302
خونی که توی رگ‌های شماست، قدرت بزرگی داره

15:51.760 --> 15:53.677
عمو جایرام؟ بله، قربان

15:54.260 --> 15:55.927
تو اولین کسی نبودی که به ما ملحق شدی؟

15:56.052 --> 15:57.093
بله، قربان

15:57.385 --> 16:01.343
بهشون بگو چند تا گروهانِ «اهیر» در ارتش بریتانیا خدمت می‌کردن

16:01.468 --> 16:03.635
اون‌ها کلِ هنگ رو تشکیل می‌دادن، قربان

16:03.843 --> 16:06.677
و حالا چی؟ فقط یک گردان باقی مونده، قربان

16:07.302 --> 16:08.635
چرا این‌طور شد؟

16:08.885 --> 16:12.177
چرا یک هنگ کامل به یک گردان تقلیل پیدا کرد؟

16:12.302 --> 16:16.968
چون بریتانیایی‌ها فکر می‌کردن ما فاقد انضباط لازم برای سربازی هستیم

16:19.927 --> 16:21.177
آیا حق با بریتانیایی‌ها بود؟

16:23.177 --> 16:24.385
نه، قربان

16:26.927 --> 16:28.343
آیا حق با اون‌ها بود؟

16:28.510 --> 16:29.510
نه، قربان

16:29.674 --> 16:33.843
چینی‌ها به خاک ما تجاوز کردن. این به ما بستگی داره که متوقفشون کنیم

16:34.135 --> 16:38.093
این فقط زمانی ممکنه که همون‌طور که در شأن یک جنگه، بجنگیم

16:38.427 --> 16:39.302
متحد و یکپارچه

16:39.427 --> 16:41.135
با سلاحی در دست و طوفانی در دل

16:41.343 --> 16:43.677
خب، حاضرید ثابت کنیم بریتانیایی‌ها اشتباه می‌کردن؟

16:43.843 --> 16:45.635
بله، قربان! برای این کار به چی نیاز داریم؟

16:45.760 --> 16:47.968
سلاحی در دست و طوفانی در دل

16:48.093 --> 16:52.135
شما فرزندان کشاورزید. تمام عمر دیدید که اجدادتون جنگیدن

16:52.385 --> 16:54.177
گاهی علیه خشکسالی، گاهی علیه سیل

16:54.302 --> 16:56.802
جنگیدن برای زمین توی رگ‌های شماست

16:57.052 --> 17:01.093
این بار بحثِ زمینِ شخصی نیست، بحثِ خاکِ وطنه

17:01.885 --> 17:03.677
سوالی هست؟ نه، قربان

17:05.468 --> 17:07.385
سورجا، تحویل بگیر. چشم، قربان

17:08.760 --> 17:10.510
و تو، مردِ بی‌سیم

17:12.510 --> 17:14.510
سرباز «رام چاندر یاداو»، قربان

17:14.843 --> 17:15.968
بیا با من

17:16.760 --> 17:20.093
این اولین باری بود که فرمانده‌ی گروهان رو می‌دیدم

17:20.468 --> 17:23.385
دیدنش و شنیدن حرف‌هاش

17:23.968 --> 17:25.510
شوق و اشتیاقم رو دوچندان کرد

17:25.760 --> 17:26.677
به صف شید

17:29.677 --> 17:31.802
فردا به سمت «رضنگ لا» حرکت می‌کنیم

17:32.427 --> 17:34.343
تا حالا در مناطق مرتفع مستقر بودی؟

17:34.468 --> 17:35.552
نه، قربان

17:36.843 --> 17:41.177
پس فصل جدیدی در زندگیت شروع می‌شه، رام چاندر. آماده باش

17:41.968 --> 17:43.177
اینم دستگاه بی‌سیمت

17:44.052 --> 17:44.677
قربان

17:51.052 --> 17:52.135
خانواده‌ات چند نفرن؟

17:54.760 --> 17:57.927
مادرم هست و دو تا خواهر کوچیک‌ترم

17:58.218 --> 17:59.427
تمومه، قربان

18:07.802 --> 18:10.802
حواست باشه که در خط مقدم، خودت رو در معرض دید قرار ندی

18:11.302 --> 18:14.093
همیشه کلاهخودت سرت باشه و هوشیار باش

18:15.968 --> 18:18.260
ما اخیراً یک اپراتور بی‌سیم رو از دست دادیم

18:18.843 --> 18:20.010
متوجه شدی؟

18:20.385 --> 18:21.968
دارام پال. بله قربان

18:22.635 --> 18:25.718
بینیش رو چک کن. مطمئن شو استخونی نشکسته باشه

18:26.093 --> 18:27.260
چشم، قربان

18:28.677 --> 18:29.677
قربان

18:30.927 --> 18:33.260
کلاهخود سرت بذار. هوشیار باش

18:33.510 --> 18:37.427
جناب سورجا، می‌دونید که توی روستای ما، هر روز ۴ لیوان شیر می‌خوریم

18:38.093 --> 18:41.302
به ما گفتید خوردن یک شکلات، مثل خوردن یک لیوان شیره

18:41.802 --> 18:43.760
این رام لال شکلات من رو خورد

18:45.093 --> 18:47.552
من پدر و پدربزرگت رو می‌شناختم

18:47.760 --> 18:50.843
هر دو ارتش نام‌نویسی کردن و با افتخار به وظیفه‌شون عمل کردن

18:51.260 --> 18:53.343
و تو اینجا داری چه غلطی می‌کنی؟ هان؟

18:53.760 --> 18:55.135
سر یه تیکه شکلات دعوا می‌کنی؟

18:55.760 --> 18:58.093
می‌خوای آبروی اجدادت رو ببری؟

18:59.718 --> 19:02.510
چرا حالا ساکت شدی؟ بهم بگو برای چی اینجایی

19:02.760 --> 19:05.427
اومدم تا مثل پدر و پدربزرگم یک سرباز باشم، قربان

19:05.552 --> 19:07.302
اینجام تا وظیفه‌ام رو در قبال کشورم انجام بدم

19:07.427 --> 19:09.968
یک سرباز برای کشورش می‌جنگه

19:10.343 --> 19:12.968
نه اینکه با رفقاش سر هیچ و پوچ دعوا کنه

19:13.343 --> 19:14.427
فهمیدی؟

19:15.635 --> 19:18.843
رختخوابت رو جمع کن. امشب توی چادر نمی‌خوابی

19:19.093 --> 19:20.010
پس کجا بخوابم؟

19:20.177 --> 19:22.218
اونجا... پیش گله‌ی حیوانات

19:22.677 --> 19:26.260
کسی که به انسان‌ها احترام نمی‌ذاره، پیش حیوون‌ها می‌خوابه

19:26.927 --> 19:27.927
عمو

19:28.260 --> 19:29.385
من عموی تو نیستم

19:32.427 --> 19:33.427
حالا راه بیفت

19:33.552 --> 19:34.468
حرکت کن

19:36.510 --> 19:37.718
رام رام، قربان

19:47.552 --> 19:48.385
عصر بخیر، قربان

19:48.927 --> 19:50.427
شیطان. آزاد

19:52.635 --> 19:53.510
چه خبر؟

19:54.135 --> 19:56.260
اون‌ها دارن در «اسپانگوُر» پایگاه می‌زنن

19:56.843 --> 19:59.427
فکر نمی‌کنم از اونجا حمله کنن

19:59.927 --> 20:00.427
چرا که نه؟

20:00.552 --> 20:02.885
توی راه با چند تا از محلی‌ها حرف زدم، قربان

20:03.177 --> 20:06.302
داشتن با گله‌شون از کوه می‌اومدن پایین

20:06.968 --> 20:09.885
می‌گفتن احتمال داره تا چند روز دیگه طوفان بشه

20:10.635 --> 20:12.468
در گزارش هواشناسی حرفی از طوفان نبود

20:13.010 --> 20:14.427
با تمام احترامی که قائلم، قربان

20:15.010 --> 20:17.093
این مردم خیلی قبل‌تر از اینکه پای ما به اینجا برسه

20:17.218 --> 20:19.177
توی این کوهستان زندگی کردن

20:19.843 --> 20:20.885
صادقانه بگم

20:21.052 --> 20:23.510
من به تجربه‌ی اون‌ها بیشتر از گزارش هواشناسی اعتماد دارم

20:23.843 --> 20:27.552
داری می‌گی دشمن منتظر می‌مونه تا طوفان تموم بشه و بعد حمله می‌کنه؟

20:27.843 --> 20:29.802
قطعاً این یک احتماله، قربان

20:30.427 --> 20:31.843
اما من معتقدم

20:32.218 --> 20:35.635
اون‌ها از پوشش طوفان استفاده می‌کنن تا «رضنگ لا» رو تصرف کنن

20:35.927 --> 20:36.760
رضنگ لا؟

20:37.593 --> 20:39.718
اگه من بودم، همین کار رو می‌کردم، قربان

20:41.843 --> 20:44.593
نه. من باهات موافق نیستم شیطان

20:45.552 --> 20:47.552
قربان، گذرگاه رضنگ لا خیلی باریکه

20:47.718 --> 20:50.802
دشمن به این سادگی‌ها نمی‌تواند با نیروها و توپخانه‌اش عبور کند

20:51.260 --> 20:53.010
تا به فرودگاه چوشول حمله کند

20:53.177 --> 20:54.927
آن‌ها از شکاف سپانگور خواهند آمد

20:55.385 --> 20:57.427
قربان، این یک مسیر مستقیم و راحت است

20:58.385 --> 20:59.552
شما چه نظری داری، سرگرد؟

21:00.843 --> 21:01.968
حق با اوست، قربان

21:03.510 --> 21:06.010
دشمن هم فرض را بر این می‌گذارد که ما این را می‌دانیم

21:08.468 --> 21:09.343
با اجازه‌تان

21:09.760 --> 21:10.760
بگو

21:13.093 --> 21:15.802
قربان، آن‌ها انتظار دارند نیروهای ما را در سپانگور ببینند

21:16.677 --> 21:19.760
اما هرگز فکرش را نمی‌کنند که از گذرگاه رضنگ لا دفاع شود

21:20.635 --> 21:23.718
به همین دلیل به نیروهای بیشتر و پشتیبانی توپخانه نیاز داریم، قربان

21:26.052 --> 21:27.218
متأسفم، سرگرد

21:27.468 --> 21:29.718
در حال حاضر نمی‌توانیم نیروهای بیشتری به رضنگ لا اعزام کنیم

21:30.135 --> 21:32.052
اما اگر هوا با ما یاری کند

21:32.177 --> 21:34.010
سعی می‌کنم برایتان پشتیبانی توپخانه فراهم کنم

21:34.177 --> 21:35.510
ممنونم، قربان

21:36.510 --> 21:37.343
به کارتان ادامه دهید، سرگرد

21:42.385 --> 21:43.677
خب، نظرت چیست؟

21:44.135 --> 21:44.843
نه، قربان

21:45.635 --> 21:49.385
با شما موافقم. رضنگ لا گذرگاه بسیار تنگی است

21:59.343 --> 22:03.468
ما مشغول آماده‌سازی خود برای حمله چینی‌ها بودیم

22:03.802 --> 22:08.802
فرماندهی ارتش چین در دستان رئیس مائو بود

22:09.677 --> 22:13.385
او دستورات را از طریق ژنرال گائو به خط مقدم می‌فرستاد

22:38.956 --> 22:41.769
مائو می‌خواست پرچم کمونیسم را ببیند

22:42.260 --> 22:45.218
که ظرف سه روز بر فراز فرودگاه چوشول به اهتزاز درآید

22:46.510 --> 22:48.760
دنیا مائو را تحت فشار گذاشته بود

22:48.885 --> 22:50.427
تا به جنگ پایان دهد

22:51.260 --> 22:54.093
و او می‌دانست که به محض اعلام آتش‌بس

22:54.552 --> 22:56.218
سرزمینی که پیش از آن تصرف کرده بودند

22:56.427 --> 22:58.218
متعلق به آن‌ها خواهد بود

23:16.843 --> 23:18.843
چینی‌ها باور داشتند که

23:18.968 --> 23:20.635
حلقه ضعیف دفاع هند را پیدا کرده‌اند

23:21.093 --> 23:24.718
چرا که سربازان گروهان ما

23:25.843 --> 23:27.968
بچه دشت و جلگه بودند

23:28.343 --> 23:31.218
و به جنگیدن عادت نداشتند

23:31.718 --> 23:34.635
یا حتی به نفس کشیدن در ارتفاعات بالا

23:39.343 --> 23:41.552
رئیس مائو به ارتش خود دستور داد

23:41.635 --> 23:45.335
تا بدون درنگ رضنگ لا را تصرف کنند

24:54.760 --> 24:57.718
داداش، دارم از سرما یخ می‌زنم

25:02.218 --> 25:03.385
به چی زل زدی؟

25:03.718 --> 25:04.885
به صورتت

25:06.135 --> 25:10.135
شبیه یک عروس خجالتی در شب زفاف شدی

25:10.593 --> 25:11.843
دِهارام پال

25:12.052 --> 25:15.052
تو پزشکی خوانده‌ای، نه؟ این خوب‌شدنی هست؟

25:16.468 --> 25:19.302
پای من را وسط نکش، بادنجان

25:19.802 --> 25:21.593
پدرم همیشه می‌گفت

25:21.927 --> 25:25.177
«تمام سربازها برادران تو هستند. با همه یکسان رفتار کن.»

25:25.510 --> 25:27.010
از این مرد شریف یاد بگیر

25:27.218 --> 25:29.635
و انقدر بقیه را مسخره نکن

25:29.885 --> 25:33.843
همه به او می‌گویند «بادنجان»! کُلاهت را پسِ معرکه می‌اندازم

25:34.260 --> 25:35.385
دیگر بس کنید

25:35.802 --> 25:37.760
دارم برای زن‌داداشتان نامه می‌نویسم

25:38.260 --> 25:40.510
از سختی‌هایی که می‌کشیم برایش بگو

25:41.843 --> 25:43.968
نیهال که هنوز ازدواج نکرده

25:44.593 --> 25:46.177
اما زن‌داداش زودتر آمده بود

25:46.760 --> 25:49.843
ازدواج نکرده؟ زن‌داداش زودتر آمده؟

25:50.260 --> 25:51.427
چطور ممکن است؟

25:55.622 --> 25:57.260
محبوبِ قلب‌های ملت ما

25:57.593 --> 26:00.218
به اصطلاح «زن‌داداش» ما! مدهوبالا

26:04.052 --> 26:05.593
داری برای ستاره‌ای مثل مدهوبالا نامه می‌نویسی؟

26:05.760 --> 26:07.927
شنیده‌ام او سر کار نمی‌رود

26:08.052 --> 26:11.843
تا وقتی که مطمئن شود قلب شاهزاده‌اش هنوز برای او می‌تپد

26:12.052 --> 26:14.843
بخندید! یک روز گریه‌تان در می‌آید

26:15.343 --> 26:18.843
شما هیچ‌چیز از قدرت عشق نمی‌دانید

26:19.093 --> 26:20.385
نیهال سینگ

26:20.635 --> 26:23.260
روی این کوه سنگ‌های زیادی هست

26:23.718 --> 26:28.843
اما تعداد طرفداران مدهوبالا در هند از همه این‌ها بیشتر است

26:29.010 --> 26:32.552
نمی‌توانی برادر ما را با سنگ مقایسه کنی

26:32.968 --> 26:34.760
او یک الماس واقعی است

26:35.093 --> 26:36.802
بگذار این جنگ تمام شود

26:37.010 --> 26:40.427
آن‌وقت اولین قطار را سوار می‌شوم و یک‌راست می‌روم بمبئی

26:41.843 --> 26:43.885
من هم می‌خواهم به بمبئی بروم

26:44.218 --> 26:45.843
می‌دانی

26:47.093 --> 26:49.468
میمیرم برای دیدن خواننده بزرگ، محمد رفیع صاحب

26:49.677 --> 26:51.010
یک سری هم به دریا بزن

26:51.135 --> 26:52.968
اگر همه‌تان راهیِ بمبئی هستید

26:53.177 --> 26:54.802
قهرمان ما را هم با خودتان ببرید

26:58.135 --> 26:59.593
بیسیم‌چی شبیه ستاره سینما، دو آناندِ رِواری است

27:13.177 --> 27:14.218
برادرها

27:16.260 --> 27:19.385
اگر مسئولیت ازدواج خواهرم روی دوشم نبود... آن‌وقت

27:21.260 --> 27:23.635
منظورت چیست؟ خواهرت دارد ازدواج می‌کند؟

27:24.052 --> 27:25.802
پس همگی با هم می‌رویم

27:26.510 --> 27:31.427
یک عروسی به سبک آهیر! برایمان شیر و زردچوبه می‌آورند! مبارک باشد

27:31.552 --> 27:32.843
ما را دعوت نمی‌کنی؟

27:32.968 --> 27:33.968
معلوم است که دعوت می‌کنم

27:34.093 --> 27:36.343
این جنگ کی تمام می‌شود؟

27:51.968 --> 27:54.593
تا به حال کسی را کشته‌ای؟

28:03.218 --> 28:04.677
ما از طایفه آهیر هستیم

28:07.093 --> 28:09.177
اگر با مهربانی از ما بخواهی

28:10.260 --> 28:12.177
جانمان را فدایت می‌کنیم

28:13.927 --> 28:16.177
اما وقتی پای مام میهن در میان باشد

28:18.135 --> 28:20.135
به لرد کریشنا سوگند می‌خورم

28:21.802 --> 28:23.385
نه فقط یک بار

28:24.843 --> 28:26.843
صد بار جانمان را می‌دهیم

28:35.010 --> 28:37.760
برای شما؟ نه قربان، من اهل نوشیدنی نیستم

28:38.177 --> 28:39.468
ممنونم. خیلی ممنونم

28:42.135 --> 28:43.260
حال خانم بهاتی چطور است؟

28:44.635 --> 28:45.843
خوب است، قربان

28:46.802 --> 28:49.343
و پسرتان؟ نپرسید، قربان

28:49.927 --> 28:52.760
به من می‌گویند «شیطان» اما او شیطان واقعی است

28:54.843 --> 28:55.677
دلت برایشان تنگ شده؟

28:58.135 --> 28:59.218
بله، قربان

29:23.968 --> 29:27.718
یار محبوبم را دیدم

29:32.593 --> 29:36.010
که حلقه گلی در دست داشت

29:39.135 --> 29:43.552
همه فکر می‌کردند من سراغ مروارید می‌روم

29:45.927 --> 29:50.843
اما به احترام معشوقم بود که برگزیدم

30:08.302 --> 30:12.802
از وقتی به زندگی‌ام آمدی، دنیا نو شده است، ای عشق

30:17.510 --> 30:22.218
تو تمام آن چیزی هستی که می‌خواستم، ای معشوق

30:23.510 --> 30:26.260
من دل به تو باختم

30:26.427 --> 30:27.593
صبر کن

30:29.302 --> 30:33.927
دنیا اکنون غرق در رنگ شده است، ای عشق

30:35.968 --> 30:40.760
چشمانم در آرزوی دیدن توست

30:42.010 --> 30:45.843
ای محبوب من، کی به خانه برمی‌گردی؟

30:47.968 --> 30:51.093
قلبم به تپش افتاده و نفسم به شماره آمده است

30:53.093 --> 30:55.802
ببین چقدر آشفته‌ام

30:57.718 --> 31:00.718
ای محبوب من، کی به خانه برمی‌گردی؟

31:04.177 --> 31:06.427
چشمانم در آرزوی دیدن توست

31:44.760 --> 31:46.968
اوه! این ساعت پدرت است

31:48.385 --> 31:51.302
او با افتخار آن را به من هدیه داد

31:51.718 --> 31:52.802
می‌دانی چرا؟

31:53.010 --> 31:54.885
فقط یک دلیل می‌تواند داشته باشد

31:55.427 --> 31:59.093
رؤیای کودکی‌ات این بود که مثل پدرت وارد ارتش شوی

31:59.927 --> 32:01.760
امروز آن رؤیا به حقیقت پیوسته است

32:12.968 --> 32:15.135
اگر این خراش کوچک تو را ناراحت می‌کند

32:16.052 --> 32:18.552
وقتی در مرز با دشمن روبرو شوم، چه خواهی کرد؟

32:18.843 --> 32:21.343
سرم را بالا می‌گیرم و به همه می‌گویم

32:21.635 --> 32:23.968
که من همسر یک وطن‌پرست واقعی هستم

32:26.385 --> 32:28.302
اگر برنگشتم چی؟

32:30.010 --> 32:32.260
حتی به شوخی هم این حرف را نزن

32:36.468 --> 32:39.343
می‌دانم که این لباس فرم فقط نشانه شجاعت نیست

32:39.843 --> 32:41.302
بلکه فداکاری هم می‌طلبد

32:44.135 --> 32:46.010
وقتی با تو ازدواج کردم

32:46.760 --> 32:48.843
پذیرفتم که زندگی ما این‌گونه خواهد بود

32:53.843 --> 32:55.135
مرا ببخش

32:56.302 --> 32:57.927
نمی‌خواستم ناراحتت کنم

32:58.760 --> 33:01.218
تو برای من همه چیز هستی

33:02.718 --> 33:07.010
اگر اتفاقی برایت بیفتد، قلبم تکه‌تکه می‌شود

33:12.052 --> 33:13.802
اما به تو قول می‌دهم

33:14.552 --> 33:16.677
که همیشه سرم را بالا بگیرم

33:21.552 --> 33:24.260
من یک راجپوت هستم، قول می‌دهم هیچ‌وقت ناامیدت نکنم

33:28.260 --> 33:30.927
حالا لبخند بزن. روزم را روشن می‌کنی

33:34.260 --> 33:35.093
کمی بیشتر

34:51.968 --> 34:54.843
پاینده باد مام میهن

35:02.843 --> 35:08.635
واحدهای گشتی چینی در هند نفوذ کرده و شروع به ایجاد رعب و وحشت کرده بودند

35:09.343 --> 35:11.843
ما در راه رضنگ لا بودیم

35:12.885 --> 35:15.010
این اولین باری بود که

35:15.218 --> 35:17.677
من به ارتفاع ۱۷ هزار فوتی صعود می‌کردم

35:17.802 --> 35:19.677
داداش، یواش‌تر

35:20.593 --> 35:25.343
تا حالا در این ارتفاع بوده‌ای؟ در رضنگ لا؟

35:25.677 --> 35:29.093
سرگرد ما همیشه کاملاً آماده است. بله

35:29.302 --> 35:34.010
او در دو هفته گذشته مدام ما را برای بالا و پایین رفتن تمرین داده است

35:34.218 --> 35:35.843
آن هم با تمام تجهیزات

35:37.927 --> 35:39.677
قرصت را خوردی؟

35:39.843 --> 35:45.177
قرص؟ چرا همه بابت قرص به من پیله کرده‌اند؟

35:45.302 --> 35:46.718
حالم کاملاً خوب است. واقعاً

35:46.843 --> 35:49.843
فقط... سردم است

35:51.677 --> 35:53.093
هی، برادر

35:54.385 --> 35:55.427
بفرما! بالا آورد

35:55.552 --> 35:57.885
به خاطر همین است که می‌گویند قرصت را بخور

35:59.510 --> 36:02.885
می‌دانیم که مریض نیستی. این برای این است که با ارتفاع خو بگیری

36:03.010 --> 36:04.010
بیا. دهانت را آب بکش

36:04.260 --> 36:07.802
صعود به ارتفاع ۱۷ هزار فوتی شوخی نیست

36:09.260 --> 36:11.385
چرا ایستاده‌اید؟ قربان

36:11.635 --> 36:13.385
راحت باش! چش شده؟

36:13.635 --> 36:16.760
قربان، طفلک حالش خیلی بد است

36:17.302 --> 36:20.343
با اجازه شما می‌توانم اینجا پیشش بمانم؟

36:21.052 --> 36:22.385
زود خودم را به شما می‌رسانم

36:22.510 --> 36:24.552
تو می‌توانی او را گول بزنی، اما من را نه

36:24.760 --> 36:26.885
نه قربان، این چه حرفی است؟

36:27.010 --> 36:29.468
فقط نگاهش کنید. دارد می‌لرزد

36:29.677 --> 36:32.843
خیلی دست و دلباز شده‌ای؟ قرص را به او بده، عجله کن

36:33.093 --> 36:34.218
بله قربان

36:34.677 --> 36:36.010
ویشان‌چاند

36:36.260 --> 36:37.843
آهای، بادنجان! بله قربان

36:38.052 --> 36:40.968
وظیفه توست که این دو نفر را به حرکت درآوری. فهمیدی؟

36:41.343 --> 36:42.927
بله قربان. ممنونم، عمو جان

36:43.718 --> 36:45.677
من عموی تو نیستم، اما تو مرا پیر می‌کنی

36:46.093 --> 36:47.343
ببخشید، جناب سوجا

36:47.802 --> 36:49.510
زود برسید. بله قربان

36:50.052 --> 36:50.927
بخور

36:51.135 --> 36:52.302
ای بابا

36:52.718 --> 36:56.718
به لطف عمو که مرا کنار گله گاومیش‌ها خواباند، اصلاً نتوانستم بخوابم

37:16.468 --> 37:17.010
همه چیز روبه‌راه است؟

37:17.302 --> 37:21.635
بله قربان. بیسیم‌چیِ ما نفسش بند آمده بود

37:21.927 --> 37:24.427
روز اولش است. عادت می‌کند

37:24.718 --> 37:25.843
بله قربان

37:30.635 --> 37:32.010
روز بخیر! روز بخیر

37:46.552 --> 37:48.093
درود بر شما! جولی، قربان

37:48.677 --> 37:50.260
جولی، تسرینگ! جولی، قربان

37:50.802 --> 37:54.927
او یک لحظه هم بازی با توپی که به او دادید را رها نمی‌کند

37:55.635 --> 37:57.552
الان سن بازی کردنش است

37:57.843 --> 37:59.135
که وقتی به سن شما رسید، دیگر بازی نخواهد کرد

38:00.427 --> 38:02.385
کجا می‌روید؟ همسرم باردار است

38:03.093 --> 38:03.843
مبارک باشد

38:04.385 --> 38:07.510
دارم او را به خانه مادرش می‌برم. چند روزی آنجا می‌ماند

38:08.260 --> 38:11.010
خوب است. شما دو نفر باید پیش او بمانید

38:11.718 --> 38:13.635
جنگ شده است. هر اتفاقی ممکن است بیفتد

38:15.885 --> 38:17.552
درود بر شما! جولی، قربان

38:17.968 --> 38:20.093
چند روزی به دره بروید

38:20.343 --> 38:21.968
وقتی جنگ تمام شد برگردید

38:37.093 --> 38:39.302
سه دسته ۴۰ نفره می‌خواهم

38:39.677 --> 38:40.302
قربان

38:40.427 --> 38:43.010
دسته نهم. اینجا با سه تیربار سبک مستقر شوید

38:43.218 --> 38:43.843
بله قربان

38:43.968 --> 38:45.968
این موقعیت نزدیک‌ترین نقطه به مرز است

38:46.843 --> 38:49.885
هاری رام، دسته هشتم. سه تیربار سبک پشت سر آن‌ها خواهند بود

38:50.135 --> 38:51.927
به فاصله ۹۰۰ متر

38:52.135 --> 38:55.093
اینجا. دقیقاً در وسط گذرگاه. بله قربان

38:56.010 --> 38:58.093
سوجا، دسته هفتم

38:58.468 --> 39:01.302
روی رشته‌کوه نزدیک مقر فرماندهی مستقر شوید

39:01.635 --> 39:04.302
بخش خمپاره‌انداز در فاصله ۴۰۰ متری بماند

39:04.927 --> 39:06.677
پشت رشته‌کوه. بله قربان

39:06.927 --> 39:08.552
سؤالی هست؟ خیر قربان

39:08.802 --> 39:09.677
رام رام، قربان

39:09.802 --> 39:10.968
آهان، بیسیم‌چی

39:11.427 --> 39:12.927
سیگنال پارازیت دارد

39:13.135 --> 39:15.635
وقتی درست شد به من گزارش بده

39:15.968 --> 39:17.885
باید با مقر گردان تماس بگیرم

39:18.177 --> 39:19.677
بله قربان. ادامه بده

39:26.885 --> 39:29.635
آهای، شما بچه‌ننه های لوس

39:33.135 --> 39:35.343
خوب گوش کنید پسرها

39:35.968 --> 39:37.927
دو ساعت طول می‌کشد تا آب جوش بیاید

39:38.177 --> 39:40.343
دو ساعت وقتم را گرفت تا این سوپ را درست کنم

39:40.718 --> 39:42.677
اگر کسی نق بزند

39:42.802 --> 39:45.093
یک کتک سیر می‌خورد

39:49.510 --> 39:51.385
داداش! عالی است

39:51.843 --> 39:53.510
چطور می‌توانی بگویی عالی است؟

39:53.677 --> 39:55.135
به لرد کریشنا قسم می‌خورم

39:55.260 --> 39:57.260
بعد از ساختن سنگرها، داشتم از گرسنگی تلف می‌شدم

39:57.927 --> 40:00.468
سوپ عمو طعم بهشتی می‌دهد

40:00.802 --> 40:02.843
شوخی نمی‌کنم. با خوشحالی بابت این سوپ پول می‌دهم

40:03.427 --> 40:04.385
ولش کن! انقدر تملق نکن

40:04.510 --> 40:07.677
بگذار چیزی به تو بگویم. وقتی بازنشسته شدم، مستمری‌ام مال تو

40:08.885 --> 40:11.760
مراقب باش وقتی گاومیش فضله می‌اندازد، روت نپاشد

40:13.593 --> 40:14.718
با کی هستی؟ با تو

40:14.843 --> 40:16.260
آهای تو، اخمو

40:16.677 --> 40:19.260
خودت را لوس نکن. سوپت را بخور

40:19.593 --> 40:20.760
عمو دلخور شد

40:21.510 --> 40:22.593
از خود راضی‌ها

40:22.677 --> 40:25.802
عمو! این سوپ را بده به چینی‌ها

40:25.919 --> 40:29.739
همه فرار می‌کنند. بی‌آب و رنگ و بی‌مزه

40:30.718 --> 40:34.843
نظرات تو بی‌مزه است. تو همیشه همه چیز را خراب می‌کنی

40:35.177 --> 40:38.135
به او بگو جنگ است. «جنگ است.»

40:38.385 --> 40:40.718
به او بگو عروسی رفیقش نیست. انگار نه انگار

40:40.843 --> 40:42.218
من چیزی گفتم؟ خب؟

40:42.343 --> 40:43.843
نشنیدم. من شنیدم

40:43.968 --> 40:45.927
من مسئول شنوایی او نیستم. هستم؟

40:46.052 --> 40:47.635
من مسئولم؟ پس کی مسئول است؟

40:47.885 --> 40:49.093
رام رام! بنشینید

40:49.593 --> 40:50.510
همان‌جا بنشینید

40:51.427 --> 40:52.468
جناب سرگرد

40:53.093 --> 40:55.302
سلام قربان! سلام

40:55.635 --> 40:57.177
از سوپِ «جیرام» خوشت اومد؟

40:57.302 --> 41:00.260
«نانهِ» که خیلی دوست داشت قربان. داشت کاسه‌ش رو می‌لیسید

41:00.718 --> 41:02.343
داشتم انگشتام رو می‌لیسیدم، قربان

41:04.510 --> 41:05.427
قربان

41:07.177 --> 41:09.760
با اجازه‌تون، می‌تونم یه سوال بپرسم؟

41:10.552 --> 41:11.343
بپرس

41:13.760 --> 41:15.843
قربان، داستانِ این اسم شما چیه؟

41:16.593 --> 41:18.718
ایشون سرگرده، نه عموی تو

41:19.260 --> 41:20.552
ایرادی نداره، «سورجا»

41:21.093 --> 41:24.260
مطمئنم ذهن همه همین سوال رو درگیر کرده

41:24.468 --> 41:28.135
بله قربان. حتی سرش شرط هم بستیم

41:28.385 --> 41:29.302
من گفتم

41:29.718 --> 41:32.260
پدر و مادرت اسمت رو گذاشتن «شیطان»

41:32.468 --> 41:34.343
چون خیلی شیطون و بلا بودی

41:35.052 --> 41:36.760
تخیلِ خوبیه

41:37.093 --> 41:42.515
«رام لال» گفت والدینت این اسم رو روت گذاشتن تا از چشم‌زخم در امان باشی

41:42.843 --> 41:45.552
مثل بعضی‌ها که اسم بچه‌شون رو می‌ذارن «راوان»

41:46.093 --> 41:47.052
قربان، من همچین حرفی نزدم

41:47.177 --> 41:49.718
شانس آوردم اسمم رو نذاشتن «کومباکاران»! مگه نه، سورجا؟

41:50.510 --> 41:53.260
شک دارم پدر و مادرت اسمت رو گذاشته باشن «شیطان»

41:53.593 --> 41:55.552
حتماً کارِ یه معلمِ بدعنق بوده

41:55.677 --> 41:57.802
حق با اونه. خودش این رو گفت

41:58.093 --> 42:00.093
دیوونه شدی؟ من نگفتم، تو گفتی

42:00.260 --> 42:01.135
قربان، داره شوخی می‌کنه

42:01.593 --> 42:02.635
دیگه کافیه

42:03.052 --> 42:06.010
سرگرد داره لطف می‌کنه، اما دلیل نمیشه پاتون رو از گلیمتون درازتر کنید

42:06.427 --> 42:08.010
معذرت می‌خوام، قربان

42:09.718 --> 42:11.427
«دارام پال»! بله، قربان

42:11.968 --> 42:15.677
موقع بالا اومدن شنیدم آواز می‌خوندی. صدای خوبی داری

42:16.802 --> 42:17.718
ممنونم، قربان

42:18.052 --> 42:19.260
خیلی خوب می‌خونه، قربان

42:20.260 --> 42:24.343
رادیو سراسری هند ازش خواست براشون بخونه، اما نرفت

42:24.843 --> 42:26.760
چه خسران بزرگی برای کشور

42:27.427 --> 42:28.385
باید می‌رفتی

42:29.010 --> 42:31.885
امروز «دارام پال سینگ داهیا» می‌تونست یه خواننده‌ی مشهور باشه

42:32.343 --> 42:33.843
دعای خیرِ جناب سرگرد رو بپذیر

42:34.510 --> 42:36.093
تمام خانواده‌ی من به ارتش ملحق شدن، قربان

42:36.468 --> 42:38.135
پدرم می‌گفت

42:38.510 --> 42:41.635
«برو ارتش. شاید از گلوله‌ی دشمن جون سالم به در ببری...»

42:41.885 --> 42:44.927
«اما اگه خواننده بشی، گلوله‌ی من بهت رحم نمی‌کنه!»

42:46.427 --> 42:49.427
پس نجات پیدا کرد! از دستِ بابا

42:49.718 --> 42:53.718
پدرت اینجا نیست، پس نگران نباش. برامون بخون

42:54.677 --> 42:57.552
زود باش، بخون! خوانندگیش از سربازیش بهتره

42:57.854 --> 43:00.427
جناب سرگرد ازت خواست، پس بخون

43:23.177 --> 43:25.635
روزی که خونه رو ترک کردم

43:26.260 --> 43:28.343
روزی که از روستام رفتم

43:28.968 --> 43:31.260
مهری که جاری بود

43:31.802 --> 43:33.510
چقدر دلم براش تنگ شده

43:34.468 --> 43:36.718
مادرم من رو محکم بغل کرد

43:37.260 --> 43:39.427
«برو سرباز من، برو!»

43:41.260 --> 43:43.677
چقدر دلم برای اون لحظه‌ها تنگ شده

43:44.010 --> 43:46.635
اون حیاط‌ها، اون تراس‌ها

43:46.843 --> 43:49.052
اون کوچه‌ها، اون راهروها

43:49.552 --> 43:51.802
اون دوست‌های دوران کودکی

43:52.260 --> 43:54.427
چقدر دلم برای همه‌شون تنگ شده

43:54.927 --> 43:57.302
روسری‌اش که توی باد می‌رقصید

43:57.760 --> 44:00.385
چشم‌هایِ سرمه‌کشیده و جادویش دیوونه‌م می‌کرد

44:03.260 --> 44:05.385
چقدر دلم براشون تنگ شده

44:07.052 --> 44:09.218
روزی که خونه رو ترک کردم

44:09.885 --> 44:11.802
روزی که از روستام رفتم

44:12.760 --> 44:16.343
مهری که جاری بود... چقدر دلم براش تنگ شده

44:18.260 --> 44:20.385
مادرم من رو محکم بغل کرد

44:20.843 --> 44:22.968
«برو سرباز من، برو!»

44:23.718 --> 44:27.093
حالا چقدر دلم برای اون لحظه‌ها تنگ شده

45:01.718 --> 45:03.843
چراغ‌های درخشانِ جشنِ «دیوالی»

45:04.468 --> 45:06.760
رنگ‌پاشونِ جشنِ «هولی»

45:07.260 --> 45:09.427
اون شب‌های فوق‌العاده

45:09.843 --> 45:12.260
اون روزهای بی‌نظیر

45:12.677 --> 45:14.927
با دیدنش قلبم به تپش می‌افتاد

45:15.302 --> 45:17.427
فرقی نمی‌کرد چقدر ازم دلخور باشه

45:18.010 --> 45:20.343
بی حضورِ اون، هیچ‌وقت آروم نمی‌گرفتم

45:23.843 --> 45:25.593
بی حضورِ اون

45:30.260 --> 45:31.760
اون لحظاتِ عاشقی

45:33.010 --> 45:35.343
صدای طبل‌های عروسی

45:35.843 --> 45:37.802
اون آوازهای آشنا

45:38.427 --> 45:40.552
چقدر دلم براشون تنگ شده

45:41.343 --> 45:45.468
اون نغمه‌های محلیِ قدیمی

45:46.718 --> 45:50.843
آشنا و غریبه، چقدر دلم براشون تنگ شده

45:53.468 --> 45:55.677
روزی که خونه رو ترک کردم

45:56.302 --> 45:58.385
روزی که از روستام رفتم

45:58.968 --> 46:01.260
مهری که جاری بود

46:01.760 --> 46:03.677
چقدر دلم براش تنگ شده

46:04.593 --> 46:06.802
مادرم من رو محکم بغل کرد

46:07.260 --> 46:09.010
«برو سرباز من، برو!»

46:09.927 --> 46:13.593
چقدر دلم برای اون لحظه‌ها تنگ شده

46:14.135 --> 46:16.052
چقدر دلم براشون تنگ شده

46:45.302 --> 46:46.635
چقدر دلم براشون تنگ شده

46:48.510 --> 46:52.135
همه یک‌صدا فریاد خواهیم زد

46:52.385 --> 46:54.843
فرار کن چینی، فرار کن

46:55.260 --> 46:57.552
فرار کن چینی، فرار کن

47:01.677 --> 47:02.760
قربان

47:05.135 --> 47:07.635
عصر بخیر قربان! در «رزانگ لا» همه چی آماده‌ست

47:07.802 --> 47:09.760
منتظر دستورات بعدی هستیم. تمام

47:10.135 --> 47:11.718
«تری آلفا»، با دقت گوش کن

47:12.052 --> 47:15.260
دشمن نواحیِ اطرافِ پاسگاهِ شرقی رو تصرف کرده

47:15.385 --> 47:16.802
و همین‌طور «دولت بیگ اولدی» رو

47:17.135 --> 47:19.927
هیچ دیدی روی بزرگراه سین‌کیانگ-تبت نداریم

47:20.093 --> 47:22.635
گزارش‌هایی از جابه‌جایی سنگین نیروها در اونجا به دستمون رسیده

47:22.843 --> 47:25.468
اما راهی برای تاییدش نداریم. تمام

47:25.718 --> 47:28.093
می‌رم بالاتر و یه ایستگاه شنود برپا می‌کنم، قربان

47:28.343 --> 47:30.218
با اجازه‌تون. تمام

47:30.635 --> 47:33.843
تری آلفا! فرمانده‌ت صحبت می‌کنه، با درخواستت موافقت شد

47:34.093 --> 47:36.260
به محض این‌که اطلاعاتی به دستت رسید گزارش بده

47:36.510 --> 47:37.510
پایان

48:12.927 --> 48:13.927
همین‌جا

48:14.677 --> 48:16.927
می‌خوام تا غروب آفتاب یه ایستگاه شنود اینجا برپا بشه

48:17.052 --> 48:17.718
بله قربان

48:17.843 --> 48:19.677
«رام چاندر»! رادیو رو چک کن

48:19.927 --> 48:21.135
نانهِ

48:22.885 --> 48:26.177
حواست فقط باید به اون معبر باشه

48:26.760 --> 48:30.135
هر جابه‌جایی‌ای اون طرفِ شکاف شنیدی، فوراً به من خبر بده

48:30.468 --> 48:31.135
بله قربان

48:32.218 --> 48:33.093
پایان

48:33.260 --> 48:34.968
رادیو کار می‌کنه قربان. خوبه

48:35.218 --> 48:38.427
کد شناسایی شما «چارلی ۷» هست. مفهومه؟

48:39.593 --> 48:42.302
بانو. رام چاندر. شما دو تا با من بیاید

48:42.718 --> 48:44.343
بسیار خب. موفق باشید بچه‌ها. قربان

48:44.968 --> 48:45.968
بیا نانهِ

48:47.427 --> 48:50.718
سرگرد ازمون خواسته مراقب اون منطقه باشیم

49:08.385 --> 49:09.093
قربان

49:10.093 --> 49:11.218
اون روستای «چاگا» است

49:13.802 --> 49:14.468
بریم

49:50.635 --> 49:55.135
قربان... بهشون گفتم برن پایین به سمت دره

49:56.343 --> 49:57.927
اما نرفتن

50:04.635 --> 50:06.218
کجا برن، بانو؟

50:08.510 --> 50:10.093
اینجا خونه‌شونه

50:11.385 --> 50:12.802
خاکشونه

50:23.968 --> 50:25.677
هوای بانو رو داشته باش

50:26.052 --> 50:27.718
بانو، حالت خوب میشه

52:57.052 --> 52:58.385
قربان، حالتون خوبه؟

53:03.677 --> 53:04.552
رادیو

53:04.968 --> 53:06.343
در خطرِ از دست دادن منطقه «نِفا» هستیم

53:07.302 --> 53:09.385
قربان، سرگرد «باتی» پشت خطه

53:10.010 --> 53:11.968
قربان، فرمانده تیپ

53:13.677 --> 53:15.635
تری آلفا، گزارش بده. تمام

53:15.843 --> 53:21.135
پیاده‌نظامِ مکانیزه‌ی دشمن داره به سمت «رزانگ لا» پیشروی می‌کنه. تمام

53:22.927 --> 53:24.718
تعداد دشمن؟ تمام

53:27.552 --> 53:29.093
حدود ۳۰۰۰ نفر، قربان

53:29.635 --> 53:30.552
تمام

53:33.343 --> 53:35.218
باید با مقرِ فرماندهیِ لشکر صحبت کنم

53:35.718 --> 53:38.010
تا دستورات بعدی مواضع خودتون رو حفظ کنید. تمام

53:38.218 --> 53:39.843
وقت کافی نداریم، قربان

53:40.760 --> 53:43.552
اونا به زودی می‌رسن، قربان. تمام

53:43.885 --> 53:45.760
پس عقب‌نشینی کن سرگرد، عقب‌نشینی کن

53:46.093 --> 53:49.802
خودت می‌دونی که نمی‌تونم نیروی کمکی برات بفرستم

53:50.093 --> 53:51.968
با گروهانت عقب‌نشینی کن

53:52.093 --> 53:55.968
به گروهان‌های آلفا و براوو در ورودی شرقیِ «چوشول» ملحق شو. تمام

53:56.385 --> 53:59.552
تری آلفا، اگه الان عقب‌نشینی کنیم

54:00.343 --> 54:03.927
ظرف چند روز به چوشول و کشمیر می‌رسن

54:06.260 --> 54:07.968
با تمام احترامی که براتون قائلم، قربان

54:09.260 --> 54:11.427
نمی‌تونم بدون جنگیدن، شکست رو بپذیرم

54:12.135 --> 54:12.927
تمام

54:14.468 --> 54:15.760
مفهوم بود

54:18.510 --> 54:19.927
دوباره روش فکر کن

54:23.343 --> 54:27.927
با افسران جزء صحبت کن و بهم گزارش بده. پایان

54:40.218 --> 54:41.260
قربان؟

54:46.468 --> 54:49.927
سرباز چینی دارن به سمت «رزانگ لا» پیشروی می‌کنن ۳۰۰۰

54:52.552 --> 54:55.510
اما «شیطان» نمی‌خواد عقب‌نشینی کنه

54:57.468 --> 54:59.135
حق با اون بود

55:01.135 --> 55:04.427
قربان، ما اونجا فقط ۱۲۰ تا سرباز داریم

55:05.302 --> 55:08.093
دشمن برتریِ قطعی داره

55:11.802 --> 55:13.843
لعنتی، کاملاً حق با توئه

55:21.093 --> 55:22.260
قربان؟

55:24.385 --> 55:26.302
دلت چی میگه؟

55:27.885 --> 55:29.343
«نمی‌تونی عقب‌نشینی کنی.»

55:30.135 --> 55:31.093
و عقلت؟

55:32.093 --> 55:33.760
میگه به حرفِ دلم گوش بدم

55:35.218 --> 55:36.218
قربان

55:37.843 --> 55:41.093
پس جواب شما همینه

55:43.968 --> 55:47.302
وقتی پای سرنوشت خودم در میون باشه می‌تونم از دلم پیروی کنم

55:49.135 --> 55:51.427
اما نه وقتی پای سرنوشت ۱۲۰ تا سرباز در میونه

55:57.218 --> 55:58.885
رام چاندر، رادیو

56:05.677 --> 56:07.843
من رو به هر سه دسته وصل کن

56:11.427 --> 56:15.635
جناب، فرمانده گروهان می‌خواد با همه صحبت کنه

56:16.760 --> 56:18.843
دسته‌ی هشتم؟ بله، قربان

56:19.427 --> 56:21.302
دور من جمع شید

56:31.677 --> 56:35.677
گروهانِ چارلی، فرمانده گروهان، سرگرد «شیطان سینگ باتی» باهاتون صحبت می‌کنه

56:37.385 --> 56:40.427
امشب طوفانِ سهمگینی به سراغمون میاد

56:41.718 --> 56:43.552
در قالبِ ۳۰۰۰ سرباز چینی

56:44.635 --> 56:49.177
می‌تونیم عقب‌نشینی کنیم و در سمتِ شرقیِ «چوشول» موضعِ دفاعی بگیریم

56:51.052 --> 56:54.843
یا اینکه همین‌جا بمونیم و سعی کنیم جلوی دشمن رو بگیریم

56:58.135 --> 57:00.093
ما می‌تونیم از این خاک محافظت کنیم

57:01.968 --> 57:03.135
خاکی که

57:04.802 --> 57:07.385
حتی یه تیغه علف هم توش سبز نمیشه

57:08.802 --> 57:11.760
اما موضوع سرِ زمین نیست، موضوع سرِ یه رویاست

57:12.385 --> 57:16.468
رویایی که بعد از سال‌ها مبارزه به حقیقت پیوسته

57:17.052 --> 57:21.135
رویای آزادی که خیلی‌ها جونشون رو فداش کردن

57:22.510 --> 57:26.718
رویای یک هندِ واحد، از هیمالیا تا «کانیاکوماری»

57:33.802 --> 57:37.552
امروز دشمنِ ما رویای نیاکانمون رو نشونه گرفته

57:38.343 --> 57:40.802
بر لاداخ، جامو و کشمیر

57:42.177 --> 57:43.843
احتمالاً

57:44.510 --> 57:48.093
اینجا برای اونا فقط پاره‌خاکی باشه که توی نبرد به دستش میارن

57:48.843 --> 57:50.427
اما برای من

57:51.010 --> 57:53.468
اینجا تاجِ سرِ مامِ میهن، هند است

57:54.718 --> 57:57.385
و رها کردنِ تاجِ مادرم

57:57.635 --> 58:00.677
پیشِ پای دشمن، برام غیرقابل‌قبوله

58:05.468 --> 58:07.302
یه زمانی کسی بهم گفت

58:09.135 --> 58:10.968
«این لباسِ نظام فقط نشونه‌ی شجاعت نیست...»

58:11.093 --> 58:12.760
«بلکه فداکاری هم می‌طلبه.»

58:15.552 --> 58:16.968
اون زمان فرا رسیده

58:23.177 --> 58:28.802
تا آخرین گلوله و تا آخرین قطره‌ی خونم می‌جنگم

58:28.927 --> 58:30.885
اما عقب‌نشینی نمی‌کنم

58:31.635 --> 58:34.677
اگه کسی از شما می‌خواد بره، می‌تونه بره

58:36.135 --> 58:38.302
من خرده‌ای ازتون نمی‌گیرم

58:39.677 --> 58:43.135
اما من... عقب‌نشینی نمی‌کنم

59:16.135 --> 59:17.718
چارلی دو

59:18.427 --> 59:21.760
قربان، شما یه بار گفتید که ما پسرانِ کشاورزها هستیم

59:23.218 --> 59:26.302
هیچ‌کس ارزش خاک رو بهتر از ما نمی‌دونه

59:26.510 --> 59:30.010
این بار جنگ سرِ خودمون نیست، سرِ میهن‌مونه

59:30.302 --> 59:32.302
هیچ‌کس عقب‌نشینی نمی‌کنه

59:37.760 --> 59:41.135
ما خوش‌شانسیم که فرصتِ جنگیدن و مردن برای کشورمون رو داریم، قربان

59:41.260 --> 59:43.718
دسته‌ی نهم جایی نمیره

59:43.927 --> 59:46.885
همه‌مون تا آخرین گلوله با شما هستیم

59:47.093 --> 59:50.010
من از طرفِ دسته‌ی هشتم صحبت می‌کنم، قربان

59:51.010 --> 59:53.552
هیچ حرفی از عقب‌نشینیِ ما نیست

59:55.135 --> 59:57.843
ما همین‌جا کنار شما می‌مونیم

59:58.885 --> 01:00:01.552
همین‌جا می‌جنگیم، همین‌جا می‌میریم

01:00:02.635 --> 01:00:04.427
تا آخرین نفس

01:00:04.843 --> 01:00:06.760
تا آخرین گلوله

01:00:07.885 --> 01:00:08.718
تمام

01:00:43.593 --> 01:00:46.885
جمهوری خلق چین اعلام کرده است

01:00:47.010 --> 01:00:50.343
که تصمیم گرفته مخاصمات علیه هند را متوقف کند

01:00:50.510 --> 01:00:51.843
و آتش‌بس اعلام کرده است

01:00:52.968 --> 01:00:56.593
ارتش‌های آن‌ها اکنون در پشت خط کنترل مستقر شده‌اند

01:00:56.802 --> 01:00:58.718
قربان، مراقب باشید

01:00:59.218 --> 01:01:00.510
قربان، مراقب باشید

01:01:11.343 --> 01:01:13.260
می‌خوام با فرمانده‌ی یگان صحبت کنم

01:01:14.135 --> 01:01:15.843
می‌خوام با فرمانده‌ی یگان صحبت کنم

01:01:16.677 --> 01:01:18.510
می‌خوام با فرمانده‌ی یگان صحبت کنم

01:01:19.135 --> 01:01:19.927
همین الان

01:01:23.385 --> 01:01:26.218
تمامِ گفتگوی ما ضبط خواهد شد

01:01:28.677 --> 01:01:30.677
شماره‌ی پرسنلی، نام و درجه‌ت رو بگو

01:01:32.760 --> 01:01:37.177
۴۱۸۲۰۹۱ شماره‌ی سریال

01:01:38.677 --> 01:01:40.635
سرباز «رام چاندر یاداو»

01:01:41.802 --> 01:01:45.385
اپراتور بی‌سیمِ گروهانِ چارلی، از گردان سیزدهمِ کُمائون، قربان

01:01:45.552 --> 01:01:47.302
امروز ۲۱ نوامبر است

01:01:47.593 --> 01:01:49.510
ساعت ۱۱:۲۰ صبح

01:01:49.843 --> 01:01:52.635
بهت هشدار میدم هر چی میگی باید حقیقت باشه

01:01:52.760 --> 01:01:55.552
و اگه دروغ بگی یا ما رو گمراه کنی، دادگاه نظامی میشی

01:01:56.302 --> 01:01:57.510
متوجه شدی؟

01:02:04.218 --> 01:02:06.760
دلیلی برای دروغ گفتن ندارم، قربان

01:02:11.010 --> 01:02:13.718
من فقط زنده‌ موندم تا بتونم حقیقت رو به شما بگم

01:02:19.218 --> 01:02:21.260
خب سرباز «رام چاندر یاداو»

01:02:21.885 --> 01:02:24.510
شبِ هفدهم نوامبر چه اتفاقی افتاد؟

01:02:31.302 --> 01:02:32.927
ما منتظر دشمن بودیم

01:02:34.635 --> 01:02:37.135
وقتی تاریکی همه‌جا رو فرا گرفت

01:02:37.927 --> 01:02:40.427
سرما طاقت‌فرسا شد

01:02:42.552 --> 01:02:45.510
دما منفی ۲۴ درجه بود

01:02:47.802 --> 01:02:53.135
بادِ یخبندان مثل خنجری بود که به تنمون فرو می‌رفت

01:02:55.135 --> 01:02:58.718
فقط سرگرد انگار نسبت به اون سرمای استخوان‌سوز بی‌حس بود

01:03:02.885 --> 01:03:05.843
انگار آتشی درونش شعله می‌کشید

01:03:31.260 --> 01:03:33.677
هی، رام لعل

01:03:34.885 --> 01:03:36.718
چیزی اون بیرون می‌بینی؟

01:03:43.552 --> 01:03:46.218
یه خبری هست. به سرگرد بگو

01:03:46.468 --> 01:03:47.718
۷ چارلی

01:03:48.510 --> 01:03:50.218
چارلی ۷، پیامت رو بگو. تمام

01:03:50.510 --> 01:03:52.677
جناب سرگرد، حرکاتی توی شکاف «ماینا» می‌بینیم

01:03:52.885 --> 01:03:54.760
انگار دشمن داره درِ خونه‌مون رو می‌زنه

01:03:54.968 --> 01:03:58.468
چارلی ۷. هوشیار باش. تمام

01:03:59.718 --> 01:04:00.510
دسته نهم

01:04:00.718 --> 01:04:01.677
بله جناب

01:04:01.802 --> 01:04:05.010
آماده بشین. مهمونای ناخونده توی شکاف دیده شدن

01:04:17.510 --> 01:04:18.760
۷ چارلی

01:04:19.718 --> 01:04:21.177
چارلی ۷. بگو. تمام

01:04:21.510 --> 01:04:24.843
قربان، شبیه دشمن نیستن. فکر کنم گله‌ای از گاومیش‌های تبتین

01:04:25.302 --> 01:04:25.885
تمام

01:04:26.052 --> 01:04:27.510
گله‌ی گاومیش؟

01:04:27.760 --> 01:04:29.510
مطمئنی؟ تمام

01:04:29.760 --> 01:04:32.218
مه غلیظه و دیدن سخته، قربان

01:04:32.510 --> 01:04:34.927
اما می‌تونم بوشون رو حس کنم، قربان. تمام

01:04:35.260 --> 01:04:37.302
متوجه نمی‌شم. تکرار کن. تمام

01:04:37.510 --> 01:04:40.552
می‌تونم بوشون رو حس کنم. به لطفِ جناب سورجا

01:04:40.927 --> 01:04:43.218
یه شب رو مجبور شدم کنار چندتا گاومیش بخوابم

01:04:43.635 --> 01:04:45.927
بوشون توی دماغم نشسته

01:04:46.135 --> 01:04:47.260
تمام

01:04:47.760 --> 01:04:51.385
چارلی ۷! امروز قدرت بویایی‌ت رو امتحان می‌کنیم

01:04:51.718 --> 01:04:52.718
تمام

01:05:13.635 --> 01:05:15.010
۷ چارلی

01:05:16.427 --> 01:05:20.135
حدسم درست بود جناب. اینا چینی نیستن، گاومیشن

01:05:20.677 --> 01:05:22.427
چارلی ۷! آفرین

01:05:23.010 --> 01:05:27.302
لابد می‌خواستن با فرستادن گاومیش‌ها از موقعیت ما باخبر بشن

01:05:27.718 --> 01:05:30.135
دماغت نجاتمون داد

01:05:30.468 --> 01:05:32.552
توی موقعیت بمونید. تمام

01:05:35.177 --> 01:05:38.510
آره داداش! پس گله‌ی گاومیش بودن

01:05:40.635 --> 01:05:44.135
این بار نقشه‌ی چینی‌ها نگرفت

01:05:44.468 --> 01:05:49.635
مگه می‌دونستیم براشون فرقی می‌کنه که گاومیش‌هاشون کشته بشن یا آدماشون؟

01:05:51.218 --> 01:05:53.468
اونا یه تله‌ی دیگه برامون گذاشته بودن

01:06:05.510 --> 01:06:09.802
هر چی پیش بیاد، خیره

01:06:11.468 --> 01:06:12.885
چرا اینو میگی؟

01:06:13.260 --> 01:06:17.677
ببین، اگه اون روز تو رو نزده بودم

01:06:18.427 --> 01:06:20.802
جناب سورجا منو مجبور نمی‌کرد پیش گاومیش‌ها بخوابم

01:06:21.510 --> 01:06:24.218
و اونوقت بوشون رو تشخیص نمی‌دادم

01:06:24.593 --> 01:06:28.885
پس دماغم امروز پستمون رو نجات نمی‌داد. درسته؟

01:06:31.510 --> 01:06:33.635
خوشحال باش که سرگرد سر رسید

01:06:34.385 --> 01:06:38.510
وگرنه چنان می‌زدمت که پرده گوشت پاره بشه

01:06:40.218 --> 01:06:42.260
به خواب دیدن ادامه بده! باشه؟

01:06:43.218 --> 01:06:44.760
تو باید خوشحال باشی که سرگرد اومد

01:06:45.010 --> 01:06:48.802
وگرنه الان دو تیکه شده بودی؛ نه این بودی و نه اون

01:07:06.510 --> 01:07:07.635
برای خونه نامه نوشتی؟

01:07:09.552 --> 01:07:11.135
ببین ننه داداش

01:07:13.260 --> 01:07:15.552
من همین الانم توی آغوشِ مامِ میهن نشستم

01:07:17.177 --> 01:07:20.093
و خانوادم هم، همه‌شون همین‌جان

01:07:20.468 --> 01:07:26.343
نهال، بینگان، عمو جیرام، جناب سورجا

01:07:30.218 --> 01:07:31.593
و تو

01:07:35.427 --> 01:07:38.135
پس برای کی نامه بنویسم؟

01:07:49.885 --> 01:07:53.343
ننه. چینی‌های لعنتی دارن میان

01:07:55.385 --> 01:07:57.468
چارلی ۷! تمام

01:07:57.635 --> 01:08:00.885
به دسته هفتم پیام بده. بخش خمپاره‌انداز رو ۲۰۰ متر جلوتر می‌خوام

01:08:01.052 --> 01:08:02.135
قربان

01:08:02.552 --> 01:08:04.010
۷ چارلی

01:08:05.302 --> 01:08:06.927
چارلی ۷. بگو. تمام

01:08:07.135 --> 01:08:09.177
جناب، یه گشتیِ چینی داره به سمت شکاف میاد

01:08:09.385 --> 01:08:11.177
حدود ۱۵-۲۰ نفرن. تمام

01:08:11.510 --> 01:08:13.552
۷ داریم میایم کمکتون، چارلی

01:08:13.802 --> 01:08:16.885
تا نرسیدیم، هیچ‌کس نباید شلیک کنه. تمام

01:08:18.260 --> 01:08:20.843
شلیک نکنید. جناب سرگرد توی راهه

01:08:21.052 --> 01:08:23.510
رام چاندر، تو اینجا بمون. تو با من بیا

01:08:23.718 --> 01:08:25.927
هاری. گوویند. با ما بیاین. عجله کنید

01:08:51.343 --> 01:08:52.177
صبر کنید

01:09:00.802 --> 01:09:02.468
بذارید نزدیک‌تر بشن

01:09:05.135 --> 01:09:05.718
صبر کنید

01:09:07.593 --> 01:09:08.552
آتش

01:09:32.135 --> 01:09:33.843
نارنجک! جناب

01:09:48.593 --> 01:09:50.093
آرپی‌جی

01:09:59.468 --> 01:10:00.635
رام لعل

01:10:03.468 --> 01:10:05.385
رام لعل! قربان

01:10:05.510 --> 01:10:08.885
برش گردونید به گروهان. زود باشید

01:10:09.010 --> 01:10:11.468
ننه، با جناب سرگرد برو. سنگ خیلی سنگینه، نمی‌تونی تکونش بدی

01:10:11.593 --> 01:10:14.052
ما اینجا ولت نمی‌کنیم، رام لعل

01:10:14.177 --> 01:10:16.885
قربان، بقیه رو برگردونید به پست

01:10:17.177 --> 01:10:19.010
من پوششتون می‌دم

01:10:19.843 --> 01:10:22.135
اگه ۱۰ یا ۱۵ نفرشون رو نکشم

01:10:22.260 --> 01:10:25.510
به خدای هانومان قسم که مردن هیچ صفا نداره

01:10:29.802 --> 01:10:32.177
چندتا نارنجک بهم بدین، قربان

01:10:35.260 --> 01:10:37.343
چندتا نارنجک، قربان

01:10:43.177 --> 01:10:45.135
زنده باد لرد کریشنا

01:10:46.343 --> 01:10:47.552
زنده باد لرد کریشنا

01:10:55.552 --> 01:10:56.593
عقب‌نشینی کنید

01:11:03.093 --> 01:11:05.218
ننه، گوش کن چی میگم

01:11:08.218 --> 01:11:09.760
یه چیزی از تو پیش منه

01:11:13.510 --> 01:11:15.635
بیا. این شکلات رو بگیر

01:11:17.510 --> 01:11:20.177
نمی‌تونم مدیونِ تو بمیرم، رفیق

01:11:23.843 --> 01:11:24.885
برو

01:12:19.052 --> 01:12:19.927
نارنجک

01:12:44.552 --> 01:12:46.302
اگه مایل باشین می‌تونیم فردا ادامه بدیم

01:12:48.593 --> 01:12:49.885
نه جناب

01:12:54.635 --> 01:12:57.427
اگه بعد از هر حادثه‌ای توقف کنیم

01:12:58.260 --> 01:13:00.385
خیلی طول می‌کشه

01:13:02.593 --> 01:13:03.760
بیاید ادامه بدیم

01:13:13.343 --> 01:13:16.802
ما پست شنودمون رو از دست دادیم

01:13:18.718 --> 01:13:20.343
اما می‌دونستیم

01:13:22.427 --> 01:13:24.635
که این فقط اولشه

01:13:26.885 --> 01:13:30.052
چینی‌ها هر لحظه ممکنه حمله کنن

01:13:35.760 --> 01:13:37.427
شب خیلی طولانی‌ای بود، جناب

01:13:39.635 --> 01:13:42.010
یکی از ما از قبل به شهادت رسیده بود

01:13:52.635 --> 01:13:53.760
بفرما

01:14:11.260 --> 01:14:13.510
پسرم، ما سربازیم

01:14:14.677 --> 01:14:17.177
روزی که این لباس رو پوشیدیم

01:14:17.552 --> 01:14:20.135
مرگ رو به سینه‌مون بستیم

01:14:21.927 --> 01:14:25.885
رام لعل سرباز شجاعی بود

01:14:27.218 --> 01:14:30.052
مثل یه دلاور شهید شد

01:14:31.302 --> 01:14:33.635
و وقتی یه سرباز می‌میره

01:14:34.260 --> 01:14:40.343
براش عزاداری نمی‌کنی... بلکه با سرِ برافراشته بهش سلام نظامی می‌دی

01:14:43.093 --> 01:14:45.052
ما از طایفه‌ی اهیر هستیم

01:14:45.635 --> 01:14:48.218
مریدان لرد کریشنا

01:14:49.052 --> 01:14:52.177
قبل از رفتن به میدون جنگ نامش رو صدا می‌زنیم

01:14:53.385 --> 01:14:55.927
و فریاد می‌کشیم: «زنده باد لرد کریشنا!»

01:14:59.177 --> 01:15:01.302
اگه می‌خوای

01:15:02.635 --> 01:15:05.552
خونِ رام لعل هدر نره

01:15:07.177 --> 01:15:09.510
پس خودت رو جمع و جور کن

01:15:10.510 --> 01:15:13.510
و آماده‌ی رویارویی با دشمن شو

01:15:15.343 --> 01:15:19.635
وقتشه سلاح لرد کریشنا رو به دست بگیریم و وارد کارزار بشیم

01:15:55.593 --> 01:15:59.135
چینی‌ها توی این جنگ از هر جهت برتری داشتن

01:15:59.843 --> 01:16:02.218
هم سلاح داشتن و هم آذوقه

01:16:03.177 --> 01:16:06.468
فقط یک چیز علیه‌شون بود

01:16:07.635 --> 01:16:09.802
عجول بودنِ ژنرال گائو

01:16:10.885 --> 01:16:15.760
اون می‌خواست «رزانگ لا» رو تصرف کنه و به سمت «چوشول» پیش بره

01:16:38.510 --> 01:16:42.468
اونا تصمیم گرفتن با تمام قوا به ما حمله کنن

01:16:43.135 --> 01:16:45.177
زیر پوششِ طوفان

01:16:45.552 --> 01:16:48.510
اون فکر می‌کرد ما هندی‌ها نمی‌فهمیم

01:16:48.760 --> 01:16:50.843
چه بلایی داره سرمون میاد

01:16:58.588 --> 01:17:03.385
جناب، فکر می‌کنید دوباره از اینجا میان؟

01:17:05.802 --> 01:17:07.427
آره، از همین‌جا

01:17:08.802 --> 01:17:10.427
و حمله این بار شدیدتر هم می‌شه

01:17:14.302 --> 01:17:15.385
اما نه به این زودی

01:17:17.635 --> 01:17:18.593
یعنی چی؟

01:17:21.843 --> 01:17:22.802
اونجا رو نگاه کن

01:17:23.927 --> 01:17:26.302
طوفان تا دو ساعت دیگه می‌رسه

01:17:27.510 --> 01:17:29.093
وقتی رسید

01:17:30.177 --> 01:17:31.302
حمله می‌کنن

01:17:32.302 --> 01:17:33.510
توی طوفان؟

01:17:38.635 --> 01:17:39.885
اگه منم بودم همین کار رو می‌کردم

01:17:45.510 --> 01:17:47.010
یه کم استراحت کنید

01:17:47.552 --> 01:17:49.385
هنوز دو ساعت وقت داریم

01:18:00.635 --> 01:18:01.927
پسرتونه، قربان؟

01:18:04.885 --> 01:18:06.593
پسر منم تقریباً همین سن و ساله

01:18:08.593 --> 01:18:11.385
هیچ‌وقت نفهمیدیم بچه‌هامون چقدر زود بزرگ می‌شن

01:18:12.927 --> 01:18:15.010
جناب، من هر وقت فرصت می‌شد می‌رفتم خونه

01:18:15.593 --> 01:18:18.510
آخرین باری که دیدمش خیلی کوچیک بود

01:18:19.046 --> 01:18:20.213
حالا کلی بزرگ شده

01:18:22.885 --> 01:18:24.510
زندگیِ یک سرباز

01:18:27.093 --> 01:18:29.343
ایثار در مرز رو می‌طلبه

01:18:31.135 --> 01:18:33.385
در حالی که خانواده‌ش دارن توی خونه فداکاری می‌کنن

01:18:36.343 --> 01:18:37.052
یه کم استراحت کن

01:18:44.843 --> 01:18:46.427
من کلی ترقه می‌خوام

01:18:46.718 --> 01:18:49.135
آبشار، منور و راکت

01:18:50.093 --> 01:18:52.135
اما تو هنوز خیلی کوچیکی

01:18:52.552 --> 01:18:55.718
اگه راکت تو رو با خودش ببره بالا، کی تو رو برمی‌گردونه؟

01:18:56.718 --> 01:18:58.343
تو! من؟

01:19:00.135 --> 01:19:02.802
باشه. برات ترقه می‌گیرم. حالا اینو بگیر

01:19:03.093 --> 01:19:04.135
باشه

01:19:04.427 --> 01:19:06.718
جناب، سلام

01:19:07.010 --> 01:19:07.968
سلام

01:19:16.885 --> 01:19:18.343
چی شده؟

01:19:18.843 --> 01:19:22.302
یه تلگراف از مقر رسیده، باید امروز برم

01:19:24.718 --> 01:19:26.843
پسرم، چهار روز دیگه دیوالیه

01:19:27.510 --> 01:19:30.510
این تنها جشنیه که پیش ما می‌مونی

01:19:31.718 --> 01:19:34.177
سوگان، بهش بگو بمونه

01:19:38.927 --> 01:19:40.135
بذار بره مادر

01:19:42.177 --> 01:19:45.593
قبل از اینکه پسر، پدر یا همسر باشه

01:19:48.302 --> 01:19:50.010
اون سربازِ این خاکه

01:20:16.802 --> 01:20:21.093
ستایش بر الهه لاکشمی

01:20:22.593 --> 01:20:26.552
ستایش بر الهه لاکشمی

01:20:29.218 --> 01:20:33.093
ستایش بر الهه لاکشمی

01:20:34.593 --> 01:20:38.093
عبادتت می‌کنیم، روز و شب

01:20:38.677 --> 01:20:41.677
عبادتِ مادر، روز و شب

01:20:42.593 --> 01:20:46.135
برهما و ویشنو در نیایش‌اند

01:20:47.218 --> 01:20:50.927
ستایش بر الهه لاکشمی

01:21:01.593 --> 01:21:03.135
سوگان، این چراغ‌ها...؟

01:21:07.510 --> 01:21:10.468
برای من، هر وقت تو اینجا باشی دیوالیه

01:21:29.968 --> 01:21:32.177
سال دیگه یه دیوالی باشکوه می‌گیریم

01:21:32.718 --> 01:21:35.093
و یادت می‌ره که امسال نبودم

01:21:36.343 --> 01:21:37.802
منتظر می‌مونم

01:21:51.718 --> 01:21:53.010
داری چیکار می‌کنی؟

01:21:55.927 --> 01:21:57.677
تو رو با خودم می‌برم

01:22:11.635 --> 01:22:12.968
دیگه باید برم

01:22:43.177 --> 01:22:45.552
زنده باد لرد کریشنا

01:22:45.760 --> 01:22:47.802
زنده باد لرد کریشنا

01:22:53.427 --> 01:22:55.218
تیم تیربار، مستقر بشید

01:22:56.760 --> 01:22:59.010
شکاف رو هدف بگیرید

01:22:59.677 --> 01:23:02.010
باید جلوی عبور دشمن از شکاف رو بگیریم

01:23:02.510 --> 01:23:05.635
همه باید با فاصله‌ی دو دقیقه‌ای شلیک کنن

01:23:06.052 --> 01:23:09.510
مهمات رو هدر ندید

01:23:10.010 --> 01:23:11.760
یک گلوله، یک دشمن

01:23:12.135 --> 01:23:16.302
اگه یه سرباز دشمن از شکاف رد شد، بذارید بره

01:23:16.635 --> 01:23:18.427
یه تیر هم براش هدر ندید

01:23:18.593 --> 01:23:20.635
تیم تفنگدار باهاش حساب و کتاب می‌کنه

01:23:20.760 --> 01:23:22.010
آلفا سه؟

01:23:22.510 --> 01:23:25.718
آلفا سه؟ چشمتون به شکاف باشه. فهمیدید؟

01:23:25.843 --> 01:23:26.718
بله قربان

01:23:26.843 --> 01:23:28.968
جناب، سیگنال رادیویی قطع شده

01:23:29.218 --> 01:23:31.385
شاید روی دسته هشتم جواب بده. برم چک کنم؟

01:23:31.552 --> 01:23:34.593
باشه. به محض اینکه با فرمانده تماس گرفتی، به من خبر بده

01:23:34.885 --> 01:23:35.552
بله قربان. برو

01:23:50.427 --> 01:23:51.760
آتش

01:24:15.010 --> 01:24:19.510
ننه، دو نفر سمت راستت هستن. بزنشون

01:24:26.510 --> 01:24:28.552
یک گلوله، یک دشمن

01:24:50.802 --> 01:24:54.052
قربان! باید خمپاره‌اندازهاشون رو نابود کنیم

01:25:03.093 --> 01:25:05.718
به زودی می‌فتیم توی تیررس‌شون

01:25:08.510 --> 01:25:09.635
جناب

01:25:10.718 --> 01:25:11.385
بله؟

01:25:11.552 --> 01:25:14.093
اون صخره رو اونجا می‌بینی؟

01:25:14.552 --> 01:25:17.927
شاید برف باعث شده پایه‌ی صخره سست بشه

01:25:21.593 --> 01:25:24.677
امتحان کنیم یه نارنجک به سمت هدف پرت کنیم؟ شاید

01:25:25.385 --> 01:25:26.885
ننه! بله قربان؟

01:25:27.052 --> 01:25:29.927
دو نفر رو بردار با دو کیسه نارنجک و دنبال من بیا

01:25:30.552 --> 01:25:32.177
تیربار رو به کار بنداز. بله قربان

01:25:32.427 --> 01:25:33.885
بزن بریم! ننه

01:25:34.385 --> 01:25:36.385
تارا. جیرام. عجله کنید، با من بیاید

01:25:40.552 --> 01:25:42.052
کوندان لعل

01:25:45.510 --> 01:25:46.885
تیربار رو بگیر

01:25:47.010 --> 01:25:48.427
به شلیک ادامه بدید

01:27:41.927 --> 01:27:44.302
نارنجک! بدش به من

01:27:46.052 --> 01:27:46.677
جناب

01:28:06.635 --> 01:28:07.760
بزن بریم

01:28:08.760 --> 01:28:10.010
عجله کن

01:28:24.260 --> 01:28:28.885
تاکتیک‌های سرگرد چینی‌ها رو کلافه کرده بود

01:28:29.218 --> 01:28:33.093
اونا اومده بودن برای ما کمین کنن اما ما براشون کمین کردیم

01:28:34.552 --> 01:28:40.169
شاید دشمن به قدرت افسری که به چالش کشیده بودشون پی برده بود

01:28:51.052 --> 01:28:52.385
اما اونجا

01:28:53.468 --> 01:28:56.968
پیکر ۴۰ سرباز شهیدِ دسته نهم رو پیدا کردیم

01:28:57.927 --> 01:29:01.010
جنگ داشت چهره‌ی مرگبارش رو نشون می‌داد

01:29:01.343 --> 01:29:02.260
قربان

01:29:04.093 --> 01:29:05.218
قربان

01:29:15.968 --> 01:29:18.968
جناب، وقتِ من رسیده

01:29:19.093 --> 01:29:20.177
نه

01:29:20.552 --> 01:29:21.552
می‌شه

01:29:24.093 --> 01:29:25.968
کیف پزشکیم رو بردارید؟

01:29:27.927 --> 01:29:29.843
برای بقیه بهش نیاز پیدا می‌کنید

01:29:31.843 --> 01:29:36.010
قبل از اینکه برم، می‌تونم چیزی بپرسم؟

01:29:36.927 --> 01:29:37.843
آره

01:29:39.510 --> 01:29:44.218
جناب، پدرم به من افتخار می‌کنه؟

01:29:49.093 --> 01:29:53.718
آره دارم پال... تمام کشور بهت افتخار می‌کنه

01:29:57.593 --> 01:29:59.843
جناب، من

01:30:02.302 --> 01:30:03.802
لرد کریشنا

01:30:24.968 --> 01:30:26.843
ننه! بله قربان؟

01:30:27.468 --> 01:30:30.552
هر چی مهمات پیدا می‌کنی بردار

01:30:31.802 --> 01:30:34.510
ما داریم به سمت دسته هشتم می‌ریم. بله قربان

01:30:34.843 --> 01:30:36.010
عجله کنید

01:30:43.302 --> 01:30:47.010
تری آلفا. تری آلفا. تری آلفا. تمام

01:30:51.635 --> 01:30:52.593
به تلاش ادامه بده

01:30:52.843 --> 01:30:54.635
تری آلفا. تری آلفا

01:30:54.927 --> 01:30:56.843
صدای منو می‌شنوی؟

01:31:02.593 --> 01:31:05.177
تری آلفا. اگه صدام رو می‌شنوی پیام بده

01:31:05.760 --> 01:31:07.135
تری آلفا

01:31:45.635 --> 01:31:48.177
قربان، خیلی تلاش کردم

01:31:48.677 --> 01:31:50.010
نمی‌تونم با چوشول تماس بگیرم

01:31:50.176 --> 01:31:52.217
اما با بخش خمپاره‌انداز و دسته هفتم در تماسم

01:31:53.007 --> 01:31:53.924
به تلاش ادامه بده

01:31:54.343 --> 01:31:54.843
قربان

01:31:55.093 --> 01:31:57.385
قربان، منتظر دستور شما هستیم

01:32:08.635 --> 01:32:10.510
دسته هشتم، آماده بشید

01:32:10.968 --> 01:32:13.677
دشمن به‌زودی در تیررس ما قرار می‌گیره

01:32:14.218 --> 01:32:16.010
چاشنی نارنجک‌ها رو فعال کنید

01:32:16.343 --> 01:32:18.177
خط آتش تیربارها رو چک کنید

01:32:18.302 --> 01:32:20.343
مطمئن بشید تمام خشاب‌ها پُر باشن

01:32:20.677 --> 01:32:23.385
یادتون باشه! بذارید دشمن نزدیک‌تر بشه

01:32:23.760 --> 01:32:25.802
یک گلوله، یک دشمن

01:32:26.177 --> 01:32:30.218
دسته نهم ضربه سنگینی به دشمن وارد کرده

01:32:30.510 --> 01:32:33.593
حالا نوبت ماست. آماده باشید

01:32:33.802 --> 01:32:35.218
بله قربان

01:32:35.427 --> 01:32:36.343
بله قربان

01:33:01.677 --> 01:33:03.427
پاینده باد الهه کالی

01:33:12.427 --> 01:33:14.843
رام چاندر! دسته هفتم

01:33:15.343 --> 01:33:16.302
دسته هفتم، قربان

01:33:16.843 --> 01:33:18.343
فرمانده گروهان، قربان

01:33:19.343 --> 01:33:20.427
چارلی ۲. تمام

01:33:20.593 --> 01:33:21.718
چارلی ۲، مفهومه. تمام

01:33:21.968 --> 01:33:25.343
بخش خمپاره‌انداز باید تیربارهای سنگین دشمن رو هدف بگیره

01:33:25.760 --> 01:33:27.510
تمام تیربارهای سنگین‌شون رو منهدم کنید

01:33:27.635 --> 01:33:30.385
به محض اینکه تموم شد، به دسته هشتم ملحق بشید

01:33:30.760 --> 01:33:31.427
تمام

01:33:36.885 --> 01:33:38.385
چارلی ۲ به چارلی ۵. تمام

01:33:38.885 --> 01:33:40.302
چارلی ۵، مفهومه. تمام

01:33:40.427 --> 01:33:42.385
۶ چارلی ۵. هدف شماره

01:33:42.718 --> 01:33:45.010
موضع تیربارهای دشمن. آتش پرحجم

01:33:45.135 --> 01:33:47.552
واحد خمپاره‌انداز! آتش پرحجم

01:34:36.885 --> 01:34:38.593
نمی‌تونم با واحد خمپاره‌انداز تماس بگیرم

01:34:38.885 --> 01:34:41.177
تلاشت رو بکن. دسته هفتم

01:34:41.552 --> 01:34:43.302
دشمن داره به سمت ما پیشروی می‌کنه

01:34:43.552 --> 01:34:45.760
هر گلوله باید به هدف بخوره

01:34:45.885 --> 01:34:48.343
اگه نزدیک‌تر شدن، نارنجک پرتاب کنید

01:34:49.385 --> 01:34:50.427
پناه بگیرید

01:34:50.593 --> 01:34:51.843
برید پایین! برید پایین

01:34:59.385 --> 01:35:01.010
بکشیدش بیرون

01:35:01.218 --> 01:35:02.635
نجاتش بدید

01:35:08.718 --> 01:35:11.385
بکشیدش بیرون، شر سینگ

01:35:13.052 --> 01:35:13.968
جایرام

01:35:14.718 --> 01:35:15.885
جایرام

01:35:16.343 --> 01:35:17.302
جایرام

01:35:55.677 --> 01:35:57.802
پیروز باد مام میهن

01:36:27.010 --> 01:36:28.093
بوپ سینگ

01:36:28.718 --> 01:36:29.968
بایگان! قربان؟

01:36:30.093 --> 01:36:31.052
بایگان، امدادگر

01:36:31.177 --> 01:36:33.260
قوی باش، بوپ سینگ

01:36:34.968 --> 01:36:36.052
عجله کن

01:36:40.218 --> 01:36:41.260
جایرام کجاست؟

01:36:54.635 --> 01:36:56.052
با فرمانده تماسی داری؟

01:36:56.177 --> 01:36:57.052
نه قربان

01:36:57.177 --> 01:36:58.218
به تلاش ادامه بده

01:36:58.343 --> 01:37:01.135
چند تا تیر مونده؟ فقط یک خشاب، قربان

01:37:01.260 --> 01:37:03.802
منم همین‌طور. یک خشاب، قربان

01:37:04.635 --> 01:37:07.052
به تیراندازی ادامه بدید، بعدش نارنجک

01:37:08.343 --> 01:37:10.177
نارنجک‌ها رو بیارید. بله قربان

01:37:13.385 --> 01:37:15.427
تری آلفا، تری آلفا. تمام

01:37:17.510 --> 01:37:19.510
تری آلفا برای تو آلفا. تمام

01:37:38.593 --> 01:37:41.302
تری آلفا. کسی صدام رو می‌شنوه؟ تمام

01:38:45.343 --> 01:38:47.468
دیگه هیچ تیری برامون نمونده بود

01:38:47.802 --> 01:38:50.052
باروت‌ها هم دیگه نم کشیده بودن

01:38:50.885 --> 01:38:52.593
گروهان چارلی! قربان

01:38:52.760 --> 01:38:55.302
سرنیزه‌ها رو ببندید. بله قربان

01:38:55.885 --> 01:38:58.052
فقط بیست نفر از ما باقی مونده بود

01:38:59.135 --> 01:39:02.885
ارتش چین مثل سیل به پیشروی ادامه می‌داد

01:39:03.802 --> 01:39:07.135
اما سیل در برابر مردی مثل "شیتان" هیچ شانسی نداشت

01:39:07.927 --> 01:39:10.052
خاک شما خون می‌طلبه

01:39:10.385 --> 01:39:12.468
اون رو با خون دشمن سیراب کنید

01:39:12.593 --> 01:39:15.052
دشمن رو در شعله‌های آتش محصور کنید

01:39:15.260 --> 01:39:18.302
بهشون نشون بدید! حتی اگه هزار نفر باشن

01:39:18.635 --> 01:39:20.177
برای محافظت از مام میهن

01:39:20.302 --> 01:39:23.135
هر کدوم از پسرهای این سرزمین حریفِ صد نفرن

01:39:23.677 --> 01:39:26.093
یا کریشنا

01:39:26.385 --> 01:39:29.593
یا کریشنا

01:41:24.010 --> 01:41:24.843
هاری رام

01:41:25.802 --> 01:41:26.843
هاری رام

01:43:37.677 --> 01:43:39.635
باد موافق شماست

01:44:09.460 --> 01:44:12.135
قربان، آروم‌تر

01:44:12.552 --> 01:44:13.593
بایگان! قربان

01:44:13.718 --> 01:44:15.260
هر چی مهمات داری بیار

01:44:15.593 --> 01:44:17.510
هوای سرگرد رو داشته باشید! زود باشید

01:44:21.510 --> 01:44:23.052
برای سرگرد پوشش ایجاد کنید

01:44:27.510 --> 01:44:28.968
تیربار رو بیار! بله قربان

01:44:35.052 --> 01:44:36.177
رام چاندر

01:44:37.468 --> 01:44:38.552
محکم ببندش

01:44:47.010 --> 01:44:47.552
قربان

01:44:48.927 --> 01:44:50.177
تیربار رو پُر کن

01:44:53.010 --> 01:44:54.177
هفت‌تیر

01:44:56.218 --> 01:44:59.010
منو ببرید نزدیک تیربار

01:45:00.552 --> 01:45:01.427
آروم، قربان

01:45:26.843 --> 01:45:28.888
قربان

01:45:29.885 --> 01:45:32.177
رام چاندر، نانها، بایگان

01:45:33.135 --> 01:45:35.177
نباید بذارید اسیر بشه

01:45:35.552 --> 01:45:36.635
بلند شید، قربان

01:45:38.177 --> 01:45:41.885
قربان، جنگیدن در کنار شما برای من افتخار بزرگی بود

01:45:44.093 --> 01:45:44.760
ببریدش

01:45:46.218 --> 01:45:48.177
پوشش بدید! دارم پوشش می‌دم

01:45:57.052 --> 01:45:57.843
آروم، قربان

01:46:08.010 --> 01:46:09.760
من می‌جنگم، قربان

01:46:48.760 --> 01:46:51.010
یا کریشنا

01:47:05.200 --> 01:47:07.200
قربان، مراقب باشید

01:47:09.093 --> 01:47:11.093
مواظب باشید، قربان. آروم

01:47:11.427 --> 01:47:12.927
پیشِ سرگرد بمونید

01:47:14.135 --> 01:47:15.218
از اینجا تکون نخورید

01:47:15.843 --> 01:47:17.302
به این آشغال‌ها نشون می‌دیم

01:47:17.718 --> 01:47:19.135
بایگان، بیا بریم

01:47:20.093 --> 01:47:21.218
یا کریشنا

01:47:37.343 --> 01:47:38.635
نه قربان

01:47:38.968 --> 01:47:41.468
نه قربان، نه. چیزی نیست، قربان

01:47:43.177 --> 01:47:44.093
قربان

01:48:37.468 --> 01:48:39.093
بایگان

01:48:55.723 --> 01:48:59.010
بله، نانها

01:48:59.218 --> 01:49:01.177
حالت خوبه؟

01:49:08.177 --> 01:49:11.552
دلم برای خونه تنگ شده، رفیق

01:49:21.468 --> 01:49:22.927
نامه

01:49:26.510 --> 01:49:29.552
خوب می‌شی

01:49:30.802 --> 01:49:33.385
شکلات می‌خوای؟

01:49:38.468 --> 01:49:40.510
بیا، یه شکلات

01:49:42.218 --> 01:49:44.427
بایگان

01:49:47.177 --> 01:49:49.885
بایگان

01:51:21.802 --> 01:51:23.510
سرگرد صاحب

01:51:54.135 --> 01:51:55.468
یا کریشنا

01:52:23.885 --> 01:52:25.635
قربان، بیاید بریم

01:52:25.927 --> 01:52:28.302
نشانه‌گیریت به تمرین احتیاج داره

01:52:29.177 --> 01:52:31.718
اما بیسیم‌چی فوق‌العاده‌ای هستی

01:52:31.843 --> 01:52:33.760
قربان، باید حرکت کنیم

01:52:33.885 --> 01:52:36.552
به من گوش کن، رام چاندر

01:52:37.260 --> 01:52:40.885
یه راهی پیدا کن که خودت رو به چوشول برسونی

01:52:42.218 --> 01:52:43.885
وقتی رسیدی اونجا

01:52:44.510 --> 01:52:45.760
گزارش رو به فرمانده بده

01:52:47.718 --> 01:52:48.885
بهش بگو

01:52:50.635 --> 01:52:52.635
بهش بگو امروز اینجا چی گذشت

01:52:53.177 --> 01:52:54.385
قربان

01:53:02.260 --> 01:53:03.843
این ساعت

01:53:09.927 --> 01:53:12.010
این ساعت و این نامه

01:53:14.010 --> 01:53:15.385
بده‌شون به اون

01:53:16.302 --> 01:53:19.843
نمی‌تونم این کار رو بکنم قربان. تنهاتون نمی‌ذارم

01:53:20.427 --> 01:53:21.968
این یه دستوره، رام چاندر

01:53:22.177 --> 01:53:25.677
من همین‌جا می‌مونم. منو نفرستید اونجا

01:53:25.843 --> 01:53:27.343
آخرین دستور منه

01:53:28.843 --> 01:53:29.468
برو

01:53:31.635 --> 01:53:32.385
برو

01:53:33.302 --> 01:53:34.302
برو دیگه

01:53:44.593 --> 01:53:45.385
بیسیم‌چی

01:53:52.885 --> 01:53:54.593
یا کریشنا

01:54:07.510 --> 01:54:09.343
یا کریشنا

01:54:17.093 --> 01:54:18.135
برو

01:57:17.968 --> 01:57:21.593
هر قدمی که به سمت چوشول برمی‌داشتم، می‌تونست آخرین قدمم باشه

01:57:22.968 --> 01:57:27.010
اون‌وقت شاید این داستان تا ابد زیر برف‌ها دفن می‌موند

01:57:36.177 --> 01:57:39.468
بیش از هزار سرباز چینی کشته شدن

01:57:39.802 --> 01:57:43.802
ژنرال گائو بعد از شنیدن این خبر، شجاعتش رو از دست داد

01:57:44.468 --> 01:57:51.473
او فکر کرد اگه ۱۲۰ سرباز دلیر هندی تونستن گردانش رو نابود کنن

01:57:52.260 --> 01:57:57.843
پس ارتش هند که در چوشول منتظرشونه، چه بلایی سرشون میاره

01:58:18.427 --> 01:58:21.052
کسی نمی‌دونه دیدن اون همه جنازه چه تاثیری روی چینی‌ها گذاشت

01:58:23.510 --> 01:58:24.843
اما یک چیز روشن بود؛

01:58:27.093 --> 01:58:28.760
با اینکه حمله کرده بودن

01:58:30.052 --> 01:58:31.843
اما دیگه جلوتر نیومدن

01:58:41.343 --> 01:58:42.593
حقیقت رو به من بگو

01:58:43.927 --> 01:58:45.218
حرف‌هایی که می‌زنه رو باور می‌کنی؟

01:58:46.177 --> 01:58:48.552
قربان، وقتی طوفان فروکش کرد

01:58:49.760 --> 01:58:52.468
تیم جستجو هیچ نشونه‌ای پیدا نکرد

01:58:52.927 --> 01:58:55.510
که ثابت کنه اونجا جنگی در گرفته

01:58:58.593 --> 01:59:01.427
این هم ممکنه که آثار جنگ

01:59:02.468 --> 01:59:06.218
زیر برف‌های سنگین دفن شده باشن. طوفان وحشتناکی بود

01:59:11.135 --> 01:59:13.427
من دلم می‌خواد این داستان حقیقت داشته باشه

01:59:14.885 --> 01:59:17.677
اما بدون مدرک... چطور؟

01:59:19.843 --> 01:59:20.510
صداش کن بیاد تو

01:59:21.927 --> 01:59:24.260
سرباز رام چاندر یاداو. بیا تو

01:59:32.385 --> 01:59:33.468
درود، قربان

01:59:34.010 --> 01:59:35.468
سرباز رام چاندر یاداو

01:59:36.302 --> 01:59:39.385
وقتی این اظهارات رو می‌نوشتی، از سلامت عقل برخوردار بودی؟

01:59:39.718 --> 01:59:40.760
بله قربان

01:59:41.302 --> 01:59:43.843
ما هیچ مدرکی از جنگ پیدا نکردیم

01:59:44.343 --> 01:59:47.177
و نه هیچ سرباز یا شهیدی از گروهان چارلی

01:59:56.218 --> 01:59:57.885
حالا که این رو می‌دونی

01:59:59.218 --> 02:00:00.927
می‌خوای اظهاراتت رو تغییر بدی؟

02:00:07.177 --> 02:00:09.677
قربان، شما خون اون‌ها رو توی اون خاک پیدا می‌کنید

02:00:12.552 --> 02:00:14.677
خونی که از سینه‌هاشون جاری شده

02:00:16.510 --> 02:00:17.802
نه از پشت‌شون

02:00:27.052 --> 02:00:28.427
سرباز رام چاندر یاداو

02:00:28.968 --> 02:00:31.510
تا زمانی که تحقیقات ارتش کامل بشه

02:00:32.677 --> 02:00:36.468
هر چیزی که به ما گفتی باید بین خودمون بمونه

02:00:37.677 --> 02:00:38.552
متوجه شدی؟

02:00:47.177 --> 02:00:49.385
متوجه شدی؟ بله قربان

02:01:26.677 --> 02:01:28.218
سرگرد از من خواست این رو به شما بدم

02:01:40.177 --> 02:01:41.218
قربان

02:02:02.927 --> 02:02:04.843
سه ماه گذشت

02:02:05.802 --> 02:02:10.218
هنوز هیچ مدرکی نبود که ثابت کنه کسی در اون دره شهید شده

02:02:11.718 --> 02:02:13.552
بعد فصل عوض شد

02:02:14.343 --> 02:02:15.885
و برف‌ها آب شدن

02:02:35.260 --> 02:02:36.468
پدر

02:02:37.468 --> 02:02:38.635
پدر

02:03:04.135 --> 02:03:07.677
فرمانده بودن باعث شده بود فراموش کنم

02:03:09.468 --> 02:03:11.593
که من هم زمانی یک سرباز بودم

02:03:13.218 --> 02:03:16.552
این سربازان دلیر نه تنها چوشول رو نجات دادن

02:03:17.010 --> 02:03:21.177
بلکه مانع از سقوط جامو و کشمیر به دست چینی‌ها شدن

02:03:23.593 --> 02:03:27.135
این نبرد بزرگترین پیروزی ما بوده است

02:03:28.468 --> 02:03:30.718
داستان شجاعت اون‌ها

02:03:31.635 --> 02:03:34.718
باید ورد زبان هر کودک هندی باشه

02:03:36.218 --> 02:03:38.635
فداکاری‌ای که برای وطنشون کردن

02:03:40.718 --> 02:03:44.593
دِین بزرگیه که به گردن ما دارن

02:03:46.843 --> 02:03:49.218
ما هرگز فراموشش نمی‌کنیم

02:03:51.510 --> 02:03:52.802
هرگز

02:04:36.552 --> 02:04:40.218
در لحظات آخر چه کسی همراهش بود؟

02:04:48.010 --> 02:04:49.760
سرباز دلاورش ۱۲۰

02:05:33.468 --> 02:05:34.635
پسر عزیزم

02:05:35.552 --> 02:05:37.427
دارم این نامه رو از مرز برات می‌نویسم

02:05:38.593 --> 02:05:40.802
در حالی که می‌دونم این آخرین نامه‌مه

02:05:43.427 --> 02:05:46.302
اما دلیل مهم‌تری هم برای این کار دارم

02:05:48.968 --> 02:05:50.802
امروز آن ۱۲۰ سربازی که

02:05:51.552 --> 02:05:53.177
در کنار من در مرز ایستاده‌اند

02:05:53.677 --> 02:05:56.177
می‌دانند که این جنگ جان‌شان را خواهد گرفت

02:05:57.552 --> 02:05:58.885
آن‌ها تمام این اختیار را داشتند

02:05:59.968 --> 02:06:01.343
که پست‌های خود را ترک کنند

02:06:02.885 --> 02:06:04.177
اما این کار را نکردند

02:06:05.135 --> 02:06:08.593
آن‌ها آماده بودند تا امروزِ خود را فدای فردای هند کنند

02:06:09.760 --> 02:06:11.760
مثل آن‌ها، امیدوارم تو هم

02:06:12.385 --> 02:06:15.302
همین شعله شجاعت را در قلبت روشن نگه داری

02:06:26.968 --> 02:06:28.927
در زندگی هر کاری که انجام می‌دهی

02:06:29.468 --> 02:06:32.677
نسبت به کشورت شجاع و صادق باش

02:06:41.760 --> 02:06:43.760
چه فردا باشم و چه نباشم

02:06:45.010 --> 02:06:47.218
همیشه در کنار تو خواهم بود

02:06:49.843 --> 02:06:52.718
"پسرم، مراقب هر دو مادرت باش

02:06:54.343 --> 02:06:58.010
یکی همان مادری که این نامه را برایت می‌خواند

02:06:59.427 --> 02:07:01.968
و دیگری سرزمین مادری‌مان

02:07:02.427 --> 02:07:04.343
ما همگی فرزندان او هستیم

02:07:06.760 --> 02:07:08.302
پدرت."

02:07:08.326 --> 02:07:18.326
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ AvaMovie.in ]
